<?xml version="1.0" encoding="utf-8" standalone="no"?><rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" version="2.0">
<channel>
<title>یادداشت های یک فرهمند</title>
<link>https://farahmandfar.blogfa.com</link>
<description>یادداشت ها و وبگردی های محمد فرهمند</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 15 Nov 2019 17:30:37 +0330</lastBuildDate>
<xhtml:meta content="noindex" name="robots" xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml"/><item>
<title>یادت بخیر  وبلاگم</title>
<link>https://farahmandfar.blogfa.com/post/160/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a8%d8%ae%db%8c%d8%b1-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af%d9%85</link>
<description>وبلاگم ! نازنینم ! چقدر تلخه که دورانِ تو به سر رسیده ! تو جعبه ی سیاهِ من بودی ! کماکان زنده نگه خواهمت داشت &#129344;&#127802;&#128528;&#128578;</description>
<pubDate>Fri, 15 Nov 2019 17:30:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>farahmandfar</dc:creator>
<guid>farahmandfar.blogfa.com/post/160</guid>
</item>
<item>
<title>یادداشت هایی از سفر به مالزی</title>
<link>https://farahmandfar.blogfa.com/post/159/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%84%d8%b2%db%8c</link>
<description>یادداشت هایی از سفر به مالزی (1) روز قبل از سفر : ساعتِ ۷:۳۰صبح ، پروازمان به تهران رسید (از شیراز) . پروازمان به مالزی ساعت ده و نیمِ شب بود . برای پُر کردنِ این زمان ، به حرم امام رفتیم . از قبل با هتلِ آفتاب که در جوارِ حرم واقع شده بود هماهنگ کرده بودم برای اسکان (به دلیل نزدیکی اش به فرودگاهِ امام ) . ولی هتل با اسکانِ فقط چند ساعته ی ما موافقت نکرد . از طرفی، برگشتن به داخلِ تهران و پیدا کردنِ هتل هم با ساکها و بچه و خستگیمون ، کارِ عاقلانه ای نبود .</description>
<pubDate>Thu, 06 Sep 2018 14:07:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farahmandfar</dc:creator>
<guid>farahmandfar.blogfa.com/post/159</guid>
</item>
<item>
<title>جای بم هنوز درد می کند.. </title>
<link>https://farahmandfar.blogfa.com/post/158/%d8%ac%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%85-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2-%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d8%af-</link>
<description>جای بم هنوز هم درد می کند امروز، چهاردهمین سالگرد زلزله ی بم بود. زلزله ای که شهری را - و بلکه نسلی را - نابود کرد. ما چند روز بعد از زلزله، بعنوان امدادگر ، وارد بم شدیم. مجالِ این نیست که به بیانِ مشاهداتم از آنچه که دیدم بپردازم ، اصلن حافظه ام هم یاری ام نمی کند . آنچه را در بم دیدم ، بی شک ، یک تراژدی تمام عیار ، باورنکردنی و فراموش ناشدنی بود که درک و تحملِ آن ، فراتر از تصورات و تحملاتِ انسانی بود .</description>
<pubDate>Tue, 26 Dec 2017 15:50:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farahmandfar</dc:creator>
<guid>farahmandfar.blogfa.com/post/158</guid>
</item>
<item>
<title>زندگی نامه ی آرین فرهمندفر</title>
<link>https://farahmandfar.blogfa.com/post/157/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d8%a2%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%85%d9%86%d8%af%d9%81%d8%b1</link>
<description>زندگینامه پسرم آرین آرین فرهمندفر فرزند محمد، در بیست و سوم آذرماهِ سال ۱۳۹۵ شمسی برابر با ۲۵ ربیع الاول سال ۱۴۳۸ قمری، در یک خانواده ی مذهبی، دیده به جهان گشود . پدرش آمیزه ای از تقوا، مهربانی و بردباری و از قِشر زحمتکش جامعه بود ( با دستانی پینه بسته). و مادرش - بانو فریده نیز بانویی زاهد، مُتشرّع، آشنا با آیات قرآن، احادیث، تاریخ و ادبیات زبان انگلیسی بود و نَسَبِ او از سوی مادر به شیخ رحمانی از روحانیونِ شَهیرِ شهر می رسید .</description>
<pubDate>Fri, 15 Dec 2017 21:01:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farahmandfar</dc:creator>
<guid>farahmandfar.blogfa.com/post/157</guid>
</item>
<item>
<title>یادی از پدربزرگ 7</title>
<link>https://farahmandfar.blogfa.com/post/156/%db%8c%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%be%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-7</link>
<description>یادی از پدربزرگ (7) چند وقتیه دلم شَدید هوای بارون کرده ! ولی ظاهرا"انتظار بارون وسطِ این کویر ، انتظارِ بیخودیه . خدا رحمتش کنه پدر بزرگ رو ، عاشق بارون بود . یادمه یه بار که با دوستش حاجی مَعدَلی (محمدعلی)نشسته بودند و قِلیان می کشیدند ازش پرسیدم پدرجان ، چرا اینقدر عاشقِ بارونید ؟ پدربزرگ گفت: به تو ربطی نداره پسر ، سَرت تو کارِ خودت باشه ! یه کم که اصرار کردم ، خنده ی شیطنت آمیزی کرد و گفت: یادمه یه روزی با مامان بزرگت که اون زمان نامزد بودیم ، از</description>
<pubDate>Tue, 31 Oct 2017 07:13:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farahmandfar</dc:creator>
<guid>farahmandfar.blogfa.com/post/156</guid>
</item>
<item>
<title>تولدم مبارک :37</title>
<link>https://farahmandfar.blogfa.com/post/155/%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af%d9%85-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9-37</link>
<description>تولدم مبارک ! می گویند قِدمَتم به سی و چند سال قبل باز می گردد .زمانی که ماموتها آخرین نفسهای خود را میکشیدند و نسلِ دایناسورها چند صباحی بود که منقرض شده بود . زمانی که کامپیوتر ، اینترنت، تلفن و خیلی چیزهای دیگر ، هنوز اختراع نشده بود و مردم برای ارتباط با هم، از کبوترهای نامه رسان و یا حلقه های دود استفاده میکردند . بهرحال با این موضوع که فُسیلی هستم برای خودم ، کنار آمده ام ! بگذریم . سالروزِ تولدم امسال هم مثل سالهای قبل بود .</description>
<pubDate>Mon, 21 Aug 2017 08:10:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farahmandfar</dc:creator>
<guid>farahmandfar.blogfa.com/post/155</guid>
</item>
<item>
<title>یادداشت های سفر به دبی (1)</title>
<link>https://farahmandfar.blogfa.com/post/154/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a8%db%8c-(1)</link>
<description>یادداشت هایی از سفر به دبی (1) یه وقفه ی سی و چند ساله افتاده بود در بازگشتم به دبی . اولین بار ، در دبی بدنیا اومده بودم . 21 آگوست 1980 ساعت 11 و 20 دقیقه ی ظهر . دوران کودکی ام را آنجا گذرانده بودم و طبیعتا" بعد از سی و چند سال دوری از آنجا ، هیچ ذهنیتی ازش ( از دبی) برام نمونده بود . دوست داشتم برگردم ، و برگشتم ! اینکه دبی زمان تولدم چی بوده و الان چی شده ، بماند ! هتل محل اقامت من و همسرم نزدیک به ایستگاه متروی یونیون یا همان اتحاد بود که باعث میشد</description>
<pubDate>Sat, 18 Mar 2017 18:46:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farahmandfar</dc:creator>
<guid>farahmandfar.blogfa.com/post/154</guid>
</item>
<item>
<title>یادداشتهای سفر به استانبول (1)</title>
<link>https://farahmandfar.blogfa.com/post/153/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d8%a8%d9%88%d9%84-(1)</link>
<description>یادداشت های محمد فرهمند سلام دوستان . بعد از مشکلاتی که برای سرورهای بلاگفا پیش اومد متاسفانه مطالب دو سال اخیرم پرید . خیلی برام دردناک بود ! این وبلاگ ، خانه ی من است ، جعبه ی سیاه زندگی ام هست! بگذریم . از امشب قصد دارم وبلاگم را دوباره زنده اش کنم .</description>
<pubDate>Thu, 08 Dec 2016 19:13:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farahmandfar</dc:creator>
<guid>farahmandfar.blogfa.com/post/153</guid>
</item>
<item>
<title>یادی از پدربزرگ (6)</title>
<link>https://farahmandfar.blogfa.com/post/152/%db%8c%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%be%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-(6)</link>
<description>یادی از پدربزرگ (6) نیمه های شب ، توی عالمِ خواب و رویا ، پدربزرگم را دیدم که در حالِ بالا انداختن آجر بود . گفتم چکار میکنی پدرجان ؟ انگاری گفت : اُفتادیم توی کار ساخت و ساز ! . گفتم : ساخت و ساز چی ؟ گفت : مسئولان این دنیا ، تصمیم گرفتن یه دادگاه مخصوص ایرانی ها بسازند . گفتم : آخه چرا ؟ گفت : آخه اونقدر دزدی ، اختلاس ، دروغ ، دو دره بازی ، سه دره بازی ، خیانت ، جنایت و غیره توی ایرانی ها زیاد شده ، که اینجا تصمیم گرفتن یه شعبه دادگاه فقط مخصوص شما</description>
<pubDate>Sat, 04 Oct 2014 16:46:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farahmandfar</dc:creator>
<guid>farahmandfar.blogfa.com/post/152</guid>
</item>
<item>
<title>هفت سال بعد از بیست و هفت !</title>
<link>https://farahmandfar.blogfa.com/post/150/%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%87%d9%81%d8%aa-</link>
<description>هفت سال بعد از بیست و هفت سالگی ! نزدیکی های ظهرِ یکی از روزهای تعطیله . به سختی از خواب بیدار میشم . بنظرم خوابیدن زیر پتو با کولر روشن ، یکی از معدود لذتهایی هست که اسلام یادش رفته حرام اعلام کنه . امروز بنا بر روایتی سالروز تولدمان است . هفت سال پیش در چنین روزی بیست و هفت ساله شدم ! یادمه از بچگی 1 ستاره را نشون کرده بودم توی آسمون ، میگفتم این ستاره ی منه . بیست و هفت سال بعد که فهمیدم چراغ دکل مخابراته ، کمرم شکست ! بگذریم .</description>
<pubDate>Thu, 21 Aug 2014 07:50:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farahmandfar</dc:creator>
<guid>farahmandfar.blogfa.com/post/150</guid>
</item>
</channel>
</rss>