عرب یا ترک ؟
تکلیف ما را لطفا مشخص کنید. از این به بعد دانشمندان و نامداران ایرانی را ترک بخوانیم یا عرب ؟
در نظر سنجی شیدا شرکت کردید ؟ در نوار کناری سایت پیدایش کنید.
تکلیف ما را لطفا مشخص کنید. از این به بعد دانشمندان و نامداران ایرانی را ترک بخوانیم یا عرب ؟
در نظر سنجی شیدا شرکت کردید ؟ در نوار کناری سایت پیدایش کنید.
فردوسی جان میدانستی ابوریحان بیرون، خوارزمی، ابونصر فارابی، شیخالرئیس بو علی سینا هم عرب بودهاند ؟ کاش بودی و چنین روزی را میدیدی. اگر اینترنت داری یک سری به این بزن. کم کم میبینی خودت هم عرب بودهای و شاهنامهات هم به عربی سروده بودی و این نسخهای که ما میخوانیم نسخهی ترجمه شدهاش باشد.
ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را بدانجا رسیده است کار
که تاج کیانی کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
البته دوستان برداشتهای نژادپرستانه از این شعر نداشته باشند لطفا که قصد بنده تنها اعرابی بود که این گونه دارند با فرهنگ ما بازی میکنند و نه همهی اعراب.
برای دانش بیشتر هم درباره این بیتها این متن را بخوانید. این متن نقل شده از این وبلاگ هستش.
این دو بیت با وجود شهرت فراوانی که دارند و با آنکه در برخی چاپهای متداول شاهنامه ، در بخش “نامه رستم فرخزاد به سعد وقاص” نقل شده اند ، به دلایل متعدد از استاد طوس نیستند. به همین علت است که در چاپ خالقی مطلق نیز به نشانه الحاقی بودن در میان [ ] آمده اند.
آقای ابوالفضل خطیبی – از شاهنامه شناسان معتبر این روزگار- در مقاله ای که پیش از این در نشر دانش منتشر کرده اند ، دلایل متعددی بر الحاقی بودن این بیتها اقامه کرده اند ، از این قبیل که (۱)این ابیات را در نسخه های کهن تر شاهنامه نمی توان یافت .(۲) ارتباط این دو بیت با ابیات قبل و بعد بسیار ضعیف است و همچون وصله ای ناجور گویا به متن شاهنامه سنجاق شده اند و با حذف آنها خللی بر سیر داستان وارد نمی شود (۳)”تفو” از واژه ها شاهنامه نیست و جز در یکی دو بیت الحاقی و مشکوک دیگر نیامده و از همه مهم تر اینکه(۴) تحقیر قومی به بهانه نوشیدن – مثلا – شیر شتر و برپایه نگرشهای قومی و نژادپرستانه دور از شان شاعر و اندیشمند بزرگی چون فردوسی است. اساسا در سراسر شاهنامه نمی توان چیزی یافت که بر ستیزه شاعر آن با دیگر نژادها و اقوام – صرفا – به خاطر مسائل نژادی دلالت کند. از همه اینها گذشته باید توجه داشت که ابیات مورد بحث در سیاق روایت آمده اند و حتی به فرض صحت ، لزوما بیانگر دیدگاه خود شاعر نیستند و…
حال که دانستیم این ابیات، به حکیم طوس و اثر انسانی و ارجمندی چون شاهنامه تعلق ندارند ، این سوال پیش می آید که این ابیات از کجا آمده اند؟ برای پاسخ دادن به این سوال باید نظری بیفکنیم به کتاب قصه حمزه که ظاهرا قدیمی ترین ماخذی است که این ابیات در آن، با کمی تفاوت، آمده اند.قصه حمزه یکی از کهن ترین روایتهای عامیانه است و آن را از زمره حکایات عیاران و جوانمردان می توان شمرد. تحریرهای مختلفی از این قصه سنتی که قرنها ورد زبان نقالان و قصاصان بوده وجود دارد که از آن جمله به رموز حمزه و حمزه نامه و حمزه صاحب قران و …می توان اشاره کرد. روایت کهنی از این قصه نیز به زبان عربی وجود دارد که هنوز در سرزمینهای عربی مشهور است.مرحوم دکتر جعفر شعار قصه حمزه را در سال ۱۳۴۷ در دو جلد منتشر کرده است.در چند موضع از قصه حمزه ابیات مورد بحث به این صورت آمده اند:
به شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را بدین جا رسیده ست کارکه ملک عجم شان کند آرزو
تهو باد بر چرخ گردان تهو !همان گونه که ملاحظه می فرمایید بین متن این بیتها در حمزه نامه با بیتهای منسوب به شاهنامه تفاوت معناداری مشاهده می شود . این تفاوت این گمان را تقویت می کند که کاتبان حمزه نامه یا مولف اصلی، آن را از شاهنامه به وام نگرفته اند. در نقل حمزه نامه به جای «تفو» « تهو» آمده که واژه ای کهن به همان معنی”تفو” است و به نظر می رسد از اصالت بیشتری برخوردار است. گویا کاتبان شاهنامه بعدا “تهو ” را با تعبیر مانوس تر “تفو” عوض کرده اند.سیاق کاربرد این ابیات در حمزه نامه – بخلاف شاهنامه – طبیعی به نظر می رسد و مفهوم آن نیز با روایت کاتبان شاهنامه به شکل معناداری متفاوت است.
در روایت حمزه نامه، حمزه – قهرمان داستان – وارد دربار خسرو انوشیروان می شود و به واسطه خدمات و شجاعتهایی که از خود نشان می دهد ، مورد توجه پادشاه ایران قرار می گیرد، در نتیجه جمعی از درباریان بر او رشک می برند و «تاجها بر زمین زدند که فریاد از دست عرب کشکینه خوار و پشمینه پوش به ریگ بیابان پرورده! به شیر شتر خوردن و ….» مفهوم ابیات حمزه نامه ظاهرا این است که امان از این امیر حمزه عرب که کارش به جایی رسیده که در دربار پادشاه ایران نیز جایگاه والایی یافته و در ملک عجم او را طلب و آرزو می کنند…!
تاریخ دقیق تالیف قصه حمزه دانسته نیست.دکتر ذییح الله صفا معتقد بودند که کتاب قصه حمزه به دستور حمزة بن عبدالله خارجی که در قرن دوم هجری در نواحی شرقی ایران دستگاه حکومت داشته تالیف شده است. بر اساس این دیدگاه سابقه کتاب قصه حمزه به پیش از روزگار سروده شدن شاهنامه باز می گردد ،ولی هیچ قرینه تاریخی یا درون متنی وجود ندارد که سخن نویسنده محترم تاریخ ادبیات در ایران را تایید کند. به هرحال آنچه ما در مورد ماخذ این بیتها احتمال داده ایم نیز تنها یک احتمال است و اینکه آیا کاتبان شاهنامه این دو بیت جنجالی را از حمزه نامه که افسانه ای بسیار رایج در آن روزگار بوده گرفته اند یا از جایی دیگر، یا از پیش خود آنها را افزوده اند ، معلوم نیست. به قول علما :” الله اعلم”!
چند وقت پیش که گوگل گندی زد سر عوض کردن آدرس فیدبرنرها را یادتان هست ؟ خیلیها آدرسهایشان را از دست دادند، شیدا طوریش نشد و آدرس آراساسش همان که بود با نام sheida باقی ماند. در عوض یک آدرس آراساس دیگر که داشتم، به دلیل این که کس دیگری زودتر گرفته بودتش به من نرسید تو سیستم آدرس دهی جدید گوگل. من هم مانند بقیه شاکی بودم ولی فکر نمیکردم کاری بشود کرد به هر حال خدمات مجانی را داری استفاده میکنی و نباید انتظار چیز زیادی داشته باشی و تنها به عوض کردن آدرس بسنده کردم. در همین اثنا بود که گوگل ایمیلی بهم زد و ازم خواست که آدرسم را بدهم، ما هم آدرسمان را دادیم و بعد 2 هفته یک کادوی کوچیک از طرف گوگل آمد در خانهامان. این کادو را به دلیل گندی که زده بودند و برای این که از دستشان شاکی نباشی فرستادند در خانه. این هم عکسشه.
میبینی چه دوره زمانهای شده، خدمات اگر خوب نباشد خودشان ازت معذرت خواهی میکنند. تازه کادو هم میفرستند برایت.
حتما با تاینی یو آر ال آشنا هستید. یک چند وقت پیش هم دربارهاش در شیدا نوشته بودم. این سایتی که عرض کردم ویژگیاش این بود که آدرسهای بلند اینترنتی را کوتاه میکرد. حالا این کوتاه کردن چه ویژگیهایی دارد جای خودش. از امروز هم میتوانید مشابه چنین سرویسی را در لینکک پیدا کنید. لینکک، سایتی است که لینکهای شما را گرفته و کوتاهشان میکند.
این سایت خدماتی برای کوتاه کردن لینکهای اینترنتی را به شما ارایه میدهد. سایت لینکک در اولین نسخههایش هست. برای همین کمی از صفحاتش آماده نشده است و رویش دارد کار میشود. یکی از صفحاتی که من خودم دیدنش را خیلی خوشم میآید برگهی آمار هستش. با دیدن این برگه میتوانید بیشترین لینکهای کلیک شده را ببینید و یا آخرین لینکهای کوتاه شده را مشاهده کنید.
ولی از مزایای کارکردش این هستش که میتوانید در جاهایی که لینک طولانی کارآیی ندارد و یا کارآیی را کم میکند ازش استفاده کنید. این جاها میتواند فضاهایی مانند توییتر، فرندفید، یاهو مسنجر و فیسبوک باشد.
برای لینکک ایدههای بسیار زیادی دارم. نوشتن کدهایی برای استفاده در وبلاگها (مانند آنچه در شیدا میبینید) و همچنین استفاده از لینکک به عنوان یک سایت که بتواند با وبلاگها یکی شود و وبلاگها از آن استفاده کنند. در آیندهی نزدیک هم وفتی که اینها انجام شد، یک جایزهاکی برای کسانی که از لینکک استفاده میکنند خواهم گذاشت.
برای دیدن سایت به آدرس http://linkak.com رجوع نمایید. برای مثال لینک این نوشته در شیدا تبدیل به http://linkak.com/Nh میشود.
راستی در کوتاه کردن لینکها میتوانید از عبارتهای دلخواه خودتان هم استفاده کنید. مثلا برای آدرس bbcpersian.com آدرس کوتاه http://linkak.com/bbc را در نظر گرفتم.
همه دارند حرفهای خوبی میزنند ولی یک کم که نگاه میکنی میبینی هر کسی هم این وسط یک منفعت شخصیاش را درنظر گرفته. یکی به واسطهی حرفهایش سود میبرد و یکی به واسطهی کارهایش آیندهاش را دارد تضمین میکند. میبینی یکی هم که خیلی بیخیال هستش، اصلا بیخیال هم نمیشود و هر بار هم میآید و یک چیزی آن وسط میپراند. بعدش خودت را نگاه میکنی، خوب حتما خودت هم باید یک منفعتی ببری این وسط، همه که دارند میبرند پس باید خل باشی اگر این جوری نباشی. بعدش میبینی این وسط یکی هم هست که تابلو شده که خیلی دارد سود میکند، جوری که توی یک بحث همگانی خیلی الفاظ رکیکی دربارهاش به کار برده میشود. ولی باز هم مانده و میماند و دست روی دست گذاشته.
مشکل رادیو گلچین حل شد – میتوانید به آهنگهایش مانند قدیم گوش بدهید. همه اش تقصیر این 4shared.com بود که هک شده بود. تغییر دادم به 4shared-china.com درست شد. شما هم اگر ازش استفاده میکردید با چنین تغییر سادهای میتوانید دوباره ازش به راحتی استفاده کنید.
این چند روزه که دنباله در دسترس نیست، تازه فهمیدم که بالاترین با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم کرده و چه حملاتی را در حال دفع میباشدش. تا وقتی که ابعادش را کسی نداند نمیفهمد که چه حملهای بوده. بالاترینیها هم که فقط میگفتند حمله شده. به هرحال گفتم جا دارد این همه غر زدیم به بالاترین و درخواست رفراندم و اینها دادیم، برمان واجب هستش که از سرپا نگاهداشتن سایتشان هم تشکر کنیم.
آخرین کامنتها