<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" version="2.0">

<channel>
	<title>گيس گلابتون</title>
	
	<link>http://tarsimm.com</link>
	<description>درباره هنر نقاشی و زندگی روزمره</description>
	<lastBuildDate>Tue, 02 Feb 2010 20:05:03 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/golabtoon" /><feedburner:info uri="golabtoon" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><feedburner:browserFriendly></feedburner:browserFriendly><item>
		<title />
		<link>http://tarsimm.com/archives/598</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/598#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 02 Feb 2010 20:05:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[خودمونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=598</guid>
		<description><![CDATA[در حین سر زدن به کارای پاستلم برخوردم به یک صفحه از ویژه نامه شرق مورخ خرداد ۸۵ که کاور یکی از کارام بود.


متنش رو اینجا بخونید.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;">در حین سر زدن به کارای پاستلم برخوردم به یک صفحه از ویژه نامه شرق مورخ خرداد ۸۵ که کاور یکی از کارام بود.</p>
<p style="text-align: center;">
<img class="aligncenter" src="http://img96.yfrog.com/img96/743/img38252.jpg" alt="" width="503" height="356" /></p>
<p style="text-align: right;">متنش رو <a href="https://www.aftab.ir/articles/politics/plitical_history/c1c1149420826_khomeini_p1.php" target="_self">اینجا </a>بخونید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/598/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ارتباط</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/594</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/594#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 29 Dec 2009 15:48:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[خودمونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=594</guid>
		<description><![CDATA[مدتی پیش پستی رو نوشته بودم در حمایت از دولت اصلاحات (و نه شخص خاصی). امیدوار بودم که بشه اون دولت رو با روتوش هایی احیا کرد تا جو جامعه و خصوصا قشر روشنفکر بتونن نفس بکشند و خودش بتونه مقدمه ای بشه برای جلوگیری از بلاهای آتی از جمله اقتصاد نفتی &#8211; دشمن تراشی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مدتی پیش پستی رو نوشته بودم در حمایت از دولت اصلاحات (و نه شخص خاصی). امیدوار بودم که بشه اون دولت رو با روتوش هایی احیا کرد تا جو جامعه و خصوصا قشر روشنفکر بتونن نفس بکشند و خودش بتونه مقدمه ای بشه برای جلوگیری از بلاهای آتی از جمله اقتصاد نفتی &#8211; دشمن تراشی بین المللی &#8211; فرار مغزها. قشر نخبه جامعه ممکنه تعدادشون اقلیت باشه اما سردمداران یک مملکت اگر باهوش باشند می تونند ازشون به عنوان دماسنج برای سنجیدن آینده کشور  استفاده کنند. با شکستن دماسنج درجه حرارت اتاق تغییر نمی کنه بلکه این ما هستیم که خودمون رو در بی خبری غوطه ور می کنیم و حالمون رو به آینده می فروشیم. و متوجه نیستیم که بی خبری باعث می شه تا بلاهای قریب الوقوع سرمون بیاد بدون اینکه ما براش آمادگی داشته باشیم.</p>
<p>و به نظرم هنوز هم دیر نیست. شاید یک انتخابات دیگه بتونه اون دولت دوست داشتنی و آینده نگر رو حاکم کنه.</p>
<p>راستش آدمی نیستم که از هر کسی دفاع کنم و دفاع کردنم هم بی دلیل باشه. دلیل حمایتم هم از دولت اصلاحات (و بازهم تاکید می کنم نه هیچ شخص خاصی) خوابی بود که یکی از عزیزانم دیده بود که به ایمانش و رویاهای صادقه ای که می بینه اعتقاد محض دارم که خانم سیده ای هم هستن و شب قبل از دوم خرداد خواب دیده بودند که حضرت امام مهر خاص خودش رو روی دست چپ ایشون می زنه.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/594/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>صدای خنده خدا</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/592</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/592#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Dec 2009 11:58:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[خودمونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=592</guid>
		<description><![CDATA[به نظرم ساده ترین معنایی که می شه برای جبر و اختیار متصور شد انتخاب آگاهانه از بین معدود راه های پیش روه. آدم ها انتخاب های معدودی دارند و شیوه و سبک زندگیشون اونها رو به یکی از راه های موجود سوق می ده. به نظر می آد ما آدم ها در عین اختیار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به نظرم ساده ترین معنایی که می شه برای جبر و اختیار متصور شد انتخاب آگاهانه از بین معدود راه های پیش روه. آدم ها انتخاب های معدودی دارند و شیوه و سبک زندگیشون اونها رو به یکی از راه های موجود سوق می ده. به نظر می آد ما آدم ها در عین اختیار در دنیای مدیریت شده ای قرار داریم.</p>
<p>اگه بتونم شب و روز به فلسفه ی جبر و اختیار فکر می کنم و به کوچیک بودن سایز و اندازه آدم در این دنیای بزرگ. و به موثر بودن بعضی از آدم ها نسبت به بعضی دیگرشون.</p>
<p>گاهی انتخاب هایی می کنیم و در مسیرهایی قرار می گیریم که بازگشت ازشون غیر ممکنه. در انتخابمون هم تنها به بعریف و تمجید اطرافیانمون تکیه می کنیم. یادمون می ره که کسی بالای سر ماست که همه چیز رو اون آفریده و مکنت و جلال و جبروت آدم ها همه از اونه. و اگه بخواد در کسری از ثانیه می تونه همش رو پس بگیره. بهتره تو انتخاب هامون و تصمیماتمون خودمون رو تنها فرض کنیم و در جایگاه جواب پس دادن. گاهی باید چشم هامون رو بازتر کنیم و ببینیم که اون چیز که مدام بهش ضربه می زنیم و می خوایم نابودش کنیم راه نجاتیه که خدا پیش روی ما قرار داده. بهتره کمتر اشتباه کنیم یا حداقل بی پروا اشتباه نکنیم.</p>
<p>این روزها زیاد به جبر و اختیار فکر می کنم و به تصمیماتی که آدم ی کوچک رو بزرگ می کنه و آدم های بزرگ رو کوچیک. به حقارت ما آدم ها و صدای خنده خدا که این روزها بلند تر از همیشه می شنوم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/592/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>و گاهی</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/588</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/588#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 14:43:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[خودمونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/588</guid>
		<description><![CDATA[و خداوند در پهنه وسیع خلقتش چقدر غریب است!
و نرید ان نمن علی الذین استضعفو فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>و خداوند در پهنه وسیع خلقتش چقدر غریب است!</p>
<p>و نرید ان نمن علی الذین استضعفو فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/588/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ورزش</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/587</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/587#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 14 Oct 2009 16:03:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[خودمونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/587</guid>
		<description><![CDATA[ورزش گوشه گمشده ی زندگی ما ایرانی هاست. شاید ورزش کردن خصوصا صبحگاهی اش چیزیه که قدمای ما ناخواسته رعایت می کردند و ما ناخواسته تو زندگی شهری مون فراموشش کردیم. بابا تعریف می کنه که روزی چند کیلومتر دوچرخه سواری می کرده تا به محل کارش برسه. یه جور فعالیت اجباری. الان به مدد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ورزش گوشه گمشده ی زندگی ما ایرانی هاست. شاید ورزش کردن خصوصا صبحگاهی اش چیزیه که قدمای ما ناخواسته رعایت می کردند و ما ناخواسته تو زندگی شهری مون فراموشش کردیم. بابا تعریف می کنه که روزی چند کیلومتر دوچرخه سواری می کرده تا به محل کارش برسه. یه جور فعالیت اجباری. الان به مدد سیستم حمل و نقل عمومی و بهونه هایی مث شلوغی و کمبود وقت پیاده روی معمولی هم از یادمون رفته. ما خانم ها هم که بهانه های جورتری داریم و نتیجتن ورزش رو کاملن بی خیال می شیم تا اینکه پا به سن می گذاریم و پوکی استخوان و قند و اوره و فشار و هزار مشکل دیگه تازهیامون می اندازه که بریم دو قدم پیاده روی کنیم و صبح ها پارک ها رو شلوغ.<br />
این همه مقدمه چینی برای این بود که تذکر بدم ما (مخصوصا زن ها) این گوشه خالی زندگی مون رو باید هر چه سریعتر پر کنیم. تا جوون هستیم و وقت هست ورزش رو داخل برنامه زندگی مون قرار بدیم تا به مشکلات خانم های پارکی برخورد نکنیم.<br />
- &#8211; -<br />
شهرداری در یک اقدام مناسب پارک ها رو مجهز به وسائل ورزشی کرده که متاسفانه دریغ از یه ۲۰ ساله که ازشون استفاده کنه.<br />
وقتشه که امروزی تر بشیم. وقتشه که نسیم خنک زندگی جدید وارد این گوشه خالی زندگی مون بشه و ورزش رو در صدر فعالیت های جنبی و تفریحی مون قرار بدیم. </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/587/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بازگشت …</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/585</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/585#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 16:21:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[خودمونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=585</guid>
		<description><![CDATA[باید اینجا تابلو می زدم که به دلیل تعمیرات مسدود است.
دو سه روزی تعمیرگاه بودیم. پنچرگیری و تعویض روغنی و بالانس و اینا.
به همت آقای برادر.
دو سه روزه داره تموم می شه و داریم بر می گردیم ولایت.
ممنون از همه دوستایی که حالم رو پرسیدند به هر نحو.
من خوبم و به زودی اینجا رو از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>باید اینجا تابلو می زدم که به دلیل تعمیرات مسدود است.<br />
دو سه روزی تعمیرگاه بودیم. پنچرگیری و تعویض روغنی و بالانس و اینا.<br />
به همت آقای برادر.<br />
دو سه روزه داره تموم می شه و داریم بر می گردیم ولایت.<br />
ممنون از همه دوستایی که حالم رو پرسیدند به هر نحو.<br />
من خوبم و به زودی اینجا رو از نو می سازم. به شیوه دوباره می سازمت وطن و این صحبتا.</p>
<p>چشم. به روی چشم. به شرطی که شما ها هم دوباره بنویسید مثل چند تا دوست پایه ای که کماکان می نویسند.<br />
چشم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/585/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قصه ی پرنده ام</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/580</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/580#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Sep 2009 10:45:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[خودمونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=580</guid>
		<description><![CDATA[بابا برام دوتا قناری گرفت.
پای یکیشون شکست.
بردیمش دکتر.
دکتره خندید گفت می خواین جداش کنم؟ گفتیم نه.
شربت کلسیم نوشت براش.
هر روز با قطره چکون کلسیوم می خوره.
چند روزه پاهه جوش خورده.
یه وقتایی سعی می کنه روش وایسه.
امید رو از این پرنده باید یاد گرفت.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بابا برام دوتا قناری گرفت.<br />
پای یکیشون شکست.<br />
بردیمش دکتر.<br />
دکتره خندید گفت می خواین جداش کنم؟ گفتیم نه.<br />
شربت کلسیم نوشت براش.<br />
هر روز با قطره چکون کلسیوم می خوره.<br />
چند روزه پاهه جوش خورده.<br />
یه وقتایی سعی می کنه روش وایسه.</p>
<p>امید رو از این پرنده باید یاد گرفت.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/580/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title />
		<link>http://tarsimm.com/archives/578</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/578#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Sep 2009 10:43:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[خودمونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/?p=578</guid>
		<description><![CDATA[می گن آدم خداشناس باید عذر پذیر باشه حتی اگه عذر موجهی در کار نباشه.
قربون این فرمول های خداشناسی برم که اینقدر کار خلق خدا رو آسون می کنه.
- &#8211; -
قضیه اینجاس که حالا یه کاری کردی شده دیگه انقدر دنبال آثار و شواهدش نباش. عدل زد و طرفت از خدا می ترسید.. نه بگو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>می گن آدم خداشناس باید عذر پذیر باشه حتی اگه عذر موجهی در کار نباشه.<br />
قربون این فرمول های خداشناسی برم که اینقدر کار خلق خدا رو آسون می کنه.<br />
- &#8211; -<br />
قضیه اینجاس که حالا یه کاری کردی شده دیگه انقدر دنبال آثار و شواهدش نباش. عدل زد و طرفت از خدا می ترسید.. نه بگو حالا طرفت دل دریایی داشت. ظرفیتش زیاد بود. حوصله نداشت پی هیچ قضیه ای رو بگیره. وقت نداشت اصلا طرف به قول مامان کلاریس &#8220;بگو من خر&#8221;!</p>
<p>ماه رمضونه یاد بگیریم ببخشیم. از اون مهمترم بخشیده شیم.<br />
- &#8211; -<br />
توضیح:<br />
این زهرایی که ملت ۲۰ ساله می شناسنش یا هشت سال یا چهار سال همون آدمه سابقه ها!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/578/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رنگینک</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/577</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/577#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 Sep 2009 11:41:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[خودمونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/577</guid>
		<description><![CDATA[دیروز تجربه ی جدیدی بود. رنگینک پختم.
امروز تجربه جدید تر: می خوایم زولبیا بپزیم. با مامانم.
گوبلن هم که می دوزیم. سر نخ قضیه کجاست؟
اینکه مامان خانم دو سالی دانشسرا رفتن.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دیروز تجربه ی جدیدی بود. رنگینک پختم.<br />
امروز تجربه جدید تر: می خوایم زولبیا بپزیم. با مامانم.<br />
گوبلن هم که می دوزیم. سر نخ قضیه کجاست؟<br />
اینکه مامان خانم دو سالی دانشسرا رفتن.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/577/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بیلبورد</title>
		<link>http://tarsimm.com/archives/576</link>
		<comments>http://tarsimm.com/archives/576#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 29 May 2009 20:51:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
				<category><![CDATA[خودمونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarsimm.com/archives/576</guid>
		<description><![CDATA[___ روز مونده به اتمام این گوبلنه!!
جای خالی را با عدد دلخواه پر کنید.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>___ روز مونده به اتمام این گوبلنه!!<br />
جای خالی را با عدد دلخواه پر کنید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarsimm.com/archives/576/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
