<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" version="2.0">

<channel>
	<title>یک پزشک</title>
	
	<link>http://1pezeshk.com</link>
	<description>نگاه علیرضا مجیدی به دنیای آی‌تی، پزشکی و ادبیات</description>
	<lastBuildDate>Mon, 09 Nov 2009 20:58:12 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<image><link>http://www.1pezeshk.com</link><url>http://1pezeshk.com/wp-content/themes/1pezeshk/images/header-bg.jpg</url><title>1pezeshk</title></image><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" href="http://feeds.feedburner.com/pezeshk" type="application/rss+xml" /><feedburner:emailServiceId>pezeshk</feedburner:emailServiceId><feedburner:feedburnerHostname>http://feedburner.google.com</feedburner:feedburnerHostname><feedburner:browserFriendly>This is an XML content feed. It is intended to be viewed in a newsreader or syndicated to another site, subject to copyright and fair use.</feedburner:browserFriendly><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com" /><item>
		<title>آیفون: مترجم و مسکن دردها</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2009/11/interesting-iphone-apps.html</link>
		<comments>http://1pezeshk.com/archives/2009/11/interesting-iphone-apps.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 20:50:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علیرضا مجیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=3464</guid>
		<description><![CDATA[چیزی که آیفون را از گوشی‌های دیگر متمایز می‌کند، سخت‌افزار آن  نیست، گرچه ظاهر آیفون و همچنین خصوصیات لمسی آن جذابیت خاصی دارد، اما چیزی که  آیفون را در دنیای پررقابت گوشی‌ها، برجسته می کند، اپلیکیشن‌ها یا برنامه‌های آن  است. چندی پیش تعداد برنامه‌های فروشگاه اپلیکیشن‌های آیفون، از مرز ۱۰۰ هزار گذشت.
برنامه‌های [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span lang="fa">چیزی که آیفون را از گوشی‌های دیگر متمایز می‌کند، سخت‌افزار آن  نیست، گرچه ظاهر آیفون و همچنین خصوصیات لمسی آن جذابیت خاصی دارد، اما چیزی که  آیفون را در دنیای پررقابت گوشی‌ها، برجسته می کند، اپلیکیشن‌ها یا برنامه‌های آن  است. چندی پیش تعداد برنامه‌های فروشگاه اپلیکیشن‌های آیفون، از مرز <strong>۱۰۰ هزار </strong>گذشت.</span></p>
<p><span lang="fa">برنامه‌های آیفون تنوع زیادی دارند و شما در مورد هر موضوعی، می‌توانید صدها و  شاید هزاران برنامه پیدا کنید، مثلا تنها در حوزه پزشکی، ۷ هزار اپلیکیشن  قابل تهیه است!</span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/9a/78/65/1949323/0/appleiphone3gs.jpg" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند که از عهده معرفی همه برنامه‌های جذاب  آیفون در یک وبلاگ یا سایت برمی‌آید. حتی وبلاگی با چند نویسنده تمام‌وقت، هم  نمی‌تواند به درستی این کار را انجام دهد.</span></p>
<p><span lang="fa">در این پست، تنها برای نمونه، به معرفی ۳ نمونه از اپلیکیشن‌های  آیفون می‌پردازم که امروز شرحشان را خواندم:</span></p>
<p><span lang="fa"><strong>مترجم گریه‌ها:</strong> هر پدر و مادری، مدتی طول می‌کشد که تا  بفهمند که از روی شکل گریه نوزادشان می‌توانند پی به علت گریه او ببرند. تا آن زمان  هم جور ترجمه را غالبا پزشکان باید بکشند و مثلا به والدین بگویند که لباس زمختی که  تن نوزادشان کرده‌اند، علت گریه بوده و یا مثلا گریه کودک به خاطر کولیک نوزادی  بوده و &#8230;</span></p>
<p><span lang="fa">چنین مشکلی، انگیزه یک تحقیق شش ساله شد، تحقیقی که منجر به  آماده شدن، اپلیکیشنی شد که گریه‌های نوزادان را ترجمه می‌کند. بر اساس این تحقیقات  مشخص شد که شیرخوارها، ۵ نوع گریه دارند که شکل آن تحت تأثیر فرهنگ و زبان منطقه  محل شکونت شیرخوار قرار نمی‌گیرد. البته به مانند تکلم بزرگسالان، هر نوزاد گریه‌ای  با لهجه و تن خاص خود دارد!</span></p>
<p><span lang="fa">حتی در متون پزشکی هم نوشته شده است که از روی فرکانس گریه  شیرخوار می توان، پی به علت گریه او برد، ‌مثلا گریه‌هایی با فرکانس بالای ۵۱۰  هرتز، نشای از درد هستند و گریه‌های با فرکانس پایین‌تر از ۴۵۰ هرتز ناشی از گرسنگی  می‌باشند.</span></p>
<p><span lang="fa">بدیهی است که تا والدین برای متوجه شدن این نکات به چند ماه  زمان نیاز دارند، به خصوص هنگامی که مشغول بزرگ کردن فرزند نخست خود باشند. به همین  خاطر، شرکت Biloop Technologic یک اپلیکیشن ۹٫۹۹ دلاری ساخت که قادر است به آرامش  را به خانواده‌های جوان هدیه کند و مترجمی باشد برای گریه‌های فرزندانشان!</span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/22/c7/34/1949261/0/babytranslator.jpg" alt="" /></p>
<p><span lang="fa"><strong>وداع با ترس‌های مسافرت‌های هوایی: </strong>خیلی‌ها از پرواز  واهمه دارند، دست خودشان هم نیست. در بعضی‌ها جاها این ترس البته ممکن است منطقی  باشد!، اما برخی از مسافران خطوط هواپیمایی معتبر جهان هم، مرتب چنین ترسی را،  بی‌دلیل تجربه می‌کنند، ترسی که گاهی موجب می‌شود از پرواز صرف‌نظر کنند و به  مسافرت زمینی روی بیاورند.</span></p>
<p><span lang="fa">به همین دلیل، شرکت Virgin Atlantic، به این فکر افتاد که  برنامه‌ای به نام «پرواز بی‌ترس» برای آیفون بنویسد که به این دسته از مسافران یاری  دهد بر ترسشان غلبه کنند. </span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/94/0c/91/1949263/0/articleinline.jpg" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">این برنامه، حاوی ویدئویی است که اطلاعات لازم درباره پرواز و  انواع صداهایی که در طی آن، ممکن است به گوش مسافر برسد، می‌دهد. این برنامه، قسمت  دیگری دارد که به نگرانی‌های مسافران پاسخ می دهد، مثلا می‌گوید که اگر یک موتور  هواپیما آتش بگیرد، چه خواهد شد. </span></p>
<p><span lang="fa">کاربر این برنامه، ابتدا باید درجه درس خود را مشخص کند، سپس  برنامه بر حسب نوع نگرانی مسافر، مثلا ترس او از مشکلات مکانیکی، فرودهای اضطراری  یا صداها، جلسات روزانه ریلکسیشن قبل از پرواز برای او ترتیب می‌دهد. در قسمت  ریلکسیشن، صحنه‌هایی از پرواز مشخص می‌شود و در همین حین، مردی با صدای  آرامش‌دهنده، سعی می‌کند رفته‌رفته ترس مسافر را از بین ببرد. </span></p>
<p><span lang="fa">با این همه اگر باز هم مسافر، در هنگام پرواز دچار حمله ترس  شود، می تواند بر روی قسمت مخصوص حمله ترس، کلیک کند تا او به او توصیه‌های متناسب،  مثلا توصیه به کشیدن نفس‌های آرام و عمیق داده شود.</span></p>
<p><span lang="fa">از آنجا که در ارتفاع پایین و در هنگام فرود و برخاستن هواپیما،  طبق مقررات گوشی‌های موبایل باید خاموش شوند، این برنامه فقط در این زمان‌ها  محدودیت کارکرد دارد.</span></p>
<p><span lang="fa"><strong>چشمی برای کوررنگ‌ها:</strong> اپلیکیشن سوم <strong>Retina</strong> نام  دارد و به افراد کوررنگ کمک می‌کند. </span></p>
<p><span lang="fa">«استفان فورست»، شخصی است که این برنامه را نوشته است. انگیزه  او برای نوشتن این برنامه که نوعی برنامه «واقعیت افزوده» محسوب می‌شود، جالب است:</span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/8d/dc/3d/1949264/0/retinaiphone.jpg" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">روزی او متوجه شد که دوستش که مبتلا به کوررنگی قرمز &#8211; سبز است،  متوجه نیست که دوچرخه‌ای که به مدت دو سال صاحب آن بوده، بر خلاف تصورش سبز نیست و  در واقع قرمز است! او مشتاق شد که که به این افراد که تعداد آنها کم هم نیست و مرتب  در هنگام خرید در انتخاب رنگ لباس و اجناس دیگر، دچار مشکل می‌شوند، کمک کند. به  همین خاطر برنامه‌ای به نام Retina نوشت که وقتی جلوی چیزی گرفته می‌شود، رنگ آن  نمایش می‌دهد.</span></p>
<p><strong><span lang="fa">منابع: <a href="http://www.cultofmac.com/interview-media-atelier-on-retina-for-color-blind-iphone-user/18828">cultofmac</a>،  <a href="http://www.pcworld.com/article/181643/iphone_app_store_hits_100k_leaves_others_in_the_dust.html">pcworld</a>،  <a href="http://www.gizmag.com/cry-translator-iphone-app/13296/">gizmag</a>،  <a href="http://gadgetwise.blogs.nytimes.com/2009/11/06/afraid-of-flying-there-an-app-for-that-kinda/?partner=rss&amp;emc=rss">نیویورک تایمز</a></span></strong></p>
<hr />
<p><span lang="fa"><font size="2"><b>آگهی:</b> آیا قیمت‌های<a href="http://www.pershop.ir/"> فروشگاه 
پرشاپ</a> را دیده اید ؟ قیمت‌ها واقعی است لطفا سؤال نپرسید.</span></font></p><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=sUgKZuy91HM:ILIVR_7euz4:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=sUgKZuy91HM:ILIVR_7euz4:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=sUgKZuy91HM:ILIVR_7euz4:dnMXMwOfBR0"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=dnMXMwOfBR0" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=sUgKZuy91HM:ILIVR_7euz4:7Q72WNTAKBA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=7Q72WNTAKBA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=sUgKZuy91HM:ILIVR_7euz4:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?i=sUgKZuy91HM:ILIVR_7euz4:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/pezeshk/~4/sUgKZuy91HM" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://1pezeshk.com/archives/2009/11/interesting-iphone-apps.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از حصار سرد</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2009/11/%d8%a7%d8%b2-%d8%ad%d8%b5%d8%a7%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d8%af.html</link>
		<comments>http://1pezeshk.com/archives/2009/11/%d8%a7%d8%b2-%d8%ad%d8%b5%d8%a7%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d8%af.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 20:34:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>faranak</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=3458</guid>
		<description><![CDATA[فرانک مجیدی: کاش اسم آن فیلم را یادم می‌ماند! همان فیلم آلمانی‌ای که یک بعد از ظهر جمعه،  چند سال قبل از شبکه یک پخش شد. داستانی بر اساس یک واقعیت تاریخی راجع به گروه  کوچکی بود که با حفر یک تونل، مردم آلمان‌ شرقی را به آلمان غربی فراری می‌دادند.  آن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>فرانک مجیدی:</strong> کاش اسم آن فیلم را یادم می‌ماند! همان فیلم آلمانی‌ای که یک بعد از ظهر جمعه،  چند سال قبل از شبکه یک پخش شد. داستانی بر اساس یک واقعیت تاریخی راجع به گروه  کوچکی بود که با حفر یک تونل، مردم آلمان‌ شرقی را به آلمان غربی فراری می‌دادند.  آن فیلم، یک سکانس فوق‌العاده داشت. دو عاشق جوان هم قصد فرار داشتند، دختر موفق به  فرار می‌شود ولی پسر در یک قدمی دیوار تیر می‌خورد. دختر فریاد می‌زند و به سمت  دیوار می‌دود، دست بر دیوار می‌گذارد، دوربین بالا می‌رود، پسر و دختر همزمان در دو  طرف دیوار، دست بر یک نقطه‌ی آن نهاده‌اند. لحظه‌ای سکوت و پسر می‌میرد. حالا آن  دختر جوان، باید زن میانسالی باشد، و رهبر گروه که توانست بیش از ۱۰۰ نفر را با  موفقیت عبور دهد مردی پا به سن گذاشته. دیگر می‌توان بی ترس داغ گلوله و مرگ، از خط  عبور کرد. فردا، بیست سال می‌شود که دیوار برلین فرو ریخت.</p>
<p>تمام دعواها از سال ۱۹۴۸ شروع شد. برلین، در آن زمان پایتخت آلمان بود. بیشتر  کارخانه‌های صنعتی آن در شرق شهر قرار داشت. جوزف استالین، که در آن زمان رویای به  وجود آوردن بلوک شرق و جدایی کامل دو قطب کمونیستی و امپریالیستی دنیا را در سر  می‌پروراند، از شرق برلین حمایت می‌کرد و تجهیزات و مواد اولیه به آن‌جا می‌فرستاد.  از سویی، آمریکا، کانادا، استرالیا هم غرب برلین را به همین شکل حمایت می‌کردند.  این مناقشات تا سال ۱۹۴۹ طول کشید. در ۷ اکتبر ۱۹۴۹و در بخش شرقی آلمان، جمهوری  دموکراتیک آلمان روی کار آمد و این، به مفهوم دو پاره شدن قدرت در آلمان میان آنان  و جمهوری فدرال بود. این اتفاقات، سبب شد به صورت ضمنی شرق و غرب آلمان جدا شوند.  اما طی سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰، این آلمان غربی بود که پیشرفت می‌کرد. وضعیت اقتصادی  بهتر و آزادی‌های سیاسی بیشتر آلمان غربی، شرقی‌ها را به فکر مهاجرت انداخت. در  سال‌های اولیه‌ی دهه‌ی ۵۰، مخصوصاً تا سال ۵۲، مهاجرت چندان سخت نبود و مرزها حفاظت  آنچنانی نداشت و هزاران نفر به راحتی از مرز گذشتند. در اول آوریل سال ۱۹۵۲، رهبران  آلمان شرقی در مسکو با استالین ملاقات کردند. وزیر امور خارجه‌ی استالین، ویاچسلاو  مولوتوف، ایده‌ی جدایی کامل آلمان‌ها را مطرح کرد. با اقبال این ایده میان رهبران  آلمان شرقی، رفت و آمدها به‌طور کامل از سال ۱۹۵۶ میان دو آلمان ممنوع شد . در ۱۱  دسامبر ۱۹۵۷، برای کنترل پناهندگی‌ها، آلمان شرقی اقدام به تولید پاسپورت‌هایی برای  ساکنان خود نمود.</p>
<p>اما کسی که به وضوح ایده‌ی بنای دیوار برلین و جدایی رسمی آلمان‌ها را مطرح کرد،  رهبر وقت آلمان شرقی، والتر آلبریشت، بود. او این ایده را در ۱۵ جون ۱۹۶۱ بر زبان  راند. باور بر آن است که او این کسب تکلیف را از نیکیتا خروشچوف نموده‌باشد.  سرانجام در ۱۳ آگوست ۱۹۶۱ مرزها به‌طور کامل بسته‌شد. بنای دیوار آغاز گردید. در آن  زمان، جان اف. کندی رئیس‌جمهور آمریکا بود. او ترجیح داد موضع خاصی اتخاذ نکند و  دیوار برلین را به‌عنوان حقیقتی بین‌المللی پذیرفت. رهبران آلمان غربی، به این‌که  حداقل آلمان شرقی تمام برلین را نمی‌خواهد راضی بودند و رهبران آلمان شرقی، مستظهر  به دیواری که میان دنیای کاپیتالیستی غرب و سوسیالیستی شرق، مرزی مستحکم به‌وجود  آورده.</p>
<p>آلمان غربی سختگیری‌ای بر رفت و آمدها نداشت، مردم آلمان غربی به‌راحتی با  پاسپورت‌هایشان از مرز می‌گذشتند. فشارها روز به روز بر مردم آلمان شرقی افزوده  می‌شد. آن‌ها بودند که سربازها و تفنگ‌های تهدیدگر را در سمت دیوار خود می‌دیدند، و  عبور آن‌ها تنها منوط به حوادث خانوادگی بسیار مهم و پیچیده شده‌بود. حقیقت آن بود  که این دیوار، مرزی طولانی میان بسیاری از خانواده‌ها افکنده‌بود. بسیاری از مردان  آلمان شرقی، به امید کار و شرایط بهتر اقتصادی به آلمان غربی رفته‌بودند تا برای  خانواده‌هایشان در شرق پول بفرستند. حالا دیگر راهی برای بازگشت یا جمع آمدن  دیگرْباره‌ی خانواده‌ها نبود.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/a8/9b/b3/1935040/0/20091030phowww00236.jpg" alt="" /></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/9c/4b/23/1935059/0/20091030phowww00242.jpg" alt="" /></p>
<p>آلمان شرقی، روز به روز با کمبود نخبه‌هایش بیشتر دست به گریبان می‌شد. تمام  امیدها به عبور از دیوار بود. در حرکتی جالب، یکی از نیروهای محافظ دیوار، که افسری  جوان به نام «کنراد شومان» بود در برابر دوربین‌ها موفق به عبور از مرز شد. اما همه  مثل کنراد خوش‌شانس نبودند. واقعیت، خون‌های بسیاری بود که قیمت این عبور بود.  هزاران تن از مردم آلمان، در سکوت و اشک، مرگ «کریس گوفرُی» ۱۸ ساله را شاهد بودند.  با این اتفاق، آلمان شرقی دولتی شناخته‌ می‌شد که به‌راحتی جان مردم خود را  می‌گرفت. آخرین گلوله‌ی فرار به‌سوی آزادی را «پیتر فچر» خورد و جان باخت. دیگر  جایی برای صبر نبود، مردم آلمان شرقی خشم ۲۸ ساله‌شان را فریاد «ما می‌خواهیم بیرون  برویم» کردند و ناآرامی‌ها آغاز شد. فریادها، پتک در دست مردم دو سمت دیوار شد و  اتفاق تاریخی بزرگ افتاد. در ۹ نوامبر ۱۹۸۹، دیوار برلین رسماً فرو ریخت و در اول  جولای ۱۹۹۰ دو آلمان دیگر بار متحد شدند.در جشن این اتحاد، سمفونی نهم بتهوون  نواخته‌شد. در سال ۹۰ راجر واترز و گروهش، آلبوم The Wall ‌را در برلین، روی صحنه بردند که البته با اصل آلبوم تفاوت‌هایی داشت. از جمله  هنرمندانی که برای این واقعه‌ی بزرگ خواندند، برایان آدامز بود.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/91/0d/6f/1935047/0/hdfhjdfjdjjj.jpg" alt="" /></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/41/fe/57/1935060/0/20091030phowww00237.jpg" alt="" /></p>
<p>فردا، بیستمین سال نبودن این دیوار است. در جشن فردا، قرار است ۱۰۰۰ دومینو به  ارتفاع ۸ فوت در محل دیوارها قرار گیرند و به‌طور نمادین سقوط کنند.</p>
<p>این‌ها، تنها واقعیت‌های تاریخی بود. چیزهای بزرگ‌تری هستند که در بیان اتفاقات  از قلم می‌افتند. رویاهای آدم‌های اطراف دیوار را کسی روایت نمی‌کند. در کتاب‌های  تاریخی، کسی نمی‌گوید که آرزوی بزرگ آدم‌های گرفتار آمده به دیوار، عبور است، رسیدن  به آن رویای بزرگ که همانا آزادی است، آن چیزی که از پشت دیوار دیده‌نمی‌شود، آن  چیزی که این طرف دیوار نیست و آن طرفش حتماً هست. عبور، با تمام خاطرات و خطراتش،  به امید رسیدن به آن مفهوم بزرگ، آن آزادی رویایی، زمانی هدف بزرگ مردم گرفتار آمده  به دیوار بود. شاید امروز خیلی‌ها فراموشش کردند. شاید آن آزادی را به مفهوم زندگی  بهتر گرفتند، شاید آرمان‌گراهای آلمان شرقی ناامید شدند و آن آزادی که خواستند را  نیافتند. شاید همه‌ی این‌ها سبب شده باشد در سپتامبر سال ۲۰۰۴، ۲۵٪ مردم غرب آلمان  و ۱۲٪ شرقی‌ها، آرزوی ساخت دوباره‌ی دیوار را داشته‌باشند. اما حقیقت، در فرو ریختن  دیوارهای محکم جدایی بود. دیوارهایی ضخیم و با بهترین جنس از بتون و سیمان، در  برابر اراده‌ی جمعی شانسی ندارند. آن‌ها که دیوار می‌سازند خواب اسارت آرزوهای مردم  را می‌بینند، خوابی که در نهایت کابوسشان می‌شود. چندی پیش، بین فایل عکس‌هایم این  عکس را یافتم. خواستم بین عکس‌هایی توییتری‌ام شِیرش کنم. در شرحش نوشتم: شب تمام  می‌شود/ شطّ خون سرخ تو/ می‌شود بهانه‌ام/ برای بودن و سرودن از/ زیستن بدون ترس از  حصار سرد&#8230;</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/b1/5b/aa/1935072/0/20091030phowww00245.jpg" alt="" /></p>
<p>پ.ن: این نوشته را، تقدیم می‌کنم به کنراد شومان، کریس گوفرُی، پیتر فچر و تمام  کسانی که شجاعت عبور از دیوار را داشتند و از جان گذشتند.</p>
<hr />
<p><span lang="fa"><font size="2"><b>آگهی:</b> آیا قیمت‌های<a href="http://www.pershop.ir/"> فروشگاه 
پرشاپ</a> را دیده اید ؟ قیمت‌ها واقعی است لطفا سؤال نپرسید.</span></font></p><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=iCDF3c9dk_o:tdxaMHIS9Xs:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=iCDF3c9dk_o:tdxaMHIS9Xs:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=iCDF3c9dk_o:tdxaMHIS9Xs:dnMXMwOfBR0"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=dnMXMwOfBR0" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=iCDF3c9dk_o:tdxaMHIS9Xs:7Q72WNTAKBA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=7Q72WNTAKBA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=iCDF3c9dk_o:tdxaMHIS9Xs:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?i=iCDF3c9dk_o:tdxaMHIS9Xs:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/pezeshk/~4/iCDF3c9dk_o" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://1pezeshk.com/archives/2009/11/%d8%a7%d8%b2-%d8%ad%d8%b5%d8%a7%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d8%af.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>26</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یک سال، یک عشق، یک پزشک</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2009/11/%db%8c%da%a9-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d8%8c-%db%8c%da%a9-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d8%8c-%db%8c%da%a9-%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9.html</link>
		<comments>http://1pezeshk.com/archives/2009/11/%db%8c%da%a9-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d8%8c-%db%8c%da%a9-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d8%8c-%db%8c%da%a9-%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 03:17:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علیرضا مجیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=3455</guid>
		<description><![CDATA[فرانک مجیدی: امروز، درست یک سال است که آمده‌ام به سایت برادرم، «یک پزشک». چقدر زود گذشت!  اصلاً باورم نمی‌شود! دوست دارم به روز اولی که برای اولین بار، ‌نوشته‌ای از خودم  را در این‌جا دیدم فکر کنم.
از «ساعت‌ها» نوشته‌بودم. فیلمی که عاشقش بودم و هستم. خیلی اتفاقی به علی‌رضا  گفتم: «ببین [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>فرانک مجیدی: </strong>امروز، درست یک سال است که آمده‌ام به سایت برادرم، «یک پزشک». چقدر زود گذشت!  اصلاً باورم نمی‌شود! دوست دارم به روز اولی که برای اولین بار، ‌نوشته‌ای از خودم  را در این‌جا دیدم فکر کنم.</p>
<p>از «ساعت‌ها» نوشته‌بودم. فیلمی که عاشقش بودم و هستم. خیلی اتفاقی به علی‌رضا  گفتم: «ببین از این خوشت می‌یاد؟» خوشش آمد. گذاشت توی سایتش. نوشت: «بعد از  مدت‌ها، یک پزشک یک نویسنده‌ی مهمان پیدا کرده. خواهر عزیزم، فرانک». و من بغضم  گرفت. مثل همان روزی که چند سال قبل پایان‌نامه اش را به پدر و مادر و من تقدیم  کرده‌بود. برایم اتفاق بزرگی بود. بعد از ۵ سال، که نوشتن را رها کرد‌ه‌بودم، دیگر  برایم متصور نبود که باز هم سراغ نوشتن را بگیرم. تازه آن روز بود که فهمیدم چقدر  جایش توی زندگی‌ام خالی بود! بعد اضطراب آمد. از واکنش خواننده‌ها می‌ترسیدم. از  این‌که حضور من را متحمل شوند، این‌که بگویند:«به هر حال داداششه، هواشو داره! هر  چی بنویسه می‌ذاره تو سایتش.» کامنت‌ها آمدند. استقبال بود، لبخند بود و امیدواری.  دلم گرم شد. نوشتم، باز هم نوشتم. این،۴۳اُمین مطلبم هست در اینجا.</p>
<p>بیشتر از فیلم‌هایی نوشتم که دوستشان دارم، گاه اتفاقات تلخی افتاد که از آن‌ها  گفتم، بهاریه نوشتم و اگر خدا بخواهد باز می‌نویسم، شاید هم یک پادکست مشترک با  برادرم اجرا کنیم. امروز این‌جا هستم. اغلب می‌شناسیدم. کتمان نمی‌کنم، موارد  معدودی اتفاق افتاد که نظرم درباره‌ی بعضی آدم‌هایی که به ستایش از آنان یاد کردم،  عوض شد. اما امروز می‌توانم به جرات بگویم چیزی ننوشته‌ام، مگر آن‌که در زمان  نگارشش ایمان کامل به هر واژه‌اش داشته‌باشم. می‌خواستم چیزی که می‌خوانید، در سطح  انتظارتان از «یک پزشک» باشد، آن‌قدر کامل که بتواند از حضورم دفاع کند. می‌خواهم  هر روز بهتر بنویسم، چرا که انتظارتان از «یک پزشک» است. کاش این‌طور بوده‌باشد.</p>
<p>در نهایت، چند سپاس بزرگ می‌ماند. نخست، از بهترین معلمم که جرئت نوشتنم همه از  اوست، و تاثیرش بر نوشته‌هایم، مبرهن است. دوم، از برادر عزیزم، که عزیزترین دوست و  سرمایه‌ام است، آن‌چه هستم را به او بسیار مدیونم و فرصت بزرگی که در اختیارم قرار  داد را ارج می‌نهم. اما سپاس ویژه‌ام متعلق است به&#8230; تو! تویی که مطالبم را  خواندی، نقدم کردی، برایم کامنت می‌گذاری یا نه، نظرم را اصلاح کردی، دوستم  داشته‌ای و یا دشمن&#8230; به امید بودن شماست که می‌نویسم و این هدف بزرگی است که  استاد مسلّم داستان، گابریل گارسیا مارکز، برای ما نموده‌است: زیستن، برای بازگفتن!</p>
<hr />
<p><span lang="fa"><font size="2"><b>آگهی:</b> آیا قیمت‌های<a href="http://www.pershop.ir/"> فروشگاه 
پرشاپ</a> را دیده اید ؟ قیمت‌ها واقعی است لطفا سؤال نپرسید.</span></font></p><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=SPuRzvJdfAc:ro8q1tGv0fs:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=SPuRzvJdfAc:ro8q1tGv0fs:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=SPuRzvJdfAc:ro8q1tGv0fs:dnMXMwOfBR0"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=dnMXMwOfBR0" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=SPuRzvJdfAc:ro8q1tGv0fs:7Q72WNTAKBA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=7Q72WNTAKBA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=SPuRzvJdfAc:ro8q1tGv0fs:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?i=SPuRzvJdfAc:ro8q1tGv0fs:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/pezeshk/~4/SPuRzvJdfAc" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://1pezeshk.com/archives/2009/11/%db%8c%da%a9-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d8%8c-%db%8c%da%a9-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d8%8c-%db%8c%da%a9-%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>20</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>با اپرا موبایل ۱۰، وب‌گردی موبایلی سریع‌تر و لذت‌بخش‌تری داشته باشید!</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2009/11/opera-mobile-10-beta.html</link>
		<comments>http://1pezeshk.com/archives/2009/11/opera-mobile-10-beta.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 19:36:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علیرضا مجیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=3451</guid>
		<description><![CDATA[برای وب‌گردی با موبایل از «اپرا مینی» استفاده  می‌کنم، مرورگر واقعا خوبی است. اما از امروز نسخه بتای اپرا موبایل ۱۰، هم برای دانلود آماده شده  است. این نسخه اپرا، در عین حال که دارای همه ویژگی‌های «اپرا مینی ۵» است،  سرعت بیشتری دارد. 

رابط کاربری این نرم‌افزار برای گوشی‌های لمسی، بهینه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span lang="fa">برای وب‌گردی با موبایل از «اپرا مینی» استفاده  می‌کنم، مرورگر واقعا خوبی است. اما از امروز <strong>نسخه بتای اپرا موبایل ۱۰</strong>، هم برای دانلود آماده شده  است. این نسخه اپرا، در عین حال که دارای همه ویژگی‌های «<strong>اپرا مینی ۵»</strong> است،  سرعت بیشتری دارد. </span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://teb20.com/pik/pictures/bb6637554f8c6aeddb8e3342dee1b1b4.jpg" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">رابط کاربری این نرم‌افزار برای گوشی‌های لمسی، بهینه شده است و  ظاهر بسیار زیباتری نسبت به اپرا مینی دارد. </span></p>
<p><span lang="fa">اولین چیزی که در اپرا موبایل ۱۰، جلب نظر می‌کند، ویژگی <strong> Speed Dial</strong> است. اگر کاربر نسخه پی‌سی اپرا بوده باشید، حتما با این ویژگی آشنا  هستید. به کمک Speed Dial، شما تصاویر بندانگشتی از سایت‌های محبوبتان را در یک نما  می‌بینید و می‌توانید با کلیک بر روی هر کدام از آنها به سرعت به آن سایت‌ها بروید. </span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://teb20.com/pik/pictures/ea1ed948add8a193fcf0c22e0a6b5f39.jpg" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">یکی از مشکلات ما در حین وب‌گردی با موبایل این سایت که بسیاری  از سایت‌ها، نسخه سازگار با موبایل ندارند، پس برای مطالعه هر قسمت سایت مجبور  هستیم، اسکرول زیادی را تحمل کنیم. اما اگر شما موبایل صفحه لمسی داشته باشید و  اپرا موبایل ۱۰، استفاده کنید، می‌توانید با لمس هر قسمت، آن را به صورت زوم شده  ببنید، اسکرول کردن هم برای شما بسیار ساده تر می‌شود و می‌توانید با لغزاندن انگشت  روی صفحه، به قسمت مورد نظر بروید. </span></p>
<p><span lang="fa">ویژگی دیگر اپرا موبایل ۱۰، <strong>برگه‌ها یا </strong></span><strong>tab<span lang="fa">ها</span></strong><span lang="fa">‌  هستند. شما می‌توانید، بسیار ساده بین برگه‌ها حرکت کنید.</span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://teb20.com/pik/pictures/c6aeda65fa77490e9ef909c21815b9a5.jpg" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">اپرا موبایل ۱۰، <strong>مدیریت‌کننده پسورد</strong> قدرت‌مندی دارد و  شما با استفاده از آن، مجبور نخواهید بود که هر بار نام کاربری و پسورد خود را برای  وارد شدن به سایت‌ها، وارد کنید. </span></p>
<p><span lang="fa">اپرا ادعا می کند که نسخه بتای مرورگر موبایلی جدیدش، <strong>۵۰  درصد سریع‌تر</strong>، صفحات وب را بارگزاری می‌کند. </span></p>
<p><span lang="fa">پیشنهاد می‌کنم، هر چه سریع‌تر اپرا موبایل ۱۰ را تست کنید.  برای دانلود به <strong> <a href="http://www.opera.com/mobile/next/">اینجا</a></strong> بروید. </span></p>
<p><span lang="fa">توجه داشته باشید که بر خلاف اپرا مینی که به سبب مبتنی بودن بر  جاوا در همه گوشی‌ها قابل اجرا است، اپرا موبایل ۱۰، تنها در گوشی‌های سیمبین و یا  با سیستم عامل ویندوز، قابل نصب است. بنابراین اگر گوشی‌‌تان از این دو نوع نیست،  می‌توانید اپرا مینی ۵ را نصب کنید. </span></p>
<hr />
<p><span lang="fa"><font size="2"><b>آگهی:</b> آیا قیمت‌های<a href="http://www.pershop.ir/"> فروشگاه 
پرشاپ</a> را دیده اید ؟ قیمت‌ها واقعی است لطفا سؤال نپرسید.</span></font></p><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=hZryXPkEZZA:ZGPsQ28cYsY:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=hZryXPkEZZA:ZGPsQ28cYsY:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=hZryXPkEZZA:ZGPsQ28cYsY:dnMXMwOfBR0"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=dnMXMwOfBR0" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=hZryXPkEZZA:ZGPsQ28cYsY:7Q72WNTAKBA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=7Q72WNTAKBA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=hZryXPkEZZA:ZGPsQ28cYsY:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?i=hZryXPkEZZA:ZGPsQ28cYsY:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/pezeshk/~4/hZryXPkEZZA" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://1pezeshk.com/archives/2009/11/opera-mobile-10-beta.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>17</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>با مهارت بیشتری گوگل کنید</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2009/11/google-search-options.html</link>
		<comments>http://1pezeshk.com/archives/2009/11/google-search-options.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 06:35:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علیرضا مجیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=3446</guid>
		<description><![CDATA[هر روز، وقتی آمارگیر وبلاگم را می‌بینم، متوجه می‌شوم که تعداد  قابل توجهی از کسانی که با جستجو به صفحات وبلاگ می‌رسند، مهارت جستجوی مناسبی  ندارند، مثلا خیلی‌ها موتور جستجوی گوگل را مانند یک انسان تصور می‌کنند و سؤالات  محاوره‌ای می‌پرسند. 
با اینکه ممکن است این پست برای بعضی از شما چیز [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span lang="fa">هر روز، وقتی آمارگیر وبلاگم را می‌بینم، متوجه می‌شوم که تعداد  قابل توجهی از کسانی که با جستجو به صفحات وبلاگ می‌رسند، مهارت جستجوی مناسبی  ندارند، مثلا خیلی‌ها موتور جستجوی گوگل را مانند یک انسان تصور می‌کنند و سؤالات  محاوره‌ای می‌پرسند. </span></p>
<p><span lang="fa">با اینکه ممکن است این پست برای بعضی از شما چیز تازه‌ای نداشته  باشد، ولی تصور می‌کنم، که اختصاص دادن یک پست در مورد آن، برای بسیاری سودمند  باشد و سعی می‌کنم از این به بعد پست‌هایی را به مهارت‌های جستجو اختصاص دهم.</span></p>
<p><span lang="fa">یکی از ویژگی‌های موتور جستجوی گوگل، قسمت </span>Option<span lang="fa"> آن است که کاربران کمتر به آن توجه دارند. وقتی شما کلیدواژه‌ای را جستجو می‌کنید  در بالای صفحه </span>Show Options<span lang="fa"> را می‌بینید. وقتی روی این قسمت  کلیک کنید در، ستون سمت چپ، صفحه جستجو گزینه‌های جالبی دارید که به کمک آنها  می‌توانید، جستجوهای جالب‌تری خواهید داشت.</span></p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://teb20.com/pik/show-image.php?id=63837c809d6e34702ed7f5b08864f926"> </a> <img class="aligncenter" src="http://teb20.com/pik/pictures/2a746ebd8585017dd9b2e2f23fc2c938.gif" alt="" /></p>
<p><span lang="fa"><strong>- جستجو در یک بازه زمانی خاص:</strong> گوگل در حالت معمول، نتایج جستجو  را با توجه به </span>Page Rank <span lang="fa">یا رتبه صفحه مرتب می‌کند. اما در  بسیاری از موارد نیاز داریم که جستجو را محدود به یک بازه زمانی خاص کنیم. تصور  کنید که بخواهید در مورد حادثه‌ای که در یک شهر اتفاق افتاده، جستجو کنید، طبعا با  جستجوی عمومی به خبر حادثه اخیر نمی‌رسید، اما اگر بتوانید چستجو را محدود به ۲۴  ساعت گذشته کنید، به صفحاتی می‌رسید که در ۲۴ ساعت قبل در مورد آن شهر نوشته‌اند.</span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/3f/79/cb/1901775/0/awefgweg.gif" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">من به دفعات، برای پیدا کردن لینک دانلود فیلم‌ها، از همین  ویژگی استفاده می‌کنم، چون اگر جستجو را محدود به یک بازه زمانی کنیم، معمولا به  صفحات کاذب کمتری می‌رسیم و به علاوه می‌شود به لینک‌های جدیتری که فعال هستند و  کیفیت ویدئویی بهتری از فیلم‌های تازه اکران دارند، رسید.</span></p>
<p><span lang="fa">شما علاوه بر اینکه می‌توانید از بازه‌های زمانی پیش‌فرش «۲۴  ساعت اخیر»، «هفته اخیر» و «سال اخیر» استفاده کنید، یک محدوده زمانی دلخواه را هم  انتخاب کنید. مثلا در نظر بیاورید که بخواهید نقدهایی را که در مورد یک فیلم در  زمان اکران نوشته شده، پیدا کنید، شما می‌توانید محدوده زمانی خاصی مثلا ژانویه تا  فوریه ۲۰۰۸ را انتخاب کنید.</span></p>
<p><span lang="fa"><strong>- جستجو در «فقط» وبلاگ و فوروم:</strong> شما می‌توانید از دیدن نتایج  جستجو در سایت‌های مختلف صرف‌نظر کنید و فقط در وبلاگ‌ها و سایت‌ها جستجو کنید.</span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/c6/0b/0a/1901777/0/segwerg.gif" alt="" /></p>
<p><span lang="fa"><strong>- فقط در صفحاتی که ندیده‌اید، دوباره جستجو کنید: </strong>گاهی جستجوی  ما خیلی دشوار و طولانی می‌شود و وقتی مجددا پشت کامپیوتر قرار می گیریم و دوباره  می‌خواهمی جستجو می‌کنیم، ترجیح می‌دهیم در صفحاتی جستجو کنیم که که قبلا در آنها  نبوده‌ایم.</span></p>
<p><span lang="fa"><strong>- متن بیشتر:</strong> بعد از جستجو، به دنبال دیدن عنوان و نام هر صفحه،  متن کوتاهی را می‌بینیم که خواندن آن به ما کمک می‌کند که دریابیم که صفحه پیدا شده،  به کار ما می‌آید یا نه. اما شما می‌توانید با کلیک روی More text، متن بیشتری را  ببینید و بخوانید.</span></p>
<p><span lang="fa"><strong>- دیدن عکس‌هایی از صفحات وب در کنار نتایج جستجو:</strong> با کلیک روی  Images from the page، می توانید در کنار هر نتیجه جستجو، عکس‌های بندانگشتی از  صفحات پیدا شده، ببینید.</span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/b1/6d/75/1901779/0/segweg.gif" alt="" /></p>
<p><span lang="fa"><strong>- خلاص شدن از شر سایت‌های تبلیغاتی: </strong>با کلیک روی Fewer  shopping sites، سایت‌های تبلغاتی کمتری را به جای نتایج به درد بخور جستجو خواهید  دید. گاهی سایت‌های فروشگاهی و تبلیغاتی، واقعا جستجوکننده را آزار می‌دهند، مثلا  همیشه در هنگام جستجوی لینک دانلود موسیقی و فیلم، این سایت‌ها را می‌بینیم. با این  گزینه می توانیم تا حدی این مشکل را کمتر کنیم. </span></p>
<hr />
<p><span lang="fa"><font size="2"><b>آگهی:</b> آیا قیمت‌های<a href="http://www.pershop.ir/"> فروشگاه 
پرشاپ</a> را دیده اید ؟ قیمت‌ها واقعی است لطفا سؤال نپرسید.</span></font></p><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=yIn0lO1jq1Q:JCk1SgS_VrU:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=yIn0lO1jq1Q:JCk1SgS_VrU:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=yIn0lO1jq1Q:JCk1SgS_VrU:dnMXMwOfBR0"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=dnMXMwOfBR0" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=yIn0lO1jq1Q:JCk1SgS_VrU:7Q72WNTAKBA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=7Q72WNTAKBA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=yIn0lO1jq1Q:JCk1SgS_VrU:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?i=yIn0lO1jq1Q:JCk1SgS_VrU:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/pezeshk/~4/yIn0lO1jq1Q" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://1pezeshk.com/archives/2009/11/google-search-options.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تریلر سیزن هشتم سریال ۲۴</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2009/11/the-trailer-for-season-eight-of-24.html</link>
		<comments>http://1pezeshk.com/archives/2009/11/the-trailer-for-season-eight-of-24.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 06:28:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علیرضا مجیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دانلود]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=3443</guid>
		<description><![CDATA[سریال «۲۴» شبکه Fox، در ایران بسیار محبوب است. این  سریال در عین سرگرم‌کننده بودن، نکات قابل تأملی را البته از از زاویه دید غربی‌ها  به امنیت، تروریسم، مجاز بودن شکنجه در موارد خاص، زندگی آمریکایی و مسائل و زد و  بندهای پشت پرده دنیای سیاست دارد.
همه، منتظر هستیم تا سیزن هشتم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>سریال «۲۴»</strong> شبکه <span lang="en-us">Fox</span>، در ایران بسیار محبوب است. این  سریال در عین سرگرم‌کننده بودن، نکات قابل تأملی را البته از از زاویه دید غربی‌ها  به امنیت، تروریسم، مجاز بودن شکنجه در موارد خاص، زندگی آمریکایی و مسائل و زد و  بندهای پشت پرده دنیای سیاست دارد.</p>
<p>همه، منتظر هستیم تا سیزن هشتم این سریال هم شروع شود. حوادث فصل هشتم این سریال  در نیویورک رخ می‌دهند و تهیه کنندگان ۲۴ بعد از لس‌آنجلس و واشنگتن، نیویورک را  برای داستان فصل بعدی انتخاب کرده‌اند.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://teb20.com/pik/pictures/011aee1ead95f8d75a1c8b6aa235bb69.jpg" alt="" /></p>
<p>با دیدن تریلر این سیزن، متوجه می‌شویم که «جک» که در سیزن هفتم متوجه  پدربزرگ‌شدنش هم شده‌ایم!، همچنان زنده و سرحال خواهد بود و <span lang="en-us">CTU</span> احیا خواهد شد. داستان این سیزن در مورد توطئه سوء قصد به یک رهبر خاورمیانه‌ای با  بازی هنرپیشه فیلم برنده جایزه اسکار میلونر زاغه نشین یعنی -<strong>آنیل کاپور</strong>- است.</p>
<p>پخش سری جدید ۲۴ از هفدهم ژانویه شروع خواهد شد.</p>
<p><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=399Hiwua0J4&amp;feature=player_embedded">لینک ویدئو</a></strong></p>
<hr />
<p><span lang="fa"><font size="2"><b>آگهی:</b> آیا قیمت‌های<a href="http://www.pershop.ir/"> فروشگاه 
پرشاپ</a> را دیده اید ؟ قیمت‌ها واقعی است لطفا سؤال نپرسید.</span></font></p><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=50vWPlRbZ38:L4JDncGdI2c:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=50vWPlRbZ38:L4JDncGdI2c:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=50vWPlRbZ38:L4JDncGdI2c:dnMXMwOfBR0"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=dnMXMwOfBR0" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=50vWPlRbZ38:L4JDncGdI2c:7Q72WNTAKBA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=7Q72WNTAKBA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=50vWPlRbZ38:L4JDncGdI2c:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?i=50vWPlRbZ38:L4JDncGdI2c:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/pezeshk/~4/50vWPlRbZ38" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://1pezeshk.com/archives/2009/11/the-trailer-for-season-eight-of-24.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«فلش فوروارد»، سریال اعتیادآور بعدی!</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2009/10/flashforward-the-new-addictive-tv-serial.html</link>
		<comments>http://1pezeshk.com/archives/2009/10/flashforward-the-new-addictive-tv-serial.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 20:08:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علیرضا مجیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=3439</guid>
		<description><![CDATA[تب سریال‌بینی و علاقه ایرانی‌ها به تهیه و تماشای سریال‌های  خارجی از «لاست» شروع شد،  سریالی که همه اجزایی را که باعث جذاب شدن یک سری  می‌شود، با خود دارد. از داستان معمایی و فضاهای رازآلود آن گرفته تا در برداشتن  انواع کاراکترهای انسانی با سیرت‌های مختلف که تعامل پیچیده‌شان با ادویه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span lang="fa">تب سریال‌بینی و علاقه ایرانی‌ها به تهیه و تماشای سریال‌های  خارجی از <strong>«لاست»</strong> شروع شد،  سریالی که همه اجزایی را که باعث جذاب شدن یک سری  می‌شود، با خود دارد. از داستان معمایی و فضاهای رازآلود آن گرفته تا در برداشتن  انواع کاراکترهای انسانی با سیرت‌های مختلف که تعامل پیچیده‌شان با ادویه  فلش‌فورواردها، خوراکی لذیذ برای مخاطبانش آماده کرد.</span></p>
<p><span lang="fa">بعد از سریال لاست، همه به دنبال جانشینی شایسته برای آن بودیم  و گرچه «پریزن بریک» و «۲۴»، سریال‌هایی معتادکننده بعدی از آب درامدند، اما تجربه  خاص  «لاست» را تکرار نکردند.</span></p>
<p><span lang="fa">مدتی است که پخش سریال <strong>«فلش فوروارد»</strong> از<strong> شبکه </strong> </span> <strong>abc</strong><span lang="fa">،  یعنی همان شبکه‌ای که لاست را تهیه کرد، شروع شده است. از مدتها پیش، بسیاری فلش  فوروارد را، تلاش </span>abc<span lang="fa"> برای خلق مجموعه‌ای می‌دانستند که  بتواند همچون لاست مخاطبان زیادی را گرد آورد.</span></p>
<p><span lang="fa">گرچه پیشیبنی کردن میزان موفقیت یک سریال با تماشای قسمت اول یا  چند قسمت نخست آن، بدون ریسک نیست، اما تماشای دو قسمت اول این سریال، من را قانع  کرد که با مجموعه جذابی، سر و کار خواهیم داشت.</span></p>
<p><span lang="fa">فلش فوروراد، در ژانر سریال‌های معمایی رده بندی می‌شود. این  سریال بر اساس، رمان علمی تخیلی یک نویسنده کانادایی به نام رابرت جی سایر Robert  J. Sawyer نوشته شده است. البته وفاداری، فیلمنامه این سریال به این رمان، جزئی است  و داستان سریال بیشتر ایده اصلی را از این رمان، الهام گرفته است. </span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/c7/55/f1/1825971/0/flashforwardimage.jpg" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">داستان این سریال از آنجا شروع می‌شود که در یک روز، همه مردم  دنیا به مدت دو دقیقه و ۱۷ ثانیه، به طور همزان بیهوش می‌شوند و در این حین، آنها  مانند یک خواب، ۲ دقیقه و ۱۷ ثانیه از آینده خود را در ۶ ماه بعد، یعنی ۲۹ آوریل  ۲۰۱۰ می‌بینند. </span></p>
<p><span lang="fa">یک مأمور </span>FBI<span lang="fa"> به نام «مارک بنفورد» با  بازیگری جوزف فینس، در رأس گروهی قرار می‌گیرد که قصد کشف واقعیت و چرایی بیهوشی  همگانی مردم، دارد. آنها تصمیم می‌گیرند که با راه انداختن یک سایت اینترنتی به نام  <strong>«موزائیک»</strong> و کنار هم قرار دادن آینده تک‌تک مردم در شش ماه بعد، نمایی از آینده  جهان بسازند و به این وسیله، سرنخی برای کشف واقعیت پیدا کنند.</span></p>
<p><span lang="fa">اما چیزی که بیش از همه، مردم را مشوش می‌کند، آگاهی آنها از  آینده‌شان در ۶ ماه بعد است. مارک بنفورد و همسرش (با بازیگری سونیا والگر، همان  پنه‌لوپه سریال لاست) متوجه می‌شوند که زندگی زناشویی‌شان، ۶ ماه بعد به هم خواهد  ریخت، مأمور دیگری شک می‌کند که خواهد مرد، چرا که بر خلاف همه، هیچ چیز در مدت  بیهوشی ندیده است، پدری متوجه می‌شود که دختر درگذشته‌اش، ‌در واقع زنده است و به  کمکش احتیاج دارد، &#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/da/50/71/1825979/0/flash600.jpg" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">همین آگاهی از آینده، همه را به نحوی نگران می‌کند. همه شک می  کنند که آیا آنچه دیده‌اند، سرنوشت محتوم آنهاست یا نه. اینجاست که سریال به یک  مباحثه قدیمی مورد علاقه فلاسفه مشرق‌زمین، می‌رسد: <strong>جبر در برابر اختیار</strong>. آیا آینده  انسان‌ها از قبل نوشته شده است، یا می‌توان آینده را همواره تغییر داد و سرنوشت  را از سر نوشت.</span></p>
<p><span lang="fa">پخش فصل اول فلش فوروارد دقیقا ۶ ماه بعد، یعنی همان زمانی که  شخصیت‌های داستان، دو دقیقه‌ای از آن را از پیش دیده‌اند، تمام می‌شود. با پایان  یافتن فصل اول، به تعدادی از سؤال‌های خود، پی می‌بریم. اما به سبک همیشگی سریال‌های  معمایی، معمای اصلی همچنان باقی می‌مانند. </span></p>
<p><span lang="fa">اما شبکه </span>abc<span lang="fa">، در یک اقدام جالب، سایتی  شبیه سایت موزاییک، راه انداخته است. در این سایت هر  کاربر بعد از ثبت‌نام می‌تواند، پیشبینی کند که ۶ ماه بعد، یعنی دقیقا در تاریخ ۲۹  آوریل، مشغول انجام چه کاری خواهد بود. پیشگویی هر بازدیدکننده سایت موزایییک </span>abc<span lang="fa"> به شیوه جالبی روی نقشه کره زمین، نشان داده می‌شود و  هر کس می‌تواند پیشگویی‌ها یا فلش‌فورواردهای دیگران را</span> <span lang="fa"> به  صورت زنده ببیند. حتم دارم که به زودی  کلون‌های جذابی برای موزاییک ساخته خواهد شد، مثلا با استفاده از توییتر و گوگل ارث  می‌شود، یک mashup یا یک سایت ترکیبی جالب ساخت.</span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/29/c4/bd/1825985/0/erherherh.jpg" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">شما هم بد نیست،<a href="http://abc.go.com/shows/flash-forward/mosaiccollective?cmp=09_FLF_JoinMosaic_mosaic#"> سایت موزاییک</a> را تست کنید و  فلش‌فوروارد خود را بنویسید! بد نیست، نگاهی هم به <a href="http://flashforward.wikia.com/wiki/FlashForward_Wiki">ویکی سریال</a> بیندازید. </span></p>
<hr />
<p><span lang="fa"><font size="2"><b>آگهی:</b> آیا قیمت‌های<a href="http://www.pershop.ir/"> فروشگاه 
پرشاپ</a> را دیده اید ؟ قیمت‌ها واقعی است لطفا سؤال نپرسید.</span></font></p><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=oAGQYx9baYM:eUg6aCsMjRc:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=oAGQYx9baYM:eUg6aCsMjRc:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=oAGQYx9baYM:eUg6aCsMjRc:dnMXMwOfBR0"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=dnMXMwOfBR0" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=oAGQYx9baYM:eUg6aCsMjRc:7Q72WNTAKBA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=7Q72WNTAKBA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=oAGQYx9baYM:eUg6aCsMjRc:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?i=oAGQYx9baYM:eUg6aCsMjRc:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/pezeshk/~4/oAGQYx9baYM" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://1pezeshk.com/archives/2009/10/flashforward-the-new-addictive-tv-serial.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>22</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«واقعیت افزوده» در یک لنز چشمی: «بابک امیرپرویز» و پروژه سایبورگ‌سازی انسان‌ها!</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2009/10/augmented-reality-in-a-contact-lens.html</link>
		<comments>http://1pezeshk.com/archives/2009/10/augmented-reality-in-a-contact-lens.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Oct 2009 16:03:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علیرضا مجیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=3435</guid>
		<description><![CDATA[چشم انسان، عضو حسی نیرومندی است. چشم‌ها می‌توانند میلیون‌ها  رنگ را ببینند، خودشان را با تغییر میزان نور مطابقت دهند و اطلاعات را با سرعتی  بیشتر از یک اتصال اینترنتی سریع، به مغز انتقال دهند.
اما آیا زمان آن نرسیده است که حس بینایی خود را توانمندتر  کنیم؟!!
در فیلم «ترمیناتور»، کاراکتر «آرنولد شوارتزنگر»، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span lang="fa">چشم انسان، عضو حسی نیرومندی است. چشم‌ها می‌توانند میلیون‌ها  رنگ را ببینند، خودشان را با تغییر میزان نور مطابقت دهند و اطلاعات را با سرعتی  بیشتر از یک اتصال اینترنتی سریع، به مغز انتقال دهند.</span></p>
<p><span lang="fa">اما آیا زمان آن نرسیده است که حس بینایی خود را توانمندتر  کنیم؟!!</span></p>
<p><span lang="fa">در <strong>فیلم «ترمیناتور»</strong>، کاراکتر «آرنولد شوارتزنگر»، وقتی به دور و  برش نگاه می‌کرد، اطلاعات را روی همان تصویری که می‌دید، مشاهده می‌کرد. این  اطلاعات «افزوده شده»، به او کمک می کرد که تصمیمات بهتری بگیرد. مثلا در این عکس  فیلم ترمیناتور می‌بینید که مدل خودرو و موتورسیکلت روی تصویر مشاهده شده، اضافه  شده‌اند:</span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/61/f8/2e/1817185/0/terminator2large16.jpg" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">در ماه‌های اخیر، یکی از داغ‌ترین موضوعات مورد بحث، فناوری جالبی  به نام <strong>«واقعیت افزوده» یا Augmented reality </strong>است. هر گاه همزمان با مشاهده  دور و برمان، بتوانیم اطلاعاتی متناسب با آن میحط به صورت نوشتاری یا با فرمت‌های  دیگر، در همان تصویر مورد مشاهده، ببینیم، در واقع از واقعیت افزوده بهره برده‌ایم.</span></p>
<p><span lang="fa">واقعیت افزوده، فناوری‌ است که این روزها به شدت مورد توجه قرار  گرفته است و مثال‌های متعددی از کاربردهای فعلی و آتی آن می‌توان آورد:</span></p>
<p><span lang="fa">- هم‌اکنون اپلیکیشن‌های موبایلی برای آیفون و گوشی‌های  آندرویید، در دسترس هستند که می‌توانند با استفاده از فناوری «واقعیت افزوده»،  نزدیک‌ترین ایستگاه مترو یا اغذیه‌فروشی را به مسافری که به شهر ناآشنایی رفته، نشان دهند. کافی است که  صاحب گوشی با استفاده از دوربین گوشی خود به دور و برش نگاه کند، روی صفحه نمایش به  او نشان داده خواهد شد که از کدام طرف باید حرکت کند تا به مقصد مورد نظر برسد.</span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/67/81/2e/1817202/0/augmentedreality.jpg" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">- با استفاده از واقعیت مجازی می‌توان اطلاعات کاملی در مورد  بناهای تاریخی و موزه‌ها در حین بازدید از انها گرفت و به علاوه عکسی‌های سایر  بازدیدکننده‌ها را هم مرور کرد. کافی است گوشی‌تان را به سمت محل مورد نظر بگیرید.</span></p>
<p><span lang="fa">- علاوه بر این گیم‌های مبتنی بر واقعیت افزوده هم ساخته  شده‌‌اند. </span></p>
<p><span lang="fa">- اما واقعیت افزوده می‌تواند کاربردهای جدی‌تری هم داشته باشد،  فکر کنید که که یک خلبان هواپیمای جنگی یا یک سرباز روی عینکی که به چشم دارد،  آخرین اطلاعات لازم را در مورد میدان جنگ بگیرد یا برای مثال یک پزشک حین جراحی،  بتواند تصاویر و  اطلاعات مربوط به عکس‌های اشعه ایکس، سی‌تی اسکن یا </span> MRI<span lang="fa"> را درست روی پیکر بیمار خود مشاهده کند.</span></p>
<p><strong><span lang="fa">دسترسی به واقعیت افزوده از طریق لنزهای چشمی</span></strong></p>
<p><span lang="fa">رسیدن به واقعیت افزوده با استفاده از یک گوشی موبایل چیز خوبی  است. اما چقدر خوب می‌شد که برای رسیدن به واقعیت افزوده، به موبایل هم نیازی  نداشتیم و به طور طبیعی، بدون اینکه نیاز به بیرون آوردن گوشی و گرفتن آن به سمت  هدف باشد، اطلاعات را به صورت مستقیم با چشمان خودمان دریافت می‌کردیم، طوری که  اصلا کسی متوجه نشود!</span></p>
<p>م<span lang="fa">ثلا تصور کنید که به سینما رفته‌اید و در حین تماشای یک فیلم،  اسم یکی از بازیگرها را به یاد ندارید. روی پرسیدن اسم بازیگر را از کناری خود  ندارید، سینما هم جای بیرون آوردن گوشی موبایل نیست. در این صورت چقدر نیکو بود اگر  اسم و مشخصات و فهرست فیلم‌های بازیگر مورد نظر را در کنار پرده نمایش به صورت شخصی  می‌دید! اما آیا چنین چیزی ممکن است؟ آیا باید در انتظار دهه‌های بعدی و ممکن شدن  پیوند تراشه‌های مغزی ماند؟!</span></p>
<p><span lang="fa">شاید چنین چیزی در حد رؤیا و داستان‌های علمی- تخیلی به نظر  بیاید، اما گام‌های ابتدایی برای رسیدن به چنین هدفی برداشته شده است. ابزار تحقق  این رؤیا، چیزی نیست، جز<strong> لنز چشمی</strong>! برای نمایش واقعیت افزوده، شاید هیچ چیز بهتر از  لنزهای چشمی نباشد. همین ابزارهای کوچک اپتیک که روزانه بیش از صد میلون نفر از  آنها در ساراسر جهان استفاده می‌کنند، می‌توانند برای نمایش واقعیت افزوده مورد استفاده قرار  بگیرند و به این ترتیب اصلا لازم نیست از دریچه نمایشگرهای گوشی‌های موبایل،  لپ‌تاپ‌ها یا یک عینک برای رسیدن به «واقعیت افزوده» به پیرامونمان نگاه کنیم!</span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/ab/f2/d9/1817260/0/973128.jpg" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">دانشمندان در پی آن هستند که با افزودن مدارهایی به لنزهای  چشمی، آنها را تبدیل به یک ابزار کارای دسترسی به واقعیت افزوده کنند. به صورت  مختصر در این شیوه، اطلاعات دیداری از طریق حسگرهای لنز به کامپیوترهای دور و بر  فرستاده می‌شود و سپس سامانه‌های واقعیت مجازی به صورت هوشمند و در صورت لزوم جستجو در اینترنت،  اطلاعات متناسب را به گیرنده‌های لنز چشمی ارسال می‌کنند و سپس این اطلاعات از طریق </span>LED<span lang="fa">های ویژه‌ای، بر روی تصویر مشاهده شده، افزوده می‌شوند. </span></p>
<p><span lang="fa">البته در حال حاضر، برای رسیدن به این هدف، با چالش‌های تکنیکی  زیادی روبرو هستیم. اما تاریخ نشان داده است که هیچگاه دشواری‌های فنی نمی‌توانند،  مانع پیشرفت انسان‌ها شوند. </span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/bc/49/0b/1817265/0/829135.jpg" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">لنزهای چشمی، برای اصلاح عیوب انکساری چشم تجویز می‌شوند، آنها  از پلیمرهای خاصی ساخته می‌شوند و به تناسب نوع عیب انکساری چشم، شکل‌های مختلفی  دارند. برای اینکه لنزها بتوانند واقعیت افزوده را به نمایش بگذارند،  باید مدارهای بسیار کوچکی در انها تعبیه شود. این مدارها باید پیام‌های بصری را  دریافت کنند، یک پردازش ابتدایی روی آنها انجام دهند، اطلاعات لازم را به بیرون  ارسال کنند، اطلاعات افزوده شده را با گیرنده‌های خود دریافت کنند و با فرمت‌های  متنی و تصویری در محل مناسب به کمک </span>LED<span lang="fa"> نمایش دهند.</span></p>
<p><span lang="fa">پیداست که این کار، دشواری‌های زیادی دارد و باید کم کم موانع  را حل کرد و پله به پله به مقصد نزدیک شد. در حال حاضر، دانشمندان سعی می‌کنند با  لنزهای چشمی با کمک بیمارات دیابتی بروند. به این ترتیب که حسگرهایی در آنها  بگنجانند که قادر به اندازه‌گیری غلظت گلوکز در سلول‌های جشم باشد و هر گاه غلظت  گلوکز بیش از حد بالا رفت، به صورت دیداری به این بیمارتن هشدار داده شود. به علاوه  می‌توان به محض بالا رفتن غلظت قند، پزشک بیمار را هم در جریان گذاشت.</span></p>
<p><span lang="fa">اما در پایان این مقاله شاید برایتان جالب باشد که بدانید که  رهبری این پروژه جاه‌طلبانه را یک دانشمند ایرانی مقیم آمریکا به عهده دارد. این  شخص کسی نیست جز دکتر <strong>بابک امیرپرویز</strong>. بایک امیرپرویز، تحصیلات دوره متوسطه را در  دبیرستان علامه حلی طی کرد، در دانشگاه شریف، مهندسی الکترونیک خواند و سپس برای  ادمه تحصیل به دانشگاه میشیگان رفت. در <a href="http://www.ee.washington.edu/faculty/parviz_babak/">اینجا</a> می‌توانید لیست بلندبالایی از درجات علمی و افتخارات کسب‌شده توسط وی را بخوانید. افتخاراتی که با  کسب مدال برنز المپیاد فیزیک در سال ۱۹۹۱ و جایزه اول جشنواره خوارزمی برای طراحی هواپیمای  تک‌موتوره تک‌سرنشین در همان سال شروع می‌شود. در سال ۲۰۰۷، بابک امیر پرویز، یکی از ۳۵ مخترع  برتر </span>MIT<span lang="fa"> شناخته شد و در سال ۲۰۰۸، تایم او را برترین مخترع  سال، برگزید. در سال ۲۰۰۹، هم نام او در میان برترین مهندسان آمریکا دیده می‌شود.  وی در حال حاضرعضو هیأت علمی دانشکده مهندسی الکترونیک دانشگاه واشنگتن است.</span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://img2.pict.com/08/2c/27/1817176/0/vlcsnap2009102218h22m11s9.jpg" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">یک مصاحبه کوتاه با بابک امیر پرویز را می‌توانید در <a href="http://www.youtube.com/watch?v=qdlLVMGXSQk&amp;feature=player_embedded"> اینجا</a> ببینید. </span></p>
<p><strong><span lang="fa"><a href="http://www.spectrum.ieee.org/biomedical/bionics/augmented-reality-in-a-contact-lens/0#/eyesb1">منبع</a></span></strong></p>
<hr />
<p><span lang="fa"><font size="2"><b>آگهی:</b> آیا قیمت‌های<a href="http://www.pershop.ir/"> فروشگاه 
پرشاپ</a> را دیده اید ؟ قیمت‌ها واقعی است لطفا سؤال نپرسید.</span></font></p><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=0WuMedw_5QY:R9Sz2F9LHFI:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=0WuMedw_5QY:R9Sz2F9LHFI:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=0WuMedw_5QY:R9Sz2F9LHFI:dnMXMwOfBR0"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=dnMXMwOfBR0" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=0WuMedw_5QY:R9Sz2F9LHFI:7Q72WNTAKBA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=7Q72WNTAKBA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=0WuMedw_5QY:R9Sz2F9LHFI:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?i=0WuMedw_5QY:R9Sz2F9LHFI:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/pezeshk/~4/0WuMedw_5QY" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://1pezeshk.com/archives/2009/10/augmented-reality-in-a-contact-lens.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کتاب و کتاب‌خوانی در زمانه دیجیتال</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2009/10/ebook-readers.html</link>
		<comments>http://1pezeshk.com/archives/2009/10/ebook-readers.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 14:26:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علیرضا مجیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=3431</guid>
		<description><![CDATA[این پست، در پاسخ به چند نفر از دوستان و خوانندگان که در مورد  کتاب‌خوان‌های الکترونیک پرسیده بودند، نوشته می‌شود:
- چرا کتاب‌خوان الکترونیک؟!
اخیرا، کاهش آمار فروش کتاب و سود شرکت‌های چاپ و توزیع کتاب در  آمریکا ، نگرانی زیادی را برانگیخته است. حتی اقبال به بعضی از کتاب‌های  عامه‌پسندتر مثلا کتاب جدید [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span lang="fa">این پست، در پاسخ به چند نفر از دوستان و خوانندگان که در مورد  کتاب‌خوان‌های الکترونیک پرسیده بودند، نوشته می‌شود:</span></p>
<p><span lang="fa"><strong>- چرا</strong></span><strong><span lang="fa"> کتاب‌خوان الکترونیک؟!</span></strong></p>
<p><span lang="fa">اخیرا، کاهش آمار فروش کتاب و سود شرکت‌های چاپ و توزیع کتاب در  آمریکا ، نگرانی زیادی را برانگیخته است. حتی اقبال به بعضی از کتاب‌های  عامه‌پسندتر مثلا کتاب جدید «دن براون» Dan Brown هم نتوانسته است، این نگرانی را  کاهش دهد. </span></p>
<p><span lang="fa">با این وجود، اوضاع خوانندگان و فروشندگان کتاب‌های الکترونیک  به کلی متفاوت است و شواهد نشان می‌دهد که کسانی که کتاب‌خوان‌های الکترونیک مثل <strong> کیندل</strong> و یا <strong>سونی‌ ریدر</strong> دارند، بیشتر کتاب می‌خوانند. برای مثال، بر اساس  آمار آمازون، کسانی که کیندل خریده‌اند، ۳٫۱ بار بیش از زمانی که کیندل نداشتند،  کتاب می‌خوانند. طبق این آمار کسانی که قبلا به طور متوسط قبلا ۸ کتاب از آمازون  می‌خریدند، به واسطه کیندل به طور متوسط ۲۴٫۸ عدد کتاب می‌خرند.</span></p>
<p><span lang="fa">سونی که هم که سازنده یکی دیگر از محبوب‌ترین کتاب‌خوان‌های  الکتورنیک یعنی سونی‌ریدر است، می گوید که هر مشتری‌اش ماهانه ۸ کتاب از فروشگاه  کتاب‌های الکترونیک این شرکت، کتاب می‌خرد. این عدد را باید با ۶٫۷ عدد کتابی که به  طور متوسط هر کتاب‌خوان آمریکایی ماهانه ابتیاع می‌کند، مقایسه کرد. </span></p>
<p><span lang="fa">روشن است که نباید، افزایش علاقه دارندگان کتاب‌خوان‌های  الکترونیک به خرید و خواندن کتاب‌ها، را به کل جامعه تعمیم داد، چرا که دارندگان  این ابزارها عموما جزو قشری هستند که بیتشر مشتاق کتاب و کتاب‌خوانی هستند. </span></p>
<p><span lang="fa">کتاب‌خوان‌های الکترونیک باعث سهولت و راحتی در قرائت کتاب‌ها  می‌شوند، با کمک این ابزارها می‌شود، کتاب‌های مورد علاقه را همه جا با خود حمل کرد  و در هر زمان که فرصتی پیش آمد، خواند. فونت‌ها را هم به هر اندازه که لازم باشد،  می توان تغییر داد.</span></p>
<p><span lang="fa">کتاب‌خوان الکترونیک سبک و قابل حمل هستند و از آنجا که از  فناوری‌ای به نام </span><strong>E Ink</strong><span lang="fa"> استفاده می‌کنند، با یک بار  شارژ می‌توان هزاران صفحه کتاب را با آنها خواند، بدون آنکه نیاز به شارژ مجدد  باشد. به همین علت، آسودگی و رفاهی که کتاب‌خوان‌های الکترونیک به ارمغان می‌آورند،  قابل مقایسه با خواندن کتاب الکترونیک در لپ‌تاپ‌ها و کامپیوترهای دستی و یا آیفون  نیست.</span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://ultraxs.com/image-C54D_4ADF188F.jpg" border="0" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">در صورت رواج کتاب‌خوان‌های الکترونیک در جامعه، میزان مصرف  کاغذ به میزان قابل توجهی کاهش می‌یابد، پس یک سود ثانویه استفاده از این ابزارها  کمک به حفظ محیط زیست است. </span></p>
<p><span lang="fa">گرچه تابه حال، ۹۴۵ هزار کیندل و ۵۲۵ هزار عدد سونی‌ریدر به  فروش رسیده است، اما بازار کتاب‌خوان‌های الکترونیک، هنوز بازار جوانی است و به نظر  می‌رسد در چند سال بعد، شاهد رشد جهشی فروش این ابزارها و عرضه مدل‌های جدیتر با  امکانات بیشتر باشیم.</span></p>
<p><span lang="fa">اما از سوی دیگر، نمی‌توان انکار کرد که حس و حال ویژه کتاب‌های  کاغذی به این زودی‌ها قابل جانشین شدن با وسایل الکترونیک نیست، بوی کهنگی یا ظاهر  مندرس یک کتاب، حاشیه‌نویسی کنار یک برگ کتاب، ورق زدن فیزیکی کتاب، چیزهایی نیستند  که به این زودی‌ها فراموششان کنیم.</span></p>
<p><span lang="fa">کسی چه می‌داند، شاید به زودی شاهد کتاب‌های الکترونیک باشیم که  بیشتر تداعی‌کننده فرمت فیزیکی کتاب‌های کاغذی باشند، مثلا بشود به صورت مجازی یا  حتی واقعی صفحات آنها را ورق زد و در این حین، صدای ورق خوردن آنها به گوش برسد!</span></p>
<p><span lang="fa">اما پاره‌ای هم بیم آن را دارند که همانگونه که اینترنت و دزدی  آنلاین موسیقی، ضرر و زیان زیادی را متوجه شرکت‌های تهیه و توزیع موسیقی کرد، رواج  کتاب‌های دیجیتال هم در آینده، انتشاراتی‌ها را دچار مشکل کند. در حال حاضر چنین  مشکلی وجود ندارد، اما علایم نگران‌کننده‌ای از آن مشاهده می‌شود. برای مثال یک نقص  امنیتی در سامانه آمازون باعث شده که پاره‌ای بتواند با استفاده از اکانت  دوستانشان، کتاب‌های خریداری‌شده توسط آنها را بخوانند، بدون اینکه مجبور باشند،  هزینه‌ای بپردازند. </span></p>
<p><span lang="fa">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</span></p>
<p><span lang="fa"><strong>کدام کتاب‌خوان الکترونیک؟ </strong></span></p>
<p><span lang="fa">مشهورترین کتاب‌خوان‌های الکترونیک در حال حاضر سونی‌ریدر و  کیندل هستند که به ترتیب توسط شرکت سونی و آمازون ساخته می‌شوند. </span></p>
<p><span lang="fa">دو ماه پیش یک <strong>سونی‌ریدر</strong> خریدم و از هزینه‌ای که پرداخت  کردم، راضی هستم. با سونی‌ریدر در یکی دو سفر، خیلی راحت کتاب خواندم و همچنین فکر  نمی‌کنم بدون این وسیله می‌توانستم یکی دو کتاب را که زبان انگلیسی بودند و فونت  ریزی داشتند، بخوانم.</span></p>
<p><span lang="fa">اگر مشتاق خریدن کتاب‌خوان‌های الکترونیک هستید، باید بدانید که  این ابزارها تنها برای نمایش کتاب‌هایی که به صورت تکست هستند، مناسب هستند. بیشتر  کتاب‌های فارسی که می‌توان از اینترنت به رایگان آنها را دانلود کرد، اسکن‌شده  هستند و کتاب‌خوان‌های الکترونیک نمی‌توانند، آنها را درستی نمایش دهند. اما  خوشبختانه دست‌کم سونی‌ریدر در نمایش متن فارسی مشکلی ندارد و به علاوه از فرمت </span>word<span lang="fa"> ‌هم پشتیبانی می‌کند. این را هم در نظر داشته باشید که  می‌تواند یادداشت‌های خودتان یا صفحات وب را وارد دستگاه کنید و در فرصت مناسب  بخوانید. </span></p>
<p><span lang="fa">بعضی‌ها عقیده دارند که کیندل، با وضوح بهتری متن را به نمایش  می‌گذارد، اما من شخصا چنین چیزی را متوجه نشده‌ام. </span></p>
<p><span lang="fa">در عین حال اگر مقیم خارج کشور هستید، یکی از چیزهایی که در  زمان انتخاب کتاب‌خوان باید به آن توجه کنید، فروشگاه کتاب آمازون و سونی است. به  نظر می‌رسد که فروشگاه کتاب آمازون چشم‌گیرتر از سونی باشد، اما سونی گام‌های خوبی  برای غنی کردن کتابفروشی خود برداشته است.</span></p>
<p><span lang="fa">از لحاظ زیبایی من شخصا، سونی‌ریدر را ترجیح می‌دهم. ظاهر  سونی‌ریدر بیشتر تداعی‌کننده یک کتاب فیزیکی است. سوین‌ریدر یک محافظ چرمی خوش‌ساخت  هم دارد که به خوبی صفحه نمایش دستگاه را محافظت می‌کند. </span></p>
<p><span lang="fa">سونی‌ریدر مدل PRS-700BC در حال حاضر در ایران، قیمتی حدود ۵۳۰  هزار تومان و مدل PRS-505، حدود ۴۶۰ هزار تومان قیمت دارد. اما به نظرم بد نیست که چند  مدتی صبر کنید تا مدل‌های جدیدتر سونی‌ریدر هم وارد ایران شوند. البته مسلما  مدل‌های جدید در ابتدا با قیمت بالاتری به فروش خواهند رسید. </span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://ultraxs.com/image-2035_4ADF188F.jpg" border="0" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">مدل PRS-700BC،  که من خریده‌ام، لمسی است. یکی از مزایای  خوب لمسی بودن این است که می‌شود به راحتی هر چه تمام‌تر سطرهای مهم کتاب را  های‌لایت کرد. همچنین این مدل سونی‌ریدر، نور </span>LED<span lang="fa"> دارد که  خواندن کتاب را در تاریکی هم میسر می‌کند. </span></p>
<p><span lang="fa">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</span></p>
<p><span lang="fa">اما بد نیست در همین پست، یک کتاب‌خوان الکترونیک جدید را هم به  شما معرفی کنیم. این دستگاه جدید Nook نام دارد و متعلق به Barnes &amp; Noble است.  Barnes &amp; Noble در آمریکا، دارنده بزرگ‌ترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای کتاب است.  «نوک»، سه‌شنبه همین هفته معرفی شد. قیمت این وسیله ۲۵۹ دلار، یعنی معادل یک دستگاه  کیندل است. </span></p>
<p><span lang="fa">نمایشگر «نوک»، ۶ اینچی و سیاه و سفید است، در زیر این نمایشگر،  صفحه کنترل رنگی لمسی دستگاه قرار دارد. دارندگان این وسیله می‌توانند در ۱۳۰۰  فروشگاه شرکت، با استفاده از Wi-Fi کتاب دانلود کنند، خارج فروشگاه‌ها هم با  استفاده از شبکه اینترنت موبایلی ۳G شرکت AT&amp;T، دانلود کتاب‌های میسر می‌شود. </span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://ultraxs.com/image-20C3_4ADF188F.jpg" border="0" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">نوک، ۲ گیگ حافظه دارد که برای ذخیره ۱۵۰۰ کتاب کافی است. حتی  می‌شود با افزودن یک کارت حافظه، ۱۷۵۰۰ کتاب را با خود همراه داشت.</span></p>
<p><span lang="fa">یکی از ویژگی‌های جالب «نوک» این است که، قرض دادن کتاب را ممکن  می‌کند! هر دارنده «نوک» می‌تواند به مدت ۱۴ روز، یک کتاب را به دوستش به صورت  مجازی قرض دهد تا بخواند، البته در این حین خودش قادر به خواندن کتاب نخواهد بود!</span></p>
<p><span lang="fa">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</span></p>
<p><span lang="fa">اما مزایا و امکانات کتاب‌های الکترونیک، باعث نشده است، دنیای  فناوری در زمینه ارتقای عرضه کتاب‌های کاغذی بیکار بماند و به دنبال چاره نباشد. </span></p>
<p><span lang="fa">فرض کنید که کتابی را در کتاب‌فروشی‌های ایران پیدا نکرده باشید  و مجبور شده باشید که یه یکی از آشنایانتان در خارج از کشور بگویید که کتاب را  برایتان بخرد و پست کند یا کتاب را از آمازون سفارش دهید. در این صورت حتما  متوجه دشواری کار می‌شوید و بابت زمانی که باید به انتظار بنشینید، تأسف می‌خورید.</span></p>
<p><span lang="fa">اما به تازگی چاپگر ویژه‌ای به نام <strong>Espresso Book Machine</strong> ساخته  شده است که می‌تواند با دسترسی به دو میلون کتاب <strong>کتاب‌خانه گوگل</strong>، هر کتابی را که  مشتری درخواست کند، در کوتاه‌ترین زمان چاپ و صحافی کند و در اختیارش قرار دهد. این  وسیله می‌تواند در هر دقیقه ۱۴۵ صفحه پرینت بگیرد و هزینه تمام‌شده هر صفحه، تنها  معادل یک سنت خواهد بود! <a href="http://www.youtube.com/watch?v=zyNSap5XSv0">(ویدئو)</a></span></p>
<p><span lang="fa">این چاپگر ویژه ۱۰۰ هزار دلاری، هم‌اکنون تنها در مراکز محدودی  حضور دارد. اما تصور کنید که با رواج این فناوری، شاهد چه انقلابی در توزیع کتاب  خوهیم بود! در آن صورت، شاید همانند خودپردازها یا </span>ATM<span lang="fa">‌ها،  در خیابان‌ها و در جلوی کتاب‌فروشی‌های، باجه‌هایی را ببینیم که بتوان به راحتی به  کمک آنها کتاب‌ تحویل گرفت. در چنان روزی دیگر چیزی به نام کتاب نایاب، وجود خارجی  نخواهد داشت. هزینه انتقال کتاب به صفر خواهد رسید و همزمان با رونمایی از هر کتاب،  در همه نقاط دنیا، کتاب قابل خریداری شدن خواهد بود.</span></p>
<p><span lang="fa">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</span></p>
<p><span lang="fa"><strong>کتاب‌های دیجیتال و بازار کتاب ایران: </strong>در حال حاضر هیچ  کدام از انتشاراتی‌های ایران تا جایی که می‌دانم برنامه‌ای برای فروش کتاب  الکترونیک ندارند. راستش با توجه به وضعیت کپی‌رایت و همچنین مهیا نبودن بستر مناسب  برای خرید آنلاین کتاب‌های الکترونیک و ضعیف بودن سامانه‌های اینترنتی، چشم‌انداز  روشنی هم به چشم نمی‌خورد.</span></p>
<p><span lang="fa">اما مشتاقان خواندن کتاب‌های به زبان اصلی، از این لحاظ هیچ  مشکلی ندارند. کتاب‌های الکترونیک بی‌شماری در اینترنت آپلود شده‌اند، که می‌توان  به راحتی آنها را دانلود کرد و با استفاده از کتاب‌خوان‌های الکترونیک دیگر لازم  نیست کسی هزینه پرینت گرفتن از کل کتاب یا رنج مطالعه کتاب را در پشت مانیتورها بر  خود هموار کند. </span></p>
<p><strong><span lang="fa">منابع: <a href="http://feedproxy.google.com/%7Er/readwriteweb/%7E3/yJ2Ie30wVKw/on_demand_books_turns_googles_public_domain_book_a.php">Read/WriteWeb</a> و نیویورک ‌تایمز  (<a href="http://www.nytimes.com/2009/10/21/technology/21nook.html?partner=rss&amp;emc=rss">+</a> و  <a href="http://www.nytimes.com/2009/10/21/technology/21books.html?_r=1&amp;partner=rss&amp;emc=rss&amp;pagewanted=print">+</a>) </span></strong></p>
<hr />
<p><span lang="fa"><font size="2"><b>آگهی:</b> آیا قیمت‌های<a href="http://www.pershop.ir/"> فروشگاه 
پرشاپ</a> را دیده اید ؟ قیمت‌ها واقعی است لطفا سؤال نپرسید.</span></font></p><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=nVknCX7uqFY:82OFFH8FHlk:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=nVknCX7uqFY:82OFFH8FHlk:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=nVknCX7uqFY:82OFFH8FHlk:dnMXMwOfBR0"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=dnMXMwOfBR0" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=nVknCX7uqFY:82OFFH8FHlk:7Q72WNTAKBA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=7Q72WNTAKBA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=nVknCX7uqFY:82OFFH8FHlk:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?i=nVknCX7uqFY:82OFFH8FHlk:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/pezeshk/~4/nVknCX7uqFY" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://1pezeshk.com/archives/2009/10/ebook-readers.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>18</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دوربینی، برای ثبت همه لحظات زندگی</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2009/10/creating-lifelog-with-a-new-camera.html</link>
		<comments>http://1pezeshk.com/archives/2009/10/creating-lifelog-with-a-new-camera.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 20:15:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علیرضا مجیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=3426</guid>
		<description><![CDATA[چقدر برای ثبت خاطرات خود ارزش قائل هستید؟ آیا شما هم جزو آن دسته از مردم هستید که دوست دارند هر جا می‌روند، عکس بگیرند، خاطرات روزانه‌شان را بنویسند و حتی نشریات کاغذی را که می‌خوانند، بایگانی کنند؟
دو سال قبل در پستی، برایتان در مورد یکی از پروژه‌های مایکروسافت به نام MyLifeBits نوشتم. مایکروسافت با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span lang="fa">چقدر برای ثبت خاطرات خود ارزش قائل هستید؟ آیا شما هم جزو آن دسته از مردم هستید که دوست دارند هر جا می‌روند، عکس بگیرند، خاطرات روزانه‌شان را بنویسند و حتی نشریات کاغذی را که می‌خوانند، بایگانی کنند؟</span></p>
<p><span lang="fa">دو سال قبل در <strong><a href="http://1pezeshk.com/archives/2007/05/_mylifebits.html">پستی</a></strong>، برایتان در مورد یکی از پروژه‌های <strong>مایکروسافت</strong> به نام <strong>MyLifeBits </strong>نوشتم. مایکروسافت با این پروژه قصد داشت که راهی برای دیجیتالی کردن همه خاطرات آدم‌ها پیدا کند.</span></p>
<p><span lang="fa">اگرچه تعداد کسانی که چنین عادت و علاقه‌ای دارند، کم نیست، اما ما تا به حال سخت‌افزارهای مناسبی برای عملی کردن این هدف نداشتیم. مسلما محققان و مخترعان بیکار ننشسته‌اند و ما در سال‌های آینده حتما شاهد به بازار آمدن گجت‌هایی با قیمت مناسبی خواهیم بود که این آرزو را محقق خواهند کرد.  </span></p>
<p><span lang="fa">در خبر جالبی که <strong>نیوساینتیست</strong> <a href="http://www.newscientist.com/article/dn17992-new-camera-promises-to-capture-your-whole-life.html">منتشر کرده</a>، در مورد دوربینی توضیح داده شده که می‌تواند یکی از نخستین محصولاتی باشد که چنین کارایی را دارند.</span></p>
<p><span lang="fa">یک شرکت‌ انگلیسی دوربینی با نام </span>ViconRevue<span lang="fa"> ساخته است که به زودی خریدارانش خواهند توانست با آویزان کردن آن از گردنشان، همه لحظات عمر خود را جاودانه کنند.</span></p>
<p><span lang="fa">البته هدف اولیه سازندگان این دوربین، کمک به بیماران دچار بیماری آلزایمر بود، ولی در آینده ممکن است مردم از این دوربین برای آرشیو کردن زندگی خود و اصطلاحا ایجاد </span><strong>lifelog</strong><span lang="fa"> استفاده کنند. شرکتی که این دوربین را ساخته، فناوری این گوشی را از شرکت مایکروسافت خریده است. تا به حال این دوربین بیشتر مورد توجه نورولوژیست‌ها قرار گرفته بود، چرا که پژوهش‌های علمی آنها نشان داده بود، مرور اتفاقات روزانه توسط بیماران مبتلا به دمانس یا زوال حافظه، با استفاده از دیدن عکس‌، می‌تواند اثر مثبتی روی حافظه بلندمدت این بیماران داشته باشد. هفته قبل هم این وسیله در نشست دانشمندان عصب‌شناس در شیکاگو، به نمایش درآمد. </span></p>
<p> <img src="http://xs844.xs.to/xs844/09420/microsoft-sensecam643.jpg" alt="" /></p>
<p><span lang="fa">وقتی کسی این دوربین را از گردنش آویزان می‌کند، دوربین به صورت خودکار هر ۳۰ ثانیه یک بار، یک عکس می‌گیرد. البته این دوربین مجهز به شتاب‌سنج و حس‌گرهای نور هم هست، در نتیجه هر وقت یک نفر از محیطی وارد محیط دیگر شود، مثلا از خانه به بیرون برود یا از خیابان وارد دفتر کارش شود، دوربین متوجه می‌شود و عکس جدید می‌گیرد. به علاوه گوشی حس‌گر فروسرخ هم دارد که می‌تواند گرمای بدن شخصی را که جلوی دارنده دوربین قرار می‌گیرد، تشخیص دهد و منجر به گرفتن تصویر جدید شود. حافظه یک گیگابایتی‌ این گوشی، گنجایش ذخیره ۳۰ هزار عکس را دارد. </span></p>
<p> <img src="http://ultraxs.com/image-A9F8_4ADB7517.jpg" border="0" alt="" /><br />
<span lang="fa">نمونه عکسی که  دوربین </span>ViconRevue<span lang="fa"> می‌گیرد، عکس‌های وضوح </span>۶۴۰×۴۸۰<span lang="fa"> دارند.</span></p>
<p><span lang="fa">این دوربین که فعلا بیشتر از ۵۰۰ نمونه از آن ساخته نشده، حدود ۸۲۰ دلار قیمت دارد و گمان می‌رود که در سال ۲۰۱۰ وارد بازار شود و مورد استفاده مردم عادی قرار بگیرد. کسی چه می‌داند، شاید روز و روزگاری، وسایلی از این دست، جزو وسایل روتین زندگی‌مان شوند.</span></p>
<hr />
<p><span lang="fa"><font size="2"><b>آگهی:</b> آیا قیمت‌های<a href="http://www.pershop.ir/"> فروشگاه 
پرشاپ</a> را دیده اید ؟ قیمت‌ها واقعی است لطفا سؤال نپرسید.</span></font></p><div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=JZp0FbMqFpo:D5AyqouW4YU:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=JZp0FbMqFpo:D5AyqouW4YU:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=JZp0FbMqFpo:D5AyqouW4YU:dnMXMwOfBR0"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=dnMXMwOfBR0" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=JZp0FbMqFpo:D5AyqouW4YU:7Q72WNTAKBA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?d=7Q72WNTAKBA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?a=JZp0FbMqFpo:D5AyqouW4YU:F7zBnMyn0Lo"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/pezeshk?i=JZp0FbMqFpo:D5AyqouW4YU:F7zBnMyn0Lo" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/pezeshk/~4/JZp0FbMqFpo" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://1pezeshk.com/archives/2009/10/creating-lifelog-with-a-new-camera.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
