<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2enclosuresfull.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" version="2.0">

<channel>
	<title>sirous’s weblog</title>
	
	<link>http://sirous.org/weblog</link>
	<description />
	<lastBuildDate>Tue, 03 Nov 2009 08:52:04 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.5</generator>
	<language>#</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle></itunes:subtitle><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" href="http://feeds.feedburner.com/sirous/weblog" type="application/rss+xml" /><feedburner:browserFriendly></feedburner:browserFriendly><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com" /><item>
		<title>قصه ی ما</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=771</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=771#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 15 Oct 2009 13:55:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[جدایی]]></category>
		<category><![CDATA[عشق سیروس]]></category>
		<category><![CDATA[عشق من]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=771</guid>
		<description><![CDATA[يه روزي روزگاري يک دختر خوشگلي بود که عاشق يه پسر نه خوب نه بد شد ! اينا گلي عاشق هم بودن و ميخواستن يه زندگي آروم کنار هم درست کنن ! اما خانواده ي اين دوتا کلي با ازدواج اينا مخالفت کردن پسر قصه ي ما خودشو به هر دري زد که بتونه خانواده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/10/eshge-sirous1388.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="305" height="223" />يه روزي روزگاري يک دختر خوشگلي بود که عاشق يه پسر نه خوب نه بد شد ! اينا گلي عاشق هم بودن و ميخواستن يه زندگي آروم کنار هم درست کنن ! اما خانواده ي اين دوتا کلي با ازدواج اينا مخالفت کردن پسر قصه ي ما خودشو به هر دري زد که بتونه خانواده شو راضي کنه، که اينا بهم برسن اما نشد که نشد ! دختر قصه ي ما هميشه چشم به راه پسر قصه منتظر بود اما پسر هيچ وقت نتونست به دختر قصه برسه و دختر رو از چشم انتظاري در بياره ! اين دوتا کلي نقشه هاي قشنگ براي هم کشيده بودن ! نمي دونم تا حالا به عشق با يه نگاه اعتقاد داريد يا نه ؟ ولي قصه ي ما با يه نگاه پاک شروع شد ، روزاي خوبي که بدون گناه سپري مي شد و هر روز که مي گذشت دوست داشتن ما بيشتر و بيشتر مي شد تا اونجا که دوري براي هر کدوم از ما مشکل و مشکل تر شد اما اين دست تقدير و خانواده هامون باعث جدايي ما شدن جدايي که باعث شده زندگي هر کدوم از ما رو به بدترين روزاي خودش ببره ! اما حالا پسر قصه ي ما ديگه هيچ وقت نميخواد اسم دخترشو بهار بذاره ديگه هيچ وقت نميخواد با بهار بره پارک لاله و بگه خيلي وقت پيش ا اينجا چه قرارايي گذاشته ديگه هيچ وقت نميخواد ، آلبالو بخوره ديگه هيچ وقت نميخواد کباب کوبيده بخوره وهيچ وقت دلش  نميخواد پيرهن چهار خونه ريز تنش کنه ديگه هيچ وقت دلش نميخواد بره پارميدا و يلدا ديگه هيچ وقت دوست نداره کسي تلفني ببوستش ديگه هيچ وقت دوست نداره کروات آبي راه  راه سفيد ببنده ديگه هيچ وقت دلش نميخواد کسي رو پرپرک و زندگي صدا کنه ديگه هيچ وقت دلش نميخواد از خيابوناي که باهم قدم زدن قدم بزنه ديگه هيچ وقت دلش نميخواد حتي نفس بکشه ديگه حتي نميخواد بند کفش پرپرک و ببنده ، شايد قصه ي ما قصه ي تمام عاشقايي باشه که هيچ وقت بهم نرسيدن ولي اين بهتر و آخرين عشقي بود که تو زنديگم داشتم  ، هميشه فکر مي کردم بجز مادرم که وقتي بچه بودم ته مونده ي غذا مو ميخورده هيچ کس ديگه اي ته مونده ي غذامو نميخوره اما تو هميشه با قاشق من غذا ميخوردي وتو شادي ام شاد و تو ناراحتي ام ناراحت بودي  به فکر کارم بودي کلي برام دعا کردي ولي انگار خدا صداي ما رو نشنيد و نمي خواست که بشنوه، چه شب ا که باهم گريه نکرديم و نخنديدم يادش بخير اون روز باروني کلي زير بارون قدم زديم تا يدون قاب خوشگل برا زينب پيدا کرديم ، يادش بخير مثل موش آب کشيده شده بوديم ياد گل اي رز آبي که براي هر کدممون بود بخير ،ياد برق چشات که ديگه هيچ وقت نمي بينمشون ، امروز که ديگه بايد از تو از همه ي اون روياها و آرزوها که با هم داشتم از بهار از همه و همه دل بکنم امروز که ديگه هيچ وقت با صداي تلفنت از خواب بيدار نميشم امروز که ديگه با هم کوبيده نمي خوريم امروز که ديگه هيچ وقت صدا تو نميشنوم امروز که ديگه با تو نيستم ، ميخوام دنيا نباشه ميخوام حتي خودم نباشم نمي دونم چطور بي من زنده مي موني ولي اينو ميدونم هيچ کدوم مون نمي تونه بي اون يکي زنده باشه تنها از خدا ميخوام که هر دوتامون آروم آروم ديگه براي هيچ وقت نفس نکشيم  ، بيست و دوم  مهر ماه يک هزار وسيصد وهشتاد وهشت</p>
<p style="text-align: justify;">
<p>[See post to listen to audio]</p>
<p style="text-align: right;"><strong>پی نوشت :</strong> این وبلاگ هیچ وقت به روز نخواهد شد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=771</wfw:commentRss>
		<slash:comments>17</slash:comments>
<enclosure url="http://sirous.org/mp3/Pari-kojaee.mp3" length="1525760" type="audio/mpeg" />
		<media:content url="http://sirous.org/mp3/Pari-kojaee.mp3" fileSize="1525760" type="audio/mpeg" /><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle>يه روزي روزگاري يک دختر خوشگلي بود که عاشق يه پسر نه خوب نه بد شد ! اينا گلي عاشق هم بودن و ميخواستن يه زندگي آروم کنار هم درست کنن ! اما خانواده ي اين دوتا کلي با ازدواج اينا مخالفت کردن پسر قصه ي ما خودشو به هر دري زد که بتونه خانواده [...]</itunes:subtitle><itunes:summary>يه روزي روزگاري يک دختر خوشگلي بود که عاشق يه پسر نه خوب نه بد شد ! اينا گلي عاشق هم بودن و ميخواستن يه زندگي آروم کنار هم درست کنن ! اما خانواده ي اين دوتا کلي با ازدواج اينا مخالفت کردن پسر قصه ي ما خودشو به هر دري زد که بتونه خانواده [...]</itunes:summary><itunes:keywords>خاطرات, شخصی, عمومی, جدایی, عشق سیروس, عشق من</itunes:keywords></item>
		<item>
		<title>گذشته ی شیرین</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=765</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=765#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 03 Oct 2009 07:25:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[احمد شاملو]]></category>
		<category><![CDATA[دوست داشتن]]></category>
		<category><![CDATA[شکست در عشق]]></category>
		<category><![CDATA[عشق]]></category>
		<category><![CDATA[عشقم]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ عشق]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=765</guid>
		<description><![CDATA[اين چند روزه به طور خفني دچار احساس نوستالژي شدم ، نفسم مي گيره، در هوايي که نفس هاي تو نيست !گاهگاهي که دلم مي گيره گمان مي کنم که در اوج احساسم ، آنقدر حرفها هست براي گفتن که نميدانم از کجايش بگويم ، شايد اگر او که دوستش داشتم بود هرگز حجم ناگفته [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/10/amir-mohamad-e-man.GIF" alt="" hspace="16" vspace="8" width="202" height="190" />اين چند روزه به طور خفني دچار احساس نوستالژي شدم ، نفسم مي گيره، در هوايي که نفس هاي تو نيست !گاهگاهي که دلم مي گيره گمان مي کنم که در اوج احساسم ، آنقدر حرفها هست براي گفتن که نميدانم از کجايش بگويم ، شايد اگر او که دوستش داشتم بود هرگز حجم ناگفته هايم چنين سنگين نمي ماند ، هميشه فکر مي کردم اين خود آدمان که قسمت و آينده ي خودشون رو رقم ميزنن ! هميشه فکر مي کردم هر چيز و هر کسي رو که بخوام بدست ميارم ! هميشه فکر مي کردم مي تونم قسمت خودمو رقم بزنم ! هميشه فکر مي کردم !ولي بجز فکر کردن هميشه عمل هم مي کردم ! اما اين روزها هرچي تلاش کردم قسمت خودم رو رقم بزنم نشد که نشد ، گاهي وقتا اين قسمت و سرنوشت و تقديرلعنتي و يه عده آدم که فکر مي کنن همه کاره ي من هستن همه تلاش و عشق يک نفر مثل منو به دست باد ميدن ، دوتا تصميم بزرگ گرفتم که ديگه هيچ وقت کسي رو دوست نداشته باشم  و اينکه کسايي رو که نذاشتن به هدفم برسم تا آخر عمرم نبخشم وهيچ وقت تو صورتشون نگاه نکنم ، خيلي دلم ميخواست به جاي اين عکس بودم ، منظورم اينکه ، اين بچه باشم ، خواهرزاده مه و چند روز پيش يک ساله شد ، خوش به حالش از اين دنيا تنها لبخند زدن و غذا خوردن و راحت خوابيدن رو حاليش ميشه ، <span style="color: #008000;">احمد شاملو :</span> افسوس اي فسرده چراغ! ازتو ، ما را اميد و گرمي و شوري بود ، وين کلبه ي گرفته ي مظلم را ،از پرتو وجود تو نوري بود. دردا ! نماند از آن همه ، جز يادي منسوج و لغو و باطل و نامفهوم ، چون سايه کز هيا کل ناپيدا ، گردد به عمق آينه يي معلوم ، يک باره رفت آن همه سرمستي يک باره مرد آن همه شادابي ، مي سوزم  اي کجايي کز بوسه ، بر کام تشنه ام بزني آبي ، در انتظار باز پسين روزم ، وزقول رفته روي نمي پيچم . از حال غير رنج نبردم سود ، زآينده نيز ، آه که من هيچ ام بگذر اي اميد عبث ، يک بار ،  برآستان مرگ نياز آرم ، باشد که آن گذشته ي شيرين را ، بار دگر به سوي تو باز آرم</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=765</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برای خانم ، مرضیه</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=752</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=752#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 15:57:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسه موشها]]></category>
		<category><![CDATA[مرضیه برومند]]></category>
		<category><![CDATA[گربه های ایرانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=752</guid>
		<description><![CDATA[عزيزترينم. مادر جان (خانم برومند) می دانم که صبح و شب در سرما و گرما رنج ساختن کارها ی هنری را به جان خود هموار مي کنی. می دانم با چه احساس عاشقانه ای به اين کارها چشم می دوزی و آرزوی اين را در سر مي پروراني که ای کاش من جای او بودم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/09/madar-boromand.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="203" height="231" />عزيزترينم. مادر جان (خانم برومند) می دانم که صبح و شب در سرما و گرما رنج ساختن کارها ی هنری را به جان خود هموار مي کنی. می دانم با چه احساس عاشقانه ای به اين کارها چشم می دوزی و آرزوی اين را در سر مي پروراني که ای کاش من جای او بودم و یا بهتر از این کار کرده بودم  مي دانم که شبيه ،آقا معلم خوب قصه ات شهر موشها هستی  به قول عرفان نمی دانم  خبر داری ؟ کپل خپل بی گردو بادام مانده و سرمایی طفلک به جای کش رفتن گردوهای کپل دارد سرما نوش جان می کند و خوش خواب  بی خواب و عینکی بی عینک شده ،برای نارنجی و نازک نارنجی ها کاری کنید شاید با هنرت صدای ما را به گوش، گوش درازهای در بند برسانی نمی دانم انگار همه از شما میخواهند با آنها که دم باریک و کپل وگوش دراز شهر موشها را درچنگ آن گربه های ایرانی که شما قرار است بسازید گرفتار کرده اند همکاری نکنید نمی دانم ازشرم قرمز شده ام یا ازاین همه انتظار بی جا که از شما دارم مادر جان ، صد لعنت بر جوانانی چون من که ، اوقات عزيز شما را زهرمار کرده باشد ! باور کنید سینه ام هر شب دود چراغ استشمام می کند نه چيز ديگر من في الواقع دهنم شاید بوی شیر بدهد اما خواستم بدانید آنها که شما میخواهید از گربه هایشان بگویید ، موش های شهر قصه ات را زنداني و بي پناه در شهر حبس کرده اند ،موش هایتان  جز من و شما که کسی را ندارند ، مادر جان (خانم برومند) عزيزترينم ای سازنده ی شهر خاطراتمان خواستم بدانید گربه های، مظلوم نمای شهر،که قرار است شما زندگیشان را بسازید با بچه موشه های بی پناه چه کرده اند ، همه مان به هنرت  قبطه می خوریم اما مادر جان خودت نگاه کن و ببین این گربه ها چه بر سر بچه موش های بیچاره آورده اند مادر جان بعضي فکر می کنند فقط خودشان استادند و نمی دانند که شما حق دارید کاری را بپذيرد يا رد کنید ، اصلا مي دانيد چرا اينطوري شد؟ باورت مي شود؟ با موشهای قصه ات چنین کرده اند ؟ حالا همه بچه موشها از شما انتظار دارند به نجات مدرسه بیایی مادر جان همه میخواهند بهشان نشان دهی معلم واقعی شما هستی مادر جان همه این حرف ها را زدم تا بگویم خوش خیالی نیست کسی که می رود پای صندوق های رای و رایش را در صندوق می ریزد و فاتحانه و مغرور به خود می بالد که انتخاب کرده است چه قدر ساده است که عقاید پدر ، مادر ، معلم جامعه اش را بی هیچ حرف و حدیث و بی هیچ سوالی پذیرفته است ، همه این حرف ها را زدم تا بگویم : بچه موشها، نترسید . درست است که شما در زندان نشسته اید و این روزها را به جای این که کنار همسر و فرزندانتان باشید در کنار هم سلولی هایتان به سر می برید ، اما این مژده را به همه هم بند هایتان و اصلا همه زندانی هامی دهم که شما تنها نیستید</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: right;"><strong>پی نوشت:</strong> بر این باور نیستم که دیگران باید از باور من پیروی کنند تنها دلیل نوشتن این پست خواندن<a href="http://harfehesaaby.blogspot.com/2009/09/blog-post_23.html"> این مطلب</a> و در خواست <a href="http://yozpalangh.wordpress.com/2009/09/24/biandish/">این دوست</a> بود</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=752</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Common Mistakes at CAE</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=743</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=743#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 24 Sep 2009 12:57:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[دانلود کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[Common Mistakes at CAE]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه كمبريج]]></category>
		<category><![CDATA[سایت کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب اموزش زبان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=743</guid>
		<description><![CDATA[مدرك عالي انگليسي   يك امتحان پيشرفته‌ ي زبان انگليسي است كه دانشگاه كمبريج انگلستان آن را برگزار مي ‌كند و شامل پنج بخش خواندن، نوشتن، كاربرد انگليسي، گوش‌ دادن، و صحبت كردن است. هر بخش اين امتحان شامل بیست درصد كل نمرات است كه فقط در صورت كسب هشتادوپنج درصد به بالا نمره ی الف [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/09/Common-Mistakesat-CAE.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="183" height="244" />مدرك عالي انگليسي   يك امتحان پيشرفته‌ ي زبان انگليسي است كه دانشگاه كمبريج انگلستان آن را برگزار مي ‌كند و شامل پنج بخش خواندن، نوشتن، كاربرد انگليسي، گوش‌ دادن، و صحبت كردن است. هر بخش اين امتحان شامل بیست درصد كل نمرات است كه فقط در صورت كسب هشتادوپنج درصد به بالا نمره ی الف يا هفتادوپنج درصد تا هفتادو نه درصد نمره ی ب و  شصت تا هفتادو چهاردرصد نمره‌ي سی موفق به اخذ مدرك مزبور خواهيد شد. اما اين مدرك به چه دردي مي‌خورد؟ اين مدرك درصورتي به دردتان مي‌خورد كه بخواهيد در كشورهاي انگليسي زبان به تحصيل يا كار مشغول شويد، زيرا اين مدرك در سراسر جهان از اعتبار ويژه‌اي برخوردار است و يك بار كه به كسي اعطا شود، تا پايان عمر معتبر شناخته مي‌شود.اما اين كتاب تمركز خود را روي اشتباهات واقعي دانشجويان در حين آزمون‌ هاي گذشته‌ ي CAE است و اين ‌كه چطور مي‌توانند از آن‌ ها اجتناب كنند. اين كتاب ارزشمند بر مبناي تجزيه و تحليل هزاران برگه ‌ي امتحاني تدوين شده است كه با توضيحات شفاف و تمرين‌هاي مناسب به دانشجويان كمك مي‌كند كه زبان انگليسي را با دقت به كار ببرند و حداكثر نمرات را از اين آزمون كسب نمايند.برای دریافت این کتاب با ارزش کافیه روی این <a href="http://sirous.org/dl/Common%20Mistakes%20at%20CAE%20(www.sirous.org).exe">لینک کلیک</a> کنید و نسخه ی پی دی اف این کتاب رو با حجم 5.3 مگابایت <a href="http://sirous.org/dl/Common%20Mistakes%20at%20CAE%20(www.sirous.org).exe">دریافت</a> کنید</p>
<p style="text-align: left;"><strong>Password : </strong><strong>www.sirous.org</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=743</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<enclosure url="http://sirous.org/dl/Common%20Mistakes%20at%20CAE%20(www.sirous.org).exe" length="5651242" type="application/x-msdownload" /><media:content url="http://sirous.org/dl/Common%20Mistakes%20at%20CAE%20(www.sirous.org).exe" fileSize="5651242" type="application/x-msdownload" /><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle>مدرك عالي انگليسي   يك امتحان پيشرفته‌ ي زبان انگليسي است كه دانشگاه كمبريج انگلستان آن را برگزار مي ‌كند و شامل پنج بخش خواندن، نوشتن، كاربرد انگليسي، گوش‌ دادن، و صحبت كردن است. هر بخش اين امتحان شامل بیست درصد كل نمرات است كه فقط در صورت كسب هشتادوپنج </itunes:subtitle><itunes:summary>مدرك عالي انگليسي   يك امتحان پيشرفته‌ ي زبان انگليسي است كه دانشگاه كمبريج انگلستان آن را برگزار مي ‌كند و شامل پنج بخش خواندن، نوشتن، كاربرد انگليسي، گوش‌ دادن، و صحبت كردن است. هر بخش اين امتحان شامل بیست درصد كل نمرات است كه فقط در صورت كسب هشتادوپنج درصد به بالا نمره ی الف [...]</itunes:summary><itunes:keywords>دانلود کتاب, Common Mistakes at CAE, دانشگاه, دانشگاه كمبريج, سایت کتاب, کتاب اموزش زبان</itunes:keywords></item>
		<item>
		<title>فرشته</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=735</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=735#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 Sep 2009 15:16:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[احمد شاملو]]></category>
		<category><![CDATA[تولد]]></category>
		<category><![CDATA[روح]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[فرشته]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=735</guid>
		<description><![CDATA[بعد نه ماه که یه بچه تو شکم مادرش کامل میشه ، وقتی که بچه میخواد دنیا بیاد می ترسه ، ترسش از دنیا و همه ی اتفاقای این دنیاست ،اما یدون  فرشته از طرف خدا میاد پیشش و بهش میگه آماده شو تا بریم یه دنیایی که جنگل داره آسمون آبی پر از ستاره [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/09/kodake-man.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="249" height="194" />بعد نه ماه که یه بچه تو شکم مادرش کامل میشه ، وقتی که بچه میخواد دنیا بیاد می ترسه ، ترسش از دنیا و همه ی اتفاقای این دنیاست ،اما یدون  فرشته از طرف خدا میاد پیشش و بهش میگه آماده شو تا بریم یه دنیایی که جنگل داره آسمون آبی پر از ستاره داره !بچه بازمی ترسه بکشنش بعد فرشته هولش میده به این دنیا و تا آخر عمر مراقبش هست  ، حالا ! اون بچه شاید منم و شاید شما ! اما اون بچه وقتی پاشو تو این دنیا میزاره همه چی می بینه جزفرشته جزاون چیزای خوبی که فکرشو می کرده ! اما حالا خیلی وقته منتظرم که اون فرشته برگرده و بیاید من و ببره به یک دنیای بزرگتر ! اخ که دلم چقدر برای شنیدن صدای خیلی ا که دوستشون دارمو الان بین ما نیستن تنگ شده . <span style="color: #008000;">احمد شاملو:</span> ابر می گرید باد می گردد و به خود این گونه نجوا می کند عابر: با چنین هر درزدن ، هر گوشه گردیدن، در شبی که ش و هم از پستان چونان قیر نوشیدن زهر، ره گذار مقصد فردای خویش ام من .. ورنه در این گونه شب این گونه باران این چنین توفان که می تواند داشت منظوری که سودی در نظر با آن نبندد نقش ؟ مرغ مسکین ! زنده گی زیباست خورده و خفتی نیست بی مقصود . می توان هر گونه کشتی راند بر دریا: می توان مستانه در مهتاب با یاری بلم بر خلوت آرام دریا راند می توان زیر نگاه ماه با آواز قایق ران سه تاری زد لبی بوسید</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=735</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حصار شکسته</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=731</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=731#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 Sep 2009 15:03:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[امریکا]]></category>
		<category><![CDATA[تورم]]></category>
		<category><![CDATA[ورشکسته شدن ایران خودرو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=731</guid>
		<description><![CDATA[زماني که در امريکا بانکهاي بزرگ يکي پس از ديگري اعلام ورشکستگي مي کردند ، همزمان در جاده ي مخصوص کرج بزرگترين خودروساز خاورميانه يعني ايران خودرو بي وقفه مشغول توليد بود .اما امسال براي اولين باز بعد چهار دهه ايران خودرو هم اعلام ضرر کرد و اگه کمک يک ميليارد دلاري دولت نبود ايران [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/09/iran-economic.jpg" alt="" hspace="16" vspace="8" width="251" height="201" />زماني که در امريکا بانکهاي بزرگ يکي پس از ديگري اعلام ورشکستگي مي کردند ، همزمان در جاده ي مخصوص کرج بزرگترين خودروساز خاورميانه يعني ايران خودرو بي وقفه مشغول توليد بود .اما امسال براي اولين باز بعد چهار دهه ايران خودرو هم اعلام ضرر کرد و اگه کمک يک ميليارد دلاري دولت نبود ايران خودرو هم مثل بانک هاي امريکايي اعلام ورشکستگي مي کرد در بهبوه ي بحران اقتصادي جهان آقاي رئيس جمهور اين بحران رو نشانه ي سقوط ابرقدرتها دانست .رئيس جمهور گفت ايران چون به نظام سرمايه داري جهان وصل نيست از بحران ايمن خواهد ماند .اما در اين زمان بعلت تحريم هاي مالي امريکا ارتباط بانکي ايران با موسسات مالي امريکايي و اروپايي به حداقل رسيده بود چيزي که نظام بانکي کشور رو از آسيب مستقيم حفظ کرد ، اينجا بود که ويروس بحران راه نفوذي براي خودش پيدا کرد و از اونجا واردکشورمون شد ، قيمت نفت بعلت کاهش تقاضا خيلي سريع سقوط کرد بشکه نفتي که تا ديروز صد وچهل دلار فروش مي رفت بيشتر از چهل دلار ارزش نداشت !و ايران که هشتاد درصد درآمدش از فروش نفت ه ناگهان با کمبود اعتبار روبرو شد کمبود اعتبار به سرعت به صنعت رسيد !فولاد ،آلمينيوم ،سازه هاي  دريايي وخودرو سازي بيشترين آسيب رو ديدن  ،به دنبال صنايع سنگين  بحران به واحدهاي کوچک و متوسط هم رسيد ، امروز مشتريان بانکهاي کشور چيزي حدود چهل ميليارد دلار به شبکه ي بانکي کشور بدهکارهستند و از باز پرداخت ان عاجز، صادرات غير نفتي کشور که اصولا رقم قابل توجهي نبوده باز کاهش يافته است البته واردات به شکل رقم بي سابقه اي رسيده بود ، کند تر شد و در اثر اين کاهش رشد اقتصادي نرخ تورم در ماهاي اخير برخلاف ماهاي قبل در حال کاهش است !بروز نشانه هاي بحران اقتصادي در کشورمون ايران نشان مي دهد که اقتصاد ايران تافته اي جدابافته اي  از اقتصاد دنيا نيست . اما دولت با به تعويق انداختن بدهي هفت هزار شرکت در ايران وتزيق يک ميليارد دلار به ايران خودرو از صندوق ذخيره اي ارزي و ديگر تمهيداتي که بانک مرکزي در بخش سرمايه براي بانک ها ديد سعي در اين داشت که با دادن وام هايي بخشي از مشکلات اقتصادي ايران رو از بين ببرد اما عمده مشکل بزرگ ايران بيکاري و رکود اقتصادي در ايران به دليل تعطيلي کارخانه جات ه که باعث فرار سرمايه و کمبود سرمايه در کشور خودشو نشون ميده در اين شرايط دولت با کاهش مصارف ارزي و جلوگيري از واردات کالاهاي لوکس بخشي از اين مشکل را بر طرف کنه اما در شرايطي که دولت قراره سوبسيد هاي کالاهاي سوختي رو حذف کنه که خود اين کار باعث افزايش تورم در کشورم ميشه و اين افزايش تورم در کشور مشکلات بيشتري روبروي دولت ايران قرار خواهد داد ، نتيجه ي اخلاقي ماجرا ، اقتصاد ايران تافته اي جدابافته از اقتصاد دنيا نيست</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=731</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سکه ی شانس</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=724</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=724#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 Sep 2009 05:58:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[سکه ی شانس]]></category>
		<category><![CDATA[شوهر]]></category>
		<category><![CDATA[طلاق]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=724</guid>
		<description><![CDATA[آروم صحبت نمي کرد همه مي شنيدن ، مي گفت ميخواد از شوهرش جدا شه ! چراشو براي دوست ش توضيح داد که نمي تونه اينجا دور از خانواده ش زندگي کنه منظورش پدر و مادرو خواهر برادراش بود کلي برام سوال شده بود نتونستم جلو خودمو بگيرم اخه تو تاکسي نشسته بودم و داشت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/09/sekye-shans.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="234" height="263" />آروم صحبت نمي کرد همه مي شنيدن ، مي گفت ميخواد از شوهرش جدا شه ! چراشو براي دوست ش توضيح داد که نمي تونه اينجا دور از خانواده ش زندگي کنه منظورش پدر و مادرو خواهر برادراش بود کلي برام سوال شده بود نتونستم جلو خودمو بگيرم اخه تو تاکسي نشسته بودم و داشت صحبت مي کرد صبر کردم صحبت ش با تلفن دستيش تموم شد با کمال فضولي ازش پرسيدم بلند صحبت مي کرد متوجه شدم ميخواي از شوهرت جدا بشي ؟ اونم به خاطر اينکه از خانواده ات دوري ؟ با تعجب نگام کرد و گفت اره ! گفتم واقعا دليلش همينه ؟ يعني شوهرت معتاد نيست ؟ نمي دونم زشت نيست ؟ بيکاره ؟ هرزه ست ؟ زن بازه ؟ نمي دونم رفيق بازه ؟ خرج زندگيتو نميده ؟ مريضي ناعلاج داره ؟ نمي دونم زن ديگه گرفته ؟ بچه ات نميشه ؟ خلاصه کلي گفتم اينم با تعجب نيگام ميکرد ! بعد اينکه حرفام تموم شده کلي از شوهرش تعريف کرد که شوهرش فلان ه و بهمانه خلاصه اين طوري که ميگفت پسر سربه راهي بود حتي عکسشو که  بهم نشون داد کلي پسر مقبولي بود خلاصه از سر دختره زيادي ميکرد کلي ناز بود ، منم بي تعارف بهش گفتم والله خانم شوهرت از سرتم زيادي ميکنه از ظاهر که ازت خوشگل و ناز تره ميگي به راه سالمه ، تو اين دوره زمونه که شوهر شده سکه ي شانس داري ميزني زير بخت خودت ! خوب که نيگاهش کردم همچين خوشگل م نبود ، بازم بي تعارف تر بهش گفتم والله خوشگلم نيستي بگيم فردا طلاق بگيري بري خونه بابات يکي بگه حالا خوشگله دختره اشکال نداره قبلا ازدواج کرده بگيرتت والله بري خونه بابات مگه مامانت ترشي چندين و چند ساله تو بگيره طفلک دختره هاج و واج نيگام ميکرد و مونده بود چي جواب بده که يهو متوجه شد رسيده به راننده گفت واسه که واساد و پيدا شد بي اونکه جواب منو بده . نتيجه اخلاقي ماجرا اينکه تو اين دوران وانفساي بي شوهري اگه دختر خانمي يه همچين شوهري قسمت ش شد بدون ه سکه ي شانس سراغ ش اومده بذارتش رو سرش و حلوا حلواش کنه</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=724</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زبان آتش – محمدرضا شجریان</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=718</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=718#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Sep 2009 10:09:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[موزیک]]></category>
		<category><![CDATA[تصنیف زبان آتش]]></category>
		<category><![CDATA[جشن زوال استبداد دینی]]></category>
		<category><![CDATA[خامنه ای]]></category>
		<category><![CDATA[زبان آتش]]></category>
		<category><![CDATA[سروش]]></category>
		<category><![CDATA[شجریان]]></category>
		<category><![CDATA[عبدالکریم سروش]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا شجریان]]></category>
		<category><![CDATA[موزیک شجریان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=718</guid>
		<description><![CDATA[ دراین پست عبدالکريم سروش می خوانید :عروسي خونين پايان يافت و داماد دروغين به حجله درآمد.صندوق ها بر خود لرزيدند و ديوان در تاريکي رقصيدند.قربانيان در کفن هاي سپيد به نظاره ايستادند و زندانيان با دست هاي بريده کف زدند وجهانيان يک چشم خشم ويک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند.چشم روزگار فاش گريست [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/09/Mohammad-Reza-Shajarian-Zaban-Atash.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="262" height="236" /><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;"> دراین<a href="http://www.drsoroush.com/Persian/By_DrSoroush/P-NWS-13880619-JashneZevaleEstebdadeDini.html"> پست </a>عبدالکريم سروش می خوانید :عروسي خونين پايان يافت و داماد دروغين به حجله درآمد.صندوق ها بر خود لرزيدند و ديوان در تاريکي رقصيدند.قربانيان در کفن هاي سپيد به نظاره ايستادند و زندانيان با دست هاي بريده کف زدند وجهانيان يک چشم خشم ويک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند.چشم روزگار فاش گريست و خون از سر ايوان جمهوري گذشت. شيطان خنديد و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضيلت به خواب رفت.شما حاضر بوديد آبروي خدا برود اما آبروي شما نرود. مردم به ديانت و نبوت پشت کنند اما به ولايت شما پشت نکنند. شريعت و طريقت و حقيقت مچاله شوند اما رداي رياست شما چين و چروک نخورد. اما خدا نخواست. دلهاي سوخته و لبهاي دوخته و خونهاي ريخته و دست هاي بريده و دامانها ي  دريده نخواستند و نگذاشتند. پاکان و پارسايان و پيامبران نخواستند. محرومان و مصلحان و ستم کشيدگان و ستم ستيزان نگذاشتند.مي دانم که روزهاي تلخ و سختي را مي گذارنيد. خطا کرده ايد، خطايي سخت . این گزیده ای از نامه آقای عبدالکريم سروش در مورد وقایع اخیر ایران بود<strong> <a href="http://www.drsoroush.com/Persian/By_DrSoroush/P-NWS-13880619-JashneZevaleEstebdadeDini.html">متن کامل نامه را در این قسمت مطالعه کنید</a> </strong>، دررابطه با وقایع بعد از انتخابات استاد آواز، محمدرضا شجریان تصنیف زیبایی به نام زبان آتش آماده کرده ،با شعری از فريدون مشيري که هر شنونده ای رو به وجد میاره متن تصنف زبان آتش : تفنگت را زمين بگذار که من بيزارم از ديدار اين خونبارِ ناهنجار تفنگِ دست تو يعني زبان آتش و آهنمن اما پيش اين اهريمني ابزار بنيان کن ندارم جز زبانِ دل -دلي لبريزِ مهر تو- تو اي با دوستي دشمن. زبان آتش و آهن زبان خشم و خونريزي ست زبان قهر چنگيزي ست بيا، بنشين، بگو، بشنو سخن، شايد فروغ آدميت راه در قلب تو بگشايد. برادر! گر که مي خواني مرا، بنشين برادروارتفنگت را زمين بگذارتفنگت را زمين بگذار تا از جسم تواين ديو انسان کش برون آيد.تو از آيين انساني چه مي داني؟ اگر جان را خدا داده ست چرا بايد تو بستاني؟چرا بايد که با يک لحظه غفلت، اين برادر رابه خاک و خون بغلطاني؟ بردار را به خاک و خون بغلطانی . گرفتم در همه احوال حق گويي و حق جويي و حق با توست ولي حق را برادر جان به زور اين زبان نافهم آتشبار نبايد جست اگر اين بار شد وجدان خواب آلوده ات بيدار تفنگت را زمين بگذار تفنگت را زمين بگذار. این تصنیف زیبا رو از پلیر وبلاگ به صورت آنلاین می تونید گوش بدید در غیر این صورت <a href="http://sirous.org/mp3/Mohammad%20Reza%20Shajarian%20%20Zaban%20Atash%20(www.sirous.org).mp3.zip">با کلیک</a> بر روی این<a href="http://sirous.org/mp3/Mohammad%20Reza%20Shajarian%20%20Zaban%20Atash%20(www.sirous.org).mp3.zip"> لینک</a> تصنیف زبان آتش رو با حجم 1.9 مگابایت <a href="http://sirous.org/mp3/Mohammad%20Reza%20Shajarian%20%20Zaban%20Atash%20(www.sirous.org).mp3.zip">دانلود</a> کنید </span></span></span></p>
<p><span style="text-align:left;display:block;"><object id="audioplayer1" classid="clsid:d27cdb6e-ae6d-11cf-96b8-444553540000" width="290" height="24" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0"><param name="FlashVars" value="&amp;bg=0xf8f8f8&amp;leftbg=0xeeeeee&amp;lefticon=0x666666&amp;rightbg=0xcccccc&amp;rightbghover=0x999999&amp;righticon=0x666666&amp;righticonhover=0xffffff&amp;text=0x666666&amp;slider=0x666666&amp;track=0xFFFFFF&amp;border=0x666666&amp;loader=0x9FFFB8&amp;soundFile=http://sirous.org/mp3/Mohammad%20Reza%20Shajarian%20%20Zaban%20Atash%20(www.sirous.org).mp3" /><param name="quality" value="high" /><param name="menu" value="false" /><param name="bgcolor" value="#FFFFFF" /><param name="src" value="http://sirous.org/weblog/wp-content/plugins/audio-player/player.swf" /><param name="flashvars" value="&amp;bg=0xf8f8f8&amp;leftbg=0xeeeeee&amp;lefticon=0x666666&amp;rightbg=0xcccccc&amp;rightbghover=0x999999&amp;righticon=0x666666&amp;righticonhover=0xffffff&amp;text=0x666666&amp;slider=0x666666&amp;track=0xFFFFFF&amp;border=0x666666&amp;loader=0x9FFFB8&amp;soundFile=http://sirous.org/mp3/Mohammad%20Reza%20Shajarian%20%20Zaban%20Atash%20(www.sirous.org).mp3" /><embed id="audioplayer1" type="application/x-shockwave-flash" width="290" height="24" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/plugins/audio-player/player.swf" bgcolor="#FFFFFF" menu="false" quality="high" flashvars="&amp;bg=0xf8f8f8&amp;leftbg=0xeeeeee&amp;lefticon=0x666666&amp;rightbg=0xcccccc&amp;rightbghover=0x999999&amp;righticon=0x666666&amp;righticonhover=0xffffff&amp;text=0x666666&amp;slider=0x666666&amp;track=0xFFFFFF&amp;border=0x666666&amp;loader=0x9FFFB8&amp;soundFile=http://sirous.org/mp3/Mohammad%20Reza%20Shajarian%20%20Zaban%20Atash%20(www.sirous.org).mp3"></embed></object></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=718</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<enclosure url="http://sirous.org/mp3/Mohammad%20Reza%20Shajarian%20%20Zaban%20Atash%20(www.sirous.org).mp3.zip" length="1926616" type="application/zip" /><media:content url="http://sirous.org/mp3/Mohammad%20Reza%20Shajarian%20%20Zaban%20Atash%20(www.sirous.org).mp3.zip" fileSize="1926616" type="application/zip" /><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle> دراین پست عبدالکريم سروش می خوانید :عروسي خونين پايان يافت و داماد دروغين به حجله درآمد.صندوق ها بر خود لرزيدند و ديوان در تاريکي رقصيدند.قربانيان در کفن هاي سپيد به نظاره ايستادند و زندانيان با دست هاي بريده کف زدند وجهانيان يک چشم خشم ويک چشم نفرت، دام</itunes:subtitle><itunes:summary> دراین پست عبدالکريم سروش می خوانید :عروسي خونين پايان يافت و داماد دروغين به حجله درآمد.صندوق ها بر خود لرزيدند و ديوان در تاريکي رقصيدند.قربانيان در کفن هاي سپيد به نظاره ايستادند و زندانيان با دست هاي بريده کف زدند وجهانيان يک چشم خشم ويک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند.چشم روزگار فاش گريست [...]</itunes:summary><itunes:keywords>خاطرات, عمومی, موزیک, تصنیف زبان آتش, جشن زوال استبداد دینی, خامنه ای, زبان آتش, سروش, شجریان, عبدالکریم سروش, محمدرضا شجریان, موزیک شجریان</itunes:keywords></item>
		<item>
		<title>رندان مست – محمدرضا شجریان</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=706</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=706#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Sep 2009 04:06:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[موزیک]]></category>
		<category><![CDATA[استاد شجریان]]></category>
		<category><![CDATA[البوم رندان مست]]></category>
		<category><![CDATA[رندان مست]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا شجریان]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی سنتی ایران]]></category>
		<category><![CDATA[کنسرت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=706</guid>
		<description><![CDATA[آلبوم رندان مست کاري تازه و بسيار زيبا از استاد شجريان ، مجيد درخشاني آهنگساز و نوازنده تار گروه شهناز مي گويد : آلبوم رندان مست شامل قطعات بخش اول كنسرت مهرماه گروه شهناز در تهران است كه استاد شجريان در اين كنسرت سازهاي جديد خود را با اجراي قطعات اين كنسرت معرفي كرد اين [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/09/Shajarian-Rendan-Mast.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="243" height="226" />آلبوم رندان مست کاري تازه و بسيار زيبا از استاد شجريان ، مجيد درخشاني آهنگساز و نوازنده تار گروه شهناز مي گويد : آلبوم رندان مست شامل قطعات بخش اول كنسرت مهرماه گروه شهناز در تهران است كه استاد شجريان در اين كنسرت سازهاي جديد خود را با اجراي قطعات اين كنسرت معرفي كرد اين كنسرت در دو بخش رندان مست و مرغ خوشخوان برگزار شد، متن تصنيف رندان مست : رندان سلامت مي کنند ، جان را غلامت مي کنند .رندان سلامت مي کنند ، جان را غلامت مي کنند مستي ز جامت مي کنند ، مستان سلامت مي کنند .غوغاي روحاني نگر ، سيلاب طوفاني نگرخورشيد رباني نگر ، مستان سلامت مي کنند .مستان سلامت مي کنند خورشيد رباني نگر ، مستان سلامت مي کنند مستان سلامت مي کنند .اي آرزوي آرزو ، آن پرده را بردار از او .اي آرزوي آرزو ، آن پرده را بردار از اومن کس نمي دانم جز او ، مستان سلامت مي کنند . مستان سلامت مي کنند .آن دام آدم را بگو ، وان جان عالم را بگو .وان يار و همدم را بگو ، مستان سلامت مي کنند مستان سلامت مي کنند آن دام آدم را بگو ، وان جان عالم را بگو وان يار و همدم را بگو ، مستان سلامت مي کنند مستان سلامت مي کنند اي ابر خوش باران بيا ، اي مستي ياران بيا اي ابرخوش باران بيا ، اي مستي ياران بيا اي شاه طراران بيا ، اي شاه طراران بيا مستان سلامت مي کنند ، مستان سلامت مي کنند رندان سلامت مي کنند ، جان را غلامت مي کنند رندان سلامت مي کنند ، جان را غلامت مي کنند رندان سلامت مي کنند ، جان را غلامت مي کنند مستي ز جامت مي کنند ، مستان سلامت مي کنند مستي ز جامت مي کنند ، مستان سلامت مي کنند مستان سلامت مي کنند ، مستان سلامت مي کنند. براي <a href="http://sirous.org/mp3/Rendane%20Mast%20(www.sirous.org).mp3.zip">دانلود</a> تصنيف رندان مست با حجم 1.4 مگابایت بر روي اين <a href="http://sirous.org/mp3/Rendane%20Mast%20(www.sirous.org).mp3.zip">لينک کليک</a> کنيد دوستاني که تمايل دارند مي تونند اين موزيک رو به صورت آنلاين از پلير وبلاگ گوش کنند</p>
<p><span style="text-align:left;display:block;"><object id="audioplayer1" classid="clsid:d27cdb6e-ae6d-11cf-96b8-444553540000" width="290" height="24" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0"><param name="FlashVars" value="&amp;bg=0xf8f8f8&amp;leftbg=0xeeeeee&amp;lefticon=0x666666&amp;rightbg=0xcccccc&amp;rightbghover=0x999999&amp;righticon=0x666666&amp;righticonhover=0xffffff&amp;text=0x666666&amp;slider=0x666666&amp;track=0xFFFFFF&amp;border=0x666666&amp;loader=0x9FFFB8&amp;soundFile=http://sirous.org/mp3/Rendane%20Mast%20(www.sirous.org).mp3" /><param name="quality" value="high" /><param name="menu" value="false" /><param name="bgcolor" value="#FFFFFF" /><param name="src" value="http://sirous.org/weblog/wp-content/plugins/audio-player/player.swf" /><param name="flashvars" value="&amp;bg=0xf8f8f8&amp;leftbg=0xeeeeee&amp;lefticon=0x666666&amp;rightbg=0xcccccc&amp;rightbghover=0x999999&amp;righticon=0x666666&amp;righticonhover=0xffffff&amp;text=0x666666&amp;slider=0x666666&amp;track=0xFFFFFF&amp;border=0x666666&amp;loader=0x9FFFB8&amp;soundFile=http://sirous.org/mp3/Rendane%20Mast%20(www.sirous.org).mp3" /><embed id="audioplayer1" type="application/x-shockwave-flash" width="290" height="24" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/plugins/audio-player/player.swf" bgcolor="#FFFFFF" menu="false" quality="high" flashvars="&amp;bg=0xf8f8f8&amp;leftbg=0xeeeeee&amp;lefticon=0x666666&amp;rightbg=0xcccccc&amp;rightbghover=0x999999&amp;righticon=0x666666&amp;righticonhover=0xffffff&amp;text=0x666666&amp;slider=0x666666&amp;track=0xFFFFFF&amp;border=0x666666&amp;loader=0x9FFFB8&amp;soundFile=http://sirous.org/mp3/Rendane%20Mast%20(www.sirous.org).mp3"></embed></object><strong></strong></span></p>
<p><strong></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=706</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		<enclosure url="http://sirous.org/mp3/Rendane%20Mast%20(www.sirous.org).mp3.zip" length="1435472" type="application/zip" /><media:content url="http://sirous.org/mp3/Rendane%20Mast%20(www.sirous.org).mp3.zip" fileSize="1435472" type="application/zip" /><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle>آلبوم رندان مست کاري تازه و بسيار زيبا از استاد شجريان ، مجيد درخشاني آهنگساز و نوازنده تار گروه شهناز مي گويد : آلبوم رندان مست شامل قطعات بخش اول كنسرت مهرماه گروه شهناز در تهران است كه استاد شجريان در اين كنسرت سازهاي جديد خود را با اجراي قطعات اين كنس</itunes:subtitle><itunes:summary>آلبوم رندان مست کاري تازه و بسيار زيبا از استاد شجريان ، مجيد درخشاني آهنگساز و نوازنده تار گروه شهناز مي گويد : آلبوم رندان مست شامل قطعات بخش اول كنسرت مهرماه گروه شهناز در تهران است كه استاد شجريان در اين كنسرت سازهاي جديد خود را با اجراي قطعات اين كنسرت معرفي كرد اين [...]</itunes:summary><itunes:keywords>موزیک, استاد شجریان, البوم رندان مست, رندان مست, محمدرضا شجریان, موسیقی سنتی ایران, کنسرت</itunes:keywords></item>
		<item>
		<title>ایران سبز</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=701</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=701#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 Sep 2009 06:57:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[تقلب]]></category>
		<category><![CDATA[خاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[رئیس جمهور]]></category>
		<category><![CDATA[سبز]]></category>
		<category><![CDATA[موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[کروبی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=701</guid>
		<description><![CDATA[سلام آقای خاتمی منم من چندین سال پیش طرفدار شما بودم ، عشق م این بود ، آزادی .عشق این بود اما وقتی رویاهام شکسته شد دیدم خیلی تنهام خیلی کوچیکم من یه لبخند بودم که تو این شهر گمشده بود می خوام وقتی بزرگ شدم یعنی خیلی بزرگتر شدم رئیس جمهور بشم ! ولی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/09/moje-sabz-iran.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="281" height="233" />سلام آقای خاتمی منم من چندین سال پیش طرفدار شما بودم ، عشق م این بود ، آزادی .عشق این بود اما وقتی رویاهام شکسته شد دیدم خیلی تنهام خیلی کوچیکم من یه لبخند بودم که تو این شهر گمشده بود می خوام وقتی بزرگ شدم یعنی خیلی بزرگتر شدم رئیس جمهور بشم ! ولی من تغییر نمی دم  آقای خاتمی میخوام مثل الان حذف کنم نه میخوام محو کنم کلا پاک کنم ولی دیگه کاری از دستم بر نمیاد ولی نه همه جمع شدن و جمع شدیم که کاری انجام بدیم ، نه باید از اینجا برم !دیگه نمی تونم اینجا نفس بکشم !ولی نه من از اینجا نمی تونم برم همه آرزوهام اینجاست . هر چی که شاید باید جون بکنیم تا شاید منم چهار سال دیگه رئیس جمهور بشم شاید بتونم چهار سال دیگه منم حذف کنم به همه میگم میخوام چیکار کنم میخوام یه نمایش خیابونی اجراء کنیم تا همه ببینن منم می تونم یه کاری کنم نمی دونم ولی نه ! اینو می دونم اگه تغییرم ایجاد بشه بازم ،بازم این مردم دوم خرداد به پا می کنند نمی دونم ولی بازم این مردم هستن همه هستن حالم خیلی بده دارم تموم می کنم خیابونها آدمها الان فاجعه است . کی یاس نو رو بست کی شرق و اعتماد و بست کی دانشجوا رو زندانی کرد . اگه میخواست این چند وقت گذشته کاری می کرد . نمی خوام دست خالی بمیرم  کسی که صاف صاف تو چشمام نگاه می کنه و دروغ میگه یعنی می تونه ؟ میخواستم رائی بدم و از این به بعد زندگی کنم ولی چی شد؟هیچ کسی نا امید نبود میخواستم تو دنیا سربلند باشم منم میخواستم کار کنم بهم احترام بذارن مگه من و ما چی میخواستیم ؟من نمی خواستم خواهرام مو هر روز کشت ارشاد با کتک بگیره ، من نمی خواستم نون این ملت گرون بشه ، کلا به این زندگی شک دارم تا حالا نپرسیده بودم که چرا شک دارم !فکر می کردم با رائی دادن مشکلات م حل میشه مثل این همه آدم که تو خیابونها بودن به عشق یک رای ،فکر می کردم رای م به ما کمک می کنه  به همه ، حداقل راضی بودم که اگه اونی که میخوام رای بگیره .. ! ولی چی میخواستیم و چی شد! یادتون نره من ایرانی م نمی خواستم با آرزو و رویا زندگی کنم می ترسیدم رویام به کابوس تبدیل بشه !من از کابوس خیلی زیاد می ترسم ،خیلی زیاد ! اون روز مثل دوم خرداد نه این بیست و دوم خردادچهل میلیون پای صندوق رفتن و برنده ی قطعی با نسبت رای زیاد آقای موسوی شد یعنی تا عصر موسوی برنده بود ولی معلومه  یه خدایی یه جایی یه قدرتی داره که جلوی مردم و با خشونت بگیره ! ده ها نفرکشته شدن تو سر خیلی ها زدن هزاران نفر زخمی شدن خیلی ها دستگر و محاکمه و شکنجه شدن ولی تا به کی ما باید ساکت بشینیم و به امید روزهای سبز ایران باشیم ؟ اما این وسط تنها چيزي که مي مونه خاطر ما؛ اين ه که تا صد سال ديگه اگه اسم ی رو جلومون بيارن ميگيم؛ خدا خيرش بده…. يا اينکه تا اسمش بياد صدتا فحش بهش ميديم! کاشکي همه جزء دسته اولیا بودن</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=701</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>love story</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=693</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=693#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 09 Sep 2009 15:21:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[love]]></category>
		<category><![CDATA[love story]]></category>
		<category><![CDATA[دوست دختر]]></category>
		<category><![CDATA[دوستی]]></category>
		<category><![CDATA[شکست در عشق]]></category>
		<category><![CDATA[عشق]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای عشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ عشق]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=693</guid>
		<description><![CDATA[
ميگه نامرده ميگم مگه عاشقش نبودي؟ميگه بودم کمي کمث ميکنه ميگه نميدونم ! يادمه چندی پيش يه چيزاي میشنیدم که کلي مخ مو مشغول خودش کرد ! اينجوري بود که : وقتي دونفر عاشق هم ميشن يعني با هم هستن تو بدنشون يه تغييرات شيميايي بوجود مياد که از اين قراره ،تستسترونت و استروژن بدن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/09/dastane-eshg.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="202" height="225" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">ميگه نامرده ميگم مگه عاشقش نبودي؟ميگه بودم کمي کمث ميکنه ميگه نميدونم ! يادمه </span></span></span>چندی<span style="color: #ff0000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;"> پيش يه چيزاي میشنیدم که کلي مخ مو مشغول خودش کرد ! اينجوري بود که : وقتي دونفر عاشق هم ميشن يعني با هم هستن تو بدنشون يه تغييرات شيميايي بوجود مياد که از اين قراره ،</span></span></span>تستسترونت <span style="color: #ff0000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">و استروژن بدن شون زياد ميشه و اين زياد شدن باعث اين ميشه که اون دو نفر عاشق هم بشن اينجاست که دوپامين و سرتونين بدنشون باز فعال تر ميشه ، سرتونين مهم ترين ماده ي شيميايي عشق ه ، سرتونين به طور موقت آدم رو ديونه ميکنه، مرحله ي بعدي عشق زمانيه که اون دوتا عاشق ميخوان رابطه برقرار کنن و در نهايت اين رابطه منجر به ازدواج ميشه تو اين مرحله اکسي توسين با سوپرسين ترشح ميشه اکسي توسين وقتي زن و مرد با هم ازدواج ميکنن ترشح ميشه البته زماني که زن ميخواد به بچه شم شير بده ترشح ميشه ، يه تحقيقي هست که ميگه عشق زن به بچه ش مثل عشق زن به مردش ه ، موضوع جالبتر سرتونين ه ! سرتونين باعث ميشه نسبت به عيب هاي ديگران گور بشي ! به خاطر همينه دختر خوشگله ي کلاس ميره با پسره زشته ي کلاس دوست ميشه ! بعدا همه دوستاي دختره بهش ميگن پسره زشته و با پسره بهم بزنه !چون پسره خيلي زشته !ولي حرفاي دوستاي دختره روش تاثيري نداره !چون سرتونين باعث ميشه دختره نتونه باپسره بهم بزنه ! البته ممکنه بعد دوسال بتونه چون غلظت اين مواد تا دوسال زياده حتي ممکنه سه تا چهار سال غلظت اين مواد ادامه داشته باشه !خلاصه ممکنه غلظت اين ا که گفتم تو بدن بعضي کم و زياد باشه ولي وقتي تو چشاي عشق ت نيگاه مي کني نمي توني جلوي دوپامين و اکسي توسين و تستسترون استروژن بدنتو بگيري و دلت ميخواد يه گاز گوچول موچولو ازش بگيري ! نتيجه اخلاقي اينکه اينقده عشق رفته رو ، سرزنش نکنيد چون اون تنها داره به واکنش اي شيميايي بدنش جواب ميده !شايد نامرد يا نازن باشه ولي واکنش اي بدنش م کار خودشونو مي کنن !جوابمو ميده که: ميدونم عشق پوچ و بي معني ه ولي هيچ وقت تو رابطه م دروغ نميگم و هميشه در مورد احساساتم با طرف مقابلم صادق م جوابي براش ندارم نه دوپامين و نه اکسي توسين نه تستسترون . استروژن م بدنم فعاليتي نمي کنن که جواب قاطع براش داشته باشم</span></span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=693</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>موج چهارم – رامین جهانبگلو</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=685</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=685#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Sep 2009 12:26:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[دانلود کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[موج چهارم – رامین جهانبگلو]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب رایگان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=685</guid>
		<description><![CDATA[از مقدمه کتاب ،موج چهارم، مجموعه‌ای است از مقالات، سخنرانی‌ها، و گفت‌وگوهایی که در طی پنج سال گذشته در ایران، آمریکا، و کانادا نوشته و ایراد شده‌اند. برخی از این مقالات و سخنرانی‌ها به موضوعاتی چون مدرنیته، خشونت، تساهل، و دموکراسی می‌پردازند و برخی دیگر به مسأله‌ی آزادی، حقیقت، مسؤولیت، سیاست، و گفت‌وگوی فرهنگ‌ها اختصاص [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/09/moje4.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="213" height="218" />از مقدمه کتاب ،موج چهارم، مجموعه‌ای است از مقالات، سخنرانی‌ها، و گفت‌وگوهایی که در طی پنج سال گذشته در ایران، آمریکا، و کانادا نوشته و ایراد شده‌اند. برخی از این مقالات و سخنرانی‌ها به موضوعاتی چون مدرنیته، خشونت، تساهل، و دموکراسی می‌پردازند و برخی دیگر به مسأله‌ی آزادی، حقیقت، مسؤولیت، سیاست، و گفت‌وگوی فرهنگ‌ها اختصاص یافته‌اند. ولی بخش اصلی کتاب، همان‌طور که از عنوان کتاب نیز پیداست، به مسأله‌ی روشن‌فکری در ایران و به‌ویژه به نسل چهارم روشن‌فکری توجه دارد. موج چهارم، در حقیقت اشاره‌ای به موج جدیدی از روشن‌فکران ایرانی است که از دیدگاه متواضعانه‌ی نویسنده‌ی این کتاب، جامعه‌ی روشن‌فکری ایران را در طی ده سال گذشته دستخوش تغییرات روش‌شناختی و معرفتی مهمی کرده‌اند. این تغییرات روشن‌فکری که از لابه‌لای بحث‌ها، مقالات، و کتاب‌های نوشته‌ی افراد نسل چهارم روشن‌فکری کاملاً هویداست، خود نتیجه‌ی دو عامل بزرگ تاریخی ـ اجتماعی است: نخست، پایان جنگ سرد و سقوط ایدئولوژی کمونیسم و فرآیند جهانی شدن اقتصاد و سیاست و فرهنگ. سپس فعل و انفعالات اجتماعی، سیاسی، و فرهنگی جامعه‌ی ایران که به دنبال هرج‌ومرج سیاسی، آشفتگی ارزشی، و خلأ اگزیستانسیالیستی است که انقلاب ایران به جای گذاشته است. شکست شور و هیجانات سیاسی ـ حزبی دوره‌ی اوّل انقلاب و تجربه‌ی جنگ با عراق، روحیه‌ی جدیدی را در میان تحصیل‌کردگان و روشن‌فکران ایرانی در دهه‌ی دوم انقلاب ایجاد کرد. این بار دیگر مسأله یک‌شبه قهرمان شدن و به دنبال آرمان‌های خیالی و موهوم رفتن نبود. بل‌که رویارو شدن با واقعیت‌ها و پرسش‌های پاسخ داده نشده‌ای بود که تاریخ ایران و پستی و بلندی‌های سیاسی آن در جلوی پای نسل جدید روشن‌فکری ایران قرار می‌داد. این بار مسأله توضیح و تشریح وقایع تاریخی بود و نه توجیه اعمالی که بنا به ضرورت تاریخی و یا طبق حکمی فراتاریخی و اجتماعی می‌بایستی صورت می‌گرفتند. بحث اصلی طرح پرسش‌هایی جدی در مورد تاریخ و جامعه‌ی ایران بود در جهت رهایی یافتن از تابوها و تعصباتی که به مدت نیم قرن همچون کابوسی هول‌ناک بر وجدان شوربخت روشن‌فکران ایرانی سنگینی می‌کرد. آن‌چه که این بار مهم جلوه می‌کرد، دفاع از حقیقت روشن‌فکری بود و نه پشتیبانی کورکورانه از آرمان یا حزبی و یا آموزه‌ای که جز مرگ و دروغ ارمغانی برای کسی نداشت&#8230;.  دوستانی که تمایل دارند این کتاب رو <a href="http://sirous.org/dl/Moj4%20(www.sirous.org).exe">دانلود</a> کنند با <a href="http://sirous.org/dl/Moj4%20(www.sirous.org).exe">کلیک</a> بر روی این <a href="http://sirous.org/dl/Moj4%20(www.sirous.org).exe">لینک </a>کتاب را با حجم 2.1مگابایایت با فرمت پی دی اف <a href="http://sirous.org/dl/Moj4%20(www.sirous.org).exe">دانلود</a> کنند</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>Password : </strong><strong>www.sirous.org</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=685</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		<enclosure url="http://sirous.org/dl/Moj4%20(www.sirous.org).exe" length="2241905" type="application/x-msdownload" /><media:content url="http://sirous.org/dl/Moj4%20(www.sirous.org).exe" fileSize="2241905" type="application/x-msdownload" /><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle>از مقدمه کتاب ،موج چهارم، مجموعه‌ای است از مقالات، سخنرانی‌ها، و گفت‌وگوهایی که در طی پنج سال گذشته در ایران، آمریکا، و کانادا نوشته و ایراد شده‌اند. برخی از این مقالات و سخنرانی‌ها به موضوعاتی چون مدرنیته، خشونت، تساهل، و دموکراسی می‌پردازند و برخی دیگر </itunes:subtitle><itunes:summary>از مقدمه کتاب ،موج چهارم، مجموعه‌ای است از مقالات، سخنرانی‌ها، و گفت‌وگوهایی که در طی پنج سال گذشته در ایران، آمریکا، و کانادا نوشته و ایراد شده‌اند. برخی از این مقالات و سخنرانی‌ها به موضوعاتی چون مدرنیته، خشونت، تساهل، و دموکراسی می‌پردازند و برخی دیگر به مسأله‌ی آزادی، حقیقت، مسؤولیت، سیاست، و گفت‌وگوی فرهنگ‌ها اختصاص [...]</itunes:summary><itunes:keywords>دانلود کتاب, موج چهارم – رامین جهانبگلو, کتاب, کتاب رایگان</itunes:keywords></item>
		<item>
		<title>هک می شویم</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=678</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=678#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 06 Sep 2009 15:21:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[وب سایت ها]]></category>
		<category><![CDATA[سرور]]></category>
		<category><![CDATA[لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[هاست]]></category>
		<category><![CDATA[هک]]></category>
		<category><![CDATA[هک شدن]]></category>
		<category><![CDATA[پنل هاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=678</guid>
		<description><![CDATA[ماجراي هک و هکر سالهاست که  مشکلي براي جامعه و کساني که مجموعه اطلاعات خاص و مربوط به خودشون رو دارند وجود داره اما ماجراي هکرهاي بيکاري که گاهي اوقاعت تنها برا ارضاء خودشون به اطلاعات ديگران دست برد ميزنن در نوع خودش غير قابل بخشش و غير قابل تحمل ه چند سال پيش دامنه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/09/s-hack.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="256" height="203" />ماجراي هک و هکر سالهاست که  مشکلي براي جامعه و کساني که مجموعه اطلاعات خاص و مربوط به خودشون رو دارند وجود داره اما ماجراي هکرهاي بيکاري که گاهي اوقاعت تنها برا ارضاء خودشون به اطلاعات ديگران دست برد ميزنن در نوع خودش غير قابل بخشش و غير قابل تحمل ه چند سال پيش دامنه ي به نام<a href="http://joojootala.net"> جوجوطلا</a> داشتم که مجموعه اي کامل از نرم افزار و کتابهاي زبان انگليسي و .. رو به صورت کاملا مجاني در اختيار کابرانش قرار مي دادم بعد از چندي وبلاگ هک شد و هکر به ادمين هاست پيغام فرمت اطلاعاتم رو داده بود به اين ترتيب تمام تلاش من براي داشتن يک <a href="http://joojootala.ir">دانلود سنتر </a>مجاني براي دوستان ايراني بي نتيجه موند بعد از اون ماجرا يک <a href="http://sirous.org">دامنه ي شخصي </a>براي خودم خريدم و اين دامنه رو به دو قسمت <a href="http://sirous.org/photo">فتوبلاگ </a>و <a href="http://sirous.org/weblog">روزنوشت هاي شخصيم </a>اختصاص دادم اما از بد روزگار باز هم هکر ها به اين <a href="http://sirous.org">دامنه ام </a>دست برد زدن و از ديروز مديريت هاستم رو در دست گرفتن خوشبختانه اطلاعاتم حفظ شد و تنها چهل پنچ دقيقه بعد از متوجه شدنم از ماجراي هک ، مديريت رو در دست گرفتم و <a href="http://sirous.org/photo">فتوبلاگ</a> و <a href="http://sirous.org/weblog">وبلاگم</a> مسير عادي گذشته اش رو ادامه داد اما واقعا هدف اين هکر و يا هکرها چيست ؟ هک يک وبلاگ چه سودي به اين چنين افراد مريض ميده ؟ من که نمي تونم اين ماجرا رو درک کنم ، خلاصه اينکه احتمالا ميزبان م رو تغيير بدم چون با وجود پسورد چنديدن و چند رقمي هاستم هکرا مديريت رو در دست گرفته بودن و ادمين بي بخار انگار نه انگار، نتيجه ي اخلاقي ماجرا اينکه هميشه افراد باهوشي وجود دارند که راهي براي رسيدن به اطلاعات ديگران پيدا کنند مثل همين هکر الاغي که وبلاگ من رو هک کرد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=678</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سومین دهه</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=671</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=671#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 01 Sep 2009 14:56:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[تولد]]></category>
		<category><![CDATA[روز تولد]]></category>
		<category><![CDATA[سومین دهه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=671</guid>
		<description><![CDATA[سومين دهه از زندگي هر شخصي ممکنه با فراض و نيشب هاي زيادي روبرو بشه شايد خيلي ا اصلا دوست نداشته باشن سنشون بالا بره مثل خود من ! ولي نه دست من ه و نه دست شما با گذر زمان گذر روزها و ما ها و سالها سن من ما هم بالا ميره و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/09/3vomin-dahe.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="226" height="184" /><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">سومين دهه از زندگي هر شخصي ممکنه با فراض و نيشب هاي زيادي روبرو بشه شايد خيلي ا اصلا دوست نداشته باشن سنشون بالا بره مثل خود من ! ولي نه دست من ه و نه دست شما با گذر زمان گذر روزها و ما ها و سالها سن من ما هم بالا ميره و اين گذشت زمان باعث باتجربه شدن آدما در مراحل مختلف زندگي شخصي و کاريشون ميشه ، مثل من که هميشه اين تجربه باعث ميشه بعضي مراحل زندگي تصميم ات درست تري بگيرم خلاصه اينهمه آسمون ريسمون به هم بافتم که بگم دارم سومين دهه از زندگيمو ميگذرمون و امروز دهم شهريور روز تولدمه خيلي ا يادشون نبود که تولدمه و بعضي ا که بيشتر بهم لطف داشتن با پيغاموشون بهم اين روز تبريک گفتند ، خواهرزاده مو که ميبينم اينقده برا تولدش ذوق ميکنه خوشحال ميشم لذت ميبرم ولي واقعا دوست ندارم سن م بالا بره و پير بشم چه ميشه کرد کاري از دستم بر نمياد که جلوي بالا رفتن سن مو بگيرم پس بايد بسوزيم و بسازيم خلاصه هيچ کي برام تولد نگرفت نه کيکي و هديه اي ! ديگه همين خودم تنهايي اينجا نوشتم تولدمه بلکم يادم باشه يک سال ديگه به سال هاي زندگيم اضافه شد ، با ديدن عکس خودم اينجا تو <a href="http://sirous.org/weblog/?p=654">اين پستم </a>که مال خيلي وقت پيشاست ياد اين شعر افتادم ، اي عکس نشان از رخ ماهي بودي از روزگار جوانيم گواهي بودي اي عکس پير شدم تو جوان ماندي حقي که رفيق نيمه راهي بودي ، يک سال ديگه گذشت به همين سادگي </span></span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=671</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>افسانه</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=668</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=668#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 01 Sep 2009 14:53:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=668</guid>
		<description><![CDATA[حسن آقا مواد فروش محله ست کلي جوون و بيچاره کرده حالا هر گوشه ي محله که رد ميشه بهش ميگن حسن آقا ! والله و بلا مونديم چرا بهش ميگن آقا ؟ مسعود بچه قرطي محله ست هيچ دختر و زني از چشم هيزش پنهون نمي مونه ولي بچه هاي سر کوچه که ازجلوش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/09/agah.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="223" height="183" />حسن آقا مواد فروش محله ست کلي جوون و بيچاره کرده حالا هر گوشه ي محله که رد ميشه بهش ميگن حسن آقا ! والله و بلا مونديم چرا بهش ميگن آقا ؟ مسعود بچه قرطي محله ست هيچ دختر و زني از چشم هيزش پنهون نمي مونه ولي بچه هاي سر کوچه که ازجلوش رد ميشن بهش ميگن سلام آقا مسعود ! والله و بلا مونديم چرا بهش ميگن آقا ؟  اين نون واي محله همين اصغر آقا کم فروشي مي کنه يعني نون اشو کوچيک درست مي کنه و خلاصه از حق من و تو شما کم مي کنه که بريزه تو جيب خودش حالا جالبش اينجاست هر کي ميخواد ازش نون بگيره ميگه اصغر آقا يه چندتا نون تازه بده با اين اوصاف والله و بلا مونديم چرا بهش ميگن آقا ؟ حميد آقا شوهر فاطمه خانم معتاده هر شب و روز صداي دعواشون تو محله پخش ه ! چراي دعواش واسه اينکه که حميد آقا هر چند وقت يکبار يه چيزي از وسائل خونه شون کش ميره و نقد ميکنه پول موادش جور شه حالا جالب اينجاست همه هم محله ها تا بهش ميرسن زود صداش ميزنن حميد آقا ! والله وبلا مونديم چرا بهش ميگن آقا ؟ نهايت اينکه ما که کلي آقا ميشناسيم که اين جماعت و ملت بهشون ميگن آقا ولي نه آقايي ازشون ديديم و نه شکل و ظاهر و رفتارشون به آقا بودن ميخوره چه از حق و نا حق کردن و خلاصه بد و خوب جلوه دادن همه و همه کارايي که اينا انجام دادن و باز صداشون ميزنن آقا</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=668</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فحش نامه</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=662</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=662#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 25 Aug 2009 07:39:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[مجلس]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کابینه]]></category>
		<category><![CDATA[موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[کروبی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=662</guid>
		<description><![CDATA[بعضي روزا شده دلتون بخواد کسي و فحش بارون کنيد يا حداقل کلي کتکش بزنيد ؟ تا حالا شده بهتون زور بگن ؟ حتي شده نتونيد از حق خودتون دفاع کنيد ؟ اصلا بهتون ظلمي شده ؟ نه بهتر بگم تا حالا شده ببينيد به کسي ظلم ميشه ؟ اگه ديديد يا بهتون ظلم شده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/08/fosh-nameh.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="282" height="230" />بعضي روزا شده دلتون بخواد کسي و فحش بارون کنيد يا حداقل کلي کتکش بزنيد ؟ تا حالا شده بهتون زور بگن ؟ حتي شده نتونيد از حق خودتون دفاع کنيد ؟ اصلا بهتون ظلمي شده ؟ نه بهتر بگم تا حالا شده ببينيد به کسي ظلم ميشه ؟ اگه ديديد يا بهتون ظلم شده چه واکنشي نشون داديد ؟ يادمه بچه بودم سال اول دبيرستان مدرسه مو عوض کرده بودم کلاس جديد وارد کلاس که شدم بزرگاي کلاس ميخواستن کاري کنن من ازشون حساب ببرم ولي من ازشون حساب نبردم حتي به خاطرش کله م شکست چندتاشونو کتک زدم و ازشون کتک خوردم و خوني مالي شدم ولي زير بار زور نرفتم ! چند سال پيش زمان خاتمي وقتي ماجراي کوي دانشگاه پيش اومد و بعد هم خاتمي کنار رفت و رئيس جمهور جديد اومد دوستي داشتم ميگفت خاتمي بزرگترين خيانت و به اصلاحات کرد ! اون وقتا کله ام داغ بود زير بار حرفاش نميرفتم حتي يادمه دوران اولي که خاتمي رئيس جمهور شده همه مي گفتن تقلب ميشه و خاتمي رائي نمي گيره ولي هاشمي رفسنجاني خودش پيگير ماجرا بود بالاخره خاتمي کلي رائي گرفت رئيس جمهور شد . ولي چهار سال اخر خاتمي ،خاتمي دولت رو دو دستي تقديم کرد در انتخاباتي که اون سالها همه باز مثل امسال به سالم بودنش شک داشتن به قول کروبي و ماجراي خوابيدنش و رئيس جمهور نشدنش . امروز کروبي خوابش نگرفت ولي باز رئيس جمهور نشد و کلي ماجراي عجيب پيش اومد مرگ هزار جوان خبر تجاوز در زندان خبر اعتراف ابطحي و خيلي اي ديگه و بستن روزنامه ي کروبي ! راستش تمام اين ماجرا ها ادم رو به اينجا ميرسونه که تا چند وقت ديگه بايد شاهد دستگيري و محاکمه ي اقاي مير حسين موسوي و اقاي کروبي باشيم هر چند اميدوارم اين اتفاق پيش نياد ولي شرايط به نحوي پيش ميره که اين انتظار و بايد داشت  ، توي همين هاگير و واگير کابينه به مجلس معرفي ميشه يادمه اقاي مهاجراني در مصاحبه اش ميگفت: داخل پرانتز ؛ ورودي شهر رو مامورا بسته بودن که جنس دزدي وارد شهر نشه کسي با گاريش کلي جنس وارد شهر کرد بدون اينکه مامورا کاري به کارش داشته باشن مرد گفت همه به جنس دزدي توجه داشتن فارغ از اينکه خود گاري دزدي بوده بعد از معرفي کابينه چقدر اين گاري فکرمو مشغول کرد</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آخر نوشت: </strong>چند وقته کلی حرف و پست برای نوشتن دارم ولی حداقل سی تا موضوع نیمه کاره رها کردم  انگار دیگه بلد نیستم چهار تا خط سرهم کنم ، کلی از اینترنت و خبر و دنیا بی خبرم ، تیترم شاید بی ربط باشه بذارید به حساب مشغول بودن فکرم</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=662</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مردتیکه ی پولکی</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=660</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=660#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 22 Aug 2009 14:20:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[امپول]]></category>
		<category><![CDATA[اورژانس]]></category>
		<category><![CDATA[تزیقات]]></category>
		<category><![CDATA[تقلب]]></category>
		<category><![CDATA[درمان]]></category>
		<category><![CDATA[دزد]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر]]></category>
		<category><![CDATA[مردتیکه ی پولکی]]></category>
		<category><![CDATA[پزشک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=660</guid>
		<description><![CDATA[ميگه دارم به مردم خدمت ميکنم ! تعجب ميکنم از حرفاش !ميگه چندتا سرنگ نگه داريد شايد آشنا اومد برا آشنا ها مون مصرف کرديم ! ميگم تو که داري برا ملت کار مي کني  يعني همون زحمت ميکشي ! ميگه چه ربطي داره ؟ ميگم مگه همون ملت پول اين سرنگ و نداده ؟ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/08/dr-kalak.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="210" height="189" />ميگه دارم به مردم خدمت ميکنم ! تعجب ميکنم از حرفاش !ميگه چندتا سرنگ نگه داريد شايد آشنا اومد برا آشنا ها مون مصرف کرديم ! ميگم تو که داري برا ملت کار مي کني  يعني همون زحمت ميکشي ! ميگه چه ربطي داره ؟ ميگم مگه همون ملت پول اين سرنگ و نداده ؟ ميگه آره ؟ ميگم پس چرا سرنگ شو مصرف نکنيم و بذاريم برا خودمون ؟ ميگه چه فرقي مي کنه پنچ تا آمپولو با يک يا دو سرنگ خالي کنيم تو سرم ؟ ميگم بالاخره پولشو داده حق خودشه ؟ يارو پاش شکسته گچ بلند بلند ميخواد ميگه بيست تومن بيشتر از تعرفه ش بگو بعد بهش بگو دکتر گفته بهش تخفيف بده بيست تومن و ازش نگير همون تعرفه ي خودش ميشه ! ميگم چقدر زحمت ميکشي ! ميگه چطور مگه ؟ ميگم دکتر اين ا همه مريضيشون يکي بوده ؟ همهشون چندتا از امپولشاشون يکي ن و غير ضروري ميگه نه . ولي احمق بخاطر اينکه کشيک شبه الکي سرم و امپول زيادي نوشته که درصد شو از تزيقات بيشتر برداره ! اخر شب يهو غيبش ميزنه ! ميگم دکتر کجا بودي ؟ چيزي نميگه ولي خبرش رسيده ،  برگه از نسخه ملت در مياره و ميره داروخانه شبانه روزي براشون نسخه مي نويسه ! ميگه فلان دکتر و فلان دکتر توي علوم پزشکي هشت ميليارد از بيرون دادن مخدر پول به جيب زدن ميگه چندتا خونه گرفتن و چندتا ماشين ! ميگم مگه همه رو نگرفتن اخرو عاقبت ش ابروريزي شده ؟ ميگه چرا من بايد اينهمه جون بکنم شب کشيک بمونم برا چهل تومن ؟ ميگم انگار مزه ي حرومي بهت ساخته ؟ قرمز ميشه صداش در نمياد ، عصبي تر ميشم ميگم دکتر جون  نون حرم عاقبت ، کار خودشو ميکنه يهو از دماغ ادم ميکشه بيرون ، باز چيزي نميگه خلاصه تو همه جماعتي ادم نا اهل م پيدا ميشه ولي دکتر اين مدلي نديده بودم بهتره برا معاينه ميريد يکم چشم و گوشتونو باز کنيد و بدونيد چي و چرا براتون تو نسخه نوشته شده خلاصه خدا کنه به پست يه پزشک نا اهل مثل اين نيافتيد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=660</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>من سیروس هستم</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=654</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=654#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 16 Aug 2009 05:12:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[i am sirous]]></category>
		<category><![CDATA[تلخی و شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[خشم ، لذت ،ناکامی ، عشق ، نامیدی، هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی]]></category>
		<category><![CDATA[سیروس]]></category>
		<category><![CDATA[شجاعت و امیدواری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=654</guid>
		<description><![CDATA[من سیروس م  . من خودم هستم .درکل دنیا هیچ کسی شبیه من نیست . شاید خیلی ها خصوصیاتی مثل من داشته باشند ولی کسی دقیقا مثل من نیست ! نمی دونم این یه نعمت ه یا یه موهبت الهی ؟ در این دنیا چیزای خوب زیادی وجود داره که آق خدا اونا رو برای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/08/iam-sirous.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="196" height="201" />من سیروس م  . من خودم هستم .درکل دنیا هیچ کسی شبیه من نیست . شاید خیلی ها خصوصیاتی مثل من داشته باشند ولی کسی دقیقا مثل من نیست ! نمی دونم این یه نعمت ه یا یه موهبت الهی ؟ در این دنیا چیزای خوب زیادی وجود داره که آق خدا اونا رو برای هر شخص به صورت خاص و ویژه آفریده  از اونجا که توی این دنیا هیچ کس شبیه من نیست و تنها من می تونم از اون نعمت های خوب استفاده کنم .من صاحب همه چیزایی هستم که به خودم مربوط ه . مثل ذهنم ، تفکرم ، عقایدم ،چشمام ،تخیلاتم ،احساساتم ، مثل : خشم ، لذت ،ناکامی ، عشق ، نامیدی، هیجان . پستی و بلندی های زندگیم و دهنم با هر کلمه ی درست و نادرست ، تلخی و شیرینی که از دهنم بیرون میاد .تمام خیال بافی هام ، رویا هام ،ترسام که فقط و فقط متعلق به خودم هستن !من صاحب پیروزی و شکستها و اشتباهتم هستم . من می تونم خودمو دوست داشته باشم  و با روحیاتم دوستانه و صمیمانه برخورد کنم . من علایقم رو میشناسم و کارهام رو طبق اون علایق اولویت بندی کنم .من جنبه های زوحی و روانی خودمو میشناسم پس زمانی که به مشکل بر میخورم می تونم با شجاعت و امیدواری ، راحل هایی درست برای مشکلات و معماهای زندگی م پیدا کنم .من می تونم همه ی وجودم رو ببینم وحس کنم و بدون رودربایستی با خودم   نقص های احساسی و فکری م رو اصلاح کنم و جنبه های مثبت م رو قوی تر کنم .من می تونم بشنوم و احساس وفکر کنم ، و به زبون بیارم ، من ابزارها و راههای زیادی برای زندگی کردن ،مفید لودن و درک کردن مردم اطرافم دارم .من صاحب خودم هستم ، من سیروس م واز سیروس بودن م راضی راضی هستم . سیروس یک دقیقه بعد ازدیدن ، دست و پنجه نرم کردن پسر جوانی با مرگ ، که خودکشی کرده بود</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=654</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرخ گردو – حشمت رجب زاده</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=649</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=649#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 12 Aug 2009 15:43:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[موزیک]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه لری]]></category>
		<category><![CDATA[حشمت رجب زاده]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود موزیک لری]]></category>
		<category><![CDATA[چرخ گردو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=649</guid>
		<description><![CDATA[تصنيف زيباي چرخ گردون با صداي اقاي حشمت رجب زاده يکي از تصنيف هاي دلنشين لري ، متن ترانه :اي قاصد که داري از اون راه ميري دورت بگردم داري ميري ديار دوست برس به دادم روزگار کمترداغ به دل تنگ بذار تا کي با سوخته دلا داري سر جنگ چيکار کنم دست عجل بريد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/uploads/2009/08/charkhe-gardon.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="229" height="185" />تصنيف زيباي چرخ گردون با صداي اقاي حشمت رجب زاده يکي از تصنيف هاي دلنشين لري ، متن ترانه :اي قاصد که داري از اون راه ميري دورت بگردم داري ميري ديار دوست برس به دادم روزگار کمترداغ به دل تنگ بذار تا کي با سوخته دلا داري سر جنگ چيکار کنم دست عجل بريد نهالم روزگارم سياه شده روزگارم ريخته به هم . قاصدي که داري از اون راه ميري دورت بگردم براي ديار دوست ميري برس به دردم .روزگار کمتر داغ به دل تنگم بذار تا کي با سوخته دلا داري سرجنگ چيکار کنم دست عجل بريد نهالم چيکار کنم دست عجل بريد نهالم روزگارم سياه شده روزگارم ريخته به هم . اي قاصد که داري از اون راه ميري دورت بگردم داري ميري ديار دوست برس به دادم روزگار کمترداغ به دل تنگ بذار تا کي با سوخته دلا داري سر جنگ چيکار کنم دست عجل بريد نهالم روزگارم سياه شده روزگارم ريخته به هم . قاصدي که داري از اون راه ميري دورت بگردم براي ديار دوست ميري برس به دردم .روزگار کمتر داغ به دل تنگم بذار تا کي با سوخته دلا داري سرجنگ چيکار کنم دست عجل بريد نهالم چيکار کنم دست عجل بريد نهالم روزگارم سياه شده روزگارم ريخته به هم . دوستاني که تمايل دارند اين موزيک زيبا رو دانلودکنند با<a href="http://sirous.org/mp3/charkhe%20gardon%20rajab%20zadeh%20(www.sirous.org).mp3.zip"> کليک </a>برروي اين <a href="http://sirous.org/mp3/charkhe%20gardon%20rajab%20zadeh%20(www.sirous.org).mp3.zip">لينک</a> موزيک رو با حجم 1.5مگابايت<a href="http://sirous.org/mp3/charkhe%20gardon%20rajab%20zadeh%20(www.sirous.org).mp3.zip"> دانلود</a> کنند در غير اين صورت از پلير وبلاگ به صورت آنلاين اين موزيک رو گوش دهيد</p>
<p style="text-align: justify;">
<p><span style="text-align:left;display:block;"><object id="audioplayer1" classid="clsid:d27cdb6e-ae6d-11cf-96b8-444553540000" width="290" height="24" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0"><param name="FlashVars" value="&amp;bg=0xf8f8f8&amp;leftbg=0xeeeeee&amp;lefticon=0x666666&amp;rightbg=0xcccccc&amp;rightbghover=0x999999&amp;righticon=0x666666&amp;righticonhover=0xffffff&amp;text=0x666666&amp;slider=0x666666&amp;track=0xFFFFFF&amp;border=0x666666&amp;loader=0x9FFFB8&amp;soundFile=http://sirous.org/mp3/charkhe%20gardon%20rajab%20zadeh%20(www.sirous.org).mp3" /><param name="quality" value="high" /><param name="menu" value="false" /><param name="bgcolor" value="#FFFFFF" /><param name="src" value="http://sirous.org/weblog/wp-content/plugins/audio-player/player.swf" /><param name="flashvars" value="&amp;bg=0xf8f8f8&amp;leftbg=0xeeeeee&amp;lefticon=0x666666&amp;rightbg=0xcccccc&amp;rightbghover=0x999999&amp;righticon=0x666666&amp;righticonhover=0xffffff&amp;text=0x666666&amp;slider=0x666666&amp;track=0xFFFFFF&amp;border=0x666666&amp;loader=0x9FFFB8&amp;soundFile=http://sirous.org/mp3/charkhe%20gardon%20rajab%20zadeh%20(www.sirous.org).mp3" /><embed id="audioplayer1" type="application/x-shockwave-flash" width="290" height="24" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/plugins/audio-player/player.swf" bgcolor="#FFFFFF" menu="false" quality="high" flashvars="&amp;bg=0xf8f8f8&amp;leftbg=0xeeeeee&amp;lefticon=0x666666&amp;rightbg=0xcccccc&amp;rightbghover=0x999999&amp;righticon=0x666666&amp;righticonhover=0xffffff&amp;text=0x666666&amp;slider=0x666666&amp;track=0xFFFFFF&amp;border=0x666666&amp;loader=0x9FFFB8&amp;soundFile=http://sirous.org/mp3/charkhe%20gardon%20rajab%20zadeh%20(www.sirous.org).mp3"></embed></object></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=649</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<enclosure url="http://sirous.org/mp3/charkhe%20gardon%20rajab%20zadeh%20(www.sirous.org).mp3.zip" length="1536956" type="application/zip" /><media:content url="http://sirous.org/mp3/charkhe%20gardon%20rajab%20zadeh%20(www.sirous.org).mp3.zip" fileSize="1536956" type="application/zip" /><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle>تصنيف زيباي چرخ گردون با صداي اقاي حشمت رجب زاده يکي از تصنيف هاي دلنشين لري ، متن ترانه :اي قاصد که داري از اون راه ميري دورت بگردم داري ميري ديار دوست برس به دادم روزگار کمترداغ به دل تنگ بذار تا کي با سوخته دلا داري سر جنگ چيکار کنم دست عجل بريد [...]</itunes:subtitle><itunes:summary>تصنيف زيباي چرخ گردون با صداي اقاي حشمت رجب زاده يکي از تصنيف هاي دلنشين لري ، متن ترانه :اي قاصد که داري از اون راه ميري دورت بگردم داري ميري ديار دوست برس به دادم روزگار کمترداغ به دل تنگ بذار تا کي با سوخته دلا داري سر جنگ چيکار کنم دست عجل بريد [...]</itunes:summary><itunes:keywords>موزیک, ترانه لری, حشمت رجب زاده, دانلود موزیک لری, چرخ گردو</itunes:keywords></item>
		<item>
		<title>سرنوشت</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=644</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=644#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 09 Aug 2009 06:27:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[جدایی]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی]]></category>
		<category><![CDATA[سرنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[عشق]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=644</guid>
		<description><![CDATA[ترس و حراس از جدايي ، ميخوام اعتراف کنم که دارم کم ميارم بعضي روزها به رفتن و تنها گذاشتن فکر مي کنم به ته ته خط با تو بودن ، خيلي روزا يعني همه روزها به راحتي از تو و من و ما ميگفتم ولي چند وقته واقعا زبونم بند مياد از من و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/pic/bi%20dard%20o%20rahat.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="248" height="190" />ترس و حراس از جدايي ، ميخوام اعتراف کنم که دارم کم ميارم بعضي روزها به رفتن و تنها گذاشتن فکر مي کنم به ته ته خط با تو بودن ، خيلي روزا يعني همه روزها به راحتي از تو و من و ما ميگفتم ولي چند وقته واقعا زبونم بند مياد از من و ما گفتن ، خاطرات رويايي ، فکر کردن به رویا ها قلب ادم ا رو و من و به درد مياره ، اعتراف به کم اوردن و پشت سر گذاشتن يه خاطره ونتونستن و نتوستن از بدست اوردن يه رويا شايد که نه سخت بلکه سخت ترين لحظه ي فکر مه از همه و همه بريدن از اينده و بدون با تو بودن شايد سخت ترين درس عبرتي براي من باشه که تا سالها زندگيمو زير سايه ي شوم خودش بگيره ولي واقعا اين سايه ي شوم رو نميخوام اين درد اختلال زيادي توئ زندگيم داره ميزاره غم و اندوه ي که اين روزها همراه من ه صبر و متانت و حوصله حس پيروزي و پيروز بودن رو ازم گرفته اين روزها هيچ چيز وهيچ کسي برام جذاب نيست زندگي وحشتناک وحشتناک داره ميگذره و من و در اين بازي سرنوشت هر روز به شکست نزديکترمیشم فکر کردن به مهلت زندگي که تنها چهار روز مهلت دارم و هنوز نتونستم تصميم خيلي ها رو تغيير بدم انگار که چهار روز ديگه خبر مرگمو ميخوان بدن لعنت به بازي سرنوشت لعنت به سرنوشت خيلي وقت پيش ا فکر مي کردم سرنوشت و خود ادم ها رقم مي زنن ولي اين روزها بايد اعتراف کنم که اين سرنوشت لعنتي ست که زندگي و اينده ي ما رو رقم ميزنه و باعث ميشه مسيرزندگي خيلي از ما ها به سادگي تغيير کنه ، لعنت به تو اي سرنوشتي که دوست داشتني نيستي  و نخواهي بود لعنت به تو سرنوشت لعنت ،  به جاي ادم فکر کردن چه بده چقدر بده که تصمیم بگیرن  چي خوشه ، چي ناخوشه چي برات خوبه چي برات خوب نيست خلاصه همه چي شده خلاصه کردن و نسخه پيچيدن ، نمي دونم ادمها اون دنيا چيکار مي کنن؟ بازم مثل اين دنيا باعث عذاب همديگه ميشن يا نه دلم يه قرص خواب ميخواد بخوري و بخوابي و بلند که بشي همه چي تغيير کرده باشه اونجوري که تو دوست داري</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>پی نوشت : </strong>ابطحی بعد کلی لاغر شدن اعتراف کرد خیلی ا میگن خیانت خیلی ا میگن مهره ی سوخته خیلی ا میگن رهبرم ه ولی خودم هنوز نمی دونم این روزا بیشتر از قبل از خاتمی متنفرم خیانت بزرگ رو خیلی وقت پیش ا خاتمی کرد همین</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=644</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>غبار</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=640</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=640#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 26 Jul 2009 15:18:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[bbc]]></category>
		<category><![CDATA[احمد شاملو]]></category>
		<category><![CDATA[بچه]]></category>
		<category><![CDATA[بی بی سی فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[دروان بچه گی]]></category>
		<category><![CDATA[عشق]]></category>
		<category><![CDATA[غبار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=640</guid>
		<description><![CDATA[قديما اون خيلي وقت پيش ا همون روزا که بچه تر بودم ، همون کلاس اول و دوم ابتدايي اون روزائي که  توذهنم وافکار کودکانه ام قهرماناي زندگيم خيلي کس ا بودن مثل بابام که هيچکي از اون قوي تر نبود و اگه سر کلاس درس با کسي دعوام مي شد و طرف مثلا ازمن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/pic/dele%20-%20shekaste.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="276" height="211" />قديما اون خيلي وقت پيش ا همون روزا که بچه تر بودم ، همون کلاس اول و دوم ابتدايي اون روزائي که  توذهنم وافکار کودکانه ام قهرماناي زندگيم خيلي کس ا بودن مثل بابام که هيچکي از اون قوي تر نبود و اگه سر کلاس درس با کسي دعوام مي شد و طرف مثلا ازمن گردن گلفت تر بود زود اسم خان داداش و داداشامو مي اوردم که ميدم حالتو بگيرن خلاصه قهرمان اون روزگارم اين ا بودن هميشه فکر مي کردم شايد که نه يعني هميشه اگه بهشون احتياج داشته باشم و بازم بخوام طرفمو داشته باشن مثل اون قديم نديما بازم پشتم به اونا گرمه ، ولي ادم ا بزرگ و بزرگتر که ميشن فکراشون رفتارشون کلي با قديم نديما توفير مي کنه و اون انتظاري که مثل قبل ازشون داري براورده نميشه ، تصميماشون براي تو ! يعني اون چيزي و اون فکري که  اونا ميگن به صلاح تو ه ممکنه زندگي و آينده ي  تو رو براي هميشه تغيير بده !مخالفتاشون ممکنه احساس و زندگي و همه نقشه هاي زندگي تو رو بهم بريزه و حتي به اين م فکر نمي کنن که چقدر طرف منطقي فکرکرده و به نتيجه رسيده ،حتي اين تصميم ا شون ممکنه تو رو به طرف پرتگاه بکشونه !پرتگاه که ميگم ، فکراي نادرست که تو ذهن ادم مياد و حتي مي توني اين فکرا رو به راحتي عملي کني ،حتي دوست داري اون فکراي قديم و به راحتي دور بريزي و ديگه قهرماني برا خودت نداشته باشي ! خلاصه ي کلام يه غبارهمه ي وجودمو گرفته ،بعضي وقتي کلام شاملو چه دل نشين ميشه مثل همين شعر که ميگه : از غريو ديو توفان ام هراس وز خروش تندرم اندو نيست، مرگ خروش تندرم اندوه نيست، مرگ مسکين را نمي گيرم به هيچ . استوارم چون درختي پا به جاي پيچک بي خانماني را بگوي بي ثمر با دست و پاي من مپيچ . مادر غم نيست بي چيزي مرا : عنبراست تو، سال ها افروخته در مجمرم نيست از بدگويي نامهربانان ام غمي :رفته مدت ها که مدت ها که من زين ياوه گويي ها کرم ! ليک از دريا چو مرغان پر کشند روي پل ها ، بام ها ، مرداب ها پابرهنه مي دوم دنبال شان . وقت کان سوي افق پنهان شوند باز مي گردم به کومه پاکشان، حلقه مي بندد به چشمان اشک من گرچه در سختي به سان آهن ام &#8230; يا اگر در کنج تنهايي مرا مرغک شب ناله يي بردارد از اقصاي شب، اندهي واهي مرا مي کشد در بر ، چنان پيراهن ام .همچنان کز گردش انگشت ها بر پرده ها وز طنين دل کش ناقوس وز سکوت زنگ دار دشت ها وزاذان ناشکيباي خروس وز عبورمه ز روي بيشه ها وز خروس زاغ ها وزغروب برف پوش اشک مي ريزد دل ام &#8230; گرچه بر غوغاي توفان ها کرم وز هجوم بادها باکيم نيست ، گرچه چون پولاد سرسخت ام به رزم يا خود ازپولاد شد ايمان من گر بخواند مرغي از اقصاي شب اشک رقت ريزد از چشمان من</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>پی نوشت :</strong> یک ماهی هست که نبودم ،خیلی از دوستان لطف کردن با ایمیل اشون و کامنت احوال مو گرفتن کلی محبت کردن و من و خوشحال که نبودم براشون مهم بوده کلی گرفتاری دردناک زندگی وآینده باعث نبودم شده وهست،پیگر اخبار سیاسی مملکت بودم مرگ سهراب و سهراب ها دردناک بود امیدوارم پیروزی در پیش باشه ، دیگه میلی به نیگاه کردن به بی بی سی فارسی ندارم گند بزنه به خودشون و کانال شون</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=640</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Michael Jackson – Thriller</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=633</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=633#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 28 Jun 2009 10:02:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[موزیک]]></category>
		<category><![CDATA[Michael Jackson]]></category>
		<category><![CDATA[Michael Jackson - Thriller]]></category>
		<category><![CDATA[Thriller]]></category>
		<category><![CDATA[رقص]]></category>
		<category><![CDATA[رقص مردگان]]></category>
		<category><![CDATA[مایکل جکسون]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ مایکل جکسون]]></category>
		<category><![CDATA[ویدئو مایکل جکسون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=633</guid>
		<description><![CDATA[
Its close to midnight and something evils lurking in the dark Under the moonlight you see a sight that almost stops your heart You try to scream but terror takes the sound before you make itYou start to freeze ,as horror looks you right between the eyes Youre paralyzed cause this is thriller, thriller night [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img style="float: right;" src="http://sirous.org/pic/jackson.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="206" height="220" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">Its close to midnight and something evils lurking in the dark Under the moonlight you see a sight that almost stops your heart You try to scream but terror takes the sound before you make itYou start to freeze ,as horror looks you right between the eyes Youre paralyzed cause this is thriller, thriller night And no ones gonna save you from the beast about strikeYou know its thriller, thriller night Youre fighting for your life inside a killer, thriller tonight You hear the door slamand realize theres nowhere left to runYou feel thecoldhandandwonderif youll ever see the sunYou close your eyes and hope that this is just imagination But all the while you hear the creature creepin up behind Youre out of time cause this is thriller, thriller night There aint no second chance against the thing with forty eyesYou know its thriller, thriller nightYoure fighting for your life inside of killer, thriller tonight Night creatures call And the dead start to walk in their masquerade Theres no escapin the jaws of the alien this time theyre open wide This is the end of your life,Theyre out to get you theres demons closing in on every sideThey will possess you unless you change the number on your dial Now is the time for you and I to cuddle close together All thru the night Ill save you from the terror on the screen Ill make you seeThat this is thriller, thriller night cause I can thrill you more than any ghost would dare to try Girl, this is thriller, thriller night So let me hold you tight and share a killer, diller, chiller Thriller here tonight Darkness falls across the land The midnite hour is close at hand Creatures crawl in search of blood To terrorize yawls neighbourhood And whosoever shall be found Without the soul for getting down Must stand and face the hounds of hell And rot inside a corpses shell The foulest stench is in the airThe funk of forty thousand years And grizzy ghouls from every tomb Are closing in to seal your doom And though you fight to stay aliveYour body starts to shiverFor no mere mortal can resist The evil of the thrille. for view music video <a href=" http://www.youtube.com/watch?v=AtyJbIOZjS8">klick here </a></span></span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=633</wfw:commentRss>
		<slash:comments>16</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Neda You Will Not Defeat The People</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=618</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=618#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 23 Jun 2009 17:40:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[موزیک]]></category>
		<category><![CDATA[Neda You Will Not Defeat The People]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود موزیک ویدئوی انگیسی ندا صالحی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=618</guid>
		<description><![CDATA[
Neda was a young girl .She would not wear the hijab .She walked out on the streets of Tehran .To join the madding crowd .She felt a burning fire in her chest . And her blood began to flow.You will not defeat the people . When their lust for freedom grows .Down down go the [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: Right;" src="http://sirous.org/pic/Neda%20You%20Will%20Not%20Defeat%20The%20People.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="213" height="181" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">Neda was a young girl .She would not wear the hijab .She walked out on the streets of Tehran .To join the madding crowd .She felt a burning fire in her chest . And her blood began to flow.You will not defeat the people . When their lust for freedom grows .Down down go the concrete statues .Watch the faceless soldiers run .You will not defeat the people .When they learn that freedom&#8217;s fun .Neda was a young girl .Her eyes were black as coal . She walked out on to the streets of Tehran . To take back some control .Watch her father with her face in his hands .Screaming out into the sky You will not defeat the people .When they learn that they can fly .You will not defeat the people .When it&#8217;s freedom that they know.You will not defeat the people .Crying Neda in the streets.You will not defeat the people .Crying Neda in their sleep. for view music video </span></span></span><a href=" http://www.youtube.com/watch?v=ivdKvsW2kmM ">klick here </a> . for listen mp3 <a href=" http://tinyurl.com/Neda-You-Will-Not-Defeat-The-P ">klick here </a></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p><span style="text-align:left;display:block;"><object id="audioplayer1" classid="clsid:d27cdb6e-ae6d-11cf-96b8-444553540000" width="290" height="24" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0"><param name="FlashVars" value="&amp;bg=0xf8f8f8&amp;leftbg=0xeeeeee&amp;lefticon=0x666666&amp;rightbg=0xcccccc&amp;rightbghover=0x999999&amp;righticon=0x666666&amp;righticonhover=0xffffff&amp;text=0x666666&amp;slider=0x666666&amp;track=0xFFFFFF&amp;border=0x666666&amp;loader=0x9FFFB8&amp;soundFile=http://sirous.org/mp3/Neda%20You%20Will%20Not%20Defeat%20The%20People%20(www.sirous.org).mp3" /><param name="quality" value="high" /><param name="menu" value="false" /><param name="bgcolor" value="#FFFFFF" /><param name="src" value="http://sirous.org/weblog/wp-content/plugins/audio-player/player.swf" /><embed id="audioplayer1" type="application/x-shockwave-flash" width="290" height="24" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/plugins/audio-player/player.swf" flashvars="&amp;bg=0xf8f8f8&amp;leftbg=0xeeeeee&amp;lefticon=0x666666&amp;rightbg=0xcccccc&amp;rightbghover=0x999999&amp;righticon=0x666666&amp;righticonhover=0xffffff&amp;text=0x666666&amp;slider=0x666666&amp;track=0xFFFFFF&amp;border=0x666666&amp;loader=0x9FFFB8&amp;soundFile=http://sirous.org/mp3/Neda%20You%20Will%20Not%20Defeat%20The%20People%20(www.sirous.org).mp3" bgcolor="#FFFFFF" menu="false" quality="high"></embed></object></p>
<p></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=618</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
<enclosure url="http://tinyurl.com/Neda-You-Will-Not-Defeat-The-P" length="1320960" type="audio/mpeg" />
		<media:content url="http://tinyurl.com/Neda-You-Will-Not-Defeat-The-P" fileSize="1320960" type="audio/mpeg" /><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle> Neda was a young girl .She would not wear the hijab .She walked out on the streets of Tehran .To join the madding crowd .She felt a burning fire in her chest . And her blood began to flow.You will not defeat the people . When their lust for freedom grows</itunes:subtitle><itunes:summary> Neda was a young girl .She would not wear the hijab .She walked out on the streets of Tehran .To join the madding crowd .She felt a burning fire in her chest . And her blood began to flow.You will not defeat the people . When their lust for freedom grows .Down down go the [...]</itunes:summary><itunes:keywords>خاطرات, شخصی, عمومی, موزیک, Neda You Will Not Defeat The People, دانلود موزیک ویدئوی انگیسی ندا صالحی</itunes:keywords></item>
		<item>
		<title>Google Translator</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=608</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=608#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 22 Jun 2009 19:37:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[وب سایت ها]]></category>
		<category><![CDATA[Google Translator]]></category>
		<category><![CDATA[تجرمه ی وبلاگ به دیگر زبانها]]></category>
		<category><![CDATA[مترجم]]></category>
		<category><![CDATA[مترجم فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[مترجم گوگل برای وبلاگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=608</guid>
		<description><![CDATA[
امروز با افزونه ي جالبي آشنا شدم اين افزونه اين امکان رو به بازديد کنندگان وبلاگ و يا وب سايت شما مي ده که بازديده کنندگان متن نوشته هاي شما رو به زبان خودشون بخونن ، اين امکان جديد رو گوگل در اختيار کاربران خودش قرار داده براي استفاده از اين مترجم به این قسمت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/pic/google%20-%20translate.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="273" height="189" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">امروز با افزونه ي جالبي آشنا شدم اين افزونه اين امکان رو به بازديد کنندگان وبلاگ و يا وب سايت شما مي ده که بازديده کنندگان متن نوشته هاي شما رو به زبان خودشون بخونن ، اين امکان جديد رو گوگل در اختيار کاربران خودش قرار داده براي استفاده از اين مترجم به </span></span></span><a href=" http://translate.google.com/ ">این قسمت گوگل </a> برويد و از اين مترجم استفاده کنيد.البته همين طوري که  که خود گوگل هم <a href=" http://googleblog.blogspot.com/2009/06/google-translates-persian.html ">اعلام کرده است </a>ترجمه زبان فارسي در حال حاضر در مرحله آلفا ست پس نبايد انتظار داشت که مثل يک مترجم حرفه‌اي متون را به زبان‌هاي گوناگون ترجمه کنه.اما يکي از استفاده‌هايي که مي‌توان از اين امکان نمود اضافه نمودن اين مترجم به وبلاگ است تا خوانندگان بتوانند به سادگي وبلاگ يا وبسايت شما را به زبان خود ترجمه کرده و بخوانند.براي اينکه مترجم گوگل را به وبلاگ خود بيفزاييد کافيست به <a href="http://translate.google.com/translate_tools?hl=en&amp;sl=fa ">این آدرس </a>رفته و در قسمت اول زبان فارسي را انتخاب کرده و کد ساخته‌شده را دريافت و در قسمت مورد نظر از وبلاگتان اضافه کنيد اما کاربران وردپرس (البته بلاگرهایی که از وردپرس بر روي هاست و دامنه شخصي استفاده مي‌نمايند) به راحتي مي توانند با استفاده از افزونه‌اي مورد نظر.پس از دريافت فايل افزونه ، مانند تمام افزونه‌هاي ديگر آن را از حالت فشرده خارج نموده و بر روي هاست در آدرس پلاگین های وبلاگ خود آپلود نماييد.سپس در بخش مديريت وبلاگ خود و در قسمت  افزونه‌ها  آن را با نام  مترجم گوگل  فعال کنيد.پس از اين کار ابزارک جديدي با نام مترجم گوگل به ليست ابزارک‌هاي شما افزوده مي‌گردد که پس از انجام تنظيمات مورد نظرتان قادر خواهيد بود در محل مورد نظر خود از آن استفاده کنيد در نسخه ترجمه شده اين افزونه ، امکان ترجمه از زبان پارسي نيز به آن افزوده شده است. نمونه اي از کار همين افزونه را در نوار کناري سمت چپ اين وبلاگ مشاهده مي‌کنيد.این افزونه را با حجم کمتر از سه کیلو بایت با <a href="http://sirous.org/pic/Google_Translator.zip">کلیک بر روی این لینک</a> دانلود کنید</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=608</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<enclosure url="http://sirous.org/pic/Google_Translator.zip" length="3008" type="application/zip" /><media:content url="http://sirous.org/pic/Google_Translator.zip" fileSize="3008" type="application/zip" /><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle> امروز با افزونه ي جالبي آشنا شدم اين افزونه اين امکان رو به بازديد کنندگان وبلاگ و يا وب سايت شما مي ده که بازديده کنندگان متن نوشته هاي شما رو به زبان خودشون بخونن ، اين امکان جديد رو گوگل در اختيار کاربران خودش قرار داده براي استفاده از اين مترجم به ای</itunes:subtitle><itunes:summary> امروز با افزونه ي جالبي آشنا شدم اين افزونه اين امکان رو به بازديد کنندگان وبلاگ و يا وب سايت شما مي ده که بازديده کنندگان متن نوشته هاي شما رو به زبان خودشون بخونن ، اين امکان جديد رو گوگل در اختيار کاربران خودش قرار داده براي استفاده از اين مترجم به این قسمت [...]</itunes:summary><itunes:keywords>شخصی, عمومی, وب سایت ها, Google Translator, تجرمه ی وبلاگ به دیگر زبانها, مترجم, مترجم فارسی, مترجم گوگل برای وبلاگ</itunes:keywords></item>
		<item>
		<title>دگر روز تبه کاران به مثل نیمه شب تار است</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=588</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=588#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2009 01:10:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[وب سایت ها]]></category>
		<category><![CDATA[شلیک بسیج به دختر جوان و شهید شدنش]]></category>
		<category><![CDATA[شهادت]]></category>
		<category><![CDATA[شهید شدن دختر جوان با اصابت گلوله در تظاهرات امروز]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم کوتاه جان دادن دختری در درگیریهای امروز]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ دختر جوان بدست بسیج]]></category>
		<category><![CDATA[کشتن یک دختر جوان توسط بسیجی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=588</guid>
		<description><![CDATA[
دگر صبح است و پايان شب تاريک است . دگر صبح است و بيداري سزاوار است . دگر خورشيد از پشت بلندي ها نمودار است . دگر صبح است. دگر از سوز سرماي شب تاريک ، تن هامان نمي لرزد . دگر افسرده طفل پابرهنه ، از زبان مادر شب ها نمي ترسد . دگر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src=" http://sirous.org/pic/Neda%20gab%20o%20bad%20az%20marg.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="279" height="189" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">دگر صبح است و پايان شب تاريک است . دگر صبح است و بيداري سزاوار است . دگر خورشيد از پشت بلندي ها نمودار است . دگر صبح است. دگر از سوز سرماي شب تاريک ، تن هامان نمي لرزد . دگر افسرده طفل پابرهنه ، از زبان مادر شب ها نمي ترسد . دگر شمع اميد ما چو خورشيدي نمايان است . دگر صبح است .کنون شب زنده داران صبح گرديده نخوابيد، جنگ در پيش است . کنون اي رهروان حق ، شب تاريک معدوم است .سفيدي حاکم و در دادگاهش هر سياهي خرد و محکوم است .کنون بايد که برخيزيم و خون دشمنان تا پاي جان ريزيم دگر وقت قيام است و قيامي بر عليه دشمنان است . سزاي حق کشان در چوبه ي دار است .و ما بايد که برخيزيم  . دگر صبح است . چنان کاوه درفش کاوياني را به روي دوش اندازيم .جهان ظلم را از ريشه سوازنده،جهان ديگري سازيم . دگر صبح است .دگر صبح است و مردم را کنون برخاستن شايد . نهال دشمنان را تيغ ها بايد که از بن بشکند ، نابود سازد اگر گرگي نظر دارد که ميشي را بيازارد .قوي چوپان ببايد نيش او ببندد . اگر غفلت کند او خود گنه کار است . دگر صبح است . دگر هر شخص بيکاري در اين دنياي ما خوار است .و اين افسردگي ، ناراحتي عار است . دگر صبح است و ما بايد برافروزيم آتش را بسوزانيم دشمن را . که شايد همره دودش رود بر آسمان شيطان و يا همراه بادي او شود دور از زمين ها . دگر صبح است . دگر روز تبه کاران به مثل نيمه شب تار است ، ويدئوي دلخراش از شهيد شدن دختر جوانی به نام ندا صالحی آقا سلطان، با اصابت گلوله در تظاهرات امروز شنبه سي ام خرداد ماه هشتاد و هشت تهران، دختر جوان گلوله به سينه اش خورده ارام نگاه مي کند و هيچ تلاشي نمي کند تنها گناهش حق رائي ش بود ، تنها برابري ميخواست همه ي وجودم اتش گرفته چرا قلب تو نبايد نفس بکشد و قلب دروغ گويان همچنان مي تپت . شايد که مزدور بر بدن پارچه سياهي کشيد. ولي من دامانش را به آتش چشمت مي سوزانم .مکان شهادت : خيابان کارگر، تقاطع خسروي و شهيد صالحي، براي ديدن اين ويدئوي دلخراش بر روي اين </span></span></span><a href="http://www.youtube.com/watch?v=bbdEf0QRsLM"><strong>لينک کليک</strong></a> کنيد وبراي دانلود اين ويديو بر روي اين <a href="http://sirous.org/mp3/marge%20neda%20(www.sirous.org).exe"><strong>لينک کليک</strong></a> کنيدو ویدئو رو با حجم 1.9 مگابایت دانلود کنید  لطفا در پخش ويدئو و نمايش آن براي آگاه شدن جامعه از جنايات چند روزاخير کوشا باشيد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=588</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		<enclosure url="http://sirous.org/mp3/marge%20neda%20(www.sirous.org).exe" length="1971043" type="application/x-msdownload" /><media:content url="http://sirous.org/mp3/marge%20neda%20(www.sirous.org).exe" fileSize="1971043" type="application/x-msdownload" /><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle> دگر صبح است و پايان شب تاريک است . دگر صبح است و بيداري سزاوار است . دگر خورشيد از پشت بلندي ها نمودار است . دگر صبح است. دگر از سوز سرماي شب تاريک ، تن هامان نمي لرزد . دگر افسرده طفل پابرهنه ، از زبان مادر شب ها نمي ترسد . دگر [...]</itunes:subtitle><itunes:summary> دگر صبح است و پايان شب تاريک است . دگر صبح است و بيداري سزاوار است . دگر خورشيد از پشت بلندي ها نمودار است . دگر صبح است. دگر از سوز سرماي شب تاريک ، تن هامان نمي لرزد . دگر افسرده طفل پابرهنه ، از زبان مادر شب ها نمي ترسد . دگر [...]</itunes:summary><itunes:keywords>خاطرات, شخصی, عمومی, وب سایت ها, شلیک بسیج به دختر جوان و شهید شدنش, شهادت, شهید شدن دختر جوان با اصابت گلوله در تظاهرات امروز, فیلم کوتاه جان دادن دختری در درگیریهای امروز, مرگ دختر جوان بدست بسیج, کشتن یک دختر جوان توسط بسیجی</itunes:keywords></item>
		<item>
		<title>روزای روشن – هایده</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=574</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=574#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 20 Jun 2009 15:33:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[موزیک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=574</guid>
		<description><![CDATA[روزايروشن خداحافظ سرزمين من خداحافظروزاي خوبت بگو کجا رفت تو قصه ها رفت يا از اينجا رفت انگار که اينجا هيچکي زنده نيست گريه فراوون وقت خنده نيست گونه ها خيسه دلا پاييزه بارون قحطي از ابر ميريزه همه عزادار سر به گريبون مردا سر دار زنا تو زندون انگار که شبه هر روز هفته [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/pic/HAEYDEH%20KHODAHAFZ.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="233" height="223" />روزايروشن خداحافظ سرزمين من خداحافظروزاي خوبت بگو کجا رفت تو قصه ها رفت يا از اينجا رفت انگار که اينجا هيچکي زنده نيست گريه فراوون وقت خنده نيست گونه ها خيسه دلا پاييزه بارون قحطي از ابر ميريزه همه عزادار سر به گريبون مردا سر دار زنا تو زندون انگار که شبه هر روز هفته از هر خونه اي عزيزي رفته همه با هم قهر همه از هم دور روزا مثل شب شبا سوت و کور نه تو آسمون نه رو زمينيم انگار که خوابيم کابوس مي بينيم از زمين دوريم از زمان جدا حتي نمييام بياد خدا روزاي روشن خداحافظ سرزمين من خداحافظ نوبت ميگيريم گيج و بي هدف واسه مردن هم بايد رفت تو صف روزا و شبا اينجور ميگذرن هرجا که ميخوان مارو ميبرن آخه تا به کي آروم بشينيم حسرت بکشيم گريه ببينيم اي زن تنها مرد آواره وطن دل توست شده صدپاره اي زن تنها مرد آواره وطن دل توست شده صدپاره اي زن تنها مرد آواره وطن دل توست شده صدپاره پاشو کاري کن فکر چاره باش فکر اين دل پاره پاره باش پاشو کاري کن فکرچاره باش فکر اين دل پاره پاره باش روزاي روشن خداحافظ سرزمين من خداحافظ خداحافظ خداحافظ روزاي خوبت بگو کجا رفتتو قصه ها رفت يا از اينجا رفت انگار که اينجا هيچکي زنده نيست گريه فراوون وقت خنده نيست گونه ها خيسه دلا پاييزه بارون قحطي از ابر ميريزه همه با هم قهر همه از هم دور روزا مثل شب شبا سوت و کور روزاي روشن خداحافظ همه عزادار سر به گريبون مردا سر دار زنا تو زندون نه تو آسمون نه رو زمينيم انگار که خوابيم کابوس مي بينيم نوبت ميگيريم گيج و بي هدف واسه مردن هم بايد رفت تو صف روزا و شبا اينجور ميگذرن هرجا که ميخوان مارو ميبرن روزاي روشن خداحافظ سرزمين من خداحافظ خداحافظ خداحافظ آخه تا به کي آروم بشينيم حسرت بکشيم گريه ببينيم اي زن تنها مرد آواره وطن دل توست شده صدپاره پاشو کاري کن فکر چاره باش فکر اين دل پاره پاره باش همه عزادار سر به گريبون مردا سر دار زنا تو زندون پاشو کاري کن فکر چاره باش فکر اين دل پاره پاره باش . روزاي روشن هايده رو با حجم 2.4 مگایات با <a href="http://tinyurl.com/rooze-roshan">کليک</a> بر روي اين<a href="http://tinyurl.com/rooze-roshan"> لينک دانلود </a>کنيد و در صورت تمايل با پليروبلاگ به صورت انلاين روزای روشن رو گوش بدهید</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<div><span style="text-align:left;display:block;"><object id="audioplayer1" classid="clsid:d27cdb6e-ae6d-11cf-96b8-444553540000" width="290" height="24" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0"><param name="FlashVars" value="&amp;bg=0xf8f8f8&amp;leftbg=0xeeeeee&amp;lefticon=0x666666&amp;rightbg=0xcccccc&amp;rightbghover=0x999999&amp;righticon=0x666666&amp;righticonhover=0xffffff&amp;text=0x666666&amp;slider=0x666666&amp;track=0xFFFFFF&amp;border=0x666666&amp;loader=0x9FFFB8&amp;soundFile=http://sirous.org/mp3/HAEYDEH%20ROZAE%20ROSHAN%20(www.sirous.org).mp3" /><param name="quality" value="high" /><param name="menu" value="false" /><param name="bgcolor" value="#FFFFFF" /><param name="src" value="http://sirous.org/weblog/wp-content/plugins/audio-player/player.swf" /><param name="flashvars" value="&amp;bg=0xf8f8f8&amp;leftbg=0xeeeeee&amp;lefticon=0x666666&amp;rightbg=0xcccccc&amp;rightbghover=0x999999&amp;righticon=0x666666&amp;righticonhover=0xffffff&amp;text=0x666666&amp;slider=0x666666&amp;track=0xFFFFFF&amp;border=0x666666&amp;loader=0x9FFFB8&amp;soundFile=http://sirous.org/mp3/HAEYDEH%20ROZAE%20ROSHAN%20(www.sirous.org).mp3" /><embed id="audioplayer1" type="application/x-shockwave-flash" width="290" height="24" src="http://sirous.org/weblog/wp-content/plugins/audio-player/player.swf" bgcolor="#FFFFFF" menu="false" quality="high" flashvars="&amp;bg=0xf8f8f8&amp;leftbg=0xeeeeee&amp;lefticon=0x666666&amp;rightbg=0xcccccc&amp;rightbghover=0x999999&amp;righticon=0x666666&amp;righticonhover=0xffffff&amp;text=0x666666&amp;slider=0x666666&amp;track=0xFFFFFF&amp;border=0x666666&amp;loader=0x9FFFB8&amp;soundFile=http://sirous.org/mp3/HAEYDEH%20ROZAE%20ROSHAN%20(www.sirous.org).mp3"></embed></object></span></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=574</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://tinyurl.com/rooze-roshan" length="2551936" type="audio/mpeg" />
		<media:content url="http://tinyurl.com/rooze-roshan" fileSize="2551936" type="audio/mpeg" /><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle>روزايروشن خداحافظ سرزمين من خداحافظروزاي خوبت بگو کجا رفت تو قصه ها رفت يا از اينجا رفت انگار که اينجا هيچکي زنده نيست گريه فراوون وقت خنده نيست گونه ها خيسه دلا پاييزه بارون قحطي از ابر ميريزه همه عزادار سر به گريبون مردا سر دار زنا تو زندون انگار که شبه</itunes:subtitle><itunes:summary>روزايروشن خداحافظ سرزمين من خداحافظروزاي خوبت بگو کجا رفت تو قصه ها رفت يا از اينجا رفت انگار که اينجا هيچکي زنده نيست گريه فراوون وقت خنده نيست گونه ها خيسه دلا پاييزه بارون قحطي از ابر ميريزه همه عزادار سر به گريبون مردا سر دار زنا تو زندون انگار که شبه هر روز هفته [...]</itunes:summary><itunes:keywords>عمومی, موزیک</itunes:keywords></item>
		<item>
		<title>مالک این خاک منم</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=571</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=571#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 19 Jun 2009 23:27:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[تظاهرات ایران]]></category>
		<category><![CDATA[خدا]]></category>
		<category><![CDATA[شهیدان]]></category>
		<category><![CDATA[شهیدان موج سبز]]></category>
		<category><![CDATA[ظالمان]]></category>
		<category><![CDATA[عکس شهیدان تظاهرات]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ]]></category>
		<category><![CDATA[موسوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=571</guid>
		<description><![CDATA[
اين روزها  نمي دانم پناه اين ملت درد کشيده را بجز تو به که ببرم ، خدا تنفس در اين هواي پرازدروغ توانم را گرفته و دراين سرزمين پرازفريب که حضورگرگ صفتان انسان نما و قدرت طلبان بي وجدان که در پي قدرت و محکم کردن کاخ قدرت خود آرزوي خانواده ها و جوانان اين [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/pic/maleke%20in%20khak.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="217" height="227" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">اين روزها  نمي دانم پناه اين ملت درد کشيده را بجز تو به که ببرم ، خدا تنفس در اين هواي پرازدروغ توانم را گرفته و دراين سرزمين پرازفريب که حضورگرگ صفتان انسان نما و قدرت طلبان بي وجدان که در پي قدرت و محکم کردن کاخ قدرت خود آرزوي خانواده ها و جوانان اين سرزمين را به نا اميدي و رايحه ي موج  سبز را به سيل خون و غم اندوه مي کشانند و ذره اي خلوص در وجودشان نيست و نزد تو خود را خالص و نيک نمايش مي دهند و درميدان عمل چه گستاخانه لاف ايمان ميزنند و از اعتماد سخن مي گويند از مکرشان به تو پناه اورده ام که جز تو ديگر پناهي برايم نمانده  معبودم ،پرده از مکرشان بردار و رسواي خاص و عامشان کن قاب مکر و کينه اشان رو بشکن ،بگذارتکسوار سبزينه پوش ملت از پس گرد غبار حاصل از تاختن اسب ازادگي رخ نماياند و روزهاي دروغ فريب و مکر را به پايان برسان زمان تسخيرميهن م به دست موج عدالت و ازادگيست که نويد ميدهد اي اهل ايران زمين م به اذن حق روز نابودي دزدان و ظالمين و متقلبان است ،روز سياه همه قدرت طلبان است ،روز مرگ اناني ست که در لابراتوار ناجوانمردي شيشه ي عمر جوانانمان را در ضيافت موج سبز شکستن خدايم آن هنگام که موج الله اکبر در شهرميپچد به حرمت خون آنان که بي گناه جان باختن به حرمت اشک مادرانشان به حرمت اميد  نا اميد گشته ي مان به خدايي ت قسم ت ميدهيم ظالمان زور گو ، قدرت طلبان جبار، قاتلان جوانان اين سرزمين را رسواي عالم و مردمشان کن که ديگر جز تو پناهي نداريم</span></span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=571</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>موج سبز در اردوی تیم ملی</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=561</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=561#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 18 Jun 2009 06:35:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[تظاهرات مردم]]></category>
		<category><![CDATA[تقلب در انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[دستنبد سبز تیم ملی]]></category>
		<category><![CDATA[شجاعی]]></category>
		<category><![CDATA[علی کریمی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدوی کیا]]></category>
		<category><![CDATA[موج سبز]]></category>
		<category><![CDATA[موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[مچبند سبز تیم ملی]]></category>
		<category><![CDATA[نکونام]]></category>
		<category><![CDATA[کعبی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=561</guid>
		<description><![CDATA[
بازهم حماسه سازان تيم ملي حماسه ي بزرگ در پاسداشت به خاک خون کشيده شدن جوانان اين مرزبوم به نمايش گذاشتن امروز تيم ملي ايران با مچ بندهاي سبز رنگ درمقابل تيم ملي کره ي جنوبي به ميدان آمدند در تصاويربه وضوح مچ بندهاي مهدي مهدوي کيا ، نکونام، کعبي ، شجاعي ، و علي [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/pic/moje%20sabz%20dar%20iran.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="331" height="185" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">بازهم حماسه سازان تيم ملي حماسه ي بزرگ در پاسداشت به خاک خون کشيده شدن جوانان اين مرزبوم به نمايش گذاشتن امروز تيم ملي ايران با مچ بندهاي سبز رنگ درمقابل تيم ملي کره ي جنوبي به ميدان آمدند در تصاويربه وضوح مچ بندهاي مهدي مهدوي کيا ، نکونام، کعبي ، شجاعي ، و علي کريمي رو مي شد ديد بازي که به نظرم من در حمايت از موج سبز در ايران برگزار شد هر چند در نيمه ي دوم بدون دليل مچ بندها از دست بازي کنان تيم ملي در آورده شده بود،( البته مشخص بود که نيروي باز دارنده باعث شده بود بازيکنان مچ بندها رادر نيمه ي دوم  از دست بيرون بکشند )، وخود نشان دهنده ي اوج ترس از موج سبزو حاميان موج مردي بود که بيرون اوردن مچ بندها رو بر بازيکنان تيم ملي تحميل کرده بود ، هرچند بازکنان تيم ملي بازي برده را با نتيجه ي مساوي به پايان رساندند اما نمايشي از منش پهلواني را به در مقابل چشم هزاران ايراني  وطن دوست ، مخالفان اين موج مردمي  به نمايش گذاشتند ، <a href="http://img8.imageshack.us/img8/2656/mojesabz2010.jpg ">تصویر را در اندازه ی واقعی ببینید </a> . سی ان ان ، <a href="http://cnnwire.blogs.cnn.com/2009/06/17/irans-soccer-team-dons-green-bands-in-apparent-sign-of-support-for-opposition/ ">می نویسد</a>: اعضای تیم فوتبال ایران در حمایت از مخالفین از دستبند سبز استفاده کرده اند ، اعضای تیم ملی فوتبال ایران از دستبند و مچبند های سبز در مسابقه با تیم کره جنوبی در سری مسابقات انتخابی جام جهانی استفاده کرده اند</span></span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=561</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ميرحسين در بين تظاهرات عظيم ديروز تهران</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=554</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=554#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Jun 2009 10:27:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات ایران]]></category>
		<category><![CDATA[اوباما]]></category>
		<category><![CDATA[باطل شدن انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[تظاهرات]]></category>
		<category><![CDATA[تظاهرات ایران]]></category>
		<category><![CDATA[حق مردم]]></category>
		<category><![CDATA[روسیه]]></category>
		<category><![CDATA[شورش]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ هفت نفر]]></category>
		<category><![CDATA[موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[کودتاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=554</guid>
		<description><![CDATA[
ميرحسين در بين تظاهرات عظيم دیروز تهران ،اين تظاهرات در حد فاصل ميدان انقلاب و ميدان آزادي با حضور صدها هزار نفر و با همراهي موسوي، کروبي، خاتمي، رهنورد و کرباسچي برگزارشده است. مردم به شکل گسترده گروه گروه به اين تظاهرات پيوستن . گزارش شاهدان عيني، از شرکت بیش ازیک ميليون نفر در اين [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/pic/mosavi-%20emrooz-.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="336" height="185" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">ميرحسين در بين تظاهرات عظيم دیروز تهران ،اين تظاهرات در حد فاصل ميدان انقلاب و ميدان آزادي با حضور صدها هزار نفر و با همراهي موسوي، کروبي، خاتمي، رهنورد و کرباسچي برگزارشده است. مردم به شکل گسترده گروه گروه به اين تظاهرات پيوستن . گزارش شاهدان عيني، از شرکت بیش ازیک ميليون نفر در اين تظاهرات سخن گفته اند. آسوشيتدپرس اولين تصاوير اين تظاهرات را منتشر کرد که در آن انبوه بي شمار مردم ديده مي شود. گفته مي شود در اين راهپيمايي موسوي بر روي اتومبيلي به سخنراني پرداخته است. اين نخستين سخنراني موسوي در ميان جمعيت پس از انتخابات است. همچنين گفته مي شود محمد خاتمي نيز در سخنراني خود در تظاهرات از &#8220;ابطال انتخابات&#8221; حرف زده است میرحسین موسوی در جمع صدها هزار تظاهر کننده در تهران خواستار برگزاری مجدد انتخابات شد و صدای تیراندازی در جریان این راهپیمایی شنیده شده است ، که با مرگ بیش از هفت نفر همراه بوده ، در همین رابطه اتحادیه اروپا خواستار رسیدگی به شکایتهای انتخاباتی ایران شد است ،دبیر کل سازمان ملل متحد در واکنش به انتخابات ریاست جمهوری ایران گفته باید به خواست ملت ایران احترام گذاشته شود و نخست وزیر بریتانیا و اقای اوباما نیز گفته اند ایران باید به &#8220;سئوال های جدی&#8221; در این باره پاسخ دهد. امیدوارم این تظاهرات به نتیجه برسد و مردم به حق قانونی خود یعنی باطل شدن انتخابات و اجرای دوباره رای گیری در ایران برسند </span></span></span><a href="http://gdb.rferl.org/011006DB-3896-48E4-843B-96FCA0762E7D_mw800_mh600.jpg  ">تصویر میرحسین موسوی در بین مردم ، گردهمایی دیروز تهران را در اندازه ی واقعی ببینید</a> ، دیروز تنفيذ حکم رياست جمهوري مير حسين موسوي توسط مردم را ديديم ،ديروز مير حسين موسوي رييس جمهور منتخب مردم ايران توانست از مردم تنفيذ حکم رياست جمهوري اش را بگيرد و متقلبان را سر جاي خود بنشاند. او مردم را با ديگران عوض کرد و اين راهي است که از اين پس ايران بايد پيش بگيرد. رييس جمهور منتخب و محبوب ايران مير حسين موسوي تاريخ جديدي را براي ايران رقم خواهد زد ، جواب آزادي خواهي مردم گلوله نيست. جواب راهپيمايي مردم باتون و لگد نيست. جواب سبزي خواسته ي مردم سرخي خون نيست. ايران در غم جوانانش مي گيرد اما از پاي نمي نشيند ، ابطحی: تعداد تظاهر کنندگان دیروز از تظاهر کنندگان 22 بهمن هم بیشتربود ، ابطحی با زیرکی تمام به به دولت یاد آوری کرده است که خیزش آزادی طلب و عدالت خواه مردم انقلابی جدید است که مردم بیشتری را از مثلا پاسداشت انقلاب 57 به میدان آورده است  به گزارش خبرگزاریها امروز بیست شش م خرداد سید محمدعلی ابطحی دستگیر شده است، اعلامیه ی آیت الله منتظری و اعلام سه روز عزای عمومی ،ضمن تسلیت ضایعه به خاک و خون کشیده شدن عده ای از هم وطنان و ابراز همدردی با آحاد داغدارملت روزهای چهارشنبه ، پنجشنبه،و جمعه را عزای عمومی اعلام کرده اند <a href="http://1.bp.blogspot.com/_Y8zb-FO8Kwg/Sjdt0Xbm6-I/AAAAAAAABg0/wGAsAK8seQo/s1600-h/Montazeri ">لینک خبر</a> ،بخش های از این متن باز نشر مطالب وبلاگ حرف حساب می باشد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=554</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شوک یک انتخاب</title>
		<link>http://sirous.org/weblog/?p=549</link>
		<comments>http://sirous.org/weblog/?p=549#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Jun 2009 15:47:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sirous</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[شوک یک انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[نتایخ انتخابات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sirous.org/weblog/?p=549</guid>
		<description><![CDATA[
دیروز و دیشب هر کجا که میرفتی همه می خواستن به موسوی رائی بدهند راستش همه جا انگار بسیج شده بود که موسوی رئیس جمهور بشود ! دیشب فارس زودتر از انتظار خبر از پیروزی اقای احمدی نژاد داد باور کردنی نبود ولی خب چه میشه کرد سیاست را برای همین چیزهایش بی پدر و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" style="float: left;" src="http://sirous.org/pic/tehran%20e%20emrooz.JPG" alt="" hspace="16" vspace="8" width="282" height="226" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">دیروز و دیشب هر کجا که میرفتی همه می خواستن به موسوی رائی بدهند راستش همه جا انگار بسیج شده بود که موسوی رئیس جمهور بشود ! دیشب فارس زودتر از انتظار خبر از پیروزی اقای احمدی نژاد داد باور کردنی نبود ولی خب چه میشه کرد سیاست را برای همین چیزهایش بی پدر و مادر می خوانند مثل چاقو نه به خود رحم می کند نه به دسته ی خود ، برای هیچ کس باور کردنی نبود ! در هر صورت طمع شکست تلخ تلخ بود حالا چه تحمیلی باشد این شکست و چه غیر تحمیلی از همه مهم تر اقای مهدی کروبی پایین ترین آرا رو در بین چهار کاندیدا به خودش اختصاص داده بود حتی در زادگاه ش الیگودرز حدود چهارده هزار رائی برای ایشون به صندوق ها ریخته شده بود! چیزی که غیر قابل انتظار بود امروز این حس سرخوردگی و شکست باعث شده این فکر به ذهنم خطور کنه که ای کاش اینبار هم صبر می کردم و این اولین رای را نمی دادم هرچند که این اولین وآخرین انتخابات وانتصاباتی است که درآن شرکت خواهم کرد،شاید سالها بعد پرده از راز این انتخابات برداشته شود ،یاد دوران مدرس می افتم آنچه  که در کتابها نوشته شده ، زمانی که در انتصابات آن سال ها حتی تک رای آقای مدرس را نیز برای خودش به حساب نیاوردند ، هر چند که در این انتخابات پیروزی نصیب ما نشد  اما توقع و سطح بیداری مردم به حدی بالا رفت که مردم باید امیدوار باشن این حد از بین نرود ، با بحثی که اقای احمدی نژاد در مناظرات انجام داد و از هاشمی رفسنجانی و اقای ناطق با صراحت و بدون پرده صحبت به میان آورد به نظر میرسه یک شکاف سیاسی عمیق در ایران بوجود اومده، به هر حال از این به بعد اقای احمدی نژاد مخالفان زیادی در داخل و خارج ایران برای خودش بوجود اورده که باید با این مخالفان دست و پنجه نرم کنه،  در پایان امیدوارم اگر کسی در رای مردم دستبردی داشته رسوا شود . عکس مربوط به تظاهرات روزشنبه در تهران</span></span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sirous.org/weblog/?feed=rss2&amp;p=549</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
	<media:rating>nonadult</media:rating></channel>
</rss>
