<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/atom10full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearch/1.1/" xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:gd="http://schemas.google.com/g/2005" xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0" xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" gd:etag="W/&quot;D04FR34_fip7ImA9WhRbGUw.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233</id><updated>2012-02-11T02:48:36.046+03:30</updated><category term="لیبی ، سیا،" /><category term="لیبی ، قذافی ، امریکا، عراق ، کویت ،" /><category term="لیبی، قذافی ، ناتو" /><category term="نفت؛ امریکا ، عراق، لیبی ، چامسکی" /><category term="سوریه ، اسد" /><category term="صبرا و شتیلا-اسراییل-" /><category term="جهان عرب ، حکام عرب ، قطر ، عمان ، عربستان ،خاورمیانه ، شمال افریقا" /><category term="لیبی- قذافی- ریگان -خاورمیانه -" /><category term="فیلترینگ ، عبدالله شهبازی" /><category term="لیبی- انقلاب دوم مصر -ایران" /><category term="عرفات. صحرا- محشر -حج" /><category term="آپارتاید- اسراییل - آفریقای جنوبی -تبعیض نژادی- هلند" /><category term="فرعون- فواره - طغیان- امریکا" /><category term="بیداری عربی، بهار عربی، بیداری اسلامی، بهار پراگ ، خاورمیانه" /><category term="سوریه، بشار اسد ، حافظ اسد ، فلسطین ، ناارامی های خاورمیانه" /><category term="ترکیه، استامبول ، اورهان پاموک ، ایران ، نویسنده های ترک زبان ، مولوی" /><category term="طاهره صفار زاده،" /><category term="بحرین،شیعه، ایران ، رابرت فیسک ،" /><category term="بنال وطن ، آلن پیتون ؛ سیمین دانشور ، تبعیض نژادی" /><category term="سوریه-لیبی- قذافی" /><category term="مصر- مبارک - ارتش - امریکا- الجزایر" /><category term="فلسطین، صلح ، فتح ، حماس ، اسراییل ، امریکا ، انقلاب ، مصر ، مبارک" /><category term="راشد غنوشی، تونس، انتخابات" /><category term="اسناد فلسطینی - صائب عریقات ؛ امریکا - اسراییل - ایران- الجزیره ،حماس ، فتح" /><category term="عاشورا" /><category term="عاشورا- بدحجابی-" /><category term="موزه هنرهای معاصر ، عاشورا، امام حسین" /><category term="قطعنامه - ایران - اسراییل - سازمان ملل" /><category term="جنگ جهانی اول- گل شقایق- طرح بازماندگان جنگ درچلسی- دفاع مقدس - شهید- یازده نوامبر-" /><category term="امریکا- ران پل-" /><category term="شبه جزیره کره - امریکا- ترومن- تسلیحات میکروبی  - سازمان ملل - rogue state- Korean peninsula -UN  - Bactriological Warfare-" /><category term="مبارک، مصر ،ایران ،  امام خمینی ، اقا" /><category term="بوش، خاطرات ، امریکا" /><category term="لیبی ، عمر مختار ، قذافی" /><category term="احمدی نژاد- ایران- لبنان- آجودان -" /><category term="ویکی لیکز ؛ افغانستان ؛ عراق ؛ امریکا ؛ جولین اسانج ؛ ویتنام ؛ دانیل السبرگ" /><category term="داستان" /><category term="ایران، انگلیس، سفارت" /><category term="ایران - امریکا- نفت- جنگ- خلیج فارس" /><category term="ویکی لیکس، جولین اسانژ" /><category term="الجزیره ، سی ان ان ، رسانه ، فیس بوک" /><category term="فلسطین ، مقاومت ، دزموند توتو ، لبنان ، ظلم" /><category term="غرب، نروژ،" /><category term="محمود درویش ، فلسطین ، قدس ، یوم النکبه ، 15 می" /><category term="سوریه، وب لاگ نویس خیالی، امینه عراف ، بشار اسد" /><category term="یونیفل ، اسراییل ، لبنان ؛ خط آبی ، درخت" /><category term="شبه جزیره کره - امریکا- تسلیحات میکروبی  -  Bactriological Warfare-" /><category term="حسین بن علی- عشق- خون- سر" /><category term="امریکا- دخالت های نظامی - خاورمیانه- ایران- افغانستان- لیبی" /><title>عصر بی گناهی</title><subtitle type="html">هنوز هم چراغی روشن است</subtitle><link rel="http://schemas.google.com/g/2005#feed" type="application/atom+xml" href="http://freshteh661.blogspot.com/feeds/posts/default" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://freshteh661.blogspot.com/" /><link rel="next" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default?start-index=26&amp;max-results=25&amp;redirect=false&amp;v=2" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><generator version="7.00" uri="http://www.blogger.com">Blogger</generator><openSearch:totalResults>122</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>25</openSearch:itemsPerPage><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/freshteh661" /><feedburner:info uri="freshteh661" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><feedburner:emailServiceId>freshteh661</feedburner:emailServiceId><feedburner:feedburnerHostname>http://feedburner.google.com</feedburner:feedburnerHostname><entry gd:etag="W/&quot;A0cGRXo4eip7ImA9WhRbFkw.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-479737785680250109</id><published>2012-02-07T16:20:00.001+03:30</published><updated>2012-02-07T16:20:24.432+03:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2012-02-07T16:20:24.432+03:30</app:edited><title>سوال بي پاسخ در سوريه</title><content type="html">&lt;div dir="ltr"&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;&lt;br&gt;&lt;br style="color:rgb(0,0,102)"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="color:rgb(0,0,102)" dir="rtl"&gt;&amp;quot;وتوي قطعنامه  توسط روسيه و چين خجالت آور و مايه شرمساري است&amp;quot; &lt;b&gt;سوزان رايس&lt;/b&gt; ،نماينده امريكا، چهارم فوريه &lt;br&gt; &lt;br&gt;&amp;quot;ما دوست يا متحد رييس جمهور اسد نيستيم ، هيچ وقت هم نگفتيم ماندن اسد در قدرت پيش شرط بازگشت اوضاع به حالت عادي است ، حرف ما چيز ديگري بود. ما مي گوييم تصميم را سوري ها و تنها خود سوري ها بايد بگيرند&amp;quot; &lt;b&gt;ويتالي چركين&lt;/b&gt;، نماينده روسيه، چهارم فوريه؛ بعد از جلسه وتوي قطعنامه عليه سوريه   &lt;br&gt; &lt;br&gt;روز شنبه روز تحقير و شرمساري امريكا، فرانسه، انگليس ، قطر و عربستان سعودي و البته نوچه آنها مراكش -كشور پيشنهاد دهنده قطعنامه سازمان ملل عليه سوريه - بود كه طبق آن به رييس جمهور &lt;b&gt;بشار اسد &lt;/b&gt;پيشنهاد ( يا به عبارتي فرمان!) داده شده بود تا قدرت را به معاونش سپرده و كناره گيري كند. اين قطعنامه كه با وتوي قاطع روسيه و چين روبرو شد آنچنان خشم امريكايي ها را برانگيخت كه صداي سوزان رايس هنگام خواندن واكنش كشورش در محكوميت اين اقدام ، از عصبانيت مي لرزيد. &lt;br&gt; اما روس ها و چيني ها بعد از اين جلسه دليل خود براي وتوي قطعنامه را توضيح دادند و اعلام كردند هرگز اجازه نمي دهند اتفاقي كه در ليبي افتاد در سوريه نيز تكرار شود.شايد بهترين سخنراني آن روز متعلق به &lt;b&gt;بشار جعفري&lt;/b&gt; نماينده سوريه در سازمان ملل بود وقتي به عنوان آخرين فرد در جلسه سخنراني كرد و از رايس پرسيد چرا وقتي امريكا تا به امروز 60 قطعنامه عليه اسراييل را وتو كرده است او اين اقدام را خجالت آميز ومايه شرمساري نمي خواند ؟ و از كشورهاي عرب پيشنهاد دهنده و حامي قطعنامه وتو شده پرسيد چرا آنان درروزهايي كه اسراييل 1300 اهالي غزه از زن و مرد و كودك را مي كشت و بمباران مي كرد قطعنامه پيشنهادي ارائه نمي كردند ؟ او همچنين به گزارش ناظران اتحاديه عرب و سند رسوايي به اصطلاح اپوزيسيون سوريه اشاره كرد كه گزارش آنها همچنان روي ميزها مانده و كسي دلش نمي خواهد به آن حتي نيم نگاهي بيندازد. &lt;br&gt; &lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="color:rgb(0,0,102)" dir="rtl"&gt;اما واقعيت سوريه در كجاي اين ميدان نهفته است ؟ در ميداني كه به تدريج به كارزار ژئوپوليتيكي امريكا و روسيه از سويي و امريكا و كشورهاي عرب و ديكتاتور سعودي و عربستان از سويي ديگر با ايران تبديل شده است واقعيت كجاست ؟ كليد اين ماجرا در ماموريت ناظران اتحاديه عرب است. اين ناظران كه بيشتر از يك ماه در سوريه بودند و شنبه دو هفته پيش در گزارش ارائه شده خود به طور صريح اعلام كرده اند گروه هاي مسلحي ماموريت كشتار مردم را برعهده دارند كه تعدادي از آنها از مردم عادي، تعدادي از مزدوران اجير شده و مسلح وارد شده به سوريه و تعدادي ديگر نيز از جدا شدگان از ارتش سوريه هستند كه دست به كشتار مردم ، بمب گذاري در مسير اتوبوس ها و خودروهاي نيروهاي مسلح سوري و بمبگذاري در ريل هاي راه آهن و خطوط نفتي مي كنند. اين گزارش تعجب اتحاديه عرب را -به دليل ناهماهنگي با سياست رسمي آن عليه سوريه- برانگيخت و در جلسه اي كه به منظور بررسي آن برگزار شد الجزاير، سودان، عمان و مصر به آن راي مثبت دادند و البته قطر رييس دوره اي اتحاديه عرب آنرا وتو كرد. به اين ترتيب گزارش از سوي رسانه هاي عربي و انگليسي زبان مورد بي اعتنايي قرار گرفت و حتي به انگليسي هم ترجمه نشد تا بعد از مراكز ديگري به بيرون درز يدا كند. &lt;a href="http://www.columbia.edu/%7Ehauben/Report_of_Arab_League_Observer_Mission.pdf"&gt;+&lt;/a&gt; &lt;br&gt;    &lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;&lt;span style="color:rgb(0,0,102)"&gt;درست چند روز پيش از آغاز نشست شوراي امنيت سازمان ملل در موضوع سوريه شدت حملات تبليغاتي و اعلام &amp;quot;كشتار نيروهاي اسد&amp;quot; در&lt;b&gt; حمص&lt;/b&gt; آنچنان شدت گرفت و تصاويري از كشته ها و مرده ها پخش شد تا افكار عمومي جهان و خصوصا سازمان ملل تحت تاثير قرار بگيرند، حمص &lt;b&gt;بنغازي&lt;/b&gt; ديگري معرفي شد كه زير باران گلوله هاي ارتش اسد در حال از بين رفتن است و هيچ كس نگاهي به تصاوير كشته هاي تكه تكه شده سربازان سوري يا بيشتر از 30 زاير ايراني ربوده شده نينداخت تا همه به اين نتيجه برسند كه&lt;/span&gt;&lt;span style="color:rgb(0,0,102)"&gt; اسد&lt;/span&gt;&lt;span style="color:rgb(0,0,102)"&gt; بايد به هر ترتيبي بركنار شود . اين رسانه ها همچنين بر طبل انزواي سوريه كوبيدند و حكومت اسد را ر‍ژيمي معرفي كردند كه هيچ دوست و همپيماني ندارد - كه البته دروغ محض است چون ايران ، عراق ، لبنان ، روسيه و كشورهايي چون برزيل وپاكستان و آفريقاي جنوبي از اعضاي گروه BRICS همه بر حمايت از دولت سوريه تاكيد دارند وحتي خود مردم اين كشور نيز بارها در تظاهرات متعدد و بزرگ حمايت خود را از حكومت رييس جمهور اسد نشان داده اند كه متاسفانه بازهم اين آدم ها در رسانه هاي غربي و عربي محلي از اعراب نداشته اند و حداكثر آنان نيز سانديس خورها و سيب زميني بگيرها و اجير شدگان حكومت اسد معرفي مي شوند. &lt;/span&gt;&lt;br style="color:rgb(0,0,102)"&gt; &lt;br style="color:rgb(0,0,102)"&gt;&lt;span style="color:rgb(0,0,102)"&gt;همه ديگر مي دانند آنچه در سوريه مي گذرد هماني نيست كه در مصر و تونس و يمن و بحرين مي گذرد ، خصوصا بحرين كه كمراكثريت شيعه آن در زير ظلم 228 ساله خاندان آل خليفه شكسته است و آنرا نبايد ونمي توان با  سوريه اي مقايسه كرد كه از دروز و سني و مسيحي در حكومت و پارلمان نمايندگاني هستند و وزراي پراهميتي چون وزراي دفاع و امنيت داخلي سني مذهب هستند و اقتصاد كشور بالكل در دست سني هاست . ذكر اين نكته نيزبد نيست كه به ياد بياوريم گروهي كه خود را اپوزيسيون سوريه مي نامند و هميشه از لندن و واشنگتن به رسانه هاي غربي گفتگو مي كنند داراي پشتيباني و اسلحه و مزدوران عربي هستند در صورتي كه مردم بحرين هربار كه به خيابان ها مي روند اسلحه اي بيشتر از جان خود در دست ندارند. &lt;/span&gt;&lt;br style="color:rgb(0,0,102)"&gt; &lt;br style="color:rgb(0,0,102)"&gt;&lt;span style="color:rgb(0,0,102)"&gt;اتفاقي كه در سوريه مي افتد تسويه حساب هاي چندساله امريكا و كشورهاي ضد انقلاب خليج فارس است كه متاسفانه بهاي آنرا مردم سوريه و حكومت آن مي پردازند و گرنه همه مي دانند سوريه يكي از مقاوم ترين كشورها در 44 سال اخير در برابر امريكا و اسراييل بوده و سياست هاي اسد  پدر نام مكتب سياستمداري مشهوري شده است. بهرترتيب مارهاي زخمي روز شنبه در سازمان ملل بيكار نخواهند نشست و بازهم براي حمله و براندازي حكومت سوريه نقشه هاي ديگري خواهند كشيد . اما سوال اينجاست : حالا كه تركيه از شدت شعارهايش عليه سوريه كاسته و حتي به تهديدش مبني بر ايجاد منطقه امن در شمال سوريه عمل نكرده ، و ملك عبدالله دوم اردن نيز از چنين اقدامي در مرزهايش با سوريه پرهيز مي كند، حالا كه امريكا و فرانسه و انگليس در قالب ناتو موفق به لشكركشي جديدي به حساب مردم عرب زبان نشده اند چرا خود عربستان و قطر- عشاق سينه چاك دموكراسي در سوريه - دست به اقدام نظامي عليه سوريه نمي زنند ؟ شايد به قول &lt;b&gt;رابرت فيسك&lt;/b&gt; روزنامه نگار معروف چون از ارتش هاي آنان كه عرضه برپايي يك آشپزخانه صحرايي را نيز ندارند ،نمي توان توقع داشت كار با تسليحات پيشرفته اي كه كشورهاي غربي به آنها مي فروشند و جنگيدن را بلد باشند.       &lt;/span&gt;&lt;br style="color:rgb(0,0,102)"&gt; &lt;span style="color:rgb(0,0,102)"&gt;    &lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt; &lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;فرشته صادقی &lt;br&gt;&lt;br&gt;Freshteh Sadeghi &lt;br&gt;&lt;br&gt; &lt;/div&gt;&lt;/div&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-479737785680250109?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/HhgDL5f1E1s" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/479737785680250109?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/479737785680250109?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/HhgDL5f1E1s/blog-post.html" title="سوال بي پاسخ در سوريه" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2012/02/blog-post.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;D0IFSXczfCp7ImA9WhRUGUg.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-5705380655020391153</id><published>2012-01-31T00:00:00.001+03:30</published><updated>2012-01-31T00:01:58.984+03:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2012-01-31T00:01:58.984+03:30</app:edited><title>درددل های عمیق یک فراموشکار</title><content type="html">&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
این username و password ها مایه گرفتاری من شده اند. زمانی بود که عادت داشتم شماره تلفن های دیگران را حفظ کنم و کلی هم شماره تلفن یادم بود از شماره خانه مادربزرگ گرفته تا دایی، خاله ، عمو ،عمه ، مدرسه ، شماره های دوستان و بعد تر دانشکده و محل کار و .. حالا جای همه آن شماره تلفن ها را لیست اسامی موبایل ها گرفته اند. جالب اینکه من حتی گاهی شماره تلفن خانه را هم یادم می رود.باید آن لحظه فکر کنم تا یادم بیاید چون با speed dial&amp;nbsp; حتی موقع شماره گرفتن هم لازم نیست دنبال اسم "خانه" برگردی کافیست یک شماره را فشار بدهی تا خانه را بگیرد. حالا اوضاع زمانی چپ اندر قیچی می شود که موبایلت را گم کنی یا جایی بگذاری و یادت نیاید کجا بوده - که کار همیشگی من است- و یا اینکه موبایلت خراب شود و این وسط وقتی موبایل نو می گیری متوجه می شوی نصف شماره ها توی کارت ذخیره شده و نصف دیگر درموبایل قبلی و خراب هستند و باید حمار آورد و باقالی بارش کرد .. تازه فقط اینها نیستند ، رمز اول اینترنتی، رمز دوم اینترنتی ( برای چند تا کارت ) و بعد ATM و رمز های آن و حالا گرفتاری امشب من&amp;nbsp; یوزر و پس ورد اند که از بس زیاد شده اند دیگر همه در هم قاطی هستند. امروز داشتم همین را به دوستی می گفتم گفت خب&amp;nbsp; برای همه یکی انتخاب کن. این درست!. مثلا من برای ATM رمز های یکسانی برای کارت های مختلف دارم. برای رمزهای اینترنتی اول و دوم همان کارت ها هم همین طور. بعد می شود فیس بوک و همین igoogle و بقیه چیزهای مربوط به میل و یو تیوب و همین بلاگر و هرچیزی که به نوعی به گوگل مربوط می شود. خب آنها هم عملا یکی هستند که البته فیس بوکم متفاوت است ، بعد توییتر هم هست و نهایتا روزنامه هایی که عضوشان هستم و برای همه آنها هم تقریبا یک یوزر و پس دارم ( برای اینکه پای آنها در دفاع از ایران کامنت بگذارم باید عضوشان باشم). حالا همه اینها به کنار یوزرو پس های سایت دانشکده هم هستند. دقیقا همین یکی است که کار را خراب کرده ، هرعددی که وارد می کنم و می زنم نمی شود.تازه از بس که وارد کردم ، چون چند تا شماره خاص را بیشتر یادم نیست که ازشان استفاده می کنم و لاجرم باید یکی از همین ها باشد، پیغام داده که تعداد دفعات وارد شدن تان زیاد شده و بسه می خواهیم کرکره را پایین بکشیم!&amp;nbsp; حالا نمی دانم چه خاکی باید روی سرم بریزم - رس، ماسه ، خاک عادی یا خاک گلدان ؟ چون برای دیدن نمرات و اسم نویسی ترم بعد شدیدا لازم است به سایت دانشکده ورود پیدا کنم . از بس که ماشالله بخش های پشتیبانی هم اهل همکاری هستند از قبل هشدار داده اند که یوزر و پس پرسیدن بی&amp;nbsp; یوزر و پس پرسیدن! یعنی اگر گم کردید دیگر مشکل ما نیست مشکل شماست! انگار نه انگار که اینها برای همین کار پشتیبانی و کمک به پیچاره ها و فراموشکارها و درمانده هایی مثل من دارند حقوق می گیرند. چکارکنم یادم بیاید ؟&amp;nbsp; مثلا می خواستم یک پست درست و و درمان بنویسم اما نشد، روسیاهم،&amp;nbsp; شرمگینم! &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
** الان حساب کردم دیدم شماره های خانه خودمان ، خانه یکی از عموهایم، مادربزرگ پدری ام ، خانه برادرم ، محل کارمان، منشی رییس مان، مطب های دایی هایم و موبایل یکی از آنها ، موبایل خودم و تمام اعضای خانواده ، شماره دخترخاله ام ( با کمی اغماض) را حفظم. تا اینجا شد 17 تا ! اگر بازهم فکر کنم احتمالا به بیست تا می رسد. حافظه من شده در حد حافظه ماهی قرمز توی تنگ شب عید که تا از این طرف تنگ به آن طرف می رود یادش می رود. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;span style="color: #0c343d;"&gt;** الان همین سری یوزر ها و پس ورد ها را شماردم شد&amp;nbsp; 9 سری یا شاید هم 10 سری یوزر و پس ورد کاملا جدا از هم .جدی جدی باید یک فکری بکنم!!!! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-5705380655020391153?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/slGqPBFKWh0" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://freshteh661.blogspot.com/feeds/5705380655020391153/comments/default" title="Post Comments" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2504285534077245233&amp;postID=5705380655020391153&amp;isPopup=true" title="0 Comments" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/5705380655020391153?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/5705380655020391153?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/slGqPBFKWh0/blog-post_31.html" title="درددل های عمیق یک فراموشکار" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><thr:total>0</thr:total><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2012/01/blog-post_31.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;CU8CRXw8eSp7ImA9WhRUGUg.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-4822084329408100358</id><published>2012-01-30T23:34:00.000+03:30</published><updated>2012-01-30T23:34:24.271+03:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2012-01-30T23:34:24.271+03:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="ایران - امریکا- نفت- جنگ- خلیج فارس" /><title>ایران و امریکا : برخورد نزدیک از نوع اول</title><content type="html">&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: justify;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: justify;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: justify;"&gt;
در هفته های اخیر دنیا شاهد افزایش 
تهدیدات دو قطب مخالف علیه یکدیگر بود: از یک سو امریکا و متحدان غربی اش، 
جمهوری اسلامی را تهدید به تحریم بانک مرکزی و نفت وگاز می کردند و از طرفی
 دیگر این ایران بود که اعلام کرد غنی سازی اورانیوم ۲۰ % را در تاسیسات 
زیرزمینی فردو شروع کرده و سپس با انجام مانوری گسترده در آبهای خلیج فارس ،
 دریای عمان و اقیانوس هند ودر پاسخ به تحریم بانک مرکزی و نفت، آنان را 
تهدید به بستن تنگه هرمز کرد. شهادت دانشمند هسته ای ایران بدست سرویس های 
اطلاعاتی بیگانه نیز عامل دیگری در افزایش تهدید های این بار کاملا جدی، 
ایران بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: justify;"&gt;
گفته می شود ایران در طی مانور خود 
بطورعملی لاین های کشتی رانی محدوده تنگه هرمز را برای ۵ ساعت بست و به 
کشتی ها اطلاع داد طی چندساعت برگزاری مانور از قسمت های معینی که مخصوص 
تردد کشتی هاست رد نشوند، هرچند این خبر بطور گسترده در دنیا پخش نشد تا 
قیمت نفت دچار شوک نشود ولی در عین حال ایران به طرف های مقابل خود نشان 
داد که توانایی بستن آبراهه های مخصوص کشتی رانی در هرمز که دقیقا در آبهای
 ایران واقع شده اند، را دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: justify;"&gt;
بعد از این موج تهدیدها خبرهایی مبنی بر 
ارسال نامه از سوی امریکا به جمهوری اسلامی از طریق سه کانال رسید. گفته می شود یکی از نامه های از سوی سوزن رایس نماینده امریکا به نماینده ایران در سازمان ملل داد شده و خطاب آن به دولت بود. نامه دوم که آن را سفیر سوییس در ایران تحویل داد خطاب به رهبرانقلاب نوشته شده بود و کانال سوم گفتگوی تلفنی جلال طالبانی رییس جمهور عراق با مقامات ایران بوده است.&amp;nbsp; در مورد محتوای نامه ها بیشتر از آنچه اعلام شد نمی دانیم فقط آنکه پس از 
رسیدن نامه ازحجم تهدیدات امریکا و سپس ایران کاسته شد و هفته گذشته رییس 
ستاد مشترک ارتش امریکا روانه تل آویو شد تا به ادعای رسانه ها از اسراییل 
بخواهد بدون اطلاع امریکا دست به هیچ اقدامی علیه ایران نزند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: justify;"&gt;
&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: justify;"&gt;
به نظر می آید اختلاف ایران و امریکا 
دعوایی بر سر منافع اقتصادی (مانند چین و امریکا) یا دعوایی از نوع 
ایدئولوژی سیاسی (مانند شوروی و امریکا / کمونیسم و کاپیتالیسم) نیست. 
هرچند همیشه اختلاف دو کشور به محدوده هایی فراتر از اختلافات واقعی مانند 
نفوذ سیاسی یا حفط منافع استراتژیک کشیده می شود، اما به واقع تفاوت بزرگ 
ایران و امریکا بر سر یک جهان بینی خاص است .جهان بینی که به گفته امام 
خمینی جنگ اسلام ناب محمدی (ص) و اسلام امریکایی است. به این ترتیب اختلاف 
ایران و اسراییل و یا ایران و اروپا یا ایران و حاکمان عرب خلیج فارس نیز 
درهمین چهارچوب قابل گنجاندن هستند. جهان بینی خاصی که جمهوری اسلامی و 
معتقدان به آن در سراسر جهان و خصوصا خاورمیانه از آن پیروی می کنند دقیقا 
به موازات جهان بینی حرکت می کند که کل دنیای غرب و سنتی عرب در چهارچوب آن
 هویت یافته اند، این دو جهان بینی همچنان به حرکت خود ادامه می دهند و 
برخلاف قوانین ریاضی که ثابت می کنند دو خط موازی هیچ وقت با هم تلاقی پیدا
 نمی کنند ، این دو جریان موازی لاجرم روزی با هم تلاقی پیدا خواهند کرد .&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: justify;"&gt;
&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: justify;"&gt;
از آنجایی که در حال حاضر دو نماینده این 
جریان ایران و امریکا هستند بنابراین طبیعی است طبق ضرب المثلی که می گوید "&lt;strong style="font-weight: normal;"&gt;وقتی تنها ابزار چکش باشد تنها مشکل، پیدا کردن میخ است&lt;/strong&gt;"&amp;nbsp; بر شدت هجمه های امریکا علیه 
ایران افزوده شود، اما شدت هجمه ها نمی تواند معیاری برای آغاز پیکار
 مستقیم محسوب شود. دربرحه زمانی کنونی این اسراییل است که برای بقای وجود 
خود نیازمند رویارویی مستقیم با ایران است چون می داند در صورت آغاز جنگ 
امریکا قادر به بی طرف ماندن نیست و به همراه امریکاو همه دنیای غرب مجبور
 به دفاع تمام از قد از اسراییل خواهند شد.اسراییل بعد از جنگ ۲۰۰۶ لبنان و
 ۲۰۰۹ غزه و حمله به کشتی ترکی ناوی مرمره تقریبا بیشتر وجهه بین المللی 
خود را از دست داده و قادر به باج گیری سیاسی از واژه “هولوکاست” نیست. 
افکار عمومی دنیا خصوصا در اروپا و امریکا دیگر زیر بار اتفاقاتی که هفتاد 
سال پیش- به راست یا دروغ- افتاده اند نمی روند و اسراییل را مسئول مشکلات 
هرروزه فلسطینیان ، شکست مذاکرات صلح و زمین دزدی و آوارگی فلسطینیان می 
دانند، حتی صداهایی از گوشه و کناردر تایید تشکیل یک کشور به عنوان تنها 
راه حل صلح خاورمیانه شنیده می شود که به معنای تمام شدن پروژه ای به نام 
اسراییل است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: justify;"&gt;
امریکا نیز پس از یک دهه جنگ در دو کشور 
عراق و افغانستان موقعیت بهتری از اسراییل در دنیا و علی الخصوص خاورمیانه 
ندارد. تصاویر دائمی از رفتارهای زننده سربازان غربی در این دو کشور مسلمان
 و کشتار غیر نظامیان در آنها، اوضاع اقتصادی نه چندان مناسب ، کسری بودجه 
شدید، بدهی های کلان ونهایتا بروز شکاف طبقاتی و تظاهرات در شهرهای مختلف 
برآمده از جنبش “تسخیر وال استریت” باعث شده تا امریکا چندان مایل به ورود 
به جنگی دیگر –با ایران- نباشد. وقوع انقلاب های عربی به قدرت رسیدن 
اسلامگرایان در مصر، مراکش و تونس و –بعد از این – لیبی ، ادامه بحران و 
تظاهرات هر روزه شیعیان در بحرین جایی که ناوگان پنجم امریکا در آن مستقر 
است، و تظاهرات شیعیان در عربستان که با وجود سرکوبی همچنان کمابیش ادامه 
دارد ، از دست دادن عراق به شیعیان وفادار به ایران و نهایتا فرارسیدن سال 
انتخابات ریاست جمهوری همه رویهم موقعیتی را ایجاد کرده اند تا امریکا در 
خصوص جنگ با ایران در این برحه زمانی و آنهم به نیابت از جنگ طلبان و 
سرمایه داران هوادار اسراییل تجدید نظر کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: justify;"&gt;

&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: justify;"&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: justify;"&gt;
در واقع اگر هیچ کدام از شرایطی که شمرده 
شدند وجود نداشتند و یا اگرامریکا امید به برطرف شدن آنها در آینده نزدیک 
داشت ، مطمئنا برای جنگ با ایران لحظه ای تردید به خود راه نمی داد. چنانچه
 «ژنرال وسلی کلارک» فرماندهی اسبق ناتو در اروپا در اکتبر سال ۲۰۰۷ گفت 
امریکا از قبل از سال ۲۰۰۱ برای هفت کشور عراق، سوریه، لبنان، لیبی، 
سومالی، سودان و ایران برنامه هایی داشت و طبق طرح جنگ طلبان مستقردر 
پنتاگون که متحدان سرسخت اسراییل اند، قرار بود در عرض ۵ سال حکومت های این
 ۷ کشور از طریق لشکرکشی نظامی سرنگون شوند. از سال ۲۰۰۱ به بعد اتفاقات 
بسیاری افتادند که بر درستی گفته های ژنرال کلارک صحه می گذارند : به عراق 
حمله شد ، سودان دو تکه شده و قسمت های نفت خیز آن به کشور جدایی طلب جنوب 
رسید، سومالی مدتهاست در جنگ داخلی دست و پا می زند و اخیرا کنیا به 
نمایندگی امریکا – علاوه بر نیروهای اتحادیه افریقا- در این کشور نیرو وارد
 کرده است. لبنان در سال ۲۰۰۶ متحمل جنگ شد هرچند توانست با سربلندی از این
 جنگ بیرون بیاید ، حکومت لیبی سقوط کرد و نهایتا اکنون دور سوریه فرا 
رسیده است، پس پر بیراه نیست اگر بدانیم تنها کشور باقی مانده از این لیست 
ایران است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: justify;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: justify;"&gt;
امریکا و اسراییل در چند سال گذشته برای 
اقناع افکار عمومی و راه انداختن جنگ علیه ایران به همه گونه راهی متوسل 
شده و شکست خورده اند : ابتدا از طریق IAEA تلاش های فراوانی به خرج دادند 
تا ایران را متهم به ساختن بمب اتمی کنند و داستان سلاح های کشتار جمعی 
دروغین عراق را تکرار کنند ، این سناریو بارها و با وجود هرچند سال یک بار 
تکرار شدن ، هربار شکست خورده است. باردیگر تلاش کردند ایران را متهم به 
همدستی در حملات یازده سپتامبر کنند تا به کمک قوانین ضد تروریسم که امریکا
 را مختار به حمله به هر طرف همدست در این حملات می کند جنگی دیگر راه 
بیندازند که این بار نیز تیر آنها به سنگ خورد. درطرحی دیگر ترور سفیر 
سعودی و انفجار سفارت خانه های امریکا و اسراییل را پیش کشیدند که دوباره 
ناموفق بود و فقط منجر به مضحکه شدن امریکا وعربستان شد. پروژه موازی دیگر 
تلاش برای برانگیختن ایران و شروع جنگ از سوی تهران بود که نمونه های آن 
جنگ علیه حزب الله و حماس ، سرکوب شدید شیعیان بحرین و اتفاقات اخیر سوریه 
هستند. همزمان طی دو سال گذشته به کشتن عمدی دانشمندان ایرانی و ارسال 
انواع و اقسام ویرویس های کامپیوتری دست زده اند تا ایران نیز مقابله به 
مثل کرده و آنها دلیل کافی برای لشکرکشی را پیدا کنند، با این حال همه این 
تلاش ها با دیپلماسی و دوراندیشی رهبران و مقامات ایرانی همگی تا کنون با 
شکست روبرو شده اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: justify;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
با در نظر گرفتن تمامی اتفاقات و وقایع 
روی داده در چند سال گذشته ، می توان «تقریبا» مطمئن بود که امکان رویارویی
 مستقیم و حمله نظامی امریکا به ایران عملا منتفی است و با اینکه جنگ پنهان
 و سری بین این دو جریان همچنان و حتی با شدتی بیش از سابق ادامه خواهد 
داشت اما امریکا و دوستان غربی و عربی اش بتدریج در برابر ایران چاره ای 
نخواهند داشت مگر آنکه تهران را با تمامی خصوصیات و رفتارهایش به رسمیت 
بشناسند و راهی برای کنار آمدن با آن پیدا کنند. پس از بروز انقلاب های 
عربی ، وضعیت خاورمیانه به سرعت در حال تغییراست و این تغییر در هرحالتی که
 باشد تامین کننده منافع غربی ها و دیکتاتورهای عرب نخواهد بود. کنار آمدن 
با ایران فقط می تواند “یکی” از معدود مشکلات پیش روی آنان در آینده نه چندان دور را ، برطرف کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
** این مقاله هفته گذشته در سایت&lt;a href="http://www.teribon.ir/"&gt; تریبون مستضعفین&lt;/a&gt; چاپ شد. &lt;a href="http://www.teribon.ir/archives/90526"&gt;+&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-4822084329408100358?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/ie_trqSONXs" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://freshteh661.blogspot.com/feeds/4822084329408100358/comments/default" title="Post Comments" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2504285534077245233&amp;postID=4822084329408100358&amp;isPopup=true" title="0 Comments" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/4822084329408100358?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/4822084329408100358?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/ie_trqSONXs/blog-post_30.html" title="ایران و امریکا : برخورد نزدیک از نوع اول" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><thr:total>0</thr:total><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2012/01/blog-post_30.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;CU8CRn8-eCp7ImA9WhRVGE4.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-8459234823232067981</id><published>2012-01-18T00:27:00.003+03:30</published><updated>2012-01-18T00:27:47.150+03:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2012-01-18T00:27:47.150+03:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="طاهره صفار زاده،" /><title>بدون عنوان</title><content type="html">&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
نوشتن در مورد بعضی چیزها راحت نیست. بعضی از افکار و عقاید و نظرات را نمی شود اینجا و آن لاین گفت. زمانی که وب لاگ ناشناخته باشد مثل دفترچه خاطرات می ماند می توانی تویش بنویسی ولی گاهی وقتی دو سه نفر خواننده داشته باشی دیگر دچار خودسانسوری هم خواهی شد و این طبیعت آدم هاست.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
تازه این که یک وب لاگ ساده است ، بیشتر آدم ها در زندگی روزمره شان هم دچار همین احساس هستند و معمولا عقاید و افکارشان را پنهان می کنند یا در موردشان دروغ می گویند. حالا یا نمی خواهند خود واقعی شان را نشان دهند یا می ترسند از اینکه مورد قضاوت دیگران قرار بگیرند....&amp;nbsp; اما گاهی نمی شود خودسانسوری کرد، چه عیبی دارد؟ بگذار دیگران عقایدت را بدانند. بگذار خودت جرات داشته باشی آنها را بر روی کاغذ بیاوری و مهم نیست بالاتر از این چیزی نیست که بگویند تندروست یا افراطی یا بنیادگرا یا حزب اللهی یا ساندیس خور یا مواجب بگیر .... که البته هرکدام این کلمات معنای خود را دارند و بسته به اینکه از دهان چه کسی و در وصف چه کس دیگری بیرون بیایند بارمعنایی خود را پیدا می کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
راستش چند وقت پیش این شعر مرحومه طاهره صفارزاده را خواندم و باید بگویم یک بیتش هست که مرا رها نمی کند ، شعر را می نویسم ، هرکسی بخواند متوجه آن یک بیت خواهد شد ،آن شعر اینست :&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
همیشه منتظرت هستم&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
چونانکه من&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
همیشه در راهم&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
همیشه در حرکت هستم&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
همیشه در مقابله&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
تو مثل ماه،&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
ستاره&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
خورشیدی&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
همیشه هستی&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
و می درخشی از بدر و می رسی از کعبه&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
و کوفه همین تهران است &amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
که بار اول می آیی&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
و دوالفقارت را باز می کنی&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&amp;nbsp;و ظلم را می بندی&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
همیشه منتظرت هستم&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
ای عدل وعده داده شده&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
فکر می کنم لازم نیست بگویم کدام بیت ، خودش فریاد می زند. نمی دانم خانم صفارزاده این شعر را کی نوشت یا چه سالی ؟ ولی می دانم درست گفته بود و درست دیده بود....&amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
داستان انقلاب ما به داستان انقلاب پیامبر خیلی شبیه شد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-8459234823232067981?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/LrDyiiwpmQw" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://freshteh661.blogspot.com/feeds/8459234823232067981/comments/default" title="Post Comments" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2504285534077245233&amp;postID=8459234823232067981&amp;isPopup=true" title="0 Comments" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/8459234823232067981?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/8459234823232067981?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/LrDyiiwpmQw/blog-post_18.html" title="بدون عنوان" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><thr:total>0</thr:total><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2012/01/blog-post_18.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;CU8NQnk_eyp7ImA9WhRVGE4.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-3443654533275869159</id><published>2012-01-13T12:41:00.000+03:30</published><updated>2012-01-18T00:28:13.743+03:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2012-01-18T00:28:13.743+03:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="حسین بن علی- عشق- خون- سر" /><title>یاران ابوالاحرار</title><content type="html">&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
در این منزل عشق ، "&lt;b&gt;سر&lt;/b&gt;" مَثَل عشق است و "&lt;b&gt;تن&lt;/b&gt;" مثل از کل تعلقات و تعینات و "&lt;b&gt;گردن&lt;/b&gt;" حلقه بقاست که "&lt;b&gt;سر عاشق&lt;/b&gt;" را به "&lt;b&gt;تن تعلقات ما سوی الله&lt;/b&gt;" بند می کند. پس، باید که گردن به تیغ عشق سپارد تا حلقه بقا بریده شود و سر از بند تعلقات آزاد گردد. پس "منتهای فقر و فنا"ی عاشق، مقام لامقامی ذبیحی اللهی است و اسم "منصور" آیینه مثالی این مقام است: &lt;b&gt;و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا &lt;/b&gt;- اسرا 33&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
که برای اهل نظر در این آیه مبارکه نیز اشاره ظریف به این معنا موجود است . قصه منصور حلاج صورتی مثالی است که در آن این مقام را بنگرند و اگرنه ، آن جا که ذبیح الله اعظم&amp;nbsp; &lt;span style="color: red;"&gt;حسین بن علی&lt;/span&gt; علیه السلام هست چه جای سخن گفتن از دیگری است ؟ اگر دیگران یک بار خود گلو به تیغ عشق سپردند او در مسلخ ابتلا، ابراهیمی بود که هفتاد و دو اسماعیل قربانی داد و همه خیل خویش به اسارت سپرد و آنگاه خود به مقتل رفت و زبان به شطح "انا الحق" نگشود...&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
حضرت روح الله می فرماید :&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
جان در هوای دیدن دلدار داده ام&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
باید چه عذرخواست، متاع دگر نبود&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
آن سر که در وصال رخ او به باد رفت &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
گر مانده بود، در نظر یار سر نبود&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;
&lt;a href="http://img.irna.ir/1390/13901021/1012949/N1012949-1791138.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="266" src="http://img.irna.ir/1390/13901021/1012949/N1012949-1791138.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;span style="color: #444444;"&gt;.."&lt;/span&gt;&lt;b style="color: #444444;"&gt;سر&lt;/b&gt;&lt;span style="color: #444444;"&gt;" آنست که در طریق وصال به باد رود و "&lt;/span&gt;&lt;b style="color: #444444;"&gt;جان&lt;/b&gt;&lt;span style="color: #444444;"&gt;" متاعی است که هم او بخشیده است تا به بهای آن لقایش بازخریم، و سرّ آنکه&lt;/span&gt; &lt;span style="color: red;"&gt;خون&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #444444;"&gt;مقتول عشق را "ثارالله" گفته اند&amp;nbsp; نیز در همین جاست: هرچه محبوب تر است بند تعلقش نیز محکم تر است و اگر محبوب تر از "&lt;/span&gt;&lt;b style="color: #444444;"&gt;جان&lt;/b&gt;&lt;span style="color: #444444;"&gt;" هیچ نیست "&lt;/span&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;خون&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #444444;"&gt;" که حافظ جان است و مظهرتام تعلق و تعین است و اگر &lt;/span&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;خون&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #444444;"&gt;حافظ حیات ظاهری است &lt;span style="color: red;"&gt;خون&lt;/span&gt;ی که در راه خدا بر خاک شهادت بذل شود مظهر نفی تعلقات و باطنی انسان و خلقت است.&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;span style="color: #444444;"&gt;این بخشی از مقاله "ختم ساغر" به قلم شهید مرتضی آوینی و برگزیده از کتاب "فردایی دیگر" است.&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-3443654533275869159?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/5o_7h5FRT30" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://freshteh661.blogspot.com/feeds/3443654533275869159/comments/default" title="Post Comments" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2504285534077245233&amp;postID=3443654533275869159&amp;isPopup=true" title="0 Comments" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/3443654533275869159?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/3443654533275869159?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/5o_7h5FRT30/blog-post.html" title="یاران ابوالاحرار" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><thr:total>0</thr:total><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2012/01/blog-post.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;Ck8DQHs9cSp7ImA9WhRWFE4.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-8085349368198909431</id><published>2012-01-01T18:12:00.000+03:30</published><updated>2012-01-01T18:44:31.569+03:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2012-01-01T18:44:31.569+03:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="بیداری عربی، بهار عربی، بیداری اسلامی، بهار پراگ ، خاورمیانه" /><title>بیداری عربی در برابر بهار عربی</title><content type="html">&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
پست مدرنیزم چند اصل اساسی دارد که من اینجا چندتایش را می نویسم :&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
1- معنا یا meaning و هویت از طریق عملکرد زبان تولید می شوند. یعنی پشت هرنوع قواعد زبانی می توانیم بطور قراردادی الفاظ و مفاهیمی را قرار بدهیم و حقیقت -یا واقعیت - را انتقال بدهیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
2- زبان معنا را از طریق تضادهای دو وجهی انتقال می دهد و شناخت هم از همین طریق حاصل می شود.&amp;nbsp; dichotomy&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
3- معنا و هویت موقت و مشروط است. یعنی هر زمانی به یک شکلی و یک معنایی است، حقیقت هیچ وقت یک چیز ثابت نیست، و معنا هم به تبع آن هر زمان به طور موقت به یک ترتیب است. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
4- زبان عاملی در روابط قدرت است و سوژه مناسب و نامناسب را تولید می کند. ( این حرف &lt;b&gt;فوکو&lt;/b&gt; است و من اصلا همه این بالایی ها را نوشتم که به این شماره 4 برسم!) &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
فوکو در مطالعات انسان شناختی اش می گوید: " میان استفاده از زبان و 
قدرت، نوعی همبستگی وجود دارد، به گونه‌ای که زبان برای قدرتمندان و صاحبان
 امتیاز جنبهٔ ابزاری دارد و در حفظ و حمایت از پایگاه اجتماعی-سیاسی آنها 
عمل می‌کند" &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%84_%D9%81%D9%88%DA%A9%D9%88"&gt;+&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
حالا که زبان در دنیای امروز به ابزار قدرتمندان تبدیل شده و این زبانی که در اختیار آنهاست می تواند سوژه و مناسبت آن را تعیین کند می بینیم که بیداری تبدیل می شود به بهار ، بیداری عربی به بهار عربی .&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
و دلیل این استفاده چیست ؟ چون اتفاقی کمی مشابه با بیداری اعراب در سال 1968 در چکسلواکی سابق روی داد ، هواداران اصلاحات ، روشنفکران، دانشجویان و .. علیه حکومت دست نشانده شوروی قیام کردند و یک دانشجو هم خودش را آتش زد و نهایتا ارتش سرخ پراگ را اشغال کرد و جنبش&amp;nbsp; مردم چکسلواکی عملا شکست خورد و قیام خوابید یا به نوع زیر زمینی آن تبدیل شد تا نهایتا در سال 1989 وقتی صدای شکستن دیوار برلین بلند شده بود و دژهای کمونیسم و سوسیالیسم یکی یکی خرد می شدند چکسلواکی هم به جرگه کشورهای رها شده از پشت پرده آهنین پیوست. اتفاقات سال 1968 را رسانه های غربی &lt;b&gt;بهار پراگ&lt;/b&gt; نامیدند و به گفته ویکی پیدیا نهایتا مردم چکسلواکی هم وقتی دیدند خیلی از این اصطلاح استفاده می شود آنرا قبول کردند. &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%D8%B1%D8%A7%DA%AF"&gt;+&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
تمام این وقایع نهایتا منجر به قدرت رسیدن حکومتی شد که هوادار غرب بود و یکی از مهره های اصلی آن &lt;b&gt;واسلاو هاول&lt;/b&gt;&amp;nbsp; &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%D8%A7%D8%AA%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%88_%D9%87%D8%A7%D9%88%D9%84"&gt;+&lt;/a&gt;، نویسنده و فیلنامه نویس اهل جم بود که همین یکی دوهفته پیش مرد و تمامی کله گنده های سیاسی اروپا و امریکا از سارکوزی گرفته تا هیلاری و خود کلینتون و مدلین آلبرایت و بقیه همفکرانشان در تشییع جنازه اش شرکت کنند تا نشان بدهند وجود او چه اهمیتی برای غرب داشت و هاول چه خدمت هایی به غرب نکرد. ( هاول یکی از نویسندگانی بود که از سلمان رشدی و حق آزادی بیان او و محکومیت فتوای امام حمایت قاطع کرد)&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
قسمت جالب ماجرا اینست که همه تقریبا وقایع پراگ 1968 و بعد 1990-1989 را نوعی انقلاب مخملی می دانند یعنی دستور، بسترسازی، زمینه های مالی و اجرای آن برعهده غرب و برای ضربه زدن به شوروی بود که خودش از درون در حال پوک شدن بود .&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
و حالا می رسیم به بحث اصلی این نوشته : فوکو می گوید "&lt;b&gt;زبان عاملی در روابط قدرت است&lt;/b&gt;"&amp;nbsp; و بنابر این قدرت می تواند سرزمین های اشغالی را تبدیل کند به سرزمین های مورد اختلاف Occupied lands # disputed territories&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
به همیت ترتیب شهرک های بنا شده روی زمین های فلسطینی می شوند شهرک های یهودی نشین &amp;nbsp; Jewish settlements &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
واحد های ساختمانی می شوند&amp;nbsp; خانه&amp;nbsp; Settler units&amp;nbsp; # settler homes&amp;nbsp; و مرزهای 1967 بین المللی به مرزهای مورد اختلاف disputed borders و دیوار جداسازی می شود فنس segregation wall # fence ، مقاومت در برابر اشغالگر می شود تروریزم ، اما اگر همین اتفاق در زمان جنگ جهانی دوم بوده باشد می شود ارتش های رهایی بخش. مسلمانی که بمب بگذارد و آدم بکشد می شود تروریست مسلمان اما مسیحی که آدم بکشد می شود یک مهاجم که تنها کار می کرده&amp;nbsp; sole assailant در صورتی که برای آن مسلمان خدا و محمد و بقیه 1.75 میلیارد مسلمان همدستش بوده اند و در همین چهارچوب ادمکش ها و اراذل می شوند ارتش آزاد thugs #&amp;nbsp; free army&amp;nbsp; . کشوری که نخواهد زیر بار ظلم برود می شود&amp;nbsp; سرکش rouge و منزوی Pariah&amp;nbsp; و هر کس با آنها همکاری کند می شود دولت&amp;nbsp; میانه رو moderate&amp;nbsp; حالا این دولت عرب میانه رو مهم نیست در کشور خودش چه غلطی انجام می دهد ، یا چه طور خون مردمش را توی شیشه می کند برای او همین که ولایت غرب را پذیرفته باشد&amp;nbsp; کافیست تا میانه رو محسوب شود نه hardline&amp;nbsp; و نهایتا با همین بازی های زمانی &lt;b&gt;بیداری اعراب&lt;/b&gt; می شود بهار عربی Arab Awakening # Arab Spring&amp;nbsp; چون خود آنها می دانند بیداری یعنی بیرون امدن از یک غفلت تاریخی و بیداری یعنی بازنگشتن به شرایط خواب آلودگی و شرایط خواب آلودگی یکی هم رفتن زیر یوغ استثمار غربی هاست و اعراب اگر بیدار شده باشند نمی توانند دوباره به خواب فرو بروند و زیر فرمان امریکا باشند اما اگر بهار شده باشد چرا که نه؟ دوباره دموکراسی غربی را به سبک چکسلواکی برمی گردانیم، کشورها را دوپاره می کنیم و ه بهار را برای مدت مدیدی به&amp;nbsp; زمستان دیگری مبدل می کنیم. همیشه پادوهایی مثل واسلاو هاول در سراسر دنیا و علی الخصوص بین حکام کشورهای عربی وجود دارند که خوش خدمتی را در حد اعلا اجرا کنند. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
و برای همین است که ما در ایران نباید اصطلاح بهار عربی را استفاده کنیم ، این اتفاقی که افتاده بیداری اسلامی در خاورمیانه و بیداری انسانی در دنیای غرب است ، بهار نیست چون بهارواقعی هنوز فرا نرسیده که خواهد رسید و قرارست تمدن تاریخی جدیدی از خاورمیانه طلوع کند ، اعراب در حال بیدار شدن از خواب چندصد ساله شان هستند ، هرچند هنوز هم گیج و مست خوابند، اما آن صدای شکستن بلند شده و ترک ها پدیدار شده اند. برای همین است که باید گفتمان جدیدی ایجاد شود : گفتمانی مبتنی بر عدالت و مدیریت جهان چون اگر قرارست اتفاقات بزرگی بیفتد و جهان از این پیچ تاریخی بگذرد باید از قبل گفتمان مورد نیازش را فراهم کرده باشد چون این گفتمان جدید هویت جدیدی را بنا خواهد کرد...&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-8085349368198909431?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/UY4PzGV3w_w" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://freshteh661.blogspot.com/feeds/8085349368198909431/comments/default" title="Post Comments" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2504285534077245233&amp;postID=8085349368198909431&amp;isPopup=true" title="0 Comments" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/8085349368198909431?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/8085349368198909431?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/UY4PzGV3w_w/1-meaning.html" title="بیداری عربی در برابر بهار عربی" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><thr:total>0</thr:total><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2012/01/1-meaning.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;CUIARHs6fCp7ImA9WhRXFUQ.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-8237093944221123031</id><published>2011-12-23T02:09:00.000+03:30</published><updated>2011-12-23T02:09:05.514+03:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-12-23T02:09:05.514+03:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="موزه هنرهای معاصر ، عاشورا، امام حسین" /><title /><content type="html">&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
ماهی که گذشت در موزه هنرهای معاصر تهران نمایشگاهی از نقاشی های مربوط به عاشورا برگزار شده بود به نام &lt;b&gt;سوگ نگاره ها&lt;/b&gt;&amp;nbsp; و بیشتر از 200 اثر از تقریبا 90 نقاش در آن به نمایش گذاشته شده بود. من این هفته توانستم نمایشگاه را ببینم و باید بگویم واقعاعالی بود. این نقاشی ها همگی به نحوی به واقعه کربلا مربوط بودند و البته تعدادی از آنها هم تابلوهای قهوه خانه ای بودند که به همین موضوع می پرداختند. چیزی که کمی باعث تعجبم شد اینکه در میان این 90 نقاش تنها 12 نفرشان زن بودند و این 12 نفر روی هم رفته وحداکثر 20 اثربیشتر نداشتند. در صورتیکه نقاشیانی مثل حبیب الله صادقی یا کاظم چلیپا یا مرتضی حسینی پورشاندیز یا مرتضی گودرزی و . بودند که هرکدام تعداد زیادی اثر توی نمایشگاه داشتند اما در مورد زن های نقاش نه. هرچی به این موضوع فکر می کنم چندتا دلیل بیشتر نمی توانم پیدا کنم: یا ما نقاش های زن زیاد نداریم ( که بعید است اینطور باشد) یا نقاش های زن موضوع کربلا را نکشیده اند. با اینکه در کربلا موضوع برای کشیدن فراوان است خصوصا اگر بخواهند فقط به زنان کربلا هم بپردازند بازهم موضوعاتی جداگانه و از دید زنانه بیرون می آید پس نتیجه می گیریم که نقاش های زن در ایران چندان دغدغه مذهب ندارند که به موضوع نپرداخته اند و این هم واقعیت تلخ دیگری است ، چون من دفعه اولم نیست نمایشگاه نقاشی می روم و تابلوهای نقاشی از زنان نقاش زیاد دیده ام پس تقریبا به ضرس قاطع می توانم این را بگویم که دلیلی بجز این نمی تواند وجود داشته باشد. بخصوص که این نقاشی ها همه متعلق به موزه هنرهای معاصر نبودند-که بخواهیم بگوییم موزه آثار آنها را ندارد- و بعضی را از خود صاحبان اثر ها به امانت گرفته بودند و برخی مال بعضی نهادها یا مجموعه های خصوصی بودند. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
برگردیم به نمایشگاه : یک چیز جالب که متوجه شدم اینکه اگر کسی سالهای قبل را یادش باشد یک نقاشی معروفی از امام حسین بود که مثلا یک مرد خوش قیافه ، با چشم و ابروی آنچنانی را نشان می داد ، چیزی تو مایه این نقاشی :&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;
&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-v2JYVUFKiaE/TvOiF3YQtcI/AAAAAAAAAVw/iN_W_mhSnoQ/s1600/Untitled.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://1.bp.blogspot.com/-v2JYVUFKiaE/TvOiF3YQtcI/AAAAAAAAAVw/iN_W_mhSnoQ/s200/Untitled.jpg" width="183" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
آن نقاشی که من می گویم و تابلوی اصلش هم در موزه هنرهای معاصر است کار نقاشی است با نام محمد تجویدی که به سال 1335 کشیده شده، محمد تجویدی نقاشی های دیگری هم دارد که به موضوع کربلا و ماجرای قلعه خیبر و حضرت علی و ... می پردازند و در تاریخ پیش از انقلاب بجز این چندتا نقاشی یکی دیگر هم عصر عاشورای استاد فرشچیان است و لاغیر ...اینکه&amp;nbsp; دو سه سال پیش دستور دادند و بیشتر نقاشی های این سبکی را از هیات ها و حسینیه ها و غیره جمع کردند هم اتفاقی نبود چون داشت سبک روضه خوانی و سینه زنی که فقط قربان چشم و ابرو می رود مد می شد ، پس معلوم است با اینکه نیت نقاش از کشیدن نقاشی خیر بوده ولی این روایت از واقعه کربلا و امام حسین به درد نمی خورد چون ظلم ستیز نیست . اتفاقی که بعد از انقلاب می افتد اینست که یک بعد دیگر وارد نقاشی های مربوط به کربلا و عاشورا می شود که عنصری به اسم "شهادت" است شهادت هم یک واژه انتزاعی تنها نیست با آن یک سری مفاهیم دیگر هم هستند مثل همان ظلم ستیزی، قیام ، سرخم نکردن، روی حرف خود ایستادن ، ازاد بودن ، فداکاری و خیلی مفاهیم دیگر. این هایی که می گویم را فقط با دیدن این نقاشی ها می توانید متوجه شوید. نقاشی هایی که قبل از انقلاب کشیده شده اند شاید قشنگ باشند اما هیچ جنبشی تویشان نیست انگار دارند گزارش یک اتفاق پیش پا افتاده را می دهند نه تصویری از بزرگترین واقعه ای که در تاریخ اسلام بعد از پیامبرافتاد و مرز حق و باطل را برای ابد روشن کرد. در نقاشی های بعد از انقلاب شکوه خاصی هست ، تابلوها زنده اند، عنصری&amp;nbsp; آسمانی را می شود تویشان دید ، احساس می کنی نقاش دقیقا می دانسته دارد چی می کشد و دست کم در آن لحظه ای که کار را شروع کرده درک درستی از آن واقعه داشته واگرنه نمی توانسته آن نقاشی را تمام کند،&amp;nbsp; چه آن نقاشی که کلاژ درست کرده ، چه آنی که مینیاتور به سبک فرشچیان کشیده - و تقریبا در همه مینیاتورهای مربوط به عاشورا می شود سایه سنگین و غیر قابل انکارعصر عاشورای فرشچیان را متوجه شد ، چه آن نقاشی که مجلس یزید را مدل شاهنامه های سبک هرات و اصفهان کشیده و چه آن هایی که امپرسیونیستی با واقعه کربلا درگیر شده اند- وموفق بوده اند- در همه نقاشی های آنها می شود احساس کرد یک جایی قلب تصویر است - که لزوما و دقیقا وسط تصویر نیست- و قلب آن نگاره به نوعی به امام شهید ربط پیدا می کند. ...تو همه این نقاشی ها نوعی عشق وجود دارد که خودش را نشان داده در صورتی که در نقاشی های قبل از انقلاب من این را احساس نکردم. که البته دلیلش هم مطمئنا به فضا و اتفاقات بعد از انقلاب و صد البته جنگ ، برمی گردد. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;یک نکته جالب دیگراین نمایشگاه ، نقاشی های سبک قهوه خانه ای و قدیمی بودند که همه عملا متعلق به مجموعه های خصوصی اند و سبکشان قاجاری است ، مردهای ابروکمانی و ابرو پیوسته و کمر باریک ، فرشته ها، کلماتی که روی نقاشی می نوشتند و آدم ها را نشان می کردند، اتفاقاتی که همه در یک پرده قابل دیدن بودند و داستان را روایت می کردند. این نقاشی ها را عمدتا چند نفر کشیده اند : حسین قوللر آغاسی، عباس وکیلی فر و&amp;nbsp; محمد مدبر و البته&amp;nbsp; متاسفانه هیچ کس دیگر این سبک را کار نمی کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;table align="center" cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-07rehFEx9Mc/TvOuleYu8AI/AAAAAAAAAV8/Ca-5N1drWNM/s1600/modabber2.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="166" src="http://4.bp.blogspot.com/-07rehFEx9Mc/TvOuleYu8AI/AAAAAAAAAV8/Ca-5N1drWNM/s320/modabber2.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;کربلا ، اثر محمد مدبر&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
توی نمایشگاه دواثر حجمی هم بود ، یکی یک علم بود با طاق شال و پر و پرنده و اینکه آن بالای بالای تاج خم شده علم یک زنگوله کوچک بود با خنزرپنزرهای وصل به آن که شاید وقتی علم را تکان می دادند صدای زنگ کاروان می داده،که ثابت می کند آنهایی که علم را طراحی می کردند می دانستند چکار می کنند و دومین اثر حجمی کلاه خودهایی با پرهای رنگ قرمز اشقیا بود و تنها یک کلاه خود با رنگ سبز اولیا که میان این قرمز ها گیر افتاده بود و رویشان از کنار رنگ قرمز مخلوطی به سفید می تابید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
فقط ای کاش می شد این نمایشگاه ها را برای ایرانی ها و غیر ایرانی های خارج از کشور بگذارند، از آن دست کارهایی که بی هیچ تبلیغ و توضیح و حرف اضافه ای هزاران نفر را به سمت خودش می کشاند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
&amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
 این هم حرف هایی است از محمد مدبر &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D9%85%D8%AF%D8%A8%D8%B1"&gt;+&lt;/a&gt; که در مورد نقاشی های قهوه خانه ای گفته است : " من عمری در کربلا زندگی کرده ام ، اگر چه هیچ وقت هرگز پایم به خاک داغ کربلا نرسیده اماکربلایی بوده ام ، من به کوفه رفته ام،&amp;nbsp; دربدری کشیده ام ، شلاق نامردمان را خورده ام ، هفت ساله بودم که یتیم شدم ،در تعزیه تکیه دولت نقش دو طفلان مسلم را بازی می کردم ، فریاد غریبی و&amp;nbsp; یتیمی سر می دادم ، اگرمن نقاش عاشورا نباشم اگر خون ناکسان را&amp;nbsp; بر پهنه بوم نریزم&amp;nbsp; پس چه کسی به داد یتیمان من برسد ؟ "&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
بعد از دیدن این نمایشگاه احساس می کنم مهمترین چیز دربرخورد با واقعه کربلا فهمیدن آنست ، اگر بتوانی درکش کنی آن موقع هر کاری که بکنی و هر هنری که بیافرینی - از نقاشی و موسیقی و اثر حجمی و مجسمه و تئاترو سینما تا شعر و داستان و فیلم نامه و حتی پایان نامه، حتی هریک کلمه ای که&amp;nbsp; با الهام از کربلا بگویی همه ماندگار می شوند چون ماندگاری هر اثری در رابطه با کربلا به میزان تاثیری است که از اصل آن رویداد گرفته شده و لا غیر..&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #444444; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;span style="color: #444444;"&gt;**پی نوشت: از آن نقاشی چشم و ابرو که بالا گذاشته ام خوشم نمی آید اما مجبورم بگذارم که خواننده بداند در مورد چی صحبت می کنم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&amp;nbsp; &amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-8237093944221123031?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/amr71t73VzQ" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/8237093944221123031?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/8237093944221123031?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/amr71t73VzQ/200-90.html" title="" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://1.bp.blogspot.com/-v2JYVUFKiaE/TvOiF3YQtcI/AAAAAAAAAVw/iN_W_mhSnoQ/s72-c/Untitled.jpg" height="72" width="72" /><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/12/200-90.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;CkYAQHc9eyp7ImA9WhRQEE8.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-136660840760336085</id><published>2011-12-04T20:46:00.001+03:30</published><updated>2011-12-04T21:05:41.963+03:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-12-04T21:05:41.963+03:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="عاشورا" /><title>روزهای بدون فصل</title><content type="html">&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;span style="color: #444444;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #660000;"&gt;&lt;span style="color: #444444;"&gt;من همیشه فکر می کردم زیباترین صحنه های تهران روزهای میانی پاییز و اوایل 
بهار هستند اما امروز به این نتیجه رسیدم زیباترین روزهای تهران نیازمند 
هیچ فصلی نیستند چون ماورای فصولند. زیباترین روزهای تهران- و بلکه ایران، 
روزهایی هستند که می بینی باد تو آن پرچم های قرمز و سرخی که روی پل ها و 
توی اتوبان ها بلند شده اند می پیچد و آنها را تکان می دهد. آرام در باد 
تکان می خورند، پیچ و تابی می گیرند و می لرزند،  آفتاب پاییزی هرچند بی 
رمق - هم که رویشان بیفتد برقی می زنند که باعث می شود باور کنی پرچم ها هم
 زنده هستند...عجیب نیست زنده بودن پرچم ها، پرچم های سرخی که به نشانه خون
 به ناحق ریخته شده قرن هاست بالا رفته اند و پرچم های سیاهی که نشان می 
دهند هنوز عده ای عزادار آن ثار هستند و منتظر منتقم ، منتقمی که باید بیاد چون وعده اش را داده اند و فردایی خواهد رسید ، فردای آن صبحی که با بعثت طلوع کرد و با ریخته شدن خون حسین غروب شد و با غیبت آن یارسفرکرده شب ، شبی طولانی ، یلدایی بس سیاه ، به درازای 12 قرن ، و تو چه می دانی آن 12 قرن بر آن یار سفرکرده چه گذشته ؟ اما الیس الصبح بقریب ؟&amp;nbsp; تاریک ترین زمان شب درست پیش از سر زدن سپیده است و فلق .. و آن خبر بزرگ خواهد رسید و صبح روشن خواهد آمد ، صبحی که دیگر پرچم های سرخ و سیاه نلرزند....صبحی که امید در دل آدم های عالم جوانه بزند.. و همه آب زنید راه را بخوانند و دیگر کسی گریه نکند بر آنکه بی گناه و مظلوم و غریب در دشتی، تنها افتاد و جامه از تنش دریدند و انگشتش را با انگشتر بریدند و سرش از قفا جدا کردند... در حالی که تشنه بود..اما مگر می شود گریه نکرد برآن تنهای غریب ؟ حتی اگر یار بازگشته باشد؟ .....&lt;/span&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;
&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-jRrrRuyAxas/TturEEhqhKI/AAAAAAAAATk/vog2lA1cJag/s1600/94ade8a6-6040-4c94-a68c-859acfce918L.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="201" src="http://2.bp.blogspot.com/-jRrrRuyAxas/TturEEhqhKI/AAAAAAAAATk/vog2lA1cJag/s320/94ade8a6-6040-4c94-a68c-859acfce918L.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-136660840760336085?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/ytWR53oovhg" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/136660840760336085?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/136660840760336085?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/ytWR53oovhg/blog-post_04.html" title="روزهای بدون فصل" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://2.bp.blogspot.com/-jRrrRuyAxas/TturEEhqhKI/AAAAAAAAATk/vog2lA1cJag/s72-c/94ade8a6-6040-4c94-a68c-859acfce918L.jpg" height="72" width="72" /><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/12/blog-post_04.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;DkMNQXk6fSp7ImA9WhRRF04.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-4916914202250926900</id><published>2011-12-01T12:51:00.001+03:30</published><updated>2011-12-01T13:44:50.715+03:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-12-01T13:44:50.715+03:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="ایران، انگلیس، سفارت" /><title>حمله به سفارت انگلیس ، آری یا نه ؟</title><content type="html">&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
چند وقت پیش من باید به اداره پست کنار ورودی بزرگراه صدر می رفتم، در خیابان شریعتی جای پارک کردن نبود ، بنابراین من به خیابان پشتی اداره پست که در ضمن دربهای سفارت در آن قرار دارد رفتم و بازهم می خواستم پارک کنم اما همچنان جا نبود، زیاد معطل شده بودم ضمن اینکه وقت تنگ بود و قسمت بسیار بزرگی از آن خیابان بدلیل وجود دیوارهای سفارت&amp;nbsp; پارک ممنوع بود . نهایتا من در امتداد همان دیوار سفارت یک جا پارک کردم، پلیس دیپلماتیک آمد گفت خانم ماشینت را بردار و من هم که حوصله نداشتم گفتم برنمی دارم. گفت می آیند از سفارت دستور می دهند بردارید و پلیس می آید گفتم هرموقع از سفارت آمدند بگویید : "راننده ماشین گفت ممکلت خودم است هرجا دلم بخواهد پارک می کنم چون خیابان مال آنها نیست و آنرا نخریده اند." پلیس ِ که خنده اش گرفته بود گفت خیلی خب برو ولی زود بیا ! گفتم باشه و قضیه به خیر گذشت.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
حالا که چند روز از حمله دانشجویان - که رسانه های غربی آنها را بسیجی های حکومتی می خوانند که پول گرفته اند و من مطمئنم که اینطور نیست- می گذرد و واکنش انگلیس و ایران ومباحثات مختلف پیش کشیده شده، وقتش رسیده واقعا به موضوع نگاه واقعی تر و جدی تری داشته باشیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
ما ایرانیان در حافظه جمعی مان از چند کشورخاطره خوبی&amp;nbsp; نداریم: امریکا، انگلیس، روسیه و عربستان.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
انگلیس و روسیه بخاطر کارهایی که در زمان قاجار و بعد از آن می کردند، دخالت های بی جایشان در امور حکومتی ایران و توطئه هایی از قبیل کشتن امیرکبیر و قراردادهای نفتی و تحریم تنباکو و قراردادهای ننگین 1919 و وقایع جنگ جهانی و قحطی در سراسر ایران و مرگ بسیاری از مردم ایران ، آن هم زمانی که ایران موظف بود تمام غله و خوارو بارسهم مردم را به ارتش بریتانیا در جنوب و ارتش روس در شمال بدهد و نهایتا کودتای سال 1332&amp;nbsp; و تا بگیریم جنگ تحمیلی و تمام اتفاقات ریزو درشت چندسال اخیر. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
جالب اینکه ابتدا انگلیس و روسیه بودند و بعد بتدریج با سقوط&amp;nbsp; قاجارها و چند سال از سپری شدن حکومت رضا خان و کشته شدن تیمورتاش که عامل روس ها بود و....امریکا جای روسیه را گرفت.بعلاوه اصولا انگلیسی ها بیشتر از روس ها در کشور دخالت می کردند ، روس ها بیشتر سخت افزاری عمل می کردند و انگلیسی ها نرم افزاری.&amp;nbsp; مثلا در کودتا علیه دولت مصدق این انگلیسی ها بودند که با امریکایی ها دست به یکی کردند ولی در قضیه فرقه دموکرات ها در آذربایجان و حقه ای که قوام به روس ها زد عملا روسها کمی از رقبایشان عقب افتادند و همین همراه با اتفاقات برنامه هسته ای و کمک روس ها به آن، باعث می شود آنها از نظر دشمنی با مردم ایران در مرتبه پایین تری از امریکا و انگلیسی ها قرار بگیرند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
حالا از روز سه شنبه تا بحال من خودم عقیده داشتم که حمله به سفارت شاید کار چندان خوبی نباشد و مجلس بهتر بود با دولت یا وزارت خارجه در مورد تصمیمش هماهنگی می کرد یا دولت باید در مورد تجمع در برابر سفارت انگلیس سیاست مشخصی را دنبال می کرد ودانشجویان کمی احساساتی عمل کرده اند و همه این حرف ها. بعدا این ویدئو &lt;a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?id=109200"&gt;+&lt;/a&gt; در رجا نیوز را دیدم از برنامه بی بی سی فارسی که مجری برنامه خیلی روی قوانین و عرف بین المللی و دیپلماتیک مانور می دهد و مرتبا" &lt;b&gt;حمله &lt;/b&gt;" را به روی کسانی که باآنها تلفنی حرف می زند می آورد و می خواهد از آنها جوابی بیرون بکشد مبنی بر اینکه "&lt;b&gt;حمله&lt;/b&gt;" کار بدی بوده است و-همین ثابت می کند نفس این &lt;b&gt;حمله&lt;/b&gt; خیلی به آنها گران آمده آما اگر آنها به عراق و افغانستان حمله کنند هیچ عیبی ندارد!&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
 اتفاقا این آدم ها هم می گفتند این کار خلاف عرف و قوانین بین المللی است و اما یک نکته این وسط مغفول ماند: واقعا این قوانین و عرف بین المللی را چه کسانی گذاشته اند؟ این سوال برای من هست که فرض بگیریم امام زمان (عج) ظهور کردند و دستوراتی دادند یا اتفاقاتی افتاد ما می توانیم بازهم ایشان را تقبیح کنیم که کاری که امام دستور دادند خلاف عرف بین المللی و قوانین بشردوستانه و حقوق بشرو دادگاه جرایم بین المللی بود؟ حالا ممکنست شمای خواننده نوعی بگویید آن امام است وضعش فرق می کند اما نه! در واقع همین است. اگر بخواهیم ایراد بگیریم و انتقاد کنیم که امام و غیر امام فرق نمی کنند چون آن طرف قضیه حقوق بشر و سازمان ملل و شورای امنیت و دادگاه جرایم بین المللی هستند که ثابت مانده اند و قوانین و مناسباتشان همچنان همان است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
بحث من اینست که این قوانین بین المللی را شاید کسانی وضع کرده باشند که دنیا مانند جنگل اداره نشود و شاید بعضی هایشان هم خوب باشند اما درواقع خود آنانی که ادعای قوانین بین المللی شان گوش دنیا را کرکرده دقیقا به همین قوانین که خودشان وضع کرده اند بی توجهند و به آنها دهن کجی می کنند و در عین حال دیگران را مجبور می کنند آنها را رعایت کنند. ماجرای حمله به سفارت ایران در افغانستان را هیچ کس فراموش نکرده، دیپلمات ها کشته شدند و کک کسی هم نگزید و شورای امنیت و رییس جمهور امریکا و .. هیچ کدام قضیه را محکوم نکردند. امریکایی ها در اربیل به کنسولگری ایران حمله کردند چندنفر را دستگیر کردند ایران می گوید دیپلمات، امریکا می گوید عضو سپاه قدس ، هیچ کدام مهم نیست- چون این آدم ها از درون کنسولگری که خاک ایران محسوب می شد گرفته شدند.&amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
همین کشورها در قضیه گرم شدن زمین هم قانون می گذارند، بقیه کشورهای جهان سوم را مجبور می کنند یکسری قوانین را رعایت کنند اما وقتش که می رسد خودشان زیرش می زنند( همین الان در دوربان آفریقای جنوبی). یا مثلا قوانین ضد بمب های کلاستر خوشه ای تنظیم می کنند اما خودشان هم تولید می کنند هم می فروشند و هم اجازه استفاده از آن را به خودشان و نوچه هایشان( اسراییل) می دهند و هیچ کس پیدا نمی شود یک کلمه بپرسد.......چرا؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
ایراد انگلیسی ها اینست که هنوز در قرن 18 و 19 زندگی می کنند ، زمانی که آفتاب در مستعمراتشان غروب نمی کرد اما واقعا آن دوره تمام شده و انگلیس دیگر آن مستعمره چی سیاستمدار نیست. انگلیس حق ندارد ایران را بخاطر ادعاهای دروغین آژانس تحریم بانکی کند و مردم و تجار و .دانشجویان و .... را از کار و زندگی بیندازد وآنها را بخاطر اینکه در ایران زندگی می کنند یا از دولت ایران حمایت می کنند یا دارند به دولت ایران مالیات می دهند ، تنبیه کند. انگلیس همینطور حق ندارد برای ترور دانشمندان ایرانی نقشه بکشد و پیاده کند، به مخالفان دولت ایران کمک کند کما اینکه قائله شیخ خزعل در خوزستان و عشایر بختیاری و بیشتر حرکت های جدایی طلبانه در ایران را همیشه انگلیسی ها علم کرده اند و اصولا همیشه دنبال تجزیه ایران بوده اند. انگلیسی ها حق نداشتند سلمان رشدی را علم کنند تا به پیامبری که رحمت للعالمین است بی احترامی کند و بعد او را تحت الحمایه خودشان قرار بدهند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
امریکایی ها از ایران چندین سری ناراحتی دارند که هرکاری می کنند برایشان قابل فراموشی نیست : یکی از آنها تحقیر ناشی از حمله به سفارت ابرقدرت و گروگان گیری است، یکی اش همین نفس انقلاب اسلامی ایران در جزیره ثبات خاورمیانه و زیر گوش امریکاست، دیگری حمله طبس است و چهارمی انفجار تفنگداران دریایی در بیروت سال 1982 که البته بدست حزب الله انجام شد ولی خب همه می دانیم و می دانند که حزب الله تحت حمایت ایران بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
اما بهانه های انگلیسی ها بیشتر از نوع بنی اسراییلی و داغ قدیمی از دست رفتن اختیار نفت ایران در جریان ملی سازی نفت است، هرچند به نوعی دیگر بازهم کنسرسیوم ها برگشتند اما ظاهرا حرفهای مرحوم حسین فاطمی و همین که حتی-گیریم بصورت صوری- اختیار نفت ایران از دست انگلیسی ها درآمد آنقدر سنگین بود که بیشتر از 50 سال دشمنی را تداوم ببخشد. &amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
شاید دانشجویان - یا هرکس دیگری که بودند- کار درستی کرده باشند که به سفارت انگلیس حمله کرده اند چون تاریخ رابطه ایران و انگلیس از همان سالهای 1850 که اولین سفارت خانه شان در ایران باز شد همیشه رابطه ای یک طرفه و مبتنی بر زورگویی، باج گیری، اختیارداری، توطئه ، دخالت، و دشمنی همیشگی بوده است. شاید اگر ایران&amp;nbsp; از رابطه و دوستی با انگلیس سودی نمی برد همان بهتر که سفارتی به نام انگلیس که مرکز دشمن پروری و جاسوسی باشد در ایران بازنماند چون در این سی سالی که سفارت امریکا بسته شده هیچ ضرر خاصی به ایران -بیشتر از آنچه می توانست- وارد نشده است و فقط ما دستمان را به زانوی خودمان گرفتیم و بلند شدیم... شاید دانشجویان خط امام سی سال پیش پس از امجدیه باید به سوی چهارراه استامبول می رفتند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
راستش را بخواهید دیگر نمی توانم استدلال های قبلی ام را دوباره با ایمان تمام تکرار کنم، شاید برای بعضی چیزها باید عقل را کنار گذاشت و به دل چسبید....شاید چون آدم ها وقتی بزرگتر می شوند محافظه کارتر و به نوعی عاقل تر!! می شوند اما محافظه کاری همیشه چیز خوبی نیست. محافظه کاری با&lt;b&gt; دل&lt;/b&gt; جور درنمی آید. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-4916914202250926900?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/5qekuvqyRcc" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/4916914202250926900?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/4916914202250926900?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/5qekuvqyRcc/blog-post.html" title="حمله به سفارت انگلیس ، آری یا نه ؟" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/12/blog-post.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;Dk4HQ3s7cCp7ImA9WhRREEU.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-3013896384624745065</id><published>2011-11-24T00:48:00.001+03:30</published><updated>2011-11-24T01:18:52.508+03:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-11-24T01:18:52.508+03:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="لیبی- انقلاب دوم مصر -ایران" /><title>مار و پله: بازگشت به خانه اول</title><content type="html">&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
1- مردم مصر در قاهره و اسکندریه و سوئز و شهرهای کوچک و بزرگ دیگر دوباره به خیابان ها ریخته اند تا انقلاب دومی را رقم بزنند. اعتراضات این دور با میانداری اخوان المسلمین روز جمعه پیش دز اعتراض به سیاست های شورای عالی دفاع به ریاست ژنرال محمدحسین طنطاوی آغاز شد و بعد اخوان المسلمین به آرامی کنار کشید ( یا در ظاهر این گونه نشان داد) و مردم خودشان دیگر می دانستند چکار باید بکنند و به این ترتیب در 5 روز گذشته چیزی در حدود 38 نفر کشته و بیشتر از 2000 نفر مجروح شده اند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;table align="center" cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="color: #20124d; margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://www.independent.co.uk/incoming/article6266664.ece/ALTERNATES/w380/egypt1.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="240" src="http://www.independent.co.uk/incoming/article6266664.ece/ALTERNATES/w380/egypt1.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;میدان تحریر قاهره &lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
این اتفاقات دقیقا همان مشکل اصلی در مصر را روشن تر کرد: نبودن یک رهبر مقتدر یا دست کم کسی که مسئولیت ها را برعهده بگیرد و مردم پشت وی حرکت کنند. علاوه بر این بنظر می آید مردم مصر می دانستند چه نمی خواهند ( آنها مبارک و رژیمش را می خواستند) اما عملا نمی دانستند بجای آن و جایگزینش چه می خواهند ؟ و همین شد که ارتش با همکاری امریکایی ها و عمر سلیمان و خود مبارک به قدرت رسید و بعد بتدریج مردم دیدند اتفاق خاصی نیفتاده؛ شاهی رفته و شاهی آمده:&amp;nbsp; مبارک رفته ولی رژیمش و آدم های آن هنوز سرکار خود هستند واسراییل همچنان به ثمن بخش گاز را می برد و به ریش مردم مصر می خندد و ارتش بتدریج دایره قدرتش را وسعت می دهد تا به دیکتاتوری دیگری تبدیل شود و این شد که مردم حالا دیگر می دانند ارتش را هم نمی خواهند: اما آیا واقعا می دانند بجای ساختارهای حکومتی قبلی دنبال چه هستند ؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
ما درایران  نمونه سال 1342 را داریم وقتی قیام فیضیه امام خمینی عملا شکست خورد. وقتی امام به ترکیه و بعد عراق تبعید شد به اندازه کافی فرصت داشت تا تئوری ولایت فقیه را بپروراند و از آن مدل حکومتی را ارائه بدهد که در کتاب ولایت فقیه بطور خیلی ساده و در حد فهم عادی توضیح داده شده، بعد وقتی زمانش رسید امام برگشت ، انقلاب به پیروزی رسید و چون مدل حکومتی و ساختارهای زیربنایی آن آماده بود ایران موفق شد مدل حکومتی متفاوتی را ارائه بدهد. ( بحث من بر سر موفق بودن یا نبودنش نیست.)و حالا بعد از سی و اندی سال این حکومت که بر اساس مدل نظری به قدرت رسید&amp;nbsp; آماده شده تا حوزه علوم انسانیاش را بسط بدهد و مدل های اجتماعی و جامعه شناسی متفاوتی را روایت غربی ها را ارائه&amp;nbsp; بدهد. این اتفاق مبارکی است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
جنبش مردم مصر جنبشی بدون سر است و دقیقا همین پاشنه آشیل آن شده است. اما در موردی مانند بحرین شاید این گونه نباشد. مردم بحرین بخاطر شیعه بودن و ارتباط و همجواری با ایران تقریبا خواهان مدلی مانند ایران ( جمهوری اسلامی ولی شاید نه با ولی فقیه) باشند. بهرحال مدلی در سر دارند و همین آنها را از مصری ها جلوتر قرار می دهد هرچند شاید در تاکتیک ها موفق نبوده اند یا عملا سرکوب ها بیشتر بوده باشد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&amp;nbsp; 2- بریدن انگشتان سیف الاسلام قذافی توسط انقلابیون لیبی و دستگیر کنندگانش ( کسانی که رد او را گرفتند و عملا موجبات دستگیری اش را فرهم کردند نه لیبیایی ها بلکه ماموران MI6 بریتانیا بودند). بهرحال سیف مشغول خط و نشان کشیدن بود که انگشتانش را بریدند تا ادب شود. و البته او ادب شد چون بجای اینکه شکایت بکند می گفت در حملات ناتو مجروح شده مبادا بخواهند او را به دادگاه جرایم بین المللی در لاهه تحویل بدهند و اگر او دیگر پشت گوشش را دید لیبی را هم دید.اما نکته مهم اینست که ما در اسلام داریم باید حرمت اسیر و زندانی را نگه داشت. قذافی باید اعدام می شد بلافاصله پس از دستگیری اش. اما چوب به ماتحتش فرو کردن و آنگونه کشتن کمی حالت وحشی گری داشت. باید او را می بردند و بعد با حکم دادگاه صحرایی اعدام می کردند و کسی هم اعتراضی نمی کرد. ما در انقلاب ایران موارد دستگیری بسیاری از مقام های بلندمرتبه مانند رییس ساواک را داشتیم اما تا جایی که من خوانده ام و شنیده ام هرگز چنین چیزهایی وجود نداشت و فقط اعدام بود که باید انجام می شد و شد.&amp;nbsp; شاید این هم دلیلی دیگر برضرورت وجود یک رهبر مقتدر است که جلو وحشی گری ها را بگیرد. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
3- این جنایت علیه بشریت هم خودش داستانی است. سیف الاسلام هرغلطی کرده علیه مردم لیبی کرده ، علیه امریکایی ها و فرانسوی ها که معمولا بشریت محسوب می شوندکه نبوده است. این &lt;b&gt;جنایت علیه بشریت&lt;/b&gt; هم از ان کلمات قلنبه سلمبه دهان پرکن است. دقیقا مانند&lt;b&gt; تروریست&lt;/b&gt;.چون کسانی که واقعا علیه جمعیت بزرگی جنایت کرده اند هرگز به پای میزمحاکمه نرفته اند و نخواهند رفت. بهرترتیب&amp;nbsp; پسر پلی بوی خاندان قذافی روابط دوستانه ای با راث چایلدها و خاندان های سلطنتی انگلیس و بقیه اروپا و اولیگارش های روسی داشت. کسانی که ظاهرا دوستانش بودند همه به او پشت کرده اند. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
4- اتفاقات مصر برای مدتی به سوریه فرصت تنفس می دهد: سرکوب ارتش مصر علیه مردم دقیقا کاریست که ارتش سوریه انجام می دهد. اما سوریه محکوم می شود و حکومت ژنرال های مصر نه. فرق کجاست ؟ با توجه با اینکه مخالفان اسد مسلحند و مردم قاهره بی سلاح . &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
5- ژنرال ها هرکجا به قدرت رسیده اند دست به استبداد زده اند. نمونه هایش فراوانند: یونان- شیلی- اسپانیا- پاکستان- بنگلادش- مصری ها باید ریشه ژنرال ها را از ته بزنند. چاره دیگری ندارند وگرنه ارتش قدرت بیشتری می گیرد. ارتشی که حافظ منافع امریکا و اسراییل است تا مردم خودش باید سقوط کند. &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-3013896384624745065?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/YT7AiWo7GMA" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/3013896384624745065?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/3013896384624745065?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/YT7AiWo7GMA/blog-post_24.html" title="مار و پله: بازگشت به خانه اول" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/11/blog-post_24.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;CkAERXozfCp7ImA9WhRSFUg.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-8832386374321452869</id><published>2011-11-17T20:02:00.001+03:30</published><updated>2011-11-17T20:55:04.484+03:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-11-17T20:55:04.484+03:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="سوریه ، اسد" /><title>وقتی موش ها شیر می شوند</title><content type="html">&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
در بین مردم عرب زبان خاورمیانه ضرب المثلی هست که می گوید :" بدون مصر جنگ امکان ندارد ، بدون سوریه صلح" و&amp;nbsp; طرف مقابل این جنگ یا صلح اسراییل است. اما این ضرب المثل می تواند در موارد دیگری هم صادق باشد که یکی از نمونه هایش تعلیق سوریه از اتحادیه عرب است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
در هفته ای که گذشت اتحادیه عرب یکی از بی خاصیت ترین و احمق ترین و بی منطق ترین گروه های موجود در منطقه ، تحت فشار های شدید امریکا ، قطر و البته بهشت دیکتاتورها عربستان سعودی رای به تعلیق سوریه از این اتحادیه داد. هدف اتحادیه عرب از این کار انزوای سیاسی و اقتصادی دمشق و تلاش برای بی اعتباری اسد بود تا بدین ترتیب کاری که با قذافی شد را آغاز کنند: اول انزوای جهانی و بعد آغاز حمله با هواپیماهای ناتو و پول نفت و گاز مردم کشورهای خلیج فارس. سوریه که خودش یکی از بنیان گذاران این اتحادیه است در مقابل واکنش نشان داد و این اعلام را غیر قانونی و بر خلاف اساسنامه اتحادیه توصیف کرد&amp;nbsp; چون اتحادیه عرب برای اخراج اعضایش به رای یک جانبه و یکسان تمام اعضا نیاز دارد اما&amp;nbsp; در مورد سوریه، عراق به قطعنامه&amp;nbsp; رای ممتنع داده بود و لبنان و یمن با آن مخالفت کرده بودند. ولید معلم وزیر خارجه سوریه در نشست خبری که فردای آن روز برگزار شد اعلام کرد رای اتحادیه عرب اهمیتی ندارد چون اتحادیه عرب در طول سالهای تشکیلش که برای حمایت از آرمان فلسطین بوده هیچ کار مفیدی انجام نداده و همین برای اثبات بدردنخور بودن و رای بی نتیجه اش کافیست. معلم همچنین گفت این رای تحت فشار امریکا که عضو غیر رسمی اتحادیه عرب محسوب می شود و بخاطر سیاست های مقاومت تمام این سالهای سوریه صادر شده که صد البته بازهم حرف کاملا درستی بود. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
تحلیل هایی که بعد از این رای و همچنین اعلام تحریم های اقتصادی و سیاسی&amp;nbsp; اعضای این اتحادیه نوشته شد نشان می داد قطر در این میان نقش مهمی داشته و بسیاری از کشورهایی که کمی تردید داشته اند را عملا با پول خریده است. حتی بعد از این رای هم زمزمه هایی از نارضایتی بعضی از اعضا در مورد رای هایی که به زور از آنها گرفته شده شنیده می شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="separator" style="clear: both; color: #4c1130; text-align: center;"&gt;
&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-mTNkXggDL8g/TsVAagOF3cI/AAAAAAAAASo/qhNk_Zcp84A/s1600/Pg-26-qatar-ap.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="240" src="http://4.bp.blogspot.com/-mTNkXggDL8g/TsVAagOF3cI/AAAAAAAAASo/qhNk_Zcp84A/s320/Pg-26-qatar-ap.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
اما وزن اتحادیه عرب واقعا چقدراست ؟آیا تحریم هایی که اتحادیه همراه با امریکایی ها و اروپایی ها بر سوریه اعمال کرده اند می تواند حکومت اسد را ساقط کند؟ چیزی که مقصود واقعی ترتیب دهندگان قطعنامه است ؟ از آنچه تاریخ این اتحادیه بی خاصیت نشان می دهد چند شیخک حاشیه نشین خلیج فارس و کشورهای آفریقایی چون موریتانی و سودان آنچنان قدرت های مهم و تاثیرگذاری نیستند که حالا رای آنهابخواهد دراین اتحادیه چیزی را عوض کند و به عبارت بهتر هیچ کسی در دنیای امروز این کشورها را قبول ندارد و اگر می بینیم که هیلاری کلینتون به این کشورها سفر می کند فقط برای شوراندن آنها علیه ایران است. از سویی دیگر مسکو وپکن خصوصا روسیه دو کشور دارنده حق وتویی هستند که تا بحال محکم پشت اسد ایستاده اند. ایران با تهدیدهایش مبنی بر اینکه حمله به سوریه را حمله به ایران تلقی می کند هم تا بحال مانع حمله&amp;nbsp; لیبی-وار به سوریه شده و البته نقش حزب الله و حمایت های سید حسن نصر الله را هم نباید فراموش کرد و این نشان می دهد سوریه همچنان دوستان خودش را دارد که بخواهند او را از نظر سیاسی و اقتصادی تامین کنند و نیاز چندانی به یک مشت شیخک که خودشان روی قله&amp;nbsp; آتش فشانی نشسته اند ندارد. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
حکومت اسد در طول سالهای گذشته در بین ملت های منطقه از احترام خوبی برخوردار بود( و هنوز هم هست) ، این چیزی است که در مورد ایران هم صادق است هرچند ممکنست رسانه غربی ها برعکس این قضیه را نشان بدهند اما واقعیت اینست که محور مقاومت تهران- دمشق- بیروت در طول این سالها به اندازه کافی آبرو کسب کرده است که با مقاومت مسلحانه عده ای در سوریه و حمایت ایران و حزب الله از اسد از بین نرود. از سویی دیگر مطابق آنچه اعلام شده حکومت اسد طبق بندهای پیشنهاد قبلی اتحادیه عرب برای پایان دادن به ناآرامی ها&amp;nbsp; در سوریه بیشتر از 1200 زندانی سیاسی را آزاد کرد، کمیته بازنگری قانون اساسی را تشکیل داد و به خبرنگاران هم اجازه ورود به این کشور را داد ، به مناسبت عید قربان عفو عمومی برای کسانی صادر کرد که حاضر باشند سلاح هایشان را بر زمین بگذارند و حتی امروز خبرهایی مبنی بر خروج نظامیان ارتش از حمص شنیده می شد که نشان از عزم راسخ حکومت برای آشتی دارد. به این ترتیب و با سرسختی و کله شقی اپوزیسیون ( خارج از)سوریه برای عدم همکاری&amp;nbsp; برای هرگونه گفتگو بنظر می رسد فضای غبارآلود حاکم بر قیام سوریه بتدریج&amp;nbsp; روشن تر می شود و گروه های مسلحی که&amp;nbsp; با فرستادن ویدئوهای انفجار گردان های ارتش و انداختن جنازه های سربازان در رودخانه ها و کشتن مسیحیان و شیعیان در شهرهای مختلف وحشی گری خودشان را نشان می دهند بتدریج از دایره اپوزیسیون موجه خارج می شوند و رنگ گروه های مسلحی را به خود می گیرند که هیچ کشوری وجود آنها را که مخل نظم و آرامش هستند تحمل نمی کند و از اینجا به بعد سوریه می تواند با راحتی خیال آنها را سرکوب کند چرا که فرمان عفو عمومی و آزادی زندانیان و ... صادر شده تا بهانه دیگری برای این افراد مسلح باقی نماند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class="separator" style="clear: both; color: #4c1130; text-align: center;"&gt;
&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/--VXgWitae0I/TsVAi7Wsy-I/AAAAAAAAASw/Gw1IPLKSmYw/s1600/pg-34-assad-afp-getty.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="240" src="http://1.bp.blogspot.com/--VXgWitae0I/TsVAi7Wsy-I/AAAAAAAAASw/Gw1IPLKSmYw/s320/pg-34-assad-afp-getty.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
در یکی دو هفته گذشته هم تمام شهرهای سوریه شاهد تظاهرات های مختلف حمایت از اسد بوده اند تا بدین ترتیب مردم خود این کشور نیز به این نتیجه برسند که اگر این وضعیت ادامه یابد سوریه وارد جنگ داخلی -درست شبیه به آنچه در لبنان روی داد و به مدت 15 سال ادامه یافت - می شود و ظاهرا آنها چنین چیزی را نمی خواهند. از سویی دیگر اتفاقاتی که پس از اعلام آزادی لیبی در این کشور افتاد و خرابی مقبره ها و گورستان ها به دست سلفی های لیبی و قتل های انتقام جویانه ( هرچند انعکاس زیادی پیدا نکرده است) باعث شده تا همه احساس کنند اگر تندروهای سلفی در سوریه پس از اسد ظاهر شوند- حتی اگر به قدرت نرسند- در آن صورت مسیحیان و علوی ها دیگر روز خوش نخواهند دید و محض اطلاع ایرانیان عزیز نیز باید عرض کرد دیگر نه از مقبره حضرت زینب نشانی خواهد ماند و نه از مقبره حضرت رقیه دخت حسین بن علی .&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
 سوریه در حال حاضر بدترین روزهای خودش را طی می کند، بخصوص که فشار رسانه های غربی ومنطقه ای خصوصا العربیه و الجزیره که شمشیر را از رو بسته اند روی این کشور بسیار زیاد است. شاید فشاری که اکنون بر حکومت اسد وارد می شود را حافط اسد پدر او تجربه نکرده بود اما سختی ها همیشه آدم ها را محکم تر می کنند. سوریه تجربه انزوای بین المللی را نیز دارد: در سالهای پس از ترور حریری و شبه انقلابی که منجر به خروج نیروهای سوری از لبنان شد فشار رسانه ای و انزوای بین المللی بر دمشق بسیار زیاد بود اما حکومت این کشور این مرحله را طی کرد تا دوباره بتواند به صحنه بین المللی برگردد. این بار نیز همین گونه خواهد بود خصوصا که دوستان سوریه مانند تهران نشان داده اند که پشت این کشور هستند و عدم مسافرت &lt;i&gt;احمدی نژاد&lt;/i&gt; به کنفرانس گاز دوحه در اعتراض به رفتارهای قطر از همین موضوع سرچشمه می گیرد. بعلاوه ایران می داند تبلیغات اخیر بین المللی و رجز خوانی های اسراییل و فشار بر سوریه همه در یک راستا هستند&amp;nbsp; و ساقط کردن اسد به بهانه های واهی مقدمه ای برای ساقط کردن نافرجام تهران خواهد بود. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;i&gt;پی نوشت :&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;i&gt;1- بن ویدمن&lt;/i&gt; یکی از خبرنگاران ارشد شبکه سی ان ان که مستقر در خاورمیانه است اخیرا در نوشته ای&lt;a href="http://articles.cnn.com/2011-11-12/opinion/opinion_analysis-arab-league-syria-vote_1_arab-league-arab-spring-arab-world?_s=PM:OPINION"&gt; +&lt;/a&gt; دقیقا همین موضوع و ارتباط بزرگنمایی اتفاقات سوریه و ایران هراسی غرب و عرب از ایران را بررسی کرده است.&amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
2- از نقش امپریالیستی جدید قطر - با تکیه بر پول گاز و قدرت الجزیره- نباید غافل شد ، قطر تازه در آغاز راهی است که برگزیده است.&amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&amp;nbsp;3- نوشته های دیگر من در مورد سوریه :&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;b&gt;بازی های نخ نما در سوریه&lt;/b&gt; &lt;a href="http://freshteh661.blogspot.com/2011/06/blog-post.html"&gt;+&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;b&gt;خط پایان قذافی در لیبی&lt;/b&gt; &lt;a href="http://freshteh661.blogspot.com/2011/08/blog-post.html"&gt;+&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
 &amp;nbsp; س&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #4c1130; text-align: right;"&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-8832386374321452869?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/EmR5aRXvSiU" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/8832386374321452869?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/8832386374321452869?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/EmR5aRXvSiU/blog-post_17.html" title="وقتی موش ها شیر می شوند" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://4.bp.blogspot.com/-mTNkXggDL8g/TsVAagOF3cI/AAAAAAAAASo/qhNk_Zcp84A/s72-c/Pg-26-qatar-ap.jpg" height="72" width="72" /><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/11/blog-post_17.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;C0UBQHo9fip7ImA9WhRTE0k.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-7985549348740877764</id><published>2011-11-03T20:57:00.001+03:30</published><updated>2011-11-03T20:57:31.466+03:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-11-03T20:57:31.466+03:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="ویکی لیکس، جولین اسانژ" /><title>ویکی لیکس هنوز نفس می کشد</title><content type="html">&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
دیروز رسانه های انگلیسی اعلام کردند دیوان عالی این کشور درخواست فرجام &lt;b&gt;جولین اسانژ&lt;/b&gt; موسس وب سایت افشاگر ویکیلکس را بریا عدم استرداد به سوئد رد کرده است. بنابراین وکلای اسانژ فقط دو هفته فرصت دارند به رای دیوان عالی اعتراض کنند و در غیر اینصورت او باید تا سپتامبر سال آینده -یعنی 8-7 ماه دیگر- به سوئد مسترد شود تا به جرمش که گفته می شود ایذا و آزار جنسی است رسیدگی شود. اسانژهم گفته از آنجایی که می داند رای علیه او و اتهاماتش در سوئد همه سیاسی هستند پس برای عدم استرداد به سوئد همه تلاشش را خواهد کرد چون اگر او به سوئد پس داده شود طبق شکایتی که دولت امریکا از او به اتهام افشای اسناد دیپلماتیک محرمانه کرده او را به امریکا خواهند فرستاد و لابد او هم به سرنوشت بردلی منینگ تنها متهم همکاری با ویکیلیکس که بیشتر از 570 روزست در زندانی در ویرجینیا سبر می برد خواهد پیوست.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
دو سه شب پیش مارسل غانم مجری برنامه گفتگو درشبکه LBC فضایی لبنان گفتگوی زنده ای را با اسانژ انجام داد که واقعا جالب بود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;table align="center" cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-WCV2hSVCI4Q/TrLHmAPommI/AAAAAAAAASg/IMQStMtUQEg/s1600/298587_10150356780348547_9494478546_8504591_876072133_n.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="242" src="http://3.bp.blogspot.com/-WCV2hSVCI4Q/TrLHmAPommI/AAAAAAAAASg/IMQStMtUQEg/s400/298587_10150356780348547_9494478546_8504591_876072133_n.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;مارسل غانم و جولین اسانژ &lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
 &amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
این برنامه جالب بود بابت حرفهایی که اسانژ می زد. حرفهایی که براحتی در رسانه ها پخش نمی شوند و حسن پخش شدن این حرف ها هم این بود که برنامه زنده بود. من حرفهایی را که اسانژ می زد تا آنجایی که یادم هست می نویسم و بعدتر اگر توانستم لینکی در این مورد پیدا کنم حتما ضمیمه خواهم کرد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
اما حرفهایی که اسانژ زد نشان می داد این آدم دشمن امریکا و اسراییل است و عملا با امریکا درافتاده است. وقتی غانم از او سوال کرد چرا در مورد اسراییل مطلب منتشر نکرده اند گفت به روزنامه های همکار در انتشار اطلاعات که عبارت از نیویورک تایمز، ال پاییس، لو موند ، گاردین و در اشپیگل اعلام کرده بودند که در عرض یک هفته دوسری اسناد را منتشر خواهند کرد که سری دوم متعلق به اسراییل است و این روزنامه ها همگی مطالب مربوط به سری اول اطلاعات را منتشر کردند ولی وقتی هفته دوم رسید هیچ کدام مطالب را منتشر نکردند و تنها یک روزنامه کوپک نروژی به نام افتن پوستن بود که اطلاعاتی در مورد اسراییل را منتشر کرد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
اسانژ گفت بعد ازاین عملا همکاری هایشان با این روزنامه ها به مشکل برخورد خصوصا که بتدریج متوجه شدند آنها عملا تیتر و موضوع سند های دیپلماتیک را عوض می کنند. حالا ویکی لیکس بتدریج مدتی است که به روزنامه های لبنانی خصوصا الاخبار&lt;a href="http://www.al-akhbar.com/"&gt; +&lt;/a&gt; همکاری می کند اما به قول خود او روزنامه های خاورمیانه هیچ کدام عملا مستقل نیستند و همیشه نگاه می کنند بببینند روزنامه های غربی چه مطالبی را منتشر می کنند و آنها هم عملا همان ها را بازتاب می دهند که ظاهرا الاخبار به زعم او یک استثنا در خاورمیانه ست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
اسانژ بدون اینکه به تایید یا رد اتهام بردلی منینگ &lt;a href="http://www.bradleymanning.org/"&gt;+&lt;/a&gt; , &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Bradley_Manning"&gt;+&lt;/a&gt; مبنی بر اینکه او اسناد امریکا را در اختیار آنها قرار داده اشاره کند همچنین گفت بردلی منینگ عملا زندانی سیاسی دولت امریکاست و خود او هم ممکنست روزی به سرنوشت منینگ دچار شود. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
بعد در مورد الجزیره گفت شبکه الجزیره عملا به ابزار سیاست خارجی دولت قطر تبدیل شده و اینکه&amp;nbsp; الجزیره حاضر نشد سرکوب و تظاهرات بحرین را پوشش بدهد یا در قضیه سوریه و لیبی عملا برعکس سیاست قبلی اش راه رفت&amp;nbsp; همین موضوع را ثابت می کند و به عبارت دیگر ، دیگر امیدی به الجزیره هم نیست. ( من چند ماه  در این مقاله&amp;nbsp; تریبون مستضعفین &lt;a href="http://www.teribon.ir/archives/71647"&gt;+&lt;/a&gt; به این موضوع اشاره کرده بودم)&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
حرفهای دیگری که او زد هم بطور خلاصه اینها بودند:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
-&amp;nbsp; مستر کارت و ویزا کارت عملا ابزارهای وزارت خارجه امریکا هستند. هرکسی یکی از آنها را دارد عملا یک شعبه از وزارت خارجه امریکا را توی جیبش یا کیفش حمل می کند. ( با اشاره به اینکه این شرکت ها در ظاهر مستقل هستند اما به دستور دولت امریکا پرداخت های اینترنتی به ویکیلکس را ممنوع و کنسل کردند و حساب های آنرا بستند)&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
- بنیاد نوبل بردلی منینگ و خود من (اسانژ) و ویکیلیکس را جزو کاندیداهای صلح نوبل قرار داده بود ولی ما می دانستیم چنین چیزی غیر ممکن است چون نوبل هم ابزار سیاست خارجی دولت نروژ است و وقتی به اوباما تنها 18 روز پس از به ریاست جمهوری رسیدنش جایزه نوبل می دهد پس غیر ممکن است به ویکیلیکس هم بدهد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
- به ما تهمت می زنند که قصد فروش اسنادتان را به "ایران" داشته اید.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
-اینترنت و دنیای اطلاعات برای اینست که مردم همدیگر را بشناسند و با هم ارتباط پیدا کنند ، قرآن و انجیل هم دقیقا برای این آمدند که مردم به هم بشناسانند&amp;nbsp; وبین آنها ارتباط برقرار کنند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
- اینترنت امروز زیر دست سیا و موسادست و آنها همه را زیر ذره بین دارند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
- امریکا بزرگترین حامی قذافی بود، سازمان اطلاعات و امنیت لیبی را هم فرانسوی ها اداره می کردند&amp;nbsp; و ما در اسنادی که منتشر کردیم همه را نشان دادیم اما ورق علیه قذافی وقتی برگشت که آنها احساس کردند می توانند ساقطش کنند ، چنانچه کردند. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
و سخن آخر اینکه:&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
چرا دولتمردان جمهوری اسلامی هرگز از افشاگری های ویکیلیکس حمایت نکردند یا اسانژ را جدی نگرفتند ؟ چون در آنها هرچه بود مکاتبات امریکایی ها بود با وزارت خارجه شان و اگر هم نظری در مورد ایران یا علیه این کشور بود ( مثل سفیر سعودی عادل الجبیر که به امریکایی ها گفته بود ملک عبدالله پیغام داده سر این افعی -ایران- را قطع کنید) عملا افشاگری هایی از نظرات دولت های اطراف عرب زبان در مورد ایران بود. یعنی هرچه بود همه به نفع ایران بود تا علیه آن.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
آنچه من دیدم و احساس کردم این بود که اسانژ هم در جبهه حق قرار دارد .... اما اینکه جبهه حق را دقیقا چه کسانی تشکیل می دهند و مرزهایش تا کجاست خود بحث دیگری می طلبد...&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;b&gt;***&lt;/b&gt; این هم پست دیگری &lt;a href="http://freshteh661.blogspot.com/2010/07/untold-storeis-3.html"&gt;+&lt;/a&gt;&amp;nbsp; که درباره ویکی لیکس نوشته ام. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
ا &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-7985549348740877764?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/f4vajQIYnPg" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/7985549348740877764?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/7985549348740877764?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/f4vajQIYnPg/blog-post.html" title="ویکی لیکس هنوز نفس می کشد" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://3.bp.blogspot.com/-WCV2hSVCI4Q/TrLHmAPommI/AAAAAAAAASg/IMQStMtUQEg/s72-c/298587_10150356780348547_9494478546_8504591_876072133_n.jpg" height="72" width="72" /><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/11/blog-post.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;D08BSXkzeCp7ImA9WhdaFUo.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-261071826477202650</id><published>2011-10-26T00:18:00.000+03:30</published><updated>2011-10-26T00:20:58.780+03:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-10-26T00:20:58.780+03:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="راشد غنوشی، تونس، انتخابات" /><title>دوران بازگشت تونس</title><content type="html">&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
بعضی از اشخاص هستند که ناخودآگاه با یک حرکت یا انجام کاری واقعه ای تاریخی را رقم می زنند. در سال 2011- 1389 شمسی این اشخاص دو نفر بودند. یک زن و یک مرد. زنی که مامور پلیس بود و&amp;nbsp; به یک مرد دستفروش سیلی زد و گاری سبزی فروشی او را توی خیابان برگرداند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
و آن مرد مرد محمد بوعزیزی دارای مدرک فوق لیسانس در شهر سیدی بوزید ( ونه حتی تونس پایتخت ) بود که خودش را از شدت استیصال آتش زد و با اینکار آتشی به جان دیکتاتورهای جهان عرب ( وهم پیمانان غربی شان انداخت). آتشی که دامن مبارک و بن علی و قذافی و آل سعود و آل خلیفه و علی عبدالله صالح و -حتی رییس جمهور سوریه - را گرفت و بزرگترین تلفاتش تا به امروز قذافی و مبارک بوده اند و البته مردم شیعه بحرین و یمنی ها و مردم عربستان بزرگترین مامن دیکتاتورها!که تنها نیمی از راه وصول به پیروزی را طی کرده اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
اما حالا در کمتر از یک سال ، دراولین کشوری که سربلند کرد و صدای اعتراض سر داد ، اولین انتخابات برگزار شده و حزبی اسلامی به پیروزی رسیده است. النهضه&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.nahdha.info/arabe/index.php"&gt;+&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://ar.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B1%D9%83%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%86%D9%87%D8%B6%D8%A9_%28%D8%AA%D9%88%D9%86%D8%B3%29"&gt;+&lt;/a&gt; به رهبری راشد غنوشی &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%A7%D8%B4%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%BA%D9%86%D9%88%D8%B4%DB%8C"&gt;+&lt;/a&gt; درست زیر گوش اروپا و در کشوری که سالها به سکولاریته عادت کرده بود و مردمش برای مسجد رفتن باید کارت حضور و غیاب می زدند به پیروزی مهمی دست یافته است. مهمتر آنکه رای النهضه در خارج از تونس هم بیشترین بوده و از 18 کرسی اختصاص یافته به رای شهروندان تونسی خارج از کشور( که عمدتا در فرانسه زندگی می کنند) تا امروز 9 کرسی آن نصیب این حزب سیاسی شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;
&lt;a href="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/ar/thumb/3/32/Nahdha.jpg/180px-Nahdha.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/ar/thumb/3/32/Nahdha.jpg/180px-Nahdha.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
از سوی کمیسیون انتخابات این کشور هم خبرهایی&amp;nbsp; مبنی بر این می رسد که النهضه&amp;nbsp;برنده دست کم 40 درصد آرا شده است. النهضه می گوید قصد دارد با دو حزب دیگر به نام های کنگره حزب جمهوری و التکتل ائتلاف کند. کار شورای قانون گذاری 217 عضوی که این انتخابات برای تشکیل آن برگزار شد نوشتن قانون اساسی جدید ، انتخاب دولت و رییس جمهور موقت و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی آتی است. نکته جالب توجه در این انتخابات اینست که حزب دموکراتیک ترقی خواه که رقیب النهضه و همچنین سکولار هستند و حتی کمتراز چپ ها رای آورده عملا آخر شده اند می گویند اهل ائتلاف کردن نیستند ومی خواهند اپوزیسیون باشند و این در کشوری که سالها زیر سلطه فرانسه به سکولاریسم عادت کرده بود اتفاق بس عجیبی است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
بهرترتیب پیروزی اسلامگرایان به سردستگی النهضه و شخص راشد غنوشی که یکی از پیروان امام خمینی است خودش می تواند پیام مهمی برای کل منطقه و جهان غرب داشته باشد پس می توان از همین حالا نتیجه انتخابات آخر نوامبر در مصر را هم پیش بینی کرد که مطمئنا با پیروزی اخوان همراهست. حلقه آخر این زنجیره دیروز وقتی کامل شد که مصطفی عبدالجلیل رییس شورای موقت لیبی گفت قانون اساسی آتی این کشور بر مبنای قوانین اسلام خواهد بود و همانجا فرانسوی ها نتوانستند جلوی خودشان را بگیرند و پیغام دادن و خط و نشان کشیدن&amp;nbsp; را شروع کردند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;table align="center" cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://gdb.rferl.org/E727F8F3-43D0-46CF-B974-0B269943B2B3_w527_s.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="239" src="http://gdb.rferl.org/E727F8F3-43D0-46CF-B974-0B269943B2B3_w527_s.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;غنوشی در میان خیل طرفدارانش پس از بازگشت از تبعید&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;
راشد غنوشی در مصاحبه با روزنامه "الاهرام" مصر، 
درباره قانون اساسی آینده تونس گفته بود: " قانون اساسی که تونسی‌ها بر آن 
اتفاق‌نظر دارند از دولت سکولار حرفی به میان نمی‌آورد بلکه از دولت اسلامی
 سخن می‌گوید ،قانون اساسی گذشته (سال 1959) تاکید 
دارد که تونس کشوری آزاد و مستقل و زبان آن عربی و دین آن اسلام است و هیچ 
کس نیز خواستار تغییر این متن صریح نشده است. بنابراین در قانون اساسی ما 
دین اسلام آمده است و دولت بی‌دین نیست." &lt;a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?id=105963"&gt;+&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
واقعیت اینست که انقلاب های عربی&amp;nbsp; برای برگرداندن کرامت و احترام انسانی و شرف خرد شده و زیر پا مانده بود ، اما برای یک چیز مهم دیگر هم بود: بازگشت به روزگار خود، روزگاری که اصل و اساس همه حرمت های انسانی آنهاست. همان که مولانا می فرماید :&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; هرکسی کو دورماند از اصل خویش&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; باز جوید روزگار وصل خویش&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
اعراب مسلمان هستند ، چند صد سال تمدن درخشان وباشکوه اسلامی آنها برای دست کم یکی دو سده زیر غبارو زنگ غفلت و غرب پرستی فرو رفته بود و همین باعث شده بود آدم هایی مثل قذافی و مبارک مجال پیدا کنند بر آنها بتازند. اما باید برمی گشتند و از این خواب تاریخی بیدار می شدند که به فضل خدا این اتفاق افتاد . غربی ها هرچه بخواهند می توانند بگویند ، می توانند مدل اسلام ترکیه را در مقابل اسلام شیعه-ایرانی علم کنند تا مبادا کسی به سوی ایران و مدل حکومتی آن برود اما این واقعیت که راشد غنوشی کتابی در مورد  انقلاب ایران و امام خمینی &lt;a href="http://www.ketabnews.com/detail-26705-fa-1.html"&gt;+&lt;/a&gt;&amp;nbsp; و نه مدل دموکراسی ترکی نوشته می تواند شاهدی بر این مدعا باشد که کشورهای عربی که بتدریج خودشان را باز می یابند و گروه هایی که به قدرت می رسند ناچارند به سوی ایران بروند چون اسلام و غرب عملا هیچ ایدئولوژی مشترکی ندارند ، مدارا ، تحمل ، انسان ، نوع دوستی و ازادی بیان&amp;nbsp; و..... به جای خود، ولی در مرکز تفکر اسلامی "خدا" قرار دارد و در مرکز ایدئولوژی غرب "انسان و بشر" ( که حتی به آن اندازه که زعمای غرب مدعی بودند عقل درست و حسابی هم ندارد و چندان خردورز هم نیست و کارش فقط شده کشتار! )، اینجاست که&amp;nbsp; خواه ناخواه باید انتخاب مسیر پیش بیاید و مطمئنا مردم این کشور دیگر مسیر سالها اشتباه رفته را برنخواهند گزید و برای دولت های غربی همین بس که آنچه پیر ما در مورد "بیداری اسلامی" می گفت همه درست از آب درآمد و بعد از این هم وضع چنان خواهد بود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;table align="center" cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://nabzbddf.persiangig.com/%D8%B9%DA%A9%D8%B3%20%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8%20%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="320" src="http://nabzbddf.persiangig.com/%D8%B9%DA%A9%D8%B3%20%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8%20%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF.jpg" width="186" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;شادی روح معمار بزرگ اسلام در قرن چهاردهم صلوات &lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
پی نوشت: مصاحبه غنوشی با اصلاح آن لاین &lt;a href="http://eslahonline.net/27118"&gt;+&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
غ &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&amp;nbsp; &amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-261071826477202650?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/tz-Lp00LRMo" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/261071826477202650?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/261071826477202650?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/tz-Lp00LRMo/blog-post_26.html" title="دوران بازگشت تونس" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/10/blog-post_26.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;A04FSX48fCp7ImA9WhdaE0s.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-7098314213461292119</id><published>2011-10-23T15:08:00.002+03:30</published><updated>2011-10-23T15:08:38.074+03:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-10-23T15:08:38.074+03:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="لیبی، قذافی ، ناتو" /><title>میراث قذافی در لیبی</title><content type="html">&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;span style="color: #20124d;"&gt;با کشته شدن &lt;b&gt;معمر القذافی&lt;/b&gt; رهبر اتحاد جماهیر لیبی و اعلام پایان جنگ این کشور توسط شورای موقت ملیNTC حالا دیگر نگاه ها به سوی جناح های مختلف لیبی کشیده می شود. جناح هایی که تا امروز یک دشمن مشترک داشتند: قذافی. و با کشته شدن او دیگر بهانه ای برای یکی ماندن آنها باقی نمانده - شاید چندان اتحاد یکدستی هم از اول وجود نداشت - و حالا اختلاف بر سر قدرت خود را نمایش خواهد داد.&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;
&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;
&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-kxc_SUQvxWg/TqP43QZKGpI/AAAAAAAAASE/9aYCVWGlmSc/s1600/305428_264833873558297_195473957160956_768078_1014252894_n.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="243" src="http://3.bp.blogspot.com/-kxc_SUQvxWg/TqP43QZKGpI/AAAAAAAAASE/9aYCVWGlmSc/s320/305428_264833873558297_195473957160956_768078_1014252894_n.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
درباره قذافی و چگونگی مرگش این روزها سخن فراوان است. خصوصا که تقریبا همه نحوه دستگیری ( و عملا کشته شدنش ) را دیده اند. اما شخصیت قذافی خود هنوز محل بحث های بسیارست.&amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
قذافی شخصیتی چندپاره داشت. &lt;b&gt;ریگان&lt;/b&gt; او را "سگ هار خاورمیانه" خوانده بود. &lt;b&gt;انورسادات&lt;/b&gt; در خاطراتش نوشته بود "بکلی دیوانه است و باید بستری شود". شاید بهترین تعریف برای او همان تعبیری باشد که &lt;b&gt;توماس فریدمن&lt;/b&gt; در مورد صدام بکار برده بود : "ملغمه مسخره ای از دن کورلئونه و دانلد داک!" با این حال همین آدم در چشم گروه ها و کشورهای مختلف هریک به نحوی ظاهر شد. چند سال اول به قدرت رسیدنش در اوایل دهه 70 میلادی انقلابی بود و رهبر توده های جهان سوم ، به جمهوری خواهان ایرلند شمالی مشهور به IRA که علیه سلطه بریتانیا می جنگیدند کمک های مالی و تسلیحاتی می کرد، به رهبران تبعیدی و فراری کنگره ملی آفریقای جنوبی&amp;nbsp; در دوران آپارتاید نیز کمک های زیادی می کرد، برای مدتی کمپ های کشورش را در اختیارچپ های فلسطینی قرار داد که در آنها آموزش های نظامی می دیدند ( و تعدادی از ایرانیان مبارز در زمان شاه نیز در آنها شرکت کردند از جمله مرحوم محمد منتظری) . از آنجا که جمعیت لیبی کم و زیر 7 میلیون است و ثروت نفت آن سرشار ، قذافی از این ثروت نفت تا می توانست استفاده های خصوصی کرد و با این حال نباید منکر شد که سطح زندگی در این کشور را به بالاترین حد در قاره آفریقا رساند و برنامه های رایگان بهداشتی ، آموزشی و رفاهی را برای مردم کشورش فراهم کرد. همچنین به کشورهای شمال صحرای بزرگ آفریقا چون مالی و نیجر کمک های مالی زیادی کرد ، به آنها وام های طویل المدت و کم بهره می داد ، دست به تعمیر و بازسازی زیر ساختهای آنها زد و بسیاری از آفریقایی ها را در لیبی به کارگرفت. اتحادیه افریقا از طرح های او بود و این اواخر به فکرش افتاده بود که شر بانک جهانی و صندوق بین المللی پول را از سر آفریقایی ها کم کند و صندوق مالی افریقا را با سرمایه لیبی تاسیس کند. قذافی مدعی بود کشورش جماهیری است و باید به وسیله مردم اداره شود و خودش نقشی بیشتر از یک رهبر ندارد اما در عمل این کشور نهادهای مستقل حکومتی و یا حتی ارتش درست و حسابی نداشت و همه چیز در قذافی و- چند سال گذشته در فرزندانش- خلاصه می شد. قذافی عادت داشت در ریز و درشت امور مملکت داری دخالت کند و با کتاب سبزش خود را پدر وناجی و مالک واقعی مردمش بداند و عملا به &lt;b&gt;ملک الملوک افریقا&lt;/b&gt; تبدیل شود، چیزی که با ادعای مردمی بودن و تشکیل شورا ها و جماهیر جور در نمی آمد. شاید بی خود نبود که گفته می شود در هنگام دستگیری و همان دقایق پیش از کشته شدن به جوانان می گفت: "مرا نکشید . &lt;span class="st"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;من پدر شما هستم. من پدر ملت &lt;em&gt;لیبی&lt;/em&gt; هستم. شما نباید با پدرتان اینچنین برخورد کنید!" &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
از سویی دیگر قذافی با چاد جنگ 9 ساله و بی ثمری راه انداخت. در درگیری ها و جنگ های داخلی سیرالئون و لیبریا دست داشت و درچندسال اخیر که از در آشتی با غرب درآمده بود با سازمان سیا CIA و علیه اسلامگرایان همکاری می کرد و از بابت شکنجه ها و آزار و اذیت های این دوران درمیان مبارزان کنونی لیبی روایت های فراوانی شنیده می شود. زندانیان زندان مخوف ابو سلیم در طرابلس از دیگر کسانی هستند که از دوران قذافی خاطره های وحشتناکی دارند. درجریان کشتار مشهور این زندان در سال 1996 بیشتر از 1200 زندانی - عمدتا سیاسی- در آن به طرز فجیعی کشته شدند. در مورد چگونگی کشته شدن این زندانیان چند روایت وجود دارد که یکی از آنها مبنی بر آنست که زندانیان را با شب هنگام و با بازکردن لوله های گاز در زندان خفه کردند.&lt;a href="http://www.islamtimes.org/vdchqwnw.23nq-dftt2.html"&gt; +&lt;/a&gt;&amp;nbsp; و بلاخره زمانی که مردم در بنغازی علیه او قیام کردند آنها را تهدید کرد که محله به محله ، کوچه به کوچه و خانه به خانه دنبالشان خواهد رفت و همه را مثل موش می گیرد. حتی در چند روز مانده به آغاز حملات ناتو عملا شهر مصراته را با توپ های تانک ویرانه کرد و چند هفته شهر را در محاصره شدید قرار داد. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
با به پایان رسیدن عصر قذافی حالا همه می خواهند بدانند در آینده چه بر سر لیبی خواهد آمد؟ آیا اتفاقی مشابه جنگ داخلی عراق در آن راه خواهد افتاد؟ احتمال وقوع چنین اتفاقی کم نیست . البته با این تفاوت که در عراق جنگ داخلی توسط سنی های وهابی مسلک و تکفیری و بازمانده های بعثی صدام علیه شیعیان راه افتاد. در لیبی شیعه و سنی وجود ندارد اما 140 قبیله هستند که مطمئنا در همه چیز هم عقیده نیستند و تعدادی از آنها از جمله القذافه -قبیله خود قذافی- هنوز هم می توانند به او وفادار باشند ، درست شبیه به اتفاقی که در مورد بعثی های صدامی افتاد. ساختار جمعیتی لیبی هم&amp;nbsp; از بربر(طوارق) و عرب - سفید و افریقایی- تشکیل شده که ممکنست خودش باعث ایجاد تنش هایی شود خصوصا که قذافی هم عادت نداشت بربرها را به حساب بیاورد و بین آنها دشمنی وجود داشت. اما فارغ از بحث های قبایلی نبرد اصلی در لیبی بر سر قدرت و بین اسلامگرایان و سکولارها خواهد بود. اختلافاتی که چندی قبل بروز کرد و باعث شد &lt;b&gt;محمود جبرییل&lt;/b&gt; نخست وزیر موقت ( به زعم غربی ها و کارمند سابق بانک جهانی) و لیدر جریان سکولاراعلام کند تا پیش از انتخابات شورای قانون گذاری کناره گیری خواهد کرد. روسای جمهور و نخست وزیر امریکا و فرانسه و انگلیس در چند روز اخیر با تبریک به لیبیایی ها به آنها فهمانده اند که باید به سوی دموکراسی غربی بروندو هیلاری کلینتون به صراحت از خطر مسلح بودن مردم و مبارزان خبر داد و اعلام کرد خلع سلاح باید آغاز شود. اما ظاهرا در خود این کشور اوضاع به گونه ای دیگرست:&amp;nbsp; اسلامگرایانی که غربی ها به آنها لقب اعضای سابق القاعده را می دهند ( چون زمانی برای فرار از دست قذافی و برای جهاد به افغانستان رو کرده بودند) در بسیاری از وزراتخانه ها نفوذ کرده اند و اختلاف آنها با محمود جبرییل بود که باعث اتخاذ تصمیم مبنی بر کناره گیری توسط او شد. البته اسلامگرایان اتهامات وارده را رد می کنند و می گویند خواهان اسلام معتدل در لیبی هستند &lt;a href="http://m.news24.com/news24/Africa/News/Libyan-cleric-demands-moderate-Islam-20111010"&gt;+&lt;/a&gt; اما نقش افرادی چون &lt;b&gt;عبدالکریم بلحاج&lt;/b&gt;&amp;nbsp; ( لینک روابط امریکا و لیبی) و &lt;b&gt;اسماعیل السلبی&lt;/b&gt; ( علی السلبی) را آینده روشن خواهد کرد.&lt;a href="http://www.washingtonpost.com/world/middle-east/islamists-emerge-in-force-in-new-libya/2011/09/12/gIQAdU10QK_story.html"&gt;+&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
شکی نیست غربی ها و خصوصا ناتو به سرکردگی انگلیس و فرانسه برای آینده لیبی، حکومت آن و نفت آن نقشه ها ریخته اند. امریکایی ها داستان لیبی را یکی از نمونه های موفق سیاست "هدایت از پشت صحنه" خود می دانند چون بدون اینکه سربازی بر خاک لیبی وارد کنند موفق شده اند قذافی را سرنگون کنندبا این حال این بار مجبورند قبول کنند این فرانسه و انگلیس بودند که عملا قطعنامه پرواز ممنوع را به شورای امنیت بردند،&amp;nbsp; انگلیس برای حفظ منافع شرکت های نفتی اش و سارکوزی برای اینکه انتقادات بابت کم کاری در قضیه تونس را کاهش بدهد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
با این همه باید به یاد داشت لیبیایی ها هنوز گذشته شان را به یاد دارند. قذافی هم آنرا به یاد داشت ، دوره استعمار ایتالیا را ، زمانی که لیبیایی ها در مواجهه با ایتالیایی ها باید در جوی آب دراز می کشیدند تا او رد شود ، وقتی که قهرمانان بزرگ این کشور را دار می زدند و وگروه های مقاومت را "تروریست" می خواندند ( کابرد کلمه تروریست به زمانی بسیار دورتر از جرج.و.بوش برمی گردد). لیبیایی ها مردمان کم هوشی نیستند ، قذافی هم به این واقعیت واقف بود اما ایرادش این بود که خودش را باهوش تر می دانست؛که البته ثابت شد نبود!&amp;nbsp; پس این فکر که این مردم در عرض چند ماه عضو شهروندان دهکده جهانی و دموکراسی غربی شوند اشتباهی است که حالا غربی ها دارند دقیقا مرتکب آن می شوند.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
قذافی یکی از رهبران عرب بود که می توان واژه دیوانه را برایش بکار برد هرچند گاهی به طرز حیرت آوری عاقلانه حرف می زد. عقیده داشت "فلسطین"ی وجود ندارد چون&amp;nbsp; اسراییل عملا چیزی از سرزمین های فلسطینی باقی نگذاشته ، محافظان زن داشت چون فکر می کرد "مردی در جهان عرب باقی نمانده" و مرامنامه سازمان ملل را جلوی اعضایش پاره کرد " چون سازمان ملل از زمان تاسیسش تا 2009 نتوانسته مانع 65 جنگ و درگیری شود و "سازمان ملل را نه شورای امنیت بلکه مجمع عمومی باید کنترل کند" ، اوحتی به درستی شورای امنیت را "شورای تروریست ها" خواند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;span style="color: #20124d;"&gt;ظاهرا شورای تروریست ها انتقام سختی از قذافی گرفت مردی که به سنت های قبیله ای صحرا تا آخرین لحظه وفادار ماند و در عین حال برای دست کم 30 سال خون مردمش را در شیشه کرد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
 &lt;/div&gt;
&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;
&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-s55T3Te8i_I/TqP5HSATIlI/AAAAAAAAASM/bsTsXSfHX3k/s1600/20111021.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="156" src="http://2.bp.blogspot.com/-s55T3Te8i_I/TqP5HSATIlI/AAAAAAAAASM/bsTsXSfHX3k/s320/20111021.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&lt;b&gt;نوشته های پیشین در مورد لیبی&lt;/b&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&amp;nbsp;عراق 1990- لیبی 2011&amp;nbsp; &lt;a href="http://freshteh661.blogspot.com/2011/03/1990-2011.html"&gt;+&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
روابط از پرده برون افتاده لیبی و امریکا &lt;a href="http://www.blogger.com/blogger.g?blogID=2504285534077245233#editor/target=post;postID=1057514212047429873"&gt;+&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
خط پایان قذافی در لیبی &lt;a href="http://www.blogger.com/blogger.g?blogID=2504285534077245233#editor/target=post;postID=4696438895130702061"&gt;+&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
حیات مردان نامی &lt;a href="http://www.blogger.com/blogger.g?blogID=2504285534077245233#editor/target=post;postID=3395755809228917017"&gt;+&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
نفت ، نفت و بازهم نفت &lt;a href="http://www.blogger.com/blogger.g?blogID=2504285534077245233#editor/target=post;postID=3255123907895363970"&gt;+&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #20124d; text-align: right;"&gt;
ق &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
 &amp;nbsp; &amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-7098314213461292119?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/pya-xQVe_Tc" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/7098314213461292119?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/7098314213461292119?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/pya-xQVe_Tc/blog-post.html" title="میراث قذافی در لیبی" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://3.bp.blogspot.com/-kxc_SUQvxWg/TqP43QZKGpI/AAAAAAAAASE/9aYCVWGlmSc/s72-c/305428_264833873558297_195473957160956_768078_1014252894_n.jpg" height="72" width="72" /><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/10/blog-post.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;A08MQHo4fSp7ImA9WhdVEkk.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-3762588564375691595</id><published>2011-09-16T20:30:00.000+04:30</published><updated>2011-09-17T13:28:01.435+04:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-09-17T13:28:01.435+04:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="صبرا و شتیلا-اسراییل-" /><title>صبرا و شتیلا بعد از 29 سال</title><content type="html">&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
&amp;nbsp; &lt;link href="file:///C:%5CDOCUME%7E1%5Cnews1%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml" rel="File-List"&gt;&lt;/link&gt;&lt;style&gt;
&lt;!--
 /* Font Definitions */
 @font-face
	{font-family:Tahoma;
	panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4;
	mso-font-charset:0;
	mso-generic-font-family:swiss;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:1627421319 -2147483648 8 0 66047 0;}
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-parent:"";
	margin:0cm;
	margin-bottom:.0001pt;
	mso-pagination:widow-orphan;
	font-size:12.0pt;
	font-family:"Times New Roman";
	mso-fareast-font-family:"Times New Roman";}
@page Section1
	{size:612.0pt 792.0pt;
	margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt;
	mso-header-margin:36.0pt;
	mso-footer-margin:36.0pt;
	mso-paper-source:0;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
&lt;/style&gt;&lt;br /&gt;
&lt;div class="MsoNormal" style="text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
امروزو فردا -16و 17 سپتامبر- &amp;nbsp;بیست و نهمین سالروز &lt;b&gt;کشتار صبرا و شتیلا&lt;/b&gt;&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.palestinefacts.org/pf_1967to1991_sabra_shatila.php"&gt;+&lt;/a&gt; در لبنان بدست نیروهای فالانژ و تحت نظارت اسراییل است. &lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;کشتار صبرا و شتیلا در زمره کشتارهای فجیع و خونین&amp;nbsp;خاورمیانه است که با وجود گذشت سه دهه ، هرگز مسببان واقعی آن به پای میز محاکمه خوانده نشده اند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="separator" dir="rtl" style="clear: both; color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: center;"&gt;
&lt;a href="http://www.urgencepalestine.ch/images/Palestine/sabraChatila_bodies.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="192" src="http://www.urgencepalestine.ch/images/Palestine/sabraChatila_bodies.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;جرقه این کشتار درست یک هفته بعد از کشته شدن&lt;b&gt; بشیر جمیل&lt;/b&gt; &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Bachir_Gemayel"&gt;+&lt;/a&gt; رییس جمهور مارونی لبنان و متحد اسراییل و امریکا و 25 نفر از افرادش در یک حادثه بمب گذاری زده شد . مسیحی های مارونی از شاخه فالانژها که خانواده جمیل هم جزو آنها بودند - و هنوز هم هستند - متحدین اسراییل در جنگ داخلی 1990-1975 لبنان به شمار می رفتند. &amp;nbsp;&amp;nbsp;فالانژها مسئولیت این اتفاق را برگردن فلسطینی ها ، افراد یاسر عرفات وسازمان آزادیبخش فلسطین PLO انداختند که در جنگ داخلی لبنان می جنگیدند و برای انتقام کشی&amp;nbsp; با چراغ سبز اسراییلی ها وارد دو اردوگاه صبرا و شتیلا در جنوب بیروت شدند و در عرض دو روز کشتار بزرگی از زن و مرد و کودکان فلسطینی براه انداختند. هنوز بر سر تعداد واقعی کشته های این تراژدی اختلاف نظر وجود دارد، &amp;nbsp;لبنانی ها آ&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;ن&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;را 450 نفر ، اسراییلی ها 700-800 نفر و خود فلسطینی ها و منابع بین المللی تا 3000 نفر تخمین می زنند. از آنجا که اسراییل تمامی راه های منتهی به اردوگاه را بسته بود و خود بیرون منتظر پایان کار فالانژیست ها مانده بود هیچ خبرنگار ومنبع بین المللی بی طرفی تا دو روز پس از آن اجازه ورود به منطقه را نداشت . وقتی فالانژها به همراه متحدین اسراییلی خود &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;اردوگاه&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&amp;nbsp; را ترک کردند و منابع خبری وارد شدند از آنچه اتفاق افتاده بودند بهت زده ماندند . وقتی خبر این حادثه منتشر شد دولت اسراییل تحت فشار افکار عمومی مجبور شد کمیسیون تحقیقی را در این مورد راه بیندازد. کمیسیون &lt;/span&gt;&lt;b&gt;کاهان&lt;/b&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt; نیروهای نظامی اسراییل را در این حادثه مقصر دانست و آنها را به بی مبالاتی و بی توجهی به اقدامات فالانژها( نه همدستی با آنها) محکوم کرد و پیشنهاداتی داد. دولت اسراییل در راستای این پیشنهادات &lt;/span&gt;فرمانده&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;b&gt; آریل شارون&lt;/b&gt; ( که از متهمین اصلی تحریک فالانژها به انتقام گیری بود و خود نیز در منطقه حادثه برای دو روز حاضر بود) و رییس ارتش ژنرال&lt;b&gt; رافول ایتان&lt;/b&gt; را از سمت های خود برکنار کرد و این دو تنها کسانی بودند که ترکش های این کشتار بزرگ به آنها اصابت کرد. گروه های سیاسی فلسطینی از لبنان اخراج شدند ( بجز&amp;nbsp;مردمی که در اردوگاه ها همچنان زندگی می کنند) اما فالانژهایی که&amp;nbsp;در این حادثه دست داشتند همچنان در لبنان صحیح و سالم می چرخند و زندگی می کنند چون طبق توافقنامه طائف که منجر به ورود ارتش &amp;nbsp;سوریه به لبنان و پایان جنگ داخلی شد آنها ایمن از پی گرد قانونی شدند. جمیل ها همچنان در صحنه سیاسی لبنان حاضرند و &lt;b&gt;امین&lt;/b&gt; برادر بشیر جمیل رییس حزب کتائب و از جمله متحدان گروه 14 مارس به رهبری &lt;b&gt;سعد حریری&lt;/b&gt; هستند که متحد نزدیک امریکا و فرانسه در لبنان هستند و افرادی مانند &lt;b&gt;سمیر جعجع&lt;/b&gt; از فرماندهان فالانژها ( که در ربودن 4 ایرانی نقش مستقیم&amp;nbsp; داشت) نیز در پارلمان لبنان عضویت دارد.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
&lt;a href="http://www.the-peoples-forum.com/images/sabra_shatila_massacres.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="212" src="http://www.the-peoples-forum.com/images/sabra_shatila_massacres.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;b&gt;&lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Robert_Fisk"&gt;رابرت فیسک&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; خبرنگار روزنامه ایندپندنت که یکی از &lt;/span&gt;&lt;link href="file:///C:%5CDOCUME%7E1%5Cnews1%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml" rel="File-List"&gt;&lt;/link&gt;&lt;style&gt;
&lt;!--
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-parent:"";
	margin:0cm;
	margin-bottom:.0001pt;
	mso-pagination:widow-orphan;
	font-size:12.0pt;
	font-family:"Times New Roman";
	mso-fareast-font-family:"Times New Roman";}
@page Section1
	{size:612.0pt 792.0pt;
	margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt;
	mso-header-margin:36.0pt;
	mso-footer-margin:36.0pt;
	mso-paper-source:0;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
&lt;/style&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;اولین&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;کسانی بود که این کشتار را گزارش داد , در این مورد می نویسد :&lt;span style="color: #cc0000;"&gt;"&lt;/span&gt;&amp;nbsp; &lt;span style="color: black;"&gt;زنان در خانه هایشان افتاده بودند ، دامن ها پاره و پاها از هم گشاده شده ، بچه ها با گلوهای بریده شده ، ردیف به ردیف مردهایی که رو به دیوار ایستاده بودند و از پشت تیر خورده بودند. کودکانی بودند ، سیاه ،.. کودکانی که کمی بیشتر &amp;nbsp;از 24 ساعت قبل سلاخی شده بودند و حالا بدنهای شان شروع به تجزیه شدن کرده بودند ،&amp;nbsp;اجساد کنار زباله&amp;nbsp;ها و قوطی های مواد غذایی ارتش امریکا و باقیمانده تسلیحات اسراییلی ها و بطری های ویسکی&amp;nbsp;&amp;nbsp;رویهم&amp;nbsp; ریخته شده بودند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;div style="color: #444444;"&gt;
&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;span style="color: black;"&gt;قاتل ها کجا بودند؟ یا آنطور که اسراییلی ها می گفتند "تروریست ها" کجا بودند؟ &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;div style="color: #444444;"&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="color: #444444; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
&lt;span dir="rtl" lang="FA" style="color: black;"&gt;........&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;گناهکار اصلی مطمئنا شبه نظامیان مسیحی لبنانی بودند اما اسراییلی ها هم مقصر بودند. اگرچه (مستقیما)&amp;nbsp; در کشتار شرکت نکرده بودند در عوض آنها شبه نظامیان را به کمپ ها فرستاده بودند ، آنها را آموزش داده بودند ، لباس داده بودند ، با سهمیه های غذای ارتش امریکا و وسایل مراقبت پزشکی اسراییلی تجهیزشان کرده بودند. آنها دیده بودند این قاتل ها به کمپ ها ریختند و خودشان هم کمکشان کرده بودند ، و با نیروی هوایی شان روی سر آنها منور ریخته بودند تا بتوانند مردمان صبرا و شتیلا را بکشند.&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #cc0000;"&gt;"&lt;/span&gt; &lt;a href="http://www.countercurrents.org/pa-fisk180903.htm"&gt;+&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;و اینهم &lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=kvj9JLVRuDI"&gt;ویدئویی&lt;/a&gt; از درون اردوگاه های صبرا و شتیلا در سپتامبر 1982 .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
&lt;link href="file:///C:%5CDOCUME%7E1%5Cnews1%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml" rel="File-List"&gt;&lt;/link&gt;&lt;style&gt;
&lt;!--
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-parent:"";
	margin:0cm;
	margin-bottom:.0001pt;
	mso-pagination:widow-orphan;
	font-size:12.0pt;
	font-family:"Times New Roman";
	mso-fareast-font-family:"Times New Roman";}
@page Section1
	{size:612.0pt 792.0pt;
	margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt;
	mso-header-margin:36.0pt;
	mso-footer-margin:36.0pt;
	mso-paper-source:0;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
&lt;/style&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="color: #0c343d; font-family: inherit; text-align: right;"&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-3762588564375691595?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/zdIFU1qV4K8" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/3762588564375691595?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/3762588564375691595?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/zdIFU1qV4K8/29.html" title="صبرا و شتیلا بعد از 29 سال" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/09/29.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;DUMNQnc4fCp7ImA9WhdWFkk.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-3507659972173786932</id><published>2011-09-10T14:05:00.000+04:30</published><updated>2011-09-10T14:08:13.934+04:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-09-10T14:08:13.934+04:30</app:edited><title>چرند و پرند 1</title><content type="html">&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #741b47; text-align: right;"&gt;
تازگی ها دلم می خواهد خودم را بزنم به بی خیالی. قرآن بخوانم ، بروم شنا ، آشپزی کنم ، دوباره رمان بخوانم ، شعر حفظ کنم،&amp;nbsp; پاواروتی و ماریا کالاس&amp;nbsp; و انیا و بوچلی و آهنگ های مخصوص و آرام - که معمولا پیانو هم هستند - را گوش کنم ، حرف نزنم ، هیچی نگویم . هیچی ... فقط گوش کنم&amp;nbsp; و بعضی از چیزهایی که تا حالا برایم مهم بودند را بگذارم کنار....&amp;nbsp; کلا تو فاز بی خیالی رفتن ایده بدی نیست اگر اهلش باشی و ایراد کاراینست که&amp;nbsp; من اهلش نیستم. شخصیتم با بی خیالی تناقض دارد.&amp;nbsp; و البته نه اینکه چیزهایی که نوشته ام نشانه بی خیالی باشند ولی به صورتی&amp;nbsp; برای من حکم همان سوپاپ اطمینان را دارند که باعث شوند حوصله و تحمل و ظرفیتم&amp;nbsp; لبریز نشوند و برای همین سخت نیازشان دارم.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #741b47; text-align: right;"&gt;
چند روز پیش هم یک تجربه جالب چندین سال نکرده را انجام دادم. خواهرم که دندانش را عصب کشی کرده بود و کمپرس آب سرد گذاشته بود روی دندانش و دراز کشیده بود از من خواست یک قسمت از &lt;b&gt;همشهری داستان&lt;/b&gt; این ماه را برایش بخوانم که مربوط به مشاغل است و این بار در مورد مردی بود که از مغازه لوازم آرایش فروشی اش نوشته بود. خودش آنرا خوانده بود ولی حالا انگار می خواست آنرا بشنود..... من شروع کردم به خواندن و بعد به تدریج هرجا لازم بود صدایم بالا و پایین می رفت ، صدای مردها و زن ها و فروشنده را درمی آوردم و کلا تجربه خوبی بود بعد از مدتها بلند نخواندن و برای کسی نخواندن.&amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;span style="color: #38761d;"&gt;&lt;span style="color: #741b47;"&gt;حالا یک فولدر دارم توی کامپیوترم ، داستان بابالنگ دراز است به انگلیسی که یک خانمی خوانده.&amp;nbsp; می خواهم بریزمش توی MP4 player و دوباره بهش گوش بدهم. همان تجربه خوب گوش دادن و بلند خواندن داستان را دوباره تکرار کنم ..... بعد&amp;nbsp; شاید بتدریج همه چیز برگردد سرجای خودش.&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;
&lt;span style="color: #741b47;"&gt;راستی این همشهری داستان من را یاد یک چیز دیگر می اندازد: "&lt;b&gt;کتاب هفته&lt;/b&gt;" کیهان که در دهه 40 ( و شاید 50) چاپ می شده و من دو شماره اش را دارم که متعلق به مامانم هستند و سال 41 . تویشان شعر داشته و داستان و نظریه نسبیت انشتین و خیلی چیزهای دیگر ......و من اولین بارچندین نویسنده کاردرست خارجی را با خواندن آنها شناختم. دلم می خواهد یک روزی بروم آرشیو روزنامه کیهان - البته اگر راهم بدهند- و ببینم چند تا شماره از آن کتاب هفته ها را دارند. ممکنست توی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران یا دانشکده ادبیات هم بشود پیدایشان کرد. آیا ممکنه توی راسته خیابان انقلاب توی آن کتاب فروشی هایی که چیزهای قدیمی را می شناسند هم پیدا شوند؟&amp;nbsp; &amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-3507659972173786932?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/wLHAe09C0c0" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/3507659972173786932?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/3507659972173786932?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/wLHAe09C0c0/1.html" title="چرند و پرند 1" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/09/1.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;D0ANQn45fSp7ImA9WhdWFkk.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-7848543179310781583</id><published>2011-09-05T20:55:00.000+04:30</published><updated>2011-09-10T13:39:53.025+04:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-09-10T13:39:53.025+04:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="امریکا- ران پل-" /><title>امریکایی ناآرام</title><content type="html">&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;
&lt;div style="color: #0c343d; text-align: justify;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
من به عنوان یک معترض به سیاست های امریکا و مخالف سرسخت آن ، خیلی قبل ترهمیشه فکر می کردم امریکایی ها هیچوقت حاضر به قبول حقیقت نیستند و همه سر و ته یک کرباسند. اما دیر زمانیست به این نتیجه رسیده ام در امریکا آدم های عاقل اتفاقا خیلی هم زیاد وجود دارند ولی مشکل اینست که با این آدم های عاقل همیشه مثل یک دیوانه برخورد می شود و به جای اینکه قدر بینند و بر صدر نشینند بالکل آنها را حذف می کنند. از اساتید دانشگاه و سیاستمداران قبلی گرفته تا آدم هایی که حتی هنوز هم در قدرت هستند ولی عملا صدای آنها به رسانه ها نمی رسد و فقط از طریق اینترنت می توان آنها را دنبال کرد. یکی از این آدم ها &lt;b&gt;ران پل&lt;/b&gt; نماینده کنگره از ایالت تگزاس است که نهایتا در انتخابات درون حزبی سال 2008 جمهوری خواهان شرکت کرد و به &lt;b&gt;جان مک کین&lt;/b&gt; "بمب بمب ایران" باخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="separator" dir="rtl" style="clear: both; text-align: right;"&gt;
&lt;a href="http://www.newsrealblog.com/wp-content/uploads/2011/02/ron_paul_500px.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="256" src="http://www.newsrealblog.com/wp-content/uploads/2011/02/ron_paul_500px.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
 &lt;b&gt;ران پل&lt;/b&gt; امسال هم دوباره وارد گود انتخابات درون حزبی برای کاندیدای ریاست جمهوری 2012 شده و عجیب اینکه بازهم در نظر سنجی ها و صحبت ها در مورد کاندیداها و مناظره ها حذفش می کنند انگار که اصلا چنین شخصی وجود ندارد، آنهم درست زمانی که در همه این موارد&lt;b&gt; او &lt;/b&gt;نفر اول است و در حال کسب کردن طرفداران زیادی هم هست . مثلا وقتی می خواهند در نظر سنجی ها نشان بدهند هرکسی چه وضعیتی دارد &lt;b&gt;ریک پری&lt;/b&gt; ، &lt;b&gt;میت رامنی&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;میشل باخمن&lt;/b&gt; کاندیداهای جمهوری خواهان را که معمولا رتبه های دوم تا چهارم هستند را ردیف می کنند ولی اسمی از رتبه اول که ران پل باشد نمی برند و همین کارشبکه های امریکایی جوری بود که صدای &lt;b&gt;جان استیوارت&lt;/b&gt; کمدین معروف را درآورد. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
بهرحال این حرفی هایی ست که ران پل در جریان انتخابات درون حزبی سال 2008 در مورد امریکا گفته است. او می گوید : &amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;b style="color: red;"&gt;"&lt;/b&gt; یعنی شما می گویید مردم مرا انتخاب نمی کنند چون جمهوری خواهان اینطور می خواهند؟ چون من جمهوری خواهی هستم که در مورد بودجه سخت گیری می کنم و به آزادی های مدنی اعتقاد دارم؟ چرا نباید دوباره آزادی های مدنی را تعریف کنیم و چرا نباید در مورد سیاست خارجی ای که میراث جمهوری خواهان است بحث کنیم ؟ بگذارید درست&amp;nbsp; ببینیم چه خبرست؟ ما باید 10 میلیارد دلار از چین قرض کنیم بدهیم به &lt;b&gt;مشرف&lt;/b&gt; که یک دیکتاتور نظامی است و دولت غیر نظامی کشورش را سرنگون کرده بعد برویم جنگ کلی آدم بی گناه بکشیم که می خواهیم در عراق دموکراسی راه بیندازیم ؟ اینجا چه خبرست ؟&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=TKTCchgWlKQ"&gt;+&lt;/a&gt; &lt;b style="color: red;"&gt;"&lt;/b&gt; .......و صدای بلند تشویق حضار می آید.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
پل در مناظره های امسال در پاسخ به سوالی در مورد صحبتهایش بر سر&amp;nbsp; برنامه اتمی ایران که گفته&amp;nbsp; بود "هرکسی می تواند احساس کند چرا آنها می خواهند برنامه هسته ای داشته باشند که بتوانند از خودشان دفاع کنند و با احترام با آنها رفتار بشود."&amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;می گوید :&amp;nbsp; &lt;b style="color: red;"&gt;"&lt;/b&gt;ما که در تمام دوران جنگ سرد جلوی شوروی با 30 هزار کلاهک هسته ای ایستادیم حالا نگران کشوری هستیم که &lt;b&gt;ممکنست&lt;/b&gt; یک روزی سلاح هسته ای تولید کند ؟ تازه به تعداد سلاح های هسته ای فکر کنید که دورتادور ایران را گرفته اند. چینی ها ، هندی ها، پاکستانی ها ، اسراییلی ها و امریکایی ها همه آنجا هستند. چین سلاح هسته ای دارد ؛ معقول نیست که فکر کنند با داشتن سلاح هسته ای احترام بیشتری در صحنه بین الملل کسب می کنند؟ چرا ما باید آدم ها را حذف کنیم ؟ما  که دهه 50 با شوروی مذاکره می کردیم... وقتی بر کشوری تحریم اعمال می کنید یعنی احتمال جنگ با آنها را افزایش می دهید. من می گویم به&amp;nbsp; سیاست صلح ، تجارت آزاد ، و عدم دخالت در امور داخلی شان عمل کنیم و دست از این جنگ ها برداریم و نیروهایمان را برگردانیم خانه &lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=IhxwJnPbzt4"&gt;+&lt;/a&gt; &lt;b&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;"&lt;/span&gt;&lt;/b&gt; و .....صدای تشویق بلند حضار &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
 قسمت بعدی این ویدئو جایی جالب تر می شود که سناتور &lt;b&gt;سنتروم&lt;/b&gt; یکی از نویسندگان قانون تحریم های ایران علیه ایران چیزهایی&amp;nbsp; می گوید از جمله اینکه ایران از سال 1979 با ما از در جنگ وارد شده ، امریکایی های مستقر در افغانستان و عراق را ایرانی ها می کشند و پل به او می گوید&lt;b&gt; &lt;span style="color: red;"&gt;"&lt;/span&gt;&lt;/b&gt; تاریخ را اشتباه یاد گرفتی. دشمنی ما با ایران به قبل تر از سال 1979 برمی گردد. دشمنی ما وقتی شروع شد که سال 1953 نیروهایمان را فرستادیم که کودتا کنند و شاه را برگردانند و نتیجه کارمان را سال 1979 دیدیم که تا بحال هم ادامه داشته چون در امور دیگران دخالت می کنیم. این مشکل ماست&lt;b style="color: #cc0000;"&gt;"&lt;/b&gt; ...... و بازهم صدای تشویق بلند حضار &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
امریکا در این دوره سراشیبی اقتصادی و افول قدرت سیاسی به آدم های واقع بینی مثل پل احتیاج دارد که مانع ازهم پاشیدگی اجتناب ناپذیرش شوند و هرچند بعیدست با سیستم رسانه ای دست در دست لابی های قدرت این کشور؛ امریکایی های واقع بین&amp;nbsp; توانایی پاره کردن پرده ها و رسیدن به صحنه آخر را داشته باشد. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
 این هم آدرس وب سایت &lt;b&gt;ران پل&lt;/b&gt; &lt;a href="http://www.ronpaul.com/"&gt;+&lt;/a&gt; و وب سایتی که برای انتخابات سال 2012&lt;a href="http://www.ronpaul2012.com/"&gt; +&lt;/a&gt; برای او ترتیب داده شده است. &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="color: #0c343d; text-align: right;"&gt;
 . &amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-7848543179310781583?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/BOjRNMSBhgw" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/7848543179310781583?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/7848543179310781583?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/BOjRNMSBhgw/blog-post_05.html" title="امریکایی ناآرام" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/09/blog-post_05.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;CUMBQHo-fyp7ImA9WhdWEEs.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-1057514212047429873</id><published>2011-09-03T18:44:00.006+04:30</published><updated>2011-09-03T19:54:11.457+04:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-09-03T19:54:11.457+04:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="لیبی ، سیا،" /><title>روابط از پرده برون افتاده قذافی و امریکا</title><content type="html">&lt;div style="text-align: right; color: rgb(0, 0, 102);"&gt;با آرام شدن موقت اوضاع در لیبی خصوصا طرابلس بتدریج اسرار و گوشه و کنار 42 سال حکومت مشت آهنین &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;قذافی&lt;/span&gt; معلوم می شود. زوایایی که  علاوه بر نمایش عمق  وخامت اوضاع در لیبی نشان دهنده همکاری های غرب و امریکا و خصوصا سازمان سیا با قذافی هستند و ثابت می کنند خط و نشان کشیدن های این روزهای قذافی چیزی نیست بجز بلوف های یک دیکتاتورمجنون سردرگم از قدرت رانده شده .
&lt;br /&gt;از همان اوایل همکاری ناتو به مخالفان قذافی همیشه سخن از اسلامگرایان با طعم القاعده در لیبی در میان بود و اینکه این اسلامگرایان با وجود همکاری با مخالفان ، لولو های آتی لیبی هستند. حالا و با سقوط قذافی معلوم شد یکی از این افراد مشهور &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;عبدالکریم بلحاج&lt;/span&gt;  رییس پلیس موقت طرابلس است که زمانی عضو "گروه مبارز اسلامی لیبی" بود که در میانه سال 1995 تاسیس شد و هدفش مخالفت با قذافی و سرنگون کردن او بود. هرچند این گروه در سالهای بعد به  "جنبش اسلامی لیبی برای تغییر" تغییر نام پیدا کرد. بلحاج به خبرنگاران گفته است که او سالها در افغانستان مبارزه می کرد اما بودن در کمپ های افغانستان با هدف آموزش برای سرنگون کردن قذافی لزوما به معنای عضویت و همراهی با القاعده نمی شود. بلحاج گفته است در سال 2004 ماموران سیا او را در مالزی دستگیر کردند و بعد برای شکنجه به تایلند(یکی از کشورهای مقصد برای شکنجه های سیا) انتقال دادند. بعد از چندین ماه شکنجه و آزار بدست ماموران سیا او را تحویل قذافی دادند که  او را روانه زندان مخوف ابوسلیم در طرابلس  کرد، بازهم گاه و بی گاه شکنجه شد و معمولا در شکنجه هایی که در لیبی می شد هم ماموران محترم سیا حضور جدی و همیشگی داشتند . بلحاج شش تا هفت سال بعد را در زندان گذراند. جایی که در آن قذافی 1،200 زندانی را کشت و خود او فقط برای مدت 3 سال از حمام کردن محروم بود!
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.cbsnews.com/i/tim/2011/09/02/AbdelHakimBelhaj_t123192686_620x350.jpg"&gt;&lt;img style="float: left; margin: 0pt 10px 10px 0pt; cursor: pointer; width: 479px; height: 253px;" src="http://www.cbsnews.com/i/tim/2011/09/02/AbdelHakimBelhaj_t123192686_620x350.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;   بهرحال بلحاج مدت کوتاهی پس از آزادی در سال 2010 با انقلابات عربی همراه می شود  که در لیبی هم به سرنگونی معمر قذافی انجامید. خبرنگاران می گویند &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;مصطفی عبدالجلیل&lt;/span&gt; ریس شورای انتقالی به بلحاج اعتماد زیادی دارد و در نشست مشترک با ناتو سعی کرده آنها را به اعتماد کردن به بلحاج ترغیب کند . از آنجایی که ناتو نگران است مبادا تلاش و جان فشانی مالی آنها برای  سرنگونی قذافی نتیجه عکس داده و منجر به  قدرت رسیدن  اسلامگرایان لیبی شود خود بلحاج اخیرا در دوحه قطر  سعی کرده خیال ناتو را راحت کند که آنها قصد برپایی حکومت اسلامگرا در لیبی را ندارند البته او به خبرنگاران گفته با وجود همکاری با غربی ها  نمی تواند دوره سخت شکنجه بدست سیا را فراموش کند.
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;حال سوال اینجاست: با گذشت زمان مردم لیبی به ناتو و اروپاییان نزدیک تر خواهند شد یا دورتر؟ فرموش نکنیم  فرانسه سابقه استعمار 132 ساله ای در کشور همسایه الجزایر دارد ، ایتالیا در خود لیبی و انگلیس در کشور همسایه مصرقدتر های استعماری ظالم بودند. سیا در شکنجه مبارزان مخالف قذافی دست داشته و بسیاری از این شکنجه ها علاوه بر آسیای جنوب  شرقی در کشورهای اروپای شرقی انجام شده اند .
&lt;br /&gt;با آنچه شخص نگارنده چه از سیمای ملی وچه از شبکه های رسانه ای غربی از مردم لیبی می بیند در می یابد که مردم این کشورعمیقا مذهبی هستند و یکی از نشانه هایش زنانی اند که همه دارای حجاب اسلامی هستند و افراد بی حجاب اندکی   در فیلم ها دیده می شوند- یا حتی دیده نمی شوند-و بعد می توان به فراست دریافت غربی نشدن این مردم و پای بندی شان به اسلام شاید نقطه قوتی باشد برای مخالفت آتی  آنها با امریکایی ها واروپایی ها . و در نتیجه شایدمنافع غربی ها در لیبی برای کوتاه مدت حفظ شود ( یا حتی اینطور بنظر برسد که آنها برنده هستند) اما  این قدرتها - که هرگز دست از خصلت های استعماری شان برنمی دارند - در بلند مدت آینده چندانی درلیبی نخواهند داشت.
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;آینده لیبی از آن مردم مسلمانی است که از بعد از جنگ جهانی دوم تا همین امروز برای رهایی از بار ظلم - استعمار و سپس پادشاهی و آنگاه دیکتاتوری -  جنگیده اند و پس از این هم  نبردشان  با استعمار نوین کنونی  ادامه خواهد داشت.  .    .
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;برای مطالعه بیشتر  رجوع کنید به : اینجا &lt;a href="http://www.independent.co.uk/news/world/africa/rebel-military-chief-says-he-was-tortured-by-cia-2347912.html"&gt;+&lt;/a&gt; و اینجا &lt;a href="http://www.juancole.com/2011/09/qaddafi-was-a-cia-asset.html"&gt;+&lt;/a&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;ب
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-1057514212047429873?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/ahUel6yNfj4" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/1057514212047429873?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/1057514212047429873?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/ahUel6yNfj4/blog-post.html" title="روابط از پرده برون افتاده قذافی و امریکا" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/09/blog-post.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;D0EMR3g8eCp7ImA9WhdXEEw.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-4696438895130702061</id><published>2011-08-22T15:04:00.012+04:30</published><updated>2011-08-22T16:51:26.670+04:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-08-22T16:51:26.670+04:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="سوریه-لیبی- قذافی" /><title>خط پایان قذافی در لیبی</title><content type="html">&lt;div style="text-align: right; color: rgb(0, 0, 102);"&gt;آیا  موضوع لیبی واقعا تمام شده است ؟ شاید بله و شاید هم نه.
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;خبرها و خبرگزاری ها می گویند طرابلس سقوط کرده ،  دو نفر از پسران سرهنگ &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;معمر قذافی&lt;/span&gt; دستگیر شده و معلوم نیست خود وی کجاست ولی واقعیت اینست که شورشیان لیبی غیر ممکن بود بتوانند بدون کمک ناتو و کشورهای غربی و رسانه های آنها تا 40 سال دیگر هم قذافی را ساقط کنند. اگر نزدیکان قذافی  در همان ماه های اول تا همین چند روز مرتبا ریزش کردند دلیل اصلی اش زد و بند با غربی ها بود و شانس دیگری نداشتند چراکه لیبی مانند بسیاری از کشورها ارتش یا نیروهای امنیتی درست و منظم که تا اخردر خدمت حکومت باشد را نداشت و قذافی همه چیز را در خودش و فرزندانش خلاصه کرده بود.
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;ازسوی دیگر اگر کسی در چند روز اخیر رسانه ها را دنبال کمی کرده باشد متوجه می شود که قذافی در حال باختن جنگ به رسانه هایی مانند سی ان ان و علی الخصوص الجزیره بود . چون این رسانه ها از چند روز پیش جنگ روانی را شروع  وخبر سقوط قریب الوقوع طرابلس را می دادند. نتیجه اینکه اهالی شهر- که به وسیله قذافی مسلح شده بودند- دچار ترس و وحشت شدند و چون تلویزیون لیبی هم مدت زمانی بود که دیگر روی ماهواره ها امکان پخش نداشت صدای دولت لیبی و تبلیغات روحیه بخشش!  کمتر به گوش مخاطبان و هواداران قذافی می رسید و نتیجه اینکه وقتی از دو سه روز پیش &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;الجزیره انگلیسی و عربی&lt;/span&gt; همراه با &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;سی ان ان&lt;/span&gt; و &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;العربیه&lt;/span&gt; بر طبل سقوط طرابلس کوبیدند همگان باور کردند که این شهر سقوط کرده چون الجزیره و دوستان که نمی تواند دروغ بگویند!  اما همین حالا که این یادداشت نوشته می شود هنوز هم کسی دقیقا نمی داند اوضاع طرابلس چگونه است یا چه کسانی در خیابان های این شهر مشغول درگیری اند و اخبار ضد و نقیض از سرنوشت قذافی  دقیقا بر همین نکته صحه می گذارد که طرابلس تماما در دست مخالفان نیست و این خبرنگاران هستند که کنترل صحنه جنگ و راست و دروغش را برعهده دارند.( این جنبه منفی و گمراه کننده کارخبرنگاران و خبررسانی است)
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;آیاواقعا کار لیبی تمام شده و قرارست حکومتی مردمی روی کار بیاید ؟ شاید بله و شاید هم نه. اگر&lt;a href="http://www.independent.co.uk/news/world/africa/despite-the-euphoria-the-rebels-are-divided-2341792.html"&gt;این&lt;/a&gt; یادداشت روزنامه ایندپندنت در مورد مخالفان را بخوانید متوجه می شوید که مخالفان خود چندین دسته و گروه با عقاید متفاوت هستند و تنها هدفی که آنها را متحد می کرد برانداختن قذافی بود اما بعد چه ؟ ساختار لیبی یک ساختار قبایلی است و همین ساختار می تواند کار را برای شورای انتقالی که دست در دست اروپا و امریکا دارد سخت کند. مثلا همین حالا قبیله &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;العبیدی&lt;/span&gt; که &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ژنرال عبدالفتاح یونس&lt;/span&gt; دوست قدیمی قذافی و دوست شش ماهه مخالفان از این قبیله بود و بدست همین اعضای شورای انتقالی کشته شد علم خونخواهی بلندکرده است. از طرفی اعضای  شورای انتقالی همگی تا شش ماه پیش خود مردان قذافی  بودند و به قدرت رسیدن اشخاصی که تا شش ماه پیش همراه و یارغار قذافی بودند و از این به بعد نوکر غربی ها خواهند شد می تواند در آینده ای نه چندان دور بر مردم لیبی که سابقه مبارزاتی علیه استعمار دارند ، سخت گران بیاید . یک نمونه از این افراد &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;مصطفی عبدالجلیل&lt;/span&gt; رییس کنونی شورای انتقالی است که وزیر دادگستری لیبی بود و در دوران وزارت او نقض گسترده حقوق بشر در زندان های لیبی انجام و گزارش می شد ، هرچند اروپایی ها و امریکایی های عاشق حقوق بشر ترجیح دهند اینجا و بخاطر نفت لیبی خودشان را به نفهمی و انکار بزنند.
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;و حالا با پایان کار قذافی - کار شخص او عملا تمام شده - نگاه ها به سمت دیگری چرخیده است : &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;سوریه&lt;/span&gt;.
&lt;br /&gt;کشورهای غربی چند روزی است به دنبال مطرح کردن موضوع سوریه در شورای امنیت و ارجاع آن به دادگاه جرایم بین المللی هستند. اگردادگاه به این نتیجه برسد که حقوق بشر در سوریه در حال نقض شدن است- که  حتما به این نتیجه خواهد رسید-  می تواند برای بشار اسد و سایر اعضای حکومت سوریه حکم  پی گرد صادر کند و بعد با ارجاع پرونده به شورای امنیت ماجرای منطقه پرواز ممنوع و حتی حمله تکرار شود. اما چند نکته را هم باید در مورد سوریه در نظر گرفت. سوریه لیبی نیست ، بر خلاف لیبی هنوز دوستانی دارد که با او هستند - ایران ، لبنان ، عراق ، حزب الله ، گروه های فلسطینی ، شاید کشورهایی دیگر در خفا و نهایتا روسیه و چین .  هرچند احتمال دارد روسیه و چین که تا بحال و بخاطر تجربه لیبی با ارجاع پرونده سوریه به شورای امنیت مخالفت کرده اند بتدریج از موضع خود برگردند و همکاری کنند  اما حکومت سوریه &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;هنوز&lt;/span&gt; بین اعراب محبوبیت دارد و افکار عمومی عرب مایل نیستند دوباره شاهد تهاجم غر بی ها به یک کشور عربی باشند. سوریه همچنین سرنخ های لازم برای ناامن کردن برخی دیگر از مناطق خاورمیانه را دارد. مثلا می تواند به فلسطینی ها اجازه و سلاح بدهد که در جولان به سمت اسراییل راه بیفتند تا درگیری آغاز شود و پای اسراییل  به میان کشیده شود یا علوی های ترکیه که متحدین اسد هستند و همچنین کردهای آن را تحریک کند تا صدای اعتراض را نسبت به تبعیض های دولت ترکیه بلند کنند . ارتش در سوریه ساختار محکمی دارد، سران آن عمدتا علوی هستند و در طول شش ماه گذشته هیچ مقام ارشد نظامی یا غیر نظامی از دولت اسد فاصله نگرفته و شکافی بین نیروهای نظامی ، دولت و دیپلمات های سوریه &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;هنوز&lt;/span&gt; بروز نکرده است .هرچند سوریه دشمنانی چون امریکا و عربستان و شیخک های خلیج فارس دارد که در چند سال اخیر ثابت کرده اند تا  آخر کار هستند، ترکیه و قطر که همکاری شان در مورد لیبی موفقیت آمیز بوده حالا به همراه الجزیره می توانند به سوریه نگاهی چون لیبی داشته باشند و بر همپیمانی خود با غرب بیفزایند و ارزش خود را به رخ غربی ها بکشند.
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;قذافی تنبیه شد نه بخاطر اینکه مردمش را کشته بود- که سازمان های حقوق بشری می گویند تعداد کشته های بن غازی فقط 110 نفر بود نه هزاران نفری که ادعا می شد؛  بلکه به این دلیل که با اهداف بلندپروازانه ای چون تاسیس صندوق آفریقا و تامین هزینه های آن قصد داشت دست صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی را از اقتصادهای افریقایی کوتاه کند ، نفوذ سیاسی و اقتصادی فرانسه را ازآفریقا برچیند وشک نکنید دلیل اینکه فرانسه یکی از اصلی ترین کشورهای کوبنده بر طبل جنگ با قذافی بود چیزی جزاین نیست. از طرفی دیگر قذافی قصد داشت از شرکت های معظم نفتی امریکایی  فعال در بخش نفت خودش! بخاطر تحریم های چندساله امریکا شکایت کند و آنها را وادار به پرداخت خسارت های کلان کند. بطور خلاصه قذافی تنبیه شد چون نفت داشت و آنرا راحت در اختیار نمی گذاشت.
&lt;br /&gt;اما اسد تنبیه خواهد شد نه بخاطر اینکه مردمش را می کشد بلکه چون چندسالست رو در روی امریکا ، اسراییل و به نفع  ایران و فلسطینی ها ایستاده . &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;جرج بوش&lt;/span&gt; در کتاب خاطراتش می گوید: "در دوره دوم ریاست جمهوری ام سعی کردیم پروژه آزادی را برای تعدادی از رژیم های سرکوبگر از جمله ایران ، ونزوئلا، سوریه و کره شمالی پیش ببریم و قرار شد همکاری استراتژیک مان را با ملت هایی چون &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;سعودی&lt;/span&gt;، &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;مصر&lt;/span&gt; ، روسیه و چین بیشتر کنیم."
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;امریکا و اروپایی ها  هرگز دلسوز حقوق بشرو  آزادی و دموکراسی  و .... نبوده ، نیستند و نخواهند بود چون اگر قرار به دلسوزی بود باید در سال 2008 وقتی اسراییل 1400 فلسطینی را در بمباران غزه کشت دست کم بر فراز غزه منطقه پرواز ممنوع برقرار می کردند تا غیر نظامیان کشته نشوند و حقوقشان توسط سگ هار زنجیر پاره کرده ای به اسم اسراییل  پایمال نشود.
&lt;br /&gt;     
&lt;br /&gt;آینده نزدیک ابستن حوادث مهمی است اما هیچ ائتلافی -هرچند موفق- نمی تواند موفقیت خود را در شرایط مشابه تکرار کند یا به این تکرار اطمینان داشته باشد.
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;نوشته های پیشین در مورد سوریه، لیبی و نفت :
&lt;br /&gt;&lt;h3 style="font-weight: bold;" class="post-title entry-title"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;حیات مردان نامی &lt;a href="http://freshteh661.blogspot.com/2011/07/blog-post_30.html"&gt;+&lt;/a&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;نسبت ما و سوریه &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.google.com/reader/item/tag:google.com,2005:reader/item/4c944def7eb67854"&gt;+&lt;/a&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;نفت ، نفت و بازهم نفت &lt;/span&gt;&lt;a href="http://freshteh661.blogspot.com/2011/07/blog-post.html"&gt;+&lt;/a&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;        
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-4696438895130702061?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/yAeax6bV7u8" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/4696438895130702061?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/4696438895130702061?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/yAeax6bV7u8/blog-post.html" title="خط پایان قذافی در لیبی" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/08/blog-post.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;DEABSX0-fip7ImA9WhdRF0w.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-4461570755223774168</id><published>2011-08-07T14:54:00.005+04:30</published><updated>2011-08-07T16:02:38.356+04:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-08-07T16:02:38.356+04:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="بوش، خاطرات ، امریکا" /><title>لحظات تصمیم گیری-1</title><content type="html">&lt;div style="text-align: right; color: rgb(0, 0, 102);"&gt;&lt;br /&gt;یکی دو هفته ایست که دارم کتاب خاطرات &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;جرج.و. بوش&lt;/span&gt; رییس جمهور قبلی امریکا را می خوانم که لحظات تصمیم گیری نام دارد و البته هنوز هم تمامش نکرده ام. کتاب جالبی است چون مطمئنا توسط خود بوش نوشته نشده و یک نویسنده کاربلد آنرا نوشته تا حد امکان جوری باشد که خواننده کنارش نگذارد و بخواهد تمامش کند. و در ضمن چهره خراب شده بوش را ترمیم کند و به او چهره ای انسانی بدهد. از طرف دیگر چون تمام وقایعی که ازشان حرف می زند در یک دهه گذشته اتفاق افتاده بنابراین در مورد بیشتر چیزهایی که می گوید من خواننده اطلاعات پیش زمینه دارم. این پست را در مورد برداشت اولیه ام از این کتاب می نویسم و شاید بعدا یک یا حتی دو پست دیگر هم در مورد این کتاب بنویسم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://babyboomeradvisorclub.com/wp-content/uploads/2010/11/George%20W.%20Bush%27s%20memoir%20Decision%20Points.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 250px; height: 200px;" src="http://babyboomeradvisorclub.com/wp-content/uploads/2010/11/George%20W.%20Bush%27s%20memoir%20Decision%20Points.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نکته اولی که با خواندن این کتاب به نظرم آمد اینست که امریکایی ها یا دست کم طبقه حاکم بر آنها خیلی مغرورند. این غرور یک غرور ساده نیست ؛ امریکایی ها خودشان را بهترین ملت ؛ دولت ؛ نحوه حکومت ؛ دموکراسی  و ...می دانند و همیشه فکر می کنند این وظیفه آنهاست که به بقیه دنیا بگویند چه طوری فکر کنند یا رفتار کنند  و کسی جرات حرف زدن و مخالفت هم نداشته باشد. انگار که مختصات عالم را در واشنگتن امریکا &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;صفر و صفر و صفر &lt;/span&gt;کرده باشند و بقیه &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;باید&lt;/span&gt; موقعیت خودشان را با آنها تنظیم کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوم اینکه با وجود این غرور که ناشی از قدرت و ثروت - دست کم تا ده سال پیش - بوده امریکایی ها ترسو هستند و از احساس عدم امنیت رنج می برند. و من فکر می کنم آخر سر هم همین ترس امریکا را از درون نابود می کند و از بین خواهد برد.&lt;br /&gt;همیشه فکر می کنند دیگران دارند پشت سرشان توطئه می کنند و می خواهند آنها یا ارزش های شان را از بین ببرند چون بقیه مخالف آزادی های آنها هستند یا به آنها حسادت می کنند ،  اما هرگز در طول این کتاب نمی بینید بوش یا یکی از اطرافیانش حتی برای لحظه ای هم فکر کند شاید امریکا هم اشتباهاتی مرتکب شده باشد  که مستحق دشمنی باشد. به هیچ وجه. حق تماما و مطلقا با امریکاست . بنابر این "یا با ما هستید یا با تروریست ها" و هیچ چیزی این وسط هم وجود ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوم اینکه این فیلم های هالیوود و ادا اصول ها و امنیت بازی هایی که می بینیم واقعیت دارند. شاید فیلم باشند ولی امریکایی ها هوچی هستند و هوچی گری و شلوغ کردن و اغراق را خوب بلدندند و همیشه عادت دارند هرچیز را از حد معمولش بزرگتر کنند تا دیگران را تحت تاثیر قرار بدهند و اهمیت خودشان را به رخ بکشند.&lt;br /&gt;مثلا بوش از شب روز یازده سپتامبر حرف می زند که او آن روز را خارج از واشنگتن گذارنده تا خطرات احتمالی رفع بشوند. بعد شب برمی گردد کاخ سفید  و محافظانش به او توصیه می کنند شب را در پناهگاه محکمی که زیر کاخ سفید است بگذرانند. او قبول نمی کند و به اتاق خواب خودش می رود اما به قول خودش تازه هوشش برده که بیدارش می کنند که : "آقای رییس جمهور! کاخ سفید در معرض حمله است" و او و همسرش لورا و سگ هایشان کورمال کورمال خودشان را به پناهگاه می رسانند. دربهای پناهگاه با قفل های خاصی بسته می شود و ...... نهایتا می آیند می گویند هیچی نبود " یکی از هواپیماهای جنگنده خودمان بود که بر فراز واشنگتن گشت زنی می کرد" یعنی امریکایی ها از سایه خودشان هم می ترسند. حالا این را مقایسه کنید با امام خمینی که زیر موشک ها و بمباران های عراق هم حاضر نشد حتی اتاقش در جماران را ترک کند و چه اطمینان و ایمانی داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چهارم اینکه بوش بچه ننه است ؛ یا بهتر بگویم شدیدا تحت تاثیر پدرش بوده و هست ، سایه بقیه روسای جمهور امریکا - حتی قدیمی هایی از قرن نوزدهم- هم همیشه بر سر روسای بعدی سنگینی می کند. حتی ممکنست برای بعضی از استراتژی های انتخاباتی سراغ سیاست های انتخاباتی یک رییس جمهور در اواخر قرن نوزدهم هم بروند. - که ثابت می کند جامعه امریکا توسط یک طبقه حاکمی اداره می شود که دست کم دو قرن است تاکتیک ها و روشهایشان فرقی نکرده چون احتیاجی نمی دیده اند-&lt;br /&gt;بوش بر خلاف آنچه می گفتند -البته به نظر من-نه خنگ است نه ملنگ. شاید ضریب هوشی 140 نداشته باشد ولی به اندازه خودش و یک امریکایی معمول که به استنفورد و ییل! برود ، کار تجاری کند و در رقابت های انتخاباتی و پول درآوردن موفق هم باشد باهوش است و همین باعث می شود حرف هایی که در مورد ضریب هوشی 90 او می گفتند کاملا چرت باشد. در واقع این آدم اگر از فردی عادی خنگ تر بود که نمی توانست این تصمیم ها را بگیرد یا این کارها را بکند. لطفا نگویید خودش رییس جمهور نبود و &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;دیک چنی&lt;/span&gt; تصمیم ها را می گرفت که اینطور نیست. همه پدرسوختگی ها زیر سر خودش بود ، هرچند همکارانش هم مثل خودش و با افکار خودش بودند و او را تایید و کمک می کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و نهایتا اینکه این کتاب هم عکس دارد و هم نقشه. در نقشه همه جا خلیج فارس است ولی بوش می گوید خلیج عربی ، پایتخت ها هم با ستاره مشخص شده ؛ پایتخت اسراییل را بیت المقدس- اورشلیم - ستاره زده...و  از این دست تحریف های واقعیت و تاریخ در این کتاب کم نیستند.&lt;br /&gt;اگر شد بازهم در مورد خاطرات بوش خواهم نوشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پی نوشت: بوش واقعا عاشق همسرش &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;لورا&lt;/span&gt;ست و آدمی عمیقا مذهبی- هرچند در مذهب- خودش است&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-4461570755223774168?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/FFPVaaOouGw" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/4461570755223774168?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/4461570755223774168?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/FFPVaaOouGw/1.html" title="لحظات تصمیم گیری-1" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/08/1.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;CkcERH8zeip7ImA9WhdREE4.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-3395755809228917017</id><published>2011-07-30T16:13:00.008+04:30</published><updated>2011-07-30T17:16:45.182+04:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-07-30T17:16:45.182+04:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="لیبی ، عمر مختار ، قذافی" /><title>حیات مردان نامی</title><content type="html">&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;در تاریخ مبارزات استعماری قرن بیستم شخصیتی هست به نام &lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 102);"&gt;عمر مختار&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt; ، رهبر مبارزات مردم لیبی علیه استعمار ایتالیا . عمر  که یکی از علمای مشهور سنوسی بود در حدود بیست سال رهبری مبارزات برای بیرون راندن ارتش اشغالگرایتالیا را برعهده داشت و سرانجام در سال 1931 توسط ارتش ایتالیا دستگیر و به اعدام محکوم شد و حکم  او نیز در شهر بنغازی که پایگاه امروز مخالفان قذافیست اجرا شد . طرفه آنکه وقتی ارتش ایتالیای فاشیست عمر را که همراه با تعداد کمی از مبارزانش می جنگید- و همه آنها شهید شده بودند- دستگیر کرد باور نمی کرد این پیرمرد همان &lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 102);"&gt;عمر مختار &lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;مشهور باشد. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/9/92/Omar_Mokhtar_arrested_by_Italian_Fascists.jpg"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 478px; height: 313px;" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/9/92/Omar_Mokhtar_arrested_by_Italian_Fascists.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;اما تاریخ روایت می کند که بین افسر ایتالیایی رییس دادگاه و عمردر روزی که حکم او را اعلام کردند مکالمه جالبی روی داد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;افسر از عمر می پرسد : آیا تو با دولت ایتالیا جنگیده ای ؟ &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;عمر می گوید : بله .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;قبول داری که مردم را به مبارزه با ارتش ایتالیاتشویق کردی؟ &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;- بله.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;می دانی عقوبت کاری که کردی چیست ؟ &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;- بله. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;و خودت هم می دانی چی داری می گویی ؟ &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;- بله. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;بعد افسر ایتالیایی دوباره از او می پرسد: از کاری که کردی پشیمان هستی ؟ &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;عمر می گوید : نه! &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;می دانی قرارست اعدام بشوی ؟ &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;عمر بازهم می گوید بله! &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;افسر قاضی می گوید : از اینکه می بینم پایان زندگی تو به اینجا ختم می شود خیلی ناراحتم. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;عمر جواب می دهد : ولی این بهترین راهی است که ممکن بود زندگی من  آن ختم شود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;قاضی سعی می کند عمر مختار را مجاب کند که در مقابل حکم عفو، در نامه ای - یا فتوایی- از همه مجاهدین لیبیایی بخواهد دست از جهاد علیه ایتالیایی ها بردارند .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;اینجاست که عمرجمله مشهورش را می گوید : " آن انگشت سبابه ای که هر روز در نماز شهادت می دهد &lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 102);"&gt;لا اله الا الله و محمد رسول الله&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;  نمی تواند حکم به باطل بدهد." &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;خدا رحمت کند &lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 102);"&gt;امام خمینی&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt; را که گفت : "ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد."&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;اما بنظر نمی آید مخالفان قذافی - هرچند در مخالفت با قذافی محق هستند- احفاد و نوادگان عمر مختار باشند که اگر بودند کمک استعمارگران سابق ایتالیایی و فرانسوی و انگلیسی را قبول نمی کردند و به سبک عمر مختار یا کشته می شدند یا می کشتند اما بهرحال آنها پیروز میدان مبارزه با قذافی دیکتاتور دست نشانده همان &lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;استعمارگران ایتالیایی و فرانسوی و انگلیسی&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt; بودند.  &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;** &lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 102);"&gt;پی نوشت&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt; :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;1-اهل سنت معمولا هنگام تشهد در نماز انگشت سبابه شان را به حالت شهادت دادن می گیرند و منظور عمر هم همین حرکت در نماز بوده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 102);"&gt;2- "حیات مردان نامی"  نوشته پلوتارک ؛ مورخ یونانی پیش از میلاد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-3395755809228917017?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/cKX2cSQaVSo" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/3395755809228917017?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/3395755809228917017?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/cKX2cSQaVSo/blog-post_30.html" title="حیات مردان نامی" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/07/blog-post_30.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;CkUARH89fSp7ImA9WhdREE4.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-1862170403581485819</id><published>2011-07-25T15:40:00.010+04:30</published><updated>2011-07-30T17:20:45.165+04:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-07-30T17:20:45.165+04:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="غرب، نروژ،" /><title>زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟</title><content type="html">&lt;div style="text-align: right; color: rgb(51, 0, 153);"&gt;انفجار دو روز پیش &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;نروژ&lt;/span&gt; و تیراندازی متعاقب آن در جزیره ای نزدیک پایتخت که باعث مرگ بیشتر از 90 نفر شد زنگ های زیادی را به صدا درآورد. اول همه آنرا حادثه ای تروریستی خواندند که باید زیر سر مسلمانان خصوصا &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;القاعده&lt;/span&gt; باشد ؛ القاعده ای که از آن جز شیر بی یال و دم و اشکمی باقی نمانده است . رسانه های اسلام ستیزی چون &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;فاکس نیوز&lt;/span&gt; بلافاصله شروع کردند به پمپاژ خبرهایی از این دست که این حادثه یازده سپتامبر نروژ است و نروژ بخاطر شرکت در جنگ های ناتو از سوی مسلمانان تنبیه می شود و آی چه نشسته اید که تروریست های مسلمان همه جا نفوذ کرده اند.دیگری گفت این حادثه نشانه شکست سیاست مدارای فرهنگی اروپایی هاست و اینکه مهاجران در کشورهای غربی به مایه دردسر تبدیل شده اند و باید بیرون انداخته شوند ،اما وقتی معلوم شد عامل حادثه یک جوان بلوند چشم آبی افراطی مسیحی است روایت رسانه ها فرق کرد و دیگر چیزی وجود نداشت که بخواهند برایش تئوری بافی کنند و کارشناس بیاورند وتوی سر مهاجران مسلمان بزنند. در واقع اعلام احتضار ارزشهای غربی و رخنه مسیحیت آن هم نه از نوع مسیحیت عادی بلکه با انگیزه های افراطی بین اروپایی ها چیزی نیست که از سوی بلندگوهای اسلام ستیزی قابل بیان کردن باشد. آنهم برای اروپایی که چند قرنست مسیحیت را دست بسته کنار گذاشته است خیلی سخت است که شاهد بازگشت مسیحیت تندرو و ایدئولوژیک باشد.اروپایی که قرن هاست خدایی ندارد نمی تواند ببیند خدا برمی گردد هرچند در غالب افکار رادیکالی وافراطی...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد ، دقیقا همین دیروزمستندی رادیدم در مورد چندفرهنگی و افسانه ای به این نام در کانادا . آنجایی که در آخر فیلم یکی از جامعه شناسان کانادایی گفت سیاست  تکثر فرهنگی شکست خورده نه بخاطر اینکه مهاجران با دولت هاهمکاری نمی کنند یا خودشان تمایل به انزوا دارند بلکه به این دلیل که اصل این سیاست و روشی که برای اجرای آن تعبیه شده ،هدفی نداشته و نداردمگر به حاشیه راندن مهاجران از هر رنگ وملیتی و تلاش برای کنترل بیشتر آنها. در چنین فضایی گروه های اسلامی عملا غیر ممکنست بتوانند فعالیت حتی از نوع روزمره کنند چون ذره بین دقیقا روی آنهاست.اما در همین فضا دیگرانی با افکار تندرو از نوعی دیگر ،به اندازه کافی وقت و بودجه و آزادی عمل دارند که هرکار بخواهند بکنند و بازهم نام "شوالیه های معبد" را زنده کنند که دورزمانی جنگ های سیاه صلیبی علیه مسلمانان را براه انداختند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انفجار نروژ شبیه انفجار 1997 &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;اوکلاهما&lt;/span&gt;ی امریکا بود. وقتی مقر سازمان اف بی آی را در اوکلاهما سیتی منفجر شد امریکا بلافاصله انگشت اتهام را به سوی ایران گرفت. بعد معلوم شد یک جوان افراطی به اسم تیموتی مک وی عامل این حادثه بوده و ظاهرا هم علتش انتقام گیری بابت کشتار فرقه دیویدیان بدست دولت کلینتون بود. بهرترتیب مک وی را دولت امریکا اعدام کرد. برخلاف قاتل نروژی که طبق قوانین بشردوستانه! و حقوق بشری ! اروپایی اگر هم محکوم شود- و به جرم دیوانگی تبرئه نشود- تنها 21 سال زندان برایش در نظر می گیرند تا در زندان وقت کافی برای ادامه مطالعاتش داشته باشد و با طرح های جالب تری برای خرابکاری از زندان مرخص شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;..چه بخواهیم قبول کنیم و چه نخواهیم ! واقعیت اینست که تمدنی به نام &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;غرب&lt;/span&gt; ، خدایی به نام &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;انسان&lt;/span&gt; ، دینی به نام &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;سکولاریته&lt;/span&gt; که تنها غایتش محو خدای آسمانی از زندگی انسان بود و هست ، پیامبری به نام &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;عقل &lt;/span&gt;منقطع از وحی و الوهیت - آنهم عقلی غربی که تابع مناسبات پول و سود است و برای سود بیشتر به مادرش هم رحم نمی کند،  متفکرانی به نام &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ماکیاولی&lt;/span&gt; و اسپینوزا و فوکویاما و هانتینگتون و &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;اتوپیا&lt;/span&gt; و مدینه فاضله ای که نمادش "ال دورادو" شهر افسانه ای پر از طلاست ، به دوران زوالش رسیده است.در حال مرگست و ناچار باید جای آنرا تمدنی برتر و از نوعی دیگر با مناسباتی انسانی ،اخلاقی ، آرمانی و فرا ملیتی و نژادی بگیرد که زمانش هم اکنون و چهارده قرن پس از هجرت آن الگوی بزرگ اخلاقست.&lt;br /&gt;همانطور که آن محقق در مستند دیروزی می گفت این وضع نمی تواند ادامه داشته باشد و فروپاشی از درون آغاز شده است...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حوادثی از این دست تنها صدای انعکاس زنگ های بزرگتری هستند که در جاهایی دورتر مدتهاست به صدا درآمده اند و مااکنون صدایشان را می شنویم که بتدریج بلندتر و بلندتر می شوند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-1862170403581485819?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/fERRs4zxGtM" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/1862170403581485819?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/1862170403581485819?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/fERRs4zxGtM/blog-post_25.html" title="زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/07/blog-post_25.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;A08HSXk6fCp7ImA9WhZaGEU.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-1431641026524354520</id><published>2011-07-04T12:15:00.013+04:30</published><updated>2011-07-05T22:47:18.714+04:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-07-05T22:47:18.714+04:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="فیلترینگ ، عبدالله شهبازی" /><title>داد بی داد ازفیلترینگ</title><content type="html">&lt;div style="text-align: right; color: rgb(0, 0, 102);"&gt;
&lt;br /&gt;نوشته ای که می نویسم به چند موضوع ارتباط پیدا می کند که شاید کمی بی ربط به نظر برسند ولی در عین حال از قانون ظروف مرتبطه تبعیت می کنند.
&lt;br /&gt;پس از فیلتر شدن وب لاگ&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;a style="font-weight: bold;" href="http://daneshtalab.com/post/91"&gt;دانشطلب&lt;/a&gt; - که دومین تجربه برای خود دانشطلب پس از&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;a style="font-weight: bold;" href="http://daneshtalab.com/post/35"&gt;مدرسه ما&lt;/a&gt; ست- بحث زیادی بر سر فیلترینگ  هردمبیل ، سلیقه ای ، به شدت تابع جریان های سیاسی و مصادیق آن و نبود ظرفیت نقد در بین دولتمردان و سیاستمداران ما بوجود آمده است. یکی از وب لاگها &lt;a href="http://mortezarohani.blogfa.com/post-77.aspx"&gt;+ &lt;/a&gt;از اخلاق می نویسد و دیگران -کمی هم ناامید- از فیلترینگ گسترده و بی حساب و کتاب و بی معنی می نالند که هیچ گونه انتقادی را برنمی تابد آنهم در زمانی که رهبر انقلاب خودشان بر تشکیل کرسی های نقد و آزاد اندیشی تاکید می کنند &lt;a href="http://www.bushehrnews.com/fa/pages/?cid=13401"&gt;+&lt;/a&gt;. و طبیعی است که نقد بدون شنیدن صدایی متفاوت امکان پذیر نیست.
&lt;br /&gt;اما یک نکته دیگر در بحث فیلترینگ آزادی اطلاعات است ؛ این شاخه نه تنها در اینترنت بلکه در سایر قسمتهای فرهنگی جمهوری اسلامی هم به چشم می خورد و بجای اینکه موفق عمل کند دقیقا برعکس و ضد خود عمل می کند ؛ یعنی گاهی شما می توانید با آزاد گذاشتن اطلاعات چشم مردم را به روی حقایقی باز کنید که با صد صدا وسیما امکانش نیست. برای توضیح بیشتر دو مثال از درون و بیرون اینترنت می زنم:
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;دیروز یکی از دوستان به من لینکی را معرفی کرد که &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;عبدالله شهبازی&lt;/span&gt; در مورد بهاییان نوشته است &lt;a href="http://shahbazi.org/pages/Bahaism_Holocaust.htm"&gt;+&lt;/a&gt; و همانطور که همه می دانیم وب لاگ عبدالله شهبازی هم مدتهاست به فیلترینگ دچار شده و دلایلش بخشی به دلیل حمایت های او از جنبس سبز و شخص میرحسین موسوی و اتفاقات بعد از ماجراهای سال 88 دارد و بخشی هم مطمئنا به اعتراضات او به زمین خواری های شیراز- و به تبع آن جریان های سیاسی پشتش!- برمی گردد.
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;نوشته شهبازی در پاسخی به نوشته محمدنوری زاد نویسنده سابق کیهان است که اخیرا از زندان ازاد شده و در نوشته ای اعلام کرده باید روزی به بهاییان به خاطر بی دادی که بر آنها رفته خسارت داد و شهبازی که به ادعای خودش یکی از متخصص ترین افراد در مورد ریشه یابی بهاییان در ایرانست- در نوشته اش این طرز فکر را محکوم می کند و دلایلی بر انحراف و فساد بهاییان می آورد . واقعیت اینست که هراز چند گاهی زمزمه هایی در مورد بهاییان شنیده می شود و یا سعی می شود آنها را با مظلومیت نشان دهند و عملکرد جمهوری اسلامی در مورد آنها را زیر سوال ببرند ، این اتفاقی است که هرچند مدت یکبار در مورد اعدام های مجاهدین و فدایین خلق در سال 67 هم شنیده می شود و من بارها از افرادی که هوادار اصلاح طلبان هستند این موضوع و زیر سوال بردن آن اتفاق را شنیده ام. ( قابل توجه اینکه هواداران سفت و سخت مشارکت و مجاهدین انقلاب و ..معمولا  هرجا احتیاج باشد امام خمینی را اسوه قرار می دهند ورهبر معظم را هیچ وقت به عنوان رهبر قبول نداشته و ندارند- اما در مواقعی مانند موضوع اعدام های سال 1367 همان امام را هم زیر سوال می برند.)
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;چند سال پیش من کتابی خواندم به اسم &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;داد بی داد&lt;/span&gt; که مجموعه از خاطرات زندانیان زن سیاسی ایران ِ پیش از انقلاب است که اکثرا مجاهدین خلق و فداییان خلق بودند و خواندن این کتاب که خاطراتی از تعدادی از آنهاست نکته هایی را در مورد آنها روشن می کند - بماند که بعد از شاه با جمهوری اسلامی هم چپ افتادند وبیشتر آنها خارج از ایران هستند.
&lt;br /&gt;این آدمها بشدت ایدئولوژی زده بودند ، بسیار &lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CDOCUME%7E1%5Cnews1%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:Tahoma; 	panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:swiss; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:1627421319 -2147483648 8 0 66047 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0cm; 	margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-bidi-language:FA;} @page Section1 	{size:612.0pt 792.0pt; 	margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt; 	mso-header-margin:36.0pt; 	mso-footer-margin:36.0pt; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; 	mso-para-margin:0cm; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;&lt;span dir="rtl"  lang="FA" style="font-family:Tahoma;"&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;  گوشت تلخ ، لجباز، و یک دنده بودند و حاضر نبودند به هیچ عنوان چیزی را خارج از آنچه به آنها گفته شده یا داده شده تا بخوانند ، را قبول کنند. مجاهدین خلق که بعدها منافقین شدند،  دارای اسلام التقاطی  و نشات گرفته از آموزه های کمونیسم بودند اما فداییان که هوادار انقلاب مائو درچین بودند و ایدئولوژی شان  آموزه های ترجمه شده مائو بود ، از مجاهدین هم بدتر بودند و حاضر به شنیدن هیچ حرفی نبودند. این آدم ها معمولا مخالفینشان را در زندان بایکوت می کردند و بلاهایی دیگرهم سر کسانی که با آنها مخالف بودند یا از ایدئولوژی آنها برمی گشتند در می آوردند- البته اینها خاطرات زنهایشان است و وای به  مردهای آنها!
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;بهرترتیب من جلد اول این کتاب را خواندم اما جلد دومش هرگز اجازه انتشار نیافته است- دقیقا پیش از نوشتن این پست هم به انتشارات آن تلفن زدم و جواب همان قبلی بود.
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;مدتی بعد در مجله شهروند امروز مقاله ای در مورد دو کودک به اسم های مستعار &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;جوانه&lt;/span&gt; و &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;دانه&lt;/span&gt; خواندم در مقاله ای که به واکاوی  فداییان خلق و اقدامات آنها می پرداخت و نمونه ای که منجر به کشتن دو بچه شد که خانواده هایشان جزو فداییان بودند و کشته شدند و بچه ها آنقدر در خانه های تیمی دست به دست بین گروه های مختلف گشتند تا نهایتا در یکی از حمله های رژیم شاه به خانه های تیمی توسط خود فداییان با بی رحمی تمام کشته شدند.
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;واقعیت اینست که خواندن این کتاب به جای چند ده برنامه و خاطره و ... می تواند واقعیت عریان این آدم ها را نشان بدهد. نوشته ای که در بالا از عبدالله شهبازی مثال زدم هم می تواند همین نقش روشنگری را ایفا کند تا افراد مختلف خصوصا جوانان نسل اینترنت و کمتر کتاب خوانده ، دیگر در دام مظلوم نمایی و اشک تمساح چه برای منافقین چه برای مجاهدین و چه برای بهایی ها نیفتند.
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;هیچ کس انکار نمی کند که فیلترینگ باید در مواردی که خلاف اخلاق یا در جهت براندازی و مخالف اسلام هستند اعمال شود- اما در موارد اختلاف نظرهای سیاسی یا اجتماعی دقیقا وعمدا راهی را طی می کند که به محدود کردن هرچه بیشتر اطلاعات و مهمتر از آن " &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;آگاهی و روشنگری&lt;/span&gt;" ختم می شود و ضربه اش را نه مسئولان ناآگاه و کج سلیقه فیلترینگ بلکه در درجه اول خود جمهوری اسلامی و در درجه دوم شهروندان جمهوری اسلامی می خورند.
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;و نهایتا این نوشته ای است از همان مقاله شهروند امروزست- شهریور 87-  در مورد همان فداییان خلق:
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;اینک می توان مدعی شد ما شهروندان درجه چندم جمهوری اسلامی و ایضا "فردگرایان خرده بورژوا و نمی دانم چه و چه" چقدر خوش اقبال بودیم که در آن سال سیاه 60 ، در آن سال نارنجک به کمر بستن و مجتهدان کهنسال را لت و پار کردن و در آن سال کشتار وسیع ، این &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;روحانیت&lt;/span&gt; بود که بر مخالفان پیکارجوی خود غالب آمد .
&lt;br /&gt;نه! بر بستر فعالیت چریک های فدایی خلق ایران هیچ دانه ای نرویید و هیچ جوانه ای نشکفت. در پشت اراده آهنین رهبران آن شراره های سقوط موج می زد.
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;* پی نوشت : نظر به اینکه بلاگر از دم فیلتر است بنابراین دلیلی ندیدم که کلمه فیلترینگ را با نقطه های مابینش- چنانچه مرسوم است- بنویسم. و دیگر آنکه آخرین پاراگراف این متن احتمالا نه فقط  در مورد فداییان خلق بلکه در مورد سایر معارضان نظام شیعه جمهوری اسلامی  - چه مذهبی و چه سیاسی- کمابیش صدق می کند.
&lt;br /&gt;         
&lt;br /&gt;ا
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-1431641026524354520?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/WYJLg9yCZbk" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/1431641026524354520?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/1431641026524354520?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/WYJLg9yCZbk/blog-post_04.html" title="داد بی داد ازفیلترینگ" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/07/blog-post_04.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;CEIFRHg5eSp7ImA9WhZaF00.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-3255123907895363970</id><published>2011-07-03T18:04:00.005+04:30</published><updated>2011-07-03T18:45:15.621+04:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-07-03T18:45:15.621+04:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="نفت؛ امریکا ، عراق، لیبی ، چامسکی" /><title>نفت ، نفت و  بازهم نفت</title><content type="html">&lt;div style="text-align: right; color: rgb(51, 0, 51);"&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;الف &lt;/span&gt;: سیاست های امروز دولتمردان امریکایی بر اساس نظریات مشاور پرنفوذ فرانکلین دی روزولت  است که : " کنترل بر روی ذخایر انرژی خاورمیانه -که با هیچ کجای دیگری-  قابل مقایسه نیستند به معنای کنترل بر جهان است و از دست دادن آن تهدیدی علیه پروژه سلطه جهانی  است که طی جنگ جهانی دوم به دقت  به اجرا درآمد و از آن زمان به بعد نیز در برابر تمامی تغییرات بزرگ جهانی ایستادگی کرده است. "&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ب&lt;/span&gt;:   &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ژاپ دهوف شفر &lt;/span&gt;دبیر کل اسبق&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; ناتو &lt;/span&gt;: "نیروهای ناتو باید از خطوط لوله ای که نفت و گاز رابه غرب انتقال می دهند محافظت کنند و حتی باید امنیت  راه های دریایی که تانکرها آنها را می پیمایند و سایر زیر ساخت های انرژی را نیز برعهده بگیرند. "&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ج&lt;/span&gt; :  دولت کلینتون : "امریکا حق دارد که از قوه قهریه برای دسترسی بدون محدودیت به ذخایر استراتژیک استفاده کند و باید نیروهای نظامی  فراوانی را پیشاپیش در اروپا و آسیا مستقر کند  تا افکار مردم در مورد "&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ما&lt;/span&gt;" و " &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;وقایعی که روی زندگی و امنیت ما اثرگذارند&lt;/span&gt;" را شکل دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;د&lt;/span&gt;: نوامبر سال 2007 ، اعلامیه اصول دولت امریکا : "نیروهای امریکایی باید بطور نامحدود در عراق باقی بمانند تا عراق را مجبور به امتیازدهی به سرمایه گذاران امریکایی ( بخوانید کورپوریشن ها و کمپانی های عظیم) کنند ."&lt;br /&gt;مدتی بعد رییس جمهور بوش  به کنگره امریکا اعلام کرد هرلایحه ای که قصد تعیین محدودیت زمانی برای "نیروهای امریکا در عراق" یا " کنترل امریکا بر ذخایر انرژی عراق " داشته باشد را رد خواهد کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;عراق&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;: بر اساس مطالعات لرزه نگاری بزرگترین ذخایر نفت دنیا متعلق به این کشور است و آخرین گمانه زنی ها میزان ذخایر این کشور را 350 میلیارد بشکه نفت برآورد می کنند. اما بطور رسمی سومین دارنده ذخایر نفت دنیا با میزان اثبات شده 143 میلیارد بشکه نفت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;لیبی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; : بزرگترین دارنده نفت در آفریقا و نهمین کشور دارنده ذخایر در دنیاست.  این ذخایر در سال 2007 بالغ بر 41.5 میلیارد بشکه براورد شده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منابع : دانشنامه اینترنتی ویکی پیدیا و سخنرانی نوام چامسکی &lt;a href="http://www.americanpendulum.com/2011/04/noam-chomsky-is-the-world-too-big-to-fail-the-contours-of-global-order/"&gt;+&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-3255123907895363970?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/JdQpz_4gY3U" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/3255123907895363970?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/3255123907895363970?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/JdQpz_4gY3U/blog-post.html" title="نفت ، نفت و  بازهم نفت" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/07/blog-post.html</feedburner:origLink></entry><entry gd:etag="W/&quot;A0cNRXc6fSp7ImA9WhZbEUQ.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-2504285534077245233.post-6247860558513129652</id><published>2011-06-13T15:56:00.005+04:30</published><updated>2011-06-16T09:08:14.915+04:30</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2011-06-16T09:08:14.915+04:30</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="ترکیه، استامبول ، اورهان پاموک ، ایران ، نویسنده های ترک زبان ، مولوی" /><title>نام من سرخ</title><content type="html">&lt;div style="text-align: right; color: rgb(102, 51, 102);"&gt;&lt;br /&gt;دارم کتابی می خوانم با همین عنوان بالا : &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;نام من سرخ&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوشته &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;اورهان پاموک&lt;/span&gt; ، نویسنده ی ترک ، و برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2006. راستش من نسبت به کتاب هایی که برنده جایزه نوبل ادبیات باشند همیشه کمی مشکوکم و آنها را نمی خرم ؛ چون از هیچ کدامشان خیری ندیده ام ؛ برعکس جایزه پولیتزر که به کتاب ها و آثار فاخر و نویسنده های واقعی جایزه می دهد ، نوبل همیشه در بخش ادبیات و صلح دنبال سیاسی کاری است ؛ یعنی می گردد نویسنده ها یا فعالینی که با کشورهایشان مشکل دارند و به نوعی نویسنده یا فعال سیاسی هستند را پیدا می کند و به آنها جایزه می دهد، ازقضا معمولا اروپایی ها با این کشورهای کذایی هم زاویه دارند .&lt;br /&gt;اورهان پاموک هم ظاهرا با دولت ترکیه کمی سرسنگین است و دولت و این نویسنده چندان از ریخت همدیگر خوششان نمی آید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما من وقتی کتاب را خریدم به فکر نوبلش نبودم ؛ بیشتر بخاطر این خریدم که خودم ازترکیه و بهتر بگویم استامبول برگشته بودم و چون استامبول از آن شهرهایی است که اگر تویش خوب بگردید و تمام موزه ها ، کاخ ها ، بازارهای سنتی و محله های قدیمی و قبرستان ها و گورهای سلاطین عثمانی و مساجد بی پایان و زیبای آنرا ببینید و به تمام سوراخ سنبه هایش سرک بکشید و وقت و بی وقت صدای هزاران مناره ای را بشنوید که اذان می گویند عاشقش می شوید بنابر این به عشق این شهر آن را خریدم . بعلاوه ترک ها واقعا آدم های خوبی هستند ، شاید چون با توریست ها خوبند ؟ یا شاید چون ایرانی ها را دوست دارند و واقعا به ایرانی ها و حکومت و دولتمردان ایران ابراز علاقه می کنند یا شاید چون شب آخر کنار مسجد سلطان محمد فاتح باران می آمد و خواهرم گریه می کرد که نمی خواهد استامبول را ترک کند ، هرچه هست من این شهر را دوست دارم.&lt;br /&gt;اما کتابی که دارم می خوانم بیشتر از اینکه مرا یاد استامبول بیندازد- چون وقایعش در همین شهر ولی در زمان عثمانی ها روی می دهند - مرا به تعجب وامی دارد که ما ایرانی ها چقدر با ترک ها مشابهت فرهنگی داریم. از اسامی و نام ها و فامیل های نهال و زلال ، شیرین و سهیلا ، خزانه دار و نیسان چی و ... که بگذریم، از شعرهایی که سردر قصرهای سلاطین عثمانی نوشته شده و معمولا بیت یا مصرع اولشان فارسی است و بقیه ترکی- و خود ترک ها بخاطر عوض شدن خطشان نمی توانند آنها را بخوانند اما ما فارس ها می توانیم! از غذاهایشان که تقریبا از زیرمجموعه آشپری ایرانی ست ، از مولوی که به نام رومی در قونیه آرمیده است و ما و ترک ها بر سر او و میراثش دعوا داریم ، از شمس تبریزی که ما می گوییم در خوی است ولی ترک ها قصد دارند جایی را بعنوان آرامگاه او علم کنند و محل جدید توریست پذیری برای ما شاخ کنند ، از دین اسلام وحکومت جدید ترکیه و اسلامگرایان و سیاست هم که بگذریم بازهم ما و ترک ها با هم مشابهت فرهنگی زیادی داریم . و تمام این کتاب من را یاد همین مشابهت ها می اندازد. و اینکه جنگ های صفوی ها وعثمانی ها هنوز روی خاطره جمعی هردو ملت سنگینی می کند ، اما بر عکس اختلافات ترک ها و ارامنه باعث دشمنی امروزما نیست که همراه با مولوی و شعر و نقاشی و خط وکتابت و نستعلیق و میرک و کمال الدین بهزاد بخشی از میراث مشترکمان است . سلاطین عثمانی شیعه کشی زیاد کرده اند ، با ما دشمنی فراوان داشته اند و در واقع شیعیان و حکومت های شش امامی در تمام کشورهای عربی خصوصا شمال آفریقا را آنها از بین بردند و قلع و قمع کردند اما هنوز هم در هرمسجدی که معمولا در زمان عثمانی ها ساخته شده بروی هنوز هم آن بالا نام های علی (ع) و حسن و حسین علیهما السلام را می بینی.          &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما یک دلیل دیگرم برای خریدن  این کتاب هم این بود که ببینم هنوز هم به نویسنده های ترک علاقه دارم  یا نه ؟ که ظاهرا دارم.  آن زمان های دور چند تا کتاب "&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;یاشار کمال&lt;/span&gt;" را خوانده بودم- او هم با دولت ترکیه آن زمان مشکل داشت  ومعروفترین کتاب یاشار کمال "&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;اینجه ممد&lt;/span&gt;" بود ؛ چیزی تو مایه همین کلیدر دولت آبادی خودمان ، بعد از "&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;لطیفه تکین&lt;/span&gt;" خوانده بودم و خوشم نیامده بود ، بعد "&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;عزیزنسین&lt;/span&gt;" که داستانهای مختلفی ازش خوانده بودم و بعدها قضیه سلمان رشدی پیش آمد و او که کتاب را به ترکی ترجمه کرد مردم عصبانی شدند و بیرونش کردند و رفت خارج از ترکیه و همانجا مرد و دیگرموقعیتش پیش نیامده بود و هیچ کتابی از نویسنده های ترک نخوانده بودم . حالا می بینم این اورهان پاموک نویسنده خوبی است ، از خیلی از نوبل بگیرهای دوزاری اثر فاخرتری نوشته و شاید بازهم باعث شود به نویسنده های ترک روبیاورم یا آثار دیگری از او را هم پیدا کنم و بخرم ... شاید چون ما و ترک ها شباهت های فراوانی داریم !.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ه&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2504285534077245233-6247860558513129652?l=freshteh661.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/freshteh661/~4/WqjgPzZ5XYk" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/6247860558513129652?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/2504285534077245233/posts/default/6247860558513129652?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feedproxy.google.com/~r/freshteh661/~3/WqjgPzZ5XYk/blog-post_13.html" title="نام من سرخ" /><author><name>Freshteh Sadeghi , فرشته صادقی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09625691654571821782</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel="http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail" width="16" height="16" src="http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif" /></author><feedburner:origLink>http://freshteh661.blogspot.com/2011/06/blog-post_13.html</feedburner:origLink></entry></feed>

