<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" version="2.0">

<channel>
	<title>بیوگرافی چهره های ماندگار|زندگی مشاهیر جهان</title>
	
	<link>http://mandegar.tarikhema.ir</link>
	<description>← بزرگان و اندیشمندان</description>
	<lastBuildDate>Mon, 15 Mar 2010 20:06:04 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.1</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/mashahir" /><feedburner:info uri="mashahir" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><feedburner:emailServiceId>mashahir</feedburner:emailServiceId><feedburner:feedburnerHostname>http://feedburner.google.com</feedburner:feedburnerHostname><item>
		<title>جابربن یزید جُعْفی صحابی نامدار امام باقر و صادق</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/mashahir/~3/c0GZ79Tu0U4/%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a8%d9%86-%db%8c%d8%b2%db%8c%d8%af-%d8%ac%d9%8f%d8%b9%d9%92%d9%81%db%8c-%d8%b5%d8%ad%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%a8</link>
		<comments>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a8%d9%86-%db%8c%d8%b2%db%8c%d8%af-%d8%ac%d9%8f%d8%b9%d9%92%d9%81%db%8c-%d8%b5%d8%ad%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%a8#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 20:06:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مشاهیر]]></category>
		<category><![CDATA[مشاهیر تاریخ اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[مشاهیر فقه تفسیر کلام حکمت]]></category>
		<category><![CDATA[چهره های ماندگار]]></category>
		<category><![CDATA[ابن حنبل]]></category>
		<category><![CDATA[ابن سعد]]></category>
		<category><![CDATA[ابن عدیّ]]></category>
		<category><![CDATA[ابوعبداللّه]]></category>
		<category><![CDATA[امام باقر]]></category>
		<category><![CDATA[امام صادق]]></category>
		<category><![CDATA[اهل سنّت]]></category>
		<category><![CDATA[جابربن زید]]></category>
		<category><![CDATA[جابربن یزید]]></category>
		<category><![CDATA[جابربن یزید جُعْفی]]></category>
		<category><![CDATA[شیخ طوسی]]></category>
		<category><![CDATA[نجاشی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mandegar.tarikhema.ir/?p=667</guid>
		<description><![CDATA[جابربن یزید جُعْفی ،  فقیه ، مفسر، محدّث ، و از اصحاب نامدار امام باقر و امام صادق علیهماالسلام . کنیة او در منابع ، ابوعبداللّه ( رجوع کنید به نجاشی ، ص ۱۲۸)، ابومحمد (همانجا) و ابویزید (بخاری ، ج ۱، قسم ۲، ص ۲۱۰) آمده اما چون در حدیثی از او با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: Times New Roman; font-size: small;"><strong>جابربن یزید جُعْفی ، </strong></span><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"> فقیه ، مفسر، محدّث ، و از اصحاب نامدار امام باقر و امام صادق علیهماالسلام . کنیة او در منابع ، ابوعبداللّه ( رجوع کنید به <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b4%db%8c">نجاشی</a> ، ص ۱۲۸)، ابومحمد (همانجا) و ابویزید (بخاری ، ج ۱، قسم ۲، ص ۲۱۰) آمده اما چون در حدیثی از او با کنیة ابومحمد یاد شده ( رجوع کنید به کشی ، ج ۲، ص ۴۴۴) این کنیه پذیرفتنی تر می نماید و کنیة ابوعبداللّه مستندی ندارد (تستری ، ج ۲، ص ۵۴۳). در منابع از او با لقبهایی چون جُعفی الکوفی ( رجوع کنید به بخاری ، همانجا)، قدیم (نجاشی ، همانجا) و عربی (همانجا) یاد شده است . محمدعلی موحدی ابطحی (ج ۵، ص ۴۳ـ۴۴) احتمال داده است که «عربی قدیم » به معنای کسی باشد که نسب عربی دارد. نسب وی به تیرة جعفی از قبیلة مَذْحِج ، که از یمن به کوفه کوچ کرده بودند، می رسد ( رجوع کنید به سمعانی ، ج ۲، ص ۶۷ـ ۶۸، ج ۵، ص ۲۴۰). طوسی در رجال (ص ۱۲۹) بر اساس گفتة ابن قُتَیبه او را اَزْدی دانسته ، اما تستری (همانجا) بر آن است که <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%b4%db%8c%d8%ae-%d8%b7%d9%88%d8%b3%db%8c">شیخ طوسی</a> ، جابربن یزید و <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a8%d9%86-%d8%b2%db%8c%d8%af">جابربن زید</a> را که ازدی است ، و هر دو نام در معارف ابن قتیبه (ص ۴۵۳، ۴۸۰، ۶۲۴) آمده ، خلط کرده است .</p>
<p>از نام پدر و مادر و تاریخ تولد جابر اطلاع دقیقی در دست نیست . اگر وی ، بر اساس برخی شواهد تاریخی ، در هشتاد سالگی و در سال ۱۲۸ ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) فوت کرده باشد، می توان حدس زد که در حدود سال ۵۰ هجری به دنیا آمده ( رجوع کنید بهموحدی ابطحی ، ج ۵، ص ۴۵ـ۴۶) اما این محاسبه با سخنِ خود جابر که گفته در نخستین دیدار با امام باقر علیه السلام ، جوان بوده است ( رجوع کنید به کشی ، ج ۲، ص ۴۳۸) سازگار نیست . از زندگی او تا پیش از ورودش به مدینه و درک محضر امام باقر و <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82">امام صادق</a> علیهماالسلام اطلاعات چندانی در دست نیست ، اما اگر این روایت را بپذیریم که جابر به هنگام وداع با <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d9%82%d8%b1">امام باقر</a> گفته که هجده سال از محضر امام بهره برده است ( رجوع کنید به طوسی ، ۱۴۱۴، ص ۲۹۶) و زمان وداع را اواخر زندگی امام فرض کنیم ، سال ورود او به مدینه حدود سال ۹۶ خواهد بود.</p>
<p>بر طبق گزارشی که از قول جابر نقل شده ، وی در نخستین دیدار با امام باقر خود را کوفی و از خاندان جعفی معرفی نموده و انگیزه اش از سفر به مدینه را آموختن علم از ایشان بیان کرده است ، اما احتمالاً به سبب حساسیت مردم مدینه به کوفیان شیعی مذهب ، امام از او خواسته که به مردم مدینه بگوید اهل مدینه است زیرا هرکس به شهری وارد شود، تا از آن شهر خارج نشود، از مردم آن شهر محسوب می شود. امام در این دیدار دو کتاب به جابر داد و از او خواست تا مطالب یکی از این دو کتاب را در زمانِ حکومت بنی امیه فاش نسازد و پس از زوال دولت آنان ، حتماً مطالبِ آن را فاش کند ( رجوع کنید به کشی ، همانجا). اگر</p>
<p>این روایت صحیح باشد، حکایت از مقام و منزلت جابر در نزد امام دارد.</p>
<p>بر اساس گزارشی که <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%a7%d8%a8%d9%86-%d8%b3%d8%b9%d8%af">ابن سعد</a> (ج ۶، ص ۳۴۶) نقل کرده ، هر گاه عیسی بن مُسَیِّب ، قاضیِ خالدبن عبداللّه قَسری ، در کوفه به مَسندِ قضا می نشست <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a8%d9%86-%db%8c%d8%b2%db%8c%d8%af">جابربن یزید</a> کنار او می نشست . این گزارش نیز مبیّن اهمیت جایگاه اجتماعی وی است . همچنین بنا بر گزارش یعقوبی (ج ۲، ص ۳۴۸، ۳۶۳)، جابربن یزید از جمله فقهای اواخر دوران امویان و اوایل روزگار عباسیان بوده است . با این همه ، در متون رجالی و حدیثی کهن شیعه و سنّی ، گزارشها و روایات ضد و نقیضی در بارة جابر وجود دارد که باعث پدید آمدن دیدگاههای متفاوت ، بلکه متناقضی ، در بارة وثاقت او شده است ؛ از قول امام صادق علیه السلام نقل شده که جابر در نزد ایشان منزلت سلمان را در نزد پیامبر صلی اللّه علیه و آله دارد ( الاختصاص ، ص ۲۱۶) اما در موردی دیگر امام صادق ، ذَریح را از ذکر نام جابر منع کرده زیرا بر آن بوده است که اگر نادانان احادیث وی را بشنوند به او طعن خواهند زد (کشی ، ج ۲، ص ۴۳۹). در یک مورد دیگر جابر به امام باقر علیه السلام گفته است که شما سخنان و اسراری را به من سپرده اید که بسی سنگین است و گاه باعث می شود تحمل خود را از دست بدهم و حالتی شبیه جنون به من دست دهد. امام به او توصیه کرده است در چنین حالتی به صحرا برود و گودالی بسازد و سر در آن کُند و اسراری را که از امام شنیده باز گوید ( رجوع کنید به همان ، ج ۲، ص ۴۴۱ـ ۴۴۲). در روایت دیگری امام صادق برای جابر، آمرزش خواسته و مُغیرة بن سعید * ، از غُلات آن عصر، را به دلیل دروغ بستن به ایشان لعن کرده است (همان ، ج ۲، ص ۴۳۶). حتی در پاره ای منابع جابر باب امام باقر معرفی شده است ( رجوع کنید بهمدرسی طباطبائی ، دفتر ۱، ص ۱۲۷).</p>
<p>در مقابل این روایات ، گزارشهای دیگری در منابع کهن رجالی و حدیثی وجود دارد که متضمن قدح و ذم شخصیت جابربن یزید است . از جمله بر اساسِ روایتی که زراره نقل کرده ، امام صادق اظهار داشته که جابربن یزید را تنها یک بار نزد پدر خود دیده و جابر هرگز به حضور امام صادق علیه السلام نرسیده است (کشی ، همانجا). در برخی گزارشها به دیوانگی جابربن یزید اشاره شده است . مثلاً در گزارشی آمده که جابر به هنگام کشته شدن ولید (ولیدبن یزید)، وقتی که مردم در مسجد جمع شده بودند، در حالی که دستارِ سرخ رنگی از جنس خزّ بر سر داشت ، چنین می گفت : «وصیّ اوصیا و وارث علم انبیا، محمدبن علی علیه السلام مرا گفت » وقتی مردم او را چنین دیدند گفتند که جابر دیوانه شده است (همان ، ج ۲، ص ۴۳۷). در گزارشی دیگر، جابربن یزید مختلط (فاسدالعقیده و منحرف ) خوانده شده است ( رجوع کنید بهنجاشی ، ص ۱۲۸).</p>
<p>در منابع رجالی و حدیثی <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%b3%d9%86%d9%91%d8%aa">اهل سنّت</a> نیز روایاتی متضمن مدح و قبول وثاقتِ او وجود دارد، نظیر سخن سُفیان ثوری در حق وی که گفته است در امر حدیث ، باتقواتر از جابر ندیده ام ( رجوع کنید بهابن ابی حاتم ، ج ۲، ص ۴۹۷) و سخنِ شُعبه که جابر را صدوق خوانده است ( رجوع کنید به همانجا). از سوی دیگر، اظهارنظرهایی هست که وی در آنها به سبب اعتقاد به «رجعت » ( رجوع کنید به عقیلی ، سفر ۱، ص ۱۹۲) و غلو در تشیع (عجلی ، ج ۱، ص ۲۶۴) و اینکه از اصحاب عبداللّه بن سبأ بوده (ابن حبّان ، ج ۱، ص ۲۰۸) قدح و ذم شده است . در کتابهای فِرَق (برای نمونه رجوع کنید به اشعری ، ص ۸؛ نشوان بن سعید حمیری ، ص ۱۶۸) جابربن یزید جعفی جانشین مغیرة بن سعید، که امام صادق علیه السلام او را لعن کرده ، دانسته شده است . همچنین به تصریح نوبختی (ص ۳۴ـ ۳۵)، عبداللّه بن حارث ، رهبر پیروان عبداللّه بن معاویه که پس از قتل او به دست ابومسلم به این مقام رسید، عقاید خود (از جمله غلو و اعتقاد به تناسخ و اَظِلِّه و دَور) را به جابربن عبداللّهِ انصاری * و سپس به جابربن یزید جعفی نسبت داده است . عبداللّه بن حارث پیروان خود را به ترک فرایض و شرایع و سنن فراخواند و این رأی را نیز به جابربن یزید جعفی و جابربن عبداللّه انصاری منسوب کرد اما نوبختی (ص ۳۵) آن دو را مبرّا از این عقاید می داند.</p>
<p>در میان رجالیان شیعه ، نجاشی (همانجا) در وثاقت جابربن یزید شک کرده و او را مختلط خوانده است . طوسی در رجال (ص ۱۲۹، ۱۷۶) و فهرست (ص ۹۵، ۲۹۹)، از وثاقت یا عدم وثاقت وی سخنی به میان نیاورده است . ابن داوود حِلّی (ص ۲۳۵) وی را در زمرة کسانی آورده است که جرح شده اند. علامه حلّی (ص ۹۴ـ ۹۵)، ضمن نقل اقوالِ رجالیان پیش از خود (همچون ابن غضایری )، در این باره داوری نکرده است . همچنین صرف نظر از موقعیت جابر، بیشتر روایات منسوب به او به دلیل ناموثق بودن راویان آنها، نامعتبر دانسته شده است (مدرسی طباطبائی ، دفتر ۱، ص ۱۳۰).</p>
<p>برخی از رجالیان و شرح حال نویسان سنّی مذهب ، او را توثیق و تعظیم و برخی در بارة او سکوت و توقف کرده اند و شماری از آنها هم یا کاملاً او را تضعیف کرده اند یا ضمن توثیق روایاتِ او، مذهبش را تضعیف کرده اند (برای نمونه رجوع کنید بهابن سعد، ج ۶، ص ۳۴۵؛ بخاری ، ج ۱، قسم ۲، ص ۲۱۰؛ ابن قتیبه ، ص ۴۸۰؛ نسائی ، ص ۱۶۳؛ عقیلی ، سفر ۱، ص ۱۹۲ـ ۱۹۴؛ ابن حبّان ، ج ۱، ص ۲۰۹؛ سمعانی ، ج ۲، ص ۶۸) حتی ابن ابی حاتم رازی (ج ۱، ص ۲۰۹) سخنانِ شعبه و ثوری را که متضمن مدح جابر است ، به سود نکوهش کنندگان جابر تفسیر و توجیه کرده است . با این حال ، محدّثان و رجالیان متأخر امامی عموماً در صدد توثیق جابربن یزید بر آمده اند و روایات متضمن قدح و ذم وی را توجیه کرده اند. محمدبن حسن حرّ عاملی (ج ۳۰، ص ۳۲۹)، ضمن نقل اقوال مختلف در بارة جابربن یزید، وثاقت وی را مرجح دانسته است . میرزاحسین نوری (ج ۴، ص ۲۱۸) نیز گفته است مبنای شماری از عالمان شیعی قرون اولیة اسلامی که جابربن یزید را توثیق نکرده اند، این بوده است که برخی مسائل راجع به معارف در نزد آنان مُنکَر ] و نادرست [ محسوب می شده و معتقدِ به آن را گمراه و مختلط می دانسته اند، از جمله عالم ذرّ و اظله در نزد شیخ مفید و طی الارض در نزد سیدمرتضی و وجود بهشت و جهنم در زمان حاضر در نزد سیدرضی ، در حالی که این معارف در عصر ما در حکم ضروریات به شمار می روند.</p>
<p>دیوانگی جابر، که بدان اشاره شد، به رغمِ شهرت آن ، در منابع شیعی و سنّی به ندرت مطرح شده است ، از همین رو احتمال دارد روایات شیعی راجع به این موضوع ساختگی و مبتنی بر اختلافات درونی اصحاب امامان باشد؛ اگر هم صحت این روایات به اثبات برسد از مضمون آنها برمی آید که دیوانگی جابربن یزید دائمی و حتی ادواری هم نبوده و تنها در دوره ای کوتاه ، چاره ای برای حفظ جان او محسوب شده است ( رجوع کنید بهموحدی ابطحی ، ج ۵، ص ۹۳ـ ۹۸؛ نیز رجوع کنید به کشی ، ج ۲، ص ۴۴۳).</p>
<p>به نظر می رسد جابربن یزید در دورة امام صادق علیه السلام (۱۱۴ـ ۱۴۸) کمتر در مدینه حضور داشته و از همین رو روایاتی که وی از ایشان نقل کرده نسبت به روایاتی که از امام باقر نقل کرده ، بسیار کمتر است ( رجوع کنید بهاردبیلی ، ج ۱، ص ۱۴۵ـ۱۴۶). در عین حال روایات بیشتری از امام صادق در تأیید جابربن یزید در منابع دیده می شود ( رجوع کنید به کشی ، ج ۲، ص ۴۳۶ـ ۴۳۸) که توجیه کنندة ابهامات و سؤالاتی است که در بارة وی وجود دارد.</p>
<p>خوئی (ج ۴، ص ۲۵) سخن امام صادق علیه السلام را که بنا بر آن ، جابر را جز یک بار نزد پدر خود ندیده اند و وی هرگز به حضور امام صادق نرسیده است ، با فرض درستی آن ، حمل بر توریه کرده است زیرا اگر جابر پیش امام باقر نرفته بود، همه شهادت می دادند و به آسانی می شد او را تکذیب کرد. بنا براین ، شاید جابر در جایی خارج از منزل امام با ایشان ملاقات می کرده است . از نظر خوئی مختلط بودن جابر نیز، که نجاشی بدو نسبت داده است ، با وثاقت و لزوم قبول روایت وی در هنگام سلامت عقیده و اعتدال روانی منافاتی ندارد. خوئی (ج ۴، ص ۲۶) این ادعای نجاشی (ص ۱۲۸) را هم که در حوزة احکام شرعی ، احادیث اندکی از جابر نقل شده است غریب می داند زیرا در کتابهای چهارگانة حدیثی شیعه ، روایات بسیاری از او نقل شده است . وی احتمال می دهد مراد نجاشی این بوده که روایات جابر با وجود کثرت ، به سبب ضعف راویان قابل اعتنا نیست . در هر حال بیشتر سخنان منسوب به جابر را، از این لحاظ که از نظر شکل و محتوا منسجم اند، می توان منعکس کنندة مواضع و معتقدات رایج میان بخشی از شیعیان کوفه در زمان جابر دانست (مدرسی طباطبائی ، دفتر ۱، ص ۱۳۰).</p>
<p>در مورد نظر اهل سنّت در بارة جابربن یزید نیز باید گفت که اگر بخواهیم به مخالفتها و موافقتهای ایشان با وی ، نگاهی تاریخی بیندازیم ، به این نتیجه می رسیم که بیشترین تأییدها را معاصران جابر ابراز کرده اند و در دوره های بعدی (به دلایلی همچون روشن شدن مرزبندیهای عقیدتی و فرقه ای و تبلیغات بر ضد وی و معرفی شدن او به عنوان شیعة غالی )، جابربن یزید را طعن و قدح کرده اند. مادلونگ با اینکه تندروتر شدن تدریجی جابربن یزید و ارتباط او را با مغیریان تأیید کرده ، از مدح امام صادق علیه السلام از او به این نتیجه رسیده که واقعاً بعید است وی در زمرة مغیریان باشد ( رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، تکملة ۳ـ۴، ذیل «جابرالجعفی »).</p>
<p>جابربن یزید را از تابعین دانسته اند ( رجوع کنید به ابن قتیبه ، ص ۴۸۰؛ طوسی ، ۱۴۱۵، ص ۱۷۶) یعنی وی از اصحاب پیامبر اکرم ، و عمدتاً از جابربن عبداللّه انصاری ( رجوع کنید به موحدی ابطحی ، ج ۵، ص ۴۷) و ابوطُفیل عامربن واثله لیثی ( رجوع کنید به مِزّی ، ج ۴، ص ۴۶۶؛ موحدی ابطحی ، ج ۵، ص ۵۲)، دارای روایاتی بوده است . همچنین احادیثی در اُمّالکتاب (یکی از متون غلات کوفه که با تغییراتی که طی دورانهای بعدی یافته ، باقی مانده است ) از جابر نقل شده (لالانی ، ص ۱۰۸) و نیز راوی عمدة سخنان امام باقر در رسالة الجعفی است که باور بر آن است که نظر جابر در بارة معتقدات اسماعیلیه در آن آمده است (همانجا). جابربن یزید در طبقه بندی ابن حجر عسقلانی (ج ۱، ص ۱۲۳) در طبقة پنجم راویان قرار گرفته است . در منابع شیعی عمدة روایات وی از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است اما هنگام بررسی سلسلة روایی جابربن یزید نام افراد دیگری نیز دیده می شود.</p>
<p>در منابع رجالی اهل سنّت نام افراد بسیاری به عنوان مشایخ رواییِ جابر یاد شده است ( رجوع کنید به ابن ابی حاتم ، ج ۲، ص ۴۹۷؛ مزّی ، ج ۴، ص ۴۶۶) از جمله مشهورترین آنها سالم بن عبداللّه بن عمر، طاووس بن کَیسان ، عطاءبن ابی رَباح ، عِکرِمَه مولی ابن عباس و مجاهدبن جَبر بودند. نام راویان جابر نیز در منابع کهن رجالی شیعه ، نظیر نجاشی (همانجا)، و منابع متأخر رجالی شیعه (برای نمونه رجوع کنید به اردبیلی ، ج ۱، ص ۱۴۴ـ۱۴۶) و نیز در منابع اهل سنّت ( رجوع کنید به <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%a7%d8%a8%d9%86-%d8%b9%d8%af%db%8c%d9%91">ابن عدیّ</a>، ج ۲، ص ۱۱۱ـ۱۱۹؛ مزّی ، ج ۴، ص ۴۶۶ـ۴۶۷) آمده است . جابر به تبع سنّت شیعی و بر خلاف جریان اهل سنّت در قرن اول و دوم ( رجوع کنید به کوک ، ص ۴۳۷ـ۵۳۰)، آنچه را از احادیث می شنید، مکتوب می کرد ( رجوع کنید به خطیب بغدادی ، ص ۱۰۹).</p>
<p>در منابع رجالی آثار فراوانی به جابربن یزید نسبت داده شده است ، بدین قرار: ۱) اصل که شیخ طوسی (۱۴۱۷، ص ۹۵) طریقهای روایی خود را به آن ذکر کرده است . به نوشتة مدرسی طباطبائی (دفتر ۱، ص ۱۴۳) قسمت عمدة صدها روایتی که از جابر در آثار سنّی و شیعه در موضوعات مختلف وارد شده است ، می تواند از این کتاب گرفته شده باشد.</p>
<p>۲) کتاب التفسیر ، که نجاشی (ص ۱۲۹) و طوسی (۱۴۱۷، همانجا) با دو طریق مختلف سلسله اِسناد خود را به او می رسانند. به نظر می رسد این تفسیر شهرت داشته (مدرسی طباطبائی ، دفتر ۱، ص ۱۳۳) و نقلهای فراوانی هم که در تفسیر قرآن از قول جابر در متون تفسیری شیعی وارد شده ، به احتمال قوی مأخوذ از همین کتاب است (برای تفصیل بیشتر در بارة این تفسیر و نقلهای موجود از آن رجوع کنید بهمدرسی طباطبائی ، دفتر ۱، ص ۱۳۲ـ۱۳۶).</p>
<p>۳) کتاب النوادر ، ۴) کتاب الفضایل ، ۵) کتاب الجَمل ، ۶) کتاب صِفّین ، ۷) کتاب نهروان ، <img src='http://mandegar.tarikhema.ir/wp-includes/images/smilies/icon_cool.gif' alt='8)' class='wp-smiley' title="جابربن یزید جُعْفی صحابی نامدار امام باقر و صادق  | عکس و تصاویر | مشاهیر و چهره های ماندگار / www.Tarikhema.ir" /> کتاب مقتل امیرالمؤمنین ، ۹) کتاب مقتل الحسین . نجاشی (همانجا) طریقهای خود را به هریک از این کتابها آورده است (برای آگاهی بیشتر در بارة این آثار و نقلهای موجود از آنها رجوع کنید به مدرسی طباطبائی ، دفتر ۱، ص ۱۳۶ـ ۱۴۳)، ۱۰) رسالة ابی جعفر الی اهل البصره که نجاشی (همانجا) از آن با تعبیر «تُضافُالیه » (منسوب به او) یاد کرده که شاید ناظر به احتمال جعلی بودن آن باشد. دیگر اثر جابر، کتاب حدیث الشوری است که متن کامل آن را طبرسی (ج ۱، ص ۳۲۰ـ ۳۳۶) آورده است .</p>
<p>اصل کتابهای یاد شده در دسترس نیست ولی منقولاتی از آنها در کتابهای معتبر و مشهور شیعی و سنّی وجود دارد. موضوع این منقولات ، فضائل اهل بیت علیهم السلام ، کلام ، تفسیر، فقه و از این قبیل است (برای نمونه رجوع کنید به <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%a7%d8%a8%d9%86-%d8%ad%d9%86%d8%a8%d9%84">ابن حنبل</a> ، ج ۱، ص ۲۱۲، ۲۴۱، ج ۶، ص ۲۵۴؛ مسلم بن حجاج ، ج ۱، ص ۲۰ـ ۲۱؛ ابن ماجه ، ج ۱، ص ۱۲۸، ۲۴۰، ۲۷۷، ج ۲، ص ۷۵۲؛ ابوداوود، ج ۱، ص ۲۳۲؛ اردبیلی ، ج ۱، ص ۱۴۴ـ۱۴۶).</p>
<p>در بارة سال وفات جابربن یزید اقوال مختلفی (۱۲۷، ۱۲۸، ۱۳۲) وجود دارد، بر اساس مشهورترین آنها، وی در سال ۱۲۸ درگذشته است ( رجوع کنید به ابن عدیّ، ج ۲، ص ۱۱۷؛ نجاشی ، ص ۱۲۸؛ طوسی ، ۱۴۱۵، ص ۱۲۹؛ نیز رجوع کنید به مدرسی طباطبائی ، دفتر ۱، ص ۱۲۵).</p>
<p>منابع : ابن ابی حاتم ، کتاب الجرح و التعدیل ، حیدرآباد دکن ۱۳۷۱ـ۱۳۷۳/ ۱۹۵۲ـ۱۹۵۳، چاپ افست بیروت ] بی تا. [ ؛ ابن حبّان ، کتاب المجروحین من المحدثین و الضعفاء و المتروکین ، چاپ محمود ابراهیم زاید، حلب ۱۳۹۵ـ۱۳۹۶/ ۱۹۷۵ـ۱۹۷۶؛ ابن حجر عسقلانی ، تقریب التهذیب ، چاپ مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵؛ ابن حنبل ، مسندالامام احمدبن حنبل ، بیروت : دارصادر، ] بی تا. [ ؛ ابن داوود حلّی ، کتاب الرجال ، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم ، نجف ۱۳۹۲/۱۹۷۲، چاپ افست قم ] بی تا. [ ؛ ابن سعد (بیروت )؛ ابن عدی ، الکامل فی ضعفاء الرجال ، چاپ سهیل زکار، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۸؛ ابن قتیبه ، المعارف ، چاپ ثروت عکاشه ، قاهره ۱۹۶۰؛ ابن ماجه ، سنن ابن ماجه ، چاپ محمدفؤاد عبدالباقی ، ] بی جا [ : دارالفکر، ] بی تا. [ ؛ ابوداوود، سنن ابوداود ، چاپ سعید محمد لحام ، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛</p>
<p>الاختصاص ، ] منسوب به [ محمدبن محمد مفید، چاپ علی اکبر غفاری ، قم : جامعة مدرسین حوزة علمیة قم ، ] بی تا. [ ؛ محمدبن علی اردبیلی ، جامع الرواة و ازاحة الاشتباهات عن الطرق و الاسناد ، قم : مکتبة المحمدی ، ] بی تا. [ ؛ علی بن اسماعیل اشعری ، کتاب مقالات الاسلامییّن و اختلاف المصلّین ، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ۱۴۰۰/۱۹۸۰؛ محمدبن اسماعیل بخاری ، کتاب التاریخ الکبیر ، دیار بکر: المکتبة الاسلامیة ، ] بی تا. [ ؛ تستری ؛ حرّعاملی ؛ احمدبن علی خطیب بغدادی ، تقییدالعلم ، چاپ یوسف عش ، ] بیروت [ ۱۹۷۴؛ خوئی ؛ سمعانی ؛ احمدبن علی طبرسی ، الاحتجاج ، چاپ ابراهیم بهادری و محمدهادی به ، قم ۱۴۲۵؛ محمدبن حسن طوسی ، الامالی ، قم ۱۴۱۴؛ همو، رجال الطوسی ، چاپ جواد قیومی اصفهانی ، قم ۱۴۱۵؛ همو، الفهرست ، چاپ جواد قیومی اصفهانی ، قم ۱۴۱۷؛ احمدبن عبداللّه عجلی ، معرفة الثقات ، چاپ عبدالعلیم عبدالعظیم بستوی ، مدینه ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛ محمدبن عمرو عقیلی ، کتاب الضعفاء الکبیر ، چاپ عبدالمعطی امین قلعجی ، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۸؛ حسن بن یوسف علامه حلّی ، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال ، چاپ جواد قیومی اصفهانی ، ] قم [ ۱۴۱۷؛ محمدبن عمر کشی ، اختیار معرفة الرجال ، المعروف برجال الکشی ، ] تلخیص [ محمدبن حسن طوسی ، تصحیح و تعلیق محمدباقر بن محمد میرداماد، چاپ مهدی رجائی ، قم ۱۴۰۴؛ حسین مدرسی طباطبائی ، میراث مکتوب شیعه از سه قرن نخستین هجری ، دفتر ۱، ترجمة علی قرائی و رسول جعفریان ، قم ۱۳۸۳ ش ؛ یوسف بن عبدالرحمان مزّی ، تهذیب الکمال فی اسماءالرجال ، چاپ بشار عواد معروف ، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲؛ مسلم بن حجاج ، صحیح مسلم ، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛ محمدعلی موحدی ابطحی ، تهذیب المقال فی تنقیح کتاب الرجال للشیخ الجلیل ابی العباس احمدبن علی النجاشی ، ج ۵، قم ۱۴۱۷؛ احمدبن علی نجاشی ، فهرست اسماء مصنفی الشیعة المشتهر ب رجال النجاشی ، چاپ موسی شبیری زنجانی ، قم ۱۴۰۷؛ احمدبن علی نسائی ، کتاب الضعفاء و المتروکین ، چاپ محمود ابراهیم زاید، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶؛ نشوان بن سعید حمیری ، الحورالعین ، چاپ کمال مصطفی ، چاپ افست تهران ۱۹۷۲؛ حسن بن موسی نوبختی ، فرق الشیعة ، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم ، نجف ۱۳۵۵/۱۹۳۶؛ حسین بن محمدتقی نوری ، خاتمة مستدرک الوسائل ، قم ۱۴۱۵ـ۱۴۲۰؛ یعقوبی ؛</p>
<p>Michael Cook, &#8221; The opponents of the writing of tradition in early Islam&#8221;, Arabica , XLIV , no.4 (Oct. 1997); EI 2 , suppl., fascs. 3-4, Leiden 1981, s.v. &#8220;Dja ¦bir Al -Djufi&#8221; (by W. Madelung); Arzina R. Lalani, Early Sh  ¦   ¦thought: the teachings of Imam Muh ¤mmad al-Ba ¦qir , London 2000.</p>
<p>/ نعمت اللّه صفری</span></p>
<h2  class="related_post_title">همچنین بخوانید :</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d9%81%d8%b1%d9%8a%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%b4%d9%8a%d8%b1%d9%8a" title="فریدون مشیری">فریدون مشیری</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%91%d8%af-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%91%d9%87-%d8%a8%d9%86-%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%91%d8%af%d8%a8%d9%86-%d8%a7%d9%84%d8%b3%db%8c%d9%91%d8%af" title="ابومحمّد عبداللّه بن محمّدبن السیّد">ابومحمّد عبداللّه بن محمّدبن السیّد</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b3%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%88%d8%ac%d9%8a" title="سلمان ساوجی">سلمان ساوجی</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%84-%d9%84%db%8c%d9%86%da%a9" title="تبادل لینک">تبادل لینک</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%b5%d8%a8%d8%a7%d8%ad" title="حسن صباح">حسن صباح</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b4%d9%84%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86" title="شلیمان">شلیمان</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%ad%d8%a7%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86%db%8c" title="زندگینامه ابوریحان بیرونی">زندگینامه ابوریحان بیرونی</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%a8%d9%86-%d8%b4%d8%a7%da%a9%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a8%db%8c" title="ابن شاکر کتبی">ابن شاکر کتبی</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d9%be%db%8c%d8%b1" title="ویلیام شکسپیر">ویلیام شکسپیر</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%a7%d8%a8%d9%86-%d9%88%d9%84%db%8c%d8%af" title="ابراهیم ابن ولید">ابراهیم ابن ولید</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%88-%d9%be%db%8c%d8%ac-%d8%b1%d9%86%da%a9" title="افزایش بازدید و پیج رنک">افزایش بازدید و پیج رنک</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b4%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%da%af%d8%b1" title="انوشیروان دادگر">انوشیروان دادگر</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d9%82%d9%84%db%8c%d8%af%d8%b3" title="اقلیدس">اقلیدس</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b9%d9%84%d9%8a-%d8%b3%d9%8a%d9%86%d8%a7-2" title="ابوعلي سينا  ">ابوعلي سينا  </a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b4%d9%85%d8%b3-%d8%aa%d8%a8%d8%b1%d9%8a%d8%b2%d9%8a" title="شمس تبریزی">شمس تبریزی</a></li></ul><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/mashahir/~4/c0GZ79Tu0U4" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a8%d9%86-%db%8c%d8%b2%db%8c%d8%af-%d8%ac%d9%8f%d8%b9%d9%92%d9%81%db%8c-%d8%b5%d8%ad%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%a8/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a8%d9%86-%db%8c%d8%b2%db%8c%d8%af-%d8%ac%d9%8f%d8%b9%d9%92%d9%81%db%8c-%d8%b5%d8%ad%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%a8</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>جابربن عبداللّه انصاری</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/mashahir/~3/oni6WX_EKtg/%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a8%d9%86-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%91%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%b5%d8%a7%d8%b1%db%8c</link>
		<comments>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a8%d9%86-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%91%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%b5%d8%a7%d8%b1%db%8c#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 20:00:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مشاهیر]]></category>
		<category><![CDATA[مشاهیر تاریخ اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[چهره های ماندگار]]></category>
		<category><![CDATA[انصاری]]></category>
		<category><![CDATA[بن]]></category>
		<category><![CDATA[جابر]]></category>
		<category><![CDATA[جابربن عبداللّه انصاری]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت علی]]></category>
		<category><![CDATA[عبداللّه]]></category>
		<category><![CDATA[عبداللّه انصاری]]></category>
		<category><![CDATA[غزوه]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mandegar.tarikhema.ir/?p=665</guid>
		<description><![CDATA[جابربن عبداللّه انصاری ،  صحابی و از مُکْثِرینِ حدیث . جدّ وی ، عَمروبن حرام بن کعب بن غَنْم بود و نسبتش به خَزْرَج می رسید ( رجوع کنید به ابن سعد، ج ۳، قسم ۲، ص ۱۰۴ـ۱۰۵؛ ابن عساکر، ج ۱۱، ص ۲۰۸). پدرِ جابر پیش از هجرت پیامبر اکرم به یثرب ، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: Times New Roman; font-size: small;"><strong>جابر<a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%a8%d9%86">بن</a> عبداللّه انصاری ، </strong></span><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"> صحابی و از مُکْثِرینِ حدیث . جدّ وی ، عَمروبن حرام بن کعب بن غَنْم بود و نسبتش به خَزْرَج می رسید ( رجوع کنید به ابن سعد، ج ۳، قسم ۲، ص ۱۰۴ـ۱۰۵؛ ابن عساکر، ج ۱۱، ص ۲۰۸). پدرِ <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%b1">جابر</a> پیش از هجرت <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1">پیامبر</a> اکرم به یثرب ، مسلمان شد و در بیعت عَقَبة دوم با رسول خدا پیمان بست و جزو دوازده نقیبی شد که پیامبر آنان را به نمایندگی قبایلشان بر گزید. وی در غزوة بدر حضور داشت و در غزوة اُحُد به شهادت رسید (بلاذری ، ج ۱، ص ۲۸۶؛ ابن عساکر، ج ۱۱، ص ۲۰۸، ۲۱۱؛ قس ابن حَبّان ، ص ۳۰ که از حضور <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%91%d9%87">عبداللّه</a> و فرزندش جابر در بیعتِ عقبة اول و دوم سخن گفته است ). کنیة جابر، به سبب نام فرزندانش ، در منابع به صورتهای گوناگون آمده ، اما از میان آنها کنیة ابوعبداللّه صحیح تر دانسته شده است ( رجوع کنید به ابن عبدالبَرّ، ۱۴۱۲، ج ۱، ص ۲۲۰؛ ابن اثیر، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۳۷۷).<span id="more-665"></span></span></p>
<p style="text-align: justify;">اولین آگاهی ما از زندگی جابر، حضور او با پدرش در بیعت عقبة دوم در سال سیزدهم بعثت است . وی کم سال ترین ناظرِ بیعت اوسیان و خزرجیان با پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلم بود (ابن قُتَیبَه ، ص ۳۰۷؛ ذهبی ، ج ۳، ص ۱۹۲). باتوجه به سال مرگ و مدت عمرش ( رجوع کنید به ادامة مقاله )، احتمالاً در آن زمان حدود شانزده سال داشته است .</p>
<p style="text-align: justify;">پس از هجرت پیامبر اکرم از مکه به مدینه ، جابر از جوانانی بود که در بیشتر <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%ba%d8%b2%d9%88%d9%87">غزوه</a> ها و سریّه ها حضور داشت و فقط در غزوة بدر و احد غایب بود (ابن قتیبه ، همانجا). از سوی دیگر در گزارشهایی ، او را بدری گفته اند و از خود او نقل شده که در غزوة بدر آب رسان بوده است ( رجوع کنید به ابن عساکر، ج ۱۱، ص ۲۱۶ـ ۲۱۷). واقدی حضور جابر در جنگ بدر را رد کرده nو گزارشهای آن را خطای راویان عراقی دانسته است ( ؤ همان ، ج ۱۱، ص ۲۱۷). عذر حضور نیافتن جابر در این</p>
<p style="text-align: justify;">دو غزوه ، اطاعت از پدرش بود که او را سرپرست خانوادة پرجمعیت خود کرده بود (ذهبی ، ج ۳، ص ۱۹۱). غزوة حمراءالاسد، که در سال چهارم هجرت و در پی غزوة احد رخ داد، اولین تجربة جنگی جابر بود. به فرمودة پیامبر اکرم ، فقط شرکت کنندگان در غزوة احد اجازة همراهی با آن حضرت را در این مأموریت نظامی داشتند، اما جابر تنها کسی بود که به رغم غایب بودن در غزوة احد، در این جنگ شرکت کرد، زیرا رسول اکرم عذر وی را پذیرفت ( رجوع کنید به ابن سعد، ج ۲، قسم ۱، ص ۳۴؛ بلاذری ، ج ۱، ص ۴۰۲ـ۴۰۳).</p>
<p style="text-align: justify;">در سال سوم هجرت و پیش از غزوة ذاتُالرَقاع ، جابر با بیوه ای به نام سُهَیْمه ، دختر مسعودبن اوس ، ازدواج کرد تا بتواند پس از شهادت پدرش ، از نُه خواهر خود بهتر سرپرستی کند ( رجوع کنید بهابن سعد، ج ۸، ص ۲۴۸؛ ابن کثیر، ج ۴، ص ۹۹ـ۱۰۰). در این هنگام جابر با مشکلات مالی دست به گریبان بود و دیونی از پدر خود برعهده داشت . چندی بعد در راه بازگشت از غزوة ذات الرقاع (سال چهارم هجرت ) پیامبر اکرم جویای حال جابر شد و آبرومندانه مشکل مالی او را برطرف و برای وی استغفار کرد (ابن سعد، ج ۲، قسم ۱، ص ۴۳ـ۴۴).</p>
<p style="text-align: justify;">بنا بر بعضی گزارشها، پیوند میان پیامبر و جابر محبت آمیز و دوستانه بود. یک بار که جابر در بستر بیماری افتاده بود، پیامبر به عیادت او رفت و جابر که گویا امیدی به بهبود نداشت از حکم تقسیم ماترک خود میان خواهرانش از پیامبر سؤال کرد. پیامبر به او امید بخشید و بشارت عمر دراز داد و در پاسخ به سؤال جابر، آیه ای نازل شد که به آیة کَلالَه ( رجوع کنید به نساء: ۱۷۶) شهرت دارد ( رجوع کنید به طبری ، جامع ؛ طوسی ، التبیان ، ذیل آیه ).</p>
<p style="text-align: justify;">با مرور تاریخ مغازی رسول خدا، معلوم می شود که جابر سهم چشمگیر و برجسته ای در آنها نداشته است . وی جوان مؤمنی بود که همراه دیگر مجاهدان در برخی غزوه ها به همراه پیامبر می جنگید و بعدها گزارشگر برخی از غزوه ها شد. شمار غزوه هایی که جابر در آنها حضور داشت به اختلاف ذکر شده است . به گزارش خود او، از ۲۷ غزوة پیامبر در نوزده غزوه شرکت داشته است (ابن عساکر، ج ۱۱، ص ۲۱۴، ۲۱۶ـ۲۱۷، قس ص ۲۱۹ که در آن به شرکت جابر در شانزده غزوه اشاره کرده است ). جابر در برخی از سریّه ها نیز حضور داشته و در بارة آنها گزارش داده است (مثلاً برای سریة خَبَط رجوع کنید به طبری ، تاریخ ، ج ۳، ص ۳۲ـ۳۳).</p>
<p style="text-align: justify;">از موضع جابر در بارة خلیفة اول سخنی در منابع نیامده است . احتمالاً او ابتدا با انصار و مهاجران در مدینه همراه بوده اما پس از چندی ، با استناد به منابع شیعی ، به طرفداران <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b9%d9%84%db%8c">حضرت علی</a> و اهل بیت علیهم السلام پیوسته است ( رجوع کنید به کشی ، ص ۳۸).</p>
<p style="text-align: justify;">در دورة خلفای راشدین ، جابر بیشتر به فعالیتهای علمی و تعلیمی می پرداخت و از امور سیاسی و نظامی دوری می جست . وی فقط در یک مأموریت جنگی شرکت کرد و آن نیز در آغاز فتوحات مسلمانان در دورة خلیفة اول بود. جابر در گزارشی ، از حضور خود در سپاه خالدبن ولید، که برای محاصرة دمشق به کمک سپاه شام رفته بود، سخن گفته است ( رجوع کنید بهابن عساکر، ج ۱۱، ص ۲۱۰؛ ذهبی ، ج ۳، ص ۱۹۲) ولی معلوم نیست که آیا جابر در فتح عراق نیز همراه سپاه خالد بوده یا در منطقة دیگر به سپاه پیوسته است .</p>
<p style="text-align: justify;">جابر در زمان خلافت عمربن خطّاب ، عَریف بود (ذهبی ، ج ۳، ص ۱۹۴). عریف فردی از قبیله بود که خلیفه وی را به ریاست قبیله یا طایفه منصوب می کرد و او رابط خلیفه و افراد قبیله به شمار می آمد. از فعالیتهای جابر در دوران خلیفة سوم ، اطلاع چندانی در دست نیست ، تنها می دانیم در آخرین روزهای خلافت عثمان ، که معترضان مصری راهی مدینه شدند، وی به فرمان خلیفه همراه پنجاه تن از انصار مأموریت یافت تا با معترضان گفتگو کند و آنان را به دیار خود باز گرداند (ابن شَبّه نمیری ، ج ۳، ص ۱۱۳۴ـ۱۱۳۶؛ ابن سعد، ج ۳، قسم ۱، ص ۴۴ـ ۴۵؛ بلاذری ، ج ۵، ص ۱۹۳).</p>
<p style="text-align: justify;">در دورة کوتاه خلافت حضرت علی علیه السلام ، ظاهراً جابر بدون دخالت در حوادث سیاسی ، در مدینه به سر می برده است . اشاره هایی که در برخی گزارشها در بارة شرکت جابر در جنگهای جمل ، صفّین و نهروان وجود دارد، چندان موثق نیست ( رجوع کنید به ابن شبه نمیری ، ج ۴، ص ۱۱۶۹؛ ابن بابویه ، ۱۴۱۴، ج ۱، ص ۲۳۲). در اواخر خلافت حضرت علی ، سپاهیان معاویه به غارت شهرها می پرداختند و از مردم به زور بیعت می گرفتند. مدینه نیز از این غارتها در امان نماند. بُسربن اَرْطاة در سال ۴۰ بر مدینه تاخت و از مردم مدینه ، از جمله قبیلة بنی سَلَمه (قبیلة جابر)، نیز بیعت خواست . جابر که بیعت با بُسر را گمراهی می دانست ، به خانة ام سلمه ، همسر رسول خدا، پناه برد و سرانجام مجبور شد به توصیة ام سلمه ، برای پرهیز از خونریزی ، با بسر بیعت کند (ثقفی ، ج ۲، ص ۶۰۲ـ۶۰۷؛ ابن عساکر، ج ۱۱، ص ۲۳۵).</p>
<p style="text-align: justify;">پس از آنکه معاویه به حکومت رسید تصمیم گرفت منبر رسول خدا را از مدینه به دمشق منتقل سازد (سال ۵۰). جابر از کسانی بود که نزد معاویه رفت و او را از این کار منصرف ساخت ( رجوع کنید به طبری ، تاریخ ، ج ۵، ص ۲۳۹). جابر در دهة ۵۰ به مصر سفر کرد. گروهی از مصریان از او روایت کرده اند ( رجوع کنید بهابن عساکر، ج ۱۱، ص ۲۱۳ـ۲۱۴). در این ایام مَسلَمة بن مُخَلَّد <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%a7%d9%86%d8%b5%d8%a7%d8%b1%db%8c">انصاری</a> ، هم قبیله ایِ جابر، والی مصر بود و به گزارش ابن مَنْدَه ، جابر به همراه مسلمه به شام و مصر رفت ( رجوع کنید به همانجا). به گزارش منابع حدیثی ، جابر برای شنیدن یک حدیث در بارة قصاص از عبداللّه بن اُنَیْس ، به شام سفر کرد ( رجوع کنید به ابن حنبل ، ج ۳، ص ۴۹۵) که تاریخ آن معلوم نیست . در زمان معاویه نیز به شام رفت که با بی اعتنایی معاویه روبرو شد. جابر که از رفتار معاویه ناخرسند بود راه مدینه را در پیش گرفت و ششصد دینار اهدایی معاویه را نپذیرفت (مسعودی ، ج ۳، ص ۳۱۸ـ۳۱۹). برخورد معاویه را با جابر می توان نشانی از موضع امویان در تحقیر مردم مدینه ، به سبب قتل خلیفة سوم ، دانست .</p>
<p style="text-align: justify;">جابر که دورة پیامبر را درک کرده و آگاه به قرآن و سنّت بود، از بدعتها و زشتکاریهای امویان آزرده بود و آرزو می کرد که ناشنوا شود تا اخبار بدعتها و تغییر ارزشهای دینی را نشنود (ابن عساکر، ج ۱۱، ص ۲۳۵؛ ذهبی ، ج ۳، ص ۱۹۳). گستاخیهای حجاج بن یوسف در سال ۷۴، که ولایت مدینه را داشت ، شهره است . او تا توانست مردم مدینه را تحقیر کرد و اصحاب رسول خدا، از جمله جابر، را همچون بردگان داغ زد ( رجوع کنید به بلاذری ، ج ۱، ص ۲۸۸؛ طبری ، تاریخ ، ج ۶، ص ۱۹۵). با این همه ، جابر واکنشی جز تغییر رفتار خود با حجاج نشان نداد ( رجوع کنید بهابن عساکر، ج ۱۱، ص ۲۳۴) و وصیت کرد که حجاج بر جنازه اش نماز نگزارد (ابن حَجَر عسقلانی ، ج ۱، ص ۴۳۵).</p>
<p style="text-align: justify;">جابر در پایان عمر خود، یک سال در جوار خانة خدا در مکه زیست . در آن مدت ، بزرگانی از تابعین ، مانند عطاءبن ابی رَباح و عمروبن دینار، با وی دیدار کردند. جابر در اواخر عمر نابینا شد. وی در مدینه درگذشت (ذهبی ، سیر ، ج ۳، ص ۱۹۱ـ۱۹۲). مِزّی (ج ۴، ص ۴۵۳ـ۵۴۵) روایتهایی در بارة سال وفات جابر آورده است که هریک تاریخ متفاوتی را، بین سالهای ۶۸ تا ۷۹، ذکر کرده اند و در یک خبر، به نقل از جمعی از مورخان و محدّثان ، از وفات جابر در سال ۷۸ و در ۹۴ سالگی سخن گفته و اشاره کرده است که اَبان بن عثمان ، والی مدینه ، بر وی نماز گزارد (نیز رجوع کنید بهابن قتیبه ، ص ۳۰۷).</p>
<p style="text-align: justify;">از فرزندان جابر، از عبدالرحمان ، محمد ( رجوع کنید به همانجا)، محمود، عبداللّه ( رجوع کنید به ابن حَزْم ، جمهرة انساب ، ص ۳۵۹) و عقیل ( رجوع کنید به مِزّی ، ج ۴، ص ۴۴۶) یاد شده است . از وجود افرادی منتسب به جابر در افریقیه (تونس امروزی ؛ رجوع کنید به ابن حزم ، جمهرة انساب ، همانجا) و بخارا ( رجوع کنید به ابن اثیر، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، ج ۱۰، ص ۵۴۵) گزارشهایی در دست است . در ایران نیز عده ای از نسل او هستند که مشهورترین ایشان شیخ مرتضی انصاری ، فقیه و اصولی بزرگ شیعه در دوران معاصر، بود ( رجوع کنید به قمی ، ص ۴۰؛ برای آگاهی بیشتر در بارة اعقاب جابر در ایران رجوع کنید به واثقی ، ص ۳۱ـ۳۴).</p>
<p style="text-align: justify;">شخصیت علمی جابر. جابر از آن گروه صحابه ای است که احادیث فراوانی از پیامبر اکرم نقل کرده است ؛ از این رو، او را حافظ سنّت نبوی و مُکْثِر در حدیث خوانده اند ( رجوع کنید به ابن سعد، ج ۲، قسم ۲، ص ۱۲۷؛ ابن عبدالبرّ، ۱۴۱۲، ج ۱، ص ۲۲۰). در منابع روایی و سیره و تاریخ ، به روایات جابر استناد بسیار شده و روایات وی مورد توجه مذاهب اسلامی بوده است . جابر در حوزة احکام فقهی صاحب رأی بوده و فتوا می داده ( رجوع کنید به ابن قیّم جوزیّه ، ج ۱، ص ۱۲ که از او در زمرة صحابیانی که تعداد متوسطی فتوا از آنها نقل شده ، نام برده است ؛ نیز ادامة</p>
<p style="text-align: justify;">مقاله ) و از این رو، ذهبی (ج ۳، ص ۱۸۹) او را مجتهد و فقیه خوانده است .</p>
<p style="text-align: justify;">جابر افزون بر روایتهایی که از پیامبر اکرم نقل کرده ، از صحابه و گاه از تابعین نیز روایت کرده است . علی بن ابی طالب ، طلحة بن عبیداللّه ، عَمار یاسر، مُعاذبن جبل ، و ابوسعید خُدری از جمله صحابه ای اند که جابر از آنها روایت کرده است ( رجوع کنید بهابن عساکر، ج ۱۱، ص ۲۰۸ـ۲۰۹؛ مزّی ، ج ۴، ص ۴۴۴). جابر چندان جویای یافتن معارف دینی بود که برای شنیدن بی واسطة حدیث پیامبر از یکی از صحابه ، به شام سفر کرد (خطیب بغدادی ، ۱۳۹۵، ص ۱۰۹ـ ۱۱۸؛ ابن عبدالبرّ، ۱۴۰۲، ص ۱۵۱ـ۱۵۲). این شوق ، جابر را در پایان عمر بر آن داشت که چندی مجاور خانة خدا شود تا احادیثی بشنود ( رجوع کنید به ذهبی ، ج ۳، ص ۱۹۱). او در کار حدیث ، ناقدی بصیر بود و در نقل اخبار و روایات از رقابتها و تعصبات قبیله ای پرهیز می کرد. مثلاً، با آنکه خزرجی بود، اعتراف می کرد که چگونه راویان خزرجی سخن پیامبر را در ستایش از داوری سعدبن مُعاذ در بارة بنی قُریْظه ، از آن روی که سعد رئیس اوسیان بود، تحریف کردند ( رجوع کنید به ابن اثیر، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۳۷۸).</p>
<p style="text-align: justify;">جابر در مسجد نبوی حلقة درس داشت و حدیث املا می کرد و شماری از تابعین از وی علم می آموختند و حدیث او را می نوشتند ( رجوع کنید به ابن عساکر، ج ۱۱، ص ۲۳۳؛ خطیب بغدادی ، ۱۹۷۴، ص ۱۰۴؛ ابن حجر عسقلانی ، ج ۱، ص ۴۳۵).</p>
<p style="text-align: justify;">از جابر افراد فراوانی حدیث نقل کرده اند. از مشهورترین راویان حدیث از جابر، سعیدبن مُسیِّب ، حسن بن محمدبن حنفیه ، عطاءبن أبی رباح ، مجاهدبن جَبر، عمروبن دینارمکی ، عامربن شَراحیل شعبی ، و حسن بصری بودند (برای آگاهی از فهرست کامل راویان حدیث از جابر رجوع کنید به مزّی ، ج ۴، ص ۴۴۴ـ ۴۴۸؛ واثقی ، ص ۱۰۸ـ ۱۱۸).</p>
<p style="text-align: justify;">از امامان شیعه ، امام باقر، و نیز امام صادق و امام کاظم به نقل از امام باقر، چند حدیث نبوی از جابربن عبداللّه نقل کرده اند (برای نمونه رجوع کنید به ابن اشعث کوفی ، ص ۲۲، ۴۴، ۴۷؛ کلینی ، ج ۱، ص ۵۳۲، ج ۲، ص ۳۷۳، ج ۳، ص ۲۳۳ـ۲۳۴، ج ۵، ص ۵۲۸ ـ ۵۲۹، ج ۸، ص ۱۴۴، ۱۶۸ـ۱۶۹؛ ابن بابویه ، ۱۴۰۴، ج ۱، ص ۴۷، ج ۲، ص ۷۴).</p>
<p style="text-align: justify;">بر اساس طبقه بندی ابن سعد در الطبقات الکبیر ، جابر جزو «اصحاب مفتی و مقتدا» یا «اهل العلم و الفتوا» قرار نگرفته اما ذهبی (ج ۳، ص ۱۹۰) از او با عنوان «مفتی مدینه » یاد کرده است . باتوجه به آرای فقهی و فتواهای جابر، دیدگاه ابن حزم که وی را از مفتیان متوسط صحابه دانسته است ، موجه به نظر می رسد ( رجوع کنید به الاحکام ، ج ۵، ص ۶۶۶). موسی بن علی بن محمد امیر گزارش کاملی از آرای فقهی جابر را از منابع گوناگون روایی استخراج و با عنوان جابربن عبداللّه و فقهه به چاپ رسانده است (بیروت ۱۴۲۱). روایات فقهی جابر که در کتابهای چهارگانة شیعه آمده ، اندک است (برای آگاهی از موارد آن رجوع کنید به خوئی ، ج ۴، ص ۲۶ـ۲۷). شیخ طوسی در کتاب الخلاف ، در مواردی آرای فقهی جابر را نقل کرده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ۲، ص ۲۵۹، ج ۳، ص ۳۰).</p>
<p style="text-align: justify;">در تفسیر قرآن کریم ، از جابر روایات بسیاری نقل شده که در منابع تفسیری به آنها استناد گردیده است (برای نمونه رجوع کنید بهصنعانی ، ج ۱، ص ۸۹، ۱۲۹، ۱۳۱، ج ۲، ص ۲۱۱، ۲۳۱ـ ۲۳۲؛ قرطبی ، ج ۲، ص ۱۱۲، ۳۰۲، ج ۴، ص ۱۵۵، ۱۶۶). آرای تفسیری جابر در بارة برخی آیات قرآن ، همسو با دیدگاه تفسیری شیعه است (مثلاً رجوع کنید به طَبْرِسی ، ذیل احزاب : ۳۳؛ نساء: ۲۴).</p>
<p style="text-align: justify;">جابربن عبداللّه در منابع امامیه . شخصیت جابر در منابع رجالی امامیه محترم و تأیید شده است . وی از اصحاب ائمه ،</p>
<p style="text-align: justify;">از امام علی تا امام باقر علیهم السلام ، دانسته شده است ( رجوع کنید بهبرقی ، ص ۳، ۷ـ۹؛ طوسی ، رجال ، ص ۵۹، ۹۳، ۹۹، ۱۱۱، ۱۲۹) اما باید توجه داشت که جابر در زمان امامت امام سجاد از دنیا رفت و امام باقر هنگام مرگ جابر، در دورة کودکی یا نوجوانی به سر می برد؛ از این رو، نمی توان جابر را از اصحاب امام باقر دانست ( رجوع کنید به خوئی ، ج ۴، ص ۱۶؛ تستری ، ج ۲، ص ۵۱۹ ـ۵۲۱). در برخی منابع رجالی آمده است که جابر، به دلیل شهرت روایات در مدحش ، نیازی به توثیق ندارد ( رجوع کنید بهمازندرانی حائری ، ج ۲، ص ۲۱۲؛ خوئی ، ج ۴، ص ۱۲، ۱۵). گر چه جابر در ماجرای سقیفه از یاران حضرت علی نبود، چندی بعد به ایشان پیوست و از یاران وفادار و مخلص اهل بیت شد ( رجوع کنید به کشی ، ص ۳۸). کَشّی (ص ۵)، جابر را از اعضای گروهی دانسته است که فدایی حضرت علی و همواره گوش به فرمان آن حضرت بودند. این گروه به «شُرطة الخمیس » شهرت داشتند ( رجوع کنید به برقی ، ص ۴).</p>
<p style="text-align: justify;">در نگاه جابر، حضرت علی چنان مقامی داشت که در زمان حیات پیامبر اکرم ، میزان حق تلقی می شد و منافقان را با بغض داشتن به او می شناختند (کشی ، ص ۴۰ـ۴۱؛ نیز رجوع کنید به ابن عساکر، ج ۴۲، ص ۲۸۴). جابر از کوچه های مدینه می گذشت و در مجالس انصار شرکت می جست و به ایشان نصیحت می کرد که فرزندان خود را با دوستی علی علیه السلام تربیت کنند و می گفت آن کس که علی را بهترین خلق خدا نداند، ناسپاسی کرده است (همان ، ص ۴۴). سخن معروف جابر در بارة حضرت علی («علیٌّ خیرالبشر»)، الهام بخش مؤلف شیعی به نام جعفربن احمد قمی شد تا در کتابش به نام نوادر الاثر فی علیّ خیرالبشر ، ثلث روایات خود را از جابر نقل کند (تستری ، ج ۲، ص ۵۲۵).</p>
<p style="text-align: justify;">در واقعة کربلا و شهادت امام حسین علیه السلام ، جابربن عبداللّه از پیرمردان مدینه ، و نگران ذریة رسول خدا بود. امام حسین در مقام احتجاج با لشکریان عبیداللّه بن زیاد، جابر را از جمله شاهدان سخن خود معرفی کرده است ( رجوع کنید به مفید، ج ۲، ص ۹۷؛ ابن اثیر، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، ج ۴، ص ۶۲). در اربعین شهادت امام حسین ، جابر اولین زائر قبر امام بود (طوسی ، مصباح ، ص ۷۸۷؛ نیز رجوع کنید بهعمادالدین طبری ، ص ۷۴ـ ۷۵). در آغاز امامت امام سجاد یاران وی انگشت شمار بودند و جابر نیز از اندک یاران آن امام بود و به سبب سالخوردگی از تعقیب حجاج بن یوسف در امان مانده بود (کشی ، ص ۱۲۳ـ۱۲۴).</p>
<p style="text-align: justify;">ماجرای ملاقات جابربن عبداللّه با امام باقر در منابع گزارش شده است (از جمله رجوع کنید به ابن سعد، ج ۵، ص ۱۶۴). جابر از پیامبر اکرم شنیده بود که تو چندان عمر می کنی که فرزندی از ذریة من و همنام من را ملاقات می کنی ، او شکافندة علم (یَبْقَرُالعلم بَقْراً) است ، پس سلام مرا به او برسان ( رجوع کنید به کلینی ، ج ۱، ص ۳۰۴، ۴۵۰ـ۴۶۹؛ مفید، ج ۲، ص ۱۵۹). جابر پیوسته در پی یافتن این فرزند بود تا جایی که در مسجد مدینه صدا می کرد: «یا باقَرالعلم »، سرانجام روزی محمدبن علی را یافت و سخن پیامبر را یادآور شد، کودک را بوسید و سلام پیامبر را به او رساند (کشی ، ص ۴۱ـ۴۲؛ نیز رجوع کنید به کلینی ، ج ۱، ص ۴۶۹ـ۴۷۰؛ ابن عساکر، ج ۵۴، ص ۲۷۵ـ۲۷۶).</p>
<p style="text-align: justify;">نام جابر در نقل احادیث مشهور شیعی آمده است ، از جمله در نقل حدیث غدیر ( رجوع کنید به امینی ، ج ۱، ص ۵۷ـ۶۰)، حدیث ثقلین (صفّار قمی ، ص ۴۱۴)، حدیث «انامدینة العلم و علیٌ بابها» ( رجوع کنید به ابن شهر آشوب ، ج ۲، ص ۳۴)، حدیث «منزلت » ( رجوع کنید بهابن بابویه ، ۱۳۶۱ ش ، ص ۷۴)، حدیث «ردّ شمس » ( رجوع کنید به مفید، ج ۱، ص ۳۴۵ـ۳۴۶) و حدیث «سدّالابواب » ( رجوع کنید به ابن شهر آشوب ، ج ۲، ص ۱۸۹ـ۱۹۰). همچنین وی راوی احادیثی بوده که در آن رسول خدا امامان پس از خود را نام برده ( رجوع کنید به ابن بابویه ، ۱۳۶۳ ش ، ج ۱، ص ۲۵۸ـ۲۵۹؛ ابن شهر آشوب ، ج ۱، ص ۲۸۲) و نیز ویژگیهای حضرت مهدی عجل اللّه تعالی فرجه الشریف</p>
<p style="text-align: justify;">را شناسانده است ( رجوع کنید به ابن بابویه ، ۱۳۶۳ ش ، ج ۱، ص ۲۵۳، ۲۸۶، ۲۸۸).</p>
<p style="text-align: justify;">حدیث لوح از جمله احادیث مشهور است که جابر آن را روایت کرده و نامهای دوازده امام جانشین پیامبر در آن آمده است ( رجوع کنید به کلینی ، ج ۱، ص ۵۲۷ ـ ۵۲۸؛ ابن بابویه ، ۱۳۶۳ ش ، ج ۱، ص ۳۰۸ـ۳۱۳).</p>
<p style="text-align: justify;">آثار. احادیث مسند جابر، که از طریق منابع روایی اهل سنّت نقل شده است ، به ۵۴۰ ، ۱ حدیث می رسد که بخاری و مسلم در نقل ۵۸ حدیث آن اتفاق دارند (ذهبی ، ج ۳، ص ۱۹۴). احمدبن حنبل روایات جابر را در مسند خود (ج ۳، ص ۲۹۲ـ ۴۰۰) گرد آورده است . نسخة خطی مسند جابربن عبداللّه ، به روایت ابوعبدالرحمان عبداللّه بن احمدبن محمدبن حنبل ، در خزانة الرباط (در مغرب ) موجود است (زرکلی ، ج ۲، ص ۱۰۴) که احتمالاً همان روایات جابر در مسند احمدبن حنبل است . حسین واثقی نیز روایات جابر را از منابع روایی شیعه استخراج کرده و در کتاب خود، جابربن عبداللّه الانصاری حیاته و مسنده ، به چاپ رسانده است .</p>
<p style="text-align: justify;">مهم ترین اثری که از جابر در منابع یاد شده ، صحیفة اوست . این صحیفه را، که نمونه ای از کهن ترین صورتهای تدوین حدیث است ، سلیمان بن قیس یَشْکری گردآوری کرده اما به سبب درگذشت زودهنگام سلیمان ، راویان دیگر بدون قرائت و سماع از متن صحیفه نقل کرده اند ( رجوع کنید به خطیب بغدادی ، ۱۴۰۶، ص ۳۹۲؛ سزگین ، ج ۱، ص ۸۵؛ ترجمة عربی ، ج ۱، جزء ۱، ص ۱۵۴ـ ۱۵۵). نسخه ای از این صحیفه در مجموعة شهید علی پاشا در کتابخانة سلیمانیة استانبول موجود است ( رجوع کنید بهخلف ، ص ۳۲).</p>
<p style="text-align: justify;">منابع : ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة ، چاپ عادل احمد رفاعی ، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶؛ همو، الکامل فی التاریخ ، بیروت ۱۳۸۵ـ ۱۳۸۶/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۶؛ ابن اشعث کوفی ، الاشعثیات ( الجعفریات )، چاپ سنگی تهران : مکتبة نینوی الحدیثه ، ] بی تا. [ ؛ ابن بابویه ، عیون اخبارالرضا ، چاپ حسین اعلمی ، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛ همو، کتاب من لایحضره الفقیه ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم ۱۴۱۴؛ همو، کمال الدین و تمام النعمة ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم ۱۳۶۳ ش ؛ همو، معانی الاخبار ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم ۱۳۶۱ ش ؛ ابن حبّان ، مشاهیر علماء الامصار و اعلام فقهاء الاقطار ، چاپ مرزوق علی ابراهیم ، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷؛ ابن حجر عسقلانی ، الاصابة فی تمییز الصحابة ، چاپ علی محمد بجاوی ، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ ابن حزم ، الاحکام فی اصول الاحکام ، چاپ احمد شاکر، قاهره ] بی تا. [ ؛ همو، جمهرة انساب العرب ، چاپ عبدالسلام محمد هارون ، قاهره ] ۱۹۸۲ [ ؛ ابن حنبل ، مسند الامام احمدبن حنبل ، بیروت : دارصادر، ] بی تا. [ ؛ ابن سعد (لیدن )؛ ابن شبّه نمیری ، کتاب تاریخ المدینة المنورة : اخبار المدینة النبویة ، چاپ فهیم محمد شلتوت ، ] جدّه [ ۱۳۹۹/ ۱۹۷۹، چاپ افست قم ۱۳۶۸ ش ؛ ابن شهر آشوب ، مناقب آل ابی طالب ، چاپ هاشم رسولی محلاتی ، قم ] بی تا. [ ؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب ، چاپ علی محمد بجاوی ، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ همو، جامع بیان العلم و فضله و ماینبغی فی روایته و حمله ، قاهره ۱۴۰۲/۱۹۸۲؛ ابن عساکر،</p>
<p style="text-align: justify;">تاریخ مدینة دمشق ، چاپ علی شیری ، بیروت ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ـ ۲۰۰۰؛ ابن قتیبه ، المعارف ، چاپ ثروت عکاشه ، قاهره ۱۹۶۰؛ ابن قیّم جوزیّه ، اعلام الموقعین عن رب العالمین ، چاپ طه عبدالرؤف سعد، بیروت ۱۹۷۳؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة ، چاپ علی شیری ، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸؛ عبدالحسین امینی ، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ، قم ۱۴۱۶ـ۱۴۲۲/ ۱۹۹۵ـ۲۰۰۲؛ احمدبن محمد برقی ، کتاب الرجال ، تهران ۱۳۸۳؛ احمدبن یحیی بلاذری ، انساب الاشراف ، چاپ محمود فردوس العظم ، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰؛ تستری ؛ ابراهیم بن محمد ثقفی ، الغارات ، چاپ جلال الدین محدث ارموی ، تهران ۱۳۵۵ ش ؛ احمدبن علی خطیب بغدادی ، تقیید العلم ، چاپ یوسف عش ، ] بیروت [ ۱۹۷۴؛ همو، الرّحلة فی طلب الحدیث ، چاپ نورالدین عتر، بیروت ۱۳۹۵/۱۹۷۵؛ همو، الکفایة فی علم الروایة ، چاپ احمد عمر هاشم ، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶؛ نجم عبدالرحمان خلف ، استدراکات علی تاریخ التراث العربی لفؤاد سزگین فی علم الحدیث ، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰؛</p>
<p style="text-align: justify;">خوئی ؛ ذهبی ؛ خیرالدین زرکلی ، الاعلام ، بیروت ۱۹۸۶؛ فؤاد سزگین ، تاریخ التراث العربی ، ج ۱، جزء ۱، نقله الی العربیة محمود فهمی حجازی ، ریاض ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳؛ محمدبن حسن صفار قمی ، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد « ص »، چاپ محسن کوچه باغی تبریزی ، قم ۱۴۰۴؛ عبدالرزاق بن همام صنعانی ، تفسیرالقرآن ، چاپ مصطفی مسلم محمد، ریاض ۱۴۱۰/۱۹۸۹؛ طبرسی ؛ طبری ، تاریخ (بیروت )؛ همو، جامع ؛ محمدبن حسن طوسی ، التبیان فی تفسیرالقرآن ، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی ، بیروت ] بی تا. [ ؛ همو، رجال الطوسی ، چاپ جواد قیومی اصفهانی ، قم ۱۴۱۵؛ همو، کتاب الخلاف ، قم ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷؛ همو، مصباح المتهجد ، بیروت ۱۴۱۱/ ۱۹۹۱؛ محمدبن ابوالقاسم عمادالدین طبری ، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی ، نجف ۱۳۸۳/۱۹۶۳؛ محمدبن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛ عباس قمی ، تحفة الاحباب فی نوادر آثار الاصحاب ، تهران ۱۳۶۹؛ محمدبن عمر کشی ، اختیار معرفة الرجال ، ] تلخیص [ محمدبن حسن طوسی ، چاپ حسن مصطفوی ، مشهد ۱۳۴۸ ش ؛ کلینی ؛ محمدبن اسماعیل مازندرانی حائری ، منتهی المقال فی احوال الرجال ، قم ۱۴۱۶؛ یوسف بن عبدالرحمان مزّی ، تهذیب الکمال فی اسماءالرجال ، چاپ بشار عواد معروف ، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲؛ مسعودی ، مروج (بیروت )؛ محمدبن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد ، قم ۱۴۱۳؛ حسین واثقی ، جابربن عبداللّه الانصاری : حیاته و مسنده ، قم ۱۳۷۸ ش ؛</p>
<p style="text-align: justify;">Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Leiden 1967-1984.</p>
<p style="text-align: justify;">/ احمد بادکوبه هزاوه</p>
<h2  class="related_post_title">همچنین بخوانید :</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a8%d9%82%d8%b1%d8%a7%d8%b7" title="بقراط">بقراط</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa-%d8%b2%d8%b1%d8%af%d8%b4%d8%aa" title="زرتشت &#038; زردشت">زرتشت &#038; زردشت</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%91%d8%af-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%91%d9%87-%d8%a8%d9%86-%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%91%d8%af%d8%a8%d9%86-%d8%a7%d9%84%d8%b3%db%8c%d9%91%d8%af" title="ابومحمّد عبداللّه بن محمّدبن السیّد">ابومحمّد عبداللّه بن محمّدبن السیّد</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%b3%d9%82%d8%b1%d8%a7%d8%b7" title="فلسفه سقراط">فلسفه سقراط</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d9%86%d8%a7%d8%b5%d8%b1-%d8%ae%d8%b3%d8%b1%d9%88" title="ناصر خسرو">ناصر خسرو</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%a7%d8%a8%d9%86-%d9%88%d9%84%db%8c%d8%af" title="ابراهیم ابن ولید">ابراهیم ابن ولید</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%da%a9-%d8%ae%d8%b1%d9%91%d9%85-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%8c-%d9%be%db%8c%d8%b4%d9%88%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%b1%d9%91%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%86" title="بابک خرّم دین ،  پیشوای خرّمدینان">بابک خرّم دین ،  پیشوای خرّمدینان</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%b3%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c%d9%84" title="اسماعیل">اسماعیل</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d9%85%d9%86%d9%88%da%86%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d9%85%d9%87%d8%b1" title="منوچهر بزرگمهر">منوچهر بزرگمهر</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%90-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86" title="باستانِ ایران">باستانِ ایران</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%b3%d8%ad%d8%a7%d9%82" title="اسحاق">اسحاق</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b4%d9%8a%d8%ae-%d8%b5%d8%af%d9%88%d9%82" title="زندگی شيخ صدوق">زندگی شيخ صدوق</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%a7" title="تاریخ و تمدن باستانی">تاریخ و تمدن باستانی</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b3%d9%82%d8%b1%d8%a7%d8%b7" title="سقراط">سقراط</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b5%d8%a7%d9%84%d8%ad-%d8%ad%d8%a7%d8%a6%d8%b1%d9%89-%d9%85%d8%a7%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%89" title="محمدصالح حائرى مازندرانى">محمدصالح حائرى مازندرانى</a></li></ul><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/mashahir/~4/oni6WX_EKtg" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a8%d9%86-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%91%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%b5%d8%a7%d8%b1%db%8c/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a8%d9%86-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%91%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%b5%d8%a7%d8%b1%db%8c</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>محمود سامی بارودی</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/mashahir/~3/r8ytY-iGJcE/%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%af%db%8c</link>
		<comments>http://mandegar.tarikhema.ir/%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%af%db%8c#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 19:50:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مشاهیر]]></category>
		<category><![CDATA[مشاهیر شعر]]></category>
		<category><![CDATA[چهره های ماندگار]]></category>
		<category><![CDATA[بارودی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاستمدار]]></category>
		<category><![CDATA[شاعر]]></category>
		<category><![CDATA[محمود سامی]]></category>
		<category><![CDATA[مصری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mandegar.tarikhema.ir/?p=663</guid>
		<description><![CDATA[بارودی ،  محمود سامی ، شاعر و سیاستمدار مصری ، متولد ۲۷ رجب ۱۲۵۵، متوفی ۱۳۲۲ در قاهره . نسب او به نوروز اتابکیِ مَلَکیِ اشرفی ، برادر بَرْسْبای (حک : ۸۲۵ ـ ۸۴۱) می رسد. بارودی منسوب به قصبه ای موسوم به اِتای البارود واقع در بَحیره است که ولایتی است در مصر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: Times New Roman;"><strong>بارودی ، </strong></span><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-;"> محمود سامی ، شاعر و سیاستمدار <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d9%85%d8%b5%d8%b1%db%8c">مصری</a> ، متولد ۲۷ رجب ۱۲۵۵، متوفی ۱۳۲۲ در قاهره . نسب او به نوروز اتابکیِ مَلَکیِ اشرفی ، برادر بَرْسْبای (حک : ۸۲۵ ـ ۸۴۱) می رسد. <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%af%db%8c">بارودی</a> منسوب به قصبه ای موسوم به اِتای البارود واقع در بَحیره است که ولایتی است در مصر سفلی . بارودی هفت ساله بود که پدرش ، که در آن هنگام در دنقله خدمت می کرد، درگذشت . در زمان حکمروایی نایب السلطنه عباس اول (۱۲۶۴ ـ ۱۲۷۰)، پس از اتمام تحصیلات ابتدایی در ۱۲۶۷، وارد مدرسة نظام قاهره شد و در ۱۲۷۱، در آغاز حکومت سعید اول (حک : ۱۲۷۰ ـ ۱۲۸۰)، با درجة سرگروهبانی از آن مدرسه بیرون آمد.<span id="more-663"></span></span></p>
<p style="text-align: justify;">از این زمان ذوق <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1">شاعر</a>ی در او رو به رشد نهاد. مطالعات و پژوهشهای شخصی و نزدیکی اش به ادیبان و شاعران زمان موجب شد که ، با وجود وظایف وقت گیری که در مقام صاحب منصبی داشت ، به صورت یکی از رهبران نهضت ادبی مصر درآید. هر چند بازگشت به منابع اصیل شعر، یعنی آثار شاعران بزرگ عصر جاهلی و بخصوص آثار شاعران دورة عباسی ، به نظر او در درجة اول اهمیت قرار داشت ، می خواست به عصر خود نیز متعلق باشد. از اینرو، برای گسترش دانش خویش در همة زمینه های ادبی از هر فرصتی بهره گرفت . نخست به مطالعة ادبیات ترکی و فارسی و سپس به مطالعة ادبیات فرانسوی و انگلیسی پرداخت . مدتی در استانبول با عنوان منشی امور خارجة مصر اقامت گزید. هنگام مسافرتِ نایب السلطنه اسماعیل به پایتخت عثمانی توجه نایب السلطنه جدید را، که بتازگی (۱۲۷۹) جانشین سعید شده بود، جلب کرد. از آن پس ، عضو گروه نظامی محافظ حاکم مصر شد. در محرم ۱۲۸۰، به درجة سرگردی ارتقا یافت و به فرماندهی محافظان نایب السلطنه منصوب شد. در هیأت نمایندگی نظامی ، که از جانب مصر به اردوگاه شالون در فرانسه و سپس به لندن اعزام شد، شرکت کرد. پس از بازگشت در ۱۲۸۱، به درجة سرهنگ دومی (قائم مقامی ) در فوج سوم محافظان نایب السلطنه و، اندک زمانی بعد، به درجة امیرآلایی (سرهنگی ) فوج چهارم همان گروه ارتقا یافت .</p>
<p style="text-align: justify;">در ۱۲۸۲/۱۸۶۵، در جنگ کرِت شرکت جست و به سبب خدماتی که در این جنگ کرد در جمادی الا´خرة ۱۲۸۴/ اکتبر ۱۸۶۷ به دریافت نشان ترکی «وِسام عثمانیِ» درجة چهار مفتخر شد. اسماعیل ، که از ۱۲۸۳ عنوان «خدیو» یافته بود، بارودی را در رأس محافظان خود نگاه داشت ؛ سپس مقام منشیگری خاصِ خود را به او تفویض کرد (رمضان ۱۲۹۲) و هنگام جنگ دولت عثمانی با صربها و بلغارها او را برای مأموریتهای سیاسی به استانبول اعزام داشت . در زمان جنگ با روسیه (۱۲۹۴/۱۸۷۷)، بارودی افسری لایق و شجاع شناخته شد و به درجة سرتیپی (امیراللوائی ) ارتقا یافت . از آغاز ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۹، یعنی در خلال دوران حکومتِ خدیو توفیق ، که در ۱۲۹۶ جانشین اسماعیل شده بود، بارودی به تجدید سازمان ستاد ارتش مصر پرداخت . در این اوقات به وزارت اوقاف نیز منصوب شد و کوشش کرد که وضع موقوفات را روشن کند و از اموالی که از این راه پس گرفته شد برای ایجاد تأسیسات عام المنفعه ، مانند مساجد و منازل ، بهره برد. همچنین به تأسیس کتابخانة خدیوی پرداخت و نمایشگاه دایمی برای هنرهای زیبا طرح ریزی کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">پس از ارتقا به درجة سرلشکری (فریقی ) و دریافتِ «نشان مجیدی »، در ۱۲۹۸، علاوه بر وزارت اوقاف ، وزارت جنگ را برعهده گرفت و بدین سان مجبور شد در جنبش ملی ، که تازه آغاز شده بود، شرکت جوید و در منازعة شدیدی که میان سربازان بومی ارتش مصر و افسران ترک ـ چرکس در گرفته بود مداخله کند. از آن پس ، پای بارودی ، گاه به عنوان ناظر و گاه چون عضو پرشور، به جریانی کشیده شد که «ثورةُ عَرابی باشا» یا «الثورةُ العرابیة » (قیام عرابی پاشا) نامیده می شد (عَرابی را عُرابی هم تلفظ کرده اند). خلاصة وقایع از این قرار است : سقوط دولت شریف پاشا، تشکیل دولت بارودی ، اعلام مشروطه در ۱۲۹۹، گلوله باران اسکندریه با آتش بحریّة انگلیس ، پیاده شدن ارتش انگلیس ، شکست عرابی پاشا در تل الکبیر (نزدیک قاهره )، تصرف مصر به دست انگلیسیها، تبعید سران یا محرکان قیام ، از جمله بارودی ، عرابی پاشا، شیخ عبده .</p>
<p style="text-align: justify;">بارودی به مدت هفده سال (۱۳۰۰ تا ۱۳۱۷) مجبور به اقامت در جزیرة سرندیب (سیلان ) شد وایام فراغت اجباری خود را برای فراگرفتن زبان انگلیسی و تعلیم هموطنان و همکیشان خود صرف کرد و مطالعات مورد علاقة خود را از شعر عربی از سرگرفت و قصاید عمدة دیوانِ خود را در این دوره سرود.</p>
<p style="text-align: justify;">بارودی ، هنگامی که براساس فرمان مورخ ۱۸ محرم ۱۳۱۸ مشمول عفو شد و به مصر بازگشت ، قطعات متعددی را بدقت از جُنگها و دیوانهای دورانِ عباسی جمع آوری کرده بود. این مجموعه ، که بر حسب انواع ادبی تقسیم شده ، بهتر از هر مجموعة منتخبات دیگری معرّف شاعران «مولَّد» یا «مُحْدَث » (نوخاسته ) است . این انواع ادبی عبارت اند از: ۱) ادب «اخلاقی و وجدانی یا اخلاق نظری »؛ ۲) مدیح ؛ ۳) رثا؛ ۴) صفات (وصف )؛ ۵) نسیب (شعر عاشقانه )؛ ۶) هجا؛ ۷) زهد. سی تن شاعر در این اثر مذکورند و برحسب زمان ترتیب یافته اند.</p>
<p style="text-align: justify;">مختاراتِ بارودی پس از مرگ مؤلف به کوشش یاقوت مُرسی ، که از محققان زمان خود بود، در چهار جلد انتشار یافت ؛ دو جلد در ۱۳۲۷ و دو جلد در ۱۳۲۹٫</p>
<p style="text-align: justify;">دیوان او نیز پس از مرگش منتشر شد. دو جلد از سه جلد آن (شامل اشعاری با قافیة همزه تا لام ) بار اول به کوشش محمودالامام منصوری در ۵۳۶ و ۶۳۱ صفحه به چاپ رسید و بار دوم در ۱۹۴۰ با مقدمة محمد حسنین هیکل و شرح علی الجارم و محمد شفیق معروف انتشار یافت . این کتاب نیز همان حالت جُنگ مانند مختارات را دارد. در دیوان ، اشعاری که به مناسبتهای مختلف سروده شده بسیار است ؛ از خلال وصف دقیق مکانها می توان به سفرهای مختلف این شاعر <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1">سیاستمدار</a> پی برد. بعضی از این قطعات ، که در کُلُمبو (مرکز سیلان ) ساخته شده است تأثیر و گیرایی خاصی دارد. بارودی توانسته است بر خالصترین صورتِ زبان شاعرانة کهن تسلطی انکارناپذیر بیابد. در میان واژگان و تصاویر و تعابیر گوناگون ، دیگر چیزی ازنظر او پنهان نمانده است . وی در پی آن نیست که در قالب اصلی قصیده یا بحور عروضی ابداعی کند (جز یک استثنا در دیوان ، ج ۱، ۶۳ ـ ۶۴) و پیوسته نسبت به الگوهای خود وفادار مانده است . اعجابی که نسبت به شاعران گذشته دارد او را به تقلید و استقبال چند قصیدة معروف کهن کشانده و توفیق او در این کار بسیار چشمگیر است . گواه این معنی شعری است که به استقبال قصیدة «بُردة » بوصیری بر همان وزن (بسیط ) و همان قافیه (مِ) زیر عنوان کشف الغُمَّة فی مدحِ سَیّدالامّة ساخته است (قاهره ۱۳۲۷، قطع وزیری ، ۴۸ ص ، در ۴۴۷ بیت ، در حالی که قصیدة برده تنها ۱۷۲ بیت دارد). موضوعات بحث شده در دیوان او بسیار امروزی است و از این لحاظ می توان بارودی را از مهمترین پیشگامان تجدید حیات شعر عربی معاصر به شمار آورد.</p>
<p style="text-align: justify;">منابع : یوسف اسعد داغر، مصادرالدراسات الادبیة ، ج ۲، بخش ۱: الراحلون (۱۸۰۰ـ۱۹۵۵) ، بیروت ۱۹۵۶، ص ۱۵۹ـ۱۶۲؛</p>
<p style="text-align: justify;">Carl Brockelmann, Geschichte der Arabischen Litteratur, Leiden 1943-1949, Supplementband, 1937-1942, iii, 7-18;</p>
<p style="text-align: justify;">با توجه به الثورة العربیه ، باید دو اثر زیر را نیز که حاوی کلیة مدارک ضروری است ، به آنها افزود؛</p>
<p style="text-align: justify;">Osman Amin, Muh ¤ ammad ـ Abduh. Essai sur ses idإes philosophiques et religieuses, Le Caire 1944; M. Sabry, La genةse de l&#8217;esprit national إgyptien (1863-1882), Paris 1924.</p>
<p style="text-align: justify;">) / د. اسلام / پِرِس</p>
<h2  class="related_post_title">چهره های مرتبط :</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a8%d9%86-%d9%88%d9%81%d8%a7" title="محمد بن وفا">محمد بن وفا</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%8a%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%b4%d9%8a%d8%b1%db%8c" title="زندگی فريدون مشيری">زندگی فريدون مشيری</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d9%86%d8%a7%d8%b5%d8%b1%d8%ae%d8%b3%d8%b1%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d8%b1%d8%ab-%d9%82%d8%a8%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c" title="ناصرخسرو حارث قبادیانی">ناصرخسرو حارث قبادیانی</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b4%d9%8a%d8%ae-%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%86-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d9%83%d8%b1%d9%8a%d9%85%e2%80%8c-%d8%b4%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%b1%db%8c" title="شيخ محمود بن عبدالكريم‌ شبستری ">شيخ محمود بن عبدالكريم‌ شبستری </a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%a1%d8%a7%d9%84%d8%af%d9%91%db%8c%d9%86-%d8%b3%d9%84%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d9%88%d9%84%d8%af" title="بهاءالدّین سلطان ولد">بهاءالدّین سلطان ولد</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b0%d8%b1-%d8%a8%d9%88%d8%b2%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c" title="ابوذر بوزجانی">ابوذر بوزجانی</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%86-%d9%85%d9%86%d8%b5%d9%88%d8%b1-%d8%ad%d9%84%d8%a7%d8%ac" title="حسین بن منصور حلاج">حسین بن منصور حلاج</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d9%88-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%af%db%8c%da%a9%d9%86%d8%b3%d9%88%d9%86" title="شعر و زندگی امیلی دیکنسون">شعر و زندگی امیلی دیکنسون</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d9%81%d8%b1%d9%8a%d8%af%d8%b1%d9%8a%d8%b4-%d8%b4%d9%8a%d9%84%d8%b1%d8%8c-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1-%d8%a2%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%89" title="فریدریش شیلر، شاعر آلمانى">فریدریش شیلر، شاعر آلمانى</a></li></ul><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/mashahir/~4/r8ytY-iGJcE" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mandegar.tarikhema.ir/%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%af%db%8c/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://mandegar.tarikhema.ir/%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%af%db%8c</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>رفیع خان باذِل مشهدی،  میرزامحمد رفیع</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/mashahir/~3/4dFD313pNt8/%d8%b1%d9%81%db%8c%d8%b9-%d8%ae%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b0%d9%90%d9%84-%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af%db%8c%d8%8c-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b1%d9%81%db%8c%d8%b9</link>
		<comments>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b1%d9%81%db%8c%d8%b9-%d8%ae%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b0%d9%90%d9%84-%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af%db%8c%d8%8c-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b1%d9%81%db%8c%d8%b9#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 19:46:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مشاهیر]]></category>
		<category><![CDATA[مشاهیر شعر]]></category>
		<category><![CDATA[باذل]]></category>
		<category><![CDATA[باذل مشهدی]]></category>
		<category><![CDATA[رفیع خان]]></category>
		<category><![CDATA[مشهدی]]></category>
		<category><![CDATA[میرزا محمد]]></category>
		<category><![CDATA[میرزا محمود مشهدی]]></category>
		<category><![CDATA[میرزامحمد رفیع]]></category>
		<category><![CDATA[هندوستان]]></category>
		<category><![CDATA[کلمات الشعر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mandegar.tarikhema.ir/?p=661</guid>
		<description><![CDATA[باذِل مشهدی ،  میرزامحمد رفیع معروف به رفیع خان و متخلص به باذل ، از امرا و پارسی گویان شبه قارة هند در قرون یازدهم و دوازدهم . او خود را از احفاد خواجه شمس الدین محمد صاحب دیوان جوینی * می دانست . پدرش میرزا محمود مشهدی به روزگار شاهجهان (حک : ۱۰۳۷ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>باذِل مشهدی ، </strong><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-;"> میرزامحمد رفیع معروف به رفیع خان و متخلص به <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%a8%d8%a7%d8%b0%d9%84">باذل</a> ، از امرا و پارسی گویان شبه قارة هند در قرون یازدهم و دوازدهم . او خود را از احفاد خواجه شمس الدین محمد صاحب دیوان جوینی * می دانست . پدرش میرزا محمود <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af%db%8c">مشهدی</a> به روزگار شاهجهان (حک : ۱۰۳۷ ـ ۱۰۶۸) از مشهد به <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86">هندوستان</a> رفت و در حکومت شاهجهان به مقاماتی دست یافت . محله های محمود پوره در شهرهای اورنگ آباد و برهانپور به نام اوست و قبرش نیز در محمود پورة برهانپور واقع است . عموی باذل ، <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%b2%d8%a7-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af">میرزا محمد</a> طاهر ملقب به وزیرخان (متوفی ۱۰۸۳)، نیز در همان عهد به هند رفت و در ایام شاهزادگی اورنگ زیب عالمگیر (حک: ۱۰۶۸ ـ ۱۱۱۸) مقرّبِ او بوده است . بعداً عالمگیر او را به ترتیب به صوبه داری برهانپور و اکبرآباد و مالوه منصوب کرد. عموی دیگر باذل ، میرزا جعفر سروقد، در مشهد مدرسه داشت ؛ اما سه پسر او، نورالدین محمدخان (متوفی ۱۱۲۶) و فخرالدین محمدخان (متوفی ۱۱۳۹) و کفایت خان ، به هند رفتند و به خدمات دیوانی پرداختند.<span id="more-661"></span></span></p>
<p>باذل در شاهجهان آباد (دهلی کنونی ) زاده شد. نخست ، نزد شاهزاده معزالدین ، فرزند عالمگیر، به شغل دیوانی پرداخت . سپس ، از سوی عالمگیر، حاکم بانْس بَریلی و بعد مأمور حراست قلعة گوالیار شد، اما پس از وفات عالمگیر (۱۱۱۸) از خدمت عزل شده و در دهلی عزلت اختیار کرد و در ۱۱۲۳ در همانجا درگذشت . او مردی بود متصف با فضایل اخلاقی که به برآوردن نیاز مردم اهتمام داشت . شهرتش بیشتر به سبب شاعری و سرودن حملة حیدری است .</p>
<p>باذل با ناصر علی سرهندی * (متوفی ۱۱۰۸)، شاعر نامدار آن روزگار، مصاحبت داشت . اما سرهندی او را در مجلس خود استهزا کرد. سراج الدین علی خان آرزو * شاهجهان آبادی (۱۰۹۹ـ۱۱۶۹) نیز در هفده سالگی در گوالیار با او ملاقات کرده است . باذل غزل و مثنوی می سرود و غزلهایش در تذکره هایی که شرح حال او را آورده اند نقل شده است .</p>
<p>آثار: ۱) انشای باذل ، نمونة نثر فارسی اوست که میرعلیرضا حسینی سبزواری و جعفر سیّاح در بیاض مشترک خود (تألیف ۱۰۸۷ـ۱۰۸۹ در برهانپور) آورده اند. نسخة خطّی این بیاض در موزة ملی پاکستان ، کراچی به شمارة ۲۶۶ـ۱۹۶۳، N. M. موجود است ؛ ۲) اعتقادیه ، منظومه ای در پانزده بند در حمد خدا و نعت رسول اکرم ، صلّی اللّه علیه وآله وسلّم ، که درآن بیاض (ص ۴۹۳ ـ ۴۹۸) نقل شده است ؛ ۳) دیوان باذل که به گفتة ایمان (متوفی ۱۲۲۶) پر از اشعار دلپذیر بوده است (ص ۱۱۰). آنچه در فهرس المخطوطات الفارسیه ، (ج ۲، ص ۷۲)، به عنوان کلیات <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%a8%d8%a7%d8%b0%d9%84-%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af%db%8c">باذل مشهدی</a> آمده است ، با کلیات میرزامحمد رفیع سودای شاهجهان آبادی (۱۱۲۵ـ۱۱۹۵) مطابقت دارد (رجوع کنید به سودای شاهجهان آبادی ، ج ۲، ص ۳). ۴) حملة حیدری ، معروفترین اثر او، حماسه ای دینی است در سیرة حضرت رسول اکرم ، صلّی اللّه علیه وآله وسلّم ، و خلفای راشدین تا پایان خلافت عثمان بن عفان که به تقلید شاهنامة فردوسی به بحر متقارب سروده شده است . این اثر، روایت منظوم معارج النبوة فی مدارج الفتوة تألیف معین الدین فراهی در ۹۰۷ است و مفاد بسیاری از احادیث نبوی در آن مندرج است . تعداد ابیات آن را از ۰۰۰ ، ۲۸ تا ۰۰۰ ، ۹۰ ذکر کرده اند؛ اما قولِ صاحبِ <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%da%a9%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d8%b4%d8%b9%d8%b1">کلمات الشعر</a>ا ، که آن را در حدود ۰۰۰ ، ۴۰ می داند، مقبولتر است زیرا این تذکره در زمان حیات باذل (ح ۱۱۱۵)، تألیف شده است و تا آن زمان هنوز تکمله ای برای حملة حیدری سروده نشده بود. تاریخ دقیق آغاز و اتمام سرودن این منظومه مشخص نیست . اته (ج ۱، ش ۹۰۰)، به استناد قول ویلهلم پرچ (فهرست برلین ، ص ۵۳۴) می نویسد که باذل پنجاه سال به سرودن آن مشغول بوده و کار او در ۱۱۱۹ به پایان رسیده است . اما باید در نظر داشت که پیش از آن ، مؤلف کتاب کلمات الشعرا به این مثنوی هم طوری اشاره کرده که گویی تا آن زمان به اتمام رسیده بوده است (سرخوش ، ص ۱۰ ـ ۱۱). وقتی که آرزو شاهجهان آبادی در حدود ۱۱۱۶ باذل را در گوالیار دید، او مشغول سرودن این مثنوی بود ( مجمع النفائس ). این مثنوی در قلمرو زبان فارسی ، بویژه در جامعة شیعیان ، بسیار شایع بوده و در امام باره (حسینیه )های هندوستان به عنوان کتاب روضه خوانده می شده است (صبا، ص ۳۲۴، ذیل ترجمة میرزاآقاجان زائر لکهنوی که از احفاد باذل و در زمرة کتابخوانان و روضه خوانان لکهنو بود و حملة حیدری را خوب می خواند). کثرت نسخ خطّی آن در کتابخانه های جهان نیز مؤید رواج آن است . حملة حیدری سه بار در هندوستان و یک بار در ایران چاپ شده است . علی ابراهیم خان خلیل (متوفی ۱۲۰۸) در خلاصة الکلام ، که تذکرة مثنویات است ، گزیدة آن را آورده است . دو مثنوی دیگر نیز با همین عنوان و در همین موضوع ، یکی سرودة ملاّ بمان علی راجی کرمانی (متوفی ۱۲۳۷ـ۱۲۴۱) و دیگری ازگل احمد، چاپ شده است (مشار، ج ۲، ص ۱۸۲۱ـ۱۸۲۲).</p>
<p>چون منظومة باذل ناتمام مانده بود، پس از او شاعران دیگر به تکمیل آن پرداختند و وقایع عهد خلافت و جنگهای حضرت علی ، علیه السّلام ، را سرودند و بر آن افزودند. از این گونه افزوده ها و نظیره ها مثنویهایی در دست است : ۱) از سید ابوطالب فندرسکی اصفهانی ، معاصر شاه سلیمان صفوی ، زنده در ۱۱۲۴، در ۰۰۰ ، ۵ بیت ، دربارة احوال حضرت علی ، علیه السّلام ، و وقایع جنگهای جمل و صفین و نهروان تا واقعة شهادت آن حضرت ؛ ۲) از میرزا ارجمند متخلص به آزاد، و جنون کشمیری (متوفی ۱۱۳۴)، فرزند عبدالغنی بیگ قبول ، که به خواهش پسر عموی باذل به تألیف آن پرداخته و آن را در ۱۱۳۱ به پایان رسانیده است . همین تکمله بخطا به محمد صادق آزاد و غلام علی آزاد بیلگرامی نیز منسوب شده است (ریو، ج ۲، ص ۷۱۹؛ استوری ، ج ۲، ص ۸۴۳)؛ ۳) از شاعری به نام نجف که تکملة ابوطالب فندرسکی را به دست آورده و در ۱۱۳۵ به منظور پیوستن این دو منظومه به یکدیگر ابیاتی سروده و آنها را به صورت یک کتاب درآورده است ؛ ۴) حربة حیدری از شاعری به نام کرم ، تألیف ۱۱۳۵ـ۱۱۵۰؛ ۵) اعلام ماتم یا حملة حسینی از محمد محسن تتوی (تألیف ۱۱۳۶)؛ ۶) صولت صفدری از محب علی خان حکمت (تألیف ۱۱۴۳)؛ ۷) جذبة حیدری از عبدالعلی احسن بنگالی (تألیف ۱۱۴۴ـ۱۱۵۱) که بعداً شاعری به نام شاه کوثر، ابیاتی در تعریف آن سروده و آن را نیز به جذبة حیدری موسوم کرده است ؛ <img src='http://mandegar.tarikhema.ir/wp-includes/images/smilies/icon_cool.gif' alt='8)' class='wp-smiley' title="رفیع خان باذِل مشهدی،  میرزامحمد رفیع   | عکس و تصاویر | مشاهیر و چهره های ماندگار / www.Tarikhema.ir" /> از سید پسند علی بلگرامی ، (چاپ آگره ، ۱۳۰۵)؛ ۹) محاربة غضنفری یا جذبة حیدری (چاپ مرادآباد، ۱۳۰۹).</p>
<p>ترجمه های اردو: حرب حیدری از محمد نوروز حسن بلگرامی (پس از ۱۲۵۲)؛ از سید ذوالفقار علی صفا (متوفی ۱۲۶۰)؛ هیبت حیدری ، منظوم ، از واجد علی اختر شاه اَوَده (۱۲۶۵)؛ از سید ابرار حسین (متوفی ۱۳۰۰)؛ ترجمة منظوم از میرمحمد حسن علی خان حسن سندی (متوفی ۱۳۲۴)؛ حربة حیدری یا غزوة حیدری از حیدر میرزا (چاپ لکهنو)؛ غزوات حیدری از سیدمحسن علی (چاپ لکهنو)؛ غلبة حیدری ؛ محاربة صفدری ؛ ترجمة منظوم از محمد میرزابن تجلی علی شاه .</p>
<p>منابع : سراج الدین علی بن حسام الدین آرزو، مجمع النفائس ، نسخة خطی کتابخانة بانکی پور، ش ۲۴۴۵، میکروفیلم کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ش ۴۷۷۴؛ غلامعلی آزاد بلگرامی ، سروآزاد، حیدرآباد دکن ۱۹۱۳، ص ۱ـ۱۴۲؛ آستان قدس رضوی . کتابخانة مرکزی ، فهرست کتب خطی کتابخانة آستان قدس رضوی ، چاپ احمد گلچین معانی ، مشهد ۱۳۴۶ ش ، ج ۷، بخش ۱، ص ۳۰۸ـ۳۳۵؛ ابوطالب خان تبریزی ، خلاصة الافکار ، نسخة خطّی موزة بریتانیا، ش ۵۴۲، ۱۸ Add گ ۳۲ (به استناد ریو، ج ۲، ص ۷۰۴)؛ چارلز آمبروز استوری ، ادبیات فارسی بر مبنای تألیف استوری ، ترجمة یو. ا. برگل ، مترجمان یحیی آرین پور، سیروس ایزدی و کریم کشاورز، چاپ احمد منزوی ، تهران ۱۳۶۲ ش ، ج ۲، ص ۸۴۲ ـ ۸۴۸ ، ۹۵۳ـ۹۵۴؛ محمدرحیم علیخان ایمان ، تذکرة منتخب اللطایف ، چاپ محمدرضا جلالی نائینی و امیرحسن عابدی ، تهران ۱۳۴۹ ش ؛ محمد بختاورخان ، مرآة العالم : تاریخ اورنگزیب ، چاپ ساجده س . علوی ، لاهور ۱۹۷۹، ج ۲، ص ۷۵۸، ۷۶۷، فهرست اعلام ، محمدبن رستم بدخشی ، تاریخ محمدی ، نسخة خطّی موزة بریتانیا،</p>
<p>ش ۱۸۲۴، Or ، گ ۲۴۶ (به استناد ریو، ج ۲، ص ۷۰۴)؛ محمدعلی برهانپوری ، مرآة الصفا ، نسخة خطّی موزة بریتانیا، ش ۶۵۴۰ ـ ۶۵۳۹ Add ، فصل ۱۴؛ محمد بقاسهارن پوری ، مرآة جهان نما ، نسخة خطّی موزة بریتانیا، ش ۱۹۹۸٫ Or ، گ ۳۲۴ (به استناد ریو، ج ۲، ص ۷۰۴)؛ تاریخ ادبیات مسلمانان پاکستان و هند ، لاهور ۱۹۷۲، ج ۵، ص ۱۴۶ـ۱۴۷؛ علی ابراهیم خان خلیل ، خلاصة الکلام ، نسخة خطّی کتابخانة بادلیان ، مجموعة الیوت ، ش ۸۴؛ همو، صحف ابراهیم ، نسخة خطّی کتابخانة دانشگاه توبینگن ، ش ۶۶۳؛ نسخة عکسی کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ش ۲۹۷۶؛ میرعبدالرازق خوافی اورنگ آبادی ، بهارستان سخن ، چاپ میرعبدالوهاب بخاری ، مدارس ۱۹۵۸؛ همو، ماثرالامراء ، کلکته ۱۸۸۸، ج ۳، ص ۹۳۶ـ۹۴۰؛ بندربن داس خوشگو، سفینة خوشگو: تذکرة شعرای فارسی ، چاپ شاه محمد عطاالرحمن عطا کاکوی ، دفتر ثالث ، پنته ۱۳۷۸/۱۹۵۸، ص ۵۶ ـ ۵۷؛ اختر راهی ، ترجمه های متون فارسی به زبانهای پاکستانی ، اسلام آباد ۱۴۰۶/۱۹۸۶، ص ۱۵۱،۳۶۴؛ محمدافضل سرخوش ، کلمات الشعرا ، چاپ صادق علی دلاوری ، لاهور ۱۹۴۲؛ میرحسین دوست سنبهلی ، تذکرة حسینی ، لکهنو ۱۲۹۲/۱۸۷۵، ص ۷۲؛ محمد رفیع سودای شاهجهان آبادی ، کلیات سودا ، چاپ محمد شمس الدین صدیقی ، لاهور ۱۹۷۲؛ محمد مظفر حسین صبا، روز روشن ، تهران ۱۳۴۳ ش ؛ ذبیح الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران ، تهران ۱۳۶۳ ش ، ج ۵، بخش ۱، ص ۵۸۹ـ۵۹۳؛ همو، حماسه سرایی در ایران ، تهران ۱۳۶۳ ش ، ص ۳۷۹ ـ ۳۸۳؛ حسین عارف نقوی ، «ترجمه های متون فارسی به زبانهای پاکستانی »، دانش (اسلام آباد)، ش ۲۲ (تابستان ۱۳۶۹ ش )، ص ۸۹ ـ ۹۱؛ حسین قلی خان عاشقی عظیم آبادی ، نشتر عشق ، چاپ اصغر جان فدا، دوشنبه ۱۹۸۱، ج ۱، ص ۲۴۳ ـ ۲۴۶؛ احمد گلچین معانی ، تذکرة پیمانه ، مشهد ۱۳۵۹ ش ، ص ۳۵ &#8211; ۳۶؛ محمد قدرت الله گوپاموی ، نتایج الافکار ،</p>
<p>بمبئی ۱۳۳۶ ش ؛ ص ۱۱۱؛ خانبابا مشار، فهرست کتابهای چاپی فارسی ، تهران ۱۳۵۱ ش ، ج ۲، ص ۱۸۲۱ ـ ۱۸۲۲؛ احمد منزوی ، فهرست مشترک نسخه های خطی فارسی پاکستان ، اسلام آباد ۱۴۰۸/۱۹۸۸، ج ۸، ص ۱۰۱۰، ۱۰۱۱، ۱۴۰۹-۱۴۱۰، ۱۰۵۵، ۱۴۸۹؛ عارف نوشاهی ، فهرست کتابهای فارسی چاپی سنگی و کمیاب کتابخانة گنج بخش مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان ، اسلام آباد ۱۴۰۶، ج ۱، ص ۸۷۵؛ همو، فهرست نسخه های خطی فارسی موزة ملی پاکستان کراچی ، اسلام آباد ۱۴۰۴/۱۹۸۴، ص ۱۲۷، ۵۴۳؛ علیقلی واله داغستانی ، ریاض الشعرا ، نسخة خطی موزه بریتانیا، ش ۱۶۷۲۹، گ ۸۴، نسخة عکسی کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ش ۱۳۷۲؛</p>
<p>Muhammad Ashraf, A concise descriptive catalogue of the persian manuscripts in the salar Jung museum and Library, Hyderabad (A.P) 1969, V; Hermann Ethe, Catalogue of Persian Manuscripts in the Library of the India Office, Oxford, I, 1903, no. 900, II, 1937, no. 3039; Charles Rieu, Catalogue of the Persian Manuscripts in the British Museum , Oxford 1966, II, 704-705.</p>
<p>/عارف نوشاهی</p>
<h2  class="related_post_title">همچنین بخوانید :</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b0%d8%b1-%d8%a8%d9%88%d8%b2%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-2" title="ابوذر بوزجانی">ابوذر بوزجانی</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%85%d9%84%d8%a7-%d8%b5%d8%af%d8%b1%d8%a7" title="زندگینامه ملا صدرا">زندگینامه ملا صدرا</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4-%da%a9%d8%a8%db%8c%d8%b1" title="داستان زندگی کوروش کبیر">داستان زندگی کوروش کبیر</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%b3%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c%d9%84" title="اسماعیل">اسماعیل</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b4%d9%8a%d8%ae-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%8a%d9%89" title="زندگی شيخ بهايى">زندگی شيخ بهايى</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d9%81%d8%b1%d9%8a%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%b4%d9%8a%d8%b1%d9%8a" title="فریدون مشیری">فریدون مشیری</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b3%d9%82%d8%b1%d8%a7%d8%b7" title="سقراط">سقراط</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%da%98%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%b1" title="ژان پل سارتر">ژان پل سارتر</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/477" title="امام‌ ابوجعفر محمد بن علی 2">امام‌ ابوجعفر محمد بن علی 2</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d9%82%d9%84%db%8c%d8%af%d8%b3" title="اقلیدس">اقلیدس</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d9%be%db%8c%d8%b1" title="ویلیام شکسپیر">ویلیام شکسپیر</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b4%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%da%af%d8%b1" title="انوشیروان دادگر">انوشیروان دادگر</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%b7%d9%88" title="ارسطو">ارسطو</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%ac%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%84%d9%8a%d9%84-%d8%ac%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86" title="جبران خلیل جبران">جبران خلیل جبران</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d9%84%db%8c%d9%86%da%a9%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c%d9%90-%d9%84%db%8c%d9%86%da%a9-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%a7%d9%86%d9%87" title="لینکدونیِ لینک های روزانه!">لینکدونیِ لینک های روزانه!</a></li></ul><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/mashahir/~4/4dFD313pNt8" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b1%d9%81%db%8c%d8%b9-%d8%ae%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b0%d9%90%d9%84-%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af%db%8c%d8%8c-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b1%d9%81%db%8c%d8%b9/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b1%d9%81%db%8c%d8%b9-%d8%ae%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b0%d9%90%d9%84-%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af%db%8c%d8%8c-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b1%d9%81%db%8c%d8%b9</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>ابوالولید سلیمان بن خَلَف باجی</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/mashahir/~3/Tmf1d3Hhf6Q/%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%84%db%8c%d8%af-%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%86-%d8%ae%d9%8e%d9%84%d9%8e%d9%81-%d8%a8%d8%a7%d8%ac%db%8c</link>
		<comments>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%84%db%8c%d8%af-%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%86-%d8%ae%d9%8e%d9%84%d9%8e%d9%81-%d8%a8%d8%a7%d8%ac%db%8c#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 19:40:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مشاهیر]]></category>
		<category><![CDATA[مشاهیر تاریخ اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[مشاهیر فقه تفسیر کلام حکمت]]></category>
		<category><![CDATA[ابن خاقان]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالولید سلیمان بن خَلَف]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالولید سلیمان بن خَلَف باجی]]></category>
		<category><![CDATA[ادیب]]></category>
		<category><![CDATA[اندلسی]]></category>
		<category><![CDATA[باجی]]></category>
		<category><![CDATA[حدیث]]></category>
		<category><![CDATA[فقه]]></category>
		<category><![CDATA[متکلّم]]></category>
		<category><![CDATA[مسیحی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mandegar.tarikhema.ir/?p=659</guid>
		<description><![CDATA[باجی ،  ابوالولید سلیمان بن خَلَف ، متکلّم و ادیب برجستة اندلسی در سدة پنجم . در ۴۰۳ در خانواده ای که از بَطَلْیَوْس به باجه (باژة امروزی در جنوب پرتغال ) مهاجرت کرده بودند متولّد شد (ابن بَسّام ، به نقل مَقَّری ، ج ۲، ص ۷۶). وی به مدارس قرطبه رفت و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: Times New Roman; font-size: small;"><strong>باجی ، </strong></span><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"> ابوالولید سلیمان بن خَلَف ، متکلّم و ادیب برجستة اندلسی در سدة پنجم . در ۴۰۳ در خانواده ای که از بَطَلْیَوْس به باجه (باژة امروزی در جنوب پرتغال ) مهاجرت کرده بودند متولّد شد (ابن بَسّام ، به نقل مَقَّری ، ج ۲، ص ۷۶). وی به مدارس قرطبه رفت و آمد می کرد و در شعر و شاعری کامیابیهایی به دست آورد، و در ۴۲۶ به شرق مسافرت کرد. <span id="more-659"></span>از سیزده سالی که در خارج اندلس به سر برد، سه سال را در مکه و در خدمت حافظ ابوذر هروی * که در هرات و بلخ و شهرهای دیگر خراسان تعلیم یافته بود گذراند و نزد او <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d9%81%d9%82%d9%87">فقه</a> مالکی و <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab">حدیث</a> خواند، و پیوسته به اتفاق او به موطنش در السَرَوات ، که منطقه ای کوهستانی واقع در میان تِهامه و نجد و یمن بود، می رفت . بعدها <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%a8%d8%a7%d8%ac%db%8c">باجی</a> به بغداد آمد و در آنجا سه سالِ دیگر تحصیلات خود را ادامه داد، هر چند به قدری فقیر بود که گویند معاش خود را از راه ناطوریِ شبانه به دست می آورد. گفته اند که وی در موصل هم بوده و بنابر یک روایت (مقَّری ، ج ۲، ص ۶۷ـ۶۸؛ ابن بَشْکُوال ، ج ۱، ص ۲۰۰، ش ۴۵۴)، به مدت یک سال در حلب و دمشق و مصر وقت خود را وقف تحصیل علم کلام کرده است .</p>
<p>باجی در حدود ۴۳۹ همچنانکه با تنگدستی اسپانیا را ترک کرده بود به آن دیار بازگشت ، ولی دیدگاهش بسیار وسعت یافته بود. در همین ایام ، بنا به درخواست فقهای اندلس ، در جزیرة میورقه با ابن حَزْم مشهور مناظره کرد، که بر اثر آن ابن حزم گوشه نشینی اختیار کرد و بنابر قول ابن سعید مغربی (ج ۱، ص ۴۰۵) کتابهایش را سوزاندند. باجی حتی پس از بازگشت نیز از حرفة خویش که زرکوبی بود دست برنداشت . در اوقات دیگر به کتابت عقود می پرداخت یا قاضی شهرهای کوچک بود، ولی بتدریج شهرت او بالا گرفت ، چنانکه هنگام وفات ، فردی ثروتمند بود. نزدیکی او به صاحبان قدرت ، یعنی ملوک الطوایفی که پس از سقوط بنی امیه سر کار آمده بودند، در آن زمان سبب گفتگوهایی شد، ولی این نزدیکی گویا عمدتاً مبتنی بر تمایل باجی به تشویق ایشان به اتحاد و همزیستی صلح آمیز بوده است (مقَّری ، ج ۲، ص ۷۷). از پیشنهادهایی که شخصاً به این منظور عرضه می کرد روی هم رفته استقبال نشد، مگر در سَرَقُسْطَه واقع در مرزهای شمالِ شرقیِ اندلس که حکّامش کاملاً متوجه قدرت دولتهای <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c">مسیحی</a> بودند. المقتدربن هود سَرَقُسْطی (حک :۴۳۸ـ۴۷۴) کس به طلب باجی فرستاد. باجی ظاهراً زمان درازی نزد المقتدر ماند، زیرا آثار او در سرقسطه منتشر شده است (<a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%a7%d8%a8%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%82%d8%a7%d9%86">ابن خاقان</a> ، ص ۲۱۵). باجی در ۴۷۴، یعنی سالی که حامی او نیز درگذشت ، در اَلْمِریه وفات کرد.</p>
<p>گرچه هدف سیاسی عمدة باجی تحقق نیافت ، در عوض تألیفات بسیاری از او به جای ماند. یکی از این تألیفات شرحی است بر المُوَطَّأ مالک که ملّخص آن موسوم به المُنْتَقی &#8216; شهرت بیشتری کسب کرده است . از آثار دیگر او این رساله ها انتشار یافته است : ۱) جوابُ رسالة الراهب من افرنسه (دانلُپ ، ص ۲۵۹ـ۳۱۰) که قدرتِ نویسنده را در مناظره نشان می دهد و در آن مکرراً از علم کلام استفاده شده است ؛ ۲) رسالة فی الحدود ، که اساساً در فقه و حدیث است و جودت هلال آن را در &gt; مجلة انجمن مصریِ مطالعات اسلامی در مادرید &lt; (صحیفة المَعْهدالمصری ) ، ج ۲، مادرید ۱۹۵۴، بخش عربی ، ۱ـ۳۷ چاپ کرده است .</p>
<p>منابع : ابن بشکوال ، کتاب الصلة ، قاهره ۱۹۶۶؛ ] ابن خاقان ، قلائد العقیان ، چاپ محمد عنابی ، چاپ افست تونس ، تاریخ مقدمه ۱۳۸۶/۱۹۶۶ [ ؛ ابن سعید مغربی ، المغرب فی حلی المغرب ، قاهره ۱۹۵۳؛ احمدبن محمد مقری ، نفح الطیب من غضن الاندلس الرطیب ، چاپ احسان عباس ، بیروت ۱۳۸۸/۱۹۶۸؛</p>
<p>M. Asin Palacios, Abenhؤzam de Cئrdoba, I, Madrid I927, 200-208; Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur, Leiden 1943-1949, I, 534, Supplementband , 1937-1942, I, 743-744; D. M. Dunlop, &#8220;A Christian mission to Muslim Spain in the é th century&#8221;, Al-Andalus, xv é (I952).</p>
<p>)/ د. اسلام /دانلپ (</p>
<p></span></p>
<h2  class="related_post_title">چهره های مرتبط :</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%91%d9%87-%d8%a8%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c" title="امان اللّه بنارسی">امان اللّه بنارسی</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d8%8c%d9%85%d8%b1%da%af%d8%8c%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b9%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad" title="زندگی،مرگ،زندگی و عیسی مسیح!">زندگی،مرگ،زندگی و عیسی مسیح!</a></li></ul><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/mashahir/~4/Tmf1d3Hhf6Q" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%84%db%8c%d8%af-%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%86-%d8%ae%d9%8e%d9%84%d9%8e%d9%81-%d8%a8%d8%a7%d8%ac%db%8c/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%84%db%8c%d8%af-%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%86-%d8%ae%d9%8e%d9%84%d9%8e%d9%81-%d8%a8%d8%a7%d8%ac%db%8c</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>باباخانِ چاپوشلو (یا: چاپوشی / چاوشلو)</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/mashahir/~3/j3PnB7CDv0I/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%90-%da%86%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b4%d9%84%d9%88-%db%8c%d8%a7-%da%86%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b4%db%8c-%da%86%d8%a7%d9%88%d8%b4%d9%84%d9%88</link>
		<comments>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%90-%da%86%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b4%d9%84%d9%88-%db%8c%d8%a7-%da%86%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b4%db%8c-%da%86%d8%a7%d9%88%d8%b4%d9%84%d9%88#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 19:37:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مشاهیر]]></category>
		<category><![CDATA[مشاهیر تاریخ ایران]]></category>
		<category><![CDATA[باباخان چاپوشلو]]></category>
		<category><![CDATA[باباخانِ چاپوشلو]]></category>
		<category><![CDATA[شاه طهماسب دوم]]></category>
		<category><![CDATA[نادرشاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mandegar.tarikhema.ir/?p=657</guid>
		<description><![CDATA[باباخانِ چاپوشلو (یا: چاپوشی / چاوشلو) ،  از یاران و سرداران نادرشاه افشار. در جهانگشای نادری استرآبادی (ص ۱۸۸ ـ ۱۸۹)، نام او باباخان چاپوشلو ضبط شده و در نسخه های دیگری از این کتاب چاوشلو آمده است (ص ۱۸۸، حاشیة ۳). مروی در عالم آرای نادری همه جا باباخان چاپوشی (ج ۱، ص [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: Times New Roman; font-size: small;"><strong>باباخانِ چاپوشلو (یا: چاپوشی / چاوشلو) ، </strong></span><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"> از یاران و سرداران <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4%d8%a7%d9%87">نادرشاه</a> افشار. در جهانگشای نادری استرآبادی (ص ۱۸۸ ـ ۱۸۹)، نام او باباخان چاپوشلو ضبط شده و در نسخه های دیگری از این کتاب چاوشلو آمده است (ص ۱۸۸، حاشیة ۳). مروی در عالم آرای نادری همه جا باباخان چاپوشی (ج ۱، ص ۱۱۲، ۲۵۴، ۲۷۹ و مواضع دیگر) و گلستانه در مجمل التواریخ یک جا باباخان چاوشلو (ص ۱۴۶) و در جای دیگر باباخان چاپوشلو ذکر کرده است (ص ۴۵۱). باباخان از ابتدای شهرت نادر در کنار وی بود. طایفه اش شاخه ای از ایل افشار بودند که در منطقة کلات و ابیوردِ خراسان سکونت داشتند و به دستور شاه عباس اول صفوی ، برای جلوگیری از نفوذ و هجوم ازبکان ، از موطن اصلی خود در آذربایجان و همزمان با نیاکانِ نادرشاه ، به صفحات شمال خراسان کوچیده بودند. در جنگ مهماندوست (۱۱۴۲) که میان سپاهیان نادر و قوای افغان درگرفت باباخان از خود شجاعت و کفایت نشان داد و همراه با عده ای از سرداران نادر مورد عنایت <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%b7%d9%87%d9%85%d8%a7%d8%b3%d8%a8-%d8%af%d9%88%d9%85">شاه طهماسب دوم</a> صفوی (حک . ۱۱۳۵ـ۱۱۴۵) قرار گرفت . بعد از آن نیز در همة جنگهای نادر برای بیرون راندن قوای عثمانی از خاک ایران و نیز سرکوب شورشهای داخلی همراه و کنار وی بود. در جریان تاجگذاری نادر در دشت مغان (۱۱۴۸) از هواداران به سلطنت رسیدن او بود. پس از جلوس نادر بر تخت سلطنت ، منصب بیگلربیگی هرات ، که در آن زمان از سمتهای مهم بود، به او سپرده شد. در لشکرکشی رضاقلی میرزا ولیعهد به قندهار (۱۱۴۹) و سپس به هند (۱۱۵۰) وی را همراهی کرد. وی پس از نبرد پیروزمندانه با سپاهیان ابوالفضل خان ازبک ، در بخارا، که سر به شورش برداشته بود، درحالی که به درون قلعة شلاوک (یا: شلدوک رجوع کنید به استرآبادی ، ص ۲۹۵، یا: شلوک رجوع کنید به مروی ، ج ۲، ص ۵۹۷ و مواضع دیگر) چشم دوخته بود گلوله ای به دهانش اصابت کرد و کشته شد (۱۱۵۰) و او را در مشهد به خاک سپردند (همان ، ج ۲ ، ص ۵۹۹).</p>
<p>منابع : محمد مهدی بن محمد نصیر استرآبادی ، جهانگشای نادری ، چاپ عبدالله انوار، تهران ۱۳۴۱ ش ؛ ابوالحسن بن محمد امین گلستانه ، مجمل التواریخ ، چاپ مدرس رضوی ، تهران ۱۳۵۶ ش ؛ محمد کاظم مروی ، عالم آرای نادری ، چاپ محمد امین ریاحی ، تهران ۱۳۶۴ ش .</p>
<p>/ رضا شعبانی /</span></p>
<h2  class="related_post_title">همچنین بخوانید :</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b4%d9%8a%d8%ae-%d8%b5%d8%af%d9%88%d9%82" title="زندگی شيخ صدوق">زندگی شيخ صدوق</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a8%d9%87%d8%ac%d8%aa-%d8%a7%d9%81%d9%86%d8%af%db%8c" title="بهجت افندی">بهجت افندی</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b4%db%8c%d8%b1-%db%8c%da%a9%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%da%a9%d8%a7%d9%86" title="اردشیر یکم &#8211; بابکان">اردشیر یکم &#8211; بابکان</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86" title="مجموعه کاریکاتور مشاهیر جهان:">مجموعه کاریکاتور مشاهیر جهان:</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%ad%d8%a7%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86%db%8c" title="زندگینامه ابوریحان بیرونی">زندگینامه ابوریحان بیرونی</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%da%a9%d9%85%d8%a8%d9%88%d8%ac%db%8c%d9%87" title="کمبوجیه">کمبوجیه</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a8%d9%86-%d9%88%d9%81%d8%a7" title="محمد بن وفا">محمد بن وفا</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%b3%d8%b7%d8%a7%d9%85%db%8c" title="بایزی بسطامی">بایزی بسطامی</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b1%d9%88%d8%a7" title="سخنان ارد بزرگ : فرمانروا">سخنان ارد بزرگ : فرمانروا</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%a1%d8%a7%d9%84%d8%af%d9%91%db%8c%d9%86-%d8%b3%d9%84%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d9%88%d9%84%d8%af" title="بهاءالدّین سلطان ولد">بهاءالدّین سلطان ولد</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%a2%d9%87%d9%86%da%af" title="دانلود آهنگ">دانلود آهنگ</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b9%d9%84%d9%8a-%d8%a7%d8%a8%d9%86-%d8%b3%db%8c%d9%86%d8%a7-%d8%a8%d9%84%d8%ae%db%8c" title="ابوعلی ابن سینا بلخی">ابوعلی ابن سینا بلخی</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a2%d9%86%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%be%d8%a7%d9%88%d9%84%d9%88%d9%88%db%8c%da%86-%da%86%d9%80%d9%90%d8%ae%d9%88%d9%81" title="آنتون پاولوویچ چـِخوف">آنتون پاولوویچ چـِخوف</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%81%d8%ae%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d8%b2%db%8c" title="درباره امام فخر رازی">درباره امام فخر رازی</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b5%d8%a7%d8%a6%d8%a8-%d8%aa%d8%a8%d8%b1%d9%8a%d8%b2%d9%8a-2" title="صائب تبریزی">صائب تبریزی</a></li></ul><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/mashahir/~4/j3PnB7CDv0I" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%90-%da%86%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b4%d9%84%d9%88-%db%8c%d8%a7-%da%86%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b4%db%8c-%da%86%d8%a7%d9%88%d8%b4%d9%84%d9%88/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%90-%da%86%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b4%d9%84%d9%88-%db%8c%d8%a7-%da%86%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b4%db%8c-%da%86%d8%a7%d9%88%d8%b4%d9%84%d9%88</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>سیدحسین بن رضا حسینی لاهیجی بادکوبی</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/mashahir/~3/FQHIiZsqFYQ/%d8%b3%db%8c%d8%af%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%86-%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%84%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%ac%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c</link>
		<comments>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b3%db%8c%d8%af%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%86-%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%84%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%ac%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 19:29:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مشاهیر]]></category>
		<category><![CDATA[مشاهیر تاریخ اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[مشاهیر تاریخ ایران]]></category>
		<category><![CDATA[چهره های ماندگار]]></category>
		<category><![CDATA[بادکوبی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ حکما]]></category>
		<category><![CDATA[حاشیه بر اسفار و الشّوارِق]]></category>
		<category><![CDATA[حاشیه بر کتاب الطهارة شیخ انصاری]]></category>
		<category><![CDATA[حسن زاده آملی]]></category>
		<category><![CDATA[دحسین بن رضا حسینی لاهیجی]]></category>
		<category><![CDATA[رضا حسینی لاهیجی]]></category>
		<category><![CDATA[صدرالمتألهین]]></category>
		<category><![CDATA[علوم ریاضی]]></category>
		<category><![CDATA[کلام]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mandegar.tarikhema.ir/?p=652</guid>
		<description><![CDATA[بادکوبی ،  سیدحسین بن رضا حسینی لاهیجی ، از علمای امامیه در قرن چهاردهم و از مدرسان بزرگ کلام و فلسفه و عرفان . در ۱۲۹۳ در قریه خوددلان از قراءِ بادکوبه به دنیا آمد و در ۲۸ شوال ۱۳۵۸ در نجف در گذشت . مقدمات علوم را نزد پدر فرا گرفت و پس [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>بادکوبی </strong>،  سیدحسین بن رضا حسینی لاهیجی ، از علمای امامیه در قرن چهاردهم و از مدرسان بزرگ <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%da%a9%d9%84%d8%a7%d9%85">کلام</a> و فلسفه و عرفان . در ۱۲۹۳ در قریه خوددلان از قراءِ بادکوبه به دنیا آمد و در ۲۸ شوال ۱۳۵۸ در نجف در گذشت . مقدمات علوم را نزد پدر فرا گرفت و پس از درگذشت او به تهران آمد و نزد میرزاابوالحسن جلوه و میرزا هاشم اشکوری و استادان دیگر فلسفه <span id="more-652"></span>و کلام و علوم ریاضی را آموخت . سپس به نجف رفت و در حوزه درس آخوند خراسانی و شیخ محمد حسن مامقانی به تحصیل اصول و فقه پرداخت و خود نیز تدریس علوم نقلی و عقلی را آغاز کرد. <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%a8%d8%a7%d8%af%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c">بادکوبی</a> به دلیل احاطه بر متون فلسفی و عرفانی و قدرت تفهیم و حسن تقریر، بنا به گفته آقا بزرگ طهرانی در نقباء البشر ، یکی از دو استاد مسلّم فلسفه نجف به شمار می رفت و شاگردان بسیار تربیت کرد، که از آن جمله است سیدمحمد حسین طباطبائی مؤلفِ تفسیر معروف المیزان (متوفی ۱۳۶۰ ش ) که اسفار و مشاعر و تمهید القواعد را نزد او خواند. با اینهمه ، مقام فقهی او نیز مورد توجه بوده است . از آثار او حاشیه بر کتاب الطهارة شیخ انصاری ، و <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%ad%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d9%81%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d9%84%d8%b4%d9%91%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%90%d9%82">حاشیه بر اسفار و الشّوارِق</a> را می توان نام برد.</p>
<p style="text-align: justify;">منابع : محّمد حسن آقا بزرگ تهرانی ، طبقات اعلام الشیعة ، ج ۲، جزء۱، نقباء البشر فی القرن الرابع عشر ، مشهد ۱۴۰۴، ص ۵۸۴-۵۸۵؛ محمد هادی امینی ، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام ، نجف ۱۳۸۴/۱۹۸۴، ص ۵۰، مرتضی انصاری ، زندگانی و شخصیت شیخ مرتضی انصاری ، اهواز ۱۳۸۰، ص ۳۶۶؛ حسن حسن زاده آملی ، «علامه طباطبایی در منظره عرفان نظری و عملی »، کیهان اندیشه ، ش ۲۶ (مهر و آبان ۱۳۶۸ ش )، ص ۹؛ عزالدین زنجانی ، &#8220;علامه طباطبایی : جامع حکمت و شریعت &#8220;، کیهان فرهنگی ، سال ۶، ش ۸ (آبان ۱۳۶۸ ش )، ص ۲؛ منوچهر صدوقی سها، <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%ad%da%a9%d9%85%d8%a7">تاریخ حکما</a> و عرفاء متأخّر بر <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%b5%d8%af%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%aa%d8%a3%d9%84%d9%87%db%8c%d9%86">صدرالمتألهین</a> ، تهران ۱۳۵۹ ش ، ص ۷۱-۷۲٫</p>
<p style="text-align: justify;">/عبدالحسین شهیدی صالحی /</p>
<h2  class="related_post_title">چهره های مرتبط :</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%af%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c" title="بادکوبی">بادکوبی</a></li></ul><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/mashahir/~4/FQHIiZsqFYQ" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b3%db%8c%d8%af%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%86-%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%84%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%ac%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b3%db%8c%d8%af%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%86-%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%84%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%ac%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>بابک خرّم دین ،  پیشوای خرّمدینان</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/mashahir/~3/CSOxxoQYptQ/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%da%a9-%d8%ae%d8%b1%d9%91%d9%85-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%8c-%d9%be%db%8c%d8%b4%d9%88%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%b1%d9%91%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%86</link>
		<comments>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%da%a9-%d8%ae%d8%b1%d9%91%d9%85-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%8c-%d9%be%db%8c%d8%b4%d9%88%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%b1%d9%91%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%86#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 19:17:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مشاهیر]]></category>
		<category><![CDATA[مشاهیر ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[چهره های ماندگار]]></category>
		<category><![CDATA[آذربایجان]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[اعراب]]></category>
		<category><![CDATA[البدء والتاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[بابنک خرم دین]]></category>
		<category><![CDATA[تازی]]></category>
		<category><![CDATA[خرددینان]]></category>
		<category><![CDATA[خلافت عباسی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی بابک خرم دین]]></category>
		<category><![CDATA[عباسی]]></category>
		<category><![CDATA[قلعه بابک خرم دین]]></category>
		<category><![CDATA[واقدبن عمروالتّمیمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mandegar.tarikhema.ir/?p=649</guid>
		<description><![CDATA[بابک خرّم دین ،  پیشوای خرّمدینان * در آذربایجان که در آغاز قرن سوم برضدّ خلافت عبّاسی شورش کرد.
دربارة اصل و نسب او روایت قابل اعتمادی در دست نیست . یک روایت در الفهرست (ص ۴۰۴) و روایت دیگری در تاریخ طبری (سلسلة سوم ، ص ۱۲۳۲)، که هر دو ساختة دشمنان بابک و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: Times New Roman; font-size: small;"><strong>بابک خرّم دین ، </strong></span><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"> پیشوای خرّمدینان * در <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86">آذربایجان</a> که در آغاز قرن سوم برضدّ خلافت عبّاسی شورش کرد.</p>
<p>دربارة اصل و نسب او روایت قابل اعتمادی در دست نیست . یک روایت در الفهرست (ص ۴۰۴) و روایت دیگری در تاریخ طبری (سلسلة سوم ، ص ۱۲۳۲)، که هر دو ساختة دشمنان بابک و خرّمدینان است ، در نسبِ او طعن کرده و او را ثمرة ازدواجی غیرشرعی دانسته اند. روایت دیگری که در الاخبارالطوال (ص ۴۰۲) آمده است و آن نیز اصلی ندارد او را از فرزندان مطّهربن فاطمه دختر ابومسلم * خراسانی می داند. این روایت ساختة خودِ خرّمیان است که منتظر بودند تا کسی از نسل ابومسلم ، ملک را از دست بنی عبّاس بگیرد (مقدسی ج ۴، ص ۳۱، ج ۶، ص ۹۵).<span id="more-649"></span><br />
روایتی که در الفهرست دربارة نسبِ بابک و جوانی او آمده مأخوذ است از کتابی به نام اخبار بابک تألیف واقدبن عمروالتّمیمی که در دست نیست . ظاهراً مطالب کتاب <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%af%d8%a1-%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae">البدء والتاریخ</a> دربارة بابک نیز مأخوذ از همین کتاب است . به موجب این روایت ، جاویدان بن سُهْرَک (در تاریخ طبری و بعضی از مآخذ دیگر جاویدان بن سهل ) یا شَهْرک (در التنبیه والاشراف ) رئیس جاویدانیّه (از خرّمیان ) هنگام بازگشت از زنجان در دهِ بلال آباد از گِزیر (مأمور پذیرایی از تازه واردان به ده ) تقاضای منزل می کند و گِریز، برای توهین ، او را در منزل مادر بابک جای می دهد. این رفتار نشان می دهد که مردم ده و رئیس آن مسلمان بوده اند و نمی خواسته اند که از یک نفر «خرّمی » در جای آبرومندانه ای پذیرایی کنند. جاویدان از کاردانی بابک خوشش می آید و با اجازة مادرش او را همراه می برد تا سرپرست اموال و املاک خود سازد. پس از زمانی که بابک نزد جاویدان به سر می برد جاویدان بر اثر زخمی در می گذرد و زنِ جاویدان که عاشق بابک شده بود به یاران جاویدان می گوید که روح او در بابک حلول کرده است و او جانشین جاویدان است . زن جاویدان طیّ تشریفاتی بابک را جانشین جاویدان و پیشوای خرّمیان می سازد و خود نیز به ازدواج او درمی آید. این قسمت از منقولات کتاب اخبار بابک درست به نظر می آید زیرا چنانکه از منابع دیگر نیز برمی آید خرّمیان به تناسخ معتقد و قائل به «تغییر اسم و تبدیل جسم » بودند (مقدسی ج ۴، ص ۳۱). نیز تشریفاتی که زن جاویدان بنابراین روایت برای ارتقای بابک به مقام رهبری خرّمیان ترتیب داده بود اصیل می نماید.</p>
<p>بابک ، اندک زمانی پس از وصول به جانشینی جاویدان و ریاست خرّمیان ، بر ضدّ خلافت عبّاسی شورید و بر قسمت مهمّی از آذربایجان شمالی و شرقی چیره شد. به گفتة ابن ندیم (ص ۴۰۶)، خرّمیان اهل قتل و جنگ و غصب اموال نبوده اند. مقدسی (ج ۴، ص ۳۰ ـ ۳۱) می نویسد که خرّمیان اصحاب ادیان دیگر را مُصیب می دانستند و از ریختن خون پرهیز داشتند مگر به هنگامی که عَلَم خلاف برافرازند. پس چه باعث شد که بابک عَلَم خلاف برافراشت ؟ برای شورش بابک می توان علل سیاسی و روحی و دینی و اقتصادی ذکر کرد. مرگ هارون الرشید در ۱۹۳ منجر به جنگ امین ومأمون و کشته شدن امین و وقوع فتنه و آشوب در بغداد و عراق شد. طبری (سلسلة سوم ، ص ۱۰۱۵) آغاز «حرکت » بابک را در ۲۰۱ ذکر کرده است و این سال اوج فتنه در بغداد و عراق بود. بغدادیان ، یعنی در حقیقت خاندان بنی عبّاس و اتباع ایشان ، از تسلّط حسن بن سهل و ایرانیان بر بغداد ناراضی بودند. مأمون ، در اثنای این بحران ، امام علی بن موسی الرّضا علیه السلام را ولی عهد خود کرد و خبر آن را به اطراف و اکناف نوشت . بغدادیان پس از اطلاع از این کار مخالفت خود را ظاهر ساختند و مأمون را از خلافت خلع کردند و ابراهیم بن مهدی را به جای او نشاندند. در این سال قحطی و گرسنگی در خراسان و ری و اصفهان بروز کرد و مرگ و میر در میان مردم افتاد. بنا به گفتة یعقوبی (ج ۲، ص ۵۴۰)، در ۱۹۸ بیشتر ولایات عراق و شام و یمن و آذربایجان و ارمنستان از مرکز خلافت اطاعت نمی کردند و در این ولایات بعضی از سرداران عرب سر به شورش برداشته بودند. در یکی از این سالهای پرآشوب ، مأمون حاتِم بن هرثَمْة بن اَعْیَن را به حکومت ارمنستان فرستاد، ولی چند روز پس از این انتصاب ، به حاتِم خبر رسید که پدرش هرثمه در زندان مأمون مرده است . پس با مأمون به مخالفت برخاست و با بِطْریقان (رؤسا و ملاّ کان بزرگ ) ارمنستان و با بابک و خرّمدینان به مکاتبه پرداخت و کار مسلمانان را در نظر ایشان سهل و ناچیز جلوه داد تا آنکه بابک و خرّمیان سر برآوردند و بابک بر آذربایجان چیره شد.</p>
<p>بنابه گفتة مقدسی ، خرّمدینان پس از کشته شدن ابومسلم به دست منصور خلیفة عبّاسی سخت به خشم آمده بودند و این امر ظاهراً برای آن بود که ابو مسلم را همچون کسی می دیدند که در برابر عرب قیام کرده بود و به همین دلیل پس از قتل او در پی تحقّق آرزوهایش بودند و می خواستند ملک و سلطنت را به ایرانیان بازگردانند ( ج ۵، ص ۱۳۴). پس نهضت خرّمدینی نه تنها نهضتی دینی که سیاسی و ملّی نیز بود. به دلیلِ فقدان مدارک نمی توان ابومسلم را از خرّمدینان دانست و حتی انگیزة مجاهدات او را در راه تحکیم خلافت بنی عباس و برانداختن بنی امیّه نمی توان به مخالفت او با عرب یا به طریق اولی &#8216; با <a href="http://mandegar.tarikhema.ir/tag/%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85">اسلام</a> منسوب کرد، ولی ارباب مذاهب و ادیان غیراسلامی ایران و مخصوصاً خرّمدینان او را قهرمانی ملّی و ضدّ عرب می شمردند. خرّمدینان پس از قتل ابومسلم به دنبال فرصتی بودند تا سربرآورند، و مرگ هارون الرّشید و وقایع سالهای ۱۹۳ تا ۲۰۱ فرصتی در اختیارشان گذاشت که بابک از آن استفاده کرد.</p>
<p>عامل روانی دیگری نیز در کار بود و آن اینکه خرّمدینان را ظاهراً مسلمانان ، اعمّ از عرب و ایرانی ، تحقیر می کردند. داستان رفتار توهین آمیز گزیرِده بلال آباد با جاویدان حاکی از این معنی است . مقدسی می نویسد که اصحاب بابک در فقر و ذلّت به سر می بردند (ج ۶، ص ۱۱۶، در آنجا باید به جای «کانَ»، «کانوا» خواند). ظاهراً مردم خرّمی مذهب آن روستاها و نواحی ، که از ذلّت و خواری رنج می برده و بنا به عقاید دینی خود منتظر قیام بوده اند، به دستور بابک شوریده و عمّال و مأموران خلیفه را به شرحی که در البدء والتاریخ (همانجا) آمده به قتل رسانده اند. این برخورد خونین ، مسلمانانِ شهرهای دیگر را تهییج کرد وبه جنگ با خرّمیان که آن را جهاد می دانستند برانگیخت . چنانکه در منابع آمده است ، در سپاه افشین عدّة زیادی از «مطوّعه » یا داوطلبان جهاد بوده اند.</p>
<p>گذشته از علل سیاسی و روانی ، عامل اقتصادی را نیز نباید از نظر دور داشت . بنا به گزارش مقدسی (همانجا)، اصحاب بابک و خرّمدینان در تنگدستی می زیستند. این تنگدستی به طور کلّی ناشی از تحکم عمّال دولتی و جنگهای امرای محلی با یکدیگر بوده است . زورگویی عمّال امری عادی بوده است ، ولی شورش بر ضدّ خلافت موجب تجمّع ستمدیدگان شده است . بنا به نقل ابن ندیم (ص ۴۰۷) از کتاب اخبار بابک ، زن جاویدان به بابک گفته بود که از قول جاویدان به خرّمیان خواهد گفت که بابک «جبّاران » را خواهد کشت و دین مزدکی را احیا خواهد کرد و آنها را که خوار و پست بوده اند عزیز و والا خواهد کرد. پس یکی از بهانه های این قیام مبارزه با جبّاران و رفع ذلّت و پستی از مردم و احیای آیین مزدک یعنی به عقیدة ایشان ایجاد مساوات در اموال بوده است .</p>
<p>چون خبر شورش بابک به گوش مأمون رسید، یحیی بن مُعاذبن مسلم از موالی بنی ذُهْل (از شاخه های قبیلة بنی شیبان ) را مأمور ارمنستان و آذربایجان و سرکوب بابک کرد. بنا به گفتة یعقوبی ، یحیی بن معاذ با بابک چندین جنگ کرد که در آنها هیچ یک از دو طرف به پیروزی دست نیافتند. پس از آن مأمون عیسی بن محمدبن ابی خالد را مأمور جنگ با بابک کرد و او با سپاهیان معروف به «حَرْبیّه » عازم جنگ شد (ج ۲، ص ۵۶۴)، امّا شکست خورد و ناگزیر به ارمنستان بازگشت . شکست عیسی از بابک به قول طبری (سلسلة سوم ، ص ۱۰۴۵) در ۲۰۶ بوده است .</p>
<p>چون کار بابک بالا گرفت مأمون زُرَیْق بن علیّ بن صدقة الاْزدی را به جنگ او فرستاد، ولی او نیز کاری از پیش نبرد و مأمون محمدبن حُمَیْد طوسی را مأمور دفع غائله کرد. محمدبن حمید سردار بزرگ و مشهوری بود و شعرای نامدار مانند بُحْتری و ابوتمام طائی او را مدح کرده اند. محمد در آغاز به پیروزیهایی دست یافت ، ولی در راهی سخت و باریک به او حمله شد وبه قتل رسید. به گفتة طبری این واقعه روز شنبه ۲۵ ربیع الاول ۲۱۴ در «هشتاد سر» اتفاق افتاد.</p>
<p>مأمون پس از آن عبداللّه بن طاهر را مأمور جبال و آذربایجان و ارمنستان کرد. عبداللّه بن طاهر تا دینور رفت و از آنجا به فرماندهانی که با محمدبن حمید بودند دستور داد تا در مواضع خود بمانند. در این میان طلحة بن طاهر که حاکم خراسان بود درگذشت و مأمون عبداللّه بن طاهر را به جای او مأمور خراسان کرد و عبداللّه به خراسان رفت (یعقوبی ، ج ۲، ص ۵۶۵). به گفتة طبری (سلسلة سوم ، ص ۱۱۰۲)، مأمون او را میان جنگ با بابک و رفتن به خراسان مخیّر ساخت و او حکومت خراسان را برگزید. آنگاه مأمون علی بن هشام را مأمور آذربایجان و جنگ با بابک کرد. رفتار علیّبن هشام مقبول امرای آذربایجان نیفتاد و مأمون او را احضار کرد وبه قتلش فرمان داد. به گفتة طبری (سلسلة سوم ، ص ۱۱۰۷)، علی بن هشام قصد داشته است که نزد بابک برود.</p>
<p>گرفتاریهای مأمون در ۲۱۶ و ۲۱۷ و ۲۱۸ در جنگ با روم شرقی و مرگ او در ۲۱۸ موجب شد که خرّمیان در قسمتهای دیگر ایران یعنی در اصفهان و ری و ماسبذان و مهرجان کذک (لرستان ) سر برآوردند و شاید این امر به تشویق و تحریک بابک بوده است . شورش خرّمیان در این قسمت از ایران در جنگ خونینی که میان ایشان و سردار معتصم به نام اسحاق بن ابراهیم بن مُصْعَب درگرفت به شکست خرّمیان و کشتار عظیم ایشان منجر شد.</p>
<p>شورش خرّمیان در اصفهان و همدان و لرستان ، و قدرت روز افزون بابک در آذربایجان ، موجب شد که معتصم ، برخلاف مأمون ، خطر بابک را بسیار جدّی تلقی کند. به همین دلیل معتصم همة همّ و نیروهای خود را صرف برانداختن بابک کرد. برای این کار یکی از سرداران بزرگ خود به نام خیذربن کاووس معروف به افشین را که از بزرگ زادگان فرغانه بود برگزید و سردار بزرگ دیگری به نام ابوسعید محمدبن یوسف طائی ثَغْری را همراه او ساخت . معتصم دستور داد تا افشین باروها و دژهایی راکه بابک میان زنجان و اردبیل خراب کرده بود مرمت کند و در مواضع مناسب لشگرگاههایی برای حفظ راهها و تأمین وصول قوای کمکی و ارسال خواربار و تجهیزات از بغداد به اردبیل مستقر سازد.</p>
<p>ظاهراً هدف بابک از ویران کردن قلاع و استحکامات سر راه این بود که راههای مواصلاتی میان زنجان و اردبیل را مختل کند و بدین وسیله بقایای لشکریان خلیفه را در شهرها وقصبات منزوی سازد و دست ایشان را از مرکز خلافت کوتاه کند و بعد بر ایشان بتازد و کارشان را یکسره کند. از نقشه های جنگی او یکی هم آن بود که در مواضع مناسب کمین می کرد و به کاروانهای حاملِ خواربار و تجهیزات حمله می برد. در اجرای این نقشه توفیقهایی نیز به دست آورده بود.</p>
<p>افشین با آمادگی کامل و تجهیزات مفصّل به راه افتاد. ارتباط کامل بغداد را با اردبیل تأمین کرد و در محلی به نام بَرْزَنْد * در چهار فرسنگی اردبیل فرود آمد و آنجا راکه تا قلعة بَذّ * ، پایگاه اصلی بابک ، هفت فرسنگ فاصله داشت لشکرگاه خود قرار داد و در فاصلة میان دو قلعه خندقهایی کند. شبکة جاسوسی و خبرگیری منظمی هم برقرار کرد. سپاهیانش که مرکّب از عرب و ترک و فرغانه ای و داوطلبان جهاد (مطوّعه ) بودند به همه گونه تجهیزات رزمی مجهّز بودند.</p>
<p>چون امرای محلّی آذربایجان دریافتند که معتصم با تمام قوا تصمیم به برانداختن بابک گرفته است ، از بابک روی برتافتند یا از کمک به او خودداری کردند. محمّدبن البعیث که از امرای محلّی آذربایجان بود و از مرند تا کنار دریاچة اورمیه و تبریز در تصرف او بود ودر ایّام شوکتِ بابک ناچار از او اطاعت می کرد چون از لشکرکشی بی سابقة افشین آگاهی یافت روی از بابک برتافت و عصمت کردی یکی از فرستادگان و «اسپهبذان » بابک را بغدر گرفت و نزد المعتصم فرستاد. المعتصم از عصمت دربارة متصرّفات بابک و راهها و گذرگاههای بلاد او و روش جنگی او اطلاعات بسیاری به دست آورد که البته در پیروزیهای افشین مؤثر افتاد.</p>
<p>درجنگی که در ۲۲۰ میان بابک و افشین در محلّی به نام اَرْشَق روی داد بابک شکست خورد و ناچار شد که از متصرّفات خود در اطراف اردبیل و برزند دست بکشد و به صحرای مُغان برود و از آنجا به قلعة بذ، که دژ اصلی او بود، پناه برد.</p>
<p>در ۲۲۱ در ناحیة هشتادسر، میان یکی از سرداران افشین به نام بُغای بزرگ و بابک جنگی درگرفت که به شکست بغا انجامید امّا در جنگهای بعدی شکست در جانب بابک بود.</p>
<p>در ۲۲۲ معتصم یکی دیگر از سرداران خود به نام جعفربن دینارالخیّاط را به یاری افشین فرستاد و پس از آن غلام خود ایتاخ را با سی میلیون درهم برای مخارج جنگی و مواجب سپاهیان گسیل کرد. ظاهراً پس از شنیدن این خبر بود که بابک به تئوفیل (توفیل ) امپراتور روم شرقی متوسل شد و او را به جنگ با معتصم برانگیخت تا شاید بتواند از شدّت فشار سپاه افشین بر خود بکاهد. بنا به گفتة طبری (سلسلة سوم ، ص ۱۲۳۴)، چون بابک بر ضعف خود یقین کرد و خود را به هلاکت نزدیک دید، نامه ای به پادشاه روم نوشت به این مضمون که پادشاه عرب همة سپاهیان و جنگیان و حتّی خیّاط (یعنی جعفربن دینار) و طبّاخ (یعنی ایتاخ ) خود را به جنگ من فرستاده و کسی در دربار خلیفه نمانده است ، اگر می خواهی به او حمله کنی بدان که کسی در آنجا نیست که رو در روی تو بایستد.</p>
<p>ازگزارشهای طبری برمی آید که خودِ معتصم نیز دستورهای جنگی صادر می کرد و دربارة ادارة امور جنگ به افشین پیامهایی می فرستاد، تا آنجا که بسیاری از داوطلبان یا مطوّعه این کندی را از خود افشین دانستند و او را به اهمال و تعلّل در کار بابک متهم ساختند. بعدها، هنگامی که افشین را به دستور خلیفه به محاکمه کشاندند و مازیار را با او روبرو ساختند، مازیار مدعی شد که افشین به او پیغام فرستاده بود که بابک خود را از روی حماقت به کشتن داد و هرچه من (یعنی افشین ) کوشیدم تا مرگ را از او بازگردانم ممکن نشد (طبری ، سلسلة سوم ، ص ۱۳۱۱). شاید این سخنِ افشین اشاره به قول امانی بوده است که در روز پنجشنبه نهم رمضان ۲۲۲ هنگام حمله به قلعة بذ برای بابک فرستاده بود (یعقوبی ، ج ۲، ص ۵۷۸ ـ ۵۷۹).</p>
<p>پس از جنگهای سخت که بکندی پیش می رفت ، سرانجام سپاه افشین به کوه بَذ رسید. بابک بر سر راه دشمن چاهها و حفره ها کنده بود و پای اسبهای سپاه افشین در آنها فرو می رفت . در اینجا دستة «گِلْغَریّه » به کمک رسیدند و دیوارهای خانه های سر راه را خراب کردند و چاهها را پرکردند. بابک گردونه ای پر از سنگ بر بالای کوه آماده کرده بود و چون سپاهیان افشین خواستند از کوه بالا بروند آن گردونه را بر سر ایشان غلتاند، ولی این تدبیر نیز مفید نیفتاد و سرانجام سپاهیان و داوطلبان به درون قلعة بذ راه یافتند. اصحابِ بابک سخت دفاع کردند و افشین دستور داد تا خانه ها و کاخهای ایشان را آتش زدند. بابک از درِ دیگر قلعه وارد شد و پس از آن مقداری مال و توشه با خود برداشت و بیرون رفت و از رود ارس گذشت و خود را در پناه تپه ها و بیشه ها به ارمنستان رساند. افشین دستور داده بود که سر راهها و گردنه ها و راههای خروج از بیشه ها را بگیرند. در این میان امان نامه ای از معتصم رسید و افشین از یاران بابک که اسیر شده بودند خواست تا امان نامه را نزد بابک ببرند، اما کسی از ترس بابک جرأت این کار را نداشت . سرانجام دو تن از جان گذشته حاضر شدند که امان نامه را به بابک نشان دهند به شرط آنکه افشین در صورت کشته شدن ایشان حافظ عیال و اولادشان بشود. پسر بابک نیز نامه ای به همراه ایشان برای پدرش فرستاد. اما بابک بی آنکه نامه را بخواند به آورندة آن دشنام داد و او را کشت و نامه را بی آنکه مُهْر از آن بردارد به گردن مقتول آویخت و آنگاه روبه دیگری کرد و دشنامهای سختی به پسرش داد و او را بندة پستِ بی مقدار خواند و از پدری او اظهار بیرازی کرد.</p>
<p>بابک ، با یکی دو تن از همراهانِ خود، خسته و گرسنه به ارمنستان رسید. در آنجا، به تفصیلی که در طبری آمده است ، سَهْل بن سُنْباطِ ارمنی ، از مالکان و امرای آن سامان ، او رابه بهانة پذیرایی به قصر خود دعوت کرد و بعد او را گرفت و تسلیم افشین کرد. افشین در برابر این خدمت صدهزار درهم به پسر او و یک میلیون درهم برای خود او از معتصم گرفت و کمربندی گوهرنشان و تاجی که علامت «بطریقان » بود به او داد و سهل بدین ترتیب به مقام بطریقی ارتقایافت (طبری ، سلسلة سوم ، ص ۱۲۳۲). برادر بابک به نام عبداللّه نیز که هنگام فرار بابک همراه او بود به یکی از بزرگان ارمنی به نام عیسی بن یوسف خواهرزادة اصطفانوس (استپان ) پادشاه بَیْلَقان * پناه برد و او هم عبداللّه را گرفت و تسلیم افشین کرد.</p>
<p>دوتن از سرداران افشین به نامهای یوزباره (یا: یوباره ) و «دیوداد» روز دهم شوّال ۲۲۲ بابک را به برزند نزد افشین بردند و افشین اورا به سامرّا برد. در شب پنجشنبه سوم صفر۲۲۳ وارد این شهر شدند. در آنجا به دستور معتصم لباسی از دیبا و کلاهی از سمور بر بابک پوشاندند و سوار فیلش کردند و از مَطیره تا باب العامه برای تماشای عامه گرداندند. سپس به طرز فجیعی که در تاریخ آمده او را کشتند و تنش را به دار آویختند (محّلِ داری که بابک را به آن آویخته بودند تا مدتی در سامرّا معروف بود). برادرش عبداللّه را نیز در بغداد نخست به همان شکل فجیع کشتند و تنش را درقسمت شرقی میان دوجِسْر به دار آویختند.</p>
<p>دربارة عدّة کسانی که در طی بیست سال به دست بابک کشته شده و زنانی که به دست او اسیر شده بودند مطالبی در کتب تاریخ آمده است که مبالغه آمیز به نظر می رسد، بویژه که این اخبار از سوی مخالفانِ بابک به دست ما رسیده است .</p>
<p>دربارة قلعة بَذّ و وضع کنونی آن رجوع کنید به مقالة بَذّ * .</p>
<p>منابع : ابن خرداذبه ، المسالک والممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ۱۸۸۹، ص ۱۲۱؛ ابن ندیم ، الفهرست ، چاپ رضا تجدد، تهران ۱۳۵۰ ش ؛ احمدبن داود دینوری ، الاخبار الطوال ، چاپ عبدالمنعم عامر، قم ۱۳۶۸ ش ، ص ۴۰۲ به بعد؛ محمدبن جریر طبری ، تاریخ الرسل و الملوک ، چاپ دخویه ، لیدن ۱۸۷۹ـ۱۸۹۶، چاپ افست تهران ۱۹۶۵؛ سیف الله کامبخش فرد، «قلعة جمهور یا دژ بذ جایگاه خرمّدین »، بررسیهای تاریخی ، دورة ۱، ش ۱ (دی ۱۳۴۵ ش )، ص ۱ـ۲۸؛ علی بن حسین مسعودی ، التنبیه والاشراف ، لیدن ۱۸۹۴؛ همو، مروج الذهب ، چاپ شارل پلا، بیروت ۱۹۶۵ـ۱۹۷۹، ج ۵؛ مطهربن طاهر مقدسی ، کتاب البدء والتاریخ ، پاریس ۱۸۹۹ـ ۱۹۱۹، چاپ افست تهران ۱۹۶۲؛ حسن بن علی نظام الملک ، سیرالملوک (سیاست نامه ) ، چاپ هیوبرت دارک ، تهران ۱۳۵۵ ش ، ص ۳۱۳ـ۳۱۹؛ احمدبن اسحاق یعقوبی ، تاریخ یعقوقی ، لیدن ۱۸۸۳٫</p>
<p>/عباس زریاب /</span></p>
<h2  class="related_post_title">چهره های مرتبط :</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%a7%d8%a8%d9%86-%d9%88%d9%84%db%8c%d8%af" title="ابراهیم ابن ولید">ابراهیم ابن ولید</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d8%b9%d8%b8%d9%85-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b5" title="زندگینامه پیامبر اعظم محمد (ص)">زندگینامه پیامبر اعظم محمد (ص)</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%91%d9%87-%d8%a8%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c" title="امان اللّه بنارسی">امان اللّه بنارسی</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a7%d8%b3%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c%d9%84" title="اسماعیل">اسماعیل</a></li><li><a href="http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%b3%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c" title="سلمان فارسی">سلمان فارسی</a></li></ul><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/mashahir/~4/CSOxxoQYptQ" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%da%a9-%d8%ae%d8%b1%d9%91%d9%85-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%8c-%d9%be%db%8c%d8%b4%d9%88%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%b1%d9%91%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%86/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://mandegar.tarikhema.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%da%a9-%d8%ae%d8%b1%d9%91%d9%85-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%8c-%d9%be%db%8c%d8%b4%d9%88%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%b1%d9%91%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%86</feedburner:origLink></item>
	</channel>
</rss><!-- Dynamic page generated in 2.869 seconds. --><!-- Cached page generated by WP-Super-Cache on 2010-03-17 09:51:02 -->
