<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" version="2.0">
<channel>
<title>اولین وبلاگ جوکهای دزدی!!!</title>
<link>http://wiki.blogfa.com/</link>
<description>ماجراهای یک دانشجو بی حال</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 15 Oct 2010 12:36:18 GMT</lastBuildDate>
<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/wiki" /><feedburner:info uri="wiki" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><item>
<title />
<link>http://feedproxy.google.com/~r/wiki/~3/1CLkMhNZxXg/post-99.aspx</link>
<description>&lt;p style="text-align: center;"&gt;*** دوستان جهت دریافت آفلاین های جدید در هر روز ایدی زیر را ادد کنید با تشکر ***&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: center;"&gt;Saimon_GoonDoolf@Yahoo.Com&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: center;"&gt;***&lt;/p&gt;&lt;p&gt;
این جوری هم می شود نگاه کرد! یک دختر ترشیده:" شوهر من آن طفل سیزده ساله ای بود که با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آینده مرا منهدم نمود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ترياكيه پيغام‌گير ميخره، پيغامشو ميذاره: هَشتم... ولي خَشتَم &lt;/p&gt;&lt;p&gt;یه لره آفتابه را برمیداره میره پشت خاکریز بعد میبینه یک زن خوشگل  از آسمان میاد و دستش را میگره و میخواد ببره لره میگه خواهر کجا میبریم؟ زنه میگه بریم برادر روی مین ریدی&lt;/p&gt;&lt;p&gt;قانون شبکه فارسی وان: بازیگران نه بوجود می آیند نه از بین میرن بلکه از سریالی به سریال دیگر منتقل می شوند&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پس از گوزیدن چه کنیم: 1. حفظ خونسردی 2. پوشش منافذ پخش بو 3. ترک محل گوزش 4. زدن خود به کوچه علی چپ 5. صحبت کردن در مورد هدفمند کردن یارانها&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دعای یک لر : آرزو دارم خدا کنه این سالها به حق پنج تن الهی آمین &lt;/p&gt;&lt;p&gt;ترکه زنش میره پیشه آخونده شکایت میکنه شوهرم منو نمیکنه،قاضی به ترکه میگه چرا؟میگه من 6 صبح میرم سر کار 12 شب میام خونه ، حاج اقا شما ک ی ر من!میتونی بلند شی&lt;/p&gt;&lt;p&gt;هليکوپتر نشست وسط لر ها يکيشون گفت قيل و قال نکنين ميخوام زنده بگيرمش&lt;/p&gt;&lt;p&gt;به ترکه ميگن با کوشش جمله بساز ميگه شلوار من کوشش؟ بهش ميگن: نه منظور از کوشش ، کار و کوشش هست، ترکه ميگه: شلوار کار من کوشش&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بسیجیه عاشق خ ام ن ه ی میشه عکس یه ساندیس می کشه یه تیر از توش رد می کنه &lt;/p&gt;&lt;p&gt; آدم های میتتوانند دختر شوند اما دختر ها نمی توانند آدم شوند&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خدا بعد از آفریدن لر خندید، چون لر تا نیم ساعت به خدا میگفت مامان&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بنام آنکه محمود را این ریختی آفرید (۱) و در آن نشانه های فراوان است (۲) و ما به شما چشم ندادیم مگر برای دیدن نشانه های محمود (۳) و دولت نهم (۴) نه آن خاتمی سوسول (۵) و درحالیکه اسرائیل محو میشود (۶) همانا پس باید در ایران قحطی بیاید (۷) و برق هی برود (۸) و بنزین سهمیه ای باشد (۹) چونکه ثواب دارد (۱۰) ای ...کسانیکه هنوز به... محمود ایمان نیاورده اید (۱۱) همانا بروید زودتر ایمان بیاورید (۱۲) که ما او را آفریدیم (۱۳) تا شما اینقدر مصیبت بکشید که در آن دنیا بار گناهانت کم شود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اصفهانی ها وقتی مهمان براشون میاد این طوری تعارف می کنند: لطفا این میوه ها را هم ملاحظه بفرمایید&lt;/p&gt;&lt;p&gt;با توجه به دادن يارانه ها و احتمال گران شدن اس ام اس از امروز پيشاپيش:عيد فطر،قربان،غدير،يلدا،چارشنبه سوري،نوروز نود،تولدت،تولدم،تولدش،پيوندتان،پيوندشان،پيوندمان،قدم نو رسيده،عروسي پسرت،دخترت،نور به قبرت&lt;/p&gt;&lt;p&gt; فرمانده کل قوا، مقام معظم رهبری امام خامنه ای درباره مقایسه نظام مقدس جمهوری اسلامی و استکبار جهانی فرمودند : اگر آنها قمر مصنوعی دارند، ما هم قمر بنی هاشم داریم، اگر آنها تکنولوژی عظیم دارند، ما هم شابدول عظیم داریم، اگر آنها مایکل جکسون دارند، ما هم زغال جکسون داریم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;جايزه نوبل شيمي به محمود احمدي نژاد تعلق گرفت. زيرا ايشان توانستند ريال را به پهن تبديل كنند &lt;/p&gt;&lt;p&gt; يه آبادانيه وسط خيابون ايستاده بوده يه هو مي بينه سيل داره همه جا رو مي گيره . عينک ريبونشو در مي آره مي زاره رو دمپايي ابريش هل مي ده رو آب مي گه تو خودته نجات بده مو يه خاکي تو سروم مي کنم&lt;/p&gt;&lt;p&gt; اگر گفتین فرق محل کار ایرانی ها و آمریکایی ها چیه ؟ . . . . . . مردم آمریکا در خانه استراحت می کنند و در اداره کار می کنند و در خیابان تفریح ، اما مردم ایران در خانه تفریح می کنند ، در اداره استراحت می کنند و در خیابان کار&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بچه قزوينيه از باباش مي پرسه بابا مامان شبها کجا مي ره؟ باباش مي پرسه چطور ؟؟ بچه ميگه آخه شما همش مي گيد برگرد برگرد&lt;/p&gt;&lt;p&gt;آخوند چيست؟؟!! يک نوع قارچ کلاهدار و سمي که در اطراف قم مي رويد&lt;/p&gt;&lt;p&gt;جمله عاشقانه همدانی با تمام چفته چولیت، شته شولیت، پته پیسیت، قد یه خیار چولسیده داغانتم&lt;/p&gt;&lt;p&gt; از تر که می‌پرسند پتروس کی بود؟ می‌گه یه دهقان فداکار بود که وقتی گرگ یوسفش را خورد، رفت زیر تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده قطار&lt;/p&gt;&lt;p&gt;كلا هر چي جمله قشنگه مال منه.." دكتر علي شريعتي&lt;/p&gt;&lt;p&gt;: آیا می دانستید در اصفهان شلوار نابود نمی شود بلکه از حالتی به حالت دیگر در میآید یعنی‌ شلوار می‌شه شلوارک، بعدش شرتک، بعدش شرت، بعدش دم کنی‌، بعدش دستگیره، بعدش دستمال دماغ، بعدش پارچه گردگیری&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دختره ميره پيش آخونده ميگه حاج آقا من اگه دوست پسرم رو بوس كنم چي ميشه؟ يارو ميگه ميري جهنم! دختره ميگه اگه شما رو ببوسم چي؟ آحونده ميگه : اي شيطون ميخواي بري بهشت؟ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;ترکه میره سوپر مارکت میگه یه مایع ظرفشویی خوب بدین ….. صاحب مغازه میگه : گلی خوبه؟ ….. ترکه میگه: مرسی سلام میرسونه &lt;/p&gt;&lt;p&gt;من به هیچ دردی نمی خورم... این دردها هستند که از چپ و راست به من می خورند &lt;/p&gt;&lt;p&gt;تو نماز جماعت قزوین نفر آخرو برق میگیره امام جمعه میمیره&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بعضي وقت ها اينقدر حواست به خودته و در آرزوهاي خودت غرقي كه يادت مي ره يه نفر منتظرته تا از دستشوئي بياي بيرونن&lt;/p&gt;&lt;p&gt;یه بچه تو قزوین گیر میکنه یه تاس بهش میدن میگن اگه یک تا پنج بیاری ترتیبتو میدیم. میگه اگه شیش بیارم چی؟ میگن جایزه اش اینه که یه بار دیگه تاس بندازی&lt;/p&gt;&lt;p&gt;یه بنده خدایی 6 ماهه به دنیا میاد،میگن زود اومدی.میگه 3 ماه سابقه بسیج داشتم&lt;/p&gt;&lt;p&gt; به سه نفر آمریکایی و اسراییلی و ایرانی میگن برید یه خرگوش پیدا کنین بیارید . بعد از سه روز هر سه تاشون می آن . به آمریکاییه می گن چطوری خرگوشو پیدا کردی ؟ می گه با ماهواره . به اسرائیلیه می گن تو چطوری پیدا کردی ؟ می گه با استفاده از جاسوسایی که داشتم . به ایرانیه می گن داداش اینی که آوردی که خرسه . ایرانیه به خرسه می گه هر چی پیش من اعتراف کردی به اینا هم بگو . خرسه با گریه زاری می گه به جون مادرم من خرگوشم&lt;/p&gt;&lt;p&gt; یک روز بوش و اوباما در یک جا نشسته بودن. یک نفر میرسه و میپرسه :چیکار دارین می کنین؟ بوش جواب می ده:"داریم نقشه جنگ جهانی سوم رو تنظیم می کنیم." یارو می پرسه:"چه اتفاقی قراره بیافته ؟ بوش میگه:"قراره ما 140 میلیون مسلمان، و آنجلینا جولی رو بکشیم یارو با تعجب میگه:" آنجلینا جولی !؟! چرا می خواین آنجلینا جولی رو بکشید؟ بوش رو می کنه به اوباما و میگه: " دیدی گفتم ! هیچکس تو دنیا نگران 140 میلیون مسلمان نیست&lt;/p&gt;&lt;p&gt; بسیار بد است که ما معنی اصطلاح یا واژه ای را ندانیم و همین طور آن را بکار ببریم. یکی از این اصطلاحات قِسِر در رفتن است. به معنی آن دقت کنید: به گاو یا گوسفند ماده ای که در طول یک دوره‌ی پرواربندی از زیر گاو یا گوسفند نری در برود و باردار نشود، می‌گویند «قِسِر‌»! و به این گاو یا گوسفند می گویند که قِسِر در رفته است! بنابراین وقتی که خانم یا آقایی می‌گوید «از دست فلانی قِسِر در رفتم!» شما معنی آن را دریابید&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اصفهانيه عينک مي خره رو شيشه هاش نايلون مي کشه تا خش نيوفته &lt;/p&gt;&lt;p&gt;تركه يه شياف دستش بودزنگ ميزنه به دكتر ميگه چكارش كنم ميگه بكن تو ...نت. ميگه شما الان عصباني هستيد من بعدأ زنگ ميزنم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;نگاه منطقي یه ترک به زندگي : تا حالا فکر کردي اگه توماس اديسون نبود..مجبور بوديم تو تاريکي تلويزيون نگاه کنيم؟ &lt;/p&gt;&lt;p&gt; تركه ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميكنم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;هانیه توسلی با حامد کمیلی ازدواج میکنه بچشون میشه دعای ندبه&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دختران امروزی : اول دبستان خواندیم آن مرد آمد... سال ها گذشت و ما ترشیدیم اما آن مرتیکه نیامد&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دختر یارو عروسی می‌کنه، همون شب فرار می‌کنه و میاد خونه، بهش میگن: چی شده؟ میگه: بابا، همه اینا بهانه بود،‌عروسی فیلم بود، فقط میخواستن ترتیب منو بدن&lt;/p&gt;&lt;p&gt; از اخونده می پرسن معیار شما واسه انتخاب همسر؟ می گه صداقت فاطمه. عفاف زهرا.صبر زینب فداکاری سمیه. اندام جنیفر لوپز &lt;/p&gt;&lt;p&gt;لره هر شب تو خودش میشاشید، یه شب که نشاشید از خوشحالی رید&lt;/p&gt;&lt;p&gt;می دونی چرا تشک رو قبل از دوختن حسابی با چوب می زنن؟چون بعدا هرچی دید صداش در نیاد&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دوست رشتیه به رشتیه میگه عجب بچه خوشکلی داری رشتیه میگه حالا تو یه کاری واسه ما کردی هی منت بذار&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اين سخن از کيست؟ اسراييل لکه ننگ بشريت است و بايد از روي زمين محو شود!؟ الف)کرم محو کننده ببک ب)پودر لکه بر آنزيم دار تاژ ج)محمود احمدي نژاد د)محمود آنزيم دار &lt;/p&gt;&lt;p&gt; ترکه چربى خون داشته, دكتربهش ميگه: روزى ٦ كيلومتر راه برو بعد از۳ ماه زنگ ميزنه میگه: من الان لب مرزم چه كار كنم &lt;/p&gt;&lt;p&gt;یارو میره قزوین، وسط میدون نیم ساعت دولا می شه می بینه خبری نیست!از یک نفر می پرسه قزوین که میگن اینه؟!میگه فصل نشا برنجه همه رفتن شمال &lt;/p&gt;&lt;p&gt; پنج تا لر رو می فرستن جهنم بعد یه هفته میان بیرون ...میگن چرا شما ها اومدین بیرون ...میگن خیلی سخت بود ولی تونستیم خاموشش کنیم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;غضنفر سوار مترو می شه، تفنگ در میاره به راننده مترو می گه یالا برو دوبی&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مادری برای بیدار کردن پسرش رفت. مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است. پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم مدرسه. مادر: دو دلیل به من بگو که چرا نمی خوای بری مدرسه. پسر: 1- همه بچه ها از من بدشون می یاد. 2- همه معلم ها از من بدشون می یاد. مادر: اُه خدای من! این که دلیل نمی شه. زود باش تو باید بری به مدرسه. پسر: مامان دو دلیل برام بیار که چرا من باید برم مدرسه؟ مادر: 1- تو الآن پنجاه و دو سالته. 2- تو مدیر مدرسه هستی&lt;/p&gt;&lt;p&gt;هفتاد بار بگو "یا احمدی نزاد"و این متن رو واسه هفتاد نفر بفرست شب صد لیتر به سهمیه ی بنزینت اضافه میشه.یکی شک کرد کارتش سوخت&lt;/p&gt;&lt;p&gt; رشتیه می خواد سر مچ زنش رو بگیره با دوستش قلاب میگیره وقتی میره بالا با خنده میاد پایین دو سه بار همین کار رو می کنه تا اینکه دوستش عصبانی میشه میگه خب چیه چرا میخندی؟ میگه آخه تا حالا کون عباس آقا بقالی رو لخت ندیده بودم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ترکه پشت ماشینش نوشته بود: شاید این شنبه بیاید شاید..... میگن: آقا جمعه میاد میگه:جمعه میادتهران.شنبه میرسه اردبیل&lt;/p&gt;&lt;p&gt;به لره میگن چرا با شلوار ورزشی اومدی مسجد؟ میگه :مسابقه قرآن داریم &lt;/p&gt;&lt;p&gt;زبان شیرین لری : چوی که ریدم سیت چوس بید نهردی ترجمه : . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . چایی که ریختم برات چش بود نخوردی؟؟؟ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;زنه سوار ماشين ترکه ميشه ميگه امان از گروني رون و سينه ! ترکه ميگه لاپا! لاپا رو بگو ! زنه داد ميزنه خفه شو بي ادب ! ترکه ميگه بابا لاپا، نخود، عدس&lt;/p&gt;&lt;p&gt; روزی یکی از مریدان پریشان حال ،به نزد شیخ آمد و عرض کرد : یا شیخ خوابی دیدم بس ناگوار! فرمود: بنال ببینم تعبیرش چه بُود ؟ گفت : خواب مردمانی دیدم که از تنشان گوشت همی کندند و گوشت را به دهانشان همی گذاردند. رنگ از رخسار شیخ پرید ، فرمود : به گمانم زمان پرداخت یارانه ها رسیده&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اطلاعیه وزارت سلامتی: از این پس برای گرفتن بلیت هواپیما علاوه بر ارائه شناسنامه به ارائه وصیت‌نامه هم احتیاج است&lt;/p&gt;&lt;p&gt;-دیشب خوابتو دیدم، با یه لباس خوشگل نارنجی اومدی در خونه‌مون، هر چی گفتم بیا تو، نیومدی! گفتی کار دارم، برو آشغالاتو وردار بیار&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بيست سوالي ترکه: - جانداره؟ + نه! - آخي چرا مُرده؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt; روشهای شیر دادن به کودک مادر تهراني : کامي بيا مي مي مادر عرب : حسون تعال پستون مادر لر : گرگعلي بيا گيته بخور مادر ترک : يتيم گالاسان گل زهرماريني ايچ مادر شمالي : بشو پستونو بليس عمو هم ببينه&lt;/p&gt;&lt;p&gt; امشب رییس سازمان ملل خطاب به احمدی نژاد : بیا محمود جان این کلید ها رو بگیر وقتی سخنرانیت تموم شد چراغ ها رو خاموش کن ، شیر گاز رو ببند ، سماور رو از برق بکش ، در ها رو قفل کن و برو&lt;/p&gt;&lt;p&gt;: يه روز يه بابايي يه دستش قطع شد, خيلي از زندگي نااميد شده بود. راه افتاد تو خيابون يه جا ديد يه يارو کنار خيابون قر ميده و بالا پيين مي پره. رفت جلو ديد يارو دوتا دست هم نداره. تعجب کرد به يارو گفت بابا دمت گرم عجب روحيه ي داري با ين وضع قر ميدي. يارو گفت برو بابا روحيه چيه کونم ميخاره نميدونم چيکار کنم &lt;/p&gt;&lt;p&gt; پدر : پسرم چرا از من و مامانت فاصله گرفتی ؟ چرا با مادرت قهری ؟ پسر : اگه فاصله افتاده ! اگه من با ننم قهرم ، تو کاری با ننم کردی ، که فکرشم نمیکردم &lt;/p&gt;&lt;p&gt;حرف لاس بوس ناز گاز فشار آه آب خواب بچه كار قرض وام اختلاف دعوا طلاق مهريه زندان چرا؟ آياج ل ق آسانترنبود؟! (شركت صابون سازي)&lt;/p&gt;&lt;p&gt; امام جمعه اردبیل در خطبه های نماز جمعه خوشحالی خود را از اینکه آمریکا هیچ مدالی در بازیهای آسیایی کسب نکرد اعلام کرد&lt;/p&gt;&lt;p&gt;نبرد رستم و لر: چنانت بکوبم به گرز گران که ديگر نيايي به مازندران پاسخ لره : چنان ايزنم بر سرت با بلوک که ترتر بريني به گور بووت &lt;/p&gt;&lt;p&gt;به لره میگن سوره توحید رو تفسیر کن میگه: فکر کنم گفل (قفل) رو دادن به احد، احد داده به صمد، صمد برده نیاورده، کفره احدو درآورده&lt;/p&gt;&lt;p&gt;عشق با لبخند شروع میشود با بوسه شکوفا می شود با گریه رشد می کند با ۱۱۰تمام می شود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;شباهت آخوند و گوز :1)پر سرو صدا و بی خاصیتند. 2) هنگام خروجشان معمولن نیم خیز می شویم. 3) باعث سرگرمی عوام و عامل سرافکندگی عقلا هستند. 4) خاستگاه انقلابی دارند. 5) همواره در جهت وزش باد حرکت می کنند. 6) طرف مقابل را مجبور به سکوت می کنند. 7) با شکم و زیر شکم در ارتباطند. 8) هنگام ورودشان احساس سنگینی و هنگام خروجشان احساس سبکی می کنیم. 9) اگر بیش از اندازه نیرو بگیرند به همه جا گند می زنند. 10) رهرو راه "ان بیا" هستند &lt;/p&gt;&lt;p&gt;به يه بچه ميگن اون چه حيووني يه که به ما گوشت، شير، ماست، کفش، لباس ميده؟ بچه ميگه: بابام&lt;/p&gt;&lt;p&gt; شمرده بودم:پنج سيگار، تا خانه ي تو، راه بود...حالا، ديگر،كوچه به كوچه، سيگار پشت سيگار...مي گردم و نمي رسم &lt;/p&gt;&lt;p&gt;لره با دوست دخترش میره پیکنیک دختره میگه عزیزم بریم لای بوته ها؟ لره میگه آره منم دستشویی دارم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;یــک مرد موفق کسی است که بیشتر از آنچه هـمــسرش خرج میکند درآمد داشته باشد. یک زن موفق کسی است که بتواند چنین مردی را پیدا کند&lt;/p&gt;&lt;p&gt;يه «ترکه» با يه «لره» دعواش ميشه، مردم ميگن: بزن تو فكش،ترکه نميدونسته فك كجاست، با لگد محكم ميزنه توي کون لره, لره کونشو ميگيره و داد ميزنه: آي فكم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;من موندم استدلال انگلیسی ها چی بوده که منشور دادن به اینا. تو مملکتی که مجسمه چند تنی از وسط خیابون دزدیده میشه میخوان منشور سر جاش بمونه &lt;/p&gt;&lt;p&gt;به تركه ميگن كسوف شده ؛ميگه الهى بميرم عجب جايى اوف شده&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بچه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مرداي قوي . بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسک&lt;/p&gt;&lt;p&gt;يه تركه راديولوژيست مي شه يه مریض مياد جواب عكسشو بگيره بهش مي گه يه دنده سمت راست قفسه سينتون شكسته كه من تو فتو شاپ واستون درستش كردم &lt;/p&gt;&lt;p&gt; به حرمت گوسفندی که جان حضرت اسماعیل را نجات داد ، هفت مرتبه بگو بع بع و برای هفت گوسفند دیگر ارسال کن . حتما بگو حاجت میگیری نخند بع بع کن ، یه نفر کوتاهی کرد بعد از هفت روز عرعر میکرد &lt;/p&gt;&lt;p&gt;فرهنگ لغت ایرانی : گه نخور : اجازه بده من اول حرف بزنم . گه بخور : لطفا اول شما صحبت کنید . گه خوردی : با نظر شما مخالفم . گه مفت : اضهار نظر نفرمایید .گه : با شما هستم . هیچ گهی نیستی : هنوز به کسب تجربه نیاز داری .چه گهی هستی : ببخشید شما ! . هرگهی میخوری بخور : هر طور مایلید تصمیم بگیرید &lt;/p&gt;&lt;p&gt;ترکه خوابش سنگین بوده ، تختش میشکنه&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دستت رو بذار روى سرت چیزى حس نمیکنى؟ تعجب نکن بعضى از بز ها شاخ ندارن&lt;/p&gt;&lt;p&gt;آقایون وقتی پولدار می شن، شیطون می شن ولی خانمها وقتی شیطون می شن پولدار می شن &lt;/p&gt;&lt;p&gt; به دو دليل زنها فوتباليست نميشن: 1.عمرا 11 تا زن يجور لباس بپوشن 2.عمرا بازي بعدي همون لباسو بپوشن&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ترکه دوست دخترش رو میبره خونه،دختره میگه من پریودم ! ترکه میگه من میمرم واسه اسمهای خارجی&lt;/p&gt;&lt;p&gt;روز یه عده از آخوندها رو داشتن می بردن بهشت , در بهشت که می رسند یهو میبینن یه نیسان پر از حیوانات مختلف تخت گاز از بهشت رفت بیرون . پرسیدند این چی بود ؟ گفتند حضرت نوح بود کشتی رو فروخته نیسان خریده&lt;/p&gt;&lt;p&gt;: به یک آخونده میگن، شما از خودت کون گشاد تر دیدی تاحالا؟ میگه آره، اونهایی که به من میگن التماس دعا حاج آقا&lt;/p&gt;&lt;p&gt;نفرین جدید:الهی عقل بچه‌ات به میرزاپور بره&lt;/p&gt;&lt;p&gt;رشتیه زنش رو برد دکتر دکتر: برای خانمتون 3 روز نزدیکی تجویز می کنم. رشتیه :خانم رو بیارم مطب یا تشریف میارید منزل؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt; دختر: من تا حالا با 4 تا پسر رابطه جنسی داشتم و تو این کار رو با 8 تا دختر انجام دادی. اما الان همه به من میگن فاحشه و به تو میگن مرد واقعی! دلیلش چیه؟ پسر: خیلی ساده! وقتی یک قفل با تعداد زیادی کلید باز بشه، یک قفل بد محسوب میشه. اما وقتی یک کلید قفلهای زیادی رو باز کنه، اونوقت بهش میگن شاه کليد&lt;/p&gt;&lt;p&gt;رشتیه با زنش دعواش میشه، قهر میکنه دست بچه هاشو میگیره که بره زنش میگه با من دعوا داری بچه های مردمو کجا میبری&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ب.ظ): يارو اسمش تو ايران اکبر ختنه کن بوده ميره آلمان اسمش ميشه آلبرو دولچيني &lt;/p&gt;&lt;p&gt;جنتی نه به دنیا میاد و نه از بین میره فقط از نماز جمعه ای به نماز جمعه ی دیگه منتقل می شه &lt;/p&gt;&lt;p&gt;برای صرف جویی در مصرف سوخت از خانمهای عزیز خواهشمندیم با اولین بوق سوار شوند&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/wiki/~4/1CLkMhNZxXg" height="1" width="1"/&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 Oct 2010 12:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=wiki&amp;postid=99</comments>
<dc:creator>wiki</dc:creator>
<guid isPermaLink="false">http://wiki.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
<feedburner:origLink>http://wiki.blogfa.com/post-99.aspx</feedburner:origLink></item>
<item>
<title>خدا گفت نه</title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/wiki/~3/FSn23a5shwQ/post-98.aspx</link>
<description>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;خدا را دیدار کردم &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;بیرون شهر &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;جایی که باد و سکون به هم می‌رسند &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;و تاریکی به نور &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;دریا به آسمان &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;صحرا به باران &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;و زمین به آسمان &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;بیرون شهر، &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;خدا را دیدم &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;به خدا گفتم &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;لطفی در حقم کن &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;مرا به گذشته برگردان &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;بفرست به سیاتل &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;بگذار بروم کورت کوبین را پیدا کنم &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;تفنگش را بگیرم &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;فشنگ‌هاش را بگیرم &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;با او حرف بزنم &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;مجبورش کنم بخواهد زندگی کند &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;به او بگویم همه ما چقدر دوستش داریم &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;کمکش کنم شهرت و آوازه‌اش را ببیند &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;خدا گفت نه &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;اگر تو را به گذشته برگردانم &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;اگر واقعا پیداش کنی &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;فقط از او خواهی پرسید &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;کمکت می‌کند معامله‌ای کنی؟ &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;وکیل خوبی می‌شناسد؟ &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;می‌تواند کارت را راه بیندازد؟ &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;خدا گفت نه &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;به خدا گفتم &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;لطفی در حقم کن &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;مرا به گذشته برگردان &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;بفرست به برلین&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;بگذار کسی را که هیتلر صدا می‌کنند پیدا کنم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;تعقیبش می‌کنم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;به زمینش می‌زنم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;با تفنگی پرزور&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;و پر از فشنگ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;مغزش را از هم می‌پاشم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;خدا گفت نه&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;اگر تو را به گذشته برگردانم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;گرفتار فرضیه بافی و بگومگو خواهی شد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;خواهی گذاشت ترس&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;کارت را عقب بیندازد، غافلت کند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;دنبال دوست و رفیق خواهی گشت &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;برای خودت دلداده‌ای خواهی گرفت&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;خدا گفت نه&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;به خدا گفتم &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;لطفی در حقم کن &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;مرا به گذشته برگردان &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;بفرست به اورشلیم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;بگذار بروم &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;بگذار بروم مسیح را پیدا کنم &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;بگذار زمانی که آنها می‌خواهند بکشندش&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;جانش را نجات بدهم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;بگذار از صلیب بیارمش پایین&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;میخ از تنش بیرون بکشم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;زخمش را التیام بدهم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;خدا گفت نه&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;اگر بگذارم بروی &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;آن زمان که با صلیب قدم بر می‌دارد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;اگر واقعا پیداش کنی &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;خیره خیره نگاهش خواهی کرد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;زبانت بند خواهد آمد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;چشم‌هات نخواهد دید&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;گوش‌هات نخواهد شنید&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;خدا گفت نه&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;زمان مال خود من است&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;حربه پنهانی من است&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;آخرین امتیاز من است&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;بیرون شهر، خدا رو گرداند و رفت &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;می‌دانستم مغلوب شده‌ام &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;و حالا همه هستی‌ام همان بود:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;خدا گفته بود نه &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;

&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/wiki/~4/FSn23a5shwQ" height="1" width="1"/&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Jul 2010 16:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=wiki&amp;postid=98</comments>
<dc:creator>wiki</dc:creator>
<guid isPermaLink="false">http://wiki.blogfa.com/post-98.aspx</guid>
<feedburner:origLink>http://wiki.blogfa.com/post-98.aspx</feedburner:origLink></item>
<item>
<title />
<link>http://feedproxy.google.com/~r/wiki/~3/UJTItWeK2U4/post-97.aspx</link>
<description>لره میخواسته ترتیب گاوشو بده،   گاوه میگه: ما، ما لره میگه: خفه‌ شو، اول ما، بعد تو&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اولی: آقای دکتر، من فکر می کنم عینک لازم دارم. دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشی است!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;table align="center" border="0" cellpadding="0" cellspacing="0" width="600"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan="2" bgcolor="#FFFFFF" height="25"&gt;&lt;div class="style10"&gt;نبرد
 رستم و لر: چنانت بکوبم به گرز گران که ديگر نيايي به مازندران پاسخ لره :
 چنان ايزنم بر سرت با بلوک که ترتر بريني به گور بووت !!! &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ترکه زنگ ميزنه به دوستش، آهسته ميگه: من الان توي جلسه ام. بعدا باهات تماس ميگيرم!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;کسی از خود نمی پرسد و ما نیز از خود نمی پرسیم و ما جوابی در پاسخ به آنها
 نخواهیم داشت ، که چرا ؟ واقعا چرا ؟ پلنگ صورتی با اینکه لخت بود ولی 
چیزی ازش معلوم نبود !&lt;/p&gt;&lt;p&gt;چرا هیچ کس از خود نپرسید چرا داداش کایکو دستمال قدرت را پیش خودش نمیگذاشت ؟ واقعا چرا؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;
            با عرض سلامي به بلندي بيل!!!!! به محكمي كلنگ! به گردي 
استانبلي! به سرعت فرغون! به تيزي شاقول! به انعطاف پذيري طناب! به لبريزي 
دوغاب! به سختي سيمان! به صافي ماله! به وسعت بشكه! به معرفت عمله! به قدرت
 كارگر! به ظرافت گچ كار! به لطافت معمار! به شجاعت صاحب كار! به رشادت 
مهندس! به صلابت جوشكار! به محبت صافكار! به رفاقت همكار! به سر كار گذاشتن
 توي بيكار&lt;/p&gt;&lt;p&gt;عشق با لبخند شروع میشود با بوسه شکوفا می شود با گریه رشد می کند با ۱۱۰تمام می شود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;سبو بشکست و دل بشکست و جام باده بشکست
&lt;br /&gt;
خدایا در سرای ما چه بشکن بشکنه بشکن من نمی شکنم بشکن !&lt;/p&gt;&lt;p&gt;به ترکه میگن ناراحت نمیشی شما رو مسخره میکنن میگه نه اینا همش خاطره ست&lt;/p&gt;&lt;p&gt;و حوا به آدم گفت : آیا دوستم داری ؟ و آدم پاسخ داد : مگه خبر مرگم چاره دیگه ای هم دارم !! 
&lt;br /&gt;
و اینگونه بود که عشق آغاز شد !&lt;/p&gt;&lt;p&gt;قزوینی توبه میکنه ، میره مسجد میبینه همه رفتند رکوع ، می زنه زیر گریه می گه خدایا من مستحق این همه پاداش نبودم !!!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;یا ابوالفضل چیست ؟ 
&lt;br /&gt;
واژه ای که اصفهانی ها هنگام ورود مهمان / اردبیلی ها برای بلند کردن اجسام
 سنگین و لرها از آن در پیچها به جای ترمز استفاده میکنند .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;شنیدم آدم مهمی شدی ... میری دستشویی مگس ها به احترامت بلند میشن&lt;/p&gt;&lt;p&gt;عشق یعنی قبض موبایلت کسی رو جز مخابرات خوشحال نمیکنه !&lt;/p&gt;&lt;p&gt;به آبادانیه میگن اسم دوازده امام رو میتونی بگی ، میگه : &lt;br /&gt;
ولک اسماشون رو بلد نیستم ولی به قیافه می شناسمشون .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;یک خانم از یک آقا هزار تا چیز می خواد اما یک آقا از بس آقاس از هزارتا خانم فقط یه چیز می خواد !!!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;tr&gt;&lt;td width="100%"&gt;&lt;div align="justify"&gt;
                                                    &lt;font face="Tahoma" size="2"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;رئيس:
                                                    خجالت
                                                    نمي‌كشي
                                                    تو
                                                    اداره
                                                    داري
                                                    جدول
                                                    حل
                                                    مي‌كني؟
                                                    كارمند:
                                                    چكار
                                                    كنيم
                                                    قربان،
                                                    اين
                                                    سروصداي
                                                    ماشينها
                                                    كه
                                                    نمي‌ذاره
                                                    آدم
                                                    بخوابه!
                                                    &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;
                                                  &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;font face="Tahoma" size="2"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;tr&gt;&lt;td width="100%"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/p&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/wiki/~4/UJTItWeK2U4" height="1" width="1"/&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Jul 2010 13:27:30 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=wiki&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>wiki</dc:creator>
<guid isPermaLink="false">http://wiki.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
<feedburner:origLink>http://wiki.blogfa.com/post-97.aspx</feedburner:origLink></item>
<item>
<title>شعر</title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/wiki/~3/6sSrhPGqDKU/post-96.aspx</link>
<description>&lt;p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL" class=" "&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;تو دری مچد، دلی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);" dir="LTR"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;من دسد/ نه میشد کندد، نه میشد بسد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;روزی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);" dir="LTR"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;عاشورا،&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);" dir="LTR"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;عرقی جلفای/ نه میشد
خوردد، نه میشد نسد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;تو گلی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);" dir="LTR"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;غمزه ی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);" dir="LTR"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;جلو چشمی دل/ نه میشد بود کرد، نه میشد دس زد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;دلی من&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);" dir="LTR"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;گربه س،&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);" dir="LTR"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;سنبلطیبم/ شنیده س بودا، آ شده س مسد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;نیمیگم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);" dir="LTR"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;اصی نبودم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);" dir="LTR"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;عاشق / ولی عشقی تو همه را پس زد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;برا من&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);" dir="LTR"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;بسس که تو&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);" dir="LTR"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;آلو شی/ تا به ما بلکی برسد هسد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;برا من&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);" dir="LTR"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;بسس که&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);" dir="LTR"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;گزی آرتی / بخوری من شم آرتی لا لثد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;کی می ای؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);" dir="LTR"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;نوروز؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);" dir="LTR"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;دو هزار و پنج؟ / یا نیمه ی شعبون؟ چی چی س قصد؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;آ دلی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);" dir="LTR"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;سرتق مگه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);" dir="LTR"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 13.5pt; font-family: Arial; color: rgb(1, 45, 93);"&gt;باور کرد؟ / نه میشد کندد، نه میشد بسد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/wiki/~4/6sSrhPGqDKU" height="1" width="1"/&gt;</description>
<pubDate>Thu, 08 Jul 2010 04:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=wiki&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>wiki</dc:creator>
<guid isPermaLink="false">http://wiki.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
<feedburner:origLink>http://wiki.blogfa.com/post-96.aspx</feedburner:origLink></item>
<item>
<title>عمومی</title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/wiki/~3/YFMaulgovdE/post-95.aspx</link>
<description>&lt;font size="2"&gt;&lt;span class="postbody"&gt;زنه رشتیه داشته رانندگی می کرده پلیس جلوشو می گیره
 . می گه : بکش بغل......بیا پایین......زنه می گه : سرکار نمی شه بیام بغل
 بکشم پایین...؟!!!&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;span class="postbody"&gt;يه اسبه زنگ ميزنه سيرک ميگه با مدير سيرک کار دارم
 . گوشي رو ميدن به مدير
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
سيرک اسبه بهش ميگه آقا من کار ميخوام   مديره ميگه کار نيست    اسبه 
همينطور اصرار
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
ميکنه   مدير هم انکار تا آخرش مديره ميگه کشتيمون حالا چه کار بلدي؟
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
اسبه ميگه احمق دارم باهات حرف ميزنم!&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;span class="postbody"&gt;ترکه با ماشينش تو برفا گير مي کنه زنجير نداشته 
سينه مي زنه!&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;span class="postbody"&gt;آخرین گزارش ها حاکی از  آن است لر ها توانستند  
بزرگترین عامل  طلاق را کشف  کنند
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
بنا به این گزارش آنها  ازدواج را بزرگترین عامل طلاق   معرفی  کردند  و 
هنوز  تحقیقات ادامه دارد &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;span class="postbody"&gt;تركه رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت
 : گفت خوب بود ولي مربيه
&lt;br /&gt;
    * خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا 
ابوالفضل&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;span class="postbody"&gt;یک روز از ترکه میپرسن تا حالا به تو آقا گفتن 
میگه:یک بار توی دشویی بودم یکی گفت بیا بیرون ان آقا&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;span class="postbody"&gt;ه شب يه تركه ميره دسنشويي برميگرده خانوم شو بيدار
 ميكنه و ميگه رفتم دستشويي در رو باز كردم برق روشن شد اومدم بيرون در رو 
بستم برق خاموش شد زن بلند ميشه وميگه پدرسگ بازم رفتي تو يخچال شاشيدي &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;span class="postbody"&gt;قزوینیه دنبال یه بچه میکنه، آخر سر تو یه کوچه بن 
بست گیرش میاره، بهش میگه: « 
&lt;br /&gt;
پسر جان! سه تا کار میتونی بکنی: اول اینکه بال در بیاری پرواز کنی، دوم 
اینکه آب 
&lt;br /&gt;
بشی بری تو زمین، سوم اینکه دستات رو بگذاری رو زمین توکل به خدا کنی! &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;span class="postbody"&gt;بچه مثبته از لره میپرسه : آقا ببخشید... خیلی خیلی
 عذر
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
 میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
 لره شاکی میشه، میگه: ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;span class="postbody"&gt;قطعه ای از شاهکار ادبی یک ترک : شب بود و خورشید به روشنی می درخشید ، پیرمردی جوان ، یکه و تنها با خانوادهاش در سکوت گوش خراش خیابان قدمزنان ایستاده بود.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;span class="postbody"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/wiki/~4/YFMaulgovdE" height="1" width="1"/&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Jul 2010 18:52:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=wiki&amp;postid=95</comments>
<dc:creator>wiki</dc:creator>
<guid isPermaLink="false">http://wiki.blogfa.com/post-95.aspx</guid>
<feedburner:origLink>http://wiki.blogfa.com/post-95.aspx</feedburner:origLink></item>
<item>
<title>عمومی</title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/wiki/~3/DgnWd7Qsm_E/post-94.aspx</link>
<description>امام جمعه تبریز : چت در صدر اسلام هم بوده
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
اصلا شما تو نماز نیت بکن کانکت می شی
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
نماز میخونی با خدا چت می کنی
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
یه هو می گوزی دیسکانکت می شی !! &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class="postbody"&gt;پاسخ اپراتور موبایل در مركز بروجرد هنگامی كه 
مشترك در دسترس نیست: ًْمشترك مورد نظرنیسا. نه كه نیسا. هسا. دم دست نیسا &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class="postbody"&gt;مامانه به بچه هه می گه : می دونم شیطون گولت زد 
موهای خواهرتو کشیدی !
&lt;br /&gt;
بچه هه می گه : آره ولی لگدی که زدم تو شیکمش ابتکار خودم بود. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class="postbody"&gt;به تركه میگن ازچه فصلى خوشت میاد؟
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
میگه ازفصل جفـــــ.ت - - گیری&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class="postbody"&gt; لره تو دسشويي ميميره روحش تو هواكش
 گير ميكنه &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class="postbody"&gt;لره آزمایش ادرارش گم میشه میگه بله دیگه مملکت 
بخور بخوره! &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class="postbody"&gt;از لر میپرسن امام رضا چرا رفته بود مشهد میگه: 
رفته بود زیارت &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class="postbody"&gt;به لره که از حج برگشته‌ می‌گن سفر حج چطور بود… 
می‌گه: خیلی سنگ خورد تو سرو صورتم ولی آخرش بوسیدمش. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;سه نفر میرن دزدی- صابخونه بیدار میشه و دزدا هر کدوم میرن تو یه گونی قایم
 میشن!صابخونه میاد و به گونی اول لگد میزنه..یارو صدای نون خشک در میاره! 
به دومی لگد میزنه .. صدای گردو در میاره! به گونی سوم که ترکه توش بوده 
لگد میزنه ... هیچ صدایی در نمیاد..دویاره محکمتر لگد میزنه... باز صدا 
نمیده!؟ دفعه سوم که لگد میزنه ترکه با عصبانیت میاد بیرون میگه بابا 
..آرده ، آرد ..آرد صدا نداره میفهمی &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class="postbody"&gt;رشتیه با زنش میره مکه تنها برمیگرده ازش میپرسن 
زنت کو ؟ میگه مارو بردن مروه ، خانومو بردن صفا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class="postbody"&gt;مرده میره میوه فروشی ترکه و بهش میگه آقا خیار 
قلمی واسه جلو مهمون دارین ؟ ترکه جواب میده نه ولی خیار سالادی واسه پشت 
مهمون داریم میخوای ؟؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class="postbody"&gt;ترکه توی پارک میره سراغ دختره میگه اسمت چیه عزیزم
 ؟ دختره با ناز میگه عطر گل یاس ، اسمم ثریاست . ترکه میمونه چی بگه آخرش 
میگه بوی گوز خر ، اسمم غضنفر&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class="postbody"&gt;فرمانده به رشتیه میگه: این چیه دستته؟ میگه: 
ناموسمه قربان. فرمانده میگه: نه احمق! این تفنگته. به کسی ندیش ها &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class="postbody"&gt;لره موقع مرگش بچه هاشو جمع میکنه بهشون یه چوب 
میده میگه بشکنید میشکنن . بعد یه دسته چوب میده میگه بشکنید میشکنن . بعد 
یه دسته بیل میده میگه بشکنید میشکنن . بعد 10 تا دسته بیل میده میگه 
بشکنید میشکنن. مفتول میده میشکنن تیر اهن 18 میده میشکنن . میگه کره خرا 
لر بازی در نیارین میخوام نصیحتتون کنم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class="postbody"&gt;رشتیه نصف شب پا میشه میره آب بخوره به زنش میگه 
خانم جای مارو نگه دار .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class="postbody"&gt;رشتیه می ره جبهه نامه می نویسه واسه باباش می گه :
 برام یه زن بگیرین عکس بچه ام رو هم واسم بفرستید &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class="postbody"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/wiki/~4/DgnWd7Qsm_E" height="1" width="1"/&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Jul 2010 07:01:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=wiki&amp;postid=94</comments>
<dc:creator>wiki</dc:creator>
<guid isPermaLink="false">http://wiki.blogfa.com/post-94.aspx</guid>
<feedburner:origLink>http://wiki.blogfa.com/post-94.aspx</feedburner:origLink></item>
<item>
<title>عمومی</title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/wiki/~3/WEe-raQ0PNA/post-93.aspx</link>
<description>طرف داشته گشاد گشاد از جنگ برمیگشته، بهش می گن چی شده؟ میگه: همه رو شیمیایی کردن منو فیزیکی &lt;/p&gt;&lt;p&gt;کدام گزينه صحيح است؟ هدفمندکردن يارانه ها يعني: 1.با هدف کردن مردم 2.بايارانه کردن مردم 3 .يارانه براي کردن مردم4. هدف فقط کردن مردم &lt;/p&gt;&lt;p&gt;با اعلام روز پدر در رشت موجی ار سردرگمی مردم رشت را فرا گرفت&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بنظر دانشمندان آمريکائي: رابطه مگس با انسان در جهان هستي دو نوع بيشتر نمي­باشد : رابطه اول مگس روي شما مي­نشيند : در اين رابطه معلوم ميشه كه شما انسان گ.....ي هستي ! رابطه دوم مگس روي شما نميشيند  در اين رابطه نيز معلوم مي­شود كه شما هيچ گ...ي نيستيد&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ترکه رو با فیلم س...ر می گیرن. میگن این چیه؟؟ از ترسش میگه : پشت صحنه عروسیمه&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ادم و حوا به عنوان اولين انسانها اومدن زمين ديدن چند نفر ديگه ام هستن رفتن پيش خدا گفتن اينا كين مگه ما اول نبوديم خدا گفت اونا رو كاري نداشته باشيد اونا لرن قبل از منم بودن&lt;/p&gt;&lt;p&gt;رفیق ترکه باباش مرده بوده هی بی تابی میکرده .دوستاش بهش میگن برو دلداریش بده.میره پیشش میگه: ناپلون رو که میشناسی؟ اینهمه جنگ و فتوحات کرد اخر مرد.انیشتنم که میشناسی؟اینهمه کشف و اختراع کرد اخرش مرد.بابای تو که هیچ گهی نبود تو اینقدر براش بی تابی میکنی&lt;/p&gt;&lt;p&gt; واسه اصفهانيه مهمون مياد به مهمونش ميگه آقا مرغ هستا بگم تخم کنه&lt;/p&gt;&lt;p&gt;براتون از جلو دادن راحته يا از عقب؟ . . . . . نظرسنجي شركت واحد براي دريافت بليت&lt;/p&gt;&lt;p&gt;هفت راز خوشبختی : متنفر نباش ، عصبی نشو ، ساده زندگی کن ، کم توقع باش ، همیشه لبخند بزن ، زیاد ببخش ، یک دوست خوب داشته باش ، البته مثل من&lt;/p&gt;&lt;p&gt;باتوجه به مشكلات اقتصادي امسال درس زندگی را از بستنی عروسكی ميهن بياموزيم،بخنديم حتی اگر چوبی در كو..ان فرو كرده باشند&lt;/p&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/wiki/~4/WEe-raQ0PNA" height="1" width="1"/&gt;</description>
<pubDate>Thu, 01 Jul 2010 19:35:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=wiki&amp;postid=93</comments>
<dc:creator>wiki</dc:creator>
<guid isPermaLink="false">http://wiki.blogfa.com/post-93.aspx</guid>
<feedburner:origLink>http://wiki.blogfa.com/post-93.aspx</feedburner:origLink></item>
<item>
<title>دست خدا</title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/wiki/~3/SZN7IIA-KUA/post-91.aspx</link>
<description>&lt;span class="postbody"&gt;دوستم تعریف میکرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری
 تو شمال طرف اردبیل، 
&lt;br /&gt;
جای اینکه از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت 
&lt;br /&gt;
جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه! 
&lt;br /&gt;
اینطوری تعریف میکنه: 
&lt;br /&gt;
من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی 
&lt;br /&gt;
20 
&lt;br /&gt;
کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو 
&lt;br /&gt;
ماشینم خاموش شد و هرکاری کردم روشن نمیشد. 
&lt;br /&gt;
وسط جنگل، داره شب میشه، نم بارون هم گرفت. 
&lt;br /&gt;
اومدم بیرون یکمی با موتور ور رفتم دیدم نه میبینم، 
&lt;br /&gt;
نه از موتور ماشین سر در میارم!! 
&lt;br /&gt;
راه افتادم تو دل جنگل، راست جاده خاکی رو کرفتم و مسیرم رو ادامه دادم. 
&lt;br /&gt;
دیگه بارون حسابی تند شده بود. 
&lt;br /&gt;
با یه صدایی برگشتم، دیدم یه ماشین خیلی آرام وبی صدا بغل دستم وایساد. 
&lt;br /&gt;
من هم بی معطلی پریدم توش. 
&lt;br /&gt;
اینقدر خیس شده بودم که به فکر اینکه توی ماشینو نیگا کنم هم نبودم. 
&lt;br /&gt;
وقتی روی صندلی عقب جا گرفتم، سرم رو آوردم بالا واسه تشکر 
&lt;br /&gt;
دیدم هیشکی پشت فرمون و صندلی جلو نیست!! 
&lt;br /&gt;
پشمم ریخت. 
&lt;br /&gt;
داشتم به خودم میومدم که ماشین یهو همونطور بی صدا راه افتاد 
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
هنوز خودم رو جفت و جور نکرده بودم که تو یه نور رعدو برق دیدم 
&lt;br /&gt;
یه پیچ جلومونه! 
&lt;br /&gt;
تمام تنم یخ کرده بود. 
&lt;br /&gt;
نمیتونستم حتی جیغ بکشم 
&lt;br /&gt;
ماشین هم همینطور داشت میرفت طرف دره. 
&lt;br /&gt;
تو لحظه های آخر خودم رو به خدا اینقدر نزدیک دیدم 
&lt;br /&gt;
که بابا بزرگ خدا بیامرزم اومد جلو چشمم. 
&lt;br /&gt;
تو لحظه های آخر، یه دست از بیرون پنجره، 
&lt;br /&gt;
اومد تو و فرمون رو چرخوند به سمت جاده 
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
نفهمیدم چه مدت گذشت تا به خودم اومدم. 
&lt;br /&gt;
ولی هر دفعه که ماشین به سمت دره یا کوه میرفت، 
&lt;br /&gt;
یه دست میومد و فرمون رو میپیچوند. 
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
از دور یه نوری رو دیدم و حتی یک ثانیه هم تردید به خودم راه ندادم. 
&lt;br /&gt;
در رو باز کردم و خودم رو انداختم بیرون. 
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
اینقدر تند میدویدم که هوا کم آورده بودم. 
&lt;br /&gt;
دویدم به سمت آبادی که نور ازش میومد 
&lt;br /&gt;
رفتم توی قهوه خونه و ولو شدم رو زمین 
&lt;br /&gt;
بعد از اینکه به هوش اومدم جریان رو تعریف کردم 
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
وقتی تموم شد، تا چند ثانیه همه ساکت بودند 
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
یهو در قهوه خونه باز شد و دو نفر خیس اومدن تو، 
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
یکیشون داد زد: 
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
ممد نیگا! این همون احمقیه که وقتی ما داشتیم ماشینو هل میدادیم 
&lt;br /&gt;
سوار شده بود&lt;/span&gt;&lt;span class="postbody"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/wiki/~4/SZN7IIA-KUA" height="1" width="1"/&gt;</description>
<pubDate>Wed, 30 Jun 2010 17:13:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=wiki&amp;postid=91</comments>
<dc:creator>wiki</dc:creator>
<guid isPermaLink="false">http://wiki.blogfa.com/post-91.aspx</guid>
<feedburner:origLink>http://wiki.blogfa.com/post-91.aspx</feedburner:origLink></item>
<item>
<title />
<link>http://feedproxy.google.com/~r/wiki/~3/lMUtYZux2x0/post-90.aspx</link>
<description>پیشاپیش روز مرد،روز صاحبان قلب سرد،روز منت کشان سر شب،روز مزاحمین نصف شب بر شما دلاوران پنجشنبه شب مبارک باد &lt;/p&gt;&lt;p&gt;-------------------------------&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مثل شقایق زندگی کن ، کوتاه اما زیبا ، مثل پرستو ، فصلی کوچ کن ، اما هدفمند ، مثل پروانه بمیر ، دردناک اما با عشق ، مثل خر عرعر کن ، بلند اما شمرده و خوان&lt;/p&gt;&lt;p&gt;لره میره جبهه و از کمر به پایینش قطع میشه، بهش میگن: چه احساسی داری؟ میگه: احساس می‌کنم تا ک*ن رفتم تو بهشت&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ترکه با لره میرن حج.دم کعبه.ترکه میزنه زیره گریه میگه:خدایا چرا مردی؟ لره با آرنج میزنه به پلوش و میگه آخه الاغ خدا که نمیمیره...شهید می‌شه &lt;/p&gt;&lt;p&gt; به عربه میگن عروس قلبش ضعیفه شب اول مواظب باش. عربه میگه نگران نباش ولک یواش از بغل قلبش رد میکنم &lt;/p&gt;&lt;p&gt;به یه مداح لر میگن برو تو مجلس اقلیت ها روضه بخون ولی اسمی از عمر و عثمان و یزید و معاویه نبری. میگه پس بگم امام حسین با موتور تصادف کرد &lt;/p&gt;&lt;p&gt;آخرین خبــــر علمی : . . محققان ایرانی به روش نوینی برای پیدا کردن یافته های خود دست یافتند&lt;/p&gt;&lt;p&gt;یارو رشتیه با احساس از زنش میپرسه شب عروسیمون یادت میاد.. زن: آره، چقدر جات خالی بود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;به ترکه میگن یه جمله ی فلسفی بگو میگه: احمق ترین افراد كسانی هستند كه به همه چیز اطمینان كامل داشته باشند. میگن: مطمئنی؟ میگه: صد در صد&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ادم و حوا به عنوان اولين انسانها اومدن زمين ديدن چند نفر ديگه ام هستن رفتن پيش خدا گفتن اينا كين مگه ما اول نبوديم خدا گفت اونا رو كاري نداشته باشيد اونا لرن قبل از منم بودن &lt;/p&gt;&lt;p&gt;هر وقت کسی رو دیدی، احساس کردی می خواد بغلت کنه و فقط تو می بینیش، زبونت بند اومده، صدایی نمی شنوی و زمان نمی گذره... ... ... ... مطمئن باش عزرائیله &lt;/p&gt;&lt;p&gt;فیله صاحبش را لخت میبینه ازش می پرسه تو چهطوری با این آب میخوری؟&lt;/p&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/wiki/~4/lMUtYZux2x0" height="1" width="1"/&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Jun 2010 22:34:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=wiki&amp;postid=90</comments>
<dc:creator>wiki</dc:creator>
<guid isPermaLink="false">http://wiki.blogfa.com/post-90.aspx</guid>
<feedburner:origLink>http://wiki.blogfa.com/post-90.aspx</feedburner:origLink></item>
<item>
<title>عمومی</title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/wiki/~3/c0AbbRLmduI/post-89.aspx</link>
<description>&lt;font size="2" face="arial,helvetica,sans-serif"&gt;ترکه &lt;span lang="FA" style="color: black;"&gt;میره
رستوران گارسون میحواسته سرکارش بهزاره میگه: ((کوجی باچی کالا تابا
فاباکا گلاسه )) با ((لیمو)) داریم، ترکه میگه:((کوجی با چی
کالاتابافاباکا گلاسه)) با چی؟!!&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2" face="arial,helvetica,sans-serif"&gt;&lt;span class="postbody"&gt;&lt;strong&gt;تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟! &lt;img src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/18.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2" face="arial,helvetica,sans-serif"&gt;&lt;span class="postbody"&gt;از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون! &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2" face="arial,helvetica,sans-serif"&gt;&lt;span class="postbody"&gt;ترکه ادعای پیامبری میکنه بهش میگن معجزه بیار. میگه بابا همین که یک ترک پیامبر شده معجزه است&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2" face="arial,helvetica,sans-serif" color="#0066ff"&gt;لرا سفينه ميسازند برن خورشيد. بهشون ميگن چقدر خرين ذوب ميشين.&lt;br /&gt;ميگن فکر اونجاشم کرديم، اگه طبق برنامه بريم شب ميرسيم&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2" face="arial,helvetica,sans-serif"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;ترکه خواب می بینه که روز قیامت شده.
می گن هر کسی یه آدم خوب همراه خودش بیاره می ره بهشت. اولی یه شهید
میاره، می ره بهشت. دومی یه جانباز میاره، می ره بهشت. ترکه یه فرغون
خالی دستش می گیره میاد. ازش می پرسن این چیه؟ می گه برید کنار، توش مفقود
الاثر خوابیده!&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2" face="arial,helvetica,sans-serif"&gt;به ترکه میگن سفر حج چطور بود میگه خیابونا تمیز ، برجاش بلند ، ماشینا آخرین مدل. البته یه جای زیارتی هم داشت که شلوغ بود نرفتم&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2" face="arial,helvetica,sans-serif"&gt;يه روز يیه ترکه در اصفهان در يه خانه اي را ميزنه و مقدار آب براي رفع تشنگي 
درخواست ميكنه دختر بچه اي دم در ميايد و يك كاسه دوغ خنك به مرد ميده ، وقتي مرد 
تا آخر دوغ را سر ميكشد به دختره ميگه كوچولو شما هر كه درب خانه تان را بزنه و آب 
بخواهد بهش دوغ خنك ميديد دختر بچه ميگه نه بابا ديشب مهمان داشتيم دوغ درستكرديم 
منتها سوسك افتاد توش براي همين چون مي خواستيم دور نريزيم داديم شما خورديد ، با 
شنيدن اين حرف مرد عصباني ميشه و ميزنه كاسه دوغ را ميشكنه، آنوقت دختر داد ميزنه و 
ميگه مامان - مامان اين آقائه زد كاسه غذاي سگمان رو شكست!!!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2" face="arial,helvetica,sans-serif"&gt;یارو قزوینیه با پسرش مشغول بوده، پسرش هی جیغ و داد میکرده که: آاای! بابا نکن! 
اااوووخ! درد میگیره! قزوینیه شاکی میشه،‌ میگه: خفه شو پدرسگ! مگه ما خودمون بچه 
نبودیم!!!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="2" face="arial,helvetica,sans-serif"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/wiki/~4/c0AbbRLmduI" height="1" width="1"/&gt;</description>
<pubDate>Thu, 20 May 2010 08:33:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=wiki&amp;postid=89</comments>
<dc:creator>wiki</dc:creator>
<guid isPermaLink="false">http://wiki.blogfa.com/post-89.aspx</guid>
<feedburner:origLink>http://wiki.blogfa.com/post-89.aspx</feedburner:origLink></item>
</channel>
</rss>

