<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دلنوشته </title>
<link>http://dellneveshteha.blogfa.com</link>
<description>Onli</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 26 Apr 2022 07:10:59 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>بنام خدای دلها🌺</title>
<link>http://dellneveshteha.blogfa.com/post/7</link>
<description>گاهی دلت را میشکنند روحت را می آزرند و با یک جمله آن را پایان میدهند 《ببخشید》.... گاهی این ببخشید همچو نمک روی زخم هایت پاشیده میشود و قلبت را بیشتر از قبل رنج میدهد.... برای تمام روزهای که ناراحتت کردن و حال دلشان بد نشد اما اکنون فقط بایک کلمه میخواهند تمام آن روزها را فراموش کنیم و اگر نبخشیم متهم میشویم به کینه ایی بودن،آیا در تمام آن روزهایی که من رنجیدم و میدانستی برای من مگر دلی نبود که ناراحت شود ...</description>
<pubDate>Tue, 26 Apr 2022 07:10:59 +0330</pubDate>
<dc:creator>dellneveshteha</dc:creator>
<guid>http://dellneveshteha.blogfa.com/post/7</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://dellneveshteha.blogfa.com/post/6</link>
<description>💞بنام خدای انسان ها💞 ای کاش خدا احساسات را خلق نمیکرد تا که انسان ها این چنین قلبشان آزرده نمیشد روحشان ترک بر نمیداشت گاهی با یک سخن گاهی با یک نگاه آدمی در هم میشکند و از بین میرود همه وجودش غرق در غصه میشود و گاهی با یک لبخند همه وجودش لبریز از عشق میشود ای کاش این احساسات وجود نمیداشت نمیبود تا اندکی بار قلب هایمان سبک تر میشد اگر احساسات نمیبود هیچگاه عادت نمیکردیم نمیشکستیم و پژمرده نمیشدیم انسان ها همیشه در لبه پرتگاه احساسات هستند احساساتی که</description>
<pubDate>Sun, 06 Mar 2022 20:41:58 +0330</pubDate>
<dc:creator>dellneveshteha</dc:creator>
<guid>http://dellneveshteha.blogfa.com/post/6</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://dellneveshteha.blogfa.com/post/5</link>
<description>🌺بنام خدای احساسات 🌺 کلمات و جملات در ذهنم میچرخند اما قلمم قادر به سخن گفتن نیست نمیدانم چند مدت است که دستم به نوشتن نمیرود، ذوق نوشتنم سرد شده،سرد همچون برف زمستان،سرد همچون تگرگ های باران ... عاشق آن شوری که در دلم به وجود آمده بود شدم هرروزم رنگین بود رنگین تر از رنگ های رنگین کمان سرخ تر از گل های لاله، آبی تر از آبی آسمان، اما اکنون به رنگ شب های بلند زمستانی در آمده ... چه احساس گنگی دارم این روزها .....</description>
<pubDate>Sun, 06 Mar 2022 14:55:50 +0330</pubDate>
<dc:creator>dellneveshteha</dc:creator>
<guid>http://dellneveshteha.blogfa.com/post/5</guid>
</item>
<item>
<title>احساسات</title>
<link>http://dellneveshteha.blogfa.com/post/4</link>
<description>♥️❄به نام خدای قلب های پر احساس❄♥️ احساس میکنم همه ی احساساتم درونم خُرد و متلاشی شده احساسی که قلبم با آن جانی دوباره گرفته بود درون قلبم خرد شد خرده هایش قلبم را میبرد و درد میکشم احساسی که احساس میکردم گویی دوباره با آن متولد شدم جان گرفتم و شور وشوق قلب و دلم را به وجد آورده بود اکنون خنده ام درون سینه ام حبس شد از سرد بودن آن احساس ناب خنده ام باردیگر زیر خاکستر دردها پنهان شد این بار با غمی بیشتر این خرد شدن احساسم درون قلبم به من فهماند که به هیچ</description>
<pubDate>Sun, 27 Feb 2022 15:07:05 +0330</pubDate>
<dc:creator>dellneveshteha</dc:creator>
<guid>http://dellneveshteha.blogfa.com/post/4</guid>
</item>
<item>
<title>نوشته هایم</title>
<link>http://dellneveshteha.blogfa.com/post/3</link>
<description>بنام خدای نوشته ها📝 ❄هم قدم نوشته هایم بود قلب شعرها و غزل هایم برایش متپید انگار که نوشته هایم بوی او را میداد و اکنون دست دلم به نوشتن نمیرود چرا که همچو نوشته های سیاسی برایم جدی شده و دیگر همچون غزل های شیرین که از آنها عشق میبارید نیست، سخنانش که برایم همچون آتش گرم بود اکنون همچون سرمای زمستان سرد شده ای کاش که بشود بار دیگر سرما را از نوشته هایم بگیرد و به آنها روحی تازه ببخشد.❄</description>
<pubDate>Wed, 23 Feb 2022 05:16:45 +0330</pubDate>
<dc:creator>dellneveshteha</dc:creator>
<guid>http://dellneveshteha.blogfa.com/post/3</guid>
</item>
<item>
<title>دلنوشته</title>
<link>http://dellneveshteha.blogfa.com/post/2</link>
<description>🌺بنام خدای قلب های مهربان🌺 🍁فرشته های زمینی انسان هایی که با مهربانی و لبخند لب هایشان زندگی را به دیگران هدیه میدهند، دوستشان دارم آنهایی که کنج قلب هایشان غصه دارن اما برای دیگران روی لب هایشان لبخند،چقدر خوب اند این انسان ها بوی گل های بهشتی را میدهند خون را در رگ ها جاری میکنند، قلب های خسته را نوازش میکنند و دل ها را عاشق این انسان های ناب گوهر های نایاب زندگی اند نگاه شیرینشان طعم تلخ ها را برایت گوارا میکند امیدوارم از این انسان ها در مسیر زندگی</description>
<pubDate>Mon, 21 Feb 2022 16:14:12 +0330</pubDate>
<dc:creator>dellneveshteha</dc:creator>
<guid>http://dellneveshteha.blogfa.com/post/2</guid>
</item>
<item>
<title>خودم</title>
<link>http://dellneveshteha.blogfa.com/post/1</link>
<description>🍁بنام خالق تنها🍁 چقدر دلم برای خودم تنگ است احساس میکنم در تلاطم امواج این زندگی گم شدم هرچقدر که میگردم دنبال خودم آن را نمیابم نمیدانم در کدام سال زندگیم در کدام کوچه پس کوچه های دلتنگی خودم را جا گذاشتم، به دنبال روح ام سرگشته ام احساس غریبی دارم انگار که از اینجا نیستم کفش هایم را پوشیدم آماده رفتنم از دیاری که در آن هم سخنی نیست و همه به احساسات هم سوء ظن دارند سرزمین قلبم خالی از هر احساسیست همچون بیابان خشک چقدر این من برایم غریبه است انگار که</description>
<pubDate>Sun, 20 Feb 2022 16:01:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>dellneveshteha</dc:creator>
<guid>http://dellneveshteha.blogfa.com/post/1</guid>
</item>
</channel>
</rss>
