<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2enclosuresfull.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" version="2.0">

<channel>
	<title>زهرا</title>
	
	<link>http://zahra-hb.com</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 16 May 2012 18:01:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/zahrahb" /><feedburner:info uri="zahrahb" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><item>
		<title>رد شدن از خطوط قرمز</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1391/02/crossing-the-red-lines/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1391/02/crossing-the-red-lines/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 May 2012 18:00:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[بحث]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[قاطی پاتی]]></category>
		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11287</guid>
		<description><![CDATA[* حالا که ددلاین پروژه ام سر رسیده هوس وبلاگ نوشتن به سرم زده. باور کنین از آخرین موقعی که تا الان وبلاگ نوشتم، کلی روزا وبگردی میکردم و کلیم موضوع تو ذهنم بود ولی وقتی اومدم پای اینترنت به کلی از ذهنم پریدن. یه چیز دیگه هم هست به اسم اعتماد به نفس انتشار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* حالا که ددلاین پروژه ام سر رسیده هوس وبلاگ نوشتن به سرم زده. باور کنین از آخرین موقعی که تا الان وبلاگ نوشتم، کلی روزا وبگردی میکردم و کلیم موضوع تو ذهنم بود ولی وقتی اومدم پای اینترنت به کلی از ذهنم پریدن. یه چیز دیگه هم هست به اسم اعتماد به نفس انتشار دادن پست. وقتی که دیر به دیر مینویسی، موقع زدن این دگمه استرس میگیری.</p>
<p>* این چیزی که میخوام بگم نمیدونم سانتی مانتال هست یا معمولی. اما میگم. همونقدر که روشهای افسرده شدن آدم زیاده، روش در اومدن از افسردگی هم زیاده. چه افسردگیش موقتی باشه چه دائم. مثلا اینکه یکی ممکنه با کتاب خوندن خودش رو نجات بده، یکی با قرآن خوندن، یکی با راه رفتن و گریه کردن و تخلیه شدن، یکی با مسافرت، یکی پیدا کردن یه دوست جدید ، درددل کردن، درمان دارویی و یکی هم همه یا چند تا از این روشها. اما نکته مهم تو همه افسردگیها اینه که فرد از طرف اطرافیان حمایت بشه، هرچقدر اشتباه خودش بوده باشه، هرچند اخلاقش اون موقع درست نباشه، اما افسردگی طوریه که طرف اختیار اعمالش دست خودش نیست. باید تشویقش کرد بالاخره &#8220;بخواد&#8221; و یکی یا چند تا از روشهای بالا رو انتخاب کنه. تجربه ثابت کرده تا طرف نخواد که از این حال در بیاد نمیشه براش کاری کرد.</p>
<p>* من همش فکر میکنم جای یه درس مهم تو درسهای دوره دبیرستان و دانشگاهمون حس میشه. حالا نمیدونم اسمش باید چی باشه ولی واقعا ما یه عالمه سوال بیجواب داریم که نمیدونیم چطور باید براشون توضیح پیدا کنیم. مجموعه سوالاتی که نسبت به خودمون، سرنوشتمون، دنیای اطرافمون، ارتباط وقایع با هم. شاید به سادگی بشه گفت درس زندگی حتی. مشکل اینجاست که حتی نمیدونیم کجا و چطور باید براشون دنبال جواب باشیم. اینکه یاد نگرفتیم چطور بریم سراغ پیدا کردن جوابها از سوالاشم بدتره. من خودم الان یه معمای زنده ام:دی</p>
<p>* هیچ چیز بهتر از یک محبتی که به شخص حس ارزشمند بودن بده، ممکنه اونو متحول نکنه. حتما دیدین آدمهایی که با شما جنگ بی پایان دارن. منظورم <a href="http://zahra-hb.com/1388/10/heartbroken-old-rival/">این مدل رقابتی هست که اینجا نوشتم</a>. حالا چه توی جمع باشه چه خصوصی، اینجور آدمها همیشه سعی میکنن حال طرف مقابل رو یه جوری بگیرن. ۲ تا از واکنشهایی که من بارها امتحان کردم و جواب داده، یکیش تحقیر متقابله و دیگری محبت خالص. تحقیر متقابل که خوب غیراخلاقیه اما وقتی میبییی شخص همه خط قرمزها رو رد کرده، باید بهش ثابت کرد مزه رفتارش چطوریه. و محبت خالص یعنی اینکه واقعا بفهمی فرد چرا اینقدر اغراق آمیز داره دشمنی میکنه و با تحقیر شدن شما خوشحال میشه. همین که بفهمی و درباره رفع ریشه اش بهش کمک کنی، حتی بهش بفهمونی که &#8220;فهمیدمت&#8221;، کم کم نرم میشه.</p>
<p>* از اینا بگذریم<a href="http://zahra-hb.com/1391/01/only-agree-with-us/"> وضعیت فضای مجازی بازم تو حالت این قرار ثابت گرفته</a>:) گرچه هربار ممکنه سوژه فرق کنه اما کلیت ماجرا اینه: یه تابوشکنی صورت گرفته. عده ای حس میکنن به مقدسات و ارزشهای اونها توهین شدن و عده ای هم به طور ثابت تقبیح میکنن که چرا اصولا شما مقدسات دارید که بهش توهین بشه؟ یا حالا گیرم داشته باشید، چرا حس توهین دارید خب؟ مثل ما باشید، ریلکس و لذت ببرین، گیرم که از بالا تا پائین به ارزشهای شما توهین شده باشه. یعنی بازم توقع میره همه مون موافق اون حرکت باشیم و خوب اگه مخالفیم باید خودمون رو اصلاح کنیم چون رفتارمون &#8220;موافق&#8221; اونا نیست. این الگو رو تو فضای مجازی همیشه توی ذهنتون داشته باشید تا خدای نکرده از چشم جمیع روشنفکران ایران نیفتید. حالا اینبار مخالفت اینطوریه که قاعدتا انتظار میره احساس توهین به مقدسات شدگی نکنید و نکته مهمتر اینکه کلا توهین به مقدسات امری بی معنیه. علت اینکه کالت مقابل اصولا &#8220;مقدساتی&#8221; نداره و معتقده شمام باید اینطوری باشید. اگه نیستید که خوب اشتباه شماست. تمرین کنید باشید! <em>این نسخه ای که عزیزان روشنفکر برای تمامی انواع تابوشکنیها برای شما خواهند پیچید</em>. شمام هیچوقت نخواهید فهمید چرا همیشه این شمائید که باید بخاطر اونا تغییر کنید، کوتاه بیائین و چرا عزیزان یکبار حرکت متقابلی رو شروع نمیکنن که کمی در جایگاه شما باشن؟</p>
<p>* چند روز پیش یه خبر دیدم که در<a href="http://gizmodo.com/5909961/kodak-had-a-secret-weapons+grade-nuclear-reactor-hidden-in-a-basement"> زیرزمین یکی از مجموعه های شرکت کداک در نیویورک یک راکتور هسته ای پیدا شده است</a>، واقعا داشتم با خودم فکر میکردم اگه این موضوع مربوط به ایران میشد، الان نه تنها اون شرکت و کل محصولاتش تحریم شده بودن که هزاران سخنرانی و تهدید علیه ایران داشتیم که ای وای یه جای جدید پیدا شد و دولت به دور از آژانس داره پنهانکاری میکنه و بمب میسازه و یه چند تا قطعنامه سازمان ملل و  آه و ناله اسرائیلیها و آمریکائیها. ولی خوب می بینین که اصولا کسی با این خبر برخورد امنیتی نمیکنه و صرفا چند تا وبلاگ آی تی بهش پرداختن، جایی بولد نشده.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1391/02/mehrnews-agency-s-deleted-picture/">درباره عکس حذف شده خبرگزاری مهر</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1391/01/only-agree-with-us/">آیا موافق بودن نوعی اظهار نظر نیست؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/11/imam-khomeini-reduce-ceremonial/">من یک طلبه ام، تشریفات را کم کنید</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/10/self-ownership-argument/">نقدی بر استدلال مالکیت بر بدن خویش</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/09/humiliating-or-offensive-effect/">کارکرد تحقیر یا توهین</a> </li></ul><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=xI2pv3h95CY:LsbBa5tc5sI:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=xI2pv3h95CY:LsbBa5tc5sI:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=xI2pv3h95CY:LsbBa5tc5sI:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=xI2pv3h95CY:LsbBa5tc5sI:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=xI2pv3h95CY:LsbBa5tc5sI:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1391/02/crossing-the-red-lines/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item><title>Links for 2012-05-14 [del.icio.us]</title><link>http://del.icio.us/zahrahb#2012-05-14</link><pubDate>Tue, 15 May 2012 00:00:00 PDT</pubDate><guid isPermaLink="true">http://del.icio.us/zahrahb#2012-05-14</guid><description>&lt;ul&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://daneshtalab.ir/?p=121"&gt;&amp;#1578;&amp;#1601;&amp;#1575;&amp;#1608;&amp;#1578; &amp;#1607;&amp;#1601;&amp;#1578; &amp;#1576;&amp;#1575; &amp;#1606;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1563; &amp;#1670;&amp;#1607; &amp;#1705;&amp;#1587;&amp;#1740; &amp;#1607;&amp;#1601;&amp;#1578; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1578;&amp;#1593;&amp;#1591;&amp;#1740;&amp;#1604;&amp;#1740; &amp;#1705;&amp;#1588;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1567;&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;
مع الوصف، جیرانی در طرف گیری‌هایش حد نگه نداشت و خودش باعث به مشکل افتادن هفت شد. اما تعطیلی هفت هم که تازه جا افتاده بود به این شکل و شیوه درست نبود و اگر صدا و سیما طاقت مناظره را ندارد بهتر بود که احترام جیرانی را نگه می‌داشت، و اجازه می‌داد که هفت به شرط بعضی تغییرات به کارش ادامه بدهد. اگر جیرانی نمی‌تواند ژست بی‌طرفی داشته باشد ممکن بود با اضافه کردن یک مجری گفتگو‌ها مثلا به گبرلو سپرده شود، یا در تنظیم اخبار و انتخاب مهمان‌ها دقت بیشتری صورت بگیرد. راه‌های زیادی برای اصلاح وجود داشت و اگر خود جیرانی آن‌ها را قبول می‌کرد ممکن بود هفت هم با این چالش یا شایعه تعطیلی و تغییر اساسی مواجه نشود.&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://gizmodo.com/5909961/kodak-had-a-secret-weapons+grade-nuclear-reactor-hidden-in-a-basement"&gt;&amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1586;&amp;#1740;&amp;#1585;&amp;#1586;&amp;#1605;&amp;#1740;&amp;#1606; &amp;#1740;&amp;#1705;&amp;#1740; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1605;&amp;#1580;&amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1593;&amp;#1607; &amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1740; &amp;#1588;&amp;#1585;&amp;#1705;&amp;#1578; &amp;#1705;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1705; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1606;&amp;#1740;&amp;#1608;&amp;#1740;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1705; &amp;#1740;&amp;#1705; &amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1705;&amp;#1578;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1607;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1740; &amp;#1662;&amp;#1740;&amp;#1583;&amp;#1575; &amp;#1588;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://kharchangzadeh.com/?p=6575"&gt;&amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1575; &amp;#1705;&amp;#1608;&amp;#1607;&amp;#1606;: &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1583; &amp;#1593;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1583; &amp;#1587;&amp;#1740;&amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1740; &amp;#1594;&amp;#1585;&amp;#1576; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1740;&amp;#1607; &amp;#1588;&amp;#1585;&amp;#1602;&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;
ساشا بارون کوهن از اینکه نتوانسته است عصبانیت خود را در نمایش فیلم هایش چه در فیلم اخیر و چه در فیلم های پیش از این مانند برات و برونو نسبت به شرق و علی الخصوص اعراب و مسلمانان کنترل کند و این طور در عناد ورزی رو بازی کرده است به خیال من یک ابله دست پاچه است.&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;</description></item><item><title>Links for 2012-05-13 [del.icio.us]</title><link>http://del.icio.us/zahrahb#2012-05-13</link><pubDate>Mon, 14 May 2012 00:00:00 PDT</pubDate><guid isPermaLink="true">http://del.icio.us/zahrahb#2012-05-13</guid><description>&lt;ul&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1599921"&gt;&amp;#1711;&amp;#1586;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1588; &amp;#1578;&amp;#1589;&amp;#1608;&amp;#1740;&amp;#1585;&amp;#1740;/ &amp;#1582;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1585;&amp;#1740; &amp;#1607;&amp;#1575;&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://bamdadi.com/2012/05/11/shahin-najafi-and-masses/"&gt;&amp;#1588;&amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1740;&amp;#1606; &amp;#1606;&amp;#1580;&amp;#1601;&amp;#1740; &amp;#1608; &amp;#1578;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1607;&amp;zwnj;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1740; &amp;#1605;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1605;&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;
بخشهای 2 و 3 و 5، تحلیل خیلی خوبین.
اینو هم بخونید:

http://pardeh.blogspot.de/2010/08/blog-post_13.html&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://portal.anhar.ir/node/154"&gt;&amp;#1576;&amp;#1740;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1588;&amp;#1583;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1582;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1576; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1593;&amp;#1578; &amp;#1605;&amp;#1593;&amp;#1740;&amp;#1606;&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://kosaraneh.com/1391/02/chador-3"&gt;&amp;#1670;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1585;&amp;#1606;&amp;#1711;&amp;#1740; &amp;#1583;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1740; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1576;&amp;#1583;&amp;#1580;&amp;#1581;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1740;&amp;#1616; &amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1586; &amp;#1583;&amp;#1608;&amp;#1575; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1740;&amp;zwnj;&amp;#1705;&amp;#1606;&amp;#1583;&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;
خانم‌های چادریِ ما مشکلی اگر با چادرشان داشته‌اند، با طراحی چادرهای ایرانی و دانشجویی و آستین‌دار حل شده است. فکری به حالِ طرح‌های افراط‌گرایانهٔ [ضدِ]حجابِ دستگاه‌های فرهنگی باید کرد و به این اندیشید که تا وقتی روابطِ دخترانِ ما با خانواده‌شان، روابط همسران ما با یکدیگر، روابط والدین با فرزندان درست نشده است و تا وقتی که مثل نقل و نبات مدهای جدیدِ زائل‌کنندهٔ حیا وارد بازار پوشاک شده یا در داخل تولید می‌شود و راحت‌تر و ارزان‌تر از مدل‌های ساده و معقول در دسترس متقاضیان قرار می‌گیرد، برخوردِ نیروهای انتظامی و دست‌گیری و امضا و تعهد و دوباره آزادی؛ به جایی نمی‌رسد.&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.ziaei2007.blogfa.com/post-309.aspx"&gt;&amp;#1587;&amp;#1603;&amp;#1608;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1610; &amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1610;&amp;#1586;&amp;#1607; &amp;#1580;&amp;#1608; !&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://mesbahyazdi.com/farsi/?../lib/agaed/ch20.htm#p149"&gt;&amp;#1605;&amp;#1601;&amp;#1607;&amp;#1608;&amp;#1605; &amp;#1602;&amp;#1590;&amp;#1575; &amp;#1608; &amp;#1602;&amp;#1583;&amp;#1585;&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;</description></item><item><title>Links for 2012-05-08 [del.icio.us]</title><link>http://del.icio.us/zahrahb#2012-05-08</link><pubDate>Wed, 09 May 2012 00:00:00 PDT</pubDate><guid isPermaLink="true">http://del.icio.us/zahrahb#2012-05-08</guid><description>&lt;ul&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://baharnarenj89.persianblog.ir/post/506"&gt;&amp;#1583;&amp;#1585;&amp;#1583; &amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1608;&amp;#1588;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1740;&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;
"بعضی تجربه ها هستند که نمی‌شود در موردشان نوشت. هر چقدر هم که نویسنده‌ی چیره دستی باشی نمی‌توانی آن را بنویسی. بی‌شک همه‌ی آدم‌ها و همه‌ی اشیا برای خودشان سرنوشتی دارند و سرنوشت درد هم نوشته نشدن است. درد را نمی‌شود نوشت، کلمه و درد انگار از روز اول مسیرشان را از هم جدا کرده باشند و با هم  قرار  گذاشته باشند که تا روز آخر به هم نرسند، مسیرشان از هم جدا افتاده. به گمانم  دردها برای همین هست که همیشه ماندگار مانده‌اند و حتی گذشت روزها و ثانیه‌ها و دقیقه‌ها هم نتوانسته ذره‌ای از اندوه دردهای واقعی بکاهد. کلمه‌ی مقدسی وجود دارد که با نوشتنتش تمامی اندوه‌ها از بین خواهند رفت. بالاخره روزی برگزیده‌ای خواهد آمد و تمام دردها را با کلمه‌ای مقدس خواهد نوشت. مطمئنم".&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;</description></item><item>
		<title>اعتقاد داشتن</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1391/02/believe/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1391/02/believe/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 May 2012 13:12:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[آدمها]]></category>
		<category><![CDATA[اعتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[درددل]]></category>
		<category><![CDATA[دوست]]></category>
		<category><![CDATA[دین]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11275</guid>
		<description><![CDATA[* یکی از بدیهای درس خوندن در دانشگاه دولتی که از منظر عام دانشگاه تاپ نامیده میشه اینه که اغلب همکلاسیهای شما یکسال بعد فارغ التحصیلی دیگه ایران نیستن و هرکدوم تو یه جای عالم پراکنده ان. اونایی که از ایران میرن غالبا سه دسته میشن. یا کلا اعتقاداتشون رو از دست میدن، یا به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* یکی از بدیهای درس خوندن در دانشگاه دولتی که از منظر عام دانشگاه تاپ نامیده میشه اینه که اغلب همکلاسیهای شما یکسال بعد فارغ التحصیلی دیگه ایران نیستن و هرکدوم تو یه جای عالم پراکنده ان. اونایی که از ایران میرن غالبا سه دسته میشن. یا کلا اعتقاداتشون رو از دست میدن، یا به صورت نرم از دست میدن یعنی مثلا طرف هنوز اعتقاد داره که مسلمونه و خدا رو قبول داره ولی به رسوم و سنن مسلمانی پایبند نیست و یه عده قلیلی هم هستن که هنوز اعتقاداتشون رو کامل دارن (ولو با تغییرات اندکی).</p>
<p>* من یه دوستی داشتم که زمانی که ایران بود مادرش رو از دست داد و خوب اون موقع هنوز مذهبی بود و برای خودش اعتقاداتی داشت. وقتی از ایران رفت کلا اعتقاداتش رو از دست داده بود. یعنی چطور بگم اولش تردید داشت و بعدا گفت که طی مطالعاتی که داشته به این نتیجه رسیده که خدا وجود نداره و طبعا بهتره برای آخرتی که وجود نداره، دنیاش رو جهنم نکنه. ما خیلی باهم بحث نمیکردیم. فقط از حال هم خبردار میشدیم.</p>
<p>* پریشب فهمیدم چند روزیه فیس بوک نیست، رفتم دیوارش دیدم، ملت هی تسلیت نوشتن. یه کم که خوندم فهمیدم حدودا ۱۵ روزه که پدرشو از دست داده. از اونجائیکه میدونستم که حتما ایران اومده، زنگ زدم خونه شون که حالشو بپرسم. اصلا تعریفی نداشت و خیلی ناامید و افسرده به نظر میرسید. منم برام تسلیت گفتن خیلی خیلی سخته. اونم تازه تسلیت فوت پدر که دیگه خیلی وحشتناکه، پدری که نقش مادر هم براش داشت.</p>
<p>* یه کم با هم حرف زدیم و گفت که چقدر حالش بده و چقدر دلش میخواد دوباره پدرش رو ببینه. بهش گفته بودن پدرش مریضه و وقتی اومده بود ایران ۲ روز بعد پدرش فوت میکنه. تو این ۲ روز پدرش تو کما بود. و خوب هیچ خداحافظی ای هم باهم نداشتن. آخرین باری که حرف زدن، پدرش مریض نبود و عادی حرف زده بودن، همین براش عقده شده که بتونه دوباره با پدرش حرف بزنه، ت<a href="http://zahra-hb.com/1390/12/make-sure-you-do-not-see-her-again/">صور اینکه دیگه هیچوقت نمیبیندش </a>براش وحشتناکه.</p>
<p>* دل دل کردم، نمیدونستم که بگم یا نه؟ گفتم میدونم که اعتقاد نداری، اما بعدا احتمالا دوباره می بینیش. چطور بگم برای آروم کردنش گفتم و اصلا قصد نداشتم در این مورد بحث کنیم. برگشت گفت میدونی چیه زهرا؟ من وقتی دین داشتم، یعنی اعتقاد داشتم، همیشه یک مرجع برای پناه آوردن داشتم، حتی اگه بهش پناه نمیبردم ولی تحمل مصیبت برام آسونتر بود. وقتی مادرم فوت کرد، هنوز اعتقاد داشتم دنیای پس از مرگی هست و دوباره میبینمش، ولی الان قبولش سختتره برام. گفت اون موقع راحتتر با اون مصیبت کنار اومدم، گفت که تحمل مشکلات زندگی، وقتی که دیندار بودم برام خیلی راحتتر بود. گفت که البته الان نمیتونه براش دلیل عقلانی پیدا کنه ولی مطمئن بود اون موقع راحتتر با زندگی کنار می اومد.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/how-much-close-to-us/">چقدر بهمون نزدیکه...</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/sometimes-words-not-put-all-the-aim/">گاهی اوقات کلمات همه منظور رو نمی رسونن!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/12/make-sure-you-do-not-see-her-again/">وقتی که مطمئن شدی دیگه نمی بینیش</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/12/life-courses/">دوره های زندگی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/09/iran-s-people-2/">از کدام مردم حرف میزنیم؟</a> </li></ul><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=cl37ZAfF0MI:ksGgWAEO3GA:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=cl37ZAfF0MI:ksGgWAEO3GA:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=cl37ZAfF0MI:ksGgWAEO3GA:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=cl37ZAfF0MI:ksGgWAEO3GA:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=cl37ZAfF0MI:ksGgWAEO3GA:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1391/02/believe/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>20</slash:comments>
		</item>
		<item><title>Links for 2012-04-30 [del.icio.us]</title><link>http://del.icio.us/zahrahb#2012-04-30</link><pubDate>Tue, 01 May 2012 00:00:00 PDT</pubDate><guid isPermaLink="true">http://del.icio.us/zahrahb#2012-04-30</guid><description>&lt;ul&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://epicbaz.com/?p=230"&gt;&amp;#1601;&amp;#1608;&amp;#1705;&amp;#1608; &amp;#1548;&amp;#1607;&amp;#1740;&amp;#1570;&amp;#1578;&amp;#1548; &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1608; &amp;#1688;&amp;#1575;&amp;#1662;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1740;&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;
من دوستان زیادی در خارج از کشور دارم که بعضی از اینها به ایران برگشتند که به عنوان مثال از فوکو و یا ادوارد سعید به انقلاب اسلامی رسیده اند و انقلابی شده اند. فوکو میتنواند در خدمت انقلاب اسلامی باشد. سعید میتواند در خدمت انقلاب اسلامی باشد. بوردیو و بودریاردو ژیژیک و مواجه انتقادی به فوکویاما هم میتواند در خدمت انقلاب باشد.  خلاصه اینکه این علوم انسانی غربی میتواند در” لا اله” خدمت زیادی بکند و این یک کوروکیلیم هوشمندانه خاص خود را میطلبد. و این را فراموش نکنیم که دانشجوی امروزی تا متقاعد نشود که غرب غایت نیست نمی تواند به سمت الترناتیو فکر کردن برود.&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://kosaraneh.com/1391/02/the-tongue-of-truth/"&gt;&amp;#1586;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1740; &amp;#1705;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1581;&amp;#1602;&amp;#1740;&amp;#1602;&amp;#1578; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1605;&amp;#1740;&amp;zwnj;&amp;#1588;&amp;#1608;&amp;#1583;&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://7saay.blogfa.com/post-764.aspx"&gt;&amp;#1670;&amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1670;&amp;#1607; &amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1588;&amp;#1583;&amp;#1606; &amp;#1582;&amp;#1608;&amp;#1576; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1567;&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;</description></item><item><title>Links for 2012-04-29 [del.icio.us]</title><link>http://del.icio.us/zahrahb#2012-04-29</link><pubDate>Mon, 30 Apr 2012 00:00:00 PDT</pubDate><guid isPermaLink="true">http://del.icio.us/zahrahb#2012-04-29</guid><description>&lt;ul&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.teribon.org/archives/101382"&gt;&amp;#1605;&amp;#1580;&amp;#1578;&amp;#1576;&amp;#1740; &amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1588;&amp;#1591;&amp;#1604;&amp;#1576; &amp;#1578;&amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1574;&amp;#1607; &amp;#1588;&amp;#1583;&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;
مجتبی دانشطلب امروز (۱۰ اردیبهشت) با حضور در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی پیرعباسی در جلسه دادگاه شرکت و دفاعیات خود را ارائه نمود. قاضی پیرعباسی نیز با توجه به توضیحات و دفاعیات ارائه شده، وی را از تمام اتهامات مبرا دانست و حکم تبرئه‌ی را صادر نمود.&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.tehran118.com/Browse.aspx?type=adv&amp;st=and&amp;p=1&amp;city=%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;k=&amp;pc=-1&amp;o=-1&amp;c=185"&gt;&amp;#1662;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1705;&amp;#1740;&amp;#1606;&amp;#1711;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1740; &amp;#1578;&amp;#1607;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1606;&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;</description></item><item>
		<title>کینه های طولانی مدت/عمق دار</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1391/02/long-term-grudges/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1391/02/long-term-grudges/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Apr 2012 13:54:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزمره]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خشم زهرا]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[کامنت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11268</guid>
		<description><![CDATA[* من اگه یه قدرتی داشتم، منظورم یه قدرت ماورای طبیعت به همه آدمهای روی کره زمین یاد میدادم که کینه های طولانی مدت، ضرری که به خودشون وارد میکنه، به هیچ عنوان به فرد مخاطب وارد نمیکنه. تنها آدمی که من زمانی کینه طولانی مدت بهش داشتم کسی بود که ۶-۷ ماه از حقوقم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* من اگه یه قدرتی داشتم، منظورم یه قدرت ماورای طبیعت به همه آدمهای روی کره زمین یاد میدادم که کینه های طولانی مدت، ضرری که به خودشون وارد میکنه، به هیچ عنوان به فرد مخاطب وارد نمیکنه. تنها آدمی که من زمانی کینه طولانی مدت بهش داشتم کسی بود که ۶-۷ ماه از حقوقم رو خورد، و به جاش سفته داد و وقتی شکایت کردیم همه اموالش رو به اسم همسرش کرده بود و نه من و نه هیچکدوم از همکارامون دستمون به هیچجا نمیرسید. تصور کنین با وجود پروسه طولانی مدت شکایت در ایران، من چند ماه دنبال این آدم بودم ولی خوب دیگه فایده نداشت وقتی از ایران رفته بود.</p>
<p>* مدتها بود که من افسردگی داشتم، تا اینکه با یک دوستم درباره بخشیدن و تغییر و فراموش کردن حرف زدیم و این شد که من تصمیم گرفتم از این آدم بگذرم و وارد مرحله جدیدی از زندگیم بشم. برم سرکار جدید، تجریه جدید و هی توی گذشته نمونم. البته که من نمیتونستم این آدم رو ببخشم. چون زحمت چندماه من هدر رفته بود. ولی میتونستم ازش رد بشم و فراموش کنم. این رد شدنه و در اومدن از اون کینه هه برای خودم خیلی مرحله مهمی بود.</p>
<p>* یک آدمی بود که من چندوقت پیش همینجا و تو فضای مجازی دعوای شدیدی باهاش کردم و اون آدم هم تظاهر کرد که من رو بلاک کرده. در حالیکه خوب من اطمینان داشتم چنین کاری نکرده. از کامنتهایی که برای من میذاشت میدونستم که به خیال خودش داره رد من رو همه جا میگیره. <a href="http://zahra-hb.com/1391/01/laptop-thief/">حتی زمانی که لپتاپ من دزدیده شده بود</a>، خیلیها حتی زمانی که با من دشمنی داشتن، چه تو ایمیل یا جای دیگه به نوعی همذات پنداری کردن، اما من رنج آی پی این آدم رو داشتم باز هم اومد و به خیال خودش طعنه زد، با همون روش ثابت. چندشب پیش با یکی از بچه های فضای مجازی حرف میزدم و اون وسط حرفاش چیزی گفت که من تازه ربط کامنتهای این آدم رو فهمیدم.</p>
<p>* برای من نه اون آدم مهم بود و نه کامنتهاش. ولی عمق کینه ای که این آدم نسبت به من داشت به نظرم واقعا نگران کننده اومد. وقتی رقیب در مخمصه ای می افته، شما هرچقدر بیرحم باشید، اون ته مه های وجدان شما حس دلسوزی داره و لااقل باعث میشه از اونهمه طعنه و کینه دست بردارید ولی وقتی بازم ادامه میدید، یعنی این کینه ریشه دارتر از این حرفاست و شما رو سنگدل یا قصی القلب کرده. سنگدل شدن نسبت به رقیب همونقدر خطرناکه که نسبت به بقیه. لااقل به شما این پتانسیل رو میده که تکرارش کنید و یه جاهایی جرقه دلسوزی قلبتون رو خاموش کنید. این در دراز مدت ضربه ای که به شما میزنه، هیچ چیز نمیتونه بزنه.</p>
<p>* اگه نمیتونین ببخشید، مهم نیست. از اون کینه گذر کنید و فراموش کنین. وقتی که این آدم برای من میذاره، کامنتهای زهرداری که به خیال خودش میذاره، اینهمه که با دقت همه جا منو زیر نظر میگیره، من برای بدترین دشمن حقیقیم هم روی کره زمین نذاشتم. هنوزم برای من سواله دقیقا چه نیرویی، چه پتانسیلی، چه عاملی باعث میشه این آدم اینقدر با بقیه راجع به من حرف بزنه؟ چرا اینقدر خودش رو اذیت میکنه؟ چرا اینقدر وقتش رو هدر میده؟ اینهمه کار مفید در دنیا هست که میتونه انجام بده به جای اینکه عمق کینه اش رو بیاد اینجا و توی کامنتهای من خالی کنه. سر هر مطلبی. <em><strong>باور کنید تمام مطالب این وبلاگ پر از کامنتهای این آدم بود طوری که من رزرو ورد براش گذاشته بودم، یعنی محال بود مطلبی ننویسم و این آدم همون لحظه یا چند ساعت بعد نیاد و طبق همون فرمول ثابت کامنت نذاره. محال بود.</strong></em></p>
<p>* بگذرید بابا جان. بگذرید. حتی نیاز نیست ببخشید. بگذرید و اون موضوع رو فراموش کنین و بشینید ببینید چطور باید زندگی کنید که برای آدمهایی که براتون مهمه، بهتر به نظر بیایید. ما اینقدر در زندگی وقت نداریم که برای دشمنانمون کاری کنیم، کسی که ازش متنفرید چه ارزشی برای وقت گذاشتن داره؟ نمیفهمم&#8230;</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/death-in-virtual-world/">مرگ در دنیای مجازی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/07/distance-between-slogan-to-act/">درباره اینکه فاصله عمل تا شعار چقدر هست؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/01/predictable-people/">آدم های قابل پیش بینی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/07/future-memories-internet/">خاطرات دنیای مجازی در آینده</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/11/after-a-while-a-mixed-post/">بعد از مدتها یک پست قاطی پاتی!</a> </li></ul><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=XqpyFLmsW9Y:h6PwGoDSow0:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=XqpyFLmsW9Y:h6PwGoDSow0:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=XqpyFLmsW9Y:h6PwGoDSow0:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=XqpyFLmsW9Y:h6PwGoDSow0:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=XqpyFLmsW9Y:h6PwGoDSow0:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1391/02/long-term-grudges/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>درباره عکس حذف شده خبرگزاری مهر</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1391/02/mehrnews-agency-s-deleted-picture/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1391/02/mehrnews-agency-s-deleted-picture/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Apr 2012 12:46:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[بحث]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[دین]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[ظاهر]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11255</guid>
		<description><![CDATA[* چند روز پیش داشتم از یکی از میدانهای تهران رد میشدم. میدان یکجایی که بالای شهر مینامیم قرار گرفته بود. من خیلی تشنه ام بود و دنبال جای پارک بودم که ماشین رو بذارم که برم آب معدنی خنک بخرم که دیدم دست مردم از این لیوانهای یکبار مصرف آب طالبی خنک هست. طبعا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* چند روز پیش داشتم از یکی از میدانهای تهران رد میشدم. میدان یکجایی که بالای شهر مینامیم قرار گرفته بود. من خیلی تشنه ام بود و دنبال جای پارک بودم که ماشین رو بذارم که برم آب معدنی خنک بخرم که دیدم دست مردم از این لیوانهای یکبار مصرف آب طالبی خنک هست. طبعا وقتی اون تعداد مردم دستشون هست، آدم حدس میزنه که یکی نذری چیزی داده. پیاده که شدم دیدم نذری نیست. سمت راست میدون یه چادر (حالا شایدم پارچه) مشکی زدن و توش دارن قرآن و نوحه پخش میکنن و چند نفر آقا و خانم با ظاهر مذهبی اونجا نشستن و آب طالبی هم مقرش اونجا بود.</p>
<p>* من دیدم اکثرا اینطوریه که مثلا دوست دختر، پسرها در حالیکه دست همو گرفتن و با همون ظاهر قرتیانه وارد چادره میشن و آب طالبیه رو میگیرن و بیرون میان. اولش گفتم خدایا میدونم ماه محرم که نیست، شهادت کدوم امام هست که اینقدر مراسم گرفتن؟ آب طالبی رو که گرفتم یواشکی از خانمی که اونجا بود پرسیدم و اونم خیلی با مهربونی انگار که میخواد به من اموزش بده برگشت گفت: دخترم فاطمیه هست، شهادت حضرت زهرا. راستش من اصلا یادم نمی اومد که قبلا در تهران (یا شهر دیگه ای) اینقدر عزاداری برای فاطمیه دیده باشم.</p>
<p>* داشتم میگفتم که وقتی خانمه برام تعریف میکرد وسط حرفش گفتم اوکی اوکی و یادم اومد تو فرندفید قبلا سرش دعوا بود و یه سری میگفتن باید زودتر عزاداری رو شروع کنیم و این حرفا. منظورم این بود که میدونستم خانمه میخواد چی بگه (ولی اون شاید فکر کرد منم خبر ندارم حالا بر اساس هر فاکتوری در ظاهر یا شایدم سوالم). اصلا اینها رو برای چی تعریف کردم؟ بخاطر <a href="www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1585537">این عکس مهر</a> که حذف شد و من راستش بخاطر دلایلی که دارم با حذفش مخالف بودم.</p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/04/786413_orig.jpg" alt="مهر" width="359" height="239" /></p>
<p>* ما هیچوقت ایام فاطمیه رو نمیتونیم مثل محرم برگزار کنیم، چون اولا محرم یک ماه هست و خیلی از مردم از قبل درباره اش خبر دارن و آماده میشن در ثانی اغلب مردم ایران حالا از هر قشری و طیفی برای این ماه احترام قائلن ولی در مورد فاطمیه هیچوقت نمیتونه اونطوری بشه. ثانیا فاطمیه تا جایی که من میدونم حدود یک هفته هست و این یک هفته یه جورایی بسته به ماه قمری متحرک هست و جای ثابتی توی تقویم نداره. یعنی خیلی ها ازش خبر ندارن و براش آماده نمیشن، مثل خود من که تازه ادعا دارم مذهبی هم هستم.</p>
<p>* ثالثا و مهمتر: ما کشوری هستیم که واقعا از نظر قومیت و مذهب و سلایق متفاوت هستیم. منظورم اینه که برای این دخترهایی که تو این عکس هستن و یه جورایی بولد شدن چند حالت میشه متصور بود. ممکنه یکی باشن مثل من که خیلی خبردار نشدن که اصلا عزاداری ای چیزی هست و شاید فکر کردن مراسم ختم یکی هست یا اینکه نه اصلا خبر دارن ولی عزادار نشدن و یا نخواستن بشن. هیچ کدوم از اینها واقعیت اغراق آمیزی از فضای کشور نیست و هردوتاش به نظر من یه واقعیت ساده هستن. مگه ما چقدر معرفی از الگوهای دینی مون داریم و چقدر تونستیم برای جوان امروز بازنماییش کنیم که اونها رو بشناسه و برای تولد و شهادتشون احترام قائل باشه؟ واقعا صدا و سیما و نهادهای فرهنگی ما چقدر در مورد این ایام اطلاع رسانی کردن؟</p>
<p>* رابعا، فرضا همه اینها به کنار، آیا با حذف این عکس این واقعیت از جامعه محو میشه؟ یا صرفا برای یک کسانی محو میشه؟ تو این عکس یک سری دارن عزاداری میکنن و ۲ نفر بدون توجه به عزاداری (حالا عمدی یا غیرعمدی) دارن بحث میکنن، واقعیتی که ممکنه در ماه محرم کمتر در جامعه ببینیم اما برای ایام فاطمیه یا اصلا ایام شهادت/وفات بقیه امامان به نظر یک عکس کاملا معمولی هست و من به شخصه روی دلایل حساسیتی افرادی که موافق حذف این عکس بودن، قانع نشدم.</p>
<p>* خامسا، ما واقعا تنبلیم. اگه همین ۲ تا خانم با همین ظاهر، در حالیکه تو فکر بودن یا اشک میریختن، شاید جز عکسهایی بود که ما بعنوان تاثیرگذاری ایام زیاد تو شبکه ها پخش میکردیم، ولی الان فکر میکنیم باید حذف بشه. چرا؟ چون ما الگوها رو درست معرفی نکردیم. ما درست اطلاعرسانی نکردیم. ما در زمینه آموزش دینی مون تنبل هستیم و در عین تنبلی میخوایم همه جنبه داشتن باشن و مثل ما فکر کن و با دلایل ما قانع بشن که مثل ما رفتار کنن، خوب این اتفاق اینطوری نمی افته. این آدم در معرض محتوای مخالف زیادی هست و شما برای اینکه روش تاثیر بذاری عمل کمتری انجام دادی. نباید چنین انتظاری ازش داشته باشی. صرف زندگی کردن در یک جامعه اسلامی، از فرد یک دیندار نمیسازه.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/10/there-is-no-compulsory-in-religion/">لا اکراه فی الدین</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1386/04/why-we-scorn-chadori-girls/">چرا اکثرا چادریها رو تحقیر می کنند؟!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/09/iran-s-people-2/">از کدام مردم حرف میزنیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/04/contradictory-behavior-of-the-media-national-media/">رفتار متناقض رسانه ها/رسانه ملی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/03/election-and-bihijab-women-uses/">اهمیت دافها و بی حجابها برای تبلیغات انتخاباتی</a> </li></ul><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=edKwuhVeW-A:fMjKP3jhNgI:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=edKwuhVeW-A:fMjKP3jhNgI:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=edKwuhVeW-A:fMjKP3jhNgI:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=edKwuhVeW-A:fMjKP3jhNgI:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=edKwuhVeW-A:fMjKP3jhNgI:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1391/02/mehrnews-agency-s-deleted-picture/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item><title>Links for 2012-04-27 [del.icio.us]</title><link>http://del.icio.us/zahrahb#2012-04-27</link><pubDate>Sat, 28 Apr 2012 00:00:00 PDT</pubDate><guid isPermaLink="true">http://del.icio.us/zahrahb#2012-04-27</guid><description>&lt;ul&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://4divari-mani2.blogspot.com/2012/04/blog-post_25.html"&gt;&amp;#1492;&amp;#1493; &amp;#1504;&amp;#1508;&amp;#1500;&amp;#1488; !&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;
در مسابقات داخلی تیم‌های فوتبال ایران، تیم پاکستان برنده شد! این خیلی عجیب به نظر می‌رسد؟ آرش آبادپور این ناممکن را ممکن کرده است. به صلاح‌دید آرش در بخش مسابقه دویچه‌وله بهترین کمپین وب فارسی، یک کمپین اسرائیلی به زبان انگلیسی توصیه شده است.
در بخش بهترین کمپین فعالان اجتماعی در اقدامی بی‌سابقه، یک کمپین انگلیسی‌زبان از سوی بخش فارسی به مرحله نهایی راه یافت.&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;</description></item><item><title>Links for 2012-04-25 [del.icio.us]</title><link>http://del.icio.us/zahrahb#2012-04-25</link><pubDate>Thu, 26 Apr 2012 00:00:00 PDT</pubDate><guid isPermaLink="true">http://del.icio.us/zahrahb#2012-04-25</guid><description>&lt;ul&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://adadpay.com/2012/04/26/ir655/"&gt;&amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1740;&amp;#1582; &amp;#1608; &amp;#1588;&amp;#1575;&amp;#1740;&amp;#1593;&amp;#1607;: &amp;#1662;&amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1576;&amp;#1740; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1586;&amp;#1711;&amp;#1588;&amp;#1578;&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;
اول. اگر هواپیمای نظامی اف -14 در حال پرواز در سایه هواپیمای ایرباس بوده است و برای حمله باید در حالت شیرجه قرار می داشته است، اما هیچ دستگاهی نه در عرشه یو اس اس وینسنس و نه در یو اس اس اسلایدز یک هواپیما در حال شیرجه را نشان نمی دهد.

دوم. اگر این هواپیما در سایه ایرباس وجود داشته است، بعد از سقوط ایرباس باید بر صفحه رادار هر دو کشتی ظاهر می شد، هیچکدام از این کشتیها هواپیمای اف-14 را ثبت نکرده اند.

سوم. در طول جنگ تحمیلی نیروی هوایی ایران از هواپیماهای اف – 14 بعنوان شکاری  رهگیر استفاده می کرد. این هواپیماها برای حمله به اهداف سطحی مورد استفاده قرار نمی گرفتند. اف-14 های موجود در پایگاههای ششم و نهم شکاری، بوشهر و بندرعباس، برای دفاع از نفتکشهای ایرانی و مقابله با حملات هوایی علیه آنها به پرواز درآورده می شدند.  پشتیبانی هوایی از نیروی دریایی بعهده گردانهای فانتوم  اف-4 بود (مانند عملیات مروارید و با استفاده از موشک ماوریک) و نه اف-14. مطابق نامه  ناخدا دوم کارلسون به  نشریه نیروی دریایی آمریکایی  در سپتامبر 1989 فرماندهان آمریکایی مستقر در منطقه از این واقعیت مطلع بوده اند که هوا&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://zananpress.com/archives/8874"&gt;&amp;#1578;&amp;#1581;&amp;#1585;&amp;#1740;&amp;#1601;&amp;#1575;&amp;#1578; &amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1740;&amp;#1582;&amp;#1740; &amp;#1586;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1711;&amp;#1740; &amp;#1581;&amp;#1590;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1601;&amp;#1575;&amp;#1591;&amp;#1605;&amp;#1607;(&amp;#1587;) &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1608;&amp;#1740;&amp;#1705;&amp;#1740;&amp;zwnj;&amp;#1662;&amp;#1583;&amp;#1740;&amp;#1575;&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;</description></item><item>
		<title>آدم منقبض فشرده</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1391/01/contracted-human/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1391/01/contracted-human/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Apr 2012 13:10:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزمره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[درددل]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11249</guid>
		<description><![CDATA[* اون روزی که بارون شدید بارید؟ من بیرون بودم. خیابون رو آب گرفته بود. اکثر مردم داشتن ۲ طرف خیابون از روی جدول رد میشدن، بعضیام براشون مهم نبود از بین آبی که تا زانو بود در حال عبور بودن. اونطرف جدول یه جوی کوچک بود، میخواستم تصمیم بگیرم از روی جدول رد بشم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* اون روزی که بارون شدید بارید؟ من بیرون بودم. خیابون رو آب گرفته بود. اکثر مردم داشتن ۲ طرف خیابون از روی جدول رد میشدن، بعضیام براشون مهم نبود از بین آبی که تا زانو بود در حال عبور بودن. اونطرف جدول یه جوی کوچک بود، میخواستم تصمیم بگیرم از روی جدول رد بشم یا نه؟ خوب ریسک بود ممکن بود بیفتم. یه دختری داشت با دوستاش از اون طرف می اومدن. دختره هنوز یه متر از روی جدول رد نشده بود که افتاد توی جوب، دختره به جای هر نوع ناراحتی یا چیزی بلند زد زیر خنده و حتی دوستاش آب بیشتری روی سرش میریختن، اونم متقابلا همینکارو میکرد.</p>
<p>* برای آدمی تو حس و حال من، رد شدن از روی اون جدول و افتادن استرس شدید داشت، تو بگو فوبیا حتی. ولی میدیدم که اون دختر و دوست دیگه اش که افتادن چقدر راحت با قضیه برخورد کردن. من دچار استرس بیش از حد در مورد مسائل پیش پا افتاده شدم. نه که آدم سوسولی باشم یا تو زندگیم با خطرات کمی مواجه شده باشم نه، یه سری چیزهاست هست که وقتی پشت سرهم پیش بیاد، آدم اعتماد به نفسش رو از دست میده و مستاصل و آسیب پذیر میشه.</p>
<p>* دیگه چی؟ منقبض شدن&#8230; اون روز فکر میکردم مردم چقدر زندگی رو آسون میگیرن و من چقدر آدم منقبض و فشرده ای هستم. موقعیتی که یکی دیگه خودش رو رها میکنه و لذت میبره، برای من تبدیل به کابوسی هرچند کوچک میشه و ته قلبم هری میریزه پائین و دیگه نمیتونم خودم باشم. کسی هستم که به خودم حق نمیدم اشتباه کنم. به سادگی به این آدمهای آسان گیر حسادت میکنم&#8230;</p>
<p>* من همیشه انگار یک چاردیواری یا یک حساب برای خودم درست کردم و تو اون محدوده حرکت میکنم. انگار خودم رو محق برای هیچ اشتباهی نمیدونم. اینکه دیگران از من چه قضاوتی دارن که، اوه خفه ام کرده. انگار همیشه باید یک چیز بی نقص به نظر برسی، یک آدم کامل، یک خانم متشخص. و خوب این چه کاریه؟ چه کار مضحکیه؟ چه تلاش رقت باریه.</p>
<p>* نه تنها ذوب شدن در دیگری آدم رو از خودش جدا میکنه، که ذوب شدن بیش از حد در خود و تلاش برای کامل به نظر رسیدن هم همین کارکرد رو داره. هرچقدر اون اولی باعث غرور کاذب میشه، این دومی باعث استرس کاذب میشه و کم کم تو رو از آدمی که خودت هستی (حالا با هر نقیصه ای که داری و شاید بقیه درکت کنن) دور میکنه. آدم نباید خودش رو منقبض کنه، گاهی اوقات لازمه خودت رو رها کنی و با جریان زندگی همراه بشی و بذاری هر اتفاقی که میخواد بیفته، هر بلایی که میخواد سرت بیاد. خوب بیاد. زندگی همینه. پیش بینی بیش از حد و تلاش برای پیشگیری بیش از حد قاعدتا باید اسم یک بیماری ای چیزی باشه. من نمیتونم اینجوری باشم، حیف&#8230;</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1386/08/deficiency-of-undo-button-2/">زندگی دگمه Undo رو کم داره</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/10/care-practice/">تمرین مراقبت</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/06/false-positive/">آدمها هم گاهی اوقات آنتی ویروس می شوند!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/08/the-seven-habits-of-highly-effective-people/">هفت عادت مردمان موثر</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/07/such-a-perso/">اینطور آدمیم من! :)</a> </li></ul><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=OZ6MOA9xk58:xKKjA4bJvdI:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=OZ6MOA9xk58:xKKjA4bJvdI:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=OZ6MOA9xk58:xKKjA4bJvdI:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=OZ6MOA9xk58:xKKjA4bJvdI:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=OZ6MOA9xk58:xKKjA4bJvdI:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1391/01/contracted-human/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دزدی که دیده ولی شناخته نشد</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1391/01/laptop-thief/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1391/01/laptop-thief/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 17 Apr 2012 12:52:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزمره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[عید]]></category>
		<category><![CDATA[لپتاپ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11231</guid>
		<description><![CDATA[* توی عید ۲ بار از ماشین من سرقت شد. یه بار اون اوایل بود که شیشه ها رو شکسته بودن که داشبرد رو خالی کنن ولی توش چیز خاصی نبود، یه بار دیگه هم داشتم از خونه برادرم میرفتم خونه خودمون، لپتاپ من و برادرم  تو صندوق عقب بود که اینبار در ماشین رو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* توی عید ۲ بار از ماشین من سرقت شد. یه بار اون اوایل بود که شیشه ها رو شکسته بودن که داشبرد رو خالی کنن ولی توش چیز خاصی نبود، یه بار دیگه هم داشتم از خونه برادرم میرفتم خونه خودمون، لپتاپ من و برادرم  تو صندوق عقب بود که اینبار در ماشین رو باز کرده بودن. جلوی یکی از شعبات بانک ملی که باز بود.</p>
<p>* حالا از مراحل شکایت و گزارش و حجم التماسهای ما از نیروی انتظامی و رییس بانک برای دیدن فیلمی که دوربین مدار بسته بانک از جلوی بانک ضبط کرده بود تو این تعطیلی عیدی و اینا بماند خلاصه اش این شد که فیلم رو دیدیم. دزده آدمی بود حدود ۳۰ سال. لاغر و قد بلند که وقتی وارد ۲۰۶ شد من هی فکر میکردم چطور راحت توش نشسته. صندوق عقب ۲۰۶ هم که براحتی از داخل قابل دسترسیه. دزده اصلا زیاد اطراف رو نپائید. طوری تظاهر کرد که انگار ماشینش رو خط انداخته باشن خم شد که ببینه بعد با یک میله باریک که بین ۱۰ تا ۲۰ سانت بود در ماشین رو باز کرد و بازم یه نگاهی به دور و بر انداخت و رفت تو. نهایتا ۳ دقیقه هم توی ماشین بود (شاید کمتر یا بیشتر) و لپتاپها رو برداشت و رفت ولی خوب نه ما میشناختیم، نه پلیس نه کسی دیگه.</p>
<p>* اما یک حس عجیبی هست وقتی میبینی طرف چطوری چیزی که متعلق به تو هست رو برمیداره. آدم تو حالت عادی دزدها رو نمی بینه و راحته، اما وقتی میبینی حسهایی شبیه، تعجب، تاسف، حرص خوردن، باور نکردن و &#8230;و سراغت میاد. من خیلی امید داشتم که اگه فیلم رو ببینیم سارق رو بشناسیم ولی خوب اونم نقش بر آب شد.</p>
<p>* لپتاپه توش چیز مهمی نبود. همه دیتاهاش تروکرپت شده بود. دلم برای لپتاپم خیلی سوخت ولی خوب برای ۹۹ درصد داده هایی که دزدیده شد نمیسوزه. فقط یک درصد آخ از اون یک درصد. یه فولدری بود که دفترچه خاطرات من از ۳ سال پیش تا الان بود، بدون هیچ سانسوری از زندگیم یا ترس از اینکه کسی غیر از خودم بخوندشون. آخ&#8230; من هرچقدر برای این خاطراتی که دیگه نمی بینمشون که هرزچندگاهی دوباره بخونمشون که حرص بخورم، بخندم، تعجب کنم، گریه کنم، نقاط ضعف و قوت خودم رو بسنجم، بسوزم کمه. فکر کنم تا آخر زندگیم بسوزم. دیگه امیدی ندارم که پیدا بشه چون یکی دیگه خریدم&#8230;</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/01/eyd-memories/">نازک دلی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/02/where-are-you-girls/">کجائید دخترا؟! </a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/01/hopelessness-writings/">نوشته هایی از سر ناامیدی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1387/07/about-an-old-phobia/">درباره یک ترس قدیمی...</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1387/07/happy-fetr/">عیدتون مبارک :-)</a> </li></ul><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=63DIvZtxa0U:ojLly-znBu4:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=63DIvZtxa0U:ojLly-znBu4:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=63DIvZtxa0U:ojLly-znBu4:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=63DIvZtxa0U:ojLly-znBu4:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=63DIvZtxa0U:ojLly-znBu4:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1391/01/laptop-thief/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آیا موافق بودن نوعی اظهار نظر نیست؟</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1391/01/only-agree-with-us/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1391/01/only-agree-with-us/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Apr 2012 15:31:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[روشنفکری]]></category>
		<category><![CDATA[شعار]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>
		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11064</guid>
		<description><![CDATA[* یه چیزی قبلا توی وبلاگم نوشته بودم درباره اینکه گول موافقین اینترنتی رو نخورید. یادمه اون موقع بخاطر کامنتهای این پست گلشیفته نوشته بودمش. منتها چون از موضوع گذشته بود پستش هم نکردم. حالا هم بخاطر این دارم درباره اش مینوسم که حتما میدونین که کمپینی با عنوان دوستی مردم ایران و اسرائیل! تو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* یه چیزی قبلا توی وبلاگم نوشته بودم درباره اینکه گول موافقین اینترنتی رو نخورید. یادمه اون موقع بخاطر <a href="http://zahra-hb.com/1390/10/self-ownership-argument/">کامنتهای این پست گلشیفته </a>نوشته بودمش. منتها چون از موضوع گذشته بود پستش هم نکردم. حالا هم بخاطر این دارم درباره اش مینوسم که حتما میدونین که کمپینی با عنوان دوستی مردم ایران و اسرائیل! تو فیس بوک اومده و یه سری روشنفکران ایرانی دارن باهاش موافقت میکنن و تشویق میکنن که بهش بپیوندیم. روزی که من رفتم دیوار این کمپین رو ببینم که چه خبره <a href="http://hamseh.ir/1391/01/06/%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7/">این پست این وبلاگ</a> روی دیوار این کمپین بود. من راستش خیلی تعجب کردم. اولش فکر کردم ادمین داره نظرات مخالف رو هم میذاره، بعد دیدم از اکانت نویسنده پست هست. یه چند ساعتی فکر کنم این پست روی دیوار بود و کم کم لحن دوستان داشت از حالت روشنفکری به فحاشی میگرائید که پست از دیوار حذف شد. گویا حتی کمپین دوستی هم همه مردم ایران رو در برنمیگیره و فقط مردمی از ایران رو در نظر میگیره که موافقن و اسرائیل رو دوست دارن!</p>
<p>* از ادمین این صفحه که نمیشه انتظار داشت فکر منافع اسرائیل نباشه و اون پست رو حذف نکنه، من روی صحبتم با ایرانیهایی هست که زیر اون فید یا تو فیدای خودشون بدون اینکه دلیلی بیارن که کجای اون پست (یا پستهای مشابه) ایراد داره، از چنین اظهار نظرهایی ابراز تاسف کرده بودن. اینم بگم من با برچسبهایی که تو پست هست مشکل دارم (شخصا ترجیح میدم این برچسبها رو اینقدر راحت خرج نکنم) ولی: تو اینترنت ۹۹ درصد مواقع وقتی طرف میگه تو چرا داری درباره این موضوع نظر میدی یا حق قضاوت/انتقاد نداری، منظورش اینه که چون با این موضوع مخالفی، حق نداری بیانش کنی وگرنه خود گوینده بارها درباره اون موضوع به انحاء مختلف حرف میزنه و مصره که همه مون ببینیم که چقدر موافقه.</p>
<p>* زمانی از استدلال به شما چه مربوطه یا این روش خودشه یا تاسف از نوشته تون استفاده میشه که با جریان مد نظر اونها موافق نیستید، اگه شما موافق باشید حق دارید اظهار نظر کنید و اونها هم بخوبی بازتاب میدن و اگه مخالف باشید خیر. بر همین مبنا به منتقد گفته میشه در فلان موضوع تو نباید دخالت کنی و چون من موافقم اینقدری هم حق دارم که به تو بگم مخالفت نکن. جالب اینجاست که خود همین موافقین در جایی که منفعت ایجاب میکنه چنان با موضوعی مخالفت میکنن و بایکوت و یا دیوسازیش میکنن که روی حضرت هیتلر سفید میشه. نظر موافق و بحث کردن درباره علت موافقت هم نوعی نظر دادن و دخالت در اون موضوع هست که تو خودت رو مجاز میدونی.</p>
<p>* شما موافق دوستی ایران و اسرائیل در شرایطی هستی که غزه چند ساله که تحت محاصره هست و مردم تحت همون رژیم مزبور نمیبیننش و طی این مدت به کسانی چون ایهود باراک و نتانیاهو هم رای دادن، چپ و راست ایران رو تهدید به جنگ حتی اتمی میکنن، دانشمندان کشور ما رو میکشن، الان تحت تحریمهای شدید اقتصادی توسطشون هستیم، هیچ اقدام عملی برای رفع اینها هم نمیکنن، اگه اینا رو نمیخوای ببینی، اشکالی نداره، این وسط چرا حق نمیدی کسی بخواد ببینه و نظر تو رو قبول نداشته باشه و بخواد که بقیه هم نظرشو ببینن؟ با این دیده شدنه چه مشکلی داری؟</p>
<p>* به همین ترتیب تو خیلی موضوعات دیگه، شخص/اشخاصی که بای دیفالت موافق هستن و ما از قبل هم میدونیم چنین خواهد بود، خودشون رو مالک این فضا میدونن و چنان پای مطالب موافق به به و چه چه و مخالفین رو به حاشیه میکشونن اونم با ژستهای خود در جایگاه حق بین و قاضی القضات که هی برای آدم سوال پیش میاد که خوب اگه موضوع اینقدر شخصیه، پس تو چرا داری دخالت میکنی؟  و اگه نیست من چرا مخالفت نکنم؟ چه چیزی تعیین میکنه که موضوعی &#8220;قابل مداخله&#8221; فقط توسط موافقین باشه؟ چرا فکر میکنین فقط نظر موافق شما رو باید بقیه ببینن؟! آیا حاضرید تمرینهای آزادی بیانی که ازش دم میزنید، شامل حال ارزشهای مخالفینتون هم بشه؟</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/07/violence-class-subordinate-people-categorize/">خشونت، طبقه فرودست، طبقه بندی جان آدمها</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/05/social-network-charges/">اتهام به شبکه های اجتماعی!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/10/self-ownership-argument/">نقدی بر استدلال مالکیت بر بدن خویش</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/08/slices-of-people-s-life-2/">برشی از زندگی آدمها، یا ما چطور بی تفاوت میشیم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1390/01/human-rights-tavana/">جایزه ویژه در زمینه حقوق بشر! </a> </li></ul><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=tKHNzWrBLmw:JidPBcZ1FL0:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=tKHNzWrBLmw:JidPBcZ1FL0:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=tKHNzWrBLmw:JidPBcZ1FL0:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=tKHNzWrBLmw:JidPBcZ1FL0:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=tKHNzWrBLmw:JidPBcZ1FL0:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1391/01/only-agree-with-us/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هدفی که با تندروی نقض می شود</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1391/01/about-filtering/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1391/01/about-filtering/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Apr 2012 12:25:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[سانسور]]></category>
		<category><![CDATA[فیلترینگ]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11176</guid>
		<description><![CDATA[* آدمی که به تعطیلات بره و چند روز اینترنت داشته باشه کم کم با دنیای مجازی بیگانه میشه، یعنی سرعت وقایع، خبرها و تغییرات فیدها واقعا به قدری هست که آدم با اینجا غریبه بشه که البته این غریبه شدن با اینترنت اصلا چیز بدی نیست مخصوصا اینکه سری به روستاها و شهرهای کوچک [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* آدمی که به تعطیلات بره و چند روز اینترنت داشته باشه کم کم با دنیای مجازی بیگانه میشه، یعنی سرعت وقایع، خبرها و تغییرات فیدها واقعا به قدری هست که آدم با اینجا غریبه بشه که البته این غریبه شدن با اینترنت اصلا چیز بدی نیست مخصوصا اینکه سری به روستاها و شهرهای کوچک بزنید می بینید همه چقدر دارن زندگی میکنن و دغدغه های واقعی دارن و ماها چقدر بیچاره ایم(احتمالا ۲ هزارمین باریه که اینو مینویسم)</p>
<p>* به غیر از چند روز اول که اینترنت داشتم، تنها چیزی که از دنیای مجازی شنیدم فیلترشدن اینجا بود. یه ۲ هفته ای هست که اینجا فیلتر شده. الان چندمین باری هست که اینجا فیلتر میشه در حالیکه خوب تو سایت ساماندهی هم ثبت شده. سایت ساماندهی بدون اینکه حتی یه ایمیل به من بزنه و بگه کدوم مطلب مشکل داره، اینجا رو فیلتر کردن، شاید باور نکنید که من هنوز نمیدونم دقیقا بخاطر کدوم مطلب که نه، کامنتهای(!) کدوم مطلب فیلتر شدم:)  مسئول فیلترینگ هم در تماس تلفنی نمیدونست کدوم مطلب فقط میگفتن که کامنتها مطلب مال ۲-۳ سال پیش بوده و اینکه تا الان ۷-۸ بار دستور فیلترینگ این وبلاگ اومده! گویا قضیه خیلی فوری فوتی بوده و طبق مکالمه تلفنی ای که داشتم باید سریعتر این جرثومه فساد فیلتر میشد:دی</p>
<p>* نکته دردناک قضیه اینجاست که فقط یه لحظه تصور کنید اگه میزبانی این وبلاگ روی یه سرور وطنی بود، من باید بخاطر کامنتی که یکی دیگه نوشته، پای یه مطلبی که مال چند سال پیش هست دستور پاکسازی محتوای مجرمانه! میگرفتم و کل آرشیو این وبلاگ پاک میشد و از روی اینترنت محو میشد، اتفاقی که همین الان برای وبلاگهایی که روی سرورهای داخلی هستن، متاسفانه داره می افته و خوب طبعا این یه جوری مشتری پروندن هم برای اونها هست.</p>
<p>* راستش اصلا انگیزه ای برای رفع فیلتر اینجا ندارم و اصلا امید هم ندارم که اگه به گفته خودشون برم اداره ارشاد و تعهد کتبی بدم چیزی حل بشه، این وبلاگ در سایت ساماندهی ثبت بوده و مطمئنا باید قبل از فیلترینگ به من تذکر میدادن و منهم بدون شک مطلب رو پاک میکردم ولی اینکارو نکردن. متاسفانه با روندی که دوستان در پیش گرفتن، دارن ثبت در ساماندهی رو هم لفظی و لوث میکنن.  من قبلا هم در جایی دیگه برای پرونده قطور خلافهای این وبلاگ! تعهد کتبی داده بودم و بنابراین فکر نمیکنم رفتن به اداره ارشاد چیزی رو حل کنه مگه اینکه شاید لازم باشه برای وبلاگنویسی اولش به تمامی <a href="http://www.teribon.ir/archives/38007">ادارات مرتبط با فیلترینگ </a>بریم و جدا جدا تعهد بدیم!:)</p>
<p>* چند روز پیش داشتم یه لپتاپ تازه رو تست میکردم. کم کم فیلترشکن رو باید یکی از ابزارهای اتصال به اینترنت دونست چون بدون اون چی رو میشه دید؟ خداییش انگار اینترنت نداشتم. گویا همه این چیزها رو ظاهرا باید طبیعی فرض کنیم، در دسترس بودن اینهمه فیلترشکن واقعا غم انگیزه، یه زمانی شما قادر بودی یه نوجوان رو از دیدن مثلا فلان سایت غیراخلاقی منع کنی ولی الان هر بچه ای با وارد شدن به اولین چت روم یا انجمن اینترنتی، تبلیغ وی پی ان و پراکسی و امثالهم میبینه و خوب شما نمیتونی کنترل کنی که چی میبینه بس که راحت در دسترسه.</p>
<p>* طبیعیه وقتی تقاضا  زیاد باشه تولید و انتشار این ابزارها هم بیشتر میشه. فیلترینگ در ایران داره اصل هدفش رو با تندروی زیر سوال میبره. تمام شبکه های اجتماعی و سرویسهای وبلاگنویسی خارجی فیلترن. اینا ساده ترین ابزارهای دست یک وبگرد معمولی هستن. حتی ارزشی ترین ارزشی ها هم دارن از فیلترشکن برای انجام ساده ترین وبگردیهاشون استفاده میکنن و خوب وقتی فیلترشکن داری، حتی محتوایی که در حالت عادی دلت نمیخواست رو هم مجبوری ببینی، در اون صورت نفس فیلترینگ چه اهمیتی داره؟ واقعا به هدفش رسیده؟</p>
<p>* شکی ندارم که از این مطلب سوء استفاده زیادی خواهد شد بنابراین تصریح میکنم: من آدمی نیستم که تغییر کنم، اینهم اتفاقی نیست که اولین بار برای اینجا افتاده باشم، میخوام بگم من در روش خودم، اعتقاداتم و منشی که دارم با این چیزها تغییری نمیدم، که از قضا همه انتقادات قبلی ای که هم داشتم برای تغییر همین چیزها بوده، ولی خداییش یه فکری به حال اینهمه نارضایتی عمومی حتی از جانب ارزشی ها به این روند سفت و سخت فیلترینگ بکنید.  شما حتما تو شبکه ها هم رصد می کنین و حتما دیدید چه خبره.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/10/how-to-be-a-popular-blogger/">تجربیات وبلاگنویسی یا چگونه وبلاگنویس محبوبی شویم؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/09/thoroughbred-weblogs/">وبلاگهای اصیل</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/06/blogs-are-also-growing-like-their-writers/">وبلاگها هم مثل آدمها بزرگ میشن! :)</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/04/a-land-ramains-with-blasphemy-but-not-with-oppression/">این چنین پرده برانداخته ایی، یعنی چه؟!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/02/avoiding-permlink-fil-in-feedburner/">جلوگیری از فیلتر شدن لینک مطلب در فیدبرنر</a> </li></ul><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=yPkjf38bwf8:5rt7AXjvldo:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=yPkjf38bwf8:5rt7AXjvldo:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=yPkjf38bwf8:5rt7AXjvldo:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=yPkjf38bwf8:5rt7AXjvldo:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=yPkjf38bwf8:5rt7AXjvldo:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1391/01/about-filtering/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تولید و توزیع علم به زبان فارسی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1391/01/production-and-publishing-of-knowledge-in-persian-language/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1391/01/production-and-publishing-of-knowledge-in-persian-language/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 23 Mar 2012 10:38:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[فناوری اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[جستجو]]></category>
		<category><![CDATA[سایت]]></category>
		<category><![CDATA[علمی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[موتور جستجو]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[گوگل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=9926</guid>
		<description><![CDATA[* از نظر اطرافیان من مهندس نرم افزار شخصی هست که یا خوب بلده تو گوگل (البته بعضیاشونم نمیدونن اصولا چنین ساینی هست) سرچ کنه و چیزی که اونا میخوان رو پیدا کنه  و یا اینکه بلد باشه ویندوز ایکس پی نصب کنه. اگه ویروس کش نصب کنه که حتما فوق لیسانس داره. * در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* از نظر اطرافیان من مهندس نرم افزار شخصی هست که یا خوب بلده تو گوگل (البته بعضیاشونم نمیدونن اصولا چنین ساینی هست) سرچ کنه و چیزی که اونا میخوان رو پیدا کنه  و یا اینکه بلد باشه ویندوز ایکس پی نصب کنه. اگه ویروس کش نصب کنه که حتما فوق لیسانس داره.</p>
<p>* در همین راستا چند روز پیش دوست خواهرم با مامانش اومده بودن اینجا. البته مامانش رو برای این آورده بود که اون بگه تا من حتما قبول کنم. یعنی پیش خودش فکر میکرد سرچ کردن حتما کار پیچیده ایه و یکی باید خواهش کنه:) حالا چون موضوعش مربوط به پزشکی و اینا بود و یه طورهایی نمیشه اینجا نوشت مثلا فرض کنیم میذاریم مبحث ایکس.</p>
<p>* مبحث ایکس چندان هم مبحث پیچیده ای نبود که در موردش مطلب یا مقاله فارسی پیدا نشه. ولی شما فکر میکنین نتیجه سرچ چند صفحه اول گوگل چی بود؟ درست حدس زدید. انواع و اقسام سایتهای اسپم و تبلیغاتی که البته همین سرچ هم در تایتلشون بود یا بعضا نبود و خوب اگه طرف تجربه نداشت می نشست دونه دونه شو باز میکرد. متاسفانه فیلتر مناسبی هم برای نیاوردن اینجور سایتها نداریم.</p>
<p>* از سایتهای اسپم که رد میشدیم، نهایت میرسیدیم به چند تا وبلاگ و یا مقاله ناقص که از هیچکدوم از اونها نمیشد استفاده کامل کرد، طوریکه فرد بتونه تحقیقش رو کامل کنه. تازه اینجا بود که من فهمیدم با وجود این سایتهای تبلیغاتی و اسپمینگ، نه تنها جستجوی کلمات فارسی تو گوگل داره به افتضاح کشیده میشه که اصلا ما واقعا تو انتشار علوم مختلف به زبان فارسی تو گوگل باهاش مشکل داریم.</p>
<p>* جالب اینجاست که اگه همون موضوع رو به انگلیسی سرچ میکردی، کلی مقاله و مطلب درست و حسابی در موردش پیدا میشد. دو حالت داره: یا ما واقعا در زمینه تولید علم کمبود داریم که به نظر من چندان نداریم یا اینکه تو انتشارش در جاهای عمومی و طوری که افراد بتونن ازش استفاده کنن مشکل داریم. که به نظرم بیشتر دومی اومد. فقط نگاه به آی تی و فناوری اطلاعات نکنید. واقعا تو موضوعات دیگه فقر مطلب به زبان فارسی هست.</p>
<p>* من قبول دارم که مسائلی مثل کپی رایت و اینا هست و خیلیها ممکنه تحقیق رو به اسم خودشون تموم کنن برای همین من فکر میکنم ای کاش میشد مثلا یه سایتی بود که مقالات و اختراعات علمی رو به زبان فارسی فهرست میکرد و کلا یه مرجعی در این زمینه بود (منظورم مثاله به صورت کامل هست ها، الان اینهایی که بود اکثرا فقط چکیده مقاله رو داشتن). فوقش اینه که به اساتید آموزش بدن برن تو فلان سایت مرجع سرچ کنن ببین فلان مقاله تکراری هست یا نه، دیگه نباید به این صورت جلوش گرفته بشه یا اینقدر تنوع سایتها در این زمینه کم باشه.</p>
<p>* و باز هم وبلاگها و قدرت وبلاگها رو دست کم نگیرید. در همین موضوع یا لااقل از طریق وبلاگ یکی فهمیدیم روش کار کرده و بهش ایمیل زدیم که اگه ممکنه تحقیقش رو به ما هم بده و یا اینکه طرف گفته بود از چه متدی استفاده کرده و چطور به نتیجه رسیده که خوب بازم به دوست خواهرم کمک کرد. من فکر میکنم تقریبا بار اعظم تولید محتوا به زبان فارسی یه جورهایی به دوش وبلاگنویسها هست بازم:)</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/08/people-are-alone/">مردم چقدر تنها شدن...</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/08/music-harmony/">تفاهم موسیقیایی</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/02/redirection-of-obama-s-site-to-hillary/">ریدایرکت شدن سایت اوباما به سایت هیلاری کلینتون!</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/12/deep-web/">وب نامرئی یا اینترنت ژرف چیست؟</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1388/11/15-fantastic-firsts-on-the-internet/">15 مورد از برجسته ترین اولین های اینترنت </a> </li></ul><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=BUjYVzc6WDY:PhhZqjArdBk:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=BUjYVzc6WDY:PhhZqjArdBk:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=BUjYVzc6WDY:PhhZqjArdBk:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=BUjYVzc6WDY:PhhZqjArdBk:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=BUjYVzc6WDY:PhhZqjArdBk:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1391/01/production-and-publishing-of-knowledge-in-persian-language/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>25</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گل پامچال</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1391/01/primula-flower/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1391/01/primula-flower/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 20 Mar 2012 12:51:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزمره]]></category>
		<category><![CDATA[تبریک]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[شمال]]></category>
		<category><![CDATA[عید]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=11145</guid>
		<description><![CDATA[* یکی از زیبائی های شمال تو فصل بهار روئیدن گل پامچال هست که بهش گل نوروز هم میگن. این گل اکثرا به صورت طبیعی تو جنگل و دشت و دمن پیداش میشه. خدا رو شکر رنگهای خیلی متنوعی هم داره. یکی از سنتهای شمالی های سنتی اینه که شب عید حتما چند شاخه از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* یکی از زیبائی های شمال تو فصل بهار روئیدن گل پامچال هست که بهش گل نوروز هم میگن. این گل اکثرا به صورت طبیعی تو جنگل و دشت و دمن پیداش میشه. خدا رو شکر رنگهای خیلی متنوعی هم داره. یکی از سنتهای شمالی های سنتی اینه که شب عید حتما چند شاخه از این گل رو (معمولا رنگ بنفشش بیشتر پیدا میشه) بچینن و وسط سبزه هاشون شون بذارن.</p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://ekbatanflower.com/images/Primula-Primera.jpg" alt="پامچال" width="335" height="335" /></p>
<p style="text-align: right;">* راستی عیدتون مبارک. امیدوارم امسال سال پربرکتی باشه.</p>
<h4 class='related-posts-header'>پستهای مرتبط:</h4><ul class="related-posts-list"><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1387/07/happy-fetr/">عیدتون مبارک :-)</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1386/01/shahram-jazayeri/">سناريوي  فیلم فرار شهرام جزایری</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1386/01/bide-majnoon/">عید مبارک - بید مجنون</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1385/12/milioner-lady/">خانوم میلیونر + عید مبارکی:-)</a> </li><li class="related-post"><a href="http://zahra-hb.com/1389/01/eyd-memories/">نازک دلی</a> </li></ul><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=g3hZ64yOoPo:HvuVERmteUc:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=g3hZ64yOoPo:HvuVERmteUc:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=g3hZ64yOoPo:HvuVERmteUc:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=g3hZ64yOoPo:HvuVERmteUc:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=g3hZ64yOoPo:HvuVERmteUc:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1391/01/primula-flower/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

