<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom"
      xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
      xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
      xmlns:dcterms="http://purl.org/dc/terms/"
      xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/">
   <id>http://www.bbc.co.uk/persian/full.xml</id>
   <title xml:lang="fa">BBCPersian.com | صفحه نخست</title>
   <updated>2014-09-25T10:58:46+00:00</updated>
   <link rel="self" href="http://www.bbc.co.uk/persian/full.xml"/>
   <author>
      <name>BBC Persian</name>
      <email>persian@bbc.co.uk</email>
      <uri>http://www.bbcpersian.com</uri>
   </author>
   <generator>http://www.bbcpersian.com</generator>
   <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
   <category xml:lang="fa" term="homepage" label="صفحه نخست"/>
   <logo>http://www.bbc.co.uk/persian/images/gel/rss_logo.gif</logo>
   <rights xml:lang="fa">Copyright British Broadcasting Corporation 2014</rights>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-25:34937185</id>
      <dc:identifier>34937185</dc:identifier>
      <updated>2014-09-25T10:15:53+00:00</updated>
      <published>2014-09-25T09:54:44+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">وزارت خارجه ایران: بریتانیا با اقداماتش جهان را به شر داعش مبتلا ساخت</title>
      <summary xml:lang="fa">سخنگوی وزارت خارجه ایران در محکومیت سخنان دیروز دیوید کامرون درباره ایران گفته است که دولت بریتانیا با اقداماتش 'منطقه ما و جهان را به شر داعش مبتلا ساخته است.' دیروز دیوید کامرون ایران را به حمایت از 'تروریسم' متهم کرد.</summary>
      <dc:subject>ایران ، بریتانیا ، داعش</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/09/140925_l45_iran_foreign_ministry_britain_cameron_isis.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2014/09/140925_l45_iran_foreign_ministry_britain_cameron_isis.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/10/01/131001104245_afkham_144x81_isna_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/10/01/131001104245_afkham_144x81_isna_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/10/01/131001104245_afkham_144x81_isna_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/10/01/131001104245_afkham_144x81_isna_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>وزارت خارجه ایران: بریتانیا با اقداماتش جهان را به شر داعش مبتلا ساخت</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925095952_cameron_624x351_reuters.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">نخست‌وزیر بریتانیا در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل، ایران را به حمایت از تروریسم متهم کرد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Reuters"/>
            </div>
            <p>مرضیه افخم، سخنگوی وزارت خارجه ایران، گفته است که دولت بریتانیا با اقداماتش "منطقه ما و جهان را به شر داعش مبتلا ساخته است."</p>
            <p>خانم افخم امروز (پنجشنبه ۳ مهر) موضع نخست‌وزیر بریتانیا درباره ایران را، که در مجمع عمومی سازمان ملل بیان شد، محکوم کرد و گفت: "باعث تاسف است دولتی که با اقدامات و حمایت‌های خود از تروریست‌ها، منطقه ما و جهان را به شر داعش مبتلا ساخته است، به خود اجازه می‌دهد درباره کشوری که همواره در مبارزه با این پدیده شوم پیشقدم بوده است، قضاوت نابجا کند."</p>
            <p>دیوید کامرون، نخست‌وزیر بریتانیا، دیروز در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: "ما اختلافات زیادی [با ایران] داریم. حمایت ایران از سازمان‌های تروریستی، برنامه هسته‌ای، نحوه برخوردش با مردم ایران. اینها همه باید تغییر کنند."</p>
            <p>خانم افخم گفته است که این سخنان آقای کامرون "تداوم دیدگاه خود محورانه دولتی است که سابقه نابسامانی در منطقه ما را دارد و بسیاری از مشکلات این منطقه به دلیل سیاست های نادرست آن دولت است."</p>
            <p>نخست‌وزیر بریتانیا این سخنان را ساعاتی پس از دیدار با حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران بیان کرد. دیدار روحانی و کامرون نخستین دیدار سران ایران و بریتانیا پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ بود.</p>
            <p>آقای کامرون در عین حال در نطق خود در مجمع عمومی سازمان ملل گفت ایران می‌تواند به برقراری ثبات در عراق و سوریه کمک کند. او گفت: "رهبران ایران می‌توانند به ما در شکست داعش کمک کنند."</p>
            <p>آمریکا و متحدانش ائتلافی بین‌المللی را برای حمله به گروه موسوم به دولت اسلامی، داعش سابق، تشکیل داده‌اند که در عملیات علیه اهداف داعش در عراق و سوریه مشارکت داشته‌اند. ایران در این ائتلاف حاضر نیست و آن را محکوم به شکست می‌داند.</p>
            <p>از جمله محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران گفته ائتلافی که با تحت رهبری آمریکا برای مقابله با گروه دولت اسلامی تشکیل شده است، "ائتلاف توبه‌کاران" است و برخی کشورهای حاضر در این ائتلاف، در گذشته از گروه دولت اسلامی حمایت می‌کردند.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-25:34934444</id>
      <dc:identifier>34934444</dc:identifier>
      <updated>2014-09-25T08:03:38+00:00</updated>
      <published>2014-09-25T06:27:31+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="afghanistan" label="افغانستان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">عبدالله، ریاست جمهوری را به اشرف غنی تبریک گفت</title>
      <summary xml:lang="fa">عبدالله عبدالله رئیس اجرایی حکومت جدید افغانستان می‌گوید برای حل بحران انتخابات افغانستان، تشکیل دولت وحدت ملی بهترین گزینه بود. او ریاست جمهوری را به اشرف غنی احمدزی تبریک گفت و افزود "امیدوارم حکومت وحدت ملی آغازی برای پایان رنج های مردم باشد."</summary>
      <dc:subject>عبدالله، رئیس اجرایی، انتخابات، رای، تقلب</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2014/09/140925_k04_first_speach_abdullah_after_election.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/afghanistan/2014/09/140925_k04_first_speach_abdullah_after_election.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925065609_abdullah_abdullah_144x81_reuters_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925065609_abdullah_abdullah_144x81_reuters_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925065609_abdullah_abdullah_144x81_reuters_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925065609_abdullah_abdullah_144x81_reuters_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>عبدالله، ریاست جمهوری را به اشرف غنی تبریک گفت</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>عبدالله عبدالله رئیس اجرایی حکومت جدید افغانستان می گوید که برای حل بحران انتخابات افغانستان، تشکیل دولت وحدت ملی بهترین گزینه بود.</p>
            <p>آقای عبدالله امروز در جمع هوادارانش در تالار لویه جرگه کابل سخنرانی کرد و پست ریاست جمهوری را به اشرف غنی احمدزی تبریک گفت و از روحیه او برای امضای موافقتنامه تشکیل دولت وحدت ملی تشکر کرد.</p>
            <p>او همچنین از مردم عذرخواهی کرد که طولانی شدن انتخابات سبب رنج و نگرانی آنها شد.</p>
            <p>اما وی تاکید کرد که او برای دفاع از رای مردم تلاش کرده و در نهایت بدون هیچ فشار و ترسی، تصمیم به تشکیل دولت وحدت ملی گرفته است.</p>
            <p>به دنبال اعلام نتیجه انتخابات و تشکیل دولت وحدت ملی، شماری از طرفداران آقای عبدالله معترض بودند.</p>
            <p>آقای عبدالله با اشاره به این اعتراض‌ها از هواداران معترضش خواست که او و تیم اش را متهم به معامله گری نکنند زیرا او آگاهانه و برای جلوگیری از ناآرامی ها در کشور این تصمیم را گرفته است.</p>
            <p>آقای عبدالله گفت: "هر کسی که رای داده و هر کسی که رای نداده، به هر نامزدی که رای داده، نماینده خود را در حکومت وحدت ملی می بیند."</p>
            <p>عبدالله عبدالله که نخستین بار پس از اعلام نتایج انتخابات سخن می‌گفت، تلاش کرد از بحث‌های انتخاباتی و هوا و فضای انتخابات عبور کند و تاکید کرد که اکنون دو تیم انتخاباتی، تبدیل به یک تیم مشترک شده اند و تلاش می کنند که برای بهبود وضعیت کشور و زندگی مردم افغانستان با همدیگر کار کنند.</p>
            <p>اعلام نتیجه انتخابات هرچند به نگرانی‌های انتخاباتی پایان داد، اما شک و تردید هایی مبنی بر اینکه دو تیم رقیب انتخاباتی نتوانند باهم کار کنند، در میان مردم وجود دارد. آقای عبدالله با اشاره به این نگرانی ها گفت نباید مردم نگران اختلافات به خاطر یکجا شدن دو تیم باشند زیرا این دو تیم برای وحدت مردم افغانستان یکجا شده اند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/10/29/111029064243_ashraf_ghani_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">اشرف غنی احمدزی رئیس جمهوری جدید افغانستان است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>او به اختلافات و انتقادهای تیم های انتخاباتی در دوران مبارزات انتخاباتی اشاره کرد و گفت که آنها نیز بیهوده نبوده و در رشد آگاهی مردم و پختگی سیاسی شان موثر بوده است.</p>
            <p>آقای عبدالله به نمایندگی از دو تیم انتخاباتی به مردم وعده داد که دولت وحدت ملی برای تقویت نهادهای ملی، حاکمیت قانون، مبارزه با فساد اداری، تامین امنیت و صلح سراسری، احترام به حقوق بشر و حقوق زن و بهبود روابط افغانستان با کشورهای منطقه و جهان تلاش خواهد کرد.</p>
            <p>او اظهار امیدواری کرد که با عملی شدن این برنامه ها دیگر هیچ افغانی قصد فرار از این کشور را نکند.</p>
            <p>آقای عبدالله همچنان از موافقتنامه دولت وحدت ملی به عنوان فرصتی برای استفاده از تمام استعدادها و تجربه ها در حکومت یاد کرد.</p>
            <p>او از اصلاح نظام و نهادهای انتخاباتی نیز به عنوان یک دستاورد برجسته این موافقتنامه نام گرفت که سبب خواهد شد "تا دیگر هیچ نامزدی و هیچ رای دهنده و مردم افغانستان بار دیگر در شرایط (مشابه انتخابات کنونی) قرار نگیرند و این رنج دوباره تکرار نشود."</p>
            <p>انتخابات ریاست جمهوری افغانستان به دلیل ادعای تقلب های گسترده، جنجالی شد و ماه ها به درازا کشید.</p>
            <p>اما سرانجام نتایج انتخابات افغانستان پس از توافق سیاسی دو نامزد روز یکشنبه ۳۰ سنبله/شهریور اعلام شد. صبح همان روز نیز موافقتنامه تشکیل دولت وحدت ملی بین دو نامزد امضا شد.</p>
            <p>کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان اشرف غنی احمدزی را رئیس جمهوری و عبدالله عبدالله را رئیس اجرایی دولت جدید افغانستان اعلام کرد.</p>
            <p>به اساس توافق سیاسی بین دو نامزد برای حل بحران انتخابات، یکی از نامزدان رئیس جمهوری و نامزد دیگر رئیس اجرایی شد و نتایج انتخابات بدون آمار و رقم اعلام شد. همچنان به اساس موافقتنامه "دولت وحدت ملی" قدرت بین هر دو نامزد به صورت مساوی تقسیم شد.</p>
            <p>پیش از این هواداران و تیم انتخاباتی آقای احمدزی نیز مراسمی را برای تجلیل از پیروزی شان روز دوشنبه در لیسه امانی برگزار کرده بودند که هیچ نماینده ای از تیم انتخاباتی آقای عبدالله در آن اشتراک نداشت.</p>
            <p>امروز نیز در نشست تیم اصلاحات و همگرایی هیچ نماینده ای از تیم تحول و تداوم حضور نداشت.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-25:34933332</id>
      <dc:identifier>34933332</dc:identifier>
      <updated>2014-09-25T06:26:08+00:00</updated>
      <published>2014-09-25T04:29:56+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">پژوهشگران و روحانیون مسلمان اقدامات داعش را خلاف شرع توصیف کردند</title>
      <summary xml:lang="fa">بیش از یکصد و بیست پژوهشگر و روحانی مسلمان از کشورهای مختلف در نامه‌ای سرگشاده خطاب به رهبر و پیروان دولت اسلامی - داعش - با استناد به بیانیه‌ها و گزارش‌های خبری این گروه، بعضی از اقدامات آن را نامنطبق و مغایر آموزه‌های اسلام دانسته‌اند. </summary>
      <dc:subject>داعش، دولت اسلامی، حلب</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/09/140925_l03_is_islamic_scholars.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2014/09/140925_l03_is_islamic_scholars.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925055546_isis_1112_144x81_epa_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925055546_isis_1112_144x81_epa_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925055546_isis_1112_144x81_epa_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925055546_isis_1112_144x81_epa_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>پژوهشگران و روحانیون مسلمان اقدامات دولت اسلامی را خلاف شرع توصیف کردند</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925055302_isis_512x288_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">نویسندگان نامه رهبری البغدادی و فتاوی او را غیرقابل قبول و خلاف شرع دانسته‌اند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p/>
            <p>گروهی از پژوهشگران و روحانیون مسلمان با انتشار یک نامه سرگشاده، اقدامات دولت اسلامی را نامنطبق و حتی مغایر آموزه‌ها و اعتقادات اسلامی دانسته‌ و از رهبران اسلامی خواسته‌اند از این بیانیه حمایت و آن را امضا کنند.</p>
            <p>این نامه خطاب به "دکتر ابراهیم عواد البدری موسوم به ابوبکر البغدادی" و به امضای بیش از یکصد و بیست تن از روحانیون و محققان اسلامی از کشورهای مختلف جهان انتشار یافته و در آن تاکید شده است که برخی از اقدامات دولت اسلامی صراحتا با آنچه که در قرآن و حدیث آمده و تعابیر قابل قبول از آنها تعارض دارد.</p>
            <p>در بخش اول این نامه، که به دو زبان انگلیسی و عربی در اختیار رسانه‌های همگانی قرار گرفته، آنچه که امضاکنندگان نامه تخلفات دولت اسلامی از اصول دین اسلام می دانند فهرست وار ذکر شده و بخش دوم، به تشریح این نظرات با استفاده از متون اسلامی اختصاص یافته است.</p>
            <p>در این نامه، دادن عنوان خلیفه و رهبر مسلمین به ابوبکر البغدادی مردود دانسته شده و صلاحیت او در صدور فتوا مورد تردید جدی قرار گرفته است.</p>
            <p>نویسندگان با اظهار این نظر که رهبر مسلمین باید با اجماع همه مسلمانان برگزیده شود، از البغدادی پرسیده‌اند: "چه کسی اختیار امور امت اسلام را به شما سپرد؟ آیا گروه شما؟ اگر چنین است، گروهی متشکل از چند هزار نفر خود را متصدی و حاکم یک میلیارد و نیم مسلمان جهان قرار داده است. چنین روشی مصداق دور [باطل در منطق] است زیرا به این معنی است که: فقط ما مسلمان واقعی هستیم و تصمیم می‌گیرم که خلیفه کیست، ما فردی را به رهبری برگزیده‌ایم و هر کس از او پیروی نکند، مسلمان نیست و حق انتخاب خلیفه را ندارد."</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925055346_isis_512x288_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">به گفته نویسندگان نامه، تنها یک دسته و گروه از مسلمانان حق ندارند رهبر و خلیفه مسلمین را انتخاب کنند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p/>
            <p>نویسندگان نامه در بخش دیگری خطاب به رهبر دولت اسلامی می‌گویند "شما بسیاری مردم بیگناه را کشته‌اید که نه با شما در جنگ و نه مسلح بودند بلکه فقط با عقاید و رفتار شما مخالفت می کردند در حالیکه صرفا به دلیل اینکه افرادی دارای مذهب و نظر متفاوتی هستند، نمی‌توان علیه آنان اعلام جهاد داد." این گروه از محققان و روحانیون مسلمان توصیف عملیات نظامی دولت اسلامی به عنوان جهاد را به شدت محکوم کرده و گفته‌اند که جهاد صرفا یک جنگ دفاعی است و اعلام جهاد هم شرایط خاصی را دارد و جنگ دولت اسلامی، واجد این شرایط نیست.</p>
            <p>این نامه، اقدام دولت اسلامی در حبس دیپلمات‌ها، روزنامه‌نگاران، امدادرسانان و اتباع خارجی و به ویژه قتل آنان را حرام دانسته و با یادآوری کشتار نظامیان اسیر در جریان جنگ داعش در عراق، کردستان عراق، سوریه و لبنان "و کسان بیشتری که فقط خدا می‌داند" گفته است که چنین اقداماتی "جنایات هولناک جنگی است."</p>
            <p>این گروه از پژوهشگران اسلامی با محکوم کردن قتل چند روزنامه‌نگار خارجی اسیر در دست داعش، بدرفتاری با روزنامه‌نگاران را خلاف شرع دانسته و گفته‌اند: "آشکار است که تمام ادیان و مذاهب قتل سفیران را منع کرده‌اند و روزنامه نگاران - روزنامه نگاران واقعی و نه جاسوسانی در پوشش روزنامه‌نگار - سفیران حقیقت هستند زیرا شغل آنان کشف و آگاهی رسانی درباره حقیقت وقایع است."</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925055422_isis_512x288_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">در این نامه اطلاق عنوان "حهاد" به جنگ‌های دولت اسلامی رد شده است </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p/>
            <p>بخش عمده‌ای از محتوای این نامه به انتقاد فقهی از نظرات و اقدامات دولت اسلامی ور هبری آن اختصاص یافته که به گفته نویسندگان، حاکی از استنباطی سطحی و غیرتخصصی از قرآن و حدیث است. آنان افزوده‌اند که بسیاری از تعابیر دولت اسلامی از قوانین شرعی مغایر اصل "فقه الواقع" یعنی لزوم توجه به شرایط عصر است. این نامه تاکید دارد که این اصل "متون دینی را در ارتباط با شرایط عینی مردم در عصری خاص مورد توجه قرار می‌دهد و به آن گروه از افعال دینی اختصاص دارد که می‌توان تا زمان فراهم آمدن شرایط مناسب برای عمل به آنها، اجرای آنها را به عهده تعویق انداخت."</p>
            <p>حمله به کودکان و نوجوانان یا اعزام آنان به جنگ نیز "گناهی نابخشودنی" توصیف شده و آمده است: "در مدارس شما، کودکان را آزار داده و مجبور می‌کنند به خواست شما عمل کنند و برخی را نیز اعدام کرده‌اند، اینها جنایت علیه افراد بیگناهی است که به خاطر سن کم، مسئول اعمال خود نیستند."</p>
            <p>اقدام دولت اسلامی در برده گرفتن مخالفان و دشمنان به بهانه مجاز بودن بردگی در اسلام نیز به شدت محکوم شده است. به گفته نویسندگان نامه، هیچ فقیهی انکار نمی‌کند که یکی از اهداف اسلام، لغو برده‌داری بود و اگر چه قرآن، داشتن برده را مجاز می‌داند، اما لحن این اجازه حاکی از تشویق به آزاد کردن بردگان است حال آنکه نفرات دولت اسلامی، زنان اقلیت‌های دینی را اسیر کرده و آنان را مجبور به ازدواج با خود می‌کنند یا به بردگی می‌فروشند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925055706_yazidi_512x288_reuters.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">تضییع حقوق و اسارت و بردگی غیرمسلمانان از جمله یزیدیان به شدت محکوم شده است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Reuters"/>
            </div>
            <p/>
            <p>نویسندگان نامه می‌گویند که برای بیش از یک قرن است جهان اسلام از بردگی تبری جسته، آن را مذموم و لغو آن را لازم دانسته اما "پس از یک قرن اجماع مسلمانان در تحریم برده‌داری، شما این اصل را نقض کرده، زنان را به کنیزی برده و بدینگونه خشونت و فتنه، فساد و شهوت را بر عرصه زمین احیا کرده‌اید، شما آنچه را که شریعت با تلاش بسیار در صدد محو آن بوده است، بازگردانده‌اید."</p>
            <p>در این نامه، بر حق غیرمسلمانان به خصوص اهل کتاب تاکید شده و آمده است که واجب است با یزیدیان همانند اهل کتاب رفتار شود و همگی باید در کشور اسلامی در امنیت کامل باشند. در مورد روش دولت اسلامی در مرتد، غیرمسلمان و کافر خواندن مخالفان این گروه نیز، نویسندگان نامه گفته‌اند: "در اسلام حرام است که فردی را غیرمسلمان دانست مگر اینکه آن فرد علنا خود را نامسلمان اعلام کند."</p>
            <p>این نامه بسیاری از اقدامات دولت اسلامی را مغایر اسلام و باعث خدشه‌دار شدن وجهه این دین دانسته و اقدامات خشونت‌آمیز به بهانه اجرای شریعت و حدود الهی را محکوم کرده و تاکید ورزیده است که: "نسبت دادن افعال شرورانه به خداوند، حرام است."</p>
            <p>تارخ این نامه، ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۴ مصادف با ۲۴ ذی‌القعده ۱۴۳۵ است اما متن آن بعد از سخنرانی باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل منتشر شده است. روز گذشته، آقای اوباما در سخنان خود، دولت اسلامی و سایر افراطگرایان اسلامی را متهم کرد که برای مقاصد خود، به تحریف اسلام دست زده‌اند.</p>
            <p>رئیس جمهوری آمریکا گفت: "هدف مسلمانان در سراسر جهان، زندگی با عزت در سایه عدالت است و اگر تناقضات عقاید داعش یا القاعده یا بوکو حرام ، با توجه به شرایط عصر حاضر، افشا، با این عقاید برخورد و این نظرات رد شود، این گروه‌ها نیز نابود خواهند شد."</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-25:34936079</id>
      <dc:identifier>34936079</dc:identifier>
      <updated>2014-09-25T09:24:37+00:00</updated>
      <published>2014-09-25T08:45:57+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="business" label="اقتصاد"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نهمین روز اعتصاب کارگران 'گیلانا' برای دریافت حقوق معوقه</title>
      <summary xml:lang="fa">کارگران شرکت کاشی و سرامیک گیلانا در اعتراض به عدم دریافت بیش از یک سال حقوق معوقه خود برای نهمین روز متوالی با تجمع در محوطه کارخانه دست به اعتصاب زده‌اند.</summary>
      <dc:subject>اعتصاب ، کارگران ، حقوق معوقه</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/business/2014/09/140925_l45_gilana_strike_workers.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/business/2014/09/140925_l45_gilana_strike_workers.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925085219_gilanaworkers_144x81_non_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925085219_gilanaworkers_144x81_non_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925085219_gilanaworkers_144x81_non_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925085219_gilanaworkers_144x81_non_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نهمین روز اعتصاب کارگران 'گیلانا' برای دریافت حقوق معوقه</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925085219_gilanaworkers_304x171_non_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">عکس از یکی از تجمع‌های پیشین کارگران گیلانا که با بستن جاده همراه بود</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="non"/>
            </div>
            <p>کارگران شرکت کاشی و سرامیک گیلانا برای دریافت بیش از یک سال حقوق معوقه خود با تجمع در محوطه کارخانه دست به اعتصاب زده‌اند.</p>
            <p>به گزارش ایلنا، خبرگزاری کار ایران، این نهمین روز اعتصاب کارگران کارخانه گیلانا در شهر رودبار استان گیلان است.</p>
            <p>کارگران معترض می‌گویند که پرداخت نامنظم دستمزد آنها از سال ۱۳۸۸ به این سو، باعث شده که برخی از آنها تا ۱۶ ماه حقوق طلب داشته باشند.</p>
            <p>کارگران گیلانا پیش از این نیز در اعتراض به وضعیتشان دست به اعتراض زده بودند. در جریان اعتصاب اخیر هشت نفر از آنها بازداشت و پس از مدت کوتاهی آزاد شدند.</p>
            <p>یکی از کارگران به ایلنا گفته است: "تا این لحظه از جانب مدیریت کارخانه و مسئولان اداری شهرستان رودبار پاسخ مشخصی به خواسته‌های کارگران داده نشده است."</p>
            <p>حقوق معوقه، پایین بودن دستمزد، قراردادهای موقت و ناامنی شغلی، از جمله مشکلات رایج کارگران در ایران است.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34928265</id>
      <dc:identifier>34928265</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T21:38:33+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T19:13:24+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">شورای امنیت طرح اوباما برای محدود کردن 'پیکارجویان' را تایید کرد</title>
      <summary xml:lang="fa">شورای امنیت سازمان ملل در جلسه ویژه‌ای با حضور رهبران چند کشور، از جمله باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، قطعنامه‌ای صادر کرده که پیوستن افراد به گروه‌های 'پیکارجو' را جرم تلقی می‌کند.</summary>
      <dc:subject>داعش، اسلام افراطی، سوریه، عراق</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/09/140924_l45_obama_un_security_council.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2014/09/140924_l45_obama_un_security_council.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924202258_obama_144x81_na_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924202258_obama_144x81_na_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924202258_obama_144x81_na_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924202258_obama_144x81_na_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <link rel="related" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/09/140923_u04_obama_us_policy.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="related" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2014/09/140923_u04_obama_us_policy.shtml"/>
         <dc:title>اوباما بینش خود از نقش آمریکا در جهان را تشریح کرد</dc:title>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924163258_obama_144x81_other_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924163258_obama_144x81_other_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924163258_obama_144x81_other_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924163258_obama_144x81_other_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <link rel="related" type="text/html" title="live_event"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/09/140923_live_event_obama_un.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="related" media="handheld"
                     title="mobile-live_event"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2014/09/140923_live_event_obama_un.shtml"/>
         <dc:title>اوباما: فرصت توافق هسته‌ای را از دست ندهید</dc:title>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924142840_obama_144x81_non_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924142840_obama_144x81_non_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924142840_obama_144x81_non_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924142840_obama_144x81_non_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>شورای امنیت طرح اوباما برای محدود کردن 'پیکارجویان' را تایید کرد</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924192943_obama_624x351_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>شورای امنیت سازمان ملل در جلسه ویژه‌ای با حضور رهبران چند کشور، از جمله باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، قطعنامه‌ای صادر کرده که پیوستن افراد به گروه‌های پیکارجو را جرم تلقی می‌کند.</p>
            <p>به موجب این قطعنامه، که برای ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل الزام‌آور است، سفر اتباع این کشورها برای پیوستن به گروه‌های 'پیکارجو' و یا کمک به عضوگیری و تامین مالی آنها جرمی جدی تلقی خواهد شد.</p>
            <p>پیش‌نویس این قطعنامه توسط آمریکا به شورای امنیت ارائه شد. آمریکا تلاش می‌کند تا ائتلافی بین‌المللی برای حمله به گروه موسوم به دولت اسلامی، داعش سابق، در عراق و سوریه شکل دهد.</p>
            <p>این قطعنامه به طور مشخص به شبه‌نظامیان دولت اسلامی اشاره نمی‌کند و به طور کلی درباره گروه‌های پیکارجو تصویب شده است. در این قطعنامه همچنین اقدام نظامی علیه پیکارجویان تصویب نشده است.</p>
            <p>در این جلسه رهبران کشورهای مختلف، از جمله نیجریه، عراق، فرانسه و چاد حضور داشته‌اند.</p>
            <p>این درحالی است که جنگنده های آمریکایی حملات علیه پیکارجویان گروه دولت اسلامی در عراق و سوریه را تشدید کرده اند.</p>
            <p>آقای اوباما در جلسه شورای امنیت سازمان ملل گفت "کلماتی که امروز در اینجا بر زبان رانده شد باید با عمل همراه شود و اجرا شود؛ اقداماتی عملی و ملموس در داخل هر کشور و میان کشورها نه فقط در روزهای آینده بلکه در طول سالیان آینده."</p>
            <p>او گفت کشورها باید متحد شوند تا جلوی "عبور و مرور تروریست ها از مرزها و تهدیدهای آنها برای دست زدن به خشونت های غیرقابل وصف را بگیرند."</p>
            <p>آقای اوباما در نطقش که پیش از این در مجمع عمومی ایراد شد رهبران جهان را ترغیب کرد به جمع آوری "شبکه مرگ" داعش کمک کنند.</p>
            <p>او در آن نطق گفت گروه دولت اسلامی "نوعی از شرارت است که نمی توان با برهان آوردن یا مذاکره آن را قانع کرد."</p>
            <p>او گفت که بیش از ۴۰ کشور پیشنهاد داده اند به نبرد با داعش ملحق شوند.</p>
            <p>گروه دولت اسلامی که قبلا به داعش موسوم بود قصد ایجاد خلافت اسلامی در منطقه را دارد.</p>
            <p>این گروه افراط گرای سنی بخش های وسیعی از عراق و سوریه را کنترل می کند و جمعیت های بزرگی را مرعوب و متواری کرده است.</p>
            <p>این گروه اقدام به سربریدن گروگان های غربی و سرکوب مسیحیان، ایزدی ها و مسلمان شیعه کرده است.</p>
            <h2>حملات هوایی متعدد</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924214121_isil_304x171_na_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="داعش در رقه"/>
               <p class="bbc-caption">نیروهای داعش از رقه مناطق تحت کنترل خود را اداره می کنند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="na"/>
            </div>
            <p>واحد موسوم به "فرماندهی مرکزی آمریکا" در فلوریدا روز چهارشنبه گفت که جنگنده های آمریکایی وسایل نقلیه و انبارهای سلاح داعش را در حملات هوایی تازه زده اند.</p>
            <p>هشت وسیله نقلیه این گروه در نزدیکی ابوکمال در مرز عراق و سوریه و دو وسیله هم در دیرالزور در شرق سوریه هدف گرفته شد.</p>
            <p>در عراق هم حملات علیه مواضع این گروه در غرب بغداد و جنوب اربیل صورت گرفت.</p>
            <p>پیشتر حملات هوایی علیه داعش در نزدیکی مرز با ترکیه انجام شده بود.</p>
            <h2>درخواست از مسلمانان</h2>
            <p>آقای اوباما در نطق خود در مجمع عمومی سازمان ملل گفت که "تنها زبانی که آدم کش هایی از این نوع می فهمند زبان زور است."</p>
            <p>او گفت آمریکا "برای برچیدن این شبکه مرگ با ائتلاف وسیعی از کشورها همکاری خواهد کرد."</p>
            <p>او گفت:‌ "در این تلاش ما تنها عمل نمی کنیم. قصد هم نداریم که سربازان آمریکایی را برای اشغال سرزمین های دیگر بفرستیم. در عوض، از عراقی ها و سوری ها برای بازپس گرفتن شهرها و محل زندگی شان حمایت می کنیم. از قدرت نظامی خود در عملیاتی هوایی برای عقب راندن داعش استفاده می کنیم."</p>
            <p>"ما نیروهایی که در کارزار نبرد علیه این تروریست ها می جنگند را آموزش و تسلیح می کنیم. ما برای قطع منابع مالی آنها و توقف جریان جنگجو به داخل و خارج از منطقه تلاش می کنیم. تاکنون بیش از ۴۰ کشور پیشنهاد پیوستن به این ائتلاف را داده اند. امروز از جهان می خواهم به این تلاش ملحق شود."</p>
            <p>او همچنین از مسلمانان خواست ایدئولوژی داعش و القاعده را رد کنند.</p>
            <h2>بحران در مرز ترکیه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924085910_syria_isis_kurds_turkey_304x171_afp_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="آوارگان کرد سوریه در ترکیه"/>
               <p class="bbc-caption">پیشروی داعش باعث بحران تازه آوارگان در ترکیه شده</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>از سوی دیگر فعالان سوریه از وقوع حملات هوایی در اطراف شهر کردی کوبانی خبر داده اند. این شهر برای چند روز تحت محاصره داعش بود.</p>
            <p>شاهدان عینی گفتند که دو هواپیمای جنگی که از آسمان ترکیه نزدیک می شدند مواضع داعش را بمباران کردند اما مقام های ترکیه این مساله که از پایگاه ها یا آسمان این کشور استفاده شده را رد کردند.</p>
            <p>پیشروی داعش باعث بحران آوارگان در ترکیه شده است. سازمان های امدادرسانی می گویند که حدود ۱۳۰ هزار پناهنده کرد که بیشترشان اهل کوبانی هستند در روزهای شنبه و یکشنبه از مرز گذشتند.</p>
            <p>ائتلاف تحت رهبری آمریکا روز دوشنبه حملات علیه داعش را به سوریه گسترش داد. آمریکا گفت که عربستان سعودی، امارات متحده عربی، اردن، بریتانیا و قطر همگی در این حملات "شرکت یا از آن حمایت کرده اند."</p>
            <p>اما بمباران هوایی در نزدیکی کوبانی که حدود ساعت یک صبح به وقت محلی انجام شد از سوی آمریکا یا دیگر اعضای ائتلاف تایید نشده است.</p>
            <p>منابع نظامی ترکیه گفتند که نیروی هوایی این کشور در حمله دست نداشت و حتی از پایگاه هوایی آمریکا در اینچرلیک در جنوب ترکیه هم استفاده نشد.</p>
            <p>آمریکا از ماه اوت تقریبا ۲۰۰ حمله هوایی در عراق علیه این گروه انجام داده است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924225946_kurdish_woman_304x171_na_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="زن کرد"/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="na"/>
            </div>
            <p>حملات آمریکا در روز سه شنبه همچنین گروه موسوم به خراسان را هدف گرفت که از شاخه های القاعده در استان حلب سوریه است.</p>
            <p>آمریکا می گوید درحال تحقیق این باره است که آیا محسن الفضلی رهبر خراسان در این حملات کشته شده یا نه.</p>
            <p>ترکیه ابتدا مشارکت در عملیات نظامی علیه داعش را رد کرده بود اما رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه به احتمال تغییر این سیاست اشاره کرده است.</p>
            <p>او در نیویورک به خبرنگاران گفت:‌ "ما حمایت لازم از این عملیات را انجام خواهیم داد. این حمایت می تواند نظامی یا لجستیکی باشد."</p>
            <p>دولت هلند هم می گوید شش جنگنده اف-۱۶ را برای پیوستن به عملیات هوایی تحت رهبری آمریکا علیه داعش اعزام می کند. این کشور همچنین ۱۳۰ مربی نظامی به عراق اعزام می کند.</p>
            <p>همزمان بی بی سی دریافته که پارلمان بریتانیا روز جمعه برای بحث درباره نقش احتمالی بریتانیا در حملات هوایی علیه داعش بحث خواهد کرد.</p>
            <h2>فضای ضد داعش در رقه</h2>
            <p>عبدالقادر حریری از ساکنان شهر رقه سوریه که پایگاه داعش است در تماس با بی بی سی گفت که مردم شهر در انتظار حملات هوایی بیشتر آمریکا هستند.</p>
            <p>او گفت که علیرغم "احساس خطر هر روزه" به خاطر مخالفت پیکارجویان داعش با استفاده از شبکه های اجتماعی در این شهر مانده است.</p>
            <p>او گفت: "همه منتظر دومین موج حملات - به خصوص در طول شب هستند. شگفت اینکه خیلی از مردم بیش از هر چیز از ضربه خوردن داعش هیجان زده هستند. اما کسانی که در نزدیکی ستاد مرکزی داعش زندگی می کنند وحشت زده هستند."</p>
            <p>او نوشت که فقط یک بیمارستان هنوز کار می کند و ‌آذوقه هم موجود است.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34928637</id>
      <dc:identifier>34928637</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T19:53:51+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T19:43:46+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">روحانی: سیاست ما پرهیز از تنش غیرضروری با آمریکاست</title>
      <summary xml:lang="fa">حسن روحانی در بنیاد آمریکای نوین گفت مداخله‌های فرامنطقه‌ای به تقویت تروریسم منجر می‌شود و مشکلات ناشی از داعش از عدم درک مناسب از منطقه نشات گرفته است. او تاکید کرد که همچون باراک اوباما معتقد است باید از فرصت توافق هسته‌ای استفاده کرد. </summary>
      <dc:subject>روحانی، نیویورک، آمریکا، u07</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/09/140924_u07_rouhani_speech_nyc.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2014/09/140924_u07_rouhani_speech_nyc.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924080408_rouhani_reuters_11_144x81_r_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924080408_rouhani_reuters_11_144x81_r_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924080408_rouhani_reuters_11_144x81_r_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924080408_rouhani_reuters_11_144x81_r_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>روحانی: سیاست ما پرهیز از تنش غیرضروری با آمریکاست</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924211630_rouhani_nyc_zakaria_iv_sept24_512x288_bbcpersiansamfarzaneh_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">حسن روحانی امروز در بنیاد آمریکای نوین سخنرانی کرد و فردا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد حاضر می‌شود</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc persian sam farzaneh"/>
            </div>
            <p>حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران که برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نیویورک سفر کرده امروز (چهارشنبه ۲۴ سپتامبر - دوم مهر) در مرکز آمریکای نوین سخنرانی کرد و در قالب مصاحبه‌ای به سوالهای فرید ذکریا خبرنگار برجسته آمریکایی پاسخ داد.</p>
            <p>
               <strong>گزیده هایی از این سخنرانی و مصاحبه را در خبری که به صورت همزمان در وبسایت ما منتشر شد بخوانید.</strong>
            </p>
            <p>آقای روحانی در سخنان مقدماتی خود پیش از آغاز جلسه پرسش و پاسخ گفت آمریکا از فشار "بی فایده" بر ایران دست بردارد.</p>
            <p>او همچنین گفت برای حصول به یک توافق بر سر برنامه هسته‌ای ایران باید در آمریکا با "گروه‌های فشار" مقابله شود.</p>
            <p>رئیس جمهوری ایران قرار است فردا (پنجشنبه) در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کند.</p>
            <p>او امروز در سخنان خود با اشاره به جنگ‌های جاری در جهان و به ویژه خاورمیانه گفت نمی‌توان در حالی که در یک کشور دیگر "ناامنی" است در کشور خود "احساس امنیت" کرد.</p>
            <p>وی با اشاره به این که سه سال پیش در سوریه ناآرامی‌ها شروع شد "داعشی وجود نداشت" گفت مداخله‌های فرامنطقه‌ای به تقویت تروریسم منجر می‌شود: "مشکل داعش از عدم درک مناسب از منطقه نشات گرفته است."</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924211316_rouhani_nyc_zakaria_iv_sept24_512x288_bbcpersiansamfarzaneh_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">فرید ذکریا، روزنامه‌نگار برجسته آمریکایی مجری برنامه امروز بود. عکس‌ها از: سام فرزانه</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc persian sam farzaneh"/>
            </div>
            <p>آقای روحانی گفت: "راه حل مقابله با داعش تربیت یک گروه تروریستی دیگر نیست."</p>
            <p>او در پاسخ به سوال آقای ذکریا که گفت "منظورتان ارتش آزاد سوریه است" گفت آمریکا اعلام کرده که قرار است برای مدت یک سال گروهی را تربیت کند و بعد برای مبارزه با دولت سوریه به داخل این کشور بفرستد، این کار "با اجازه کی صورت می‌گیرد با چه مجوزی؟".</p>
            <p>رئیس جمهوری ایران در مورد بحران سوریه و عراق گفت: "چه طور داعش تا وقتی در سوریه با دولت این کشور می‌جنگید بد نبود تا به عراق آمد بد شد ... نباید تروریسم را این طوری تعریف کرد."</p>
            <p>او در پاسخ به این سوال که ایران در سوریه از چه جریانی حمایت می‌کند گفت: "ما با هر جریانی که مردم را در سوریه می‌کشد مخالفیم. تروریست‌ها باید از منطقه بیرون رانده شوند. وحدت سوریه باید باقی بماند. سوریه نباید تجزیه شود کما این که عراق نباید تجزیه شود. این اهداف ما بوده که از سه سال پیش آنها را اعلام کرده‌ایم."</p>
            <p>آقای روحانی با اشاره به سخنران امروز باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد که گفت "پیام من به مردم و رهبران ایران ساده است، نگذارید این فرصت از دست برود" گفت: "این فرصت از سال گذشته به وجود آمد" وقتی که مردم ایران در انتخابات شرکت کردند، ما هم معتقدیم که باید از این فرصت نهایت استفاده را کرد.</p>
            <p>به گفته سام فرزانه، خبرنگار ما که در این جلسه حضور داشت، سخنان آقاى روحانى در خصوص مبارزه با افراط گرايى و اين كه مذاكرات هسته‌اى "فرصت خوبى" ايجاد كرده به سخنان باراك اوباما شبيه بود كه اين امر از ديد مجرى دور نماند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924214408_rouhani_nyc_speech_sept24_sam_farzaneh_512x288_bbcpersainsam_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">در این جلسه عكس‌هايى از "رهبران جنبش سبز" و غنچه قوامى روى دست برده شد اما سوالى درباره آنها پرسیده نشد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC Persain Sam "/>
            </div>
            <p/>
            <p>روحانی: "از توافق هسته‌ای مهم‌تر فضای بسیار خوبی است که (در صورت توافق) به وجود خواهد آمد و می‌شود از آن برای تعامل در راستای منافع دو ملت استفاده کرد. زمینه‌های مختلفی برای همکاری ایران و آمریکا در آینده وجود دارد."</p>
            <p>آقای روحانی در پاسخ به سوال انتقادی که از چرایی زندانی شدن چند جوان به علت ساخت ویدئو کلیپ هپی در ایران مطرح شد، ابتدا طرح این مساله را مهم ندانست و گفت مسایل مهم‌تری وجود دارد و سپس گفت: "من از همه ابعاد این پرونده مطلع نیستم. اما این طور نیست که فقط چون چند نفر در ایران قصد شادی کردن داشتند دستگیر شوند، اگر کسی کار خلاف قانون کرده و مجازاتی در قانون برای آن در نظر گرفته شده باید اعمال شود."</p>
            <p>سام فرزانه، خبرنگار بى‌بى‌سى فارسى كه در محل سخنرانى بود، مى گويد آقاى روحانى سعى كرد با استدلال اينكه قوه قضاييه در ايران مستقل است به سوال‌هايى درباره حكم سازندگان ويديوى هپى و بازداشت جيسون رضاييان، خبرنگار واشنگتن پست جواب دهد و درباره سوال دوم مجرى درباره ويديوى هپى اظهارنظرى نكرد.</p>
            <p>او در پاسخ سوال آخر فرید ذکریا که در مورد خبرنگار آمریکایی - ایرانی جیسون رضاییان و همسرش که در ایران بازداشت شده‌اند گفت: "این فردی که شما گفتید هنوز در مرحله بازجویی است و در این مرحله هر چیزی ممکن است تغییر کند و پرونده درحال تکمیل است، و بعد که به دادگاه رسید ممکن است قاضی نظر دادستان و بازپرس را بپذیرد یا نپذیرد ... هنوز این موضوع به دادگاه نرسیده و حکمی صادر نشده که عفوی در کار باشد." او همچنین تاکید کرد که ایران شهروندی دوگانه را نمی‌پذیرد.</p>
            <p>در پايان جلسه وقتى يكى از فعالان سياسى به آقاى روحانى يادآورى كرد كه در مراسم شام سال گذشته از ايرانيان خواسته بود تا به كشور باز گردند و همچنین سرنوشت غنچه قوامى را يادآورى كرد، رييس جمهورى ايران تنها به بيان اين جمله كه امسال هم براى شام بياييد اكتفا كرد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34930620</id>
      <dc:identifier>34930620</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T23:41:40+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T23:09:01+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">اولاند: علیرغم قتل گروگان فرانسوی حمله به داعش ادامه می یابد</title>
      <summary xml:lang="fa">فرانسوا اولاند رئیس جمهور فرانسه قویا قتل یک جهانگرد این کشور به نام ارو گوردل به دست جهادگرایان گروه "جندالخلیفه" در الجزایر را محکوم کرده است.</summary>
      <dc:subject>سر بریدن ، اسلام‌گرا ، داعش ، دولت اسلامی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/09/140924_u04_hollade_beheading.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2014/09/140924_u04_hollade_beheading.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924155537_french_hostage_144x81_afp_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924155537_french_hostage_144x81_afp_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924155537_french_hostage_144x81_afp_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924155537_french_hostage_144x81_afp_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>اولاند: علیرغم قتل گروگان فرانسوی حمله به داعش ادامه می یابد</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924155539_french_hostage_624x351_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>فرانسوا اولاند رئیس جمهور فرانسه قویا قتل یک جهانگرد این کشور به نام ارو گوردل به دست جهادگرایان گروه "جندالخلیفه" در الجزایر را محکوم کرده است.</p>
            <p>او سربریده شدن این جهانگرد را یک عمل "بی رحمانه و بزدلانه" توصیف کرد.</p>
            <p>او گفت که حملات هوایی فرانسه علیه مواضع گروه دولت اسلامی (داعش سابق) که هفته پیش در عراق شروع شده ادامه خواهد یافت.</p>
            <p>گروه جندالخلیفه که مسئولیت قتل آقای گوردل را به عهده گرفته به داعش وابسته است.</p>
            <p>جندالخلیفه پس از رسیدن ضرب الاجل این گروه علیه فرانسه برای توقف حملات در عراق گروگان فرانسوی را کشت.</p>
            <p>آقای اولاند در مجمع عمومی سازمان ملل گفت که فرانسه به خاطر قتل این شهروند دوره سختی را سپری می کند اما فرانسه هرگز تسلیم باجخواهی نخواهد شد.</p>
            <p>او گفت: "نبرد با تروریسم باید ادامه یابد و تشدید شود."</p>
            <p>او با اشاره به ادامه حملات هوایی فرانسه در عراق گفت: "ما به نبرد با تروریسم در هرکجا که باشد ادامه می دهیم، به ویژه علیه گروه موسوم به دولت اسلامی، که گسترنده مرگ در عراق و سوریه است، غیرنظامیان را تعقیب می کند، اقلیت های مذهبی را سرکوب می کند، تجاوز می کند و سر می برد."</p>
            <p>او در حاشیه مجمع عمومی در نیویورک گفت که آقای گوردل مرده است "چون نماینده مردم فرانسه بود که از حیثیت انسان در برابر بربریت دفاع می کنند."</p>
            <p>او گفت: "فرانسه هرگز تسلیم تروریسم نخواهد شد چون این وظیفه ماست و فراتر از آن چون مایه افتخار ماست."</p>
            <p>جندالخلیفه (سربازان خلیفه) ویدئویی از کشته شدن این گروگان منتشر کرده که عنوان آن "پیام خون برای دولت فرانسه" است.</p>
            <p>به گزارش خبرگزاری فرانسه دولت این کشور اصالت این ویدئو را تایید کرده است.</p>
            <p>این گروه ارو گوردل را روز یکشنبه گروگان گرفت و به دولت فرانسه ۲۴ ساعت وقت داد تا حملات هوایی به شبه‌نظامیان 'دولت اسلامی' در عراق را متوقف کند.</p>
            <p>فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهور و مانوئل والاس، نخست‌وزیر فرانسه، این ضرب‌الاجل را رسما رد کرده بودند.</p>
            <p>ارو گوردل ۵۵ سال داشت.</p>
            <p>فرانسه تنها کشور اروپایی است که تاکنون در کنار آمریکا به حملات هوایی علیه گروه موسوم به دولت اسلامی، داعش سابق، دست زده است.</p>
            <p>پیکارجویان وابسته به دولت اسلامی در عراق و سوریه به کرات برای کشتن مخالفان و دشمنانشان آنها را گردن می‌زنند. آنها همحنین تاکنون دو خبرنگار آمریکایی، یک امدادگر بریتانیایی و دو سرباز لبنانی را که گروگانشان بودند، سر بریده‌اند.</p>
            <p>داعش همچنین تهدید کرده است که الن هنینگ یک راننده تاکسی اهل بریتانیا که برای کمک رسانی به سوریه رفته بود را بکشد.</p>
            <p>جندالخلیفه در روز ۱۴ سپتامبر با داعش عهد وفاداری بسته بود.</p>
            <p>این گروه تا آن زمان بخشی از القاعده در مغرب اسلامی بود.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-25:34931096</id>
      <dc:identifier>34931096</dc:identifier>
      <updated>2014-09-25T00:31:22+00:00</updated>
      <published>2014-09-25T00:19:50+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">تایید نقش سلیمانی در عملیات مقاومت اربیل برابر داعش</title>
      <summary xml:lang="fa">یکی از فرماندهان بلندپایه سپاه پاسداران ایران تایید کرده است که قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس و ۷۰ نفر از سربازان او اخیرا به جنگجویان کرد عراقی کمک کردند مانع پیشروی داعش شوند.</summary>
      <dc:subject>سلیمانی، داعش، اربیل، عراق، دولت اسلامی، سپاه</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/09/140923_u04_iraq_soleimani.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2014/09/140923_u04_iraq_soleimani.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/06/19/140619064343_qasem_soleimani_144x81__nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/06/19/140619064343_qasem_soleimani_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/06/19/140619064343_qasem_soleimani_144x81__nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/06/19/140619064343_qasem_soleimani_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>تایید نقش سلیمانی در عملیات مقاومت اربیل برابر داعش</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>یکی از فرماندهان بلندپایه سپاه پاسداران ایران تایید کرده است که قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس و ۷۰ نفر از سربازان او اخیرا به جنگجویان کرد عراقی کمک کردند مانع پیشروی داعش شوند.</p>
            <p>سردار امیرعلی حجازی سرپرست واحد هوافضای سپاه پاسداران ایران در گفتگو با تلویزیون ایران گفت که سردار سلیمانی در جلوگیری از سقوط اربیل نقشی کلیدی ایفا کرد.</p>
            <p>با این حال معلوم نیست که آقای سلیمانی و یارانش مستقیما درگیر نبرد شدند یا نقش مشاوره را برای نیروهای کرد بازی می کردند.</p>
            <p>آقای حجازی گفت: "اگر به خاطر کمک ایران نبود، داعش کردستان (عراق)‌ را گرفته بود. سردار سلیمانی فقط با ۷۰ نفر مقابل داعش ایستاد و اجازه ورود آنها به اربیل را نداد."</p>
            <p>پیکارجویان گروه داعش در ماه اوت به حومه اربیل نزدیک شدند که از جمله باعث حملات هوایی آمریکا به مواضع این گروه شد.</p>
            <p>قاسم سلیمانی برای ۱۷ سال فرمانده سپاه قدس واحد برون مرزی سپاه پاسداران ایران بوده است. تصور می شود که او نقش مهمی در بسیج نیروهای متحد ایران از جمله حزب الله و گروه های شیعه در عراق داشته است.</p>
            <p>آیت الله خامنه ای رهبر ایران در تقدیر از عملکرد قاسم سلیمانی از او به عنوان "شهید زنده" نام برده است.</p>
            <p>ایران هم مثل آمریکا مشغول کمک به دولت عراق برای مقابله با داعش بوده است.</p>
            <p>ایران به خصوص می گوید نگران اماکن مقدس شیعه در عراق است.</p>
            <p>حسن روحانی رئیس جهور ایران اخیرا به شبکه ان بی سی آمریکا گفت:‌ "وقتی می گوییم خط قرمز منظورمان واقعا خط قرمز است. یعنی اجازه نخواهیم داد که بغداد توسط تروریست ها اشغال شود یا اماکن مذهبی مثل کربلا یا نجف توسط تروریست ها اشغال شود."</p>
            <p>ایران همچنین از ائتلاف تحت رهبری آمریکا علیه داعش انتقاد کرده است.</p>
            <p>آقای روحانی تصمیم باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا برای حملات هوایی علیه داعش را زیر سوال برده است.</p>
            <p>آقای روحانی به ان بی سی گفت: "آیا آمریکایی ها از دادن تلفات در کارزار نبرد در عراق می ترسند؟ آیا نگران کشته شدن سربازان خود در نبردی هستند که ادعا می کنند علیه تروریسم است؟"</p>
            <p>او گفت:‌ "اگر آنها می خواهند از هواپیما استفاده کننده و اگر می خواهند از هواپیمای بدون سرنشین استفاده کنند تا هیچ آمریکایی زخمی نشود، آیا واقعا می توان بدون سختی، بدون فداکاری با تروریسم جنگید؟ آیا اینطوری می شود به اهداف بزرگ رسید؟ در همه مسائل منطقه ای و بین المللی برنده کسی است که آماده فداکاری باشد".</p>
            <p>آمریکا ایران را به ائتلاف مقابله با داعش دعوت نکرده است با این حال می گوید تحت برخی شرایط از جمله تغییر رفتار ایران در سوریه - حمایت از بشار اسد - آماده همکاری با این کشور است.</p>
            <p>رهبر ایران گفته است که واشنگتن برای مقابله با داعش از تهران درخواست گفتگو و همکاری کرده بود، ادعایی که آمریکا تکذیب کرد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34922435</id>
      <dc:identifier>34922435</dc:identifier>
      <updated>2014-09-25T01:38:44+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T14:36:13+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa"> سران ایران و بریتانیا برای اولین بار بعد از انقلاب بهمن ۵۷ با هم دیدار کردند</title>
      <summary xml:lang="fa">برای نخستین بار از زمان انقلاب بهمن ۱۳۵۷، رئیس جمهور ایران و نخست وزیر بریتانیا در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویوک با هم دیدار و مذاکره کردند.</summary>
      <dc:subject>دیدار روحانی و نخست وزیر بریتانیا در نیویورک آغاز شد</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/09/140924_l12_iran_rouhani_cameron_uk_pm_meeting.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2014/09/140924_l12_iran_rouhani_cameron_uk_pm_meeting.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924151944_s_144x81_ap_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924151944_s_144x81_ap_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924151944_s_144x81_ap_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924151944_s_144x81_ap_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <link rel="related" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/11/111125_l23_mg_uk_iran_relation_60_years.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="related" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2011/11/111125_l23_mg_uk_iran_relation_60_years.shtml"/>
         <dc:title>گاهشمار روابط ایران و بریتانیا؛ شش دهه فراز و فرود بی پایان</dc:title>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/11/28/111128153542_uk-em.sign144.gif"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/11/28/111128153542_uk-em.sign144.gif"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/11/28/111128153542_uk-em.sign144.gif"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/11/28/111128153542_uk-em.sign144.gif"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative> سران ایران و بریتانیا برای اولین بار بعد از انقلاب بهمن ۵۷ با هم دیدار کردند</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924151944_s_512x288_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>برای نخستین بار از زمان انقلاب بهمن ۱۳۵۷، رئیس جمهور ایران و نخست وزیر بریتانیا با هم دیدار و مذاکره کردند.</p>
            <p>ملاقات حسن روحانی و دیوید کامرون در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک انجام شد.</p>
            <p>محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه و محمد نهاوندیان رئیس دفتر رئیس جمهور، آقای روحانی را در این دیدار همراهی کردند.</p>
            <p>رئیس جمهور ایران و نخست‌وزیر بریتانیا در این دیدار به ظرفیت‌های گسترش روابط دوجانبه اشاره کرده و نسبت به بهبود رابطه دو کشور ابراز امیدواری کردند.</p>
            <p>به گزارش وبسایت رسمی رئیس جمهور ایران، آقایان روحانی و کامرون درباره برنامه هسته‌ای ایران گفتگو کرده‌اند.</p>
            <p>مقابله با تروریسم از جمله دیگر محورهای گفتگوی آنها بوده است.</p>
            <p>یک روز پیش از این وبسایت تایمز بریتانیا، انگیزه آقای کامرون از این دیدار را فراهم کردن "تضمین بیشتر" برای شکل دهی ائتلافی فراگیر در نبرد با گروه موسوم به "دولت اسلامی" (داعش سابق) عنوان کرده است.</p>
            <p>جک استرا، وزیر امور خارجه پیشین بریتانیا و از اعضای فعلی مجلس عوام هم طی مقاله ای در روزنامه دیلی تلگراف که امروز منتشر شده نوشته است این دیدار پیامدهای مهمی دربر خواهد داشت.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="624" height="351"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924182821_rouhanicameron_624x351_bbc.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">محمدجواد ظریف و محمد نهاوندیان در این دیدار آقای روحانی را همراهی می‌کردند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p/>
            <p>آقای کامرون بعد در جریان نطقش در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: "من پیشتر با پرزیدنت روحانی دیدار کردم... ما اختلافات جدی داریم. حمایت ایران از سازمان های تروریستی، برنامه اتمی این کشور و نحوه رفتار با مردم خودش، جملگی باید تغییر کند."</p>
            <p>با این حال او افزود: "اما رهبران ایران می توانند به شکست تهدید داعش کمک کنند. می توانند به ایجاد یک عراق باثبات، با دولتی فراگیر و همچنین ایجاد یک سوریه با ثبات با دولتی فراگیر کمک کنند. و اگر آماده این کار باشند ما باید از مشارکت آنها استقبال کنیم."</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34925908</id>
      <dc:identifier>34925908</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T17:33:43+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T16:31:50+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="afghanistan" label="افغانستان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">یک جوان افغان‌تبار 'پس از حمله به پلیس استرالیا' کشته شد</title>
      <summary xml:lang="fa"> این اتفاق زمانی روی داد که پلیس استرالیا، عبدالنعمان حیدر را برای ادای توضیحاتی فراخواند. پلیس می‌گوید او در مرکز پلیس، چندبار با چاقو به دو مامور پلیس ضدتروریسم شهر ملبورن حمله کرد. به گفته پلیس یکی از این مامور، آقای حیدر را به ضرب گلوله از پای درآورد.</summary>
      <dc:subject>استرالیا، پلیس، افغان، جنگ،</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2014/09/140924_mar_autrialian_terror_suspect.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/afghanistan/2014/09/140924_mar_autrialian_terror_suspect.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/18/140918020607_australia_police_operation_terror_144x81_getty_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/18/140918020607_australia_police_operation_terror_144x81_getty_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/18/140918020607_australia_police_operation_terror_144x81_getty_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/18/140918020607_australia_police_operation_terror_144x81_getty_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>یک جوان افغان‌تبار 'پس از حمله به پلیس استرالیا' کشته شد</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/18/140918020607_australia_police_operation_terror_304x171_getty_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">چند روز پیش پلیس استرالیا عملیات گسترده ای را برای بازداشت اعضای گروه اسلامی به‌راه انداخت</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p>پلیس استرالیا می‌گوید یک جوان افغانی‌الاصل مظنون به فعالیت در گروه‌های تروریستی را به ضرب گلوله کشته است.</p>
            <p>این اتفاق روز سه شنبه زمانی روی داد که پلیس استرالیا، عبدالنعمان حیدر را برای ادای توضیحاتی فراخواند. پلیس می‌گوید آقای حیدر در مرکز پلیس، چندبار با چاقو به دو مامور پلیس ضدتروریسم شهر ملبورن حمله کرد. به گفته پلیس، یکی از این مامور، آقای حیدر را به ضرب گلوله از پای درآورد.</p>
            <p>مقام‌های استرالیایی گفته‌اند که افزایش فعالیت‌‎های تروریستی آقای حیدر، باعث ایجاد نگرانی برای نیروهای امنیتی شد و او به همین دلیل، برای ادای توضیحات به پلیس فراخوانده شده بود.</p>
            <p>پلیس استرالیا گفته است که گذرنامه / پاسپورت عبدالنعمان حیدر، ۱۸ ساله، پیشتر به دلیل فعالیت‌های تروریستی باطل شده بود.</p>
            <p>گفته می‌شود که عبدالنعمان حیدر با گروه افراطی الفرقان رابطه داشته است.</p>
            <p>مقام‌های امنیتی استرالیا گفته‌اند که هر دو سرباز، پس از زخمی شدند توسط آقای حیدر، نیاز به عمل جراحی داشتند، ولی اکنون در وضعیت مساعدی قرار دارند.</p>
            <p>پلیس استرالیا چند روز پیش عملیات گسترده‌ای را برای دستگیری اعضای گروه دولت اسلامی (داعش سابق) در شهرهای <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/09/140918_l20_australia_isis_arrest.shtml">

مختلف استرالیا </a>به‌راه انداخت.</p>
            <p>در ماه‌های اخیر، مقام های استرالیایی نسبت به تاثیر جنگ نیروهای استرالیایی با گروه‌های تندرو اسلامگرای خاورمیانه بر امنیت کشور خودشان ابراز نگرانی کرده بودند. به همین منظور دولت استرالیا می‌خواهد قانون جدیدی وضع کند تا از سفر شهروندانش به مناطق تحت کنترل دولت اسلامی جلوگیری کند، یا پس از بازگشت، آنها را تحت پیگرد قانونی قرار دهد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34919688</id>
      <dc:identifier>34919688</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T13:55:05+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T12:54:09+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">محسن امیراصلانی به اتهام جرایم عقیدتی اعدام شد</title>
      <summary xml:lang="fa">محسن امیراصلانی زنجانی صبح امروز در زندان رجایی شهر کرج اعدام شد. 'فساد فی الارض'، 'بدعت در دین' و 'توهین به حضرت یونس' از جمله اتهامات مطرح شده علیه این زندانی بوده‌اند.</summary>
      <dc:subject>محسن امیراصلانی، اعدام، کرج، بدعت، توهین به حضرت یونس، l39</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/09/140924_l39_amiraslani_executed.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2014/09/140924_l39_amiraslani_executed.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/08/23/140823172419_iran_judiciary_logo_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/08/23/140823172419_iran_judiciary_logo_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/08/23/140823172419_iran_judiciary_logo_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="قوه قضاییه" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/08/23/140823172419_iran_judiciary_logo_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>محسن امیراصلانی به اتهام جرایم عقیدتی اعدام شد</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/10/23/131023023732_iran_hanging_304x171_getty.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="اعدام"/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p>محسن امیراصلانی زنجانی، که به اتهام جرایم عقیدتی زندانی بود، صبح امروز در زندان رجایی شهر کرج اعدام شد.</p>
            <p>اعدام آقای امیراصلانی، در سحرگاه روز چهارشنبه دوم مهرماه (۲۴ سپتامبر) به اتهام "فساد فی الارض" و "بدعت در دین" صورت گرفته است. وی همچنین به "توهین به حضرت یونس" متهم شده بود.</p>
            <p>یکی از دوستان آقای امیراصلانی در مصاحبه با بی بی سی فارسی گفت که مقام های زندان، دیروز صبح با خانواده او تماس گرفته و ضمن خبر دادن از حکم اعدام این زندانی، از آنها خواسته اند که برای آخرین ملاقات به زندان بروند.</p>
            <p>حکم اعدام، سحرگاه روز چهارشنبه دوم مهرماه (۲۴ سپتامبر) به اجرا درآمده و پیکر محسن امیراصلانی، در آرامگاه "بهشت سکینه" کرج تحویل خانواده وی شده است.</p>
            <p>وی در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۵ دستگیر و در ابتدا، ۹ ماه در بند انفرادی ۲۰۹ اوین زندانی شد. این بند، تحت نظارت وزارت اطلاعات قرار دارد.</p>
            <p>شعبه ۳۱ دیوان عالی کشور ، پیشتر دو بار حکم اعدام محسن امیراصلانی زنجانی را نقض کرده بود و اجرای این حکم، نهایتا با پی گیری شخص رئیس قوه قضاییه (از طریق اعمال ماده ۱۸) صورت گرفت.</p>
            <p>دوست آقای امیراصلانی، به بی بی سی فارسی گفت که وی بنیانگذار شیوه ای معنوی به نام "طریقت جوهری" بوده و علاوه بر برگزاری جلساتی در مورد رویاشناسی و تفسیر قرآن، به شرکت کنندگان در این جلسات مشاوره شخصی می داده است.</p>
            <p>به نظر می رسد که محتوای بعضی از این تفسیرها، از نظر قوه قضاییه "بدعت در دین" تلقی شده است.</p>
            <p>ظاهرا وی در یکی از این جلسات، صحت "زنده ماندن حضرت یونس در دل نهنگ" را زیر سوال برده و چنین اظهاراتی، از سوی دادگاه "توهین" به این پیامبر تلقی شده است.</p>
            <p>در پی اعلام خبر اعدام، غلامحسین اسماعیلی رئیس کل دادگستری تهران گفت که محسن امیراصلانی به خاطر "ارتکاب زنای به عنف" اعدام شده است.</p>
            <p>نزدیکان آقای اسماعیلی این اتهام را رد کرده اند.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34930284</id>
      <dc:identifier>34930284</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T22:48:25+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T22:37:20+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">اوباما بینش خود از نقش آمریکا در جهان را تشریح کرد</title>
      <summary xml:lang="fa">او در مجمع عمومی سازمان ملل گفت که جهان به نقشه ای روشن برای رسیدگی به مساله تروریسم، مناقشه ها، تغییرات آب و هوایی و چالش های بهداشتی نیاز دارد.</summary>
      <dc:subject>اوباما، داعش، مجمع عمومی، تروریسم</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/09/140923_u04_obama_us_policy.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2014/09/140923_u04_obama_us_policy.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924163258_obama_144x81_other_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924163258_obama_144x81_other_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924163258_obama_144x81_other_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924163258_obama_144x81_other_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>اوباما بینش خود از نقش آمریکا در جهان را تشریح کرد</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924163258_obama_304x171_other_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="other"/>
            </div>
            <p>باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا بینش خود از نوع رهبری آمریکا در جهانی در حال تحول را در نطقی در سازمان ملل تشریح کرده است.</p>
            <p>او در مجمع عمومی سازمان ملل گفت که جهان به نقشه ای روشن برای رسیدگی به مساله تروریسم، مناقشه ها، تغییرات آب و هوایی و چالش های بهداشتی نیاز دارد.</p>
            <p>او گفت که شیوع ابولا، رشد و نمو پیکارجویان اسلامگرا و تعرض روسیه نیازمند رسیدگی است.</p>
            <p>او اضافه کرد که جهان در گذرگاه میان "جنگ و صلح"، "بی نظمی و همبستگی" و "ترس و امید" است.</p>
            <p>او به نمایندگان ۱۹۳ کشور گفت که "در مورد این مسائل نمی توانیم به شیوه هایی که در قرنی متفاوت ایجاد شده مراجعه کنیم."</p>
            <p>او گفت: "اگر نگاهمان را به آن سوی مرزهایمان بدوزیم - اگر جهانی بیاندیشیم و با روحیه همکاری کار کنیم - می توانیم مسیر قرن جاری را همانطور شکل دهیم که پیشینیان ما بعد از جنگ جهانی دوم به جهان شکل دادند."</p>
            <p>آقای اوباما در انتقادی تند از اقدامات روسیه در اوکراین گفت این یک نمونه از آن چیزی است که وقتی کشورها به قوانین و عرف بین المللی احترام نمی گذارند اتفاق می افتد.</p>
            <p>او از ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه خواست "مسیر دیپلماسی و صلح و ایده آل هایی که این نهاد (سازمان ملل) بنیاد گذاشته را دنبال کند."</p>
            <p>او همچنین بر چالش مقابله با ابولا در غرب آفریقا و تشکیل یک ائتلاف قوی بین المللی برای عمل کردن در مورد تغییرات آب و هوایی تاکید کرد.</p>
            <p>او گفت که بسیاری از اسرائیلی ها آماده رها کردن "کار سخت رسیدن به صلح" هستند و این چیزی است که اسرائیل باید سخت در موردش فکر کند.</p>
            <p>اما نطق او بیش از هر چیز بر آنچه که "سرطان" افراط گرایی در جهان اسلام خواند متمرکز بود.</p>
            <p>او گفت:‌ "ما هرگونه برخورد تمدن ها را رد می کنیم."</p>
            <p>"باور داشتن به یک جنگ مذهبی دایمی دستاویز غلط افراط گرایانی است که توانایی ساختن یا ایجاد چیزی را ندارند و بنابراین هر جا می روند فقط بنیادگرایی و نفرت را عرضه می کنند." </p>
            <p>او در این نطق از جهانیان خواست در این تلاش برای تضعیف و نابودی این سازمان که آن را "شبکه مرگ" خواند به او ملحق شوند.</p>
            <p>او گفت که بیش از ۵۰ کشور به مبارزه با داعش متعهد شده اند.</p>
            <p>آمریکا بیش از ۱۹۴ حمله علیه داعش در عراق انجام داده است.</p>
            <p>آقای اوباما همچنین از نیاز به ریشه کنی تروریسم و اهمیت ارائه گزینه هایی متفاوت به جوانانی که جذب پیکارجویی می شوند سخن گفت.</p>
            <p>آقای اوباما گفت اذعان می کند که آمریکا از عمل به آرمان هایش بازمانده اما گفت که از اینکه کشورش زیر ذره بین باشد استقبال می کند.</p>
            <p>او گفت آمریکا "اعتقادی تزلزل ناپذیر به توانایی مردان و زنان در تغییر جامعه و کشورهایشان به چیزی بهتر دارد."</p>
            <h2>سخنان بان</h2>
            <p>بان کی مون دبیر کل سازمان ملل در نطق گشایش مجمع در این روز اخطار داد که حقوق بشر "در معرض حمله است."</p>
            <p>او به مجمع گفت: "از بمب گذاری ها تا سر بریدن ها، از گرسنگی دادن عمدی غیرنظامیان تا تعرض به بیمارستان ها، و سرپناه های سازمان ملل و کاروان های کمک رسانی، حقوق بشر و حکومت قانون در معرض حمله است."</p>
            <p>ملک عبدالله پادشاه اردن هم گفت که کشورش به خاطر سیل ۱.۴ میلیون پناهنده سوری تحت فشار طاقت فرساست.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34917006</id>
      <dc:identifier>34917006</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T12:28:55+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T11:22:49+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">مواضع نیروهای دولت اسلامی در استان حلب در سوریه بمباران شد</title>
      <summary xml:lang="fa">در ادامه حملات هوایی علیه نیروهای دولت اسلامی در سوریه، بمب افکن‌های ائتلاف به رهبری آمریکا مواضع این نیروها در شهر کوبانی را بمباران کرده‌اند. همزمان، هلند مشارکت در عملیات نظامی را بررسی می‌کند و ترکیه امکان پشتیبانی از عملیات را مطرح کرده است.</summary>
      <dc:subject>داعش، دولت اسلامی، حلب</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/09/140924_l03_is_attack_syria_iraq.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2014/09/140924_l03_is_attack_syria_iraq.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924121952_us_plance_afp_112_144x81_afp_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924121952_us_plance_afp_112_144x81_afp_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924121952_us_plance_afp_112_144x81_afp_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924121952_us_plance_afp_112_144x81_afp_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <link rel="related" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/09/140924_l03_us_is_war.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="related" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2014/09/140924_l03_us_is_war.shtml"/>
         <dc:title>وزارت دفاع آمریکا: جنگ با دولت اسلامی چند سال طول خواهد کشید</dc:title>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924054135_isisv___144x81_afp_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924054135_isisv___144x81_afp_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924054135_isisv___144x81_afp_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924054135_isisv___144x81_afp_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>مواضع نیروهای دولت اسلامی در استان حلب در سوریه بمباران شد</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924122244_isis__512x288_reuters.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="اهالی محلی در نزدیک محل بمباران"/>
               <p class="bbc-caption">مراکز تجمع نیروهای داعش در عراق و سوریه بمباران شده است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Reuters"/>
            </div>
            <p/>
            <p>نیروهای دولت اسلامی در شمال سوریه به شدت بمباران شده‌اند.</p>
            <p>روز چهارشنبه، ۲ مهر (۲۴ سپتامبر)، بمب‌افکن‌های متعلق به ائتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا با حمله به مواضع نیروهای گروه دولت اسلامی - داعش - در غرب شهر کوبانی، این مواضع را به شدت بمباران کردند. مشخص نیست که این هواپیماها متعلق به کدام کشور عضو ائتلاف بوده‌اند.</p>
            <p>شهر کوبانی در شمال استان حلب در سوریه واقع شده و ساکنان آن را کردها، اعراب و ترکمان‌ها تشکیل می‌دهند. در روزهای اخیر این شهر در معرض حمله نیروهای دولت اسلامی قرار داشته و این منطقه شاهد درگیری بین آنان و نیروهای کرد بوده است.</p>
            <p>این درگیری و احتمال اشغال شهر کوبانی توسط نفرات دولت اسلامی باعث شده است چند ده هزار تن از ساکنان منطقه از محل سکونت خود بگریزند و هزاران تن از آنان وارد ترکیه شده‌اند. گزارش‌ها حاکی از آن است که با آغاز حملات هوایی ائتلاف علیه نیروهای دولت اسلامی، شماری از این آوارگان نسبت به امنیت خود اطمینان لازم یافته و در صدد بازگشت به محل سکونت خود هستند.</p>
            <p>سخنگوی ارتش عراق گفته است هواپیماهای ائتلاف هدف‌هایی را در دو سوی مرز این کشور و سوریه بمباران کرده‌اند که در نتیجه آن، تعداد زیادی از نفرات دولت اسلامی کشته شده‌اند و چند انبار مهمات آنان منهدم شده است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924122135_isis_512x288_reuters.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">پیشروی نیروهای دولت اسلامی به سوی کوبانی هزاران نفر را آواره کرده است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Reuters"/>
            </div>
            <p/>
            <p>روز چهارشنبه، رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه، گفت که احتمال دارد این کشور تصمیم بگیرد از ائتلاف علیه دولت اسلامی "حمایت نظامی" به عمل آورد.</p>
            <p>در عین حال، به نقل از مقامات ترکیه گزارش شده است که هواپیماهای ائتلاف در حملات اخیر علیه مواضع دولت اسلامی در سوریه، از پایگاه‌ها و حریم هوایی این کشور استفاده نکرده‌اند.</p>
            <p>همزمان، خبرگزاری فرانسه به نقل از منابعی در اقلیم کردستان عراق گفته است که هواپیماهای ائتلاف مناطق تحت اشغال نفرات دولت اسلامی در داخل خاک عراق را هم بمباران کرده و شماری از آنان را کشته‌اند.</p>
            <p>در حملات هوایی اخیر علیه نفرات دولت اسلامی در سوریه، هواپیماهای نظامی آمریکا و تعدادی از کشورهای عرب منطقه شرکت داشته‌اند. ایالات متحده گفته است که در حال حاضر، بیش از پنجاه کشور جهان آمادگی خود را برای حمایت از مبارزه علیه گروه دولت اسلامی اعلام داشته‌اند. علاوه بر چند کشور منطقه، فرانسه نیز تا کنون به طور مستقیم در عملیات هوایی در داخل خاک عراق شرکت کرده اما هنوز آمادگی خود را برای مورد مشارکت در حمله به مواضع دولت اسلامی در سوریه اعلام نداشته است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924122052_holland_512x288_epa.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">هواپیماهای ترابری ارتش هلند در عملیات پشتیبانی از ائتلاف شرکت داشته‌اند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="EPA"/>
            </div>
            <p/>
            <p>روز چهارشنبه، رسانه‌های هلند گزارش کردند که کابینه این کشور طرح اعزام تعدادی هواپیمای نظامی از نوع اف ۱۶ برای شرکت در عملیات علیه دولت اسلامی را مورد بررسی قرار می‌دهد و احتمال دارد این طرح را تصویب کند.</p>
            <p>هفته گذشته نخست وزیر هلند گفت که شرکت ارتش این کشور در حمله هوایی به نیروهای دولت اسلامی در عراق و سوریه بدون مصوبه شورای امنیت سازمان ملل ممکن است "با اشکالات حقوقی" مواجه باشد. همکاری هلند با ائتلاف بین‌المللی تا کنون منحصر به قرار دادن چند فروند هواپیمای ترابری جهت حمل مهمات بوده است.</p>
            <p>علاوه بر فرانسه، دولت بریتانیا نیز به طور کامل از اقدام نظامی علیه اسلامگرایان تندرو حمایت کرده و احتمال دارد پارلمان این کشور طی چند روز آینده موضوع مشارکت نیروی هوایی این کشور در عملیات نظامی ائتلاف بین‌المللی را مورد بررسی قرار دهد هر چند تصمیم به انجام عملیات هوایی به احتمال زیاد شامل مواضع داعش در سوریه نخواهد شد.</p>
            <p>عملیات هوایی علیه نیروهای دولت اسلامی در عراق به دعوت و با مواققت دولت مرکزی این کشور و دولت اقلیم خودگردان کردستان عراق انجام می‌شود اما در مورد سوریه، چنین موافقتی به دست نیامده و رسما اعلام نشده است. مقامات روسیه و ایران، که متحدان اصلی حکومت بشار اسد هستند، گفته‌اند که بدون موافقت دولت سوریه یا کسب مجوز شورای امنیت، انجام عملیات نظامی در خاک این کشور با موازین حقوق بین‌الملل منافات دارد.</p>
            <p>مقامات آمریکایی تاکنون هرگونه همکاری با دولت بشار اسد را رد کرده‌اند هر چند پیش از حملات هوایی اخیر، انجام این عملیات را به آگاهی دولت سوریه رساندند.</p>
            <p/>
            <p/>
            <p/>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34916480</id>
      <dc:identifier>34916480</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T11:58:27+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T11:01:07+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">فرمانده پلیس ایران: استفاده از وایبر و فیسبوک اجتناب‌ناپذیر است</title>
      <summary xml:lang="fa">اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده پلیس ایران، می‌گوید که استفاده از راه‌های ارتباط مجازی مانند فیسبوک و وایبر 'اجتناب‌ناپذیر است.' او البته تاکید کرده است که نهادهای حکومتی باید استفاده شهروندان از این امکانات را مورد نظارت و مراقبت قرار دهند.</summary>
      <dc:subject>وایبر ، واتس اپ، فیسبوک ، فیلترینگ</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/09/140924_l45_police_filtering_ahmadimoghaddam.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2014/09/140924_l45_police_filtering_ahmadimoghaddam.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924112410_ahmadimoghaddam_144x81_isna_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924112410_ahmadimoghaddam_144x81_isna_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924112410_ahmadimoghaddam_144x81_isna_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924112410_ahmadimoghaddam_144x81_isna_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>فرمانده پلیس ایران: استفاده از وایبر و فیسبوک اجتناب‌ناپذیر است</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده پلیس ایران، می‌گوید که استفاده از راه‌های ارتباط مجازی مانند فیسبوک و وایبر "اجتناب‌ناپذیر است."</p>
            <p>آقای احمدی‌مقدم تاکید کرده است: "موضوع مهم در این زمینه انجام مراقبت و نظارت لازم از سوی ارگان‌های ذیربط به منظور استفاده اصولی و غیر مضر از این امکانات در فضای مجازی است."</p>
            <p>فرمانده پلیس ایران می‌گوید اگر برخی مسائل مورد توجه قرار نگیرد ضرر استفاده از این امکانات ارتباطی بیشتر از منافعش خواهد بود.</p>
            <p>حکومت ایران بسیاری از وبسایت‌های اینترنتی و سرویس‌های ارتباطی را فیلتر می‌کند. در ماه‌های اخیر درخواست‌های محافظه‌کاران برای محدود کردن دسترسی شهروندان به سرویس‌هایی نظیر واتس‌اپ و وایبر تشدید شده است.</p>
            <p>به ویژه انتشار گسترده‌ شوخی‌هایی درباره آیت‌‎الله روح‌الله خمینی، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، حساسیت آنها را برانگیخته است. پلیس ایران چند روز پیش ۱۱ نفر را در این رابطه دستگیر کرد.</p>
            <p>قوه قضاییه ایران هم یک ماه به دولت فرصت داده است که وایبر را فیلتر کند.</p>
            <p>اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده پلیس، از شورای عالی فضای مجازی درخواست کرده است که نحوه استفاده شهروندان از امکانات ارتباطی چون فیسبوک و وایبر را سریع‌تر روشن کند.</p>
            <p>شورای عالی فضای مجازی نهادی است که به دستور آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران تشکیل شده و یکی از نهادهای تصمیم‌گیر درباره اینترنت در ایران است.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34911835</id>
      <dc:identifier>34911835</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T08:12:09+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T06:58:55+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">روحانی: در صورت تامین حقوق ایران، آماده توافق هسته‌ای هستیم</title>
      <summary xml:lang="fa">رئیس جمهوری ایران در ملاقات با دبیرکل سازمان ملل بر تعهد به مقررات بین المللی تاکید نهاده و برای حل پرونده هسته‌ای ابراز آمادگی کرده است. او در ملاقات با رهبران چند کشور دیگر، مواضع خود در مورد روابط دوجانبه و مسایل بین المللی را تشریح کرده است. </summary>
      <dc:subject>روحانی، بان کی مون، سازمان ملل، اتمی، هسته ای، اتریش، فرانسه، ترکیه، ونزوئلا</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/09/140924_l03_rouhani_unga_meetings.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2014/09/140924_l03_rouhani_unga_meetings.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924080408_rouhani_reuters_11_144x81_r_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924080408_rouhani_reuters_11_144x81_r_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924080408_rouhani_reuters_11_144x81_r_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924080408_rouhani_reuters_11_144x81_r_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <link rel="related" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/09/140923_l23_iran_usa_rouhani_nuclear_deal.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="related" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2014/09/140923_l23_iran_usa_rouhani_nuclear_deal.shtml"/>
         <dc:title>روحانی: حل موضوع اتمی شرایط میان ایران و آمریکا را متحول خواهد کرد</dc:title>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923184722_k_144x81_k_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923184722_k_144x81_k_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923184722_k_144x81_k_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923184722_k_144x81_k_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>روحانی: در صورت تامین حقوق ایران، آماده توافق هسته‌ای هستیم</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924075857_rouhani-ban_ki_moon_512x288_isna.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">روحانی از بان خواسته است "به وظایف خود" برای به نتیجه رسیدن مذاکرات اتمی عمل کند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="ISNA"/>
            </div>
            <p/>
            <p>رئیس جمهوری ایران از آمادگی کشورش برای توافق هسته‌ای سخن گفته و در دیدار با رهبران چند کشور دیگر، دیدگاه خود در مورد پرونده هسته‌ای ایران، روابط دوجانبه و مسایل بین‌المللی را تشریح کرده است.</p>
            <p>به گزارش رسانه‌های خبری ایران، حسن روحانی که برای شرکت در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک سفر کرده، در ملاقات با دبیرکل سازمان در مورد پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی گفته دولت ایران به مقررات بین‌‌المللی و معاهدات آژانس انرژی اتمی احترام می‌گذارد و افزوده است: "در صورتی که حقوق ملت ایران خدشه دار نشود، آماده توافق هستیم."</p>
            <p>آقای روحانی در این دیدار تحریم‌های اقتصادی علیه ایران را موثر ندانسته و گفته است: "گاهی فکر می‌کنند با فشار علیه ایران ما پای میز مذاکره آمده‌ایم اما این خطای بزرگی است زیرا ایران با اراده جدی و به خاطر تامین منافع خود و دیگران وارد مذاکره شد."</p>
            <p>حسن روحانی گفت امیدوار است دبیرکل سازمان ملل "به وظایف خود برای به نتیجه رسیدن فرصتی که منجر به توافق برد - برد می شود عمل کند."</p>
            <p>رئیس جمهوری ایران در این دیدار، اوضاع کنونی عراق و سوریه را نیز مطرح کرد و ظهور داعش را حاصل اعتراضات سیاسی علیه حکومت بشار اسد در سوریه دانست. وی گفت: "مشکلات امروز عراق و سوریه از مسایلی که سه سال پیش در سوریه آغاز شد نشات می‌گیرد و اگر در همان مرحله، سرچشمه فعالیت این گروه جنایتکار خشک می‌شد، امروز شاهد این فجایع نبودیم." وی گفت که "متاسفانه در آن زمان برخی کشورها، تصور می‌کردند با حمایت از این گروه‌ها می‌توانند دولتی را که نمی‌پسندند سرنگون کنند."</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924075231_rouhanid-hollande_512x288_president.ir.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">اولاند امیدوار است پس از حل و فصل مساله هسته‌ای روابط فرانسه و ایران گسترش یابد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="president.ir"/>
            </div>
            <p/>
            <p>از زمان آغاز اعتراضات سیاسی در سوریه و آغاز درگیری بین ارتش و مخالفان مسلح، دولت آن کشور و مقامات جمهوری اسلامی تمامی معترضان و مخالفان حکومت سوریه را "تروریست" توصیف کرده‌اند. گفته می‌شود ادامه جنگ بین ارتش سوریه و مخالفان مسلحی که از حمایت سیاسی غرب برخوردار بودند، زمینه مساعدی را برای نفوذ و قدرت گرفتن داعش فراهم کرد.</p>
            <h2>ملاقات با اولاند و اردوغان</h2>
            <p>به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری ایران، حسن روحانی روز گذشته با فرانسوا اولاند، رئیس جمهوری فرانسه نیز در مقر سازمان ملل در نیویورک ملاقات کرد. فرانسه به عنوان عضوی از گروه ۱+۵ در مذاکرات هسته‌ای با ایران مشارکت دارد.</p>
            <p>آقای روحانی در این دیدار در مورد مذاکرات جاری هسته‌ای با گروه ۱+۵ گفت: "با آغاز این مذاکرات و روشن شدن اراده جدی ایران، فضایی که علیه ملت ایران در غرب ساخته شده بود، فرو ریخت و فضای واقعی و اعتمادآور ایجاد شد." وی افزود: "مذاکرات این روزهای ایران و ۱+۵ برای ساختن آینده اهمیت بسیاری دارد و امیدواریم با درنظر گرفتن حقوق و نگرانی‌های ملت ایران، مساله هسته‌ای به شکلی متوازن حل و فصل شود و نتیجه برد - برد برای طرفین حاصل آید."</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924075723_rouhani-erdoghan_512x288_president.ir.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">روحانی گفته ایران و ترکیه باید "اختلافات جزئی" را از طریق گفتگو رفع کنند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="president.ir"/>
            </div>
            <p/>
            <p>رئیس جمهوری فرانسه نیز تاکید کرد که مذاکرات جاری باید هرچه سریع‌تر به توافق نهایی برسد و افزود "این توافق می‌تواند روابط فی مابین را در سایه اعتماد به سطحی بالاتر از گذشته برساند." وی ابراز امیدواری کرد که پس از دستیابی به توافق جامع هسته‌ای، دو کشور در سایر زمینه‌ها "با یکدیگر همکاری قابل توجهی داشته باشند."</p>
            <p>رئیس جمهوری ایران همچنین با رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه نیز ملاقات کرد و بر گسترش روابط دو جانبه و "تلاش برای حل برخی مشکلات" تاکید نهاد. جمهوری اسلامی و دولت اسلامگرای ترکیه به رهبری آقای اردوغان تا پیش از اعتراضات بحران سیاسی سوریه بسیار گرم بود اما از آن زمان به بعد، به دلیل حمایت ایران از بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه، و حمایت ترکیه از مخالفان، به سردی گراییده است.</p>
            <p>اکثر جمعیت سوریه را مسلمانان سنی تشکیل می‌دهند اما حکومت و مراکز اصلی قدرت سیاسی و نظامی در دست پیروان آئین علوی است.</p>
            <p>آقای روحانی گفت که ایران و ترکیه در مسایل اصلی نقطه نظرات مشترک دارند و افزود: "دو کشور باید در زمینه موارد جزیی که اختلاف نظر وجود دارد، به گفتگو و همفکری ادامه دهند." دو طرف خواستار افزایش حجم مبادلات دو جانبه به ۳۰ میلیارد دلار تا پایان سال ۲۰۱۵ میلادی شدند.</p>
            <p>به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری ایران، آقای روحانی همچنین با رئیس جمهوری اتریش، رئیس جمهوری ونزوئلا و نخست وزیر ژاپن نیز دیدار کرد.</p>
            <p>قرار است روز چهارشنبه، رئیس جمهوری ایران با دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا نیز در مقر سازمان ملل متحد ملاقات و گفتگو کند. این نخستین دیدار بین رهبران دو کشور از زمان انقلاب اسلامی در ایران است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924083915_rouhani_japan_512x288_president.ir.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">روحانی و شینزوا آبه، نخست وزیر ژاپن</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="president.ir"/>
            </div>
            <p/>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924084356_rouhani-austria_512x288_president.ir.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">روحانی و هانس فیشر، رئیس جمهوری اتریش</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="president.ir"/>
            </div>
            <p/>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924084110_rouhani-venezuela_512x288_president.ir.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">روحانی و نیکلاس مادورو، رئیس جمهوری ونزوئلا</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="president.ir"/>
            </div>
            <p/>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-25:34936247</id>
      <dc:identifier>34936247</dc:identifier>
      <updated>2014-09-25T09:09:20+00:00</updated>
      <published>2014-09-25T09:03:04+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="afghanistan" label="افغانستان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">انفجار در شمال افغانستان یک کشته و ۲۳ زخمی به جا گذاشت</title>
      <summary xml:lang="fa">مقامات ولایت فاریاب در شمال افغانستان می گویند انفجاری در شهر میمنه مرکز این ولایت یک کشته و ۲۳ زخمی به جا گذاشته است. این رویداد در نتیجه انفجار مواد منفجره جاسازی شده در دوچرخه رخ داده است. مسئولیت رویداد را کسی به عهده نگرفته است.</summary>
      <dc:subject>انفجار، دوچرخه، میمنه، فاریاب</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2014/09/140925_k04_faryab_explosion.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/afghanistan/2014/09/140925_k04_faryab_explosion.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/07/21/140721083336_faryab_map_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/07/21/140721083336_faryab_map_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/07/21/140721083336_faryab_map_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/07/21/140721083336_faryab_map_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>انفجار در شمال افغانستان یک کشته و ۲۳ زخمی به جا گذاشت</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/07/21/140721083337_faryab_map_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">ولایت فاریاب در ماه های اخیر ناامن شده است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>انفجاری حوالی ظهر امروز سوم میزان/مهر در شهر میمنه مرکز ولایت فاریاب رخ داد.</p>
            <p>سید مسعود یعقوبی سخنگوی پلیس فاریاب به بی‌بی‌سی گفت که این رویداد در نتیجه انفجار مواد منفجره جاسازی شده در یک دوچرخه رخ داده است.</p>
            <p>به گفته وی، در این رویداد یک نفر کشته و ۲۳ نفر زخمی شدند.</p>
            <p>تمام قربانیان این رویداد غیرنظامی هستند و این انفجار در بازاری در شهر رخ داده است.</p>
            <p>آقای یعقوبی این رویداد را به طالبان نسبت می دهد.</p>
            <p>اما تاکنون طالبان تاکنون در مورد چیزی نگفته است و مسئولیت رویداد را نیز کسی به عهده نگرفته است.</p>
            <p>شماری از نزدیکان زخمیان می گویند، وضعیت مریضان شان وخیم است.</p>
            <p>مقامات ولایت فاریاب، این ولایت را دروزاه شمال از سمت غرب کشور می خوانند و می گویند ناامنی در این ولایت سبب ناامن شدن شمال افغانستان خواهد شد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34917863</id>
      <dc:identifier>34917863</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T12:19:38+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T11:51:52+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="afghanistan" label="افغانستان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">وزیر دفاع افغانستان: از خروج نیروهای ناتو از افغانستان استقبال می‌کنیم</title>
      <summary xml:lang="fa">وزیر دفاع افغانستان اعلام کرد که از خروج نیروهای ناتو استقبال می‌کند و نیروهای امنیتی افغان ازتوانایی لازم برای تامین امنیت کشوربرخوردارند. همچنین وزیر دفاع بریتانیا اعلام‌کرد که این کشور به نقش جنگی نیروهایش در افغانستان تا پایان سال جاری خاتمه می‌دهد.</summary>
      <dc:subject>افغانستان ناتو،وزیر دفاع، سنت هرست، کابل، مارشال فهیم</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2014/09/140924_k05_afghan_mod_minister_speach.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/afghanistan/2014/09/140924_k05_afghan_mod_minister_speach.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/06/06/130606191334_mohamadi_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/06/06/130606191334_mohamadi_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/06/06/130606191334_mohamadi_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/06/06/130606191334_mohamadi_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>وزیر دفاع افغانستان: از خروج نیروهای ناتو از افغانستان استقبال می‌کنیم</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="512" height="288"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924110023_mohamadi_genral_afghan_mod__512x288_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>ژنرال بسم‌الله محمدی، وزیر دفاع افغانستان اعلام‌کرد که این کشور از خروج نیروهای ناتو از افغانستان استقبال می‌کند.</p>
            <p>او افزود که تا چهار ماه دیگر تمام مسئولیت&#157;های امنیتی افغانستان به نیروهای امنیتی این کشور واگذار خواهد شد. آقای محمدی اذعان داشت که نیروهای ارتش ملی افغانستان از ظرفیت لازم برای تامین امنیت این کشور برخوردار است.</p>
            <p>آقای محمدی تاکید کرد که ارتش ملی افغانستان از نظرکمیت و کیفیت به حد قابل قبول رسیده است.</p>
            <p>مایکل فولن، وزیر دفاع بریتانیا نیز که برای شرکت در مراسم فراغت ۲۴۰ تن از افسران افغان که توسط بریتانیا آموزش دیده، شرکت کرده بود، اعلام کرد که تا پایان سال جاری ماموریت جنگی نیروهای بریتانیا در افغانستان پایان می‌یابد.</p>
            <p>او افزود که هدف بریتانیا از این ماموریت این بود که تروریست‌ها از افغانستان به عنوان پناهگاه امن استفاده نکند.</p>
            <p>وزیر دفاع بریتانیا در این مراسم گفت که خوشحال است که با فراغت این دسته از افسران افغان شمار نیروهای نظامی افغانستان به ۳۵۰ هزار تن می‌رسد.</p>
            <p>او افزود که دروس دانشگاه مارشال فهیم برابر با معیارهای جهانی است و افسران فارغ از این دانشگاه قدرت رهبری ارتش ملی افغانستان را دارند.</p>
            <p>دانشگاه مارشال فهیم نوامبر سال گذشته میلادی توسط حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان و فیلیپ هاموند، وزیر دفاع بریتانیا افتتاح شد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/11/11/131111120254_afghan_military_academy_512x288_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">این اکادمی نوامبر سال گذشته با حضور وزیر دفاع سابق بریتانیا افتتاح شد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>آقای کرزی در افتتاح این دانشگاه گفت: "ما که امروز این اکادمی را به کمک انگلستان افتتاح می‎کنیم، مطمئنم که اگر دانش نظامی با دلاوری افغانها یک جا شود، ارتش ما در جهان بی‎نظیر خواهد شد."</p>
            <p>اکادمی ملی افسران افغانستان که به دانشگاه مارشال فهیم نامگذاری شده، بر اساس الگوی اکادمی نظامی سندهرست بریتانیا ساخته شده و دولت بریتانیا متعهد به ارائه کمک به این نهاد آموزشی ارتش افغانستان شده است.</p>
            <p>تصاویر مراسم امروز را <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2014/09/140924_k05_first_afghan_military_academy_graduates.shtml">

 اینجا</a> ببینید.</p>
            <p>سنگ بنای این دانشگاه نظامی سه سال پیش با هزینه ۲۸۷ میلیون دلار در منطقه قرغه در حومه شمال غربی شهر کابل گذاشته شد.</p>
            <p>این دانشگاه ظرفیت آموزش همزمان حدود هفت هزار دانشجوی نظامی را دارد.</p>
            <p>مسئولان می‎گویند در این دانشگاه جایی برای دانشجویان دختر هم در نظر گرفته شده است. به گفته آنها یک واحد آموزشی جداگانه برای دختران اختصاص یافته است.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34917727</id>
      <dc:identifier>34917727</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T16:58:47+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T11:45:41+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">محکومیت ۱۲ فرد متهم به پیروی از جریان سلفیه در تاجیکستان</title>
      <summary xml:lang="fa">دادگاه عالی تاجیکستان یک گروه ۱۲ نفری از اتباع این کشور را که به پیروی از جریان سلفیه متهم شده بودند، به زندان و پرداخت جریمه محکوم کرده است.</summary>
      <dc:subject>جریان سلفیه، جریمه</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/09/140924_rm_if_islam_salafiya_court.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2014/09/140924_rm_if_islam_salafiya_court.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/01/25/140125234259_bearded_singer_144x81_xxx_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/01/25/140125234259_bearded_singer_144x81_xxx_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/01/25/140125234259_bearded_singer_144x81_xxx_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/01/25/140125234259_bearded_singer_144x81_xxx_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>محکومیت ۱۲ فرد متهم به پیروی از جریان سلفیه در تاجیکستان</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/01/25/140125234258_bearded_singer_304x171_xxx_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">پیروان سلفیه در تاجیکستان عمدتا با داشتن ریش نامرتب و پوشش لباس متفاوت از دیگران تشخیص داده می‌شوند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="xxx"/>
            </div>
            <p>دادگاه عالی تاجیکستان یک گروه ۱۲ نفری از اتباع این کشور را که به پیروی از جریان سلفیه متهم شده بودند، به زندان و پرداخت جریمه محکوم کرده است.</p>
            <p>طبق اطلاع دفتر مطبوعاتی دادگاه عالی، حکم این افراد ۲۲ سپتامبر اعلام شده و هم اکنون قرار است به اجرا درآید.</p>
            <p>جریان سلفیه در تاجیکستان از سال ۲۰۰۹ ممنوع شده و تا حال دهها پیرو این جریان برای مهلت‌های مختلف روانه زندان شده‌اند.</p>
            <p>صاحب‌نظران می‌گویند که گذاشتن ریش نامرتب و پوشش لباس ویژه از سوی مردان سلفی، در وقت ادای نماز با صدای بلند “آمین” گفتن و گذاشتن دست بر روی سینه به هنگام ادای نماز از جمله عاداتیست که به پیروان سلفیه نسبت داده می‌شوند.</p>
            <p>منابع دادگاه عالی تاجیکستان می‌گویند رهبری گروهی را که اخیرا محکوم شد، کریمجان دولتف، یک ساکن شهر دوشنبه، به عهده داشته و به این دلیل او برای ۱۰ سال به زندان محکوم شده است.</p>
            <p>یوسف طاهرف، ایوب شریف‌اف، جمال‌الدین و کمال‌الدین لایق‌اف، حبیب‌الله رحمان‌اف، انور لشکراف و رحمت‌الله‌ غلامف، از اعضای دیگر این گروه، به مدت سه سال روانه زندان شده‌اند.</p>
            <p>ولی دادگاه قربان‌علی و علم‌شاه لایق‌اف، ظریف‌خان یوسف‌اف و فیض‌الله شمس‌الله‌یف را جریمه و در تالار دادگاه آزاد کرده است. هر کدام از این افراد باید مبلغ ۶۰ هزار سامانی به دولت بسپارند.</p>
            <p>به گفته منابع دادگاه، همه محکومان از ساکنان شهر دوشنبه و نواحی اطراف آن می‌باشند.</p>
            <p>سلفیها در تاجیکستان از حدود ده سال پیش از خود درک (اطلاع) دادند و از آن زمان در رسانه‌ها و محافل مذهبی با روحانیان سنتی حنفی در مسائل دینی وارد بحث می‌شدند.</p>
            <p>در سال ۲۰۰۹ دادگاه ایشان سراج‌الدین، یک روحانی را که رهبر سلفیها در تاجیکستان خوانده می‌شد، و همچنین پسر او را روانه زندان کرد. بعد از چند سال زندان این دو نفر آزاد شدند.</p>
            <p>اما تا حال در باره دست داشتن پیروان سلفیه در فعالیتهای غیرقانونی در تاجیکستان گزارش نشده است. با وجود این، مقامات از گسترش این جریان اظهار نگرانی می‌کنند.</p>
            <p>طبق گزارشها، در این اواخر در مناطق مختلف تاجیکستان مأموران امنیتی و انتظامی کارزار موسوم به "ریش‌تراشی اجباری" مردان مذهبی را به راه انداخته‌اند. هرچند مقامات ادعای راه‌اندازی چنین کارزاری را رد می‌کنند.</p>
            <p>مدافعین حقوق بشر می‌گویند که "ریش‌تراشی اجباری" ناقض حقوق و آزادیهای مدنی شهروندان، تجاوز به حریم خصوصی آنها و مغایر با قوانین این کشور است. ولی گزارشها حاکیست که این امر در برخی از مناطق تاجیکستان همچنان ادامه‌ دارد.</p>
            <p>برخی از تحلیل‌گران می‌گویند که مقامات تاجیکستان نسبت به عناصر و نمادهای مذهبی، مانند داشتن ریش نامرتب از سوی مردان و پوشش حجاب یا روسری از سوی زنان حساسیت دارند.</p>
            <p>در گذشته از موارد اخراج دانش‌آموزان زن از مدارس و دانشگاههای تاجیکستان به خاطر پوشش اسلامی گزارش‌هایی منتشر شده است. بر اساس خبرهای رسیده، در برخی از مناطق مأموران پلیس اخیرا شعار و نوشته‌های مذهبی را از خودروها نیز برچیده‌اند.</p>
            <p>منتقدان دولت تاجیکستان می‌گویند که این تدابیر نه تنها مفید نیست که مضر هم هست، چون مقامات بیشتر به ظاهر مسئله سر و کار می‌گیرند، در حالیکه افکار افراطگرایانه در درون جامعه به خاطر سیاستهای ناکارآمد، و فقر و فساد هرچه بیشتر گسترش می‌یابد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-16:34734499</id>
      <dc:identifier>34734499</dc:identifier>
      <updated>2014-09-16T17:24:01+00:00</updated>
      <published>2014-09-16T11:14:41+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">کاهش انتقال پول از روسیه به تاجیکستان</title>
      <summary xml:lang="fa">بانک مرکزی روسیه خبر داده که میزان انتقال پول از این کشور به تاجیکستان امسال در مقایسه‌ با همین دوره در سال گذشته حدود ۱۰ میلیون دلار کاهش یافته است.</summary>
      <dc:subject>بانک مرکزی، روسیه، کاهش، انتقال پو</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/09/140916_rm_if_migrants_money.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2014/09/140916_rm_if_migrants_money.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/03/140903104243_money_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/03/140903104243_money_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/03/140903104243_money_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/03/140903104243_money_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <link rel="related" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2013/12/131217_ea_sq_iv_women_migration_juraeva.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="related" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2013/12/131217_ea_sq_iv_women_migration_juraeva.shtml"/>
         <dc:title>گوهر جوره‌یوا: زن تاجیک حامله‌ای که پول ندارد، به روسیه نرود</dc:title>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/12/11/131211124443_tj_gavhar_juraeva_144.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/12/11/131211124443_tj_gavhar_juraeva_144.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/12/11/131211124443_tj_gavhar_juraeva_144.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="گوهر جوره یوا" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/12/11/131211124443_tj_gavhar_juraeva_144.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>کاهش انتقال پول از روسیه به تاجیکستان</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/03/140903104243_money_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">پول مهاجران کاری تاجیک برای تأمین ثبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در تاجیکستان مهم ارزیابی می‌شود</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p/>
            <p>بانک مرکزی روسیه خبر داده که میزان انتقال پول از این کشور به تاجیکستان امسال در مقایسه‌ با همین دوره در سال گذشته حدود ۱۰ میلیون دلار کاهش یافته است.</p>
            <p>بانک مرکزی روسیه روز سه‌شنبه‌ ۱۶ سپتامبر آمار دقیقی را در باره میزان انتقال مبالغ به جمهوری‌های سابق شوروی منتشر کرد. این در حالیست که منابع رسمی تاجیکستان طی دو سال اخیر از اعلام چنین آمار خودداری می‌کنند.</p>
            <p>طبق اطلاع بانک مرکزی روسیه، از اوایل سال جاری به این سو یک میلیارد و ۶۶۸ میلیون دلار از روسیه به تاجیکستان منتقل شده است. در همین دوره در سال گذشته این رقم معادل یک میلیارد و ۶۷۷ میلیون دلار بوده است. یعنی، در سال جاری یک کاهش حدود ۱۰ میلیون دلاری مشاهده می‌شود.</p>
            <p>هرچند برخی از کارشناسان می‌گویند که چنین کاهش چندان چشم‌رس نیست و در طول سال می‌تواند به سمت مثبت تغییر یابد، ولی برخی دیگر از صاحب‌نظران تأکید می‌کنند که این امر می‌تواند نتیجه تحریمها علیه روسیه باشد.</p>
            <p>فیروز سعیداف، کارشناس مسائل اقتصادی، می‌گوید نباید فراموش کرد که در سال جاری روسیه مقررات جدید برای ورود مهاجران کاری را راه‌اندازی کرد و به این دلیل برخی از اتباع تاجیک نتوانستند وارد روسیه شوند.</p>
            <p>اخیرا امام‌الدین ستارف، سفیر تاجیکستان در روسیه، در صحبت با رسانه‌های این کشور خبر داد که در پی راه‌اندازی مقررات جدید حدود ۱۲۴ هزار نفر از اتباع تاجیک نتوانسته‌اند برای کار وارد روسیه شوند. احتمال می‌رود، این رقم تا ۳۰۰ هزار نفر افزایش یابد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/06/05/130605122149_tj_migrantstajik304.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">همه‌ساله حدود 1.5 میلیون از اتباع تاجیک برای جستجوی کار به مناطق مختلف روسیه سفر می‌کنند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>
               <br/>از جمله در گذشته اتباع تاجیک بعد از سه ماه اقامت و کار در روسیه می‌توانستند بعد از خروج از کشور، از مرز عبور کرده و دوباره وارد روسیه شوند. هم اکنون این امکان از بین رفته است.</p>
            <p>از سوی دیگر، کارشناسان می‌گویند که تحریم‌های کشورهای غربی علیه روسیه در رابطه با حوادث اوکراین به کاهش مشاغل برای مهاجران کاری منجر شده و بسیاری از آنها نمی‌توانند در روسیه برای خود مشاغل با حقوق مناسبی پیدا کنند.</p>
            <p>این در حالیست که همه‌ساله حدود ۱.۵ میلیون از اتباع تاجیک برای جستجوی کار به مناطق مختلف روسیه سفر می‌کنند. در سال گذشته مهاجران کاری تاجیک برای برآورده ساختن نیازهای خانواده‌های خود به تاجیکستان چهار میلیارد و ۱۵۴ میلیون دلار منتقل کرده بودند.</p>
            <p>اقتصاددانها می‌گویند که این رقم معادل ۵۰ درصد تولید ناخالص ملی تاجیکستان است و برای تأمین ثبات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در کشور اهمیت بارزی دارد.</p>
            <p>ولی در آمار بانک مرکزی روسیه رقم دیگری هم به نظر می‌رسد که جالب است. از اوایل سال جاری از تاجیکستان به روسیه ۲۵۴.۱ میلیون دلار منتقل شده است. ولی به گفته صاحب‌نظران، این مبلغ عمدتا مال تاجران است که برای خریداری کالا از تاجیکستان به روسیه منتقل می‌شود.</p>
            <p>صاحب‌نظران می‌گویند که کاهش چشم‌رس میزان انتقال پول مهاجران کاری به تاجیکستان و بازگشت احتمالی آنها به وطن می‌تواند برای دولت این کشور مشکلات زیادی ایجاد کند.</p>
            <p>شاید به همین دلیل در جریان سفر اخیر ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، به تاجیکستان موضوع شرایط فعالیت مهاجران کاری تاجیک در این کشور در محور مذاکرات بود.</p>
            <p>به گفته منابع رسمی، جانب روسیه قول داده است که امکان دادن اجازه ورود به حدود ۳۰۰ هزار تبعه تاجیک را که از این امتیاز محروم شده بودند، بررسی خواهد کرد.</p>
            <p>در همین حال، طبق اطلاع کمیته آمار جرگه کشورهای همسود میزان حقوق متوسط در تاجیکستان ۹۱۸ سامانی یا حدود ۱۸۰ دلار است. در روسیه این رقم معادل ۹۰۰ دلار می‌باشد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-23:34905361</id>
      <dc:identifier>34905361</dc:identifier>
      <updated>2014-09-23T19:04:23+00:00</updated>
      <published>2014-09-23T19:03:47+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="science" label="دانش و فن"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">چت کردن رایگان بدون اینترنت</title>
      <summary xml:lang="fa">چت کردن بدون اینترنت و بدون هزینه شاید یک شوخی به نظر بیاید.</summary>
      <dc:subject>چت</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/science/2014/09/140923_l93_chat.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923180252_chat_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923180252_chat_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923180252_chat_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923180252_chat_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140923_l93_chat_16x9_nb.asx"
                        fileSize="886324"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT3M15S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140923_l93_chat_16x9_bb.asx"
                        fileSize="5564627"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT3M15S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/chat_tanha_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="5083663"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M15S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/chat_tanha_16x9_med.mp4"
                        fileSize="9901050"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M15S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/chat_tanha_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="24477115"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M15S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140923_l93_chat.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>چت کردن رایگان بدون اینترنت</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>چت کردن بدون اینترنت و بدون هزینه شاید یک شوخی به نظر بیاید. اما یک شرکت آمریکایی اخیرا اپلیکیشنی را روانه بازار کرده که چنین امکانی را به کاربران می دهد. اپلیکیشن فایرچت یک برنامه رایگان است که به کاربران اجازه می دهد تا خارج از شبکه مخابرات و اینترنت با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این نرم افزار از سوی کاربران ایرانی هم مورد استقبال زیادی قرار گرفته است.</p>
            <p>محمدرضا کاظمی گزارش می دهد</p>
            <br/>
            <p>ویندوز میدیا پلیر نسخه ۹</p>
            <p>فلش پلیر نسخه ۹.۰.۱۱۵.۰ برای پخش ویدیوی فرمت h.۲۶۴</p>
            <p>اگر مشکلی با تماشای ویدیوها داشتید با ایمیل persian@bbc.co.uk با ما تماس بگیرید یا از طریق صفحه تماس با ما پیام خود را ارسال کنید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-22:34875929</id>
      <dc:identifier>34875929</dc:identifier>
      <updated>2014-09-22T17:37:36+00:00</updated>
      <published>2014-09-22T15:00:08+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="science" label="دانش و فن"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">بادام زمینی بوداده 'حساسیت بیشتری' ایجاد می کند</title>
      <summary xml:lang="fa">محققان دانشگاه اکسفورد می‌گویند احتمال ایجاد واکنش حساسیتی با خوردن بادام زمینی بو داده بیشتر از بادام زمینی خام است. این محققان می گویند بو دادن در دمای بالا و حرارت خشک ممکن است  است دستگاه ایمنی بدن را بیشتر تحریک کند.</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/science/2014/09/140922_peanut_allergy_roasted.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/science/2014/09/140922_peanut_allergy_roasted.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922165650_peanut_144x81_spl_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922165650_peanut_144x81_spl_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922165650_peanut_144x81_spl_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922165650_peanut_144x81_spl_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>بادام زمینی بوداده 'حساسیت بیشتری' ایجاد می کند</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922165650_peanut_512x288_spl.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">حساسیت زدایی کنترل شده اخیرا امید زیادی را در درمان حساسیت به بادام زمینی ایجاد کرده است </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="SPL"/>
            </div>
            <p/>
            <p>محققان دانشگاه آکسفورد می‌گویند احتمال ایجاد واکنش حساسیتی با خوردن بادام زمینی بو داده بیشتر از بادام زمینی خام است.</p>
            <p>این محققان که نتایج تحقیق خود را در نشریه آلرژی و ایمنی شناسی بالینی منتشر کرده‌اند می‌گویند بو دادن در دمای بالا و حرارت خشک ممکن است دستگاه ایمنی بدن را بیشتر تحریک کند.</p>
            <p>پروفسور کوئنتین ساتنتائو که این تحقیق زیر نظر او انجام شده می گوید: "تا جایی که ما می دانیم این نخستین بار است که مستقیما یکی از محرک های ایجاد حساسیت به بادام زمینی شناخته شده است."</p>
            <p>"ما می دانیم که احتمال حساسیت به بادام زمینی در کودکانی که در خانواده هایی با سابقه آلرژی به دنیا می آیند بیشتر است."</p>
            <p>به گفته دکتر امین مقدم، متخصص ایمنی شناسی و پژوهشگر اصلی این تحقیق، حرارت زیاد و خشک تغییراتی شیمیایی در مواد غذایی ایجاد می کند که به "واکنش مایارد" معروف است.</p>
            <p>در این واکنش حرارت باعث شکستن مولکول‌های قند شده و محصول آن با پروتئین واکنش نشان می‌دهد.</p>
            <p>واکنش مایارد همان چیزی است که با سرخ کردن گوشت، پختن نان و شیرینی، سرخ کردن سیب زمینی، بو دادن قهوه و کاراملی شدن شکر رنگ قهوه‌ای و مزه مطبوعی ایجاد می‌کند.</p>
            <p>دکتر مقدم به بی‌بی‌سی فارسی گفت: "با اینکه ایجاد آلرژی اغلب زمینه ژنتیکی دارد اما به نظر ما افزایش شدید حساسیت به بادام زمینی را که در سال های اخیر در مناطق مختلف دنیا دیده می‌شود، نمی‌توان فقط با زمینه ژنتیکی توضیح داد."</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922165801_peanut_512x288_gettyimages.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بجز بادام زمینی، گردو، فندق، بادام، پسته، بادام هندی و دانه‌های مشابه هم ممکن است حساسیت ایجاد کنند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty Images"/>
            </div>
            <p>"ما با این تحقیق نشان دادیم که فرآوری مواد غذایی که رواج بسیاری پیدا کرده است می‌تواند در افزایش میزان حساسیت‌های غذایی نقش داشته باشد."</p>
            <p>در بریتانیا حساسیت به بادام زمینی بین یک تا دو درصد است که در واقع شایعترین حساسیت غذایی در این کشور است.</p>
            <p>در ایران آمار دقیق ملی در این زمینه وجود ندارد اما به نظر می‌رسد حساسیت به مواد غذایی دیگر مثل تخم مرغ شایعتر از حساسیت به بادام زمینی باشد.</p>
            <h2>حساسیت به بادام زمینی</h2>
            <p>در برخی افراد سیستم ایمنی به درجات مختلف به برخی مواد غذایی واکنش نشان می‌دهد؛ در واقع بدن یک ماده طبیعی را بعنوان ماده‌ای مضر شناسایی و به آن حمله می‌کند.</p>
            <p>در حساسیت به بادام زیمنی بدن به پروتئین بادام زمینی واکنش نشان می‌دهد که می‌تواند خفیف یا شدید باشد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/01/30/140130155735_peanut_allergy_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">واکنش حساسیتی به بادام زمینی</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>واکنش شدید که به آن شوک آنافیلاکتیک می‌گویند بسیار خطرناک است و می‌تواند منجر به مرگ شود.</p>
            <p>با اینکه بیماری حساسیت به بادام زمینی نام دارد اما اغلب میتلایان به گردو، فندق، بادام، پسته، بادام هندی و دانه‌های مشابه حساسیت دارند. برخی از انواع حبوبات هم که پروتئینی شبیه بادام زمینی دارند برای این مبتلایان خطرناک هستند.</p>
            <p>معمولا بیماری بین ۱۴تا ۲۴ ماهگی تشخیص داده می‌شود. این بیماری در کسانی که اعضای خانواده‌شان سابقه اگزما، آسم و تب یونجه دارند بیشتر شایع است.</p>
            <p>این بیماری درمان ندارد و پرهیز مطلق از این مواد و دقت بسیار در خوردوخوراک اساس درمان را تشکیل می‌دهد.</p>
            <p>در واکنش خفیف احساس سوزن سوزن شدن لبها و دهان، تورم صورت، تهوع، کهیر، درد شکم و احساس گرفتگی گلو ظاهر می‌شود.</p>
            <p>در موارد شدید علاوه بر این موارد، تنگی نفس و خس‌خس سینه (مشابه آسم)، احساس وحشت و نزدیک بودن مرگ، تپش قلب و افت فشار خون ظاهر می شود که نیاز به درمان فوری دارد.</p>
            <p>مبتلایان به حساسیت به بادام زمینی در بریتانیا باید مچ‌بند مخصوص داشته باشند که حاوی اطلاعات ضروری و نوع بیماری‌شان است.</p>
            <p>علاوه بر این باید روی بسته‌بندی تمام محصولات غذایی درج شود که آیا حاوی بادام زمینی یا مواد مشابه هستند یا نه.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-19:34821275</id>
      <dc:identifier>34821275</dc:identifier>
      <updated>2014-09-19T16:56:28+00:00</updated>
      <published>2014-09-19T16:13:55+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="business" label="اقتصاد"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">علی‌بابای چینی در بورس نیویورک بالا رفت</title>
      <summary xml:lang="fa">سهام شرکت چینی علی‌بابا در اولین روز عرضه در بورس نیویورک به طور چشمگیری بالاتر از قیمت پایه‌ به فروش رسید. علی‌بابا، که خدمات خرید و فروش اینترنتی ارائه می‌دهد، دیروز ۶۸دلار قیمت‌گذاری شده بود اما امروز هر سهم به بهای ۹۱ دلار فروخته شد.</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/business/2014/09/140919_l45_alibaba_stock_market.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/business/2014/09/140919_l45_alibaba_stock_market.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/19/140919163328_alibaba_ny_144x81_getty_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/19/140919163328_alibaba_ny_144x81_getty_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/19/140919163328_alibaba_ny_144x81_getty_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/19/140919163328_alibaba_ny_144x81_getty_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>علی‌بابای چینی در بورس نیویورک بالا رفت</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/19/140919163328_alibaba_ny_624x351_getty.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">جک ما، موسس و رئیس علی‌بابا در اولین عرضه سهام این شرکت در بورس نیویورک</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p>سهام شرکت چینی علی‌بابا در اولین روز عرضه در بورس نیویورک به طور چشمگیری بالاتر از قیمت پایه‌ به فروش رسید.</p>
            <p>علی‌بابا، که خدمات خرید و فروش اینترنتی ارائه می‌دهد، دیروز ۶۸دلار قیمت‌گذاری شده بود اما امروز هر سهم آن به بهای ۹۱ دلار فروخته شد.</p>
            <p>جک ما، موسس و رئیس این شرکت در آغاز عرضه سهام علی بابا در بورس نیویورک حاضر بود. پارچه‌هایی با نشان این شرکت هم از ساختمان بورس آویخته شده بود.</p>
            <p>علی‌بابا در نخستین روز عرضه سهامش ۲۱.۸میلیارد دلار سرمایه جلب کرد. رقمی که به وضوح حاکی از علاقه سرمایه‌گذاران به این شرکت بزرگ خرید و فروش آنلاین است.</p>
            <p>با قیمتی که هم‌اکنون سهام علی‌بابا دارد ارزش آن را تا ۱۶۸ میلیارد دلار تخمین می‌زنند، میزانی که به طور چشمگیری از ارزش شرکت آمازون، که حدود ۱۵۰میلیارد دلار برآورد می‌شود، بالاتر است.</p>
            <p>بیش از ۸۰درصد خرید و فروش‌های اینترنتی در چین از طریق علی‌بابا انجام می‌گیرد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-19:34816380</id>
      <dc:identifier>34816380</dc:identifier>
      <updated>2014-09-19T14:37:11+00:00</updated>
      <published>2014-09-19T13:53:32+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="business" label="اقتصاد"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">خانه در ایران گران شد مستاجران بیشتر شدند</title>
      <summary xml:lang="fa">مرکز آمار ایران گزارش داده که در شش ماه دوم سال گذشته در حالی که قیمت خرید و فروش واحدهای مسکونی بیشتر از ۱۵ درصد افزایش پیدا کرده متوسط اجاره بهار نیز ۱۴.۲ درصد رشد داشته است.</summary>
      <dc:subject>مسکن، اجاره، خرید، ایران، مستاجر، مسکن مهر، مرکز آمار ایران</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/business/2014/09/140919_housing_iran.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/business/2014/09/140919_housing_iran.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/19/140919140839_housing_iran_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/19/140919140839_housing_iran_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/19/140919140839_housing_iran_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/19/140919140839_housing_iran_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>خانه در ایران گران شد مستاجران بیشتر شدند</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/19/140919135838_housing_iran_512x288_isna.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="ISNA"/>
            </div>
            <p>مرکز آمار ایران گزارش داده که در شش ماه دوم سال گذشته هم قیمت خرید و فروش واحدهای مسکونی بیشتر از ۱۵ درصد افزایش پیدا کرده، هم متوسط اجاره بهای واحدهای مسکونی۱۴.۲درصد رشد داشته است.</p>
            <p>بنابر این گزارش، متوسط قیمت هر متر مربع واحد مسکونی معامله شده در سطح کشور یک میلیون و ۴۱۹ هزار تومان بوده است. بیشترین قیمت هر متر مربع واحد مسکونی در میان استانهای کشور را استان تهران داشته که هر متر مربع سه میلیون و ۲۰۵ هزار تومان بوده و کمتر آن مربوط به استان کهگیلویه و بویراحمد با بیش از ۱۸۵ هزار تومان بوده است.</p>
            <p>نکته جالب توجه این است که بیشترین قیمت یک متر مربع واحد مسکونی معامله شده مربوط به استان تهران بوده که درآن هر متر مربع واحد مسکونی به قیمت ۲۳ میلیون و ۲۴۳ هز ار تومان معامله شده است و کمترین قیمت واحد مسکونی در سراسر کشور مربوط به استان بوشهر بوده که هر متر مربع ده هزار تومان خرید و فروش شده است.</p>
            <p>گزارش مرکز آمار نشان می دهد که در پائیز و زمستان سال گذشته همزمان با افزایش قیمت واحدهای مسکونی، میزان معاملات در سطح کشور بیشتر از ۳۲ درصد کاهش پیدا کرده است.</p>
            <p>بیشترین میزان کاهش معاملات مربوط به ترتیب استان البرز با بیش از ۵۴ درصد، خراسان رضوی با ۴۶ درصد، آذربایجان غربی با ۴۵ درصد، تهران با ۳۷ درصد، اصفهان با ۳۷ درصد، زنجان با بیش از ۳۴ درصد، قم با بیش از ۳۳ درصد، سمنان و گیلان هم با بیش از ۳۰ درصد بوده است.</p>
            <p>بعد از یک دوره رکود در بازار مسکن، دو سال پیش بعد از وقوع بحران ارزی و تشدید تورم، قیمت زمین و مسکن دوباره افزایش چشمگیری پیدا کرد.</p>
            <p>دولت محمود احمدی نژاد پیش از این با تزریق نزدیک به ۵۰ هزار میلیارد تومان به طرح مسکن مهر سعی کرد تا بازار مسکن را که در سالهای اول به قدرت رسیدنش شوک بزرگی را تجربه کرده بود، آرام کند اما سال گذشته دوباره وضعیت از کنترل خارج شد.</p>
            <p>در این برنامه ساخت بیش از دو میلیون واحد مسکونی پیش بینی شده بود اما اکنون دولت روحانی می گوید که بخش عمده ای از این واحدها در مناطقی ساخته شده اند که امکانات اولیه ای نظیر آب و برق و گاز ندارند.</p>
            <p>ساخت این واحدها در دوره ای باعث بهبود وضعیت ساخت و ساز شد اما دخالت گسترده دولت در ساخت مسکن، به گونه بود که به محض کنار کشیدن دولت از بازار مسکن، رکود دوباره به بازار مسکن بازگشت.</p>
            <h2>افزایش مستاجران</h2>
            <p>گزارش مرکز آمار نشان می دهد که همزمان با افزایش قیمت واحدهای مسکونی در سراسر کشور در نیمه دوم سال گذ شته میزان اجاره بها بیش از ۱۴ درصد افزایش پیدا کرده است.</p>
            <p>بنابر همین گزارش، در این دوره معاملات مربوط به اجاره نزدیک به ۲۵ درصد شده است. این می تواند به این معنی باشد که تعداد بیشتری به جمع مستاجران پیوسته اند.</p>
            <p>گزارش مرکز آمار ایران نشان می دهد که اجاره بها در استان تهران بیش از ۴۹ درصد افزایش پیدا کرده است. میزان افزایش اجاره بها در تهران از آن جهت اهمیت دارد که تقریبا نیمی از معاملات اجاره کل کشور مربوط به استان تهران است.</p>
            <p>بنابر این گزارش، متوسط اجاره ماهانه بهای یک متر مربع واحد مسکونی در کل کشور شش هزار و ۶۳۲ تومان بوده است.</p>
            <p>این در حالی است که گرانترین اجاره مربوط به استان تهران است که در آن هر متر مربع به قیمت ۸۹هزار و ۹۷۴ تومان اجاره داده شده است.</p>
            <p>اگر فرض کنیم این خانه یکصد مترمربع مساحت دارد، اجاره ماهانه آن تقریبا نزدیک به ۹ میلیون تومان است.</p>
            <p>البته میانگین اجاره یک متر مربع واحد مسکونی در تهران ۱۴ هزار و ۶۰۴ تومان بوده است یعنی یک واحد ۱۰۰ متری ماهانه در تهران به طور متوسط حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان اجاره داده می شود.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-21:34847795</id>
      <dc:identifier>34847795</dc:identifier>
      <updated>2014-09-21T11:39:54+00:00</updated>
      <published>2014-09-21T10:58:34+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">'امروز' به عنوان نماینده سینمای ایران در اسکار معرفی می‌شود</title>
      <summary xml:lang="fa">هیئت انتخاب فیلم‌های ایرانی برای معرفی به آکادمی علوم و هنرهای سینمایی (اسکار) نهایتا از میان ده فیلمی که به مرحله نهایی رسیده بودند، فیلم امروز ساخته رضا میرکریمی را به عنوان نماینده سینمای ایران انتخاب کرد.</summary>
      <dc:subject>اسکار، فیلم ایرانی، کمیته انتخاب فیلم های ایرانی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140921_l51_cinema_oscar_today_mirkarimi.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2014/09/140921_l51_cinema_oscar_today_mirkarimi.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/21/140921111729_1_144x81_a_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/21/140921111729_1_144x81_a_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/21/140921111729_1_144x81_a_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/21/140921111729_1_144x81_a_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>'امروز' به عنوان نماینده سینمای ایران در اسکار معرفی می‌شود</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/21/140921111411_1_624x351_isna.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">این سومین بار است که فیلمی از رضا میرکریمی به عنوان نماینده سینمای ایران به اسکار معرفی می شود</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Isna"/>
            </div>
            <p>هیئت انتخاب فیلم‌های ایرانی برای معرفی به آکادمی علوم و هنرهای سینمایی (اسکار) نهایتا از میان ده فیلمی که به مرحله نهایی رسیده بودند، فیلم امروز ساخته رضا میرکریمی را به عنوان نماینده سینمای ایران انتخاب کرد.</p>
            <p>امیر اسفندیاری، سخنگوی این هیئت گفت: "<strong>امروز</strong> به عنوان فیلمی ساخته یکی از کارگردانان شاخص نسل میانه پس از اکران موفق در ایران، در نمایش افتتاحیه بین المللی در جشنواره تورنتو نیز بازخوردهایی قابل تامل داشته است... که در نهایت اعضای هیئت با بررسی تمام جوانب، از میان گزینه‌های مذکور، فیلم <strong>امروز</strong> را برای معرفی به فرهنگستان علوم و هنرهای سینمایی برگزیدند."</p>
            <p>این سومین بار است که فیلمی از رضا میرکریمی به عنوان نماینده سینمای ایران به اسکار انتخاب می‌شود.</p>
            <p> دو سال پیش <strong>یه حبه قند</strong> ساخته دیگری از رضا میرکریمی برای معرفی به اسکار انتخاب شد، اما مسئولان سینمایی ایران نهایتا تصمیم گرفتند که اسکار را تحریم کنند و این فیلم را به آکادمی معرفی نکنند.</p>
            <p>دلیل این تحریم از سوی محمد حسینی، وزیر ارشاد وقت اعتراض به ساخته شدن فیلمی توهین‌آمیز به پیامبر اسلام در آمریکا اعلام شد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/09/140909111615_1_304x171_tiff.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">پرویز پرستویی در امروز</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="TIFF"/>
            </div>
            <p/>
            <p>
               <strong>امروز</strong> داستان یک راننده تاکسی میانسال است که با زنی حامله و تنها که به او پناه آورده مواجه شده و تصمیم می‌گیرد او را به بیمارستان برساند.</p>
            <p>پزشک و کارکنان بیمارستان پیشداوری‌هایی گوناگون در باره راننده و ارتباطش با زن دارند، اما در مقابل سوالات خود فقط با سکوت راننده روبرو می‌شوند.</p>
            <p>پرویز پرستویی و سهیلا گلستانی بازیگران اصلی این فیلم هستند.</p>
            <p>هیئت انتخاب فیلم‌های ایرانی ۵۸ فیلم به نمایش در آمده در ایران در یک سال گذشته را ارزیابی و در مرحله اول ده فیلم را برگزید.</p>
            <p>این هیئت در مرحله نخست ۱۰ فیلم "آذر، شهدخت، پرویز و دیگران" به کارگردانی بهروز افخمی، "استرداد" به کارگردانی علی غفاری، "امروز" به کارگردانی رضا میرکریمی، "برف" به کارگردانی مهدی رحمانی،‌ "تنهای تنهای تنها" به کارگردانی احسان عبدی پور، "چ" به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا،‌ "خسته نباشید" به کارگردانی افشین هاشمی، "خط ویژه" به کارگردانی مصطفی کیایی، "زندگی مشترک آقای محمودی و بانو" روح الله حجازی و "سر به مهر" به کارگردانی هادی مقدم دوست را برای بررسی بیشتر انتخاب کرد.</p>
            <p>در هیئت انتخاب فیلم های ایرانی حبیب احمدزاده نویسنده و استادیار دانشگاه، امیر اسفندیاری معاون بین الملل بنیاد سینمایی فارابی، احمد امینی کارگردان، آرش امینی مدیرکل امور بین الملل سازمان سینمایی، امین تارخ بازیگر، ایرج تقی پور تهیه کننده، پرویز شیخ طادی نویسنده و کارگردان، محمد باقر قهرمانی مدرس دانشگاه و مجید میرفخرایی طراح صحنه و لباس حضور دارند.</p>
            <p>طبق مقررات آکادمی فیلم های معرفی شده برای این بخش باید حداقل هفت روز پیاپی از تاریخ اول اکتبر ۲۰۱۳ تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴ در سینماهای آن کشور اکران شده باشند.</p>
            <p>پیشتر <strong>چند متر مکعب عشق</strong> ساخته جمشید محمودی مشترک ایران و افغانستان به عنوان نماینده سینمای افغانستان<a href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2014/09/140911_k03_afghan_movie_introduced_to_oscar.shtml">

 انتخاب شده بود.</a>
            </p>
            <h2>سینمای ایران و اسکار</h2>
            <p>
               <strong>دایره مینا</strong> ساخته داریوش مهرجویی محصول سال ۱۳۵۶ نخستین نماینده سینمای ایران بود که به آکادمی معرفی شد.</p>
            <p>بیش از یک دهه پس از انقلاب دوباره روند معرفی فیلم های ایرانی به آکادمی از سر گرفته شد و فیلم هایی چون <strong>زیر درختان زیتون، بادکنک سفید، گبه، بچه های آسمان، رنگ خدا، زمانی برای مستی اسبها، باران، من ترانه ۱۵ سال دارم، نفس عمیق، لاک پشت ها پرواز می کنند، خیلی دور خیلی نزدیک، کافه ترانزیت، میم مثل مادر، آواز گنجشک ها، درباره الی، بدرود بغداد، جدایی نادر از سیمین </strong>و <strong>گذشته</strong> به آکادمی معرفی شدند.</p>
            <p>اما بزرگترین موفقیت سینمای ایران در آکادمی به سه سال پیش باز می گردد که فیلم <strong>جدایی نادر از سیمین،</strong> ساخته اصغر فرهادی به عنوان اولین فیلم ایرانی توانست نخستین اسکار را در بخش بهترین فیلم غیر زبان انگلیسی برای سینمای ایران به ارمغان آورد.</p>
            <p>این فیلم علاوه بر نامزدی در این بخش، برای دریافت اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی نیز نامزد شده بود.</p>
            <p>پیش از آن درخشان ترین سال حضور ایران در اسکار را به ۱۳۷۷باز می گردد که فیلم <strong>بچه های آسمان</strong> به کارگردانی مجید مجیدی به جمع پنج فیلم نهایی برای دریافت اسکار بهترین فیلم غیر زبان انگلیسی راه یافت.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-23:34890402</id>
      <dc:identifier>34890402</dc:identifier>
      <updated>2014-09-23T11:11:10+00:00</updated>
      <published>2014-09-23T10:20:25+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">قهرمانی یکه یا فیلمسازی وابسته؟ چرا حاتمی‌کیا معترض است</title>
      <summary xml:lang="fa">چند شب پیش، نخستین حضور ابراهیم حاتمی‌کیا در برنامه تلویزیونی "هفت" جنجال آفرین شد. طبق روال ماه‌های اخیر، او این بار هم به فیلمسازان "جشنواره‌ای" تاخت، از "اقلیت بودن" خود در "هرمِ لعنتیِ سینما" سخن گفت و از "آقا مرتضی" -مرتضی آوینی- و جای خالی او یاد کر</summary>
      <dc:subject>حاتمی‌کیا، چمران، سینما</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140923_l51_hatamikia_cinema_chamran.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2014/09/140923_l51_hatamikia_cinema_chamran.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923110228_hatamikia_144x81_fars_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923110228_hatamikia_144x81_fars_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923110228_hatamikia_144x81_fars_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923110228_hatamikia_144x81_fars_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>قهرمانی یکه یا فیلمسازی وابسته؟ چرا حاتمی‌کیا معترض است</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">مهدیس امیری</p>
                  <p class="role">روزنامه‌نگار</p>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923110519_hatamikia_512x288_fars.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">فیلم "چ" پنج سیمرغ بلورین جشنواره فجر را به خود اختصاص داد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Fars"/>
            </div>
            <p/>
            <p>چند شب پیش، نخستین حضور ابراهیم حاتمی‌کیا در برنامه تلویزیونی "هفت" جنجال آفرین شد. طبق روال ماه‌های اخیر، او این بار هم به فیلمسازان "جشنواره‌ای" تاخت، از "اقلیت بودن" خود در "هرمِ لعنتیِ سینما" سخن گفت و از "آقا مرتضی" -مرتضی آوینی- و جای خالی او یاد کرد.</p>
            <p>هرچند حاتمی‌کیا نامی از کسی نبرد، اما توصیفاتش آنقدر گویا بود که بینندگان دریابند یکی از هدف‌های حملات تند و تیز او، فیلم "گیلانه" ساخته "رخشان بنی‌اعتماد" است- کارگردانی که از قضا چندی پیش شیر نقره‌ای جشنواره ونیز را بابت فیلم "قصه‌ها" از <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140910_l51_venice_tales_bani_etemad_cinema.shtml">

آن خود کرده بود</a>. با وجود اینکه "گیلانه" به عنوان اثری منسوب به سینمای جنگ بارها مورد تحسین قرار گرفته است؛ حاتمی‌کیا آن را اثری تلخ و ناامید خواند که با به تصویر کشیدن رنج‌های مادرِ یک مجروحِ جنگی، بیننده را به این نتیجه می‌رساند که "اشتباه کردیم جنگیدیم".</p>
            <p>حاتمی‌کیا در سخنانش سینماگران ایرانی را به سه گروه تقسیم کرد؛ سینماگرانِ سینمای بدنه که سینما "دکان" آنهاست، گروهی از جمله خودش که از روی "دَرد" قدم به وادی سینما گذاشته‌اند و در آخر کسانی که به سینمای "جشنواره‌ای و روشنفکری" تعلق دارند. به زعم او گروه آخر کسانی هستند که "با آن طرف آب در ارتباطند"، "همیشه دلارشان می‌رسد"، "مارکوپولو هستند و در آن سوی آبها رنگ عوض میکنند" و در مقابل آنها سینماگران "صاحب درد"، مظلوم واقع شده‌اند.</p>
            <p>او در ادامه اعتراضاتش به فیلم‌های "جشنواره‌ای"، به کیانوش عیاری نیز تاخت و او را متهم کرد در فیلم "آبادانی‌ها" -که بیش از ۲۰ سال پیش ساخته شده- ایران را به ایتالیای دوران فاشیسم تشبیه کرده است.</p>
            <p>او افزود در آن زمان تلاش کرده مانع از ارسال این فیلم – که ایران را "ذلیل" می‌کرد- به جشنواره لوکارنو شود، اما مسئولان سینمایی وقت به "داد و فریاد" او توجهی نکردند.</p>
            <h2>'حسادت' یا اصولگرایی؟</h2>
            <p/>
            <p>عکس‌العمل‌های شدید حاتمی‌کیا نسبت به کارگردانان مستقل و خصوصا آن دسته از آنها که به جوایز بین‌المللی دست می‌یابند تازگی ندارد. موفقیت جهانی بی‌‌سابقه فیلم "جدایی نادر از سیمین" در سال ۸۹، علیرغم هیجانی که در میان مخاطبان و اصحاب سینما در ایران برانگیخت؛ کام ابراهیم حاتمی کیا را چنان تلخ کرد که او را به واکنش واداشت.</p>
            <p>حاتمی‌کیا خود کمتر از دو دهه پیش با فیلم "آژانس شیشه‌ای" -که بسیاری آن را بهترین فیلم او می‌دانند- بختش را در جشنواره فیلم برلین آزموده و ناکام مانده بود؛ با این حال پس از موفقیت "جدایی نادر از سیمین" در این جشنواره، بشدت به کارگردان آن تاخت و در نامه‌ای سرگشاده به بهانه تقدیر از فیلم "یک حبه قند"، اصغر فرهادی را فیلمسازی "تلخ‌کام" خواند که در صفِ "سفارتِ خرس‌نشان" ایستاده و "متقاضی پناه به سرزمین همیشه ابری" است.</p>
            <p>این نامه اعتراض بسیاری از دست‌اندرکاران سینما را –که به موفقیت فرهادی به عنوان سینماگری ایرانی می‌بالیدند- برانگیخت؛ چندین منتقد سینما از عدم صداقت حاتمی‌کیا و "کینه‌توزی" او سخن گفتند و کیومرث پوراحمد نیز اظهارات حاتمی‌کیا را ناشی از "حسادت" خواند و از او پرسید: "اگر فیلمت جهانی نشد به اصغر فرهادی چه مربوط است". اما این پایان ماجرای دعوای او با فیلمسازان مستقل و حساسیت وسواس‌گونه‌اش به جوایز بین‌المللی نبود.</p>
            <h2>'چ' و غائله جشنواره سی و دوم</h2>
            <p>حاتمی‌کیا طی ماه‌های اخیر در هر موقعیتی که توانست در لفافه طعنه یا به صراحت فرهادی را بابت استقبال جهانی از آثارش به شدت مورد حمله قرار داد، از جمله در جشنواره فجر سال گذشته و در نشست مطبوعاتی فیلم "چ" گفت که بودجه ۶ میلیاردی فیلمش ازطرف "سفارت هلند و جشنواره برلین" نیامده و ریال به ریال آن توسط "نظام جمهوری اسلامی" پرداخته شده است.</p>
            <p>درست در زمانی که سینماگران و سازمان سینمایی دولت یازدهم با هم از در همراهی درآمده و در تلاش بودند این جشنواره به هر قیمتی از طوفان تهدیدات و مخالفت‌های محافظه‌کاران تندرو سرِ سلامت به در ببرد، حاتمی‌کیا همصدا با جریان‌های اصولگرا به "فضای سیاه سینمای ایران" حمله کرد و آن را ناشی از تاثیرات جشنواره‌های خارجی خواند و اندکی بعد نیز از "زاویه گرفتن جشنواره فجر" از "جریان انقلاب" و لزوم تغییر نام آن به "جشنواره ایرانی" سخن گفت.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923110258_hatamikia_304x171_fars.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">پس از جشنواره سی و دوم فجر حاتمی‌کیا به خاطر فیلم "چ" بارها و بارها از سوی نهادها و گروه‌های منسوب به اصولگرایان برای سخنرانی دعوت شده، مورد تقدیر قرار گرفت</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Fars"/>
            </div>
            <p/>
            <p>هرچند در نهایت علیرغم تمام حاشیه‌های فیلم "چ" پنج سیمرغ بلورین جشنواره فجر را به خود اختصاص داد؛ اما کارگردان در مراسم اختتامیه حاضر نشد و پس از آن بارها از "نادیده گرفته شدن" فیلمش به تندی گلایه کرد.</p>
            <p>کمی بعد از جشنواره و در جریان نمایش "چ" در یکی از دانشگاه‌‌های تهران، حاتمی‌کیا در توضیح دلیل غیبت خود گفت که "اراده‌ای در کار بوده" تا در جریان اختتامیه او را وادار کنند "از دست رئیس جمهور" جایزه بگیرد و به این ترتیب "فیلمسازی وابسته" معرفی شود اما او با "هوشمندی" و "به نامِ نامی بچه‌های جنگ"، "غریب" کنار ایستاده و جلو نیامد.</p>
            <p>به نظر می‌رسد اشاره حاتمی‌کیا به وعده‌ای است که در مورد "جایزه ویژه ریاست جمهوری" به او داده شده بود تا رضایت او -که جوایز بیشتری را حق خود می‌دانست- جلب شود.</p>
            <p>علی معلم، از اعضای هیئت انتخاب جشنواره فجر از جمله کسانی بود که به آنچه " بیانات قیم‌مابانه تبلیغاتی و سوزناک" حاتمی‌کیا طی جشنواره می‌خواند به تندی عکس‌العمل نشان داد و او را "بچه لوس سینما"ی ایران خواند که علیرغم بهره‌مندی از همه امکانات همیشه در حال شکایت است.</p>
            <p>حجت‌الله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی نیز در همان زمان به طعنه گفته بود که درست نمی‌داند چرا حاتمی‌کیا "مظلوم" است و اگر بداند برای رفع این "مظلومیت" تلاش خواهد کرد.</p>
            <p>پس از جشنواره سی و دوم فجر حاتمی‌کیا به خاطر فیلم "چ" بارها و بارها از سوی نهادها و گروه‌های همسو با اصولگرایان برای سخنرانی دعوت شده، مورد تقدیر قرار گرفت و هر بار هم در سخنانش به طرق مختلف از "از میان رفتن ارزش‌ها" و "خطراتی که عرصه فرهنگ را تهدید می‌کند" سخن گفت، سخنانی که با استقبال و پوشش خبری رسانه‌های نزدیک به اصولگرایان مواجه شد.</p>
            <p/>
            <p>از جمله در برنامه تلویزیونی راز که اوایل امسال و همزمان با بالاگرفتن حمله اصولگرایان به وزارت ارشاد پخش می‌شد، حاتمی‌کیا با اشاره به ابراز نگرانی رهبر ایران در مورد حوزه فرهنگ گفته بود "خدا کند به اخطار آقا (آیت الله خامنه‌ای) توجه کنند" و افزود وگرنه خودش وادار خواهد شد که باز هم "سر و صدا" به راه بیاندازد.</p>
            <p>این بار هم او ضمن اینکه خود را "یتیم حوزه فرهنگی" خواند، به شدت به کسانی که "دوپاسپورته‌های فرهنگی" می‌نامید تاخت و "جدایی نادر و سیمین" را اثری "ناامید کننده" و ساخت آن را "نهایت بی‌اخلاقی" دانست.</p>
            <p>با نزدیک شدن به موعد معرفی آثار به آکادمی اسکار و جای گرفتن فیلم "چ" در میان کاندیداها، حاتمی‌کیا نیز در آستانه مطرح شدن در رویدادی سینمایی قرار گرفت که پیشتر بارها آن را مورد انتقاد قرار داده و "سیاسی" خوانده بود؛ اما هیچ اقدامی به نشانه اعتراض و برای خارج کردن فیلم از وی سر نزد.</p>
            <p>رسانه‌های اصولگرا و منتقدان همیشگی جشنواره‌های بین‌المللی نیز تلاش کردند تا این فیلم از سوی ایران برای شرکت در اسکار معرفی شود از جمله خبرگزاری فارس در مطلبی با ارائه پنج دلیل –از جمله "استقبال مخاطب" و "ارتباط موضوع با ایران"- "چ" را مناسب‌ترین فیلم برای حضور در اسکار خواند.</p>
            <p>اما هیئت انتخاب در نهایت به این فیلم روی خوش نشان نداد و فیلم "امروز" را به عنوان <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140921_l51_cinema_oscar_today_mirkarimi.shtml">

نماینده ایران برگزید</a>.</p>
            <h2>قهرمانی یکه و تنها یا فیلمسازی وابسته؟</h2>
            <p>هرچند حاتمی کیا ترجیح می‌دهد پشت تریبون‌ها خود را مستقل، بی‌ پشت و پناه و صرفا سخنگوی "بچه‌های جنگ" معرفی کند و از جریانهای سیاسی اعلام برائت کند؛ اما شواهد حاکی از همراهی و همسویی او با یک جناح سیاسی کاملا مشخص است.</p>
            <p>فیلم "چ" با مشارکت سازمان فرهنگی-هنری اوج که از موسسات وابسته به سپاه پاسداران به شمار می‌آید ساخته شد. این فیلم که با هزینه ۶ میلیارد تومانی ساخته شد، کمتر از دو میلیارد تومان در گیشه درآمد داشت؛ هرچند تبلیغات شهری بسیار گسترده و پرهزینه‌ای برای آن انجام شد و صدا و سیما علاوه بر آنونس تبلیغاتی، تمام هیاهوهای پیرامون آن را هم سخاوتمندانه پوشش داد- تا آنجا که حاتمی‌کیا از عزت‌الله ضرغامی بابت اینکه "غیرتمندانه پای فیلم ایستاد" تشکر کرد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923110048_hatamikia_304x171_fars.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">عکس‌العمل‌های شدید حاتمی‌کیا نسبت به کارگردانان مستقل و خصوصا آن دسته از آنها که به جوایز بین‌المللی دست می‌یابند تازگی ندارد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Fars"/>
            </div>
            <p/>
            <p>روایت فیلم "چ" از درگیری‌های رخ داده در پاوه چنان با روایت رسمی سازگار بود که حاتمی‌کیا به گفته خودش به نزد رهبر ایران فراخوانده شد و با "چهره‌ای بشاش" مورد استقبال و تفقد قرار گرفت و سرلشکر قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران نیز با ارسال "دل‌نوشته"ای از او برای ساخت این فیلم سپاسگزاری کرد.</p>
            <p>هرچند حاتمی‌کیا پیش‌تر از تلاش خود برای نمایش "فریاد تظلم‌خواهی عزیزانِ کرد" در فیلمش سخن گفته بود، به نظر می‌رسد روایت او از وقایع چندان شباهتی به تجربیاتِ ساکنان مناطق کردنشین -که در دل درگیری‌های به نمایش درآمده در فیلم زیسته‌اند- ندارد، تا آنجا که گفته می‌شود حاتمی‌کیا برای یافتن بازیگران کردزبان، با مشکل مواجه شده است.</p>
            <p>حاتمی کیا البته مصر است که "دو دو تا، چهارتا" نمی‌داند و اهل حسابگری نیست اما در سینمای ایران، حساب فیلم‌ها هرگز از جنجال‌های سیاسی پیرامون آنها و سازندگانشان جدا نبوده؛ در نتیجه شاید حواشی از این دست و همراهی او با جریان اصولگرا در حمله به سازمان سینمایی، دولت و فیلمسازان مستقل، در جایگاه حاتمی‌کیا در معادلات سیاسی-فرهنگی و همینطور پروژه‌های بعدی او تاثیر خود را بگذارد. ‌</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-25:34931284</id>
      <dc:identifier>34931284</dc:identifier>
      <updated>2014-09-25T09:54:11+00:00</updated>
      <published>2014-09-25T00:52:21+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="sport" label="ورزش"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">لحظه به لحظه با روز ششم بازی‌های آسیایی اینچئون</title>
      <summary xml:lang="fa">اخبار و گزارش‌های ورزشی روز سوم مهر، ۲۵ سپتامبر</summary>
      <dc:subject>اینچئون، ۲۰۱۴، بازی‌ها، مسابقات، آسیایی،</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="live_event"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/sport/2014/09/140925_l10_asian_games_incheon14_25.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-live_event"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/sport/2014/09/140925_l10_asian_games_incheon14_25.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925052253_mohsen_shadi_144x81_reuters_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925052253_mohsen_shadi_144x81_reuters_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925052253_mohsen_shadi_144x81_reuters_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="محسن شادی" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925052253_mohsen_shadi_144x81_reuters_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>لحظه به لحظه با روز ششم بازی‌های آسیایی اینچئون</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl"/>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34923007</id>
      <dc:identifier>34923007</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T18:18:40+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T14:50:26+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="sport" label="ورزش"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">تراکتورسازی بدنبال تثبیت صدرنشینی در تبریز</title>
      <summary xml:lang="fa">با نگاهی به تیم‌های حاضر در لیگ شاید کمتر کارشناسی در ابتدای لیگ انتظار داشت تراکتور با از دست دادن بیشتر بازیکنان کلیدی خود و با مربی جوان و نه چندان با تجربه ای همچون خطیبی بتواند در صدر جدول قرار گیرد.</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/sport/2014/09/140924_l56_taghavi_iran_league_.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/sport/2014/09/140924_l56_taghavi_iran_league_.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/08/09/130809185818_sepahan_teractor_2_144x81_mehr_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/08/09/130809185818_sepahan_teractor_2_144x81_mehr_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/08/09/130809185818_sepahan_teractor_2_144x81_mehr_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/08/09/130809185818_sepahan_teractor_2_144x81_mehr_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>تراکتورسازی بدنبال تثبیت صدرنشینی در تبریز</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">محمد تقوی</p>
                  <p class="role">بازیکن پیشین تیم ملی ایران</p>
               </div>
            </div>
            <p/>
            <p>لیگ برترفوتبال ایران کم کم به روزهای حساس و پر التهاب خود نزدیک می شود.</p>
            <p>با نگاهی به تیم‌های حاضر در لیگ شاید کمتر کارشناسی در ابتدای لیگ انتظار داشت تراکتور با از دست دادن بیشتر بازیکنان کلیدی خود و با مربی جوان و نه چندان با تجربه ای همچون خطیبی بتواند در صدر جدول قرار گیرد.</p>
            <p>از مهمترین عوامل اصلی موفقیت تراکتور در هفته های گذشته باید به خط حمله پرقدرت این تیم اشاره کرد.</p>
            <p>در حالی که بیشتر تیم‌های حاضر در لیگ برتر فاقد بازیکنی تمام کننده در خط حمله هستند تراکتور با ادینهو برزیلی و محسن دلیر توانسته صدر جدول گلزنان لیگ را از آن خود کند.</p>
            <p>بیشتر تیم‌های لیگ برتر ابتدا به‌دنبال گل نخوردن هستند و در صورتیکه شرایط فراهم شود گوشه چشمی نیز به دروازه حریفان دارند اما تراکتور نشان داده است که فوتبال فقط دفاع کردن نیست.</p>
            <p>بازیکنان خط حمله تراکتور از کوچکترین شانس گلزنی بهترین بهره را می گیرند و همین موضوع موجب شده است که قرمزپوشان تبریزی تا پایان هفته نهم در صدر جدول قرار گیرند.</p>
            <p>تراکتور یکی از تیم‌های خوب امسال است که توانسته به فوتبال بی رونق ایران جذابیتی دوچندان ببخشد. با تمام شایستگی های که این تیم تا بحال از خود نشان داده است اما در مقایسه با دیگر مدعیان لیگ از شانس کمتری برای قهرمانی برخوردار است.</p>
            <p>عدم تجربه کافی در بازی‌های پرفشار و پراسترس می تواند نقطه ضعف این تیم باشد. تراکتور هنوز در شرایط بحرانی قرارنگرفته است.</p>
            <p>در صورتی‌که این تیم درچنین شرایطی قرارگیرد کادر فنی و بازیکنان نسبتا جوان این تیم تجربه کافی برای خروج از بحران در کمترین زمان ممکن را ندارند و همین موضوع می تواند بر روند فنی این تیم تاثیرگذار باشد.</p>
            <p>اتفاقی که سال گذشته در هفته های پایانی لیگ برتر انگلستان برای لیورپول رخ داد و این تیم با تمام شایستگی های که داشت در نهایت به‌دلیل عدم تجربه کافی قهرمانی را به منچستر سیتی تقدیم کرد.</p>
            <p>بازیهای مهم این هفته لیگ برتر فوتبال ایران:</p>
            <h2>پرسپولیس – استقلال خوزستان</h2>
            <p>پرسپولیس پنج شنبه در ورزشگاه آزادی میزبان استقلال خوزستان است.</p>
            <p>عبدالله ویسی مربی است که در بازی‌های بزرگ همواره تیمی منسجم و قدرتمند را روانه میدان می کند. استقلال به تدریج از انتهای جدول فاصله گرفته است.</p>
            <p>بازیکنان جوان این تیم با تفکرات ویسی بخوبی هماهنگ شده اند و دستورات تاکتیکی او را بخوبی در زمین پیاده می کنند.</p>
            <p>در خط دفاعی موسی کولی والی بازیکنی ارزشمندی برای این تیم به حساب می آید. در میانه میدان محمد رضا مهدوی با تجربه، بخوبی توانسته با شرایط فوتبال جنوب خود را هماهنگ کند.</p>
            <p>در خط حمله سیف اللهی بازیکن سابق سابق پرسپولیس انگیزه های فراوانی برای گلزنی در این دیدار دارد.</p>
            <p>استقلال سعی می کند با دو خط دفاعی در جلو دروازه، مانع از گلزنی پرسپولیس شود. در این صورت بازیکنان خط حمله این تیم می توانند در ضد حمله بسیار خطرناک باشند.</p>
            <p>استقلال خوزستان نشان داده است که در این تاکتیک دفاعی بسیار موفق عمل می کند. پرسپولیس برای اینکه بتواند از این سیستم بسته عبورکند نیازمند بازیکنان خلاق در خط حمله و میانی است که در حال حاضر فاقد چنین بازیکنانی است.</p>
            <p>استفاده از ضربات ایستگاهی بهترین راه رسیدن به گل برای یاران درخشان در این بازی نسبتا سخت است. با غیبت ماهینی احتمالا حمید علی عسگر در دفاع راست بازی می کند که درکارهای دفاعی مشکلات فراوانی دارد.</p>
            <p>اگر پرسپولیس بتواند در دقایق ابتدایی بازی به گل برسد تا حدود زیادی می تواند به پیروزی امیدوار باشد در غیر این صورت هرچه بازی به انتها نزدیکتر شود شرایط بنفع استقلال خوزستان می شود.</p>
            <h2>استقلال – ذوب آهن</h2>
            <p>استقلال در اصفهان به دیدار ذوب آهن می رود. ذوب آهن هنوز نتوانسته از بحران ابتدای فصل خارج شود.</p>
            <p>بنظر می رسد که کابوس دو فصل گذشته هنوز از ذهن بازیکنان این تیم خارج نشده است. این تیم از لحاط فنی بسیار با کیفیت است.</p>
            <p>در میانه میدان دهنوی به همراه اکبر ایمانی در جلوی خط دفاعی کمتر به حریفان اجازه خودنمایی می دهند اما مشکل بزرگ ذوب آهن در عدم هماهنگی بین مدافعین و دروازه‌بان این تیم در ضربات ایستگاهی است.</p>
            <p>بیشتر گل‌هایی که ذوب آهن دریافت کرده است از ضربات سر حریفان است. محمد باقر صادقی دروازه بان این تیم فیزیک مناسبی دارد اما در خروج‌ها بسیار ناموفق عمل می‌کند.</p>
            <p>عدم هماهنگی در زمان کرنرها و خروج‌های ضعیف دروازه بان ذوب آهن مهمترین مشکل این تیم در هفته های گذشته بوده است.</p>
            <p>در مقابل استقلال نیز شرایط خوبی ندارد و بیشتر بازیکنان کلیدی این تیم مصدوم هستند. در حالی که هنوز یک سوم بازی‌های لیگ برتر به اتمام نرسیده است مصدومیت بازیکنان استقلال تا حدود زیادی نگران کننده است.</p>
            <p>مشکلی که کادر فنی استقلال هرچه زودتر باید آنرا بررسی کنند. تمامی برنامه های تهاجمی استقلال از جناحین است اما کمتر برنامه خاصی برای بازیکنان کناری این تیم درنظرگرفته شده است تا بتوانند درجریان بازی تاثیرگذار باشند.</p>
            <p>برای مثال میلاد فخرالدینی بازیکنی سریع و با کیفیتی است که بخوبی در جریان بازی تغذیه نمی شود. امیرقلعه نویی باید شرایط را طوری فراهم کند تا بازیکنان کناری بیشتر در جریان بازی قرار گیرند.</p>
            <p>درسمت چپ نوری تنها در کارهای دفاعی شرکت می کند. در نبود کرار خلاقیت تیمی استقلال بسیار تضعیف شده است.</p>
            <p>دو مهاجم استقلال(قاضی و برهانی)به هیچ عنوان تکمیل کننده یکدیگر نیستند. مشکلات فنی تیم استقلال بسیار زیاد است و امیر قلعه نویی باید هرچه زودتر این مشکلات را برطرف کند.</p>
            <h2>تراکتورسازی – سپاهان</h2>
            <p>بازی بزرگ این هفته را دو تیم قدرتمند لیگ ایران در تبریز برگزار می کنند. تراکتور در زمین خود تنها به دنبال پیروزی است و همین موضوع می تواند به‌نفع سپاهان باشد.</p>
            <p>تماشاگران تبریزی دراین بازی تنها منتظر پیروزی هستند و استرس ناشی از بازی خانگی می تواند بر روند تاکتیکی و فنی تراکتورسازی تاثیرگذار بگذارد.</p>
            <p>رسول خطیبی باید بسیار هوشیار باشد. سپاهان تیمی قدرتمند است که دربازی‌های خارج از خانه نتایج بهتری گرفته است.</p>
            <p>اگر تراکتور بازی را احساسی شروع کند فرصت خوبی را دراختیار بازیکنان با تجربه سپاهان قرار می دهد تا بتوانند دروازه تراکتور را تهدید کنند.</p>
            <p>صرف نظر از بازی خوب مهاجمین تراکتورسازی باید به بازی بدون نقص خط میانی این تیم اشاره کنیم که با حضور خوب خود در حمله و دفاع از مهمترین ارکان موفقیت تراکتورسازی به‌حساب می آیند.</p>
            <p>کیانی، نریمان جهان، ابراهیمی و احمدزاده بازی دشواری را مقابل خط میانی سپاهان در پیش دارند. سپاهان نیز به مانند تراکتورسازی بازیکنان با کیفیتی در خط حمله دارد.</p>
            <p>شریفی، خلعتبری و پریرا در کنار سوکای می توانند هر خط دفاعی را دچار مشکل کنند. سپاهان برای اینکه مشکل سیستم دفاعی خود را برطرف کند شجاع خلیل زاد را در نقش هافبک دفاعی به بازی گرفته است.</p>
            <p>خلیل زاد باید در جریان بازی بیشتر مراقب باشد خصوصا درجناح چپ که حاج صفی علاقه چندانی به دفاع کردن ندارد.</p>
            <h2>فولاد – نفت تهران</h2>
            <p>یکی دیگر از بازی‌های دیدنی این هفته را دو تیم خوب فولاد و نفت در اهواز برگزارمی کنند. فولاد در دیدارهایی که ابتکار عمل را در اختیار دارد و به نوعی تیم مقابل ضعیف تر از انها است به سختی به گل می رسد.</p>
            <p>مشکل گلزنی فولاد هنوز برطرف نشده است. سروش رفیعی در نقش بازیکن شماره ده و در پشت مهاجمان به مراتب بازدهی بهتری دارد.</p>
            <p>نفت به همراه منصوریان روزهای خوبی را پشت سرمی گذارد. نقطه قوت نفت پرسینگ خوب بازیکنان این تیم در زمانی است که توپ را در اختیار ندارند. اما شرایط آب و هوایی و کیفیت خوب فولاد ممکن است که اجازه ندهد نفت در اجرای این تاکتیک موفق باشد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-05-30:32345124</id>
      <dc:identifier>32345124</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T12:09:04+00:00</updated>
      <published>2014-05-30T16:23:27+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="indepth" label="صفحات ویژه"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">صفحه ویژه: میراث حکومت سیزده ساله حامد کرزی </title>
      <summary xml:lang="fa">حامد کرزی براساس توافقنامه جلسه بن آلمان در بیست دوم دسامبر ۲۰۰۱ به عنوان رئیس دولت موقت به کار آغاز کرد و شش ماه بعد رئیس دولت انتقالی شد. او در دو دور پنج ساله هم رئیس جمهوری بود. او از این چهارده سیزده سال حکومت چه میراثی بجا می گذارد؟</summary>
      <dc:subject>صفحه ویژه، میراث کرزی، حامد کرزی، کرزی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="cluster"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/cluster_zs_karzai_legacy.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-cluster"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/indepth/cluster_zs_karzai_legacy.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923072217_karzai_goodbye_144x81_afp_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923072217_karzai_goodbye_144x81_afp_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923072217_karzai_goodbye_144x81_afp_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923072217_karzai_goodbye_144x81_afp_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>صفحه ویژه: میراث حکومت سیزده ساله حامد کرزی </dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl"/>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-12:34657401</id>
      <dc:identifier>34657401</dc:identifier>
      <updated>2014-09-23T13:55:29+00:00</updated>
      <published>2014-09-12T12:51:31+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="afghanistan" label="افغانستان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">۱۳ سال تعامل و تقابل رئیس جمهور کرزی با سه قوه</title>
      <summary xml:lang="fa">آقای کرزی برای  ۱۳ سال فرد اول مملکت بود و اکنون از راس هرم قدرت در این کشور کنار می رود. در این سالها رابطه او با سه قوه اجرائی، قضائی  و قانونگذاری چگونه بود؟  </summary>
      <dc:subject>افغانستان، کرزی، رابطه سه قوه، میراث کرزی،</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2014/09/140912_k05_karzai_legacy_three_branch_forces_sajadi.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/afghanistan/2014/09/140912_k05_karzai_legacy_three_branch_forces_sajadi.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/12/140912122112_karzai_l_144x81_afp_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/12/140912122112_karzai_l_144x81_afp_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/12/140912122112_karzai_l_144x81_afp_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/12/140912122112_karzai_l_144x81_afp_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>۱۳ سال تعامل و تقابل رئیس جمهور کرزی با سه قوه</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">عبدالقیوم سجادی</p>
                  <p class="role">استاد دانشگاه و نماینده مجلس </p>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/12/140912132551_karzai_parliment_624x351_arg.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">چند ماه قبل شورای ملی افغانستان از  آقای کرزی به دلیل کار کردهایش تقدیر کرد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="ARG"/>
            </div>
            <p>رئیس جمهور کرزی در دیداری با رئیس پارلمان دوره پانزدهم و اعضای کمیته روئسای این مجلس در ماجرای استیضاح دکتر رنگین دادفر اسپنتا در اولین برخورد قبل از هرنوع سلامی و کلامی گفت:" وکیل صاحبا آمدید تا بنده را تحت فشار قرار دهید. اگر مساله فشار باشد تا من رئیس جمهور هستم اسپنتا وزیر خارجه است!"</p>
            <p>به وزرای دفاع و داخله و رئیس امنیت ملی، در حادثه حمله به لویه جرگه صلح با عتاب و سرزنش و اظهارات توهین آمیز برخورد نمودند که در نهایت امر الله صالح رئیس امنیت ملی و حنیف اتمر وزیر داخله هر دو از سمت شان استعفاء نمودند.</p>
            <p>رئیس جمهور کرزی هم چنین بیش از دو سال برخی اعضای شورای ستره محکمه و رئیس این شورا را که زمان قانونی ماموریت شان به اتمام رسیده بود، بدون فیصله مجلس نمایندگان و بصورت غیر قانونی بر دستگاه قضایی و عدلی کشور تحمیل نمود.</p>
            <p>سه نمونه فوق از نحوه برخورد و تعامل رئیس جمهور کرزی با قوای سه گانه دولت جمهوری اسلامی افغانستان، بخوبی تعامل یا تقابل رئیس جمهور را با قوای سه گانه دولت به نمایش می‌گذارد.</p>
            <p>تجزیه و تحلیل این رابطه با توجه به ذهنیت و تلقی رئیس جمهور از سیاست و رهبری سیاسی بیانگر رویکرد خاص کرزی در امر حکومتداری است. این رویکرد نه تنها بر نوع رابطه رئیس جمهور بعنوان رئیس سه قوا سایه افگنده، که حتی تعاملات سیاسی وی در برخورد با امور سیاسی کشور در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی را نیز تحت تاثیر گذاشته است.</p>
            <h2>نگاه سنتی و قبیلوی به سیاست</h2>
            <p>نگاه سنتی و قبیلوی به سیاست و حکومت خاص رئیس جمهور کرزی نیست. بلکه این نوع تلقی ناشی از ساختار و فرهنگ سیاسی جامعه افغانستان است که انتظار می رفت طی سیزده سال گذشته کرزی با استفاده از فرصت ها و امکانات موجود زمینه‌های عبور از دولتداری قبیلوی و پایه گذاری اساس سیاستمداری مدرن و قانونمند را فراهم می‌ساخت. در واقع مهم ترین نقد رئیس جمهور کرزی دقیقا به همین نقطه باز می‌گردد.</p>
            <p/>
            <p>رئیس جمهور کرزی باشرایط و مقتضیات ملی و بین المللی تازه ای در امر حکومتداری روبرو بود. نگاه حمایوی جامعه جهانی برای پایه گذاری سنگ بنای حکومتداری خوب و قانونمدار، مهم ترین چانس رئیس جمهور بود که بخوبی از آن استفاده صورت نگرفت.</p>
            <p>در این سالها سایه سنگین ذهنیت سنتی و قبیلوی آنچنان رهبری سیاسی جامعه را تحت تاثر گذاشت که وی به سختی و تحت فشارهای بین المللی و داخلی در برخی از جنبه های رهبری سیاسی خویش توانست از الزامات فرهنگ سیاسی سنتی عبور نماید. پذیرش آزادی بیان و نقدهای تند فضای مجازی و رسانه‌ای را از این دسته می‌توان یاد کرد.</p>
            <p>استخدام سیاسی و انتخاب همکاران در تیم رهبری دولت، نحوه مواجهه و برخورد با مسایل مختلف سیاست داخلی و خارجی و در نهایت نوع رابطه و مواجهه با اعضای کابینه، مجلس قانونگذاری و دستگاه قضایی کشور همه و همه از ذهنیت و فرهنگ سیاسی سنتی رئیس جمهور متاثر بوده‌اند.</p>
            <h2>مهم ترین شاخص ها و ویژگی های فرهنگ سیاسی سنتی</h2>
            <p>در ادامه ضمن مرور کوتاه به مهم ترین شاخص ها و ویژگی های فرهنگ سیاسی سنتی حاکم بر ذهنیت و برداشت سیاسی رئیس جمهور، تاثیرات این شاخص ها بر تعاملات رئیسجمهور کرزی در مواجهه با قوای سه گانه دولت را مرور خواهیم کرد.</p>
            <p/>
            <p>کارنامه رئیس جمهور کرزی در مورد نوع رابطه وبرخورد وی با قوای سه گانه، بخشی از کارنامه کاری رئیس جمهور را بازتاب می‌دهد. برای ارزیابی این رابطه با استفاده از نقش فرهنگ سیاسی حاکم بر مناسبات سیاسی در افغانستان می توان بهره برد. فرهنگ سیاسی شامل تلقی و برداشت جامعه، افراد و سیاستمداران از سیاست و قدرت سیاسی است. با استفاده از مباحث تیوریک جامعه شناسی تفهمی ماکس وبر می توان بر این نکته اذعان نمود که رفتارهای سیاسی سیاستمداران بازتاب دهنده نوع نگاه و ذهنیت سیاستمدار نسبت به سیاست، حکومت و دولت داری است.</p>
            <p>فرهنگ سیاسی مجموعه ای از باورها، ارزشها و الگوهای رفتاری افراد در حوزه سیاست را احتوا می کند. از این منظر رفتار رئیس جمهور در مواجهه با قوای سه گانه به شدت تحت تاثیر ذهنیت ، افکار و باورهای سیاسی وی قرار دارد. فهم و تحلیل تلقی و ذهنیت رئیس جمهور بعنوان انگیزه های درونی رفتار عامل شکل دهنده رفتارهای وی در قبال قوای سه گانه دولت بوده و از اهمیت جدی برخوردار است.</p>
            <h2>فرهنگ و ذهنیت سیاسی سنتی در مقایسه با فرهنگ سیاسی مدرن</h2>
            <p>فرهنگ و ذهنیت سیاسی سنتی در مقایسه با فرهنگ سیاسی مدرن دارای ویژگی های خاصی است که در نهایت به بازتولید رفتارهای سنتی و حکومتداری قبیلوی می‌انجامد. مهم ترین شاخص‌های این فرهنگ را می‌توان در محورهایی چون؛ اقتدار گرایی و تقدم اراده حاکم بجای اراده قانون، نسب گرایی و استخدام سیاسی بر مبنای رابطه شخصی و خویشاوندی بجای تخصص گرایی، کلان سالاری و اولویت ریش سفیدی، بجای فکر سالاری و کلان نظری، قوم گرایی بجای ملی گرایی، تقدم منافع شخصی بر منافع جمعی، نگاه شخصی به سیاست و محاسبه شخصی با مناصب سیاسی بجای برخورد جمعی و محاسبه ملی، و بالاخره نگاه حذفی به رقیب سیاسی و دستگاه نظارتی بجای نگاه جذبی و استقبال از نظارت عنوان نمود.</p>
            <p>هر چند رئیس جمهور کرزی تحت تاثیر تحولات بین المللی ومنطقه ای تلاش نمود تا ذهنیت و تلقی نسبتا مدرن و غیر سنتی از خود نشان دهد و چهره نسبتا مدرنی را از خود به نمایش گذارد، اما در عمل حکومتداری خویش به شدت تحت تاثیرباورهای قبیلوی و سنتی جامعه قرار گرفت. نمودهای از این امر را در نوع برخورد رئیس جمهور با قوای سه گانه دولت می توان بخوبی نشان داد.</p>
            <p/>
            <h2>حاکمیت اراده شخصی بجای حاکمیت قانون</h2>
            <p>بدون شک قانون سنگ بنای نظم اجتماعی و فراهم کننده فضای مثبت و سازنده برای حرکت رو به پیش و جهش در راستای توسعه و انکشاف اجتماعی است. حاکمیت قانون پیش فرض مهم توسعه و انکشاف سیاسی و اقتصادی است. انتظار می رفت در ۱۳ سال حکومت حامد کرزی گام های جدی و مهمی در راستای نهادینه سازی حاکمیت قانون برداشته شود، اما متاسفانه چنین نشد.</p>
            <p>مهم ترین چالش در این زمینه تقدم و ترجیح اراده شخص بر اراده قانون است. رئیس جمهور کرزی و سیاستمداران جامعه ما هنوز هم از اعمال قدرت بگونه‌ای مطلقه و فرا قانونی لذت می‌برند. در جامعه توسعه نیافته اراده افراد خود قانون است و به همین دلیل این اراده نه قابل بازخواست است و نه قابل کنترل.</p>
            <p>مطلق شدن قدرت سیاسی که بلای جان توسعه و انکشاف اجتماعی است راه را بر هر نوع بازخواست از سوی مراجع نظارتی مسدود نموده و دارنده قدرت را از قلمرو حاکمیت قانون خارج می‌سازد. این امر در نهایت موجب بسته شدن فضای انتقاد سیاسی و باز شدن راه گسترش فرهنگ تملق و چاپلوسی در اداره می‌گردد. امری که سیستم سیاسی را از دریافت نواقص و کاستی‌ها و مطالبات عمومی جامعه محروم می‌سازد.</p>
            <p>با توجه به ویژگی‌های یاد شده می توان رابطه رئیس جمهور کرزی با قوای سه گانه را در موارد ذیل مطرح نمود:</p>
            <h2>قوه قانون گزار</h2>
            <p>درطول ۱۳ سال حکومت حامد کرزی، نهاد ریاست جمهوری که باید خود پاسدار قانون و قانونگرایی می‌بود، موارد متعددی از قانون شکنی و نقض قانون را می‌توان شناساسی کرد. اراده شخص رئیس جمهور مقدم بر اراده قانون بوده است. در این میان قانون اساسی که از جایگاه و حرمت خاصی برخوردار است، نیز جان به سلامت نبرد و موارد متعدد و مکرری از نقض قانون اساسی را شاهد بودیم. هر چند برخی از موارد نقض قانون همواره با توجیهات سیاسی و حقوقی همراه بوده که احتمالا رئیس جمهور و نهاد ریاست جمهوری به سادگی این موارد را نمی پذیرند، اما در این میان مواردی وجود دارد که هیجگونه توجیهی برای آن وجود ندارد.</p>
            <p>تشکیل محمکه خاص برای رسیدگی به انتخابات پارلمانی دوره شانزدهم، عدم امضا و در نهایت عدم قبول مصوبات مجلس نمایندگان (ولسی جرگه) در مورد قانون انتخابات، قانون تشکیلات اساسی دولت، قانون کمیسیون نظارت بر قانون اساسی و قانون کارمندان دیپلماتیک که پس از امضا هم چنان معطل ماند و دیگر مواردی که نوعی بی‌اعتنایی به مصوبات مجلس نمایندگان بود از موارد قانون شکنی و تقدم اراده رئیس جمهور بر اراده قانون محسوب میگردد.</p>
            <p>در عرصه نظارت پارلمانی نیز، برخورد رئیس جمهور با قوه مقننه ناسالم و غیر اصولی بود ه است. موارد متعددی از برخورد غیر اصولی و مغایر با اصل حاکمیت قانون قابل شناسایی‌است. عدم پذیرش مصوبات مجلس در مورد سلب اعتماد برخی از وزرا، عدم پذیرش مصوبات مجلس در مورد تخصیص بودجه ملی، عدم اعتناء به مصوبات نظارتی مجلس و منع برخی از اعضای کابینه از حضور در مجلس نمایندگان از جمله مواردی است که بیانگر رویکرد منفی و تلقی نادرست رئیس جمهور از این نهاد نظارتی است.</p>
            <p>علیرغم سلب اعتماد برخی از اعضای کابینه و نبود مبنای حقوقی برای ادامه کار برخی ازمقامات، اراده رئیس جمهور کرزی توانست بجای قانون موجبات ادامه فعالیت برخی از مقامات را بعنوان سرپرست و یا عناوین دیگر فراهم نموده وسبب شد تا این افراد برای مدت‌های طولانی در سمت شان انجام وظیفه نمایند.</p>
            <p>در مجموع هر چند در برخی از موارد برخورد غیر حقوقی و یا غیر سیاسی پارلمان در امر قانونگذاری، نظارت و نمایندگی از مردم را نیز نمی توان از نظر دور داشت، اما برخورد رئیس جمهور با این نهاد بجای نهاد همکار بیشتر با نگاه منفی و حتی خصمانه همراه بوده است.</p>
            <p>یکی از دلایل ناکامی پارلمان در انجام وظیفه مهم نظارتی در پهلوی ناتوانی پارلمان در انجام این مهم، نبود فرهنگ و روحیه نظارت پذیری از سوی حکومت و رئیس جمهور بوده است. فرهنگ سیاسی سنتی حاکم بر دولتمردان ما نظارت را در حد خصومت تقلیل داده و بطور منطقی در یک رابطه خصمانه نمی‌توان انتظار همکاری سازنده و متقابل را داشت. رویکرد منفی رئیس جمهور در قبال قوه مقننه موجب شکل گیری نوعی رویکرد منفی، سخیف و نادرست در مجموعه دولت جمهوری اسلامی افغانستان گردید.</p>
            <h2>قوه اجرائی</h2>
            <p>رابطه رئیس جمهور با قوای مجریه که به صورت مستقیم تحت ریاست وی قرار داشته به مراتب تاسفبار تر از رابطه وی با قوای مقننه است. عدم اعتناء به دیدگاه های کارشناسانه، ایجاد روحیه تملق و سازشکارانه و مماشات در میان اعضای کابینه و ایجاد رابطه نزدیک با کارگزاران سخن شنو و حتی متملق و در نهایت سرکوب نمودن روحیه انتقادی و ابتکاری در درون کابینه از مهم ترین محورهای این رابطه محسوب می‌شود.</p>
            <p/>
            <p>چنانکه اشاره شد برخورد رئیس جمهور با اعضای کابینه بیش از اینکه رابطه کاری و مبتنی بر کاردانی و کارفهمی باشد، بیشتر مبتنی بر رابطه شخصی، سازش و کارچلانی بوده است. از معرفی افراد تا نوع برخورد و تعامل با کارگزران، رئیس جمهور بیشتر تحت تاثیرات ذهنیت و علایق شخصی، مصلحت‌های زود گذار اشخاص و افراد و در نهایت پیش قضاوت‌های ذهنی خود و اطرافیان قرار داشته است. این امر موجب گردید که کابینه رئیس جمهور کرزی به تیم انفعالی، تبعی و اقتدارگرا تبدیل گردد.</p>
            <p>بیشتر کارگزاران کابینه کرزی به این نکته اعتراف دارند، که افراد متبکر، خلاق و منتقد کمتر با استقبال روبرو بوده است. ذهنیت اقتدارگرایی رئیس جمهور بیشتر تشویق کننده نیروهای منفعل، حرف شنو و سر به زیر بوده است. این امر در نهایت این قوه را نیز دچار روزمرگی، دلمردگی و عدم ابتکار و بالندگی نموده است.</p>
            <h2>قوه قضایی</h2>
            <p>در مورد قوه قضاییه که انتظار می‌رفت رئیس جمهور با تقویت این نهاد در اجرای قانون و تطبیق عدالت گام‌های موثری را بردارد، نیز نه تنها اقدام موثر برای تقویت این نهاد صورت نگرفت که نوع تعامل رئیس جمهور با این قوه نیز موجب بی اعتباری این نهاد گردید.</p>
            <p/>
            <p>دستگاه قضایی بجایی تطبیق و اجرای قانون، در دام مصلحت گرایی‌های رهبری سیاسی کشور و رئیس جمهور گیر ماند. این مصلحت گرایی موجبات بی اعتباری این دستگاه را فراهم نمود و مردم افغانستان را نسبت به این نهاد بی باور ساخت. آزاد سازی زندانیان بدون رسیدگی عدلی و قضایی، معرفی اشخاص و افراد بر اساس مصلحت و سازش و نه اصول قانونگرایی و شایسته سالاری و در نهایت بی‌توجهی در خواست‌های قانونی مجلس نمایندگان در مورد اقدام قانونی برای تکمیل شورای عالی قضایی کشور از کنش‌ها و رفتارهایی رئیس جمهور بود که در نهایت به زمین گیر شدن این قوه انجامید.</p>
            <p>حاصل جمع رابطه غیر حقوقی و ناسالم رئیس جمهور کرزی با نهادهای سه گانه دولت، در نهایت موجب گردید، که افغانستان از داشتن یک نظام سیاسی کارآمد و موثر محروم گردد. حکومت ناکارآمد و فساد آلود رئیس جمهور کرزی، علی‌رغم برخورداری از مشروعیت ملی واعتبار بین المللی به تدریج با کاهش حمایت‌های ملی و اعتبار بین المللی روبرو گردد.</p>
            <h2>نتیجه</h2>
            <p>نتیجه این امر ادامه بحران امنیتی در کشور، کاهش کارآمدی نظام سیاسی در امر حکومتداری و در نهایت از دست رفتن فرصت‌های ارزشمند و طلایی افغانستان برای عبور از فرهنگ سیاسی سنتی و پایه گذاری نظام سیاسی مدرن و کارآمد بود. هرچند در برخی جهات دستاوردهای این حکومت را نیز نمی توان از نظر دور داشت.</p>
            <p>نقد کنونی هیجگاه به مفهوم چشم پوشی از دستاوردهای ارزشمند سیزده ساله حکومت رئیس جمهوری کرزی نیست. بلکه این نقد به منظور بازنمایی و کشف عوامل ناکامی و رفع چالش‌های موجود بر سر راه دولت داری کارآمد و حاکمیت قانونی امریست ضروری.</p>
            <p>انتظار می رود صاحب نظران و کارشناسان امور سیاسی کشور با نگاه علمی و منصفانه کارنامه حکومت رئیس جمهور کرزی را مورد نقد و بررسی قرار دهد تا بتوانیم با نقد گذشته درس حکومتداری کارآمد و موثر را برای آینده ترسیم نماییم. بدون شک شناسایی نواقص و کاستی‌های گذشته می تواند افق روشن و دید مثبت و سازنده را پیشاروی سیاستمدارن و زعیم سیاسی آینده باز نموده و افغانستان را به کاروان توسعه وانکشاف همراه سازد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-23:34888140</id>
      <dc:identifier>34888140</dc:identifier>
      <updated>2014-09-23T13:48:15+00:00</updated>
      <published>2014-09-23T09:12:56+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="afghanistan" label="افغانستان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">کرزی و ۱۳ سال فراز و نشیب رابطه با پاکستان</title>
      <summary xml:lang="fa">به نظر اغلب افغانها از آغاز زمامداری کرزی تاکنون کمتر کسی در این مدت ۱۳ سال، همانند زمامداران پاکستان باعث رنجش آقای کرزی و حکومت او شده است. حتی تنش روابط کرزی با غرب بخصوص آمریکا، نیز وابستگی مستقیم به تیرگی رابطه کابل- اسلام آباد دارد.</summary>
      <dc:subject>افغانستان، کرزی، رابطه، پاکستان،</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2014/09/140923_k05_karzai_legacy_afghan_pakistan_relationship.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/afghanistan/2014/09/140923_k05_karzai_legacy_afghan_pakistan_relationship.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/06/20/130620170738_hamid_karzai_asif_ali_zardari_afganistan_pakistan_144x81_getty_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/06/20/130620170738_hamid_karzai_asif_ali_zardari_afganistan_pakistan_144x81_getty_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/06/20/130620170738_hamid_karzai_asif_ali_zardari_afganistan_pakistan_144x81_getty_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/06/20/130620170738_hamid_karzai_asif_ali_zardari_afganistan_pakistan_144x81_getty_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>کرزی و ۱۳ سال فراز و نشیب رابطه با پاکستان</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">احمد شفایی </p>
                  <p class="role">بی‌بی‌سی </p>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/01/120201103453_jp_nato512x288_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">کرزی و حنا ربانی وزیر خارجه سابق پاکستان </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p/>
            <p>به نظر اغلب افغانها از آغاز زمامداری کرزی تاکنون کمتر کسی در این مدت ۱۳ سال، همانند زمامداران پاکستان باعث رنجش آقای کرزی و حکومت او شده است. حتی تنش روابط کرزی با غرب بخصوص آمریکا، نیز وابستگی مستقیم به تیرگی رابطه کابل- اسلام آباد دارد.</p>
            <p>سیاست خارجی پاکستان در قبال افغانستان در این مدت واضح و روشن بوده ولی زمامداران کابل در این مدت فراز و نشیب زیادی در سیاست خارجی اش دیده می‌شود که گاهی حکایت از دوستی و زمانی دشمنی دارد.</p>
            <p>در این دوران ۱۳ ساله، آقای کرزی که در مقاطع مختلف زمامداری‌اش سیاست های متفاوت در مقابل پاکستان اعمال کرده، گاهی پاکستان به جنگ طلبیده، زمانی خود را مدافع این کشور قلمداد کرده و در اخیر زمامداری اش بارها اعلام کرده که عامل ایجاد مشکلات و نا امنی افغانستان پاکستان است.</p>
            <h2>گرندانی غیرت افغانیم</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="281" height="351"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923090730__jp_karzai_gallery_281x351_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">کرزی و گیلانی نخست وزیر سابق پاکستان </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>بعد از استقرار دولت موقت اولین واکنش رسمی کرزی در مراسم افتتاح مرکز بین‌المللی مطبوعات در محل وزارت اطلاعات و فرهنگ در کابل بود. بعد از اینکه زمامداران کابل از افزایش نا امنی در تیرماه ۱۳۸۲ به خشم آمدند این خشم باعث شد که آقای کرزی پاکستان را با خواندن این شعر به مبارزه طلبد. او با خواندن این شعر "گر ندانی غیرت افغانیم / چون به میدان آمدی می‌دانی‌ام" و اولین خشم خود را در مقابل پاکستان ابراز کرد.</p>
            <p>ولی قرائت این شعر برای افغانستان هزینه بردار بود و دولت افغانستان سه میلیون روپیه بهای این شعر را به اسلام آباد پرداخت.</p>
            <p>بعد از این واکنش آقای کرزی تعداد از جوانان خشمگین به سفارت پاکستان حمله کردند و تمام وسایل کاری و شیشه‌های سفارت را در منطقه وزیر اکبر خان در نزدیکی ارگ ریاست جمهوری، شکستند.</p>
            <p>در این حمله به کارمندان سفارت پاکستان آسیب نرسید و کشور پاکستان اعلام کرد که تا زمانی که کابل جبران خسارت نکرده و تامین امنیت کارمندانش را تضمین نکند، فعالیت سفارت خود را در کابل به حالت تعلیق در می‌آورد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/11/01/111101171751_afghan_pakistan_presidents_karzai_zardari_istambul_512x288_reuters_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">کرزی با حکومت آصف زرداری روابط بهتری داشت </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Reuters"/>
            </div>
            <p>کرزی بعد از این عمل جوانان خشمگین، رسما از کشور پاکستان عذر خواهی کرد. ولی یک روز بعد سفارت پاکستان تمام خبرنگاران را در کابل به دیدن سفارت این کشور دعوت کرد، تا آنچه را بر سر سفارت این کشور در کابل آمده، مشاهده کند.</p>
            <p>همه چیز به هم ریخته و خیلی از وسایل شکسته بودند. مظاهره کنندگان خشمگین وقتی وارد سفارت شده بودند به همه چیز صدمه زده بود و کارمندان این سفارت با پناه گرفتن در یک اتاق محافظت شده توانسته بودند، جان سالم بدر برند.</p>
            <h2>میانجی گری بوش</h2>
            <p>بعد از این حادثه نیز دولت کابل به انتقادهای تند خود از پاکستان ادامه داد. جاوید لودین یکی از سخنگویان کرزی برای اولین بار در سال ۱۳۸۴ اعلام کرد که سران ارشد گروه طالبان در کشور پاکستان به سر می‌برند.</p>
            <p>بعد از این بود که زلمی خلیل زاد سفیر سابق آمریکا در افغانستان درپایان ماموریت خود در کابل بعد از پخش مصاحبه تلویزیونی یکی از سران طالبان از شبکه تلویزیون خصوصی پاکستان از این کشور انتقاد کرده و گفت:"اگر یک شبکه تلویزیونی می‌تواند، با طالبان در تماس باشد، چگونه دستگاهای اطلاعاتی کشوری که دارای بمب اتمی است و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی بیشماری در اختیار دارند نمی‌تواند آنها را بیابد."</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="464" height="261"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923104347_hamid_karzai_visits_pakistan_464x261_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">آقای کرزی در دوران زمامداری اش بیست بار از پاکستان دیدار کرد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>بعد از افزایش این تنشها در ژوئیه سال ۲۰۰۵ شوکت غزیز نخست وزیر پاکستان از کابل دیدن کرد، این دیدار دو ساعت به طول انجامید، بعد از این دیدار حامد کرزی که کلاه قره قل خود را بدست گرفته بود در مقابل دوربینهای خبرنگاران شاداب و خندان ظاهر شد.</p>
            <p>در این نشست کرزی گفت که "در شش ماه گذشته از حملات تروریستها به مساجد، روحانیون و مدارس در آمان نبوده ایم و پاکستان نیز از موضوع آسیب دیده است."</p>
            <p>قبل از این شیخ رشید احمد، وزیر اطلاعات پاکستان اعلام کرده بود که افغانستان با متهم کردن پاکستان به مداخله در امور افغانستان می‌خواهد که ضعف خود را پنهان کند و آقای کرزی درباره این اظهارت مقامات پاکستانی سوکت کرد و تنها گفت که افغانستان و پاکستان روابط نزدیک دارد.</p>
            <p>قبل از این دستگیری سه تبعه پاکستانی به جرم ترور زلمی خلیل زاد سفیر آمریکا در افغانستان، عامل تنش روابط دو کشور بود و مطبوعات افغانستان گزارش داد که جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا میان پرویز مشرف و آقای کرزی میانجیگیری کرده و در صحبت ۱۵ دقیقه‌ای تلفنی با این دو نفر، مشرف وعده داده بود که اسلام آباد کابل را در برگزاری انتخابات ریاست جمهوری این کشور یاری خواهد داد.</p>
            <h2>افغانستان از پاکستان طرفداری می‌کند</h2>
            <p>در سال ۲۰۱۱ که تنش میان واشنگتن و اسلام آباد بر سر چگونگی مبارزه با شورشیان و کشته شدن اسامه بن‌لادن، رهبرالقاعده در خاک پاکستان بالا گرفت و فشارهای بین المللی بویژه آمریکا به پاکستان افزایش یافت؛ آقای کرزی در این زمان اظهارت حیران کننده داشت.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="464" height="261"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923105113_karzai_pakistan__464x261_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">کابل، نقش نظامیان پاکستان را در تیره گی روابط کابل_ اسلام برجسته می‌داند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>او در مصاحبه با تلویزیون جیو پاکستان، ۳۰ میزان/ مهر سال ۱۳۹۰ گفت:" خدا ناخواسته، اگر هرگاه میان پاکستان و آمریکا جنگ شروع می شود، افغانستان از پاکستان طرفداری خواهد کرد."</p>
            <p>این اظهارات آقای کرزی برای خیلی از مردم افغانستان حیران کننده بود، زیرا این واکنش درست بعد از آن انجام شد که به دلیل کشته شدن برهان الدین ربانی، رهبر جمعیت اسلامی در کابل و متهم کردن کابل اسلام آباد را به طرح ریزی این قتل روابط دو کشور تیره و حتی کابل خواستار تشدید فشار بین‌المللی بر اسلام آباد شده بود.</p>
            <p>ولی یک دفعه ورق برگشت و کرزی با این اظهارات حیران کننده اش مردم را بیشتر در برابر سیاسیت افغانستان در مقابل پاکستان گیج و حیران کرد. در حقیقت این موضع گیری آقای کرزی در برابر پاکستان نشان دهنده سیاست سیال دولت افغانستان ومقامات کابل در برابر اسلام آباد است.</p>
            <h2>خط دیورند را به رسمیت نمی شناسم</h2>
            <p>در بهار سال ۱۳۹۲ درگیری میان نیروهای امنیتی افغان و پاکستان در ولسوالی گوشته ولایت ننگرهار در شرق این کشور باعث کشته شدن یک پلیس مرزی افغان و زخمی شدن سه نفر آنان شد. بعد از این حادثه تنشها میان افغانستان و پاکستان افزایش یافته ولی چند روز بعد آقای کرزی اعلام کرد که خط دیورند را به <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2013/05/130504_k02-karzai-pakistan.shtml">

رسمیت</a> نخواهد شناخت.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2009/08/28/090828000100_sp_holbrooke_karzai_ap_512x.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">ریچارد هولبروک، نماینده ویژه آمریکا  در امور افغانستان و پاکستان برای بهبودی روابط کابل- اسلام آباد تلاش کرد</p>
            </div>
            <p>آقای کرزی با متهم کردن پاکستان به این تنش مرزی گفت: "از جانب پاکستان به این طرف خط دیورند و به خاک ما حمله توپخانه‎ای می‎شود، تروریسم و افراطیت فرستاده می‏‎شود، انسان‎های ما کشته می‎شوند، مکاتب و مساجد ما خراب می‎شود و کوشش بر این است که مانع پیشرفت ما شوند، شاید دو دلیل داشته باشد: یکی این که افغانستان که از ده سال پیش به کمک جامعه جهانی برای حکومت‎داری خود اساس گذاشت، این دولت قوی نباشد، پراکنده و بی‎دولت باشیم. دلیل دیگرش شاید این باشد که مردم افغانستان مجبور شوند تا خط دیورند را به رسمیت بشناسند."</p>
            <p>با ادامه تنشها در بهار سال ۱۳۹۳ شورای وزیران افغانستان به نهادهای دولتی دستور داد که دیگر در مورد مرز بین افغانستان و پاکستان از واژه "سرحد" استفاده نکنند و به جای آن از عبارت "خط دیورند" استفاده کنند.</p>
            <h2>پاکستان برنده عرصه دیپلماتیک</h2>
            <p>دیپلماتهای پاکستانی از گذشته‌های دور نسبت به همتایان افغان خود بهتر عمل کرده است صدیق فرهنگ در کتاب افغانستان در پنج قرن اخیر می نویسد.</p>
            <p>بعد از ضمیمه شدن پشتونستان به خاک پاکستان، تنش میان دو کشور زمانی بیشتر اوج گرفت که در سال ۱۹۵۵ میلادی پاکستان طرح تشکیل واحد پاکستان غربی را اعلان و افغانستان از مجرای دیپلوماتیک بر این طرح اعتراض کرد، به منظور جلوگیری از عملی شدن این طرح، دولت افغانستان تظاهرات ساختگی را در کابل، کندهار و جلال آباد علیه سفارت خانه و کنسولگری های پاکستان راه اندازی کرد و به تظاهر کنندگان اجازه داد تا با ورود به سفارت پاکستان به پرچم این کشور نیز توهین کند.</p>
            <p>دیپلوماتهای پاکستان توهین به پرچم این کشور را به تمام هیات های دیپلوماتیک مقیم کابل نشان داد. بعد از نشر این اخبار خشم عمومی در پاکستان بر انگیخته شد و تظاهر کنندگان پاکستانی در شهر پیشاور به کنسولگری افغانستان حمله کردند و دست به اعمال مشابه همانند تظاهر کنندگان افغان زدند.</p>
            <p>کنسول افغانستان در پاکستان که اهمیت موضوع را درک نکرده بود فورا آثار تعرض تظاهر کنندگان را بر کنسولگری از بین بردند و پاکستان توانسته بهره برداری لازم را از این موضوع کند. که با میانجیگری کشورهای اسلامی از جمله عربستان، مصر و عراق این بحران حل شد.</p>
            <p>اکنون نیز دپیلماتهای پاکستانی چیره دست تر از افغانها هستند و از این طریق پاکستان همواره توانسته که به راحتی افکار عمومی جهان را همراه با خود کند. یک دیپلمات ارشد افغانستان که خواست نامی از او برده نشود گفت تسلط دیپلماتهای پاکستانی به زبان انگلیسی و ارتباط آنان با نهادهای بین‌المللی باعث شده که این کشور همواره از دیپلماتهای افغانستان در روابط خارجی خود جلو باشد.</p>
            <p>به گفته او در یکی از نشستهای دو به دو آقای کرزی و آقای اوباما، رئیس جمهمور آمریکا به کرزی گفته است "که پالیسی ما نیست که به پاکستان حمله کنیم و افغانستان نیز حساسیت پاکستان را نسبت به هند باید در نظر گیرد."</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="464" height="261"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923103443_karzai_zardari__464x261_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بریتانیا نیز بارها میان پاکستان و افغانستان میانجگری کرد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>به گفته او افغانستان می‌خواهد که همسایه خوب برای پاکستان باشد و راه ترانزیتی کشورهای کشورهای آسیایی میانه بر روی پاکستان باز باشد، از آبهای افغانستان دو کشور استفاده مشترک و قانونی کنند و دو کشور در زمینه‌های مختلف دیگر همکاری داشته باشند ولی پاکستان بر عکس می‌خواهد که حکومت دست نشانده در کابل داشته باشد.</p>
            <p>او گفت که پاکستان در دوران حاکمیت آقای کرزی هیج گاه در دیدار با مقامات ارشد افغان، درباره خط دیورند ابراز نظر نکرد ولی کشور انگلستان به نمایندگی از پاکستان در این باره با افغانستان صحبت کرده و نگرانی‌اش را در این زمینه ابراز داشته است.</p>
            <p>به گفته او دلیل این کار این‌است که پاکستان حوزه نفوذش فراتر از خط دیورند، مرز کنونی میان دو کشور است. اکنون پاکستان تا عمق استراتژیک افغانستان نفوذ دارد و مقامات پاکستانی نگرانی ازخط دیورند، ندارد.</p>
            <h2>هند ترسی پاکستان</h2>
            <p>حضور هند در افغانستان نیز به گفته مقامات امنیتی افغانستان یکی از نگرانی‌های پاکستان است و مقامات این کشور بارها با مقامات افغانستان از آنچه حضور گسترده هند در این کشور خوانده ابراز نگرانی کرده است.</p>
            <p>این کشور همچنین از حضور تحریک طالبان پاکستان در افغانستان ابراز نگرانی کرده، موضوع که مقامات افغان آنرا رد کرده ولی پاکستان نگران این است که این نیروها در دست رقیب پاکستان، هند افتد و سلاح افراط گرای اسلامی که اکنون به گفته مقامات افغان در دست پاکستان است به دست هند افتد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="624" height="351"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/09/21/130921131358_karzai_in_pakistan_624x351_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">در دوران زمامداری نواز شریف روابط کابل_ اسلام آباد خوب نبود </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p/>
            <p>یکی از مقامات ارشد امنیتی افغان گفت که ترس و توهم از هند باعث شده که پاکستان همواره نسبت به آنچه در افغانستان رخ می‌دهد به دیده تردید بنگرد و این کشور به دولت افغانستان اعلام کرده که ۱۴ کنسولگری هند در افغانستان فعال هستند و ۱۴ هزار مشاور نظامی هند در حال آموزش نیروهای ارتش افغانستان هستند.</p>
            <p>او افزود:" ما بارها به پاکستان گفته‌ایم که شواهد برای این ادعاهای خود ارائه کند تا ما بتوانیم درباره بستن کنسولگری و اخراج مشاوران اقدام کنیم، ولی آنها فقط درفضای هند ترسی که در زمان ضیاالحق در پاکستان بوجود آمده بود زندگی می‌کند."</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34930934</id>
      <dc:identifier>34930934</dc:identifier>
      <updated>2014-09-25T00:15:21+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T23:51:33+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="tvandradio" label="رادیو و تلویزیون"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">بریتانیا: بمباران داعش در سوریه، شاید وقتی دیگر</title>
      <summary xml:lang="fa"> دولت بریتانیا جمعه طرح شرکت در عملیات هوایی علیه داعش را به پارلمان خواهد برد. اما این مداخله به عراق محدود خواهد شد. نیکلاس نیک‌سادات می‌پرسد چرا بریتانیا نمی‌خواهد فعلا به ائتلاف آمریکا و متحدانش در سوریه بپیوندند و مشکل مشروعیت اقدام در سوریه چیست.</summary>
      <dc:subject>سوریه، آمریکا، داعش، میلیبند، وست‌مینستر، عراق</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="audio"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/tvandradio/2014/09/140925_uk_isis_radio.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/08/18/140818104009_uk_aircraft_144x81_afp_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/08/18/140818104009_uk_aircraft_144x81_afp_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/08/18/140818104009_uk_aircraft_144x81_afp_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/08/18/140818104009_uk_aircraft_144x81_afp_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140925_uk_isis_radio_au_nb.asx"
                        fileSize="696439"
                        type="audio/x-ms-wma"
                        duration="PT5M32S"
                        medium="audio"
                        bitrate="1800"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140925_uk_isis_radio_au_bb.asx"
                        fileSize="1357677"
                        type="audio/x-ms-wma"
                        duration="PT5M32S"
                        medium="audio"
                        bitrate="1800"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/ukisis_140925_uk_isis_radio_au_bb.mp3"
                        fileSize="4620800"
                        type="audio/mpeg"
                        duration="PT5M32S"
                        medium="audio"
                        bitrate="96000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140925_uk_isis_radio.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>بریتانیا: بمباران داعش در سوریه، شاید وقتی دیگر</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/08/18/140818104009_uk_aircraft_304x171_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p/>
            <p>دولت بریتانیا فردا طرح شرکت در عملیات هوایی علیه داعش را به پارلمان خواهد برد. اما بنا بر این طرح، مداخله بریتانیا به عراق محدود خواهد شد. دیوید میلیبند، رهبر اپوزیسیون کارگر، داعش را یک "گروه آدمکش و تهدیدی برای بریتانیا" خوانده است، اما مداخله در سوریه را فاقد مشروعیت می داند. نیکلاس نیک‌سادات نگاهی کرده است به گزینه های پیش روی بریتانیا و بحث مشروعیت اقدام در سوریه.</p>
            <p>این گزارش روز پنجشنبه ۳ مهر برابر با ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۴ در <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/tvandradio/2013/01/000001_persian_radio_dawn_live.shtml">

 برنامه چشم انداز بامدادی رادیوی بی‌بی‌سی</a> پخش شده است. </p>
            <p>برای شنیدن گزارش های بیشتر به <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/persian_radio.shtml">

صفحه رادیو</a> مراجعه کنید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34930269</id>
      <dc:identifier>34930269</dc:identifier>
      <updated>2014-09-25T01:57:31+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T22:32:42+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="tvandradio" label="رادیو و تلویزیون"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">چمدان: 'مرد فرانسوی آمد ۱۰۰ یورو گذاشت جلوی من'</title>
      <summary xml:lang="fa">سارا حمیدی همان دختری است که چند سال پیش ویدئویی از آواز خواندن او در سایت یوتیوب و شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد. عنوان آن ویدئو این بود: "صدایی شبیه قمرالملوک وزیری". سارا سه سالی است که به فرانسه مهاجرت کرده و اکنون در پاریس درس آواز کلاسیک می‌خواند.</summary>
      <dc:subject>سارا، حمیدی، چمدان، امیر پیام، ، بی‌بی‌سی، u07</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="audio"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/tvandradio/2014/09/140924_u07_chamedan_season2_sara_hamidi_radio.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924223710_sara_hamidi_chamedan_144x81_sarahamidichamedan_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924223710_sara_hamidi_chamedan_144x81_sarahamidichamedan_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924223710_sara_hamidi_chamedan_144x81_sarahamidichamedan_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="سارا حمیدی، خواننده موسیقی سنتی ایران" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924223710_sara_hamidi_chamedan_144x81_sarahamidichamedan_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140924_u07_chamedan_season2_sara_hamidi_radio_au_nb.asx"
                        fileSize="1159889"
                        type="audio/x-ms-wma"
                        duration="PT9M14S"
                        medium="audio"
                        bitrate="1800"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140924_u07_chamedan_season2_sara_hamidi_radio_au_bb.asx"
                        fileSize="2266959"
                        type="audio/x-ms-wma"
                        duration="PT9M14S"
                        medium="audio"
                        bitrate="1800"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/chamedan2-2-sept25-sarahamidi-mixed_140924_u07_chamedan_season2_sara_hamidi_radio_au_bb.mp3"
                        fileSize="7745463"
                        type="audio/mpeg"
                        duration="PT9M14S"
                        medium="audio"
                        bitrate="96000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140924_u07_chamedan_season2_sara_hamidi_radio.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>چمدان: 'مرد فرانسوی آمد ۱۰۰ یورو گذاشت جلوی من'</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>سارا حمیدی همان دختری است که چند سال پیش <strong>
                  <a href="http://www.youtube.com/watch?v=-m-4cURn1VA">

ویدئویی</a>
               </strong> از آواز خواندن او در سایت یوتیوب و شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد. عنوان آن ویدئو این بود: "صدایی شبیه قمرالملوک وزیری".</p>
            <p>سارا می‌گوید تا پیش از ۱۹ سالگی هرگز نمی‌دانسته استعداد موسیقی دارد.</p>
            <p>او سه سالی است که به فرانسه مهاجرت کرده و اکنون در پاریس درس آواز کلاسیک می‌خواند.</p>
            <p>قطعات اول و دوم موسیقی به کار رفته در چمدان این هفته<em>
                  <strong>
                     <a href="https://www.facebook.com/sara.hamidi.music.page?ref=hl"/>
                  </strong>
               </em>، متعلق به خواننده برجسته تاریخ موسیقی فرانسه <em>
                  <strong>
                     <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%81">

ادیت پیاف</a>
                  </strong>
               </em> است.</p>
            <p>قطعه پایانی هم "شاه من" نام دارد که <em>
                  <strong>
                     <a href="https://www.facebook.com/sara.hamidi.music.page?ref=hl">

سارا حمیدی</a>
                  </strong>
               </em> آن را دقیقا به همان سبکی که <em>
                  <strong>
                     <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%88%DA%A9_%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%DB%8C">

قمرالملوک وزیری</a>
                  </strong>
               </em> خوانده بود، در کنسرتی زنده بازخوانی کرده است.</p>
            <p>سری جدید برنامه <em>
                  <strong>
                     <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/chamedan_suitcase_archive.shtml">

چمدان</a>
                  </strong>
               </em>، هر پنجشنبه از برنامه <em>
                  <strong>
                     <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/radio/2011/04/000001_dawn.shtml">

چشم‌انداز</a>
                  </strong>
               </em> بامدادی <strong>
                  <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/radio/2011/04/000001_dawn.shtml">

رادیوی</a>
               </strong> فارسی بی‌بی‌سی پخش می‌شود.</p>
            <p>لطفا برای تماس با چمدان به نشانی bamdadi@bbc.co.uk یا persian@bbc.co.uk ایمیل بفرستید.</p>
            <p>شما می‌توانید چهل قسمت سری اول برنامه چمدان را در این <em>
                  <strong>
                     <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/chamedan_suitcase_archive.shtml">

صفحه</a>
                  </strong>
               </em> و یا در لینک آرشیو زیر پیدا کنید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34928185</id>
      <dc:identifier>34928185</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T19:04:43+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T19:03:57+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">رهبران جهان در مجمع عمومی سازمان ملل</title>
      <summary xml:lang="fa">امروز بخش مفصلی از سخنرانی باراک اوباما رهبر کشوری با قدرتمندترین ارتش جهان در بزرگترین کنگره سالانه رهبران جهان یعنی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به ریشه کن کردن افراط گرایانی اختصاص یافت که تا چند ماه پیش کمتر شناخته شده بودند.</summary>
      <dc:subject>سازمان ملل</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/09/140924_93_obama_un.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924184733_un_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924184733_un_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924184733_un_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924184733_un_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140924_93_obama_un_16x9_nb.asx"
                        fileSize="904471"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT3M19S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140924_93_obama_un_16x9_bb.asx"
                        fileSize="5651291"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT3M19S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/barak_ny_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="5037025"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M19S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/barak_ny_16x9_med.mp4"
                        fileSize="10103218"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M19S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/barak_ny_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="24542719"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M19S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140924_93_obama_un.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>رهبران جهان در مجمع عمومی سازمان ملل</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>امروز بخش مفصلی از سخنرانی باراک اوباما رهبر کشوری با قدرتمندترین ارتش جهان در بزرگترین کنگره سالانه رهبران جهان یعنی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به ریشه کن کردن افراط گرایانی اختصاص یافت که تا چند ماه پیش کمتر شناخته شده بودند. همین امروز طرفداران ابوبکر بغدادی که خود را خلیفه ابراهیم و بنیان گذار خلافت در دنیای مدرن می دانند، در الجزایر یک فرانسوی را سربریدند. به همین دلیل فرانسوا اولاند رییس جمهوری فرانسه هم در سخنرانی خود بیشترین هم نوایی را با باراک اوباما نشان داد. وقتی حرف از ایران به میان آمد، برخلاف تمام سخنرانی های قبلی رییس جمهوری های آمریکا، باراک اوباما در مجمع عمومی لحنی انتقادی نداشت و به رهبران ایران توصیه کرد تا از فرصت پیش آمده استفاده کنند. درست در همان لحظات، برای اولین بار از آغاز انقلاب اسلامی ایران، رییس جمهوری ایران و نخست وزیر بریتانیا دیدار کردند. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در زمانی برگزار می شود که جهان خصوصا منطقه خاورمیانه با مشکلات زیادی دست به گریبان است. </p>
            <p>بهمن کلباسی از مقر سازمان ملل متحد در نیویورک گزارش می دهد.</p>
            <br/>
            <p>ویندوز میدیا پلیر نسخه ۹</p>
            <p>فلش پلیر نسخه ۹.۰.۱۱۵.۰ برای پخش ویدیوی فرمت h.۲۶۴</p>
            <p>اگر مشکلی با تماشای ویدیوها داشتید با ایمیل persian@bbc.co.uk با ما تماس بگیرید یا از طریق صفحه <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_contactus.shtml">

تماس با ما</a> پیام خود را ارسال کنید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34927965</id>
      <dc:identifier>34927965</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T19:01:00+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T18:49:43+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="afghanistan" label="افغانستان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">اولین فارغ‌التحصیلان دانشکده 'بریتانیایی' افسری در افغانستان </title>
      <summary xml:lang="fa">اولین دسته از افسران افغان از آکادمی نظامی این کشور که به کمک مالی بریتانیا ساخته شده فارغ شده اند.</summary>
      <dc:subject>افسران افغان</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2014/09/140924_l93_afghan_military.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924184630_milit_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924184630_milit_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924184630_milit_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924184630_milit_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140924_l93_afghan_military_16x9_nb.asx"
                        fileSize="513427"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT1M52S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140924_l93_afghan_military_16x9_bb.asx"
                        fileSize="3161313"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT1M52S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/harmit_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="2906015"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT1M52S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/harmit_16x9_med.mp4"
                        fileSize="5664598"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT1M52S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/harmit_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="13803609"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT1M52S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140924_l93_afghan_military.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>اولین فارغ‌التحصیلان دانشکده 'بریتانیایی' افسری در افغانستان </dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>اولین دسته از افسران افغان از آکادمی نظامی این کشور که به کمک مالی بریتانیا ساخته شده فارغ شده اند. این آکادمی با هزینه ۲۸۷ میلیون دلار ساخته شده. وزیر دفاع و رییس ستاد مشترک ارتش بریتانیا در این مراسم شرکت کرده اند. وزیر دفاع افغانستان هم در این مراسم گفت نیروهای ارتش این کشور از ظرفیت لازم برای تامین امنیت برخوردارند.</p>
            <p>هارون نجفی زاده از کابل گزارش می دهد</p>
            <br/>
            <p>ویندوز میدیا پلیر نسخه ۹</p>
            <p>فلش پلیر نسخه ۹.۰.۱۱۵.۰ برای پخش ویدیوی فرمت h.۲۶۴</p>
            <p>اگر مشکلی با تماشای ویدیوها داشتید با ایمیل persian@bbc.co.uk با ما تماس بگیرید یا از طریق صفحه <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_contactus.shtml">

تماس با ما</a> پیام خود را ارسال کنید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34927912</id>
      <dc:identifier>34927912</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T18:39:15+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T18:38:22+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">ادامه نبرد با نیروهای 'داعش' در نزدیکی کوبانی</title>
      <summary xml:lang="fa">همزمان با تمرکز گفتگوهای رهبران جهان در نیویورک، بر بحران عراق و برخود با گروه داعش، ستاد کل فرماندهی ارتش آمریکا اعلام کرد که پنج بار دیگر در عراق و سوریه به مواضع گروه موسوم به دولت اسلامی حمله هوایی کرده است.</summary>
      <dc:subject>سوریه</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/09/140924_l93_syrian_strike.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924183445_koobani_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924183445_koobani_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924183445_koobani_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924183445_koobani_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140924_l93_syrian_strike_16x9_nb.asx"
                        fileSize="793600"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT2M53S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140924_l93_syrian_strike_16x9_bb.asx"
                        fileSize="4907475"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT2M53S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/syr_zarb_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="4436335"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT2M53S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/syr_zarb_16x9_med.mp4"
                        fileSize="8820027"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT2M53S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/syr_zarb_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="21320682"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT2M53S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140924_l93_syrian_strike.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>نبرد با نیرو های گروه دولت اسلامی در نزدیکی کوبانی ادامه دارد</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>آمریکا می گوید پنج بار دیگر در عراق و سوریه به مواضع گروه موسوم به دولت اسلامی حمله هوایی کرده است. ستاد کل فرماندهی ارتش آمریکا اعلام کرده است که در این حمله ها مناطقی در نزدیکی اربیل، در شمال عراق، قائم در نزدیکی مرز عراق و سوریه و همینطور مواضع این گروه در غرب بغداد، هدف قرار گرفته است. پیشتر هم گزارش هایی از حمله هوایی به مواضع آنها در اطراف شهر کوبانی در سوریه منتشر شده بود. این شهر کردنشین همچنان زیر حمله های گروه داعش است. همزمان، جان کری، وزیر خارجه آمریکا، گفته است که ۵۰ کشور به ائتلاف علیه داعش پیوسته اند. رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه هم از حمله های هوایی آمریکا و متحدانش به سوریه حمایت کرده است.</p>
            <p>نفیسه کوهنورد گزارش می دهد.</p>
            <br/>
            <p>ویندوز میدیا پلیر نسخه ۹</p>
            <p>فلش پلیر نسخه ۹.۰.۱۱۵.۰ برای پخش ویدیوی فرمت h.۲۶۴</p>
            <p>اگر مشکلی با تماشای ویدیوها داشتید با ایمیل persian@bbc.co.uk با ما تماس بگیرید یا از طریق صفحه <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_contactus.shtml">

تماس با ما</a> پیام خود را ارسال کنید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34927868</id>
      <dc:identifier>34927868</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T18:33:31+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T18:33:04+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">خط نستعلیق ایرانی بر دیوارهای نمایشگاهی در واشنگتن</title>
      <summary xml:lang="fa">موزه سکلر و فرئیر در واشنگتن با برگزاری نمایشگاهی از آثار خوشنویسی نستعلیق ۴ استاد برجسته ایرانی، مربوط به قرن های ۱۴ تا ۱۶ میلادی، تاریخچه پیدایش این هنر ایرانی را به نمایش گذاشته است.</summary>
      <dc:subject>موزه سکلر و فرئیر</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140924_l93_calligraphy.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924175730_calli_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924175730_calli_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924175730_calli_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924175730_calli_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140924_l93_calligraphy_16x9_nb.asx"
                        fileSize="800993"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT2M56S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140924_l93_calligraphy_16x9_bb.asx"
                        fileSize="4816521"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT2M56S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/callio_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="4487516"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT2M56S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/callio_16x9_med.mp4"
                        fileSize="8820459"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT2M56S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/callio_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="21618779"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT2M56S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140924_l93_calligraphy.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>خط نستعلیق ایرانی بر دیوارهای نمایشگاهی در واشنگتن</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>موزه سکلر و فرئیر در واشنگتن با برگزاری نمایشگاهی از آثار خوشنویسی نستعلیق ۴ استاد برجسته ایرانی، مربوط به قرن های ۱۴ تا ۱۶ میلادی، تاریخچه پیدایش این هنر ایرانی را به نمایش گذاشته است. این نمایشگاه اولین نمایشگاه اختصاصی خط نستعلیق است و حدود ۲۰ اثر کمتر دیده استادان خوشنویسی ایران در معرض دید قرار گرفته اند.</p>
            <p>خشایار جنیدی گزارش می دهد.</p>
            <br/>
            <p>ویندوز میدیا پلیر نسخه ۹</p>
            <p>فلش پلیر نسخه ۹.۰.۱۱۵.۰ برای پخش ویدیوی فرمت h.۲۶۴</p>
            <p>اگر مشکلی با تماشای ویدیوها داشتید با ایمیل persian@bbc.co.uk با ما تماس بگیرید یا از طریق صفحه <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_contactus.shtml">

تماس با ما</a> پیام خود را ارسال کنید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34921635</id>
      <dc:identifier>34921635</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T14:09:40+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T14:08:40+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نگاهی متفاوت به افغانستان در نمایشگاه "قبل از طلوع" </title>
      <summary xml:lang="fa">یک نقاش انگلیسی با الهام از سفرش به افغانستان، هشتاد تابلو از مردم افغانستان کشیده است؛ </summary>
      <dc:subject>افغانستان</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140924_l93_painting_afghanistan.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924140536_paint_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924140536_paint_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924140536_paint_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924140536_paint_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140924_l93_painting_afghanistan_16x9_nb.asx"
                        fileSize="897761"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT3M19S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140924_l93_painting_afghanistan_16x9_bb.asx"
                        fileSize="5418807"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT3M19S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/painter_exhib_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="4964934"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M19S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/painter_exhib_16x9_med.mp4"
                        fileSize="9867375"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M19S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/painter_exhib_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="24335585"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M19S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140924_l93_painting_afghanistan.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>نگاهی متفاوت به افغانستان در نمایشگاهء "قبل از طلوع" </dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>یک نقاش انگلیسی با الهام از سفرش به افغانستان، هشتاد تابلو از مردم افغانستان کشیده است؛ تصاویری از طبیعت و زندگی روزمره مردم عادی که مملو از تردید و امیدواری به آینده است. قرار است ده درصد پول فروش آثار به دو خیریه که برای افغانستان فعالیت می کنند، اهدا شود. طاهر قادری برای دیدار با این نقاش به کارگاه او در لندن رفته است.</p>
            <br/>
            <p>ویندوز میدیا پلیر نسخه ۹</p>
            <p>فلش پلیر نسخه ۹.۰.۱۱۵.۰ برای پخش ویدیوی فرمت h.۲۶۴</p>
            <p>اگر مشکلی با تماشای ویدیوها داشتید با ایمیل persian@bbc.co.uk با ما تماس بگیرید یا از طریق صفحه <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_contactus.shtml">

تماس با ما </a>پیام خود را ارسال کنید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34919420</id>
      <dc:identifier>34919420</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T13:10:20+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T12:45:01+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="tvandradio" label="رادیو و تلویزیون"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">پرفروش‌ترین‌های موسیقی بریتانیا از یس تا سیگما  </title>
      <summary xml:lang="fa">شیداسب کاویانی هر هفته نگاهی می‌کند به جدول پرفروش ترین تک آهنگ‌ها و آلبوم‌های موسیقی پاپ و راک بریتانیا.</summary>
      <dc:subject>موسیقی، پاپ</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="audio"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/tvandradio/2014/09/140924_l93_top_of_the_pops.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924130000_yek_144x81_._nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924130000_yek_144x81_._nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924130000_yek_144x81_._nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924130000_yek_144x81_._nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140924_l93_top_of_the_pops_au_nb.asx"
                        fileSize="1180814"
                        type="audio/x-ms-wma"
                        duration="PT9M26S"
                        medium="audio"
                        bitrate="1800"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140924_l93_top_of_the_pops_au_bb.asx"
                        fileSize="2309463"
                        type="audio/x-ms-wma"
                        duration="PT9M26S"
                        medium="audio"
                        bitrate="1800"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/tops_140924_l93_top_of_the_pops_au_bb.mp3"
                        fileSize="7885531"
                        type="audio/mpeg"
                        duration="PT9M26S"
                        medium="audio"
                        bitrate="96000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140924_l93_top_of_the_pops.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>پرفروش‌ترین‌های موسیقی بریتانیا از یس تا سیگما  </dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924130000_yek_304x171_._nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">پالوما فیف خواننده آهنگ Changing از گروه Sigma پرفروشترین آهنگ بریتانیا</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="."/>
            </div>
            <p>شیداسب کاویانی هر هفته نگاهی می‌کند به جدول پرفروش ترین تک آهنگ‌ها و آلبوم‌های موسیقی پاپ و راک بریتانیا.</p>
            <p>این برنامه را می‌توانید چهارشنبه‌ها صبح در برنامه <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/radio/2011/04/000001_dawn.shtml">

چشم انداز بامدادی</a> رادیو بی بی سی بشنوید.</p>
            <p>چشم انداز بامدادی رادیو بی بی سی از ساعت ۶ تا ۸ بامداد هر روز از این <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_radioschedule.shtml">

امواج و فرکانس‌های رادیویی و ماهواره‌ای</a> پخش می‌شود.</p>
            <p>برنامه ای که می شنوید در روز چهارشنبه  ۰۲ مهر ( ۲۴ سپتامبر) از رادیو بی بی سی پخش شده است.</p>
            <p>برای شنیدن سایر مطالب رادیوی بی بی سی، به <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/persian_radio.shtml">

صفحه رادیو</a> مراجعه کنید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34909897</id>
      <dc:identifier>34909897</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T04:12:54+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T04:11:30+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="tvandradio" label="رادیو و تلویزیون"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">آمریکا و "داعش"؛ مجالی برای "قدرت‌نمایی" ایران</title>
      <summary xml:lang="fa"> درمیزگرد رادیویی با حضور محسن میلانی استاد علوم سیاسی در دانشگاه های آمریکا و حبیب حسینی فرد روزنامه نگار حوزه منطقه، به این اقدام نظامی تازه آمریکا علیه مواضع دولت اسلامی در سوریه پرداختیم. </summary>
      <dc:subject>سوریه، آمریکا، داعش</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="audio"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/tvandradio/2014/09/140924_syria_roundtable.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923084025_us_air_force_144x81_getty_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923084025_us_air_force_144x81_getty_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923084025_us_air_force_144x81_getty_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923084025_us_air_force_144x81_getty_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140924_syria_roundtable_au_nb.asx"
                        fileSize="1399364"
                        type="audio/x-ms-wma"
                        duration="PT11M6S"
                        medium="audio"
                        bitrate="1800"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140924_syria_roundtable_au_bb.asx"
                        fileSize="2734503"
                        type="audio/x-ms-wma"
                        duration="PT11M6S"
                        medium="audio"
                        bitrate="1800"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/roundtable_140924_syria_roundtable_au_bb.mp3"
                        fileSize="9338880"
                        type="audio/mpeg"
                        duration="PT11M6S"
                        medium="audio"
                        bitrate="96000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140924_syria_roundtable.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>آمریکا و "داعش"؛ مجالی برای "قدرت‌نمایی" ایران</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923084025_us_air_force_304x171_getty_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p> رئیس‌‌جمهوری آمریکا از پشتیبانی برخی کشورهای عربی در حمله هوایی به مواضع گروه شبه‌‌نظامی 'دولت اسلامی' ستایش کرده و گفته است که این مبارزه، فقط به عهده آمریکا نیست.</p>
            <p>باراک اوباما ساعاتی پس از نخستین حمله‌‌های آمریکا و هم‌‌پیمانان عرب به مواضع "داعش" در سوریه سخن می‌‌گفت.</p>
            <p>او تایید کرد که عربستان سعودی، امارات عربی متحده، اردن، بحرین و قطر در این حمله‌‌ها مشارکت داشته‌‌اند یا به نحوی از آن پشتیبانی کرده‌‌اند. گزارش شده است که دست‌‌کم ۷۰ نیروی "داعش" و ۵۰ جنگ‌‌جوی دیگر وابسته به القاعده در این حملات کشته شده‌‌اند.</p>
            <p>علی همدانی، مجری<a href="http://www.bbc.co.uk/persian/tvandradio/2013/01/000001_persian_radio_dawn_live.shtml">

 برنامه چشم انداز بامدادی رادیوی بی‌بی‌سی</a> درمیزگردی با حضور محسن میلانی استاد علوم سیاسی در دانشگاه های آمریکا و حبیب حسینی فرد روزنامه نگار و تحلیلگر مسائل منطقه، به این اقدام نظامی تازه آمریکا پرداخته است .</p>
            <p>سوال نخست این بود که چه شده که بعد از یک سال که آمریکا صحبت از کمک نظامی به مخالفان اسد و حمله نظانی به سوریه برای سرنگونی بشار اسد می کرد، حالا همچنان می گوید آبش با رژیم بشار اسد در یک جوی نمی رود اما درعمل با دشمن اسد، وارد جنگ شده است؟</p>
            <p>برای شنیدن گزارش های بیشتر به <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/persian_radio.shtml">

صفحه رادیو</a> مراجعه کنید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34908882</id>
      <dc:identifier>34908882</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T02:37:40+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T02:18:22+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="tvandradio" label="رادیو و تلویزیون"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">میراث فرهنگی سوریه، منبع مالی داعش</title>
      <summary xml:lang="fa">روز دوشنبه عده ای از اهل فرهنگ و سیاستمداران در نیویورک دور هم جمع شدند تا درباره مشکلات فرهنگی به بار آمده از گروه دولت اسلامی و بلایای جنگ در سوریه سخن بگویند.</summary>
      <dc:subject>داعش، دولت اسلامی، سوریه، میراث فرهنگی، u08</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="audio"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/tvandradio/2014/09/140923_u08_isis_cultural_herit.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924025654_aysrian_heritage_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924025654_aysrian_heritage_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924025654_aysrian_heritage_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924025654_aysrian_heritage_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140923_u08_isis_cultural_herit_au_nb.asx"
                        fileSize="532139"
                        type="audio/x-ms-wma"
                        duration="PT4M12S"
                        medium="audio"
                        bitrate="1800"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140923_u08_isis_cultural_herit_au_bb.asx"
                        fileSize="1037379"
                        type="audio/x-ms-wma"
                        duration="PT4M12S"
                        medium="audio"
                        bitrate="1800"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/asyria_mixdown_140923_u08_isis_cultural_herit_au_bb.mp3"
                        fileSize="3525485"
                        type="audio/mpeg"
                        duration="PT4M12S"
                        medium="audio"
                        bitrate="96000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140923_u08_isis_cultural_herit.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>میراث فرهنگی سوریه، منبع مالی داعش</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>درباره گروه دولت اسلامی و بلایای جنگ در سوریه بسیار گفته و شنیده شده است. اما روز دوشنبه عده ای از اهل فرهنگ و سیاستمداران در نیویورک دور هم جمع شدند تا درباره مشکلات فرهنگی به بار آمده از این جنگ ها سخن بگویند. محل سخنرانی ها در موزه متروپولیتن نیویورک بود و بهانه آن افتتاح نمایشگاهی از آثار دوره آشوریان.</p>
            <p>این گزارش سام فرزانه در برنامه<strong>
                  <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/radio/2011/04/000001_dawn.shtml">

چشم‌انداز بامدادی</a>
               </strong>  روز چهارشنبه دوم مهر ۹۳ پخش شده است.</p>
            <p>برای شنیدن گزارش‌های بیشتر به صفحه  <strong>
                  <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/persian_radio.shtml">

رادیوی فارسی بی‌بی‌سی</a>
               </strong>  بروید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-23:34904616</id>
      <dc:identifier>34904616</dc:identifier>
      <updated>2014-09-23T18:15:11+00:00</updated>
      <published>2014-09-23T18:13:32+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="tvandradio" label="رادیو و تلویزیون"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">اولین برنامه بهداشت و سلامت از بی‌بی‌سی فارسی</title>
      <summary xml:lang="fa">روز چهارشنبه دوم مهرماه (۲۴ سپتامبر) پخش برنامه جدیدی از تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی با عنوان ۳۷ درجه شروع می شود. </summary>
      <dc:subject>بهداشت</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/tvandradio/2014/09/140923_l93_health.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923181202_health_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923181202_health_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923181202_health_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923181202_health_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140923_l93_health_16x9_nb.asx"
                        fileSize="155999"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT30S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140923_l93_health_16x9_bb.asx"
                        fileSize="952981"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT30S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/health_140923_l93_health_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="870044"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT30S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/health_140923_l93_health_16x9_med.mp4"
                        fileSize="1694666"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT30S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/health_140923_l93_health_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="4304833"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT30S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140923_l93_health.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>اولین برنامه بهداشت و سلامت از بی‌بی‌سی فارسی</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>روز چهارشنبه دوم مهرماه (۲۴ سپتامبر) پخش برنامه جدیدی از تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی با عنوان ۳۷ درجه شروع می شود. این برنامه تخصصی به موضوع بهداشت و سلامت اختصاص دارد و قرار است به مدت نیم ساعت و فعلا بصورت ماهانه پخش شود.</p>
            <p>برنامه ۳۷ درجه قصد دارد در کنار اطلاع رسانی درمورد تازه‌ترین دستاورد‌های پزشکی از طریق خبر و گزارش، در گفتگو با پزشکان و متخصصان فارسی زبان به بیماری‌ها و معضلاتی که ایران و کشورهای منطقه درگیر آن هستند از جمله اعتیاد، بیماری‌های عفونی، عوارض آلودگی هوا، افسردگی، ایدز، و مرگ و میر مادر و نوزاد و ...بپردازد.</p>
            <p>همینطور به موضوعاتی مرتبط با بهداشت جسم و روان هم خواهیم پرداخت که در دیگر رسانه‌های فارسی زبان منطقه کمتر و یا اصلا به آن پرداخته نمی‌شود از جمله کودک آزاری، پاسخ به سوال‌های رایج درمورد مسائل جنسی، روابط زوج‌ها، تربیت کودکان و جنبه‌های مختلف سلامت روان.</p>
            <p>اولین پخش برنامه : چهارشنبه ۲ مهر ساعت ۲۳ به وقت تهران</p>
            <p>تکرار: پنجشنبه ۳ مهر ساعت ۱۵۳۰ به وقت تهران</p>
            <p>تکرار: جمعه ۴ مهر ساعت ۱۴۳۰ به وقت تهران</p>
            <p>تکرار: جمعه ۴ مهر ساعت ۲۲:۳۰ به وقت تهران</p>
            <p>تکرار: یکشنبه ۶ مهر ساعت ۱۸۳۰ به وقت تهران</p>
            <p>تکرار: دوشنبه ۷ مهر ساعت ۱۵۳۰ به وقت تهران</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-23:34906145</id>
      <dc:identifier>34906145</dc:identifier>
      <updated>2014-09-23T20:10:26+00:00</updated>
      <published>2014-09-23T20:09:53+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نشانه‌های بهبود روابط ایران و غرب در دیدارهای روحانی در نیویورک </title>
      <summary xml:lang="fa">حسن روحانی رییس جمهوری ایران در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل، با فرانسوا اولاند رییس جمهوری فرانسه دیدار کرد.دفتر نخست وزیری بریتانیا هم گفته که روز چهارشنبه نخست وزیر بریتانیا با رییس جمهوری ایران دیدار خواهد کرد.</summary>
      <dc:subject>ایران و غرب</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/09/140923_l93_iran_west.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923200422_rohani_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923200422_rohani_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923200422_rohani_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923200422_rohani_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140923_l93_iran_west_16x9_nb.asx"
                        fileSize="827875"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT3M2S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140923_l93_iran_west_16x9_bb.asx"
                        fileSize="4503209"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT3M2S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/rajakasi_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="4786850"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M2S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/rajakasi_16x9_med.mp4"
                        fileSize="9622976"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M2S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/rajakasi_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="22554941"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M2S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140923_l93_iran_west.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>نشانه‌های بهبود روابط ایران و غرب در دیدارهای روحانی در نیویورک </dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>حسن روحانی رییس جمهوری ایران در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل، با فرانسوا اولاند رییس جمهوری فرانسه دیدار کرد. شماره ده داونینگ استریت، یعنی دفتر نخست وزیری بریتانیا هم گفته که روز چهارشنبه، دیوید کامرون نخست وزیر بریتانیا با رییس جمهوری ایران دیدار خواهد داشت. این دیدار این اولین تماس در این سطح بعد از انقلاب اسلامی در ایران در سی و شش سال پیش است. کسری ناجی نگاهی دارد به دلایل برداشتن این قدمهای بلند برای بهبود روابط درحالیکه رابطه ایران با غرب تا همین دو سال پیش به پایین ترین سطح رسیده بود.</p>
            <p>ویندوز میدیا پلیر نسخه ۹</p>
            <p>فلش پلیر نسخه ۹.۰.۱۱۵.۰ برای پخش ویدیوی فرمت h.۲۶۴</p>
            <p>اگر مشکلی با تماشای ویدیوها داشتید با ایمیل persian@bbc.co.uk با ما تماس بگیرید یا از طریق صفحه <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_contactus.shtml">

تماس با ما</a> پیام خود را ارسال کنید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-23:34906098</id>
      <dc:identifier>34906098</dc:identifier>
      <updated>2014-09-23T20:07:43+00:00</updated>
      <published>2014-09-23T20:07:32+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">بمباران مواضع داعش در سوریه چقدر طول خواهد کشید؟ </title>
      <summary xml:lang="fa">آمریکا جنگ را به مرکزی ترین دژ نظامی گروه دولت اسلامی در سوریه کشیده و پایتخت این گروه در رقه را با هواپیماهای بدون سرنشین، جنگنده و موشکهای کروز زیر آتش گرفته است. </summary>
      <dc:subject>داعش</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/09/140923_l93_us_isis.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923200239_daesh_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923200239_daesh_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923200239_daesh_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923200239_daesh_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140923_l93_us_isis_16x9_nb.asx"
                        fileSize="897108"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT3M23S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140923_l93_us_isis_16x9_bb.asx"
                        fileSize="5319195"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT3M23S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/usais_is_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="4952156"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M23S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/usais_is_16x9_med.mp4"
                        fileSize="9856681"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M23S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/usais_is_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="24533154"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M23S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140923_l93_us_isis.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>بمباران مواضع داعش در سوریه چقدر طول خواهد کشید؟ </dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>آمریکا جنگ را به مرکزی ترین دژ نظامی گروه دولت اسلامی در سوریه کشیده و پایتخت این گروه در رقه را با هواپیماهای بدون سرنشین، جنگنده و موشکهای کروز زیر آتش گرفته است. با این پیام که پرچم سیاه اسلامگریان تندرو جای امنی برای اهتزاز نخواهد یافت. رییس جمهوری آمریکا می گوید که با گسترش عملیات به سوریه نه تنها نبرد علیه یکی از تندروترین و خشن ترین گروههای افراط گرای منطقه وارد مرحله ای دیگر شده، بلکه همکاری نظامی پنج کشور عرب با ارتش آمریکا فضایی جدیدی را شکل داده است. از آن طرف ایران نگران از وارد شدن آمریکا به حریم سوریه است، اگرچه فعلا چندان حرکت آمریکا را در تضاد با منافع خود نمی داند. این جنگ چقدر طول خواهد کشید؟ می توان ۳۰ هزار نیروی پرانگیزه جهادی و آنطور که خود می گویند شهادت طلب دولت اسلامی را از صحنه حذف کرد؟ و تازه این کار هم شود، قلمرو دولت اسلامی به دست چه کسی خواهد افتاد؟ </p>
            <p>نفيسه کوهنورد گزارش ميیدهد.</p>
            <br/>
            <p>ویندوز میدیا پلیر نسخه ۹</p>
            <p>فلش پلیر نسخه ۹.۰.۱۱۵.۰ برای پخش ویدیوی فرمت h.۲۶۴</p>
            <p>اگر مشکلی با تماشای ویدیوها داشتید با ایمیل persian@bbc.co.uk با ما تماس بگیرید یا از طریق صفحه <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_contactus.shtml">

تماس با ما</a> پیام خود را ارسال کنید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-23:34906206</id>
      <dc:identifier>34906206</dc:identifier>
      <updated>2014-09-23T20:15:01+00:00</updated>
      <published>2014-09-23T20:14:04+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">آوارگان کرد سوری و ناخشنودی از سیاست ترکیه </title>
      <summary xml:lang="fa">سازمان ملل متحد می گوید خود را برای اسکان چهارصد هزار آواره کرد سوری در ترکیه آماده می کند. </summary>
      <dc:subject>آوارگان کرد سوری</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/09/140923_l93_turkey_refugees.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923200608_turkey_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923200608_turkey_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923200608_turkey_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923200608_turkey_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140923_l93_turkey_refugees_16x9_nb.asx"
                        fileSize="667967"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT2M27S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140923_l93_turkey_refugees_16x9_bb.asx"
                        fileSize="4162215"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT2M27S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/turfugees_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="3795163"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT2M27S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/turfugees_16x9_med.mp4"
                        fileSize="7454375"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT2M27S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/turfugees_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="18141733"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT2M27S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140923_l93_turkey_refugees.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>آوارگان کرد سوری و ناخشنودی از سیاست ترکیه </dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>سازمان ملل متحد می گوید خود را برای اسکان چهارصد هزار آواره کرد سوری در ترکیه آماده می کند. جنگِ کردها با شبه نظامیان گروه دولت اسلامی در کوبانی ادامه دارد و سیل آوارگان به طرف مرزهای ترکیه متوقف نشده است. ژیار گل می گوید بسیاری از کردها از سیاستهای ترکیه خشمگین هستند.</p>
            <br/>
            <p>ویندوز میدیا پلیر نسخه ۹</p>
            <p>فلش پلیر نسخه ۹.۰.۱۱۵.۰ برای پخش ویدیوی فرمت h.۲۶۴</p>
            <p>اگر مشکلی با تماشای ویدیوها داشتید با ایمیل persian@bbc.co.uk با ما تماس بگیرید یا از طریق صفحه <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_contactus.shtml">

تماس با ما</a> پیام خود را ارسال کنید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-23:34905361</id>
      <dc:identifier>34905361</dc:identifier>
      <updated>2014-09-23T19:04:23+00:00</updated>
      <published>2014-09-23T19:03:47+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="science" label="دانش و فن"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">چت کردن رایگان بدون اینترنت</title>
      <summary xml:lang="fa">چت کردن بدون اینترنت و بدون هزینه شاید یک شوخی به نظر بیاید.</summary>
      <dc:subject>چت</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/science/2014/09/140923_l93_chat.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923180252_chat_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923180252_chat_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923180252_chat_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923180252_chat_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140923_l93_chat_16x9_nb.asx"
                        fileSize="886324"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT3M15S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140923_l93_chat_16x9_bb.asx"
                        fileSize="5564627"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT3M15S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/chat_tanha_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="5083663"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M15S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/chat_tanha_16x9_med.mp4"
                        fileSize="9901050"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M15S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/chat_tanha_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="24477115"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M15S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140923_l93_chat.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>چت کردن رایگان بدون اینترنت</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>چت کردن بدون اینترنت و بدون هزینه شاید یک شوخی به نظر بیاید. اما یک شرکت آمریکایی اخیرا اپلیکیشنی را روانه بازار کرده که چنین امکانی را به کاربران می دهد. اپلیکیشن فایرچت یک برنامه رایگان است که به کاربران اجازه می دهد تا خارج از شبکه مخابرات و اینترنت با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این نرم افزار از سوی کاربران ایرانی هم مورد استقبال زیادی قرار گرفته است.</p>
            <p>محمدرضا کاظمی گزارش می دهد</p>
            <br/>
            <p>ویندوز میدیا پلیر نسخه ۹</p>
            <p>فلش پلیر نسخه ۹.۰.۱۱۵.۰ برای پخش ویدیوی فرمت h.۲۶۴</p>
            <p>اگر مشکلی با تماشای ویدیوها داشتید با ایمیل persian@bbc.co.uk با ما تماس بگیرید یا از طریق صفحه تماس با ما پیام خود را ارسال کنید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-23:34904333</id>
      <dc:identifier>34904333</dc:identifier>
      <updated>2014-09-23T17:57:59+00:00</updated>
      <published>2014-09-23T17:57:33+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">مصاحبه با مادر غنچه قوامی</title>
      <summary xml:lang="fa">غنچه قوامی، شهروند ایرانی-بریتانیایی ۲۵ سال سن دار د و از ۸۵ روز پیش در زندان اوین در بازداشت به سر می‌برد.</summary>
      <dc:subject>غنچه قوامی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/09/140923_l93_moshtaqian.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923172258_qavami_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923172258_qavami_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923172258_qavami_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923172258_qavami_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140923_l93_moshtaqian_16x9_nb.asx"
                        fileSize="847328"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT3M1S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140923_l93_moshtaqian_16x9_bb.asx"
                        fileSize="5241087"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT3M1S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/mosh_inter_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="4541707"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M1S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/mosh_inter_16x9_med.mp4"
                        fileSize="9212566"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M1S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/mosh_inter_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="22861727"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M1S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140923_l93_moshtaqian.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>مصاحبه با مادر غنچه قوامی</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>غنچه قوامی، شهروند ایرانی-بریتانیایی ۲۵ سال سن دار د و از ۸۵ روز پیش در زندان اوین در بازداشت به سر می‌برد. او نخستین بار برای تماشای مسابقات والیبال مردان رفته بود که بازداشت شد و وقتی بعد از مدتی برای دریافت وسایل ضبط شده‌اش مراجعه کرد بازداشت و از آن زمان تاکنون زندانی است. سوسن مشتاقیان در گفتگو با بی بی سی از آخرین وضعیت فرزندش می گوید:</p>
            <p>ویندوز میدیا پلیر نسخه ۹</p>
            <p>فلش پلیر نسخه ۹.۰.۱۱۵.۰ برای پخش ویدیوی فرمت h.۲۶۴</p>
            <p>اگر مشکلی با تماشای ویدیوها داشتید با ایمیل persian@bbc.co.uk با ما تماس بگیرید یا از طریق صفحه تماس با ما پیام خود را ارسال کنید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-23:34902671</id>
      <dc:identifier>34902671</dc:identifier>
      <updated>2014-09-23T16:23:33+00:00</updated>
      <published>2014-09-23T16:22:35+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="afghanistan" label="افغانستان"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">آخرین دیدار حامد کرزی با مقامات دولتی افغانستان</title>
      <summary xml:lang="fa">حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، در روزهای آخر کارش، یک بار دیگر آمریکا را عامل جنگ در افغانستان خوانده. رابطه او با واشنگتن در سالهای اخیر روز به روز بدتر شده است.</summary>
      <dc:subject>حامد کرزی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2014/09/140923_l93_karzai.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923162059_karzai_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923162059_karzai_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923162059_karzai_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923162059_karzai_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140923_l93_karzai_16x9_nb.asx"
                        fileSize="876241"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT3M11S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140923_l93_karzai_16x9_bb.asx"
                        fileSize="5457747"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT3M11S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/akarzaaai_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="4951130"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M11S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/akarzaaai_16x9_med.mp4"
                        fileSize="9711950"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M11S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/akarzaaai_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="23764618"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT3M11S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140923_l93_karzai.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>آخرین دیدار حامد کرزی با مقامات دولتی افغانستان</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، در روزهای آخر کارش، یک بار دیگر آمریکا را عامل جنگ در افغانستان خوانده. رابطه او با واشنگتن در سالهای اخیر روز به روز بدتر شده است. دوشنبه آینده اشرف غنی احمدزی، رئیس جمهوری جدید، کارش را شروع می کند. خبرنگار ما بهار جویا می‌گوید این امیدواری وجود دارد که از هفته آینده در روابط آمریکا و افغانستان فصلی تازه شروع شود.</p>
            <br/>
            <p>ویندوز میدیا پلیر نسخه ۹</p>
            <p>فلش پلیر نسخه ۹.۰.۱۱۵.۰ برای پخش ویدیوی فرمت h.۲۶۴</p>
            <p>اگر مشکلی با تماشای ویدیوها داشتید با ایمیل persian@bbc.co.uk با ما تماس بگیرید یا از طریق صفحه <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_contactus.shtml">

تماس با ما</a> پیام خود را ارسال کنید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-23:34903027</id>
      <dc:identifier>34903027</dc:identifier>
      <updated>2014-09-23T17:07:19+00:00</updated>
      <published>2014-09-23T16:38:10+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="blogs" label="وبلاگ ها"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">داعش از کجا ممکن است به ایران حمله کند؟</title>
      <summary xml:lang="fa">از‌‌ همان زمان که داعش موصل را اشغال کرد و با فتوحات بعدی به مرزهای ایران نزدیک شد، برای بسیاری خطر حمله‌ی داعش به ایران جدی شده است. </summary>
      <dc:subject>داعش از کجا به ایران حمله می‌کند؟</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/blogs/2014/09/140923_l44_nazeran_isis_iran.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/blogs/2014/09/140923_l44_nazeran_isis_iran.shtml"/>
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>داعش از کجا ممکن است به ایران حمله کند؟</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">حسین قاضیان</p>
                  <p class="role">جامعه شناس</p>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923090324_us_air_strike_syria_512x288_getty_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p/>
            <p>از‌‌ همان زمان که داعش موصل را اشغال کرد و با پیروزی های بعدی به مرزهای ایران نزدیک شد، برای بسیاری خطر حمله‌ داعش به ایران جدی شده است.</p>
            <p>ویدئوهایی که برخی داعشی‌ها در باره‌ مقصد بعدی حملاتشان منتشر کردند و در آن ایران را نشانه گرفتند، به این موضوع دامن زد. از آن پس، هر از گاهی خبرهایی از مشاهده‌ داعش در برخی مناطق غربی کشور نیز منتشر شده است. اخیراً کار این ویدئو‌ها به اعلام ضدیت (با حضور داعش در سنندج) و طنز (حضور داعش در بندرعباس) هم کشیده است. پیداست که، پیدا و پنهان، خطر حضور داعش در آینده کم کم به دغدغه‌ای بدل شده است. به این ترتیب حتماً برای عده‌ای هم این پرسش مطرح شده است که داعش از کجا به ایران حمله خواهد کرد.</p>
            <p>من البته استراتژیست نظامی نیستم، با این همه حدس زدن این نکته نباید دشوار باشد که اگر زمانی داعش به ایران حمله کند از‌‌ همان جایی حمله می کند که به عراق حمله کرد. حتماً پیش خود خواهید گفت از همین حرف معلوم است که نویسنده نه سر رشته‌ای از مسائل نظامی دارد نه حتی از جغرافیا سر در می‌آورد. امروز حتی یک دانش آموز ابتدایی هم که با نقشه‌ جغرافیا آشنا باشد می‌داند که داعش از شرق سوریه و غرب عراق به این کشور حمله کرد، یعنی جایی که صد‌ها کیلومتر از مرزهای ایران فاصله دارد. پس چطور ممکن است داعش از‌‌ همان جا به ایران حمله کند؟ اگر داعش بخواهد به ایران حمله کند علی القاعده باید از شرق عراق به ایران حمله کند نه از غرب آن.</p>
            <p>این‌ها همه البته واقعیت‌های جغرافیایی است و سر جای خود درست. اما بیاید از خودمان بپرسیم که آیا داعش واقعا از سمت مرزهای غربی به عراق حمله کرد یا از جای دیگری که به جغرافیا ربطی نداشت، بلکه به تاریخ اخیر این کشور و به مناسبات اجتماعی و قومی و مذهبی آن مربوط می‌شد.</p>
            <p>وقتی خبر‌ها، تحلیل‌ها و تصویرهای مربوط به اولین حضور گسترده‌ داعش در موصل را می‌کاویم، می‌بینیم که داعش نه از جانب نوار مرزی غرب عراق، که از سمت آن نواری از تبعیض‌های چند ساله علیه اقلیت اهل سنت به عراق به حمله کرد که روح انتقام را درآنان پرورده بود، تبعیض‌ها و سرکوب‌هایی که به کینه‌ها و بغض‌هایی فرو خورده بدل شده بود، بغضی که به وقت سررسیدن داعشیان ترکید و خود را در استقبال از آنها بروز داد و به تسلیم و تسخیر مناطق سنی نشین، یکی از پس دیگری، منجر شد.</p>
            <p>این تسلیم و تسخیر نسبتا بی‌مقاومت، فقط حاصل خیانت و وادادگی نظامیان منتسب به بعثی‌های سابق نبود. همراهی ابتدایی مردمان نسبتا زیادی در شهرهای تسخیر شده نشان می‌دهد که داعش – دست کم در شروع کار- به مناطقی حمله کرد که از نارضایتی انباشته‌ اهل سنت در آنجا‌ها اطمینان داشت.</p>
            <p>تردید نیست که اکثریت شیعه، و نیز اقلیت کرد، در عراق سال‌هایی مدید زیر ستم و تبعیض همین اهل سنتِ حاکم بودند که لباس بعث به تن داشت. اهل سنت در اقلیت بود و بر اکثریت حکومت می‌کرد، آن هم به شیوه‌ حکومت صدام حسین که از بمباران شیمیایی مردمش هم دریغ نداشت. به همین سبب بود که ورود آمریکایی‌ها به عراق هم با مقاومتی از جانب اقلیت‌های تحت ستم در دوران صدام حسین روبرو نشد، در حالی که این حمله حکم اشغال کشور از جانب یک قدرت خارجی را داشت.</p>
            <p>شیعیان حاکم شده پس از سقوط صدام حسین، بویژه در دوران صدارت نوری مالکی، با حالتی از انتقام، زخم‌های کهنه‌ به زیر کشیده شدن اهل سنت را از قدرت عمیق‌تر کردند. زخمی که خود را در کمین‌گاه روز انتقام متقابل پنهان کرده بود و وقتی سر و کله‌ داعش پیدا شد از نهانگاه بیرون آمد و با این گروه وحشت زا که کینه‌های آنان را با بیرحمی و قساوت تشفی می‌داد، همراه شد. آنان که با داعش همراه شدند شاید از قساوت داعشیان استقبال نمی‌کردند، اما از انتقامی که به دست آنان از دشمنانشان گرفته می‌شد خشنود بودند.</p>
            <p>حالا برگردیم به ایران خودمان. این روز‌ها کشور آرام به نظر می‌رسد،‌‌ همان طور که عراق پیش از حمله داعش چنان به هم نریخته بود که امروزه به آن مبتلاست. عراق هم‌‌ همان روز‌ها که تبعیض داشت زیر پوست جامعه‌ اهل سنت می‌دوید و چون غده‌ای بدخیم رشد می‌کرد و نفرت می‌پرورد، آرام تر از این روزها به نظر می‌رسید.</p>
            <p>حالا هم اگر فکر کنیم که در این ایرانِ به ظاهر آرام امروزی، تبعیض‌هایی که علیه اقلیت‌های دینی و مذهبی و سایر اقلیت‌ها جریان دارد، آن قدر‌ها خطرناک نیست که در عراق بود، داریم مخاطرات آینده را دست کم می‌گیریم.‌‌ همان طور که شیعیان حاکم بر عراق آن را دست کم گرفتند. اگر این خطر را دست کم بگیریم غیر مکن نیست روزی برسد که این داعش یا هر داعش دیگری در آینده - که شکل و شمایل متفاوتی خواهد داشت- از‌‌ همان مرز‌هایی که به عراق حمله کرد به ایران هم حمله کند.</p>
            <p>همان طور که داعش از نوار مرزی شکاف‌های قومی و مذهبی به عراق حمله کرد و کارش را پیش برد، به ایران هم از‌‌ همان جا حمله خواهد کرد: از درون دل‌هایی که آه احساسِ تبعیض برمی آورند، از درون رحم‌هایی که کینه می‌پرورند و در آینده نوزاد انتقام می‌زایند.</p>
            <p>ممکن است شکاف‌های قومی و مذهبی و سایر تبعیض‌های اجتماعی در جامعه‌ کنونی ایران چندان فعال نباشد، اما اگر نادیده گرفته شود چنان به سرعت فعال خواهد شد که کلاه هوش از سر هر تحلیلگر سیاسی خواهد افتاد،‌‌ همان طور که وقتی این شکاف‌ها در رواندا یا در یوگوسلاوی سابق، و اوکراین و عراق و یمن امروز مردم را رو در رو قرار داد، برای بسیاری غافلگیر کننده بود.</p>درباره این مجموعهیادداشت های این مجموعه، بیانگر دیدگاه و نظر نویسندگان آن است. بی بی سی می کوشد تا با انتشار نظرات صاحب نظرانی از طیف های گوناگون، چشم انداز متنوع و متوازنی از دیدگاه ها را ارائه دهد. مخاطبان سایت هم می توانند درباره هر یادداشت نظر دهند و در بحث ها شرکت کنند. صفحه ناظران می گویند...صفحه ناظران می گویند...صفحه ناظران می گویند...صفحه ناظران می گویند...صفحه 'ناظران می گویند...'آرشیو وبلاگ ناظران</div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-20:34831620</id>
      <dc:identifier>34831620</dc:identifier>
      <updated>2014-09-23T14:39:15+00:00</updated>
      <published>2014-09-20T10:18:06+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="blogs" label="وبلاگ ها"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">فیلمساز مستقل، فیلمساز دولتی، سینمای سیاست زده</title>
      <summary xml:lang="fa">در اینجا می توان گفت که فیلمنامه خوب،تکنیک های جدید، سرمایه مالی و خلاقیت در اجرا، گام نخست نجات سینمای مستقل در ایران نیست. سینمای ایران،تشنه یک جرعه آزادی است.</summary>
      <dc:subject>فیلمساز مستقل، فیلمساز دولتی، سینمای سیاست زده، بنی اعتماد</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/blogs/2014/09/140920_l44_nazeran_iran_cinema_bani_etemad.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/blogs/2014/09/140920_l44_nazeran_iran_cinema_bani_etemad.shtml"/>
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>فیلمساز مستقل، فیلمساز دولتی، سینمای سیاست زده</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">شپول عباسی</p>
                  <p class="role">مستندساز و منتقد هنری</p>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/09/140909172118_1_624x351_tiff.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="TIFF"/>
            </div>
            <p>فیلمسازان ایرانی حاضر در جشنواره های بین المللی فیلم امسال، در حوزه های اجتماعی، اقتصاد، دین و سیاست جنبه های مختلفی از نگاه و بینش خودشان در قالب فیلم را با مخاطبان جهانی در میان بگذارند.</p>
            <p>بیشتر فیلمسازان ایرانی و غیر ایرانی حاضر در جشنواره های ونیز، مونترال، تورنتو و تلوراید امسال، جریانات سیاسی معاصر ایران را سوژه داستان فیلمهای خود کردند. اتفاقی که در سینمای ایران کم سابقه است.</p>
            <p>مخملباف در رئیس جمهور با برداشتی آزاد از اتفاقات پس از انتخابات ۸۸ و تحولات کشورهای عربی موسوم به بهار عربی، دیکتاتوری فرضی را در مکانی ناشناخته دربدر کرد تا اعتراض خود از خشونت را اینگونه نشان دهد.</p>
            <p>جان استوارت نیز بر اساس کتاب مازیار بهاری با نام "بعدا سراغ من آمدند"، گلاب را در جشنواره تلوراید بر روی پرده برد. گلاب نیز بازگوی رخداد های سال ۸۸ ایران، در قالب خاطرات خبر نگار نیوزویک بود. سپیده پارسی نیز با "رز قرمز"، داستان فرار دختر جوانی را روایت می کند که در تظاهرات ۸۸، به خانه مرد میانسالی پناه می برد.</p>
            <p>اما خبرسازترین، فیلم رخشان بنی اعتماد بود که در بخش مسابقه فستیوال فیلم ونیز حضور داشت. بنی اعتماد وقتی به همراه پیمان معادی و حبیب رضایی با لبانی خندان گام بر روی فرش قرمز مراسم افتتاحیه فستیوال ونیز نهاد، شاید به این فکر نکرده بود که با عکس العمل منفی سیستم ناظر بر فضای سینمای ایران مواجه خواهد شد.</p>
            <p>قصه ها در سال نود ساخته شد، اما هیچ گاه در ایران اکران عمومی نداشته است. علی جنتی، وزیر ارشاد آشکارا به فاصله فکری وزراتخانه تحت امر خود با اندیشه و تصمیم فیلمساز اشاره کرد و گفت، این فیلم نماینده سینمای ایران نیست. او قصه های بنی اعتماد را به سیاه نمایی دانست و گفت فیلمساز از ارائه تصویر نادرست از جامعه ایران ابایی نداشته است. رسانه های حکومتی نیز به بنی اعتماد حمله کردند و او را فیلمساز از راه به در شده خطاب کردند.</p>
            <p>اما بنی اعتماد گفت که <em>قصه ها</em>، روایت حقیقی جامعه ایران است.</p>
            <p>با اتفاقات جدید و با نگاهی به سرنوشت فیلمسازانی چون، امیر نادری، محسن مخملباف، جعفر پناهی، محمد رسول اف، بهمن قبادی و هنرمندان گمنام و ناآشنای دیگر، این سوال مطرح می شود که چرا سیستم فکری حکومتی در ایران، عقاید مستقل در هنر بالاخص سینما را برنمی تابد؟ در فضای سینمای ایران، نقطه عطف درک فکری و تلاش برای تولید یک اثر هنری بین سیستم حکومتی و فیلمساز مستقل، یا به بیان دیگر، سطح انتظارات طرفین کجاست؟</p>
            <p>در جوامعی با سیستم های بسته، سینما وسیله ایست در دست صاحبان قدرت برای بهره گیری در جهت هدایت خط فکری توده‌ها. صاحبان قدرت تلاش می کنند جوامع را مهار کنند، و چه ابزاری بهتر از سینما. سینما علاوه بر ارتباط عمیقش با لایه های مختلف جامعه، از تاثیرگذاری زیادی برخوردار دارد.</p>
            <p>در نبود فضای آزاد سیاسی پس از انقلاب، برای فعالیت تشکل ها و جریانات حزبی و ارائه آثار هنری، و از سوی دیگر تاکید حکومت به استفاده ایدئولوژِیک از هنر، قطار سینمای ایران به سمت تک بعدی بودن سوق داده شد.</p>
            <p>سینمای سیاسی در مفهوم کلی، غیر قابل انکار است، همانطور که بخشی از بهترین آثار سینمای فرانسه و ایتالیا آثار سیاسی است، اما آنچه در ایران نگران کننده است سینمای سیاسی دولتی است. به بیانی دیگر از سینمای فیلمفارسی قبل از انقلاب به سینمای دینی، عرفانی و سیاسی با بینش حکومتی می رسیم که در صدد ترویج اندیشه های خاص است و توان پذیرش هیچ اندیشه مخالف را ندارد.</p>
            <p>در این میان راز ماندگاری سینمای متفاوت ایران احساس مسئولیت فیلمسازانی بود که مخالف جهت تحمیل شده حکومتی حرکت کردند.</p>
            <p>اما اینجا نیز مشکل دیگری رخ داد و آن عدم آگاهی فیلمساز مستقلی بود که تاکنون به دنبال نقد و حل مشکلات اجتماعی بود و حالا به سینمای سیاسی روی آورده، که حاصلش همانا سینمای سیاست زده ای می شود که در ساختار و فرم دارای ایرادهای اساسی است.</p>
            <p>تفاوت سینمای سیاسی دولتی با این سینما اما در نوع بیان است.سینمای سیاسی دولتی آنقدر صریح است که ترس و ابایی از بازگویی هیچ موضوعی ندارد و در برخی موارد چارچوب فکری رسمی را نیز مورد نقد و تمسخر قرار می دهند.</p>
            <p>توده های مردم با دیدن این فیلم ها آرام می گیرند، چون برایشان جالب است که انتقادهای خود از سیستم را که در جایی جرات ابراز و بیانش را ندارند، بر روی پرده های سینما بینند.</p>
            <p>اما فیلمساز مستقل از ترس عدم دریافت مجوز ساخت، نمایش و هزار ممیزی دیگر، آنقدر در لفافه و کنایه حرفش را می زند که در نهایت فیلم آنقدر پیچیده می شود که فهمش، بسیار سخت و استقبال از آن در جامعه،کمرنگ می شود.</p>
            <p>سینمای سیاست‌زده ایران، دوره های سیاسی متعددی را نیز از سر گذرانده است. در دوران اصلاحات، حرف‌های در گلو مانده، فضای روزنامه‌نگاری آن زمان و جنجال های جریانات سیاسی موجب شد فیلم‌هایی روی پرده بیایند که کارکردشان در همان زمان متوقف و بازبینیشان پس از آن دوران بی معنا شد. در واقع سینما روزنامه‌ نبود، که بعدا آرشیو شود. فضای پس از انتخابات خرداد ۸۸ نیز موجب شد فیلمسازان نگاه دوباره ای به سینمای سیاست‌زده بیاندازند.</p>
            <p>در اینجا می توان گفت که فیلمنامه خوب،تکنیک های جدید، سرمایه مالی و خلاقیت در اجرا، گام نخست نجات سینمای مستقل در ایران نیست. سینمای ایران،تشنه یک جرعه آزادی است.</p>
            <p>نبود فضای آرام و بی دغدغه، مشکل سینمای مستقلی است که دغدغه اش پرداختن به مسایل اجتماعی و سیاسی است.</p>
            <p>شاید بشود به سخن ییلماز گونای، کارگردانی که خود قربانی جریانات فکری حاکم بر ترکیه در دهه ۸۰ میلادی شده، بسنده کرد که گفت، اندیشه و محصول اندیشه مستقل را نمی شود حذف کرد. سیستم بهتر است با آن کنار بیاید.</p>درباره این مجموعهیادداشت های این مجموعه، بیانگر دیدگاه و نظر نویسندگان آن است. بی بی سی می کوشد تا با انتشار نظرات صاحب نظرانی از طیف های گوناگون، چشم انداز متنوع و متوازنی از دیدگاه ها را ارائه دهد. مخاطبان سایت هم می توانند درباره هر یادداشت نظر دهند و در بحث ها شرکت کنند. صفحه ناظران می گویند...صفحه ناظران می گویند...صفحه ناظران می گویند...صفحه ناظران می گویند...صفحه 'ناظران می گویند...'آرشیو وبلاگ ناظران</div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-23:34894515</id>
      <dc:identifier>34894515</dc:identifier>
      <updated>2014-09-23T12:16:23+00:00</updated>
      <published>2014-09-23T12:06:16+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="interactivity" label="نوبت شما"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">دومین حضور حسن روحانی در سازمان ملل؛ ایران چه فرصت‌هایی دارد؟</title>
      <summary xml:lang="fa">انتظار دارید حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، در دومین سخنرانی خود در سازمان ملل متحد، به چه مواردی در زمینه مسائل بین‌المللی و همچنین مسائل داخلی ایران اشاره کند؟</summary>
      <dc:subject>نوبت شما، روحانی، سخنرانی، سازمان ملل، نیویورک</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/2014/09/140923_yt_rouhani_un.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/09/26/130926161242_rouhani_iran_un_ap_144x81_ap_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/09/26/130926161242_rouhani_iran_un_ap_144x81_ap_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/09/26/130926161242_rouhani_iran_un_ap_144x81_ap_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/09/26/130926161242_rouhani_iran_un_ap_144x81_ap_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>دومین حضور حسن روحانی در سازمان ملل؛ ایران چه فرصت‌هایی دارد؟</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922222039_hassan_rouhani_nyc_unga_2014_jfk_arrival_512x288_bbc_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC "/>
            </div>
            <p/>
            <p>حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک به سر می‌برد. او بر اساس برنامه، دومین سخنران نشست صبحگاهی روز پنجشنبه (سوم ماه - ۲۵ سپتامبر) خواهد بود.</p>
            <p>حضور سال گذشته آقای روحانی در نیویورک با استقبال رسانه‌های بین‌المللی روبه‌رو شد و دولت ایران آن را یک پیروزی دیپلماتیک برای خود خواند. تمایل ایران برای حل و فصل پرونده هسته‌ای، از مهم‌ترین سرفصل‌های سخنرانی سال گذشته آقای روحانی بود. در این دوره، پیش‌بینی می‌شود اقدام‌های اخیر شبه نظامیان گروه "دولت اسلامی" در عراق و سوریه، یکی از موارد اصلی سخنرانی سران کشورهای جهان باشد.</p>
            <p>
               <strong>انتظار دارید حسن روحانی در دومین سخنرانی خود در سازمان ملل متحد، به چه مواردی در زمینه مسائل بین‌المللی و همچنین مسائل داخلی ایران اشاره کند؟</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>اهمیت این سفر و سخنرانی را در روابط خارجی ایران چطور ارزیابی می‌کنید؟</strong>
            </p>
            <p>در حاشیه حضور آقای روحانی در نیویورک، نشست‌هایی هم برگزار می‌شود؛ از جمله برای نخستین‌بار پس از انقلاب اسلامی در ایران، بالاترین مقام‌های اجرایی ایران و بریتانیا دیدار خواهند کرد. همچنین دیدار با رئیس جمهوری فرانسه نیز در دستورکار آقای روحانی قرار دارد.</p>
            <p>آقای روحانی سال گذشته در پایان سفرش به نیویورک، گفت‌و‌گویی تلفنی با باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا داشت که در تاریخ جمهوری اسلامی بی‌سابقه بود.</p>
            <p>
               <strong>شما انتظار دارید که سفر آقای روحانی به نیویورک برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و همچنین دیدارهای جانبی با سران کشورهای جهان، چه دستاوردهایی برای ایران به همراه داشته باشد؟</strong>
            </p>
            <p>همچنین هفتمین دور مذاکرات جامع هسته‌ای ایران و کشورهای ۱+۵ هم قرار است در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک برگزار شود. رئیس جمهوری ایران پیش از ترک تهران گفته بود که ایران به فکر تولید سلاح کشتار جمعی نیست و "در برابر فشار غرب و قدرت‌ها سر فرود" نخواهد آورد.</p>
            <p>خبرگزاری آلمان نیز از احتمال شرکت حسن روحانی در مذاکرات هسته‌ای این کشور با شش قدرت جهانی در نیویورک خبر داده است.</p>
            <p>
               <strong>شما چه نتیجه‌ای را برای این دور از مذاکرات جامع هسته‌ای در نیویورک پیش‌بینی می‌کنید؟</strong>
            </p>
            <p>اگر مایلید در برنامه نوبت شما شرکت کنید می‌توانید اطلاعات تماس خود را از طریق فرم سمت چپ صفحه برای بی‌بی‌سی فارسی بفرستید تا با شما تماس گرفته شود.</p>
            <p>
               <strong>تماس با نوبت شما:</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>شماره‌های تلفن‌: ۰۰۴۴۲۰۷۷۶۵۰۰۷۷ و ۰۰۴۴۲۰۷۷۶۵۰۰۷۸</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>پیامک: ۰۰۴۴۷۸۹۴۶۲۱۱۱۹</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>ایمیل: shoma@bbc.co.uk</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>فیسبوک: facebook.com/bbcshoma</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>توییتر: bbcshoma@</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>همچنین می توانید دیدگاه‌های خود را در این باره در فرم نظرخواهی زیر بنویسید تا در برنامه نوبت شما مطرح شود.</strong>
            </p>
            <p/>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-22:34867261</id>
      <dc:identifier>34867261</dc:identifier>
      <updated>2014-09-22T11:21:34+00:00</updated>
      <published>2014-09-22T10:44:03+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="interactivity" label="نوبت شما"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">آیا موافقید که کودکان ثروتمند به آموزش ویژه در مدارس دسترسی داشته باشند؟</title>
      <summary xml:lang="fa">نظر شما درباره تفکیک دانش آموزان یک مدرسه بر مبنای کمک مالی والدینشان به مدرسه چیست؟ برخورداری از امکانات آموزشی با کیفیت باید بر چه مبنایی تقسیم شود؟ در شهری که شما زندگی می‌کنید تا چه حد "عدالت آموزشی" محقق شده است؟</summary>
      <dc:subject>نوبت شما،آموزش، مدرسه، ثروت، مهر،</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/2014/09/140922_yt_school_return.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922105806_yt_school_return_144x81_irna_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922105806_yt_school_return_144x81_irna_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922105806_yt_school_return_144x81_irna_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922105806_yt_school_return_144x81_irna_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>آیا موافقید که کودکان ثروتمند به آموزش ویژه در مدارس دسترسی داشته باشند؟</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922105806_yt_school_return_512x288_irna_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="IRNA"/>
            </div>
            <p/>
            <p>در آستانه بازگشایی مدارس <a href="http://www.ilna.ir/news/news.cfm?id=205795">

خبرگزاری ایلنا  </a>گزارش داده که مسئولان یک مدرسه ابتدایی در تهران دانش آموزان را در کلاس‌هایی با تجهیزات مدرن یا کلاس‌های عادی تقسیم کرده اند. مبنای این تقسیم بندی کمک مالی والدین برای خرید تجهیزات مدرن کلاس‌ها بوده است. مدیر این مدرسه در پاسخ به اعتراض برخی از والدین گفته دانش‌آموزانی هم که نتوانسته‌اند هزینه کلاس‌های هوشمند را پرداخت کنند در ساعاتی از هفته بنا به نیاز معلم می توانند از این امکانات استفاده کنند اما "درست نیست خانواده‌هایی که علاقه‌مند هستند، فرزندانشان از امکانات بهتری استفاده کنند به پای کسانی که تمایل به این کار ندارند، بسوزند."</p>
            <p>
               <strong>نظر شما درباره تفکیک دانش آموزان یک مدرسه بر مبنای کمک مالی والدینشان به مدرسه چیست؟</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>برخورداری از امکانات آموزشی با کیفیت باید بر چه مبنایی تقسیم شود؟</strong>
            </p>
            <p>حق کودک در "برخورداری از آموزش و ایجاد فرصت‌های برابر برای آموزش" در ماده 28 کنوانسیون حقوق کودک مطرح شده است. علی اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش ایران هم در پیامش برای آغاز سال تحصیلی و بازگشایی مدارس ابراز امیدواری کرده است که آموزش و پرورش بتواند با اجراکردن «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» به "توسعه عدالت آموزشی" دست یابد.</p>
            <p>
               <strong>در شهری که شما زندگی می‌کنید تا چه حد "عدالت آموزشی" محقق شده است؟</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>به نظر شما آموزش و پرورش چه اقداماتی باید در جهت ایجاد دسترسی برابر به آموزش با کیفیت برای همه کودکان و نوجوانان انجام دهد؟</strong>
            </p>
            <p>تفاوت میان کیفیت مدارس خصوصی و دولتی در بسیاری از کشورهای جهان باعث نارضایتی والدین است. معمولا دسترسی افراد ثروتمند به امکانات و فرصت‌های تحصیلی بهتر باعث موفقیت آنها در شغل و موقعیت اجتماعی آینده می‌شود.</p>
            <p>
               <strong>آیا شما موافقید که کودکان خانواده های ثروتمند به آموزش‌های ویژه و با کیفیت دسترسی داشته باشند؟ پیشنهاد شما برای جلوگیری از این‌گونه نابرابری‌ها چیست؟</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>اگر مایلید در برنامه نوبت شما شرکت کنید می‌توانید اطلاعات تماس خود را از طریق فرم سمت چپ صفحه برای بی‌بی‌سی فارسی بفرستید تا با شما تماس گرفته شود.</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>تماس با نوبت شما:</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>شماره‌های تلفن‌: ۰۰۴۴۲۰۷۷۶۵۰۰۷۷ و ۰۰۴۴۲۰۷۷۶۵۰۰۷۸</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>پیامک: ۰۰۴۴۷۸۹۴۶۲۱۱۱۹</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>ایمیل: shoma@bbc.co.uk</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>فیسبوک: facebook.com/bbcshoma</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>توییتر: bbcshoma@</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>همچنین می توانید دیدگاه‌های خود را در این باره در فرم نظرخواهی زیر بنویسید تا در برنامه نوبت شما مطرح شود.</strong>
            </p>
            <p/>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-22:34879058</id>
      <dc:identifier>34879058</dc:identifier>
      <updated>2014-09-22T17:29:17+00:00</updated>
      <published>2014-09-22T17:08:07+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="interactivity" label="نوبت شما"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">کلیسای سن استپانوس در آذربایجان شرقی</title>
      <summary xml:lang="fa">این مجموعه عکس را بهار، یکی از مخاطبان بی‌بی‌سی، از کلیسای سن استپانوس در استان آذربایجان شرقی برای صفحه شاهد عینی فرستاده است. </summary>
      <dc:subject>شاهد عینی، عکس، کلیسای سن استپانوس</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/2014/09/140922_userphoto_saint_stepanos_monastery.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922165123_saint_stepanos_monastery_144x81_ugc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922165123_saint_stepanos_monastery_144x81_ugc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922165123_saint_stepanos_monastery_144x81_ugc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922165123_saint_stepanos_monastery_144x81_ugc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>کلیسای سن استپانوس در آذربایجان شرقی</dcterms:alternative>
      <dc:type>Image</dc:type>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>این مجموعه عکس را بهار، یکی از مخاطبان بی‌بی‌سی، از کلیسای سن استپانوس در استان آذربایجان شرقی برای صفحه <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/cluster_eyewitness.shtml">

شاهد عینی</a> فرستاده است.</p>
            <p>کلیسای سن استپانوس یا استفانوس مقدس دومین کلیسای مهم ارامنه ایران است.</p>
            <p>اگر شما هم از دیدنی‌های محل زندگی یا سفر خود عکس یا فیلم گرفته‌اید، می‌توانید تصاویر خود را برای صفحه شاهد عینی <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_ugc.shtml">

بفرستید</a>.</p>
            <p/>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-14:34697848</id>
      <dc:identifier>34697848</dc:identifier>
      <updated>2014-09-14T17:17:51+00:00</updated>
      <published>2014-09-14T17:12:25+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="interactivity" label="نوبت شما"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نشست سعدی شناسی در دانشگاه لوند</title>
      <summary xml:lang="fa"> شهروز شمس، یکی از مخاطبان بی‌بی‌سی، این فیلم را از نشست سعدی شناسی در دانشگاه لوند در سوئد، برای بی‌بی‌سی فارسی فرستاده است.</summary>
      <dc:subject>نشست، سعدی، لوند، دانشگاه</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/2014/09/140914_l42_yt_ugc_sadi.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/14/140914171441_sadi_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/14/140914171441_sadi_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/14/140914171441_sadi_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/14/140914171441_sadi_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140914_l42_yt_ugc_sadi_16x9_nb.asx"
                        fileSize="456296"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT1M36S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140914_l42_yt_ugc_sadi_16x9_bb.asx"
                        fileSize="2865197"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT1M36S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/yt_ugc_sadi_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="2523501"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT1M36S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/yt_ugc_sadi_16x9_med.mp4"
                        fileSize="4987286"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT1M36S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/yt_ugc_sadi_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="12438235"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT1M36S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140914_l42_yt_ugc_sadi.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>نشست سعدی شناسی در دانشگاه لوند</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p> شهروز شمس، یکی از مخاطبان بی‌بی‌سی، این فیلم را از نشست سعدی شناسی در دانشگاه لوند در سوئد، برای بی‌بی‌سی فارسی فرستاده است. آقای شمس توضیح داده است: «این نشست به همت مرکز سعدی شناسی شیراز در کشورهای مختلف برگزار می‌شود و در سوئد به همت دکتر امیر حاجی یوسفی ابتدا در استکهلم و بعد در دانشگاه لوند در شهر لوند برگزار شد. سخنرانان جلسه دکتر کوروش کمالی سروستانی و علی اصغر محمد خانی بوده اند.»</p>
            <p>شما هم می توانید تصاویر خود را به shoma@bbc.co.uk ایمیل کنید یا از طریق <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/cluster_eyewitness.shtml">

صفحه شاهد عینی</a> بفرستید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-10:34614502</id>
      <dc:identifier>34614502</dc:identifier>
      <updated>2014-09-10T16:28:21+00:00</updated>
      <published>2014-09-10T16:22:54+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="interactivity" label="نوبت شما"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">'چالش سطل رای'</title>
      <summary xml:lang="fa">یکی از شهروندان افغان مقیم لندن با ساخت یک صندوق رای نمادین و خالی کردن آرای فرضی بر سر خود و فرزندانش به طولانی شدن روند انتخابات ریاست جمهوری افغانستان اعتراض کرده و این ویدئو را از این جریان برای صفحه شاهد عینی فرستاده است.</summary>
      <dc:subject>'چالش سطل رای'</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/2014/09/140910_l47_vid_ugc_zaher_poll_challenge.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/10/140910161705_ugc_zaher_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/10/140910161705_ugc_zaher_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/10/140910161705_ugc_zaher_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/10/140910161705_ugc_zaher_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140910_l47_vid_ugc_zaher_poll_challenge_16x9_nb.asx"
                        fileSize="208373"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT42S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140910_l47_vid_ugc_zaher_poll_challenge_16x9_bb.asx"
                        fileSize="1302465"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT42S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/boa~fugc_zaher~f1704~f10~f9_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="1091521"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT42S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/boa~fugc_zaher~f1704~f10~f9_16x9_med.mp4"
                        fileSize="2185285"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT42S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/boa~fugc_zaher~f1704~f10~f9_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="5287419"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT42S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140910_l47_vid_ugc_zaher_poll_challenge.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>'چالش سطل رای'</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>یکی از شهروندان افغان مقیم لندن با ساخت یک صندوق رای نمادین و خالی کردن آرای فرضی بر سر خود و فرزندانش به طولانی شدن روند انتخابات ریاست جمهوری افغانستان اعتراض کرده و این ویدئو را از این جریان برای صفحه شاهد عینی فرستاده است.</p>
            <p>ویندوز میدیا پلیر نسخه ۹</p>
            <p>فلش پلیر نسخه ۹.۰.۱۱۵.۰ برای پخش ویدیوی فرمت h.۲۶۴</p>
            <p>اگر مشکلی با تماشای ویدیوها داشتید با ایمیل persian@bbc.co.uk با ما تماس بگیرید یا از طریق صفحه <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_contactus.shtml">

تماس با ما</a> پیام خود را ارسال کنید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-08:34556449</id>
      <dc:identifier>34556449</dc:identifier>
      <updated>2014-09-08T12:08:27+00:00</updated>
      <published>2014-09-08T12:08:27+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="interactivity" label="نوبت شما"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">روشن کردن شمع برای پناهجوی ایرانی در بریزبن</title>
      <summary xml:lang="fa">عصر یکشنبه هفتم سپتامبر مراسم روشن کردن شمع برای اعتراض به سیاست‌های دولت استرالیا در قبال پناهجویان و یادبود حمید خزائی در شهر بریزبن برگزار شد. این تصاویر را رضا از استرالیا برای شاهد عینی فرستاده است.</summary>
      <dc:subject>استرالیا+پناهجو+پناهنده+ایران+بزرگداشت</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/2014/09/140908_userphoto_brisbane.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/08/140908115311_brisbane_144x81__nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/08/140908115311_brisbane_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/08/140908115311_brisbane_144x81__nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/08/140908115311_brisbane_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>روشن کردن شمع برای پناهجوی ایرانی در بریزبن</dcterms:alternative>
      <dc:type>Image</dc:type>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>عصر یکشنبه هفتم سپتامبر مراسم روشن کردن شمع برای اعتراض به سیاست‌های دولت استرالیا در قبال پناهجویان و یادبود حمید خزائی در شهر بریزبن برگزار شد. این تصاویر را رضا از استرالیا برای <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/cluster_eyewitness.shtml">

شاهد عینی</a> فرستاده است.</p>
            <p/>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-07:34538219</id>
      <dc:identifier>34538219</dc:identifier>
      <updated>2014-09-07T14:12:35+00:00</updated>
      <published>2014-09-07T13:57:28+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="interactivity" label="نوبت شما"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">تجمع اعتراضی در برابر دادگاه متهمان تجاوز گروهی در کابل</title>
      <summary xml:lang="fa">شرکت کنندگان در این تجمع از دادگاه خواستند تا متهمان را به اعدام محکوم کند. دادگاه برای هفت متهم این پرونده حکم اعدام صادر کرده اما گفته است که آنها می‌توانند تقاضای تجدید نظر کنند.</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/2014/09/140907_ugc_photo_kabul_gang_rape_demo.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/07/140907135649_ugc_kabul_gang_rape_demo_144x81_f_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/07/140907135649_ugc_kabul_gang_rape_demo_144x81_f_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/07/140907135649_ugc_kabul_gang_rape_demo_144x81_f_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/07/140907135649_ugc_kabul_gang_rape_demo_144x81_f_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>تجمع اعتراضی در برابر دادگاه متهمان تجاوز گروهی در کابل</dcterms:alternative>
      <dc:type>Image</dc:type>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>احمد فیروز از کابل، این عکس‌ها را از تجمع اعتراضی امروز شماری از فعالان مدنی، در برابر دادگاه رسیدگی به پرونده متهمان تجاوز گروهی به چهار زن فرستاده است. شرکت کنندگان در این تجمع از دادگاه خواستند تا متهمان را به اعدام محکوم کند. دادگاه برای هفت متهم این پرونده حکم اعدام صادر کرده اما گفته است که آنها می‌توانند تقاضای تجدید نظر کنند.</p>
            <p>شما هم می‌توانید عکس‌ها و فیلم‌های خود را به <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/cluster_eyewitness.shtml">

صفحه شاهد عینی</a> بفرستید.</p>
            <p/>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-06:34526685</id>
      <dc:identifier>34526685</dc:identifier>
      <updated>2014-09-06T18:24:41+00:00</updated>
      <published>2014-09-06T18:24:11+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="interactivity" label="نوبت شما"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">تولدی در دل جنگ </title>
      <summary xml:lang="fa">روناهی و شنگال دو کودکی هستند که بیست روز پیش در کوه‌های شنگال (سنجار) بدنیا آمدند. با بدنیا آمدن این دو نوزاد، خانواده چهار نفره آنها قرار بود شش نفره شود، اما پدر آنها توسط داعش کشته شده است. مادر بدون هیچ امکاناتی آنها را به تنهایی در کوه به دنیا آورد </summary>
      <dc:subject>تولد</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/2014/09/140906_uservideo_child_birth.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/06/140906182131_birth_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/06/140906182131_birth_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/06/140906182131_birth_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/06/140906182131_birth_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140906_uservideo_child_birth_16x9_nb.asx"
                        fileSize="471088"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT1M41S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140906_uservideo_child_birth_16x9_bb.asx"
                        fileSize="2986523"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT1M41S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/ugc_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="2639875"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT1M41S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/ugc_16x9_med.mp4"
                        fileSize="5148307"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT1M41S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/ugc_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="12850513"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT1M41S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140906_uservideo_child_birth.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>تولدی در دل جنگ </dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>روناهی و شنگال دو کودکی هستند که بیست روز پیش در کوه‌های شنگال (سنجار) بدنیا آمدند. با بدنیا آمدن این دو نوزاد، خانواده چهار نفره آنها قرار بود شش نفره شود، اما پدر آنها توسط داعش کشته شده است. مادر بدون هیچ امکاناتی آنها را به تنهایی در کوه به دنیا آورد و تا ساعاتی قبل از آنکه توسط نیروهای امداد پیدا شوند، بیهوش بوده است. آنها هم اکنون در شهر دیرک زندگی می کنند. این ویدئو را کوماس شهبازی برای بی بی سی فارسی فرستاده است.</p>
            <p>شما هم می توانید ویدیو های خود را برای <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/cluster_eyewitness.shtml">

شاهد عینی</a> بی بی سی فارسی بفرستید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-06:34525943</id>
      <dc:identifier>34525943</dc:identifier>
      <updated>2014-09-06T18:01:49+00:00</updated>
      <published>2014-09-06T16:55:40+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">کلیسای تاریخی سن‌استپانوس در جلفا</title>
      <summary xml:lang="fa">وحید از ارومیه این مجموعه عکس را از کلیسای سن استپانوس در جلفا فرستاده است. این کلیسای تاریخی که در آذربایجان شرقی قرار دارد در قرن نهم میلادی ساخته شده و در فهرست آثار ملی ایران قرار دارد.</summary>
      <dc:subject>کلیسا, تاریخی, سن استپانوس, جلفا</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/09/140906_l13_userphotos_church_jolfa_pics.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2014/09/140906_l13_userphotos_church_jolfa_pics.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/06/140906165224_church_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/06/140906165224_church_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/06/140906165224_church_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/06/140906165224_church_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>کلیسای تاریخی سن‌استپانوس در جلفا</dcterms:alternative>
      <dc:type>Image</dc:type>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>وحید از ارومیه این مجموعه عکس را از کلیسای سن استپانوس در جلفا فرستاده است. این کلیسای تاریخی که در آذربایجان شرقی قرار دارد در قرن نهم میلادی ساخته شده و در فهرست آثار ملی ایران قرار دارد. شما هم می‌توانید تصاویر خودتان را برای <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/cluster_eyewitness.shtml">

صفحه شاهد عینی</a> بفرستید.</p>
            <p/>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-05:34511848</id>
      <dc:identifier>34511848</dc:identifier>
      <updated>2014-09-05T20:13:05+00:00</updated>
      <published>2014-09-05T20:13:00+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="interactivity" label="نوبت شما"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">بزرگداشت پناهجوی ایرانی در ملبورن </title>
      <summary xml:lang="fa">رضا از استرالیا این عکس‌ها را برای بی بی سی فارسی از دو تجمع در ملبورن فرستاده است.</summary>
      <dc:subject>پناهجوی ایرانی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/2014/09/140905_user_pics_khazaie.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/05/140905201133_khazaie_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/05/140905201133_khazaie_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/05/140905201133_khazaie_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/05/140905201133_khazaie_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>بزرگداشت پناهجوی ایرانی در ملبورن </dcterms:alternative>
      <dc:type>Image</dc:type>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p/>
            <p>رضا از استرالیا این عکس‌ها را برای بی بی سی فارسی از دو تجمع در ملبورن فرستاده است. او تو ضیح داده که گروهی از مردم که بیشترشان ایرانی بودند پنج شنبه سیزدهم و جمعه چهاردهم شهریور مراسم بزرگداشتی برای حمید خزایی در ملبورن برگزار کردند. آقای خزایی در پی عفونت خونی و مرگ مغزی درگذشت. وی در اردوگاه پناهجویان در گینه نو بود که پایش زخم شد و عفونت به همه بدنش سرایت کرد.<br/>شما هم می‌توانید تصاویر خود را برای ما به آدرسshoma@bbc.co.uk ایمیل کنید و یا از طریق صفحه <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/cluster_eyewitness.shtml">

شاهد عینی</a> برای ما بفرستید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-05:34511723</id>
      <dc:identifier>34511723</dc:identifier>
      <updated>2014-09-05T20:02:47+00:00</updated>
      <published>2014-09-05T20:02:40+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="interactivity" label="نوبت شما"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">مراسم یادبود پناهجوی ایرانی در استرالیا</title>
      <summary xml:lang="fa">روز جمعه چهاردهم شهریور عده ای که بیشتر آنها ایرانی بودند روبروی اداره مهاجرت شهر ملبورن در استرالیا جمع شدند تا یاد حمید خزایی را گرامی بدارند.</summary>
      <dc:subject>خزایی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/2014/09/140905_user_video_khazaee.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/05/140905195922_khazaie_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/05/140905195922_khazaie_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/05/140905195922_khazaie_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/05/140905195922_khazaie_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140905_user_video_khazaee_16x9_nb.asx"
                        fileSize="560439"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT1M59S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140905_user_video_khazaee_16x9_bb.asx"
                        fileSize="3535351"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT1M59S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/khazvid_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="3090241"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT1M59S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/khazvid_16x9_med.mp4"
                        fileSize="6067824"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT1M59S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/khazvid_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="14952376"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT1M59S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140905_user_video_khazaee.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>مراسم یادبود پناهجوی ایرانی در استرالیا</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>رضا این فیلم را برای بی بی سی فارسی فرستاده است. او در توضیح این تصاویر نوشته است: «روز جمعه چهاردهم شهریور عده ای که بیشتر آنها ایرانی بودند روبروی اداره مهاجرت شهر ملبورن در استرالیا جمع شدند تا یاد حمید خزایی را گرامی بدارند. در این مراسم در حمایت از حقوق پناهجویان و اعتراض به شرایط نامناسب نگهداری پناهجویان وسهل انگاری در ارائه خدمات درمانی به آنان سخنرانی هایی صورت گرفت.» آقای خزایی در پی عفونت خونی و مرگ مغزی درگذشت. او در اردوگاه پناهجویان در گینه نو بود که پایش زخم شد و عفونت به همه بدنش سرایت کرد.</p>
            <p>شما هم می توانید تصاویر خود را برای ما به آدرس shoms@bbc.co.uk ایمیل کنید و یا از طریق صفحه <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/cluster_eyewitness.shtml">

شاهد عینی</a> برای ما بفرستید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-04-07:9980089</id>
      <dc:identifier>9980089</dc:identifier>
      <updated>2011-04-07T12:17:45+00:00</updated>
      <published>2011-04-07T12:17:45+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="institutional" label="درباره ما"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">خبرهای شما، عکس های شما </title>
      <summary xml:lang="fa">خبرهای شما، عکس های شما </summary>
      <dc:subject>خبرهای شما، عکس های شما</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_ugc.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/institutional/2011/04/000001_ugc.shtml"/>
         <media:content/>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>خبرهای شما، عکس های شما</h2>
            <p>اگر خبر، عکس، فیلم یا فایل صوتی جالبی از مشاهدات یا نظرات خود دارید، با استفاده از پنجره زیر آن را برای سایت فارسی بی بی سی بفرستید.</p>
            <p>این موارد می تواند از یک رویداد جالب در محل مورد زندگی شما گرفته تا متن یا مقاله ای درباره خبرهای مهم باشد.</p>
            <p>فراموش نکنید که نام، نشانی ایمیل، و اطلاعاتی را درباره مواد ارسالی قید کنید. لطفا شما تلفن خود را نیز بگذارید تا در صورتی که سؤالی درباره فایل شما داشتیم، بتوانیم با شما تماس حاصل کنیم.</p>
            <p>به خاطر داشته باشید که هنگام گرفتن عکس یا فیلم، خود یا دیگران را در معرض خطر قرار ندهید و قانونی را نیز زیر پا نگذارید. شرایط و مقررات ما را بخوانید.</p>
            <p>با ارسال این فایل (ها) موافقت خود را 
<a href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_terms.shtml">

شرایط و مقررات ما اعلام می کنید</a>.</p>
            <p>اگر مشکلی با ارسال فایل دارید با ایمیل زیر تماس بگیرد: 
<a href="mailto:shoma@bbc.co.uk">

shoma@bbc.co.uk</a>
            </p>
            <p>برای اطلاعات بیشتر لطفا 
<a href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_ugc_faq.shtml">

به بخش پرسش های متداول</a> مراجعه کنید</p>
            <p>می توانید عکس ها و فیلم های ویدیویی خود را از طریق ایمیل نیز برای ما بفرستید
<a href="mailto:pics.persian@bbc.co.uk">

pics.persian@bbc.co.uk</a>
            </p>
            <p/>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-25:34932600</id>
      <dc:identifier>34932600</dc:identifier>
      <updated>2014-09-25T03:23:14+00:00</updated>
      <published>2014-09-25T03:11:12+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">مرور روزنامه های صبح تهران؛ پنجشنبه سوم مهر</title>
      <summary xml:lang="fa">دیدارها و مذاکرات رئیس جمهوری ایران در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، موضوعی است که در روزنامه‌های امروز بازتاب گسترده‌ای دارد؛ به ویژه آن که یکی از دیدارها با دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا باشد. </summary>
      <dc:subject>روزنامه های تهران</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/09/140923_u04_tehran_press_fb.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2014/09/140923_u04_tehran_press_fb.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925031541_arman_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925031541_arman_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925031541_arman_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925031541_arman_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>مرور روزنامه های صبح تهران؛ پنجشنبه سوم مهر</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">فرج بال افکن</p>
                  <p class="role">بی‌بی‌سی</p>
               </div>
            </div>
            <p>دیدارها و مذاکرات رئیس جمهوری ایران در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، موضوعی است که در روزنامه‌های امروز بازتاب گسترده‌ای دارد؛ به ویژه آن که یکی از دیدارها با دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا باشد.</p>
            <p>
               <strong>روحانی در گذرگاه</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925031858_taadol_304x171_taadol_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="taadol"/>
            </div>
            <p>محمدصادق جنان‌صفت، سردبیر روزنامه تعادل در سرمقاله امروز نوشته است؛ اکنون ایرانیان به این نتیجه رسیده‌اند که باید ابزار فشار بر اقتصاد ایران را که در دست کشورهای غربی است، از دست آنها خارج کرد. از آذر پارسال بود که در جهت اجرای این خواست شهروندان، دولت یازدهم مجاز شد که با غربی‌ها گفت‌وگو کند. ورود ایران به این مرحله تیغ تحریم‌ها را کند کرد و به اقتصاد ایران اجازه داد که نفس بکشد.</p>
            <p>در ادامه مقاله آمده که حسن روحانی نیک می‌داند که اگر نتواند غرب را متقاعد کند، روزگار کسب و کار ایرانیان بدتر از پیش خواهد شد، پس او کار سختی در پیش دارد؛ ایجاد رضایت در جامعه، طیف‌ها و جناح‌های سیاسی از یک سو و مجاب کردن گروه‌های ضدایرانی در غرب و کشورهای همسایه کار دشوار است.</p>
            <p>به اعتقاد سردبیر روزنامه تعادل، هر عاملی که راه را برای کارآمدی رئیس دولت یازدهم و همراهانش در مذاکره با رهبران موثر جهان تنگ کند و از زور او بکاهد، به بدتر شدن شرایط امروز ایران کمک کرده است.</p>
            <p>
               <strong>ظریف گیت                                                                                    </strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925031937_vatan_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>وطن امروز، روزنامه اصولگرایان تندرو با شدیدترین عبارات به محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران حمله کرده است. عابدین نورالدینی در ابتدای مقاله خود، مدعی شده است که آقای ظریف، چهارشنبه در شورای روابط خارجی آمریکا گفته که مذاکرات هسته‌ای تاثیر مستقیم بر مسائل داخلی ایران خواهد داشت و در صورت شکست مذاکرات، دوستان او انتخابات مجلس آینده را به جریان غرب‌ستیز واگذار خواهند کرد.</p>
            <p>به نوشته این مقاله به رغم انتقادهای گذشته، این سومین بار است که آقای ظریف در اقدامی غیرمتعارف، دغدغه‌های حزبی خود را در قالب مذاکرات هسته‌ای به صورت علنی مطرح می‌کند و البته این بار صریح‌تر از گذشته از آمریکا می‌خواهد به فکر سرنوشت جریان سیاسی متبوع او باشد.</p>
            <p>نویسنده در پایان مقاله خود، اقدام آقای ظریف را یک رسوایی سیاسی دانسته و نوشته که با توجه به آشکار شدن این واقعیت تلخ می‌توان پرسید که کاسبان مذاکرات چه کسانی هستند؟</p>
            <p>
               <strong>دیپلماسی هسته‌ای در لابی سازمان ملل</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925031701_etemad_304x171_etemad_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="etemad"/>
            </div>
            <p>سارا معصومی در روزنامه اعتماد در یک گزارش تحلیلی به بررسی رایزنی روحانی با سران دنیا و نطق‌های مجمع عمومی سازمان ملل پرداخته است.</p>
            <p>به نوشته او سخنان امسال باراک اوباما در خصوص ایران هرچند مختصرتر و متمرکزتر از سال گذشته بود اما یک نکته اساسی نیز در خود جای داده بود. رئیس جمهور دموکرات آمریکا امسال تمام تلاش خود را به کار گرفت تا پرونده رابطه با ایران را اگر فراتر از مذاکرات هسته‌ای نمی‌برد به مسائل حاشیه‌ای هم بسط و گسترش ندهد.</p>
            <p>گزارش اعتماد حاکیست که پرونده هسته‌ای ایران در حالی تنها نقطه محل اشاره اوباما به ایران بود که به نظر می‌رسد، آمریکایی‌ها عزم خود را برای حل و فصل این پرونده تا 24 نوامبر جزم کرده‌اند.</p>
            <p>خانم معصومی در ادامه نوشته در شرایطی که بحث تمایل اروپا برای همکاری با ایران بر سر پرونده داعش بر همگان علنی شده است و روز گذشته هم بسیاری از این تمایل به عنوان اصلی‌ترین بهانه دیدار آقای کامرون و آقای روحانی سخن گفتند، به نظر می‌رسد که حل گره پرونده هسته‌ای ایران به اصلی‌ترین اولویت اروپا و آمریکا در مواجهه با ایران بدل شده است.</p>
            <p>
               <strong>داعش تهدیدی برای دنیا</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925031542_arman_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>حشمت‌الله فلاحت‌پیشه در روزنامه آرمان نوشته است؛ مقابله با داعش مستلزم عزم بین‌المللی است و کشورهایی که امروز به دلایل اختلافاتی که در منافع مختلف خود دارند هنوز نتوانسته‌اند به یک اتحاد و انسجام قوی در مقابله با داعش برسند، باید بدانند که تروریسم به یک تهدید جدی و مستقل برای آنها هم تبدیل خواهد شد.</p>
            <p>به نوشته این مقاله گروه داعش یک سری منافع مشخص و آشکار هم دارد مثل این که روزانه مبلغ یک میلیارد دلار درآمد حاصل از فروش نفتی گروه داعش برآورد می‌شود. تمام این ها مواردی است که برای اولین بار می‌توان گفت که این تهدید تروریستی یک تهدید مشترک و غیرقابل نادیده گرفته‌شدن برای تمام کشورها خواهد بود.</p>
            <p>به اعتقاد آقای فلاحت‌پیشه آن چه در این میان مهم است این که اصالتی در برخوردها و فعالیت‌های آمریکا و ائتلاف وجود ندارد، به همین دلیل هم بسیاری از کشورها تمایلی به شرکت در آن ندارند.</p>
            <p>
               <strong>تغییر پایداری از جبهه به حزب</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925031742_sharq_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>مهسا جزینی در روزنامه شرق نوشته است که پایداری‌ها قرار نبود حزب شوند، این خواسته آیت‌الله مصباح بود که بارها از مذمت تحزب سخن گفته بود و در نخستین همایش اعلام حضور پایداری‌ها به آنها گفته بود که جبهه بمانند.</p>
            <p>به نوشته این مقاله اگرچه در شکل و نوع تحزب‌ورزی پایداری‌ها هم اما و اگرهای زیادی هست؛ حزبی که شورای فقیهان دارد و قرار است تصمیمات شورای مرکزی‌اش از تایید آن شورا بگذرد. پایداری‌ها به تمسک از آیت‌الله مصباح تعریفی از تحزب ارائه می‌کنند که برای فعالان عرصه حزب و سیاست نه ملموس است و نه قابل فهم.</p>
            <p>در پایان این مقاله آمده که پایداری‌ها جز عملگراشدن که لازمه‌اش عبور از مصباح است، چاره دیگری ندارند؛ مگر این که در مسیر کسب قدرت، ایشان را هم برای کسب رای، با خود همراه کنند که البته گزینه چندان محتملی نیست.</p>
            <p>
               <strong>چرا مخالفیم</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925031615_etelaat_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>فتح‌الله آملی در روزنامه اطلاعات نوشته است که ظاهرا بانک‌ها می‌خواهند کارمزدی معادل 100 یا 120 تومان بابت هر تراکنش دریافت کنند. بیشترین اعتراض به این اقدام هم از جانب کسانی عنوان شد که در فروشگاه‌ها و مغازه‌ها به جای پول نقد از کارت‌خوان استفاده می‌کنند.</p>
            <p>به نوشته این مقاله نکته‌ای که محل بحث شده این که چرا خدمتی که تا به حال به صورت رایگان بود قرار است هزینه‌ای را بر مصرف‌کننده تحمیل کند.</p>
            <p>گروه اقتصادی روزنامه شهروند هم در گزارشی با عنوان؛ "بانک مرکزی شهروندان را تنبیه می‌کند"، نوشته است درحالی که کمتر از یک ماه تا اجرایی شدن طرح جدید بانک مرکزی برای دریافت کارمزد از دستگاه‌های کارت‌خوان فروشگاهی باقیست اما تبعات منفی آن نمایان شده است.</p>
            <p>این گزارش حاکیست که از هم اکنون بسیاری از فروشنده‌ها تعدادی از دستگاه‌های کارتخوان خود را غیرفعال کرده‌اند و برخی نیز برای مبالغ کمتر از 20 هزار تومان کارت نمی‌کشند.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34911404</id>
      <dc:identifier>34911404</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T06:20:31+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T06:09:26+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="afghanistan" label="افغانستان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">روزنامه های کابل؛ چهارشنبه دوم میزان</title>
      <summary xml:lang="fa">بررسی کارنامه های حامد کرزی در سیزده سال گذشته عنوان مهم مطالب تحلیلی روزنامه های دوم میزان/مهر کابل است.</summary>
      <dc:subject>کرزی، رئیس جمهوری، خداحافظی، میراث کرزی، کارنامه</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2014/09/140924_k04_kabul_press.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/afghanistan/2014/09/140924_k04_kabul_press.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923072217_karzai_goodbye_144x81_afp_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923072217_karzai_goodbye_144x81_afp_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923072217_karzai_goodbye_144x81_afp_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923072217_karzai_goodbye_144x81_afp_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>روزنامه های کابل؛ چهارشنبه دوم میزان</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="624" height="351"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923071841_karzai_goodbye_624x351_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">آقای کرزی اولین رئیس جمهوری است که مجال خداحافظی میابد، حکومت‌های قبلی در افغانستان عمدتا با خونریزی پایان یافته است
</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p/>
            <p>حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان به دنبال چهار دوره زمامداری و پس از سیزده سال حکومت، دیروز در مراسمی با کارمندان دولتی خداحافظی کرد. آقای کرزی در مراسم خداحافظی خود گفت که سیزده سال پیش اداره دولتی در افغانستان هیچ بود و امروز "صدها مرتبه" بهتر شده است.</p>
            <p>بررسی کارنامه های حامد کرزی در سیزده سال گذشته عنوان مهم مطالب تحلیلی روزنامه های دوم میزان/مهر کابل است.</p>
            <h2>بدرود آقای رئیس جمهور!</h2>
            <p>روزنامه <a href="http://dailyopensociety.com/fa/">

جامعه باز</a> می نویسد که این برای نخستین‌بار در تاریخ سیاسی کشور است که یک زمامدار، قدرت را بدون خشونت و کشتار به رئیس‌جمهوری منتخب بعدی واگذار می‌کند. از روزگار تأسیس افغانستان به دست احمدشاه ابدالی، تا عهد حامدکرزی، چنین رویدادی ‌در خاطره تاریخی مردم افغانستان ثبت نشده است.</p>
            <p>
               <strong>جامعه باز</strong> نوشته که در تمام دوره‌های بعد از برآمدن احمدشاه، تا موافقت‌نامه تاریخی بن، سیاست افغانی در یک امر خلاصه می‌شود: جنگ برای رسیدن به قدرت.</p>
            <p>
               <strong>جامعه باز</strong> افزوده که حامدکرزی، نخستین رئیس‌جمهوری این سرزمین است که قدرت را با مرگ و کشتن تصاحب نکرده و در یکی از همین روزها، زنده از سرای مرگ (ارگ)، به زندگی عادی بر‌می‌گردد.</p>
            <p>نویسنده سرمقاله <strong>جامعه باز</strong> می نویسد که آقای کرزی اولین رئیس جمهوری در تاریخ بوده که همه آزادانه از او انتقاد کردند اما او با صبوری و متانت آن را تحمل کرد.</p>
            <p>روزنامه <strong>چراغ </strong>نیز می نویسد که صبر و شکیبایی آقای کرزی در مقابل تهمت های ناروا و انتقادات بی پایه به او، شاید دیگر در تاریخ این کشور تکرار نشود.</p>
            <p>اما <strong>چراغ</strong> نوشته که آقای کرزی در حالی خداحافظی کرد که هنوز برنامه های ناتمام زیادی باقی مانده است.</p>
            <p>
               <strong>چراغ</strong> افزوده که "آقای کرزی در حالی ترک ارگ کرد که مردم و این کشور عملا در مثلث فساد، جنگ و بی روزگاری محصور شدند."</p>
            <h2>کارنامه آقای کرزی</h2>
            <p>روزنامه <a href="http://www.dailyafghanistan.com/">

افغانستان </a>می نویسد که حکومت جدید پس از دوره طالبان روی کار آمد و در وضعیت که زیربناهای اقتصادی کاملا از بین رفته و ارتش و پلیس در هم ریخته شده بود.</p>
            <p>
               <strong>افغانستان</strong> نوشته که حکومت آقای کرزی در این عرصه ها دستاوردهای بزرگی داشت.</p>
            <p>نویسنده سرمقاله <strong>افغانستان</strong> از مسلکی شدن ادارات دولتی، رونق گرفتن تجارت، رشد کمی و کیفی آموزش و پرورش، آزادی بیان و تصویب قوانین مختلف به عنوان نمونه هایی از دستاوردهای این حکومت یاد می کند.</p>
            <p>
               <strong>افغانستان</strong> افزوده ه این حکومت کاستی هایی نیز داشت. در سالهای گذشته میلیاردها دلار کمک به افغانستان واریز شد اما به دلیل فساد اداری از آن کمترین استفاده صورت گرفت.</p>
            <p>روزنامه <strong>وحدت</strong> نیز می نویسد که میراث افغانستان از آقای کرزی مجموعه از بدی ها و خوبی هاست که باید در موردشان تعمق کرد.</p>
            <p>نویسنده سرمقاله این روزنامه می پرسد که رئیس جمهوری ماموریت خود را خاتمه داد اما آیا کسی یافت می شود که از عملکرد او در ۱۳ سال گذشته بازخواست نماید.</p>
            <h2>میراث کرزی</h2>
            <p>روزنامه <strong>راه مدنیت</strong> می نویسد که حکومت های گذشته برای آقای کرزی هیچ چیزی را به میراث نگذاشته بود اما او از خرابی های جنگ، اکنون آبادی های زیادی را به میراث می گذارد.</p>
            <p>نویسنده سرمقاله <strong>راه مدنیت</strong> نیز از رشد آموزش و پرورش، نهادهای فرهنگی، تشکیل ارتش و پلیس و روابط نیک با جهان به عنوان دستاوردهای آقای کرزی یاد کرده است.</p>
            <p>
               <strong>راه مدنیت</strong> نوشته که حکومت جدید باید دستاوردهای آقای کرزی را حفظ و تقویت کند.</p>
            <p>روزنامه <a href="http://www.etilaatroz.com/">

اطلاعات روز </a>می نویسد که آقای کرزی آغازگر مسیر دشواری بود که همه از سختی های آن می دانستند اما هیچ کسی نمی دانست آینده آن چه خواهد شد.</p>
            <p>
               <strong>اطلاعات روز</strong> نوشته که اگرچه دستاوردهایی در این حکومت بود اما با مصرف میلیاردها دلار کمک جامعه جهانی، انتظاراتی که کمک کنندگان این کشور داشتند هنوز برآورده نشده است.</p>
            <p>
               <strong>اطلاعات روز</strong> افزوده که هنوز افغانستان امن نشده و هنوز بسیاری از مردم از خدمات اجتماعی ابتدایی محروم هستند و این کشور هنوز هم در فساد اداری و تولید مواد مخدر در جهان در صدر قرار دارد.</p>
            <p>نویسنده سرمقاله <strong>اطلاعات روز</strong> به این باور است که "رئیس جمهور کرزی و همکارانش در از دست رفتن فرصت ها و کمک هایی که می توانست زیرساخت های اساسی توسعه را در این کشور بسازند، نقش مستقیم دارند."</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-10:34616885</id>
      <dc:identifier>34616885</dc:identifier>
      <updated>2014-09-10T19:42:49+00:00</updated>
      <published>2014-09-10T18:43:58+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="blogs" label="وبلاگ ها"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">'حالا کی گفته شما دو تا آمریکایی و انگلیسی هستید؟'</title>
      <summary xml:lang="fa">وارد مرزبانی ورود به اسرائیل که می شوی، ابتدا باید چمدانها و باری را که همراه داری، غیر از کیف دستی وسائل ضروری ات تحویل بدهی. این تحویل دادن از طریق دریچه ای در دیوار مرزبانی است که جمعیت انبوهی بدون اینکه صف و نظمی در کار باشد در مقابل آن ایستاده‌اند.</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/blogs/2014/09/140910_l10_mf_israel_blog.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/blogs/2014/09/140910_l10_mf_israel_blog.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/10/140910203118_allenby_bridge_144x81__nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/10/140910203118_allenby_bridge_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/10/140910203118_allenby_bridge_144x81__nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="گذرگاه مرزی اسرائیل" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/10/140910203118_allenby_bridge_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>'حالا کی گفته شما دو تا آمریکایی و انگلیسی هستید؟'</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">مهرداد فرهمند</p>
                  <p class="role">بی بی سی</p>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/10/140910203118_allenby_bridge_304x171__nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="گذرگاه مرزی اسرائیل"/>
               <p class="bbc-caption">گذرگاه مرزی میان اسرائیل و اردن</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content=" "/>
            </div>
            <p>وارد مرزبانی ورود به اسرائیل که می شوی، ابتدا باید چمدانها و باری را که همراه داری، غیر از کیف دستی وسائل ضروری ات تحویل بدهی. این تحویل دادن از طریق دریچه ای در دیوار مرزبانی است که جمعیت انبوهی بدون اینکه صف و نظمی در کار باشد برای اینکه زودتر بارشان را تحویل بدهند در مقابل آن از سر و کول هم بالا می روند. مأموری هم که ساعتها کار در چنین محیطی خلقش را تنگ کرده، پیش از آنکه وسائلت را از آن به داخل فرو کنی برچسبی روی آنها می زند و برچسب دیگری تحویلت می دهد.</p>
            <p>سپس باید سر صف باجه مرزبانی بایستی، نوبتم که می شود، خانم داخل باجه نگاهی به اسم و عکس روی گذرنامه و نگاهی به خودم می کند و می پرسد: کجا دنیا آمده ای؟ پاسخ می دهم ایران، چیزهایی یادداشت می کند و برچسبی پشت گذرنامه می زند و تحویلم می دهد. جلوتر از من مسافران دیگری با گذرنامه های آمریکایی و اروپایی بودند که گذرنامه شان برچسب نخورد. وجه مشترکشان این بود که برخلاف من، طنین نام و رنگ رخسارشان گواهی می داد که واقعاً آمریکایی و اروپایی اند.</p>
            <p>داخل که می شوی انبوهی از جمعیت به صف ایستاده است. صف که چه عرض کنم، در محدوده ای که برایشان تعیین شده یک ستون عریض بشری تشکیل داده اند. تقریباً همگی فلسطینیانی اند که از دیدار با قوم و خویش در اردن باز می گردند. مامور بداخلاقی هر چند دقیقه یک بار طنابی را که جلو صف کشیده شده بر می دارد و به چند نفری اجازه عبور می دهد، هر بار هم پیش از آنکه طناب را به جایش بازگرداند، دو سه نفری اضافه از صف خارج می شوند که با فریاد گوشخراش او باید سر جایشان برگردند. هر از گاهی هم صدای فریاد و بگومگو میان او و در صف ایستادگان، بالا می رود.</p>
            <p>از کار خودم احساس رضایت کردم که پیش از ورود به گذرگاه هفتاد و پنج دلار دادم تا از خدمات ویژه استفاده کنم، وگرنه ناچار بودم ساعتها در گرما و لابلای جمعیتی بشدت متراکم سر پا بایستم. تازه پس از گذر این صف هم نوبت صف بعدی برای کنترل گذرنامه می رسید که با توجه به وقت زیادی که مامور مرزبانی برای سوال و جواب با هر مسافر و ثبت مشخصاتشان می گذاشت زمان درازی می برد. از این صف هم به قول انگلیسیها «پریدم» و همراه با خانم اسرائیلی مامور مسافران خدمات ویژه، یکراست رفتم به باجه کنترل گذرنامه. باز هم سوال: کجا دنیا آمدی؟ ایران. نام پدرت چیست؟ نام مادرت چیست؟ نام پدربزرگت چیست؟ برای چه به اینجا آمدی؟ و …. آخر سر هم گفت برو بنشین تا صدایت کنند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/10/140910203018_allenby_bridge_304x171__nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content=" "/>
            </div>
            <p>در تالار کوچک انتظار، کسانی که به ایشان گفته شده بود بنشینید تا صدایتان کنند کم نبودند. عده ای از آنها فلسطینیهای ساکن کشورهای غربی بودند و عده ای هم فلسطینیانی که از سفر به اردن برمی گشتند اما هنگام بازگشت گویا به مشکلات امنیتی برخورده بودند. جای نشستن هم خیلی کم بود و بیشتر ناچار بودند این انتظار طولانی را سرپا بکشند. حسن «خدمات ویژه» این بود که می توانستم این دوره انتظار را در اتاقی جداگانه طی کنم که چای و قهوه هم در آن فراهم بود. تنها مسافر در این اتاق بودم و غیر از من دو سه خانم جوان کارمند آنجا بودند که لحظه ای از حرف زدن باز نمی ایستادند. آن هم به زبان عبری کاملا نامفهوم برای من. تلویزیون هم که روشن بود به زبان عبری بود و تنها سرگرمی که برای جلوگیری از سر رفتن حوصله ام دست و پا کردم گوش دادن به این صداهای نامفهوم و کشف واژه های شبیه به عربی و حدس زدن معنایشان بود.</p>
            <p>چند سال پیشتر که اینجا آمده بودم، مسافر خدمات ویژه نبودم. گذرگاه مرزی خیلی خلوت تر بود اما هفت ساعت طول کشید تا به من اجازه عبور دادند. آن بار هم اروپاییها و آمریکاییهای واقعی بدون مشکل و عادی مانند هر گذرگاه مرزی دیگری رد می شدند و من که تنها وجه مشترکم با آنها گذرنامه ام بود باید انتظار می کشیدم. چهار افسر مختلف در این فاصله آمدند و صدایم زدند و من را به گوشه ای بردند و پرس و جو کردند. از تک تک کشورهای عربی که مهر و روادید ورودشان در گذرنامه ام بود پرسیدند. که آنجا چکار می کردم. چند سال است در بی بی سی شاغلم. دقیقا چه می کنم. از خانواده ام پرسیدند. پدرم چکاره است. مادرم چه می کند. کجا درس خواندم، چه خواندم، در ایران چه می کردم و چند سال از عمرم در ایران گذشته. آخرین افسری که پرس و جو می کرد از من پرسید: به نظر می رسد که خیلی مار دوست داری؟ با تعجب پرسیدم مار؟؟!! گفت بله مار مثل اینکه شما خیلی از مار خوشت می آید. جا خوردم و در حالی که در ذهنم جستجو می کردم که این از کجا می داند که من از مار خوشم می آید گفت ویدئوی گزارشی را دیده است که من درباره زوجی در لبنان ساخته بودم که با سیزده مار ریز و درشت، از بوای چند متری تا مار چند سانتیمتری، زندگی می کردند و خودم هم جلو دوربین یک مار پیتون دور گردنم انداخته بودم.</p>
            <p>این بار پیش بینی من این بود که با توجه به اینکه چند سال قبل این طریق را طی کرده بودم و تمام زیر و روی زندگی ام را بررسی کرده و سپس اجازه ورود به اسرائیل داده بودند، این بار حتما نامم جایی ثبت است و گذر از مرز چندان به طول نخواهد انجامید. اما پیش بینی ام اشتباه بود.</p>
            <p>انتظار در اتاق خدمات ویژه طول کشید تا جایی که ساعت کاری این «خدمات» تمام شد و همان خانمهایی که گوش کردن به گفتگوی معماگونه عبری شان سرگرمی ام شده بود عذرخواهی کردند و گفتد باید دفتر را ببندند و من هم ناچارم مانند دیگران در تالار عمومی منتظر بمانم. «دیگران» یعنی فلسطینیانی که در تالاری کوچک اما شلوغ و گرم از انتظار کلافه شده بودند.</p>
            <p>فضائی پرتنش بود که بازخورد جنگ میان فلسطینیان و اسرائیلیها در غزه بوضوح خودش را در آن نشان می داد. نظامیان اسرائیلی حاضر در تالار با من بسیار مودبانه رفتار می کردند و حتی هر از گاهی می آمدند و از اینکه انتظارم به طول انجامیده بود عذرخواهی می کردند و اطمینان می دادند که کار بررسی امنیتی من در جریان است اما برخوردشان با فلسطینیها خشک و خشن بود. برخی از جوانان فلسطینی حاضر در تالار هم از هر فرصتی برای برانگیختن خشم آنها استفاده می کردند، یکی می رفت زیر تابلوی سیگار کشیدن ممنوع سیگار می کشید و وقتی نظامی اسرائیلی سر می رسید با او جر و بحث می کرد، دیگران هم به یاری اش می آمدند و دو طرف سر و صدایشان بالا می رفت و در این میانه شعاری هم سر داده می شد.</p>
            <p>من هم وقت را به گپ زدن با بعضی از فلسطینیهای منتظر می گذراندم. هر کدام قصه ای داشتند اما قصه من برایشان سرگرم کننده تر بود. عموماً برایشان جالب بود که ایرانی ام و عجیب که آنجا چه می کنم. یکی شان چهل و دو سال بود در آمریکا زندگی می کرد، یعنی از ده سالگی، گذرنامه آمریکایی هم داشت. با طنز نیشداری به یکی از مرزبانان اسرائیلی گفت با این همه کمکی که ما آمریکاییها به شما می کنیم باید اینجا برای ما یک مسیر عبور جداگانه درست کنید و بدون معطلی بگذارید عبور کنیم. من هم گفتم اساسا این مملکت را ما انگلیسیها برای شما ساختیم و باید برای ما هم امتیاز ویژه عبور قائل بشوید. مرزبان اسرائیلی پوزخندی زد و هیچ نگفت اما در نگاهش خوانده می شد: حالا کی گفته شما دو تا آمریکایی و انگلیسی هستید؟</p>
            <p>گپ و گفتی هم با مرزبانان اسرائیلی داشتم. یکی از آنها می گفت بی بی سی بی طرف نیست و اخبار غزه را یکجانبه و به نفع فلسطینیها گزارش می کند. بعدها در غزه که یک نفر به من گفت بی بی سی ضد مقاومت است و یکجانبه و به نفع اسرائیلیها اخبار را پوشش می دهد، یادآوری حرف آن مرزبان اسرائیلی برایم مفرح بود و تداعی کننده اینکه ما در خبررسانی حتما جای درستی در آن وسط ایستاده ایم که هر دو طرف ما را در جانب مقابل می بینند.</p>
            <p>سرانجام چهار ساعت انتظار همراه با پرس و جو و تفتیش وسائل به پایان رسید و موفق شدم اجازه عبور بگیرم. البته اگر تماسهای تلفنی پی در پی دفتر بی بی سی در بیت المقدس با مدیران گذرگاه مرزی نبود بیشتر هم طول می کشید. یکی از سوالهایی که هم اینجا و هم بارها در جاهایی که به نظامیان و مرزبانان اسرائیلی بر می خوردم از من پرسیده می شد این بود که نام پدربزرگم چیست و هیچوقت جواب قانع کننده ای نگرفتم که هدف از این سوال چیست. وقتی در جواب می گفتم نام پدربزرگم که سالها پیش به رحمت خدا رفته جانعلی است: می پرسیدند بالاخره نامش چه بوده؟ جان یا علی؟</p>
            <p>ورود به غزه هم برای خود داستانی مفصل است که در نوشته ای جداگانه خواهد آمد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-08-21:34162205</id>
      <dc:identifier>34162205</dc:identifier>
      <updated>2014-08-21T15:22:18+00:00</updated>
      <published>2014-08-21T15:22:14+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="blogs" label="وبلاگ ها"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">به دنبال سیک‌های تازه از راه رسیده افغان</title>
      <summary xml:lang="fa">سه روز می‌شود دنبال سیک‌های افغانستان هستیم که اخیرا ۳۵ نفر آنها در یک کانتینر باری در اسکله‌ای در جنوب بریتانیا پیدا شدند.</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/blogs/2014/08/140821_blogs_reporters_afghan_sikh.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/blogs/2014/08/140821_blogs_reporters_afghan_sikh.shtml"/>
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>به دنبال سیک‌های تازه از راه رسیده افغان</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">طاهر قادری</p>
                  <p class="role">بی‌بی‌سی</p>
               </div>
            </div>
            <p>سه روز می‌شود دنبال سیک‌های افغانستان هستیم که اخیرا ۳۵ نفر آنها در یک کانتینر باری در اسکله‌ای در جنوب بریتانیا پیدا شدند.</p>
            <p>پلیس بریتانیا اعلام کرده بود که این گروه شامل زن، مرد و ۱۳ کودک بین یک تا دوازده سال هستند.</p>
            <p>با وجود تلاشهای مکرر توسط تیم‌های مختلف بی‌بی‌سی، هنوز موفق به دیدار آنها نشده‌ایم.</p>
            <p>دیروز با تیم ولز بی‌بی‌سی همراه شدم تا رد پایی از سیک‌های تازه از راه رسیده پیدا کنیم. طبق معمول، به سه تیم تقسیم شدیم، هر تیم مجهز با یک تصویربردار و تهیه کننده.</p>
            <p>قرار شد، یک تیم ما به ساوتهال برود، جایی که سیک‌های افغانستان یگانه معبدشان (درم‌سال) را دارند. تیم دوم مقابل یکی از معابد در نزدیکی منطقه کرای‌دون لندن چادر زد، جایی که گفته می شد ممکن است عصر آن روز افغان‌های سیک مراسم مذهبی‌شان را آنجا انجام بدهند.</p>
            <p>من همراه با یک تصویربردار و تهیه کننده رفتیم جلوی کلیسایی که سیک‌های تازه رسیده در آن سکونت دارند کشیک بدهیم.</p>
            <p>عقربه‌های ساعت سریع جلو می‌رفت و من و همکارانم هر رهگذر هندویی را که می‌دیدیم با دوربین می رفتیم جلو تا ببینیم چیزی حاصل می‌شود؟</p>
            <p>آنجا، تنها ما نبودیم، چند تیم  دیگر از شبکه های خبری بریتانیا هم چادر زده بودند.</p>
            <p>پرتبال سینگ، یکی از افغانهای سیک مقیم لندن که با افغانهای سیک تازه رسیده ملاقات کرده می‌گوید دو نفر از آنها افغانهای مسلمان هستند.</p>
            <p>هنوز نه پلیس و نه هیچ منبع دیگر این خبر را تایید نمی‌کند.</p>
            <p>آقای سینگ می گوید که سیک های مقیم لندن در اولین دیدار، کمک های اولیه را برای سیک های افغان تهیه کرده‌اند و وضعیت شان فعلا خوب است.</p>
            <p>پلیس بریتانیا هم اعلام کرده است که ۳۰ نفر از این افراد از بیمارستان مرخص شده و مشغول پاسخگویی به سوال‌های ماموران پلیس مرزی بریتانیا هستند.</p>
            <h2>سیک‌های افغان</h2>
            <p>تاریخچه سیک‌ها در افغانستان به دو قرن پیش بر می‌گردد. گمان می‌رود در سالهای ۱۹۷۰ بیش از ۲۰۰ هزار سیک در افغانستان زندگی می‌کردند. خیلی‌های شان دیوار به دیوار و در کنار بقیه افغانها، بیشتر در شهرهای کابل، جلال آباد و قندهار ساکن بودند.</p>
            <p>فعلا اما گفته می‌شود که از جمعیت‌شان چیزی بیش از ۵ هزار تن باقی نمانده است.</p>
            <p>بعد از تجاوز شوروی سابق در سال ۱۹۷۹، تعداد زیادی از سیک‌های افغان به هندوستان مهاجرت کردند.</p>
            <p>همین‌طور، بعد از سقوط حکومت کمونیستی در سال ۱۹۹۲ و بعدا هم به دلیل جنگ‌های داخلی، تعداد زیادی از سیک‌ها، افغانستان را به قصد هندوستان و اروپا ترک گفتند.</p>
            <p>در جریان حکومت طالبان، از سیک‌ها خواسته شده بود تا برای متمایز بودن از بقیه مردم، پارچه های زرد رنگ روی سینه شان بیاویزند.</p>
            <p>بعد از سقوط حکومت طالبان هم سیک‌ها وضعیت چندان خوبی نداشته‌اند و هر از گاهی، از تبعیض علیه شان شکایت کرده اند؛ از تبعیض در آموزش و پرورش کودکان‌شان تا ادای مراسم مذهبی و حتی تبعیض در راه یافتن به مجلس نمایندگان.</p>
            <p>هرجپ سینگ، وکیل مهاجرت در لندن می‌گوید جمعیت سیک‌های افغانستان دیر زمانی است که مورد تبعیض قرار می‌گیرند.</p>
            <p>او به بی‌بی‌سی گفت: "به همین دلیل سیک‌ها مجبور به ترک افغانستان شده‌اند و مجبورند به بقیه کشورها به خصوص آلمان، فرانسه و بریتانیا مهاجرت کنند."</p>
            <p>بعد از کشیک تقریبا شش ساعته در سه محل بود و باش سیک‌ها در لندن، پرتبال سینگ، یکی از افغانهای سیک مقیم لندن اطلاع داد که امروز هم قرار نیست سیک‌ها را ملاقات کنیم. چون آنها احتمالا مشغول رسیدگی به وضعیت مهاجرتی شان با اداره مرزبانی بریتانیا هستند.</p>درباره این مجموعهدر وبلاگ گزارشگران بی بی سی فارسی، نکته های جالبی را می خوانید که در حاشیه تهیه گزارش ها توسط خبرنگاران ما در کشورهای مختلف پیش می آید.</div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-08-29:34343693</id>
      <dc:identifier>34343693</dc:identifier>
      <updated>2014-08-29T16:41:19+00:00</updated>
      <published>2014-08-29T16:41:04+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="learningenglish" label="آموزش انگليسی"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">Word on the street - Music</title>
      <summary xml:lang="fa">This week Ashlie is rehearsing hard with her band for an upcoming gig</summary>
      <dc:subject>learning, english, music</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/learningenglish/2014/08/140829_l93_word_on_the_street_8.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/08/29/140829163924_wots_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/08/29/140829163924_wots_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/08/29/140829163924_wots_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/08/29/140829163924_wots_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/08/nb/140829_l93_word_on_the_street_8_16x9_nb.asx"
                        fileSize="7525271"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT27M40S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/08/bb/140829_l93_word_on_the_street_8_16x9_bb.asx"
                        fileSize="47585153"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT27M40S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/08/wots8_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="43060608"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT27M40S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/08/wots8_16x9_med.mp4"
                        fileSize="84300296"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT27M40S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/08/wots8_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="208182582"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT27M40S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/08/emp/140829_l93_word_on_the_street_8.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>Word on the street - Music</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>
               <span>This week Ashlie is rehearsing hard with her band for an upcoming gig. Stephen is desperate to join in but soon realises that his musical talents lie elsewhere and finds an appreciative audience for a performance of his own in Covent Garden. </span>
            </p>
            <p>
               <span>The summer in the UK is an important time for music festivals, so reporter Amandeep goes behind the scenes with a British indie band at the Reading Festival. </span>
            </p>
            <p>
               <span>English language expert Rob looks at useful words and phrases to talk about playing an instrument. And in this week’s ‘Seat on the Street’ we ask our expert about how technology is changing the music industry</span>
            </p>
            <p>.</p>
            <p>برای دیدن تمرین ها و متن ویدیو به سایت <a href="http://learnenglish.britishcouncil.org/en/word-street">

شورای فرهنگی بریتانیا</a> مراجعه کنید.</p>
            <p>در صورتی که پیشنهاد یا پرسشی دارید به صفحه <a href="https://www.facebook.com/pages/Word-On-The-Street/124597317615969#!/pages/Word-On-The-Street/124597317615969">

فیس بوک</a> ما مراجعه کنید</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-04:34479310</id>
      <dc:identifier>34479310</dc:identifier>
      <updated>2014-09-04T19:31:51+00:00</updated>
      <published>2014-09-04T13:50:07+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="learningenglish" label="آموزش انگليسی"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">Kill your phone</title>
      <summary xml:lang="fa">Smartphones are everywhere, but they're easy pickings for criminals.</summary>
      <dc:subject>learning, english</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/learningenglish/2014/09/140904_l93_le_witn_kill_your_phone.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/04/140904134623_phone_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/04/140904134623_phone_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/04/140904134623_phone_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/04/140904134623_phone_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/nb/140904_l93_le_witn_kill_your_phone_16x9_nb.asx"
                        fileSize="719083"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT2M41S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/bb/140904_l93_le_witn_kill_your_phone_16x9_bb.asx"
                        fileSize="3786895"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT2M41S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/ohone_140904_l93_le_witn_kill_your_phone_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="3916620"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT2M41S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/ohone_140904_l93_le_witn_kill_your_phone_16x9_med.mp4"
                        fileSize="8071711"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT2M41S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/09/ohone_140904_l93_le_witn_kill_your_phone_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="17966733"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT2M41S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/09/emp/140904_l93_le_witn_kill_your_phone.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>Kill your phone</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>
               <span>
                  <br/>
               </span>
            </p>
            <h2>
               <span>
                  <span>Transcript: </span>
               </span>
            </h2>
            <p>
               <span>Smartphones are everywhere, but they're easy pickings for criminals. </span>
            </p>
            <p>
               <span>Here in San Francisco, high-end handsets are specifically targeted in more than half of all robberies. </span>
            </p>
            <p>
               <span>Now, a new law means that smartphones in California will be required to have a "kill switch" which will make them useless if lost or stolen. </span>
            </p>
            <p>
               <span>At the touch of a button, all the data on the phone is erased. </span>
            </p>
            <p>
               <span>It's hoped this will help deter thieves, though some think the law will create other problems. </span>
            </p>
            <h2>
               <span>
                  <br/>
                  <span>Vocabulary:</span>
               </span>
            </h2>
            <p>
               <span>easy pickings<br/>things you get without working hard </span>
            </p>
            <p>
               <span>high-end<br/>(of technology) more expensive and advanced than other products </span>
            </p>
            <p>
               <span>robberies<br/>crimes of stealing from people by force </span>
            </p>
            <p>
               <span>at the touch of a button<br/>very quickly and easily (used to describe things done using computers or technology) </span>
            </p>
            <p>
               <span>deter<br/>make someone decide not to do something </span>
            </p>
            <h2>
               <span>
                  <span>Exercise: </span>
               </span>
            </h2>
            <p>
               <span>Use one of the words or phrases below to complete each of these sentences from news reports.<br/>Note that you may have to change the form of a word to complete the sentence correctly. </span>
            </p>
            <p>
               <span>easy pickings / high-end / robberies / at the touch of a button / deter </span>
            </p>
            <p>
               <span>1. "Chocolate was so expensive, it was really _________, nobody could afford it, at least in Italy," says Giovanni Ferrero. </span>
            </p>
            <p>
               <span>2. "Thieves love Christmas. They know that there are plenty of _________ to be had this time of year," said Malcolm Tarling, from the ABI. </span>
            </p>
            <p>
               <span>3. A flat-screen TV can be transformed into a curved-screen TV _________. </span>
            </p>
            <p>
               <span>4. Rain failed to _________ people on a 16 mile march in Nottinghamshire to mark the centenary of World War One. </span>
            </p>
            <p>
               <span>5. She lives with her family in a semi-rural location just outside Walkerville, south of Johannesburg, where violent _________ are a constant source of fear. </span>
            </p>
            <h2>
               <span>
                  <span>Answers: </span>
               </span>
            </h2>
            <p>
               <span>1. "Chocolate was so expensive, it was really high-end, nobody could afford it, at least in Italy," says Giovanni Ferrero. </span>
            </p>
            <p>
               <span>Source: Nutella: <a href="http://www.bbc.co.uk/news/magazine-27438001">

How the world went nuts for a hazelnut spread</a>
                  <br/>
                  <br/>
               </span>
            </p>
            <p>
               <span>2. "Thieves love Christmas. They know that there are plenty of easy pickings to be had this time of year," said Malcolm Tarling, from the ABI. </span>
            </p>
            <p>
               <span>Source: <a href="http://www.bbc.co.uk/news/business-20663987">

Christmas gift warning from insurers</a>
                  <br/>
                  <br/>
               </span>
            </p>
            <p>
               <span>3. A flat-screen TV can be transformed into a curved-screen TV at the touch of a button. </span>
            </p>
            <p>
               <span>Source: <a href="http://www.bbc.co.uk/news/technology-25631183">

CES 2104: Director loses direction as teleprompter fails</a>
                  <br/>
                  <br/>
               </span>
            </p>
            <p>
               <span>4. Rain failed to deter people on a 16 mile march in Nottinghamshire to mark the centenary of World War One. </span>
            </p>
            <p>
               <span>Source: <a href="http://www.bbc.co.uk/news/uk-england-nottinghamshire-28732732">

World War One march recreated in Newark</a>
                  <br/>
                  <br/>
               </span>
            </p>
            <p>
               <span>5. She lives with her family in a semi-rural location just outside Walkerville, south of Johannesburg, where violent robberies are a constant source of fear. </span>
            </p>
            <p>
               <span>Source: <a href="http://www.bbc.co.uk/news/world-africa-27146976">

South Africa's 'born-free' generation</a>
                  <br/>
                  <br/>
               </span>
            </p>
            <p>
               <span/>
            </p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-16:34737536</id>
      <dc:identifier>34737536</dc:identifier>
      <updated>2014-09-16T13:02:10+00:00</updated>
      <published>2014-09-16T13:02:10+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category term="external"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa"> استفاده از «اسکایپ» در پخش</title>
      <summary xml:lang="fa"> استفاده از «اسکایپ» در پخش</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="external-page"
            href="http://www.bbc.co.uk/academy/persian/article/art20140912164242077">
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative> استفاده از «اسکایپ» در پخش</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl"/>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-08-13:26439931</id>
      <dc:identifier>26439931</dc:identifier>
      <updated>2013-08-13T18:17:47+00:00</updated>
      <published>2013-08-13T18:17:47+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category term="external"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">مدرسه روزنامه‌نگاری بی‌بی‌سی</title>
      <summary xml:lang="fa">مدرسه روزنامه‌نگاری بی‌بی‌سی</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="external-page"
            href="http://www.bbc.co.uk/academy/persian">
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>مدرسه روزنامه‌نگاری بی‌بی‌سی</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl"/>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-06-03:32418914</id>
      <dc:identifier>32418914</dc:identifier>
      <updated>2014-06-03T14:43:26+00:00</updated>
      <published>2014-06-03T14:43:26+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category term="external"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">تصاویر ارسالی مخاطبان</title>
      <summary xml:lang="fa">تصاویر ارسالی مخاطبان </summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="external-page"
            href="http://www.bbc.co.uk/academy/persian/article/art20140603124317649">
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>تصاویر ارسالی مخاطبان</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl"/>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-04-16:31426450</id>
      <dc:identifier>31426450</dc:identifier>
      <updated>2014-04-16T13:54:35+00:00</updated>
      <published>2014-04-16T13:54:35+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category term="external"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">گزارش پژوهشی: بایدها و نبایدها</title>
      <summary xml:lang="fa">گزارش پژوهشی: بایدها و نبایدها</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="external-page"
            href="http://www.bbc.co.uk/academy/persian/article/art20140415162049243">
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>گزارش پژوهشی: بایدها و نبایدها</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl"/>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-04-02:31119891</id>
      <dc:identifier>31119891</dc:identifier>
      <updated>2014-04-02T10:34:39+00:00</updated>
      <published>2014-04-02T10:34:39+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category term="external"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">استفاده از زبان بی‌طرفانه</title>
      <summary xml:lang="fa">استفاده از زبان بی‌طرفانه</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="external-page"
            href="http://www.bbc.co.uk/academy/persian/article/art20140325132827072">
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>استفاده از زبان بی‌طرفانه</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl"/>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-01-17:29575141</id>
      <dc:identifier>29575141</dc:identifier>
      <updated>2014-01-17T15:06:46+00:00</updated>
      <published>2014-01-17T15:06:46+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category term="external"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">خبرنگاری با تلفن هوشمند: ویدیو</title>
      <summary xml:lang="fa">خبرنگاری با تلفن هوشمند: ویدیو</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="external-page"
            href="http://www.bbc.co.uk/academy/persian/article/art20140117111615366">
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>خبرنگاری با تلفن هوشمند: ویدیو</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl"/>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-12-11:28854543</id>
      <dc:identifier>28854543</dc:identifier>
      <updated>2013-12-11T17:02:34+00:00</updated>
      <published>2013-12-11T17:02:34+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category term="external"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">خبرنگاری با تلفن هوشمند: صدا</title>
      <summary xml:lang="fa">خبرنگاری با تلفن هوشمند: صدا </summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="external-video"
            href="http://www.bbc.co.uk/academy/persian/article/art20131211151801563">
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>خبرنگاری با تلفن هوشمند: صدا</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl"/>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-10-21:27802044</id>
      <dc:identifier>27802044</dc:identifier>
      <updated>2013-10-21T14:53:19+00:00</updated>
      <published>2013-10-21T14:53:19+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category term="external"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">زیر پوست خبر</title>
      <summary xml:lang="fa">زیر پوست خبر </summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="external-page"
            href="http://www.bbc.co.uk/academy/persian/article/art20131018162307796">
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>زیر پوست خبر</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl"/>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-09-27:27337989</id>
      <dc:identifier>27337989</dc:identifier>
      <updated>2013-09-27T15:51:34+00:00</updated>
      <published>2013-09-27T15:51:34+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category term="external"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">انتخاب موضوع برای گزارش خبری</title>
      <summary xml:lang="fa">انتخاب موضوع برای گزارش خبری </summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="external-page"
            href="http://www.bbc.co.uk/academy/persian/article/art20130925154158510">
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>انتخاب موضوع برای گزارش خبری</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl"/>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-09-12:27027056</id>
      <dc:identifier>27027056</dc:identifier>
      <updated>2013-09-12T12:21:06+00:00</updated>
      <published>2013-09-12T12:21:06+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category term="external"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">خبرنگاری با تلفن هوشمند: عکس</title>
      <summary xml:lang="fa">خبرنگاری با تلفن هوشمند: عکس</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="external-page"
            href="http://www.bbc.co.uk/academy/persian/article/art20130912110643400">
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>خبرنگاری با تلفن هوشمند: عکس</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl"/>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-08-13:26439979</id>
      <dc:identifier>26439979</dc:identifier>
      <updated>2013-08-13T18:21:24+00:00</updated>
      <published>2013-08-13T18:21:24+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category term="external"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">جلب اعتماد مصاحبه‌شونده</title>
      <summary xml:lang="fa">جلب اعتماد مصاحبه‌شونده</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="external-page"
            href="http://www.bbc.co.uk/academy/persian/how-to/production/article/art20130813115735375">
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>جلب اعتماد مصاحبه‌شونده</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl"/>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-20:34830536</id>
      <dc:identifier>34830536</dc:identifier>
      <updated>2014-09-20T11:20:23+00:00</updated>
      <published>2014-09-20T09:02:56+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«برای کی می نویسیم؟»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۴۱۱) ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۴</summary>
      <dc:subject>نامه‌ لندن،</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140919_l42_letter_from_london_411.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2014/09/140919_l42_letter_from_london_411.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«برای کی می نویسیم؟»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>سلام.</p>
            <p>فرض کنید شما نویسندۀ شناخته شده ای هستید، و یک جوان سرشار از شوق و شور نویسندگی به شما بگوید: «می خواهم بنویسم، امّا از نظر و قضاوت مردم هراس دارم!» فکر می کنید در جوابش چی می شود گفت که «حقیقت» را خوش بیاید؟</p>
            <p>راستش من فکر نکرده وُ از دل برخاسته وُ مختصر گفتم: «بی هراس و با صداقت بنویس، برای خودت بنویس، و سعی کن خودت ناظر و قاضی دقیق و بی گذشتِ نوشته ات باشی. وقتی برای خودت بنویسی، برای همه نوشته ای؛ وقتی برای دیگران بنویسی، برای هیچکس ننوشته ای.»</p>
            <p>با حرف این جوان مشتاق نویسندگی این فکر به ذهنم آمد که خیلی از نویسنده ها و شاعرها و مقاله نویسهای ما، مخصوصاً در این صد و اندی سال گذشته، تقریباً هرچه نوشته اند، برای دیگران نوشته اند. به نظر این بندۀ حقّ که می تواند نظر غلط یا درستِ یک نفر از میلیونها آدم جسماً و عقلاً بالغِ دنیای امروز باشد، کسی که برای دیگران بنویسد، و خودش را «نویسندۀ مردم» بداند و از دیگران لقبِ «نویسندۀ مردمی» گرفته باشد، باید بنشیند، حقیقت را توی کلاهش بگذارد، و کلاهش را قاضی کند، و از او بپرسد:</p>
            <p>«تو که وقتی من دارم چیزی می نویسم، از حالم خبر داری، بگو ببینم من واقعاً برای خودم می نویسم، یا برای مردم؟ یا برای هر دو؟ اگر برای خودم می نویسم، پس چرا نوشته ام چیزی را که می نویسمچرا چاپ می کنم و می گذارم در دسترس مردم؟»</p>
            <p>آنوقت قاضیتان می پرسد: «شما پیش از آنکه فکر کنید حالا یک چیزی دارید که بنویسید، از خودتان می پرسید که چرا می خواهید آن چیز را بنویسید؟ آیا فکر می کنید کشف مهمّی کرده اید که مردم، چون ذهن خودشان از توانایی دریافت همچین کشفهایی عاجز است، شما رسالت دارید که آنها را، برای خیر و خوشبختی خودشان، از این کشف مهمّ آگاه کنید؟»</p>
            <p>ممکن است شما فوراً نتوانید جواب این سؤال قاضیتان را بدهید، و قاضیتان باز بپرسد: «یا اینکه شما فکر می کنید چیزهایی را می خواهید به مردم بگویید که خودتان به دانستن یا لذّت بردن از آنها احتیاجی ندارید، امّا چون مردم را می شناسید، و از دل و ذهن آنها خبر دارید، می دانید که براشان چه چیزهایی بنویسید که خواندنِ آنها به درد بهتر شدنِ زندگیشان بخورد؟»</p>
            <p>و باز ممکن است که چون شما تا حالا همچین سأالهایی از خودتان نکرده اید، یک خرده پکر بشوید و قاضیتان که دست بردار نیست، بپرسد: «یا اینکه شما واقعاً از آنهایی هستید که خیال می کنند خودشان از خواصّ النّاسند و از عالم خودشان که سِوای عالم دیگران است، حرفی نمی زنند و همۀ تلاششان این است که زبانِ گویا و رسای عوام النّاس باشند و آرزوها و رنجها و اعتراضهای آنها را به رشتۀ تحریر درآورند؟»</p>
            <p>حالا تا «نویسندۀ مردمی» دارد درباۀ سؤالهای قاضی حقیقت فکر می کند، عرض این بندۀ حقّ را بشنوید که نه «ماکس اشتیرنر» (۱)، فیلسوفِ آنارشیست و «خود گرا»ی آلمانی هستم که بگویم: «من به دلیل دوست داشتن مردم نمی نویسم. به این دلیل می نویسم که می خواهم برای اندیشه هایم در این دنیا موجودیتی بسازم!» نه نویسندۀ به اصطلاح «مردمی » هستم که خودم را همه چیز دان و کیمیای سعادت نویس مردم بدانم. خودم را در نوشته هایم خلق می کنم تا در حضور دیگران تماشاگر آگاه خودم باشم. »</p>
            <p>_________________________________</p>
            <p>۱- ماکس اشتیرنِر (Max Stirner) که اسم اصلی او «یوهان کاسپار اشمیت» (Johann Kaspar Schmidt) بوده است (۱۸۵۶-۱۸۰۶)، یکی از فیلسوفهای آلمانی است که اندیشه های آنارشیستی واگزیستانسیالیستی و «خود گرایانه» داشته است و معروف ترین اثرش کتابی است که عنوان آن به زبان آلمانی: « Der Einzige und sein Eigentum» است، و در انگلیسی آن را ترجمه کرده اند: «The Ego and Its Own» (خود و ما یَملَکش) وهمچنین « The Unique One and His Property» (فرد یگانه و دارایی او).</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-05:34502428</id>
      <dc:identifier>34502428</dc:identifier>
      <updated>2014-09-05T17:01:59+00:00</updated>
      <published>2014-09-05T12:51:50+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«تجربه ای تازه در غربتی کهنه»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۴۰۹) ۵ سپتامبر ۲۰۱۴</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140905_l93_letter_from_london_409.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2014/09/140905_l93_letter_from_london_409.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«تجربه ای تازه در غربتی کهنه»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/05/140905132154_letter_512x288_._nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption"> سفرۀ افطار</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="."/>
            </div>
            <p>حالا که چند وقتی از ماه مبارک رمضان گذشته است و مؤمنین و مؤمنات محنتِ فریضۀ روزه داری را، بدون اینکه به روزه های مقدّسشان خدشه ای وارد بشود، یا جسم گرامیشان لطمه ای ببیند، پشت سر گذاشته اند، با امنیتِ خاطرِ بیشتری می توانم از یک تجربۀ تازۀ «رمضانی» در غربتِ کهنۀ «لندنی» چند کلمه ای به حضور مبارکتان عرض کنم.</p>
            <p>غربتِ کهنۀ لندنی که می گویم، یعنی چهل سال، از فروردینها تا اسفندها، از ژانویه ها تا دسامبرها، از محرّم الحرامها تا ذی الحجّةُ المُبارکها، در میان خاج پرستان زندگی کردن و از معاشرت با کعبه پرستان محروم بودن.</p>
            <p>و تجربۀ تازۀ رمضانی که می گویم، یعنی پنج ماهی، از جمله در ماه رمضان، تقریباً هر روز، از همسر بیمار، در بیمارستانی دور از خانه، عیادت کردن، و هرروز حدّ اقلّ یک بار سوار تاکسی تلفنی شدن، و برخوردنِ آدم به راننده های مسلمان از ملیتهای مختلف که روزه اند، آن هم در چلّۀ تابستانِ لندن که طول روزها از سپیدۀ سحر تا غروب افطار هفده ساعتی می شود.</p>
            <p>حرف روزه پیش می آید و رانندۀ بنگلادشی، که می بیند من دارم از بطری پلاستیکی آب می خورم، می گوید: «شما روزه نیستید! لابُد مریض هستید! عذر موجّه دارید؟»</p>
            <p>می گویم: «نه، روزه نمی گیرم. البتّه بیست سالی است که از صبح تا ساعت ده شب، سه نوبت باید دواهای مختلف بخورم، ولی پیش از این بیست سال هم روزه نمی گرفتم!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/05/140905132313_letter_304x171_._nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">یکی از راههای گذراندن داغ ترین روزهای تابستان در لندن</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="."/>
            </div>
            <p>می پرسد، نه مثل اوّل با لبخند، بلکه با نگاهِ خشکِ طلبکار: «مگر مسلمان نیستید؟»</p>
            <p>می گویم: «خدا که باید بداند، می داند چه مذهبی دارم. من از بندۀ خدا انتظار ندارم از من همچین سؤالی بکند.» و به یاد «نکیر» و «مُنکـَر» می افتم. و حالا من لبخند می زنم و بدونِ اینکه منتظرِ جوابش باشم، می گویم: «شما حتماً سنّی هستید. نمی دانم سنّیها هم مثل شیعه ها نکیر و مُنکر دارند یا نه؟» و باز هم بدون اینکه منتظر جوابش باشم، می پرسم: «شما که زبانتان بنگالی است، عربی هم بلدید؟»</p>
            <p>می گوید: «عربی بلد نیستم، ولی قرآن را می خوانم.»</p>
            <p>دل به دریا می زنم و می پرسم: «معنی آیه ها را هم می فهمید؟»</p>
            <p>گردنش را می خاراند و می گوید: «معنیش هرچه باشد، خیر است!»</p>
            <p>حالا می فهمم که بیشتر از این نمی خواهم بفهمم، ولی برای اینکه خیال نکند، چون روزه می گیرد، خدا این حقّ را به او داده است که نکیر و منکرِ آدمهای زنده باشد و آنها را استنطاق کند (۲)، گفتم: «خوش به حال شما که زبان مادریتان بنگالی است و می توانید شعرهای رابیندرانات تاگور(۳) را به زبان اصلی بخوانید.»</p>
            <p>می گوید: «شعرهای کی؟»</p>
            <p>حالا شمرده می گویم: «رابین درانات تاگُور!» می گوید: «نه، من شعر نمی خوانم!» می گویم: «من فکر می کردم بنگالیها، مخصوصاً نسل جوانشان، اگر نوشته های هیچکس را نخوانند، شعرها، داستانهای کوتاه، رمانها، نمایشنامه ها، و مقاله های تاگور را می خوانند و افتخار می کنند که اوّلین آسیایی ای که صد و یک سال پیش جایزۀ ادبی نوبل گرفت، بنگالی بود!»</p>
            <p>می گوید: «جایزۀ چی؟» به خودم می آیم و از خودم خجالت می کشم. می خواهم از او عذرخواهی کنم، امّا نمی دانم به چه زبانی! به م الهام می شود که بگویم: «امروز واقعاً روز داغی بود. عین هوای جهنّم!»</p>
            <p>_____________________________________________________</p>
            <p>۱- نکیر و منکر، دو فرشته ای که پس از مرگ انسان، دربارة اعمالش از او پرسش می کنند (فرهنگ فارسی معین). نکیر و منکر، دو فرشته ای که پس از مرگ انسان دربارة اعمالش از او پرسش می کنند (از یادداشتهای دهخدا).</p>
            <p>۲- دربارۀ چند و چون سؤالهای نکیر و منکر در شب اوّل قبر روایتهای مختلف زیادی نقل شده است، از آن جمله اینکه : «از انسان در قبرش، پرسیده می‌شود: «مَنْ رَبُّک» خدایت کیست؟ «مَا دِینُک» دینت چیست؟ «مَنْ نَبِیُّک» پیامبر تو کیست؟ «مَنْ إِمَامُک» امام و پیشوای تو کیست؟».</p>
            <p>۳- رابیندرانات تاگور (Rabindranath Tagore) شاعر، داستان و نمایشنامه نویس، موسیقیدان، نقاش و فیلسوف بنگالی (۱۹۴۱-۱۸۶۱).</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-04-18:31476365</id>
      <dc:identifier>31476365</dc:identifier>
      <updated>2014-04-18T18:35:29+00:00</updated>
      <published>2014-04-18T18:20:07+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«نه گله ای، نه انتظاری!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۸۹) ۱۸ آوریل ۲۰۱۴</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/04/140418_l93_letter_from_london_389.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2014/04/140418_l93_letter_from_london_389.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«نه گله ای، نه انتظاری!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/04/18/140418182252_letter_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">غنچۀ گلِ سرخ در بهار، یکی از حرفهای همیشه تازه.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>سلام.</p>
            <p>اگر وقت داشته باشید و بتوانید با حوصله به عرضِ این بندۀ حقّ توجّه بفرمایید، حرفم این است که هیچ حرفِ تازه ای ندارم، امّا بعضی حرفها هست که همیشه درست است، و همیشه منطقی است، حتّی اگر آن را کسی گفته بوده باشد که هیچ ارتباطی هم با عالم بالا نمی داشته است، درست مثل غنچۀ گلِ سرخ و برگ سبز بیدِ مجنون در بهار، که از حیثِ سابقۀ وجود ... نمی دانم... شاید میلیونها سال کهنه باشند، امّا از حیث معنی همیشه تازه مانده اند.</p>
            <p>پس مثلاً نمی شود گفت که چون فلان حرف را که یک فیلسوف در هزار و اندی سالِ پیش زده است، حالا دیگر کهنه است و ارزشِ شنیدن ندارد. چیزی که هست، بعضی از این حرفهایِ «همیشه درست» و «همیشه منطقی» و «همیشه تازه» در موقعیتی و شرایطی زده شده است که با موقعیت و شرایطِ امروز فرق می کرده است، و به همین دلیل باید آنها را متناسب با موقعیت و شرایطِ امروز، از نو گفت تا مردم درستی و منطقیت و تازگیِ آنها را احساس کنند و بفهمند.</p>
            <p>بگذارید یک مثال برایتان بیاورم: این دفعه که سوار شدم بروم بیمارستان، دیدنِ همسرِ بیمارتر از خودم، رانندۀ تاکسی تلفنی یک مردِ خوش برخوردِ پاکستانی بود که با من آشنا شده است و تا در جلو را باز می کنم و بغل دستش می نشینم، با هیجانی مَردُمدارانه می گوید: «ان شاء الله که حالتان خیلی خوب است و خانواده خوبند و همه چیز رو به راه است!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/04/18/140418182325_letter_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">برگ سبز بیدِ مجنون در بهار، یکی دیگر از حرفهای همیشه تازه.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>گفتم: «نه! ابداً! از هیچکس و هیچ چیزهم گله ای وُ انتظاری ندارم!»</p>
            <p>و او گفت: «بله، بله، درست می فرمایید! آدم گله کند که چی! انتظار داشته باشد که چی!»</p>
            <p>اگر با این رانندۀ خوش برخورد، مثل من، یک بار از لندن بروید کیمبریج، در تمام دو ساعتی که توی راه هستید، خیال می کنید با او همصحبتید، امّا پیاده که می شوید، می روید توی فکر و می بینید هیچ یادتان نمی آید که این آدم با فکرِ خودش، با عقیدۀ خودش، با جهان بینیِ خودش یک کلمه حرف زده باشد. هرچی شما گفته اید، او از درِ همصحبتی با زرنگی تکرار کرده است و قِسِر در رفته است.</p>
            <p>حالا که بیماریِ شدیدِ همسرم بالای پیسیِ اوضاعِ عالم و آدم «بزن به سیمِ آخِری»اَم کرده بود، به خودم گفتم: «بیا، چیزی به این رانندۀ خوش برخورد بگو که تکرارش یک خُرده سخت تر از حرفهای معمولی باشد، و ببین باز هم می تواند همصحبت بازی در بیاورد!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/04/18/140418182415_letter_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">فریدریش هگل، فیلسوف آلمانی</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>فکر کردم، دیدم بهترین موضوع تثلیثی بودن یا سه گانگی نظام هستی و آفرینش است. به ش گفتم و یک نفس گفتم: «می دانید که از افلاطون و ارسطو بگیر، بیا تا دِکارت (۱) وُ اسپینوزا (۲) وُ لایبنتز (۳) وُ هیوم (۴) وُ کانت (۵) وُ بارکلی (۶) وُ هگل (۷)، وَ از بوعلی سینا (۸) وُ فارابی (۹) بگیر بیا تا مثلاً ملاّ صدرا (۱۰)، همه شان فکر می کردند این عالم هستی، یا کائنات، یا طبیعت، که شاملِ موجوداتِ زنده، از جمله آدمیزاد، می شود، نمی تواند مستقیماً به دستِ خودِ خدا درست شده باشد. لابُد خدا، که «برتر از قیاس و خیال و گمان و وَهم» (۱۱) است، در «بیگ بنگ» (۱۲) اوّل «صورت» یا «طرح» یا «ایدۀ» هستی یا «عقلِ کلّ» را آفرید، و بعد به تدریج و به ترتیب همۀ کائنات و موجودات و مخلوقات از همین عقلِ کلّ صادر شدند. پس در واقع «خدا» مخترع و طرّاح هستی است، «عقل کلّ»، طبیعت و مهندس هستی است، و زمین «کارخانۀ تولید». یعنی وضعِ تک تکِ محصولاتِ این کارخانه ربطی به مخترع و طرّاح عالم هستی ندارد! بیخود نباید گله کرد! بیخود نباید انتظار داشت!»</p>
            <p>و حالا که من ساکت شدم و نفس تازه کردم، او، بعد از «بله- بله» های گیج و پشتِ سرِ هم گفت: «خدا خودش می داند! ما چی می توانیم بگوییم! هیچّی! رضائیم به رضای او!»</p>
            <p>___________________________________________</p>
            <p>۱- René Descartes، رنه دکارت، فیلسوف و ریاضیدان فرانسوی (۱۶۵۰-۱۵۹۶).</p>
            <p>۲- Baruch Spinoza، باروخ اسپینوزا، فیلسوف هلندی (۱۶۷۷-۱۶۳۲).</p>
            <p>۳- Gottfried Wilhelm von Leibniz ، گوتفرید ویلهلم لایبنیتز، فیلسوف، ریاضیدان، و فیزیکدان آلمانی (۱۷۱۶- ۱۶۴۶).</p>
            <p>۴- David Hume، دیوید هیوم، فیلسوف اسکاتلندی (۱۷۷۶- ۱۷۱۱).</p>
            <p>۵- Immanuel Kant، ایمانوئل کانت، فیلسوف آلمانی (۱۸۰۴-۱۷۲۴).</p>
            <p>۶- George Berkeley، جرج برکلی، کشیش و فیلسوف ایرلندی (۱۷۵۳- ۱۶۸۵).</p>
            <p>۷- Friedrich Hegel، فریدریش هگل، فیلسوف آلمانی (۱۷۵۳-۱۶۸۵).</p>
            <p>۸- ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا، مشهور به ابوعلی سینا و ابن سینا (۴۱۶- ۳۵۹ هـ - ش).</p>
            <p>۹- ابو نصر محمد بن محمد فارابی آثار ارسطو، معروف به معلّم ثانی (۳۲۸- ۲۴۸ هـ.ش).</p>
            <p>۱۰- صدرالّدین محمّد بن ابراهیم قوام شیرازی، مُلاصَدرا، صدرالمتألّهین (۱۰۱۸-۹۵۰ هـ.ش)</p>
            <p>۱۱- سعدی شیرازی که شاعر بود و هرگز ادّعای فیلسوف بود نکرد، در دیباچۀ «گلستان» گفته است:</p>
            <p>ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم،</p>
            <p>وَ ز هر چه گفته اند و شنیدیم و خوانده ایم،</p>
            <p>مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر،</p>
            <p>ما همچنان در اوّل وصف تو مانده ایم.</p>
            <p>۱۲- Big Bang ، انفجار بزرگ، فرضیۀ پیدایش جهان هستی در پی یک انفجار بزرگ و گسترش این انفجار به صورت کهکشانها...</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-04-11:31330628</id>
      <dc:identifier>31330628</dc:identifier>
      <updated>2014-04-11T19:55:28+00:00</updated>
      <published>2014-04-11T17:31:09+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«عصر فوریت و اختصار»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۸۸) ۱۱ آوریل ۲۰۱۴</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/04/140411_l93_letter_from_london_388.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2014/04/140411_l93_letter_from_london_388.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«عصر فوریت و اختصار»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="304"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/04/11/140411173516_letter_304x304_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">چشمم افتاد به نوشتۀ روی شیشۀ یکی از این رستورانهای فسقلیِ زنجیره ایِ «بنشین فوری بخور/ بگیر فوری بِبر»!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>سلام.</p>
            <p>اگر یادتان باشد، هفتۀ پیش در نامه ای که عنوانش بود «انقلابِ املایی»، در خاتمه اش، از قولِ زبان فارسیِ اصیل و ارجمندِ دیروزها، امّا به اسارت و خواری و بردگی افتادۀ امروز، نمی دانم در خِطاب به کیها گفتم: «شما را به حقیقتِ انسانیت قسم، چیزهای دیگر به کنار، املای فارسی را مُدرن و دِمُکراتیک و انقلابی نکنید!»</p>
            <p>دیروز توی یکی از خیابانهای اصلیِ محلّه چشمم افتاد به نوشتۀ روی شیشۀ یکی از این رستورانهای فسقلیِ زنجیره ایِ «بنشین فوری بخور/ بگیر فوری بِبر» که می بینم تهرانیها راحت و بی دردِ سر مثلِ انگلیسیها به ش می گویند «فست فود» (۱)، و من بیچارۀ ایرانی در لندن دارم زور می زنم اسمی بَراش پیدا کنم، دیدم توی یک تابلو چارگوش، عکس چهار تا پاکت «فست فود» چاپ کرده اند و بالاش با خطّ ِ درشتِ عجغ وجغی نوشته اند «کیدز پَک» (۲)، که می ترسم تهرانیهای امروز هم، مثلِ انگلیسیهایِ «دیروز گم کرده»، به ش بگویند «کیدز پک»، آن هم با کلّی احترام و افتخار!</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/04/11/140411173607_letter_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">راستی، اگر مطابقِ رسم و قاعدۀ  هزار سال گذشته بنویسیم «تو تنها نیستی» و «عاشقتم»، کهنه پرست و مُرتجع حساب می شویم؟</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>نه خیر! من الآن چهل سالی می شود که تهرانی نیستم و نمی دانم نسل تهرانیِ این چهل سال اخیر برای ترجمۀ فارسیش با «رویکرد» و «رهیافت» خودشان به چه «گزینه» ای رسیده اند! یادم است هفتاد و اندی سال پیش، صبح که می رفتیم مکتب، ننه مان یک دستمال بسته گوشت کوبیده و یک تکّه نان سنگک و گاهی یک دانه سیب و یک مشت مویز و از این جور چیزها می داد به دستمان. خودش می گفت: «صبر کن، بچّه! دارم سفره ت را می بندم!»</p>
            <p>حالا «پًک» را که در املای رسمی باید با «ck» بنویسند، «c» ش را انداخته اند، مثل اینکه ما «واو» خورشید را بیندازیم، که هیچ، به جای «چایلد» (۳) هم که می شود «کودک» یا «بچّه»، نوشته اند «کید»، که دراصل از قدیم ندیما تا قرن هفدهم میلادی نه فقط در انگلیسی، بلکه در همسایه هاش آلمانی و دانمارکی و سوئدی هم معنیش فقط «بزغاله» بود، بله، بزغاله، وهنوزهم هست. از آن به بعد که کم کم مردم طبقۀ خیلی پایین ، خدا می داند چرا، به «بچّه» گفتند «بزغاله»، همان طور که خیلی از عوام، از سر غیظ، یا به شوخی می گویند: «توله». هیچوقت نشنیده اید کسی به کسی بگوید: «تو که نان نداری خودت را سیر کنی، چرا این قدر توله پس می اندازی؟»، در حالی که در فارسی به بچّۀ «سگ» و حیوانهایی مثل شیر و خرس و پلنگ می گویند «توله».</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/04/11/140411173638_letter_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">یک دبیر شیمی داشتیم، مهندس بود، وزنه بردار بود، خوش تیپ بود، خوش لباس بود، امّا عصبانی که     می شد، به کوتاه قدها می گفت «بزغاله!» و به بلند قدها می گفت «گوساله!»</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>و امّا اگر یادتان باشد، اصلِ حرفِ من سرِ مُدرن و دموکراتیک و انقلابی کردنِ املای فارسی به همّت والای بعضی از مشاهیر ادبیاتِ معاصر بود که در این امرِ خیر با همدیگر مسابقه می دهند، و چیزی که با دیدن «سفرۀ پاکتی بچّه ها» به ذهنم افتاد که در پشتبندِ نامۀ قبلی بگویم این است که می بینم این انگلیسیها، آنوقتها، یعنی در حدود ششصد سال پیش که هنوز علمشان توی کلیساهاشان بود و علمدار تمدّن و فرهنگ و صنعت و اقتصاد و سیاستِ جدید دنیا نشده بودند، خط داشتند، الفبا داشتند، امّلای واحد و رسمی نداشتند و هرکس کلمات را آن طور که توی محلّه اش تلفّظ می شد، می نوشت.</p>
            <p>ما که حالا هزار سالی طول کشیده است تا به یک نیمچه املای تقریباً واحد و رسمی رسیده ایم، چرا داریم بر می گردیم به دورۀ هرج و مرج (۴) املاییِ اینها؟ ها؟ هاه هاه هاه هاه!</p>
            <p>_______________________</p>
            <p>۱- فست فود: Fast Food.</p>
            <p>۲- کیدز پک، که درستش Kids’ Pack است، و حالا چون در همه چیز عصرِ «فوریت» و «اختصار» و «بِزَن بُرویی» است، بعضیها «c» آن را می اندازند و می نویسند «pak»، همان طور که مثلاً جملۀ «You are not alone» را همان بعضیها این طور می نویسند:«U R not alone» و جملۀ اصولاً مقدّسِ «I love you» را این طور: «i luv u».</p>
            <p>۳- چایلد – child – بچّه، طفل که جمع آن بیقاعده است و می شود «چیلدرِن»: children.</p>
            <p>۴- برای «هرج و مرج املایی» در زبان انگلیسی در پیش از قرن هفدهم میلادی می توانید به مقالۀ «The Chaos of Spelling» به این نشانی در اینترنت مراجعه کنید:</p>
            <p>en.copian.ca/library/learning/academic/english/spelling/page۳.htm‎</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-11-08:28179035</id>
      <dc:identifier>28179035</dc:identifier>
      <updated>2013-11-08T16:56:05+00:00</updated>
      <published>2013-11-08T16:10:47+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«معمّای جایزۀ صلح نوبل»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۶۷) ۸ نوامبر ۲۰۱۳</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2013/11/131108_l93_letter_from_london_367.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2013/11/131108_l93_letter_from_london_367.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/07/13/130713210645_letter_from_london_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«معمّای جایزۀ صلح نوبل»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/11/08/131108161424_letter1_304x171_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">«باراک اوباما»، برندۀ جایزۀ صلح «نوبل»، جانشین «جورج بوش»، و سردار صلح در خاور میانه.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>سلام. چند وقت پیش که کپّه های «به سوریه حمله بکنم؟»، «به سوریه حمله نکنم؟» در ترازویِ تصمیمِ «باراک اوباما»، جانشین «جورج بوش»، رئیس جمهوری آمریکا، قهرمان فتح عراق، پایین و بالا می رفت، یکی از همکارهای شوخ با لحنی جدّی گفت: «بیا، یک چیزی دربارۀ جایزۀ صلح نوبل بنویس که چوب لای چرخ اوباما گذاشته است! مگر او چیش از جورج بوش کمتر است که قهرمان فتح سوریه نشود؟»</p>
            <p>این همکار خودش خوب می داند که من با سیاست میانه ای ندارم. شوخیش گرفته بود، می خواست سر به سرم بگذارد. به ش گفتم:</p>
            <p>«از شوخی گذشته، این قضیۀ سوریه دست به دستِ قضیۀ پیری داده است، دوتایی دارند دیوانه ام می کنند. تازگی از شنیدن هر خبری که به سوریه مربوط باشد، سرم گیج می رود و عقلم را گم می کنم. عینِ یک کابوسِ زشت و هولناک. یک لحظه این فکر توی سرم می آید که غیر ممکن است یک همچین وضعی در دنیای بیرون از من واقعیت داشته باشد، بلکه این منم که سر پیری دچار اختلال مشاعر شده ام و مغزم قاطی کرده است!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/11/08/131108161453_letter2_304x171_bbc.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">«جورج بوش» و «تونی بلر»، سردارانِ صلح و دموکراسی در عراق.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>همکارِ شوخ گمانم چون دید موضوع را جدّی گرفته ام، تو ذوقش خورد، با یک لبخند زورکی رفت پی کارش. و حالا من که نشسته بودم، داشتم نمی دانم چه کار می کردم یا توی چه فکری بودم، افتادم توی کابوس سوریه و از کابوس سوریه افتادم تو قعرِ جهنّم بهار عربی، همان بهاری که نسیمش یکدفعه بعد از عراق و لیبی، پشت سر هم، مراکش و الجزایر و تونس و مصر و سودان و یمن و کجا و کجا را از خواب دیکتاتوری بیدار کرد و هوای دموکراسی انداخت توی دماغشان و خمیازه شان را شکست و ...</p>
            <p>شکست و چی؟</p>
            <p>هیچ چی، بابا، هیچ چی! بگذارید از «جورج بوش» و «عراق» و «بارک اوباما» و «سوریه» و «بهار عربی» دور بشویم، برویم به آن دوره ای که وقتی اسم «سوریه» به گوشمان می خورد، به یاد «حلب» می افتادیم که «آبگینه» اش را به «یمن» می بردند، و به یاد دهکدۀ «معرّه» در نزدیکی شهر حلب می افتادیم که حالا شهر نسبـة ً بزرگی شده است که دیکتاتوری «بشّار اسدی» و «دموکراسی الله وکیلی» حواسّش را پرت کرده است و به کلّی از یادش رفته است که در حدود ده قرن پیش زادگاهِ شاعری بود به اسم «ابوالعلاء»، که اگر خودمان شعرهاش را نخوانده ایم و نمی دانیم که همین امروز هم حتّی عالم ترین علما و شاعرترین شعرای غربی حیرت می کنند از روشنی فکر و زیبایی کلام او، باید برویم «دائرة المعارف» های پنج کشور عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل متّحد را به زبانهای انگیسیِ آمریکایی، انگلیسیِ بریتانیایی، چینیِ کمونیستیِ سرمایه داری، روسی دموکراتیک مافیایی، فرانسویِ هردمبیلی، به اضافۀ زبان آلمانی پسا هیتلری بخوانیم تا ببینیم دربارۀ «ابوالعراء معرّی» چی می گویند. حیف که نمی توانیم روح «عمر خیّام» را احضار کنیم تا او برایمان بگوید «ابوالعلاء» کی بود!</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/11/08/131108161524_letter3_304x171_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">«بشار اسد»، چوب دو سر طلایی «سوریه».</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>آلفرد فُن کرِمِر(Alfred von Kremer)، شرق شناس و سیاستمدار اتریشی قرن نوزدهم گفته است، و به حقّ گفته است که: «ابوالعلاء شاعری است که قرنها از زمان خودش جلوتر بود.»</p>
            <p>تازه می خواستم با این سُنبۀ پُر بروم به تونسِ هفت قرنِ پیش، به سراغِ «ابن خلدون»، که در غرب او را از بنیادگذاران تاریخ نویسی و جامعه شناسی و اقتصادِ جدید می دانند، که یکدفعه صدای خودش را ازدل تاریخ شنیدم که می گوید:</p>
            <p>«سوریه ها و تونسها اسمند، ثابت می مانند، امّا آدمهاشان آدمیزادند، مُدام عوض می شوند!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-06-21:25425089</id>
      <dc:identifier>25425089</dc:identifier>
      <updated>2013-06-21T17:44:31+00:00</updated>
      <published>2013-06-21T11:36:07+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«پیری جسم و جوانی روح»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۴۷) ۲۱ ژوئن ۲۰۱۳</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2013/06/130621_l93_letter_from_london_347.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2013/06/130621_l93_letter_from_london_347.shtml"/>
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>«پیری جسم و جوانی روح»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/06/21/130621163838_letter_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">دو پیرِ زنده دلِ با حالِ خوش لباس: کرک داگلاس (Kirk Douglas) و لورن باکال (Lauren Bacall)، هنرپیشه های معروف هالیوود.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>توی اتوبوس نشسته بودیم و منتظر بودیم که آقای راننده حرف و حکایتش با آخرین مسافر که خانمی بود بیست، بیست و دو سه ساله تمام بشود و حرکت کند.</p>
            <p>مسافر بغل دستی من که خانمی بود انگلیسی، میانه سال، آراسته و پیراسته، و سنگین و با وقار، از قیافۀ توی هم رفته اش پیدا بود که از طولانی شدنِ گفت و واگفت رانندۀ بی خیال و مسافر بی ملاحظه کلافه شده است و انگار با تکان دادنِ سرش می خواهد بگوید:</p>
            <p>«با آن شلوار چرمی پاچسبش، با آن نیمتنه و کلاه کِپی جینش، با آن کفشهای سرخش، با آن موهای رنگ کردۀ بلوندِش، با آن قری که توی کمرش وول می خورد، با آن ناز و ادایی که به سر و گردن و شانه هاش می دهد، آدم می خواهد از جا بلند شود، برود...»</p>
            <p>نه خیر، این خانم میانه سال انگلیسی نبود که می خواست از جا بلند شود، برود گرهِ مُشکلِ دختر خانم بیست، بیست و دو سه سالۀ یک پارچه ناز و ادا را با برگردانِ مؤدّبانه و شیرینِ یک متلکِ رندانه و تلخ فارسی وا کند و اتوبوس را به راه بیندازد، بلکه من بودم که تا از جا بلند شدم و قدم اوّل را برداشتم، دختر خانم بیست، بیست و دو سه ساله رویش را برای اوّلین بار گرداند به طرفِ مسافرها و با یک لبخند سادۀ بی ناز و ادا گفت: «ببخشید، آقا، همه ببخشید، تقصیر من نیست ...»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/06/21/130621163947_letter_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">یک خانم صد و هفده سالۀ اهل پنسیلوانیای آمریکا که از سبزیجات بدش می آید و توصیه می کند که هیچوقت از بابت پیر شدن ناراحت نباشید.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>و من به بقیۀ حرفش گوش ندادم و متحیّر برگشتم سر جایم، پهلوی خانم میانه سال آراسته و پیراسته که حالا قیافه اش توی هم نبود و سرش را هم تکان نمی داد، نشستم و رفتم توی فکر.</p>
            <p>چرا رفتم توی فکر؟ برای اینکه آن خانم یک زن بیست، بیست و دو سه ساله نبود. دست کم شصت و پنج شش سالی داشت، امّا صورتش، با اینکه چین و چروکهایش را آرایش تندی نپوشانده بود، چیزی از زیبایی روشن جوانی او را حفظ کرده بود.</p>
            <p>چرا متحیّر شدم؟ نه خیر! از این متحیّر نشدم که تا صورت او را ندیده بودم، با لباس و حالات و حرکاتش او را یک خانم جوان بیست، بیست و دو سه سالۀ یک پارچه قر و ناز و ادا و اطوار تصوّر کرده بودم! متحیّر شدم از اینکه چرا من باید مثل پدر و مادرهای نسل خودم، که حالا می شوند پدر پدر بزرگهای نسل جوان امروز، متحیّر بشوم از اینکه این خانم شصت و پنج شش سالۀ انگلیسی، مثل آنها همچین که سنّش به چهل و پنج، پنجاه رسیده بود، دست از خودش بر نداشته بود و نخواسته بود، و هنوز هم نمی خواهد، خودش را به پیری تسلیم کند.</p>
            <p>خودمانیم! شما اگر جوان یا میانه سال هستید، من از خودتان نمی پرسم، ولی خودتان می توانید بروید از یک خانم یا آقای بالای هفتاد سال بپرسید: «الآن اگر به یاد آن روزهایی بیفتی که بیست، بیست و دو سه سالت بود، آن روزها را چه قدر از خودت دور می بینی؟»</p>
            <p>یک آقای بالای هفتاد سال، نزدیک هشتاد سالش خودِ من، که در جوابتان می گویم: «دور؟ چه دوری! همین دیروز بود! من چه کار به این دارم که جسم حیوانیم دارد از هم در می رود، روح انسانیم هرگز پیر نمی شود!»</p>
            <p>آن روز توی اتوبوس، آن خانم شصت، شصت و پنج سالۀ انگلیسی، با آرایش و لباس و حالات و حرکات یک جوان شاد و شنگول بیست، بیست و دو سه ساله، بدون اینکه خودش بداند، به من حالی کرد که روح همیشه جوان است، مگر اینکه ما خودمان بخواهیم هِی او را تو آینۀ جسممان پیر ببینیم یا با سر و وضع و حالات و حرکاتمان پیر نشان بدهیم.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-04-26:24345533</id>
      <dc:identifier>24345533</dc:identifier>
      <updated>2013-04-26T13:42:04+00:00</updated>
      <published>2013-04-26T11:09:57+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«یک چیزی بگویم، بخندید!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۳۹) ۲۶ آوریل ۲۰۱۳</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2013/04/130426_l93_letter_from_london_339.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2013/04/130426_l93_letter_from_london_339.shtml"/>
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>«یک چیزی بگویم، بخندید!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/04/26/130426112235_letter1_304x171_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">این منظره، روز ٢٠ مارس ۲۰۰۳، آغاز 'استقرار دموکراسی' در عراق را نشان می دهد.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>سلام. یک چیزی بگویم، بخندید!</p>
            <p>مگر چیزهایی که تا حالا می گفتی برای این بود که گریه کنیم؟</p>
            <p>نه خیر. راستش من معمولاً قصدم از چیزهایی که می گویم، این نیست که شما را بخندانم یا بگریانم. شما خودتان هم فکر نمی کنم همچین فکری کرده باشید، ها؟</p>
            <p>نه! امّا اگر به ت برنمی خورد، بگذار این را به ت بگوییم که خیلی از چیزهایی که می گویی، با اینکه هیچوقت چیزی نبوده است که بتواند ما را به گریه بیندازد، چیزی هم نبوده است که بتواند ما را بخنداند.</p>
            <p>یعنی می خواهید به من بگویید: چیزی که نتواند شما را بخنداند، گفتن ندارد و شنیدنش برایتان هیچ خاصیتی ندارد و فقط وقتتان را تلف می کند؟ ها؟ مگر سؤال ابلهانه ای کردم که در جوابم خاموش ماندید؟ حالا بگذارید یک سؤال دیگر بکنم، شاید این یکی خیلی ابلهانه نباشد! ببینم، شما هیچوقت نشده است چیزی بشنوید که بزنید زیر خنده و سرتان را تکان بدهید و بگویید: «واقعاً گریه دارد!» ها؟ هیچوقت نشده است؟</p>
            <p>مثلاً همین الآن توی ذهنتان،از اَشرِقِ مشرق تا اَغرِبِ مغرب این کرۀ سه چهارم آب، یک چهارم خاک، نگاه کنید، ببینید از حدود دویست تا مملکت عالم توی چندتاشان مردم از دولتها و حکومتهاشان کاملاً راضی اند؟</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/04/26/130426113959_syria_304x171_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">صحنه ای از جنگ سوریه علیه خودش با امدادهای آسمانی و زمینیِ هوادارانِ (خدا می داند) چند طرف دعوا.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>توی چند تاشان صلح و آرامش برقرار است؟</p>
            <p>توی چندتاشان از فقر و بی مسکنی و بیکاری و گرسنگی خبری نیست؟</p>
            <p>توی چندتاشان استبداد و خفقان و مخالف کشی و زندان و شکنجه و اعدام و ناآرامی و شورش و انقلاب و جنگ و بمباران و آوارگی و انفجارهای انتحاری و رشوه گیری و اختلاس و فساد و فحشاء و هزار جور مصیبت و نکبت و فضیحت دیگر وجود ندارد؟</p>
            <p>خوب، توی ذهنتان نگاه کردید؟ اوضاع دنیا را دیدید؟ حالا این را هم از خودتان بپرسید که از سال ۱۹۴۵ تا حالا، یعنی در این ۶۸ سال گذشته، چندتا جنگ یک کشور با یک کشور، چند کشور با یک کشور، و یک کشور با خودش، شده است و هنوز هم می شود؟ و بعد فکر کنید چرا فکر می کنند و فکر می کنید و فکر می کنیم که «جنگ جهانی دوّم» ۶۸ سال پیش تمام شد و «جنگ جهانی سوّم» هنوز شروع نشده است؟</p>
            <p>راستی مگر منتظریم «جنگ جهانی سوّم» را هم، بر اساس آیۀ «تا سه نشه بازی نشه»، باز آلمانیها شروع کنند و این دفعه به جای پنجاه شصت میلیون نفر، پنج شش هزار میلیون نفر کشته بشوند؟ یکوقت نشده است که به شکّ بیفتید و به خودتان بگویید:</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/04/26/130426114239_letter3_304x171_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">خروج نیروهای ارتش سرخ از خاک افغانستان، بعد از ۱۰ سال جنگ رقابتی دو دوستدار بزرگ مردم افغانستان.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>«نه، بابا! بیخود می گویند جنگ جهانی دوّم در سال ۱۹۳۹ شروع شد و در سال ۱۹۴۵، با امضاء پیمان صلح، تمام شد! جنگ دوّم متوقّف شد، امّا هیچوقت تمام نشد!»</p>
            <p>این بندۀ حقّ الآن خیلی وقت است که به شکّ افتاده ام و همین را به خودم گفته ام و پیش خودم به این نتیجه رسیده ام که وقتی کشورهای اصلی «متّحد»، یعنی آلمان و ایتالیا و ژاپن، و کشورهای اصلی «متّفق»، یعنی آمریکا و بریتانیا و فرانسه و روسیۀ شوروی، شش سال با هم جنگیدند و کشتند و کشته شدند و شهرها و روستاهای همدیگر را ویران کردند و خسته شدند و از پا و نا افتادند، دست از «جنگ گرم» برداشتند و خستگی گرفتند و آنوقت «جنگ سرد» را شروع کردند و در جریان جنگ سرد بود که به خودشان گفتند:</p>
            <p>«چرا ما کشورهای با قدرت دنیا سر منافعمان در کشورهای ضعیف دنیا با همدیگر می جنگیم؟ مگر دیوانه ایم؟ از این به بعد جنگ رقابتمان را ور می داریم می بریم توی همان کشورهای منفعت دارِ ضعیف بازی می کنیم تا در برد و باختمان کشورهای خودمان و رفیقهامان از آسیبهای تاخت و تاز در امان بمانند!»</p>
            <p>ها؟ دارید می خندید؟ خوب، من که همان اوّل گفتم می خواهم یک چیزی بگویم، بخندید!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-03-29:23801696</id>
      <dc:identifier>23801696</dc:identifier>
      <updated>2013-03-29T22:28:16+00:00</updated>
      <published>2013-03-29T12:56:44+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«فکر کنیم تا مرتکب کفر نشویم»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۳۵) ۲۹ مارس ۲۰۱۳</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2013/03/130329_l93_letter_from_london_335.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2013/03/130329_l93_letter_from_london_335.shtml"/>
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>«فکر کنیم تا مرتکب کفر نشویم»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/03/29/130329131935_letter_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">کُنفوسیوس (Confucius) فیلسوف و پیغمبر نامرسل و سیاستمدار بزرگ چین در قرن پنجم پیش از میلاد، حرامزاده بود. </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>نمی دانم تا حالا هیچوقت برایتان پیش آمده است که دلتان به حال کسی بسوزد، امّا بعد از کمی فکر کردن، از خودتان بپرسید:</p>
            <p>«چرا دلم برای این آدم می سوزد؟» یک بچّه «یتیم» شده است. طفلکِ معصوم مانده است بی مادر، یا بی پدر و بی مادر. خوب، معلوم است که دل آدم به حال همچین بچّه ای می سوزد. درست در سالهایی که به محبّت و مراقبت و مواظبت پدر و مادر احتیج دارد، آنها را از دست داده است و شده است «بی پدر و مادر»!</p>
            <p>آهای! چی داری می گویی، آقا؟ آدم باید دلش به حال هر «بی پدر و مادری»ی بسوزد؟ بگذار چند تا «قول» از اینترنت برایت «نقل» بکنم تا سرت بیاید تو حساب.</p>
            <p>یک آقای محترم، در دفاع از یک دیپلمات که یک آقای محترم دیگر از بابت ریا و دو روییش از او انتقاد کرده است، با خشمی تیز تر از شمشیر به این آقای محترم حمله می کند، با این ضربتهای هلاک کننده: «ای روانی، ای عقده ای، ای بی پدر و مادر، ای احمق، ای خر، ای نامرد!»</p>
            <p>دو تا آقای محترم دیگر در سایتهای خودشان به یک سیاستمدار با این دشنامهای نیش ماری و نوک خنجری تاخته اند:</p>
            <p>«بی‌ پدر و مادر، خائن و کثیف، سه تا نقطۀ سه، تا نقطۀ بی‌ همه چیز!»</p>
            <p>«ای بی خانواده، ای غول بی شاخ و دم، ای سه تا نقطه، ای بی پدر و مادر!»،</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/03/29/130329132022_letter_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">لئوناردو دا وینچی (Leonardo da Vinci)، نقاش، مجسّمه ساز، معمار، ریاضیدان، مخترع، زمین شناس، موسیقیدان، و نویسندۀ ایتالیایی (۱۵۱۹-۱۴۵۲) هم حرامزاده بود.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>و یک آقای محترم دیگر شخص معلوم الحال نامشخّصی را به این صفتها مفتخر کرده است: «ای کرّه خر پدر سگ بی پدر و مادر!»</p>
            <p>می بینی؟ مادرش خر است، پدرش سگ، و خودش بی پدر و مادر، یعنی یتیم! آنوقت تو می گویی دل آدم باید به حال هر بی پدر و مادری بسوزد؟</p>
            <p>خوب، آقا، حالا اجازه بدهید فعلاً «یتیم» را به حال خودش بگذاریم و برویم سراغ یک بخت برگشتۀ ستمدیدۀ دیگر.</p>
            <p>یک جوان حشری بی بند و بار و بی ننگ وعار می آید، راستی یا دروغکی، عاشق یک دختر دم بخت می شود و او را حامله می کند و غیبش می زند.</p>
            <p>دختر حاضر نمی شود سقط جنین کند. بچّۀ اوست، توی رحم اوست، پارۀ جان اوست، با خون او شکل می گیرد و مظهر عشق او می شود، معنای زندگی او می شود.</p>
            <p>اگر همان جوان حشری بی بند و بار و بی عار و ننگ یک روز پیش از حامله کردن دختره، رفته بود به یک دفتر ازدواج و طلاق، پولی به محضر دار داده بود و دختره را صیغه کرده بود، باز هم قانون طبیعت به امر آفریدگار همین بچّۀ سالم و نازنین را به آن دختر معصومِ گول خوردۀ خیانت دیده عطا می فرمود و حلقه ای از زنجیر دودمانِ جدیدی از آدمیزاد به درازی عمر زمین به وجود می آمد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/03/29/130329132113_letter_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">تامس پین (Thomas Paine – 1809-1737)، سیاستمدار، انقلابی، نویسنده و از رهبران استقلال ایالات متحّد آمریکا، که هوارد فاست (Howard Fast) نویسندۀ بزرگ آمریکایی، بر اساس زندگی او کتاب معروف «شهروند تام پین» را نوشت، هم حرامزاده بود.  </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>خوب، حالا سرنوشتی را که این مادر و بچّۀ معصوم در جامعۀ شما پیدا می کنند، در ذهنتان مجسّم کنید. می خواهید به این مادر بگویید «زانیه» و به بچّه اش بگویید «ولدالزّناء»؟</p>
            <p>این بچّه وقتی هنوز دو تا ذرّۀ جداگانه بود، یکی در بطن یک دختر معصوم، یکی در صلب یک جوان حشری، از این دو نفر در خواست عاجزانه نکرده بود، که بیایند در یکی از هزار و یک جور موقعیت، دو تا ذرّه اش را به هم بچسبانند و درستش کنند.</p>
            <p>بنابر این کفر نیست اگر بگوییم هیچ بچّه ای را خدا «ولد الزّناء» یا «حرامزاده» به دنیا نمی آورد. ما آدمهای «باطلُ الفکر» و «فاسدُ الاخلاق» هستیم که آنها را این طور می بینیم و صفتهای «حرامزاده» و «ولد الزّناء» را می کنیم «فحش» و آنها را می گذاریم در صدر تمام فحشهایی که می دهیم و می ستانیم.</p>
            <p>هم اکنون حلال زاده مردمانند که در جهان امروز سگ را گشاده اند و سنگ را بسته! (۱)</p>
            <p>_______________________________________________________</p>
            <p>۱- اشاره به این حکایت از «گلستان سعدی» : شاعرى پیش امیر دزدان رفت و ثنایی بر او بگفت. فرمود تا جامه از او برکَنند و از ده بدر کُنند. مسکین برهنه به سرما همی رفت. سگان در قفای وی افتادند. خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند، در زمین یخ گرفته بود، عاجز شد، گفت: این چه حرامزاده مردمانند، سگ را گشاده اند و سنگ را بسته. امیر دزدان از غرفه بدید و بشنید و بخندید، گفت: ای حکیم، از من چیزی بخواه. گفت: جامۀ ّ خود را می خواهم اگر انعام فرمایی. رضینا من نوالک بالرحیل.</p>
            <p>امیدوار بُوَد آدمى به خیر کسان</p>
            <p>مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان</p>
            <p>سالار دزدان را رحمت بروی آمد و جامه باز فرمود و قبا پوستینی برو مزید کرد و درمی چند.</p>
            <p>لئوناردو دا وینچی (Leonardo da Vinci)، نقاش، مجسّمه ساز، معمار، ریاضیدان، مخترع، زمین شناس، موسیقیدان، و نویسندۀ ایتالیایی (۱۵۱۹-۱۴۵۲) هم حرامزاده بود.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-03-22:23682053</id>
      <dc:identifier>23682053</dc:identifier>
      <updated>2013-03-22T17:57:41+00:00</updated>
      <published>2013-03-22T15:09:31+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«ترک سیگار و شعر»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۳۴) ۲۲ مارس ۲۰۱۳</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2013/03/130322_l93_letter_from_london_334.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2013/03/130322_l93_letter_from_london_334.shtml"/>
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>«ترک سیگار و شعر»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/03/22/130322151513_letter_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">علیزادۀ طوسی اسم این اثر عکآشیِ (عکّاسی- نقّاشی) خود را که با هزار تا تابلوی «جکسون پولاکی» عوض نمی کند، گذاشته است «الهۀ بهار» و آن را با عرض تبریکات نوروزی به همۀ فارسی زبانان پاکدل و انسان دوست تقدیم می کند. </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>حتماً شما کلمۀ «امفیسیما» (ٍEmphysema) را شنیده اید، امّا امیدوارم که در خانواده تان هیچکس را، حتّی در سنّ نود سالگیش هم، نداشته باشید که به این بیماری مبتلا شده باشد. در تعریف این بیماری خدا نشناس می گویند: «بیماری علاج ناپذیر و پیشرو ریوی که به مرور زمان بد تر می شود و علّت اصلی آن سیگار کشیدن است.»</p>
            <p>توی صف صندوقهای شعبۀ فروشگاه تعاونی محلّه وایستاده بودم و در فشار امفیسیمای کهنه نفس نفس می زدم و عرق به پیشانیم نشسته بود. خانم جوان سی و پنج، شش ساله ای که پشت من وایستاده بود، به قول «قدما»، بدی حال مرا دریافت و گفت: «مثل اینکه حالتان خوش نیست!»</p>
            <p>در همچین موقعهایی در انگلیس آدم اگر بگوید: «بله، حالم خوش نیست!» طرف نگران می شود و می گوید: «تلفن بکنم آمبولانس بیاید؟» به همین دلیل من فوراً گفتم: «نه خیر، خانم! من متأسّفانه امفیسیما دارم. سالها سیگار کشیده ام و حالا عذابش را پس می دهم!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/03/22/130322151538_letter_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">هر وقت هوس سیگار کشیدن کردید، بروید دست و صورتتان را بشویید و یک شعر خوب بخوانید، شعری که عشق به زندگی را در شما بیدار کند.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>خانم جوان انگلیسی که به نظر می آمد صورتش از سلامت تن روشن است و چشمهایش از سلامت روح، با لحن غم انگیزی گفت: «یک هفته است ترک کرده ام، یک هفتۀ تمام!»</p>
            <p>به قول «قدما» حالش را از «طرز سخن» او دریافتم و برای اینکه از وحشت نجاتش بدهم، گفتم: «حالا که توانسته اید یک هفتۀ تمام سیگار نکشید، باید بدانید که ترکش برایتان به اندازۀ آدمهایی که ده، بیست سال، روزی بیست، سی تا سیگار کشیده اند، هیچ سخت نخواهد بود.»</p>
            <p>خانم جوان انگلیسی که حالا چشمهاش با لبخند امیدواری روشن تر شده بود، گفت: «نه، من هفت، هشت سال می کشیدم، آن هم روزی پنج، شش تا. قبل از این سه چهار بار دیگر ترک کرده بودم، ولی...» و با این ولی حرفش را ناتمام گذاشت و به قول «معاصرین» آهی «آتشناک» کشید و دلش سخت به حال خودش سوخت.</p>
            <p>حالا من هم که تجربۀ این جور ترک کردنها را زیاد داشتم تا اینکه دیگر یک پوک زدن هم راهی بیمارستانم می کرد، دلم به حال او سوخت و گفتم: «اگر دیدید که میل سیگار کشیدن خیلی ناراحتتان می کند، فکر نکنید از اعتیاد به نیکوتین است، نه خیر! اعتیاد به هر چیز ترکش مشکل است!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/03/22/130322151609_letter_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">مینروا (Minerva)، الهۀ شعر و خرد در اساطیر رومی که هنوز هم به جای سیگار کشیدن، شعر می خواند.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>و حالا به یاد یک ضرب المثل فارسی افتادم و دیدم داریم به صندوق نزدیک می شویم و فهمیدم که حالا نه جاش هست، نه وقتش که طبق عادت مرضیه یا نامرضیه ای که در این چهل سال غربت نشینی پیدا کرده ام، بگویم:</p>
            <p>«در زبان فارسی که زبان مادری من است، یک ضرب المثل داریم که می گوید: ترک عادت موجب مرض است!» در عوض خیلی مختصر و مفید به ش گفتم: «خانم، ترک هر چیزی یک جانشین می خواهد. هر وقت دیدید هوس یک پوک سیگار دارد بیتابتان می کند، یک شعر بخوانید!»</p>
            <p>خانم جوان انگلیسی به قول «معاصرین» با خندۀ ناباورانۀ از ته دل بر آمده ای گفت: «شعر؟» و من که رسیده بودم پای صندوق با خندۀ دلگرم کننده و اطمینان بخشی گفتم: «بله، خانم، شعر، یک شعر خوب!» و خانم جوان انگلیسی گفت: «باشد. ممنون. امتحان می کنم!»</p>
            <p>حیف که نه جاش بود، نه وقتش که به ش بگویم: «خانم، یادتان باشد که از آثار شاعرهای قرن نوزدهم انگلیسی بخوانید یا ترجمۀ انگلیسی آثار شاعرهای اروپایی!»</p>
            <p>چون یکدفعه یادم افتاد که برای فهمیدن بیشتر شعرهای مدرن انگلیسی آدم باید خیلی سیگار بکشد و آخرش هم ممکن است به این نتیجه برسد که «المعنی فی بطن الشّاعر!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-03-15:23554509</id>
      <dc:identifier>23554509</dc:identifier>
      <updated>2013-03-15T18:03:44+00:00</updated>
      <published>2013-03-15T16:49:48+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«فرق تقویم با تاریخ»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۳۳) ۱۵ مارس ۲۰۱۳</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2013/03/130315_l93_letter_from_london_333.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2013/03/130315_l93_letter_from_london_333.shtml"/>
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>«فرق تقویم با تاریخ»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/03/15/130315165300_letter_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">«بچّه راهب» های بودایی با کشکول گداییِ مقدّس در یکی از خیابانهای رانگون در «برمه» یا «میانمار».</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p/>
            <p>سوّمین سال از دهۀ دوّم قرن بیست و یکم میلادی است. این جمله به نظر شما چه مفهومی دارد؟ آیا مفهومش این است که جامعۀ انسانی، با علمی که از ابتدای ظهورش تا به امروز، از تجربه ها و تفکّرات و کشفیاتش پیدا کرده است، به نقطۀ معیّنی از تاریخ موجودیت و تکامل خودش رسیده است؟</p>
            <p>یک نگاه سطحی به اوضاع و احوال آدمیزادهای موجود در اطراف کرۀ زمین بیندازید و ببینید واقعاً «تقویم» می تواند هیچ ارتباطی با «تاریخ» داشته باشد!</p>
            <p>نگاه می کنم، می بینم در یکی از خیابانهای «رانگون» (۱)، در مملکت «برمه» (۲)، همان جایی که قهرمان بزرگی به اسم خانم «آنگ سان سوچی» (۳) دارد که برای مبارزۀ بی امانش علیه استبداد و نقض حقوق بشر در «برمه» پانزده سال حبس خانگی کشیده است و در عوض از آکادمی سوئد جایزۀ صلح نوبل گرفته است (۴)، عدّه ای پسر بچّۀ هفت هشت سالۀ راهب بودایی، کاسه به دست، دارند توی یکی از خیابانهای «رانگون» در مملکت «برمه» در دهۀ دوّم قرن بیست و یکم میلادی گدایی می کنند. چه جور گدایی ای؟ گدایی مقدّس مذهبی! (۵)</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/03/16/130316112755_letter_from_london_624x351_reuters.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">مجسّمۀ عظیم بودا بر فرق یک معبد بودایی در مالزی. آدم به یاد «مائو» و «کیم ایل سونگ» می افتد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Reuters"/>
            </div>
            <p/>
            <p>چه حرفها! گدایی که مقدّس نمی شود!</p>
            <p>نه، خیر! می شود! اگر خوب توجّه بفرمایید، ملاحظه می کنید که در دنیایی که بیایند دیوار به دیوار دانشگاهها برای حفظ و حرمت خرافات چند هزار سالۀ بشر، معبدهای باشکوه بر پا کنند، گدایی که به جای خود، دزدی هم مقدّس می شود، شکنجه هم مقدّس می شود، آدم کشی هم مقّدس می شود!</p>
            <p>یعنی شما آیین بودایی را خرافات می دانید؟</p>
            <p>من کی همچین حرفی زدم؟ آخر تراشیدن سر پسر بچّه های شش هفت ساله، ردای زعفرانی رنگ به تنشان کردن و کشکول (۶) یا کاسۀ گدایی به دستشان دادن و فرستادنشان توی خیابانها، چه ربطی به آیین بودا دارد؟ می گویند بودا خودش هم گدایی می کرد! یعنی شاهزاده «سیدارتا» که کاخ پدرش را ترک کرد و بعد از سالها تفکرّ و تأمّل، منوّرالفکر (۷) شد و برای رنجها و دردها و اضطرابهای روح سرگردان آدمیزاد، حرفهایی زد و تعلیماتی داد، چیزی که از آیینش به یادگار مانده است، فقط همین مجسّمه های کوچک و بزرگ اوست، و معبدهای عظیم پر از زرق و برق و جلنگ جلنگ زنگ و زنگوله است، و ذکر «اوم، اوُم، اوم»، و صومعه هایی که توی آنها پسر بچّه ها را از شش هفت سالگی راهب، یعنی تارک دنیا بکنند؟</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/03/15/130315165455_letter_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">فرق «انسان تقویمی» با «انسان تاریخی» به اندازۀ فرق «آدولف هیتلر» است با «چارلز داروین» </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>این «منشور بین المللی حقوق بشر» (۸) که حرفش هست، چه کار می کند؟ آیا «سازمان ملل متّحد» (۹) و «پارلمان اروپا» (۱۰) و «دیوان دادگستری جهانی لاهه» (۱۱)، همچین سرنوشتی را برای عدّۀ زیادی از بچّه های پدر و مادرهای بودایی به حقّ و روا می دانند، چون این پدر و مادرهای مؤمن، خودشان در ازای توهّم پاداش آن جهانی بچّه هاشان را می برند دو دستی به صومعه ها تقدیم می کنند تا آنها را از همان بچگّی از حقّها و میلهای طبیعی و خدا داد انسانی محروم کنند؟</p>
            <p>پس این قضیۀ مجرمیت و مجازات ناروایی و ظلم و رفتارهای پلید (۱۲) نسبت به بچّه ها فقط</p>
            <p>مال ملتّهایی است که در مملکتهاشان هر رسم و سنّت و حکمی که مغایر با «قوانین مدنی» باشد، هیچ ارزش اخلاقی و فرهنگی و علمی ندارد و مشمول تعقیب و مجازات واقع می شود؟</p>
            <p>ملاحظه می کنید که «سوّمین سال از دهۀ دوّم قرن بیست و یکم میلادی» فقط مربوط به «تقویم» است و هیچ ربطی به «تاریخ» ندارد. باید «تقویم» به کنار، خوب نگاه کرد و دید هر قومی، گروهی یا دسته ای از مردم دنیا در سوّمین سال از دهۀ دوّم قرن بیست و یکم میلادی در کجای «تاریخ» ماندگار شده است!</p>
            <p>________________________________</p>
            <p>۱- رانگون (Rangoon)، پایتخت سابق برمه.</p>
            <p>۲- برمه (Burma)، یکی از کشورهای جنوب شرقی آسیا، با اسم رسمی«میانمار» (Myanmar)، که حکومت آن در دست نظامیان است. در حدود نود در صد مردم آن بودایی هستند و در ده سال گذشته بوداییها۳۰۰۰ دهکدۀ مسلمان نشین را نابود کرده اند و هزاران نفر مسلمان را بیرحمانه کشته اند، مثله کرده اند و سوزانده اند. آخرین این کشتارها در سال ۲۰۱۲ اتّفاق افتاد.</p>
            <p>۳- آنگ سان سوچی (Aung San Suu Kyi)، قهرمان مبارزه برای دموکراسی در برمه، که پدرش بنیاد گذار و فرمانده ارتش برمه بود، بودایی بسیار مؤمنی است و راهبهای بودایی با او رابطۀ بسیار خوبی دارند.</p>
            <p>۴- آنگ سان سوچی، علاوه بر جایزۀ صلح نوبل، چندین جایزۀ دیگر هم گرفته است، از آن جمله جایزۀ ساخاروف برای آزادی اندیشه، جایزۀ جواهر لعل نهرو برای تفاهم بین المللی، و جایزۀ بین المللی سیمون بلیوار (Simón Bolívar) از طرف دولت ونزوئلا، و مدال آزادی ریاست جمهوری آمریکا، معتبر ترین مدالی که به اشخاص غیر نظامی اعطاء می شود.</p>
            <p>۵- گدایی مقدّس، به این معنی که هر عملی که وابسته به مذهب باشد، مثل خود مذهب مقدّس است، مثل گدایی راهبهای بودایی، گدایی بعضی از شیعیان برای پختن آش نذری، و گدایی درویشهای صوفی.</p>
            <p>۶- راهبهای بودایی برای گدایی کاسه های مخصوص دارند و درویشهای صوفی ایرانی کشکول.</p>
            <p>۷- منوّرالفکر ترجمۀ کلمۀ انگلیسی «Enlightened» است. تابیدن نور حقیقت به ذهن و روح اهل طریقت.</p>
            <p>۸- منشور بین المللی حقوق بشر (The International Bill of Human Rights).</p>
            <p>۹- سازمان ملل متّحد (United Nations Organisation).</p>
            <p>۱۰- پارلمان اروپا (The European Parliament).</p>
            <p>۱۱- دیوان دادگستری جهانی لاهه (The Hague International Court of Justice).</p>
            <p>۱۲- ناروایی و ظلم و رفتارهای پلید نسبت به بچّه ها (Child abuse).</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-03-01:23277409</id>
      <dc:identifier>23277409</dc:identifier>
      <updated>2013-03-01T17:57:34+00:00</updated>
      <published>2013-03-01T13:42:56+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«این آیرونیک هست یا نیست؟»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۳۱) ۱ مارس ۲۰۱۳</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2013/03/130301_l93_letter_from_london_331.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2013/03/130301_l93_letter_from_london_331.shtml"/>
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>«این آیرونیک هست یا نیست؟»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/03/01/130301135326_letter1_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">دو پرستار و مربّی در یکی از پناهگاههای الاغان ستمدیدۀ جهان می خواهند بازی کردن با توپهای لاستیکی بزرگ و دسته دار را به الاغها و کرّه هاشان یاد بدهند. </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>از من می پرسید: «کلمۀ انگلیسی آیرونی (Irony) و صفتش آیرونیک (Ironic) فارسیش چی می شود؟»</p>
            <p>در چند تا لغتنامۀ انگلیسی به فارسی برای آیرونی این معنیها را داده اند: «طعنه‌، وارونه گویی‌، گوشه و کنایه و استهزاء، مسخره‌، پنهان‌ سازى، تمسخر، سُخریه‌، طنز».</p>
            <p>امّا راستش را بخواهید، هیچکدام از اینها معنی دقیق این کلمه نیست. تازه خیلی از خود انگلیسیها هم از بابت معنی دقیق این کلمه مشکل دارند، در حدّی که یک «وب سایت» درست کرده اند به اسم «ایزیت آیرونیک» (www.isitironic.com)، و بعضی از مردم از این «وب سایت» می پرسند فلان موضوع یا فلان اتّفاق آیرونیک هست یا نه؟ بعد بعضی از مردم دیگر رأی می دهند که هست یانه! اگردر یک مورد معیّن نسبت رأیها از شصت، هفتاد در صد بیشتر بود، می شود گفت: «بله، این مورد تقریباً ایرونیک است.»</p>
            <p>من هم مثل خود این انگلیسیها همین طوری یک چیزهایی به نظرم آیرونیک می آید. مثلاً حالا می آیم خیلی جدّی یک موضوعی را برای شما تعریف می کنم و ازتان انتظار دارم که خوب درباره ش فکر بکنید و بعد بگویید به نظر شما، وجداناً، در اوضاع و احوال دنیای امروز، اینی که می گویم، آیرونیک هست یا نه.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/03/01/130301135520_letter2_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">یک ماچه الاغ ستمدیده و کرّۀ دلبندش که آنها را تازه از بیچارگی و بیکسی و آوارگی نجات داده اند و به یکی از پناهگاههای پُر از امن و آسایش الاغان ستمدیدۀ جهان آورده اند.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>بیاییم اوّل فرض کنیم که شما و بچّۀ شش، هفت ساله تان نشسته اید جلو تلویزیون و یکی از صدها، شاید هم هزارها، سازمان خیریۀ حمایت از الاغهای فقیر و گشنه و مریض و ستمکش دنیا چند تایی الاغ لاغر و مافنگی با دو، سه تایی کرّه الاغ خوشگل و مامانی و تو دل برو، توی یک پناهگاه خرّم به شمای تماشاچی نشان بدهد، با یک خانم پرستار جوان و خوشگل که سر یکی از کرّه الاغها را عین یک مادر مهربان به سینه اش چسبانده باشد و مشغول ماچ کردن پیشانی بلند و لطیف او ...</p>
            <p>و بعد بیاییم فرض کنیم که شما و بچّۀ شش، هفت ساله تان نشسته اید جلو تلویزیون و حالا یکی از صدها، شاید هم هزارها، سازمان خیریۀ حمایت از کودکان قحط زده یا جنگ زده، چند تا بچّۀ پوست و استخوانی گشنه و مریض و چشم گود افتاده و رو به مرگ را در گوشۀ بی آب و گیاهی از آفریقا به شمای تماشاچی نشان بدهد ...</p>
            <p>بچّۀ شش هفت سالۀ شما که این دو تا صحنۀ رقّت برانگیز را ببیند، و ضمناً بشنود که سازمان خیریۀ دوّمی برای نجات این بچّه ها از شما درخواست حدّ اکثر ماهی سه پوند [£۳] کمک مالی می کند، و سازمان خیریۀ اوّلی برای مراقبت از آن الاغها و کرّه الاغها از شما حدّ اقلّ ماهی چهار پوند و هشتاد و شش پنی [£۴.۸۶] کمک مالی می خواهد، فکر می کنید بچّۀ شما ازتان خواهد خواست که پرداخت آن ماهی سه پوند برای بچّه های آدمیزاد را به عهده بگیرید، یا این چهار پوند و هشتاد و شش پنی برای کرّه الاغها را؟</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="304"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/03/01/130301135652_letter3_304x304_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">الاغ خوشبختی به اسم «کارل» که در یکی از شهرهای ساحلی انگلستان با  حرفۀ شریف سواری دادن به بچّه ها در ساحل امرار معاش می کند و از زندگانی خودش کمال رضایت را دارد.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>عجیب است! آدم، دلش که هیچ، مغزش که او را «آدمیزاد» کرده است و این بخت را به ش داده است که گاهی وقتها «انسان» هم باشد، آتش می گیرد! شعارهایی که اغلب این سازمانهای حمایت از حقوق الاغها می دهند تا دل شما را برای سرنوشت الاغهای جهان به رحم بیاورند، در مقایسه با سرنوشت صدها میلیون از آدمهای جهان، مصداق این حرف سعدی است که «از دوزخیان پرس که اعراف بهشت است!»</p>
            <p>مثلاً اگر یک مسیحی برود، (که واقعاً هم رفته است،) در «ارض قدس» یک پناهگاه بزرگ و مجهّز برای حفاظت و مراقبت از الاغهای اسرائیلی و فلسطینی تأسیس بکند، (که واقعاً هم کرده است،) و بگوید:</p>
            <p>«هزارها الاغ در این نقطه از جهان همه روزه مورد غفلت و ستم واقع می شوند. بیایید برای نجات جان آنها به ما کمک مالی بکنید!»</p>
            <p>به نظر من این جریان باید «آیرونیک» باشد. حالا شما لطفاً نظر بدهید که هست یا نیست.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-03-07:23394065</id>
      <dc:identifier>23394065</dc:identifier>
      <updated>2013-03-08T16:00:31+00:00</updated>
      <published>2013-03-07T12:25:40+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«قصّۀ حامید و الیاس»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۳۲) ۸ مارس ۲۰۱۳</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2013/03/130307_l93_letter_from_london_332.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2013/03/130307_l93_letter_from_london_332.shtml"/>
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>«قصّۀ حامید و الیاس»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/03/07/130307123438_letter1_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">فیونا، زن انگلیسی دکتر الیاس کنیایی، کُپیه ای از زنهای اعیان و پا بند اخلاقِ رمانهای «جین آستین» بود.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>در حدود ده سال پیش، توی کوچۀ پشت خانه مان، که راه میان بُر من از خانه به ایستگاه اتوبوس است و بالعکس، با یک مرد سی و پنج شش ساله، اهل «کنیا» (۱)، آشنا شدم که خودش را با اسم کوچکش، «الیاس» (۲) معرّفی کرد و گفت دو ماهی است که با زن انگلیسیش و سه تا بچّه از کنیا به لندن کوچ کرده اند و هفتۀ پیش با خریدن خانۀ چهار اتاق خوابه ای که با انگشت به من نشان داد، همسایۀ ما شده اند. من هم خودم را با اسم کوچک به الیاس معرّفی کردم که در تلفّظ او شد «حامید».</p>
            <p>از آن روز به بعد هفته ای یکی دو بار الیاس را جلو خانه شان می دیدم. کم کم با زنش «فیونا» (۳) هم در حدّ سلام و علیک و احوالپرسی معمول و مختصر، آشنایی پیدا کردم.</p>
            <p>خود الیاس هم که آدم کنجکاوی بود، در برخوردهای «دمِ خانه ای»، که گاهی ده پانزده دقیقه طول می کشید، بعد از یکی دو سال، اطّلاعاتش دربارۀ ایران از حدّ دیپلم هم بالاتر رفت.</p>
            <p>آقای دکتر الیاس کنیایی می گفت در نایروبی (۴) دفتر وکالت داشته است و کار و بارش هم خیلی خوب بوده است، امّا چون زنش دیگر دلش نمی خواسته است توی آفریقا زندگی کند، دفتر و کالت و خانه و هر چی داشته است، فروخته است و پولش را آورده است اینجا، و حالا در مرکز لندن، در دفتر وکالت یک انگلیسی معروف که در دورۀ تحصیل الیاس در دانشگاه لندن استاد او بوده است و برای او احترام خاصّی قائل است، کار می کند و هر دو از همدیگر راضی هستند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/03/07/130307123617_letter2_304x171_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">برویم به گل فروشی این آقا در نایروبی، پایتخت کنیا، ببینیم خبری از دکتر الیاس کنیایی دارد یا نه!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>خوب، تا اینجا یک خانوادۀ خوشبخت و مرفّه «کنیایی انگلیسی» می بینیم که هشت سالی به تاریخِ همسایۀ ما شدنشان اضافه کنیم، سه تا پسر بلند قد خوشقیافه می بینیم، با ترکیبی از مادر انگلیسی: صورت، ظریف و سفید، موها سیاه و صاف، دماغ قلمی، چشمها فیروزه ای، و پدر کنیایی: قد بلند، دماغ پهن، رنگ قهوه ای، موها فرفری، و هر سه تا پسر، دو رگه های بی نقص و خوش ترکیب. پدر: سرکار، با سر و ضع وزیر دادگستری کنیا، با اتومبیل «آلفارومئو» ی آلبالویی رنگ، مادر: با سر و ضع بعضی از زنهای اعیان و پا بند اخلاقِ رمانهای «جین آستین» (۵)، با اتومبیل «مرسدس بنز» در خدمت بچّه های مؤدّب مدرسه ای پاک و پاکیزه.</p>
            <p>می پرسید حالا چی می خواهم بگویم؟ هیچ چی! فقط فکری ام که در حدود یک سال و نیم پیش برای این خانوادۀ خوشبخت «کنیایی انگلیسی» چه اتّفاقی افتاد که من دیگر «الیاس» را ندیدم. زنش فیونا سلام و علیکش را با من قطع کرد و غریبه شد. چند ماهی پسر هاش را گاهی می دیدم. یک بار هم به پسر بزرگه ش گفتم: «سلام. پدرت، الیاس، کجاست؟» جواب سلامم را نداد و گفت: «چه می دانم!» و رد شد و رفت.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/03/07/130307123851_letter3_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">راستی شما کتاب سه جلدی «انسان در گرداب توهّمات» تألیف «آدام ریزنسون» را خوانده اید؟</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>دو سه ماهی بعد از غیب شدن الیاس، پسرهاش هم غیبشان زد. حالا یک سالی است که از دنیای دوست کنیایی من فقط همان خانۀ بزرگ چهار اتاق خوابه مانده است و آن اتومبیل آلفارومئوش که فیونا با شلوار کوتاه جین و تی شرت (۶) وکت چرمی سیاه و نیز و همچنین یک مرد سر تراشیدۀ حلقه به گوش، با گردن خال کوبیده، شش هفت سالی بزرگتر از فیونا، خوش وخرّم و خندان سوارش می شوند و می روند و می آیند.</p>
            <p>چی؟ البتّه که دلم می خواهد بدانم چی به سر الیاس و بچّه هاش آمده است! از کی بپرسم؟ ها؟</p>
            <p>می گویید بروم از فیونا بپرسم؟ من الآن مدّتی است که اتوبوسم را یک ایستگاه پایین تر سوار می شوم که خدا نکرده چشمم به فیونای جدید نیفتد! حالا چرا نمی آییم از خودمان بپرسیم؟ صورت مسئلۀ کامل را که جلو خودمان داریم!</p>
            <p>راستی شما کتاب سه جلدی «انسان در گرداب توهّمات» (۷) تألیف «آدام ریزنسون» را خوانده اید؟ من جلد اوّلش را که عنوانش هست «توهّم پیشرفت» تازه شروع کرده ام.</p>
            <p>____________________________________________</p>
            <p>۱- کنیا (Kenya) یکی از کشورهای معتبر بخش شرقی آفریقا.</p>
            <p>۲- الیاس (Elias)، که اصلش در زبان عبری الیاهو (Eliyahu) است و نام یکی از انبیاست، واقعاً اسم این رفیق گمشدۀ کنیایی من بود، ولی من هرگز از او نپرسیدم اسم خانوادگیش چیست. شاید ماوالوا (Wamalwa) بوده است، یا بالالا (Balala)، یا کاتانا (Katana). چه فرق می کند؟</p>
            <p>۳- فیونا (Fiona)، اسمی که از قرن بیستم در انگلستان و اسکاتلند و ایرلند خیلی دلپسند مردم شده است، مثل «ژیلا» در میان ایرانیها.</p>
            <p>۴- نایروبی (Nairobi)، پایتخت کنیا، یکی از مهمّترین مراکز اقتصادی و بازرگانی آفریقا.</p>
            <p>۵- جین آستین (Jane Austen)، نویسندۀ انگلیسی اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم که داستانهای رمانتیک او هنوزهم خوانندۀ بسیار دارد، از آن جمله غرور و تعصّب، اما، و منسفیلد پارک.</p>
            <p>۶- تی شرت (T shirt) احتیاجی به توضیح ندارد. فقط روی سینه و پشت بعضی از آنها داستانهای مصوّر چشمگیری چاپ می زنند که خواننده زیاد دارد.</p>
            <p>۷- کتاب سه جلدی «انسان در گرداب توهّمات» (Man in the Whirpool of Illusions)، تألیف آدام ریزنسون (Adam Reasonson)، نویسندۀ کانادایی، که عنوان جلد اوّل آن «توهّم پیشرفت» (The Illusion of Progress)، عنوان جلد دوّم «توهّم دمکراسی» (The Illusion of Democracy) و عنوان جلد سوّم «توهّم ثروت» (The Illusion of Wealth) است.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-03-01:23277409</id>
      <dc:identifier>23277409</dc:identifier>
      <updated>2013-03-01T17:57:34+00:00</updated>
      <published>2013-03-01T13:42:56+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«این آیرونیک هست یا نیست؟»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۳۱) ۱ مارس ۲۰۱۳</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2013/03/130301_l93_letter_from_london_331.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2013/03/130301_l93_letter_from_london_331.shtml"/>
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>«این آیرونیک هست یا نیست؟»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/03/01/130301135326_letter1_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">دو پرستار و مربّی در یکی از پناهگاههای الاغان ستمدیدۀ جهان می خواهند بازی کردن با توپهای لاستیکی بزرگ و دسته دار را به الاغها و کرّه هاشان یاد بدهند. </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>از من می پرسید: «کلمۀ انگلیسی آیرونی (Irony) و صفتش آیرونیک (Ironic) فارسیش چی می شود؟»</p>
            <p>در چند تا لغتنامۀ انگلیسی به فارسی برای آیرونی این معنیها را داده اند: «طعنه‌، وارونه گویی‌، گوشه و کنایه و استهزاء، مسخره‌، پنهان‌ سازى، تمسخر، سُخریه‌، طنز».</p>
            <p>امّا راستش را بخواهید، هیچکدام از اینها معنی دقیق این کلمه نیست. تازه خیلی از خود انگلیسیها هم از بابت معنی دقیق این کلمه مشکل دارند، در حدّی که یک «وب سایت» درست کرده اند به اسم «ایزیت آیرونیک» (www.isitironic.com)، و بعضی از مردم از این «وب سایت» می پرسند فلان موضوع یا فلان اتّفاق آیرونیک هست یا نه؟ بعد بعضی از مردم دیگر رأی می دهند که هست یانه! اگردر یک مورد معیّن نسبت رأیها از شصت، هفتاد در صد بیشتر بود، می شود گفت: «بله، این مورد تقریباً ایرونیک است.»</p>
            <p>من هم مثل خود این انگلیسیها همین طوری یک چیزهایی به نظرم آیرونیک می آید. مثلاً حالا می آیم خیلی جدّی یک موضوعی را برای شما تعریف می کنم و ازتان انتظار دارم که خوب درباره ش فکر بکنید و بعد بگویید به نظر شما، وجداناً، در اوضاع و احوال دنیای امروز، اینی که می گویم، آیرونیک هست یا نه.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/03/01/130301135520_letter2_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">یک ماچه الاغ ستمدیده و کرّۀ دلبندش که آنها را تازه از بیچارگی و بیکسی و آوارگی نجات داده اند و به یکی از پناهگاههای پُر از امن و آسایش الاغان ستمدیدۀ جهان آورده اند.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>بیاییم اوّل فرض کنیم که شما و بچّۀ شش، هفت ساله تان نشسته اید جلو تلویزیون و یکی از صدها، شاید هم هزارها، سازمان خیریۀ حمایت از الاغهای فقیر و گشنه و مریض و ستمکش دنیا چند تایی الاغ لاغر و مافنگی با دو، سه تایی کرّه الاغ خوشگل و مامانی و تو دل برو، توی یک پناهگاه خرّم به شمای تماشاچی نشان بدهد، با یک خانم پرستار جوان و خوشگل که سر یکی از کرّه الاغها را عین یک مادر مهربان به سینه اش چسبانده باشد و مشغول ماچ کردن پیشانی بلند و لطیف او ...</p>
            <p>و بعد بیاییم فرض کنیم که شما و بچّۀ شش، هفت ساله تان نشسته اید جلو تلویزیون و حالا یکی از صدها، شاید هم هزارها، سازمان خیریۀ حمایت از کودکان قحط زده یا جنگ زده، چند تا بچّۀ پوست و استخوانی گشنه و مریض و چشم گود افتاده و رو به مرگ را در گوشۀ بی آب و گیاهی از آفریقا به شمای تماشاچی نشان بدهد ...</p>
            <p>بچّۀ شش هفت سالۀ شما که این دو تا صحنۀ رقّت برانگیز را ببیند، و ضمناً بشنود که سازمان خیریۀ دوّمی برای نجات این بچّه ها از شما درخواست حدّ اکثر ماهی سه پوند [£۳] کمک مالی می کند، و سازمان خیریۀ اوّلی برای مراقبت از آن الاغها و کرّه الاغها از شما حدّ اقلّ ماهی چهار پوند و هشتاد و شش پنی [£۴.۸۶] کمک مالی می خواهد، فکر می کنید بچّۀ شما ازتان خواهد خواست که پرداخت آن ماهی سه پوند برای بچّه های آدمیزاد را به عهده بگیرید، یا این چهار پوند و هشتاد و شش پنی برای کرّه الاغها را؟</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="304"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/03/01/130301135652_letter3_304x304_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">الاغ خوشبختی به اسم «کارل» که در یکی از شهرهای ساحلی انگلستان با  حرفۀ شریف سواری دادن به بچّه ها در ساحل امرار معاش می کند و از زندگانی خودش کمال رضایت را دارد.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>عجیب است! آدم، دلش که هیچ، مغزش که او را «آدمیزاد» کرده است و این بخت را به ش داده است که گاهی وقتها «انسان» هم باشد، آتش می گیرد! شعارهایی که اغلب این سازمانهای حمایت از حقوق الاغها می دهند تا دل شما را برای سرنوشت الاغهای جهان به رحم بیاورند، در مقایسه با سرنوشت صدها میلیون از آدمهای جهان، مصداق این حرف سعدی است که «از دوزخیان پرس که اعراف بهشت است!»</p>
            <p>مثلاً اگر یک مسیحی برود، (که واقعاً هم رفته است،) در «ارض قدس» یک پناهگاه بزرگ و مجهّز برای حفاظت و مراقبت از الاغهای اسرائیلی و فلسطینی تأسیس بکند، (که واقعاً هم کرده است،) و بگوید:</p>
            <p>«هزارها الاغ در این نقطه از جهان همه روزه مورد غفلت و ستم واقع می شوند. بیایید برای نجات جان آنها به ما کمک مالی بکنید!»</p>
            <p>به نظر من این جریان باید «آیرونیک» باشد. حالا شما لطفاً نظر بدهید که هست یا نیست.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-02-01:22717749</id>
      <dc:identifier>22717749</dc:identifier>
      <updated>2013-02-01T17:11:54+00:00</updated>
      <published>2013-02-01T13:15:40+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«خانۀ اپرای پاریس»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۲۷) ۱ فوریۀ ۲۰۱۳</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2013/02/130201_l93_letter_from_london_327.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2013/02/130201_l93_letter_from_london_327.shtml"/>
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>«خانۀ اپرای پاریس»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/02/01/130201134454_paris_opera_house_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">کاخ گارنیه یا خانه اپرای پاریس.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>این هفته در میان حواله جات ایمیلی از یک رفیق روشن ضمیر دل زندۀ ینگه دنیا نشین تصویرهایی داشتم از بیرون و درون ساختمان «اپرای پاریس» که به ش «کاخ گارنیه» هم می گویند. این «اپرا خانه» که در عین حال سالن تئاتر و تالار موسیقی هم هست، با یکهزار و نهصد و هفتاد و نُه (۱۹۷۹) تا صندلی، ساختنش با وجود برخورد با جنگ و تغییر حکومت در فرانسه، از امپراتوری به جمهوری، از پی ریزی تا روز افتتاح همه اش پانزده سال طول کشید، یعنی از سال ۱۸۶۱تا ۱۸۷۵.</p>
            <p>اگر بخواهم این کاخ یا معبد هنر را توصیف کنم... چی دارم می گویم؟ مگر می شود یک همچین حیرت انگیز جایی را با کلمات توصیف کرد؟ همین قدر بگویم که وقتی من این سی و چهار تا تصویر جاهای مختلف این اپرا خانه را در یک روز سه نوبت تماشا کردم، در وسط نوبت سوم پیش خودم گفتم:</p>
            <p>«اگر امروز سرتاسر اروپا یک امپراتوری بزرگ می بود و امپراتور قدرتمند همچین امپراتوری ای می خواست کاخ سلطنتی با شکوهی شایستۀ پهنۀ فرمانرواییش داشته باشد، باید برای برآورده شدن آرزوش می رفت به درگاه خدا التماس می کرد که به روح «چارلز گارنیه» (Charles Garnier)، معمار «کاخ اپرای پاریس» که صد و چهارده (۱۱۴) سال پیش به دریافت جواز اقامت دائم در بهشت مفتخر شد، و ارواح همۀ هنرمندهای همدست و همپیمانش پانزده سال مرخُصی با زندگی زمینی اعطاء کند، به اضافۀ برقراری [گوش شیطان کر، چشم شیطان کور] یک دورۀ پانزده سالۀ، صلح و امنیت و رفاه عمومی در جهان!</p>
            <p>آنوقت آدم می بیند فرمان ساختن همچین کاخی را کی صادر می کند؟ و برای معماری و نظارتش کی با معمار کبیر، چارلز گارنیه، قرارداد امضاء می کند؟ ناپلئون سوّم، آخرین جانشین امپراتورکبیر ناپلئون بُناپارت.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/02/01/130201165637_nassereddin_shah.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">ناصرالین شاه قاجار، بانی تعزیه خانۀ موسوم به «تکیه دولت» در تهران، حتماً در سفرش به پاریس، اپراخانه آن را دیده بود.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>از پانزده سال دورۀ ساختمان هنوز شش سال مانده است که هم امپراتوری سقوط می کند، هم امپراتورش ناپلئون سوّم، و دورۀ جمهوری سوّم فرانسه شروع می شود.</p>
            <p>امّا لابد آدمهای باشعوری آن دور و بر هستند که نمی گذارند یک مشت بیکار و بیعار عقده ای بیل و کلنگ و پتک بردارند و بیفتند به جان ساختمان نیمه کارۀ «کاخ اپرای پاریس»، بلکه بر عکس دو رئیس جمهوری ، یکی «آدولف تی یر» (Adolphe Thiers)، و دیگری «پاتریس دو مک ماهون» (Patrice de Mac-Mahon)، بودجۀ شش سال باقی مانده را تأمین می کنند و کاخ به مبارکی و میمنت برای ملّت فرانسه و هنر دوستهای جهان افتتاح می شود، بدون اینکه رئیسهای جمهوری این وسط احساس معصیت بکنند، و عجبا وُ واحسرتا که یک امپراتور و دو تا رئیس جمهوری که این کاخ عظیم و مجلّل در عهدشان ساخته شده است، اجازه می دهند که مردم نه اسم آنها را، بلکه اسم معمار ساختمان را رویش بگذارند و به «اپرا خانۀ پاریس» بگویند «کاخ گارنیه».</p>
            <p>در سالهایی که «اپرا خانۀ پاریس» یا «کاخ گارنیه» ساخته می شد، در ایران سلطان صاحبقران، قبلۀ عالم، ناصر الدین شاه قاجار، سالهای سیزدهم تا بیست و هشتم سلطنتش را می گذراند، و نُه (۹) سال پیش از شروع ساختمان «اپرای پاریس» فرمان قتل فوری میرزا تقی خان امیر کبیر، بانی اصلی تأسیس «دارالفنون» یا اوّلین «دانشگاه» ایران را صادر کرده بود، و یک بار دو سال پیش از افتتاح «اپرا خانۀ پاریس»، و یک بار سه سال و یک بار هم چهارده سال بعد از افتتاح آن، به اروپا، یا به قول آن روزگاریها، به «فرنگستان» سفر شاهانه کرد و لابد، و چرا که نه، و به احتمال قوی او را به تشریف فرمایی در این معبد هنر اپرا و تئاتر و موسیقی ترغیب و توصیه کرده بودند.</p>
            <p>ولی به شهادت تاریخ باید اقرار کرد که آن سلطان صاحبقران فرمان ساختن عمارت با شکوه «تکیۀ دولت» یا «تکیۀ بزرگ شاهی» را، به طوری که مورّخان گفته اند، چند سال پیش از اوّلین سفر فرنگ، به منظور اجرای مراسم تعزیه و برگزاری آیینهای سوگواری و روضه خوانی در ایام عاشورا در طهران صادر کرده بود.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-02-22:23143392</id>
      <dc:identifier>23143392</dc:identifier>
      <updated>2013-02-22T15:04:05+00:00</updated>
      <published>2013-02-22T12:43:56+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«ستایش مادر در روز مادر»</title>
      <summary xml:lang="fa">“نامه ای از لندن (۳۳۰) ۲۲ فوریۀ ۲۰۱۳</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2013/02/130222_l93_letter_from_london_330.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2013/02/130222_l93_letter_from_london_330.shtml"/>
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>«ستایش مادر در روز مادر»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/02/22/130222124724_birds_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">چند بچّۀ حرف گوش کن و بی ادّعا که دهان به ستایش مادر گشوده اند.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>چند وقت پیش در یکی از تلویزیونهای فارسی خارج از کشور برنامه ای پخش می شد در بزرگداشت روز مادر. در این بزرگداشت تا دلتان بخواهد، درستایش مادر شعر خواندند. خوب، ستایش با شعر هم که تازگی ندارد. از قرن سوّم، چهارم هجری شاعرهای ما خدا و پیغمبر و پادشاه و وزیر و کاخ و اسب و فیل و شتر و شمشیر و گل و بلبل و خیلی کسها و چیزهای دیگر را با «نظم» یا به قول نادرست خودشان با «شعر» ستایش می کردند.</p>
            <p>از شاعرهای به اصطلاح «متقدّم» کسی را به خاطر ندارم که در ستایش مادر قصیده ای، یا قطعه ای، گفته باشد، مگر «خاقانی شروانی» که در قطعه ای با ردیف «مادر»، آن هم در اصل نه در ستایش مادر، بلکه در نکوهش خودش که «خو کرده به تنگنای شروان/ با تنگی آب و نان مادر»، احساس شرمساری و سرافکندگی می کند، و خودش را که از آسمان افتاده است، این طور سرزنش می کند که:</p>
            <p>ای باز سپید چند باشی</p>
            <p>محبوس به آشیان مادر؟</p>
            <p>شرمت ناید که چون کبوتر،</p>
            <p>روزی خوری از دهان مادر؟!</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/02/22/130222124900_letter_304x171_b_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">دوبیت از قطعۀ خاقانی شروانی، شاعر قرن ششم هجری، در سرزنش خود و قدردانی از مادر.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="b"/>
            </div>
            <p>و آنوقت به یاد «دل مهربان مادر» می افتد و لازم می بیند که «با این همه» خفت و خواری ای که از بابت نان خور مادر بودن می کشد، «حقّ دل جان فشان مادر» را نگهدارد، و به خاطر خطیرش می گذرد که دیر یا زود عمر مادرعزیزش به سر خواهد آمد!</p>
            <p>امّا از شاعران به اصطلاح «متاخّر»، از یک قرن و اندی پیش تا همین امروز، چیزی که کهنه و نیمدار و نوش فراوان صادر شده است، شعر است. از معروف ترین این به اصطلاح شعرها یکی قطعه ای است از زنده نام ایرج میرزای ملقّب به «جلال‌الممالک، فخرالشّعراء» است، با عنوان «قلب مادر» (۱)، و یکی هم قطعه ای از «حاج میرزا سید یحیی دولت آبادی» با عنوان «مادر» یا «مادر پیر» یا «مهر مادری» (۲)، که در برنامۀ تلویزیونی «بزرگداشت مادر» مجری برنامه این دو تا شعر را در صدر شعرهای دیگر قرائت که نه، واقعاً «دِکلمه» (déclamé) کرد.</p>
            <p>می خواهم خدمتتان عرض کنم که در این دو تا شعر دو تا شاعر به حقّ بزرگ و بزرگوار، بدون اینکه خودشان متوجّه باشند، با نیت خیری که داشته اند، برای سنگ تمام گذاشتن در ستایش مادر، پسرهای آنها را بیشرف ترین، پلیدترین، سنگدل ترین، بیعاطفه ترین موجود روی زمین معرّفی کرده اند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/02/22/130222125010_letter_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">حاج میرزا سید یحیی دولت آبادی (۱۳۱۸ـ۱۲۴۱خورشیدی) شاعر و نویسنده و از پیشگامان تأسیس مدرسه های جدید در ایران.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>در شعر ایرج میرزا، پسرۀ بیشرفِ پلیدِ سنگدلِ بیعاطفه به درخواست معشوق بیشرف تر و پلید تر و سنگدل تر و بیعاطفه تر از خودش، سینۀ مادرش را می درد و قلب او را در می آورد و دارد بدو، بدو آن را برای معشوق می برد که دم در خانۀ او سکندری می خورد و قلب مادر از دستش می افتد روی خاک. وقتی می خواهد آن را بردارد، قلب آن مادر دیوانۀ مالیخولیایی، بدون اینکه یک ذرّه از خدا خجالت بکشد، می گوید: «آه دست پسرم یافت خراش/ وای پای پسرم خورد به سنگ!»</p>
            <p>در شعر یحیی دولت آبادی، پسره المثنّای ملعون شعر ایرج میرزاست، می خواهد «گره بستۀ زر» یا پولی را که مادره برای دامادیش قایم کرده است، به زور ازش بگیرد، ببرد صرف عیّاشی کند و مادره نمی دهد و پسره مادره را خفه می کند، می اندازد توی چاه! یکدفعه از ته چاه مادرۀ دیوانۀ مالیخولیایی، بدون ذرّه ای خجالت از خدا، در آخِرین نفس می گوید: « آه! فرزند نیفتی در چاه!»</p>
            <p>خوب، حالا این دو تا شاعر به حقّ بزرگ و بزرگوار متوجّه نبوده اند که دارند چی می گویند، ما چی؟ ما چه طور؟ یعنی ما هنوز هم نمی خواهیم بعد از یک قرن و اندی متوجّه بشویم که همچین اهانتهایی به فرزند، ستایش از مادر نیست؟ همه برویم یک بار دیگر این دو تا شعر را با دقّت لازم بخوانیم.</p>
            <p>_____________________________</p>
            <p>۱- ایرج میرزا: «قلب مادر»</p>
            <p>داد معشوقه به عاشق پیغام / که کند مادر تو با من جنگ</p>
            <p>هرکجا بینَدَم از دور کند / چهره، پُرچین و جبین پُر آژنگ</p>
            <p>با نگاۀ غضب آلود زند / بر دل نازک من تیر خدنگ</p>
            <p>از در خانه مرا طرد کند / همچو سنگ از دهن قلماسنگ</p>
            <p>مادر سنگ دلت تا زنده ست / شهد درکام من و توست شرنگ</p>
            <p>نشوم یکدل و یکرنگ تورا / تا نسازی دل او از خون رنگ</p>
            <p>گرتو خواهی به وصالم برسی / باید این ساعت بی خوف و درنگ</p>
            <p>رَوی و سینۀ تنگش بدری / دل برون آری از آن سینۀ تنگ</p>
            <p>گرم و خونین به منش باز آری / تا برد ز آینۀ قلبم زنگ</p>
            <p>عاشق بی خرد ناهنجار / نه بل آن فاسق بی عصمت و ننگ</p>
            <p>حرمت مادری از یاد ببرد / خیره از باده و دیوانه زبنگ</p>
            <p>رفت و مادر را افگند به خاک / سینه بدرید و دل آورد به چنگ</p>
            <p>قصد سرمنزل معشوق نمود / دل مادر به کفش چون نارنگ</p>
            <p>از قضا خورد دم در به زمین / واندکی سوده شد اورا آرنگ</p>
            <p>وآن دل گرم که جان داشت هنوز / اوفتاد از کف آن بی فرهنگ</p>
            <p>از زمین باز چو برخاست، نمود / پی برادشتن آن، آهنگ</p>
            <p>دید کزآن دل آغِشته به خون / آید آهسته برون این آهنگ:</p>
            <p>آه! دست پسرم یافت خراش / وای! پای پسرم خورد به سنگ!</p>
            <p>۲ - یحیی دولت آبادی: «مهر مادری»</p>
            <p>مادری پیر و پریشان احوال / عمر او بود فزون از پنجاه</p>
            <p>زنِ بی شوهر و از حاصل عمر / یک پسر داشت شرور و خود خواه</p>
            <p>روز و شب درپی اوباشی خویش / بی خبر از شرف وعزّت و جاه</p>
            <p>دیده بود او به برِ مادر پیر / یک گره بستۀ زر، گاه به گاه</p>
            <p>شبی آمد که ستاند آن زر / بکند صرف عملهای تباه</p>
            <p>مادر از دادن زر کرد ابا / گفت رو، رو، که گناه است، گناه</p>
            <p>این ذخیره ست مرا، ای فرزند / بهر دامادیت ان شاءالله</p>
            <p>حمله آورد پسر تا گیرد / آن گره بستۀ زر، خواه مخواه</p>
            <p>مادر از جور پسر شیون کرد / بود از چاره چو دستش کوتاه</p>
            <p>پسر افشرد گلوی مادر / سخت، چندان که رخش گشت سیاه</p>
            <p>نیمه جان پیکر مادر بگرفت / بر سر دوش و بیفتاد به راه</p>
            <p>برد، در چاه عمیقی افکند / کز جنایت نشود کس آگاه</p>
            <p>شد سرازیر پس از واقعه او / تا نماید به ته چاه، نگاه</p>
            <p>از ته چاه به گوشش آمد / نالۀ زار حزینی ناگاه</p>
            <p>آخرین گفتۀ مادر این بود / آه! فرزند نیفتی در چاه!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-02-15:23012998</id>
      <dc:identifier>23012998</dc:identifier>
      <updated>2013-02-15T17:53:50+00:00</updated>
      <published>2013-02-15T16:10:43+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«صاحب همۀ ثروتهای دنیا»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۲۹) ۱۵ فوریۀ  ۲۰۱۳</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2013/02/130215_l93_letter_from_london_329.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2013/02/130215_l93_letter_from_london_329.shtml"/>
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>«صاحب همۀ ثروتهای دنیا»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/02/15/130215163100_letter_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">تصویر «لاکشمی»، الهۀ ثروت و رفاه مادّی و سعادت معنوی در آیین هندو.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>این بار آژانس محلّه یک رانندۀ جدید فرستاده بود. پیاده شد، در را برایم باز کرد. گفتم: «نه، متشکّرم، من عادت ندارم عقب بنشینم!»</p>
            <p>نمی دانم برای اینکه تصادفاً آفتاب شده بود، آن قدر شاد و شنگول بود، یا آن روز به یکی از آرزوهای بزرگ زندگیش رسیده بود. قد بلند، سبزۀ تند، چشمهاش سیاه، موهاش هم سیاه، با ته رنگ حنایی، کمی تُنُک، شصت، شصت و پنج ساله. حدس زدم که باید هندی باشد. گفت:</p>
            <p>«برادر، می توانم ازتان بپرسم چرا عادت ندارید عقب بنشینید؟»</p>
            <p>گفتم: «برای اینکه شما به من بگویید برادر! از جناب و حضرت آقا و سرور متنفّرم!»</p>
            <p>با چشمهایی که از دلخوشی و سرخوشی برق می زد، گفت: «معلوم می شود که شما دلتان از نور حقیقت روشن شده است. می دانید که ما همه، از دارا و فقیر، و زشت و زیبا، فرزندان خدای واحد و برادران همدیگر هستیم.»</p>
            <p>در نظر اوّل خیال کرده بودم که این رانندۀ جدید باید هندی باشد، نه پاکستانی، امّا حالا می دیدم حرف از خدای واحد می زند، نه مثل هندوها که به یک روایت جمعیت خداهای مذکّر و مؤنّثشان از سیصد میلیون هم بیشتر است. با لحنی که زور زدم خیلی جدّی و احترام آمیز و برادرانه باشد، گفتم: «برادر عزیز، می توانم بپرسم که شما هندو هستید، یا مسلمان؟»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/02/15/130215165953_letter_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">تصویر خدایان سه گانه، یا «تریمورتی»، یا «تثلیث»، با نامهای برهما، ویشنو، و شیوا، در آیین هندو. </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>گفت: «هندو بودم، یک شب "لاکشمی" (۱)، الهۀ ثروت را به خواب دیدم، پیشش زانو زدم و گفتم: چرا من باید فقیر باشم؟ مگر من چه گناهی کرده ام؟ او دستش را روی سرم گذاشت و گفت: برخیز، مادانجیت! (۲) برخاستم و احساس کردم که صاحب همۀ ثروتهای دنیا هستم. به ش نگاه کردم، دیدم حضرت عیسی مسیح است! گفتم شما که "لاکشمی" بودید! گفت: بله، همۀ خداهای هندو توی سه خدا جمع هستند: برهما، ویشنو، و شیوا (۳)، درست مثل اب و ابن و روح القدس. (۴) دلت با خدای واحد باشد، دیگر هیچوقت خودت را فقیر نخواهی دید!»</p>
            <p>و من دیدم با مردی رو به رو شده ام که مثل بعضی از عارفهای قدیم ما حرف می زند. گفتم: «بله، آدم ممکن است که در دلش احساس کند صاحب همۀ ثروتهای دنیاست، امّا همین الآن اگر من توی همین لندن شش پوند نداشته باشم...»</p>
            <p>هندوی مسیحی شدۀ صاحب همۀ ثروتهای دنیا نگذاشت جمله ام را تمام کنم و با لحن اربابانه ای گفت: «نه، نه، نه، بگذار برایت تعریف کنم، برادر! بگذار برایت تعریف کنم! همین اتومبیل را می بینی!»</p>
            <p>جرئت کردم که بگویم: «بله.»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/02/15/130215170030_letter_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">کبوترسفید، سمبول «روح القدس»، در آیین مسیحیت. </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>و او گفت: «همه اش پانصد پوند پول داشتم. دست دوّم، شش هزار پوند قیمتش است. به یارو گفتم: من این اتومبیل را می خواهم. می خواهم باش مسافر بکشم، نان و روزی خودم و زنم را در بیاورم. سه تا پسر دارم، یک دختر، شکر خدا، وضعشان خوب است، امّا خوب، من هنوز آن قدر پیر نشده ام که محتاج آنها باشم. ولی شش هزار پوند ندارم. یارو گفت: چه قدر داری؟ گفتم: همه اش پانصد پوند. گفت: اتومبیل مال تو. بردار ببرش. پانصد پوندش را حالا بده، بقیه اش را ماه به ماه، هر قدر وسعت رسید. همه اش پانصد پوند داده ام، اتومبیل شش هزار پوندی زیر پام است، بدون ضمانت!»</p>
            <p>حالا جرئت کردم بگویم: «فروشنده با شما آشناست؟»</p>
            <p>گفت: «بله. خیلی وقت است.»</p>
            <p>گفتم: «او تو را خوب می شناسد، برادر دانجیت، اتومبیل را هم به دانجیت فروخته است، چون دانجیت را می شناسد و به دانجیت اطمینان دارد. هیچکس به برهما و ویشنو و شیوا، یا اب و ابن و روح القدس اتومبیل نمی فروشد! خدای آدم باید توی دل و توی سر آدم باشد. هر اسمی داشته باشد، فرق نمی کند!»</p>
            <p>نمی دانم فهمید چی گفتم یا نه.</p>
            <p>_____________________________________________________</p>
            <p>۱- لاکشمی (Lakshmi)، در آیین هندو الهۀ ثروت و رفاه مادی و سعادت معنوی.</p>
            <p>۲- مادانجیت (Madanjeet)، یکی از نامهایی که بسیاری از هندوها آن را برای پسران خودشان اتخاب می کنند.</p>
            <p>۳- برهما (Brahma)، در آیین هندو خدای آفریننده، ویشنو (Vishnu)، خدای نگاهدارندۀ عالم هستی، و شیوا (Shiva)، خدای دگرگون کننده و نابود کننده، سه خدا، تثلیث (در سانسکریت Trimurti) در یک مفهوم.</p>
            <p>۴- اب، ابن، روح القدس، تثلیث (در انگلیسی Trinity) در مسیحیت.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-02-08:22860519</id>
      <dc:identifier>22860519</dc:identifier>
      <updated>2013-02-08T18:46:17+00:00</updated>
      <published>2013-02-08T12:09:51+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«پیشکسوت، با کسوت، بی کسوت»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۲۸) ۸ فوریۀ ۲۰۱۳</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2013/02/130208_l93_letter_from_london_328.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2013/02/130208_l93_letter_from_london_328.shtml"/>
         <media:content/>
      </link>
      <dcterms:alternative>«پیشکسوت، با کسوت، بی کسوت»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/02/08/130208122204_roudaki_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">رودکی سمرقندی، معروف ترین  «پیشکسوت» شعر کلاسیک فارسی. </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>چند روز است که این کلمۀ «پیشکسوت» مثل ذکر «هو هو»ی صوفیها و «اوم اوم» هندوها و بوداییها افتاده است توی کلّه ام و دارد کلافه ام می کند.</p>
            <p>در گذشته هر وقت این کلمه را در جایی شنیده بودم، یا خوانده بودم، خوشم نیامده بود و فهمیده بودم که گوینده یا نویسنده اش بدون اینکه از معنی اصلی آن فهم درستی باشد، با خیال اینکه دارد «شخص مورد نظر» ش را به لقب والایی مفتخر می کند، آن را به کار برده است، امّا هیچوقت این قدر نسبت به این کلمه حسّاسیت پیدا نکرده بودم که از زور کلافگی، به اصطلاح «زبان به شِکوه بگشایم!»</p>
            <p>در شروع این «زبان به شِکوه گشایی» می روم به سراغ «آنلاین فارسی بی بی سی» و کلمۀ «پیشکسوت» را می گذارم توی دست «جست وجو»ش و در عرض چند ثانیه می گوید: «در ۸۵ مورد به کار رفته است!»</p>
            <p>بعد این کلمه را می گذارم توی دست «جست وجو»ی «گوگل فارسی» و در عرض ۱۹ ثانیه می گوید: «در دو میلیون و هشتصد و شصت هزار (۲،۸۶۰،۰۰۰) مورد به کار رفته است!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/02/08/130208122309_youchej_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">نیما یوشیج [علی نوری اسفندیاری]، معروف ترین «پیشکسوت» شعر نو فارسی.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>به یکی از تازه ترین موردهای کاربردش در «آنلاین فارسی بی بی سی» نگاه می کنم: یادبودی است از زنده نام «فهیمۀ راستکار» که در جوانی بازی او را در یکی دو تا نمایش دیده بودم و صدایش را در خیلی از فیلمهایی که در ایتالیا به فارسی دوبله می شد و واقعاَ عالی دوبله می شد، شنیده بودم. در یادبود او می خوانم:</p>
            <p>«فهیمه راستکار، دوبلور، مدیر دوبله و بازیگر پیشکسوت سینما و تئاتر، روز پنجشنبه در هشتاد سالگی در خانه اش در تهران درگذشت!»</p>
            <p>توی این جمله و تقریباً توی ۹۹ در صد همۀ موردهایی که امروزه این کلمه را به کار می برند، نمی فهمم که با این کلمه چه معنایی را می خواهند بیان کنند. مثلاً اگر در جایی بخوانید: «استاد محمود جوادی پور، هنرمند پیشکسوت نقّاشی ایران ... دار فانی را وداع گفت!» از پیشکسوت بودن آن زنده نام در نقّاشی ایران چی می فهمید؟</p>
            <p>از خودتان سؤال می کنید: «نقّاشی در ایران را پیش از همۀ نقاّشهای بعد از خودش شروع کرده بود؟ یعنی اوّلین نقّاش و بنیادگذار نقّاشی در ایران بود؟»</p>
            <p>یا اینکه «در میان نقّاشهای زندۀ امروز ایران، پیرترین آنها، یا جزو پیرترینهای آنها بود؟»</p>
            <p>بله؟ یا معنی دیگری به ذهن شما می آید که به ذهن من نمی آید؟</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/09/16/110916132830_bani_sadr_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">ابوالحسن بنی صدر، اوّلین کسی که در ایران به «کسوت» ریاست جمهوری اسلامی در آمد.  </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>برویم سراغ «لغتنامۀ دهخدا»! ایشان می فرمایند: « پیشکسوت: آنکه درجه ٔ پیشکسوتی دارد؛ یکی از مراتب مرید؛ صاحب درجه ای از درجۀٔ مریدان؛ شیخ ومرشد؛ یکی از مدارج طریقت؛ مقامی در سلوک (صوفیه )؛ در طبقات صوفیه، طبقۀٔ از مرید بالاتر و از شیخ فروتر. قدیمترین و بزرگترین پهلوان یک زورخانه که حق تقدم دارد در پهلوانی و قدمت زورخانه کاری.».</p>
            <p>خوب، «کسوت» هم که یعنی جامه، لباس، پوشاک و مجازاً یعنی حرفه، پیشه، شغل، مقام، مسلک. مثلاً همین امروز می گویند «کسوت مدیرت»، «کسوت مربّیگری»، «کسوت استادی»، «کسوت روحانیت» و امثال اینها، و خلاصه خیلیها از آن معنی «با سابقه» می گیرند.</p>
            <p>یک نویسنده یا شاعر، یک نقّاش، یک هنرپیشه، یک معلّم یا هر کارۀ دیگر، عالی، خوب، بد یا خیلی بد، توی حرفۀ خودش که پیر شد، می شود «با سابقه». این هم یک نمونه از یک «وب سایت»: «شاید بهتر بود شخصیتی پخته و با کسوت، بار بررسی ... را بر شانه می گذاشت.»</p>
            <p>پس، به نظر من، اگر می خواهیم در معرّفی، یا در بزرگداشت، یا در یادبود کسی لقبی مناسب درجۀ عالی دانش یا هنرش به او بدهیم، خوب است بدانیم که « پیشکسوت» نه فقط چنین لقبی نیست، بلکه در معنی اهانتی است بزرگ به آن بزرگوار!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-11-23:21315272</id>
      <dc:identifier>21315272</dc:identifier>
      <updated>2012-11-23T20:13:32+00:00</updated>
      <published>2012-11-23T17:01:12+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«حرفۀ پاپ و هنر آواز»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۱۷) ۲۳ نوامبر ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن ،</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/11/121123_l93_letter_from_london_317.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/11/121123_l93_letter_from_london_317.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«حرفۀ پاپ و هنر آواز»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>آدم، مخصوصاً صبح که از خواب پا شده است و هنوز انبانۀ ذهنش از کابوس تلخ یا، به احتمال خیلی ضعیف، از خواب شیرینی که دیده است، خالی نشده است، و بعد از سبک کردنِ سر، دستی شسته است و صورتی صفا داده است و نشسته است که صبحانه ای بخورد و دنبالۀ کار خویش گیرد، بهتر است که دلش را به صبحانه اش بدهد و آن را با نگاه کردن به «تَلِه ویزیون» پرت و پریشان نکند، مثل من که امروز سر صبحی با تماشای چشم و گوشی یک خوانندۀ «پاپ»، در مصاحبه با گویندۀ خوشوقت شدۀ افتخار یافتۀ از سعادت نصیب بُردۀ تلویزیون، دلم را سخت پرت و پریشان کردم.</p>
            <p>خوب، این آقای جوانِ خوشقیافۀ خوش بَر و بالایِ پُر از شور و نیروی جوانی، که همین طور میکروفون پایه دار به دست، یکبند روی صحنه بدو بدو می کند و بالا و پایین می پَرد و همه چیز بدنش را جدا جدا تکان می دهد و ضمناً یکنفس نعره هایی می کشد که صدای آن توی غوغای ساز و دُهُل غرق می شود، و آن خانم جوانِ خوشگلِ خوش پیکرِ خوشبویِ خوش همه چیزی که در همه چیز نسخۀ جنس مقابلِ آن آقای جوان است، هر دوشان، همان طور که قبلاً هم گفته ام، یک کاری می کنند که خیلی از جوانها، با جوازی که طبیعت به آنها داده است، حقّ دارند که از تماشای چشم و گوشی آن کار کیف بکنند و حالی به حالی بشوند!</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/11/23/121123172347_noori_304x171_isna.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">آقای «محمّد نوری»، هنرمند بزرگی که تا آخر عمر آواز خواند و همۀ مردم، از روستاییهای ساده تا دانشگاه دیده های روشنفکر، از نغمه هایش به وجد می آمدند. </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="isna"/>
            </div>
            <p>امّا... بله، امّا آخِر ... امّا آخر چرا باید به این کار بگویند «آواز خوانی» و به این آقا و خانم جوان بگویند «آواز خوان»؟ و به آن ساز و دهلِ گوشِ فلک کر کُن بگویند «موسیقی»؟</p>
            <p>بله، بله، شنیدم! می فرمایید: «اگر نگویند آواز، نگویند، موسیقی، پس چی بگویند؟»</p>
            <p>حقّ با شماست. فکر اینش را نکرده بودم. می دیدم آنی که مثلاً «پل رابسون» (Paul Robeson)، یا «نات کینگ کول» (Nat King Cole)، یا «ادیت پیاف» (Edith Piaf)، یا «جولی اندروز» (Julie Andrews) می خواند، نیست که بشود به ش بگوییم «آواز»، درست مثل داستانهایی که آدمهایی مثل «دانیل استیل» (Daniel Steele) یا «جی. ک. رولینگ» (J. K. Rowling)، خالق «هری پاتر» می نویسند و گُرّ و گُر به فارسی ترجمه می شود و مثل ورق زر می برند، که «ادبیات» نیست، ولی بالاخره یک «چیزی» هست، و حقّ با شماست، باید برای اسم این جور کارها و حرفه ها یک فکری کرد!</p>
            <p>می دانید اصلاً چی می خواهم بگویم؟ حرفم این است که کاری که آدمهایی مثل «پل رابسون» و «غلامحسین بنان» و «محمد نوری»، یا «ادیت پیاف» و «دلکش» و «مرضیه» می کردند، «آواز خواندن» بود، و در پیریشان هم که دهنشان را باز می کردند، ازش «آواز» در می آمد، امّا کاری که خیلی از این خواننده های «پاپ» می کنند، عمرش کوتاه است، درست مثل کار قهرمانهای مشت زنی، شنا، تنیس، فوتبال، و امثال اینها که عمر بازیشان معمولاً از سی و پنج سال تجاوز نمی کند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/11/23/121123172607_cole_304x171_bbc.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">ایشان آقای «نات کینگ کول» است، خوانندۀ صدا بلوری آمریکایی، که با «محمد نوری» آشناست، ولی فکر نمی کنم «مایکل جکسون» را بشناسد. </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>نه، خودمانیم حالا! همان خدا بیامرز «مایکل جکسون» (Michael Jackson)، به فرض اینکه حالا هنوز زنده می بود، یا همین «جنیفر لوپز» (Jennifer Lopez) یا «لیدی گاگا» (Lady Gaga)، خدا حفظشان کناد، در شصت، هفتاد سالگی که پیشکششان، در پنجاه سالگی می توانند باز هم همین کاری را که امروز می کنند، بکنند و جوانها که به جای خود، خیلی از پیرها هم برای تماشای چشم و گوشی آنها سر از پا نشناسند و از شدّت کیف ندانند خودشان را چه طوری جمع و جور کنند؟</p>
            <p>بله، حرفم این است که این هنرمندهای واقعاً بزرگ از چهل، پنجاه سالگی به بعد می توانند دهنشان را باز کنند، ولی دیگر ازش آن هنری که در جوانی داشتند، بیرون نمی ریزد، و حالاست که اگر آواز داشته باشند و بتوانند بخوانند، می شود به شان گفت «آواز خوان»!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-11-16:21165322</id>
      <dc:identifier>21165322</dc:identifier>
      <updated>2012-11-16T14:39:28+00:00</updated>
      <published>2012-11-16T13:41:50+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«یک پایش می لنگد »</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۱۶) ۱۶ نوامبر ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن ، یوسُف و زلیخا</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/11/121116_l93_letter_from_london_316.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/11/121116_l93_letter_from_london_316.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«یک پایش می لنگد »</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/11/16/121116135317_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">هنوز خودشان بچّه اند، یکدفعه می بینند مادر شده اند! بچّه دار شدن چه آسان، مادر شدن چه مشکل!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p/>
            <p>نمی دانم این بیت معروف را کی گفته است و کِی گفته است:</p>
            <p>زلیخا مُرد از این حسرت که یوسُف گشت زندانی</p>
            <p>چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی!</p>
            <p>امّا این را می دانم که «محتشم کاشانی»، شاعر و نوحه سرای قرن دهم هجری، قصیده ای دارد که در یک بیتش می گوید:</p>
            <p>مرا عقلی اگر می‌بود، کی این کار می‌کردم،</p>
            <p>چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی!</p>
            <p>حتما داستان «یوسُف و زلیخا» را که به «اَحسَنُ القِصَص» معروف است، می دانید، و می دانید که زلیخا، زن عزیز مصر عاشق یوسُف شد، ولی یوسُف تن به فسق و دل به گناه نداد که نداد تا بالاخره زلیخا از شدّت غیظ تهمت دروغ به یوسف بست و شوهرش را وادار کرد او را به زندان بیندازد، امّا انتقام آبی نبود که آتش عشق زلیخا را خاموش کند و زن بیچاره از خواب و خوراک افتاد و از کردۀ خودش سخت پشیمان شد.</p>
            <p>توی پارک یک طرف نیمکتی که من می خواستم چند دقیقه ای طرف دیگرش بنشینم تا درد کمر و پاهایم تخفیف پیدا کند و بتوانم باز ده بیست قدمی راه بروم، یک مرد انگلیسی پنجاه و پنج، شصت ساله، چاق، با صورت سرخ پف کرده، نشسته بود.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/11/16/121116134923_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">چرا می خواهی پاکش کنی؟ برای اینکه حالا دیگر از خودم خجالت می کشم!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>لبخندی زدم و رویم را سفت کردم و اجازه واری گرفتم و نشستم. چند لحظه ای که گذشت، با صحبت از هوای تصادفاً خوش و تصادفاً آفتابی آن روز سر حرفمان باز شد. پنج، شش دقیقه ای که گذشت، دیدم همان طور که دارم به خالکوبیهای دست کُلفت و پشمالودش نگاه می کنم، خیلی دوستانه، امّا به دروغ، به ش می گویم:</p>
            <p>«من هم هفده، هجده ساله که بودم، دلم می خواست مثل شما خال بکوبم، امّا ترس و وحشتی که از پدرم داشتم، نگذاشت و این آرزو توی دلم ماند!»</p>
            <p>یارو برگشت، با تعجّب به من نگاه کرد و بعد از چند لحظه سکوت، سرش را تکان داد و لبخندی زد و گفت:</p>
            <p>«فکر نمی کنم این را جدّی بگویید، امّا راستش، خوش به حالتان که این آرزو توی دلتان ماند! من وقتی بچّه دار شدم، خواستم بدهم این خالکوبی را پاک کنند، امّا ندادم، چون جاش که به هر حال می ماند! آدم در جوانی خطا زیاد می کند، امّا خال کوبی یکی از آن خطاهایی است که پشیمانیش دردی دوا نمی کند!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/11/16/121116135118_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">اگر اینها از خالکوبیهاشان پشیمان بشوند، چه کار خواهند کرد؟ خدا آن روز را نیاورد!  </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>گفتم: «از آن بدتر خطایی است که پسرهای شانزده، هفده ساله و دخترهای چهارده، پانزده ساله می کنند. هنوز خودشان بچّه اند، یکدفعه می بینند پدر و مادر شده اند و نمی دانند چه خاکی به سر بکنند. بیچاره آن بچّه ای که این جور به دنیا می آید. خالکوبی نیست که بشود رفت، داد پاکش کنند.»</p>
            <p>موقع خدا حافظی، دستم را گذاشتم روی قلب تیر خوردۀ دستش و با شوخ طبعی اسم زیر آن را با صدای بلند خواندم: «لودمیلا» (Ludmila).</p>
            <p>و او با شوخ طبعی مشت کوبید روی دستم و با صدای بلند گفت: «اسم زنم نیست. از روسهای مهاجر بود. خیلی خوشگل، امّا خوب شد که یکدفعه غیبش زد!»</p>
            <p>توی راه تازه یادم آمد که تو بازار محلۀ ما دو تا مغازۀ «خالکوبی» هست و میان آنها، با فاصلۀ دو سه دقیقه پیاده روی، یک مغازۀ «خال پاک کنی» که بعضی نوجوانهای امروز می روند توی آن دوتا «خطا» می کنند، و بعضی از آنهایی که بیست سال پیش «خطا» کرده بودند، اگر وُسعشان برسد، می آیند توی این یکی تصدیق «پشیمانی» می گیرند.</p>
            <p>راستی هیچ تا حالا فکر کرده اید که این مصراعِ «چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی» که ضرب المثل معروفی هم شده است، یک پاش می لنگد؟ شاید یارو می خواسته است بگوید:</p>
            <p>«مگر عاقل...</p>
            <p>کدام عاقل...</p>
            <p>کجا عاقل ...</p>
            <p>... کند کاری که باز آرد پشیمانی؟»</p>
            <p>نامه ای از لندن (۳۱۶) ۱۶ نوامبر ۲۰۱۲</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-10-19:20613080</id>
      <dc:identifier>20613080</dc:identifier>
      <updated>2012-10-20T08:16:38+00:00</updated>
      <published>2012-10-19T17:04:26+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa"> «ششمین سالگرد حرفهای شش من یک غاز!» </title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۱۱) ۱۲ اکتبر ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>«ششمین سالگرد حرفهای شش من یک غاز!»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/10/121019_l44_letter_from_london_312.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/10/121019_l44_letter_from_london_312.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative> «ششمین سالگرد حرفهای شش من یک غاز!» </dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>اینجا لندن است، گهوارۀ علم وُ صنعت وُ فکر وُ فلسفه وُ اخلاق وُ خیلی چیزهای دیگرِ مغرب زمین در عصر جدید. چهل سال پیش که آمدیم اینجا ماندگار شدیم، در دو سه سال اوّل، غیر از چیزهای ناخوشایندی که کم یا بیش در همه جای دنیا پیدا می شود، چیزهایی هم می دیدیم که خوشایند بود، چیزهایی که در خیلی جاهای دنیا کمش هم پیدا نمی شود.</p>
            <p>راستی، این را بگویم که امروز، جمعه، نوزدهم اکتبر ۲۰۱۲، مصادف با ششمین سالگرد «نامه ای از لندن» است، یعنی این بندۀ حقّ تا حالا در سیصد و یازده هفتۀ گذشته، هر هفته یک نامه برای چشمهای «تیز بین» و گوشهای «ریز شنو» شما فارسی زبانهای هموطن و همسایه نوشته ام، بدون اینکه انتظار داشته باشم حتّی از یک نفرتان، یک جواب شیرین یا تلخ دریافت کنم.</p>
            <p>بله، اینجا لندن است، پایتخت همان مملکتی که در حدود ۲۸۶ سال پیش، یکی از «شهروند»هاش که آدمی بود «اهل تفکّر در کشفِ رازهایِ عالمِ هستی»، وقتی پای یک درخت سیب نشسته بود که لابد بعد از پیاده روی روزانه اش، استراحتی بکند، سیب رسیده ای از شاخه کنده شد و افتاد روی سرش، و او رفت توی فکر که بفهمد چرا سیب توی فضا به سمت چپ، یا به سمت راست، یا به سمت بالا نرفت و یکراست افتاد پایین، و آنوقت فکر کرد و کرد و کرد تا «قانون جاذبۀ عمومی» را برای تمام مردم دنیا از هر قومیت و مذهب و عقیده ای کشف کرد و شد «اسحاق نیوتُنِ انگلیسی زبان دنیای بشریت».</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/10/19/121019170919_tousi_304x171_i_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">برگ سبزی است، در سیب سرخی، تحفۀ نیوتن، در نامه ای از لندن</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="i"/>
            </div>
            <p>راستی، این را هم بگویم که درست در حوالی همان سالها در ایران، «شاه سلطان حسین صفوی» داشت استخاره می کرد که ببیند تاج سلطنت را باید تحویل دشمن بدهد، یا برای دفع دشمن، که قشونش داشت شهر را محاصره می کرد، دستور مقابله صادر کند، امّا البتّه از این غافل نبود که بزرگترین علاّمۀ عصر او به این نتیجه رسیده است که مؤمن در رعایت آدابِ سبک کردن سرِ باید با پای چپ وارد «بیت الفراغ» شود و با پای راست از آن بیرون آید.</p>
            <p>بله، اینجا لندن است و متأسّفانه دیگر آن لندن ۲۸۶ سال پیش که هیچ، همان لندن چهل سال پیش هم نیست. چهل سال پیش انگلستان هنوز از لحاظ اخلاق و اصول انسانیت از میراث می خورد و اقتصادی داشت که «اقتصاد سرمایه داری» بود، همراه با رفاه حال جامعه.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/10/19/121019173950_tousi_304x171_p_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">«رونمایی!» دیوان کاملِ اشعار استاد زشکی خراسانی در «آنلاین فارسی بی بی سی» و سفارش چلو کباب برگ. جای همه تان خالی</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="p"/>
            </div>
            <p>از حدود سی سال پیش «اقتصاد سرمایه داری» این مملکت تبدیل شد به «اقتصاد سرمایه داران» و دولت کم کم رشتۀ تمام امور خدماتی و تسهیلات شهری را که دولتی و غیر انتفاعی بود، داد به دست بخش خصوصی و همه اش انتفاعی شد. مثلاً شما دو نفر بودید، هر سه ماه حد اکثر بیست پوند، به «تومن» امروز هشتاد هزار تومن، پول گاز می دادید، و حالا باید چیزی در حدود چهار صد پوند، یعنی یک میلیون و ششصدهزار تومن بسلفید!</p>
            <p>راستی، امروز، جمعه، نوزدهم اکتبر ۲۰۱۲، برابر با آغاز سال هفتم «نامه ای از لندن» است، و این رفیق شفیق درست پیمانم، استاد مصلح الدین زشکی خراسانی، بر عکس پارسال که در همچین روزی، با یک دسته گل، یک کیک، و یک بطری شربت ناب سکنجبین فرنگی، سرزده آمد به خانۀ من، از هفتۀ پیش از من دعوت کرده است که به مناسبت «رونمایی!» دیوان کاملِ اشعارش در «آنلاین فارسی بی بی سی» به خانه اش بروم و ناهار به «رستوران کاخ پارسی» سفارش بدهد چلو کباب برگ بیاورند در خانه تحویل بدهند. جای همه تان خالی!</p>
            <p>بله؟ می پرسید: «اقتصاد انگلستان که از اقتصاد سرمایه داری، تبدیل شده بود به اقتصاد سرمایه داران، حالا به چی تبدیل شده است؟»</p>
            <p>سربسته عرض کنم، به «اقتصاد سرمایه خواران»!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-10-12:20469575</id>
      <dc:identifier>20469575</dc:identifier>
      <updated>2012-10-12T14:27:49+00:00</updated>
      <published>2012-10-12T13:21:14+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«صورت، آیینۀ شخصیت انسان»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۱۱) ۱۲ اکتبر ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>«صورت، آیینۀ شخصیت انسان», نامه ای از لندن (۳۱۱) ۱۲ اکتبر ۲۰۱۲</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/10/121012_l13_letter_from_london_311.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/10/121012_l13_letter_from_london_311.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«صورت، آیینۀ شخصیت انسان»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/10/12/121012134100_letter_from_london_304x171_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">«صورت» دو تا «انسان» که تا هویت آنها را از همنسلهای علیزادۀ طوسی بپرسید، می گویند «اسپنسر تریسی» و «کاترین هپبورن»، از بزرگترین هنرپیشه های هالیوود قدیم. </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>این بندۀ حقّ در صورت طبیعی و دست نخوردۀ هیچ انسانی هیچ عیبی نمی بیند، چون اگر می دید، بندۀ حقّ نمی شد. در یک جامعۀ انسانی که در حکم یک خانوادۀ بزرگ در یک خانه است، هرکس مختار و آزاد است که با هر جای بدنش هر کاری می خواهد بکند. من وقتی که رو به روی شما ایستاده ام و شما را می بینم، دست و سینه و شکم و پشت نمی بینم. سرو صورت شما را می بینم، یعنی شما را در صورتتان می بینم.</p>
            <p>ما آدمیزادها «انسانِ» همدیگر را در «صورتِ» همدیگر می بینیم. اگر من و شما با هم آشنا شده باشیم، و آشنایی ما عمیق و معنی دار شده باشد، آنوقت شخصیت انسان همدیگر را هم در صورت همدیگر می بینیم. امّا وقتی به یک گوسفند، یا یک شتر، یا یک طاووس، یا یک قورباغه نگاه می کنیم، اگر اشتباه نکنم، معمولاً موجودیت آنها را در شکل و تر کیب کلّی آنها می بینیم، یعنی مثلاً شتر منهای دمش، یا منهای گردن درازش، یا منهای کوهانش، شتر نیست. شتر یکپارچه و درسته، همان طور که آنجا جلو چشم ما ایستاده است، شتر است و ما «شتریت» او را در صورتش نمی بینیم، و این صورت برای ما آیینه ای نیست که بخواهیم با نگاه کردن به آن «شخصیت شتری» او را تماشا کنیم.</p>
            <p>الآن دارم از خیلی دور می شنوم که یک نفر که سالهاست یک شتر دارد و روی شترش اسم گذاشته است و با هم رابطۀ دوستانه پیدا کرده اند و آن انسان صاحبِ شتر سرش را به سر شترش می چسباند، یا از یک طرف توی یک چشم او نگاه می کند و برای او درد دل می کند، دارد خِطاب به من می گوید:</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/10/12/121012134127_letter_from_london_304x171_bbc.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">هرچه به اجزای کلّۀ این شتر نگاه می کنیم، چیزی از شخصیتِ فردی او نمی بینیم. </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>«این چه حرفی ست می زنی! هر شتری برای خودش روح دارد! شخصیت دارد! تو با شتر زندگی نکرده ای تا این را بفهمی! همین طور هوایی یک چیزی می گویی!»</p>
            <p>و من هم از دور به این آقا می گویم: «حقّ با شماست! من دربارۀ «شتر» به طور کلّی حرف می زنم، و گرنه «شتر» شما که البتّه روح دارد، شخصیت دارد، توی دنیای خودش غزلهای عشقی و عرفانی هم می گوید، امّا متأسّفانه وقتی آدمی مثل من رو به رویش می ایستد، توی صورتش و نگاه چشمهایش در مجموع چیزی از دَهها و صدها حالت و احساس متفاوت یا متضادّ را نمی بیند تا آن را به خاطر بسپرد و دفعۀ دیگر که شتر روح دار و شخصیت دار شما را دید، او را به جا بیاورد!</p>
            <p>خلاصۀ حرف من دربارۀ صورت به معنای شخصیت انسان این است، که شما اگر از آن جوانهایی هستید که، خانم یا آقا، می خواهید:</p>
            <p>ابروتان را سوراخ کنید و از این سوراخ سنجاق قفلی آهنی یا طلایی آویزان کنید؛</p>
            <p>طرف راست یا چپ دماغتان را سوراخ کنید و تویش نگین شیشه ای یا الماس با دورۀ برنجی یا طلای سفید فرو کنید؛</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/10/12/121012134114_letter_from_london_304x171_bbc.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">شاید این شتر برای صاحبش شخصیت فردی داشته باشد، روح داشته باشد، غزلهای عشقی و عرفانی هم بگوید، امّا برای دیگران فقط شتراست و توی صورتش هیچ چیز خاصّی پیدا نیست.  </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>می خواهید زیر بناگوشتان تصویر عقاب یا مارمولک خالکوبی کنید؛</p>
            <p>یا موهاتان را از دو طرف بتراشید و از وسط به صورت لالۀ تاج خروس دربیاورید، یا آنهارا نه بور، نه قهوه ای روشن، نه خرمایی، نه سیاه، بلکه قرمز، آبی، زرد، سبز، یا بنفش بکنید؛</p>
            <p>و خلاصه با این صورت طبیعی و دست نخوردۀ خودتان که صورت شماست و هیچ عیبی ندارد، و به قول حافظ» شیرازی، «آیینۀ خدا نما»ست، صد جور دست ور کنید و صد جور زینت آذینش بکنید؛</p>
            <p>من حقّ فضولی ندارم، و غلط می کنم اگر فضولی کنم، ولی شما هم نباید از من انتظار داشته باشید که از نگاه کردن به «آیینۀ سر و صورت» شما، «شخصیت انسانی» شما را «دُرست» ببینم!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-10-05:20334037</id>
      <dc:identifier>20334037</dc:identifier>
      <updated>2012-10-05T16:36:12+00:00</updated>
      <published>2012-10-05T12:28:42+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«ارمنیهای ایران»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۱۰)۵ اکتبر ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۳۱۰)۵ اکتبر ۲۰۱۲, </dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/10/121005_l13_letter_from_london_310.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/10/121005_l13_letter_from_london_310.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«ارمنیهای ایران»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/09/12/110912112234_loris_tjeknavorian_304x171_._nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">آقای «لوریس چکناواریان» (- ۱۳۱۶)، آهنگساز و رهبر ارکستر </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="."/>
            </div>
            <p/>
            <p>بعضی از مردم اوّل یک داستان درست می کنند و بعد می گویند آن را خواب دیده اند و تعریف می کنند، امّا این بندۀ حقّ جزو آنهایی هستم که اوّل واقعاً خواب می بینند و بعد داستانش را درست می کنند و مثلاً می گویند:</p>
            <p>نمی دانم کجا بودم... حاشیۀ تهران... آنکارا... که همان آنقّره باشد... یا در جایی از حاشیۀ همین لندن. معرکه نگرفته بودم، ولی چند تا جوان دور من جمع شده بودند. چه طور شده بود که حرف از ارمنیها پیش آمده بود، این را هم نمی دانم، امّا دیدم دارم می گویم:</p>
            <p>«من از همان بچّگی که در حاشیۀ طوس، در جایی به اسم مشهد زندگی می کردیم، ارمنیها برایم احترام خاصّی داشتند. همسایۀ ارمنیمان خانوادۀ آبرومندی بودند. دو تا دختر، یک پسر، مادرشان برای همسایه های پولدار محلّه رختشویی و اتو کشی می کرد و همه «مادام آنوش» صداش می کردند، و پدرشان، پارناواز، کارگر مکانیک بود.»</p>
            <p>آنوقت یکی از جوانهایی که دور من جمع شده بودند، با خوشحالی گفت: «ما همه ارمنی هستیم. پارناواز را می شناسیم.»</p>
            <p>و من گفتم: «آنوقتها، ما سفره می انداختیم کف اتاق و نان توی کاسۀ آبگوشت ترید می کردیم، امّا خانوادۀ مادام آنوش سر میز غذاهای فرنگی می خوردند. لباس بیرون رفتنشان هم با لباس کارشان فرق می کرد. یک روز عصر که دسته جمعی می رفتند سینما، بیا تماشا کن. انگار داراترین و متجدّدترین خانوادۀ محلّۀ ما بودند. نمی دانم چرا هر وقت راجع به ارمنیها فکر می کنم، گریه ام می گیرد!»</p>
            <p>داشتم هق هق گریه می کردم که از خواب بیدار شدم. از آن روز تا حالا همه اش فکر می کرده ام که چرا «ضمیرِ ناخودآگاهِ» من، هر وقت حرف ارمنیها پیش می آید، گریه اش می گیرد. یکدفعه یادم آمد که در همان بچّگی که من گاهی با «کارن»، پسر مادام آنوش، می رفتم خانه شان و مادام آنوش برای ما روی میز چایی و بیسکویت دستپخت خودش را می گذاشت، آرزو می کردم که کاشکی ما هم ارمنی می بودیم!</p>
            <p>می پرسید: «حالا چی فکر می کنی؟»</p>
            <p>حالا فکر می کنم در این دو سه هزار سالی که ما با ارمنیها... چی بگویم؟ ... همسایه بوده ایم، اگر آن قدر که آنها از «خوبیها»ی فرهنگ ما ایرانیها گرفته اند و جزو فرهنگ خودشان کرده اند، ما از «خوبیها»ی فرهنگ آنها گرفته بودیم، حالا از خیلی از ملّتهای اروپایی جلوتر می بودیم.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/10/05/121005160331_vigen_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">آقای «ویگن دِردِریان» (۱۳۸۲-۱۳۰۷)، خواننده و هنریشه، معروف به سلطان جاز ایران </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p/>
            <p>باور نمی کنید؟ بروید سراغ «اینترنت»، ببینید مثلاً دایرة المعارف «ویکیپدیا»، دربارۀ «ارمنیهای ایران» چی می گوید. این چند سطر از مطلب حدوداً پانزده سطری این «دایرة المعارف»، که آن را حتماَ یک ایرانی نوشته است:</p>
            <p>«ارامنه ایران یکی از اقلیتهای قومی مذهبی ایران از شاخه گریگوریان هستند که بسیاری از آنها از نسل مهاجرانی هستند که در سال ۱۰۱۳ قمری برابر با ۱۶۰۴ میلادی از سرزمین همسایه ارمنستان به ایران کوچانده شدند... ارامنۀ قفقاز در جنگهای ایران و روس که به جدایی مناطق وسیعی از ایران منجر شد، به قوای روس کمک کردند...»</p>
            <p>و حالا چند سطر از مقالۀ حدوداً صد و بیست سطری یک ارمنی ایرانی به اسم «آندرانیک هویان» زیر عنوان «ارمنیان ایران»:</p>
            <p>«روابط ایرانیان و ارمنیان از هزارۀ اول پیش از میلاد آغاز می شود... زبان ارمنی یکی از شاخه های مستقل زبان هند اروپایی است ولی با زبان فارسی پیوندی ناگسستنی دارد... هیچ قوم و ملتی به اندازۀ ارمنیان با ایرانیان نزدیک نمی باشند. در حقیقت ایرانیان و ارمنیان دو برادر همنژاد و همخون می باشند که از یک دیگر آگاهی چندانی ندارند.»</p>
            <p>تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مقایسۀ مجمل!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-09-28:20206464</id>
      <dc:identifier>20206464</dc:identifier>
      <updated>2012-09-28T18:46:33+00:00</updated>
      <published>2012-09-28T17:57:10+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«با شعر جور در نمی آید!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۰۹) ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۳۰۹) ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۲, </dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/09/120928_l93_letter_from_london_309.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/09/120928_l93_letter_from_london_309.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«با شعر جور در نمی آید!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/09/28/120928184242_edith_piaf_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">خوش به حال آنهایی که شعرهای «مالارمه» را با صدای مرحومه «ادیت پیاف» (Edith Piaf)، آواز خوان بزرگ فرانسوی، شنیدند...  </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>گاهی وقتها می بینید یک نفر که اصلاً هیچوقت در جواب هیچ سؤالی لازم نمی دیده است که یک لحظه فکر بکند، یکدفعه در جواب یک سؤال سادۀ شما، بر طبق طبیعت و عادت خودش، فکر نکرده، جوابی می دهد که شما را واقعاً در بحر تفکّر فرو می برد، چون احساس می کنید که در همان جواب سادۀ معصومانۀ ساده لوحانۀ فکر نکردۀ هوایی او، به زبان ادباء، «راز بزرگی نهفته است»! و آنوقت شما، بعد از غوطه ها و غوصهای نفسگیر، از بحر تفکّر که در می آیید، می بینید مشتتان خالی است، امّا دلتان از درد تازه ای پُر شده است.</p>
            <p>به ایستگاه اتوبوس که رسیدم، دیدم دو تا دختر بیست و چند سالۀ خوش صورت و خوش لباس و خیلی خوشحال و خوش به حال، یکی سفید پوست، یکی سیاهپوست، راحت و بی خیال، روی نیمکت باریک، پشت به دیوار شیشه ای ایستگاه واداده، پاها رااز جلو دراز کرده، دارند با لهجۀ غلیظ و دل انگیز پاریسی یا «پاغیسین» (Parisien) خوش و بش می کنند.</p>
            <p>چند دقیقه ای، مثل آدمی که در گلستان سعدی، پای بوتۀ گل سرخ نشسته باشد و دو تا بلبل شیرازی بی خبر از وجود او، مشغول نغمه خوانی خودشان باشند، در سکون و سکوت مطلق گوش دادم و لذّت بردم و حظّ کردم.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/09/28/120928182437_colette_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">... یا با صدای مرحومه «کولت» (Colette)، که کارش را با رقُاصگی در کاباره شروع کرد، و بعدها شد یکی از معرف ترین داستان نویسهای فرانسوی </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>بعد برای اینکه حظّ و لذّتم را کامل کنم، فضول شدم و گفتم: «ببخشید که حرفتان را قطع می کنم. فرانسوی زبان اصلی شماست؟ شما پاریسی هستید؟»</p>
            <p>هر دو همصدا گفتند: «بله!» و سفید پوسته گفت: «دانشجو هستیم.» و سیاهپوسته گفت: «اینجا یک دورۀ فشرده انگلیسی می خوانیم.»</p>
            <p>به من مربوط نبود که این خانمهای پاریسی توی لندن چه کار می کنند. می خواستم ببینم با این لهجۀ دلنشین و دل انگیز و دلپذیر که پیش پا افتاده ترین کلمه ها را به یک نغمۀ آسمانی تبدیل می کند، مثلاً شعرهای «استفان مالارمه» (۱) را که خودش هم از موسیقیشان لذّت می برد و کاری به معنیشان نداشت، می خوانند و لذّت می برند؟</p>
            <p>هر دو یکصدا، گفتند: «کی؟ مالاغمه؟» فهمیدم که سؤال مناسبی نکرده ام. گفتم: «مالارمه نه! مثلاً شعرهای آرتور شارل بودلر (۲)، پل ورلن (۳)،آرتور رمبو (۴)، لویی آراگون (۵)، پل الوآر (۶)؟ می خواهم بگویم خوش به حالتان که می توانید شعرهای اینها و بهتر از اینها را به زبان خود آنها بخوانید، مخصوصاً با صدای بلند و با این لهجۀ آسمانی پاریسی!»</p>
            <p>هر دو خانم جوان پُر شور و نشاط پاریسی حالت شاگردهایی را پیدا کردند که در جواب معلّم درمانده باشند، و سیاهپوسته گفت: «شعرهای بعضیهاشان را در مدرسه که بودیم، می خواندیم.»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="640" height="360"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/09/28/120928182548_simone_de_beauvoir_640x360_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">... یا با صدای مرحومه سیمون دو بووآر (Simone de Beauvoir)، یار و همفکر و همقلم وهمداستان «ژان پل سارتر» (Jean Paul Sartre)، فیلسوف و رمان نویس و نمایشنامه نویس فرانسوی. </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>و سفید پوسته گفت: «ما زیاد اهل شعر نیستیم. در دانشگاه تاریخ و جامعه شناسی می خوانیم!»</p>
            <p>و سیاهپوسته در تأیید حرف دوستش گفت: «بله، تاریخ و جامعه شناسی می خوانیم! من اوّل می خواستم در دانشگاه ادبیات بخوانم، امّا بعد دیم هم سخت است، هم چه فایده ای دارد! این بود که تصمیم گرفتم تاریخ و جامعه شناسی بخوانم.»</p>
            <p>و دوست سفید پوستش گفت: «تاریخ و جامعه شناسی با شعر جور در نمی آید!»</p>
            <p>با یأس زدگی گفتم: «هیچکدام از استادهای تاریخ یا جامعه شناسیتان از جا و اهمیت شعر در تاریخ اجتماعی و فرهنگی انسان در ده، بیست هزار سال گذشته برایتان چیزی نگفته است؟» و از این حرفی که زدم پشیمان شدم!</p>
            <p>______________________________________</p>
            <p>1- Stéphane Mallarmé : شاعر سمبولیست فرانسوی (1898- 1842)</p>
            <p>2- Charles Baudelaire : شاعر، منتقد و مترجم (1867 – 1821)</p>
            <p>3- Paul Verlaine : از پیشوایان بزرگ مکتب سمبولیسم (1896 – 1844)</p>
            <p>4- Arthur Rimbaud : شاعری که هنوز بیست ساله نشده بود که شعر گفتن را به کنار گذاشت، امّا با همان شعرهایی گفته بود، در شکل گیری ادبیات و موسیقی و نقاشی مدرن تأثیر زیادی داشت و از پیشگامان مکتب سوررئالیسم در شعر فرانسه شناخته شده است (1891 – 1854)</p>
            <p>5- Louis Aragon : شاعر و داستان نویس فرانسوی (1982 – 1892 )</p>
            <p>6- Paul-Eluard یکی از بنیادگذاران مکتب سوررئالیسم در شعر فرانسه (1895 – 1957)</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-09-21:20058339</id>
      <dc:identifier>20058339</dc:identifier>
      <updated>2012-09-21T15:24:03+00:00</updated>
      <published>2012-09-21T15:06:58+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«در دادگاه عدل طبیعت»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۰۸) ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۳۰۸) ۲۱ سپتامبر, </dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/09/120921_l13_letter_from_london_308.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/09/120921_l13_letter_from_london_308.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«در دادگاه عدل طبیعت»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/09/21/120921151122_letter_from_london_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">درود بر افلاطون! با اجازۀ شما، می خواهم بحثم را سقراطی شروع کنم</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>با اجازۀ شما، می خواهم بحثم را سقراطی شروع کنم. همین الآن، یعنی در این لحظه از عصر «اینترنت»، بیایید، بنشینیم جلوِ کامپیوتر، برویم به سایت «گوگل فارسی»، و در محلّ «جست و جو» (Search) توی گیومه چند تا عبارت «دشنامی» یا «فُحشی» با کلمۀ «حیوان» تایپ کنیم. من تایپ کردم و اینهاست چند نمونه ای از آن عبارتهای دشنامی یا فُحشی:</p>
            <p>* «حیوان بیشرف» : «کثافتهایی که هیچی جز یک حیوان بیشرف نیستند.»</p>
            <p>* «حیوان رذل»: «انسان نیستند. اینا یک مشت حیوان رذل عوضی هستند!»</p>
            <p>* «حیوان بی ناموس»: «آدم نه... بهتره بگم یه حیوان بی ناموس هست که فکر می کنه اثالت [اصالت!؟] رو میشه فراموش کرد.»</p>
            <p>* «حیوان دروغگو»: «آیا این معنای واقعی غربزدگی نیست، ... ای حیوان دروغگو؟»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/09/21/120921151523_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">چندتا از تهمتهایی که آدمها به حیوانات می زنند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>* «حیوان حرامزاده»: «تو آدم نیستی، حیوان حرامزاده ای.»</p>
            <p>* «حیوان وقیح»: «مرد هیزی ... به جای انسان بودن به حیوان وقیح و بیشرمی تبدیل شده است...»</p>
            <p>* در اشاره به یک مأمور انتظامی»: «حیوان بیرحم، چنان سیلیهای محکمی به این دو غریب بینوا زد که انصافاً جگر من آتش گرفت.»</p>
            <p>نمونۀ این جور فحشها، در زبان فارسی هست و زیاد هست. در زبانهای دیگر هم فکر نمی کنم کم باشد. مثلاً در زبان انگلیسی «بیست» (beast) یعنی «حیوان وحشی» و صفتش که «حیوانی» باشد، می شود «بسچِل» (bestial)، با خیلی معنیهای مجازی، از آن جمله بیرحم، تبهکار، شریر، غیر انسانی، بی منطق، بی ادب، بد ذات، بیعاطفه، منفور، پلید، سنگدل، آدمکش، بد خواه، اهریمنی و امثال اینها. خلاصه تا به حال هیچ صفت زشت آدمیزادی ای نبوده است که یک آدمیزاد به عنوان یک صفت «حیوانی» به یک آدمیزاد دیگر نسبت نداده باشد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/09/21/120921151056_letter_from_london_304x171_getty_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">فرانکلین روزولت، یکی از خوشنام ترین و محبوب ترین رئیسهای جمهوری آمریکا، در وسط دو تا رفیقش، استالین و چرچیل که در بازی جنگ علیه هیتلر متّفق بودند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p>تازه این فقط ما آدمهای «نه سرِ پیازی، نه تهِ پیازیِ» عصر تکنولوژی و تجارت نیستیم که تا از یکی از همنوعهای خودمان رفتار و کرداری می بینیم که در چشم انداز اخلاق انسانی زشت است، پلید است، بیرحمانه است، شقاوت آمیز است، نفرت انگیز است، خشم آور است، دیوانه کننده است، و شایستۀ همۀ صفتهای ضدّ انسانی و ضدّ خدایی است، فوراً کمند فکرمان را به گردن «حیوانات» می اندازیم، بلکه خیلی از آدمهای بزرگ و متفکّر و کلّه گنده و عالیمقام و محبوب القلوب و ساحر الاذهان هم که آدم ازشان انتظار دارد در بیان فکرهای بزرگشان توی گودال زبانِ عوام النّاسی نیفتند، می بینی یکدفعه همۀ آن صفتهای ضدّ انسانی و ضدّ خدایی را می چپانند توی کلمۀ «حیوانی» و تحویل خاصّ و عامّ می دهند و می روند و حالیشان نیست!</p>
            <p>مثلاً عیسی بیامرز فرانکلین روزولت (Franklin D. Roosevelt)، یکی از خوشنام ترین و محبوب ترین رئیسهای جمهوری آمریکا در مورد جنگ جهانی دوّم فرموده است:</p>
            <p>«ما بیش از آنچه خواهان پایان دادن به این جنگ باشیم، خواهان آن هستیم که هرگز هیچ جنگی آغاز نشود. بله، خواهان پایان دادن به این روشِ «حیوانی» و غیر انسانی و مطلقاً غیرمنطقی در رفع اختلافات بین دولتها هستیم.»</p>
            <p>حالا شما خودتان فکر کنید و ببینید غیر از آدمیزاد، چه حیوانی در دنیا پیدا می شود که دادگاه عدل طبیعت او را به جرم شایستگی یکی از این صفتها محکوم کرده باشد!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-09-06:19743239</id>
      <dc:identifier>19743239</dc:identifier>
      <updated>2012-09-07T10:45:08+00:00</updated>
      <published>2012-09-06T10:41:23+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«حرفهای ساده و حرفهای حکیمانه»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۰۶) ۷ سپتامبر ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>«حرفهای ساده و حرفهای حکیمانه», نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/09/120906_l13_letter_from_london_306.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/09/120906_l13_letter_from_london_306.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«حرفهای ساده و حرفهای حکیمانه»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/09/06/120906104450_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">والله، نخست وزیرهایی مثل این آقای بنجامین دیسرائلی (Benjamin Disraeli)، وَردست «ملکه ویکتوریا» کجا، آقای تونی بلر (Tony Blair) و دیوید کامرون (David Cameron) کجا؟</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p/>
            <p>نمی دانم. شاید اشتباه می کنم. شاید همان چهل، چهل و پنج سال پیش هم که خاک انگلستان دامنم را گرفت و خار غربت در دلم خلید، نخست وزیرهایی مثل ادوارد هیث (Edward Heath) و هارولد ویلسون (Harold Wilson) و اطرافیهاشان، با مثلاً تونی بلر (Tony Blair) و دیوید کامرون (David Cameron) و اطرافیهاشان فرق زیادی نداشتند. شاید اوضاع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی بریتانیا خیلی پیشتر از چهل، چهل و پنج سال پیش رو به خرابی گذاشته بود و کارش به بی حساب و کتابی کشیده بود و گند این کج فکری و کجروی لابد تازه حالا بلند شده است و من بیخودی خیال می کنم که شخصیت و مدیریت آنها بهتر از مال اینها بود و صداقت و انسانیتشان بیشتر از مال اینها.</p>
            <p>با وجود این به خودم می گویم: «نه، آنها با اینها یک فرقهایی داشتند!» ضمناً خوب که فکر می کنم، می بینم در هرجای این دنیا که فکرش را بکنید، در «بدیها» هیچکس بی تقصیر نیست، و در «خوبیها» هم هیچکس بی تأثیر نیست.</p>
            <p>اینکه عربها بگویند: «الناسُ عَلی دینِ مُلوکِهِم»، یعنی مردم دنباله رو فرمانرواهای خودشان هستند و در حرف و عمل از آنها تقلید می کنند، نه مردم یک مملکت را به کلّی از همۀ تقصیرهاشان تبرئه می کند، نه می تواند مسئولیت همۀ خرابیها را به گردن صاحبهای قدرت و اختیارآن مملکت بیندازد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/09/06/120906104522_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">فکر می کنم مردم همۀ نزدیک به دویست کشور عضو سازمان ملل متّحد با معنای این حدیث شریف کاملاً آشنا باشند. اگر شکّی دارید، بروید از خودشان بپرسید!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>من، از تصادف روزگار، از حرفهای حکیمانه خوشم می آید، امّا عادت کرده ام که گول آنها را نخورم. حرفهای ساده را می شنوم و ردّ می شوم، چون برای این ساده اند که نمی خواهند مرا گول بزنند، امّا تا حالا شده است که شما یک حرف حکیمانه بشنوید، چه پُر مغز و به درد بخور، چه پوچ و بی خاصیت، که پیچ و تاب معنایی و آلنگ و دولنگ لفظی نداشته باشد؟</p>
            <p>جناب «بوئیتیوس»، رفیق فیلسوف و شاعر وسیاستمدار رومی اوایل قرن ششم میلادی خودمان که معروف حضورتان هست؟ همانی که کتاب «تسلاّی فلسفه» را نوشته است؟ این رفیق در جایی از کتاب خودش، از زبان «فلسفه بانو» ثابت می کند که این «شخص» است که به «مقام» اعتبار می بخشد، نه بر عکس، یعنی مقام به خودی خود اعتبار ندارد.</p>
            <p>مثلاً این «میرزا تقی خان امیر کبیر»، صدر اعظم ناصرالدّین شاه قاجار بود که با شخصیت خودش باعث اعتبار مقام «صدر اعظمی شد»، چون قبلۀ عالم، بعد از قتلانیدن امیر کبیر، مقام صدر اعظمی را پیش میرزا آقاخان نوری، مشهور به اعتماد الدوله انداخت و دید و دیدند که این مقام چه قدر خوار و بی اعتبار شد.</p>
            <p>آنوقت جناب بوئیتیوس از زبان «فلسفه بانو» می گوید: «هر وقت که یک مقام عالی حکومتی به دست آدمهای نابکار افتاده است، فاجعۀ این کار از سیل بنیان کن و انفجار آتشفشان هم بدتر بوده است.»</p>
            <p>خوب، این حرف حکیمانه را نمی شود پوچ و بی خاصیت دانست، امّا نباید خیال کرد که این حرف عین حرف حکیمانۀ «بزرگمهر»، صدر اعظم «انوشیروان» است، که از او پرسیدند: «موجب انقراض ساسانیان چه بود؟» و او در جواب گفت: «کارهای بزرگ را به مردم خُرد سپردند و کارهای خُرد را به مردم بزرگ و بزرگان به کار کوچک دل ننهادند و خُردان از عهدۀ کار بزرگ برنیامدند و ناچار هر دو تباه گشتند!»</p>
            <p>و من بعد از شکّ و تأمّل در معنای این حرف حکیمانه به این نتیجه رسیده ام که «بزرگمهر» باید خیلی ساده می گفت: «چون ساسانیان خودشان «خُرد» بودند یا شده بودند، کارهای «بزرگ» را به افراد خُردی مثل خودشان سپردند، و بزرگان هم که دلسرد شده بودند، در خدمت آنها بودن را ننگ می دانستند و این طور شد که بر سرِ ساسانیان و مُلک و ملّت آنها آن آمد که آمد!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-09-14:19907832</id>
      <dc:identifier>19907832</dc:identifier>
      <updated>2012-09-14T16:21:23+00:00</updated>
      <published>2012-09-14T11:34:38+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«بورژوا و شبه بورژوا»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۰۷) ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>«بورژوا و شبه بورژوا», نامه ای از لندن (۳۰۷) ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۲</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/09/120914_l13_letter_from_london_307.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/09/120914_l13_letter_from_london_307.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«بورژوا و شبه بورژوا»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/09/14/120914114026_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">وُلتر (Voltaire)، نویسنده و مورّخ و فیلسوف فرانسوی قرن هجدهم، منادی برابری حقوق انسانی، آزادی مذهب، آزادی بیان، و جدایی دین از حکومت، نه روستایی بود، نه از طبقۀ اشراف، یک بورژوای اصیل بود</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>این فقط ما فارسی زبانها نیستیم که خیلیهامان اصلاً نمی خواهیم بدانیم که فلان کلمه در قدیم و در اصل چه معنایی داشته است، بلکه صاحبهای امروزی زبانهای اروپایی هم که «جدّة الاجداد» زبان همه شان «سانسکریت»، خواهر تنیِ «پارسی باستان» است، رفتارشان با زبان مادر مُرده با رفتار ما چندان فرقی نمی کند!</p>
            <p>چیزی که باعث شد من این موضوع را مطرح کنم، این است که چند روز پیش یک هموطن اهل فکر و قلم که فکر می کند علاوه بر زبان فارسی وعربی، زبان انگلیسی هم توی چنگولش است، و ضمناً خودش را یک سوسیالیست خدا پرست می داند، با لحن یک مارکسیست عامی می گفت:</p>
            <p>«راستی، خود «بورژوازی» چی هست که بعضیها اصرار دارند به یک مشت نو کیسۀ تازه به دوران رسیده بگویند «شبه بورژوآ»؟ این کلمه را با لحنی هم ادا می کنند که انگار می خواهند طعنه زده باشند و گفته باشند «جواهر بدلی»، در مقابل «جواهر اصل!»</p>
            <p>راستش من حال و حوصلۀ بحث با این جور آدمها را ندارم، آدمهایی که خودشان «بورژوای بدلی» هستند و با اینکه پیش خیلی از آدمهای مثل خودشان اقیانوس العلوم حساب می شوند، هنوز معنی اصلی «بورژوا» را نمی دانند و آن را «ثروتمند و دارندۀ سرمایه و ابزار تولید» معنی می کنند! فقط برای اینکه بی احترامی نکرده باشم و جوابی به او داده باشم، گفتم: «نمی دانم! می گویند دیگر!»</p>
            <p>اگر حال و حوصلۀ بحث با او را می داشتم، اقّلاً به او می گفتم: «عزیز جان، کلمۀ بورژوا که پدرش فرانسوی است و جدّش «لاتین»، در اصل به معنی «شهر نشین» بوده است، در مقابل کلمۀ «ده نشین» یا «دهاتی». از همان سه چهار هزار سال پیش، آدمهای ده نشین زراعت می کردند و زندگی ساده ای داشتند، و خانۀ ساده ای، و فرهنگ ساده ای، و شعر و قصّه و رقص و ساز و آواز خودشان را داشتند، و جز زندگی کردن و شکر خدا را گفتن فلسفه ای نداشتند، و اگر تک وتوکی از آنها گرفتار شکّ و سؤالهای گُنده می شدند، عاقبت سر از شهر در می آوردند!»</p>
            <p>اگر حال و حوصلۀ بحث با او را می داشتم، به او می گفتم: «عزیز جان، تمدّن بشر از شهرنشینی شروع شد، و آنچه امروز در دنیا اجزای اصلی تمدّن و فرهنگ بشر را تشکیل می دهد، عدّه ای از شهر نشینها، که همان «بورژوآهای اصل» باشند، به وجود آورده اند. امّا البتّه از همان اوّل هم نمی شد به هر کس که توی شهر زندگی می کند و هیچ سهمی در پیشبرد تمدّن و فرهنگ عمومی بشر ندارد، گفت بورژوآ، ودر نتیجه همیشه اقلیتی از شهرنشینها بورژوای اصل و اصیل بوده اند و اکثریت آنها شبه بورژوآ و ثروتمند نو یا کهنه کیسه و تازه یا کهنه به دوران رسیده!»</p>
            <p>اگر حال و حوصلۀ بحث با او را می داشتم، به او می گفتم: «عزیز جان، آن کلمۀ «دهقان» هم که امروز برای من و تو و ایشان بیشتر معنی روستایی و دهاتی و زارع دارد، و مُعَرّبِ کلمۀ «دهگان» است، درست که به سابقۀ معنیش برسی (۱)، می بینی از لحاظ خصوصیات طبقاتی و فکری و فرهنگی، تقریباً معادلِ «شرقی» همان کلمۀ غربیِ «بورژوا» ست که در عهد «فردوسی طوسی» هنوز معنی اصلیش را داشت و هنوز هم این کلمۀ فارسی در زبان عربی همان معنی اصلیش را دارد!»</p>
            <p>و آنوقت کلمۀ «دهقان» را توی یک کتاب لغت عربی به انگلیسی، مثلا تألیف «هانس ویر» (Hans Wehr) پیدا می کردم و می گذاشتم جلوش: «شخص مهمّ و معتبر، عالی مقام، در ایران قدیم رئیس و رهبر، مثال: دهاقین السیاسة، یعنی رهبران و بزرگان سیاسی».</p>
            <p>_______________________________</p>
            <p>۱- لطفاً اگر حال و حوصله دارید، برای اطلاّع بیشتر از سابقۀ معنی کلمۀ «دهقان» به لغتنامۀ «دهخدا» مراجعه بفرمایید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-08-30:19609642</id>
      <dc:identifier>19609642</dc:identifier>
      <updated>2012-08-31T12:27:11+00:00</updated>
      <published>2012-08-30T14:07:23+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«روانشناسی نفرین و فحش»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۰۵) ۳۱ اوت ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>«روانشناسی نفرین و فحش»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/08/120830_l13_letter_from_london_305.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/08/120830_l13_letter_from_london_305.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«روانشناسی نفرین و فحش»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>دیروز ده قدم مانده بود که خودم را با هن هن و لک لک به اتوبوس برسانم که رانندۀ سومالیایی، با وجود اینکه عصا در هوا تکان دادن التماس آمیز مرا دید، رویش را برگرداند و موجودیت انسانی مرا ندیده گرفت و رفت. زحمتش برای آن بندۀ خدا ده ثانیه صبر کردن بود و رحمتش برای من معاف شدن از حدّ اقلّ پانزده دقیقه انتظار اتوبوس بعدی.</p>
            <p>خیال نکنید که این پانزده یا حدّ اکثر بیست دقیقه انتظار کشیدن بود که مثل جهنّم تمام وجود مرا به آتش کشید و تمام دستگاه آفرینش را برای من بی معنا کرد! نخیر، فقط معنای عمل او بود که به من گفت:</p>
            <p>«آقا، خیلی وقت است که ” انسانیت“ برای” بشریت“ بی معنا شده است! تو از رانندۀ سومالیاتی یا خُلّص انگلیسی اتوبوس لندن چه انتظاری داری؟ بیا، برای اینکه آبی به آتش خشم و حیرت خودت بزنی، اگر رو به آسمان داری، نفرینی بکن، و اگر رو به زمین داری، فحشی بده تا روحت کمی آرام بگیرد و بتوانی به کار معنی دادن به لحظه های زندگی خودت ادامه بدهی!»</p>
            <p>آنوقت بود که من در ادامۀ کار معنی دادن به لحظه ای زندگی خودم، فهمیدم که چرا پشت سر اتوبوسی که دارد می رود و نمی داند که راننده اش موجودیت انسانی مرا ندیده گرفته است، عصایم را در هوا تکان می دهم و با فریادهای تلخ به زبان شیرین فارسی فحشهای آب نکشیده نثار رانندۀ روباتی بدبخت بیگناه اتوبوس و صاحبکارهای ظلوماً جهولای او می کنم!</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/08/30/120830141516_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">اگر رو به آسمان داری، نفرینی بکن، و اگر رو به زمین داری، فحشی بده تا روحت کمی آرام بگیرد...</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>بله، در همان لحظۀ بزرگ و با شکوه این معنی در ذهنم جرقّه زد که اگر علم روانشناسی دربارۀ «روانشناسی نفرین و فحش» یک فصل مستقلّ و مشروح ندارد، یک آدم خودشناس بامعرفت پیدا بشود و این کار را بکند.</p>
            <p>در این فکر بودم که یکدفعه دیدم خانم میانه سالی از راه رسید و در فاصله ای از من ایستاد و با لبخندی معنی دار و لهجه ای خارجی گفت: «عصبانیتان کرد؟ حقّ دارید! من هم عصبانی می شوم! شما یونانی هستید؟» گفتم: «نه! چه طور مگر؟» گفت: «آخر فکر کردم شاید زبانی که داشتید با آن پشت سر اتوبوس فریاد می زدید، لابد زبان یونانی است!»</p>
            <p>من هم که حالا به صرافت افتاده بودم که موضوع «روانشناسی نفرین و فحش» را جدّی تر بگیرم، به آن خانم میانه سال خارجی گفتم: «شما معمولاً در اینجا، وقتی کسی با یک عمل ناحقّ و زشت و نادرست خونتان را به جوش می آورد، به چه زبانی فحش می دهید یا نفرین می کنید؟»</p>
            <p>حالا خانم میانه سال خارجی قاه قاه خندید و گفت: «به زبان لهستانی فحش می دهم، فحش، چون نفرین برایم بی معنی است، امّا فحش آرامم می کند و هیچ هم از خودم خجالت نمی کشم که فحش می دهم!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/08/30/120830141558_letter_from_london_304x171_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">این آقا، اَندی ماری (Andy Murray)، معروف ترین تنیس باز بریتانیاست، که هر قدر هم عصبانی باشد، هرگز به رقیبش فحش نمی دهد، به توپ و راکت خودش فحش می دهد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>پرسیدم: «چرا نفرین برایتان بی معنی است!»</p>
            <p>گفت: «به همان دلیل که برای شما بی معنی است. وقتی آدم از کسی بدی یا ظلم و شقاوت ببیند که قدرت مقابله با او را نداشته باشد، اگر تکیه اش به خدا باشد، نفرین می کند، و اگر تکیه اش به خودش باشد، فحش می دهد. من هم مثل شما همیشه فحش می دهم!»</p>
            <p>گفتم: «لابد در زبان لهستانی هم مثل زبان فارسی، بیشتر از خیلی جاهای دنیا، انواع نفرینها و فحشها پیدا می شود!»</p>
            <p>و صحبتمان دربارۀ «روانشناسی نفرین و فحش» تا آمدن اتوبوس بعدی و توی اتوبوس تا پیاده شدن او ادامه یافت!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-08-24:19488210</id>
      <dc:identifier>19488210</dc:identifier>
      <updated>2012-08-24T13:14:42+00:00</updated>
      <published>2012-08-24T12:26:32+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«قرّة العیون ربّة النّوع تجارت»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۰۴) ۲۴ اوت ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۳۰۲) ۱۰ اوت ۲۰۱۲, «ادب از که آموختی؟»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/08/120824_letter_from_london_304.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/08/120824_letter_from_london_304.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«قرّة العیون ربّة النّوع تجارت»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/08/24/120824130543_ghanaian_street_cleaner_304x171_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">یک «رُفتگر خیابانی» که بیشتر ایرانیهای همنسل من بهش می گفتند، و شاید هنوز هم می گویند،  «سپور».</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>شما اگر مثلاً بشنوید که مسیح بیامرز، آقای «جان اسمیت»، رفت پزشکی خواند،</p>
            <p>متخصص بیماریهای قلبی شد،</p>
            <p>جرّاح شد،</p>
            <p>پروفسور شد،</p>
            <p>چهل سال در بیمارستانها خدمت کرد،</p>
            <p>چند هزار نفری را از مرگ نابه هنگام نجات داد،</p>
            <p>هزارتایی متخصّص و جرّاّح قلب حاذق تحویل جامعه داد،</p>
            <p>و وقتی بازنشسته شد یک خانۀ چهار اتاق خوابه داشت که قسطهایش را سی ساله پرداخته بود</p>
            <p>و به هیچ شخصی یا بانکی بدهکار نبود،</p>
            <p>و وقتی مرد، کّلاً در حدود دویست هزار پوندی توی بانک داشت،</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/08/24/120824130637_british_parliament_304x171_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">«خانۀ لردها» یا «مجلس اعیان» بریتانیای کبیر، پُر از خودساختگانِ همرنگ.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>و ضمناً نخست وزیرها و تنها ملکۀ آن چهل سال در ممالک محروسۀ بریتانیا اصلاً از وجودش و کارش و ارزش کارش خبر نداشتند، تعجّبی نمی کنید، چون آدمهای خوب و با خاصیت در هر جامعه ای، اهل هر حرفه ای باشند، همین طورند.</p>
            <p>امّا اگر مثلاً بشنوید که موسی بیامرز، آقای «موشه بن عمرام»،</p>
            <p>در شرق لندن،</p>
            <p>در یک محلّۀ فقیر نشین،</p>
            <p>در یک آپارتمان کوچک اجاره ای متعلّق به شهرداری به دنیا آمد،</p>
            <p>پدرش کارگر خیّاطخانه بود،</p>
            <p>و خودش در شانزده سالگی مدرسه را ترک کرد،</p>
            <p>و برای پول درآوردن سر گذر لبو فروشی کرد،</p>
            <p>و همینکه صد پوندی پس انداز کرد، با آن یک وانت دست سوّم خرید،</p>
            <p>و با این وانت شروع کرد به فروختن وسائل برقی در دهات اطراف شهر،</p>
            <p>و باز پول جمع کرد و شغل عوض کرد و داد و ستد کرد و تجارت کرد و بازرگانی کرد و لابد چون«یهوه» به او نظر لطف داشت، در سنّ شصت و پنج سالگی شد صاحب چیزی در حدود هفتصد و هفتاد میلیون پوند، برابر با تقریباً یک بیلیون و دویست میلیون دلار،</p>
            <p>و بر خلاف پروفسور جان اسمیت که «علم» او را ساخته بود،</p>
            <p>شد یکی از مردهای «خود ساخته»،</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/08/24/120824130710_surgery_304x171_..jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">پروفسور و جرّاح قلب در اتاق عمل، پیش از پرداخت کلیۀ اقساط وام سی سالۀ مسکن.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="."/>
            </div>
            <p>و به توصیۀ نخست وزیر وقت از دست ملکه لقب «سر» گرفت،</p>
            <p>و بعد هم یکی از نخست وزیرهای خیلی «کارگر» برایش لقب «لردی» گرفت،</p>
            <p>و او را به «مجلس اعیان» فرستاد</p>
            <p>و به عضویت «شورای بازرگانی بریتانیا» منصوبش کرد، شاید در تعجّب از بازی روزگار شاخ نامرئی در بیاورید، مخصوصاً از بابت این لقب بخشیهای قبلۀ عالمی هر سالۀ این دیار!</p>
            <p>دست روی دلم نگذارید که انگشتهای احساستان تاول می زند. این که می بینید حرف اعطای سالانۀ لقبهای دهن پر کُنِ «سِر» (Sir) به معنای تقریباً «شهسوار» (Knight) و «لرد» (Lord) به معنای تقریباً «عین الدوله» و «شرف الملک» را پیش کشیدم، دلیلش این است که صبح زود رفته بودم از مغازۀ پاکستانی سر کوچه شیر و نان بگیرم که چشمم افتاد به یک «رُفتگر خیابانی» که بیشتر ایرانیهای همنسل من بهش می گفتند «سپور»، و می دانید که این کلمه در اصل «ترکی» است، از مصدر «سُپُرماق»، یعنی جاروب کش، و تصادفاً چه قدر شبیه کلمۀ انگلیسی «سوییپر» (Sweeper) است که آن هم یعنی «رفتگر».</p>
            <p>اوّل صبح که به اخبار تلویزیون گوش کرده بودم، خبر چندتایی از شرفیافته ها و لقب گرفته های جدید را شنیده بودم و حالم بد شده بود و فشار خونم بالا رفته بود، و حالا که این «رفتگر» محترم زحمتکش را دیدم، از خودم پرسیدم:</p>
            <p>«راستی چرا تا حالا بزرگان سیاست این مملکت، که ادّعا می کنند اعطای لقب به افراد نشانۀ حق شناسی خدمتهای بزرگ به جامعه است، به این فکر نیفتاده اند که به یک «سپور بازنشسته» که سی چهل سالی در تمیز نگهداشتن شهر خدمت کرده است، لقب لردی عطا کنند و با حضور او به مجلس اعیان اعتبار ببخشند تا در میان آن همه لرد اقّلاً یک نفر پیدا بشود که از دردهای واقعی مردمِ واقعی کمی خبر داشته باشد؟»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-08-20:19396276</id>
      <dc:identifier>19396276</dc:identifier>
      <updated>2012-08-20T11:58:29+00:00</updated>
      <published>2012-08-20T10:19:58+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«بیچاره کلمۀ فلسفه!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۰۳) ۱۷ اوت ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۳۰۲) ۱۰ اوت ۲۰۱۲, «ادب از که آموختی؟»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/08/120820_letter_from_london_303.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/08/120820_letter_from_london_303.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«بیچاره کلمۀ فلسفه!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/08/20/120820115513_pic1.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">کلمۀ «فلسفه» را در اصل یونانیها با چسباندنِ «فیلو» (philo) به معنی «دوستدار» به کلمۀ «سوفیا» (sophia) به معنی «دانش» و «حکمت» درست کردند.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>بیچاره این کلمۀ «فلسفه» که اصلش نه عربی است، نه فارسی، بلکه مثل خیلی چیزهای دیگر بنیادش را یونانیها گذاشتند و اسمش را هم با چسباندنِ «فیلو» (philo) به معنی «دوستدار» به کلمۀ «سوفیا» (sophia) به معنی «دانش» و «حکمت» درست کردند و «فیلوسوفیا» به معنی «دانش خواهی» در اصل شامل همۀ دانشهای بشری عهد باستان می شد و به آدمهایی مثل «ارسطو» می گفتند «فیلسوف» که ما ایرانیها بیش از هزار سال پیش در ردیف او چند تایی داشتیم، از آن جمله «ابو نصر فارابی»، «ابن سینا»، و «ابو ریحان بیرونی».</p>
            <p> آنوقتها حتّی مردم کوچه و بازار هم برای فلسفه و فیلسوف احترام قائل بودند، و فیلسوفها هم به مردم افاده نمی فروختند و در واقع افتخار می کردند که معلّم و دوست مردم هستند. مثلاً سقراط می رفت توی کوچه و بازار، با مردم حرف می زد و فکرشان را روشن می کرد. خدا بیامرز جانش را هم سر همین مردم دوستی فدا کرد... می خواستم بگویم به باد داد، دیدم، «به باد دادن» با «فدا کردن» خیلی فرق می کند.</p>
            <p> حالا کلمۀ فلک زدۀ «فلسفه» برای خیلی از تحصیلکرده ها و منوّر الفکرها هم ارج و قربی ندارد، چه رسد به مردم کوچه و بازار که، اَستَغفِرُالله، انگار خدا هم از دستشان مأیوس شده است و «صِراطاً مستقیما» را ازپیش پاشان برداشته است.</p>
            <p>مثلاً در موقعی که یک نفر دارد برای توجیه فکر یا عمل نادرست خودش چرندیات به هم می بافد، به او می گویند: «فلسفه بافی نکن!» که یعنی «فلسفه» مساوی است با «چرندیات». این اصطلاح آن قدر رایج است که «علاّمه دهخدا» هم آن را در لغتنامه اش  آورده است و در تعریف آن، البتّه خیلی مؤدّبانه، گفته است: « فلسفه بافی یعنی سخن بیهوده و به ظاهر مستدل گفتن؛ استدلال بی پایه کردن!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/08/20/120820115517_pic2.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">«بوئیتیوس»، دولتمرد و فیلسوف رومی، نویسندۀ کتاب «تسلاّی فلسفه»، در زندان، در انتظار اعدام.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>اینکه می بینید این دفعه حرف فلسفه را پیش کشیده ام، دو دلیل دارد. دلیل اوّلش اینکه دارم ترجمۀ انگلیسی کتاب «تسلاّی فلسفه»، نوشتۀ «بوئیتیوس» (Boethius)، دولتمرد و فیلسوف رومی اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم میلادی را می خوانم که وقتی امپراتور از سرسختی و حقگویی او ترسش گرفت و به اتّهام توطئۀ «براندازی» به زندانش انداخت، پیش از آنکه اعدامش بکنند، تنها چیزی که به او تسلّی می داد، فرشته بانوی «فلسفه» بود که دربارۀ حقیقت زندگی و ارزشهای انسانی با او گفت و گو می کرد، یا در واقع خود «بوئیتیوس» بود که با نوشتن این کتاب خواست به مردم زمان خودش وصیت کند که اگر می خواهند «انسان» زندگی کنند، با «فلسفه» زندگی کنند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/08/20/120820115515_pic3.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">حالا دیگر چینیهای کمونیست هم، نه کاری به «مائو» دارند، نه یادی از «کنفوسیوس» می کنند، چون  سخت مشغول شمردن «پول» هستند. </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p> و امّا دلیل دوّمش اینکه می بینم از جنگ جهانی اوّل به بعد که «فلسفه» در صحنۀ زندگی بشر سال به سال خوارتر و بی اعتبارتر شده است و جایش را «بازار سازی» و «بازاریابی» گرفته است، به مردم «بی فلسفه» این طور حالی شده است که «کار» مساوی است با «پول» و «پول» مساوی است با «خوشبختی»! به این ترتیب، انسان که همیشه «کار می کرد برای زندگی»، حالا «زندگی می کند برای کار» و خیال می کند خوشبخت شده است.</p>
            <p> به شادی روح شهید «بوئیتیوس» عرض می کنم که «فلسفه» در زبان فارسی، پیش از آنکه به معنی «چرندبافی» به کار برود، علاوه بر معنی یونانیش، به معنی هدف، آرمان، مقصود، حقیقت، اندیشه، عقیده، مفهوم، منطق، و همۀ معنیها و ارزشهایی که انسان را در زمین جانشین خدا، یا خلیفة الله کرده است، به کار می رفت.  </p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-08-10:19203084</id>
      <dc:identifier>19203084</dc:identifier>
      <updated>2012-08-10T16:46:42+00:00</updated>
      <published>2012-08-10T11:18:14+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«ادب از که آموختی؟»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۰۲) ۱۰ اوت ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۳۰۲) ۱۰ اوت ۲۰۱۲, «ادب از که آموختی؟»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/08/120810_l13_letter_from_london_302.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/08/120810_l13_letter_from_london_302.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«ادب از که آموختی؟»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/08/10/120810112330_letter_302_-_picture_three.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">روح علاّمه دهخدا می فرماید: «من زبان فارسی را هم از مردم ساده یاد گرفتم، هم از سخنورانی مثل سعدی شیرازی.» (تصویر از روی جلد کلیات سعدی – نشر محمّد)</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>این رفیق ایرانی نقّاشِ من که حالا دیگر باید معروف حضور مبارکتان باشد ... چی؟ اسمش؟ ببخشید! به هر دلیلی که شما جایز بدانید، اسمش را نشنیده می گذاریم. بله، این رفیق نقّاش، برعکس بعضی از نقّاشها، با ادبیات کلاسیک آشناست، زبان فارسی را خوب می داند، و در ضمن صحبت تا دلتان بخواهد امثال و حکم و کلمات قصار به کار می برد.</p>
            <p>دیروز، یادم نیست به چه مناسبت، به این حکایت از «گلستان سعدی» اشاره کرد که: «لقمان را گفتند ادب از که آموختی؟ گفت از بی ادبان: هرچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد، از فعل آن پرهیز کردم!»</p>
            <p>در همان لحظه من به یاد اخلاق و رفتار خیلی از نوجوانهای انگلیسی امروز افتادم که از هر لحاظ با اخلاق و رفتار همسنّ و سالهای دو سه نسل پیش از خودشان از چی بگویم تا چی؟ بله، از «چاله میدان» تا «بهارستان»، فرق می کند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/08/10/120810112328_letter_302_-_picture_two.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بعضی از حرفهای بزرگان بعد از حلاّجی بزرگ نمی ماند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>نگاه می کنم، می بینم تقریباً در تمام برنامه های تلویزیونی ای که مخصوص بزرگسالهاست، گوینده ها و مجریها، زن و مرد، سر و وضعشان خیلی مرتّب و سنگین و رسمی است، مردها اکثرآً با کت و شلوار و کراوات، و زنها اکثراً با بلوز و دامن در صحنه ظاهر می شوند، طرز حرف زدن همه شان مال آدمهای تحصیلکرده و با شخصیت است، طوری که به جای «الیزابت دوّم»، اگر الآن «ویکتوریا» ملکۀ این مملکت می بود، نمی توانست از هیچ چیزشان ایراد بگیرد.</p>
            <p>امّا از برنامه های مخصوص بچّه ها و نوجوانها چی بگویم! انگار مقامات کانالهای تلویزیونی وظیفۀ اخلاقی و ملّی دارند که منتهای سعی خودشان را بکنند تا گوینده ها و مجریهای این برنامه هاشان موجوداتی باشند که با اجق وجق پوشی و شلختگی و ولنگاری و بی بند و باری و دهن لقّی و بد لهجگی و هزار و یک حُسن دیگر، بتوانند برای نسل آینده، به اصطلاح، «الگوی آدمیت مدرن» واقع بشوند، ان شاءالله!</p>
            <p>به رفیق نقّاش گفتم: «خوب، خودمانیم، با این قهرمانها و بُتهایی که خیلی از برنامه های تلویزیونی برای بچّه ها و نوجوانها می سازند، بازهم می شود انتظار داشت که همۀ بچّه ها و نوجوانهای امروز «لقمان حکیم» باشند و گوش به حرف «سعدی شیرازی» بدهند؟ و ادب را از بی ادبان بیاموزند؟»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/08/10/120810112326_letter_302_-_picture_one.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">روح سعدی می فرماید: «کسی که از امثال و حکم دهخدا بی خبر باشد، از من بی خبر است!» (تصویر از سایت «دُرج»، کتابخانۀ الکترونیک شعر و ادب فارسی)
</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>رفیق نقّاش گفت: «حرفهای تو درست، ولی درستی حرفهای تو نمی تواند معنیش این باشد که حرف لقمان نادرست است!»</p>
            <p>این حرف رفیق نقّاش قند توی دلم آب کرد، چون از همان اوّل منتظر همچین جوابی بودم تا بگویم: «رفیق عزیز، پنبۀ خیلی از حرفهای بزرگ بزرگِ بزرگان حکمت و اخلاق و تربیت هیچوقت حلاّجی نشده است، از آن جمله همین حرف جناب لقمان! ایشان وقتی می توانست رفتار و کردار بی ادبها به نظرش ناپسند بیاید که خودش آدم با ادبی باشد و ادب را از با ادبها آموخته باشد، وگرنه همۀ بچّه ها باید از همان اوّل لقمان به دنیا بیایند!»</p>
            <p>بحثمان کش پیدا کرد و هی از «گلستان» و «بوستان» حرفهایی دربارۀ تأثیر «همنشین بد» و «همنشین خوب» در اخلاق رفتار آدمیزاد به یاد مان آمد و بالاخره به این نتیجه رسیدیم که هر نسلی باید هر میراثی را خوب وارسی کند و با عقل سلیم ته و تویش را دربیاورد، حتّی اگر میراث، حکمت افلاطون باشد!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-08-03:19049610</id>
      <dc:identifier>19049610</dc:identifier>
      <updated>2012-08-03T17:34:42+00:00</updated>
      <published>2012-08-03T17:13:10+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«قضیۀ پدر بزرگ و نوه»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۰۱) ۳ اوت ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>«قضیۀ پدر بزرگ و نوه», نامه ای از لندن (۳۰۱) ۳ اوت ۲۰۱۲</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/08/120803_l13_letter_from_london_301.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/08/120803_l13_letter_from_london_301.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«قضیۀ پدر بزرگ و نوه»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/08/03/120803171652_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">یک پدر بزرگ خوشبخت تاجیک در میان دو نوه</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>این نوه ای که حالا می خواهم حرفش را بزنم، هشت ساله بود که باباش برش داشت، برد کانادا. مادر این نوه هم که زن پسر ما باشد، با اینکه پدر و مادر ایرلندیش، مثل من و عیال، هیچ به مهاجرتش راضی نبودند، گوش به حرف هیچکس نداد و با شوهر و بچّه اش همراه شد و شد کانادایی.</p>
            <p>حالا هفده سال است که خرج تلفن ما خیلی بالا رفته است، و علاقۀ ما به زندگی خیلی پایین آمده است، و دلمان هم هیچ جور نصیحتی به گوشش فرو نمی رود، و هر روز تنگ تر و بیحوصله تر می شود.</p>
            <p>این نوه که اسمش «اسفندیار» است و حالا بیست و پنج سال دارد و توی این عصر وا ویلاه و وا نفساه، فلسفه خوانده است و درجۀ دکترا گرفته است و آن را گذاشته است در کوزۀ تدریس و دارد آب باریکه اش را می خورد، و ضمناً از شنونده ها وخواننده های پر و پا قرص «نامه ای از لندن» است، بیشتر از باباش یاد ما می کند.</p>
            <p>همین یک ماه پیش خودش تنهایی بلند شد از «تورانتو» آمد لندن، که چی؟ که ما را ببیند... که دلش برای ما تنگ شده است... مخصوصاً برای گپ و گفت با من که پدر بزرگش باشم! اگر گناه فلسفه خواندنش ده در صدش هم به گردن من باشد، خودم را تا روز قیامت نمی بخشم!</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/08/03/120803171715_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">یک مادر بزرگ خوشبخت انگلیسی در میان دو نوه</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>این دفعه هم، این هفت هشت روزی که پیش ما بود، مثل همیشه از هزار و یک در حرف زدیم، امّا مهم ترین موضوعی که کشش دادیم، قضیۀ «پدر بزرگ و نوه» بود. می خواست به من ثابت کند که اگر من پدر بزرگ واقعیش هم نمی بودم و مستأجر پدرش می بودم و تا هشت سالگیش من توی محیط خانوادگیش حضور می داشتم، باز هم برایش همین قدر عزیز می بودم.</p>
            <p>به ش گفتم: «اسفندیار جان، من کاری به این ندارم که تو برای دوست داشتن من چه دلیلهایی داری. حرف من این است که ریشۀ «نوه دوستی» از «خود پرستی» آب می خورد، از خود پرستی مثبت و آگاهانه، خود پرستی ای که باعث می شود آدم ارزش و اهمیت «خود» را بفهمد و بداند که هر آدمیزادی مثل او یک «خود» است و این «خود» مثل «خدا» بی نظیر است و مقدّس است و قابل ستایش. هر پدر بزرگی به نوه اش که نگاه می کند، آیندۀ خودش را می بیند و پیری و ناتوانی و زوال خوش را فراموش می کند.»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/08/03/120803171739_letter_from_london_304x171_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">یک مادر بزرگ خوشبخت بریتانیای کبیری در میان پسر و نوه</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>و اسفندیار گفت: «اینی که شما می گویید یک موضوع است و درست است، امّا موضوع حرف من این است که فقط پدر بزرگ بودن کافی نیست!» و من حرفش را قبول کردم، ولی برایش از دل دردمند رفیق ایرانی پنج، شش سال پیر تر از خودم گفتم که فقط یک بچّه دارد، یک پسر و این پسر الآن پنجاه و هفت سالش است و زن و بچّه ندارد و قصد هم نداشته است و ندارد که بچّه داشته باشد.»</p>
            <p>اسفندیار گفت: «بله، این پدر حقّ دارد که دل دردمندی داشته باشد، امّا برای پسرش هم باید این حقّ را قائل بود که بچّه نخواهد!»</p>
            <p>گفتم: «بله، این حقّ را برایش قائلم، ولی هیچ حقّی دردمندی دل پدرش را درمان نمی کند. می دانی این پدر بیچاره چی می گوید؟ می گوید: من اگر فردا بیفتم توی بیمارستان، دلم به این خوش است که پسرم هرجای دنیا باشد، فوراً می آید تا من در نفسهای آخرم ادامۀ زندگی را توی چشمهای او ببینم. غصّۀ بزرگ من بد بخت این است که چشمهای پسرم، توی بیابان برهوت بیمارستان چیزی جز سیاهی و پوچی نخواهد دید!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-07-27:18869820</id>
      <dc:identifier>18869820</dc:identifier>
      <updated>2012-07-27T15:08:58+00:00</updated>
      <published>2012-07-27T13:28:46+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«اَلعاقِلُ یَکفیهِ الاِشارَه»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۳۰۰) ۲۷ ژوئیه ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>«اَلعاقِلُ یَکفیهِ الاِشارَه», نامه ای از لندن (۳۰۰) ۲۷ ژوئیه ۲۰۱۲</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/07/120727_l13_letter_from_london_300.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/07/120727_l13_letter_from_london_300.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«اَلعاقِلُ یَکفیهِ الاِشارَه»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/07/27/120727133451_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">گیانی مائیا سِن (Gyani Maiya Sen)، پیر زنی از مردم بخش غربی نپال، که با مرگ او زبان «کوسوندایی» (Kusunda) هم به موزۀ زبانهای مرده خواهد پیوست</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>نمی دانم سقراط بود، یا افلاطون، یا ارسطو، یا حکیم الحکمای حبشی، حضرت لقمان، که اورا گفتند: «در جامع بعلبک جمعی را دیدیم که از دانش تو با احترام یاد بکردند و بر نام تو آفرین بخواندند!»</p>
            <p>و او خیلی خودمانی پرسید: «خوب، این جمع چیزی هم بارشان بود؟ هر را از بر تشخیص می دادند؟ سرشان برای دانستن درد می کرد؟ در بحر عالم هستی آن قدر فرو رفته بودند که نفسشان از حیرت بند بیاید و بفهمند که تازه هیچی نمی دانند؟»</p>
            <p>صحابۀ لقمان نکته را به فراست دریافتند و در پاسخ وی هیچ نگفتند و لقمان زار بگریست، از آنکه جمعی نادان او را همچون خود دانای همه چیز دانسته بودند!</p>
            <p>چیزی که مرا به یاد این حکایت انداخت، یکی از بخشنامه های میهن پرستانۀ «این را بخوانید وُ اگر میهن وُ تایخ وُ فرهنگ وُ زبانتان را دوست دارید، آن را برای دوستانتان فُوروارد کنید» بود که اوّل با احترام بر فرستندۀ دلسوزش آفرین گفتم، امّا بعد دیدم نه، نمی شود ساکت ماند، و گذاشت زبان فارسیِ بیصاحب مانده زار زار گریه بکند و بگوید:</p>
            <p>«بابا، شما که نمی دانید زبان چی هست و چه معنایی دارد، نمی خواهم برای من دلسوزی کنید و خودتان را دوست من بدانید!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="304"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/07/27/120727133431_letter_from_london_304x304_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">«و تمام جهان را یک زبان بود... (ساختمان برج بابل که شروع شد) خداوند گفت ... اکنون نازل شویم و زبان ایشان را در آنجا مشوّش سازیم تا سخن یکدیگر را نفهمند...» (کتاب مقدّس – سفر پیدایش)</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>آدم از کسی که می خواهد برای زبان فارسی دلسوزی کند، حدّ اقلّ این انتظار را دارد که به شش هزار و هشتصد و نهُ جامعۀ زبانی بشر امروز از چشم خدا و با دید علم نگاه کند و برای همۀ این زبانها ارزش و احترام یکسان قائل باشد، چه زبان انگلیسی، که با جمعیت گویندۀ بومیِ تقریباً سیصد و هشتاد میلیون، مهمّ ترین زبان بین المللی است، چه مثلاً زبان قرقیزی که جمعیت گویندۀ بومی آن به پنج میلیون هم نمی رسد، و چه زبان «پیته سامی» (Pite Sami) که در جاهایی از سوئد و نروژ در مجموع کمتر از پنجاه نفر گوینده دارد و به زودی وارد موزۀ زبانهای مرده خواهد شد!</p>
            <p>زبان یک موجود مستقلّ زنده است، و ارزش و اعتبار آن را فقر یا ثَروت، ضعف یا قدرت، و جهل یا علمِ گویندگانش تعیین نمی کند. از هیچکدام از چند صد زبان بومیهای قارّۀ پیش از کریستف کلمب و «اَمریگو وِسپوچی» ((Amerigo Vespucci سنگنبشتۀ بیستونی، یا منشور خط میخی آزادی مللی یا شاهنامۀ منظوم فردوسی به یادگار نمانده است، امّاهر کدام از آنها یک زبان است، و آفریدۀ یک جامعۀ انسانی است و بیان کنندۀ همۀ احساسها و اندیشه های آن جامعۀ انسانی.</p>
            <p>روح بزرگوار زبان فارسی به من و شما گوینده های خودش می گوید: «اگر می خواهید به من احترام بگذارید، خواهش می کنم به شش، هفت هزار خواهر و برادر کوچک و بزرگ من در دنیا به اندازۀ من احترام بگذارید، وگرنه آن احترامی که علم و آگاهی پشتوانه اش نباشد، از بی احترامی صد برابر بدتر است!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/07/27/120727133552_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">معنی کلمۀ عربیِ «غذاء» در فرهنگ عربی- انگلیسی، تألیف Hans Wehr ، نیو یورک ۱۹۷۶</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>بله، زبان محترم فارسی، مثل زبان محترم عربی، روحش از مضمون بخشنامه های میهن پرستانۀ اینترنتی خبر دارد. مثلاً می بیند توی یکی از آنها نوشته اند: «اعراب به ما آموختند که آنچه را که می خوریم "غذا" بنامیم و حال آنکه در زبان عربی غذا به "پس آب شتر" گفته می شود ... اعراب به ما آموختند که "صدای سگ" را "پارس" بگوییم و حال آنکه این کلمه نام کشور عزیزمان می باشد؟..» می خواهید زبان بزرگوار فارسی دلش از جهل این دوستیهای خاله خرسانه آتش نگیرد؟</p>
            <p>خوب، حالا من بندۀ حقّ دیگر هر چه بگویم، به حکم «اَلعاقلُ یَکفیهِ الاشاره»، برای اهل خرد توضیح واضحات خواهد بود!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-07-20:18720783</id>
      <dc:identifier>18720783</dc:identifier>
      <updated>2012-07-20T16:32:39+00:00</updated>
      <published>2012-07-20T15:49:47+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«اندر معنی لغت کانیبالیسم»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۹۹) ۲۰ ژوئیه ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۲۹۹) ۲۰ ژوئیه ۲۰۱۲, «اندر معنی لغت کانیبالیسم»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/07/120720_l13_letter_from_london_299.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/07/120720_l13_letter_from_london_299.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«اندر معنی لغت کانیبالیسم»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p/>
            <p>شما اگر معنی کلمۀ فرانسوی «کانیبالیسم» (Cannibalism) را که تلفّظ آن در انگلیسی می شود «کـَنیبالزِم»، از لغتنامه ها بپرسید، خلاصۀ جوابی که خواهید گرفت این است که اگر یک انسان به هر دلیل و نیت و مقصودی گوشت یک انسان دیگر را بخورد، به این عمل او کانیبالیسم می گویند، که خوب، ما در فارسی می توانیم به آن بگوییم «همنوع خواری»، چون اگر یک میمون هم برای دفع گرسنگی یک میمون دیگر را بخورد، عملش کانیبالیسم حساب می شود، امّا هیچوقت یک میمون برای ادای یک فریضۀ آیینی، یا به قصد انتقام یا به تصوّرهای ابلهانۀ دیگر قلب یک میمون دیگر را از سینه اش بیرون نکشیده است تا آن را همین طور خام یا کباب کرده نوش جان کند.</p>
            <p>امّا به عقیدۀ این بندۀ حقّ اینکه مثلاً در جریان جنگ جهانی دوّم، در محاصرۀ لنینگراد، که تقریباً دو سال و پنج ماه طول کشید، و در چلّۀ زمستان، انگشت شماری از اهالی این شهر، بعد از خوردن همۀ پرنده ها و موشها و گربه ها و سگها، از روی اضطرار، و بر خلافِ خوی انسانی، و برای حفظ جان در اطاعت از حکمِ غریزۀ حیوانی، گوشت همنوع خودشان را خورده باشند، اصلاً و ابداً «آدمخوار» حساب نمی شوند، بلکه برعکس، این هیتلر و اطرافیهاش و همۀ میلیونها نفر آلمانی هوادار حکومت «نازیها» و مؤمن به «آیین» و «آرمان» آنها بودند که در طول پنج سال جنگ گوشت در حدود شصت میلیون انسان را خوردند که هشت میلیونی از آنها علاوه بر «همنوع»، «هموطن» خودشان بودند.</p>
            <p>بله؟ حدستان کاملاً درست است. همین را می خواهم عرض کنم. هر لغتی یک معنی حقیقی که نه ... یک معنی «اصلی» دارد که مثلاً در مورد «کانیبالیسم» همان «همنوع خواری» است، و یک یا چندتا معنی «مجازی» یا «فرعی»، که یکدفعه می بینید یکی از این معنیها می رود روی سر همۀ معنیهای دیگر این کلمه می ایستد و فریاد می زند:</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/07/20/120720155705__letter_299_-_picture_two.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">«آدولف هیتلر» و «آدولف هِس»، معاون او در حزب نازی، دو تن از بزرگترین آدمخواران تاریخ بشر</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>«آهای، کلمه سازها! آهای معنی بازها! این فقط هیتلر و اکثریت شصت و نه میلیون آلمانی نبودند که در جنگ جهانی دوّم با کشتنِ در حدود شصت میلیون آدمیزاد به معنی اصلی و فرعی و حقیقی و مجازی و «طبیعتی» و «خدایی» کلمه «آدمخوارشدند»!</p>
            <p>همین الآن یک «آدم» اینجایی، آنجایی، هرکجایی، که می تواند با خیال راحت هزار دلار، ده هزار دلار، صدهزار دلار، یک میلیون دلار، یا میلیونها دلار در بیاورد و بگذارد روی میز یکی از قمارهای امروزی بشر و ببازد و ککش هم نگزد، چون خبر دارد که در همان لحظه هزارها هزار نفر در آفریقا و آسیا، اگر نفری یک دلار غذا یا ده دلار دوا به آنها برسد، نمی میرند، و با وجود این لذّت قمار را به نجات جان همنوع ترجیح می دهد، به همۀ معنیهای کلمه، هم همنوع کُش است، هم همنوع خوار است، هم آدمخوار».</p>
            <p>بله! البتّه! این هم که شما می فرمایید، درست است. آن آدمی که با سوء یا حسن استفاده از موقعیت بِلبِشویی نظام اجتماعی و اقتصادی دنیای امروز در عرض سی سال، کسب و کار خودش را با یک مغازۀ کوچک «یک چیز فروشی» با مثلاً ده هزار دلار شروع کرده باشد، و حالا شده باشد صاحب چند صد شرکت بزرگ «همه چیز فروشی»، با داراییِ در حدود چهار میلیارد دلار، خبر ندارد که به یکی از معنیهای کلمه «همنوع خوار» است!</p>
            <p>هر کس بگوید نه، معلوم می شود «لغت معنی کردن» بلد نیست.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-07-11:18534072</id>
      <dc:identifier>18534072</dc:identifier>
      <updated>2012-07-14T13:26:05+00:00</updated>
      <published>2012-07-11T17:15:40+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«خدا ترس و پرهیزگار»</title>
      <summary xml:lang="fa"> نامه ای از لندن (۲۹۸) ۱۳ ژوئیه ۲۰۱۲ </summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۲۹۸) ۱۳ ژوئیه ۲۰۱۲</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/07/120711_l13_letter_from_london_298.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/07/120711_l13_letter_from_london_298.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«خدا ترس و پرهیزگار»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/07/11/120711172413_letter_298_-_picture_one.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">می خواهید این طفل معصوم از چنین پدری نترسد؟</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>اگر با دقّت گوش بدهید، می شنوید. یک بچّۀ هفت، هشت ساله، شاگرد کلاس اوّل یا دوّم ابتدایی، دارد با همکلاسیش، در گوشۀ حیاط مدرسه، حرف می زند. زنگ تفریح است. بچّه های دیگر مشغول بازی و تفریح هستند. امّا این دو الف بچّه، مثل دو تا آدم بزرگی که خدا می داند چرا یکدفعه به یاد آخرت افتاده باشند، با قیافۀ خیلی جدّی سرگرم گفت و گو هستند.</p>
            <p>سر حرف را آن لاغره که مثل ابن سینا دستهایش را به سینه اش زده است، باز کرد. شنیدم به رفیق نسبتاً چاقش که نمی داند با دستهایش چه کار کند، می گوید: «تو توی این دنیا بیشتر از همه از کی می ترسی؟»</p>
            <p>و رفیقش کمی فکر کرد و گفت: «از بابام!» و بلافاصله حرفش را عوض کرد و گفت: «نه، نه، هم از بابام، هم از آقا معلّممان می ترسم! خوب، خودت چی؟ خودت بیشتر از همه از کی می ترسی؟»</p>
            <p>حالا با هم به حرفهاشان گوش می دهیم. اوّلی می گوید: «همین را داشتم فکر می کردم. مادرم به من می گوید: بابات تو را خیلی دوست می دارد. خودم هم فکر می کنم که حتما بابام مرا دوست می دارد، امّا همین مادرم، همیشه سر هر چی مرا از بابام می ترساند! سهراب، دارم به ت می گویم، اگر این کار را بکنی و بابات بفهمد، قیامت می کند ها!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/07/11/120711172418_letter_298_-_picture_two.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">می خواهید این شاگرد از چنین خانم معلّمی بترسد؟</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>و دوّمی می گوید: «قیامت می کند، یعنی چه کار می کند؟ کتکت می زند؟ من هم از بابام می ترسم، امّا فقط دو بار ازش کتک خورده ام. تو چی؟»</p>
            <p>و اوّلی می گوید: «نه، من هیچوقت ازش کتک نخورده ام، ولی راستش نمی دانم چرا این قدر ازش می ترسم، درست همان طوری که بابام از خدا می ترسد!»</p>
            <p>و دوّمی می گوید: «خیلی عجیب است، ها! بچّه ها از باباشان می ترسند، بزرگها از خدا!»</p>
            <p>و اوّلی می گوید: «همین را می خواهم بگویم. بابام همیشه وقتی از آدمهای خوب حرف می زند، می گوید فلانی آدم خوب و خدا ترسی است. خوب، یعنی خودش هم که آدم خوبی است، از خدا می ترسد! همین بابام همیشه به ما بچّه ها می گوید: هیچوقت دروغ نگویید، که دروغگو دشمن خداست! و من خودم بارها دیده ام که دارد به بعضی از قوم و خویشها و آشنا هامان دروغ می گوید!»</p>
            <p>و دوّمی می گوید: «پس بابات از خدا نمی ترسد، ها؟»</p>
            <p>و اوّلی می گوید: «نه، فکر نمی کنم. مادرم هم فکر نمی کنم از خدا بترسد!»</p>
            <p>و حالا شصت، هفتاد سالی از آن دوره که آن دو الف بچّه در زنگ تفریح داشتند با هم دربارۀ «پدر»، «مادر»، «خدا» و «ترس» صحبت می کردند، گذشته است، و الف بچّۀ اوّلی که این بندۀ حقّ باشد، بعد از یک عمر زندگی پر از فراز و نشیب و پیچ و خم و تلخ و شیرین، به این نتیجه رسیده است که هیچکس از خدا نمی ترسد، چون در میان هفت هزار میلیون آدم روی زمین، یک نفر هم پیدا نمی شود که روزی اقّلاً یک بار به کسی دروغ نگوید، و بنا بر این آدمیزاد اصلاً دروغگو است و چون دروغگو دشمن خداست، پس هیچکس از خدا نمی ترسد.</p>
            <p>بیچاره سعدی شیرازی، بزرگترین معلّم اخلاق فردی و اجتماعی قرن هفتم هجری، با چه خوشخیالی و خوشبینی ای می گفت: «خدا ترس را بر رعیت گمار / که معمار مُلک است پرهیزگار!»</p>
            <p>فکر می کنید به کی داشت این نصیحت را می کرد؟ به سعدبن زنگی؟ به شاه عبّاس؟ به لنین؟ به ولادیمیر پوتین؟ به ناپلئون؟ به نیکولا سارکوزی؟ به وینستون چرچیل؟ به تونی بلر؟ به کی، ها؟ به کیها؟</p>
            <p>راستی این را هم بگویم که انگلیسیها هم، لابد مثل همۀ ملّتهای عالم، همین اصطلاح «خدا ترس» و «پرهیزگار» را دارند. به اوّلی می گویند «گاد فی یِرینگ» (God-fearing) و به دوّمی می گویند «پایِس» (Pious)!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-07-06:18431157</id>
      <dc:identifier>18431157</dc:identifier>
      <updated>2012-07-13T11:27:03+00:00</updated>
      <published>2012-07-06T14:30:50+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نامه ای از لندن: جزیره جذامیها</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۹۷) ۶ ژوئیه  ۲۰۱۲ </summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۲۹۷) ۶  ژوئیه  ۲۰۱۲</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/07/120706_l44_letter_from_london_297.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/07/120706_l44_letter_from_london_297.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نامه ای از لندن: جزیره جذامیها</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/07/06/120706143951_letter_304x171_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="عراق"/>
               <p class="bbc-caption">اینجا گوشه ای از شهری در عراق است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>یکی از رفیقش پرسید: «آدمیزاد چرا این جوری است؟» رفیقش رفت توی فکر و بعد از چند لحظه سکوت گفت: «رفیق، چه سؤالهای سخت سختی می کنی!» حالا این حکایت رفیق ایرانی نیمچه فیلسوف من است که دیروز توی قهوه خانه، در ضمن صحبت از اوضاع شیر تو شیر دنیا، از من می پرسد:</p>
            <p>«به نظر تو، بشر باید چه کار کند که بساط دروغ و ریا از کرۀ زمین برچیده بشود، مردم دست از طمع و فساد و همنوع کشی بردارند، همه از هر قوم و مذهبی، مثل برادر و خواهر، با محبّت و صفا، در کنار هم زندگی کنند و در همۀ جامعه ها عدالت اجتماعی بر قرار بشود و در سرتاسر عالم همۀ سلاحها را برای ابد نابود کنند و صلح ابدی...»</p>
            <p>که تا اینجا توی ذوقش نزدم و گذاشتم هرچه دل دردمندش می خواهد، بگوید، امّا به «صلح ابدی» که رسید، دیگر طاقت نیاوردم، حرفش را قطع کردم و گفتم:</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/07/06/120706151819_letter_304x171_y_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="سوریه"/>
               <p class="bbc-caption">اینجا گوشه ای از شهری در سوریه است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="y"/>
            </div>
            <p>«رفیق، چه سؤالهای سخت سختی می کنی! تا آنجایی که تاریخ خبر دارد، توی این سه هزار سال گذشته همۀ پیغمبرهای مُرسَل و نامرسل، همۀ فیلسوفهای بامذهب و لامذهب، همۀ مردم شناسها، جامعه شناسها، جسم شناسها، روان شناسها، و، حتّی شاعرها، خواسته اند برای این سؤال سادۀ تو جوابی پیدا کنند و موفّق نشده اند!»</p>
            <p>رفیق خسته و دردمند من گفت: «من از تو دارم می پرسم! چه کار دارم به آنها!»</p>
            <p>خندیدم و گفتم: «تو هم راستی راستی حوصله داری، رفیق! لابد می خواهی مرا دست بیندازی که اینجا، در این گوشه از لندن، توی قهوه خانۀ «پرشینز کورنر» (Persians Corner) از من همچین سؤالی می کنی و می خواهی من هم خودم را دست بیندازم و در فاصلۀ بین دو قلپ چایی، چنان جواب منطقی و معقولی به تو بدهم که بتواند زنگولۀ حقّ را به گردن باطل ببندد و سه هزار سال تلاش اهل تفکّر و تحقیق را بی ارج و قرب بکند!»</p>
            <p>رفیق خسته و دردمند من تازه از سؤال خودش خنده اش گرفت و سری تکان داد و گفت: «پس اقـّلاً ببین می توانی بگویی چرا من باید یک همچین سؤال پرتی از تو بکنم؟»</p>
            <p>یک قلپ از چایی «توآینینگ» (Twining) انگلیسیِ «کیسه اش را بینداز تو فنجان، یک هم بزن در بیارِ» قهوه خانۀ بی قوری و سماورِ «پرشینز کورنرِ علی آقا» نوش کردم و گفتم:</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/07/06/120706144839_letter_304x171_u_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="لاس وگاس"/>
               <p class="bbc-caption">اینجا گوشه ای از شهر لاس وگاس در ایالات متّحد آمریکاست</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="u"/>
            </div>
            <p>«سؤالت هیچ هم پرت نیست، رفیق. می روی پیش دکتر، می گویی من این دردها را دارم. امّا وقتی بدانی که این دردها را سیصد هزار سال است که همه داشته اند و بی درمان مانده است، انتظار داری دکتر چی به تو بگوید؟»</p>
            <p>رفیق خسته و دردمند من یک قلپ چاییش را، مثل اینکه طعم فلوس پیدا کرده باشد، قورت داد و گفت: «می دانم، ولی دانستنش که آدم را راحت نمی کند.»</p>
            <p>حالا بود که دیدم باید با یک شوخی، آبی روی آتشش بریزم. گفتم: «البته می شود یک کاری کرد و آن هم این است که همۀ آنهایی که مثل تو و من بیماری آرزوی یک دنیایِ پُر از صلح و برابری و برادری و آزادی دارند، و عدّه شان هم خیلی زیاد نیست، خیال کنند جذامی هستند، هرچی دارند، به آدمهای سالم بفروشند و پولهاشان را روهم بگذارند و یک جزیرۀ دربست بخرند و با خود کفایی تو این جزیره زندگی کنند و هرکس را که دیدند جذامش خوب شده است، تا سلامتش به دیگران سرایت نکرده است، مرّخصش کنند و پس بفرستندش به دنیای آدمهای سالم!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-06-29:18283403</id>
      <dc:identifier>18283403</dc:identifier>
      <updated>2012-06-29T14:33:11+00:00</updated>
      <published>2012-06-29T11:46:29+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«آسمان خراش»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۹۶) ۲۹ ژوئن ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۲۹۶) ۲۹ ژوئن ۲۰۱۲, «آسمان خراش»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/06/120629_l13_letter_from_london_296.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/06/120629_l13_letter_from_london_296.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«آسمان خراش»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>به تازگی باز خبری شنیدم دربارۀ بلندترین آسمان خراش لندن، که می گویند سرمایه اش مال امیرنشین نفتی «قطر» است و با نزدیک به سیصد و ده متر ارتفاع، در میان بلندترین آسمانخراشهای دنیا مرتبۀ پنجاه و هشتم را دارد و اگر در کنار آسمانخراش «برج خلیفۀ» امیر نشین نفتی «دوبی» با هشتصد و بیست و هشت متر ارتفاع بایستد، مثل یک پسر بچّۀ یکساله است که در کنار پدر بلند قدّ خودش ایستاده باشد، و در این حال «ابرج البیتِ» مَلِک نشینِ نفتی «عربستان سعودی» عموی کوتاه قدش خواهد شد، که با ششصد و یک متر ارتفاع در میان بلندترین آسمانخراشهای دنیا در مرتبۀ دوّم ایستاده است.</p>
            <p>این که هر مملکتی، و در هر مملکت هر شهری، بخواهد بلندترین آسمان خراش را داشته باشد، هیچ تازگی ندارد. نمی دانم اگر شما دربارۀ قدمت این جور بلند پروازیهای آدمیزاد فکر کنید، به یاد کیها و چیها می افتید.</p>
            <p>این بندۀ حقّ به یاد کسانی مثل «شدّاد» می افتم و «بهشت» او، و «نمرود» و جنگ او با خدا و آسمانش، و به یاد نبو کَد نَصَّر یا بُختُنَصَـَر و «حدائق معلّقۀ» او می افتم که شاید خودش همان شدّاد باشد و حدیقه هایش همان قصری باشد که او «بساخت بزرگ، یک خشت از زر و یک خشت از سیم، و باغی بکرد در آنجای، درختان و میوه ها از گوهرها کرد، و به جای خاک عنبر و مشک و زعفران بیخت، و در عِوضِ آب و ریگ، در جویهای عسل و شیر و لؤلؤ و مرجان به کار داشت.»</p>
            <p>نمرود هم که می دانید با همان ترفند کیکاووسی، یعنی بستن چهارتا عقاب به چهار گوشۀ تختش به طرف آسمان پرواز کرد و با پرتاب تیری از کمان، به خیال خودش خدای ابراهیم را کشت، غافل از اینکه خدای احد واحد به هر جبّاری آن قدر فرصت می دهد تا غلظت جهلش وگند غرورش به نهایت برسد، و آنوقت در مورد نمرود یک پشّه را مأمور کند که برود، از راه بینی مغزش را بخورد و آن ذوالجلال و الجبروت را در منتهای نکبت و عذاب هلاک کند.</p>
            <p>امّا، البتّه، هر اهل کتابی می فهمد و تصدیق می کند که امراء و ملوک مؤمن و صدّیقی که امروزه با هدایت سازمانهای سرمایه گذاری اسلامی بخشی از درآمد ناچیز نفتی خود را صرف ساختن بلندترین آسمانخراشهای دنیا می کنند، هدفشان این است که سودهایی که فی سبیل الله از محلّ این سرمایه گذاریها به حاصل می آید، صرف خَیرات و مَبرّات و صَدَقات شود و کافّۀ امور تشکیلاتی و مالی این ابنیۀ مبارکه از کلّ مباشرات و معاشرات نامشروع و از وساوس خمریه و قمریه و هواجس لهویه و لَعِبیه دور بماند، ان شاءالله.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/06/29/120629114938_building_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">آتشبازی در جشن بیست میلیون دلاری افتتاح مجموعۀ تفریحی هزار و پانصد میلیون دلاری جزیرۀ مصنوعی «نخل» در امیر نشین «دوبی»</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>بنا بر این، بانیان این آسمانخراشها در اطراف عالم و این کوشکها و باغچه های بهشتی در جزایر مصنوعیِ خیلی عالی تر و مالی تر از برج بابل و حدائق معلّقه و بهشت شدّاد، که همه از «خیرالنّاس» عصر هستند و بَری از « شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاس»، و متّکی به هدایت مشاوران خدا شناس و مباشران خدا ترس، بدیهی است که تا روز حساب در پناه ایزد منّان در امن و امان خواهند بود.</p>
            <p>فقط نکتۀ لازم البحث و واجب التّوضیح اینکه در عصر ما که عصر فضاست، نه آن عصری که امراء و ملوکش خیال می کردند نوک برج نود و یک متری بابل می تواند سقف «آسمان» خدا را «خراش» بدهد، شاید بهتر باشد که به این ساختمانهای بلند نگوییم «آسمانخراش» تا گنجشکه از این همه اغراق تعجّب نکند و به ما نگوید : «یک چیزی بگویید که بگنجد!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-06-21:18109598</id>
      <dc:identifier>18109598</dc:identifier>
      <updated>2012-06-22T11:38:45+00:00</updated>
      <published>2012-06-21T11:31:36+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«قضیۀ تشکّر بی پاداش»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۹۵) ۲۲ ژوئن ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۲۹۵) ۲۲ ژوئن ۲۰۱۲, </dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/06/120621_l13_letter_from_london_295.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/06/120621_l13_letter_from_london_295.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«قضیۀ تشکّر بی پاداش»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/06/21/120621113519_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">این نیمکت درست مقابل مغازۀ پاکستانی سرکوچه است، منهای علیزادۀ طوسی پکر و پریشان و از خود شرمسار</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>عصا به یک دست و ساک خرید به دست دیگر، داشتم زور می زدم که در سفت و سنگین خواربار فروشی پاکستانی سر کوچه را باز کنم، بیایم بیرون، که دیدم یک خانم جوان انگلیسی از بیرون در را باز کرد و آن را نگهداشت و من رفتم بیرون و ازش تشکّر کردم، امّا نمی دانم چرا به من محلّ نگذاشت. اخمهایش را توی هم برد و نگاه سرد و ادب کننده ای به من انداخت و همان طور که هنوز در را نگهداشته بود، بچّۀ سه چهار سالۀ بازیگوشش را صدا کرد که بیاید، با هم بروند توی خواربار فروشی.</p>
            <p>خوب، از این قضیه می شود این طور برداشت کرد که آن خانم جوان انگلیسی در را برای من باز نکرده بود و لابد دلخور هم شده بود که چرا من خیال کرده ام که او در را برای من باز کرده است و چرا صبر نکرده ام که اوّل بچّۀ عزیز او که چشم کور من، پیر مرد احمق از خود راضی او را ندیده است و بعد خود او که حاضر است همۀ دنیا فدای یک موی بچّه اش بشود، بیایند توی مغازه، آنوقت من گورم را گم کنم، بروم بیرون.</p>
            <p>رفتم بیرون، امّا نتوانستم گورم را گم کنم. سخت منقلب شده بودم. همانجا، توی پیاده رو، روی نیمکت مقابل مغازه نشستم و رفتم توی فکر. فکر کردم و فکر کردم تا دست آخر از خودم پرسیدم:</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/06/21/120621113744_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">خودبینی از صفتهای آدمیزاد است، تهمتش را به «نرگس» می زنند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>«خوب، این اشتباه بی اهمیت چی بود که دنیای تو را این قدر آشفته کرد؟ حالا همۀ ناراحتیت این است که چه طوری این تشکّر گران قیمت تر از الماس دریای نور را از این زنکۀ بی قابلیت ندید بدید پس بگیری؟ فکر می کنی که او تشکّر تو را انداخته است روی زمین و به آن تف کرده است و حالا تا به این زن بیچاره ای که شاید هزار جور غصّه توی دلش داشته باشد، و شاید از دست این بچّۀ لوس از دنیا بیخبر بازیگوش خون مادر به شیشه کنش هوش و حواسّ برایش نمانده باشد، و شاید شوهر بیکار و بیعار و بی غیرتش زن و بچّه اش را به دست سگ روزگار سپرده باشد و رفته باشد دنبال عیش بی درد سر خودش، ثابت نکنی که آدم حسّاسی هستی و تحمّل کمترین تحقیر و بی اعتنایی و سوء تفاهم را نداری، روزگارت سیاه می شود و تنها چیزی که تسکینت می دهد، این است که روزگار طرف را سیاه بکنی! ها؟»</p>
            <p>چند دقیقه بعد که از روی نیمکت بلند شدم، فکر می کنید اوّلین چیزی که به ذهنم آمد، چی بود؟ بله، درست حدس زدید! به اطراف نگاه کردم که ببینم آن خانم جوان انگلیسی و بچّۀ بازیگوشش پیداشان هست که بروم از بابت این اشتباه بزرگ ازخانمه عذر خواهی بکنم. نه! غیبشان زده بود. رفتم از شیشۀ خواربار فروشی هم نگاهی هم به توی مغازه انداختم، آن تو هم نبودند!</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/06/21/120621113554_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">به مجسّمۀ این بز کوهی نگاه کنید: به این می شود گفت غرور بدون نخوت و خود بینی!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>خوب، حالا فکر می کنید من بدبخت چه حالی داشتم؟ نه خیر! هر حالی داشتم، حقّم بود. می گویید کاشکی خانمه را پیدا می کردم! پیدا می کردم که چی؟ که ازش از بابت چی عذر خواهی کنم؟ قضیه اصلاً یک چیز دیگر است!</p>
            <p>شما و آن خانم جوان انگلیسی باید جلو آدمهایی مثل من بایستید وبدون هیچ رودربایستی ای بگویید: «ای بیچاره، تو که برای یک تشکّر خشک و خالی خودت از مردم توقّع پاداش داری، اگر قرار می بود که برای خوشبختی مردم قدمی برداری، چه کار می کردی؟ لابد از همه می خواستی که طوق بردگی تو را به گردن بیندازند و صبح به صبح اوّل بیایند دست تو را ببوسند، بعد بروند دنبال کارشان! ای نادان، شرط اوّل آدمیت ترک خود بینی است!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-06-19:18066236</id>
      <dc:identifier>18066236</dc:identifier>
      <updated>2012-06-19T19:25:24+00:00</updated>
      <published>2012-06-19T15:22:02+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«در ایستگاه تشنگی، منتظر اتوبوس آبشخور»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۹۴) ۱۵ ژوئن ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۲۹۴) ۱۵ ژوئن ۲۰۱۲, «در ایستگاه تشنگی، منتظر اتوبوس آبشخور »</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/06/120619_l42_letter_from_london294.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/06/120619_l42_letter_from_london294.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«در ایستگاه تشنگی، منتظر اتوبوس آبشخور»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/06/19/120619153314_lfl294_304x171_robward.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">تنها، در ایستگاه اتوبوس آبشخور.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Rob Ward"/>
            </div>
            <p>اگر گذارتان به یک بیشه بیفتد و ببینید توی ایستگاه تشنگی یک گوزن، تنها، منتظر اتوبوس آبشخور ایستاده است و بیقرار و بیحوصله به اطراف نگاه می کند، و چند لحظه بعد ببینید یک گوزن دیگر از راه رسید و رفت نزدیک گوزن اوّلی و یک نگاه سرد و خالی از آشنایی به او انداخت و رویش را برگرداند و گوزن اوّلی یک قدم از او فاصله گرفت و رویش را با اخم برگرداند طرف دیگر، تعجّب نمی کنید؟ پیش خودتان نمی گویید:</p>
            <p>«اگر اینها از یک قبیله اند و آشنا، باید از دیدن همدیگر خوشحال بشوند و شروع کنند به احوال پرسی و از این در و آن در حرف زدن! اگر از یک قبیله هم نباشند، و اوّلین بار باشد که چشمشان به هم می افتد، دلیلی ندارد که این طور با سردی و بیزاری با هم رفتار کنند! گوزنها که خورده و برده ای از هم ندارند که فکر کنیم این دوتا دشمن همدیگر شده اند و چشم دیدن همدیگر را ندارند!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/06/19/120619152752_lfl264_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">اینها آدم نیستند، در ایستگاه اتوبوس آبشخور بیگانه نیستند، با هم قهر نیستند، مراقبند که اجل در کالبد شیر، در میان نجهد.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>و بعد آیا تعجّبتان بیشتر نمی شود وقتی یکدفعه به یادتان بیاید که تا به حال هیچ نوع پرنده و چرنده و جونده و خزنده و درنده ای را ندیده اید و درباره شان نشنیده اید که بین خودشان معنای «غریبه» و «آشنا» وجود داشته باشد؟ خوب، البتّه وقتی پای تجاوز به مال و ناموس دو تا قبیله از هر نوع حیوانی پیش بیاید، وضع فرق می کند، ولی در حالت عادّی به نظرتان طبیعی نمی آید که مثلاً دو تا گوزن از دو قبیله، بدون هیچ دلیل غریزه پسندی در ایستگاه اتوبوس آبشخورشان این طور با هم رفتار کنند.</p>
            <p>خودم را در ایستگاه اتوبوس محلّی جای گوزن اوّلی گذاشتم و برگشتم با لبخند به آقای انگلیسی میانه سالی که بعد از من به ایستگاه اتوبوس رسیده بود و عیناً مثل آن گوزن فرضی دوّم رفتار کرده بود، مثل یک گوزن طبیعی و واقعی گفتم: «هیچ انتظاری خوب نیست، چون انتظار هر لحظه اش زیادی و طولانی است و آدم حوصله اش را ندارد، مخصوصاً وقتی که تنها باشد!»</p>
            <p>آقای میانه سال انگلیسی که حالا کمی اخمش را باز کرده بود، امّا با تعجّب به من نگاه می کرد و هنوز به خودش اجازه نداده بود که لبخند بزند، گفت: «بله، درست می گویید. انتظار حوصله می خواهد. شما، فکر می کنم، توی همین محلّ زندگی می کنید.»</p>
            <p>گفتم: «بله، چهل سالی می شود! توی همین کوچۀ بغلی!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="304"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/06/19/120619153147_lfl264_304x304_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">فیلارمونیک بی بی سی دلش خوش است که می خواهد موسیقی اصیل را به ایستگاههای ترن  بفرستد. فکر می کنم که تصویر احتیاج به توضیح نداشته باشد.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>آقای میانه سال انگلیسی یکدفعه زد زیر خنده و گفت: «چهل سال؟ پس یعنی من سه ساله بودم که شما آمدید اینجا خانه گرفتید! ما آنوقتها در شرق لندن زندگی می کردیم. من الآن هفت سالی می شود که با همسر و دو تا بچّه ام در یکی از آپارتمانهای «هَدلی کورت»، توی همین خیابان بالایی زندگی می کنیم. من باز هم شما را دیده ام. در اصل اهل کجا هستید؟»</p>
            <p>با هم مثل دو تا گوزن حرف زدیم و از صحبت با همدیگر لذّت بردیم تا اتوبوس آبشخور رسید و سوار شدیم و حرف زدیم و از صحبت با همدیگر لذّت بردیم تا او به ایستگاه خودش رسید و موقع پیاده شدن با صورتی که از لبخند مثل یک گل سرخ شکفته در آفتاب می درخشید، گفت: «واقعاً از آشنایی با شما خوشحالم و از صحبت با شما لذّت بردم. امیدوارم به زودی باز همدیگر را ببینیم.»</p>
            <p>راستی چی باعث شد که ما آدمها آن آشنایی طبیعی و غریزی همنوع بودن را فراموش کردیم وحالا هزاران سال است که حتّی وقتی که در یک محلّه هم زندگی می کنیم، با هم بیگانه ایم و از هم باک داریم و از هم بیزاریم؟</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-06-07:17806221</id>
      <dc:identifier>17806221</dc:identifier>
      <updated>2012-06-08T14:32:37+00:00</updated>
      <published>2012-06-07T14:33:02+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«مزدورهای شیطان»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۹۳) ۸ ژوئن ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۲۹۳) ۸ ژوئن ۲۰۱۲, «مزدورهای شیطان»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/06/120607_l13_letter_from_london_293.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/06/120607_l13_letter_from_london_293.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«مزدورهای شیطان»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/06/07/120607144400_letter_293_-_picture_one_-_no_source.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">تا گفت «چُخلصیم»، که ترکیبی باشد از «چاکریم» و «مخلصیم»، فوراً به جایش آوردم</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>چند شب پیش که باز تلویزیون تجارتی برنامۀ «کی می خواهد میلیونر بشود؟» داشت، فوراً کانال را عوض کردم و به یاد یکی از ایرانیهای آشنای «فقط توی خیابان همدیگر را ببین»، و «گاهی بیخودی به همدیگر تلفن بکن» افتادم که چند وقت پیش، تلفن کرد و تا گفت «چُخلصیم»، که ترکیبی باشد از «چاکریم» و «مخلصیم»، فوراً به جایش آوردم و توی دلم گفتم: «ان شاءالله که مثل بیشتر اوقات کلاغ بد خبر نباشد!»، بعد از دو سه کلمه احوالپرسی، قاه قاه زد زیر یک خندۀ تلخ و حسرت آمیز و تأمّل انگیز و گفت:</p>
            <p>«شنیده ای؟ اگر نشنیده ای، بشنو که همین الآن توی روزنامه خواندم که سه تا برندۀ جایزۀ ششصد و چهل میلیون دلاری بلیت بخت آزمایی یکی از ایالتهای آمریکا معرّفی شده اند. می دانی ششصد و چهل میلیون دلار یعنی چی؟ می گویم ششصد و چهل میلیون دلار!»</p>
            <p>خوب، که چی؟ چرا من باید بدانم که ششصد و چهل میلیون دلار چه معنایی دارد؟ مگر معنایش با یک دلار چه فرقی می کند؟ راستی، از شما می پرسم، ها، چه فرقی دارد؟ یکدفعه فکر بکری توی مغزم جرقّه زد، به خودم مهلت ندادم و گفتم:</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/06/07/120607144325_money_304x171_reuters.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">
می دانی ششصد و چهل میلیون دلار جایزۀ بلیت بخت آزمایی یعنی چی؟
</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Reuters"/>
            </div>
            <p>«رفیق عزیز، تو درست می گویی. من از تلویزیون هم این خبر را شنیدم. تو درست می گویی. آدم باید بداند ششصد و چهل میلیون دلار جایزۀ بخت آزمایی یعنی چی! من ده پانزده دقیقه ای دربارۀ سؤالت فکر می کنم، جوابش را که پیدا کردم، فوراً به ت زنگ می زنم.» و گوشی را گذاشتم.</p>
            <p>نه در آمریکای «خرپول» که یک اِیالت از پنجاه تا اِیالتش لاتاری ششصد و چهل میلیون دلار جایزه ای دارد، بلکه همین جا در بریتانیای صغیر فقیر که بزرگترین جایزۀ لاتاری سرتاسر مملکت معمولاً صد برابر کمتر از مال همان یک اِیالت آمریکاست... چی؟ چی فرمودید؟ می پرسید چه قدر می شود؟ ششصد وچهل بخش بر صد، می شود شش میلیون و چهارصد هزار دلار، که به پوند تبدیلش بکنید، می شود در حدود چهار میلیون پوند.</p>
            <p>این طور که آمار داده اند، در هفته در حدود ۳۲ میلیون نفر، هر نفر به طور متوسّط ۳ تا بلیت لاتاری می خرد، یعنی جمعاً در حدود ۹۶ میلیون پوند. از این مبلغ چه قدرش را جایزه می کنند؟ در حدود ده در صد، یعنی ۹ میلیون، و معمولاً از ۳۲ میلیون نفر بین یک تا ۳ نفرشان جایزه بزرگ چند میلیونی می گیرند، یعنی شانس بردن یک در ده میلیون است.</p>
            <p>می روی توی مغازۀ نبش کوچه، از یک نفر که دارد بلیت بخت آزمایی می خرد، می پرسی: «شما حتماً احتیاج به پول دارید که بلیت بخت آزمایی می خرید، بله؟ چه قدری ببرید، زندگیتان از پیسی در می آید؟»</p>
            <p>فکر می کنم ۹۰ درصد بلیت خرها در جواب بگویند ده هزار، صدهزار یا حدّ اکثر ۵۰۰ هزار پوند. یکدفعه می آیند به این آدم به اصطلاح «خوشبخت» اینجا در حدود ۴ میلیون پوند و در آمریکا حدود ۴۰۰ میلیون پوند می دهند و به پیشانی ده ها میلیون نفر دیگر که دو سه پوند از جیبشان رفته است، مهر «بدبختی» می زنند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/06/07/120607144350_letter_293_-_picture_three_-_no_source.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">از شرّ طمع و حسادت به خدا پناه می بریم!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>ده پانزده دقیقۀ بعد به آشنای «چُخلص» تلفن کردم و گفتم: «رفیق عزیز، معنی ۶۴۰ میلیون دلار جایزه را پیدا کردم. اگر شیطانی باشد، و این شیطان ضدّ خدا باشد و دشمن اشرف مخلوقات خدا، حتماً این سازمانهای بخت آزمایی را مزدورهای شیطان به نفع پیروان میلیونرش اداره می کنند، بندگان خدا را به طمع می اندازند، از جیب دهها میلیونشان یک پوند، یک پوند، در می آورند و با چند میلیونش یک نفر را میلیونر می کنند تا به لشکر شیطان در جنگ با خدا یک سرباز جدید اضافه بشود!»</p>
            <p>نَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الطّمَع وَ الِحسادَة!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-06-01:17692894</id>
      <dc:identifier>17692894</dc:identifier>
      <updated>2012-06-02T01:59:13+00:00</updated>
      <published>2012-06-01T17:47:35+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«اندر ترجمۀ فکر به واقعیت»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۹۲) ۱ ژوئن ۲۰۱۲ </summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن، علیزاده طوسی، 292</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/06/120601_l06_letter_london_292.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/06/120601_l06_letter_london_292.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«اندر ترجمۀ فکر به واقعیت»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/06/02/120602014920_chortkeh_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">چورتکه: شمارگر یا کامپیوتر عهد دقیانوس، که هنوزهم در بعضی جاها و برای بعضی کسها از حیّز انتفاع نیفتاده است.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>شما می دانید، ان شاءالله همه می دانند و حافظ شیرازی از تمام استادهای همعصرش بهتر می دانست که بیشتر کلمه های اسمی و فعلی هر زبان در ابتدا یک معنی معیّن و اصلی داشته است، و بعدها مردم به مرور معنیهای فرعی تازه ای بار آن کلمه ها کرده اند، و در بعضی موردها، در جریان تحوّلهای اجتماعی و فرهنگی، یک معنی فرعی جای معنی اصلی را گرفته است.</p>
            <p>و این را هم لابُد همه می دانند که معنیهای تازه ای که بار کلمه ها می شود، با فرهنگ بومی مردم ارتباط دارد. مثلاً در زبان انگلیسی، در اواسط قرن هفدهم به هر کس که کارش حساب کردن بود، می گفتند «کامپیوتر» (Computer) چون فعل «کامپیوت» (Compute) امروز هم معنی اصلیش همان «حساب کردن» است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/06/02/120602015521_matthew_arnold_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">جناب مثیو آرنولد، سازندۀ حماسۀ «رستم و سهراب» به زبان انگلیسی.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>بعد که رسیدند به سال ۱۸۹۷، یعنی اواخر قرن نوزدهم، به «ماشین حساب» هم گفتند «کامپیوتر»، تا اینکه در سال ۱۹۷۰ آمدند همین اسم را گذاشتند روی دستگاه عجیب و معجزه گری که امروز زمین و زمان را فتح کرده است، و هیچکس هم بلند نشد ایراد بگیرد و مثلاً بگوید: «بابا جان، کامپیوتر یعنی شمارگر! والله باعث رسوایی یک زبان است که به یک چورتکۀ عهد دقیانوس بگویید شمارگر و به این اعجاز بزرگ علم و تکنولوژی و صنعت عصر اینترنت هم بگویید شمارگر! اقّلاً بگویید رایانه!»</p>
            <p>با یک دوست جوان ایرانی که در پیدا کردن یا ساختن کلمه های فارسی برای بعضی کلمه های انگلیسی خیلی فکر می کند، خیلی ابتکار به خرج می دهد، خیلی جوش می زند، و خیلی رنج می برد تا از این طریق روح تازه ای به زبان فارسی بدمد و روان فردوسی را شاد کند، در قهوه خانه نشستن و گپ زدن، خودش به تنهایی خیلی حوصله می خواهد، و خیلی تحمّل و خیلی گذشت، چه رسد به اینکه دوست انگلیسی میانه سال آدم هم حضور داشته باشد و بحث از ترجمه در تحوّل زبان به میان بیاید، آن هم با ذهنیت یک جور ناسیونالیسم جدید ایرانی، و ضمناً این دوست انگلیسی هم کسی باشد که بیست سال پیش با خواندن ترجمه که نه، با خواندن «رباعیات عمر خیّام» فیتزجرالد (۱) و «رستم و سهراب» «مثیو آرنولد» (۲) علاقه مند شده باشد که فارسی یاد بگیرد و رباعیات خیّام و شاهنامه فردوسی را به زبان فارسی بخواند. لطفاً حالا خودتان تشخیص بدهید که کدامیک از این سه تا حرف مال کدامیک از ما سه نفر است:</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/06/02/120602015400_plato_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">این «یوتوپیا»ی افلاطون هم در فارسی ترجمۀ درست و دقیقی ندارد!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>«این یوتوپیای افلاطون (۳) هم در فارسی ترجمۀ درست و دقیقی ندارد. یکی به آن می گوید «مدینۀ فاضله»، یکی می گوید «آرمان شهر»، یکی می گوید «مدینۀ افلاطون» یا «جمهوری افلاطون»، یکی می گوید «ناکجاآباد»، یکی می گوید...»</p>
            <p>«ناکجا آباد را تامس مور، حقوقدان و فیلسوف اجتماعی و سیاستمدار انگلیسی در سال ۱۵۱۶ در عهد «هنری هشتم» نوشت. او با توصیف نظام آرمانی جامعه در یک جزیرۀ خیالی می خواست از نظام اجتماعی و سیاسی زمان خودش انتقاد بکند و می دانست که جزیرۀ او نیست درجهان است."</p>
            <p>"مال افلاطون همان جمهوری است، امّا افلاطون واقعاً معتقد بود که اگر حکومت به دست فیلسوفها باشد، جمهوری او را می شود به وجود آورد. حالا ما چرا باید این قدر پایبند ترجمۀ زبانی کلمه ها باشیم؟ همین کلمۀ انگلیسی «ترانسلیت» (۴) یک معنیش هم تبدیل کردن فکر به وقعیت است. حالا چه بگوییم «مدینۀ فاضله»، چه بگوییم «آرمان شهر»، باید ببینیم در این بیست و پنج قرنی که از جمهوری افلاطون می گذرد، در راه ترجمه کردن «فکر» او به «واقعیت» چه قدمی برداشته ایم!»</p>
            <p>_________________________________</p>
            <p>۱- ادوارد فیتزجرالد (Edward FitzGerald)، ادیب و شاعر انگلیسی (۱۸۸۳-۱۸۰۹) رباعیات حکیم عمر خیّام را بدون مقیّد کردن خود به حفظ صورت کلامی هر رباعی، به مجموعه ای رباعی پیوسته به انگلیسی برگرداند.</p>
            <p>۲- مثیو آرنولد (Matthew Arnold)، شاعر و منتقد اجتماعی انگلیسی (۱۸۸۸-۱۸۲۲) منظومه ای دارد با عنوان «سهراب و رستم» (Sohrab and Rustum) که اقتباسی است از داستان «رستم و سهراب» شاهنامۀ فردوسی طوسی.</p>
            <p>۳- مدینۀ فاضلۀ افلاطون همان «جمهوری افلاطون» است که اساس آن بر حکومت فیلسوفان بر جامعه نهاده شده است. کلمۀ «یوتوپیا» (Utopia) را اوّلین بار «تامس مور» (Thomas More)، حقوقدان و فیلسوف اجتماعی و سیاستمدار انگلیسی از دو کلمۀ یونانی «ou» به معنی «نه» و «topos» به معنی «جا» یا «محل» یا «سرزمین» ساخت و به آن پسوند «ia» اضافه کرد تا به صورت اسم مکان در بیاید و بشود اسمی به معنی «ناکجاآباد» یا «نیست در جهانستان» یا «هیچ در کجاآباد» یا هرچه شما بفرمایید.</p>
            <p>۴- کلمۀ فعلی «to translate» در معنی اصلی برگرداندن نوشته یا سخنی از زبانی به یک زبان دیگر است، امّا یکی از معنیهای معمول دیگرش درآوردن چیزی از یک صورت، یا عمل، یا حالت به صورت یا عمل یا حالتی دیگر است؛ یا تبدیل کردن یا مبدّل کردن چیزی به چیزی دیگر. مثلاً می گویند « translate ideas into reality».</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-05-25:17538024</id>
      <dc:identifier>17538024</dc:identifier>
      <updated>2012-05-25T12:21:24+00:00</updated>
      <published>2012-05-25T10:55:30+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«اندر معرّفی یک کتاب لا نَظیرَ لَه»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۹۱) ۲۵ مه ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۲۹۱) ۲۵ مه ۲۰۱۲, «اندر معرّفی یک کتاب لا نَظیرَ لَه»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/05/120525_l13_letter_from_london_291.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/05/120525_l13_letter_from_london_291.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«اندر معرّفی یک کتاب لا نَظیرَ لَه»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>شاید قبلاً هم، به مناسبت دیگری، گفته باشم که یکی از تفریحات من در وطن «ادوارد فیتزجرالد» (۱)، مترجم «رباعیات عمر خیّام»، پیدا کردن اتّفاقی و خریدن حتمی چاپها و نشرهای متفاوت کتاب خجستۀ «رباعیات ادوارد خیّام» است.</p>
            <p>چند روز پیش که گذارم به کتابفروشی «خیریۀ آکسفم» (۲) افتاد، یک «عمر خّیّام» هرگز ندیده پیدا کردم و کّلی خوشحال شدم. اجازه بدهید اوّل یک نکتۀ مهمّ را خدمتتان عرض کنم، بعد بپردازم به معرّفی این کتاب مستطاب.</p>
            <p>می گویم خدا نکند نوشته ای عامّه پسند بشود و اسم نویسنده اش سر زبانها بیفتدّ! بیا و ببین که چه می کنند! چه داستانها و معجزات و کراماتی برای نویسنده اش می سازند، و چه تفسیرهایی دربارۀ حرفهایش سر قلم می روند! و چه حکمهای تقدیسی و تکفیری ای درباره اش صادر می کنند.</p>
            <p>مثلاً همین «عمر خیّام» از یک طرف مُلحِد است و، مُرتَدّ و، کافِر و، دائم الخمر و، هُرهُری و، دهری و، دوزخی، و از طرف دیگر صوفی و، عارف و، فیلسوف و، ریاضیدان و، منجّم و، حقیقت جو و، منطقی و، اپیکوری! (۳)</p>
            <p>و امّا رباعیاتی که من معرّفی آن را فریضۀ واجب دانستم، کتابی است، به تنظیم و تحشیه و تفسیر یکی از جوکیان (Yogi) معروف هندیِ بنگالی به اسم «پَراماهانسا یوگاناندا» (۴)، با عنوان «شراب صوفی» (۵)، با کاغذ گلاسۀ فردِ اعلا و جلد چرم نمای زرکوب، به وزن یک کیلو و صد گرم، با پنجاه تا تابلو نقّاشی به سبک مینیاتور نیم شرقی نیم غربی، با هفتاد و پنج تا رباعی فارسی مملوّ از تحریفات ملیحه و اغلاط کلامیه و تخریبات وزنیه، به خط نستعلیق لابد یکی از بچّه های دبستانی این روزگار، امّا با ظرافت هنرمندانه چپانده در یک قاب تذهیب کاری هفت رنگ بسیار زیبا و چشمگیر، و هر رباعی فارسی زیرش یکی از رباعیهای انگلیسی ادوارد فیتزجرالد، با شباهتی بفهمی نفهمی به رباعی فارسی آن صفحه، و زیرش شرح صوفیانۀ بعضی از ترکیبات و استعارات رباعی انگلیسی، و زیرش دستور استفادۀ عملی از این رباعی در تأمّلات اشراقی و تمرینات یوگایی.</p>
            <p>از این هفتاد و پنج تا رباعیِ کتاب، فقط سی تا را می شود مال خیّام دانست، و بقیه جزو دو هزار و اندی رباعی ای است که هر کس به دلیلی و نیتی به عمر خیّام منسوب کرده است، و ای کاش که همین سی تا رباعی هم از نسخه ای صحیح و معتبر نقل می شد. آخر شما را به خدای عمر خیّام قسم، آن عمر خیّامی که شما می شناسید و دلیلی ندارد که هر جوکی هندی صوفی مسلکی شناخته باشدش، می تواند همچین رباعی ای را که فقط صوفی صاحب معجزاتی مثل ابو سعید ابوالخیر ممکن است از کسی شنیده باشد یا در جایی خوانده باشد و به مناسبتی بر زبان آورده باشد، به خیّام نسبت بدهد؟</p>
            <p>ای واقف اسرار ضیمر همه کس،</p>
            <p>در حالت عجز دستگیر همه کس؛</p>
            <p>یا رب تو مرا توبه ده و عذر پذیر،</p>
            <p>ای توبه ده و عذرپذیر همه کس!</p>
            <p>و همین جوکی صوفی مسلک در تفسیر روحانی این رباعی نجیب و اصیل خیلی خیّامی می گوید: «منظور خیّام در این رباعی این است که خدا که «علیم و حکیم وعالم بکلّ الامور" است، خودش می داند که چرا جان می بخشد و چرا مرگ می آورد:</p>
            <p>اجزای پیاله ای که درهم پیوست</p>
            <p>بشکستن آن روا نمی دارد مست،</p>
            <p>چندین سر و ساق نازنین و کف دست</p>
            <p>از مهر که پیوست و به کین که شکست ؟</p>
            <p>خداوندا، «حافظ» و «خیّام» را از شرّ صوفیان و صوفی شناسان ایران و جهان در امان بدار! آمیّن!</p>
            <p>________________________________</p>
            <p>۱ – Edward Fitzgerald ، شاعر و نویسنده و مترجم انگلیسی (۱۸۸۳-۱۸۰۹ ) که همۀ شهرت خود را مدیون ترجمۀ آزاد رباعیات عمر خیّام است. ترجمه و اقتباس او از رباعیات خیّام از سال ۱۸۵۹ تا به حال در دنیای انگایسی زبان، بعد از «کتاب مقدّس» (Holy Bible) و آثار «ویلیام شکسپیر»(William Shakespeare) بیش از هر کتاب دیگری چاپ شده است، یعنی از حیثت اهمیت و اعتبار سومیّن کتاب دنیای انگلیسی زبان است.</p>
            <p>۲ – Oxfam ، سازمان بین المللی خیریۀ آکسفم در همه جا مغازه هایی دارد که از مردم لباس وکفش و کتاب و یعضی از وسایل مستعمل، امّا قابل استفاده را که مردم دیگر خودشان آنها را نمی خواهند به عنوان هدیه می پذیرند و آنها را به قیمت بسیار ارزان می فروشند و سازمان آکسفم درآمد حاصل را صرف امور خیریه می کند. این سازمان در محلّۀ علیزادۀ طوسی یک کتابفروشی بسیار مرتّب دارد که جوانی آگاه از عالم کتاب، به نام «استن» (Stan) آن را اداره می کند و علیزادۀ طوسی خیلی از کتابهای نایاب، از جمله نسخه هایی از چاپهای قدیم «رباعیات خیّام» و همین «تفسیر صوفیانۀ رباعیات خیّام» را از همین کتابفروشی خریده است.</p>
            <p>۳ – Epicurus، فیلسوف یونانی (۲۷۱-۳۴۱ پیش از میلاد) که به عقیدۀ او لذّت و رنج برای انسان معیار ارزیابی خوب و بد است و همۀ انسانها در لذّت بردن از زندگی حقّ برابر دارند، و مرگ پایان جسم و روح انسان است و خدایان نه کسی را مجازات می کنند و نه به کسی پاداش می دهند و عالم ابدی و جاویدان است، و انسان زندگی کوتاهی دارد و باید بکوشد که رنج را از خود دور کند و هر چه بیشتر از زندگی لذّت ببرد.</p>
            <p>۴ - Paramahansa Yogananda، (۱۹۵۲-۱۸۹۳) گورو (guru) یا رهبر، یا استاد در تعلیم نوعی فلسفۀ اشراقی و شهودی صوفیانه.</p>
            <p>۵ – عنوان اصلی کتاب «شراب صوفی» یا «شراب عارف» یا «شراب صوفیان» یا «شراب عارفان» (Wine of the Mystic) است و عنوان فرعی آن «تفسیر روحانی [صوفیانۀ] رباعیات عمر خیّام» (The Rubaiyat of Omar Khayyam: A Spiritual Interpretation).</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-05-18:17397900</id>
      <dc:identifier>17397900</dc:identifier>
      <updated>2012-05-18T16:34:13+00:00</updated>
      <published>2012-05-18T13:45:43+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«بلای دوگانگی زبان»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۹۰) ۱۸ مه ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>«مالیات بر درآمد، مالیات بر دررفت!», نامه ای از لندن (۲۹۰) ۱۸ مه ۲۰۱۲</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/05/120518_l95_letter_from_london_290.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/05/120518_l95_letter_from_london_290.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«بلای دوگانگی زبان»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>یکی از همکارهای جوان، با کلّی محبّت و احترام، از من پرسید: «به نظر شما بر اثر یک چیزی درست است یا در اثرِ یک چیزی؟»</p>
            <p>با لحنی شوخ و شیطنت آمیز گفتم: «هیچکدام، رفیق!»</p>
            <p>و همکار جوان با تعجّب، امّا با لبخند گفت: «پس چی باید بگوییم؟»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/05/18/120518135027_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بعضیها خیلی خوب حرف می زنند، امّا همینکه قلم به دست گرفتند، ذهنشان از کار می افتد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>گفتم: «همانی که همیشه در موقع حرف زدن می گویید، ولی همینکه قلم به دست گرفتید که بنویسید، یا انگشتهاتان به کار افتاد که تایپ کنید، آن را فراموش می کنید، و از حجرۀ کتابی مغزتان، استاد آیین نگارش، که خودش هم نمی داند کدام یکی و چرا، بر اثر و در اثر را پیشنهاد می کند، که امروز هر دو تقریباً به یک اندازه کاربرد دارد!»</p>
            <p>وبعد هم برای اینکه طرف خدا نکرده فکر نکند که من همین طور هوایی می گویم «امروز هر دو تقریباً به یک اندازه کاربرد دارد»، هر دو فی المجلس به گوگل فارسی مراجعه کردیم و دیدیم بله، شاهدِ کاربردِ بر اثرِ چیزی بیست و یک میلیون و چهارصد هزار مورد آمده است، و شاهد کاربردِ در اثرِ چیزی بیست میلیون و دویست هزار، که تفاوت آنها، به نسبت میزان کاربرد، ناچیز است.</p>
            <p>و بعد هم نشستیم و دربارۀ این دوگانگی «گفتن» و «نوشتن» با هم صحبت کردیم، و من به یاد روزگار جوانی افتادم که سر کلاس به نوجوانی که می توانست بدون تته پته و دست انداز، فصیح و روان و شیرین بیان، ساعتها حرف بزند، امّا همینکه قلم به دست می گرفت که انشاء بنویسد، نوک قلمش سحر می شد و روی کاغذ گیر می کرد، گفتم:</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/05/18/120518141832_letter_london_2_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">هر دو فی المجلس به گوگل فارسی مراجعه کردیم و دیدیم بله </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>«ببین فرزند، برای اینکه مطمئنّ بشوی که می دانی چی بگویی، توی خانه یک دستگاه ضبط صوت بگذار بغل دستت، روشنش بکن و بنشین راجع به موضوع، هرچی به ذهنت آمد، با صدای بلند بگو. بعد سر فرصت بنشین نوار را از اوّل گوش کن، و هر چی گفته ای، بیاور روی کاغذ. آنوقت، باز سر فرصت، تکراریهایش را حذف کن و بدون اینکه به توصیۀ استاد آیین نگارش، جای کلمه ها و عبارتهای گفتاری را به قائم مقام نوشتاری آنها بدهی، با دستکاری منطقی سر و ته مطلب را جفت و جور کن، و ببین و مطمئن شو که می توانی بنویسی و همان چیزهایی که به فکرت می آید، عیناً به قلمت هم می آید، و خودت یک پا «ابوالفضل بیهقی» زمان خودت هستی و خبر نداری!»</p>
            <p>مثلاً، حالا که همکار جوان من می خواهد بداند «بر اثر چیزی» درست است، یا «در اثر چیزی»، بیاییم از نمونه های کاربردِ هر کدام از آنها ده بیست مورد را بگذاریم جلومان و ببینیم در هر مورد، به جای آنها چی به کار می بریم. من حالا از هر مورد یک نمونه می آورم. نمونۀ «بر اثر» از گوگل فارسی:</p>
            <p>«بر اثر انفجاری که در میدان کتابی، ابتدای خیابان گل نبی رخ داد یک نفر کشته شد.» و نمونۀ «در اثر» : «هر بیست و پنج دقیقه یک ایرانی در اثر تصادف رانندگی می میرد.»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/05/18/120518141623_letter_london_3_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">و جوجه اردکها براثر مادرشان برفتند تا ... نمی دانم کجا </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>موضوع همین دو تا جمله را، اگر بخواهیم در موقع صحبت با یک دوست، به زبان بیاوریم، چه طوری می گوییم؟ من باشم، مثلاً می گویم: «به علتِ... به سببِ... به واسطۀ ... یک انفجار در میدان کتابی، سر خیابان گل نبی یک نفر کشته شده.» و نمونۀ دوّمی را هم مثلاً این طور می گویم: «در هر بیست و پنج دقیقه یک ایرانی به علتِ تصادف (یا در تصادفِ) رانندگی، می میرد.»</p>
            <p>والله «اثر» یعنی عقب، پی، دنبال، ردّ پا، و در اثرِ... یا بر اثرِ... یعنی در پیِ...، به دنبالِ... من فقط یک نمونه از کاربرد «بر اثر» را از همان نثر نویس بزرگ فارسی، ابوالفضل بیهقی، می آورم، و شما را به خدا و عقل سلیم می سپرم: « و من براثر استادم برفتم تا خانه ٔ خواجه ٔ بزرگ.»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-05-11:17258552</id>
      <dc:identifier>17258552</dc:identifier>
      <updated>2012-05-11T19:17:59+00:00</updated>
      <published>2012-05-11T17:02:18+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«مالیات بر درآمد، مالیات بر دررفت!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۸۹) ۱۱ مه ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>«مالیات بر درآمد، مالیات بر دررفت!», نامه ای از لندن (۲۸۹) ۱۱ مه ۲۰۱۲</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/05/120511_l93_letter_from_london_289.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/05/120511_l93_letter_from_london_289.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«مالیات بر درآمد، مالیات بر دررفت!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/05/11/120511174826_letter1_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">تظاهرات در اعتراض به مالیات حقّ رأی در زمان نخست وزیری مارگارت تاچر.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p/>
            <p>فکر می کنم چیزی که در زبان فارسی امروز به ش می گوییم «مالیات» و انگلیسیها به ش می گویند «تَکس» (Tax) همیشه دو جور بوده است، یکی مالیات مستقیم، که همان «مالیات بر درآمد» است، که سر سال اگر نپردازی، حسابت با شمر بن ذی الجوشن است! یکی هم مالیات غیرمستقیم، که اوّلاً یکی دو تا نیست، و ثانیاً یک قلم بزرگش را که مالیات بر خرید است، آدم سر هر جنسی که می خرد، می پردازد و حالیش نیست. یک چیزی می خرید به صد پوند، بیست پوندش می رود توی جیب دولت بابت مالیات، هشتاد پوندش تو جیب فروشنده!</p>
            <p>امروزه روی مالیاتهای غیرمستقیم اسمهایی می گذارند که اوّلاً خنده دار نباشد و ثانیاً مردم را عاصی نکند، مثل عوارض شهرداری که در عهد «مارگارت تاچر» اسمش را گذاشتند «مالیات حقّ رأی» و مردم خوششان نیامد و غوغا به پا کردند تا اینکه آمدند مبلغش را بالاتر هم بردند، امّا اسمش را گذاشتند «مالیات شورای شهر»، یعنی «عوارض شهرداری»، و مردم راضی شدند و ساکت سر جاشان نشستند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/05/11/120511180048_letter2_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">قسم می خورد که پنجره است، امّا از ترس مالیات خودش را پنهان کرده است!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p/>
            <p>در دوره های استبدادی که وضع قانون در اختیار «مجلس»، یا نماینده های مردم نبود، گاهی وقتها که سلطنت یا حکومت خرج و برجش بالا می رفت و درآمدش کفاف کنس بازیهای «عامّ المنفعه» و گشاد بازیهای «خاصّ المنفعه» اش را نمی داد، فوراً مشاورانش را احضار می کرد و دستور می داد که راه تازه ای برای مکیدن خون بیشتری از مردم پیدا کنند. در این موقعها بود که مشاورهای سلطنت یا حکومت که مثل حالا دکترای اقتصاد یا علوم سیاسی از دانشگاههای معتبر نداشتند، یکوقت می دیدی مالیات تازه ای وضع می کنند با اسم مسخره ای که به خر می گفتند، خنده اش می گرفت.</p>
            <p>مثلاً می بینید در «مشروح مذاکرات مجلس شورای ملّی، دورۀ پنجم، جلسۀ ۲۲۸»، یکی از نماینده های با نفوذ به اسم آقای «یاسایی» پیشنهاد می کند که «کلیۀ مالیات و عوارضی که به موجب قانون مخصوصی به تصویب مجلس شورای ملی نرسیده است»، ملغی شود و آنوقت از چهل و هشت نوع مالیات اسم می برد، به اضافۀ «وغیره» که خدا می داند چند تاست. بیاییم با دقّت اسم چند تا از آنها را بشنویم و در بحر معنی آنها فرو برویم: مالیات سرِ قاطری، مالیات گوشِ خری، مالیات کوه چَری، مالیات چاخویی!</p>
            <p>و امّا حالا چند تا مالیات فرح بخش از ممالک اجنبی. نوشته اند که در سال ۱۶۹۵ «ویلیام سوّم»، پادشاه انگلستان، فرمان داد که از مردهای مجرّد بالای بیست و پنج سال «مالیات تجرّد» بگیرند تا مجبور بشوند ازدواج کنند.</p>
            <p>یک سال بعد مالیاتی وضع شد به اسم «مالیات پنجره» که باعث شد خیلی از مردم بیشتر پنجره هاشان را آجرچینی کنند و گل بگیرند تا مالیات کمتری بدهند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/05/11/120511180340_letter3_304x171_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">پطر کبیر، تزار روسیه، سازندۀ شهر سن پطرزبورگ، واضع مالیات ریش!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p/>
            <p>در روسیۀ تزاری هم «پطر کبیر» امر کرد از مردها «مالیات ریش» بگیرند تا مجبور بشوند مثل بقیۀ جاهای اروپا صورتهاشان را از ته بتراشند و متجدّد بشوند.</p>
            <p>شکر و حمد خدا که حالا همۀ حکومتهای دنیا متمدّن و مترقّی شده اند و هیچکدام از مالیاتهایی که از مردم می گیرند، اصلاً «خنده دار» نیست و دولتها هم که با رأی مردم بر تخت قدرت می نشینند، هم بندۀ خاصّ خدا هستند، هم پاسدار و خدمتگزار سرمایه دار، هم شریک مال مردم بیچاره.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-05-04:17117546</id>
      <dc:identifier>17117546</dc:identifier>
      <updated>2012-05-04T16:06:28+00:00</updated>
      <published>2012-05-04T14:54:22+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">محنت دیگران </title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن  (288) 4 مه </summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (288) 4 مه, محنت دیگران</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/05/120504_l41_letter_from_london_288.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/05/120504_l41_letter_from_london_288.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>محنت دیگران </dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>انگلیسیها یک «مثل» دارند که می گوید: «نُو نیوز ایز گود نیوز» (No news is good news)، یعنی «بی خبری خوش خبری است»، که بر عکسش می شود: «هیچ خبری خبر خوش نیست!» و این حرف را اگر بخواهیم از حالت ترجمه در بیاوریم و فارسیش کنیم، تقریباً به این صورت در می آید که: «خبر اگر خوش می بود، خبر نمی شد!»</p>
            <p>خیال کنید دارید صبحانه می خورید و تلویزیون هم روبه روی شما دارد «خبر» پخش می کند. لقمۀ اوّل را که توی دهانتان گذاشتید، اتوبوسی در «تایلند» تصادف می کند و سه نوجوان انگلیسی در این تصادف کشته می شوند. آنها پیش از شروع سال تحصیلی دانشگاه برای سیاحت به تایلند رفته بودند.</p>
            <p>لقمۀ اوّل، نیم جویده توی گلوتان گیر می کند. وقتی به عکس این سه تا نوجوان نگاه می کنید، در یک لحظه، اگر نوجوان هستید، خودتان را به جای آنها می گذارید، و اگر بچّه ها یا نوه هایی به سنّ و سال آنها دارید، خودتان را به جای پدر و مادر، یا پدر بزرگ و مادر بزرگ آنها می گذارید، و تجسّم فاجعه سخت منقلبتان می کند.</p>
            <p>آن لقمه را که ترجیح می دهید، بروید توی دستشویی بالا بیاورید، به زور قورت می دهید، و با اینکه دیگر اشتهای خوردن ندارید، عادت وادارتان می کند که لقمۀ دوّم را به دهانتان بگذارید که در خبر بعدی، در بازار یکی از محلّه های شیعه نشین «بغداد»، در موقع عبور صف درازی از سوگواران که جنازه ای را تشییع می کنند، انفجار یک اتومبیل انتحاری سی و دو نفر را می کشد، و بیش از شصت نفر را مجروح می کند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/05/04/120504150106_bikhabari_304x171_no_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">این نوجوان شاد یکی از آن سه نوجوان انگلیسی است که در تایلند ... آه... دریغ و درد! </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no "/>
            </div>
            <p>دیگر تجسّم این فاجعه خیلی دشوار می شود. باید صبحانه را اجباری قورت بدهید و بروید دنبال کار روزانه تان. دیگر سالهاست که هر روز عدّه ای، اینجا و آنجا، در کشمکشهای نان خواهانه، حقّ خواهانه، عدالت خواهانه، دموکراسی خواهانه، و هزار چیز دیگر خواهانه کشته می شوند.</p>
            <p>لقمۀ سوّم را قورت داده اید و دارید لقمۀ چهارم را توی دهانتان می گذارید که می بینید... دیگر لازم نیست نمونه بدهم. می خواهم بگویم حالا اگر آن روز در تایلند کشته شدن سه نوجوان انگلیسی در تصادف اتوبوس «خبر بد» بود و این «اتّفاق بد» نمی افتاد و به جایش «اتّفاق خوب» افتاده بود و آن سه نوجوان انگلیسی به وطنشان برگشته بودند و الآن هم داشتند صبحانه شان را می خوردند که بروند به دانشگاه، یک همچین اتّفاق خوبی دیگر «خبر» حساب نمی شد تا کسی حوصلۀ شنیدنش را داشته باشد. «خبر خوش» که گفتنی و شنیدنی نیست.</p>
            <p>آن عهد و زمانی که سعدی شیرازی می گفت: «بنی آدم اعضای یک پیکرند/ که در آفرینش زِ یک گوهرند؛/ چو عضوی به در آورد روزگار،/ دگر عضوها را نماند قرار»، گذشت. آنوقتها اصلاً بانک وجود نداشت که در غرب مدیر یکی از آنها از پول مردم چهل میلیون پوند برای خودش پاداش بازنشستگی بردارد و در شرق مدیر یکی از آنها همین قدرها، یا خیلی بیشتر از اینها، اختلاس کند و با پاسپورت دوّمش برود غربی بشود.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/05/04/120504150139_bikhabari_304x171_n_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بغداد .. یک روز دیگر ... یک بمب دیگر... سی و دو نفر کشته... بیش از شصت نفر زخمی...</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="n"/>
            </div>
            <p>می بینید که ما خیلی وقت است که به شنیدن خبرهای بد که برای روزنامه ها و رادیوها و تلویزیونها «خبر» حساب می شود، عادت کرده ایم، یا در واقع معتاد شده ایم، و همه اش می خواهیم بشنویم که دیگر چه اتّفاق بد و زشت و تهوّع انگیز و هولناک و سنگدلانه و شیطانی و مو به تن راست کن و لقمه در گلو قفل کنی در کجای دیگر اتّفاق افتاده است. لابد می خواهیم از محنت دیگران بی خبر نباشیم، و در این دنیای متمدّن و سازمان ملل متحد دار امروز، بشاید که ناممان را نهند آدمی!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-04-20:16846332</id>
      <dc:identifier>16846332</dc:identifier>
      <updated>2012-04-20T16:57:25+00:00</updated>
      <published>2012-04-20T16:31:23+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«باید فرانسوی باشد»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۸۶) ۲۰ آوریل ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>«باید فرانسوی باشد», نامه ای از لندن (۲۸۶) ۲۰ آوریل ۲۰۱۲</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/04/120420_l13_letter_from_london_286.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/04/120420_l13_letter_from_london_286.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«باید فرانسوی باشد»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/04/20/120420164539_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">دوست انگلیسی من در بازی تخته نرد چندان تعریفی ندارد، امّا در نقّاشی آدم را به حیرت می آورد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>یکی از دوستهای انگلیسی من در بازی تخته نرد چندان تعریفی ندارد، امّا در نقّاشی آدم را به حیرت می آورد. وای می ایستید جلو یکی از تابلوهاش، مثلاً منظرۀ یک تکددرخت، وسطهای یک تپّۀ سبز، پشتش آسمان آبی با چند تا ابر سفید، چیزی که ممکن است هزار بار توی زندگیتان دیده باشید. در چند لحظۀ اوّل توی دلتان می گویید: «خوب، که چی؟»</p>
            <p>آخر همچین منظره ای آن قدر ساده و عادّی است که کلمۀ مبتذل را به ذهن آدم می آورد، امّا بعد از چند لحظه، همینکه می خواهید از پای این تابلو ردّ بشوید، یکدفعه احساس می کنید که پای تابلو وای نایستاده اید، بلکه با نگاهتان دارید می روید به طرف تکدرخت.</p>
            <p>می روید، امّا به ش نمی رسید که ازش ردّ بشوید و برسید به سر تپّه. کم کم احساس می کنید که سر تپّه که توی افق، زیر ابرهای سفید حالت محو و مبهمی پیدا می کند، چشم شما را گرفته است. احساس می کنید که چیزی که دارید به طرفش می روید و از دور فقط جایش را می بینید، نه خودش را، تنها چیزی است که دل شما را گرفته است و چشمتان دنبالش است.</p>
            <p>بله، با این دوست انگلیسی نشسته بودم و داشتیم حرف می زدیم و تخته نرد بازی می کردیم و در عین حال به موسیقی کلاسیک رادیو گوش می دادیم. یکدفعه یک تکّه فلوت تنها همچین ما را گرفت، همچین ما را سحر کرد که بازی را قطع کردیم و دیگر نه تکان خوردیم، نه یک کلمه حرف زدیم. موسیقی ما را توی خودش غرق کرده بود.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/04/20/120420164625_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">ژاک ایبر؟ تا حالا اسمش را نشنیده بودم. باید فرانسوی باشد!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>وقتی آهنگ تمام شد و مجری برنامه گفت «کنسرتوبرای فلوت» از «ژاک ایبِر» (۱)، هر دومان نفس عمیقی کشیدیم، و دوست انگلیسی نقّاش من گفت: «ژاک ایبر! تا حالا اسمش را نشنیده بودم. باید فرانسوی باشد!»</p>
            <p>این جملۀ «باید فرانسوی باشد» یکدفعه ذهنم را قلقلک داد. گفتم: «چرا باید فرانسوی باشد؟»</p>
            <p>با تعجّب گفت: «خوب، از اسمش پیداست!»</p>
            <p>گفتم: «آره، از اسمش پیداست، امّا اگر اسمش بود یاکوب هیلدبرت (۲) و می شد آلمانی، چه فرقی می کرد؟»</p>
            <p>دوست انگلیسی نقّاش زد زیر خنده و گفت: «می دانم چی می خواهی بگویی! خودت هم خوب می دانی که من خوب می دانم که هیچ فرقی نمی کند! بیا بازیمان را تمام کنیم!» و بازیمان را تمام کردیم. حقّ با او بود. من و او بارها دربارۀ «جهان وطنی» بودن همۀ هنرهای انسانی صحبت کرده بودیم. او از بابت اعتقاد به این حقیقت از من خیلی دو آتشه تر بود. وقتی من به ش گفتم «چرا باید فرانسوی باشد؟» در واقع مثل این بود که یک نفر همچین سؤالی از من کرده است و من دارم جوابش را فکر می کنم.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/04/20/120420164605_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">یکدفعه یک تکّه فلوت تنها ما را سحر کرد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>بله، درست می فرمایید. ما چه احتیاجی داریم که بدانیم فلان آهنگساز اهل کجاست و چه ملیتی دارد؟ مثلاً همین ژاک ایبر، می دانیم که هست و وجودش وابسته به موسیقیش است، و از این لحاظ فردی از افراد«ملّت علم و هنر» است، ملّت همۀ علمها و همۀ هنرها. به عبارت دیگر این ژاک ایبر فرانسوی زاده با لودویگ فان بتهوون (۳) آلمانی زاده هموطن است، همان طور که کمال الملک ایرانی زاده با ونسان ون گوگ (۴) هلندی زاده هموطن است، و خواجه حافظ شیرازی با یوهان ولفگانگ فان گوتۀ (۵) آلمانی زاده. فقط سیاستمدارها هستند که حتماً باید ملیتهاشان مختلف باشد!</p>
            <p>__________________________________________</p>
            <p>۱- Jacques Ibert ، ژاک ایبر، آهنگساز فرانسوی (۱۹۶۲-۱۸۹۰)</p>
            <p>۲- Jacob Hildebehrt ، یاکوب هیلدبرت (یاکوب تلفظ آلمانی ژاک، و هیلدبرت ریشۀ آلمانی ایبر فرانسوی شده).</p>
            <p>، لودویگ فان بتهوون، آهنگسازآلمانی (۱۸۲۷-۱۷۷۰)Ludwig van Beethoven۳-</p>
            <p>۴- Vincent Willem van Gogh ، ونسان ون گوگ، نقاش هلندی (۱۸۹۰-۱۸۵۳)</p>
            <p>۵- Johann Wolfgang von Goethe، یوهان ولفگانگ فان گوته، شاعر و درام نویس آلمانی (۱۸۳۲-۱۷۴۹)</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-04-13:16704374</id>
      <dc:identifier>16704374</dc:identifier>
      <updated>2012-04-13T16:44:35+00:00</updated>
      <published>2012-04-13T12:05:04+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«این را خودت خوب می دانی»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۸۵) ۱۳ آوریل ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>«این را خودت خوب می دانی», نامه ای از لندن (۲۸۵) ۱۳ آوریل ۲۰۱۲</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/04/120413_l13_letter_from_london_285.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/04/120413_l13_letter_from_london_285.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«این را خودت خوب می دانی»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/04/13/120413121027_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">ایشان عالیجناب «روآن داگلاس ویلیامز»، اسقف اعظم کلیسای انگلستان هستند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>چند وقت بود که «جایلز» را در قهوه خانۀ «۷۸۶» ندیده بودم. همان مهندس الکترونیک را می گویم که «نیچه» را بیشتر شاعر می داند تا فیلسوف. احوال خانواده اش را پرسیدم، گفت که این روزها مشغولیت فکری او و زنش و پسرش بیشتر از معمول شده است، امّا هر کدام به شکلی. توضیح که داد، دیدم خبرِ خوش است و به ش تبریک گفتم.</p>
            <p>آخر اینجا خیلی از پدر و مادرها برای دوره های سنّی و مرحله های تحصیلی بچّه هاشان خیلی اهمیت قائلند. این «جایلز» یک پسر دارد، که به زودی یازده ساله می شود و باید از دبستان کوچ بکند به دورۀ اوّل دبیرستان. همین قضیه هم برای پسره تحوّل بزرگی است در زندگیش، هم برای پدر و مادرش دورۀ تازه ای است در تجربۀ فرزند پروری.</p>
            <p>پایان آخرین سال دبستان و آغاز اوّلین سال دبیرستان را که جشن خانوادگی خواهند داشت، به جای خود، امّا از همین حالا «جایلز» و زنش فکرشان دنبال پیدا کردن دبیرستانی است که برای پسرشان «آیدن» (Aiden) از هر لحاظ مناسب باشد و هر تصمیمی را هم که بخواهند بگیرند، مرحله به مرحله با «آیدن» در میان می گذارند تا او هم نظرش را بگوید و اگر لازم باشد، برایش توضیح بدهند که چرا فکر می کنند دبیرستان «فلان» مزیتهاش بیشتر از دبیرستان «بهمان» است.</p>
            <p>وقتی من به «جایلز» گفتم که یک دبیرستان خیلی بزرگ در فاصلۀ دویست، سیصد قدمی خانه شان هست، لبخند زد و گفت: «می دانم. ساختمان بزرگ و زیبایی دارد و شاگرد هم خیلی زیاد و ادارۀ مدرسه هم خیلی جدّی و انضباطی، امّا یک اَمّای بزرگ دارد!»</p>
            <p>من تا آن موقع ساختمان بزرگ این مدرسه را از توی اتوبوس دیده بودم و نمونه هایی از شاگردهاش را با لباس اونیفورم و سر و وضع نسبتاً مقبول و رفتار نسبتاً معقول توی اتوبوس دیده بودم، امّا هیچوقت به صرافت نیفتاده بودم که از اتوبوس پیاده بشوم و بروم نوشته های تابلو مدرسه را بخوانم.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/04/13/120413120840_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">این مدرسه هم یکی از مدرسه های وابسته به کلیسای کاتولیک است که نظامنامۀ مذهبی دارد </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>حالا «جایلز» با آن لبخند معنی دارش یک «امّای بزرگ» گذاشت جلو این مدرسه و ساکت ماند. تعجّب کردم. انگار می خواست مرا امتحان کند، ببیند موضوع مدرسۀ پسرش آن قدر برایم جدّی هست که کنجکاو بشوم و ازش بخواهم «معمّا»ی این «امّا» را برایم حلُ کند یا نه، و ازش که پرسیدم، گفت:</p>
            <p>«ببین رفیق، من و زنم مسیحی اجدادی هستیم، و با اینکه به کلیسا نمی رویم، دل از مسیحیت بر نداشته ایم. یعنی هنوز هم اگر کسی بپرسد چه مذهبی داریم، می گوییم مسیحی هستیم. امّا این ربطی به کلیسا ندارد. این مدرسه که می بینی، اگر یک مدرسۀ معمولی بود و وابسته به کلیسا نبود، یک لحظه هم به فکر پیدا کردن مدرسۀ دیگری نمی افتادیم. دیگر از این بهتر نمی شد. امّا این مدرسه با اینکه همۀ برنامۀ رسمی مدرسه های دیگر را تدریس می کند، یک نظامنامۀ مذهبی دارد و یکی از اصول این نظامنامه اش این است که می خواهد بچّه ها را طوری تربیت کند که ارزشهای انجیلی را بفهمند و یاد بگیرند و بر طبق این ارزشها زندگی کنند!»</p>
            <p>و حالا من هم با لبخند معنی داری گفتم: «خوب، چه اشکالی دارد؟ مگر نمی گویی که به مسیحیت اعتقاد داری؟ خوب، مسیحیت هم همان چهارتا انجیل است!»</p>
            <p>«جایلز» دستی به شانۀ من زد و گفت: «آخر ارزشهایی که آدمهایی مثل من و زنم ازانجیل می فهمند، با ارزشهایی که هر کلیسایی می خواهد جماعتش از انجیل بفهمند، خیلی فرق می کند! فکر می کنم این را خودت هم خوب می دانی!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-04-06:16580995</id>
      <dc:identifier>16580995</dc:identifier>
      <updated>2012-04-06T17:34:41+00:00</updated>
      <published>2012-04-06T16:55:03+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">'ماوس' پنج تا 'کاراکتر' دارد!</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۸۴) ۰۶ مارس ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن، ماوس، کاراکتر،</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/04/120406_l09_letter_from_london_284.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/04/120406_l09_letter_from_london_284.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>'ماوس' پنج تا 'کاراکتر' دارد!</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/04/06/120406170041_berners_lee_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">ایشان جناب آقای برنرز لی (Berners Lee)، دامت عمره و افاضاته، سرسلسلۀ مخترعان «اینترنت» هستند </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>از سال ۱۹۶۶ که نطفۀ "اینترنت" با وصلت دو تا کامپیوتر در شرق و غرب آمریکا بسته شد، کمتر از چهل و شش سال می گذرد. خوب، معلوم است که توی این چهل و شش سال اینترنت چنان توسعه و قدرتی پیدا کرده است که حالا دیگر می تواند برای خودش یک "زبان فنّی" داشته باشد.</p>
            <p>امّا من خودم که چیزی سرم نمی شود، پس ناچار از استادان این فن می پرسم که آیا، مثلا در انگلیسی برای این "زبان فنّی" اینترنت، تمام لغتها و اصطلاحهای لازم را اختراع کردند؟ یا تقریباً همۀ این لغتها و اصطلاحها در زبان انگلیسی وجود داشت، و آمدند به مفهومهای قبلی آنها مفهومهای تازه ای را که در اینترنت از آنها گرفته بودند، اضافه کردند؟</p>
            <p>من خودم که از کامپیوتر و اینترنت چیزی سرم نمی شود، امّا این را خوب یادم می آید که در در درس انگلیسی کلاس اوّل دبیرستان خواندم و یاد گرفتم که در انگلیسی به «موش» می گویند «مَوس»، که بعدها حالیمان شد که «موش» فارسی، و «ماوس» (mouse) انگلیسی، همریشه است و هر دو «هند و اروپایی» است.</p>
            <p>می خواهم بگویم که امروز وقتی یک انگلیسی به آن وسیلۀ مخصوص کامپیوتر می گوید «ماوس»، همان «ماوس»ی است که، حالا عقب ترش را کار ندارم، در چهار قرن پیش، در عهد «شکسپیر»هم به همان حیوان کوچکی می گفتند که طعمۀ «گربه» است. لغت همان لغت است، یک معنای فنّی تازه پیدا کرده است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/04/06/120406170330_mouse_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">موش یا «ماوس» کامپیوتر یا «رایانه»</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>حالا ما به این «موش» چی می گوییم؟ ها؟ برویم سراغ گوگل فارسی. ازش می پرسیم «ماوس کامپیوتر»، پنجاه و دو هزار و چهار صد مورد تحویلمان می دهد! «ماوس» را به صورت «مُوس» ازش می پرسیم، دویست و نود و نه هزار مورد تحویلمان می دهد. بعد می آییم به زبان فارسی ازش سراغ «موش کامپیوتر» را می گیریم، بیچاره با خجالت می گوید: «همه اش هزار و ششصد و سی مورد!»</p>
            <p>چی؟ می فرمایید: «آخر این اصطلاح فن آوری است، ما نمی توانیم بگوییم موش! ناچاریم همان کلمۀ ماوس را به کار ببریم!»</p>
            <p>بنده جلو منطق جناب عالی لنگ می اندازم! مرحمت شما زیاد!</p>
            <p>خوب، حالا که ایشان تشریف بردند، غیبتشان نباشد، می گویم آخر چرا انگلیسی زبانهای دنیا که در حدود سیصد و هفتاد و پنج میلیون نفر می شوند، همه شان می توانند هم بگویند تله موش، هم بگویند موش کامپیوتر، ولی ما به کامپیوتر که می رسیم، حتماً باید بگوییم «ماوس کامپیوتر»؟</p>
            <p>ها؟ چرا؟ مگر ما گناهی کرده ایم که فارسی زبان شده ایم؟ چه حکمتی در کار است که نمی گذارد ما در زبان خودمان همان منطقی را به کار ببریم که انگلیسی زبانها در زبان خودشان به کار می برند؟</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/04/06/120406170804_shour_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">الفبای فارسی سی و دوتا «حرف» دارد، و «شعر» یک کلمۀ سه حرفی است و «شعور» یک کلمۀ چهار حرفی</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>حالا عرض کنم که چی شد که این طور، به قول آقای صادق صبا، خونم به جوش آمد و در دلم باز شد. در اینترنت دنبال اطلاعاتی دربارۀ یک اسم می گشتم، دیدم در ته یک مطلب نوشته اند: «نظرتان را بنویسید – نظرات شما حدّ اکثر ۱۴۰۰ کاراکتر!»</p>
            <p>اوّل نفهمیدم «کاراکتر» در این جمله چه معنایی می دهد، چون فقط می دانستم که بعضیها «کاراکتر» را در فارسی به معنی «شخص»، «شخصیت»، و «آدمها» یا «اشخاص» داستان یا نمایش به کار می برند.</p>
            <p>آنوقت یکدفعه به یاد «موش» افتادم و تازه فهمیدم که «کاراکتر» (character) انگلیسی همان «حرف» فارسی است که جمع مکسّر عربیش می شود «حروف» و از آن کلمه های «حروفچین» و «حروفچینی» را ساخته ایم و می توانیم بگوییم الفبای فارسی سی و دوتا «حرف» دارد، و می توانیم بگوییم «شعور» یک کلمۀ چهار حرفی است، امّا در ایتنرنت نمی توانیم بگوییم «حد اکثر ۱۴۰۰ حرف»!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-03-30:16439595</id>
      <dc:identifier>16439595</dc:identifier>
      <updated>2012-03-30T17:42:37+00:00</updated>
      <published>2012-03-30T13:10:40+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«خجالت هم خوب چیزی است!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۸۳) ۳۰ مارس ۲۰۱۲ </summary>
      <dc:subject>«خجالت هم خوب چیزی است!», نامه ای از لندن (۲۸۳) ۳۰ مارس ۲۰۱۲</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/03/120330_l13_letter_from_london_283.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/03/120330_l13_letter_from_london_283.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«خجالت هم خوب چیزی است!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/03/30/120330131851_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">جناب مستطاب رضوان جایگاه، جورج واشنگتن، غفرالله ذنوبه، اوّلین رئیس جمهوری آمریکا</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>چند وقت پیش بعد از شرکت در مجلس ترحیم یکی از بندگان مقَرّب درگاه الهی، با چند نفر از رفیقهایی که سرشان برای تحلیلهای تاریخی درد می کند، رفتیم به یک قهوخانۀ نزدیک آن حوالی و بحث خوشنامی و بدنامی در تاریخ را که در حاشیۀ طلب آمرزش آن مرحوم شروع شده بود، ادامه دادیم، و این تحلیل تاریخیمان هم مثل همۀ تحلیلهای تاریخی گذشته مان هیچ نتیجه ای نداشت جز خسته کردن و خسته شدن همه مان و نخود، نخود، هرکه رود خانۀ خود!</p>
            <p>یکی صحبت اسکندر را پیش کشید که برای یونانیها و به طور کلّی غربیها «اسکندر کبیر» است و برای ایرانیها «اسکندر گجسته» یا «اسکندر ملعون».</p>
            <p>یکی اشاره کرد به «انوشیروان دادگر» و گفت عادل بودنش را باید رفت آن دنیا از آن سی هزار مزدکی پرسید!</p>
            <p>خلاصه همین طور توی تاریخ گشتیم و گشتیم، و دیدیم یک خوشنام هم پیدا نمی کنیم که یک جایی از قبای شخصیت ش لکّۀ بدنامی برنداشته باشد.</p>
            <p>آخِرهای همین تحلیل، که چه عرض کنم، آخرهای همین نُشخوار آدمیزاد، بود که من به یاد رجال خوشنام تاریخ آمریکا افتادم، عالی جنابهایی مثل جورج واشنگتن (George Washington)، تامس جفرسون (Thomas Jefferson)، و اِبراهام لینکلن (Abraham Lincoln)، که نه فقط آمریکاییها، بلکه همۀ مردم دنیا اسمشان را که می شنوند، روحشان می خواهد یک توک بال پرواز کند، برود آمریکا، تُربت پاکشان را سجده کند و برگردد!</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/03/30/120330132000_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">حضرت خلد آشیان، تامس جفرسون، نور الله مرقده الشریف، سوّمین رئیس جمهوری آمریکا</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>شما را به خدا نخواهید بپرسید که مگر اینها با آیزنهاور (Eisenhower)، ریچارد نیکسون (Richard Nixon)، یا جورج بوش (George Bush) بزرگه و کوچکه چه فرقی داشتند!</p>
            <p>بابا، این را که دیگر هر بچّه شیرخوره ای در هر دالغوزآبادی می داند که جورج واشنگتن، اولین رئیس جمهوری آمریکا، رهبر سیاسی و نظامی ملّت آمریکا در جنگ استقلال علیه بریتانیا بود و قانون اساسی جمهوری هم با ریاست و نظارت او نوشته شد. تامس جفرسون، سوّمین رئیس جمهوری آمریکا هم نویسندۀ اصلی «اعلامیۀ استقلال» و «بیانیۀ جهانی حقوق بشر» بود. اِبراهام لینکلن، شانزدهمین رئیس جمهوری آمریکا هم، که بر شکّاکش لعنت، سردار پیروزی در جنگ داخلی آمریکا بود و قهرمان الغای بردگی و آزادی برده های آمریکا.</p>
            <p>خوب، این هر سه تا برای ملت سفید پوست زمان خودشان کارهای بزرگی کردند و سومیشان هم که سیاهپوستها را از بردگی نجات داد. می گویم راستی، این رجال خوشنام برای سرخپوستها چه کار کردند؟</p>
            <p>وقتی اولین سفید پوستها وارد قاره ای شدند که هنوز اسمش آمریکا نشده بود، این سرزمین ناشناخته، مملکت آباء و اجدادی مردمی بود که برای خودشان تمدن وفرهنگی داشتند و جمعیتشان در حدود ده میلیون بود. آنوقت، در طول سیصد سال، بر عکس جمعیت همۀ جاهای دیگر دنیا که ده، صد، یا سیصد برابر شده بود، از ده میلیون سرخپوست، در سرتاسر این قاره یک میلیون هم باقی نماند. همه شان، که حقاً و منطقاً و قانوناً صاحب بزرگترین و حاصلخیزترین سرزمین دنیا بودند، یا از گرسنگی و مرضهایی که سفید پوستها براشان سوغات آورده بودند، مردند، یا در جنگ نابرابر با سفیدپوستهای غاصب کشته شدند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/03/30/120330131922_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">حضرت جنّت مکان، اِبراهام لینکلن، طاب ثراه، شانزدهمین رئیس جمهوری آمریکا</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>می گویم این خوشنامهای تاریخ آمریکا، که بیانیۀ حقوق بشر هم می نوشتند، و مایۀ افتخار بشریت هم حساب می شوند، به فکرشان نیامد که بگویند:</p>
            <p>«ای بابا، ما آمدیم توی مملکت یک مشت مردم بیگناه، به جای اینکه باشون داد و ستد کنیم، ازشان زمین بخریم، و باشان هموطن بشویم، همه شان را یا کشتیم یا فرستادیمشان توی بیابانهای برهوت، دورشان قراول گذاشتیم! خجالت هم خوب چیزی است، مخصوصا برای ما تاریخ سازهای خوشنام! »</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-03-01:15886482</id>
      <dc:identifier>15886482</dc:identifier>
      <updated>2012-03-01T13:09:49+00:00</updated>
      <published>2012-03-01T12:55:45+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«قربان چشمهای بادامیت بروم!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۷۹) ۲ مارس ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۲۷۹) ۲ مارس ۲۰۱۲</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/03/120301_l13_letter_from_london_279.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/03/120301_l13_letter_from_london_279.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«قربان چشمهای بادامیت بروم!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>مادره داشت قربان صدقۀ بچّه اش می رفت، گفت: «قربان چشمهای بادامیت بروم!» بچّه هه شروع کرد به گریه کردن که: «مامان، من بادام می خواهم! من بادام می خواهم!» این قضیه حقیقت دارد. یک پا شاهدش خودِ من.</p>
            <p>دارم کتاب «ادبیات و جامعۀ رومی» (۱)، تألیف «رابرت مکسوِل اوگیلوی» (۲)، استاد اسکاتلندی زبان و ادبیات لاتین را می خوانم، می رسم به صحبت از اوّلین کمدی نویسهای رومی که یکی از معروفترینهاشان «تیتوس ماکیوس پلاوتوس» (۳) بود که ۲۵۴ سال پیش از حضرت مسیح به دنیا آمده بود و از پنجاه و دو تا نمایشنامه اش، بیست و یکی از باد و باران گزند نیافته است. با اینکه خودش مقلّد درام نویسهای یونانی بود، می گویند بعضی از درام نویسهای بزرگ دنیا، مخصوصاً «شکسپیر» (۴) و «مولیر» (۵) از کمدیهای او خیلی درس گرفته اند.</p>
            <p>یکی از کمدیهای این «پلاوتوس» که انگار دو هزار و دویست سالی از عمرش نگذشته است، بلکه توی همین دورۀ ما نوشته شده است، عنوانش هست «نظامی لافزن». نویسندۀ کتاب «ادبیات و جامعۀ رومی» یک صفحه ای از این کمدی نمونه آورده است. می رسم به این جمله ها از لافزنی این نظامی:</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/03/01/120301130051_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">شمشیر یعنی «وزارت جنگ» و «سپر» یعنی «وزارت دفاع» و با هم یعنی دو طرف یک معادله</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>«این سپر من که داده ام صیقلش زده اند، حالا درخششش از یک روز باشکوه تابستانی هم بیشتر است. این دفعه که در گرماگرم نبرد سر دست بگیرمش، برقش حتمآ چشمهای دشمن را خیره خواهد کرد. شمشیرم هم می بینم که الآن دلش یک ذرّه شده است برای چکاچاک. طفلکی سخت مأیوس و افسرده است، چون می بیند که مدّتهاست بیکار و بی خاصیت به پهلوی من آویزان است. الآن واقعاً دلش لک زده است که یک دشمن گیرش بیاید، همچین دخلش را بیاورد که تکّۀ بزرگه ش گوشش باشد!»</p>
            <p>اسم «شمشیر» را که می خوانم، به یاد اوایل قرن گذشته می افتم که خیلی از دولتها بدون رودربایستی از مردم، و بدون خجالت از خودشان، یکی از مهمّ ترین وزارتخانه هاشان «وزارت جنگ» بود، یعنی جنگ را جزو امور عادی زندگی می دانستند، مثل فرهنگ و صنایع مستظرفه، مالیه، عدلیه، صنایع، معادن، و غیره!</p>
            <p>بعد از دو تا جنگ بزرگ، که گذشته از خرابیهای آنها که نصف دنیا را گرفت، اوّلیش در حدود ۱۰ میلیون کشته داشت و ۲۲ میلیون زخمی، و دوّمیش۵۰ تا ۷۰میلیون کشته داشت و بیش از ۷۰ میلیون زخمی، آنوقت «سپر» اهمیتش از «شمشیر» رفت بالاتر و همۀ دولتهای عالم، که حالا از جنگ نفرت پیدا کرده بودند، اسم شمشیری «وزارت جنگ» را تبدیل کردند به اسم سپری «وزارت دفاع» و دو بلوک شرق و غرب، یا جهان اوّل و جهان دوّم، که در جنگ دوم فاتح شده بودند، برای خود داری از«جنگ داغ» و رفع بیکاری و محض تفریح، «جنگ سرد» را باب کردند و آنوقت دِ بساز و دِ بفروش انواع اسلحۀ مدرن، و بنشین و تماشا کن جنگهای داخلی و منطقه ای را در «جهان سوّم» و بقیۀ ماجرا را که حالا دیگر جوانهای بالغ و نابالغ امروز هم فوت آبند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/03/01/120301130147_letter_from_london_304x171_bbc.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">کسی که حتّی یکی از همین چاقوهای کوچک را توی جیبش داشته باشد، گوشش برای شنیدن حرف حساب سنگین می شود، چه رسد به کسی که ... </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>حالا هیچکس پیدا می شود که بگوید: «پس خلع سلاح چی شد! پس سلاح یعنی چی؟ خلع یعنی چی؟ کسی که یک چاقوی کوچولو توی جیبش داشته باشد، پیش از اینکه به فکر گفت و گو با طرف بیفتد، چاقو را از جیبش در می آورد، چه رسد به آن قوم و قبیله ای که انبارهاش پر از اسلحه باشد!»</p>
            <p>و اینجاست که باید بگوییم : «یا اسلحه سازی یک تجارت پر منفعت است، یا آدمیزاد هنوز متمدّن نشده است!»</p>
            <p>______________________________________________</p>
            <p>۱- ادبیات رومی و جامعه : Roman Literature and Society .</p>
            <p>۲- Robert Maxwell Ogilvie</p>
            <p>۳- Titus Maccius Plautus</p>
            <p>۴- William Shakespeare : ویلیام شکسپیر (۱۶۱۶-۱۵۶۴)، شاعر و درام نویس انگلیسی</p>
            <p>۵- Molière (Jean Baptiste Poquelin): مولیر (ژان بپتیست پوکولن) کمدی نویس فرانسوی (۱۶۷۳-۱۶۲۲)</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-03-23:16309070</id>
      <dc:identifier>16309070</dc:identifier>
      <updated>2012-03-23T18:17:49+00:00</updated>
      <published>2012-03-23T12:44:38+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«ای سال نو، کّلاً چه طوری؟»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۸۲) ۲۳ مارس ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>«ای سال نو، کّلاً چه طوری؟», نامه ای از لندن (۲۸۲) ۲۳ مارس ۲۰۱۲</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/03/120323_l13_letter_from_london_282.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/03/120323_l13_letter_from_london_282.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«ای سال نو، کّلاً چه طوری؟»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>بله، می دانم. چهار روز از ماه فروردین گذشته است و سه روز از نوروز سال ۱۳۹۱ خورشیدی. حالا چه وقت تبریک گفتن است؟ تا حالا خواب بودی؟ یک تُک پا می آمدی به ساختمان اجاره ای «بوش هاوس»، مثل بقیۀ «سخن پراکنان» بخش فارسی بی بی سی، در هشتادمین سالگرد تأسیس «بخش جهانی» و در موقع تحویل سال خورشیدی، با همان زبان مادری و آباء و اجدادیت به همۀ فارسی زبانان، دری زبانان، و تاجیکی زبانانِ «نوروز دار» و «سال را از اوّل بهار شروع کن» تبریک عرض می کردی و صد سال به از این سالها می گفتی و برای همۀ آنها و همۀ مردم جهان، چه آنها که در نیمکرۀ شمالی بیستم مارس روز اوّل بهارشان بود، چه آنها که در نیمکرۀ جنوبی تازه پاییزشان شروع می شود، تندرستی و شادی مدام آرزو می کردی، و برای همۀ سیاستمداران و سرمایه داران و اسلحه داران جهان عقل سلیم و وجدان بیدار، و آنوقت بر می گشتی به خانه ات و می نشستی و صبر پیش می گرفتی و دنبالۀ کار خویش می گرفتی! بله؟</p>
            <p>بعله! درست می فرمایید، امّا آخر این بندۀ حقّ فقط هفته ای یک روز، آن هم روزهای جمعه که حسنی به مکتب می رود، در بخش فارسی پیدایم می شود و اگر جمعۀ پیش تبریکاتم را عرض کرده بودم، بیست و ششم اسفند بود و تا حالا از یادتان رفته بود که این بندۀحقّ هم تبریکات نوروزی خودش را عرض کرده است. تازه بر طبق سنّتِ جشن نوروزی، که می گویند بنیادش را اهورا بیامرز جمشید گذاشت، از اوّل تا دوازدهم فروردین، هر وقت عید مبارکی بکنید، بی موقع نیست و در پیشگاه بزرگواران مورد قبول واقع می شود.</p>
            <p>گفتم جشن نوروزی و از جمشید اسم بردم، یکدفعه یاد رفیق شفیق درست پیمانم استاد مصلح الدّین زشکی خراسانی افتادم که ترکیب بند گونه ای دارد که گمانم مال آن موقعی باشد که ایران و عراق هنوز از جنگ با همدیگر فارغ نشده بودند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/03/23/120323124853_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">سردر ساختمان «بوش هاوس»، خانۀ اجاره ای زبانهای خارجی رادیو بی بی سی</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>حالا با این وقایع مولمه ای که در لیبی و مصر و سوریه و جاهای دیگر خاور میانه حادث شده است و با ادامۀ اوضاع اسفبار در افغانستان و عراق، فکر می کنم اگر این عارف بی ادّعا خودش را از موزون گویی و قافیه بندی بازنشسته نکرده بود، یک ترکیب بندگونۀ جدید می گفت خیلی تلخ تر و دردناک تر از اوّلی.</p>
            <p>متن کامل این ترکیب بندگونه را در بایگانی راکد بی بی سی پیدا کردم و در اینجا بند اوّل و بند ماقبل آخرِ آن را برایتان می خوانم:</p>
            <p>ای سالِ نو ، کلاً چه طوری؟ در چه حالی؟</p>
            <p>بیش و کم آیا در مدارِ پارسالی؟</p>
            <p>از شادمانی خالی و پُر از ملالی؟</p>
            <p>ما را بگو تازه چه آوردی رَه آورد؟ ...</p>
            <p>ای سالِ نو ، گر تو نظیرِ سالِ پیشی،</p>
            <p>در شیوه و رفتار بر منوالِ پیشی،</p>
            <p>دنبالۀ اوضاع در احوالِ پیشی،</p>
            <p>یا نو مخوان خود را و یا بر گرد، بر گرد!</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/03/23/120323124823_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">مثل گلهای بهاری شکفته باشید، مثل سروها دراز عمر، مثل آفتاب سالم، مثل باران با طراوت، و مثل دماوند سربلند و استوار</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>امّا من بندۀ حقّ به اندازۀ آن عارف خستۀ وارسته، مآیوس نیستم و اقّلاً از این یک بابت خوشحالم که وقتی نوروز «جمشیدی» را با نوروز «میلادی» مقایسه می کنم، می بینم ما سالمان درست در اوّلین روز بهار که فصل اوّل سال در طبیعت است، شروع می شود، نه در وسط چلّۀ زمستان.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-03-16:16174058</id>
      <dc:identifier>16174058</dc:identifier>
      <updated>2012-03-16T18:24:59+00:00</updated>
      <published>2012-03-16T12:29:51+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«از بی شباهتیها بگوییم!» </title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۸۱)</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۲۸۱) ۱۶ مارس ۲۰۱۲</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/03/120316_letter_from_london_281.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/03/120316_letter_from_london_281.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«از بی شباهتیها بگوییم!» </dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/03/16/120316130732_lion_304x171_._nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">سلطان جنگل با چهار تا دندان نیش خنجری در برابر جانورهای بی سلاح.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="."/>
            </div>
            <p>بعضیها فکر می کنند اگر کسی آدمیزاد را با حیوانات مقایسه بکند، این کارش اهانت به اشرف مخلوقات خداست! ولی همین بعضیها اگر به یکیشان بگویید: «تو آدم شیر دلی هستی!» بدش که نمی آید، هیچ، خیلی هم به خودش می بالد.</p>
            <p>حالا اگر از همین یکی از بعضیها بپرسید: «شیر چه کار می کند که شجاعت حساب می شود؟ بله؟ به جانورهای ضعیف تر از خودش که طبیعت به آنها پنجه های گاز انبری و دندانهای خنجری نداده است، حمله می کند و آنها را تکّه پاره می کند و می بلعد؟ این شجاعت است؟ این کار شیر چه فضیلتی دارد که شجاعت حساب بشود؟</p>
            <p>خیال کنید من شیر هستم و سیصد چهارصد متری دنبال یک گلّه گوزن دویده ام، و به ضعیف ترین آنها که زور دویدنش برای نجاتش کافی نبوده است، چنگال بند کرده ام و چهارتا دندان بلند و سرنیزه ای ام را فرو کرده ام توی گلوش و نفسش را بند آورده ام و خونش را جاری کرده ام و مشغول صرف غذا شده ام. خوب، این کجاش شجاعت است و چه جور دلی می خواهد؟ دل شیر؟ نه خیر، آقا، به من بگویید «بزدل»، کمتر بدم می آید تا بگویید «شیر دل».</p>
            <p>مقایسه ای که من در ذهن دارم، از این جور مقایسه ها نیست، که بگویم شجاع مثل شیر، ترسو مثل بز، مکّار مثل روباه، موذی مثل موش، با وفا مثل سگ، بی چشم و رو مثل گربه، زشت مثل میمون، احمق مثل خر، نجیب مثل اسب، و امثال اینها! نه خیر! مقایسه ای که من می خواهم بکنم، به شباهتهای جسمی و خُلقی حیوانات و آدمیزاد هیچ ربطی ندارد. برعکس، می خواهم از بعضی «بی شباهتی»های آدمیزاد و حیوانات حرف بزنم.</p>
            <p>مثلاً همین شیر که هیچ شجاع هم نیست و موجود ابله تنه لش ضعیف کشی است، در جامعه ای زندگی می کند که قانونش این است که هرکس کارنکند، صاحب هیچ جیز نیست و باید از گرسنگی بمیرد. شما هیچوقت دیده اید یا شنیده اید که یک شیر بیاید چند تا بچّه شیر را جلو چشم پدرها و مادرهاشان تکّه پاره بکند و با این زهر چشم گرفتن، به همۀ شیرهای بیشه اعلام بکند که:</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/03/16/120316130812_goat_304x171_._nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">نه خیر، آقا، به من بگویید «بزدل»، کمتر بدم می آید تا بگویید «شیر دل».</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="."/>
            </div>
            <p> «آهای، بدانید و آگاه باشید که این بیشه مال پدرِ پدرِ پدر بزرگ من بوده است که او هم آن را از پدر پدر پدربزگش به ارث برده بوده است. ارث سرمایه است، سرمایه هم مال من است. شما نمی توانید و حقّ ندارید مفت و مجانی توی این بیشه برای خودتان شکار بکنید و هرچی شکار می کنید، بخورید و حقّ قانونی صاحب ملک و صاحب سرمایه و ارباب و مدیر و رئیس و همه کارۀ بیشه را نپرادزید!»</p>
            <p>و بعد که دید همه از ترس ساکت مانده اند، بگوید: «از امروز هرچی شکار کردید، می آورید اینجا به مأمورهای من که گوشها و دمشان قرمز است، تحویل می دهید. وقتی خواستید بروید، جیرۀ روزانه تان را می گیرید و می روید و دعایش را به جان من می کنید!»</p>
            <p>نه خیر، همچین قراری را هیچ حیوانی قبول نمی کند! حیوانات فقط برده و نوکر و خدمتکار و کارمند شکم خودشان هستند!</p>
            <p>حالا من به شرکتهای بزرگ نفتی و دارویی و بانکی و خدماتی و اسلحه سازی و غیره سازی و غیره بازی، کاری ندارم. بیاییم در دنیای متمدن آدمیزادی امروز فقط یک شرکت فروشگاه زنجیره ای را در نظر بگیریم که بیشتر اجناسش با مواد خام ارزان و دستمزد ناچیز در کشورهای جهان سوّم تهیه می شود، و صاحبهای اصلیش را هیچکس نمی بیند. همین شرکت اگر در یک سال سود خالصش از پانصد میلیون پوند کمتر باشد، مأمورهاش که گوشها و دمشان هم قرمز نیست، به رسم خوشخدمتی برای ارباب بیچاره شان آه و ناله سرمی دهند!</p>
            <p>نه خیر، حیوان و آدمیزاد آب و آتشند. با هم قابل مقایسه نیستند!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-03-08:16022627</id>
      <dc:identifier>16022627</dc:identifier>
      <updated>2012-03-09T18:34:07+00:00</updated>
      <published>2012-03-08T18:32:52+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نامه ای از لندن: «بی حافظگی تاریخی»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۸۰) ۹ مارس ۲۰۱۲ </summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۲۸۰) ۹ مارس ۲۰۱۲</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/03/120308_l13_letter_from_london_280.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/03/120308_l13_letter_from_london_280.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نامه ای از لندن: «بی حافظگی تاریخی»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/03/08/120308183716_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">در حدود بیست و یک قرن از عهد حکومت عوام فریبی به نام «کاتیلین» در امپراتوری روم می گذرد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>راستی که آدم اگر بخواهد بهترین آثار فکری و ادبی این دو هزار و پانصد ششصد سال گذشتۀ ملّتهای جهان را، در ضمن هزارتا کار دیگر، با دقّت بخواند، باید هزار سالی عمر کند، امّا آدمیزادی مثل من، که هر آن انتظار دارد به حکم ننه طبیعت ریغ رحمت را سر بکشد و دُم گم کرده اش را سیخ کند، باز هم خوشحال می شود که مثلاً زمین و زمان امانش دادند که با «سالوسیتوس گایوس کریسپوس» (Gaius Sallustius Crispus)، مورّخِ نیمچه فیلسوف، نیمچه جامعه شناس رومیِ(۱) ، که اینجاییها بیشتر به ش می گویند «سالوست»، آشنا بشود.</p>
            <p>نه خیال کنید که می خواهم بگویم آشنایی من با او، توی این دنیای بیعار و بیعاطفه، برای احدی غیر از خودِ بی چیز و بی اهمّیتم می تواند اهمیتی داشته باشد! ابداً! امّا نکتۀ انسانی و تاریخی و فلسفی و اجتماعی ای که از خواندن چند صفحه ای از یکی از کتابهاش که از گزند زمان و جهل زمانیان در امان مانده است، فهمیده ام، باید برای تک تک هفت هزار میلیون آدمیزاد این روزگار اهمیت حیاتی و مماتی داشته باشد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/03/08/120308183741_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">در حدود هشتاد سال از عهد حکومت عوام فریبی به نام «هیتلر» در کشور آلمان می گذرد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>اوّل خودم این نکته را عرض کنم که به عقیدۀ این بندۀ حقّ، که عقیدۀ خیلی از آدمهای حواس پرت دنیاست، میان همۀ مخلوقات جنبندۀ خدا، فقط آدمیزاد است که حافظه اش میلیونها برابر بیشتر از اندازۀ احتیاجش است، امّا متأسّفانه انگار اصلاً «حافظۀ تاریخی» ندارد، و چون حافظۀ تاریخیش بی نهایت ضعیف است، از بلایی که دیروز به سرش آمده است، چیزی به یادش نمی ماند تا امروز دوباره همان اشتباه دیروزی را تکرار نکند.</p>
            <p>الآن به اوضاع پرآشوب و درهم برهم دنیای دوهزار و دوازده «بعد از میلاد» نگاهی بیندازید و ببینید در تمام مملکتهای کوچک و بزرگ، فقیر و ثروتمند، عقب افتاده و پیشرفته، فساد و انحطاط اخلاقی و مذهبی و سیاسی و اقتصادی به چه درجه ای از شدّت و نکبت رسیده است، و آنوقت ملاحظه بفرمایید که همین حضرت «سالوست» در مقدّمۀ کتاب «توطئۀ کاتیلین» (۲)، دربارۀ علل و اسبابی که زمینه را برای کودتای عوام فریبی به نام لوسیوس سرگیوس کاتیلین (Lucius Sergius Catiline) در جمهوری روم آماده کرد، چه می فرماید:</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/03/08/120308183837_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">«نرون»، امپراتور روم که برای کسب قدرت مطلق مادر خودش را کشت، چه رسد به دیگران.     گفته اند که وقتی «رم» در آتش می سوخت او دلنگ دلنگ ساز می زد و دلی دلی آواز می خواند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>«در ابتدا شهوت پول بالا گرفت، بعد شهوت قدرت، و می توان گفت که همۀ شرارتها از این دو چیز پدید آمد. طمع و پول پرستی وفاداری، درستکاری، و هر صفت خوب دیگر را از بین بُرد، و به جای آن به مردم آموخت که مغرور و بیرحم باشند، و در برابر دریافت پول، از مقدّسات انسانی دست بردارند. جاه طلبی موجب شد که بسیاری از مردم فریبکار شوند و فکر و زبانشان یکی نباشد. دوستیها و دشمنیهاشان انگیزه ای جز نفع شخصی نداشته باشد، و به دروغ به داشتن صفات اصیل انسانی تظاهر کنند...»</p>
            <p>و در مقام مفسّر تاریخ برای عبرت آیندگان همین طور به شرح علل و اسباب انحطاط و آشوب در مملکت روم ادامه می دهد، غافل از آنکه آیندگان که امروزیان باشند، حافظۀ تاریخیشان به اندازه ای ضعیف است که از صد سال، پنجاه سال، حتّی ده سال پیش هم چیزی به یادشان نمی آید، چه رسد به اینکه بخواهند برای فرداشان از اوضاع دوهزار و صد سال پیش عبرت بگیرند!</p>
            <p>__________________________________</p>
            <p>۱- سالوست (Sallust)، مورّخ رومی (متولد ۸۶ - متوفی ۳۵ قبل از میلاد)، پیرو سبک تاریخ نویسی توسیدید (Thucydides)، مورّخ یونانی قرن پنجم پیش از میلاد. او در ابتدا، به امید بازگرداندن آرامش و نظم و قانون و آزادی و دموکراسی به روم، طرفدار «ژول سزار» بود و بعد به دلیل قدرت طلبی «سزار» و دیکتاتور مادام العمر شدنِ او، از حمایتی که از او کرده بود، پشیمان شد. از آثار او فقط نسخۀ کامل دو نوشته اش، با عنوانهای «The Conspiracy of Catiline» (Bellum Catilinae) و «Jugurthine War» (Bellum Iugurthinum) به جا مانده است، که من دو ترجمۀ انگلیسی از آنها دیده ام، یک ترجمه از Alfred Pollard و دیگری از S. A. Handford، از انتشارات پنگوئن.</p>
            <p>۲- لوسیوس سرگیوس کاتیلین، یکی از سیاستمداران روم در قرن اوّل پیش از میلاد که برای سرنگون کردن جمهوری روم و مخصوصاً از میان برداشتن قدرت «سنا»ی این کشور، با عوام فریبی، عدّه ای ناراضی را به دور خود جمع کرد و دست به کودتا زد، امّا موفق نشد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-22:15732186</id>
      <dc:identifier>15732186</dc:identifier>
      <updated>2012-02-24T17:58:18+00:00</updated>
      <published>2012-02-22T13:43:26+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«آه، ای اورگانیک!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۷۸) ۲۴ فوریه ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>«آه، ای اورگانیک!», نامه ای از لندن (۲۷۸) ۲۴ فوریه ۲۰۱۲</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/02/120222_l13_letter_from_london_278.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/02/120222_l13_letter_from_london_278.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«آه، ای اورگانیک!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/24/120224180841_120222134728_letter_from_london_224x280_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">ماست کم چربی وانیلی بدون قسم باور کنید اُورگانیک!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>«اورگانیک! آه، ای اورگانیک!» بله، این دوره ای که ما توش هستیم، نه فقط موادّ غذایی، بلکه عشق و اقتصاد و شعر و دوستی و موسیقی و بانک و فلسفه و حرف و چی و چی، همه اش صنعتی و تکنولوژیکی، یعنی «بازاری» شده است. به طبیعی هر چیز می گویند «اورگانیک» که آن را هم نمی توانیم به راستی و درستیش صد در صد اطمینان داشته باشیم و تازه همه جور چیزش هم پیدا نمی شود.</p>
            <p>لابد شما هم مثل من ایمیلهای خیرخواهانه زیاد دریافت می کنید. یکی از آنهایی که تا حالا صد بار خواسته است مو به تن من راست بکند، دربارۀ ضررهای خوردن گوشت مرغهای «غیر اورگانیک» است.</p>
            <p>این را تقریباً همه می دانند که شرکتهای مرغداری مرغهای بدبخت را از موقعی که توی ماشین جوجه کشی سر از تخم در می آورند تا موقعی که سر نبریده، جانشان را می گیرند و پوست کنده یا نکنده، درسته یا تکّه تکّه، بسته بندیشان می کنند و به بازار می فرستند، توی قفسهای تنگ انفرادی نگه می دارند، و برای اینکه بیماری میانشان نیفتد، آنتی بیوتیک به خوردشان می دهند، و برای اینکه زود چاق بشوند و به اندازۀ نصف وزن طبیعیشان آب زیر پوستشان بیفتد، کلّی هورمون رشد به شان ترزیق می کنند.</p>
            <p>خوب، البتّه مرغی که این بلاها را به سرش نیاورند و بگذارند تو فضای باز، برای خودش آزاد بگردد، و دانه های مقوّی و مرغوبی را که برایش می پاشند، در معاشرتی دلخواه و دلپذیر با خروس، برچیند و با آرامش خاطر پروار بشود، خرجش بیشتر است و گوشتش هم، مسلّماً، گرانتر.</p>
            <p>آنوقت در کنار این مرغداریهای پرفروش و پرمنفعت، مرغداریهای کم فروش و پرمنفعت تری هستند که برای شما که از مصرف آن جور مرغها ترسانیده شده اید، از این جور مرغها پرورش می دهند و به اسم «اورگانیک» راهی بازار می کنند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/22/120222134828_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">این نارنگی را اگر شما بخرید، از کجاش می فهمید اورگانیک است یا غیر اورگانیگ؟ از قیمتش!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>و حالا شما توی شهر به هر فروشگاه بزرگی که بروید، گوشت مرغ که هیچ، از گوشت گاو و گوسفند و خوک گرفته تا لبنیات و میوه جات و سبزیجات و چیچیجات و هرچیجات در مقابل نوع معمول و ارزانترش، نوع نامعمول و گرانترش را هم پیدا می کنید که روی بسته بندیش، قانون شاهدی، نوشته اند: «اورگانیک»!</p>
            <p>تعریف و توضیح این کلمۀ «اورگانیک» خیلی مفصّل است، امّا خلاصۀ خلاصه اش این است که به مادّۀ غذایی ای که در کشت یا پرورش یا تهیه اش برای ارزان تمام کردنش «تقلّب قانونی علمی و صنعتی» به کار نبرده باشند، می گویند «اورگانیک».</p>
            <p>امّا من و شما ندانیم، تاریخ می داند که تا همین شصت هفتاد سال پیش که «علم» هنوز خودش را دربست به «صنعت» و «تکنولوژی» یا خلاصه اش، به «بازار» نفروخته بود، هیچکدام از موادّ غذایی ای که تو بازار پیدا می شد، «اورگانیک» و «غیراورگانیک» نداشت.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/22/120222134757_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">گوشت فرد اعلای بسته بندی نشدۀ اورگانیک در یکی از علفزارهای «ویلز»</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>آنوقتها صحبت از کود شیمیایی و خوراندن آنتی بیوتیک و تزریق هورمون رشد سریع به مرغ و حیوانهای دیگر و دستکاری ژنتیکی گیاهها، یا صاف و پوست کنده، «تقلّبهای قانونی» در کار نبود. جنسهای خوراکی چه خوب، چه بد، همه اش «طبیعی» بود و فقط از حیث «مرغوبیت» درجه بندی می شد. شما می توانستید مثلا «نخود کوره» بخرید، ارزان، یا «نخود زود پزِ فرد اعلا» بخرید، گرانتر، امّا در هر دو حال خاطر جمع باشید که جنس طبیعی است و خوردنش برای سلامتتان ضرری نخواهد داشت.</p>
            <p>امّا گذشت آن روزگار. حالا دیگر حتّی دروغها هم دو نوع است، بازاری و اورگانیک!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-17:15641337</id>
      <dc:identifier>15641337</dc:identifier>
      <updated>2012-02-17T14:28:45+00:00</updated>
      <published>2012-02-17T13:15:14+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«راستی، گیتار کجایی است؟ا»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۷۷) ۱۷ فوریه ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>«راستی، گیتار کجایی است؟ا», نامه ای از لندن (۲۷۷) ۱۷ فوریه ۲۰۱۲</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/02/120217_l13_letter_from_london_277.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/02/120217_l13_letter_from_london_277.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«راستی، گیتار کجایی است؟ا»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/17/120217132025_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">احساس کردم که گیتار را مثل معشوقش بغل کرده است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>بعضی وقتها فقط «دانستن» بعضی چیزها برای بعضی از آدمها لَذّتش خیلی بیشتر از «داشتن» همۀ آن چیزهایی است که بعضیها بیشتر از هر چیز از آنها لذّت می برند! مثلاً شاید بعضیها که می دانند چنگ، تار، سه تار، تمبک، نی، یا سنتور از سازهای ایرانی است، و پیانو، ویولن، یا کلارینت از سازهای فرنگی است، به «گیتار» که می رسند، به تردید بیفتند و از «دهخدا» بپرسند، بگوید: «لفظ گیتار فرانسوی است و آلتی است از آلات موسیقی شبیه ویولن که با مضراب نواخته گردد»، و از «معین» بپرسند، بگوید: «سازی است خوش آهنگ که شش سیم دارد و آن را با انگشت و گاه با مضراب نوازند».</p>
            <p>این بعضیها هنوزهم از توی تردیدشان بیرون نیامده اند و مطمئن نیستند که با اشارۀ «دهخدا» به «فرانسوی» بودن آن، واقعاً این کلمه اصلش فرانسوی باشد. امّا چون می دانند در عربی به «گیتار» می گویند «قیثار»، خوب، نگاهی هم به «المنجد» می کنند و می بینند نوشته است: «القیثار، آلت موسیقی، ساز زهی، یونانی».</p>
            <p>نه خیر! هنوزهم این بعضیها تردیدشان از بابت مبدأ و مأخذ این کلمه کاملاً رفع نشده است، و این بار می روند سراغ یک «فرهنگ ریشه شناسی انگلیسی» و می بینند نوشته است: از «گیتار» (guitare) فرانسوی، از «گیتارا» (guitarra) اسپانیایی، از «قیثار» عربی، از کیثارا (kithara) یونانی.»</p>
            <p>حالاست که این بعضیها پیش خودشان می گویند: «آخر این کلمه اگر عربی نباشد، پس حتماً «هند و اروپایی» است و باید با «فارسی» هم ارتباطی داشته باشد!» و حالاست که می روند سراغ یک «لغتنامۀ ریشه شناسی» دیگر و می بینند بعد از «یونانی» نوشته است:</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/17/120217132053_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">فدریکو گارسیا لورکا، شاعر و نمایشنامه نویس اسپانیایی</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>«شاید اصلش از فارسیِ سه تار (sehtar) باشد. به «سیتار» (sitar) مراجعه کنید».</p>
            <p>و مراجعه می کنند و می بینند جلو «سیتار» هندی هم نوشته است اصلش فارسی است، که همان «سه تار» باشد. بنا بر این، حالا آن بعضیها فکر می کنند که شاید واقعاً اصل کلمۀ «گیتار» همان کلمۀ «سه تار» فارسی باشد، چون «سی تار» هندی هم معمولاً بیست تا و حدّ اکثر بیست و سه تا سیم دارد، و تازه در هندی به عدد «سی» می گویند «تیس» که ربطی به «سی» ندارد.</p>
            <p>خلاصه این بعضیها فعلاً برای ربط کلمۀ «گیتار» با زبان فارسی مدرک دل خوش کنی پیدا کرده اند، ولی شاید در یک فرصت دیگر به تحقیقشان ادامه بدهند.</p>
            <p>و حالاست که این بعضیها به من می گویند: «خوب، که چی؟»</p>
            <p>و من می گویم: «حقّ با شماست. من که نمی خواستم کلمۀ «گیتار» را برایتان ریشه شناسی کنم. داشتم توی تلویزیون به پنجه های یگ گیتاریست اسپانیایی نگاه می کردم، یکدفعه احساس کردم که گیتار را مثل معشوقش بغل کرده است و با انگشتهاش دارد سرتاپای او را نوازش می کند و با صدای نوازشش زیباییهای معشوقش را ستایش می کند و از آرزوهای خودش، از غمها و شادیهای خودش، برای او حرف می زند.</p>
            <p>آنوقت ساعتها در اینترنت همراه «گیتار» به سیر و سیاحت رفتم و جایتان خالی از این سفر خیلی لذّت بردم و دو تا سوغات کوچک آوردم. یکیش سه مصراع از یک شعر «فدریکو گارسیا لورکا» ست که می گوید:</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/17/120217131956_letter_from_london_304x171_getty_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">آندرس سگوویا (Andres Segovia)، یکی از معروف ترین گیتار نوازان اسپانیا (۱۹۸۷-۱۸۹۳)</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p>آه، گیتار!</p>
            <p>ای قلبی که با پنج شمشیر</p>
            <p>زخمهای مُهلک براشته ای! (۱)</p>
            <p>و سوغات دوّم نمی دانم از کی که می گوید:</p>
            <p>زن به گیتار اسپانیایی می ماند،</p>
            <p>باید او را نیک بنوازی</p>
            <p>تا از او آواز خوش برآید!</p>
            <p>بازهم می پرسید: «خوب، که چی؟»</p>
            <p>والله، چی بگویم!</p>
            <p>_____________________________________________</p>
            <p>۱- فدریکو گارسیا لورکا (Federico Garcia Lorca)، شاعر و نمایشنامه نویس اسپانیایی (۱۹۳۶-۱۸۹۸) که ایرانیهای شعر دوست و بعضی از شاعران معاصر، از آن جمله «احمد شاملو»، در جهان شعری او گردش داشته اند و از جهان بینی شعری او تأثیر پذیرفته اند. نمایشنامه های «یرما» و «عروسی خون» را احمد شاملو به فارسی برگردانده است. لورکا را در سال ۱۹۳۶، مدت کوتاهی بعد از نوشتن نمایشنامۀ «خانۀ برناردا آلبا»، ناسیونالیستهای هوادار حکومت فاشیستی ژنرال فرانکو گرفتند و بدون محاکمه تیربارانش کردند و جسدش را با جسدهای عدّ ه ای از تیرباران شده ها در یک گور دسته جمعی به خاک سپردند.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-03:15381152</id>
      <dc:identifier>15381152</dc:identifier>
      <updated>2012-02-03T17:24:22+00:00</updated>
      <published>2012-02-03T12:14:59+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«محلّ سگ!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۷۶) ۱۰ فوریه ۲۰۱۲ </summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۲۷۶) ۱۰ فوریه ۲۰۱۲, «محلّ سگ!»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/02/120211_l13_letter_from_london_276.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/02/120211_l13_letter_from_london_276.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«محلّ سگ!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>بعد از اینکه سالها از غصّۀ بلایی که دارد به سر زبان فارسی می آید، دل سوزنده ام و جگر کباب کرده ام، بالاخره به این نتیجه رسیده ام که همۀ حرفهایی که منِ بیچاره می زده ام، در واقع، مثل پند بر دیوار بوده است، با این تفاوت که دیوار سعدی علیه الرّحمه را فقط «پند» رویش می نوشتند، امّا دیوار روزگار ما آن قدر رویش با خطّ خیلی درشت و رنگی و برّاق چیزهای دیگر می نویسند که دیگر برای «پند» جای آبرومند و نمایانی ندارد، و پند نویسهایی مثل من که روی دیوار، اینجا و آنجا، فاصله های سفید باریکی پیدا می کنند و با خطّ خیلی ریز پندهاشان را در این فاصله های «چشم نگیر» می نویسند، نباید انتظار داشته باشند که حتّی آدمهای حسابی هم که، شکر خدا عدّه شان کم نیست و، گوش شیطان کر، شاید یک در هزاری باشد، میان آن همه نوشته های درشت و رنگی و برّاقِ هوش رُبایِ عقل سوزِ دل انگیزِ پیروانِ کیش و آیینِ رایانۀ تبارک و تعالی، بتوانند پندها را از پشت جمعیتِ ازدحامی پیروان این آیین ببینند و آنها را بخوانند و «بگیرند اندر گوش»!</p>
            <p>حالا چند روز است که بعد از این همه آتشِ دل و دودِ جگر، یک واقعۀ بزرگ و غیرمنتظره و باور نکردنی و تاریخی آن قدر خوشحالم کرده است که توی پوستم نمی گنجم و می خواهم با دُمم گردو بشکنم، ولی می بینم چند صد هزار سال پیش با گفتنِ جملۀ «فکر می کنم پس من انسانم» آن را از دست دادم. شاید از سادگیم این قدر خوشحال شده باشم، و شما بگویید: «قضیه آن قدرها تعریفی هم نبود!» ولی علی الله!</p>
            <p>بله، قضیه از این قرار است که چند روز پیش، یکی از همکارهای جوان ایرانی، آمد پیش من، سلام گرمی کرد و با چسباندن لقب تو خالی و پُر مصرف «استاد» به پیشانی این بندۀ حقّ، گفت: «من خیلی وقت است به نکته هایی که شما دربارۀ زبان فارسی می گویید، مخصوصاً در رابطه با اهمیت اصطلاحات و ضرب المثلها، با دقّت گوش می دهم و درباره شان فکر می کنم. الآن دارم «امثال و حِکم» دهخدا را می خوانم. می خواستم ببینم اگر یکوقت از لحاظ خوب فهمیدن آنها مشکلی داشتم، می توانم مزاحم شما بشوم؟»</p>
            <p>مرا می گویید، خیال کردم، بنا بر عادت این سالها، دارم خواب می بینم! خوب شد به زور جلو خودم را گرفتم، وگرنه از خوشحالی دلم می خواست از روی صندلی بپّرم، دستش را بگیرم و وسط اتاق باش «زوربا» برقصم (۱).</p>
            <p>گفتم: «فرزند، هر وقت مرا دیدی، هر چی خواستی بپرس. اگر هم مشکلت چیزی بود که حلّش از من بر نمی آمد، با هم تحقیق می کنیم و حلّش می کنیم! حالا در خدمتیم، دست به نقد اگر مشکلی داری، سرتا پا گوشیم!</p>
            <p>طفلک حقّ داشت. برخورده بود به اصطلاح «محل سگ به کسی نگذاشتن» و دیده بود معنیش می شود: «مطلقا اعتنا نکردن به کسی و او را آدم ندانستن»، امّا نفهمیده بود کلمۀ «محل» اینجا چه معنایی دارد تا بفهمد «سگ» این وسط چه کار می کند!</p>
            <p>گفتم: «نسل شما فارسی زبانهای انگلیسیدان رایانه ای به من یاد داده است که حرفهای مشکل را تحت اللفظی به انگلیسی ترجمه کنم تا فهمیدنش برایتان آسان بشود. «محلّ» اینجا، یعنی مرتبه، ارزش، اعتبار، اهمیت، ارج، قرب، و امثال اینها. چون سگ برای ایرانیها هیچ کدام از اینها را ندارد، وقتی محلّ سگ به کسی نگذارند یا ندهند، یعنی او را از سگ هم پایین تر حساب کرده اند، امّا ای کاش روزی برسد که در همه جای این دنیا به اندازۀ انگلیسها به آدم محلّ سگ بگذارند!»</p>
            <p>______________________________________</p>
            <p>۱- زوربای یونانی (Zorba the Greek) عنوان فیلمی است بر اساس رمانی از نویسنده و شاعر معروف یونانی، نیکوس کازانتزاکیس (Nikos Kazantzakis) . نقشهای اصلی این فیلم را آنتونی کویین (Anthony Quinn) و آلن بیتز (Alan Bates) و ایرن پاپاس (Irene Papas) بازی کردند. آهنگ رقص معروف «زوربا» ساختۀ میکیس تئودوراکیس (Mikis Theodorakis) است.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-03:15381152</id>
      <dc:identifier>15381152</dc:identifier>
      <updated>2012-02-03T17:24:22+00:00</updated>
      <published>2012-02-03T12:14:59+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«محلّ سگ!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۷۶) ۱۰ فوریه ۲۰۱۲ </summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۲۷۶) ۱۰ فوریه ۲۰۱۲, «محلّ سگ!»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/02/120211_l13_letter_from_london_276.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/02/120211_l13_letter_from_london_276.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«محلّ سگ!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>بعد از اینکه سالها از غصّۀ بلایی که دارد به سر زبان فارسی می آید، دل سوزنده ام و جگر کباب کرده ام، بالاخره به این نتیجه رسیده ام که همۀ حرفهایی که منِ بیچاره می زده ام، در واقع، مثل پند بر دیوار بوده است، با این تفاوت که دیوار سعدی علیه الرّحمه را فقط «پند» رویش می نوشتند، امّا دیوار روزگار ما آن قدر رویش با خطّ خیلی درشت و رنگی و برّاق چیزهای دیگر می نویسند که دیگر برای «پند» جای آبرومند و نمایانی ندارد، و پند نویسهایی مثل من که روی دیوار، اینجا و آنجا، فاصله های سفید باریکی پیدا می کنند و با خطّ خیلی ریز پندهاشان را در این فاصله های «چشم نگیر» می نویسند، نباید انتظار داشته باشند که حتّی آدمهای حسابی هم که، شکر خدا عدّه شان کم نیست و، گوش شیطان کر، شاید یک در هزاری باشد، میان آن همه نوشته های درشت و رنگی و برّاقِ هوش رُبایِ عقل سوزِ دل انگیزِ پیروانِ کیش و آیینِ رایانۀ تبارک و تعالی، بتوانند پندها را از پشت جمعیتِ ازدحامی پیروان این آیین ببینند و آنها را بخوانند و «بگیرند اندر گوش»!</p>
            <p>حالا چند روز است که بعد از این همه آتشِ دل و دودِ جگر، یک واقعۀ بزرگ و غیرمنتظره و باور نکردنی و تاریخی آن قدر خوشحالم کرده است که توی پوستم نمی گنجم و می خواهم با دُمم گردو بشکنم، ولی می بینم چند صد هزار سال پیش با گفتنِ جملۀ «فکر می کنم پس من انسانم» آن را از دست دادم. شاید از سادگیم این قدر خوشحال شده باشم، و شما بگویید: «قضیه آن قدرها تعریفی هم نبود!» ولی علی الله!</p>
            <p>بله، قضیه از این قرار است که چند روز پیش، یکی از همکارهای جوان ایرانی، آمد پیش من، سلام گرمی کرد و با چسباندن لقب تو خالی و پُر مصرف «استاد» به پیشانی این بندۀ حقّ، گفت: «من خیلی وقت است به نکته هایی که شما دربارۀ زبان فارسی می گویید، مخصوصاً در رابطه با اهمیت اصطلاحات و ضرب المثلها، با دقّت گوش می دهم و درباره شان فکر می کنم. الآن دارم «امثال و حِکم» دهخدا را می خوانم. می خواستم ببینم اگر یکوقت از لحاظ خوب فهمیدن آنها مشکلی داشتم، می توانم مزاحم شما بشوم؟»</p>
            <p>مرا می گویید، خیال کردم، بنا بر عادت این سالها، دارم خواب می بینم! خوب شد به زور جلو خودم را گرفتم، وگرنه از خوشحالی دلم می خواست از روی صندلی بپّرم، دستش را بگیرم و وسط اتاق باش «زوربا» برقصم (۱).</p>
            <p>گفتم: «فرزند، هر وقت مرا دیدی، هر چی خواستی بپرس. اگر هم مشکلت چیزی بود که حلّش از من بر نمی آمد، با هم تحقیق می کنیم و حلّش می کنیم! حالا در خدمتیم، دست به نقد اگر مشکلی داری، سرتا پا گوشیم!</p>
            <p>طفلک حقّ داشت. برخورده بود به اصطلاح «محل سگ به کسی نگذاشتن» و دیده بود معنیش می شود: «مطلقا اعتنا نکردن به کسی و او را آدم ندانستن»، امّا نفهمیده بود کلمۀ «محل» اینجا چه معنایی دارد تا بفهمد «سگ» این وسط چه کار می کند!</p>
            <p>گفتم: «نسل شما فارسی زبانهای انگلیسیدان رایانه ای به من یاد داده است که حرفهای مشکل را تحت اللفظی به انگلیسی ترجمه کنم تا فهمیدنش برایتان آسان بشود. «محلّ» اینجا، یعنی مرتبه، ارزش، اعتبار، اهمیت، ارج، قرب، و امثال اینها. چون سگ برای ایرانیها هیچ کدام از اینها را ندارد، وقتی محلّ سگ به کسی نگذارند یا ندهند، یعنی او را از سگ هم پایین تر حساب کرده اند، امّا ای کاش روزی برسد که در همه جای این دنیا به اندازۀ انگلیسها به آدم محلّ سگ بگذارند!»</p>
            <p>______________________________________</p>
            <p>۱- زوربای یونانی (Zorba the Greek) عنوان فیلمی است بر اساس رمانی از نویسنده و شاعر معروف یونانی، نیکوس کازانتزاکیس (Nikos Kazantzakis) . نقشهای اصلی این فیلم را آنتونی کویین (Anthony Quinn) و آلن بیتز (Alan Bates) و ایرن پاپاس (Irene Papas) بازی کردند. آهنگ رقص معروف «زوربا» ساختۀ میکیس تئودوراکیس (Mikis Theodorakis) است.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-01-28:15261242</id>
      <dc:identifier>15261242</dc:identifier>
      <updated>2012-01-28T13:00:57+00:00</updated>
      <published>2012-01-28T12:26:12+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«قضیۀ زیر نویس در مطالعه»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۷۴) ۲۷ ژانویۀ ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>«قضیۀ زیر نویس در مطالعه», نامه ای از لندن (۲۷۴) ۲۷ ژانویۀ ۲۰۱۲</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/01/120128_l13_letter_from_london_274.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/01/120128_l13_letter_from_london_274.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«قضیۀ زیر نویس در مطالعه»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>فکر می کنم مردم، همان طور که سلیقه هاشان از خیلی جهات با هم تفاوت دارد، طرز کتاب خواندن یا مطالعه شان هم با هم فرق بکند. امّا در همین کتاب خواندن، اگر واقعاً طوری باشد که بشود اسمش را «مطالعه» گذاشت، یک چیزهایی هست که جزو اصول مطالعه است و برای همۀ کتابخوانها یکی است.</p>
            <p>یکی از این چیزها این است که اگر آدم بخواهد موضوع درست و حسابی دستگیرش بشود، باید با دقّت به نقل قولها و زیر نویسها توجّه بکند (۱).</p>
            <p>مثلاً خیال کنید دارید در مجلّه ای مقاله ای می خوانید. می بینید نویسنده می گوید: «سقراط بُت سازی از کتاب را به باد انتقاد گرفت» و به یادداشتهای ته مقاله که مراجعه می کنید، می بینید مأخذ این نقل قول غیر مستقیم «مکالمۀ فِدرُوس» (Phaedrus)، نوشتۀ «افلاطون» است.</p>
            <p>معنی «بت ساختن از کتاب» را می فهمید، ولی برایتان روشن نیست که سقراط در چه موقعیتی و در چه بحثی خواسته است بگوید آدم نباید بیش از حدّ به کتاب اتّکاء بکند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/01/28/120128123259_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">جنگهای باستانی: دلاور و شمشیر و سپر – دلاور و نیزه و سپر – دلاور و خنجر و سپر – دلاور و نیزه و سپر – دلاور و کشتی تن به تن</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>خوب، در یک همچین موردی معمولاً یک آدم اهل مطالعه، اگر «مکالمۀ فدروس» را نخوانده باشد، می رود آن را می خواند تا از اصل قضیه سر در بیاورد، و سر که درآورد، می بیند اصل قضیه این است که فدروس، همصحبت سقراط، ادّعا می کند که آدم با خواندن کتابهای «علم بیان» یا «آیین سخنوری» می تواند خطیب یا سخنران خوبی بشود، و سقراط با همان روش معروفش به او حالی می کند که کتابها را آدمهایی می نویسند که میان مردم زندگی می کنند، نه توی کتابخانه ها. کتاب به جای خود، بهترین معلّمها خود مردم هستند و خود زندگی.</p>
            <p>این فقط یک مثال بود برای اینکه بگویم توجّه دقیق به زیرنویسها، یکی از اصول مطالعه است، وبا توجّه به همین اصل بود که دیروز تازه فهمیدم که در قرن چهاردهم میلادی، یعنی در شروع دورۀ «رُونسانس» یا دورۀ نو شدن فکر و فرهنگ در اروپا، باز هم مثل همیشه ومثل امروز «جنگ» از بین نرفته بود، امّا برای اینکه فاتحه یا خاتمۀ «شرف انسانی» خوانده نشود، مطابق «آیین پهلوانی» جنگ باید تن به تن و با زور جسمی انجام می گرفت، و پیروزی در جنگی که با سلاحهای پرتابی یا از راه دورانجام می گرفت، افتخار که نداشت، به جای خود، ننگ حساب می شد.</p>
            <p>با این حساب تمام جنگهایی که از شروع اختراع تفنگ و توپ و تانک و بمب و موشک و کوفت و زهر مار تا امروز انجام گرفته است و دارد انجام می گیرد و انجام خواهد گرفت، همه اش با توجّه به «شرف انسانی» مغایر با «آیین پهلوانی» است و پیروزی در آنها «ننگ» بوده است و خواهد بود، به اضافۀ اینکه چون امروز قرن چهاردهم نیست و قرن بیست و یکم است، حالا دیگر «شرف انسانی» می گوید:</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/01/28/120128123205_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">جنگهای جدید: تفنگ و توپ و تانک و نارنجک و بمب و موشک و ... دموکراسی</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>«جنگ جنگ است، و حقّ و ناحقّ ندارد و اصولاً بزرگترین ننگ در کارنامۀ بشری است!»</p>
            <p>در کتابی که می خواندم، نویسنده در اشاره به این موضوع در زیرنویس اسم «باربارا تاکمن» (Barbara Tuchman) و کتاب «آیینه ای دور» (۲) را آورده بود. رفتم سراغ اینترنت و تازه فهمیدم که این آدم، باربارا تاکمن، که نباید اسمش را «توچمن» تلفّظ کرد، و بیست و دو سال پیش دار باقی را وداع گفت، یکی از بزرگترین نویسنده ها و مورّخهای آمریکاست و این کتابش که دربارۀ زندگی در قرن چهاردهم میلادی در اروپاست، برندۀ جایزۀ «پولیتزر» شده است که بزرگترین جایزۀ فرهنگی آمریکاست، که اگر به فارسی ترجمه نشده است، انشاءالله به زودی بشواد!</p>
            <p>_______________________________________________________</p>
            <p>۱- چیزی که، چه پایین هر صفحۀ کتاب یا مقاله می آمد، چه در آخر مقاله، یا آخر هر فصل کتاب، و چه کّلاً در آخر کتاب، فقط بهش می گفتیم زیرنویس، امّا حالا که آفتابه و لگن همه چیز هفت دست شده است، بهش خیلی چیزها می گویند، از جمله پانویس، پانوشت، پی نوشت، پی نوشتها، یادداشتها، و...</p>
            <p>۲- کتاب «آیینه ای دور: قرن پُر بلای چهاردهم (A Distant Mirror: The Calamitous 14th Century)، از انتشارات «Alfred A. Knopf, 1978 » .</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-01-20:15111203</id>
      <dc:identifier>15111203</dc:identifier>
      <updated>2012-01-20T18:22:48+00:00</updated>
      <published>2012-01-20T11:55:54+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa"> «ابدیت همین لحظه است»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۷۳) ۲۰ ژانویۀ ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۲۷۳) ۲۰ ژانویۀ ۲۰۱۲ ، «ابدیت همین لحظه است»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/01/120120_l95_letter_from_london_273.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/01/120120_l95_letter_from_london_273.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative> «ابدیت همین لحظه است»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/01/20/120120120349_l95_letter_london_pic_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">نیچه بیشتر شاعر بود تا فیلسوف</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>یکی از خلقیات بیشتر این انگلیسیها این است که بر عکس ما شرقیها، حال و حوصلۀ فلسفه بافی ندارند. اگر موقع صحبت با آنها از خطّ مستقیم زندگی روزمرّه یک قدم بیرون بروید و حرف حکیمانه ای بزنید، حرفتان را می فهمند، ولی فکر می کنند شما حتماً یا فیلسوف هستید، یا استاد فلسفه اید، یا دست کم در دانشگاه فلسفه خوانده اید، چون زندگی کردن که فلسفه نمی خواهد!</p>
            <p>تازگی در یکی از قهوه خانه های محلّۀ که اسمش «هفت-هشت- شش» است و در هفت روز هفته از ساعت هشت صبح تا شش بعد از ظهر باز است، با یک انگلیسی میانه سال، به سنّ پسرم، آشنا شده ام. یک روز وقتی وارد قهوه خانه شدم، فقط سر میز دو نفرۀ او یک صندلی خالی بود. اجازه گرفتم و نشستم. لبخند زد و کتابش را از صفحه ای که می خواند، دمر روی میز گذاشت و فنجان قهوه اش را به دست گرفت.</p>
            <p>در یگ نگاه گذرا عنوان کتاب توی چشم ذهنم درخشید: «چنین گفت زردشت»، معروفترین کتاب «نیچه» (Friedrich Wilhelm Nietzsche)، فیلسوف و شاعر آلمانی. خوب، پس این آقای انگلیسی باید یا یک ارتباط شغلی با فلسفه داشته باشد، یا برای تفنّن و سرگرمی در دانشگاه فلسفه خوانده باشد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/01/20/120120120519_l95_letter_london_pic2_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">فکر می کنم ویلیام بلیک (William Blake)، شاعر انگلیسی هم، اگر شعر نگفته بود، حتماً رساله های فلسفی می نوشت</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>امّا کتابی که منِ شرقی فلسفه باف دستم بود، برگزیدۀ شعرهای «فرناندو پِسوآ» (Fernando Pessoa)، شاعر پرتقالی بود که به توصیۀ یک همسایۀ انگلیسی نقاّش خریده ام. دلم می خواست سر حرف را با این انگلیسی فلسفه خوان محلّه باز کنم، امّا دیدم حالا زود است. چایی با لیموی تازه را سفارش دادم و داشتم کتابم را باز می کردم که آقای انگلیسی لبخند آشناواری زد و گفت: «می بخشید که می خواهم با یک سؤال مزاحمتان بشوم. اجازه می دهید؟»</p>
            <p>ای بابا! کدام مزاحمت؟ چه اجازه ای؟ از خدا می خواستم و خیلی هم باید ممنونت باشم! با لبخند دوستانه ای گفتم: «خواهش می کنم. خیلی خوشحال می شوم، هر سؤالی باشد، جواب بدهم!»</p>
            <p>و سر حرف باز شد و چند دقیقه ای سؤال و جواب، و بیست و چند دقیقه ای گفت و گو، یا در واقع فلسفه بافی، منهای فلسفه، به اضافۀ شعر! از این نیم ساعت گفت و گو دو تا نکتۀ مهمّ به یادم مانده است که فکر می کنم هر دو از نکته های به یاد ماندنی است.</p>
            <p>نکتۀ اوّل اینکه به او که اسمش «جایلز» (Giles) است، گفتم: «شما که اهل فلسفه نیستید، پس چرا نیچه می خوانید؟»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/01/20/120120120659_l95_letter_london_pic3_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">مولوی بلخی هم، در دنیای فکریش به «نیچه» و «بلیک» شباهتهایی دارد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>و او گفت: «نیچه بیشتر شاعر است تا فیلسوف. چنین گفت زردشت او، که شما هم حتماً آن را خوانده اید و من دارم آن را برای چندمین بار می خوانم، و ربطی هم به زردشت و آیین زردشتی ندارد، شعر محض است! به نظر من خیلی از فیلسوفها اگر شعرشان را می گفتند، حالا این قدر کتاب فلسفه توی کتابخانه ها خاک نمی خورد و این قدر هم در جامعه شعر سطحش پایین نمی آمد!»</p>
            <p>و نکتۀ دوّم اینکه وقتی حرفمان به اوضاع زمانه کشید و بوی سیاست گرفت، گفت: «می دانید، من شاعر نیستم، مهندس الکترونیکم، امّا شعر خوب زیاد می خوانم. به نظر من فقط شاعرهای خوب بهترین معلّمهای جامعه هستند. یکی از همین شاعرهاست که می گوید: «ابدیت همین لحظه است که ما هستیم. یک لحظه بعد از ما، چه یک لحظه، چه میلیونها میلون سال تا مرگ خورشید، ابدیتی وجود ندارد! کسی که معنی این حرف را بفهمد، نه دروغ می گوید، نه بندۀ پول و قدرت می شود، نه مردم آزار!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-01-13:14985683</id>
      <dc:identifier>14985683</dc:identifier>
      <updated>2012-01-13T17:41:52+00:00</updated>
      <published>2012-01-13T12:19:57+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«مرگ دوّمِ معلّمِ اوّل»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۷۲) ۱۳ ژانویۀ ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن (۲۷۲)،«مرگ دوّمِ معلّمِ اوّل»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/01/120113_l95_letter_from_london_272.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/01/120113_l95_letter_from_london_272.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«مرگ دوّمِ معلّمِ اوّل»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/01/13/120113122525_l95_letter_london_pic_1_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">ما به ش می گوییم «معلّم اوّل» و غربیها او را  «پیغمبر عصر علم و خرد» می دانند. </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>یکی از حیرت انگیز ترین چیزها در دنیای ما آدمیزادها این است که می بینی یک نفر که دو هزار و سیصد و پنجاه و پنج سال پیش در گوشه ای از این زمین خدا به دنیا آمد و شصت و دو سالی زندگی کرد و رفت به آنجایی که همه رفته اند و می روند و خواهند رفت، حرفهایی می زده است که هنوز هم مثل شکوفه های بهاری تر و تازه و معطّر است و آدم را به آیندۀ انسانیت امیدوار می کند.</p>
            <p>و یک نفر دیگر امروز حرفهایی می زند که اگر بیست و چهار قرن پیش از دهنش در می آمد و به گوش آن «یک نفر» می رسید، آن «یک نفر» که باباش یا ننه اش اسمش را گذاشت «اریسطوطلیس»، قاه قاه می خندید و می گفت: «بیچاره تقصیری ندارد! آدم امروز نیست! جهلِ قرنهای خیلی دور توی مغزش رفته است و با زبان او حرف می زند!»</p>
            <p>این ملّتهای غربی، مخصوصاً غربیهای اروپای غربی، و علی الخصوص این انگلیسیها، که خودشان تاریخ قرن پنجم تا قرن دهم میلادیشان را «عصر ظلمت» می دانند، یعنی «دورۀ دراز جهل زدگی»، کم کم با خواندن ترجمۀ عربی آثار فلسفی و علمی و ادبی یونان و روم، تازه توانستند یونان و روم را از نو کشف کنند و بفهمند که اگر بخواهند برای فرهنگ و تمدّن عصر جدید خودشان سابقه ای دست و پا کنند، باید آستان بوس فرهنگ و تمدّن یونان و روم قدیم بشوند، و کتاب مقدّس را فعلاً با احترام ببوسند و بگذارند کنار و زبان لاتین و یونانی یاد بگیرند، و آثار هومر و پلوتارک، افلاطون و ارسطو، فیثاغورث و اقلیدس و ارشمیدس، پیندار و اوریپید و سوفوکل، سیسرون و ویرژیل و هوراس، و امثال اینها را بخوانند.</p>
            <p>ضمناً ازهمان راه زبان عربی بود که در اوایل دورۀ بیداریشان با آثار علمی بزرگان عصر بیداری ایرانها، از جمله آثار ابن سینا و زکّریای رازی و ابوریحان بیرونی آشنا شدند و استفاده کردند و پیش رفتند.</p>
            <p>در حالی که این غربیها داشتند با علاقه و سعی و همّت و جدّیت این کارها را می کردند، شرقیها کم کم خوابشان گرفت و همین طور از ترس جهنّم، عزا گرفتند وشبهای جمعه خیرات دادند و همه اش خوابهای بهشتی دیدند، تا همین حدود صد و پنجاه سال پیش که کم کم صدای توپ و تفنگ و راه آهن و میکروسکوپ و برق و تلگراف و تلفون و اتومبیل و هواپیما و کارخانۀ این و کارخانۀ آن و چی و چی و چی از خواب شیرین پراندشان.</p>
            <p>خوب، می پرسید چی می خواهم بگویم؟ هیچ چیز! آخر تازگیها می بینم، تقریباً در هر زمینه ای که دارم کتابی می خوانم که یکی از همین غربیها، آن را پیش از جنگ اوّل یا جنگ دوّم جهانی، یا به ندرت پیش از ظهور رونالد ریگان و مارگارت تاچر نوشته است، معمولاً برای توجیه عقل و شعورش حرفهایی از «ارسطو» نقل می کند که ما به ش می گوییم «معلّم اوّل» و غربیها او را «پیغمبر عصر علم و خرد» می دانند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/01/13/120113122915_l95_letter_london_pic_3_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">طلا، پشتوانۀ پول، که شرق و غرب دارند دنبالش می دوند!  </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>یکی از این حرفهای «ارسطو» این است که آدمیزاد به طور طبیعی مشتاق دانستن است، نه فقط برای اینکه از دانش استفادۀ مادّی بکند، بلکه چون می خواهد جوابی برای حیرتش پیدا کند. فلسفه یا «فیلو سوفیا» که معنیش می شود عشق و علاقه به دانش، تازه وقتی پیدا شد که نیازمندیهای مادّی آدمیزاد و اسباب آسایش جسمی و روحی او فراهم شده بود.</p>
            <p>امّا حالا، در اوایل قرن بیست و یکم، شکر خدا، «پول» دیگر به هیچکس اجازه نمی دهد که حرفی از ارسطوها بزند یا بشنود، فلسفه هم فاتحه اش، یا خاتمه اش، خوانده شده است، و شرق و غرب از سر و ته به هم رسیده اند و دارند دنبال پول می دوند! به کجا؟ این را، زبانم لال، خدا هم نمی داند!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-01-06:14862433</id>
      <dc:identifier>14862433</dc:identifier>
      <updated>2012-01-06T19:07:19+00:00</updated>
      <published>2012-01-06T14:05:59+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«این حرفا مال عهد بوقن!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۷۱) ۶ ژانویۀ ۲۰۱۲</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن, «این حرفا مال عهد بوقن!»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/01/120106_l95_letter_from_london_271.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2012/01/120106_l95_letter_from_london_271.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«این حرفا مال عهد بوقن!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p> نمی دانم این اینترنت است که دارد زبان فارسی را خراب می کند، یا ماییم که داریم خودمان را از شرّ یک زبان بزرگ و اصیل و کامل، که دستگاه و نظام دقیق و محکم و ماندگاری دارد،خلاص می کنیم!</p>
            <p>اگر زبان فارسی را با زبان فرانسوی امروز مقایسه بکنید، آنوقت توی دلتان خواهید گفت: «این بیچاره حقّ دارد نگران باشد!»</p>
            <p>آنوقت تعجّب نخواهید کرد که چرا من می گویم: «زبان را که خراب کنیم، ادبیات از بین می رود! ادبیات که نداشته باشیم، زبان فقیر و بینوا می شود! و زبان و ادبیات که از ارزش و اهمیت و اعتبار بیفتند، قومیت و تاریخ و فرهنگ ما هم  دیگر قدرت و غیرت و همّتی نخواهند داشت که بتوانند خودشان را توی این دنیای از «اسب» و «اصل» هردو افتاده، زنده و پیشرو و سر بلند نگهدارند!»</p>
            <p>عیب ندارد! بگذارید آن آقایی که «کامپیتوری شدن» و «خودمانی شدن» و«قهوه خانه ای شدن» زبان و ادبیات فارسی را نشانۀ تحوّل و پیشرفت زبان و در واقع نتیجۀ ترقّی و همراهی با قافلۀ دنیای صنعت و تجارت امروز می داند، برای من شیشکی ببندد و بگوید:</p>
            <p>«گذش، آقا! ای حرفا مال عهد بوقن، آفا! بو استبداد میدن، آقا! دموکراسی که فقط مال سیاست نیس. زبون مام باس از غید وبند آزاد شه، آقا! تا همین شس هفتاد سال پیش بیس سی تا شاعرم نداشتیم. الان برو تو اینترنت ببین چه خبره، آقا! بی اقراخ صدهزارتایی شاعر مامانی داریم که همه شون حرفای دلشونو همونطور که ایساس میکنن میگن و مینویسن!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/01/06/120106152707_l95_letter_london_pic2_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">منظور از «عهد بوق» دوره ای است که هنوز حمّامهای عمومی با بوق زدن نوبت عوض می کردند، یعنی اگر «مردانه» بودند، حالا می شدند «زنانه» و بالعکس!  </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>بله، عیب ندارد. بگذارید آن آقا برای حرفهای من من شیشکی ببندد و برود توی اینترنت سراغ «شعر عاشقانۀ فارسی» و به شما بگوید: «باور نمی کنی، بیا اینجارو نیگا کن! یک میلون و پونصد و ده هزار مورد شعر عاشقونه! مثلن یکیش این:</p>
            <p>«من دیگه طاقت موندن ندارم</p>
            <p>نمی تونم، بدون تو بمونم</p>
            <p>وقتی که نیستی، دلم سیاه</p>
            <p>همیشه ابری، همیشه تو غباره</p>
            <p>وقتی که رفتی، دیگه تنها موندم</p>
            <p>هیچ حس و حالی واسه من نموندن</p>
            <p>وقتی که رفتی، دلم شکسته</p>
            <p>از همۀ آدما شده خسته!»</p>
            <p>بله، عیب ندارد! امّا اگر این آقا برای حرفهای من شیشکی نبسته بود، می خواستم بگویم: «من نه ادّعا دارم که زبان فرانسوی سرم می شود، نه ادّعا دارم که از دانشگاه دالغوزآباد دکترای زبانشناسی گرفته ام.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/01/06/120106152556_l95_letter_london_pic3_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بیچاره «شکسپیر» با شنیدن «انگلیسی اینترنتی» همان قدر دود از گورش بلند می شود که از گور «سعدی» با شنیدن «فارسی اینترنتی»!  </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>امّا می بینم ما فارسی زبانها مثلاً می نویسیم «نان» و می خوانیم «نان»، امّا در محاوره می گوییم «نون». امّا حالا چند قرن است که فرانسویها زبانشان را کتابی می نویسند، ولی محاوره ای یا عامیانه می خوانند. وای به روزی که ما همه مان بخواهیم هم محاوره ای بنویسیم، هم محاوره ای بخوانیم. هر کی هرجور دلش خواست! هرج و مرج مطلق!</p>
            <p>آخر بابا، ما فارسی زبانها، اهل هر ده و شهر و ولایت ایران درندشت که بوده ایم و هر گویش و لهجه ای که داشته ایم، و بین خودمان هر جور حرف می زده ایم، همه مان کتابی می نوشته ایم و مثل هم می نوشته ایم: از فردوسی طوسی و منوچهری دامغانی و سعدی شیرازی و خواجوی کرمانی و فرخی سیستانی و نظامی گنجه ای و نیما یوشیج مازندرانی و سهراب سپهری کاشانی و جمال زادۀ اصفهانی و صادق هدایت تهرانی و شهریار تبریزی گرفته تا بقال خرزویل.</p>
            <p>می پرسید: «حالا این خوب است یا بد؟»</p>
            <p>انگلیسیها باشند، می گویند: «نو کامنت!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-12-30:14744296</id>
      <dc:identifier>14744296</dc:identifier>
      <updated>2011-12-30T21:48:16+00:00</updated>
      <published>2011-12-30T13:03:04+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«فضولی حقّ به جانب»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۷۰) ۳۰ دسامبر ۲۰۱۱ </summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن, «فضولی حقّ به جانب»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/12/111230_l13_letter_from_london_270.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/12/111230_l13_letter_from_london_270.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«فضولی حقّ به جانب»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/12/30/111230144504_letter_from_london_304x171_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">پیروان «گورو نانک»، بنیادگذار آیین سیک، سالروز تولّد او را جشن می گیرند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>آن روز بعد از ظهر یکشنبه، بر خِلاف معمول، هوای لندن آفتابی بود! توی پارک، صد قدمی نرفته، رو به روی زمین تنیس، یک نیمکت خالی بود، نشستم.</p>
            <p>چند دقیقه بعد، یک مردِ قدّ کوتاه، با ریش و عمّامۀ مخصوص سیک‌ها، این یکی بنفش، آمد طرف دیگر همان نیمکت نشست و سرش را، همراهِ یک لبخند شاد، به علامت سلام و احترام تکان داد و گفت: «اینها نوه های من هستند! آمده اند تنیس بازی کنند.»</p>
            <p>تازه من متوجّه یک پسر دوازده سیزده ساله و یک دختر ده یازده ساله شدم که رو به روی ما داشتند تنیس بازی می کردند. به قیافۀ پدر بزرگ نگاه کردم، ریش توپی سیاهِ لابد رنگ کرده اش سنّ او را قایم کرده بود. باید شصت، شصت و پنج سالی می داشت، امّا چهل چهل و پنج ساله به نظر می رسید. از هند آمده بود، مهمان پسرش بود که سه تا بچّه دارد و یک داروخانه و در یک شرکت ساختمانی هم با چند نفر شریک است و توی همان محلّۀ ما می نشیند، در یک خانۀ بزرگ پنج اتاق خوابه با دو تا حمّام.</p>
            <p>این پدر بزرگ در همان چند دقیقۀ اوّل با کمال سخاوت آن قدر دربارۀ زندگی خودش و پسرش و نوه هاش اطّلاعات به من داد که من در چهل سال همسایگی توی این محلّه، یک صدم آن را هم از هیچ انگلیسی ای دریافت نکرده ام.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/12/30/111230144656_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">یک پسر بچۀ سیک با موهای بلندی که در وسط سرش منگوله شده است و دستمال سفیدی به دورآن گره خورده است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>چند روز بعد که او را تنها توی بازارچۀ محلّه دیدم، کلّی احوال خودش و پسرش و نوه هاش را پرسیدم، امّا از او نپرسیدم  که نوه اش خودش خواسته است موهای سرش را مطابق رسم و سنّت سیکها بلند کند و در وسط سرش منگوله کند و یک دستمال سفید به دورش گره بزند تا بزرگتر که شد، مثل پدربزرگش عمّامۀ رنگی بگذارد، یا نوه اش خودش خواسته است که این سنّت آباء و اجدادی را حفظ کند؟</p>
            <p>بله؟ بله! حقّ با شماست که می فرمایید: «فضولی در رسمها و سنّتهای مردم کار درستی نیست! به ما چه مربوط است است که کی توی این دنیا چه کار می کند!»</p>
            <p>بله؟ بله! حقّ با شما هم هست که می فرمایید: «به شرط اینکه دیگران هم در زندگی ما فضولی نکنند و به آنها مربوط نباشد که ما توی این دنیا چه کار می کنیم!»</p>
            <p>امّا، خودمانیم، فضولی حقّ به جانب هم بد دردی است. وقتی توی دل آدم بماند، عقده که هیچ، غدّه می شود، بزرگ می شود، چرک می کند و آدم فضول حقّ به جانب را آزار می دهد.</p>
            <p>حالا شکر خدا که دیروز باز آن پدر بزرگ را دیدم که این بار با یک جوان تنومند، دو برابر قدّ و هیکل خودش از در همان خانۀ بزرگ پنج اتاق خوابه در آمدند و توی پیاده رو به من رسیدند و شروع کردیم به سلام و احوال پرسی و او گفت که آن آقا پسرش است. ریش توپی سیاه و عمّامۀ بنفش عین عمّامۀ پدرش. اصلاً نمی شد باور کرد که یک گنجشک آدم، پسرش یک همچین عقابی از کار درآمده باشد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/12/30/111230150152_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">به جنگ نمی روند. در حال برگزاری جشن تولّد «گورو نانک»، مبشّر صلح و دوستی ملّتهای عالم، هستند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>فکر کردم حالا اگر پسر این آقای سیک، صورتش را تراشیده بود، کت و شلوار تنش بود، کراوات زده بود و خلاصه سر و وضع یک آدم معمولی دنیای امروز را پیدا کرده بود، لابد پدرش با این فرزند ناخلف سنّت شکن قهر کرده بود و از هند پا نمی شد بیاید لندن، او و زاد و ولدش را ببیند.</p>
            <p>امّا غدّۀ فضولی حقّ به جانب به زبانم فشار آورد که اقّلاً به آن فرزند رستم هیکل کاووس هیبت بگویم: «چند روز پیش بچّه های شما را با پدرتان توی پارک دیدم. خدا حفظشان کند. سه نسل خوب و خلف و از هم راضی! فقط از حیث قدّ، شما نسبت به پدرتان، بزنم به تخته...!» و هر سه خندیدیم.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-12-23:14628468</id>
      <dc:identifier>14628468</dc:identifier>
      <updated>2011-12-23T16:01:56+00:00</updated>
      <published>2011-12-23T11:54:16+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«از درخت یاد بگیریم!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۶۹) ۲۳ دسامبر ۲۰۱۱ </summary>
      <dc:subject>«توی این دنیای هرکی هرکی», نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/12/111223_l95_letter_from_london_269.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/12/111223_l95_letter_from_london_269.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«از درخت یاد بگیریم!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>دو روز دیگر سالروز تولّد عیسی مسیح است. شش روز بعدش هم روز اوّل ژانویۀ ۲۰۱۲ و آغاز سال نو در تقویم میلادی و همه می دانند که اعتبار این سال نو، که غیر از اسمش در فصل و هوا و طبیعت هیچ چیز نوی ندارد، به خودش نیست، به همان عید میلاد مسیح است که در بیست و پنجم دسامبر جشن گرفته می شود.</p>
            <p>پس واجب شد که من، پیش از شروع  «حرفهای تازۀ همیشگی»، تولّد حضرت عیسی را به همۀ مسیحیان دنیا و سال نو میلادی را هم به همۀ قومها و ملّتهایی که تقویمشان میلادی است، صمیمانه تبریک بگویم.</p>
            <p>بله، عرض می شود خدمتتان که با چهار پنج نفر از دوستان جوان ایرانی نشسته بودیم... نه، خیر! درست نگفتم... درستش این است که چهار پنج نفر از دوستان جوان ایرانی با منِ پیر مردِ خسته، نشسته بودند، و طفلکیها، چون وضع رقّت آور و غم انگیز جسمی مرا می دیدند، بدون اینکه از من نک و نالی شنیده باشند، و لابد بدون اینکه قبلاً با هم قراری گذاشته باشند، فقط محض اینکه فرزندانه و دلسوزانه «مصیبت پیری» را به من تسلیت گفته باشند و درد و نا امیدی مرا اندکی تسکین داده باشند، در توصیف احوال زار پیرهای خانواده هاشان، که تازه سنّشان از من کمتر هم بود، با هم مسابقه می دادند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/12/23/111223154102_letter_london_pic_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">خیالتان راحت باشد. من خیلی وقت است که با مصیبت پیری کنار آمده ام.

</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p> یک ده پانزده دقیقه ای گذاشتم هر چی دلشان می خواهد و فکر می کنند من انتظار شنیدنش را دارم تا با واقف شدن به حال آدمهای زار و نزارتر از خودم شکر خدا را بکنم و مطمئنّ بشوم که این جوانهای عزیز مرا به اندازۀ پیرهای خانواده های خودشان یا حتّی بیشتر از آنها دوست می دارند، بگویند! سعی کردم با نگاههایی که به آنها می کنم و دقّتی که در گوش دادن به حرفهاشان نشان می دهم، مطمئنّ بشوند که حرفهای پر از تسلیت و تسلّیشان واقعاً در تسکین دردهای مصیبت پیری دارد معجزه می کند، و آنوقت...</p>
            <p>بله، آنوقت یکدفعه با صدای گرفته، همراه با سرفه های خشک و نا حقّ، قاه قاه زدم زیر خنده! همه شان ساکت و گیج و متحّیر به من و به همدیگر نگاه می کردند و نمی دانستند این خندۀ بی جا و  بی مورد مرا به چی حمل کنند! دلم نیامد توی گیجی و تحیّر نگهشان دارم.</p>
            <p>گفتم: «بابا، قربان محبّت همه تان! بگذارید، به قول این انگلیسیها، یکبار و برای همیشه، خیالتان را راحت کنم که من خیلی وقت است که با مصیبت پیری مثل درختها کنار آمده ام. در نتیجه عین خیالم نیست که ممکن است یک ساعت دیگر، یا یک دقیقۀ دیگر بیفتم روی زمین و دُم سیخ کنم!»</p>
            <p>لبخندی توی صورت آنها پیدا شد و یک از آنها گفت: «این را که ما همه مان می دانیم! می دانیم که شما بعضی چیزها اهمیتی نمی دهید و درباره اش اصلاً فکر هم نمی کنید، امّا خوب...»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/12/23/111223154330_letter_london_pic1_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">این درخت بلوط بیش از هزار سال عمردارد و هنوز هم بهار که می آید، پیری را فراموش می کند.

</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>با خنده سرم را تکان دادم و گفتم: «نه، این طوری هم نیست که اصلاً فکرش را نکنم. فقط از بیست، سی سال قبل منتظرش نمی نشینم. این که می گویم با مصیبت پیری مثل درخت رفتار می کنم، به این معنی است که مثلاً یک درخت پیر و پوسیدۀ هلو را در نظر بگیرید که از آوندهای آبکشش فقط یک نوار باریک به جایی از پوستش مانده باشد. پیش از آنکه کلاً خشک بشود و از بیخ ارّه ش کنند، بهار که می آید، آخرین شاخۀ زنده ش برگ می دهد با چند تا شکوفه، عین برگها و شکوفه های اوّل جوانیش. بله، برای اینکه هنوز زنده است، هنوز مغزش کار می کند، هنوز می تواند با شما بنشیند و از زندگی حرف بزند! همۀ رنجها و دردها و نکبتهای پیری هم قبول! آن یک ذرّه زندگی باقیمانده را عشق است!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-12-15:14494422</id>
      <dc:identifier>14494422</dc:identifier>
      <updated>2011-12-16T15:12:41+00:00</updated>
      <published>2011-12-15T19:30:19+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«عالمی دیگر بباید ساخت، وز نو آدمی»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۶۸) ۱۶ دسامبر  ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>«توی این دنیای هرکی هرکی», نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/12/111215_l95_letter_from_london_268.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/12/111215_l95_letter_from_london_268.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«عالمی دیگر بباید ساخت، وز نو آدمی»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/12/16/111216150219_jesus_christ_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt="کاشی کاری های حضرت مسیح در یک کلیسا"/>
               <p class="bbc-caption">حضرت عیسی علیه السّلام که دو هزار و دوازدهمین سالگرد تولّد او نزدیک است
</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>به دوست ایرلندی مسیحی مؤمن کمی به شکّ افتادۀ گاهی اهل منطق دو دو تا چهارتایی      می گویم: «ببین، شان (Sean)، این قدر تو فکر این نباش که چرا دنیا  بهشت برین نمی شود؟ چرا مردم دنیا فرشته نمی شوند؟ چرا ملکوت خدا نمی آید؟ چرا ارادۀ خدا چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده نمی شود؟ <a href="#1">
(۱)</a> حضرت عیسی علیه السّلام هم که با همچین هدف و همچین آرزویی از آسمان آمد، زمینیها گرفتندش و با میخ کوبیدندش به صلیب!»</p>
            <span/>
            <p/>
            <p>مثل همیشه اوّل وصلۀ بد بینی به من چسباند و بعد گفت: «نه، رفیق، این ماییم که نمی خواهیم بر طبق گفته هاش عمل کنیم تا همه مان رستگار بشویم و...»</p>
            <p>حرفش را قطع کردم و با خندۀ رفیقانه ای گفتم: «تاهمه مان رستگار بشویم، همه مان فرشته بشویم، و زمین بهشت برین بشود! بله؟»</p>
            <p>«شان» با مشت درشت و پر زورش محکم به بازوی پوست و استخوانی من کوبید و گفت: «تو همه ش سفسطه می کنی! چی می خواهی بگویی؟ می خواهی بگویی راهی که مسیح به ما نشان داده است، عوضی است؟ یا طبیعت بشر عوضی است؟ کدام یکی؟»</p>
            <p>گفتم: «هیچکدام! اصلاً بحث عوضی بودن در کار نیست، شان. تو خودت واقعیت را می دانی، ولی نمی خواهی به روت بیاری.»</p>
            <p>«شان» با لحنی خشک و جدّی گفت: «چه واقعیتی؟»</p>
            <p>گفتم: «ببین، شان، یک چیزی ازت می پرسم، دلم می خواهد درست همان طور که فکر می کنی و احساس می کنی، جواب مرا بدهی.»</p>
            <p>شان با دلخوری گفت: «مگر تا حالا هر وقت چیزیی پرسیده ای و من جوابت را داده ام، همان چیزی نبوده است که فکر می کرده ام و احساس می کرده ام؟»</p>
            <p>گفتم: «امّا آخر تا حالا هیچوقت همچین چیزی که الآن می خواهم ازت بپرسم، نپرسیده ام. می توانی هم اصلاً جواب ندهی!»</p>
            <p>با قاطعیت گفت: «جواب می دهم. هر چی باشد، جواب می دهم، درست همان طور که فکر می کنم و احساس می کنم.»</p>
            <p>گفتم: «خوب، حالا اگر همۀ مردم دنیا بیایند مسیحی بشوند و همۀ حرفها و عملهاشان در تمام عمر درست مطابق همان چیزهایی  باشد که حضرت مسیح گفته است، آیا به نظر تو آنوقت بشر به رستگاری خواهد رسید؟»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/12/15/111215194223_l95_letter_london_pic2_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">«باب مارلی» (Robert Nesta "Bob" Marley) خواننده و ترانه ساز معروف جامائیکایی که پیرو کیش «رستافاری» بود</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>بعد از چند لحظه سکوت، گفت: «نه من، بلکه هر مسیحی مؤمنی این طور فکر می کند.»</p>
            <span/>
            <p>حسّ کردم که سؤال من آشفته اش کرده است، امّا منتظر همچین جوابی بودم. گفتم: «ببین شان، تو خودت آدم منطقی و بی تعصّبی هستی. نمی توانی تصدیق نکنی که پیرو مؤمن هر مذهبی همین طور فکر می کند، نه فقط شما مسیحیها که جمعیتتان بیش از دو هزار میلیون است، بلکه مثلاً «رستافاریها»ها <a href="#2">
(۲) </a>که کلّ جمعیتشان از مؤمن و نامؤمن در حدود بیست و چهار هزار نفراست. اهل هر مذهبی حقُ دارد این طور فکر بکند، چون این خودِ مذهب است که همچین حقّی را به پیروانش می دهد، و گر نه ...»</p>
            <p> در اینجا «شان» دیگر طاقت نیاورد و حرف مرا قطع کرد و گفت:«بله، با این حساب من حرفم را پس می گیرم.»</p>
            <p>و من گفتم: «حافظ، یکی از بزرگترین شاعرهای ما، در حدود هفت قرن پیش گفت:</p>
            <p>آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست</p>
            <p>عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی! »</p>
            <p>حالا باید منتظر باشیم، ببینیم خدا هم به این نتیجه می رسد یا نه!</p>
            <span/>
            <p>
               <br/>
            </p>
            <p>۱- یکی از معروفترین دعاهای مسیحیان دعایی است که از باب ششم «انجیل متی» گرفته شده است. این دعا در «کتاب مقدس» فارسی، این طور ترجمه شده است: «ای پدر ما که در آسمانی ، نام تو مقدس باد . ملکوت تو بیاید. ارادۀ تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود. نان کفاف ما را امروز به ما بده . و قرض های ما را ببخش چنانکه ما نیز قرضداران خود را می بخشیم . و ما را در آزمایش میاور ، بلکه از شریر رهایی ده . زیرا که ملکوت و قوت و جلال تا ابدالآباد از آن تواست ، آمین.»</p>
            <p>
               <a href="#up1">
بازگشت به بالا</a>
            </p>
            <span/>
            <p/>
            <p>۲- رستافاری (Rastafari) نام جنبشی مذهبی است که در دهۀ ۱۹۳۰ در «جامائیکا» به وجود آمد. در آن زمان ۹۸ در صد جمعیت این جزیره اخلاف برده های سیاهپوست مسیحی بودند. پیروان این جنبش مذهبی جدید هایله سلاسی، پادشاه سابق حبشه یا «اتیوپی» را پرستش می کنند و معتقدند که روح حضرت مسیح در او حلول کرده بود و در واقع او همان حضرت عیسی بود که برای دوّمین بار از آسمان به زمین آمده بود.</p>
            <p>
               <a href="#up2">
بازگشت به بالا</a>
            </p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-12-09:14385214</id>
      <dc:identifier>14385214</dc:identifier>
      <updated>2011-12-09T18:42:47+00:00</updated>
      <published>2011-12-09T15:11:51+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«توی این دنیای هرکی هرکی»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۶۷) ۹ دسامبر ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>«توی این دنیای هرکی هرکی», نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/12/111209_l13_letter_from_london_267.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/12/111209_l13_letter_from_london_267.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«توی این دنیای هرکی هرکی»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/12/09/111209151721_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">کوسن نو و بدون تخفیفِ خریداری شده از یک مغازۀ جهان سومی در غرب لندن به مبلغ ۳ پوند، یک پنس کم</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>می بینی رو به روت، آن ور خیابان، یک مغازۀ قالی فروشی ایرانی، که پرده و رومیزی و کوسن قلمکار هم دارد، با خطّ خیلی درشت انگلیسی می گوید: «حراج – ۷۵ در صد تخفیف»!</p>
            <p>شما ایرانی باشی، چهل سالی در لندن زندگی کرده باشی، از اجناس این مغازه فعلاً هیچ چیز هم لازم نداشته باشی، حراج ۷۵ در صدی وسوسه ات می کند که بروی آنجا، اقّلاً جنسهای پشت شیشه اش را نگاه کنی.</p>
            <p>یادم آمد که دوتا کوسن چل تکّه دوزی بسیار قشنگی که سالها پیش از یک مغازۀ جهان سوّمی به قیمت یک ذرّه بالاتر از مُفت خریده بودم، کهنه شده است. دیدم بد نیست ببینم کوسن قلمکار را که حالا ۷۵ در صد از قیمتش زده است، چند می فروشد.</p>
            <p>حدس می زنید چند؟ نه، خیر! دانه ای ۱۵ پوند. یک تکّه مقوّای چاپی به گوشه اش سنجاق کرده اند با این اعلان: بود ۵۰ پوند – حالا ۱۵ پوند.</p>
            <p>اگر شما در لندن یک نفر انگلیسی می بودی یا یک مهاجر غیر ایرانی، شاید خیال می کردی که این کوسن قلمکار را حضرت حوّا رشته است و حضرت آدم بافته است و حضرت قابیل نقش زده است که قیمتش این قدر بالاست. پس چه ارزان! برویم تو و دو تا از این کوسنها را که ۱۰۰ پوند بوده است و حالا شده است ۳۰ پوند، بخریم و خیرش را ببینیم.</p>
            <p>امّا من که ایرانی هستم و از بابت قیمت این تحفه های از آب گذشته خیلی هم پرت نیستم،    رفتم تو و کوسن قلمکار را بی اجازه از پشت شیشه برداشتم و الکی شروع کردم به ورانداز نقش و نگار آن تا آقایی از آن ته مغازۀ از عرض باریک و از طول خیلی دراز، راه افتاد که بیاید و گفت: «کَن آی هِلپ یو، سِر؟» (Can I help you, Sir)، که فارسی بازاریش می شود: «در خدمتیم، قربان!» و من هم به زبان شیرین فارسی گفتم: «سلام! راستش می خواهم ازتان بپرسم اینها واقعاً     دانه ای ۵۰ پوند بوده است، کرده اید ۱۵ پوند؟»</p>
            <p>حالا هر دو ایرانی شدیم و رفتیم به بازار صفویۀ تهران و خودمانی قاه قاه خندیدیم. آخِر، خود این هموطن خوب می دانست که همۀ ایرانیهای مهاجر را نمی شود انگلیسی حساب کرد!</p>
            <p>خود این هموطن می دانست که چهار تا ایستگاه اتوبوس بالاتر از مغازۀ خودش هفت هشت تا فروشگاه هندی هستند که کوسنهای عالی دستدوز با نقش و نگار قشنگ را می دهند دانه ای ۴ پوند. ۴ پوند کجا، ۵۰ پوند کجا؟</p>
            <p>به هموطن نگفتم: «با ۵۰ پوند می شود تو حراجی یک دست کت و شلوار مردانه خرید، با ۱۵ پوند تو غیر حراجیها ۵ تا پیراهن مردانه!» امّا هموطن که هنوز ته ماندۀ خندۀ خودمانی توی صورتش بازی می کرد، گفت: «حالا شما کوسنها را بردارید، هر چه دلتان خواست بدهید!»</p>
            <p>من هم که هنوز خندۀ خودمانی را توی صورتم نگهداشته بودم، گفتم: «نه! خیلی ممنون. اوّلاً به ضرر شما راضی نیستم که کوسن ۵۰ پوندی تان را بخواهم به ۴ پوند بخرم. ثانیاً به جان عزیزتان قسم الآن کوسن لازم ندارم. فقط چون هموطن هستیم، خواستم بگویم به مشتریهای ایرانیتان کاری ندارم، خودشان می دانند و شما که هموطنشان هستید. امّا اگر می خواهید این کوسنهای ۴ پوندی را به انگلیسیها به ۱۵ پوند، یعنی در حدود سی هزار تومن قالب کنید، اقّلاً روش بنویسید ۲۵ پوند بود حالا شده است ۱۵ پوند!»</p>
            <p>و آنوقت توی دلم به خودم گفتم: «تو هم تو این دنیای هرکی هرکی دلت را به چیها خوش می کنی، بیچاره!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-12-02:14266533</id>
      <dc:identifier>14266533</dc:identifier>
      <updated>2011-12-02T20:25:59+00:00</updated>
      <published>2011-12-02T18:49:37+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«این آدمها هستند که خیلی فرق می کنند »</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۶۶) ۲ دسامبر ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>«این آدمها هستند که خیلی فرق می کنند »</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/12/111202_l95_letter_from_london_266.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/12/111202_l95_letter_from_london_266.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«این آدمها هستند که خیلی فرق می کنند »</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/12/02/111202191343_l95_letter_from_london_pic1_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">این آقا دارد به یاد گمشدگان خشونتهای سی ساله در ایرلند شمالی کبوتر سفید آزاد می کند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>فکر نمی کنم چیزی که اینجا توی انگلستان «رسم» باشد، یک روز بعد از رسم شدنش، اوّل توی تهران تقلید نشود و فرداش سرتاسر ایران را نگیرد. مثلاً اینجا دارد کم کم رسم می شود که در مجلس عقد کنان، عروس و داماد دست کم دو تا کبوتر سفید آزاد کنند.</p>
            <p>سری به «گوگل» فارسی می زنی، می بینی در یکی از سایتها، یک آدم نوعدوست می گوید: «آزاد کردن کبوتر نذر می‌کنی؟ نذر شاعرانه‌ای است، امّا کبوتر‌ها جلدند، می‌پرند، می ‌روند، دوری می ‌زنند و برمی ‌گردند روی بام همانهایی که آنها را به تو فروخته بودند، می نشینند!» و این آدم نوعدوست از آنهایی که به «نذر» اعتقاد دارند، دعوت می کند که پول این نذرها را صرف کمک به معالجۀ آدمهای معتاد به موادّ مخدّر بکنند! پس معلوم می شود در ایران بعضیها که می خواهند یک کار ثواب دار بکنند تا دُعاشان مستجاب بشود، «نذر» می کنند که یک یا چند تا پرندۀ «اسیر» بخرند و در راه خدا «آزاد» کنند.</p>
            <p>به عبارت دیگر، پرنده فروش «کار شرّ» می کند، پرنده را می گیرد، می اندازد توی قفس. آنوقت از من آدم  محتاج به «ثواب» و آمادۀ «کارِ خیر» باج می گیرد تا پرنده رااز قفس در بیاورد، بگذارد تو دستم که آزادش کنم.</p>
            <p>امّا این کاسبیِ کم خرج و پُر درآمد، اُسّ و اساسش یک بازی زشت است با حقیقتِ زیبای انسانیت. فلسفۀ این کاسبی این است که «اسارت» شرّ حساب می شود و «آزادی» خیر. پس هیچ اشکالی ندارد که آدم یک پرندۀ را بگیرد، بیندازد توی قفس تا یک آدم دلسوز وارد معرکه بشود و آزادی آن پرنده را بخرد.</p>
            <p>در این معامله، چیز مهمّ آزادی آن کبوتر زبان بستۀ بی گناه است. کبوتر فروش پولی می گیرد و به اندازۀ آن پول ظاهراً دست از «کار شرّ» بر می دارد، کبوتر خر هم در عالم خیال به اندازۀ این «کار خیر» به آرزوی خودش نزدیک می شود. کبوتر توی آسمان، صاحب نذر خوشحال، کبوتر فروش فارغ، گناه باطل و ثواب حاصل. وَالله خَیرُ الماکِرین!</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/12/02/111202191729_l95_letter_from_london_pic2_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">
در انگلیسی به این کبوتر ها که در برج «حرم» کلیسا می بینید،  می گویند «داو» (Dove)، بر وزن «لاو» (Love)، یعنی «عشق». به «کفتر چاهی» می گویند «پیجن» (Pigeon)
</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>امّا بازی زشت آدمیزاد با حقیقت زیبای انسانیت به همین جا ختم نمی شود. کبوترهای او دیگر پرنده های اسیر در قفس نیستند. حالا دیگر صیّاد آنها را «جلد» کرده است، خوراک و مسکنشان را تأمین می کند و آنها در عوض روزی چند ساعت در بازار برای آدمهای محتاج به «ثواب» توی قفسشان بقبقو می کنند. پول که ردّ و بدل شد، به دست صاحبِ «نذر» آزاد می شوند و یکراست بر می گردند به لانه و آب و دانه شان بر بام صیّادِ ظاهراً بیرحمِ شیّاد.</p>
            <p>خوب، اینجا توی انگلستان هم در بعضی از مجلسهای عقد کنان، عروس و داماد چند تا کبوتر سفید توی هوا ول می کنند. نشنیده ام که کسی این کار را برای «ثواب» بکند، اسمش را «کار خیر» بگذارد، از خدا چیزی خواسته باشد و «نذر» کند و دُعاش که مستجاب شد، برود نذرش را ادا بکند، پول بدهد، آزادی یک یا چند تا کبوتر اسیر را بخرد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/12/02/111202191810_l95_letter_from_london_pic3_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">عشّاق پاریسی در مقابل دیواری که به سیصد زبان دنیای امروز نوشته اند «عشق»، کبوتر آزاد می کنند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p> اینجا پرورش کبوترهای سفید برای «پرواز دادن» در مجلسهای عقد کنان، یا حتّی در مراسم تدفین، حرفۀ آبرومندی است که به همّت و کاردانی  مؤسّسه های با دم و دستگاه اداره می شود و مردم هم همه می دانند که کبوترهایی که از این مؤسّسه ها کرایه می کنند، همه جلد هستند و به لانه های مجللّشان بر می گردند و زندگیشان هم از همۀ کبوترهای وحشی به مراتب بهتر است.</p>
            <p>پس آنجا و اینجا برای خود کبوترها فرق زیادی ندارد. این آدمهای آنجا و اینجا هستند که خیلی با هم فرق می کنند.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-11-24:14121820</id>
      <dc:identifier>14121820</dc:identifier>
      <updated>2011-11-25T18:29:06+00:00</updated>
      <published>2011-11-24T14:47:57+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">قهوۀ بدون شیر!</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۶۵) ۲۵ نوامبر ۲۰۱۱  </summary>
      <dc:subject>نامه، لندن،«قهوۀ بدون شیر!»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/11/111124_l13_letter_from_london_265.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/11/111124_l13_letter_from_london_265.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>قهوۀ بدون شیر!</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/11/24/111124145609_letter_265_-_picture_one_ants.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">چه خوش گفت فردوسی  پاکزاد: «میازار موری که دانه کش است/ که جان دارد و جان شیرین خوش است!»

</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>می گویند در شهر گلاسگوی اسکاتلند یک مشتری «قهوۀ سیاه» سفارش داد، یعنی گفت «بلَک کافی» (Black Coffee). پیشخدمت گفت: «نداریم!» واقعاً مسخره است. آدم برود توی قهوه خانه، قهوۀ سیاه سفارش بدهد، پیشخدمت برگردد، خیلی جدّی بگوید نداریم.</p>
            <p>مشتری یک بار دیگر، این بار با لحنی خشک و تلخ می گوید: «گفتم یک قهوۀ سیاه!» پیشخدمت که می بیند مشتری دارد عصبانی می شود، می گوید: «منظورتان قهوۀ بدون شیر است؟» مشتری دیگر واقعاً از کوره در می رود و می گوید: «مرا دست انداخته ای، آقا؟ قهوۀ بدون شیر، همان قهوۀ سیاه است دیگر!»</p>
            <p>حالاست که پیشخدمت خم می شود و دهنش را می برد دم گوش مشتری و خیلی آهسته می گوید: «وقتی یک جایی هستید که چند نفر سیاه پوست آنجا باشند، درست نیست با صدای بلند بگویید قهوۀ سیاه. باید بگویید قهوۀ بدون شیر!»</p>
            <p>وقتی می گویند «درست نیست»، یعنی «پولیتیکالی کُرِکت» (politically correct) نیست، یعنی «سیاست پسند» نیست! این اصطلاح الآن سی چهل سالی هست که در بریتانیا و آمریکا سر زبانها افتاده است، و چیزهایی که گفتنش «سیاست پسند» نیست، خیلی زیاد است. توی آمریکا به «سیاهپوست» باید گفت «آمریکایی آفریقایی» و به «سرخپوست» چی؟ «آمریکایی بومی»!</p>
            <p>به این ترتیب می شود گفت که اصطلاح «سیاست پسند» تقریباَ مترادف است با «درست»، «انسانی»، «متمدّنانه». خوب، با این حساب حمایت از زندگی و حقوق حیوانات کاری است سیاست پسند، و آزار رساندن به حیوانات و پایمال کردن حقوق طبیعی آنها کاری است نادرست، غیر انسانی، وحشیانه، دور از تمدّن، و «سیاست ناپسند»، و این را گرداننده های سازمانها و انجمنهای حمایت از حیوانات از هر کس دیگری بهتر می دانند، چون آنها برای حیوانات همان حقوقی را قائل هستند که آدمیزاد از آنها برخوردار است:</p>
            <p>«میازار موری که دانه کش است</p>
            <p>که جان دارد و جان شیرین خوش است!»</p>
            <p>مثلاً گرداننده های سازمانها و انجمنهای حمایت از حیوانات واقعاً و عمیقاً و عالمانه و صادقانه معتقدند که اگر یک آدم فقیر گربه ای دارد و یک روز از بی پولی خودش مجبور است گشنگی بکشد، باید هر جور شده، آن روز دو وعده غذای گربه اش را فراهم کند، چون گشنه گذاشتن گربه کاری است غیر انسانی، وحشیانه و سیاست ناپسند!</p>
            <p>امّا الآن اگر گربه های دنیا همه شان اینجا حاضر بودند و زبان آدمیزادی سرشان می شد و این حرفها را شنیده بودند، همچین می زدند زیر خنده که اشک از چشمهاشان سرازیر می شد، و آنوقت می گفتند:</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/11/24/111124145615_letter_265_-_picture_two.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بیچاره ها را از سه ماهگی مادام العمر از عشق محروم کرده اند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>«بروید، خجالت بکشید! حقّه بازی هم حدّی دارد! ما حیوانات که گول حرفهای شما آدمیزادها را نمی خوریم، امّا در تعجّبیم که خودتان چه طور گول حقه بازیهای خودتان را می خورید. محض نمونه بروید این پوستری که مغازۀ «انجمن حمایت از گربه» به شیشه اش زده است، بخوانید تا بفهمید که چرا ما از این حرفها آن قدر می خندیم تا اشکمان در می آید:</p>
            <p>«گربه ها را از سه ماهگی می توان اخته و عقیم کرد. گربۀ اخته یا عقیم شده عمری درازتر و زندگی سالمتری دارد و اخته یا عقیم کردن انسانی ترین راه جلوگیری از حاملگی ناخواسته است!»</p>
            <p>یواشکی از گربۀ همسایه مان پرسیدم: «تو چرا نمی خندی؟» گفت: «آخر من فردا می شوم سه ماهه. کدام انسان را دیده ای که از سه ماهگی اخته ش کنند یا تخمدانش را در بیاورند!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-11-18:14025113</id>
      <dc:identifier>14025113</dc:identifier>
      <updated>2011-11-19T08:29:58+00:00</updated>
      <published>2011-11-18T18:57:22+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«جهیزیۀ دختر»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۶۴) ۱۸ نوامبر ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن،«جهیزیۀ دختر»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/11/111118_l95_letter_from_london_264.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/11/111118_l95_letter_from_london_264.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«جهیزیۀ دختر»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/11/18/111118191829_l95_letter_london_1_224x280_bbc.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">دیشب برای اوّلین بار همولایتیم، فردوسی طوسی، به خوابم آمد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>دیشب برای اوّلین بار همولایتیم، فردوسی طوسی، به خوابم آمد. از حرفهایی که می زد معلوم بود که روح بزرگش از همۀ امور مهمّۀ دو عالم با خبر است و می داند که سالهاست که پژوهنده های آگاه و اهل معنی دربارۀ بیتهای ساختگی و الحاقی «شاهنامه» سخنها گفته اند و مقاله ها نوشته اند.</p>
            <p>مثلاً می دانست که استاد «مجتبی مینوی تهرانی» در تیرماه ۱۳۵۴ در اوّلین جشن طوس گفته بود: «چو ایران نباشد تن من مباد/ بر این بوم و بر زنده یک تن مباد، از فردوسی نیست.»و تأکید کرده بود که: «در تمام شاهنامه چنین بیتی نیست. نمی دانم کی دلش خواسته است چنین بیتی بسازد و به فردوسی نسبت بدهد!»</p>
            <p>و می دانست که  دکتر جلیل دوستخواه، استاد پژوهشهای اوستایی، در پیامی به جمعی از ایران شناسان و شاهنامه پژوهان گفته است: «بر پایۀ پژوهشهای دستْ نوشت شناختی امروزین، بیت بسیار مشهورِ بسی رنج بُردم دراین سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی، از سروده های فردوسی نیست.»</p>
            <p>و می دانست که من، بدون هیچ ادّعایی در «شاهنامه شناسی»، برخلاف نظر «محمّد حسنین هیکل»، نویسنده و روزنامه نگار مصری، که می گویند گفته است: «ما مصریها، [با آن پیشینۀ درخشانِ تاریخی و فرهنگی]، عرب زبان شدیم چون فردوسی نداشتیم»، معتقدم که مصریها اگر ده تا «فرعون نامه» هم می داشتند، بازهم زبانشان «قبطی» نمی ماند و مردم مصر خودشان آن را «عربی» می کردند، و این را چند هفته پیش در نامه ای با عنوان «شما چی فکر می کنید؟» به عرض رساندم.</p>
            <p>فردوسی بزرگوار لبخندی زد و گفت: «می خواهی بدانی من چی فکر می کنم؟ بستگی به این دارد که مردم دلشان بخواهد چی بشنوند، وگرنه، مثلاً کدام آدم عاقلی می تواند باور کند که شاعری  مثل من بیاید سی سال رنج ببرد، داستانهای «خداینامه» را به نظم در بیاورد، و آنوقت در سنّ هفتاد و یک سالگی «شاهنامۀ» شصت هزار بیتی را ببرد، بدهد به دست سلطان محمود که بر طبق قول و قرار قبلی شصت هزار سکّۀ طلا ازش بگیرد و با آن برای دخترش جهیزیه بخرد؟ اگر من دختر هم         می داشتم، وقتی هفتاد و یک سالم بود، لابد دخترم باید چهل، چهل و پنج سالش می بود و خودش نوه هم می داشت!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/11/18/111118191342_l95_letter_london_2_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">«شاهنامه»: آویختن ضحّاک در کوه دماوند: « فرو بست دستش بر آن کوه باز / بدان تا بماند به سختی دراز»</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>و حالا قاه قاه خندید و من هم برای رعایت احترام او قاه قاه خندیدم، و او منتظر نماند که من چیزی بگویم و گفت: «چو ایران نباشد، تن من مباد/ بر این بوم و بر زنده یک تن مباد! آخر فکرش را بکن! مگر بوم و بر را کسی می تواند، کاریش بکند؟ اسکندر آمد، ایران ماند، چون مردمش ماندند. عرب آمد، ایران ماند، چون مردمش ماندند. بعد هم که مغول آمد، ایران ماند، چون مردمش ماندند. مردم ایرانند. زمین و کوه و درّه و رود و دشت و دریا ایران نیست. مردم و زبان و تاریخ و فرهنگشان ایرانند!»</p>
            <p>و حالا بدون اینکه بخندد و بگذارد من هم چیزی بگویم، گفت: «می دانی، فرزند، وقتی من شاهنامه را به نظم در می آوردم، مردم خراسان و دیگر ولایتهای ایران فارسی را خیلی بهتر از امروز حرف می زدند، مخصوصاً دهقانها و روستاییها! افتخار من این بود که من شاهنامه را به زبان آنها و برای آنها نوشتم تا عربها خیال نکنند ما عجم هستیم، یعنی لال زبانیم و ادبیات نداریم!»</p>
            <p>و حالا من دیگر طاقت نیاوردم و گفتم: «یونانیها هم که آمدند، چون زبان ما را نمی فهمیدند، به ما گفتند، بربر، یعنی لال زبان!» امّا وقتی این جمله را گفتم، دیدم بیدارم و باید پاشوم، نامه ای از لندن بنویسم.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-11-11:13900415</id>
      <dc:identifier>13900415</dc:identifier>
      <updated>2011-11-11T19:14:29+00:00</updated>
      <published>2011-11-11T17:51:44+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«امّا من دیگر سؤال نمی کنم!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۶۳) ۱۱ نوامبر ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن،«امّا من دیگر سؤال نمی کنم!»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/11/111111_l95_letter_from_london_263.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/11/111111_l95_letter_from_london_263.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«امّا من دیگر سؤال نمی کنم!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/11/11/111111173910_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">یکی از تصویرهای جگر سوز و وجدان بیدار کن برای کمک به قحط زده ها و گرسنه های آفریقا </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p> این روزها، توی این دنیای هرکی هرکی، که دیگر تقریباً  هیچکس، غیر از پول، هیچ خدایی را بنده نیست، آدم چه طور می تواند باور کند که همین بریتانیای صغیر حدّ اقلّ دوهزار و دویست و پنجاه و نُه تا سازمان خیریه داشته باشد که توی هر کدام از آنها یک عدّه آدم خیرخواه، با دل و جان،  فی سبیل الله، برای میلیونها نفر آدم محتاج به کمک دنیا، صبح تا شب، مشغول خدمت باشند؟</p>
            <p>بروید در کتابخانۀ اینترنتی خیریه ها (charitylibrary.co.uk)، به خلاصۀ برنامه های ده بیست تایی از این سازمانها نگاه کنید تا دستگیرتان بشود که این «بانیهای خیر» تا کجا حساب آدمهای محتاج به کمک دنیا دستشان هست! مثلاً از دهها سازمان خیریه ای که مستقیم و غیرمستقیم برای محتاجهای «رومانی» روزها فرصت سر خاراندن ندارند و شبها خواب آرام، یکیشان سازمانی است که کار اصلیش کمک به یک خانۀ خیریه است که ده نفر آنجا کار می کنند و کارشان نگهداری از دوازده تا بچّۀ بی سرپرست است!</p>
            <p>خوب، یک همچین سازمانهایی لابد قانوناً حق دارند که با بوق و کرنای روزنامه ای و اینترنتی و رادیویی و تلویزیونی ندای انسانیت در بدهند و با نشان دادن تصویرهایی دردناک و دلخراش از احوال میلیونها نفر فقیر و، مریض و، آواره و، جنگ زده و، طوفان زده و، زلزله زده و، قحط زده و، شیطان زده و، خدا زده و، حکومت زده و، دگر چی بگویم زده، با ترفندهای کلامی مغز آتش زن و جگر سوراخ کن و اشک خونین به چشم آور، وجدان همیشه بیدار آدمهایِ زحمتکشِ یک لقمه نان در آورِ جامعه را بیدار تر کنند، به طوری که آب از گلوشان پایین نرود تا از بانکشان بخواهند که هر ماه مثلاً سه پوند یا بیشتر تو کف این «گدا آهنی» های نامرئی بگذارند!</p>
            <p>حالا فرض کنید یک آدم زحمتکش گرفتار یک وجدان زیادی بیدار، بخواهد فقط التماسهای سوزناک ده تا از آن ارزان حساب کنهای سه پوندی این دو هزار و دویست و پنجاه و نُه تا سازمان خیریه را مستجاب کند! دوازده تا سه پوند، می شود سی و شش پوند، ضرب در ده، مساوی است با سیصد و شصت پوند در سال. خود این آدم زحمتکش گرفتار وجدان درآمد مالیات در نرفته اش در ماه چه قدر باشد، خوب است؟ خیلی باشد هزار، هزار و پانصد، دست بالاش دو هزار پوند!</p>
            <p>بله ... بعله! قبول دارم که خیلی از آنهایی که درآمد ماهانه شان صدهزار پوند یا یک میلیون پوند یا بیشتر هم هست، به این سازمانهای خیریه کمک می کنند و به پای مالیاتشان می گذارند. بر منکرش لعنت!</p>
            <p>امّا چیزی که من می خواهم بگویم این است که اوّلاً من به چه دلیل موجّه و محکم و خدا شاهدی ای باید باور کنم که توی یک جامعۀ سرمایه داری امروز این همه آدم خیرخواه و فدا کار و از خود گذشته پیدا بشوند که دور هم جمع بشوند و این همه سازمان خیریۀ کوچولو و نیمچه احوال و خیلی گنده بر پا کنند و بگردانند؟  این فقط یک سؤال است، نه صدور حکم قضاوت.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/11/11/111111175852_london_letter_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">این گلها را با ابراز همدردی به هجده میلیون و دویست هزار نفر بازندۀ قرعه کشی چند وقت پیش  بلیت بخت آزمایی ملی تقدیم می کنیم</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>و ثانیاً یک مملکتی که نظام اجتماعی و اقتصادی درست و حقّ پسندی داشته باشد، چرا باید در سیصد و شصت و پنج روز سال این همه بلیتهای لاتاری مختلف داشته باشد، و این همه دکانهای زنجیره ای شرط بندی، و همۀ اینها هم بیشتر برای آدمهای بیچاره ای که هشتشان گرو نُه به بالاشان است و به فرض برنده شدن مثلاً صد هزار پوند، بدون اینکه بخواهند یا بدانند، حدّ اقل یک پوند از جیب صد هزارتا مثل خودشان بدزدند؟ این هم فقط یک سؤال بود، نه صدور حکم قضاوت!    سؤالها زیاد است، امّا من دیگر سؤال نمی کنم!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-11-04:13764359</id>
      <dc:identifier>13764359</dc:identifier>
      <updated>2011-11-05T01:05:46+00:00</updated>
      <published>2011-11-04T13:09:47+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">'بله، ولی آخر چرا؟'</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۶۲) ۴ نوامبر ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، «بله، ولی آخر چرا؟»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/11/111104_l13_letter_from_london_262.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/11/111104_l13_letter_from_london_262.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>'بله، ولی آخر چرا؟'</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/11/04/111104132454_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">این دست فیونا خانم، زن همسایه، است که دارد گلهای باغچۀ جلو خانه شان را «پیرایش» می کند!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>این جوان انگلیسی بیست ساله ای که الآن از کنار من ردّ شد و نگاهی هم به من انداخت و لبخندی هم نزد و سلامی هم نکرد، از سه، چهار سالگیش که با قدّی تا زانوی من از کنارم ردّ می شده است تا حالا که با قدّی یک وجب بلند تر از من از کنارم ردّ می شود، در این سالها تقریباً هفته ای دو سه بار از کنار من ردّ می شده است.</p>
            <p>تا چهار پنج سالگی لبخند می زد و «هِلو» (Hello) هم می گفت. از شش هفت سالگی دیگر لبخند نزد، امّا گاهی یک «هلو» ی خشک و زورکی می گفت. از ده یازده سالگی به بعد، تا الآن که بیست سالش است و به دانشگاه می رود، چه گاهی نگاه سرد بیگانه ای به درختی که من باشم، بکند، چه نگاهش به دنبال خیالات خودش باشد و اصلاً درختی را که من باشم نبیند، از هیچ لحاظی و به هیچ دلیلی لازم نمی داند که به همسایۀ توی کوچه اش لبخندی بزند یا سلامی بکند.</p>
            <p>دیروز مادرش توی باغچۀ جلو خانه شان مشغول پیرایش گلهاش بود. مطابق معمول این بیست و یکسالی که همکوچه بوده ایم، سلام و احوالپرسی کردیم و همینکه خواست دربارۀ آب و هوا حرف بزند، توی حرفش دویدم و گفتم: «دیروز دیوید (David) را دیدم. بزنم به تخته جوان برومندی شده است. خدا حفظش کند، ولی مثل اینکه مرا نمی شناسد!»</p>
            <p>فیونا (Fiona) خانم، مادر دیوید، بدون اینکه صدایش لحن تعجّب پیدا کرده باشد، گفت: «چه طور مگر؟»</p>
            <p>گفتم: «آخر آدمهایی که همدیگر را می شناسند، با سلام و علیک و احوالپرسی آشناییشان را نشان می دهند!»</p>
            <p>فیونا خانم لبخندی زد و حالا با صدایی که لحن تعجّب پیدا کرده بود، گفت: «من خودم هم از بچّه هام انتظار سلام ندارم، مخصوصاً از دیوید.» و حالا حسابی شروع کرد به خندیدن و گفت: «طفلک آن قدر سرش گرم کار خودش است که وقت و حوصلۀ سلام کردن ندارد! اوّلها که می دیدم سلام نمی کند، گاهی بهش یادآوری می کردم، ولی فایده ای نداشت. ولش کردم. عادت کردم. نسل جوان امروزی است دیگر!»</p>
            <p>من هم مثل فیونا قاه قاه خندیدم تا خاطرش جمع باشد که از پسرش طلبکار سلام نیستم و گفتم: «خدا حفظش کند!» و رفتم پی کارم. و آنوقت این جملۀ «نسل جوان امروزی است دیگر» مثل فریادی که توی کوه زده باشند، طنینش توی گنبد سرم پیچید. می خواستم همین طور که دارم می روم، هرکه را می بینم، برایش فریاد بزنم: «سلام، نسل جوان امروزی است دیگر!»</p>
            <p>راستی یعنی چی که یک پدر یا مادر چهل و پنج، پنجاه سالۀ امروز از خیلی از رفتارهای بچّه هایش ناراضی باشد، ولی با این نارضایی کنار بیاید و توقّعاتش را کنار بگذارد و قبول کند که «نسل جوان امروز» باید همین طور باشد؟ چرا باید همین طور باشد؟</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/11/04/111104132420_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">همیشه ته هر کلاسی یک نفر پیدا می شود که انگشت بلند کند!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>شما، نسل جوان دیروزی که طور دیگری بودید، به این دلیل آن طور بودید که نسل جوان پریروزی طور دیگری بود! این ما پدر و مادرها بوده ایم که بچّه ها را با قید و بندهای انسانی و اصول اخلاق اجتماعی و آینده نگری و آینده سازی از غار کشان کشان آوردیمشان به  دورۀ درخشان قرن نوزدهم و حالا هم ما پدر ومادرهاییم که از اوایل قرن بیستم قید همه چیز را زده ایم و برای خودمان زندگی می کنیم و هرجور که هوسهامان حکم کرد زندگی می کنیم، چه بشریت و کرۀ زمین فردایی داشته باشند، چه نداشته باشند!</p>
            <p>یکی از ته کلاس انگشت بلند کرده است و می گوید: «همۀ این حرفها برای اینکه یک جوان بیست سالۀ آشنا به تو سلام نکرده است!» و من ساکت به این نوجوان ته کلاس نگاه می کنم.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-10-27:13611188</id>
      <dc:identifier>13611188</dc:identifier>
      <updated>2011-10-28T18:36:54+00:00</updated>
      <published>2011-10-27T13:50:13+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">تماشا و تفریح جنگلی</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۶۱) ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، «تماشا و تفریح جنگلی »</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/10/111027_l13_letter_from_london_261.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/10/111027_l13_letter_from_london_261.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>تماشا و تفریح جنگلی</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/10/27/111027140850_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">لب نردۀ خیابان، بساط «پوستر فروشی»، با عکسهای زیادی از آدمهای معروف، از جمله «محمّد علی»</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>آخِر قهرمان پرستی هم باید آیینی داشته باشد. آیین پایۀ پرستش است. پرستشی که آیین نداشته باشد، و اگر هم دارد، محکم و منطقی نباشد، نه فقط به هیچ دردی نمی خورد، بلکه اسباب درد سر آدم هم هست.</p>
            <p>لب نردۀ خیابان، رو به روی کوچه ای که وارد بازار محلّه می شود، یک جوان نمی دانم کجایی  بساط «پوستر فروشی» دارد با عکسهای زیادی از آدمهای معروف، از جمله «مریلین مونرو» (Marilyn Monroe) و «محمّد علیِ» سابقًاً «کاسیوس کِلِی» (Cassius Clay)، قهرمان کبیر مشت زنی. کاری به مریلین مونرو ندارم، امّا نوجوانهایی هستند، خیلیهاشان دختر، که پوسترهای آقاشان، محمّد علی را می خرند و به دیوار اتاقشان یا به توی درکمد لباسشان می زنند تا وقت و بیوقت، جمال مبارکش را با چشم ستایش زیارت کنند.</p>
            <p>پوستری که مرا به فکر نوشتنِ این مصیبت نامه انداخت، صحنه ای  است که آقاشان، محمّد علی بیست و دو ساله یک مشت زن سی و دو ساله به اسم «سانی لیستون» (Sonny Liston) را وسط رینگ نقش زمین کرده است و عین شیرنر غضبناکی که از شکارش در ضمن تقلاّی مرگ، لگد خورده باشد، به لاشۀ گور خر بی گناه نگاهی می کند پُر از نفرت و تحقیر، و نعرۀ پیروزی می کشد!</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/10/27/111027140035_letter_from_london_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">محمّد علی بیست و دو ساله «سانی لیستون» سی و دو ساله را وسط رینگ نقش زمین کرده است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>وقتی آدم درست تو بحر این قضیه می رود، مُخش سوت می کشد! این ورزشِ کشتی که نیست که طرف، نه با زدن مشتهای پوست شکافِ خون ریزِ چَشم کوبِ مغز پریشان کُن، بلکه  با چند تا فن ظریف و بی آزار، پشت حریف را به خاک برساند و بعد هم با احترام جلو او بایستد و رفیقانه دست او را بفشارد.</p>
            <p>من راجع به دو تا موجودی که می روند توی رینگ و مثل دو تا... دو تا چی؟... همدیگر را به قصد یک وجب به کُشت مانده مشت کوب می کنند تا... تا چی؟ اصلاً هیچی نمی گویم. دلم می خواهد خودتان بروید تو بحر این معمّای بشری، و وقتی از توی این بحر در آمدید، از خودتان بپرسید: «یک همچین آدمهایی کجاشان قهرمان است و چیشان قابل پرستش؟»</p>
            <p>البتّه آدمی که در ۵۶ تا مسابقه برنده شده باشد و در ۳۷ تای این ۵۶ مسابقه حریفهاش را در فاصلۀ یک وجب مانده به مرگ، نقش زمین کرده باشد و فقط در ۵ تا مسابقه، آن هم با امتیاز باخته باشد، حقّ دارد که بگوید: «آی اَم دِ گریتِست» (I am the Greatest)، یعنی «من بزرگترینم!» امّا بزرگترین در چی؟</p>
            <p>و البتّه ۷ تا دختر و ۲ تا پسر مشروعش از ۴ تا زن عقدی و ۲ تا دختر نامشروعش، نمی دانم از کی، هم حقّ دارند به او افتخار کنند. حتی حقّ دارند او را مثل خداشان بپرستند، چون هر جور حساب بکنید، آدمی مثل او که در یازده سالگی مدرسه و درس و مشق را ول کرد، و رفت دنبال مشت زدن و مشت خوردن، فقط از همین راه می توانست تا سی و شش سالگی که بازنشسته شد، شصت میلیون دلار در بیاورد!</p>
            <p>امّا... نمی دانم... آخر... می دانید چی می خواهم بگویم؟ آدم توی این دنیا از خیلی راهها می تواند معروف بشود و پول هنگفت در بیاورد، امّا چیزی که من می خواهم بگویم این است که معروف بودن با قهرمان شایستۀ پرستش یک ملّت بودن فرق می کند! خوب، شاید هم هیچ فرق نمی کند و اشتباه از من است که خیال می کنم در هر جامعه ای به کسانی می شود گفت قهرمان قابل پرستش که... نه خیر، تازه همینهایی که می شود به شان گفت قهرمان ملّی یا قهرمان مردم، چون خدمتی بزرگ به فرهنگ انسانی جامعه شان می کنند، البتّه قابل احترام هستند، ولی هیچکس قابل پرستش نیست.</p>
            <p>قهرمان مسابقات مشت زنی بودن هم مثل قهرمان مسابقات اتومبیل رانی بودن، یک حرفه است، حرفه ای که ازش خیلیها خیلی پول در می آورند... خوب، که چی؟ از این حرفه چی نصیب مردم می شود؟ تماشا و تفریح؟</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-10-15:13393114</id>
      <dc:identifier>13393114</dc:identifier>
      <updated>2011-10-15T20:59:01+00:00</updated>
      <published>2011-10-15T20:37:59+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«حیف این زندگی مقدّس تصادفی!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۵۹) ۱۴ اکتبر ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>علیزاده، طوسی، نامه، لندن، 259</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/10/111015_letter_from_london259_toosi.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/10/111015_letter_from_london259_toosi.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه ای از لندن (۲۵۹) ۱۴ اکتبر ۲۰۱۱" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«حیف این زندگی مقدّس تصادفی!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/10/15/111015204539_letter_from_london_304x171_na_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="دختری دوچرخه سوار که از کنار یک ساختمان در حال تعمیر گذر می کند"/>
               <p class="bbc-caption">خطر! کارگرها بالای سر شما مشغول کارند! پاره آجر! آخ خ خ!  </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="NA"/>
            </div>
            <p>این را دیگر هر آدم بیسوادی که خواندن و نوشتن یاد نگرفته باشد، یا هر آدمی که از یکی از شبه دانشگاههای یکی از «جمعیت آباد»های دنیا درجۀ دکتری گرفته باشد، ولی هنوزهم به «کتاب مقدّس» قسم بخورد که از زمان آفرینش عالم  و آدم تا امروز شش هزار و ده سال و نُه ماه و نُه روز می گذرد، خوب می داند که برای تکثیر طبیعی هر جانوری، مخصوصاً جانورهای پستاندار، از جمله ما که آدمیزاد باشیم، یک «نطفه» یا اسپرم (sperm) از جانب جنس نر لازم است و یک «زِه» یا تخمک (egg) از جانب جنس ماده.</p>
            <p>و همین آدم این را هم خوب می داند که زن از همان روزی که به دنیا می آید، هزاران برابر بچّه هایی که خواهد زایید، تخمک دارد که در مجموع چهار صدتایی از آنها به رشد کامل می رسند و در دورۀ «باروری» معمولاً هر ماه یکی از این تخمکها برای دیدار احتمالی با یک «اسپرم» وارد حجله می شو!</p>
            <p>و امّا این مرد است که در سرتاسر دورۀ بارورکنی خودش، هر روز، اسپرمهای جدید تولید می کند و هربار که بین این آدم امروزی و حوّای امروزی او در خلوت اتّفاق مصاحبت بهشتی دست می دهد، در حدود پنجاه تا پانصد میلیون اسپرم تازه نفس برای تصاحب آن یک تخمک وارد میدان می شوند، ومعمولا فقط یکی از آنها به پیروزی می رسد و مدال فرزندی می گیرد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/10/15/111015205121_l_304x171_na_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="پارکی در لندن"/>
               <p class="bbc-caption">به مامان یکی از این بچّه ها گفتم: ممکن است با مُخ بیفتد پایین! گفت: زبانت را گاز بگیر.  </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="na"/>
            </div>
            <p>خوب، حالا فرض کنید که یکی از این مدال فرزندی گرفته ها این بندۀ حقّ می بوده باشد در هفتاد، هشتاد سال پیش. ملاحظه می کنید که با یک حساب سر انگشتی وجود پیدا کردن من و آمدنم به این دنیا چه قدر تصادفی است؟ لابد بعضیها می گویند:</p>
            <p> «نگو تصادفی! قسمتت بوده است!»</p>
            <p> من هم به این بعضیها می گویم: «اسمش را هرچی می خواهید، بکذارید! من بین قسمت و تصادف فرقی نمی بینم.»</p>
            <p> راستی باید همان اوّل می گفتم که چرا یکدفعه به فکر تصادفی بودن موهبت وجود آدمیزاد افتادم. چند روز پیش پشت ویترین کتابفروشی محلّه کتابی دیدم و خریدم با عنوان «تینینگ دِ هِرد» (Thinning the Herd)، که تقریباً به فارسی می شود «کوچک کردن گلّه»، امّا معنی عمیق ترش مرا به یاد این بیت از اوحدی مراغه ای انداخت که می گوید:</p>
            <p>
               <strong>گرگ اجل یکایک از این گله می‌برد،</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>وین گله را ببین که چه آسوده می‌چرند!</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/10/15/111015204755_letter_from_london_304x171_na_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="صحنه تصادف خودرو"/>
               <p class="bbc-caption">خطر سراغ ما نمی آید. ما می رویم سراغش!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="NA"/>
            </div>
            <p> که البتّه گردآورندۀ حکایتهای عجیب و حیرت انگیز و عبرت آمیز این کتاب می تواند با مصراع اوّل این بیت موافق باشد، امّا با مصراع دوّم آن اصلاً کاری ندارد.</p>
            <p>  منظور اصلی او از جمع کردن حکایتهای واقعی دربارۀ حادثه های بسیار ساده و مسخره و مضحکی که باعث مرگ خیلی از آدمها می شود، این بوده است که بگوید هر آدمیزادی که شب سر سالم روی بالش می گذارد، باید بداند که آن روز یکی از هزارها از این حادثه های ساده و مسخره و مضحک، مثل لیز خوردن روی پوست موز و با شقیقه افتادن روی آسفالت و جان به جان آفرین تسلیم کردن، می توانست تصادفآ قسمتش بشود و نشد! پس حالا که تصادفی زنده مانده است، قدر این زندگی تصادفی مقدّس را بیشتر بداند،  زیبا و تمیز نگهش دارد و بیشتر مواظبش باشد!  </p>
            <p> من هم با صحبت از قضیۀ یک در پنجاه تا یک در پانصد میلیون تصادفی بودن وجود آدمیزاد، خواستم معنی کتاب خانم «سینتیا سیلان» (Cynthia Ceilan) را تکمیل کرده باشم و بگویم: «حیف این زندگی مقدّس نیست که آدم آن را تصادفی از دست خداوند جان و خِرد  بگیرد و عالماً و عامداً آن را با جهل و دروغ و ریا و ستم به نکبت بکشاند و بالحتم و بالاجبار تقدیم ملک الموت بکند؟»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-10-21:13512089</id>
      <dc:identifier>13512089</dc:identifier>
      <updated>2011-10-21T17:52:45+00:00</updated>
      <published>2011-10-21T17:29:01+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نامه ای از لندن: پنجمین سالگرد هدهد صبا</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (260) 21 اکتبر 2011</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2011/10/111021_ll_letter_london_oct21.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2011/10/111021_ll_letter_london_oct21.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نامه ای از لندن: پنجمین سالگرد هدهد صبا</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>با دلخوری رفتم ببینم روز شنبه، روز تعطیل، آن هم اوّل صبح که خیلی از انگلیسیها تا دو سه ساعت بعدش هنوز از رختخواب در نیامده اند، کی در خانۀ ما «بلادی فارینر» (Bloody Foreigner) یا «خارجی لعنتی» را می زند. می خواستم در را که باز کردم، اگر یکی از آن مبلّغهای فرقۀ «شاهدان یَهوه» باشد، ترجمۀ تحت الّلفظی سه چهار تا کُلُفت فارسی را بارش کنم. امّا دیدم نه، بعد از مدّتها چه موهبت بزرگی نصیبم شده است. مهمان عزیز، سلام نکرده، با نگرانی گفت: «از خواب پراندمت؟»</p>
            <p>گفتم: «چی می گویی ،بابا! دو ساعت پیش هم که آمده بودی، من بیدار بودم! این که دیدی اوّلش قیافه ام تو هم بود، فکر کردم از شاهدان یهوه هستی، آمده ای ارشادم کنی!»</p>
            <p>بله، این موهبت بزرگ، رفیق شفیق درست پیمان این بندۀ حقّ، استاد زشکی، بود که تلفنی از حال هم خبر داشتیم، ولی دو ماهی می شد که همدیگر را ندیده بودیم. به یک دستش یک دسته گل نسترن سفید بود که می داند گل دلخواه من است، و به دست دیگرش یک کیک اسفنجی لیمویی و یک بطری شربت ناب سکنجبین فرنگی.</p>
            <p>گفتم: «اینها دیگر برای چی؟ و به چه مناسبت؟»</p>
            <p>هدیه ها را از دستهایش گرفتم و نشست و گفت: «ای بابا! مگر نمی دانی که این جمعه که بیاید، می شود پنجمین سالگرد نامه ای از لندن تو؟ یعنی دویست و شصتمین نامه! چه مناسبتی بهتر از این. می خواهی بگویی که خودت اصلاً یادت نبود؟»</p>
            <p>نمی دانم چرا این استاد زشکی این قدر برای این نامه هایی که من از لندن به نوک هدهد صبا می سپرم و نمی دانم به کجاها می برد و به گوش کیها می رساند، این قدر اهمیت قائل است! البتّه خود من هم آنها را بی اهمیت نمی دانم، امّا این استاد زشکی غلوّ می کند.</p>
            <p>چند وقت پیش که نامۀ «حسرت فهم درست» را شنیده بود، به من تلفن کرد و گفت:«ببین طوسی جان، تو توی این نامه ها، شاید بدون اینکه خودت بدانی، مشکلات و مسائل آدمیزاد امروزی، مخصوصاً از نوع ایرانی یا شرقیش، را با چشم آدمی نگاه می کنی که برای امروز و این روزگار، آن قدری که لازم باشد، از تاریخ و، مذهب و، اخلاق و، فلسفه و، علوم طبیعی و، مردم شناسی و، جامعه شناسی و، روان شناسی و، چی و چی، سرش می شود، بدون اینکه در هیچکدام از این رشته ها تحصیل رسمی کرده باشد، درجه و عنوان گرفته باشد، و باز هم آن دید لازم را نداشته باشد!»</p>
            <p>گفتم: «حالا به فرض مُحال خیال کنیم همین طور باشد که تو می گویی، خوب، چه خاصیتی دارد؟ توی این روزگار وانفساه کی وقت یا حوصله دارد که به این حرفها گوش بدهد؟»</p>
            <p>گفت: «مگر می خواستی همۀ آنهایی که وقت و حوصلۀ شنیدن یا خواندن نامه های تو را دارند، بردارند نامۀ فدایت شوم برای تو بنویسند تا ببینی که کم هم نیستند؟»</p>
            <p>خلاصه چایی را دم کردیم و نشستیم و کیک اسفنجی لیمویی را بریدیم و خوردیم و گپ زدیم و جای شما خالی، پنجمین سالگرد «نامه ای از لندن» را دو نفری جشن  گرفتیم.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-10-07:13247052</id>
      <dc:identifier>13247052</dc:identifier>
      <updated>2011-10-07T17:32:54+00:00</updated>
      <published>2011-10-07T17:12:30+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«قضیۀ تحلیل و تحریم تنباکو و شیشه!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۵۸) ۷ اکتبر ۲۰۱۱ </summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، «قضیۀ تحلیل و تحریم تنباکو و شیشه!»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/10/111007_l13_letter_from_london_258.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/10/111007_l13_letter_from_london_258.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«قضیۀ تحلیل و تحریم تنباکو و شیشه!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/10/07/111007172325_letter_258_-_picture_one.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">دود دل قلیان (غلیان – شیشه – نارگیله) در خروج از دهان قلیان کش</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>برگردیم به سیر و سیاحت در دنیای کلمه ها. سیر و سیاحت در کُرۀ زمین هم جوانی می خواهد، هم وقت زیاد، هم پول زیاد، امّا اگر آدم سیر و سیاحت در عالم زبان را یاد گرفته باشد و هر «کلمه» از هر زبانی برایش حکم یک «شهر» داشته باشد، لازم نیست حتماً جوان باشد و حتماً پول زیاد داشته باشد. وقت هم که چیزی است که همه دارند، بعضیها کمتر، بعضیها بیشتر.</p>
            <p>مثلاً راحت گوشۀ اتاقتان نشسته اید، می بینید  انگلیسها کلمۀ «اورنج» (Orange) و فرانسویها کلمۀ «اورانژ» (Orange) و ایتالیاییها کلمۀ «آرانچونه» (Arancione) را که فارسیش می شود «نارنج»، از زبان قدیم هندی و فارسی گرفته اند، و آنوقت ما فارسی زبانها به «نارنج شیرین» که پرتقالیها پرورش دادند،   به جای «نارنج شیرین» می گوییم «پرتقال»!</p>
            <p>داشتم می رفتم به محلّۀ بین المللی غرب «ایلینگ»، در غرب لندن که از یک فروشگاه بین المللی مواد غذایی مربّای ایرانی بگیرم. سر راهم یک کافه دیدم که روی شیشه اش نوشته است: «در تمام روز شیشه برای استفادۀ مشتریان آماده است». اسم کافه «المطعم» است، یعنی «خوراکخانه» که معلوم است «عربی» است.</p>
            <p>فکر کردم که «شیشه» باید همان کلمه ای باشد که در فارسی به آن «آبگینه» هم می گوییم و حدس زدم که در چنین جایی چیزی که در تمام روز برای استفادۀ مشتریها آماده باشد، لابد «غلیان» با «غین» است که آن را با بیشتر با «قاف» می نویسند.</p>
            <p>تا اینجا برخورده ایم به یکی از شگفتیهای عالم زبان. ایرانی اسم یک وسیلۀ مخصوص فروکشیدن دود «تنباکو» را از زبان عربی می گیرد و می گوید «غلیان» و عرب اسم همان وسیله را از زبان فارسی می گیرد و می گوید «شیشه». عرب شکم شیشه ای وسیله را می بیند و ایرانی غلیان یا غلغل آب در شکم آن را.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/10/07/111007172331_letter_258.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">قلیانهای منتظر مشتری در یکی از سوپر مغازه های ایرانی لندن</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>به خودم جرئت دادم و بدون اینکه بخواهم در این «المطعم» چیزی بخورم یا قلیانی بکشم، رفتم تو و به مرد ریشوی پنجاه و چند سالۀ خوش صورت و خوش برخوردی که برای خوشامد گویی به طرف من آمد، گفتم: «السّلامُ علیکم!» و اولیّن چیزی که ازش پرسیدم، این بود که «این شیشه که روی شیشۀ المطعمتان نوشته اید، همان چیزی است که انگلیسیها به آن می گویند «هوکا» (Hooka) و آن را از زبان هندی گرفته اند؟»</p>
            <p>صاحب کافۀ خوش صورتِ خوش برخورد با لحنی نرم و شیرین گفت: «بله، بله، بله، آقا!» و پیشخدمت جوانش را صدا کرد و از او خواست که مرا ببرد به باغچۀ پشت المطعم و شیشه خانه را نشانم بدهد.</p>
            <p>اتّفاقاً یک خانم محترم هم آنجا نشسته بود و داشت دود تنباکو را از دل شیشه ای قلیان می کشید توی سینه و دود دل سودایی را از دهن می داد بیرون.</p>
            <p>برگشتم پیش صاحب کافۀ خوش صورت خوش برخورد و گفتم: «می دانید که کلمۀ شیشه فارسی است، ولی در فارسی به این وسیلۀ «شُربِ دُخان» می گویند «غلیان» که آن را از عربی گرفته اند؟ حالا اجازه می دهید که یک عکس از شیشه خانۀ شما بگیرم؟»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/10/07/111007172328_letter_258_-_picture_three.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بخش جهانی بی بی سی وقتی بخواهد هفت تا عکس نمونه از زندگی در خاورمیانه نشان بدهد، یکی از آنها به «شیشه» مزیّن است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>صاحب کافه خوشی از صورتش و برخوردش رفت و بالحنی خشک و تلخ گفت: «شما ایرانی هستید؟» گفتم: «بله، ایرانی هستم.» و با لحنی خشک تر و تلخ تر گفت: «نه خیر! اجازه نیست که اینجا عکس بگیرید! بروید چند قدم پایین تر یک کافۀ ایرانی هست که «هوکا» دارد و هرچه عکس می خواهید بگیرید، آنجا بگیرید! مع السّلام!»</p>
            <p>فرصت نداد که به او بگویم: «در عربی به این وسیۀ شرب دخان «نارجیله» هم می گویند که آن هم فارسی است و فرانسویها از فارسی گرفته اند و به ش می گویند «نارگیله» (narguilé)!»</p>
            <p>
               <strong>
                  <br/>
               </strong>
            </p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-09-30:13118492</id>
      <dc:identifier>13118492</dc:identifier>
      <updated>2011-09-30T16:10:43+00:00</updated>
      <published>2011-09-30T13:01:45+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«سراپا در زرهی از پولاد»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۵۷) ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، «سراپا در زرهی از پولاد»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/09/110930_l13_letter_from_london_257.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/09/110930_l13_letter_from_london_257.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«سراپا در زرهی از پولاد»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/09/30/110930130711_letter_frm_london_304x171_getty_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">«جان میلتون»، شاعر انگلیسی، نویسندۀ نمایشنامۀ منظوم «کوموس»</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p>می دانم. لابد بعضیها معتقدند که در فارسی نباید گفت «ضرب المثل»، و این بعضیها توصیه می کنند که فارسی این معنی «زبانزد» است و تعجّب می کنند که چرا مردم نمی گویند «زبانزد» و باز می گویند «ضرب المثل».</p>
            <p>بله، می خواستم بگویم داشتم مطلبی دربارۀ نمایشنامۀ منظوم «کوموس» (Comus) نوشتۀ «جان میلتون» (John Milton)، شاعر انگلیسی می خواندم...</p>
            <p>می پرسید «کوموس» یعنی چی؟ کوموس در اساطیر یونانی اسم خدای شادی و نشاط و عیش و نوش است.</p>
            <p>اینهاش مهمّ نیست! بله، نکته ای که به نظر من به شنیدنش می ارزد، این است که در ضمن خواندن این مطلب، برخوردم به این جمله از نمایشنامه که می گوید: «این عفّت است، برادر، عفّت که هر زنی آن را داشته باشد، سراپا در زرهی از پولاد است!»</p>
            <p>این جمله که در زبان انگلیسی «ضرب المثل» شده است، نمی دانم چرا مرا به یاد این «ضرب المثل» فارسی انداخت که می گوید، «زن اگر عفیف نباشد، توی شیشه اش هم که بکنی و درش را سفت ببندی، باز هم نم پس می دهد!»</p>
            <p>و آنوقت این بیت از یک شعر عبدالرّحمان جامی، شاعر صوفی مشرب قرن نهم هجری به ذهنم آمد که می گوید: «پری رو ... یا... نکو رو... تاب مستوری ندارد/ چو در بندی، سر از روزن بر آرد!» ... که این بیت هم در فارسی «ضرب المثل» شده است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/09/30/110930130916_letter_frm_london_304x171_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">آدم انگشت به دهن حیران می ماند که چه طوری این کشتی را توی شیشه کرده اند و چرا در شیشه را هم سفت بسته اند!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>ردّ این بیت را که می گیری، می رسی به سی و هشت بیت دیگر که در مجموع تفسیری است از حدیث قُدسی «کُنْتُ کَنْزاً مَخْفیّا ...» که خدا می فرماید «من گنجی پنهان بودم، دلم خواست شناخته بشوم، انسان را خلق کردم تا مرا بشناسد.»</p>
            <p>و بالاخره از تفسیر عرفانیش به این نتیجه می رسی که زیبایی، که معنای حقیقت خدا باشد، تاب پنهان ماندن نداشت، و به صورت آفرینش خودش را آشکار کرد!</p>
            <p>پیش خودم گفتم: «با این حساب، وقتی جامی در اشاره به خدا می گوید: نوای دلبری با خویش می ساخت/ قُمار عاشقی با خویش می باخت ...</p>
            <p>«نه خیر، عرب تلفظ می کند «قِمار» ... ما در فارسی می گوییم قُمار...</p>
            <p>«بله، با این حساب همۀ زیباییهایی که در عالم می بینیم، تجلّی همان حقیقت زیبای خداست که مخفی بود، پنهان بود، پوشیده بود، دیده نمی شد، کسی نبود که ببیندش، و تاب مستوری نداشت و با آفریدن انسان و عشق و زیبایی خودش را ظاهر کرد، به تماشا گذاشت: یعنی این عالم هستی، با همۀ مخلوقاتش، مخصوصاً اشرف آنها که انسان باشد، آیینه ای است که خدا برای تماشای جمال خودش خلق کرده است!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/09/30/110930130855_letter_frm_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">نارسیس (Narcissus) در اساطیر یونان شکارچی بسیار زیبایی بود که چون چهره اش را در آیینۀ آب دید، عاشق جمال خود شد و طاقت نیاورد و مُرد و به گل نرگس تبدیل شد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>اینجا بود که یکدفعه خنده ام گرفت، چون تازه به فکرم آمد که هر چی دربارۀ عفّت و بی عفّتی شنیده ام و خوانده ام، همه اش مربوط به زنهاست و همه اش را هم مردها گفته اند و نوشته اند، چون مردها را لازم نیست کسی توی شیشه بکند ودرشیشه را سفت ببندد تا ببیند نم پس می دهند یانه! انگار خدا مردها را در اصل برای نم پس دادن خلق کرده است و زن است که باید عین چوب کبریت خشک باشد!</p>
            <p>حالا یک چیزی بگویم که شما هم یکدفعه خنده تان بگیرد. فرض کنیم که الآن یک زن پیدا بشود که عفّت نداشته باشد و توی شیشه اش کرده باشند و در شیشه را هم سفت بسته باشند و او بخواهد نم پس بدهد. آخر تا یک مرد بی عفّت آنجا پیداش نشود، شیشه که خود به خود... چی دارم می گویم!</p>
            <p>منظورم این است که از این قضایا نتیجه می گیریم که از این به بعد وقتی مردها می خواهند دربارۀ خلقیات و اخلاقیات زنها «ضرب المثل» منظوم یا منثور بسازند، یادشان باشد که خودشان هم توی این قضیه دست کمش پنجاه در صد سهم دارند!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-09-21:12956616</id>
      <dc:identifier>12956616</dc:identifier>
      <updated>2011-09-23T14:48:23+00:00</updated>
      <published>2011-09-21T14:50:43+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«دیگ برای کی می جوشد؟»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۵۶) ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، «دیگ برای کی می جوشد؟»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/09/110921_l13_letter_from_london_256.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/09/110921_l13_letter_from_london_256.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«دیگ برای کی می جوشد؟»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>وقتی خودم را هنّ و هنّ کنان به ایستگاه اتوبوس رساندم، یک نو جوان چهارده پانزده سالۀ خاورمیانه ای، یا شاید هم سومالیایی، یا شاید هم نیجریه ای، یا شاید هم ... خدا می داند کجایی ... توی ایستگاه ایستاده بود.</p>
            <p>نه خیر! نایستاده بود! اوّل دیدم میله های آهنی دیوارۀ پارک مجاور را دو دستی گرفته است و زور می زند که آنها را از جا بکند، که متأسّفانه کنده نمی شد، و بعد از یکی دو دقیقه  دیدم می خواهد با مشتهای کاراته ای شیشۀ قاب برنامۀ حرکت اتوبوسهای آن ایستگاه را بشکند، که اگر فضولی       نمی کردم، حتماً می شکست.</p>
            <p>گفتم: «پسر جان، واقعاً می خواهی آن را بشکنی؟»</p>
            <p>گفت: «هنوز که نشکسته است!»</p>
            <p>گفتم: «مگر توی این شهر زندگی نمی کنی؟»</p>
            <p>گفت: «چرا.»</p>
            <p>گفتم: «خوب، برای چی می خواهی خرابش کنی؟ آدم خانۀ خودش را که خراب نمی کند!»      گفت: «تمام شهر که خانۀ من نیست! ما آن طرف لندن، توی یک آپارتمان کوچک زندگی    می کنیم!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/09/21/110921152951_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">اینجا پارک است، این هم یک درخت جوان. با یکی از شاخه هایش بازی کرده اند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>گفتم: «کجا به دنیا آمده ای؟»</p>
            <p>گفت: «همین جا، توی لندن!»</p>
            <p>گفتم: «مدرسه هم می روی؟»</p>
            <p>گفت: «بله!»</p>
            <p>و من تازه متوجّه شدم که اتوبوس را از دست داده ام و اتوبوس بعدی حدّ اقل دوازده دقیقۀ دیگر خواهد آمد و از این بدتر،فهمیدم که همۀ حرفهایم با آن نوجوان باد هوا بوده است.</p>
            <p>باز دیروز روی نیمکت همان ایستگاه اتوبوس نشسته بودم که دو تا دختر خانم جامائیکایی، یا شاید هم وست ایندیزی، یا شاید هم نیجریه ای، یا شاید هم ... خدا می داند کجایی ...خنده کنان آمدند، یکیشان روی نیمکت نشست و یکیشان رو به روی او ایستاد و یک چیز سفت سفید گرد، به اندازۀ یک بند انگشت، تُف کرد روی پیاده رو.</p>
            <p>فکر کردم آدامس است و به زودی به کف کفش یک رهگذر خواهد چسبید. گفتم: «ببخشید، خانم، این که از دهنتان تف کردید، آدامس است؟»</p>
            <p>با دلخوری گفت: «بله! مگر چه طور؟»</p>
            <p>یاد فضولی بیهودۀ چند روز پیش افتادم، ولی نتوانستم جلو خودم را بگیرم. گفتم: «شما که اتاقتان را کثیف نمی کنید، خانه تان را کثیف نمی کنید، چرا شهرتان را کثیف می کنید؟ مگر شهر را مال خودتان نمی دانید؟»</p>
            <p>به همدیگر نگاه کردند و قش قش خندیدند و محلّ سگ هم به من نگذاشتند. از توی کیفم یک دستمال کاغذی درآوردم و جلو دختر خانم آدامسی گرفتم و گفتم: «بفرمایید، این دستمال! ورش دارید، بیندازید توی آن ظرف آشغال!»</p>
            <p>دختر خانم با غضب به من نگاه کرد و رویش را برگرداند و گفت: «فضولی موقوف!» و شکر خدا که اتوبوسشان رسید و سوار شدند و مرا از شرّ خودم نجات دادند!</p>
            <p>آنوقت یادم آمد که چهل سال پیش توی تهران کمتر اتوبوسی بود که سوار بشویم و روکش چندتایی از صندلیهاش را با چاقو یا تیغ شکاف نداده باشند. هیچکدام از مسافرها هم از عراق، یا لبنان، یا سومالی، یا جامائیکا، یا دیگر بگویم کجا، نیامده بودند. اتاقشان توی خانه شان بود، خانه شان توی شهرشان، و شهرشان توی وطنشان!</p>
            <p>و دست آخِر یادم آمد که خیلی از نوجوانهای سفید پوست انگلیسی را هم دیده ام که راه        می روند و همین طور توی پیاده روآشغال می ریزند! راستی، یعنی می شود علتش این باشد که حالا دیگر توی شهرهای بزرگ، از «جامعه» خبری نیست و به هزار و یک دلیل، به ندرت کسی پیدا می شود که خودش را متعلّق به شهر و شهر را متعلق به خودش بداند؟ آخر اینهایی که شهرها را به کثافت می کشند، همه شان که نمی خواهند دق دل خالی کنند! ها؟ شما چی فکر می کنید؟</p>
            <p>دیگی که برای من نجوشد، سر سگ تویش بجوشد.</p>
            <p>دیگی که برای من نجوشد ، می خوام سر سگ توش بجوشد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-09-16:12873659</id>
      <dc:identifier>12873659</dc:identifier>
      <updated>2011-09-16T16:34:55+00:00</updated>
      <published>2011-09-16T14:26:44+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«تفسیر کلام سعدی »</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۵۵) ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۱  </summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، «تفسیر کلام سعدی »</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/09/110916_l13_letter_from_london_255.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/09/110916_l13_letter_from_london_255.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«تفسیر کلام سعدی »</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>نمی دانم چرا ما آدمهای دهۀ دوّم قرن بیست و یکم میلادی، یعنی چهار صد و نود و چهار سال  بعد از برداشته شدن کرۀ زمین از مرکز منظومۀ شمسی و گذاشته شدن آن در جمع سیّاره های دور خورشید به همّت عقل کشّاف کوپرنیک (Nicolaus Copernicus)، و صد و پنجاه و دو سال بعد از پیدا شدن نشانی نسبتاً معقول تر باغ بهشت در جایی از جنگلهای شرق آفریقا به همّت عقل کشّاف چارلز داروین (Charles Darwin)، هنوز هم خیلیهامان فکر می کنیم که فقط حرفهای خداوند متعال تفسیر دارد، و حرف بندۀ خدای جلنبری مثل سعدی شیرازی چه قابل که تفسیر داشته باشد!</p>
            <p>امّا من که در کتاب مقدّس خوانده ام که «پس خدا آدم را به صورت خود آفرید و او را به صورت خدا آفرید»، مثلاً فکر می کنم که این حرف بندۀ خدا سعدی هم که می گوید:</p>
            <p>«چو کاری بی فضول من بر آید،</p>
            <p>مرا در وی سخن گفتن نشاید؛</p>
            <p>و گر بینم که نا بینا و چاه است،</p>
            <p>اگر خاموش بنشینم، گناه است»،</p>
            <p>خیلی قابل است و خیلی هم تفسیر دارد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/09/16/110916143200_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">سعدی شیرازی: و گر بینم که نا بینا و چاه است، / اگر خاموش بنشینم، گناه است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>مثلاً من می بینم توی ترن، خانم جوان زیبای موقّری که پهلوی من نشسته است، کتاب کلفتی به دست دارد و بادقّت فیلسوف مآبانه ای غرق خواندن آن است. فکری که به کلّه ام می آید، مرا به یاد همین حرف سعدی می اندازد. پیش خودم می گویم:</p>
            <p>«این کتاب باید اقّلاً هشتصد، نهصد صفحه ای باشد. چه قدر از عمر عزیز این خانم صرف خواندن این کتاب می شود؟ کم کمش هر صفحه ای پنج دقیقه، منهای هشت ساعت خواب شبانه، و روز هیچ کار دیگر نکند، حدّ اقلّ پنج روز تمام از زندگیش صرف خواندن این کتاب می شود! اینکه خواندنش به پنج روز از روزهای گرانبهای زندگی او می ارزد یا نه، بستگی به این دارد که چه کتابی باشد!»</p>
            <p>حالا حرف بسیار با قابلیت و تفسیر بردار سعدی کنجکاوم کرده است و منتظرم که دستهای خانم جوان تکانی بخورد و من دزدکی ببینم کتابی که می خواند، ارزش خواندن دارد یا نه، که اگر ندارد، باید گفت بیچاره نابیناست و چاه «بد کتابی» را نمی بیند و کار نجات حدّ اقلّ پنج روز تمام از زندگی گرانبهای او بی فضولی من بر نمی آید و خاموش نشستن من برای جامعۀ امروز و آیندۀ بشریت گناه که به جای خود، جنایت است.</p>
            <p>بله، این حرف سعدی خوبیش این است که یک تفسیر ثابت ندارد، هیچوقت کهنه نمی شود، و همین امروز، صبح که از خانه در می آیید تا شب که بر می گردید، اگر چشم بصیرتتان را همراه داشته باشید، دهها و شاید صدها مورد پیش بیاید که بخواهید مثلاً بروید جلو و به دو تا آقا پسر دوازده سیزده سالۀ از مدرسه برگشتۀ کنار خیابان وایستادۀ سیگار دود کن بگویید:</p>
            <p>«برادر خود من از بیست و سه سالگی کشید، سی سال کشید، ریه هاش خراب شد، ناچار شد ترک کند، ولی دیر شده بود و دیگر فایده ای نداشت. بیچاره وقتی مُرد، پنجاه و چهارسالش بود!»</p>
            <p>ترسیدم خانم جوان بغل دستیم ایستگاه بعدی پیاده بشود و من بالاخره نبینم که کتاب هشتصد، نهصد صفحه ایش چه کتابی است تا به ش بگویم:</p>
            <p>«خانم عزیز، می بخشید، می بینم که دارید رمان می خوانید! می شود بگویید چه رمانی است؟»</p>
            <p>و او بگوید: «آواز سوزانا، جلد ششم از سری رمانهای برج تاریک!»</p>
            <p>و من بگویم: «جلد ششم؟ نویسنده اش کیست؟»</p>
            <p>و او با لبخند ناباوری بگوید: «شما استیفن کینگ را نمی شناسید؟»</p>
            <p>و پیش از اینکه او بگوید: «نصف عمرتان بر فناست!» به ایستگاهی رسیدم که باید پیاده     می شدم، با این غصّه که اگر این طور باشد، بیچاره همۀ عمرش بر فناست!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-09-09:12745230</id>
      <dc:identifier>12745230</dc:identifier>
      <updated>2011-09-09T16:51:32+00:00</updated>
      <published>2011-09-09T12:02:01+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«چشم پلنگ»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۵۴)، ۹ سپتامبر ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، «فیلم سیاه و دیوار سفید»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/09/110909_letter_from_london_254.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/09/110909_letter_from_london_254.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«چشم پلنگ»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/09/09/110909130009_leopard_304x171_garethfullerpa.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بیاییم فقط یک بار از چشم پلنگ به حیات در طبیعت نگاه کنیم</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="GARETH FULLER PA"/>
            </div>
            <p>این که می بینم به بیداری است یا رب یا به خواب؟</p>
            <p>باورم نمی شد. اوّل به کلّی گیج شدم. اسم این فیلم کوتاه چند دقیقه ای «چشم پلنگ» بود. رفتار این پلنگ مرا سحر کرد. تمام تاریخ انسانیت جلو چشمم در چشم پلنگ بخار شد. چند لحظه از من هیچی باقی نمانده بود غیر از یک نگاه خیره! نگاه خیره به پلنگی که وقتی از سحر رفتار او بیرون آمدم، می خواستم در مقابلش به سجده در بیایم و معنای خدا را در سادگی پاک او ستایش کنم.</p>
            <p>وقتی از سحر پلنگ بیرون آمدم، فکر کردم که این فیلم کوتاه «چشم پلنگ» باید ساختگی باشد. چه می دانم! از آن حقّه های فنّی سینمایی. پرس و جو کردم، معلوم شد که نه، واقعاً واقعی است و حقّه ای در کار نیست.</p>
            <p>آنوقت بر من این طور معلوم شد که از بابت «خوی پلنگی» یا به طور کلّی «خوی حیوانی» انگار تا حالا خواب بوده ام و دیدن این صحنه از «خوی پلنگی» مرا بیدار و هاج و واج کرده است.</p>
            <p>حالا می دیدم که «سعدی شیرازی» هم که وقتی از اوضاع آشفتۀ شیراز به تنگ آمده بود و  سالها جلای وطن کرده بود، خیال کرده بود که  دارد از «خوی پلنگی» آدمیزاد فرار می کند:</p>
            <p>«چو بازآمدم، کشور آسوده دیدم... / پلنگان رها کرده خوی پلنگی...»</p>
            <p>شاید خیلی از شما این فیلم کوتاه مستند «چشم پلنگ» را دیده باشید، ولی راستش من برای آنهایی که آن را ندیده اند، زبان تعریفش را ندارم. درست مثل این است که جبرئیل وایستاده باشد و خدا جلو چشم او طبیعت را خلق کرده باشد و حالا جبرئیل بخواهد معنای خلقت را برای آدم و حوّا تعریف کند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/09/09/110909131225_saadi_shirazi_304x171_._nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="آرامگاه سعدی"/>
               <p class="bbc-caption">سعدی شیرازی: «چو بازآمدم، کشور آسوده دیدم... / پلنگان رها کرده خوی پلنگی...» </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="."/>
            </div>
            <p/>
            <p>یک پلنگ توی جنگل یک میمون شکار می کند و لاشه اش را می کشد بالای یک درخت تا با خیال راحت و غافل از شکر خدا بنشیند و فارغ از مزاحمت کفتارها شکم بی هنر پیچ پیچ و بیگناهش را سیر کند. نگو میمونه یک بچّۀ شیرخوره به سینه اش چسبیده بوده است و حالا این بچّه زنده است   و ... و چی؟</p>
            <p>من که آدمیزاد هستم، تا دیدم چشم پلنگه افتاد به بچّه میمونه، خواستم چشمهایم را ببندم. توی ذهن آدمیزادیم دیدم که پلنگه در یک چشم به هم زدن بچّه میمونه را، مثل یک پیش غذای اشتها آور  بلعید تا حالا برود سراغ غذای اصلیش. امّا نه! آن هم چه نه ای!</p>
            <p>نه، ای آدمیزاد! بیدار شو و خوی پلنگی را تماشا کن. پلنگه اصلاً گرسنگی از یادش رفت. آشفته شد. پریشان شد. مادر شد. مادر بچّه میمون شد. یکی دو دقیقه ای بالای تنۀ درخت تقّلا کرد تا توانست بچّه میمونه را بچّۀ خودش بکند، بو کند، بلیسد، ناز کند، آرام کند، مطمئن کند و به خودش بچسباند و سرش را بگذارد کنار سر او و بدون اعتناء به گرسنگی خودش و غذای آماده اش که مادر بچّه میمونه باشد، برای خواباندن بچّه میمونه بخوابد، یا خودش را به خواب بزند!</p>
            <p/>
            <p>و آنوقت یادم آمد که در تاریخ آدمیزادی، وقتی یک قلدر از معنای خدا بی خبر می خواسته است مِلک و مال یک نفر را بالا بکشد، خودش را که به انواع بهانه ها می کشته است، به جای خود، تمام خانواده اش را از بچّۀ شیرخوره گرفته  تا پیر زمینگیر همین امروز می کشته است تا خیالش از بابت فردای یک نسل انتقامجو راحت باشد.</p>
            <p>می دانید که این جنایت را وقتی عدّه ای قلدر برای بالا کشیدن وطن یک قوم مرتکب بشوند، در انگلیسی به ش می گویند (۱) «Genocide»، یعنی «قوم کشی». و حالا در این فیلم می بینی پلنگه وقتی میمونه را شکار می کند و می برد بالای درخت، انگار رفته است فروشگاه، غذای آماده خریده است، و وقتی چشمش به بچّه میمونه می افتد، مادری است که بچّۀ شیرخوره اش احتیاج به مهر و نوازش او دارد، و گرسنگی را فراموش می کند.</p>
            <p>_____________________________________________</p>
            <p>۱- آنهایی که در «کتاب مقدّس» (Holy Bilble) صحیفۀ حضرت یوشع، جانشین حضرت موسی را خوانده باشند، با یکی از درخشان ترین نمونه های قوم کشی در تاریخ آدمیزادی آشنا شده اند. برای آنهایی که آن را نخوانده اند، چند تا جمله از «صحیفۀ یوشع» در ترجمۀ فارسی «کتاب مقدّس» را نقل می کنم تا اگر خواستند کنجکاویشان را ارضاء کنند، بروند تمام صحیفه را بخوانند: «یوشع به قوم [بنی اسرائیل] گفت : صدا زنید زیرا خداوند این شهر را به شما داده است... آنگاه قوم صدا زدند و کرناها را نواختند و چون قوم آواز کرنا را شنیدند و قوم به آواز بلند صدا زدند، حصار شهر به زمین افتاد و قوم، یعنی هرکس پیش روی خود به شهر برآمد و شهر را گرفتند * و هر آنچه در شهر بود، از مرد و زن، و جوان و پیر، حتی گاو گوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاک کردند... [و یوشع به قوم گفت] تمامی نقره و طلا و ظروف مسین و آهنین وقف خداوند می باشد و به خزانۀ خداوند گذارده شود... و چون شهر را گرفته باشید، پس شهر را به آتش بسوزانید و موافق سخن خداوند به عمل آورید، این شما را امر نمودم... وهمۀ آنانی که در آن روز از مرد و زن افتادند، دوازده هزار نفر بوند، یعنی تمامی مردم عای (Ai)، زیرا یوشع دست خود را که با مزراق [نیزه] دراز کرده بود، پس نکشید تا تمامی ساکنان عای را هلاک کرد * لیکن بهایم و غنیمت آن شهر را اسرائیل برای خود به تاراج بردند، موافق کلام خداوند که به یوشع امر فرموده بود... [و یوشع بعد از عای، همین بلا را بر سر سی قوم دیگر هم آورد و وطنهای این سی و یک قوم به هلاکت رسانده را] به اسباط اسرائیل به ملکیت داد.»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-09-02:12625549</id>
      <dc:identifier>12625549</dc:identifier>
      <updated>2011-09-02T17:07:50+00:00</updated>
      <published>2011-09-02T12:46:56+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«فیلم سیاه و دیوار سفید»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۵۳) ۲ سپتامبر ۲۰۱۱ </summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، «فیلم سیاه و دیوار سفید»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/09/110902_l13_letter_from_london_253.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/09/110902_l13_letter_from_london_253.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«فیلم سیاه و دیوار سفید»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>من اگر در سنّ هفتاد و هفت سالگی تقریباً همسنّ پدر بزرگ شما باشم، یک معنیش این است  که پدر و مادر شما باید تقریباً چهل پنجاه ساله باشند، و اگر شما بیست، بیست و پنج سالی داشته باشید، می شوید نسل «نوه» های ما و شاید هنوز زود باشد که برای نسل ما «پدر بزرگها و مادر بزرگها» نسل «نتیجه» ها را راه انداخته باشید.</p>
            <p>آنهایی که امروز نسل چهارم، یعنی نسل «نتیجه ها» هستند، تا چشمی به هم بزنند و سری بچرخانند، می بینند خودشان شده اند پدر بزرگ و مادر بزرگ و باید غزل خدا حافظی را  بخوانند.</p>
            <p>ای وای! ای داد! ای بیداد! ببینید من چی شده ام! عین مُردۀ از گور گریخته! کسی به من تف هم نمی اندازد! تُف به این دنیا بیاید! تف به این زندگی بیاید! آخر چرا؟ چرا باید من همچین عاقبتی داشته باشم؟</p>
            <p>این آدم را من می شناسم. آلان ده، دوازده ساله است که هر وقت می بینمش و فرصت به ش می دهم، از این حرفها می زند! از نسل پدر بزرگهای امروز است. هفت هشت سال پیش که زمین خورد و قوزک پاش شکست و بعد مجبور شد برای احتیاط عصا به دست بگیرد، می گفت: «می بینی؟ کی باور می کند! من و عصا!» و حالا که دیگر پناه بر خدا! ای وای! ای داد! ای بیداد! بیچاره شدم! عاقبتم چی می شود! آخ،خدا! یکی به دادم برسد!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/09/02/110902125449_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">خانم ثورا هِرد (Thora Hird)هنر پیشه ای که تا آخرین روزهای زندگیش در ۹۲ سالگی در یکی از بهترین سریالهای کمدی  بازی کرد و حرفی از پیری و مرگ نزد و زندگی کرد  </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>خوب، که چی؟ پیر شده ای؟ از ریخت افتاده ای؟ هزار جور درد و مرض به جانت ریخته است؟ نا نداری تکان بخوری؟ مگر بدتر از اینهاش به سر پدر و مادر خودت نیامد؟ به سر پدر بزرگ و مادر بزرگ خودت نیامد؟ دیدی و فکر نکردی نوبت توهم می رسد؟ تافتۀ جدا بافته که نبودی!</p>
            <p>تا بوده، همین بوده است! دیروز بود کورش، امپراتور کبیر، آنجا وایستاده بود، می گفت: منم کورش، شاه جهان، شاه فلان، شاه بهمان! و امروز دو هزار و پانصد و چهل سالی از غیبت ابدیش می گذرد. خوب، بفرمایید حالا چه کار باید کرد؟ یخۀ کی را باید گرفت؟</p>
            <p>ببخشید. با شما نیستم! اینها را دارم به خودم می گویم، به نسل پدر بزرگها و مادر بزرگها! آخر دیروز باز این همعصای خودم را جلو دواخانه دیدم. بعد از سلام و علیک، به ش مجال ماتم خوانی ندادم. لبخندی زدم و گفتم: «بگذار یک جوک تازه برایت تعریف کنم!»</p>
            <p>اخمهایش بیشتر رفت توی هم و گفت: «ای بابا، دلت خوش است! کی حوصلۀ جوک شنیدن دارد!» به حرفش اعتنا نکردم و گفتم:</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/09/02/110902125429_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">گفتم: «نور که رفت، فیلم سیاه می ماند و دیوار سفید. بنشین فیلمت را تماشا کن، رفیق!»</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>«آمده ای و هستی و نشسته ای، داری یک فیلم تماشا می کنی. فیلمش هم کمدی است، هم تراژدی، هم حماسی. هم خیلی جدّی، هم خیلی مسخره. پر از ماجرا. همه جور ماجرا و همه ش هم سرگرم کننده! خودت را توی همۀ ماجراهای فیلم می بینی. کاری به عاقبت فیلم نداری. لحظه به لحظه تماشا می کنی تا عاقبت فیلم خودش بیاید. آپارات خاموش می شود، نور می رود، و دیوار سفید می ماند و یک حلقه فیلم سیاه!»</p>
            <p>تا مکث کردم، گفت: «همین؟ این که جوک نبود!»</p>
            <p>گفتم: «نکته ش را نگرفتی، عزیز جان! جوک نیست؟ بگو معمّا. معمّا نیست؟ بگو زندگی! بالاخره نشستی، تماشاش کردی. لابد به تماشاش می ارزید، و گرنه یک جاییش دیگر حوصله ات سرمی رفت، پا می شدی می رفتی!»</p>
            <p>حالا یک لبخند زورکی آمد روی لبش و گفت: «چی می گویی بابا! تو هم خوب ما را دست انداخته ای، ها!» گفتم: «نور که رفت، فیلم سیاه می ماند و دیوار سفید. بنشین فیلمت را تماشا کن، رفیق!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-08-27:12531756</id>
      <dc:identifier>12531756</dc:identifier>
      <updated>2011-08-27T18:04:48+00:00</updated>
      <published>2011-08-27T17:49:45+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«امروز که روز، روزِ باداست، خوش است!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۵۲) ۲۶ اوت ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، «امروز که روز روزِ باداست، خوش است!»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/08/110827_l42_letter_from_london_252.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/08/110827_l42_letter_from_london_252.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«امروز که روز، روزِ باداست، خوش است!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/08/27/110827175459_letter_from_london_252_304x171_._nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">جلو یکی از کافه های زنجیره ای «کوستا» برخوردم به یک آشنای ایرانی.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="."/>
            </div>
            <p>هفتۀ پیش گفتم که تو کوچه مان، من و چند تا کارگر لهستانی با «زبان آفتاب» با هم صحبت کردیم و واقعاً چه لذّتی داشت این صحبت، مخصوصاً اینجا تو لندن که آفتاب مثل خیلی چیزها، از جمله صداقت، خیلی کمیاب است.</p>
            <p>امّا این هفته، همین دیروز، جلو یکی از کافه‌های زنجیره ای «کوستا» برخوردم به یک آشنای ایرانی و وایستادیم به «چاق سلامتی» و «تازه چه خبر؟» و «شنیده‌ای فلانی چی گفته؟» و «ای بابا، کجای کاری!» که وسط این حرفها، هموطن آشنا برگشته است یک عدّه از مشتریهای کافه را که دور میزهای بیرونی نشسته اند و مشغول خوردن و گپ زدن هستند، نشان می دهد و می‌گوید:</p>
            <p>«اینها را می بینی؟ همه شان مال کشورهای اروپای شرقی اند. بیشترشان هم لهستانی هستند. اینجا، تو لندن، چه کار می کنند؟ خودشان عملگی، زنهاشان کلفتی! آنوقت می آیند «کافه کوستا»       می نشینند، کم کمش، هر کدام یک کاپوچینو می خورد با یک برش کیک لیمویی، چند؟ چهار پوند و نیم! بابا آخر آدم دست و پاش را به اندازۀ گلیمش دراز می کند!»</p>
            <p>فکر کردم می خواهد بگوید عمله و کلفت، آن هم مهاجر، تازه اگر بخواهند ناپرهیزی هم بکنند، باید بروند جایی که قهوه و کیکشان یک پوند هم تمام نشود! سرم را جنباندم و یک نگاه به آن «بیشترشان لهستانیها» کردم، یک نگاه به آن هموطن آشنای انگشت به دهن حیران، و چیزی نگفتم. شما جای من بودید، چی می گفتید؟</p>
            <p>دید من ساکت مانده ام و خنده ام نگرفته است و حیرت هم نکرده ام، و لابد فکر کرد منظورش خوب حالیم نشده است و لابد در توضیح مسئله گفت: «زن یکی از همین لهستانیها هفته ای یک روز می آید خانۀ ما تمیزکاری می‌کند. هر وقت می آید، یک لباس تازه تنش است! اوّل بار که با یک دسته گل رنگ وارنگ و قشنگ وارد خانۀ ما شد، از تعجّب هاج و واج ماندم. امّا نه! من کور خوانده بودم. فوراً از تعجّب درم آورد و گفت: گلهای قشنگی است، نه؟ من و شوهرم گل خیلی دوست داریم. اینها را از گل فروشی خیابان شما خریدم که بعد از کار ببرم خانه. می بینی، رفیق! آدم شاخ در می آرد!»</p>
            <p>خوب، یک آدم من! هیچ هم شاخ در نیاوردم. آخر مرد، چی می خواهی بگویی؟ می خواهی بگویی کسی که عملگی یا کلفتی می کند، داخل آدم نیست که توی «کافۀ کوستا» کاپوچینو و کیک لیمویی بخورد!</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/08/27/110827175823_letter_from_london_252_304x171_._nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">چهرۀ سه جوان از مهاجرهای لهستانی. </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="."/>
            </div>
            <p>می خواهی بگویی باید همان یکدست لباس را هر روز بپوشد و آن قدر بپوشد تا شندره بشود، آنوقت به فکر یک دست لباس دیگر بیفتد؟</p>
            <p>می خواهی بگویی که یارو برای شندره غاز می آید مستراح ما را تمیز می کند، آنوقت هر هفته یک دسته گل می خرد، به خودش هدیه می دهد! چه غلط کردنها! ها؟ همین را می خواهی بگویی؟ یا چی؟</p>
            <p>من کاری به این ندارم که عمله ها و کلفتهای مهاجر اروپای شرقی، که بیشترشان لهستانیها هستند، چه جور پول در می آورند، چه جور خرج می کنند، و حال و روال زندگیشان چه عیبهایی دارد، امّا اگر عیب بزرگشان همین باشد که این آشنای هموطن می گفت، با این عیب خوش به حالشان، چون بر عکس خیلی از ما ایرانیهای مهاجر یا نامهاجر، امروزها کار نمی کنند که فرداها پول داشته باشند. امروزها عملگی و کلفتی می کنند که امروزها پول داشته باشند که امروزها خوش زندگی کنند! روز باداشان امروز است. روز مباداشان گو هرگز مباد!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-08-19:12398522</id>
      <dc:identifier>12398522</dc:identifier>
      <updated>2011-08-19T17:03:59+00:00</updated>
      <published>2011-08-19T14:53:35+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«با زبان آفتاب»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۵۱) ۱۹ اوت ۲۰۱۱ </summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن, «با زبان آفتاب»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/08/110819_l13_letter_from_london_251.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/08/110819_l13_letter_from_london_251.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«با زبان آفتاب»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>توی محلّۀ ما که وضعش نباید بی شباهت به وضع بقیۀ محلّه های اطراف لندن باشد، وقتی از جلو خانه ای رد می شوی که دارند تعمیرات ساختمانی می کنند، لازم نیست با خودت شرط ببندی و پیه جسارت و فضولی و بی نزاکتی را به تنت بمالی و بروی جلو و، نمی دانم با چه زبانی، از کارگر یا بنّا یا گچکار یا نقاش بپرسی: «آقا، ببخشید، شما لهستانی هستید؟»</p>
            <p>کارگرها سه نفر بودند. سه تا جوان. هنوز آن قدر به آنها نزدیک نشده بودم که صورتشان را ببینم. از این گذشته، چیزی که کنجکاوم کرده بود، این نبود که بدانم لهستانی هستند یا نه. دو تاشان داشتند جلو خانه را با بیل می کندند و سوّمیشان داشت با چرخ دستی خاک و سنگ و سقط می برد، بریزد توی ناوۀ کنار خیابان.</p>
            <p>صدایی که از چرخ دستی درمی آمد، صدایی نبود که بگویی چرخش روغن می خواهد. یک صدا نبود. انگار صدای چند تا ساز مختلف بود که یک قطعه موسیقی عجیب و غریب را اجراء می کرد. عین بعضی از آهنگهای خدا بیامرز «اشتاکهاوزِن»!</p>
            <p>اینجا بود که یک لحظه فکر کردم شاید واقعاً این صدا مال چرخ دستی زنگ زده اش نباشد و از رادیو کوچک توی جیبیش درمی آید! در فاصلۀ ده بیست قدمی وایستادم تا کارگره وایستاد و صدا قطع شد. راه افتادم. آفتاب کمیاب و دلچسب اوّل صبح لندن حالی به حالیم کرده بود. با لبخند به دو تا کارگر جلو خانه گفتم ...</p>
            <p>فکر کنید اگر جای من می بودید، چی می گفتید؟ ...</p>
            <p>گفتم:«این رفیقتان چه طوری می تواند یک همچین آهنگ عجیبی از چرخ دستیش دربیاورد؟ شعبده بازی بلد است؟»</p>
            <p>هر دو تا کارگر بیل زدن را قطع کردند و قاه قاه خندیدند و یکی از آنها با صدای بلند و با    لهجه ای که انگلیسی یا اسکاتلندی یا ایرلندی یا ویلزی نبود، گفت...</p>
            <p>فکر می کنید اگر شما همچین چیزی به آنها گفته بودید، انتظار داشتید یکی از آنها در جوابتان چی بگوید؟ ...</p>
            <p>گفت: «ما به این رفیق می گوییم روغن بزن به چرخت. می گوید نه! موسیقیش قطع می شود!» و  کارگر سوّمی، هم به خنده افتاد، و من که به نزدیک او رسیده بودم، گفتم ...</p>
            <p>فکر کنید اگر جای من می بودید، چی می گفتید؟ ...</p>
            <p>گفتم: «نه، روغن نزن! من به این می گویم موسیقی کار! کار بی صدا آدم را خسته  می کند!» و از آنها که چند قدم دور شدم، سرم را بر گرداندم و برایشان دست تکان دادم و گفتم ...</p>
            <p>فکر می کنید اگر جای من می بودید، چی می گفتید؟ ...</p>
            <p>گفتم: «خوش باشید، رفقا! بازهم می بینمتان!»</p>
            <p>نیم ساعت بعد که از خرید جزئی در بازارچۀ محلّه برمی گشتم، به آنها که رسیدم، هر سه گفتند ...</p>
            <p>فکر می کنید ...</p>
            <p>نه، خود من هم انتظار نداشتم که هرسه شان یکصدا بگویند: «خوش باشی، رفیق!» و هر سه شان با من دست بدهند. اصراری ندارم که باور کنید! امّا واقعاً اشک آمد توی چشمهایم. دوربینی را که همیشه توی ساک خرید دارم، در آوردم و گفتم ...</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/08/19/110819145948_letter_from_london_304x171_bbc.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">آسمان آبی درخشان را نشان داد و گفت: «با زبان آفتاب!»</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>فکر می کنید، اگر در یک همچین موقعیتی جای من می بودید، چی می گفتید؟ ...</p>
            <p>گفتم: «ببینید، رفقا، من به این می گویم شعر زندگی. ما الآن با هم آشنا نشدیم. انگار از بچّگی با هم توی یک کوچه زندگی می کردیم، توی کوچۀ صلح و دوستی. و با چه زبانی با هم حرف می زدیم؟»</p>
            <p>و صاحب چرخ دستی شانه هاش را بالا انداخت، آسمان آبی درخشان را نشان داد و گفت ...</p>
            <p>چی انتظار داشتید بگوید؟ ...</p>
            <p>گفت: «با زبان آفتاب!» و من که دوربین را آماده کرده بودم، گفتم: «پس بگذارید توی این آفتاب یک عکس از شما بگیرم و این شعر را با خودم ببرم به خانه!»</p>
            <p>آن دو تای دیگر گفتند: «این رفیق ما شعر هم می گوید. امّا به زبان لهستانی!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-08-09:12217062</id>
      <dc:identifier>12217062</dc:identifier>
      <updated>2011-08-12T17:58:45+00:00</updated>
      <published>2011-08-09T13:32:52+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">'به این جور شلوارها چی می گویند؟'</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۵۰) ۱۲ اوت ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن, «به این جور شلوارها چی می گویند؟»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/08/110809_l13_letter_from_london_250.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/08/110809_l13_letter_from_london_250.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>'به این جور شلوارها چی می گویند؟'</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/08/09/110809140614_letter_from_london_304x171_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">ما هفت هزار میلیون آدمیزاد روی زمین، دو نفرمان هم نیستیم که مثل این گوسفندهای معصوم، عیناً و مطلقاً یک جور فکر کنیم!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>این از خصوصیات ما آدمیزاد هاست که اگر الآن عدّه مان در سرتاسرِ کرۀ زمین ... راستی کُرۀ زمین که سرتاسر ندارد، حالا دیگر باید گفت گرداگرد کُرۀ زمین ... بله، این از خصوصیات ما آدمیزادهاست که اگر الآن عدّه مان در گرداگرد کرۀ زمین هفت هزار میلیون باشد، دو نفرمان نیستیم که مثل دو تا برۀ معصوم، عیناً و مطلقاً یک جور فکر کنیم!</p>
            <p>با وجود این اگر از تفاوتهای جزئی و سطحی و بی درد سر و آشوب راه نینداز بگذریم، همۀ آدمیزادهای امروز دنیا را از یک لحاظ بخصوص می توانیم به دو دسته  تقسیم کنیم: یک دسته آنهایی که بعد از بیرون افتادن از بهشت تا حالا در حدود سیصد هزار سالی از آن روزگار و اوضاع و احوالش دور شده اند و دیگر برگشت ندارند و به هیچ قیمتی حاضر نیستند یک قدم هم به عقب بردارند.</p>
            <p>و دستۀ دوّم هم آنهایی که سیصد هزار سال پیش دنبال دستۀ اوّل راه افتادند، امّا نمی دانستند چرا! و در این سفر، تمام این سیصد هزار سال را مهمان چشم و گوش و عقل و شعور دستۀ اوّل     بوده اند و نمی دانند چه طور!</p>
            <p>و همین الآن اگر طوفانی در بگیرد و، زلزله ای بشود و، سیلی راه  بیفتد و، آنها را گیج بکند و، یکدفعه یک کسی بیاید برایشان با آب و تاب از زندگی بی مسئولیت و بی زحمت و الکی خوش روزگار جنگلی داد سخن بدهد، چون آن سیصد هزار سال را آگاهانه سیر نکرده بوده اند، در یک چشم به هم زدن می شوند همان تازه آدمیزاد شدۀ سیصد هزار سال پیش.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/08/09/110809140544_letter_from_london_304x171_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">شهرداری یکی از شهرهای یکی از ایالتهای آمریکا پوشیدن این جور شلوارها را جرم اعلام کرده است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>می دانید چی باعث شد من این موضوع را پیش بکشم؟ مُد! بله، مُد یک جور شلوار جین مردانه! خدا کند که همه جا مُد نشده باشد و فقط عدّه ای از جوانهای لندن گولش را خورده باشند! چی دارم می گویم؟ مگر چیزی هم هست که امروز صبح در لندن، یا پاریس، یا نیو یورک مُد بشود و بعد از ظهر توی همۀ بازارهای دنیا به معرض فروش گذاشته نشده باشد! از مُحالات است!</p>
            <p>می بینم جوان برومند هجده، بیست ساله، خشتک شلوارش از زیر زانو شروع می شود، و کمر و کمر بند شلوارش آمده است زیر دو تا کفلش، و شورتش از زیر کفل به بالا پیداست، و آن هم نزدیک است بیفتد! می بینم جوان بیچاره طوری قدم بر می دارد که انگار دارد ادای میمونها را در می آورد. هر چند قدم یکبار بار از دو طرف شلوار را بفهمی نفهمی یک ذرّه می کشد بالا و زود ولش می کند تا دوباره بیفتد پایین و شما که از عقب دارید می آیید، دل توی دلتون نباشد که:  ها! همین الآن است که شلوارش بیفتد پایین!</p>
            <p>یک چیزی می گویم، یک چیزی می شنوید! اگر تا حالا ندیده اید، باید با چشم خودتان ببینید تا مثل من بیایید مردم دنیا را به دو دسته تقسیم بکنید.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/08/09/110809140510_letter_from_london_304x171_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">جرم یعنی چی؟ مُد است، می پوشم، به هیچ کس هم مربوط نیست!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>جوانک بیچاره پیش از مُد شدن این شلوار جین مثل همۀ جوانهای دستۀ اوّل، راست و افراشته راه می رفت و آدمیزادی به نظر می آمد که سیصد هزار سالی از اجداد بیست و چهار کروموزومی خودش دور شده است. امّا تا گفتند شلوار زیر کفلی خشتک سر زانویی شورت نمای حال به هم زنِ جنگلی مُد شده است، از خواب تمدّن بیدار شد و به مُد جهالت لبّیک گفت و در یک چشم به هم زدن سیصد هزار سال سیر تکاملی را پس رفت و برگشت به اصالت خودش، امّا باز هم بدون اینکه بداند چرا و چه طوری!</p>
            <p>راستی، شما این هفت هزار میلیون آدمیزاد امروزی را از لحاظ «ای دو صد لعنت بر این تقلید باد»، به چند دسته تقسیم می کنید؟</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-08-05:12161207</id>
      <dc:identifier>12161207</dc:identifier>
      <updated>2011-08-05T18:41:56+00:00</updated>
      <published>2011-08-05T17:50:20+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«بیایید با هم دنیای بهتری بسازیم! »</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۴۹) ۵ اوت ۲۰۱۱ </summary>
      <dc:subject>«بیایید با هم دنیای بهتری بسازیم! », نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/08/110805_l13_letter_from_london_249.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/08/110805_l13_letter_from_london_249.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«بیایید با هم دنیای بهتری بسازیم! »</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>شما امروز اگر گذارتان به ایتالیا بیفتد و توی یکی از خیابانهای «رُم» از یک کفّاش یا بقّال بپرسید: «شهر کارّارا (Carrara) برای چیش معروف است؟» این کفّاش یا بقّال اگر از هیچ هنری   هیچ چیز سرش نشود، این را خوب می‌داند که بگوید: «کارّارا برای معدن مرمرش  معروف است که میکل آنژ (Michelangelo) سنگ مجسّمۀ داوودش را خودش رفت آنجا انتخاب کرد تا یک خال نداشته باشد!»</p>
            <p>یک خال نداشته باشد! بله، «خال» فقط در صورتی از حُسنهای خدا خواستۀ طبیعت کرده حساب می‌شود که سیاه باشد، کوچک و گرد باشد و درست در آنجایی از صورت یک زن زیبا باشد، که «مریلین مونرو»، خدا بیامرز داشت، یا صبح به صبح یواشکی می گذاشت، یعنی کنار گونۀ چپ، موازی گوشۀ لب بالایی، در فاصله‌ای مساوی از گوشۀ لب و کنارۀ بینی!</p>
            <p>امیدوارم با این نشانیها توانسته باشم شما را دقیقاً به محلّ قرار گرفتن یا قرار دادن خالی که صورتهای زیبا را زیباتر می کند، رسانده باشم. برای خاطر جمعی می‌توانید به یکی از عکسهای خود مریلین مونرو مراجعه کنید!</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/08/05/110805175504_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">تصویر مریلین مونرو با یک خال که در جای مناسبی از صورت واقع شده است و بر زیبایی نقطۀ کمال و ختام گذاشته است!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>از این یک معنی که بگذریم، معنیهای دیگر «خال» هیچکدام خوب و مقبول و پسندیده و   حُسن آفرین و حُسن افزا و دل فریب و هوش رُبا و روح بخش و تماشایی نیست و معمولاً علامت عیب و نقص و خرابی و زشتی و فساد است! یارو می خواهد بدن لطیف معشوق یکروزۀ خودش را توصیف بکند، می‌گوید: «مثل مجسّمه‌ای که از مرمر خالص با دستهای هنرمندی تراش خورده باشد، در تمام بدنش حتّی یک خال کوچک یا لک هم نبود!»</p>
            <p>خوب، خود خداهم وقتی آفرینش آدم و حوّا را به طبیعت امر فرمود، مشیتش این بود که آدم چیزی باشد مثل مجسّمۀ «داوود»، عمل میکل آنژ، و حوّا هم چیزی باشد مثل مجسّمۀ «آفرودیت»، الهۀ عشق و زیبایی، عمل «پراکسیتلیس» (Πραξιτέλης)، مجسّمه ساز یونانی قرن چهارم پیش از میلاد و همقطارهای دستمریزادی او در قرنهای بعدی تا آخریشان که «اوگوست رُدن» فرانسویِ همین حدود یک قرن پیش باشد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/08/05/110805175619_letter_from_london_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">به این می گویند افراط بیش از افراط در زیبا سازی بدن</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>می‌دانیم که خیلی از تخم و ترکه‌های آدم و حوّا که تا این اواخر هنوز شهرنشین یا «مدنی» نشده بودند که «متمدّن» حساب بشوند، امّا بالاخره آدمیزاد بودند و زندگیشان برای خودش حساب و کتاب نامکتوبی داشت. برای جلب توجّه جنس مخالف درجۀ دکتری از دانشگاه هاروارد آمریکا یا سوربن پاریس یا امپریال کالج لندن یا یکی از دانشگاههای دالغوزآباد خودشان، به اضافۀ خانه و ویلا و اتومبیل رولز رویس و پول هنگفت در یکی از بانکهای سوییس یا دالغوز آباد خودشان، و اثبات هویت و شخصیتشان اداره های سجلّ احوال و ثبت مدارک و مدارج و کمالات و فضائل و مقامات و سلسلۀ مراتب و امثال اینها را نداشتند، و به جای همۀ اینها بدنشان را داشتند و همۀ این معنیها را با آرایش بدنشان و کوبیدن خالهای معیّن در اینجا و آنجاش در معرض ملاحظه و تصدیق دیگران قرار می‌دادند.</p>
            <p>حالا چرا امروز، توی این دنیای خیلی متمدّن، خیلی از مردم، اینجا و آنجا، و هر جا و هر ناکجای بدنشان را پُر می‌کنند از خالهای رنگی با نقشهای عجق وجق و نوشته‌های چرند پرند، زبانم لال، خداوندگار عالم هم نمی‌داند!</p>
            <p>لابد بار این تمدّن ده، پانزده هزارساله خسته‌شان کرده است و می خواهند آن را از روی دوششان بردارند و برگردند به همان زندگی قبیله‌ای در فضای بی در و دیوار و هوای آزاد بدویت! پس بیایید همه خال بکوبیم و با هم دنیای بهتری بسازیم!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-07-20:11887079</id>
      <dc:identifier>11887079</dc:identifier>
      <updated>2011-07-22T11:57:29+00:00</updated>
      <published>2011-07-20T13:11:59+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«آدم راحت، آدم ناراحت!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۴۸) ۲۹ ژوییه ۲۰۱۱ </summary>
      <dc:subject>«آدم راحت، آدم ناراحت!»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/07/110727_l13_letter_from_london_248_text.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/07/110727_l13_letter_from_london_248_text.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«آدم راحت، آدم ناراحت!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/07/27/110727161113_letter_fom_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">خیابان دو طرفه، عرض خیابان به زور به اندازۀ سه تا اتومبیل، دو طرف خیابان هم سرتاسر برای پارک اتومبیل آزاد: حالا خر بیار و باقالی بارکن!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>رسیده ای به چهار راه، می خواهی از خیابان رد بشوی، بروی آن طرف به دواخانۀ سر نبش. خیابانهای محلّۀ تو هم مثل بیشتر خیابانهای فرعی لندن عرضشان به اندازۀ عرض سه تا اتومبیل است، که دو طرف آنها هم، سرتاسر، اتومبیل پارک شده است. بنا بر این فقط یک سوّم عرض این خیابانهای باریک مخصوص رفت و آمد اتومبیلهاست.</p>
            <p>حالا سر این چهار راه، درست آنجایی که تو می خواهی ردّ بشوی، یک اتومبیل راه را بسته است و راننده اش دارد با رانندۀ اتومبیلی که پهلو به پهلوی او پارک کرده است، خوش و بش می کند! چهار پنج تا اتومبیل منتظرند که آقای «اتومبیل در حرکت» با خانم «اتومبیل متوقّف» حرفش تمام بشود و هیچکدام از راننده های منتظرِ صبورِ خجالتیِ اهل مدارا بوق نمی زند تا طرف به خود بیاید و خجالت بکشد و فلنگ را ببندد!</p>
            <p>اینجاست که تو یکدفعه توی دلت می گویی: «عجب آدم راحتی!» و بلافاصله احساس می کنی که چون خودت از عمل زشتِ این آدم از خود راضی «خیلی ناراحت» شده ای، پس این آدم باید «خیلی راحت» باشد. و حالا، بدون اینکه یادت بیاید تا حالا چند بار و از چه لحاظهایی مردم دنیا را به دو دسته تقسیم کرده ای، با اطمینان و یقین کامل می گویی: «تو این دنیا دو جور آدم داریم، آدم راحت و آدم ناراحت!»</p>
            <p>و کاری هم به این نداری که «ناراحت» تو با «ناراحت» دهخدا از بهشت تا جهنّم فرق می کند. دهخدا می گوید: «ناراحت... آشوب طلب، فتنه انگیز، طاغی، سرکش که آشوب و بلوا به پا می کند... شرّ انگیز...!»</p>
            <p>نه خیر! «آدم ناراحت» تو هیچکدام از اینها نیست. ناراحت است برای اینکه آدمهای زیادی راحت دنیا، که باعث اصلی همۀ آشوبهای دنیا هستند، نه فقط معنی جامعه را نمی فهمند، بلکه با زرنگیهای ابلهانه شان امروز و فردای جامعه شان را خراب می کنند و افکار و اعمال شومشان نمی گذارد تو، چه در بیداری، چه در خواب، یک لحظه راحت باشی!</p>
            <p>از دواخانه می آیی بیرون، می روی سوار اتوبوس می شوی، می بینی در ردیف اوّل یک خانم میانه سال محترم، خیلی راحت، رو صندلی اوّل نشسته است و کیفش را هم گذاشته است رو صندلی دوّم. به تو پیر مرد روی عصا خم شده نگاه می کند، امّا تو را نمی بیند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/07/27/110727161223_letter_fom_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">تشخیص بازرسان بلیت خیلی آسان است، درست مثل شما هستند! یعنی عین پلیس مخفی!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>یک دستت به عصا، یک دستت به میلۀ بالا سر، خودت را مشغول می کنی به خواندن اعلانی که با تصویب شهرداری لندن به حاشیۀ بالای شیشۀ اتوبوس چسبانده اند. آن را می خوانی: «تشخیص بازرسان بلیت خیلی آسان است، درست مثل شما هستند!»</p>
            <p>نمی فهمی شهرداری از این معمّا چه منظوری دارد. وقتی خوب فکر کردی، و ارتباطش را با اعلان دیگری که به دیوارۀ نشیمن راننده نوشته اند، پیدا کردی، می فهمی که می خواهد بگوید: «اگر بی بلیت سوار اتوبوس بشوی، مأمورهای لباس شخصی مچت را می گیرند، و درجا پنجاه پوند جریمه ات می کنند، و اگر پول نداشته باشی، می فرستندت دادگاه، که دیوار به دیوار زندان است!»</p>
            <p>تازه مگر راننده می گذارد کسی بدون بلیت سوار اتوبوس بشود. بلیت اتوبوس چند است؟ چه یک ایستگاه، چه سرتاسر خط، دو پوند و بیست پنس! و تو آدم ناراحت حالا نمی توانی فراموش کنی که یک رئیس بانک این مملکت، یک آدم زیادی، زیادی، زیادی راحت، چهل و یک میلیون پوند پاداش بازنشستگی می گیرد، امّا آنی که پول ندارد یک بلیت اتوبوس بخرد، دزد است!</p>
            <p>
               <strong>
                  <br/>
               </strong>
            </p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-07-27:12015052</id>
      <dc:identifier>12015052</dc:identifier>
      <updated>2011-07-27T17:12:57+00:00</updated>
      <published>2011-07-27T17:08:39+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«بفرمایید: این هم پیشگویی من!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۴۷) ۲۲ ژوییه ۲۰۱۱ </summary>
      <dc:subject>«بفرمایید: این هم پیشگویی من!»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/07/110727_l13_letter_from_london_247.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/07/110727_l13_letter_from_london_247.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«بفرمایید: این هم پیشگویی من!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/07/20/110720131641_letter_from_london_304x171_spl.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">هنوزهم کسانی توی این دنیا هستند که با «شکار» به طرز ده بیست هزار سال پیش امرار معاش می کنند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="SPL"/>
            </div>
            <p>من، بندۀ حقّ، نه «شاه نعمت الله ولی» هستم، که در جایی  بین قرن هشتم و نهم هجری تاریخ آیندۀ ایران راتا ظهور حضرت قائم در  «قصیده» ای بی نظیر و غیر قابل نقد و ارزیابی و توصیف پیشگویی کرده باشم...</p>
            <p>نه نوسترا داموس (Nostradamus)، منجّم باشی و  غیبگوی فرانسوی هستم، که در قرن شانزدهم میلادی تاریخ آیندۀ سراسر دنیا را،  لابد به تقلید از شاه نعمت الله ولی، در نهصد و چهل و یک «رباعی» موزون و  مقفّی، پیشگویی کرد ...</p>
            <p>و مثلاً در یکی از  ۹ تا رباعی ای که  دربارۀ ایران از عالم غیب بر قلم او جاری شد، می گوید: «در اکتبر سال ۱۷۲۷،  پادشاه ایران به اسارت مصریان در می آید!» این سال در تاریخ ایران مصادف  با سلطنت شاه طهماسب دوّم، پسر شاه سلطان حسین صفوی است، که بعدش هم  نادرشاه افشار سر بلند می کند و حرفی هم از «مصر» در میان نیست!</p>
            <p>توضیح واضحات به کنار، خلاصه من نه شاه نعمت الله  ولی هستم، نه نوستراداموس، امّا مثل هر آدم جهاندیدۀ عاقبت بینی، با ملاحظۀ  اوضاع کلّی امروز دنیا و تأمّل در کیفیت تحوّلات فکری و خُلقی آدمیزاد در  این دویست، سیصد هزارسالی که از هبوط آدم، صفی الله می گذرد، می بینم که  فوّارۀ عقل در خدمت علم، علم در خدمت فنّ، فن در خدمت زندگی، و هدف همۀ جنب  و جوشها آسایش و خوشبختی مردم، صد سالی است که دیگر بالاتر نرفته است که  به جای خود، سرازیر هم شده است، ولی این را اگر بعضی از بقّالهای خرزویل هم  با چشم دلشان دیده اند، چشم سر اولیای امور دنیا آن قدر نزدیک بین شده است  که جلو پاشان را هم نمی بینند تا خودشان مدام توی چاههایی که سر راه  همدیگر می کنند، نیفتند!</p>
            <p>و هنوزهم کسانی توی  این دنیا هستند که با «کشاورزی» به طرز ده بیست هزار سال پیش امرار معاش می  کنند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/07/20/110720131802_letter_from_london_304x171_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">و هنوزهم کسانی توی این دنیا هستند که با «کشاورزی» به طرز ده بیست هزار سال پیش امرار معاش می کنند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>از این دویست، سیصد هزار سال زندگی آدمیزادی، فقط  ده، بیست هزار سالی است که دو حرفۀ اصلیمان، یعنی شکار کردن و ورچیدن که به  زبان اینجاییها می شود «هانتینگ - گدرینک» (Hunting- Gathering))، با  تمدّن جدید تبدیل شده است به «دامداری» و «کشاورزی».</p>
            <p>با هزار سختی شکارشان می کردیم، آمدیم اهلیشان  کردیم، هزارها، میلیونها، بُکش، بُخور، راحت! توی دشت و جنگل، اینجاو آنجا،  می گشتیم، با هزار رنج میوه و دانه و سبزی ورمی چیدیم، آمدیم باغ و مزرعه  درست کردیم، کاشتیم و پروردیم و زمین را کردیم خوان نعمت بیدریغ و بی منّت!</p>
            <p>و حالا، همین حالا، یعنی در عصر کامپیوتر و، بانک  و، انتخابات آزاد و، شورشها و جنگهای حقنۀ دموکراسی و، اینترنت و، ورشکستگی  بانکها و، میلیونها پاداش سالانۀ مدیر همان بانکها و کرامات «طالبان» و  چیها و چی بگویم دیگرها، همۀ کارهایی که در هرجای دنیای متمدّن امروز می  کنند، به «اصل» آنها که نگاه بکنیم، همان «شکارکردن» است، یعنی «دامداری» و  همان «ورچیدن» است، یعنی «کشاورزی»، و همۀ کارها و حرفه های لازم و حیاتی  دیگر «فرع» همین دو تاست، حتّی معلّمی و مهندسی و پزشکی!</p>
            <p>حالا شما توی همین شهر  ده میلیونی لندن به  اطرافتان نگاه کنید، ببینید چند درصد مردم از آن دوتا کار اصلی و کارهای  فرعی وابسته به آنها نان می خورند! بقیه که شاید از پنجاه در صدهم  بیشترباشند، اگر انگل نیستند، بفرمایید چی هستند؟</p>
            <p>با این حساب نمی خواهید پنجاه سال دیگر، یک آقای  رئیس بانک چهل و یک میلیون پوند پاداش بازنشستگیش را بگذارد توی چمدان،  ببرد در خانۀ یک «کشاورز» یا «دامدار» و بدهد دست او و در ازاش یک «من» نان  یا یک «چارک» گوشت بخواهد و آنها بگویند: «ببخشید، ما به اندازۀ مصرف  خودمان تولید می کنیم! پول شما به درد ما نمی خورد!»</p>
            <p>بفرمایید: این هم پیشگویی من!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-07-12:11742709</id>
      <dc:identifier>11742709</dc:identifier>
      <updated>2011-07-16T14:36:27+00:00</updated>
      <published>2011-07-12T12:20:15+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">یک ذرّه انصاف</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۴۶) ۱۵ ژوییه ۲۰۱۱ </summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، ««یک ذرّه انصاف »</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/07/110712_l13_letter_from_london_246.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/07/110712_l13_letter_from_london_246.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>یک ذرّه انصاف</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/07/12/110712150625_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption"> ابراز خوشحالی از درازتر شدن عمر آدمها و بلا فاصله ابراز تأسّف از تنگدستی سازمان بیمه های اجتماعی</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>هر چند وقت یکبار می شنوی یا می خوانی که دولتها، نه رُک و راست، بلکه با زبان خر رنگ کنی، که اینجاییها به ش می گویند زبان «پولیتیکالی کورِکت» (politically correct)،  یعنی سیاست پسند، از درازتر شدن عمر آدمها با ابراز خوشحالی حرف می زنند و بلا فاصله با ابراز تأسّف از تنگدستی سازمان بیمه های اجتماعیشان می نالند. توی دلت می گویی:</p>
            <p>«آهای دولتهای قدر قدرتِ قوی شوکتِ دنیای متمدّنِ با فرهنگِ عِلم مدارِ فن آزمایِ پیش و بالا رفتۀ همه جای دنیا! منظورتان چیست؟ حرفتان این است که مردم باید همچین که شصت، شصت و پنج سالشان شد، بمیرند تا شما خرجتان همیشه پنجاه در صدی از دخلتان کمتر تر باشد؟ یا می فرمایید این تمدّن و علم و پیشرفت، چون باعث شده است که عمر مردم درازتر بشود، برای شما درد سر ایجاد کرده است؟ امّا آخر، شما هم که دولت باشید، امروز «دولت» هستید، دیروز «مردم» بودید، فردا هم، اگر هنوز سر به تنتان باشد، باز «مردم» خواهید بود و باز «عمر دراز» را یکی از بزرگترین پیروزیهای علمی بشر خواهید دانست! مگر اینکه... من که فکرم به جایی نمی رسد»!</p>
            <p>اگر من چهل، چهل و پنج سالم باشد، و از بد اتّفاق دچار درد مفاصل شده باشم و از شدّت درد به خودم بپیچم و نفسم بند بیاید، وقتی اینجا توی لندن بروم پیش دکتر بیمه های اجتماعی و بگویم آن قرص ضدّ درد معمولی ای که تجویز کرده است، مؤثّر نیست و التماس کنم که یک قرص ضدّ درد قوی تر بدهد، چون هنوز بیست، بیست و پنج سالی مانده است تا من از حَیّز انتفاع بیفتم و سربار بیمه های اجتماعی بشوم، با دلسوزی حکیمانه ای می گوید بهتر است خودم را اسیر این جور قرصها نکنم، چون همۀ آنها برای اعضای حیاتی بدن اثرات جنبی هولناکی دارد که ممکن است آدم را از پا بیندازد،  و توصیه می کند که با همین قرصهای معمولی بسازم  و در عوض بروم مثلاً کتاب «چگونه با دردهای مزمن بسازیم»، تألیف فلان پروفسور اعصاب را مطالعه کنم.</p>
            <p>امّا اگر من شصت، شصت و پنج سالم باشد و با همین درد بروم پیش همین دکتر، سری تکان می دهد و یکی از آن قرصهای ضدّ درد قلچماق را به قرصهای ضدّ درد معمولی اضافه می کند و از بابت اثرات خطرناک جنبیش هم عین خیالش نیست! کسی که یک پایش توی گور باشد، با پای دیگرش می خواهد کجا برود که جاش باشد؟</p>
            <p>همین بلا را به سر یکی از همسایه های ایرانی ما آورده اند که در عرض یک سال شده است پوست و استخوان، و افسردگی و پریشانی و اضطراب و هراس مالیخولیاییش کرده است و زن بیچارۀ بی پناهش حرف او را که می زند، بی اختیار زار زار گریه می کند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/07/12/110712150652_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">خانۀ مراقبت روزانۀ پیران! واقعیتی که دارد افسانه می شود!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>اینجاست که من می بینم، با این رفتارشان خدا را دارند در وجود یک انسان به صلیب می کشند. فقط یک بار به دنیا می آیی، آن هم تصادفی، و باز آمدنت هم نیست، چو رفتی، رفتی! همۀ عالم با تو پیدا می شود، و همۀ عالم با تو گم! یعنی درست برعکس آن چیزی که دولتها و سازمانهای بیمه های اجتماعی و دکترها و بیمارستانها فکر می کنند.</p>
            <p>یعنی اگر درست و با منطق خدایی فکر کنیم، می بینیم ارزش سال اوّل زندگی یک آدم یک سال است، و از سال دوّم ارزش هر سال از زندگیش حدّ اقل برابر سالهای سنّ اوست. یعنی چی؟ یعنی اگر من هشتاد سال دارم، همین سال هشتادم من ارزش هشتاد سال دارد. نه آفتاب لب بامم، نه یک پایم توی گور است. بروید، درآمدهای مالیاتی را با یک ذرّه انصاف خرج کنید تا این همه کسری بودجه بالا نیاورید!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-07-05:11622030</id>
      <dc:identifier>11622030</dc:identifier>
      <updated>2011-07-08T17:09:01+00:00</updated>
      <published>2011-07-05T15:17:09+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«شاید همین طور باشد که شما می گویید!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۴۵) ۸ ژوییه ۲۰۱۱  </summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، «شاید همین طور باشد که شما می گویید!»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/07/110705_l13_letter_from_london_245.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/07/110705_l13_letter_from_london_245.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«شاید همین طور باشد که شما می گویید!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/07/05/110705152138_letter_from_london_304x171_wintershall.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">آلان شما حضرت مسیح باش، یک توک پا از آسمان چهارم بیا توی لندن</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="WINTERSHALL"/>
            </div>
            <p>این روزها با حسّاسیتی که نسبت به اوضاع عالم آدمیزادی پیدا کرده ام، که البتّه با عالم انسانی از زمین تا آسمان فرق می کند، هر جا به هر کس برمی خورم، چه بخواهد، چه نخواهد، تلنگری یا مشتی به مُخدانش می زنم. فقط منتظر یک بهانه ام که بتوانم سر حرف را باش باز بکنم.</p>
            <p>مثلاً چند روز پیش  توی صف یک فروشگاه بزرگِ همه چیز بفروش، نفر جلوی من یک جوان خوشروی تصادفاً بلند قدّ ژاپنی بود. دید من، پیر مرد فکسّنی، روی عصایم خم شده ام، ادب دلسوزانه اش گل کرد، خواست جاش را توی صف بدهد به من. با تشکّر قبول نکردم، ولی با لبخند بهش گفتم:</p>
            <p>«این روزها معمولاً توی خیلی از فروشگاهها دو جور جنس پیدا می شود، یکی کالاهای لازم، یکی تله های پول! بدیش این است که کالاهای لازم به نسبت افزایش جمعیت افزایش پیدا می کند، امّا تله های پول به نسبت افزایش پولدارشده های بی فرهنگ و شارلاتانهای پول پرست. آلآن شما حضرت مسیح باش، یک توک پا از آسمان چهارم بیا توی لندن، بگو آمده ام شش ماه شهردار لندن باشم و  اوّلین کاری که می کنی این باشد که دستور بدهی همۀ جنسهای "تلۀ پولی" را از مغازه ها و فروشگاهها جمع کنند و ببرند بیرون شهر، بریزند تو گودالهای زباله، خاک روش کنند. شش ماه بعد که استعفا داده ای و می خواهی برگردی به آسمان چهارم، می بینی مردم، با اینکه به هزار و یک دلیل از رفتنت خوشحالند، اصلاً یادشان نیست که شش ماه است دست کم پنجاه در صد درآمد یامُفتشان را خرج کالاهای "تلۀ پولی" نکرده اند!»</p>
            <p>جوان بلند قدّ ژاپنی سری تکان داد و لبخندی زد و گفت: «شاید همین طور باشد که شما می گویید. امّا خوب، بالاخره...»</p>
            <p>خوب بود که نوبتش رسید و رفت دم صندوق و نفر بعدی هم من بودم، وگر نه احتمالاً با یک جواب تلخ بیخودی جوان بلند قدّ خوش روی ژاپنی را رنجانده بودم. امّا چند روز بود که این جملۀ «شاید همین طور باشد که شما می گویید» اش مثل یک قلوه سنگ توی چینه دان ذهنم مانده بود و روزی چند بار یک چیزی باعث می شد یادم بیاید و سخت آزارم بدهد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/07/05/110705152044_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">یکی از فروشگاههای زنجیره ای که اگر حضرت مسیح همشان را ببند، هیچکس هیچ ضرری نخواهد کرد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>امروز توی کافۀ فروشگاه «مارکس اند اسپنسر» محلّه، یکی از همکارهای انگلیسی را دیدم که ده پانزده سالی است بازنشسته شده است. خانم فلاهرتی (Flaherty) اوقاتش خیلی تلخ بود. می گفت: "عجب دنیایی شده است. نوۀ خواهرم دختر معقولی بود. یک سال مانده است که دبیرستانش تمام بشود. مدرسه را ول کرده است، می خواهد برود مدل بشود. برادرش سال دوّم پزشکی است. پدر و مادرش که به جای خود، مادر بزرگش که خواهر من باشد، دارد از غصّه دقّ می کند. مدلها را که می دانید چه دنیایی دارند! همه ش تقصیر دوست پسرش است که از آن بیعارهای پول حرام کن است!»</p>
            <p>یکدفعه به یاد آن جوان خوش روی بلند قدّ ژاپنی افتادم و آن جملۀ قلوه سنگیش. به خانم فلاهرتی گفتم: «شاید همین طور باشد که شما می گویید، امّا آخر باید دید، از خدا یا طبیعت که بگذریم، تقصیرکار اصلی کیست؟ دوست پسر نوۀ خواهر شما؟ یا آنهایی که از عاطل و باطل شدن و پول حرام کردن نسل جوان میلیونر و میلیاردر می شوند؟»</p>
            <p>خانم فلاهرتی سرش را تکان داد و گفت: «ما بخیل نیستیم! بروند میلیونر و میلیاردر بشوند! امّا آخر نوۀ خواهر من تا با این پسره دوست نشده بود، معقول دنبال درس و زندگیش بود!»</p>
            <p>یکدفعه احساس کردم قلوه سنگ توی چینه دان ذهنم تبدیل شد به یک گولّه آتش!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-06-30:11534316</id>
      <dc:identifier>11534316</dc:identifier>
      <updated>2011-07-01T17:00:34+00:00</updated>
      <published>2011-06-30T15:23:15+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«شما چی فکر می کنید؟» </title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۴۴) ۱ ژوییه ۲۰۱۱ </summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، «شما چی فکر می کنید؟»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/07/110630_l13_letter_from_london_244.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/07/110630_l13_letter_from_london_244.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«شما چی فکر می کنید؟» </dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/06/30/110630154615_letter_from_london_304x171_bbc.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">محمد حسنین هیکل: ما عرب زبان شدیم برای اینکه فردوسی نداشتیم</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>دیروز باز یکی از هموطنهای ساکن یکی از دیارهای غربت یک مطلب افتخارآمیز غرورانگیز میهنی تازه برای من «ایمیل» کرده بود، با این توصیه که حتماً آن را با دقّت بخوانم و ردّ کنم به هموطنهای دیگر. لُبّ این مطلب این است که:</p>
            <p>«روزی از محمّد حسنین هیکل، نویسنده مشهور مصری، پرسیدند شما مصریان با آن پیشینۀ درخشان فرهنگی چه شد که عرب زبان شدید؟ گفت ما عرب زبان شدیم برای اینکه فردوسی نداشتیم...»</p>
            <p>من همیشه می دانسته ام که شاهنامه یکی از بزرگترین آثار ادبی ایران و جهان است، امّا برای اینکه ارتباط «فردوسی» و «عربی شدن زبان مصر» را بفهمم، با عبارتهای به اصطلاح کلیدی «حسنین هیکل» و «فردوسی نداشتیم»، دست به دامن اینترنت شدم و دیدم در گوگل فارسی ۴۵۹ تایی  سایت مختلف این سخن عبرت آموز را، عیناً یا با چاشنی ای از تحریفات سالم نقل کرده اند، امّا متن اصلی گفت و گو با نویسندۀ مشهور مصری را هر چه گشتم، نیافتم که نیافتم.</p>
            <p>خلاصه از دیروز تا حالا همین طور دارم دربارۀ این قضیۀ پیچیده که هزارها سؤال پیش عقلهای سلیم می گذارد، فکر می کنم و هنوز به جایی نرسیده ام. راستی شما چی فکر می کنید؟</p>
            <p>این را  همه می دانیم که فردوسی شاهنامه را در هزار و اندی سال پیش به نظم در آورد. آنوقتها بیشتر ایرانیها زارع بودند و شاید بیشتر از نود در صدشان اصلاً سواد نداشتند تا بنشینند با شاهنامه خوانی از عربی شدن زبانشان جلوگیری کنند. تازه نسخه های خطّی گران قیمیت شاهنامه را کیها می توانستند بخرند و بخوانند یا نخوانند و توی خانه هاشان نگهداری کنند؟</p>
            <p>اصلاً کیها بودند که فوراً رفتند عربی یاد گرفتند؟</p>
            <p>خوب هم یاد گرفتند!</p>
            <p>آن قدر خوب یاد گرفتند که توانستند به زبان عربی کتابهای فقهی و اخلاقی و تعلیمی بنویسند؟   به زبان عربی قصیدۀ مدحیه  بگویند؟ (۱)</p>
            <p>به زبان عربی برای زبان عربی صرف و نحو بنویسند؟</p>
            <p>به زبان عربی به حاکمان عرب علم مملکتداری و فنّ مردم رانی یاد بدهند؟</p>
            <p>ها؟ کیها بودند؟ آن تقریباً ۹۰ در صد زارعهای دهاتی که هیچوقت سعادت خواندن شاهنامه را پیدا نکردند؟ یا آن ۱۰ در صد افراد طبقۀ متوسّط به بالای شهر نشین که به «زردشتی» می گفتند «گبر» که شاید تحریف شدۀ همان کلمۀ «کافر» عربی باشد؟</p>
            <p>یعنی می شود باور کرد که به فرمان خلفا بالای سر هر دهاتی ایرانی یک شمشیر زن عرب  می گذاشتند که به ش بگوید: «یا الله، یا عربی حرف بزن! یا الآن سرت را با یک ضربت از تنت جدا می کنم!» می گویم شاید مصریها که زبانشان قبطی بود، خودشان به زبان عربی روی خوش نشان دادند، مثل یک دورۀ دراز که«زبان مکتوب» مصریها زبان یونانی بود، و بعد شد قبطی.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/06/30/110630154542_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">شعرا یعقوب لیث صفاری را به شعر عربی مدح گفتند و او گفت : چیزی که من اندرنیابم چرا باید گفت!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>می گویم این ارمنیهای عزیز از خیلی قدیم با ایرانیها روابط حسنه داشتند، و خیلیهاشان قرنهاست که ایران را وطن خودشان کرده اند، و بعضیهاشان فارسی را بهتر از بعضی از ایرانیها   می دانند، امّا زبان خودشان را فراموش نکرده اند. گیرم همان طور که ما از عربی لغتهای زیادی گرفته ایم، ارمنیها هم از همان قدیم تا حالا از فارسی لغتهای زیادی گرفته اند.</p>
            <p>همین الآن ارمنیهای ایران شاعرهای بزرگی دارند که مقام ادبیشان از شاعرهای خود ارمنستان بالاتر نباشد، پایین تر نیست. حالا چه طور شده است که با وجود نداشتن یک فردوسی ارمنی، زبانشان زیر دست و پای زبان حاکم فارسی نابود نشده است، خدا می داند!</p>
            <p>ها؟ می گویید مطمئنّ نیستید که حسنین هیکل همچین حرفی زده باشد، مگر اینکه...</p>
            <p>مگر اینکه چی؟ّ</p>
            <p>________________________________________________</p>
            <p>۱- مؤلف تاریخ سیستان ... گوید در فتح هرات شعرا او [یعقوب لیث صفاری] را به شعر تازی مدح گفتند و او عالم نبود درنیافت . محمدبن وصیف حاضر بود و دبیر رسایل او بود و ادب نیکو دانست و بدان روزگار نامه ٔ پارسی نبود، پس یعقوب گفت : چیزی که من اندرنیابم چرا باید گفت ؟ محمد وصیف پس شعر پارسی گفتن گرفت واول شعر پارسی اندر عجم او گفت و پیش از او کسی نگفته بود... و چون یعقوب هری بگرفت ... محمدبن وصیف این شعر بگفت :</p>
            <p>ای امیری که امیران جهان خاصه و عام</p>
            <p>بنده و چاکر و مولای و سگ بند و غلام ...</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-06-23:11400787</id>
      <dc:identifier>11400787</dc:identifier>
      <updated>2011-06-24T14:22:23+00:00</updated>
      <published>2011-06-23T11:55:11+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«حسرت فهم درست!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۴۳) ۲۴ ژوئن ۲۰۱۱ </summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، «حسرت فهم درست!»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/06/110623_l13_letter_from_london_243.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/06/110623_l13_letter_from_london_243.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«حسرت فهم درست!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>پناه بر خدا، دور و زمانه ای شده است که آدم تا بیدار است و شعورش کار می کند و چشم و گوشش به اوضاع دنیاست، هر روز و هر ساعت آدم به یاد مولوی بلخی می افتد که گفت: «یک دهن خواهم به پهنای فلک»، امّا نه مثل مولوی برای گفتن وصف «ایاز» معشوق سلطان محمود، پسر سبکتکین، یکی از غلامان ترک آلب تکین، که خودش یکی از غلامان ترک دربار سامانیان بود.</p>
            <p>و باز آدم هر روز و هر ساعت به یاد مولوی بلخی می افتد که گفت: «مردم اندر حسرت فهم درست»، امّا نه مثل مولوی برای فهم موضوعات مربوط به عالم لاهوت!</p>
            <p>چند وقت پیش که زلزله و سیل در ژاپن موجب مرگ هزارها نفر بچّه و جوان و پیر شد، و خرابیهای زلزله و سیل روزگار میلیونها آدم را سیاه کرد، چشم و گوشم را تیز کرده بودم، ببینم این واقعه چه چیزهایی به ذهن مردم می آورد، و دربارۀ آن چه چیزهایی می گویند و می نویسند.</p>
            <p>همان چند روز اوّل چیزهایی خواندم و چیزهایی شنیدم که یکدفعه دیدم هِی دارم می گویم: «مُردم اندر حسرت فهم درست!» فهم درست برای چی؟ برای فهم واقعیتهای این عالم مادّی که تنها عالمی است که آدمیزاد می تواند بشناسد و هر آدمیزادی باید بشناسد و اگر نشناسد، هم زندگی خودش را حرام کرده است، هم مایۀ خطر و تلخی و آشفتگی زندگی دیگران شده است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/06/23/110623120335_letter_from_london_304x171_getty.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">یکی از آواره های خشم خدا در زلزلۀ ژاپن</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p>و وقتی فکر کردم: «برای چی یک دهن خواهم به پهنای فلک؟» به این نتیجه رسیدم که با همچین دهنی می خواهم سیصد هزار سالی حرف بزنم تا بتوانم پتۀ حرفهای مهمل این سیصد هزار سالی را که از تاریخ آدم شدن موجود دوپا می گذرد، بریزم رو آب!</p>
            <p>چه آرزوی ساده لوحانه ای! در این سیصد هزار سال، به مرور، هر سال به نسبت آن سال چه دهها، صدها، هزارها، میلیونها نفر آدمیزاد که با دهنهایی به پهنای فلک حرفهای باطل الجّهل زدند، و حرفهاشان باد هوا شد و اندر حسرت فهم درست مردند و فراموش شدند، و می میرند و فراموش می شوند تا «جُهّال کبیر» فاتحۀ حیات در کرۀ زمین را بخوانند!</p>
            <p>یارو، که نه اسم خودش را می خواهم ببرم، نه اسم دار و دسته اش را، چون مثل خودش و دار و دسته اش میلیونها نفر توی این دنیا پیدا می شوند، گفته است: «زلزله و سیل ژاپن خشم خداست که بر ژاپنیها نازل شده است به مکافات حمایت نظامی و اقتصادیشان از آمریکاییها!»</p>
            <p>حتّی توی تلویزیون هم که در برنامۀ «سؤالهای گنده» می پرسند: «آیا زلزله ایمان شما را متزلزل می کند؟» یارو می گوید: «نه خیر! ابدا! به نظر من خدا با زلزله و سیل ژاپن می خواهد به مردم دنیا درس عبرت بدهد!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/06/23/110623120543_letter_from_london_304x171_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بابا، نیروی هسته ای جهنّم است! مصرف صلح آمیز ندارد! در همه شان را تخته کنید! </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>و شما از کار همچین «خدا» یی در نمی مانید، بلکه در می مانید از ایمان همچین «آدمها» یی که به این آسانی می توانند مفهوم همه جایی و همه زمانی «خدا» را از مقام «رمز الرّموز عالم هستی» تا حدّ آدمهایی مثل فرعون و نرون و کالیگولا و چنگیز و هیتلر و نادر شاه افشار و صدّام حسین و امثالهم پایین بیاورند، و با این حرفهاشان به دل و جان مردم ستمدیده و عزا دار ژاپن آتش بزنند!</p>
            <p>توی اتوبوس به یکی از این مسیحیهای مؤمن «درس عبرتی» گفتم: «خانم، این چه حرفی است می زنید! خودِ همین جزیره های ژاپن چه طوری به وجود آمدند؟ با آتشفشان اقیانوسی که یک واقعۀ طبیعی است مثل زلزله! خشم خدا یعنی چی؟ درس عبرت را باید از نیروگاه هسته ای «فوکوشیما» ی زلزله زده گرفت و گفت: «بابا، نیروی هسته ای جهنّم است! مصرف صلح آمیز ندارد! در همه شان را تخته کنید!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-06-14:11230559</id>
      <dc:identifier>11230559</dc:identifier>
      <updated>2011-06-17T12:25:14+00:00</updated>
      <published>2011-06-14T11:42:22+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«علم و دانش، عالم و دانشمند»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۴۲) ۱۷ ژوئن ۲۰۱۱ </summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، «علم و دانش، عالم و دانشمند»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/06/110614_l13_letter_from_london_242.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/06/110614_l13_letter_from_london_242.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«علم و دانش، عالم و دانشمند»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/06/14/110614114733_letter_from_london_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">«دانش» چیزی است که «فردوسی طوسی» دربارۀ آن گفته است: «توانا بُوَد هر که دانا بُوَد/ ز دانش دل پیر بُرنا بُوَد»</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>ما امروز در زبان فارسی هم کلمۀ عربی «علم» را به کار می بریم، هم کلمۀ فارسی «دانش» را. خیلی از مردم خیال می کنند هنوز هم این دو کلمه در معنی «مترادف» است، و تنها فرقی که با هم دارد این است که اوّلی «عربی» است و دوّمی «فارسی». امّا من فکر می کنم که امروز وقتی می گوییم «علم» منظورمان همان چیزی است که در انگلیسی به ش می گویند «سایِنس» (Science) و در فرانسوی آن را «سیانس» تلفّظ می کنند. امّا وقتی کلمۀ «دانش » را به کار می بریم، منظورمان چیزی است که در انگلیسی به ش می گویند «نالِج» (Knowledge).</p>
            <p>«دانش» شامل آگاهی آدمیزاد از هر چیز است و از همه چیز، و همان چیزی است که «فردوسی طوسی» دربارۀ آن گفته است: «توانا بُوَد هر که دانا بُوَد/ ز دانش دل پیر بُرنا بُوَد»، و در اشاره به همین چیز است که انگلیسی زبانها می گویند: «نالِج ایز پاوِر» (Knowledge is power)، یعنی دانستن توانستن است.</p>
            <p>امّا کلمۀ عربی «علم» را در فارسی امروز به معنایی به کار می بریم که یکی از تعریفهایش این است: «ملا حظه، تشخیص، توصیف، پژوهش تجربی، و توضیح نظری پدیده ها». و وقتی همچین فعّالیتی را دربارۀ یک پدیدۀ معیّن طبیعی یا یکی از موضوعهای وابسته به جهان مادّی انجام بدهیم، در زمینۀ آن پدیده یا آن موضوع «علم» (science) کسب می کنیم و «عالم» (scientist) می شویم.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/06/14/110614115128_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">امّا «علم» که انواع متعدّد دارد، چیزی است که مثلاً «عمر خیّام» در رشته های ریاضیات و نجوم آموخته بود و در آنها به مرتبۀ آستادی رسیده بود</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>با این حساب فردوسی طوسی «دانا» بود، امّا «عالم» نبود، چون آنچه دربارۀ تاریخ ایران، افسانه های تاریخی ایران، زبان فارسی، و شعر عروضی می دانست، خصوصیات یک «علم» معیّن را نداشت. زباندان بود، امّا زبانشناس نبود. نرفته بود «علم زبانشناسی» تحصیل کند. با زباندانی و حماسه سرایی خود «ادیب» حساب می شد، نه «عالم»، امّا «عمر خیّام»، شعرش به کنار، رفته بود «ریاضیات» یاد گرفته بود، «نجوم» یاد گرفته بود، یعنی «علوم ریاضی» و «علم نجوم» می دانست.</p>
            <p>راستی چرا نمی گوییم «دانشکدۀ دانشهای طبیعی» یا «موزۀ دانشهای طبیعی» یا «وزارت دانشها» یا «دانشکدۀ دانشهای پرورشی»؟ این را آنهایی که مثلاً «قایم» و «قائم» را، یا «اقامه» و «اقامت» را، یا «مساعده» و «مساعدت» را به معنیهای متفاوت به کار می برند، می دانند!</p>
            <p>با وجود همۀ تفاوتی که «دانش» و «علم» در زبان فارسی امروز پیدا کرده است، همین کلمۀ «دانش» را که معنای عامّ و وسیع دارد، وقتی به آن پسوند «مند» اضاف کنیم، می شود «دانشمند» و با «دانا» از زمین تا آسمان تفاوت پیدا می کند، حتّی از «عالم» هم بالاتر می رود، چون در فارسی امروز کسی که مثلاً در «علم فیزیک» بالاترین درجۀ دانشگاهی را گرفته باشد، و در دانشگاه درس هم بدهد، «عالم» حساب می شود، امّا فقط وقتی به او می گوییم «دانشمند» که در فیزیک کشفی کرده باشد، نظریۀ جدیدی ارائه کرده باشد، و کار او «علم فیزیک» را گسترش داده باشد، مثل «آلبرت اینشتین» (Albert Einstein).</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/06/14/110614115059_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">خداوند متعال خودش در «قرآن مجید» سه بار کلمۀ «سنگ گل» فارسی را عربی کرده است و آن را به صورت «سجّیل» به کار برده است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>همۀ حرفم این است که به بعضیها که یکدفعه دچار بیماری «پان زبانیسم» می شوند و به «عربی زدایی سمبولیک» می پردازند، گفته باشم که تمام کلمه های در اصل عربی ای که مردم کوچه و بازار در گفت و گوی روزمرّه به کار می برند، فارسی است، نه عربی، و خداوند متعال که از تعصّب  زبانی مبرّاست و خودش در «قرآن مجید» دوبار کلمۀ فارسی «پردیس» را و سه بار کلمۀ «سنگ گل» فارسی را عربی کرده است و آنها را به صورت «فردوس» و «سجّیل» به کار برده است، به حقّانیت این امر گواهی می دهد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-06-09:11143187</id>
      <dc:identifier>11143187</dc:identifier>
      <updated>2011-06-10T16:51:02+00:00</updated>
      <published>2011-06-09T12:30:39+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«مغازۀ خانه سر خود »</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۴۱) ۱۰ ژوئن ۲۰۱۱ </summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، «مغازۀ خانه سر خود »</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/06/110609_l13_letter_from_london_241.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/06/110609_l13_letter_from_london_241.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«مغازۀ خانه سر خود »</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/06/09/110609123936_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">کلیسای خانه سر خود: طرف راست، کلیسا و طرف چپ، خانۀ کشیش.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>همۀ بدیهای لندن به جای خود، یکی از خوبیهاش این است که در خیلی از محلّه هاش، مغازه هایی هست که معمولاً با آپارتمان بالاش یکجا اجاره می دهند یا می فروشند.</p>
            <p>برای کسی که بخواهد مثلاً یک خواربار فروشی کوچک داشته باشد، چی بهتر از اینکه شب وقتی مغازه ش را بست، از پلّه های کنار یا پشت مغازه اش برود بالا و وارد خانه اش بشود: هذا دکّان، هذا منزل!</p>
            <p>اگر همین الآن معجزه می شد و من می توانستم پنجاه و چند سالی برگردم به عقب، دلم می خواست به جای نویسنده شدن و قلم صد تا یک غاز زدن، می آمدم لندن، یکی از این مغازه های خانه سر خود اینجا را اجاره می کردم و خواربار فروش می شدم. راستی که چه کیفی داشت!</p>
            <p>خودمانیم! کیفش هر چی بود، زحمتها و غصّه هاش را جبران نمی کرد. راستش چیزی که مرا به یاد مغازه های خانه سر خود لندن انداخت، کلیسا های خانه سر خود لندن است. با وجود اینکه گاهی پیش خود می گویم کاشکی نویسنده نمی شدم، خواربار فروش می شدم، هیچوقت به خواربار فروشهای زحمتکش بخور و نمیر دربیار حسودیم نشده است، امّا هر وقت از جلو یکی از این کلیساهای خانه سرخود لندن رد شده ام، به زندگی خوش و بی درد سر و بی درد دل کشیشهایی که توی این کلیساهای</p>
            <p>خانه سر خود برای آخرت بندگان خدا خدمت می کنند، واقعاً و از ته دل حسودیم می شود.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/06/09/110609140205_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">آقای سمت راست، مرحوم رونی بارکر (Ronnie Barker)، در یک سریال تلویزیونی، محبوب ترین خواربار فروش بریتانیا، صاحب یکی از مغازه های خانه سر خود سر نبش.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>یک چیزی می گویم، یک چیزی می شنوید. آن زندگی ای که این کشیشها به مؤمنها وعدۀ آن دنیاش را می دهند، خودشان توی همین دنیا دارند. به این کشیشهایی که معمولاً خانۀ چسبیده به کلیسا دارند، می گویند «ویکار» (Vicar) و به خانه شان می گویند «ویکارج» (Vicarage). دستگاه کلیسا از محلّ درآمدهای خدا دادۀ باد آورده اش مواجب آبرومندانه ای به آنها می دهد. کرایۀ خانه هم که      نمی دهند. مردم مؤمن محلّه هم که برای رضای خدا و پسرش به آنها محبّتهای گوناگون و رنگارنگ می کنند.</p>
            <p>اینکه گفتم زندگی بهشتی، منظورم واقعاً زندگی بهشتی بود، نه زندگی میلیاردرهای دنیای خاکی. توی بهشت آدم مجبور نیست حرص مال دنیا را بزند و اگر به سالی چهل پنجاه هزار پوند احتیاج دارد، با هزار جور کلاهبرداری حسابهای بانکیش را سالی چهل پنجاه میلیون پوند یا بیشتر ببرد بالا. زندگی بهشتی یعنی آنجا که هستی، احتیاج نداری کار کنی و مسکن و خوراک و پوشاکت هم مجّانی فراهم است، و در زندگانی هیچکس بریز و بپاش و پس انداز و فکر آینده جایی و معنایی ندارد.</p>
            <p>زندگی این کشیشهایی هم که من می بینم، توی این مایه هاست!</p>
            <p>چی؟ می فرمایید: «ولی کشیشها کار می کنند، در حالی که توی بهشت هیچکس هیچ کاری نمی کند، حتّی روز شماری!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/06/09/110609123854_letter_from_london_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">خانم دان فرنچ (Dawn French) کشیش کلیسای خانه سر خود دهکده ای به اسم «دیبلی» (Dibley)، یکی از محبوب ترین کشیشهای بریتانیا در یک سریال تلویزیونی کمدی.  </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>بله، درست می فرمایید، امّا به یک نکتۀ خیلی ظریف توجّه نکرده اید وآن این است که به «سر گرمی» کشیش نمی شود گفت «کار». فرق کار با سرگرمی این است که کار هم زحمت دارد و هم مسئولیت، امّا سرگرمی وقت بیکاری آدم را پر می کند تا حوصله اش سر نرود.</p>
            <p>اینکه آدم یک چیزهایی را خوانده باشد و حفظ کرده باشد و هر جا و هر وقت لازم باشد، آنها را تکرار کند، و خلاصه با تکرار همین حرفهای تکراری همۀ اوقاتش را پُر کند، کارش کار نیست، سرگرمی است.</p>
            <p>باور کنید، درست عرض می کنم! حیف که نمی توانیم یک توک پا برویم از بهشتیها بپرسیم و برگردیم! شاید آنها هم به زندگی کشیشها حسودیشان بشود.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-06-03:11036073</id>
      <dc:identifier>11036073</dc:identifier>
      <updated>2011-06-03T17:17:32+00:00</updated>
      <published>2011-06-03T12:35:42+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«معنیهای عمقی و معنیهای سطحی»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۴۰) ۳ ژوئن ۲۰۱۱ </summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، «معنیهای عمقی و معنیهای سطحی»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/06/110603_l13_letter_from_london_240.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/06/110603_l13_letter_from_london_240.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«معنیهای عمقی و معنیهای سطحی»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/06/03/110603124532_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">دعا کنیم که خدا همه دعاهای هفت میلیارد آدم روی زمین را همین امروز یکجا مستجاب کند!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>باز صبح یکشنبه بود و موقع پخش برنامه «سؤالهای گنده» تلویزیون بی بی سی.</p>
            <p>آدم در یک ساعت برنامه با گوش کردن به حرفهای یک عدّه از مردم بریتانیا، از طبقه ها و حرفه های مخلتف، و نگاه کردن به چشمهای آنها، که آیینه درون بر ملاکنِ آنهاست، و توجّه کردن به حالات صورت و حرکات سر و گردن و دستهای آنها که شاهدهای با صداقتِ چشمهای آنهاست، انگار فرصت پیدا کرده است که چند سالی با آن عدّه بریتانیایی برخورد و آشنایی داشته باشد.</p>
            <p>و حالا بعد از این مدّت آشنایی و برخورد، اگر از آدمی مثل من بپرسند: «مردم اینجا درباره تأثیر دعا چه عقیده ای دارند؟» آنوقت آدمی مثل من دست کم می تواند بگوید: «تا آنجایی که من می دانم، بیشترشان واقعاً فکر می کنند که دعا برای برآورده شدن حاجتهای مردم تأثیر دارد!»</p>
            <p>و آنوقت آدمی مثل شما ممکن است بگوید: «بیشتر کیها؟ بیشتر بریتانیاییها؟ یا بیشتر مسیحیهای مؤمن بریتانیا؟»</p>
            <p>و آنوقت من می گویم: «بیشتر مسیحیهای مؤمنی که هر چی توی چهار تا انجیلشان می خوانند، کاری به معنی عمقی آن ندارند و فقط معنی سطحی آن را می گیرند.»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/06/03/110603124555_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">به این حشرۀ گوشتخوار که مادۀ آن بعد از مجامعت جفتش را هم تناول می کند، در انگلیسی می گویند «Praying Mantis» (نبی دعاخوان) چون در حالت ایستاده به نظر می آید که دارد دعا می خواند و لابد در فارسی هم به همین دلیل به آن می گوییم «آخوندک».


</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>و آنوقت شما می گویید: «مگر حرفهای حضرت عیسی معنی عمقیش با معنی سطحیش فرق می کرد؟»</p>
            <p>و آنوقت من می گویم: «خیال کنید الآن حدود دو هزار سال پیش است و شما دارید در باب بیست و یکم از انجیل متّی با حضرت عیسی قدم می زنید. حضرت عیسی گرسنه است. یک درخت انجیر می بیند. می رود از آن انجیر بچیند، می بیند غیر از برگ هیچی ندارد! درخت انجیر را نفرین می کند که تا ابد روی میوه به خود نبیند. درخت فوراً خشک می شود. شاگردهاش تعجّب می کنند. حضرت عیسی به آنها می گوید: هرآینه به شما می گویم اگر ایمان داشته باشید و شکّ نکنید، نه تنها می توانید این کاری را که من با درخت انجیر کردم، بکنید، بلکه اگر به این کوه بگویید از اینجا بر خیز و به دریا افکنده شو، چنین می شد. و هر آنچه با ایمان طلب کنید، خواهید یافت!»</p>
            <p>و آنوقت شما چیزی نمی گویید و می روید که درباره این حرف حضرت عیسی خوب فکر کنید و ببینید که معنی عمقیش با معنی سطحیش فرق می کند یا نه، و آیا کسی که سرطان همه اندرونش را گرفته باشد، با چه قدر ایمان باید دعا بکند تا سرتاپا سالم بشود!</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/06/03/110603124758_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">درخت انجیر سبز، امّا بی میوه، پیش از نفرین حضرت عیسی.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>یک ساعت تمام به حرفهای همه حاضران در برنامه «سؤالهای گنده» با دقّت گوش کردم، امّا چه در میان آنهایی که واقعاً به تأثیر دعا خیلی اعتقاد داشتند، چه در میان آنهایی که اصلاً به دعا اعتقادی نداشتند و قاه قاه می خندیدند، یک نفر پیدا نشد که مثلاً بگوید:«ببینید، اگر ما معتقد باشیم که خدا خودش کمال مطلق است، حتماً باید معتقد باشیم که همه کارهایش هم کوچکترین نقصی ندارد. اگر من مریضم، مریضی جزئی از زندگی همه موجودات زنده است. خدا قانون زندگی است. هر بار که یک آدمیزاد با دعا از خدا چیزی بخواهد، مثل این است که از خدا بخواهد که معجزه ای بکند! حالا حسابش را بکنید که هفت میلیارد آدم روی زمین، هر روز و هر ساعت، با ایمان کامل از خدا بخواهند که بر خلاف قانون هستی، برای هر کدام از آنها معجزه ای بکند! عالم بی قانون! عالم معجزات! عالم هرج و مرج! عالم دعا! خدا یکبار معجزه کرد و شد قانون هستی و زندگی!»</p>
            <p>البتّه دعا به خیلی از آدمها قوّت قلب می دهد، و هیچکس هم نمی تواند این را انکار بکند!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-05-28:10923191</id>
      <dc:identifier>10923191</dc:identifier>
      <updated>2011-05-28T14:33:01+00:00</updated>
      <published>2011-05-28T11:29:45+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«پدر اصلی دموکراسی»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۳۹) ۲۷ مه ۲۰۱۱ </summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، «پدر اصلی دموکراسی»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/05/110528_l13_letter_from_london_239.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/05/110528_l13_letter_from_london_239.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«پدر اصلی دموکراسی»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/05/28/110528113422_letter_from_london_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">«سیمون دو مونفور» یا «سایمون د مونت فورت» (Simon de Montfort)، پدر دموکراسی انگلستان که در سال ۱۲۶۵ در جنگ با «شاه هنری سوّم» کشته شد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>دو هفته پیش که دربارۀ «دیکتاتوری» بودن اصل همۀ حکومتهای عالم چند کلمه ای حرف زدم، و گفتم که دورۀ «دیکتاتوری دموکراسی» از این انتخابات است تا انتخابات بعدی، و دورۀ «دیکتاتوری دیکتاتوری» از این انقلاب است تا انقلاب بعدی، یا از این کودتاست تا کودتای بعدی، وقت نشد که بگویم چرا در دنیا حکومت «دموکراسی دموکراسی» سابقه ای ندارد.</p>
            <p>البتّه وقتی می گویم «دموکراسی دموکراسی»، خودتان کاملاً متوجّه هستید که با «دموکراسی» خالی فرق می کند. «دموکراسی دموکراسی» دموکراسی ای است که پشتوانه اش هم دموکراسی است، امّا دموکراسی خالی پشتوانه ندارد.</p>
            <p>همین دموکراسی خالی که خدا یک ذرّه اش را نصیب همۀ مردم دنیا بکند، تا آنوقت همۀ مردم دنیا بتوانند به جای «کاچی به از هیچی»، بگویند «کاچی به از همه چی»، مثل هر چیز دیگر این دنیا، برای خودش پدری دارد، مثل شعر فارسی که می گویند پدرش «رودکی سمرقندی» است.</p>
            <p>برای دموکراسی در تاریخ بشر معمولاً یکراست می روند سراغ «یونان». در یونان هم از قرن هفتم پیش از میلاد که بزرگواری به اسم «دراکون» (Δράκων, <em>Drakōn</em>) برای اوّلین بار قانون اساسی مملکت را مدوّن کرد، غیر از او، از چند نفر دیگر در مقام پدرهای دموکراسی اسم برده اند، که معروف ترین آنها، یکی سیاستمدار و قانونگزاری است به اسم «سولون» (Solon, Σόλων)، و دیگری «کلیستن» (Cleisthenes, Κλεισθένης)، رهبر دموکرات منشی  که قانون اساسی آتن را اصلاح کرد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/05/28/110528113648_letter_from_london_304x171_getty.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">«تامس جفرسون» (Thomas Jefferson)، پدر دموکراسی آمریکا و مؤلّف اعلامیۀ استقلال و منادی حقوق بشر</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p>چند وقت پیش من و دوست انگلیسیم، «شارون» (<em>Sharon</em>)، که از طرف مادر یهودی ایرلندی است و از طرف پدر مسیحی پروتستان اسکاتلندی، و ضمناً خیلی شوخ طبع و بذله گوست، دربارۀ همین قضیۀ «پدر دموکراسی» صحبت می کردیم، که یکدفعه شارون افتاد روی دندۀ شوخی و گفت: «من از بابت دموکراسی در تاریخ بشر آن قدر می روم عقب تا می رسم به وقتی که هنوز جدّ و جدّۀ اعلای ما، آدم و حوّا، توی بهشت زندگی می کردند. خوب، به نظر تو حکومت بهشت چه جور حکومتی بود؟ دیکتاتوری بود؟ یا دموکراسی؟»</p>
            <p>گفتم: «نمی دانم! تو بگو!»</p>
            <p>شارون گفت: «خوب، معلوم است که دیکتاتوری بود! خدا به آدم و حوّا حکم می کند که از میوۀ درخت معرفت نخورند تا هیچوقت فرق خوب و بد را نفهمند. عین گوسفند، بی شعور و سر به زیر و مطیع بمانند! این وسط کی بود که دلش به حال آدم و حوّا سوخت؟»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="224" height="280"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/05/28/110528113505_letter_from_london_224x280_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">شیطان، ابلیس، لوسیفر (Lucifer)، مفیستوفلیس (Mephistopheles)، عزازیل، پدر دموکراسی ابوالبشر و اُمّ البشر، البتّه به قول «شارون»، دوست انگلیسی علیزاده طوسی.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>گفتم: «البتّه خدا بود که دلش به حال آنها سوخته بود، چون می دانست که شعور و معرفت چه بلایی به سر آدمیزاد خواهد آورد!»</p>
            <p>شارون گفت: «نه، خیر! شیطان بود که خواست آدمیزاد با شعور و معرفت زندگی کند، با عقل زندگی کند، با اختیار و آزاد زندگی کند، یعنی زندگی ای که یک ساعتش به یک میلیون سال گوسفند زندگی کردن می ارزد!»</p>
            <p>دیدم فایده ای ندارد. باید بگذارم حرفش را بزند تا شوخیش معنی پیدا کند و از خر شیطان بیاید پایین. قیافۀ جدّی به خودم گرفتم، و چین به پیشانیم انداختم، و گفتم:«بله، با این حساب، چون به قول تو این شیطان بود که به آنها گفت روزی که از این میوه بخورید، چشمهای شما باز خواهد شد و مثل خدا عارف نیک و بد خواهید بود، پس پدر اصلی دموکراسی دراکون، سولون یاکلیستن نبود، شیطان علیه اللعنه بود!»</p>
            <p>
               <strong>
                  <br/>
               </strong>
            </p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-05-19:10760029</id>
      <dc:identifier>10760029</dc:identifier>
      <updated>2011-05-20T17:28:38+00:00</updated>
      <published>2011-05-19T14:40:24+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«کهن پوشی و تحسین مشکوک!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۳۸) ۱۸ مه ۲۰۱۱ Y؛ « کهن پوشی و تحسین مشکوک!»</summary>
      <dc:subject>کهن، پوشی، تحسین، مشکوک، نامه، لندن، ۲۳۸</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/05/110519_l42_letter_from_london_238.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/05/110519_l42_letter_from_london_238.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«کهن پوشی و تحسین مشکوک!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>بعضی از این انگلیسیها واقعاً آدمهای با مزه ای هستند که فکر می کنم نظیرشان در جاهای دیگر دنیا خیلی کم پیدا بشود. بگذارید یکی از تجربه هایم را بریتان تعریف کنم، ببینید با این حکمی که الآن صادر کردم، دربارۀ مردم این مهد نزاکت و آداب و تشریفات، و معدن پُز و دنگ و فنگ اشرافیت، و مصدر اصول تطبیق خصوصیات البسۀ مردم با درجات مشاغل و مناصب آنها، قضاوت نادرست نکرده باشم!</p>
            <p>این بندۀ حقّ چهل سال پیش که هنوز توی ایران بود، و چهل سال از حالا کم سنّ تر، یعنی در اوج جوانی بود، کت و شلوارش را آماده از فروشگاه «مارکس اند اسپنر» (Marks &amp; Spencer) در لندن، البتّه با بُرش و دوخت یکی از کارگاه های آسیای جنوب شرقی نمی خرید که به تن بد قوارۀ لندوکش گریه بکند. فاستونی انگلیسی اش را از یکی از مغازه های لاله زار نو آن سالها می خرید و آن را توی همان لاله زار نو آن سالها می داد به عیسی بیامرز آقای قریبیان، خیّاط ارمنی، وآن روانشاد کت و شلوار را با دقّت و وسواس زیاد به قالب تنش می دوخت.</p>
            <p>خلاصه می خواهم بگویم که از همان روزگار تا حالا سلیقۀ من در خصوصیات کلّی کت و شلوار و پیراهن و کراوات و شال گردن و کفش و کلاه و پالتو و بارانی و غیره تغییری نکرده است، الاّ اینکه حالا دیگر عمر استفاده از هر فقره پوشاک را سه برابر کرده ام، و موقعی آنها را توی ظرف زباله می اندازم که به درد گداهای سر قبر آقا هم نمی خورد.</p>
            <p>با این وصف چه طور می شود باور کرد که توی محلّه، یارو جنتلمن انگلیسی که زیاد می بیندت، امّا بات سلام و علیک ندارد، بیاید شانه اش را به شانه ات بچسباند، نیشش را بد جوری تا بناگوش باز کند، و آهسته در گوشت بگوید: «همیشه گفته ام و باز هم می گویم که توی محلّۀ ما تو خوش پوش ترین آدم هستی!»</p>
            <p>البتّه این تعارف را از بعضی از خانمهای مجرّد جوان ایرانی همکار شنیده بودم و می دانستم که آنها قصد مسخره کردن مرا ندارند، ولی نمی دانستم چرا من پیر مرد را با آقاهای مجرّد جوان ایرانی همکار مقایسه می کنند که همه شان مثل جنتلمن انگلیسی توی محلّۀ من لباس غیر رسمی راحت ساده، با رنگها و بافتها و برشها و دوختهای به هم نخور، و بی اعتناء به همۀ سنّتها و نزاکتها و عادتهای کهنۀ بوی گند گرفتۀ نسل متحجّر پایبند اصول از خود آزاری دست بر ندار مقایسه می کنند!</p>
            <p>پیش خودم می گفتم : «شاید از مجرّد ماندن خودشان وراحت و بی خیال زندگی کردنِ آقاهای مجرّد جوان ایرانی همکار خسته شده اند، و بدون اینکه بدانند، یعنی ناخودآگاه، آرزو می کنند که چهل پنجاه سال پیش به سنّ حالاشان می بودند!»</p>
            <p>امّا در مورد تعریف مسخرۀ دندان قروچه ای این جنتلمن انگلیسی توی محلّه خودم از خوشپوشی من، حدسهای زیادی زده ام که هیچکدامش تا حالا راضیم نکرده است! یکیش اینکه یارو حتماً دیوانۀ بی زنجیر است!</p>
            <p>یکیش هم اینکه شاید چون می بیند من یک خارجی خاورمیانه ای لعنتی هستم، فکر می کند باید یک قبای بلند بپوشم و بدون شلوار، با یک جفت نعلین راه بروم، و این قدر گستاخ نباشم که تکه به تکه لباسهای نسل پدر بزرگ او را تنم بکنم و توی خیابان محلّه شان به رخ او بکشم!</p>
            <p>شاید این بار که دیدمش، با خندۀ دندان قروچه ای در جوابش بگویم: «راستی، می دانستی که شلوار در اصل از اختراعات ایرانیهاست؟»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-05-12:10628052</id>
      <dc:identifier>10628052</dc:identifier>
      <updated>2011-05-13T16:58:17+00:00</updated>
      <published>2011-05-12T13:07:22+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«خدا خودش به داد مردم برسد!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه‌ای از لندن (۲۳۷) ۱۱ مه ۲۰۱۱  </summary>
      <dc:subject>«خدا خودش به داد مردم برسد!», نامه‌ای, لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/05/110512_l13_letter_from_london_237.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/05/110512_l13_letter_from_london_237.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«خدا خودش به داد مردم برسد!»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>من به دوره‌های پیش از حکومت بانوی آهنین که‌‌ همان عالیه خانم «تاجر» باشد که حزبش در اوج بحران «سرمایه داری»، با ‌‌نهایت «محافظه کاری» او را به قدرت رساند، کاری ندارم...</p>
            <p>... امّا از سال ۱۹۷۹ که ایشان بر تخت نخست وزیری بریتانیا جلوس فرمودند تا به امروز، بدون اینکه این بندۀ حقّ چیزی از فلسفۀ سیاست سرش بشود یا از معنای تاریخ بویی برده باشد، با‌‌ همان نگاه سطحی و عوامانه به اوضاع عالم، به این نتیجه رسیده است که حکومتهای همۀ کشورهای ریز و درشت و فقیر و ثروتمند دنیا در اصل «دیکتاتوری» هستند.</p>
            <p>نه، خیر! شوخی نمی‌کنم. خیلی هم جدّی عرض می‌کنم، و هیچ تعجّبی هم ندارد! فقط من از خودم در تعجّبم که چرا این واقعیت اًظهَرُ مِنَ الشَّمس را پیش از ظهور عالیه خانم تاجر نفهمیده بودم!</p>
            <p>خوب، این را که خودتان بهتر از من می‌دانید که کلمۀ «دیکتاتور» (dictator) یعنی «دیکته کننده» و کلمۀ «دیکته» (dictée) که ما از زبان فرانسوی گرفته‌ایم، مترادف کلمۀ «املاء» است. یک نفر، مثلاً یک معلّم، یک چیزی را با صدای بلند می‌گوید و ما آن را می‌نویسیم. به این می‌گویند «دیکته کردن» و کسی که این کار را می‌کند، «دیکته کننده» است، که می‌شود «دیکتاتور»!</p>
            <p>تا اینجا ملاحظه می‌فرمایید که «دیکتاتور» معنای چندان بدی ندارد. و این را هم خودتان بهتر از من می‌دانید که ریشۀ فعل «دیکته کردن» در زبان لاتین «دیکتاره» (dictare) است، که از‌‌ همان اوّلش همین معنی را داشته است تا اینکه از سال ۵۰۱ پیش از میلاد به بعد در حکومت روم «دیکتاتور» به کسی گفته شد که شورای سناتور‌ها در یک موقعیت بحرانی انتخابش می‌کردند تا برای مدّت شش ماه با اختیارات مطلق مملکت را اداره کند، مشروط بر اینکه بدون گندکاری از عهدۀ این وظیفۀ خطیر ملّی و انسانی و قدّوسی بر بیاید، و بعد از رفع بحران هم برگردد سر جای اوّلش، و بدون هیچ ادّعایی، هیچ مطالبۀ ارث پدری از ملّت، میان سناتور‌ها بنشیند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/05/12/110512131321_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">صحنه‌ای از مجلس سنای روم، خانۀ دیکتاتورهای دموکرات منش فیلسوف مآب عهد باستان 
</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>این رسم بر قرار بود و بود تا اینکه در سال ۴۵ پیش از میلاد، ژول سزار (Julius Caesar)، قیصر روم، در اوج شهرت کشورگشایی و مملکتداری، آمد خودش را «دیکتاتور مادام العمر» اعلام کرد و از آن به بعد تا امروز دیگر «دیکتاتور»‌ها هیچ کاری به معنی اصلی اسمشان و حدّ و حدود وظیفه و اختیاراتشان نداشته‌اند، و به جای ادارۀ مملکت برای رفع بحران، هر غلطی دلشان خواسته است، کرده‌اند و می‌کنند تا مملکت سخت گرفتار یک بحران خطرناک بشود و آنوقت...</p>
            <p>بله، وآنوقت است که ما تفاوت «دیکتاتوری دیکتاتوری» با «دیکتاتوری دموکراسی» را می‌فهمیم. نمی‌دانم درست متوجّه عرضم شده‌اید یا نه؟ همین طور است که می‌فرمایید. واقعاً منظورم این است که همین امروز فقط دو جور حکومت در دنیا داریم.</p>
            <p>یکی حکومت «دیکتاتوری دموکراسی» مثل حکومت بریتانیا که در دورۀ چند روزۀ «دموکراسی انتخاباتی» مردم ناچار به رئیس یکی از حزبهای سیاسی رأی می‌دهند و او را برای یک دورۀ چهارسالۀ «دیکتاتوری» انتخاب می‌کنند.</p>
            <p>یکی هم حکومت «دیکتاتوری دیکتاتوری» که یک «دیکتاتور مادام العمر» با کودتا یا انقلاب خودش را به قدرت می‌رساند و هر کار دلش خواست می‌کند تا کودتا یا انقلاب بعدی و به قدرت رسیدن یک «دیکتاتور مادام العمر» دیگر، مثل حکومت صدام حسین در عراق یا...</p>
            <p>خلاصه خواستم بگویم به چه دلیل است که فکر می‌کنم حکومتهای همۀ کشورهای دنیا از شرقی و جنوبی گرفته تا غربی و شمالی، در اصل حکومت «دیکتاتوری» هستند، با این تفاوت که...</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-05-07:10535612</id>
      <dc:identifier>10535612</dc:identifier>
      <updated>2011-05-07T12:58:51+00:00</updated>
      <published>2011-05-07T12:34:04+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«این سؤالهای احمقانه یعنی چی؟»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه‌ای از لندن (۲۳۶) ۶ مه ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>«این سؤالهای احمقانه یعنی چی؟», نامه‌ای, لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/05/110507_l13_letter_from_london_236.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/05/110507_l13_letter_from_london_236.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«این سؤالهای احمقانه یعنی چی؟»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>خداوندگار عالم، یا هر کی و هر چی شما بفرمایید، به ما چشم داده است که باش ببینیم، و گوش داده است که باش بشنویم، و مغز، یا عقل، یا ذهن، یا روح، یا روان داده است که باش دربارۀ همۀ چیزهایی که می‌بینیم و می‌خوانیم و می‌شنویم، خوب فکر کنیم تا همه چیز را، در آن حدّی که برای آدمیزاد امکانش هست بشناسیم و بفهمیم، و اگر خودِ زندگی نمی‌داند چه مقصودی و چه معنایی دارد، ما که خودمان را اشرف مخلوقات کرده‌ایم، اقّلاً به یک شکلی که ما را راضی بکند، به زندگی خودمان یک معنایی بدهیم، و با همین دیدن و شنیدن و فکر کردن از زیباییهای طبیعی لذّت ببریم، و اگر ذوق و عشق و همّتش را داشتیم، خودمان زیباییهای بهتری خلق کنیم، زیباییهای انسانی.</p>
            <p>حالا شما که همچین نظری دارید و به اوضاع و احوال جامعه‌های زیادی پیشرفتۀ حالا رو به پس رفت گذاشته وجامعه‌های زیادی واپس ماندۀ حالا الکی پیش دویده نگاه می‌کنید، توی اتوبوس می‌بینید یارو که بغل دستتان نشسته است، یک جوان سی، سی و پنج سالِ انگلیسیِ به خودش حسابی مطمئنّ، و از خودش بی‌دلیل راضی، گوش‌هایش مشغول شنیدن موسیقی پاپِ بعد از یکی دو ماه کهنه شوِ بوی گند بگیرِ دور انداختنی است، و چشمهاش هم به یاری انگشتهاش مشغول تماشای یک بازی بزن بکُش دَر روِ کامپیوتری! و آنوقت پیش خودتان می‌گویید:«خوب، این مشغولیات چشمهای این جوان خیلی امروزی، این هم مشغولیات گوشهای این جوان خیلی امروزی! حالا هوش و حواسّ این جوان خیلی امروزی کجاست؟»</p>
            <p>و فوراً خودتان جواب خودتان را می‌دهید و می‌گویید: «اگر گذاشته بودند که هوش و حواسّ داشته باشد و خودش خواسته بود که قدر چشم‌ها و گوش‌هایش را بداند و با آن‌ها خوب دیدن و خوب شنیدن و خوب فکر کردن یاد بگیرد، که حاضر نمی‌شد خودش را توی یک همچین دنیای کوچک از همه چیز خالی زندانی بکند و خیالش خوش باشد که دارد خوش می‌گذراند!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/05/07/110507122715_letter_from_london_304x171_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">«سمفونی پنجم بتهوون» به رهبری دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim)، موسیقیدان یهودی آرژانتینی، که طرفدار حقوق فلسطینیهاست، در آوریل دوسال پیش به وسیلۀ ارکس‌تر سمفونیک قاهره در مصر اجرا شد. 

</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>راستی هم که اگر شما که بغل دست این جوان خیلی امروزی نشسته‌اید، ازش بپرسید: «زندگی برای شما چه معنایی دارد؟» لابد بر می‌گردد، به شما می‌گوید: «چی گفتید؟ زندگی برای من چه معنایی دارد؟ منظورتان چی هست؟»</p>
            <p>امّا نه! تازه اگر ازش همچین چیزی هم بپرسید، خیال می‌کنید کسی که تا حالا به افقهای حیرت نگاهی نینداخته است و به آواز ستاره‌ها گوش نداده است، اصلاً شما را که بغل دستش نشسته‌اید، می‌بیند، یا اصلاً صداتان را از یکوجب فاصله می‌شنود، که برگردد، همچین جوابی به شما بدهد؟</p>
            <p>مبادا خودتان را سنگ روی یخ بکنید و دست به شانه‌اش بزنید تا مجبور بشود صدای موسیقی پاپش را ببندد و ببیند این پیر مردِ فکسّنیِ مزاحمِ کهنه فکرِ از پشتِ کوه آمده چی می‌خواهد بگوید، و مثلاً شما بخواهید سر صحبت را باش باز کنید!</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/05/07/110507122641_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">
به جای فکر کردن دربارۀ عاقبت جامعه‌های خیلی زیادی زیادی پیشرفته، به یک بیرق خوش و خرّم سه رنگ طبیعت نگاه می‌کنیم [عکس از علیزادۀ طوسی].</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>من سنگ روی یخ شدم که حالا دارم به شما هشدار می‌دهم. ازش پرسیدم: «با این موبایل شما شطرنج یکنفره هم می‌شود بازی کرد؟» اخمهاش رفت توی هم و گفت: «من شطرنج بازی نمی‌کنم! خوب دیگر چی؟»</p>
            <p>گفتم: «با این موبایل شما موسیقی کلاسیک هم می‌شود شنید؟ مثلاً سمفونی پنجم بتهوون؟»</p>
            <p>با عصبانیت گفت: «چرا مزاحم من می‌شوی، پیرمرد! مگر دیوانه‌ای؟ این سؤالهای احمقانه یعنی چی!» *</p>
            <p>و من در دهنم را بستم و جایم را عوض کردم و توی دلم گفتم: «خدا عاقبت جامعه‌های زیادی پیشرفته را به خیر کند تا صدقۀ سر آن‌ها جامعه‌های واپس ماندۀ مقلّد عاقبت به خیر بشوند!» <br/>________________________________<br/>۱- Stop bothering me، old man! Are you mad؟ What are these silly questions!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-04-29:10393826</id>
      <dc:identifier>10393826</dc:identifier>
      <updated>2011-04-29T17:18:50+00:00</updated>
      <published>2011-04-29T16:17:07+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa"> «بیماری میمونیت»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه‌ای از لندن (۲۳۵) ۲۹ آوریل ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>«بیماری میمونیت», نامه‌ای, لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/04/110429_l13_letter_from_london_235.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/04/110429_l13_letter_from_london_235.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative> «بیماری میمونیت»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/29/110429162742_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">
آقای پینکرتون (Pinkerton) را که می‌دیدم، به یاد گریگوری پک (Gregory Peck)، در فیلم «کشتن مرغ مقلّد»، مظهر نجابت و صداقت و انسانیت، می‌افتادم 
</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>فکر نمی‌کنم تا حالا هیچوقت از همسایۀ ته کوچه‌مان چیزی به شما گفته باشم. راستش از‌‌ همان حدود سه سال پیش که شنیدم به زندان افتاده است و برایش هفت سال حبس بریده‌اند و زن جوان بیست و شش هفت ساله‌اش با دو تا بچّه تنها مانده است، هیچوقت دلم نخواسته است باور کنم که مرد نجیب محترم خوش برخورد پنجاه و چند ساله‌ای مثل آقای پینکرتون (Pinkerton)* به زندان بیفتد، آن هم به چه جرمی!</p>
            <p>هر وقت توی کوچه می‌دیدمش، به یاد «گریگوری پک» می‌افتادم، مخصوصاً با شخصیت و حالتی که از او در فیلم «کشتن مرغ مقلّد» * دیده‌ام. آقا به معنی آقا، نجیب به معنی نجیب، انسان به معنی انسان. می‌گویید آدم نباید گول قیافه و رفتار ظاهری مردم را بخورد؟ اگر این طور باشد، پس باید قید آقایی و نجابت و انسانیت را زد و گفت: «صد رحمت به جنگل!»</p>
            <p>اگر آن شب توی تلویزیون برنامۀ فسق و فجور شامپانزه‌ها را تماشا نکرده بودم و ندیده بودم که سلطان چهل و چند سالۀ یک قبیلۀ شامپانزه شهوتش گل کرده است و دارد دنبال نوۀ هشت، نه سالۀ خودش می‌دود، به یاد هرکس می‌افتادم، دلیلی نداشت که به یاد آقای پینکرتون بیفتم.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/29/110429163025_letter_from_london_304x171_seszterhasnpl.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">می‌گویند شامپانز‌ها ۲۰۰ برابر گوریل‌ها اسپرم تولید می‌کنند و به همین دلیل، خوب، معلوم است دیگر! 
</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="S ESZTERHAS  NPL"/>
            </div>
            <p>اینکه می‌گویم فسق و فجور میمون‌ها، از دید خود میمون‌ها نمی‌گویم، چون آن‌ها که خیر و شرّ سرشان نمی‌شود. لابد هر کاری که می‌کنند، از جمله بر عهده گرفتن وظیفۀ سنگین و طاقت فرسای باردار کردن نوه‌های هشت، نُه ساله‌شان در سنّ کهولت، همه‌اش اطاعت بی‌چون و چرا از حکم طبیعت است.</p>
            <p>امّا آدمیزاد وقتی آدمیزاد شد که از حکم طبیعت سر پیچی کرد و گفت: «من که دیگر میمون نیستم! پس یعنی چی که بردۀ چشم و گوش بستۀ طبیعت باشم و افسارم را بدهم به دست قدرت و شهوت! آخر خجالت از خدای انسانیت هم خوب چیزی است! آن جدّم، میمون علیه اللعنه بود که تا جان در بدن داشت، نمی‌گذاشت یکی از پسرهاش یا پسر پسرهاش یا پسر پسر پسرهاش، برای باز کردن باب عشق، به یکی از خواهر‌هاشان نزدیک بشود، تا حسابی پیر می‌شد و جوانترهای قبیله دست به یکی می‌کردند و از میان ورش می‌داشتند! چه طور ممکن است که یک آدمیزاد پنجاه و چند ساله به یک دختر بچّۀ هشت، نُه ساله نگاه کند و آتش شهوتش شعله ور بشود و بشود مثلاً آقای پینکرتون!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/29/110429162812_letter_from_london_304x171_nocredit_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">فروشگاه زنجیره‌ای تسکو (Tesco) در سه اندازۀ مختلف: خیلی بزرگ (Superstore)، متوسّط (Metro) و کوچک (Express)، که این سوّمی آدم را به یاد خواربار فروشیهای «دریانی» می‌آندازد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>آنوقت از یک طرف می‌بینی در همین غرب متمدّن در همه چیز زیادی پیش رفته، عمل زشت و میمونی آقای پینکرتون را که به ش می‌گویند «پِدوفیلیا» (Paedophilia)، یعنی شهوترانی با بچّه‌های نابالغ، ناشی از یک «اختلال روانی جنسی» بدانند، و از طرف دیگر همین آدم مبتلا به اختلال روانی جنسی را، به جای بیمارستان یا تیمارستان، بیندازند توی زندان.</p>
            <p>اینجاست که من می‌گویم: «نه بابا جان، کسی که می‌گذارد فیل حیوانیتش یاد هندوستان جنگل بکند و قدرت یا شهوت حیوانی به انسانیتش گند بزند، ظاهرش هم که به گریگوری پک در فیلم کشتن مرغ مقلّد شباهت داشته باشد، در باطن به یکی از «بیماریهای حیوانیت» مبتلاست و خودش خبر ندارد،‌‌ همان طور که دیگران خبر ندارند!»</p>
            <p>با این حساب است که حالا شما می‌گویید: «پس آن کسانی هم که در محلّه‌های بزرگ فروشگاههای بزرگ زنجیره‌ای به راه می‌اندازند، و کارشان که خوب گرفت، توی محلّه‌های کوچک هم شعبه‌های کوچک باز می‌کنند تا همۀ بقّال‌ها و قصّاب‌ها و نانوا‌ها و خواربار فروشی‌ها و ده‌ها و صد‌ها چیز دیگر فروشیهای جامعه را از نان خوردن بیندازند، همه‌شان به جنون قدرت که‌‌ همان بیماری میمونیت باشد، مبتلا هستند؟»</p>
            <p>
               <br/>
* شخصیت صاحب این نام تخیلی است</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-04-22:10266794</id>
      <dc:identifier>10266794</dc:identifier>
      <updated>2011-04-22T16:38:23+00:00</updated>
      <published>2011-04-22T14:09:48+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa"> «سؤال از من، جوابش از شما»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه‌ای از لندن (۲۳۴) ۲۲ آوریل ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/04/110422_l13_letter_from_london_234.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/04/110422_l13_letter_from_london_234.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative> «سؤال از من، جوابش از شما»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/22/110422141336_letter_from_london_304x171_pa.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">شیموس هینی (Seamus Heaney) شاعر ایرلندی، برندۀ جایزۀ «نوبل» می‌گوید: «شعر بیشعوری و ولنگاری طبیعت را جبران می‌کند!» </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="PA"/>
            </div>
            <p>اگر آدمی مثل من بخواهد از کسانی که شعر می‌خوانند و درمیان شاعرهایی که در یک قرن گذشته اسمی پیدا کرده‌اند، چند تایی را روی سرشان می‌گذارند، بپرسد: «چه شعرهایی از این شاعر‌ها خوانده‌اید، که تأثیری در زندگی روزمرّۀ شما داشته است؟»، این آدم اوّل باید بگوید منظورش از «زندگی روزمرّه» و «تأثیر شعر» چی هست!</p>
            <p>حالا آدمی مثل من که همچین سؤالی را مطرح می‌کند، می‌گوید منظورش از زندگی روزمرّه تمام آن لحظه‌هایی است که آدم هر روز، از وقتی چشم از خواب باز می‌کند تا شب وقتی خوابش می‌برد، می‌گذراند، و از گذشتن این لحظه‌ها آگاه است، و در ضمن گذشتن این لحظه‌ها چیزهایی می‌بیند و چیزهایی می‌شنود و فکرهایی می‌کند، و با این تجربه‌ها حالتهایی به او دست می‌دهد، شاد کننده، غمگین کننده، حیران کننده، امیدوار کننده، مأیوس کننده و خیلی چیزهای دیگر کننده.</p>
            <p>و البتّه هم طبیعی است و هم معلوم است که فکر‌ها و حالتهای آدم‌ها در هر روز و هر سال و هر دوره از زندگی تغییرهایی می‌کند. از این گذشته، فکر‌ها و حالت‌ها یا «تأمّلات و حالات» هر آدمی از هر طبقه‌ای با مال تک تک آدمهای طبقۀ خودش و طبقه‌های دیگر فرقهایی دارد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/22/110422141435_letter_from_london_304x171_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">مثیو آرنولد (Matthew Arnold) شاعر انگلیسی (۱۸۸۸-۱۸۲۲) که «رستم و سهراب» فردوسی را با ترجمه‌ای آزاد به نظم انگلیسی در آوارده است می‌گوید: «بدون شعر، علم ناقص است، و جای بخش وسیعی از مذهب و فلسفه را در آینده شعر خواهد گرفت.» 
</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>در عین حال در لحظه‌های خاصّی فکر‌ها و حالتهای خاصّی برای خیلی از آدم‌ها پیش می‌آید که خیلی شبیه همدیگر است، و اینجاست که وقتی یکی از همین «خیلی از آدم‌ها» در توصیف یکی از این فکر‌ها و حالت‌ها چیزی می‌گوید عمیق و دقیق و دلنشین، یکی دیگر از همین «خیلی از آدم‌ها» به وجد می‌آید و می‌گوید: «جانا، سخن از زبان ما می‌گویی!» که منظورش این است که «جانا به زبان خود از دل و ذهن ما سخن می‌گویی»، چون شاعر واقعی همین لحظه‌ها را با زبان خودش آن طور توصیف می‌کند که در دل‌ها و ذهنهای این «خیلی از آدم‌ها» می‌گذرد، نه با زبان خود این «خیلی از آدم‌ها» که با هنر شاعری پرورش پیدا نکرده است و در بیان اعجاز نمی‌کند.</p>
            <p>خوب، این مختصراً و مفیداً منظور من از «زندگی روزمرّه». حالا می‌آییم سر «تأثیر شعر». منظورم از «تأثیر شعر» این نیست که مثلاً من خیال کنم زندگی کردن بلد نیستم و شاعر در شعرش به من درس زندگی کردن بدهد. اگر من همچین احتیاجی داشته باشم و خیال کنم که باید از استادهای علم زندگی درس بگیرم، می‌روم، در سطح بالا، کتابهای آدمهایی مثل «ژان ژاک روسو» * را و در سطح پایین کتابهای آدمهایی مثل «دیل کارنگی» ** را می‌خوانم.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/22/110422141409_letter_from_london_304x171_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">ژان ژاک روسو (Jean-Jacques Rousseau)، نویسنده و فیلسوف اجتماعی فرانسوی سوییسی.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="no credit"/>
            </div>
            <p>یک شعر وقتی در من تآثیر می‌گذارد که با زبان معجزه گر یک شاعر واقعی مرا ببرد به تماشای یکی از آن لحظه‌های خاصّی که در ذهن و روح من اتّفاقی می‌افتد که می‌بینم من تنها این طرف وایستاده‌ام و جهان هستی آن طرف، و حالتی به من دست داده است که دلم می‌خواهد آن را برای یک نفر بگویم تا تنها نباشم، امّا نمی‌دانم چه طوری بگویم. آنوقت یک روز یک شاعر با یک شعرش به من می‌گوید: «ببین، این است آن اتّفاقی که آن روز در آن لحظۀ خاص در ذهن و روح تو افتاد!»</p>
            <p>یک وقتهایی هم هست که شاعر واقعی چیزی را از زاویه‌ای به ما نشان می‌دهد که وقتی نگاهش می‌کنیم، انگار اوّلین بار است که داریم آن را می‌بینیم، در حالی که هزار‌ها بار آن را دیده بوده‌ایم، امّا نه از آن زاویه! انگار شعر واقعی کشف معنای پنهانی همه چیز است.</p>
            <p>ببخشید، گفتید منتظر نتیجۀ حرفم هستید؟ من فقط خواستم یک سؤال مطرح کرده باشم! <br/>ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ<br/>* ژان ژاک روسو Jean-Jacques Rousseau، نویسنده و فیلسوف اجتماعی سوییسی (۱۷۷۸-۱۷۱۲)، که «قراردادهای اجتماعی» و «گفتار در منشأ و پایۀ نابرابری در میان آدمیان و «اعترافات» از آثار معروف اوست.</p>
            <p>** دیل کارنگی Dale Carnegie، نویسنده و معلم اخلاق اجتماعی (۱۹۵۵-۱۸۸۸) آمریکایی، مؤلّف کتابهای عامّه پسندی مثل «آیین دوست یابی و نفوذ در مردم» و «آیین سخنرانی و نفوذ در اهل کسب و تجارت».</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-04-15:10143610</id>
      <dc:identifier>10143610</dc:identifier>
      <updated>2011-04-15T16:41:17+00:00</updated>
      <published>2011-04-15T15:00:31+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa"> «در ستایش و نکوهش نصیحت»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه‌ای از لندن (۲۳۳) ۱۵ آوریل ۲۰۱۱  </summary>
      <dc:subject>«در ستایش و نکوهش نصیحت», نامه‌ای, لندن, علیزاده، طوسی،</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/04/110414_l13_letter_from_london_233.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2011/04/110414_l13_letter_from_london_233.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="نامه‌ای از لندن" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative> «در ستایش و نکوهش نصیحت»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>یکی از تفریحات فکری من، به جای حلّ کردن جدول کلمات متقاطع، خواندن کلمات قصار است. چند روز پیش، وقتی داشتم با یک همکار جوان صحبت می‌کردم، یکدفعه متوجّه شدم که حرف‌هایم دارد شکل نصیحت به خودش می‌گیرد. پیش خودم شرمنده شدم و به یاد این حرف اسکار وایلد (Oscar Wilde)، شاعر و نمایشنامه نویس ایرلندی افتادم که: «اگر آدم نصیحت خوبی داشته باشد، تنها کاری که می‌تواند باش بکند این است که آن را بدهد به دیگران، چون به درد خود آدم نمی‌خورد.»</p>
            <p>البتّه من مخالف این نیستم که آدم از اشتباه‌ها و پشیمانی‌ها و حسرتهای خودش برای جوان‌ها صحبت بکند، که این اوّلاً خودش یک جور اعتراف کردن است، و اعتراف بار روحی آدم را سبک می‌کند، و ثانیاً به جوان‌ها این دلگرمی را می‌دهد که آدمیزاد با تجربه‌هایش پیر می‌شود، ولی اشتباه‌هایش تمامی ندارد، و بنا بر این پشیمانی بیفایده است و حسرت هم هیچ چیز را جبران نمی‌کند.</p>
            <p>خلاصه همینکه حرفم با همکار جوان لحن نصیحت به خودش گرفت و مرا به یاد حرف «اسکار وایلد» انداخت، با یک شعار بیمزۀ «بی‌خیالش باش، فرزند!» موضوع صحبت را عوض کردم، و از شرمندگی پیش خودم نتوانستم در بیایم و کلمۀ «نصیحت» و برادر‌هایش «پند» و «اندرز»، همین طور توی کلّه‌ام طبل و شیپور می‌زدند.</p>
            <p>دست به دامن «اینترنت» شدم. کلمات قصار، چه در ستایش و چه در نکوهش «نصیحت»، بعضیهاش سنجیده و پر مغز، بعضیهاش سرسری و بی‌منطق. یکی از آن‌ها مرا به یاد سعدی، بر او باد از ما درود، انداخت!</p>
            <p>گوینده‌اش گوردون روپرت دیکسون (Gordon Rupert Dickson) داستان علمی تخیّلی نویس آمریکایی است، که به قول یکی از بذله گوهای قدیم، خیلی معروف است، ولی من و شما ممکن است اصلاً اسمش را هم نشنیده باشیم. ایشان فرموده است: «بعضی از مردم نصیحتهای مرا آن قدر دوست می‌دارند، که به جای اینکه به آن‌ها عمل کنند، قابشان می‌کنند و می‌زنند به دیوار!»</p>
            <p>اینجا بود که کلمه‌های «نصیحت» و «دیوار» مرا به یاد «شیخ اجلّ» انداخت، و حکایتی از باب دوم «گلستان» در «اخلاق درویشان» که مضمونش به نعل و به میخی است در لِفافۀ گفت‌و‌گوی فقیهی با پدرش، آن هم فقیهی که «سخنان رنگین دلاویز متکلّمان در او اثر نمی‌کند!»</p>
            <p>چرا؟ «به حکم آنکه نمی‌بیند مَر ایشان را فعلی موافق گفتار!» یعنی همه واعظهایی هستند غیر مُتَّعِظ! امّا نمی‌دانم چرا پدر این فقیه، فقیه بزرگواری که مثل حافظ دلش از قیل و قال مدرسه گرفته است و از «آن کار دیگر» متکلّمان خون خونش را می‌خورد، به پسرش می‌گوید: </p>
            <p>گفتِ عالم به گوش جان بشنو،</p>
            <p>ور نماند به گفتنش کردار!</p>
            <p>باطل است آنچه مُدّعی گوید:</p>
            <p>خفته را خفته کی کند بیدار!</p>
            <p>مرد باید که گیرد اندر گوش،</p>
            <p>ور نوشته است پند بر دیوار!</p>
            <p>سعدی بزرگوار آن قدر‌ها هم که توی این حکایت به نظر می‌آید «ضدّ و نقیض گو» نیست. شاید منظورش این است که: «فرزند، واعظ نوار ضبط صوت است، به خودش چه کار داری! ببین محفوظاتش چی هست!»</p>
            <p>نمی دانم! شاید هم سعدی یواشکی از ما خواسته است که این حکایت چند پهلو را خودمان با دقّت بخوانیم و برای خودمان تفسیرش کنیم.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-04-05:9938278</id>
      <dc:identifier>9938278</dc:identifier>
      <updated>2011-04-08T11:33:47+00:00</updated>
      <published>2011-04-05T14:18:49+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«پس رفت پیشرفته ها»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه‌ای از لندن (۲۳۲) ۸ آوریل ۲۰۱۱؛ «پس رفت پیشرفته‌ها»</summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه،    «آخیش!»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/04/110405_l42_letter_from_london232.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2011/04/110405_l42_letter_from_london232.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150447_letter_frm_london_144x81_nocredit_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>«پس رفت پیشرفته ها»</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p/>
            <p>یادم می آید چند وقت پیش، یعنی شاید یکی دو سالِ پیش، که دیدم در راسته کتابفروشیهای لندن جای یک «کتابفروشی» بزرگ را یک «رستوران» یا به قول من یک «بوتیک شکم» گرفته است، کلّی از «پس رفت» فکری در کشورهای «پیشرفته» غربی نالیدم. حالا می بینم یک بنده خدایی در «وب سایت» خودش از بسته شدن چند تا «مغازه نشر کتاب» در یکی از راسته های کتابفروشی شهر خودش و باز شدن چند تا «بوتیک شکم» به جای آنها، نالیده است، آن هم چه نالیدنی که دل اهل فکر را کباب می کند.</p>
            <p> همینکه این دو جور ناله، که با هم از زمین تا آسمان فرق می کند، امّا مثل زمین و آسمان با هم ارتباط دارد، توی ذهن من به هم برخورد کرد، یکدفعه مغزم جرقّه ای زد و کشف بزرگی کردم که فکر می کنم برای خیلی از مردم «جهان سوّم» از کشف «قانون ارشمیدس»* خیلی مهمّ تر باشد، امّا من برعکس ارشمیدس از کشف خودم هیچ خوشحال نشدم، تا پا برهنه از توی خزینه حمّام بدوم توی خیابانهای «سیراکیوز» ** داد بزنم: «یا فتم! یافتم!»</p>
            <p>چی فرمودید؟ می گویید جهان سوّمی دیگر معنایی ندارد؟ می گویید با به کار بردن این اصطلاح مخالفید و آن را مغایر با اصول اخلاق سیاسی می دانید؟ بسیار خوب، چون اعتراض کننده شما هستید، پس حتماً حقّ به جانب شماست.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/05/110405134619_letter_from_london_232_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">حالا دیگر عنوان «جهان سوّم» را از روی این جور کشورها برداشته اند و به آنها می گویند «کشورهای در حال پیشرفت». ملاحظه می کنید که؟</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p/>
            <p>امّا اجازه بدهید عرض کنم که تا همین چهل، پنجاه سال پیش به بعضی از کشورهای دنیا می گفتیم «عقب مانده» و هیچکس اعتراضی نمی کرد، حتّی مردم خودِ همین کشورها! بعداً روابط بین الدّولی حکم کرد که به جای «عقب مانده» بگوییم «در حال توسعه». بعدتر هم که «جهان دوّم»، یعنی «بلوک شرق»، کمونیست بازی را گذاشت کنار و با سر دوید توی میدان سرمایه داری و به خیال خودش شد همبازی «جهان اوّل»، دیگر تقسیم ممالک محروسه و نامحروسه پنج قارّه زمین به سه جهان بی معنی شد.</p>
            <p>بله، همان طور که شما فرمودید، حالا دیگر همه ممالک عالم به دو دسته تقسیم می شوند: «توسعه یافته» و «در حال توسعه»، یا «پیشرفته» و «در حال پیشرفت». این به جای خود! خیلی هم درست! مو هم لای درزش نمی رود! امّا من همین «پیشرفته» و «در حال پیشرفت» را که بغل هم گذاشتم، آن کشف بزرگ مثل بمب توی کلّه ام ترکید.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/05/110405141053_letter_from_london_232_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">با این حساب فکر نمی کنید «این قافله» تا به حشر لنگ بماند!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p/>
            <p>این را حتماً شما هم تصدیق می فرمایید که کشورهای پیشرفته غربی، مخصوصاً اروپایی، مخصوصاً تر انگلستان و آلمان و فرانسه و ایتالیا، پیشرفت در همه چیز، مخصوصاً در علم و فلسفه و ادبیات و هنر، و همراه اینها اکتشافات و اختراعات، و همراه اینها کشاورزی و صنعت و تجارت را از قرن پانزدهم شروع کرده بودند و در قرن نوزدهم پیشرفت در همه اینها را به اوج رساندند، و این وقتی بود که کشورهای عقب مانده تازه به فکر افتادند که بیدار بشوند و برای پیشرفت از کشورهای پیشرفته تقلید کنند، و این وقت تقریباً بعد از جنگ جهانی اوّل بود، و این وقتی بود که کشورهای «پیشرفته» در همه چیز، غیر از تکنولوژی و تجارت، شروع کردند به «پس رفت» و از آن وقت تا حالا کشورهای «در حال پیشرفت» دارند قدم به قدم در «پس رفت» با کشورهای «پیشرفته» در سیر قهقرایی «معنویت» و افتادن در سرازیری «مادیت» همراه می شوند! با این حساب، فکر نمی کنید، این قافله تا به حشر لنگ بماند؟</p>
            <p>_________________________________________</p>
            <p>* Archimedes – Ἀρχιμήδης – ارشمیدس، ریاضیدان، فیزیکدان، مهندس، مخترح ع و ستاره شناس یونانی قرن سوّم پیش از میلاد، متولّد شهر بندری سیراکیوز، در جزیره سیسیل، که در آن زمان مستعمره یونان بود.</p>
            <p>** Syracuse: کشف معروف ارشمیدس داستانی دارد که شاید واقعی نباشد، و آن اینکه پادشاه سیراکیوز مقداری طلا به صورت شمش به زرگر دربارش داده بود که از آن برایش تاجی بسازد. وقتی که تاج ساخته شد، پادشاه که به درستکاری زرگ اطمینان نداشت، از ارشمیدس خواست که به نحوی معلوم کند که تاج طلای خالص است یا زرگر مقداری از آن را برای خودش برداشته است و بقیه را با مقداری نقره آمیخته است تا به وزن طلایی در آید که به او تحویل داده شده بود. انجام دادن این درخواست پادشاه کار آسانی نبود، چون در آن زمان وزن مخصوص و چگالی فلزّات هنوز کشف نشده بود. ارشمیدس سخت در فکر فرو رفت و مدّتی دراز گذشت و او هنوز راهی پیدا نکرده بود که بدون ذوب کردن و به صورت شمش درآوردن تاج، ناخالصی یا عیار آن را معیّن کند. یک روز که در حمّام عمومی وارد خزینه شد، دید که حجم بدن او مقداری از آب خزینه را بالا آورد. در همان لحظه کشف کرد که می تواند تاج طلا را در یک ظرف آب فرو کند و حجم آب بالا آمده را که برابر با حجم تاج است، اندازه بگیرد. اگر حجم آن برابر با حجم طلای خالص باشد، زرگر تقلّب نکرده است، امّا اگر حجم آن بیشتر باشد، معلوم می شود که نقره با آن آمیخته شده است، چون حجم نقره نسبت به وزن آن در برابر طلا، از حجم طلا بیشتر است. به این ترتیب بود که اصل وزن مخصوص و چگالی کشف شد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-03-29:9806364</id>
      <dc:identifier>9806364</dc:identifier>
      <updated>2011-04-01T12:36:23+00:00</updated>
      <published>2011-03-29T15:31:53+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa"> «آخیش!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه‌ای از لندن (۲۳۱) اوّل آوریل ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه،    «آخیش!»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/04/110329_l13_letter_from_london_231.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2011/04/110329_l13_letter_from_london_231.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="226" height="170"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/03/29/110329153802_gladiators_226x170_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">دو آدمیزاد سادۀ نادان که جهل عمومی و ستم آدم نماهای دیوانۀ وحشی آن‌ها را به دو رآس گلادیاتور تبدیل کرده است 
</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>فکر می‌کنم همۀ ما، با خوانده‌ها و شنیده‌هایی که داریم، تا کلمۀ «گلادیاتور» به گوشمان می‌خورد، توی ذهنمان یک میدان بزرگ می‌بینیم، دور تا دورش تماشاچی، و در شاهنشین می‌دان، امپراتور روم و دار و دسته‌اش، و وسط میدان هم پهلوانهای غول پیکر، با شمشیر و گرز و سپر، در حال به خاک و خون کشیدن همدیگر، یا تکّه پاره شدن با چنگ و دندان شیر و پلنگ! که چی؟ که تماشاچیهای خیلی عزیز و خیلی محترم تفریح کنند و دلشان سنگین‌تر و سرشان سبک‌تر بشود!</p>
            <p>واقعاً هم‌ها! آدمیزاد بیاید دویست، سیصد هزار سالی عقلش را به کار بگیرد، سختی بکشد، تجربه کند، عرق بریزد، به آب و آتش بزند، تمدّن پیدا کند، در فلسفه و علم و ادبیات و موسیقی و رقص و تئا‌تر و نقاشی و مجسّمه سازی و چیزهای دیگر به درجات عالی برسد و یکی از دو تا امپراتوری بزرگ دنیای قدیم را بر پا بکند، آنوقت تازه حسّ کند که یک چیزی کم دارد، امّا نداند این چیز چی هست، تا اینکه فطرت جنگلیش به ش الهام کند که باید بنشیند، کشتن تماشا کند.</p>
            <p/>
            <p>امروز البتّه وضع خیلی عوض شده است. آدمیزاد در عین متمدّن بودن، اخلاقی هم شده است، حقوق بشر سرش می‌شود، دادگاه بین المللی دارد. جایزۀ صلح نوبل می‌دهد. سازمانهای حمایت از حیواناتش نمی‌گذارند آزارش به مورچه برسد...</p>
            <p>چی؟ چی فرمودید؟ آمار حیواناتی که امروز همین آدمیزاد متمدّن اخلاقی می‌کشد و می‌خورد؟ بله، این را همه می‌دانند. فقط یک رقم از هزار‌ها رقم از این حیوانات که شما می‌فرمایید، مرغ است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="206" height="116"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/03/29/110329154016_cock_fight_206x116_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">آخر آدم که خروس نیست که مثلاً توی فیلیپین مردم پول بدهند، بروند جنگ خروس تماشا کنند 
</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>اگر هر صد نفر از جعیت دنیا روزانه فقط یک مرغ مصرف کنند، معنیش این است که روزی هفتاد میلیون مرغ کُش ش ش... مرغ مصرف می‌شود. امّا مصرف این حیوانات با شکار کردن و کشتن آن‌ها فرق می‌کند. حالا دیگر مردم همه جور گوشتی را بسته بندی شده از فروشگاه‌ها می‌خرند. شما یک مرغ را بگیر، جلو روشان سرش را ببُر تا ببینی چه جنجالی توی دنیا به پا می‌شود.</p>
            <p>توی حرفم دویدید، به کلّی حواسم پرت شد. من اصلاً نمی‌خواستم راجع به کشتن حیوانات حرف بزنم. می‌خواستم بگویم آدمیزاد متمدّنِ اخلاقی امروز نمی‌تواند باور کند که مثلاً «نرون»، امپراتور روم، و اعیان و اشراف مملکتش می‌نشستند، با آن همه تشریفات گلادیاتور‌ها را به جان هم می‌انداختند، و از تماشای کشتن و کشته شدن آن‌ها لذّت می‌بردند! آخر آدم که خروس نیست که مثلاً توی فیلیپین مردم پول بدهند، بروند جنگ خروس تماشا کنند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="206" height="116"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/03/29/110329153854_boxing_206x116_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">به نظر شما این بوکس بازی یا مشت زنی حرفه‌ای چه جور نمایشی است؟</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>چی؟ نه، خیر! باز این شخص محترم اعتراض می‌کنند و فرمایند: «پس بوکس بازی یا مشت زنی حرفه‌ای چه جور نمایشی است که امروز خیلی از همین مردم متمدن اخلاقی سرتاسر دنیا پول می‌دهند و می‌روند، می‌نشینند، مشت توی سر و صورت هم کوبیدن بوکسور‌ها را تماشا می‌کنند و لذّت می‌برند، و لذّتشان وقتی کامل می‌شود که می‌بینند صورت بوکسور‌ها شده است یکپارچه زخم و ازش خون می‌چکد و درست در لحظه‌ای که یکی از آن‌ها بیهوش وسط رینگ می‌افتد، تماشاچی‌ها از زور فوران کیفشان می‌گویند: آخیش!»</p>
            <p>آخیش! بله، ایشان درست می‌فرمایند. اعتراضشان کاملاً به جاست. من هم تقریباً همین را می‌خواستم بگویم، یعنی این طور نتیجه بگیرم که وحشیگری آدمیزاد چیزی نبود که با تمدّن کلکش کنده بشود. انسانیت چیز دیگری است!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-03-26:9756344</id>
      <dc:identifier>9756344</dc:identifier>
      <updated>2011-03-26T21:36:03+00:00</updated>
      <published>2011-03-26T16:34:46+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">روان‌شناسی انتظار</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه‌ای از لندن (۲۳۰) ۲۵ مارس ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه،   «روان‌شناسی انتظار»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/03/110326_l13_letter_from_london_230.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2011/03/110326_l13_letter_from_london_230.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="226" height="170"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/03/26/110326163859_letter_from_london_226x170_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">نمی‌دانم اینجا کجاست، ولی می‌بینم که همۀ این آدم‌ها از توی صف ایستادن دارند کیف می‌کنند! چرا؟ </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>وقتی من به ایستگاه اتوبوس رسیدم، فقط یک خانم جوان منتظر وایستاده بود.</p>
            <p>اگر یک صف هفت، هشت نفری دیده بودم، می‌گفتم خوب، معلوم می‌شود به زودی اتوبوس خواهد آمد. امّا با این یک نفر نمی‌توانستم همچین حدسی بزنم، آن هم یک نفری که آن قدر بیقراری از خودش نشان می‌داد که انگار نیم ساعتی منتظر اتوبوس بوده است و حالا سر وقت به مقصد نخواهد رسید و زندگیش تلخ خواهد شد و روزگارش سیاه! یاد جوانی خودم افتادم و دلم برایش سوخت.</p>
            <p>خیلی مؤدّبانه گفتم: «ببخشید، خانم، شما خیلی وقت است منتظر اتوبوس بوده‌اید؟» یک نگاه تند به من انداخت و گفت: «پنج دقیقه‌ای می‌شود!» و فوراً سرش را بر گرداند و باز یکپارچه شد چشم به راه اتوبوس.</p>
            <p/>
            <p>وقتی دیدم تماشای بیقراری او دیگر برایم قابل تحمّل نیست، گفتم: «انتظار چیز بدی است، خانم! وقت آدم که تلف می‌شود، به جای خود، اعصاب آدم را داغان می‌کند!» خواستم با این حرف او را از تنگنای خودش بیرون بکشم، امّا دیدم به این آسانی‌ها هم نیست.</p>
            <p>ویرم گرفته بود که ببینم از روان‌شناسی انتظار چیزی سرم می‌شود یا نه. خانم جوان، بدون اینکه چشمش را از راه اتوبوس بردارد، با اکراه گفت: «بله، درست می‌گویید!» فکر کردم راهش این است که همین طور حرف بزنم، بدون اینکه از او انتظار جواب داشته باشم.</p>
            <p>گفتم: «بعد از سال‌ها تجربه، وقتی فهمیدم انتظار کشیدن کار بیهوده‌ای است، تصمیم گرفتم، اگر مثلاً تو صف اتوبوس هستم، یا توی اتاق انتظار دکتر، یا هر جای دیگری که باید وقت تلف کنم تا نوبتم برسد، به جای اینکه انتظار بکشم، بیایم فکرم را به خودم مشغول بکنم، تا اوّلاً وقتم تلف نشود و ثانیاً اعصابم آرام بماند!»</p>
            <p>خانم جوان هنوز از تنگنای خودش بیرون نیامده بود، امّا من از رو نرفتم، چون می‌خواستم وقتم تلف نشود و اعصابم آرام بماند و کار مفیدی کرده باشم که بتوانم از آن لذّت ببرم.</p>
            <p>گفتم: «کم کم یاد گرفتم که برای هر انتظاری متناسب با موقعیت آن انتظار، خودم را به فکری یا کاری که دلخواهم باشد، مشغول بکنم. اگر توی اتاق انتظار جایی بودم، یکی از مجلّه‌های روی میز را ورنمی داشتم، ورق بزنم که سرم گرم بشود. این کار هم خودش وقت تلف کردن بود. یادم می‌آید اوّلین باری که تصمیم گرفتم انتظار نکشم، یکی از شعرهای خوبی را که حفظ بودم، دو سه بار پیش خودم خواندم. دیدم حالا تازه دارم معنای این شعر را خیلی بهتر از آن زمانی می‌فهمم که تازه داشتم حفظش می‌کردم.»</p>
            <p>حرفم به اینجا که رسید، خانم جوان سرش را از لاک انتظارش بیرون آورد و لبخندی زد و گفت: «فکر خوبی است. حتماً امتحان می‌کنم! راستی که چه قدر هر روز وقت آدم، اینجا و آنجا، توی این صف و آن صف، تلف می‌شود!»</p>
            <p>خانم جوان حالا روش به من بود و داشت برای من حرف می‌زد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="226" height="170"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/03/26/110326163930_letter_from_london_226x170_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption"> «انتظار» کسالت آور در اتاق «انتظار» پزشک محلّه در «انتظار» تندرستی!</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>ظاهراً، به قول سعدی، دم گرمم در آهن سردش اثر کرده بود.</p>
            <p>گفتم: «چیزی که توی همین ایستگاه ده بیست دقیقه‌ای از وقت ما را تلف می‌کند، وایستادن توی ایستگاه نیست، انتظار کشیدن توی ایستگاه است. انتظار کشیدن یعنی الآن را فدای آمدنِ آینده کردن. آینده اسمش بالاش است. مثل اتوبوس بالاخره می‌آید. وقتی هم که آمد، دیگر آینده نیست، می‌شود الآن! پس چرا الآن خودمان را در انتظار آمدنش تلف بکنیم؟ راستی که ما در زندگیمان چه الآن‌های عزیزی را برای آینده‌هایی که هیچوقت نخواهد آمد، تلف می‌کنیم!»</p>
            <p>خانم جوان که حالا رفته بود توی فکر، لبخندی زد و گفت: «حسابی گیجم کرده‌اید، امّا منظورتان را می‌فهمم...»</p>
            <p>و من گفتم: «بله، منظورم این بود که اتوبوس آمد!» و هر دو زدیم زیر خنده و سوار شدیم!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-03-15:9547188</id>
      <dc:identifier>9547188</dc:identifier>
      <updated>2011-03-15T15:16:50+00:00</updated>
      <published>2011-03-15T14:55:54+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">تفکّر موزه‌ای</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه‌ای از لندن (۲۲۹) ۱۸ مارس ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه،  «تفکّر موزه‌ای»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/03/110315_l13_letter_from_london_229.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2011/03/110315_l13_letter_from_london_229.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>یک هموطنِ آشنایِ بر حسبِ اتّفاق به هم بر بخورِ خوش حرفِ روشنفکر مآبِ اهل مطالعۀ هنر دوستِ علاقه‌مند به ادبیات، که بیست سالی است مقیم لندن بوده است، می‌گفت: «عجب موزه‌ای است این موزۀ بریتانیا! در این بیست سال گذشته اقّلاً ده بار دیده امش. باز هم امروز بعد از ظهری رفتم. هر بار می‌روم، انگار دفعۀ اوّلم است.»</p>
            <p>خوب، آدم خوشحال می‌شود که ببیند یکی از هموطنهاش آن قدر اهل فرهنگ است که سالی دو بار به زیارت موزۀ بریتانیا می‌رود.</p>
            <p/>
            <p>امّا خیلی دلم می‌خواست بدانم هر بار که از این موزه می‌آید بیرون، چه کشف تازه‌ای می‌کند که دفعه‌های پیش نکرده است.</p>
            <p>گفتم:«من هم توی این چهل سال گذشته فکر می‌کنم سه، چهار باری رفته باشم. امّا البتّه فقط یکبارش را برای خودم رفتم، از صبح اوّل وقت تا عصر موقع تعطیلش. ناهار را هم همانجا خوردم. آن دوبار، سه بار بعدی را برای مهمانهای ایرانی رفتم. آدمهای خوبی بودند. یک ساعت، حد اکثر یک ساعت و نیم که می‌گشتند، حسابی خسته می‌شدند و می‌گفتند: بیا برویم دیگر. خیلی چیزهاش تکراری است. حوصله می‌خواهد. هرچی دیدیم، برای یک عمرمان بس است!»</p>
            <p>و هموطن با فرهنگ گفت: «اتّفاقا من همۀ این ده، یازده بار را خودم تنهایی رفته‌ام. آدم آنجا می‌رود به گذشته‌های دور، تمدّنهای با شکوه قدیم: مصر، سر زمین فراعنه، آشور، بابل، امپراتوری روم، ایران باستان، یونان. این آشوری‌ها، وای! وای! چه مجسّمه‌های عظیمی! چه جوری همۀ این‌ها را از آشور و بابل که عراق امروزی باشد، توانسته‌اند بار کنند، بیاورند اینجا! حالا خوب است که همۀ ستون‌ها و مجسّمه‌های تخت جمشید را ورنداشتند، بیاورند، صاحب بشوند! راستی که پادشاههای قدیم چه کارهای بزرگی می‌کردند! کو دیگر این چیز‌ها!»</p>
            <p>گفتم: «آدمیزاد عوض می‌شود، کارهای بزرگش هم عوض می‌شود!»</p>
            <p>هموطن اهل مطالعه گفت: «منظورم همه جور کاری نیست. بناهایی مثل تخت جمشید را می‌گویم، یا مثلا اهرام مصر، یا همین مجسمّه‌های عظیم آشور!»</p>
            <p>به هموطن روشنفکر گفتم: «خوب چرا، آدمیزاد عوض می‌شود، بناهای بزرگش هم عوض می‌شود! مثلاً ایستگاههای قطار زیر زمینی مسکو. من اینجا و آنجا فیلم آن‌ها را دیده‌ام. تو هم لابد دیده‌ای،‌ها؟ باید گفت کاخهای زیر زمینی قطار مسکو. آن‌ها را یک دیکتاتور بیرحم به اسم استالین ساخت، شاید خیلی بیرحم‌تر از «خئوپس»، فرعون مصر! امّا آن هنرهایی که معمارهای مصری حرام کردند و آن جانهای شیرینی که برده‌های مصری فدا کردند تا «هرم خئوپس» برای دفن لاشۀ این دیکتاتور جاهل ساخته بشود، چه فایده‌ای برای مردم داشت؟ امروز فکر نمی‌کنم همۀ مصری‌ها به «هرم خئوپس» افتخار بکنند! فقط شاید از دیدن و فکر کردن درباره ش، تاریخ را بهتر بفهمند. مثل «زندان باستیل» عهد لویی شانزدهم و بعدش «گیوتین مقدّس» انقلابیون فرانسه.»</p>
            <p>هموطن هنر دوست گفت: «این‌ها درست، ولی به هر حال هنر است!»</p>
            <p>در کمال دلسردی و افسردگی گفتم: «نه عزیز جان، هنر هم باشد، باید دید صرف چی شده است! اگر امروز همۀ قربانیهای عهد استالین زنده بشوند، شاید بعضی‌هاشان به کاخهای قطار زیر زمینی مسکو بگویند «هنر»، امّا از قربانیهای ساختمان اهرام مصر بپرسید،‌‌ همان بعضی‌ها خواهند گفت: قبر سه تا جاهل مستبد بیرحم!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-03-05:9368865</id>
      <dc:identifier>9368865</dc:identifier>
      <updated>2011-03-11T16:46:48+00:00</updated>
      <published>2011-03-05T14:55:59+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">پیری جسم را باید قبول کرد</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه‌ای از لندن (۲۲۸) ۱۱ مارس ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه،   «پیری جسم را باید قبول کرد»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/03/110305_l13_letter_from_london_228.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2011/03/110305_l13_letter_from_london_228.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>همسایۀ انگلیسی خانۀ رو به رویی، آقای پیتر هاگارد (Peter Haggard)، یک پسر دارد، دو تا دختر.</p>
            <p>پسرش که دانشگاهش را تمام کرده است و کار می‌کند، وقتی ساکن کوچۀ ما شدند، تازه به دنیا آمده بود.</p>
            <p>انگار همین چند هفته پیش بود.</p>
            <p>عیال از‌‌ همان روز اوّل می‌گفت: «خدا زیبایی را به این خانواده تمام کرده است!» دختر‌هایش که حالا هر دو شوهر کرده‌اند و رفته‌اند و مرتّباً به پدر و مادرشان سر می‌زنند، در زیبایی به قول شاعرهای قدیم: عین پنجۀ آفتاب، شهر آشوب، رشک پری، لعبت چین! حتّی مادر بزرگ‌هاشان که حالا باید بالای هفتاد داشته باشند، وقتی به‌شان نگاه می‌کنی، هنوز به خوبی می‌توانی زیبایی جوانیشان را توی صورت پیریشان ببینی.</p>
            <p/>
            <p>دیروز که دست بر قضا خورشید یکی دو ساعتی خودی نشان داده بود تا به اهالی لندن بگوید هنوز نمرده است، پیتر جلو خانه‌شان داشت اتومبیلشان را می‌شست. سلام و علیک کردیم و من احوال مادرش را پرسیدم که شاید شش، هفت ماهی می‌شود که ندیده امش.</p>
            <p>گفت: «بله، خیلی وقت است که از خانه در نمی‌آید. بیشتر اوقات توی اتاق خودش است. یکدفعه از این رو به آن رو شده است. دلش نمی‌خواهد کسی را ببیند!»</p>
            <p>گفت‌و‌گومان ادامه پیدا کرد، یا بهتر است بگویم من ول نکردم تا معلوم شد که مادرش جسماً چیزیش نیست، فقط نمی‌خواهد پیری را قبول کند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="226" height="170"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/03/05/110305150327_eastenders_226x170_bbc.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بیشتر اوقات متوجّهِ این واقعیت نیستیم که وقتی آینه جلومان نیست، خودمان را یک شکل دیگر می‌بینیم. 
</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p> فکر می‌کند آن قدر زشت شده است که هیچکس دیگر نمی‌خواهد به رویش نگاه کند!</p>
            <p>برای اینکه تسکین خاطری به پیتر داده باشم، گفتم: «شاید این طبیعی باشد که هیچکس دلش نخواهد با رضا و رغبت از پیری استقبال بکند. پیر شدن عاقبت خوشی ندارد. مادر خود من یادم می‌آید، وقتی می‌خواستم رویش را ببوسم، ناراحت می‌شد، خودش را عقب می‌کشید و می‌گفت: نه، نه، مادر جان! مرا نبوس، حالت به هم می‌خورد!»</p>
            <p>پیتر گفت: «ولی فکر می‌کنم مادرم آشفتگی روانی پیدا کرده باشد. وقت گرفته‌ایم، ببریمش پیش روانپزشک!»</p>
            <p>یکدفعه احساس بدی پیدا کردم و از اینکه حال مادرش را پرسیده بودم، پشیمان شدم، چون دیدم باعث پریشانی او شده‌ام.</p>
            <p>بیچاره اتومبیل شستنش را ول کرده بود و بر خلاف خلق و خوی انگلیسیش با من ایرانی درد دل می‌کرد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="226" height="283"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/03/05/110305150459_socrate_226x283_bbc.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">می‌گویند سقراط خیلی زشت بود، امّا او در آیینۀ ذهن مردم یکی از زیبا‌ترین آدمهای تاریخ بشریت بوده است.</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>حالا بود که مصلحت دیدم موضوع صحبت را از حالت خصوصی در بیاورم و عمومیش کنم.</p>
            <p>با لحن یک فیلسوف رواقی (۱) گفتم: «می‌دانی پیتر، پیری به کنار، ما آدمیزاد‌ها جوان هم که هستیم، خیلی از چیزهایی را که طبیعت به‌مان داده است، نمی‌پسندیم، امّا بیشتر اوقات متوجّهِ این واقعیت نیستیم که وقتی آینه جلومان نیست، خودمان را یک شکل دیگر می‌بینیم. منظورم این است که در آینۀ ذهنمان معمولاً به شکل فکر‌ها و احساسهای خودمان هستیم. می‌گویند سقراط (۲) خیلی زشت بود، نه در پیری، بلکه از‌‌ همان بچّگی. و همین آدم زشت در ذهن شاگردهاش، و بعد از دورۀ خودش تا امروز در ذهن همۀ کسانی که حرفهای او را به نقل از افلاطون خوانده‌اند، یکی از زیبا‌ترین آدمهای تاریخ بشریت بوده است. خوب، معلوم است که خودش هم قیافه‌اش را به شکل فکر‌ها و احساسهای خودش می‌دیده بود».</p>
            <p>پیتر کمی نور توی صورتش آمد و گفت: «شرطش این است که آدم فکر‌ها و احساسهای زیبایی داشته باشد!»</p>
            <p>گفتم: «بله، امّا کاشکی همۀ مردم از بچّگی طوری تربیت می‌شدند که این را خوب حسّ کنند و بفهمند که جسم و شکل را، خوب یا بد، طبیعت به ما می‌دهد، ولی روحمان را که خودمان به مرور خلق می‌کنیم، شکل و قیافه‌اش ربطی به جسم ما ندارد!» <br/>__________________________<br/>۱- رواقی (Stoic)، پیرو فلسفه یا طریقت مکتب فلسفی‌ای که «زنون» (Zeno)، فیلسوف یونانی، در حدود سال ۳۰۰ پیش از میلاد مسیح بنیاد گذاشت. بر اساس این طریقۀ فکری انسان خردمند کسی است که خود را از قید شهوات و هیجانات آزاد نگهدارد، شادی و اندوه حال او را دگرگون نکند و در سازگاری با قانون طبیعت، روزگار بگذراند. <br/>۲- گفته‌اند که سقراط بسیار زشت بود، لباس کهنه و ژنده می‌پوشید، و در کوی و برزن پا برهنه راه می‌رفت، امّا اندیشه‌ها و سخنهای او زیبا بود.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-03-04:9349887</id>
      <dc:identifier>9349887</dc:identifier>
      <updated>2011-03-04T13:02:17+00:00</updated>
      <published>2011-03-04T12:25:27+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa"> «اللَّهُ... یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه‌ای از لندن (۲۲۷) ۴ مارس ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه،  «اللَّهُ... یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/03/110304_l13_letter_from_london_227.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2011/03/110304_l13_letter_from_london_227.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>الآن اینجا چهارم «مارس» است.</p>
            <p>برای اینجایی‌ها، یعنی انگلیسی‌ها، ماهِ «مارس» سومین ماه سال رسمی، و آخرین ماه سال مالی است و با «خرداد» که آخرین ماه سال مالی ایرانیهاست، سه ماه فاصله دارد.</p>
            <p>توی این ماه دولت و مردم اینجا مجبورند بیشتر از ماههای دیگر در «فکر» پول باشند، امّا در عین حال هیچکس دلش نمی‌خواهد «حرف» پول پیش بیاید، چون چند سالی است که حتّی آمریکا هم، که ثروتمند‌ترین مملکت دنیاست، کارش از عطسه گذشته است و با تب و لرز شدید، افتاده است توی رختخواب! پس معلوم است که بقیۀ مملکتهای دنیا باید به چه حال و روزی افتاده باشند!</p>
            <p>به قول قدیمی‌ها چشمشان کور، دندشان نرم، می‌خواستند دنباله رو «عمو سام» نشوند و لقمه به اندازۀ دهن خودشان بر دارند و با دست تنگ گشادبازی در نیاورند!</p>
            <p>بعضی از همین مملکتهای اروپایی که خواسته‌اند ادای آمریکا را دربیاورند، الآن به اندازه‌ای حالشان خراب شده است که یواشکی پا‌هاشان را رو به قبله دراز کرده‌اند و دارند دُعاهایی را که توی این پنجاه شصت سال گذشته فراموش کرده بودند، کم کم به یاد می‌آورند.</p>
            <p>همسایۀ انگلیسی من، کریستوفر، که از خرابی اوضاع اقتصادی آمریکا و اروپا سخت پکر بود، با خنده‌ای تلخ‌تر از خربزۀ ابو جهل می‌گفت: «خودشان به وضع اقتصادی دنیا گند زده‌اند، حالا توی کلیسا‌ها به خدا التماس می‌کنند که با آتش عدالت خودش و به نام پسرش عیسی مسیح، ریشۀ فقر را در دنیا بسوزاند!»</p>
            <p/>
            <p>چیزی که باعث شده بود کریستوفر خون خونش را بخورد، این بود که شنیده بود رئیس دولت گفته است نمی‌شود که مدیر‌ها اصلاً برای خودشان پاداش بر ندارند، چون آنوقت می‌گذارند از این مملکت می‌روند!</p>
            <p>می‌گفت: «تُف بر این‌ها! بگذارید این بی‌وجدان‌ها از این مملکت بروند! یارو مدیر بانک است! درست در‌‌ همان سالی که بانک را ورشکست می‌کند، یکساله دو میلیون پوند حقوق بر می‌دارد، سه میلیون پاداش!»</p>
            <p>اینجا بود که من با خنده به کریستوفر گفتم: «قهوه‌ات را بخور! سرد می‌شود، از دهن می‌افتد. از من می‌شنوی، باید به این رئیس دولت گفت: غصّه نخور! این «پاداشخور‌ها» هیچ جا جاشان نیست، چون هر مملکتی حالا دیگر پاداشخورهای خودش را دارد و اقتصادش از برکت وجود آن‌ها به ورشکستگی افتاده است!»</p>
            <p>کریستوفر سری تکان داد، دو قلپّی از قهوه‌اش خورد و گفت: «نه خیال کنی من با تلقینات مارکس خواب نما شده باشم! امّا مدّتی است این فکر توی کلّه‌ام افتاده است که اگر معجزه بشود و خدا برود توی جلد همین رئیس دولت خودمان و به وزیر‌هایش بگوید: «اگر در پایین‌ترین طبقۀ جامعه یک خانوادۀ پنج نفری درآمد سالانه‌شان ۵۰ هزار پوند باشد و این خانواده با این پول بتواند آبرومندانه امرار معاش بکند، در بالا‌ترین طبقۀ جامعه، یک خانوادۀ پنج نفری باید در آمد سالانه‌اش چند برابر این باشد تا مرفّه و خوش و بی‌خیال و زندگی کند؟ بیش از ده برابر؟ می‌شود پانصد هزار پوند! نه؟ بیست برابرش! می‌شود یک میلیون پوند در سال!»</p>
            <p>حدس زدم که چه نتیجه‌ای می‌خواهد از این حرفش بگیرد.</p>
            <p>گفتم: «بنابر این بیشتر از اینش دیگر حقوق نیست، پاداش نیست، دزدی است!»</p>
            <p>و کریستوفر گفت: «حالا نگوییم دزدی، بی‌شرفی است، بی‌وجدانی است، بی‌خدایی است، شیطانی است!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-02-26:9242098</id>
      <dc:identifier>9242098</dc:identifier>
      <updated>2011-02-26T13:48:37+00:00</updated>
      <published>2011-02-26T11:21:25+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">'بلای ناز کردن و مصیبت ناز کشیدن'</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه‌ای از لندن (۲۲۶) ۲۵ فوریه ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه، بلای ناز کردن و مصیبت ناز کشیدن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/02/110226_l78_letter_from_london_226.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2011/02/110226_l78_letter_from_london_226.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="226" height="170"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/02/26/110226113251_letter_256_226x170_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">در زبان فارسی ضمیر «او» بر عکس بعضی از زبانها، از جمله عربی، مؤنّث و مذکّر ندارد و زن و مرد در لفظ ضمیر برابر هستند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p> این طور که من از اخلاق اجتماعی خودمان فهمیده‌ام، در زبان فارسی همۀ حیوانات عالم «نر» و «ماده» دارند، غیر از آدمیزاد: شیر نر، شیر ماده؛ طاووس نر، طاووس ماده؛ بلبل نر، بلبل ماده، و الی آخِر. امّا اگر الآن من بگویم آدمیزاد نر، آدمیزاد ماده، اوّلین کسی که بگوید: «نه، این درست نیست!» شمایید که الآن همین را گفتید. دلیلهای زیادی هم دارید، از جمله اینکه: «ما هیچوقت نمی‌گوییم آدم نر، آدم ماده! آدم یا «مرد» است، یا «زن»!</p>
            <p>حقّ با شماست. در بعضی مورد‌ها هم که می‌خواهیم به جنسیت آدم اشاره بکنیم، اخلاق اجتماعی حکم می‌کند که لفظ فارسی به کار نبریم و از زبان عربی استفاده کنیم تا بی‌ادبی نکرده باشیم. مثلاً می‌گوییم: «ضمیر مفرد مذکّر غایب» و «ضمیر مفرد مؤنّث غایب»، آن هم در صحبت از ضمیرهای عربی و زبانهای دیگری مثل انگلیسی و فرانسوی. وگر نه خود زبان فارسی، بر خلاف انتظار من و شما، مذکّر و مؤنّث ندارد!</p>
            <p>لابد تا قرن پنجم و ششم هجری لفظهای نر و نرینه، و ماده و مادینه دچار قهر ادب اجتماعی نشده بود و مُهر قباحت نخورده بود، چون «حکیم نظامی» در داستان «خسرو و شیرین» خیلی راحت می‌توانست بگوید:</p>
            <p>به چندین نذر و قربانش خداوند <br/>نرینه داد فرزندی، چه فرزند!</p>
            <p>یعنی هرمز چهارم آن قدر نذر کرد، آن قدر قربانی کرد تا خداوند یک «فرزند نرینه» به ش داد، که اسمش را گذاشت پرویز.</p>
            <p>راستش قصد داشتم بدون مقدّمه بروم سر اصل مطلب و بگویم: «دیروز که توی بازارچۀ سرپوشیدۀ محلّه چشمم افتاد به یک خانم جوان و سرم گیج رفت، از نر بودنِ خودم احساس خجالت و سرافکندگی کردم.</p>
            <p>چرا سرم گیج رفت؟ برای اینکه چه طور ممکن است که عکس تمام قد و تمام رنگی یک مدل مادینۀ جوانِ لاغرِ پوست و استخوانیِ یک مجلّۀ خیلی وزین و معروف مُد، در یک صفحۀ آن مجّله جان بگیرد و بیاید بیرون و توی بازارچۀ محلّۀ ما خود نمایی و مُد نمایی کند و من این واقعۀ عجیبه را ببینم و سرم گیج نرود؟</p>
            <p>بله، درست در‌‌ همان لحظه دنیا دور سرم چرخید و دویست، سیصد هزار سالی برگشت به عقب، به آن موقعی که هنوز ما آدمیزاد‌ها توی آن باغ بزرگ، میان همۀ حیواناتی که خدا برای خاطر عاطر ما خلق کرده بود، وول می‌خوردیم و می‌دیدیم که تقریباً همۀ حیوانات، مخصوصاً پرنده‌ها، نر‌هاشان هستند که باید به انواع هنرهای نرینگی آراسته باشند و خودشان را، تا آنجایی که می‌توانند، برای ماده‌ها زیبا و تو دل برو کنند، و تازه انتظار نداشته باشند که ماده‌ها به این آسانی‌ها «بله» بگویند. ولی ماده‌ها، در کمال وارستگی و اطمینان به نفس، اصلاً کاری به شکل و قیافۀ خودشان نداشته باشند و دستی به سر و صورت خودشان ور نکنند و بی‌اعتنا به قربان و صدقه رفتن‌ها و موس موس کردنهای نر‌ها، به کار و زنگیشان برسند!</p>
            <p>ما آدمیزادهای نر و ماده هم آن اوّل اوّل‌ها همین وضع را داشتیم، تا اینکه شیطان که دوست و هوا دار آدمهای نر است، رفت توی جلد تاجرهای مد و زیبایی و شد بلای جان آدمهای ماده و همۀ ناز‌ها و افاده‌ها و بیعاری‌ها و از خود راضی بودن‌ها را داد به آدمهای نر تا آدمهای ماده، آن هم دانسته و ندانسته برای تولید و حفظ نسل بشر، چه زجرهایی به خودشان بدهند.</p>
            <p>باور کنید، اینی که می‌گویم اغراق نیست. دختره قدش بلند، صورتش پنجۀ آفتاب، عین یک حوری بهشتی، که در اوج سلامت جسم، وزنش باید شصت کیلویی باشد، گمان نمی‌کنم به چهل کیلو هم می‌رسید! که چی؟ اگر مرد‌ها کار را به اینجا کشیده باشند، من یکی که از نر بودن خودم احساس خجالت و سرافکندگی می‌کنم!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-02-16:9064058</id>
      <dc:identifier>9064058</dc:identifier>
      <updated>2011-02-19T05:30:23+00:00</updated>
      <published>2011-02-16T12:26:02+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">  «زبان خدا»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه‌ای از لندن (۲۲۵) </summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه، «زبان خدا»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/02/110216_l13_letter_from_london_225.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2011/02/110216_l13_letter_from_london_225.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>با این چشم و چاری که من دارم، خانم جویس (Joyce)، معلمّ بازنشسته را از فاصلۀ ده قدمی هم نمی‌توانم به جا بیاورم، چه رسد به اینکه او آن طرف پارک، پهلوی صندلی چرخدار مادر نود و یک ساله‌اش، روی نیمکت نشسته باشد، و من در پیاده رو این طرف پارک مشغول عصا زدن باشم.</p>
            <p>سگ زود آشنای خون گرمش، «کارمَه» (Karma)، تا از دور چشمش به من افتاد، بدو آمد پیش من به چاق سلامتی. آنوقت بود که من خانم جویس را از دور به جا آوردم. دستی به سر «کارمَه» کشیدم و با او راه افتادم بروم احوالی از خانم جویس و مادرش، «کلاریسا» (Clarissa)، بپرسم. البته کلاریسا گوش‌هایش خوب نمی‌شنود و بیشتر لب خوانی می‌کند.</p>
            <p>وسطهای راه دیدم خانم جویس خم شد، دست مادرش را بوسید، و بعد سرش را برد بالا به طرف آسمان وبا دست راست روی سینه‌اش علامت صلیب کشید. چند لحظه سر جایم خشکم زد. می‌شود اشتباه کرده باشم؟ می‌شود آن‌ها خانم جویس و مادرش نباشند؟ نه! این سگ که من می‌بینم، خود «کارمه» است! سگ‌ها اشتباه نمی‌کنند!</p>
            <p>خانم جویس که در مدرسه ریاضیات و علوم طبیعی درس می‌داده است و آدمی است «لا ادری» (Agnostic) و به هیچ چیز غیر از عقل و علم و تجربه اعتقادی ندارد، چه طور ممکن است با خلوص دل یک مسیحی مؤمن سرش را به طرف آسمان بگیرد و علامت صلیب به سینه‌اش بکشد!</p>
            <p>حالا دیگر ویرم گرفت که حتماً بروم و یک جوری که برخورنده نباشد، ازش بپرسم که اگر آدمی است مؤمن و معتقد به دعا، چرا ایمانش را پنهان می‌کند؟ بیست سالی است که همدیگر را می‌شناسیم و توی همین پارک چه قدر بحث‌ها با هم کرده‌ایم، و چه قدر از همصحبتی‌هامان لذّت برده‌ایم!</p>
            <p>در معیت رفیق شنگول، جناب کارمه، به محضر خانم جویس و مادرش رسیدم، سلام کردم، و خانم جویس با خوشحالی روی نیمکت برایم جا باز کرد و گفت: «یک ذرّه آفتاب دیدم، مادرم را آوردم، هوایی بخورد و دلی باز کند!» ده دقیقه‌ای از این در و از آن دار حرف زدیم تا من رشتۀ حرف را به جایی کشیدم که بتوانم بپرسم: «آدمی مثل شما وقتی سرش را به طرف آسمان بلند می‌کند، با کی حرف می‌زند و با چه نیتی صلیب می‌کشد؟»</p>
            <p/>
            <p>قاه قاه زد زیر خنده، و آن قدر خندید که من هم بی‌اختیار به خنده افتادم. از زور خنده چشم‌هایش پر از اشک شد. سرش را تکان داد و گفت:</p>
            <p>«وقتی آدم از دور قضاوت بکند، از این جور سؤال‌ها هم برایش پیش می‌آید. تو خیال می‌کنی من آدمی هستم که از مادرم بخواهم مثل من فکر بکند؟ می‌دانم که همچین خیالی نمی‌کنی، امّا برایت عجیب است که ببینی، من با زبان فکر و دل مادرم با او حرف می‌زنم،‌‌ همان طور که او با زبان فکر و دل خودش با خدای خودش حرف می‌زند و جوابش را هم با‌‌ همان زبان از خدا می‌گیرد. با آدمهایی مثل من و توست که خدا با زبان عقل و علم و تجربه حرف می‌زند، و این زبان هم که قرار نیست هیچوقت جواب آخر را به آدم بدهد و آدم را دربارۀ همه چیز به یقین کامل برساند!»</p>
            <p>با شرمندگی از قضاوت فکر نکردۀ خودم، سرم را تکان دادم و گفتم: «شاید اگر بچّه‌ها را تا چهارده پانزده سالگی فقط درس خوب زندگی کردن توی این دنیا را یادشان بدهند، بزرگ که شدند، خدا با همه‌شان با زبان عقل و علم و تجربه حرف بزند!»</p>
            <p>و خانم جویس گفت: «اینشالا!»</p>
            <p>وحالا مادر خانم جویس هم که نشنیده بود ما چی می‌گفتیم، در خنده به ما ملحق شد!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-02-11:8972618</id>
      <dc:identifier>8972618</dc:identifier>
      <updated>2011-02-11T14:21:06+00:00</updated>
      <published>2011-02-11T12:58:53+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«فلسفه مُرد! زنده باد تکنولوژی!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۲۴)</summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه، «فلسفه مُرد! زنده باد تکنولوژی!»</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/02/110211_l13_letter_from_london_224.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2011/02/110211_l13_letter_from_london_224.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>خوشبختانه داریم در دوره ای از تمدّن آدمیزاد زندگی می کنیم که «تکنولوژی»، که امروزیها  به ش می گویند «فناوری»، مثل «دلاوری»، به درجه ای از «بالارفت» رسیده است که بالاترش عرش خداست، و «فلسفه» به درکه ای از «پایین رفت» افتاده است که پایین ترش فرش ابلیس است.</p>
            <p>و خوشبختانه ادارۀ امور دنیا هم به اندازه ای ساده و بی تفصیلات شده است که خیلی راحت می شود کلّ مردم دنیا را به دو دسته تقسیم کرد، یک دستۀ کوچکِ یک در هزاریِ ورگزیده که همه شان از پایین به بالا صاحبکارند، و یک دستۀ بزرگ نهصد و نود و نُه در هزاری که همه شان از بالا تا پایین خدمتکارند. و یادمان باشد که کارگرهای ساختمانی مهاجر و استادهای ممتاز دانشگاههای معتبر دنیا هم جزو همین دسته حساب می شوند.</p>
            <p>در یک همچین اوضاع هیچکی به هیچکی که صاحبکارها خدا را مال خودشان می دانند و خودشان را قانون، آدم تعجّب می کند که چرا هنوز هم مثل آنوقتهایی که اوّلاً همه مال خدا بودند و قانون قانون بود و باج به قانون ساز نمی داد، می خواهند با عوض کردن کلمه های سر راست، و تبدیل کردن آنها به عبارتهای پوچ ابله گول زن، خودشان را پیش خدا رو سفید کنند و سر قانون کلاه شرعی بگذارند‍! دیگر کدام خدا؟ کدام قانون؟</p>
            <p>مثلاً چه لزومی دارد که به جای «نظامی، غیر نظامی، پیر، جوان، زن، بچّه، بزن از دم، بکش، برو جلو، بی خیالش باش!»، در انگلیسی به زبان صاحبکاری بگویند: «کُلّ لَتِرال دَمِج» (collateral damage)، یعنی «خسارت جنبی»، که به نظر نمی آید چیز مهمّی باشد. از کتاب لغت که توضیحش را بخواهی، با ابراز بیطرفی می گوید: «ظاهراً معنیش می شود تلفات غیرنظامی در عملیات جنگی».</p>
            <p>دو تا از این جور اصطلاحهای صاحبکارانه هست که هر وقت به گوشم می خورد، مغزم آتش می گیرد، یکی «هیومَن اِرُر» (human error)، که معنی لغتیش می شود «خطای انسانی»، و یکی هم «فرِندلی فایر» (friendly fire)، که معنی لغتیش می شود «آتشبار دوستانه»، و خوشبختانه، خوشبختانه، بله، خوشبختانه مدّتی است که هر چه اوضاع دنیا گند تر می شود، این دوتا اصطلاح هم بیشتر به گوشها می خورد.</p>
            <p/>
            <p>الآن جلو روی شما از سایت فارسی گوگل سراغ اوّلی را می گیرم، ببینم در چند مورد حرفش پیش آمده است: چی؟ نُه میلیون و چهار صد پنجاه هزار مورد خطای انسانی! و حالا سراغ دوّمی را می گیرم: بله، این هم یک میلیون و هفتصد و هشتاد هزار مورد «آتشبار دوستانه».</p>
            <p>یک نمونه از هزارها نوع خطای انسانی مثلاً این است که دارند سی چهل نفر غیرنظامی آوارۀ افغان را با سه تا کامیون از مهلکۀ جنگ حقّ علیه باطل بیرون می برند، که دست بر قضا خلبان یک هواپیمای نظامی آمریکا از آن بالا، معلوم نیست چرا به دلش برات می شود که اینها از «باطلان» هستند و با چندتا موشک هوا به زمین دست کم بیست و هفت نفرشان را به خیال خودش به درک اسفل می فرستد.</p>
            <p>گند کار که در می آید، شله زرد «خطای انسانی» با زعفران و دارچین «عذر خواهی» خیرات می کنند! الفاتحه! و حالا اگر این غیر نظامیهای افغان سربازهای ناتو یا سربازهای افغان بودند، که نیروی خودی حساب می شوند، به این «خطای انسانی» می گفتند: «آتشبار دوستانه»!</p>
            <p>خوب، می گویند دیگر! مثلاً به «فقیر» هم می گویند «اِکونومیکالی مارجینالایزد» (Economically Marginalised)، یعنی «به حاشیه رانده شدۀ اقتصادی»، امّا این سیزده میلیون نفری که در بریتانیای امروز دارند زیر خطّ «فقر» زنده مانی می کنند، نمی دانند کی آنها را به حاشیه رانده است و چرا؟!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-02-04:8843920</id>
      <dc:identifier>8843920</dc:identifier>
      <updated>2011-02-04T13:32:40+00:00</updated>
      <published>2011-02-04T12:45:45+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«گاهی آدم گول پاپیون را می خورد!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۲۳)</summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه،</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/02/110204_l13_letter_from_london_223.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2011/02/110204_l13_letter_from_london_223.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>این بار رانندۀ تاکسی تلفنی یک جوان سی، سی و پنج سالۀ پاکستانی بود، با کت و شلوار رسمی، خاکستری سیر با  راه راه قرمز، پیراهن سفید و، شاید باور نکنید، یک پاپیون قرمز با خالهای سفید.</p>
            <p>تا حالا شاید از ده، پانزده رانندۀ پاکستانی اردو زبان پرسیده بودم که شاعر بزرگشان «نون. میم. راشد»، پدر شعر نو اردو، را می شناسند یا نه؟ فقط یکیشان که تصادفاً خودش شاعر است و غزل می سازد، گفت: «می شناسمش. چند تایی شعر ازش خوانده ام. شعر آزاد می گوید. عروض و قافیه را دور انداخته است. حرفهایش هم معمّایی است. مثل غربیها فلسفه می بافد!»</p>
            <p>درست مثل این بود که از غزلسرای مرحوم، «عبّاس فرات»، مُصنّف دفاتر ثمرات، رشحات، نغمات، قطرات، لمعات، و نفخات، دربارۀ شعر نیما یوشیج، یا سهراب سپهری پرسیده باشم.</p>
            <p/>
            <p>«نون. میم. راشد» که شیفتۀ زبان و شعر فارسی بود، در سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۵۴، در تهران اقامت داشت، با خیلی از شاعرهای معاصر معاشرت می کرد و یک کار مهمّش در این دوره ترجمۀ شعرهایی از بیست و یک شاعر ایرانی بود، از نیما یوشیج گرفته تا احمد رضا احمدی، که ده سالی بعد از مرگش در کتابی با عنوان «جدید فارسی شاعری» در لاهور منتشر شد.</p>
            <p>بله، این جوان سی، سی و پنج سالۀ پاکستانی پاپیون زده که می گفت در دانشگاه «اسلام آباد» لیسانس معماری گرفته است، «نون. میم. راشد» را که اصلاً نمی شناخت، پیشکشش، «صائب»ها و «رهی معیِریها» ی خودشان را هم نمی شناخت، و آب پاکی را هم با این سخن گرانبها تر از دُرّ یتیم روی دستم ریخت که: «من اصلاً اهل شعر نیستم!» و خوب، درست می گفت، شعر که نان و آب نیست که آدم بدون آن نتواند زندگی بکند! </p>
            <p>ذهن پُر توقّع و در عین حال بیچارۀ من تلخی چسبناک این دلخوری را فراموش نکرده بود تا دیروز که بعد از چند ماه رفتم سلمانی. این بار بخت یاری کرد و نوبتم افتاد به همان خانم سی، سی و پنج سالۀ اهل سوریه که انگلیسی را خیلی بهتر از من حرف می زند و معقول هم حرف می زند و فقط محض رعایت اصول کاسبی هم حرف نمی زند، و مهمّتر از همه اینکه سرم را درست همان طور که دلم می خواهد، اصلاح می کند.</p>
            <p>حالم را پرسید. گفتم: «پیری جسم خیلی اذیتم می کند، امّا نمی گذارم خوار و ذلیلم بکند. برای من جسم کوزه است و روح شراب، تا کوزه نشکسته است، شراب شراب است و کهنه ترش گیرا تر!»</p>
            <p>خنده اش گرفت، امّا نه خنده ای که آدم را دلخور بکند. صبر کردم ببینم چی به خنده اش انداخته است. با صدایی شاد و روشن گفت: «این حرف شما مرا به یاد یک شعر هموطنم ابوالعلاء معرّی انداخت.»</p>
            <p>با صدایی شاد و روشن گفتم: «می شناسمش! در زمان خودش بزرگترین شاعر و روشنفکر ترین مرد دنیا بود و هنوز هم بعد از هزار سال شعر و فکرش کهنه نشده است.»</p>
            <p>آن شعر ابوالعلاء که با حرف من به یاد خانم سلمانی آمده بود، این است:</p>
            <p>«این جسم که در زندگی به تو شکل می دهد،<br/> ظرف توست، مگذار تو را بفریبد، ای روح من! <br/> جامی که عسل را در خود نگاه می دارد، ارزان است، <br/> امّا محتوایش آن را گرانبها می کند!»</p>
            <p>آنوقت با هم دربارۀ «رسالة الغفران» و «لزومیات» ابوالعلاء حرف زدیم و من از«عمر خیام» گفتم که هفتاد و پنج سال بعد از ابوالعلاء به دنیا آمده بود! و خلاصه شیرینی عسل این خانم سلمانی سوریه ای تلخی  حرف آن رانندۀ پاکستانی را در ذهنم خنثی کرد تا باشد دیگر گول پاپیون را نخورم!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-01-25:8647184</id>
      <dc:identifier>8647184</dc:identifier>
      <updated>2011-01-28T21:21:35+00:00</updated>
      <published>2011-01-25T11:47:54+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«بله؟ نه، خیر!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۲۲) ۲۸ ژانویه ۲۰۱۱</summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه، لندن, بله؟ نه، خیر!</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/01/110125_letter_fom_london_222.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2011/01/110125_letter_fom_london_222.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>منِ هفتاد و شش ساله از رفیق ایرانی هفتاد و هشت ساله می پرسم: «پسرت هفته ای یکبار به‌ت سر می زند؟» در جوابم می گوید: «خیر! وقت ندارد بیچاره!».</p>
            <p>وقتی به جای «نه خیر»، می شنوم «خیر»، می روم توی این فکر که «نه خیر» یعنی چی که «نه» اش برود، «خیر»ش بماند، باز هم معنی «نه» توی «خیر»ش می ماند.</p>
            <p>همین طوری پیش خودم حدس زدم که شاید یک وقتی، البتّه بعد از آنکه کلمۀ عربی «خیر» همراه برادر دوقلویش «شرّ» وارد زبان فارسی شد، آدمهایی که در همه چیز به سعد و نحس اعتقاد داشتند و «خرافات» فصل مهمّی از کتاب «علم زندگی» شان را تشکیل می داد، نشستند، فکر کردند که گفتن «نه» اگر صد در صد هم لازم باشد، باز درست نیست که آدم در جواب کسی فقط بگوید «نه!» شگون ندارد! بهتر است بیاییم این کلمۀ منحوس «نه» را با کلمۀ «خیر» که هم عربی است، هم به معنی خوبی و نیکویی است، همراه کنیم تا نحسیش دفع بشود و بشود یک کلمۀ «سعید»: «بله؟ نه خیر!».</p>
            <p>از این «بله؟ نه خیر!» به یاد این حرف خودم افتادم که همیشه می گفته ام و تا نفس آخِر هم خواهم گفت که «جهل» همه جا هست و در همه جا مادّه‌ش یکی است، و فقط رنگش فرق می کند.</p>
            <p>مثلاً اگر بیاییم به «جهل» عزّت بگذاریم و آن را به «عطر» تشبیه کنیم، مادّه یا جوهر همۀ عطرهای دنیا همان چیزی است که از گلها می گیرند. حالا اگر آن را مثلاً در «پاریس» بسازند و به اسم عطر «کارُن» (Caron) وارد بازار کنند، یا در «لندن» به اسم «گراسمیت» (Grossmith)، و یک شیشۀ کوچکش را دو هزار دلار بفروشند، اصلش با آن عطر «قمصر» کاشان که یک شیشه اش را حدود چهارده دلار می شود خرید، فرقی ندارد.</p>
            <p>اگر یک نفر در تهران روی پلکش گل مژه در بیاید و خودش، رویم به دیوار، بگوید «سنده سلام» در آورده است، و ازش بپرسی برای درمانش چه کار کرده است، بگوید از امروز شروع کرده است، هر وقت می رود دست به آب، سرش را می برد پایین و سه بار این شعر را می خواند:</p>
            <p>سنده سلامت می کنم،<br/>خودمو غلامت می کنم! <br/>اگه چشممو خوب نکنی، <br/>هپول هپالت می کنم!</p>
            <p>و معتقد باشد که سه روز این کار را بکند، گل مژه اش خوب می شود، دردی که این آدم دارد «جهل» است و عقیده ای که دارد «خرافات» است!</p>
            <p>حالا اگر یک نفر در لندن گل مژه در آورده باشد، چه مثل خیلیها به آن بگوید «استای» (sty)، یعنی «کورک پلک»، چه مثل بعضیها به آن بگوید «هوردیولوم» (hordeolum)، یعنی «جُو دانه» و برای درمانش برود سر یک چهار راه وایستد و این شعر را بخواند:</p>
            <p>جو دونه، جو دونه، <br/>پلک منو رها کن! <br/>هرکی از اینجا رد شد،<br/>خودتو تو پلکش جا کن!</p>
            <p>و معتقد باشد که سه روز این کار را بکند، جو دانه ش خوب می شود، جهلی که این لندنی دارد، عین جهل همان تهرانی است. فقط خدا کند هیچ جا عدّۀ این آدمها آن قدر زیاد نباشد که نظم مستراحها و چهار راههای آنجا را به هم بزند.</p>
            <p>همین لندنی می گوید اگر روز جمعه یا یکشنبه ناخن بگیرید نحسی می آورد، و معتقد است که ناخن را بعد از چیدن باید دفن کرد، و تا صدای عطسۀ شما را می شنود، می گوید: «گاد بلِس یو» (God bless you!)، یعنی «عنایت خدا بر شما باد!»، چون معتقد است که وقتی آدم عطسه می کند، اگر کسی آنجا نباشد که فوراً این دعا را بکند و اسم خدا را بیاورد، شیطان از راه بینی وارد بدن آدم می شود.</p>
            <p>راستی، یادتان باشد که بر عکس تقویم سعد و نحس این جور لندنیها، ناخن گرفتن در روز جمعه و یکشنبه برای این جور تهرانیها ثواب دارد و دفع  مرض می کند و روز چهارشنبه است که نباید ناخن گرفت!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-01-21:8586335</id>
      <dc:identifier>8586335</dc:identifier>
      <updated>2011-01-21T18:10:23+00:00</updated>
      <published>2011-01-21T14:15:53+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«بچّگی سنّی، بچّگی تاریخی»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۲۱)</summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه، لندن, بچّگی سنّی، بچّگی تاریخی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/01/110121_l13_letter_from_london_221.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2011/01/110121_l13_letter_from_london_221.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>یک پسر چهار سالۀ انگلیسی به خواهر شش ساله اش می گوید: «ببین، مادر بزرگمان هنوز نمی داند بچّه از کجا می آید. دیروز که ازش پرسیدم، گفت بچّه ها را لک لک  می آورد. خوب است به ش بگوییم بچّه چه طوری درست می شود!»</p>
            <p>و خواهرش می گوید: «نه، چه کارش داریم! اگر تا حالا نمی دانسته است، بگذار حالا هم نداند! شاید اگر راستش را به ش بگوییم نا راحت بشود!»</p>
            <p>این مَثَل بدان آوردم تا خدمتتان عرض کنم که بچّه های امروز همۀ آن چیزهایی را که در سنّ و سال خودشان خوب است بدانند، امّا مادر بزرگهاشان فکر می کنند تا حسابی بزرگ نشده اند، خوب نیست بدانند، می دانند و به روشان نمی آورند تا مادر بزرگهاشان ناراحت نشوند.</p>
            <p>مثلاً یک د ختر بچّۀ هشت نه ساله، هم خیلی چیزها را که مادر بزرگش تا بچّۀ اوّلش را حامله نشده بود، نمی دانست، می داند، هم مثل همۀ دخترهای هشت نه سالۀ همه جای دنیا، عاشق آقا معلّم سی و چند سالۀ خودش می شود، البتّه در عالم خیال، همان طور که یک پسر بچّۀ هشت نه ساله در عالم خیال عاشق خانم معلّم سی و چند سالۀ خودش می شود، و هر دو شان عاشق معلّمهاشان می مانند تا سنّشان به حدّی می رسد که بتوانند بدون خجالت همدیگر را ببوسند و معلّمهاشان را فراموش کنند.</p>
            <p>امّا چیزی که شاید خیلی از مادر بزرگها و پدر بزرگها و خیلی از پدرها و مادرها ندانند، این است که همان بچّه هایی که بر خلاف «مصلحت دید» مادر بزرگهاشان، می دانند که بچّه چه طوری درست می شود، باز هم از شنیدن یا خواندن داستانهای لک لکهایی که بچّه های به اصطلاح نوزاد را توی بغچه یا قنداق یا سبد به نوک می گیرند و می آورند در خانۀ پدر و مادرهای جوان تحویل می دهند، خوششان می آید، همان طور که از شنیدن یا خواندن انواع قصّه های جنّ و پری، دیو سفید و  غول سیاه و انواع جادوگرها و چشم بندیهاشان خوششان می آید و لذّت می برند. مگر قرار بوده است که بچّه ها حتماً این قصّه ها را باور کنند تا بتوانند از آنها خوششان بیاید و لذّت ببرند؟</p>
            <p>و امّا چیزی که آدم انتظار دارد که همۀ مردم بدانند، این است که آدمیزاد دو تا شخصیت دارد و دو تا دورۀ کودکی. یک شخصیت آدمیزاد «شخصیت سنّی» اوست، به این معنی که توی خانوده ای معیّن، در جایی معیّن از کرۀ زمین به دنیا می آید، بزرگ می شود، و اگر بد نیاورد، هشتاد، نود سال، یا کمی بیشتر عمر می کند و می میرد.</p>
            <p>این آدمیزاد که می تواند المستعصمُ بِالله باشد، یا هولاکو خان، یا خواجه نصیر طوسی، یا بقآل خرزویل، در دورۀ بچّگی همین طور از همۀ اطرافیها قصّه های عجیب و غریب تخیّلی می شنود، و ازشنیدن آنها لذّت می برد تا بزرگ می شود و دیگر این قصّه ها به دلش چنگی نمی زند، و آنها را با بقیۀ چیزهای بچّگانه می گذارد برای بچّه های نسل بعد از خودش.</p>
            <p>شخصیت دوّم آدمیزاد، «شخصیت تاریخی» اوست که دورۀ کودکیش خیلی طولانی بود و دویست هزارسالی طول کشید. در این دورۀ طولانی بود که برای هر چیزی که نمی فهمید، قصّه های عجیب و غریب تخیّلی می ساخت تا سه چهار هزار سال پیش که از تجربه هاش درس گرفت و دید دارد بزرگ می شود و می بیند که خیلی چیزها را عوضی می فهمیده است و باید حالا درست آنها را یاد بگیرد و آن قصّه ها را فراموش کند.</p>
            <p>امّا مصیبت از اینجا شروع می شود که خیلی از آدمهای امروز که دلشان می خواهد بچّه های خودشان را خوب تربیت کنند، خودشان از «بچّگی سِنّی» در  می آیند، امّا متأسّفانه توی «بچّگی تاریخی» می مانند و زندگی را برای آدمهای به تمام معنی بالغ و عاقل تلخ می کنند!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-01-14:8473197</id>
      <dc:identifier>8473197</dc:identifier>
      <updated>2011-01-15T15:56:45+00:00</updated>
      <published>2011-01-14T17:44:46+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">رقابت طبّ سنّتی چین با مک دونالد!</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۲۰) </summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه، لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/01/110114_l13_letter_from_london_220.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2011/01/110114_l13_letter_from_london_220.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>من هم مثل همۀ آدمهای بی غرض و مرض دنیا، هم برای طبّ سنّتی چین احترام قائل بوده ام،   هم برای دموکراسی آمریکا.</p>
            <p>اوّلی می تواند بعضی از آدمها را به یاد کنفوسیوس (孔夫子) ، متفکّر و فیلسوف اجتماعی چین بیندازد که گفته است: «شغلی انتخاب کن که دوستش داشته باشی، آنوقت تا آخر عمرت مجبور نخواهی بود کار بکنی!»</p>
            <p>دوّمی هم می تواند همان بعضی از آدمها را به یاد والت ویتمن (Walt Whitman)، شاعر دموکراسی و آزادی آمریکا بیندازد که گفته است: «من در چهرۀ مردها و زنها خدا را می بینم!»</p>
            <p>این هم همیشه طبیعی به نظرم می آمد که وقتی حرف از «دموکراسی آمریکا» پیش بیاید، آدم می تواند مثلاً به یاد «توماس جفرسون»، سوّمین رئیس جمهوری آمریکا، بیفتد و اعلامیۀ استقلال و حقوق انسانی فرد در جامعه، یا وقتی حرف از «طبّ سنّتی چین» پیش بیاید، آدم می تواند مثلاً به یاد زیبایی اعجاب انگیز شعر و مینیاتور چینی بیفتد!</p>
            <p>امّا تازگیها نمی دانم چرا «طبّ سنّتی چین» باعث می شود که بوی باروت توی دماغم بپیچد و به یاد «رستورانهای زنجیره ای بنشین، بخور، یا بگیر، ببرِ مک دونالد آمریکایی» بیفتم که تعدادشان از همۀ معبدهای دنیا بیشتر است.</p>
            <p>این از طبّ سنّتی چین. «دموکراسی آمریکا» هم اوّل مرا به یاد «ویتنام» می اندازد و بمبهای ناپالم که هر جا می انداختند، جهنّم خدا را می بُرد آنجا، تحویل آدمهایی می داد که خودشان حالا فراموش شده اند، امّا تاریخ  لعنت و نفرینشان را تا قیامت فراموش نخواهد کرد.</p>
            <p>البتّه من به آنهایی که از طبّ سنّتی چین مثلاً به یاد آلت نرینگی ببر و خوک آبی، شاخ کرگدن، کیسۀ صفرای خرس و پَرّۀ کوسه ماهی می افتند، هیچ اعتراضی ندارم. اعتراض منطقی مال خود این حیوانهای بیچاره است که قرنهاست دارند به زبان بی زبانی به مردم چین می گویند: «شما را به همۀ مقدّساتتان قسم می دهیم که ما را برای آلت نرینگیمان، یا شاخمان، یا کیسۀ صفرامان، یا کوفتمان یا زهر مارمان  شکار نکنید و از این چیزها معجون تقویت قوّۀ باه نسازید و به خورد مردهایی که دلشان می خواهند بیش از حد مردانگی بکنند، ندهید، چون این چیزها هیچ همچین خاصیتی ندارد. فقط پول آن مردها هدر می رود و جان ما حیوانهای کمیاب!»</p>
            <p>و حرف همۀ این حیوانهای کمیاب را ببر تصدیق می کند و می گوید: «تقویت قوّۀ باه کدام است؟ من خودم با همین آلت نرینگیم تا حالا نتوانسته ام مدّت کلّ ماجرا را از پانزده ثانیه به شانزده ثانیه برسانم!»</p>
            <p>وقتی «جمهوری خلق چین» فهمید که لباس سادۀ یک شکل و یک رنگ و دادن یک کتاب کوچک قرمز، با آیات در باغ سبز، به دست مردم، احتیاجات مقدّس زندگی مقدّس آنها را برآورده نمی کند و همۀ مردم، مخصوصاً شهرنشینهای دانشگاه دیده را راضی به رضای حکومت نگه نمی دارد، به این فکر افتاد که در جنگل مولای تمدن وارد رقابت با «دموکراسی آمریکا» بشود.</p>
            <p>آنوقت رجال چین با رمل و اسطرلابشان به این نتیجه رسیدند که باید حضور چین در بازارهای دنیا را به رأی العین به مردم دنیا نشان بدهند و چون خودشان حضور آمریکا را، همۀ چیزهای دیگر به کنار، با رستورانهای «مک دونالد» احساس کرده بودند، تصمیم گرفتند که حضور چین را با باز کردن یک دکّان «طب سنّتی چین» در کنار هر دکّان «مک دونالد آمریکا» در سرتاسر دنیا اعلام کنند.</p>
            <p>البتّه با دو، سه پوند می شود رفت توی یک «مک دونالد» و سیر آمد بیرون، ولی با همۀ پولی که بعضی مردها بالای قرصهای ویاگرایی چین با طعم «آلت نرینگی ببر» می دهند، باز هم معلوم نیست که رو سفید از جا بلند خواهند شد یا سرشکسته خواهند نشست!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-01-07:8356001</id>
      <dc:identifier>8356001</dc:identifier>
      <updated>2011-01-08T14:43:30+00:00</updated>
      <published>2011-01-07T18:13:19+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">اصطلاحات قدیم و معنیهای جدید</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۱۹) ۷ ژانویه ۲۰۱۱ </summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه، لندن, اصطلاحات قدیم و معنیهای جدید</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/01/110107_l13_letter_from_london_219.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2011/01/110107_l13_letter_from_london_219.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>نمی گویم باور کنید، چون آدمی نیستم که دربارۀ هیچ چیز حکم صادر کنم، ولی عرضم این است که آدم باید گوش کند، ببیند طرف چی می گوید، با ترازوی عقل و تجربه اش آن را بسنجد، و آنوقت اگر دید حرف طرف معقول و منطقی است، آن را باور کند.</p>
            <p>و حالا من که طرف باشم، می گویم: «تازه به دوران رسیده در اصطلاح فقط به کسی نمی گویند که تا پریروز نوجوانی بود، بیعار و بیکار، دیروز یکدفعه مورد عنایت و لطف پروردگار عالم و آدم قرار گرفت، شغل جدید نان و آبداری نصیبش کرد، و او هم امروز، شکر خدا، حدّ و حدود قابلیت خودش را به کلّی از یاد بُرده است، و دارد ادای آدمی از یک طبقۀ معیّن اجتماعی را در می آورد که از آداب و رسوم و فرهنگ آن طبقه همان قدر سرش می شود که میمون از فنّ نجّاری»‍!</p>
            <p/>
            <p>می خواهم بگویم که اگر هفتاد، هشتاد سال پیش بود، یک پدر نوزده، بیست ساله و یک مادر شانزده، هفده ساله، توی خانواده از پدر و مادر و پدر بزرگ و مادر بزرگ و عمو و دائی و عمّه و خاله و امثالهم چیزهایی یاد می گرفتند که وقتی خدا اوّلین بچّه را به شان داد، بدانند چه جوری تر و خشکش کنند و برای بزرگ کردنش چه انتظارهایی از خودشان داشته باشند و چه انتظارهایی از بچّۀ خودشان.</p>
            <p>امّا امروز وضع خیلی فرق کرده است.خیلی از زن و مردهای بیست و پنج، سی ساله اگر امروز با هم ازدواج کنند، فوراً نمی روند بچّه دار بشوند. به عقیدۀ آنها بچّه دار شدن ده پانزده سالی برنامه ریزی می خواهد.</p>
            <p>در این ده پانزده سال پدر و مادر آینده، بر خلاف پدر و مادر خودشان که  همین طوری، بی فکر و خیال، صاحب سه چهار تا بچّه شده بودند، مدام در فکر اوّلین بچّۀ آینده شان هستند و در عالم خیال بزرگش می کنند، یعنی درباره اش با خودشان و دیگران حرف می زنند، برای بزرگ کردنش دوره های تعلیماتی می بینند، کتابهای معتبر از استادان معروفی می خوانند که همۀ عمرشان را مجرّد مانده اند تا گرفتار بچّه داری نشوند و همۀ همّ و غمّشان این باشد که مهمّ ترین اصول پرورش فرزند را کشف کنند و به رشتۀ تحریر در آورند و در اختیار پدر و مادرهای آینده بگذارند.</p>
            <p>در این دورۀ آمادگی ده پانزده ساله، پدر و مادر آینده دست کم یک سوّم از قسط آپارتمانشان را پرداخته اند، هرکدام یک اتومبیل خریده است، و هر سال تعطیلاتشان را در یکی از جاهای خوش آب و هوای دنیا گذرانده اند، و در همۀ آن جاها در عالم خیال با اوّلین بچّۀ آینده شان بوده اند تا... تا بالاخره زمان مبارک و فرخندۀ بچه دار شدن رسیده است.</p>
            <p>امّا، خوب، البتّه، این ده پانزده سال دورۀ فشردۀ آمادگی واقعاً خسته شان کرده است، مخصوصاً مادر آینده را که حالا اقّلاً سی و نه سالی دارد.</p>
            <p>و حالا ناچار دورۀ دوا و درمان و آمادگی برای بچّه دار شدن شروع می شود و بالاخره چند در صدی از این پدر و مادرهای آینده توفیق پیدا می کنند که واقعاً پدر و مادر اوّلین و احتمالاً آخرین بچّه بشوند، و حالاست که شروع می کنند به بزرگ کردن او بر طبق اصول مکشوفه و موضوعۀ استاتید علوم بچّه بزرگ کنی که اصل الاصول همه شان این است که: «بچّه را بگذارید آزاد آزاد بزرگ شود و هرچه خواست، به او بدهید، و هر کار خواست، بگذارید بکند تا عقده ای نشود!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-12-31:8240284</id>
      <dc:identifier>8240284</dc:identifier>
      <updated>2011-01-01T13:55:36+00:00</updated>
      <published>2010-12-31T12:14:46+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«خدا را خوش نمی آید!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۱۸) ۳۱ دسامبر ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه، لندن, خدا را خوش نمی آید</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/01/101231_l13_letter_from_london_218.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2011/01/101231_l13_letter_from_london_218.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p/>
            <p>چند سالی است که اوّلهای زمستان، چند روزی بعد از میلاد حضرت مسیح صلواة الله علیه، که ژانویه می آید و نمی دانم به چه دلیل عقل پسندی سال اینجاییها نو می شود، من  به آشناهای انگلیسیم که بر می خورم، برای خالی کردن یک ذرّه از آن همه عقده ای که از آب و هوای اینجا دارم، سر شوخی را با این حرف جدّی باز می کنم که: «تقویم نو مبارک!»</p>
            <p>حالا دیروز که کریستوفر را توی کتابفروشی محلّه دیدم، تا خواستم باش عید مبارکی کنم، پیشدستی کرد و گفت: «هَپی نی یو کالِندِر!» (Happy New Calendar)! و هر دو زدیم زیر خنده! باور نمی کردم که «تقویم نو مبارک» من یادش مانده باشد!</p>
            <p>کافۀ لهستانی سر کوچه که کرایه ش را بالا بردند، تعطیل کرد، رفت، جاش بوتیک سگ و گربه باز شد! رفتیم قهوه خانۀ «۷۸۶» که صاحبش از مسلمانهای شمال آفریقاست و لابد خواسته بود سر به سر کریستوفر بگذارد که به ش گفته بود عدد «۷۸۶» با حساب ابجد اسم فرشتۀ برکت است، ولی من از شاگرد هندیش که پرسیدم، گفت: «یعنی ما ۷ روز هفته از ساعت ۸ صبح تا ساعت ۶ بعد از ظهر بازیم!»</p>
            <p>نه اینکه من خیلی کم از خانه بیرون می روم و خیلی کم کسی را می بینم که باش گفت و شنفت داشته باشم، حالا که کریستوفر به تورم خورده بود، از خدا خواسته دعوتش را قبول کردم. رفتیم تو و نشستیم و چای و قهوه سفارش دادیم و من، برای اینکه سر شوخی باز بماند، در حالی که چراغانی درختهای بی برگ دو طرف خیابان را نشان می دادم، با لحنی جدّی گفتم: «می بینی، با این برق گران و تو این اوضاع پیس اقتصادی چه قدر برق حرام می کنیم!»</p>
            <p/>
            <p>کریستوفر سرش را تکان داد و گفت: «نمی گویم آدم منفی بافی هستی، ولی عادت داری همیشه اوّل جنبۀ منفی هر چیزی را ببینی! بگذار مردم توی این روزهای سیاه با پولی که بالای  این برق گران می دهند، چند روزی دلهاشان را کمی روشن نگهدارند!»</p>
            <p>این حرفش حسابش هم به دلم نشست، هم مرا که گز نکرده بریده بودم، پیش خودم شرمسار کرد، و حالا گز کرده گفتم: «کاملاً درست می گویی! اوضاع شیر تو شیر دنیای امروز پاک حواسّ مرا پرت کرده است! باید عوض اینکه با این چراغانی به فکر هدر شدن برق بیفتم، یادی از پیغمبر روشنایی بکنم!»</p>
            <p>صورتش با یک نور تازه شکفت و گفت: «عیسی مسیح را می گویی؟»</p>
            <p/>
            <p>گفتم: «نه، عیسی مسیح برای من پیغمبر مهربانیهای بی حساب است، مثل آفتاب، مثل باران! منظورم پیغمبری مثل تامس ادیسون (Thomas Edison) مخترع لامپ برق است!»</p>
            <p>کریستوفر لبخندی زد و گفت: «من وقتی تو حرف می زنی، باید حواسم خوب جمع باشد که توی بیراهه نیندازیم. به تامس ادیسون می گویی پیغمبر؟»</p>
            <p>گفتم: «آره، عزیز جان! من به آدمهایی مثل لویی پاستور (Louis Pasteur)، کاشف میکروب  هم می گویم پیغمبر! به آدمهایی مثل تیموتی برنرزلی (Tim Berners-Lee)، بانی اینترنت هم می گویم پیغمبر! عیب ما این است که پیغمبرهای زمان خودمان را نمی شناسیم. آیاتشان نگویم، نگاهشان، فکرشان، رنجشان، از همان زمانی که از بهشت خدا بیرون آمدیم تا به امروز، خُرد خُرد، زندگی انسان متمدّن امروز را برایمان ساخته است، و ما که خودمان را انسان متمدّن امروز می دانیم، عین خیالمان نیست. بیاییم در همین لحظه فکر کنیم که برق اختراع نشده است، لامپ برق هم اختراع نشده است! کجاییم؟ توی تاریکی و جهل عهد دقیانوس!»</p>
            <p>کریستوفر رفته بود تو فکر و ساکت به من نگاه می کرد. با لبخند امّا خیلی جدّی گفتم: «این کار ما کُفران است! خدا را خوش نمی آید!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-12-03:7797908</id>
      <dc:identifier>7797908</dc:identifier>
      <updated>2010-12-03T18:00:11+00:00</updated>
      <published>2010-12-03T14:55:00+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">رنده کردن پیاز در زیر درخت سیب</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۱۴) ۳ دسامبر ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه، لندن، رنده کردن، پیاز،زیر درخت، سیب</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/12/101203_l50_letter_from_london_214.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/12/101203_l50_letter_from_london_214.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>دیروز داشتم پیاز رنده می کردم، دیدم هنوز از دو تا پیاز یک سوّم اوّلی هم رنده نشده است، که مچ برایم نمانده است و دست راستم دارد از کتف می افتد. در ضمن یک دقیقه ای که به دستم، یعنی دست راستم، استراحت دادم، یکدفعه به یاد «اسحاق نیوتّن» افتادم.</p>
            <p>می پرسید: «چرا؟» خودم هم اوّلش نفهمیدم پیاز رنده کردن آدم و دست راستش درد گرفتن و کتف راستش افتادن، چه ربطی به «اسحاق نیوتُن»، کاشف نیروی جاذبۀ زمین دارد! بعد که فکر کردم، دیدم ربط دارد، خیلی هم ربط دارد.</p>
            <p>وقتی آدم زیر یک درخت سیب نشسته باشد، پشتش را به تنۀ درخت واداده باشد و پاهایش را دراز کرده باشد و در حال استراحت، و احتمالاً مشغول تماشای منظرۀ جلو رویش باشد، و یکدفعه یک سیب سرخ درشت و رسیده از شاخۀ درخت کنده بشود و بخورد به وسط کلّه اش، به نظر شما این آدم چه حالی پیدا می کند و چه عکس العملی از خودش بروز می دهد؟ حتماً شما می گویید: «خوب، بستگی به این دارد که این آدم کی باشد!».</p>
            <p>درست می فرمایید. واقعاً همین طور است. بستگی به این دارد که این آدم مدیر یک بانک یا یک شرکت بزرگ باشد، نمایندۀ پارلمان باشد، نخست وزیر اینجا باشد، رئیس جمهوری آنجا باشد، رمّال خرزویل باشد، کارچاق کن دالغوزآباد باشد، یا اسحاق نیوتُن (Isaac Newton)، دانشمند بزرگ انگلستان و جهان باشد.</p>
            <p>شاید شما هم مثل من فکر کنید که هر کدام از آنهای دیگر می بود، وقتی سیبه درق می خورد به وسط کلّه اش و آخش را از ته دلش در می آورد، هیچوقت به این فکر نمی افتاد که: «راستی چرا این سیب، وقتی از شاخه کنده شد، نرفت بالا، توی فضای لایتناهی؟ چرا آمد به طرف زمین؟ مگر کرۀ زمین گرد نیست و توی فضا به دور خودش و خورشید نمی گردد؟ پس چرا ما که روی زمین هستیم، پرت نمی شویم توی فضای لایتناهی؟».</p>
            <p>و خوب، وقتی آدم اسحاق نیوتن باشد، سیب را سجده می کند، از جا پا می شود و مثل اینکه خدا را به چشم دیده باشد، با شور و شعف ملکوتی می رود به اتاق کارش و دنبالۀ این فکر را می گیرد تا بالاخره «قانون نیروی جاذبه» را به بشریت تقدیم می کند.</p>
            <p>خوب، حالا شما اسحاق نیوتُن نباشید، هیچکدام از آنهای دیگر هم که گفتم نباشید، ولی آدمی باشید که هر اتّفاق خوب یا بدی که برایتان می افتد، خیال نکنید فقط برای شخص شما افتاده است و از خوبش کیفتان را بکنید، و از بدش آه و ناله تان را، وبروید پی کارتان، طوری که انگار فقط شمایید و این دنیا، معلوم است که به هر اتّفاقی با چشم و دل همۀ بشریت نگاه می کنید، نه با چشمِ دلِ آن «خودِ» کوچکِ الکی خوش و الکی ناخوشتان.</p>
            <p>می گویم «هر اتّفاقی»، چه اتّفاق مهمّی مثل افتادنِ سیب از درخت، چه رنده کردن پیاز با دست راست! به خودت می گویی: «خوب، حالا یک خرده با دست چپت رنده کن تا دست راستت از خستگی در بیاید!» می بینی دست چپت از بس کار نکرده است، تنبل و ناشی است. آنوقت یکدفعه به این فکر می افتی که: «خوب، مگر اجداد پیش از اولیۀ ما چهار دست و پا راه نمی رفتند؟ پس ما هم باید از بچّگی عادتمان بدهند هر کاری را که با دست راستمان می کنیم، با دست چپمان هم بکنیم تا طبیعت بدنمان به هم نخورد!».</p>
            <p>مثلاً اگر در بچّگی با دست راست سنگ پرتاب می کنیم، شیشۀ پنجرۀ همسایه را بشکنیم، پدر و مادرمان که دنیا فقط دنیای آنهاست، به ما بگویند: «بچّه جان، با دست چپت هم پرتاب کن، بگذار مثل دست راستت قوی بشود!».</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-12-10:7921368</id>
      <dc:identifier>7921368</dc:identifier>
      <updated>2010-12-11T20:03:07+00:00</updated>
      <published>2010-12-10T14:50:31+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">'عمرشان را دادند به شما!'</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۱۵) ۱۰ دسامبر ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه، لندن، رنده کردن، پیاز،زیر درخت، سیب</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/12/101210_l13_letter_from_london_215.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/12/101210_l13_letter_from_london_215.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2010/12/10/101210150122_owel_512x288_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">در این حوالی یک آدمیزاد به دار باقی شتافته است تا به رحمت ایزدی بپیوندد. جغدها ساکت شده اند تا در ماتم او شریک نباشند!</p>
            </div>
            <p>فرض کنیم یک بندۀ خدای سی و پنج شش ساله یک جایی که همه فارسی حرف می زنند، بر بخورد به یکی از آشناهاش و ضمن احوالپرسی از کس و کار طرف، احوال عموش را بپرسد، و طرف برگردد، سری تکان بدهد و آهی بکشد و بگوید: «ایشان عمرشان را دادند به شما!»</p>
            <p>و حالا فرض کنیم آن بندۀ خدا شما می بودید و می پرسیدید: «خدا بیامرز چند سالشان بود؟» و از طرف می شنیدید: «فکر می کنم هشتاد و پنج شش سال داشتند!» و شما در ضمن اینکه به طرف می گفتید: «خیلی متأسّفم. لابد سکته کردند؟» و از طرف می شنیدید که: «بله، سکتۀ قلبی!» می رفتید تو بحر این اصطلاح «عمرش را داد به شما».</p>
            <p>من وقتی از بحر این اصطلاح در آمدم، پیش خودم گفتم: واقعیتش این است که هیچکس انتظار ندارد عمر طبیعی هیچ آدمی از صد و بیست سال بالاتر برود. برای همین است که معمولاً وقتی دارند به کسی تبریک تولّد می گویند، برایش صد و بیست سال عمر آرزو می کنند.</p>
            <p>امّا وقتی دو نفر دارند از شخص ثالثی حرف می زنند که مُرده است و از کس و کارهای هیچکدامشان هم نبوده است و در موقع مرگ هشتاد و پنج شش سال داشته است، هر دو تصدیق می کنند که: «خوب، عمرش را کرده بود دیگر!» البتّه باید این واقعیت را هم در نظر داشت که همچین حرفی را در همچین موقعیتی فقط آدمهایی می گویند که سنّ خودشان از شصت، شصت و پنج بیشتر نباشد.</p>
            <p>خوب، حالا از خودمان بپرسیم: «آدمی که هشتاد و پنج شش سالش بوده است و خوشبختانه بدون ماهها یا سالها زجر و شکنجۀ انواع بیماریهای مزمن، با سکتۀ قلبی مرده است، چه عمری برایش باقی مانده بوده است که آن را بدهد به من که حالا تازه سی و پنج شش سالم است، و تا به سنّ آن مرحوم برسم، هنوز پنجاه سال از عمر خوب و خوش خودم را دارم که زندگی کنم؟»</p>
            <p>و شاید شما هم مثل من توی دلتان بگویید: «اگر چیزی از عمرش باقی مانده بود، چرا خودش آن را زندگی نکرد و گذاشتش برای دیگران؟»  و با قیافۀ غم زده و ماتم زده، قاه قاه توی دلتان بخندید!</p>
            <p>این قضیه مرا به یاد دو تا «فعل» انداخت که مثل «بای بسم الله» و «تای تمّت» در کتاب زندگی آدمهاست: «به دنیا آمدن» و «از دنیا رفتن»، و یا اگر بخواهیم فارسی خُلّص باشد: «زاده شدن» و «مردن». اوّلیش را همه قبول داریم و معمولاً خیلی ساده می گوییم «به دنیا آمد»، یا «متولّد شد»، امّا دوّمیش را توی هزار جور لِفافه می پیچیم تا مبادا بویش به دماغمان بخورد و استخوانهامان را بلرزاند و مغزمان را داغ کند و روحمان را پریشان!</p>
            <p>این انگلیسی زبانها، با خدا و بی خداشان، در حرف زدن و نوشتن، مخصوصاً در روزنامه و رادیو و تلویزیون، به اوّلیش می گویند «تو بی بُرن (<strong>
                  <em>to be born</em>
               </strong>)، مثل ما که می گوییم «به دنیا آمدن» و به دوّمیش می گویند «تو دای» (<strong>
                  <em>to die</em>
               </strong>) یا «تو پَس اَوِی» (<strong>
                  <em>to pass away</em>
               </strong>)، که یعنی «مردن» یا «درگذشتن». همین و همین!</p>
            <p>ولی ما از «مُردن» به معنی «مُردن» نفرت داریم، وحشت داریم، و برایش دهها اسم مستعار و لقبِ لِفافه ای داریم و همانها را هم با اکراه به زبان می آوریم، از جمله : به رحمت ایزدی پیوستن، دعوت حق را لبّیک گفتن، جان به جان آفرین تسلیم کردن، به دار باقی شتافتن، دار فانی را وداع گفتن، و از همه با مزّه تر «عمر خود را به شما دادن»!</p>
            <p>امّا همین مایی که فعل «مُردن» به معنی «مُردن» تو قاموسمان نیست، از صبح تا شب به جای هر چیز دیگر «می میریم»: «مردم از بس خندیدم!» راستی که ترس از «مردن به معنی مردن» نگذاشته است و نمی گذارد ما «زندگی» بکنیم!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-12-24:8148182</id>
      <dc:identifier>8148182</dc:identifier>
      <updated>2010-12-25T07:21:41+00:00</updated>
      <published>2010-12-24T15:11:07+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«نگهبانها، بیایید ببریدش!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۱۷) ۲۴ دسامبر۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه، لندن،همیشه شاگرد</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/12/101224_l13_letter_from_london_216.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/12/101224_l13_letter_from_london_216.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>اوّل دوهزار و یازدهمین سالگرد تولّد عیسَی بنِ مریم را به همۀ مسیحیهای دنیا صمیمانه تبریک می گویم و برای همۀ هفت هزار میلیون جمعیت دنیا تندرستی و دل خوش آرزو می کنم و از شما می خواهم که در همین لحظه با صدای بلند بگویید:</p>
            <p>آمّین! آمّین! آمّین! آمّین! آمّین! آمّین! آمّین!</p>
            <p>و امّا بعد به همین مناسبت به سبک «والتر سَوج لَندُر» (Walter Savage Landor)، شاعر و نویسندۀ انگلیسی که در یکی از نامه های گذشته اسم خودش و تعریف کتاب معروفش، «مکالمات خیالی» را از این بندۀ حقّ شنیدید، یک مکالمۀ کوتاه ترتیب بدهم بین حضرت عیسی و پُنطیوس پیلاطُس (Pontius Pilatus) حاکم رومی یهودیه، که به تحریک و پافشاری خاخامهای یهودی حضرت عیسی را به جرم کفر گویی محاکمه کرد و به صلیب کشید:</p>
            <p>پیلاطس : خوب، تو می گویی همان مسیحی هستی که یهودیها منتظرش هستند، درست است؟</p>
            <p>عیسی : درست است!</p>
            <p>پیلاطس : خوب، یهودیها می گویند نه خیر، تو آن مسیحی نیستی که آنها منتظرش هستند.    می گویند تو با این ادّعا مرتکبِ کفر شده ای و قتلت واجب است. من که می دانم تو بیگناهی،            امّا جواب آنها را چی بدهم که تا تو را بالای دار نبینند، آرام نمی گیرند؟ می دانی آنها چه قدرتی   دارند؟ در عرض یک روز می توانند با حرفهاشان از تک تک این مردمی که دارند آرام و سر به زیر زندگی خودشان را می کنند، یک قاتل تمام عیار بسازند و یهودیه را به آشوب بکشند! تو همین را    می خواهی؟</p>
            <p>عیسی : نه، من چیزی را می خواهم که خدا برای همۀ مردم دنیا می خواهد!</p>
            <p>پیلاطُس : خوب، چه بهتر! پس برو کارت را از یک جایی شروع کن که همۀ خاخامهای آنجا کمر به قتلت نبسته باشند. برو یک جایی که خاخامهاش از حرفهات احساس خطر نکنند و ترسشان نگیرد که تو می خواهی چشمۀ در آمدشان را کور کنی و ناچار بشوند وصلۀ کفر به تو بچسبانند و بخواهند خونت را سر بکشند!</p>
            <p>عیسی : اگر میان ده تا شهر یک شهر باشد که مردمش از آن نُه تای دیگر بیشتر دچار بیماری باشند و شما فقط یک طبیب داشته باشید، آن طبیب را اوّل می فرستید به یکی از آن نُه تا شهر که اصلاً هیچکس آنجا بیمار نباشد؟</p>
            <p>پیلاطُس : راستی که گُل گفتی. جهل و خرافات اینجا بیداد می کند! چه بیماری ای از این خطرناکتر؟ امّا با اینکه من یکی نوکر حرف حساب هستم، در این مورد ناچارم گوشم را به حرف حساب تو ببندم و بگویم: یا برو به اینها بگو مسیح نیستی، پسر خدا نیستی، و می گذاری از اینجا           می روی! یا خودت می دانی دیگر! چون اگر روحانیها مردم را به شورش وا دارند، من که والی اینجا هستم، جواب امپراتور روم را چی می توانم بدهم؟ می دانم که خدای تو هم حاضر نیست به جای تو یک نفر، صدها یا هزارها نفر کشته بشوند! خوب، چی می گویی؟ چرا ساکتی؟</p>
            <p>عیسی : وای به حال کسی که از جهل صلاح خودش را از صلاح مردم جدا کند! جاهل با عزم بهشت، با پای خودش به جهنّم می رود!</p>
            <p>پیلاطُس: حالا وایستاده ای واسه من کُرکُری می خوانی؟ فردا که رفتی بالای صلیب، خواهی دید که خدات هم تو را ترک کرده است و به دادت نمی رسد! نگهبانها، بیایید ببریدش!»  *<br/>______________________________________<br/>* اشاره است به آنچه حضرت عیسی بر صلیب گفت. در این باره در باب بیست و هفتم از «انجیل متی» آمده است: «هر کس از آنجا رد می شد ، سرش را تکان می داد و با ریشخند می گفت: تو که می خواستی خانه خدا را خراب کنی و در عرض سه روز باز سازی! اگر واقعاً فرزند خدایی ، از صلیب پایین بیا و خودت  را نجات بده. (۴۱)- کاهنان اعظم و سران قوم نیز او را مسخره کرده ،می گفتند: (۴۲)- دیگران را نجات می داد ولی نمی تواند خود را نجات دهد! تو که ادعا می کردی پادشاه یهود هستی ! چرا از صلیب پایین نمی آیی تا به تو ایمان آوریم ؟( ۴۳) - تو که می گفتی به خدا توکل داری و فرزند او هستی! پس چرا خدا نجاتت نمی دهد؟ (۴۴)- ... آن روز، از ظهر تا سه بعد از ظهر ، تمام دنیا تاریک شد. (۴۶)- نزدیک به ساعت سه، عیسی فریاد زده، گفت: ایلی ایلی لَما  سبقتنی، یعنی خدای من، خدای من، چرا مرا تنها گذاشته ای؟»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-11-26:7669273</id>
      <dc:identifier>7669273</dc:identifier>
      <updated>2010-11-26T20:05:26+00:00</updated>
      <published>2010-11-26T13:56:17+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">صاحب‌های کشور زمین!</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۱۳) ۲۶ نوامبر ۲۰۱۰ </summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه، لندن، صاحبهای کشور زمین</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/11/101126_letter_from_london_213.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/11/101126_letter_from_london_213.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p> اگر انگلیسیها خودشان یادشان رفته است که تا همین پنجاه، شصت سال پیش جزو وطن پرست ترین مردم دنیا بودند و صاحب اختیارهاشان چهار تا قارۀ دنیا را می چاپیدند، می آوردند توی این جزیرۀ بد آب و هوا تا هم وطنشان را آباد کنند، و هم ملّتشان را ثَروتمند، ما که ایرانی هستیم و هفت نسل پیشمان همیشه به بچّه هاشان توصیه می کردند که جنس انگلیسی بخرند، یادمان نرفته است.</p>
            <p>آدم باورش نمی شود که این انگلستان همان مملکتی باشد که سرمایه دارش خیلی بیشتر از فقیرش در بند قدرت و عظمت و سربلندی وطنش بود.</p>
            <p>جانم برایتان بگوید: پنج شش سال پیش، یک روز زن همسایۀ بغل دستیمان و شوهرش که تازه بازنشسته شده بود، برای خدا حافظی آمدند در خانۀ ما و گفتند که می خواهند کوچ کنند به نیوزیلند و خانه شان را به یک زن و شوهر جوان خیلی فهمیده و پدر مادر دار فروخته اند. شوهره مدیر بازاریابی یک شرکت بزرگ است، و زنش هم که توی همان شرکت کار می کرده است، حالا چون بچّۀ دوّمشان تازه به دنیا آمده است، دیگر سر کار نمی رود.</p>
            <p>در همان چند ماه اوّل فهمیدیم که این زن و شوهر جوان هم پولدارند و خوشگذران، هم دست و دلباز و مهربان! اگر بگویم که به اندازۀ نصف قیمت این خانه، خرج مدرن سازی آن کردند، مبالغه نکرده ام.</p>
            <p>خانمش یک ماشین استیشن واگن «مرسدس بنز» زیر پاش بود، خودش یک ماشین تویوتای (Toyota) مدل بالای شرکت، و یک موتور سیکلت کاواساکی (Kawasaki) هم برای گشتهای تفریحیش. سالی دو تا پانزده روز سفر خانوادگی، یکی تابستانی، یکی زمستانی، کجا؟ اسپانیا، یونان، هاوایی، اینجا، آنجا، یک جا هم کالیفرنیا که دایی زنش آنجا نانش حسابی تو روغن است.</p>
            <p>تا همین چند ماه پیش زندگیشان آن قدر شور و شادی و نشاط داشت که من و عیال عین زندگی آنها را برای همۀ زن و شوهرهای جوان آرزو می کردیم. امّا حالا چند ماه است که این خانواده دیگر آن شور و نشاط گذشته را ندارد. حتّی بچّه هاشان را که می بینی، انگار بزرگ شده اند و تو فکر و خیالند.</p>
            <p>وقتی علّت این ورق برگشتگی را فهمیدم، دیدم توی دنیایی که امروز داریم، نباید وضع زندگی هیچکس را برای هیچکس دیگر آرزو بکنیم. می بینی یک شرکت بزرگ و نامعروف آمریکایی می آید یک شرکت بزرگتر و خیلی معروف انگلیسی را می خرد، و اوّلین کاری که می کند این است که نصف کارگرها و کارمندهای این شرکت را می ریزد بیرون، از جمله همین مدیر بازاریابیش را.</p>
            <p>حالا دیگر کجا برای این بیچاره کار پیدا می شود! باید برود سراغش را از سیمرغ بگیرد!</p>
            <p>دیروز که دیدم عیال دردمند من خیلی بیشتر از من دارد غصّۀ این خانواده را می خورد، نشستم و به ش گفتم: «ببین، عزیز جان، نه این دنیا دیگر آن دنیایی است که ما می شناختیم، نه اینجا دیگر آن  انگلستان چهل پنجاه سال پیش است. حالا دیگر تمام کرۀ زمین یک کشور است، و آن هم مال آدمهای سرمایه دار است که مذهب همه شان تجارت است و زبان همه شان پول و برای انسانیت فاتحه هم نمی خوانند. آن آدمهای بی سرمایه اند که هنوز هم خیال می کنند حدود دویست تا کشور دارند، مرز دارند، بیرق دارند، تاریخ دارند، فرهنگ دارند، و به همۀ اینها هم افتخار می کنند. دیگر نمی دانند که همه شان جزو اموال همین سرمایه دارها هستند و خودشان صاحب هیچ چیز نیستند! سرمایه دار هم وقتی در یک موقعیت ببیند تو برای سرمایه اش ضرر داری، فوراً دورت می اندازد! صاحب هیچ چیز هم که نیستی! پس برو سر کوه قاف برای خدا زراعت کن!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-11-19:7558881</id>
      <dc:identifier>7558881</dc:identifier>
      <updated>2010-11-19T18:48:26+00:00</updated>
      <published>2010-11-19T16:23:06+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">زخم دل جوش نمی‌خورد</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۱۲) ۱۹ نوامبر ۲۰۱۰ </summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه، لندن، زخم دل جوش نمی‌خورد</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/11/101119_l50_letter_from_london_212.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/11/101119_l50_letter_from_london_212.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>چند وقت پیش یکی از پیر زنهای همسایه که فقط توی کوچه و خیابان و اتوبوس با هم آشناییم و سلام و علیک داریم و دلخوری یا خوشحالی خودمان از هوای روز... هوای روز که نمی شود گفت... از هوای همین لحظه ای لندن به همدیگر ابراز می کنیم، تا مرا دید، آه سوزناک بلندی کشید و با صدایی که از تلخی غم توی گلوش شکست، گفت: «I am bereaved!»، یعنی «من عزادارم!».</p>
            <p>مانده بودم چی بگویم. فکر کردم لابد شوهرش مرده است. همان طور ساکت و پریشان به‌ش نگاه کردم، نگاه آدمی که بخواهد مرگ شوهر یک پیر زن را به او تسلیت بگوید. بالاخره صدایم را از ته چاه کشیدم بالا و گفتم:</p>
            <p>«I am sorry! I am very sorry!... متأسّفم! خیلی متأسّفم!».</p>
            <p>نمی دانم از کجا فهمید که من هنوز نفهمیده ام که سگش مرده است! بدون آن لبخند همیشگیش گفت: «سگم مُرد! مجبور بودم بخوابانمش!». منظورش از «خواباندن» این بود که چون سگش خیلی پیر و علیل شده بود، ناچار شد ببردش پیش بیطار، آمپول خلاصی به‌ش بزند!</p>
            <p>حدس زدم که هر دو مان از اوّل عوضی حالیمان شده است. من همیشه توی پارک پشتِ خانه مان او را همراهِ سگ کوچکِ پشمالودِ دست و پا کوتاهش دیده بودم، امّا چیزی که از او توی حافظه ام داشتم، آن صورت درشتِ گردِ سرخ و سفیدِ خودش، و آن موهای سفیدِ مثل برفش، و مخصوصاً آن لبخندِ روشن مهربانش بود، و حالا آن لبخند را نمی دیدم، و اصلاً یاد سگش نبودم.</p>
            <p>و او چیزی که از من توی حافظه اش داشت، لابد فقط همسایۀ پیر ریش بزی عصا به دستِ مهاجری بود که هیچوقت او را تنها، یعنی بدونِ آن سگِ عزیزِ بهتر از جانش، ندیده بود، و حالا، یا للعجب! واحیرتا! که با نگرانی ازش نمی پرسد: «ای وای! خانم، سگتان عزیز دلبندتان کجاست؟».</p>
            <p>همان چند وقت پیش می خواستم این برخوردِ سوزناکِ آموزنده را، که حرفی از حکایت تنهایی آدمهاست، برایتان تعریف کنم، امّا یادم رفته بود، تا اینکه دیشب در یک برنامۀ تفریحی تلویزیون تجارتی لندن دیدم دارند یک زن پنجاه و چند سالۀ انگلیسی را نشان می دهند با خوک گُندۀ سفیدش که کنارش روی کاناپه مثل بچّۀ آدم سرِپا نشسته است و به نظر می آید که دارد با دقّتِ دیوار یا پیت حلبی به حرفهای او گوش می دهد. موقع ناهار هم که شد، دوتا بشقاب غذای یک جور روی میز بود، یکیش مال آقا خوکه، که خانمش با قاشق به دهنش می گذاشت، یکی هم مال خود خانمه!</p>
            <p>توی پارک هم که همه با سگهاشان آمده بودند برای قدم زدن، خودشان چهار چشمی وامی ایستادند به تماشای خوکِ او، و سگهاشان از حسادت یا تعجّب واق واق می کردند! شب هم که شد، دوتایی رفتند روی تخت، زیر لحاف دراز کشیدند و به هم شب به خیر گفتند. من صدای خوکه را نشنیدم، امّا صدای یک ماچ آبدار به گوشم خورد!</p>
            <p>همۀ اینها را گفتم که حالا برسم به اصل مطلب! می دانید خانمه به خبرنگاره که باش مصاحبه می کرد، چی می گفت؟ می توانید حدس بزنید؟ با یک لحن خشکِ تلخِ خشم آلود می گفت:</p>
            <p>«این خوک نیست! شریک زندگی من است! با او هیچ احساس تنهایی نمی کنم! همان قدر که من دوستش دارم، او هم مرا دوست دارد! به محبّتش ایمان دارم و احساس خوشبختی می کنم!».</p>
            <p>اینجا بود که قلبم مچاله شد، چون احساس کردم که شاید این خانم نه برای خبرنگاره حرف می زند که دارد ازش فیلم برمی دارد، نه برای منِ تماشاچی. فکر کردم شاید با این حرفها دارد نفرین به مردی می کند که زخم بزرگی به دلش گذاشته است و رفته است، زخمی که هیچوقت جوش نخواهد خورد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-11-05:7326199</id>
      <dc:identifier>7326199</dc:identifier>
      <updated>2010-11-05T19:02:29+00:00</updated>
      <published>2010-11-05T15:12:03+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">در ستایش رقص ستایش</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن ۲۱۰-  ۵ نوامبر ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه، لندن، در ستایشِ رقص ستایش</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/11/101105_l50_letter_from_london_210.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/11/101105_l50_letter_from_london_210.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>گاهی وقتها که نشسته ام و دارم روی صفحۀ تلویزیون «رقص» تماشا می کنم، به یاد سعدی شیرازی می افتم که بعد از حدود هفتصد و بیست سال می بینیم، بر عکس خیلی از قدیمیها، هنوز هم حرفهای عقلیش خیلی بیشتر از حرفهای نقلیش است.</p>
            <p>داشتم برای، شاید دهمین بار، برنامۀ یک گروه رقص و آواز ایرلندی را تماشا می کردم که رقصهاش، با ابتکار هنرمندهایی مثل مایکل فلتلی (Michael Ryan Flatley)، در عین حالی که همۀ اصالت محلیش را حفظ کرده است، خیلی تازه و امروزی و جهانی شده است. اسم این برنامه را  گذاشته اند «ریوِردَنس» (Riverdance)، به معنی «رقص رود»، چه اسم با روح و دل انگیز و زیبایی!</p>
            <p>خیال نکنید که خیال می کنم شما رقصهای این گروه را ندیده اید. نه خیر. می خواهم بگویم چرا تماشای رقص، مخصوصاً رقصهای محلّی ای مثل همین «رقص رود»ِ ایرلندی، مرا به یاد سعدی شیرازی می اندازد.</p>
            <p>فکر می کنم «چرا»ش را تا حالا باید حدس زده باشید. بله، می خوام بگویم رقصهایی که خیلی پیش از آسمانی شدنِ روح آدمیزاد، روح زمینیش را به نشاط می آورد، آن قدر زیبا بود، آن قدر پاک بود، آن قدر مقدّس بود، که شاید خدا هم با تماشای این رقصها پیش خودش می گفت:</p>
            <p>«جهل انسان بیش از دانش اوست * جهل انسان است که ستم می زاید * ستم انسان است که مرگ می زاید * و انسان در جهل و ستم دوست شیطان است * امّا هنر انسان زادۀ دانش اوست * و انسان با رقص  خود، با شعر خود، با آواز خود، با موسیقی خود زندگی را ستایش می کند * زیرا که هنر انسان ستایش زندگی است * زیرا که انسان با هنر خود آفرینش  را تفسیر می کند * زیرا که انسان در هنر خود دوست من است*»</p>
            <p>این را هم بگویم که من چون خودم را دوست خدا و خدا را دوست خودم می دانم و می دانم  که دوست از دوست هیچ ترسی ندارد، در تماشای «رقص»، مخصوصاً رقصهای اصیل محلّی، خودم را همنشین خدا احساس می کنم و می بینم که حتیّ در این عصر و زمانه ای که او بیشتر از همیشه باید از خلقت بشر پشیمان باشد، لبخندی می زند و چند لحظه ای همۀ شرارتهای شیطانی آدمیزاد را فراموش می کند.</p>
            <p>حالا دیگر مطمئنّم که شما هم با تماشای رقصهای اصیل، چه از نوع «بالّۀ دریاچۀ قو»ی چایکوفسکی باشد، چه از نوع «ریور دنس» ایرلندیها، وقتی حالت جذبه می گیردتان، به یاد سعدی شیرازی می افتید و این حکایتش که یکوقت در سفر حجاز با چند تا جوان به قول خودش صاحبدل، یعنی آگاه و عارف و اهل حال، همراه و همصحبت می شود، و این جوانها گاهی وقتها که نور حقیقت دلشان را روشن می کند، می زنند زیر آواز.</p>
            <p>امّا در کاروانشان یک عابدِ زاهدِ خدا ترس هست که مدام غرّ و لُند می کند و به حکم امر به معروف و نهی از مُنکَر، از این جوانها ایراد می گیرد و بد خلقی می کند. تا اینکه می رسند به جایی به اسم نخلستان «بنی هِلال».</p>
            <p>آنجا یک نوجوان عرب شروع می کند با صدایی دلنشین و شور انگیز و سحرآمیز به آواز خواندن. اینجاست که سعدی می فرماید: اُشتر عابد را دیدم که به رقص اندر آمد و عابد را بینداخت و راه بیابان گرفت. گفتم: اى شیخ، سَماع در حیوان اثر کرد و تو را همچنان تفاوتى نمى‏کند!</p>
            <p>دانى چه گفت مرا آن بلبلِ سحرى؟</p>
            <p>تو خود چه آدمی اى کز عشق بى‌خبرى!؟</p>
            <p>اُشتر به شعر عرب در حالت است و طرب،</p>
            <p>گر ذوق نیست تو را، کژ طبع جانورى!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-11-12:7443304</id>
      <dc:identifier>7443304</dc:identifier>
      <updated>2010-11-12T20:53:57+00:00</updated>
      <published>2010-11-12T16:26:56+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">حیوان متمدّن</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۱۱) ۱۲ نوامبر ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه، لندن، حیوان متمدّن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/11/101112_l50_letter_from_london_211.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/11/101112_l50_letter_from_london_211.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p> تازگیها، یعنی حالا که دیگر برای من خیلی دیر شده است، به این کشف رسیده ام که معنی بعضی از کلمه ها دوره به دوره عوض می شود، ولی ما باز هم از آنها همان معنایی را می گیریم، که اجدادمان قرنها پیش می گرفتند.</p>
            <p>دیروز که من و دوست انگلیسیم سر این موضوع با هم کلنجار  می رفتیم، مجبور شدم یک مثال برایش بیاورم تا بتوانم حرفم را به کرسی بنشانم.</p>
            <p>گفتم: «فرض کن یک نفر دارد نصف شب، توی یک کوچۀ تاریک و خلوت می رود به    خانه اش. یکدفعه قلبش می گیرد، نفسش از دردِ قفسۀ سینه می بُرّد و می افتد روی زمین. یک رهگذر دیگر که تصادفاً دارد به فاصلۀ چند قدم از پشت سرش می آید، متوجّه افتادنش می شود و بدو می آید بالای سرش. چند بار او را صدا می زند، امّا جوابی نمی شنود. آنوقت دست می کند توی جیب بغلش و کیف او را در می آورد. توی کیفش یک دسته اسکناس هست و چند تا کارت اعتباری. آنها را بر می دارد و می گذارد توی جیب خودش، و کیف را می گذارد توی جیب بغل آن بیچاره که معلوم نیست حالا دیگر زنده است یا مرده، و پا می گذارد به فرار!».</p>
            <p>دوست انگلیسی چشمهاش یکدفعه شد آینۀ وحشت و حیرت، طوری که انگار برادرش را جلو روش تیرباران کرده باشند. سرش را مثل پاندول ساعت تکان داد و گفت: «اصلاً نمی توانم تصوّرش را هم بکنم! امّا باید بگویم توی این دنیا هستند آدمهایی که بد تر از اینش را هم می کنند! این جور آدمها...».</p>
            <p>نمی خواستم بدانم این جور آدمها چی ... حرفش را بریدم و گفتم: «حالا فرض کن رهگذری که  متوجّه افتادن او می شود و بدو می رود بالای سرش، اوّل دست به شاهرگش می گذارد و گوشش را به سینۀ او می چسباند و می فهمد که یارو هنوز زنده است، و آنوقت فوراً تلفن موبایلش را از جیبش در می آورد و آمبولانس خبر می کند. آمبولانس هم که آمد، موقتاً فراموش می کند که داشت کجا می رفت، و مثل اینکه طرف برادر یا پدر خودش باشد، همراهش می رود به بیمارستان».</p>
            <p>دوست انگلیسی که حالا چشمهاش از لبخند آرامش روشن شده بود، گفت: «ببینم؟ مگر بحثمان سر این نبود که تو می گفتی معنی بعضی از کلمه ها دوره به دوره عوض می شود، و من می گفتم نه، این آدمها هستند که با هم فرق می کنند. کلمه ها همان معنایی را که از اوّل داشته اند، حالا هم دارند؟».</p>
            <p>گفتم: «رفیق، تو می خواهی بگویی که این دو نفر فرضی که الآن داشتم حرفشان را می زدم، هر دو آدمند؟ یعنی هر دو انسانند، امّا خوب، آدم داریم تا آدم؟ یعنی انسان داریم تا انسان؟».</p>
            <p>شاید حقّ به جانبِ دوست انگلیسی بود که نمی خواست مثل منِ شرقی «منطق» را آلودۀ «احساسات» بکند و بگوید: «آدم دیگر آن معنایی را ندارد که مثلاً در عهد سعدی شیرازی داشت و می شد گفت: <br/>خور و خواب و خشم و شهوت، شَغَب است و جهل و ظلمت</p>
            <p>حَیَوان خبر ندارد زِ جهان آدمیت!</p>
            <p>وقتی به دوست انگلیسی  گفتم: «آنی که تو هنوز به ش می گویی آدم، من به ش می گویم حیوان متمدن، در مقابل حیوان وحشی، چون همۀ کارهایی را که می کند، خوب که خلاصه کنی،    می بینی خدمت به حیوانیت اوست. آدم تو، که همان حیوان متمدّن من باشد، هنوز انسان نشده است!»</p>
            <p>قاه قاه زد زیر خنده. صدای خندۀ منطقی او آن قدر بلند بود که نشنید در ادامۀ حرفم گفتم: «و شاید هرگز هم انسان نشود!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-10-12:6907503</id>
      <dc:identifier>6907503</dc:identifier>
      <updated>2010-10-15T16:14:44+00:00</updated>
      <published>2010-10-12T13:58:49+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">جریمه پول است، عاطفه ندارد!</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۰۷) ۱۵ اکتبر ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، نامه ای از لندن، ۲۰۷</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/10/101012_l50_letter_from_london_207.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/10/101012_l50_letter_from_london_207.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>می گویم گاهی وقتها اتّفاقهایی می افتد که دل آدم را آتش می زند و عقل آدم را از کلّه اش آواره می کند.</p>
            <p>خوب است که خدا گوشش به دُعاها و نفرینهای آدمیزاد بدهکار نیست، وگرنه، دیروز که با شنیدن یکی از این اتّفاقها توی دلم گفتم: «خدایا، بیست و سه تا کروموزوم ما را بیست و چهارتا کن، برمان گردان به جنگل!»  حالا هفت میلیارد میمون داشتند در به در دنبال جنگل می گشتند. شهرداری ناحیه به درخواست همسایۀ از پا علیلم، خانم پَتِرسون (Paterson)، جلو خانه اش با خط سفید علامت پارکینگ معلولین کشیده است و یک پلاک «مخصوص دارندۀ کارت آبی» هم که در واقع گواهی معلول بودن راننده است، با چهار تا میخ کوبیده اند به پایۀ دیوارک جلو خانه اش.</p>
            <p>خاصیت این امتیاز این است که وقتی این خانم سوار اتومبیلش می شود و می رود مثلاً در بازارچۀ محلّه چیزی بخرد، کسی نمی تواند اتومبیلش را بیاورد، جلو خانۀ او پارک کند، مگر یک رانندۀ معلول دیگر که شیطان رفته باشد توی پوستش و پارکینگ جلو خانۀ خودش را وِل کند و از چند فرسخی بیاید اتومبیلش را بیاورد توی کوچۀ بُن بست ما و آن را بچپاند توی پارکینگ خانم پترسون!</p>
            <p>بیچاره «جِنتِل وُمَن» (Gentlewoman) پیرِ شوهر مردۀ تنهای انگلیسیِ طرفدارِ حزب محافظه کار، که هنوز هم حاضر نیست از مارگارت تاچر بد بگوید و بد بشنود، سفرۀ دلش را پیش منِ اجنبیِ خاورمیانه ای باز کرده بود و از ظلم و بی‌عاطفگی شهرداری می خواست خون گریه کند. می گفت:</p>
            <p>«منِ بیچاره گاهی  می شود که پنج روز پایم را از خانه بیرون نمی گذارم. این مأمور جریمۀ راهنمایی دوشنبه آمده است توی کوچۀ ما، دیده است کارت آبی من پشت شیشه نیست، نگاه هم نکرده است که ببیند افتاده است کف اتومبیل، و در هم نزده است که از من بپرسد اتومبیل من است جلو خانۀ خودم توی پارکینگ خودم یا نه! یواشکی یک برگ جریمۀ صد پوندی چسبانده است و رفته است. سه روز بعد باز یواشکی آمده است و دیده است که برگ جریمۀ اوّل سر جاش است. خوشحال شده است و یک برگ جریمۀ صد پوندی دیگر بغلِ اوّلی چسبانده است و رفته است. امروزصبح، من بعد از پنج روز از خانه ام در آمده ام بروم پستخانه برای بچّه دخترم که در استرالیا زندگی می کند، یک هدیۀ تولّد پست کنم، می بینم، بله، اگر همین هفته جریمه را ندهم، تخفیف پنجاه در صد هم شامل حالم نمی شود!».</p>
            <p>همین طور غمخوارانه به درد دلش گوش کرده ام و «که این طور!»، «که این طور!» گفته ام و توی دلم فحش نثار مأمور جریمۀ راهنمایی کرده ام و گذاشته ام که هر چی دل تنگش می خواهد، بگوید، تا رسیده است به اینجا که رفته است، شهرداری، جریمه اش را بپردازد، به کارمند دریافت جریمه می گوید:</p>
            <p>«ببخشید، آقا! این مأمور شما، که سه روز بعد از چسباندن برگ جریمۀ اوّل آمده است و دیده است برگ جریمه سر جاش است، عاطفۀ انسانی همراهش نبوده است که دو قدم بردارد و در خانۀ مرا بزند، شاید من توی خانه سکته کرده باشم! باید بگذارند بمیرم، نعشم بگندد و بوی گندش به دماغ همسایه ها بخورد، بروند پلیس را خبر کنند!».</p>
            <p>آنوقت بود که دیدم یکی از آن اتّفاقهای دل آتش زنِ عقل آواره کن افتاده است. کارمند دریافت جریمه، بدون اینکه به خانم پترسون نگاه بکند، خیلی جدّی در جوابش گفته است: «مأمور جریمه جزو وظیفه اش نیست که بیاید در خانۀ شما را بزند! آن وظیفۀ مأمور پلیس است!».</p>
            <p>با این حساب اگر آدم بشنود یا بخواند که فقط در جنوب غربی انگلستان هر روز دست کم سه نفر توی خانه شان در تنهایی می میرند، نباید تعجّب بکند!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-10-19:7029362</id>
      <dc:identifier>7029362</dc:identifier>
      <updated>2010-10-22T13:21:34+00:00</updated>
      <published>2010-10-19T15:53:32+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">دستمال ناپلئون!</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۰۸) ۲۲ اکتبر ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، نامه ای از لندن، ۲۰۸، دستمال ناپلئون!</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/10/101019_letter_from_london_208.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/10/101019_letter_from_london_208.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>با انتشار اين نامه، نامه ای از لندن چهارساله می شود. چهار سال است که عليزاده طوسی، هر هفته و بدون وقفه، با نگاهی متفاوت، گرد و غبار عادت از گفت و گوها و رويدادهايی گرفته که هر روز آنها را می شنويم و می بينيم و اغلب ساده و بی توجه از کنار آنها می گذريم. او در نامه های خود از لندن، اگرچه از مشاهدات و دغدغه های روزانه اش مايه می گيرد، اما در هر ديده يا شنيده ای تامل می کند و به نکته و نکاتی می پردازد که کمتر به آنها  توجه شده يا می شود. در چهار سال گذشته، او هر هفته بر همين سياق نگريسته و نوشته است، آن چنان که در دويست و هشتمين نامه اش:</p>
            <p>شما وقتی اسم یک آدم خیلی معروف به گوشتان می خورد، چه احساسی بهتان دست می دهد؟</p>
            <p>منظورم آدمهای معروفی است مثل ناپلئون، نادر شاه افشار، آوا گاردنر، قمر ملوک وزیری، میکل آنژ، مایکل جکسون، بتهوون، فرانک سیناترا، داستایوسکی، و امثال اینها. می بینید که همه‌شان هم مرده اند، یکیشان همین چند وقت پیش، یکیشان هم چهارصد و چهل و شش سال پیش، و بقیه‌شان هم این وسطها.</p>
            <p>حالا یک سؤال دیگر: فرض کنیم الآن یک نفر از فرانسه آمده است به لندن و می گوید یک دستمال دارد که مال شخص ناپلئون بوده است، و رو به بیت الّلحم هم می ایستد و به عصمت مادرش و عفّت مادربزرگهاش و به عدالت تیغۀ گیوتین و اصالت جمهوری فرانسه هم قسم می خورد که دستمال جعلی نیست، و مادر بزرگِ مادر بزرگِ مادرش که در جزیرۀ سنت هلن کُلفتیِ ناپلئون را می کرده است، آن را از جیب شلوار ناپلئون کِش رفته بوده است و توی خانوادۀ او همین طور از مادر به دختر به ارث می رسیده است تا حالا که خودش، یعنی همین موسیوی پاریسی شده است صاحب قانونیِ این میراث گرانبها، و چون خواهر ندارد که به او برسد، حالا می خواهد آن را به حراج بگذارد و پولش را به زخمهای زندگیش بزند.</p>
            <p>یادتان باشد که این دستمال مال ناپلئون بوناپارت بوده است و او به دست خودش دماغ خودش را توی این دستمال فین می‌کرده است.</p>
            <p>و حالا یک سؤال دیگر: اگر این دستمال را همین فردا می خواستند توی یکی از «حراج‌خانه» های معتبر لندن بفروشند، و شما هم آدم خیلی پولداری می بودید، تا چه قدر حاضر می بودید پول بالاش بدهید؟</p>
            <p>می بینم که دارید فکر می کنید و دیگران هم گوش تیز کرده اند که ببینند شما چی می گویید. بله؟ نه، غیر ممکن است! حتماً دارید شوخی می کنید! همین چند وقت پیش بود که یک پولدار کانادایی در یکی از همین حراجها یک زیرشلواری ملکه ویکتوریا... به‌ش زیرشلواری که نمی شود گفت... یک شلوار زیردامنی ملکه ویکتوریا را به نُه هزار (۹۰۰۰) دلار، یعنی تقریباً به ده میلیون (۰۰۰, ۰۰۰, ۱۰) تومن خرید! آنوقت شما می گویید اگر پولتان از پارو هم بالا می رفت، حاضر نمی بودید یک پنی هم بالاش بدهید!؟</p>
            <p>خوب، آدم با آدم فرق می کند. شاید امروز اگر همچین دستمالی پیدا می شد که ناپلئون دماغش را تویش فین می کرده بود، همین پولدار کانادایی حاضر می شد تا نهصد هزار (۰۰۰, ۹۰۰) دلار هم بالاش بدهد!</p>
            <p>با این حساب ببینید مثلاً ده، بیست سال دیگر سینه بند جوانی سوفیا لورن چه قیمتی پیدا خواهد کرد! ها؟ چی گفتید؟ می گویید آن را هم اگر هزار دلار دستی به‌تان بدهند، حاضر نیستید دست بهِ ش بزنید!؟ با عجب آدم کلّه شقّی رو به رو شده‌ایم!</p>
            <p>البـتّه این را هم بگویم که خود من هم حاضر نیستم مثلاً پالتو آبراهام لینکلن یا کلاه جورج واشنگتن را به یک پنی بخرم، چون از خودم می پرسم: «از یک آدم بزرگ چی می ماند که ده سال، صد سال، هزار سال، یا هزارها سال بعد از او ارزش و اعتبار داشته باشد، آن هم همان ارزش و اعتباری که روز اوّل داشته است، نه برای اینکه حالا کهنه و عتیقه شده است؟ مثلاً الکل که زکّریای رازی کاشفش بود، اوّلاً مال همه است، و ثانیا به قیمت روز، همان ارزش هزار سال پیش را دارد! یا قانون جاذبۀ نیوتن! یا پنیسیلین آلکساندِر فلمینگ!»</p>
            <p>می بینم که باز شما دارید فکر می کنید و دیگران هم گوش تیز کرده اند که ببینند شما چی خواهید گفت.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-09-17:6509572</id>
      <dc:identifier>6509572</dc:identifier>
      <updated>2010-09-17T15:33:00+00:00</updated>
      <published>2010-09-17T11:51:36+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«دکّان صدقات و مغازۀ خیریه»  </title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۰۳) ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، نامه ای از لندن ۲۰۳، دکّان صدقات و مغازۀ خیریه</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/09/100917_l50_letter_from_london_203.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/09/100917_l50_letter_from_london_203.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>توی مغازۀ خیریۀ سر کوچه، که من هر چند روز یکبار سری به آن می زنم، ببینم میان کتابهایی که این چند روزه مردم آورده اند، خیرات کرده اند، کتاب به درد من بخوری هست یا نه، شاید هیچوقت انّفاق نیفتاده بود که یک پدر و مادر جوان ببینم که با پسر پنج شش ساله و دختر هفت هشت ساله شان آمده باشند دسته جمعی لباس بخرند.</p>
            <p>اوّل این را بگویم که این زن و شوهر و بچّه هاشان هم واقعاً زیبا بودند، هم تندرست و شاداب بودند، هم سنگین و موقّر. اگر صبح یکشنبه آنها را توی یک نمایشگاه نقّاشی می دیدم، توی دلم می گفتم: «شکر خدا که هنوز هم آدم اینجا یک خانوادۀ طبقۀ متوسّطِ سنّتی را می بیند که به جای... به جای ... به جای هرچی شما فکر کنید، پا می شوند، دسته جمعی می آیند نمایشگاه نقّاشی!».</p>
            <p>نه خیر! خیلی وقت است که توی محلّۀ خودم خانواده هایی ندیده ام که حالات و رفتارشان بگوید از خانواده های طبقۀ متوسّط سنّتی انگلیسی هستند. گوش تیز کردم، فهمیدم که دارند به زبان لهستانی با هم حرف می زنند. فکر کردم باید از لهستانیهایی  باشند که همین تازگیها، با همین لباسی که به تنشان هست، وارد لندن شده اند و دوستها یا قوم و خویشهایی که اینجا دارند، به شان گفته اند:</p>
            <p>«چهار تاییتان ده بیست پوند ور می دارید، می روید به همین مغازۀ خیریه، توی بازارچۀ محلّه، از کت و دامن و کت و شلوار و پالتو و پیراهن بگیر تا کفش و کلاه و دستکش وشال گردن، هرچی می خواهید، با همین پول می خرید!».</p>
            <p>به روی همه شان لبخند دوستی و همسایگی و همطبقگی و همدردی زدم و خودم را، بدون اینکه قصد خریدن لباس داشته باشم، به دیدن کتهای مردانه مشغول کردم تا خانوادۀ تازه مهاجر لهستانی ده بیست پوندشان را دادند و خدا حافظی کردند و با لباسهای تقریباً نوی که خریده بودند، از مغازه رفتند بیرون. پیش خودم گفتم: «به این می گویند مغازۀ خیریه. هم مغازه اش مغازه است، دکّان نیست، هم خیریه اش خیریه است، صندوق صدقات نیست!»</p>
            <p>لابد می گویید: «مغازه با دکّان چه فرقی دارد؟» فرقش این است که خیلی شنیده ام که می گویند «ولشان کن بابا! حقّه بازند! دکّان باز کرده اند!» امّا به گوش خودم نشنیده ام که با همین منظور بگویند: «ولشان کن بابا! حقّه بازند! مغازه باز کرده اند!».</p>
            <p>بروید کامپیوترتان را روشن کنید و از گوگل فارسی سراغ «دکّان باز کرده اند» را بگیرید. می بینید دست کم سی و دو هزارتایی از این دکّانها نشانتان می دهد!</p>
            <p>حالا لابد می خواهید بگویید: «خوب، این صدقات با خیریات چه فرقی دارد؟» شما که دیگر نباید همچین سؤالی بکنید. اینجا توی انگلستان هم صدها «دکّان خیریه هست»  که با هزارها افسون تبلیغاتی، دل مردم مسیحی را به حال گرسنه های دنیا کباب می کنند و از جیبشان و حساب بانکیشان پول می کشند بیرون، و مردم هم هر چی می دهند، به اسم «خیریه» می دهند، نه به اسم «صدقه» که  «رفع بلا» بکند. برای رفع بلا به مطبّ دکتر یا بیمارستان مراجعه می کنند و با پولی که می دهند، انتظار یک عوض در دنیا و صد عوض در آخرت هم ندارند.</p>
            <p>مردم اینجا هم کم وبیش می دانند که «سازمانهای خیریه» درواقع «دکّان باز کرده اند»، امّا پیش خودشان می گویند: «ده در صدش هم که به حقّ دار برسد، غنیمت است!».</p>
            <p/>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-10-29:7205103</id>
      <dc:identifier>7205103</dc:identifier>
      <updated>2010-10-29T17:20:14+00:00</updated>
      <published>2010-10-29T13:07:00+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">خیلی فکر می خواهد!</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۰۹)؛ ۲۹ اکتبر ۲۰۱۰ - «خیلی فکر می خواهد!»</summary>
      <dc:subject>نامه ای از  لندن، علیزاده، طوسی، نامه، لندن، خیلی فکر میخواهد</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/10/101029_l42_letter_from_london209.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/10/101029_l42_letter_from_london209.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>نمی دانم شما هم موقع گوش دادن به اخبار، برایتان پیش می آید که یکدفعه احساس کنید           جمله ای شنیدید که یکی از کلمه هاش عوضی است، آن هم نه حالا، فقط توی همین جمله، بلکه همیشه این کلمۀ عوضی را توی جمله های شبیه این یکی می گفته اند و، می شنیده اید و، رد می شده اید و،  متوجّه عوضی بودنِ آن نمی شده اید؟</p>
            <p>آدم دیگر به بقیۀ خبر گوش نمی دهد و می رود توی فکر که چرا تقریباً همه این کلمۀ عوضی را به زبان می آورند، همه آن را می شنوند، و همه هم از این کلمۀ «عوضی» معنایی را که فکر می کنند «درست» است، می گیرند و می گذرند و چرخ هیچ چیز هم لنگ نمی شود!</p>
            <p>یکی از این کلمه های عوضی که شنیدنش باعث شد من این بحث را پیش بیاورم، کلمۀ «گناه» است. همه مان می دانیم که «گناه» یک کلمۀ «مذهبی» است و کلمۀ مقابلش «ثواب» است با «ث» سه نقطه، نه با «صاد» که معنیش می شود «دُرُست» در مقابل «خطا» یا «نادرست».</p>
            <p>و این را هم همه می دانیم که اگر آدم کاری بکند که از لحاظ مذهبی گناه حساب نشود و مکافات آن دنیایی نداشته باشد،  امّا از لحاظ «قوانین و مقرّرات مدنی» نادرست باشد، به این کار می گویند «جرم» و به کسی که این کار را کرده است، می گویند «مُجرِم» و مجری «قوانین و مقرّرات مدنی» او را «مجازات» یا «جریمه» می کند.</p>
            <p>در زبان انگلیسی ، همان طور که می دانید، به «گناه» می گویند «سین» (Sin) و به «جرم» می گویند «کِرایم» (Crime)  و پُر واضح است که آدمیزاد خیلی کارها می کند که هم گناه حساب می شود، هم جرم. مثلاً اگر کسی مرتکب قتل بشود، در این دنیا قانون مجازاتش می کند، و اگر به آن دنیا اعتقاد داشته باشد، آنجا هم مکافات می شود.</p>
            <p>حالا داری به اخبار رادیو یا تلویزیون گوش می دهی، موضوع خبر مثلاً اوضاع افغانستان است، و مثلاً می شنوی که: «در شرق افغانستان در یک حملۀ هوایی، که هدف آن کشتنِ شورشیهای وابسته به «القاعده» بوده است، دو غیر نظامی<strong> بیگناه</strong> افغان هم کشته شده اند.»</p>
            <p>یا موضوع خبر اوضاع یکی از دالغوزآبادهای دنیاست که معمولاً زندانهاشان پُر است از آدمهایی که زبانشان قلباً و روحاً و دقیقاً مطابق با مشیت اولیاء امور توی دهنشان نگشته است، یا قلمشان از خطّ این مشیت، بفهمی نفهمی، بیرون لغزیده است، و مثلاً می شنوی که «همسر این زندانی گفته است که شوهرش<strong> بیگناه</strong> است و باید او را آزاد کنند!»</p>
            <p>اینجاست که آدم ممکن است یکدفعه به هوش بیاید و پیش خودش بگوید: «اگر درست فکر کنیم، می بینیم همۀ آنهایی که در جایی مثل افغانستان یا عراق کشته می شوند، هر که باشند، شورشی یا ارتشی، نظامی یا غیر نظامی، نه «گناهکار» اند، نه «بیگناه»، آدمیزادند که به هزار و یک علّت، از جمله جهل و خرافات، بیکاری و ناچاری، سیاست و طمع و فریب، و بِهِلبِشوُیی اوضاع دنیا، می کشند و کشته می شوند. توی آن دالغوزآبادها هم همۀ آنهایی را که گرفته اند و توی زندان انداخته اند، «گناه» نکرده بوده اند، بلکه مثل شوهر آن خانم، بفهمی نفهمی از حکومت «انتقاد» کرده بوده اند.</p>
            <p>من فقط احساس می کنم که هم ما فارسی زبانها در <strong>وسایل ارتباط جمعی</strong> یا به قول امروزیها <strong>رسانه های گروهی</strong>، کلمۀ «بیگناه» را در خیلی از موردها عوضی به کار می بریم، هم انگلیسی زبانها که به ش می گویند «اینوسِنت» (Innocent)! به جاش چی باید بگوییم؟ خیلی فکر می خواهد!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-09-22:6579219</id>
      <dc:identifier>6579219</dc:identifier>
      <updated>2010-09-24T13:58:55+00:00</updated>
      <published>2010-09-22T11:23:13+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«زن و شوهر و مصاحبه های تلویزیونی» </title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۰۴) ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، نامه ای از لندن ۲۰۴، زن و شوهر و مصاحبه های تلویزیونی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/09/100922_l50_letter_from_london_204.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/09/100922_l50_letter_from_london_204.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p> آدم یکوقت می خواهد یک حرفی بزند که هیچ جور تعصّبی یا سوء نیتی توش نیست، امّا با تجربه ای که دارد، می ترسد آن حرف را بر زبان بیاورد که مبادا طوفان سوء تفاهم به راه بیفتد و گرد و غبارش روزگار او را سیاه بکند.</p>
            <p>چند وقت است، هر بار که توی تلویزیون لندن می بینم رفته اند توی خانۀ یک خانوادۀ طبقۀ متوسط به پایین، دارند با یک زن و شوهر مصاحبه می کنند، خوب که دقّت می کنم، می بینم  نزدیک است برسند به آخر مصاحبه و تا حالا هرچه جواب بوده است، فقط خانمه داده است و هر چه حرف اضافه بوده است،  فقط خانمه زده است، و آقائه در تمام مدّت فقط سر تکان داده است و به زنش نگاه کرده است و لبخند زده است و چند تا کلمه ای هم که از دهانش درآمده است، فقط در تصدیق حرفهای زنش بوده است: «بله، بله، درست است! بله، بله، درست است!»</p>
            <p>گاهی فکر کرده ام که ساکت ماندن شوهره از زرنگیش است. تجربه و تاریخ به ش ثابت کرده است که اگر ساکت بماند، به نفعش است. نه در ضمن مصاحبه چیزی گفته است که موافق طبع زنش نباشد و، دلخور بشود و، آن رویش بالا بیاید و، برگردد، چیزهایی بگوید که او جلو خبرنگاره که هیچ، جلو چند میلیون بیننده و شنونده سکّۀ یک پول، و سنگ روی یخ بشود، نه اینکه اگر زنش در ضمن مصاحبه دندان روی جگر گذاشته است و در مخالفتِ با او چیزی نگفته است، بعد از مصاحبه بلایی به سرش بیاورد که رَبّ و رُبّش را یاد بکند!</p>
            <p>امّا بعد فکر کرده ام که ساکت ماندن شوهرها در مصاحبه های تلویزیونی باید دلیلهای دیگری هم داشته باشد. یکیش اینکه تا همین صد، صد و پنجاه سال پیش، توی همین مملکت قانون ساز و قانون شناس، زن خیلی محترم بود، امّا به شرط اینکه زبانش را در حدّ خودش نگهدارد، و وارد معقولات نشود، و در امور مردانه دخالت و فضولی نکند!</p>
            <p>خوب، این باعث شد که بالاخره زنها خونشان به جوش بیاید و، متّحد بشوند و، عصیان بکنند و، تظاهرات راه بیندازند و، زندگی را به کام مردها تلخ بکنند و، حقّشان را بخواهند و، حقّشان را بگیرند. حالا مردها، که زنها ازشان حسابی زهر چشم   گرفته اند و، در چشم قانون با آنها مساوی مساوی شده اند، و در موردهایی از آنها بالا زده اند، ناچار ماستها را کیسه کرده اند و، نشسته اند کنار و، بعد از هزاران هزار سال نوبت را داده اند به زنها!</p>
            <p>می دانم که همین الآن خانمهایی هستند که تا این حرف را شنیدند، دارند توی دلشان به من می گویند: «نوبت را توی چی داده اند به زنها؟ توی مصاحبه های تلویزیونی دربارۀ امور زندگی خانوادگی؟ کجای کاری، آقا؟ این مردهایی که ما می شناسیم، تا روز قیامت هم حاضر نمی شوند، میدان را خالی کنند و بگذارند زنها...!».</p>
            <p>بگذارند زنها چه کار کنند؟ نه، اینجایش را دیگر من به خودم حقّ نمی دهم به جای زنها فکر بکنم و بگویم زنها به قول فصحا و بلغای امروز چه مطالباتی دارند. مردها کجا؟ و درک و فهم حقوق و مطالبات زنها کجا؟</p>
            <p>بگذریم. این جور بحثها توی این فرصت کوتاه به جایی نمی رسد. فقط خیلی دلم  می خواست بدانم که الآن اگر در تهران یک خبرنگار تلویزیونی می رفت توی خانۀ یک خانوادۀ طبقۀ متوسّط به پایین، دربارۀ امور زندگی مصاحبه بکند، زن و شوهر در حرف زدن چه سهمی به همدیگر می دادند؟ سهم مساوی؟ یا اینکه...؟</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-10-08:6856461</id>
      <dc:identifier>6856461</dc:identifier>
      <updated>2010-10-08T20:50:29+00:00</updated>
      <published>2010-10-08T18:49:52+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">شما چی فکر می‌کنید؟</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه از لندن ۲۰۶، هشتم اکتبر ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، نامه از لندن، ۲۰۶، هشتم اکتبر ۲۰۱۰</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/10/101008_l55_letter_from_london_206.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/10/101008_l55_letter_from_london_206.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>چهل، پنجاه سال پیش، نمی گویم فارسی زبان توی لندن پیدا نمی شد؛ بودند، خیلی هم کم نبودند، امّا گمان می کنم عدّه شان بیشتر از مثلاً پرتقالی زبانها یا سوئدی زبانها یا فرانسوی زبانها نبود. بیشترشان هم برای گردش یا معالجه یا معامله به لندن می آمدند و ماندگار اینجا نبودند.</p>
            <p>امّا  توی این بیست، سی سال اخیر، فقط توی همین محلّه ای که این بندۀ حقّ «زنده مانی» می کند، آن قدر عدۀ فارسی زبانها زیاد شده است، که به مرور پنجاه، شصت تایی رستوران و چلوکبابی و خواربار فروشی با تابلوهایی دو زبانه، در اصل به زبان شیرین فارسی و خطّ خوش و ناخوش نسخ و نستعلیق درست و شکسته باز کرده اند و کارشان هم حسابی گرفته است.</p>
            <p/>
            <p>خوب، حالا کاری به این نداریم که از چی شد که همچین شد. چیزی که تازگیها، در رفت و آمد با اتوبوس و قطار زیر زمینی، فکرش توی کلّۀ من افتاده است و باعث عذاب وجدان من شده است، استراق سمع خواهی نخواهی است.</p>
            <p>می گویم خواهی نخواهی، می بینم وجدان عذاب کشیده ام به من تشر می زند که: «نه خیر، بیشتر وقتها <strong>خواهی بخواهی</strong> هست که هیچ، خیلی هم گوش تیز می کنی که بتوانی از فاصلۀ یک یا دو ردیف صندلی در اتوبوس یا قطار حرفهای آنها را خوب بشنوی و از حال و روزشان و دوز و کلکشان و خیر و شرّشان حسابی سر دربیاوری، که چی؟ برای چی؟ این را دیگر خدا می داند که بنده شناس است!»</p>
            <p>همین قضیه که چرا من باید کاری بکنم که وجدانم از کردنش عذاب بکشد، ولی باز هم این کار را بکنم، و با شور و علاقه هم بکنم، و از کردنش لذّت هم ببرم، امّا خودم ندانم که چرا این کار را    می کنم، و از خدای بنده شناس هم انتظار نداشته باشم که مشکلم را حلّ بکند، باعث شده است که این مشکل را که می تواند تاریخی باشد، فرهنگی باشد، اخلاقی باشد، یا یک جور مرض روانی شخصی باشد، با شما در میان بگذارم.</p>
            <p>ببینید، آخر توی اتوبوس و قطار زیر زمینی، انگلیسی زبانها هم با همدیگر حرف می زنند، حرفهای خوب می زنند، حرفهای بد می زنند، و چون توی وطن خودشان هستند، بدون اینکه لازم باشد بدانند، می دانند که همۀ مسافرها حرفهاشان را می شنوند، و با وجود این اصلاً برایشان مهمّ نیست، چون لابد «اخلاق عمومی» شان این است که آدم نباید استراق سمع بکند.</p>
            <p>خوب، البتّه در «اخلاق خصوصی»، که شاید اگر بگوییم «اخلاق سیاسی»، دقیق تر باشد، وضع فرق می کند. آنجا که برای امنیتِ ملّیشان یا منفعتِ سیاسیشان، که در نهایت منفعتِ مالی و امنیتِ ملّیشان است، لازم باشد استراق سمع بکنند، می کنند، و برای این کار بهترین وسیله ها را هم دارند، و لازم نیست توی اتوبوس یا قطار بنشینند و گوشهاشان را تیز بکنند.</p>
            <p>می خواهم بگویم با این همه فشاری که تا حالا، محض خاطر وجدانِ بیچاره به مغز بیچاره ام آورده ام، فقط این دستگیرم شده است که شاید علّت این استراق سمع من این باشد که ما فارسی زبانها در وطن خودمان که هستیم، همۀ حرفهامان را در همه جا با یک صدا به همدیگر نمی گوییم. توی اتوبوس، توی تاکسی، توی هواپیما، توی کافه و رستوران و توی سایر وسایط نقلیه و امکنۀ عمومی، حرفهایی را که مخصوصاً می خواهیم دیگران بشنوند، با صدای خیلی بلند به همدیگر می زنیم، و حرفهایی را که نمی خواهیم دیگران بشنوند، توی گوش همدیگر پچپچ می کنیم.</p>
            <p>شما چی فکر می کنید؟</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-10-01:6728858</id>
      <dc:identifier>6728858</dc:identifier>
      <updated>2010-10-08T20:03:36+00:00</updated>
      <published>2010-10-01T11:08:55+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">بچّه های امروز و اطرافیهاشان</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه از لندن ۲۰۵، اول اکتبر ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، نامه ای از لندن ۲۰۵</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/10/101001_l55_letter_london_205.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/10/101001_l55_letter_london_205.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2010/10/01/101001120612_letter_from_london_205_512x288_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">با تقلید چیز یاد گرفتن اصلش مال حیوانات بوده است.</p>
            </div>
            <p/>
            <p>انگلیسیها از قدیم گفته اند: «چیلدرِن لِرن بای ایمیتِیشِن» (<strong>
                  <em>Children learn by imitation</em>
               </strong>)، یعنی «بچّه ها با تقلید چیز یاد می گیرند»، و این را هم دانشمندهای <strong>علوم تربیتی</strong> خیلی بزرگشان،             بعد از <strong>تفکّر</strong> زیاد، فرموده اند و می فرمایند، هم آدمهای سادۀ کوچه و بازارخیلی کوچکشان، بعد از <strong>تجربۀ</strong> زیاد،  عرض کرده اند و عرض می کنند، و این را هم آن قدر گفته اند که برایشان حکم ضرب المثل پیدا کرده است.</p>
            <p>البتّه این قضیۀ تربیتی چیزی نیست که فقط انگلیسیها فهمیده باشند و گفته باشند و برایشان   حکم ضرب المثل پیدا کرده باشد. همۀ آدمیزادهای دنیا در این دویست هزارسالی که از زمان    مغضوب شدنِ جدّ و جدّه شان به گناهِ خوردنِ میوۀ ممنوعۀ فهم و شعور و تبعید شان از بهشتِ خدا می گذرد، می دیده اند و می فهمیده اند و می گفته اند که «بچّه با تقلید از پدر و مادر و اطرافیهاش چیز یاد می گیرد».</p>
            <p>با تقلید چیز یاد گرفتن هم اصلش مال حیوانات بوده است. گیرم حیوانات حالا و همیشه چند تایی فنّ و ترفند را که برای زندگی ساده شان لازم داشته اند، با تقلید از ننه و باباشان یاد می گرفته اند. همین حالا حیواناتی هستند که در چند میلیون سال گذشته به همان چند تا فنّ و ترفند تقلیدیشان قناعت کرده اند  و احتیاجی به فنّ و ترفندهای تازه نداشته اند.</p>
            <p>امّا بچّۀ آدمیزاد هر روز و هر ساعت از پدر و مادر و اطرافیهاش آن قدر فنّ و ترفند و حقّه و کلک و درو غ و ریا می بیند که نمی داند با آنها چه کار بکند! الآن نداند، مهمّ نیست. مهمّ این است که همۀ آنها، خوب و بد، توی حافظه اش خواهد ماند، و بزرگ که شد و موقعش که رسید، ممکن است  آنها را به کار بزند.</p>
            <p>حالا شما پدر و مادر امروزه مدام در فکر این هستید که جلو روی بچّه تان کاری نکنید یا چیزی نگویید که او خدا نکرده از شما تقلید کند و آینده اش خراب بشود. خوب، فرض کنیم شماا یک پدر و مادر انگلیسی امروز هستید، و می دانید که <strong>دانشمندهای علوم تربیتی</strong> خیلی بزرگتان گفته اند که <strong>بچّه ها با تقلید از پدر و مادر و اطرافیهاشان چیز یاد می گیرند</strong>، و از بابت خودتان خاطر جمع هستید و از بابت اطرافیها هم سعی می کنید جلو روی بچّه تان مواظب رفتار و گفتار آنها هم باشید. ولی باز ممکن است معنای «اطرافیها» را خوب نفهمیده باشید و با همۀ آن احتیاطها و تلاشها، باز هم خودتان نخواسته و خدا نکرده، آیندۀ بچّه تان خراب بشود.</p>
            <p>بله، این <strong>اطرافیها</strong> فقط همسایه ها وُ دوست وُ آشنا ها وُ قوم وُ خویشهای شما، یا همبازیها و همدرسهای بچّه تان نیستند. بیشتر <strong>اطرافیها</strong> نه از در خانه، بلکه از درِ چیزهایی مثل تلویزیون و ویدیو و دی وی دی و اینترنت می آیند توی خانه و از صد تا کاری که می کنند و از صد تا حرفی که می زنند، نود و نه تاش برای خود شما هم که دیگر از دورۀ تقلیدتان گذشته است، خوب نیست، چه رسد به بچّه هاتان که دارند در جنگلِ جامعه با تقلید از اطرافیهاشان چیز یاد می گیرند.</p>
            <p>راستی هیچوقت از خودمان پرسیده ایم که چرا داستان فیلمها و سریالهای تلویزیونی بیشترش باید ماجراهای مربوط  به زندگی دزدها، آدمکشها، لاتها، ولگردها، چاقوکشها، قاچاقچیها، معتادها، خود فروشها، دروغگوها، خائنها، تروریستها، و امثال اینها باشد، با صحنه های کشت و کشتار و انفجار و هزارها نکبت و پلیدی و ننگ و رسوایی دیگر؟</p>
            <p>اینکه در همۀ این داستانها، دستِ آخِر بدکارها به سزاشان می رسند، مهمّ نیست. بچّه که هنوز با طبیعت حیوانیش اهل شیطنت است و دارد با تقلید چیز یاد می گیرد، از <strong>تماشا</strong>ی نیم ساعت، یک ساعت یا دو ساعت قهرمان بازیها و شیطنتهای هیجان انگیز و جنگلی همان بدکارها لذّت می برد، نه از تفکّر در نتیجه گیری بیمزّۀ این داستانها!</p>
            <p>حیف! همه مان بر سر شاخ نشسته ایم و بُن می برّیم، و خداوندِ بُستان هم خودمان هستیم!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-09-10:6411177</id>
      <dc:identifier>6411177</dc:identifier>
      <updated>2010-09-10T15:18:15+00:00</updated>
      <published>2010-09-10T11:23:41+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«به خودمان می خندیم یا به آنها؟»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن ۲۰۲ - ۱۰سپتامبر ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، نامه ای از لندن ۲۰۲، به خودمان می خندیم یا به آنها؟</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/09/100910_l50_letter_from_london_202.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/09/100910_l50_letter_from_london_202.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>یکی از برنامه های واقعاً سرگرم کنندۀ تلویزیون تجارتی لندن، برنامه ای است به اسم «حیوانات خنده دارترین کارها را می کنند». مثلاً یک سگ را نشان می دهند که مثل آدم روی دو پا  وای می ایستد و دست راستش را به علامت سلام می برد بالا.</p>
            <p>شما وقتی این کار سگه را می بینید، بی اختیار، قش قش می خندید. خوب، حالا اگر به خودتان بیایید و، با اختیار بشوید و، کمی دربارۀ این کار سگه فکر بکنید، ممکن است به خودتان بگویید: «روی دو پا وایستادن که خنده ندارد. همۀ ما آدمها روی دو پا وای می ایستیم، روی دو پا راه می رویم، و برای همین هم هست که گاهی وقتها به خودمان می گوییم جانور دو پا».</p>
            <p>بعد هم ممکن است به خودتان بگویید: «این دست راست را بالا بردن و سلام نظامی دادن هم که در تمام دنیا باب است، و نه فقط خنده دار نیست، بلکه خیلی هم جدّی است، و حالتش طوری است که آدم را به یاد سپاه و سرباز و فرمانده و جنگ و کشت و کشتار و بمباران و خرابی و آوارگی و آه و ناله و اشک می اندازد! پس کجاش خنده دار است؟»</p>
            <p>من هم همین را به خودم می گویم و به یاد هیتلر می افتم که در حدود پانزده سال، دست کم شصت میلیون از هشتاد میلیون جمعیت آلمان را با همین جور دست راست بالا بردن و حواله شان کردن، هم مسخرۀ خودش کرد، هم مسخرۀ خودشان!</p>
            <p>البتّه از آن دست کم بیست میلیونی که از سلام نظامی هیتلری نفرت داشتند، ولی از ترس جیکشان در نمی آمد، خیلیها بودند که تنها توی خانه، در و پنجره ها را می بستند، پرده ها را می کشیدند و توی اتاق مثل هیتلر روی دوپا وامی ایستادند، و دست راستشان را بالا می بردند و حوالۀ آن شصت میلیون می کردند و های زکی می گفتند و قش قش می خندیدند!</p>
            <p>بله، می خواستم این را بگویم که توی این برنامۀ تلویزیونی «حیوانات خنده دار ترین کارها را می کنند»، هیچ حیوانی هیچ کاری نمی کند که ما آدمیزادها نکنیم. یعنی در واقع حیوانات، تا آنجایی که بتوانند، ادای بعضی از کارهای ما را درمی آورند، و ما از دیدن ادای کارهای خودمان قش قش به خنده می افتیم. این وسط معلوم نیست ما داریم به حیوانات می خندیم یا به خودمان!</p>
            <p>توی پارک روی نیمکت نشسته بودم و چیزی نمی دیدم که هر روز و همیشه ندیده باشم، تا اینکه چشمم افتاد به یک خانم سی، سی و پنج سالۀ خوشگل، و یک سگ کوچولوی سفید ملوس، که از سمت راست می آمدند، و یک آقای چهل، چهل و پنج سالۀ خوشقیافه، و یک سگ بزرگ قهوه ای با وقار، که از سمت چپ می آمدند.</p>
            <p>سگها به هم که رسیدند، وایستادند به چاق سلامتی، و آقا و خانم هم به سگهای همدیگر نگاه کردند و لبخند زدند و سر پا نشستند و شروع کردند به دست نوازش کشیدن به همه جای سگهای همدیگر و صحبت کردن دربارۀ زندگی و خصوصیات سگ خودشان.</p>
            <p>سگها را می گویی، داشت خون، خونشان را می خورد. یک نگاه به صاحبهاشان می کردند، یک نگاه به همدیگر. گوشم را حوب تیز کردم، دیدم سگ بزرگه به سگ کوچکه می گوید: «نگاه کن، نشسته اند، دارند مثلاً دربارۀ ما با همدیگر صحبت می کنند. کی را گول می زنند؟ ما را یا خودشان را؟ ما را بهانه کرده اند که بنشینند، صحبت کنند و با هم آشنا بشوند! حالا بیخودی هی دست به سر و گوش ما می کشند و راحتمان نمی گذارند!».</p>
            <p>سگ کوچکه سر و دمش را تکان داد و در حالی که توی دلش قاه قاه می خندید، گفت: «می فهمم چی می گویی. راستی که این آدمها خنده دار ترین کارها را می کنند، امّا حالیشان نیست!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-08-12:5983949</id>
      <dc:identifier>5983949</dc:identifier>
      <updated>2010-08-13T13:17:26+00:00</updated>
      <published>2010-08-12T18:02:09+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">ضمیر فاعلی سه جنسه!</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه‌ای از لندن ۱۹۸: تو دنیای عجیبی زندگی می کنیم. می بینی اینجا، یک ملّت یک چیزی دارد که داشتنش مایه درد سرش شده است و نمی داند چه کار کند، و آنجا، یک ملّت دیگر نداشتن همان چیز درمانده اش کرده است.</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، ضمیر، فاعلی، سه، جنسه</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/08/100812_l42_letter_from_london198.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/08/100812_l42_letter_from_london198.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>تو دنیای عجیبی زندگی می کنیم. می بینی اینجا، یک ملّت یک چیزی دارد که داشتنش مایۀ درد سرش شده است و نمی داند چه کار کند، و آنجا، یک ملّت دیگر نداشتن همان چیز درمانده اش کرده است.</p>
            <p>مثلاً وقتی یک انگلیسی زبان می گوید: «او انسان خوبی است»، من و شما فوراً می فهمیم که این «او» زن است، مرد نیست، چون اگر مرد می بود، طرف به جای اینکه بگوید «شی» (she)، می گفت «هی» (he). یعنی زن و مرد اگر «سوّم شخص مفرد» باشند، مستقلّند، و کسی آنها را مثل «معشوق» و «ممدوح» و «ساقی» و «خدا» در غزلهای «حافظ شیرازی» با هم عوضی نمی گیرد.</p>
            <p>حالا از خودمان بگذریم! حال آن مترجم بیچاره ای را در نظر بیاورید که می خواهد این بیت را  که حافظ دربارۀ «بُتِ گُل رخسار سنبل گیسوی» خودش گفته است، به انگلیسی ترجمه کند:</p>
            <p>«غبار خط بپوشانید خورشید رخش، یا رب</p>
            <p>بقای جاودانش ده که حسن جاودان دارد».</p>
            <p>بت و خورشید رُخ و ریش نودمیده و حسن جاودان! می گویید: «خوب، بله، این نداشتن «هی» (he) و «شی» (she) گاهی وقتها برای ما فارسی زبانها باعث درد سر می شود، امّا خود انگلیسیها که باید از این بابت راضی باشند!»</p>
            <p>نه خیر، راضی نیستند. حالا عرض می کنم چرا! ببینید، وقتی قرار شد حقوق «زن» و «مرد» مساوی باشد، معنیش این بود که هر دو انسانند، هر دو آزادند، هر دو مستقلند. غیر از این است؟ حالا شما بیایید مثلاً به نقل از معلّم اوّل، <strong>ارسطو</strong>، حکیم یونانی، به زبان فارسی بگویید: «<strong>انسان</strong> حیوانی است سیاسی.»</p>
            <p>توی این جمله هیچکس نمی تواند هیچ جور تبیعضی پیدا کند. حالا شما «جان استوارت میل» (John Stuart Mill)، فیلسوف بزرگ انگلیسی باشید و صد و پنجاه سال پیش رساله ای دربارۀ برابری کامل حقوق زن و مرد هم نوشته باشید، امّا امروز بیایید  احتیاط نکرده و حساب نکرده، به زبان طبیعی و معمول انگلیسی بگویید: «سخن گفتن جزو طبیعت <strong>انسان</strong> است...امّا عواطف اخلاقی طبیعی نیست، اکتسابی است»، آنوقت ببینید چه غوغایی به پا خواهد شد!</p>
            <p>می گویید: «کجای این حرف اشکال دارد؟» اینجاش اشکال دارد که ما در زبان فارسی می گوییم «انسان»، ولی «جان استوارت میل» می گوید «مَن» (Man) که در انگلیسی هم به معنی «مرد» است، هم به معنی «انسان».</p>
            <p>در همان دورۀ <strong>جان استوارت میل</strong>، مدافع برابری کامل حقوق زن و مرد، وقتی یکی می گفت  «مَن اَند هیز لیبرتی» (man and his liberty) تمام مردم دنیا می فهمیدند که منظورش «انسان و آزادی او» ست. امّا خودمانیم، امروز یک «زن» انگلیسی که بعد از قرنها مبارزه توانسته است به «استقلال» برسد و در «حقوق» انسانی با «مرد» برابر بشود، چه طور می تواند ضمیر فاعلی «شی» (she) و صفت ملکی «هِر» (her) داشته باشد و آنوقت به جای «آزادی انسان» بشنود «آزادی مرد» و جیکش هم در نیاید؟</p>
            <p>حق دارد که غوغا به پا کند، چون ما داریم در عصری زندگی می کنیم که «عمل» آدمها مهمّ هست، امّا «حرف» شان خیلی مهمّ تر از «عمل» شان حساب می شود. «حرف» آدمهاست که باید با طبع «سیاست زمانه»  سازگاری داشته باشد.</p>
            <p>اینجاست که فارسی زبان خیلی راحت می تواند بگوید: «انسان باید حرف و عملش           یکی باشد»، امّا اگر یک انگلیسی بیاید خیلی راحت بگوید: «<strong>اِ  مَنز وُرد  اَند  هیز  دید  شود  بی  وان</strong>» (A man's word and his deed should be one)، ممکن است با این بی احتیاطی به درد سر بزرگی بیفتد.</p>
            <p>شاید باور نکنید، امّا واقعاً هستند کسانی که از ترس متّهم شدن به تبعیض جنسی برای شخص «خدا» یک <strong>ضمیر سه جنسه</strong> درست کرده اند و به جای «هی» می گویند «هی شی ایت» یا «هیشیت» (<strong>Heshit</strong>) که هم «مذکّر» است، هم «مؤنّث» است، هم «خنثی»!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-08-20:6100563</id>
      <dc:identifier>6100563</dc:identifier>
      <updated>2010-08-20T13:28:24+00:00</updated>
      <published>2010-08-20T11:09:15+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«از بید گریان لندن تا سرو ابرکوه یزد»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن ۱۹۹  </summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، نامه ای از لندن ۱۹۹، بید گریان، سرو ابرکوه، یزد</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/08/100820_l50_letter_from_london_199.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/08/100820_l50_letter_from_london_199.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p> اینجا توی لندن، در اواخر بهار و تو ماههای تابستان، تا یک روز خورشید هوس می کند ابرها را پس بزند و خودی نشان بدهد، مردم یکدفعه دنیاشان عوض می شود.</p>
            <p>هر کس که وقت و حال و حوصله اش را داشته باشد، خودش را به یک پارک می رساند و رختهایش را تا آنجایی که اخلاق اجازه بدهد، در می آورد و روی چمنها دراز می کشد و حمّام آفتاب می گیرد.</p>
            <p>امّا چمن که مال قدم زدن است و دراز کشیدن به جای خود، چیزی که همۀ پارکها دارند، و بعضی پارکها عظیم ترین و زیباترین آنها را دارند، درخت است، که وقتی آدم حمّام آفتابش را گرفت و پوستش سرخ شد و به سوزش افتاد، می تواند به سایۀ آن پناه ببرد.</p>
            <p>آن روز تصادفاً هوا آن قدر داغ و سنگین بود و آفتاب آن قدر تند و بیرحم که مرا به یاد تهران انداخت و آن ظهرهای خرما پزان ماه مردادش، مخصوصاً تو خیابانهای پایین شهر. خرید در راستۀ مغازه های شرقی محلۀ ایلینگ غربی (West Ealing) را موقّتاً ول کردم و رفتم تو پارک کوچک همان حوالی.</p>
            <p>بیا ببین چه درخت بید مجنونی! ببین چه درخت بلوطی! بگو صد نفر از خیابان به دو بیایند تو سایۀ آنها بنشینند تا عرقشان خشک بشود و نفسشان تازه!</p>
            <p>همینکه در سایۀ بلوط نشستم و عرقم کمی خشک شد و نفس کمی تازه، تازه فهمیدم کجا  نشسته ام و جلو چشمهایم چه معجزۀ بزرگی سبز شده است. فوّاره ای به بلندی کوه دماوند و به وسعت ایوان مداین مات و مبهوتم کرد. درخت به این می گویند! در یک آن همۀ دردها و زشتیهای تاریخ را از یاد آدم می برد.</p>
            <p>انگار آدم را از راه چشم سحر می کند و آدم در این حالت سحر زدگی خودش را به بزرگی عالم هستی احساس می کند و مزۀ زندگی ابدی و بی مرگی را می چشد. بگذار ما به ش بگوییم «بید مجنون» و انگلیسی زبانها به ش بگویند «بید گریان» (weeping willow)، ما خیال کنیم که سایبان عاشقهای دیوانه از غم هجران است، و انگلیسی زبانها خیال کنند که زن داغدیده ای است که سرش را با موهای پریشانش خم کرده است روی قبر عزیز از دست رفته اش و دارد گریه می کند!</p>
            <p>نه خیر، درخت، چه بید مجنون باشد که عمرش پنجاه تا صد سال بیشتر نیست، چه یک جور سرو باشد که چند هزارسال عمر می کند و آشیانۀ سیمرغ است و وقتی توی بهشت بکارندش، اسمش می شود «طوبی» و از یک شاخه اش تا شاخۀ دیگر هزار سال پرواز مرغهای بهشتی است، در اصل سرچشمۀ حیات است.</p>
            <p>تو باغ وحش جلو شیر وایمیستی، به دندانهایش نگاه می کنی، می ترسی، امّا احساس حقارت نمی کنی. جلو فیل وایمیستی، می بینی یک پایش از هیکل تو گنده تر است، امّا احساس حقارت نمی کنی! حالا تو پارک، تو سایۀ یک درخت بلوط وایستاده ای و به کاخ بلند و باشکوه بید مجنون نگاه می کنی! بله، گاهی وقتها شده بود که من در برابر عظمتش احساس حقارت کرده بودم. شما چه طور؟</p>
            <p>نه خیر، آن گاهی وقتها من هنوز معنی واقعی درخت توی دلم طلوع نکرده بود تا در روشناییش صورت خدا را ببینم  و احساس بکنم که کنار چشمۀ آب حیات نشسته ام و تو آیینه اش دارم صورت خودم را می بینم.</p>
            <p>حالا اگر بروم جلو درخت ابرکوه (ابرقوه) یزد هم وایستم که می گویند در حدود چهار هزار و پانصد سال عمر کرده است و سی متر قدّش است، احساس حقارت نمی کنم، چون همۀ این معنیهایی را که گفتم، ما که انسان هستیم به درخت و به همۀ چیزهای دیگر می دهیم و هر معنایی را که به یک چیز می دهیم، جزئی از معنای بی نهایت خود ماست، معنای بی نهایت انسان!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-08-27:6206692</id>
      <dc:identifier>6206692</dc:identifier>
      <updated>2010-08-27T12:25:58+00:00</updated>
      <published>2010-08-27T11:33:22+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«دویستمین هفته گرد!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن ۲۰۰-۲۷ اوت ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، نامه ای از لندن ۲۰۰، دویستمین، هفته گرد</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/08/100827_l50_letter_from_london_200.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/08/100827_l50_letter_from_london_200.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>درود بر شما، و اَلسّلامُ عَلَیکُم!</p>
            <p>امروز درست مصادف است با دویستمین هفته گردِ «نامه ای از لندن»، یعنی نامه های این بندۀ حقّ، علیزادۀ طوسی. به این مناسبت من و تنها دوست بی ریا و بی شیله پیله ام، استاد مصلح الدّین زشکی خراسانی، دامَ افاضاته، که او هم آب اویان (Evian) غربت را در لندن (London) می خورد، می خواهیم امروز را جشن بگیریم. چرا که نه؟ مگر ما چه مان است! جشن  می گیریم و جای همۀ شما هم خالی!</p>
            <p>دویست و چند هفته پیش، به سه نفر از بزرگان بخش فارسی بی بی سی پیشنهاد کردم که هر هفته مطلبی بنویسم با عنوان «نامه ای از لندن» و توی این نامه، برای شنونده های فارسی زبانی که پیدا خواهد کرد، (که پیدا کرده است و نگاهشان خواهد داشت) چیزهایی بنویسم که «عطر فرهنگ شرقی» داشته باشد و «طعم فرهنگ غربی»!</p>
            <p>توصیف دهن پُرکنی است، امّا تو خالی نیست. کسی که اهل کلام باشد، خیلی چیزها از آن  می گیرد، و آن «مقامات» که هم اهل کلامند، هم اهل معنی، از این پیشنهاد بدشان نیامد و خواستند که اولین نامۀ آزمایشی را بنویسم و ضبط نشده تحویلشان بدهم، و نوشتم و ضبط شده تحویلشان دادم.</p>
            <p>دو سه هفته ای که گذشت و خبری نشد. از مقام ردیف سوّم پرسیدم: «پس این نامه ای از لندن چی شد؟» لبخندی زد  و گفت: «عالی بود! فقط می خواستیم ببینیم می شود به جای پنج دقیقه، زیر چهار دقیقه باشد؟» گفتم: «رباعی هم چهار مصراع بیشتر نیست، ولی کسی که بتواند خوبش را بگوید، چهار مصراع رباعیش می تواند کار ده تا قصیدۀ صد بیتی را بکند. خوب، اگر نامه ها درست سه دقیقه و سی ثانیه باشد، خوب است؟»</p>
            <p>گفت: «عالی است! از همین هفته شروع می کنیم!» و من شروع کردم و نشان به آن نشانی که تا حالا یک نامه هم ننوشته ام که ضبط شده اش از سه دقیقه و سی ثانیه سر زده باشد، و حالا از آن اوّلین جمعه دویست هفته، یعنی یکهزار و چهار صد روز گذشته است، و «دویست» هفته، با اینکه «هشت» هفته کم دارد تا بشود «چهار» سال تمام، عدد قشنگی است، از «چهار» و «دویست و هشت» خیلی قشنگتر است و ضمناً اهمیت و استقلال را از«سال» می گیرد و می دهد به «نامه های هفتگی علیزادۀ طوسی از لندن».</p>
            <p>بنا بر این، چه کار داریم که همه مشغول کارهای مهمّ خودشان هستند، و چه کار داریم که از هیچکس نباید انتظار داشت که چشم و گوشش را از این همه کسها وچیزهای مهمّ دنیا بر دارد، و ما را ببیند و حرف ما را بشنود!</p>
            <p>ما هم، یعنی من و دوست بی ریا و بی شیله پیله ام، استاد مصلح الدّین زشکی خراسانی، کار خودمان را می کنیم. یعنی امروز را که «دویستمین هفته گرد» نامه ای از لندن است، با نان سنگک تازه و پنیر لیقوان و حلوا اردۀ اردکان و ماءالشّعیر شیراز و چای لاهیجان و پستۀ گناباد و چی و چی و چی، جای همه تان خالی، جشن می گیریم.</p>
            <p>رفیق شفیق و درست پیمان من، استاد زشکی هم به این مناسبت یک رباعی گفته است که آن را حسن ختام این نامه می کنم:</p>
            <p>در نامۀ تو حرف، حسابی دارد،<br/> با ظاهرِ ساده، پیچ و تابی دارد!<br/> خواننده اگر اهل تأمّل باشد، <br/> در پیش مگو نامه، کتابی دارد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-08-06:5890013</id>
      <dc:identifier>5890013</dc:identifier>
      <updated>2010-08-06T17:17:16+00:00</updated>
      <published>2010-08-06T12:16:12+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«اندر معنی یالقوز و هزار چیز دیگر!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۱۹۷) ۶ اوت ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، اندر معنی یالقوز و هزار چیز دیگر!،  نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/08/100806_l50_letter_from_london_197.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/08/100806_l50_letter_from_london_197.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2010/05/23/100523123914_copernik_226x170_nocredit.jpg"
                             width="226"
                             height="170">
               <img alt="کوپر نیک" width="226" height="170"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2010/05/23/100523123914_copernik_226x170_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p> نمی دانم من روی چه حساب و کتابی به جاهایی از دنیا که حساب و کتابی توی کارشان نیست، می گویم «دالغوزآباد»، امّا از خودم تعجّب می کنم که چرا روی آن جاهایی از دنیا که حساب و کتابی توی کارشان هست، هیچ اسمی نگذاشته ام!</p>
            <p>بالاخره توی این دنیا هر چیزی یک ضدّی هم  دارد. پس «دالغوزآباد» هم باید ضدّ خودش را داشته باشد. راستش من فکر کرده ام که به این جور جاها، در مقابل «دالغوزآباد» باید گفت «یالقوزآباد».</p>
            <p>چی؟ «وجه تسمیه» اش را می خواهید بدانید؟ عرض کنم خدمتتان، شما را نمی دانم، امّا من آدمهای دنیا را به سه دسته تقسیم می کنم.</p>
            <p>دستۀ اوّل آنهایی که «با خود» هستند و «تنها»یند؛ دستۀ دوّم آنهایی که «با همه» هستند و «بی خود» ند؛ و دستۀ سوّم آنهایی که می خواهند هم «با همه» باشند، هم «با خود»، که بگذارید بگویند و قسم بخورند و یخه جِر بدهند و سخنرانی کنند و کتاب بنویسند، ولی شما باور نکنید، چون آدم نمی تواند هم «با خود» باشد، هم «بی خود»، مگر اینکه ریاکار باشد و بخواهد هم از توبره بخورد، هم از کاهدان! من به این دسته از آدمها می گویم «دو دوزه باز» و از دست آنها به خدا پناه می برم!</p>
            <p>بله، برگردم به اصل مطلب، یعنی به وجه تسمیۀ «یالقوزآباد»های دنیا که آنها را آدمهای «تنها» و «با خود» آباد کرده اند و اگر در دنیای ما علم و فرهنگ و تمدّنی پیدا می شود، صدقۀ سر آنهاست. می دانید که «یالقوز»، و ایضاً «یالنیز» به زبان «تُرکی» می شود «تنها». پس به آدمهای «تنهای باخود» می شود گفت «یالقوز» و هر جا که «یالقوز» زیاد داشته باشد، می شود «یالقوزآباد».</p>
            <p>این مقدّمۀ به این مفصّلی برای این مُجمَل بود که بگویم توی این «یالقوزآباد»ی که من آب غربت می خورم، یک کلمه حرف می خواهد از دهنتان در بیاید، باید صد جور احتیاط کنید که خدا نکرده به تریج قبای کسی برنخورد، چون «قانون» آنجا وایستاده است و فوراً یخه تان را می گیرد، می بردتان دادگاه.</p>
            <p>از قانون می پرسید: «آخر چرا من برای چیزی که خودش نمی تواند حرمت خودش را حفظ کند، حرمت قائل باشم؟ و اگر قائل نباشم، باید مجازات بشوم؟» آنوقت قانون در می آید در جواب شما می گوید: «من قانونم. چرا سرم نمی شود! چرایش را برو از قانونگذار بپرس!»</p>
            <p>پناه بر خدا! یکوقت در عهد دقیانوس آدمهایی بودند که خیال می کردند، نه خیر، خیال نمی کردند، بلکه واقعاً و مؤمنانه عقیده داشتند که گاوی هست به اسم «گاو زمین» که کرۀ زمین هر سال روی یکی از شاخهایش می گردد و این گاو هم بر پشت یک ماهی ایستاده است.</p>
            <p>حالا امروز، بعد از همۀ آن «یا حقّ» هایی که کوپر نیکها (Nicolaus Copernicus) و کپلرها (Johannes Kepler) و گالیله ها (Galileo Galilei) در این چند قرن گذشته توی گوش ما خوانده اند و هنوز هم می خوانند، اگر عدّه ای باز هم واقعاً و مؤمنانه و بر خلاف خواست «خدای آسمان» به «گاو زمین» عقیده داشته باشند و بخواهند زندگی را با هزار جور عمل شیطانی برای آدمهای مؤمن به علم و اهل فرهنگ تلخ کنند، من چرا باید برای «عقیده» شان «حرمت» قائل باشم؟</p>
            <p>امّا اینجا، توی این یالقوزآباد که بیشتر سیاستمدارها و دولتمردهایش حالا دیگر بیشتر برای منفعت خودشان کار می کنند تا مصلحت مردم، این «یا حقّ خوانیها» توی گوششان نمی رود و همین طور کشکی انگشتشان را رو به قانون می گیرند و می گویند: «عقیده آزاد است و ما به حکم قانون باید برای عقاید مردم حرمت قائل باشیم.»</p>
            <p>و من توی دلم به قانونگذار می گویم: «من برای جان مردم بی نهایت حرمت قائلم. امّا عقیده چیزی نیست که اگر خودش نتوانسته باشد با «منطق» حرمت خودش را حفظ کند، صاحبش بخواهد با «زور» برایش حرمت دست و پا کند.»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-09-03:6309163</id>
      <dc:identifier>6309163</dc:identifier>
      <updated>2010-09-03T16:29:10+00:00</updated>
      <published>2010-09-03T11:26:55+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«گربۀ فارسی»!</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۲۰۱) ۳ سپتامبر ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، نامه ای از لندن ۲۰۱، گربۀ فارسی، گربه، فارسی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/09/100903_l50_letter_from_london_201.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/09/100903_l50_letter_from_london_201.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p> می رفتم به خانۀ یک دوست هنرمند هموطن که شاید دو تا کتابی را که دو سال پیش برای دو هفته از من به امانت گرفته بود و هر وقت به‌ش تلفن کرده بودم، با عذر خواهی گفته بود فردا می آورم در خانه تان و نیاورده بود، حالا که به این کتابها خیلی احتیاج دارم و توی لندن هم پیدا نمی شود، بتوانم آنها را ازش پس بگیرم.</p>
            <p>این مقدّمۀ گله آمیز که عرض کردم، شاید ربطی به اصل موضوع نداشته باشد، امّا اگر از اتوبوس که پیاده شدم تا خانۀ آن دوست مجبورم نمی بودم ده پانزده دقیقه ای پیاده بروم، اصل موضوع هم که «گربۀ ایرانی» است، به میان نمی آمد، و این هفته لابد از موضوع دیگری برایتان حرف می زدم.</p>
            <p>در پیاده رو، جلو در یک خانۀ خیلی بزرگ، یک نوجوان شانزده هفده سالۀ احتمالاً آسیایی کیسۀ سیاه کوچکش را گذاشته بود کنارش روی زمین و سر پا نشسته بود و هوس کرده بود که «گربۀ ایرانی» سفید زیبای دلربای جادویی دم در آن خانه را ناز کند، امّا گربه، ناز او را نمی خواست که  هیچ، می خواست با پنجولهاش چشمهای او را از حدقه در بیاورد.</p>
            <p>حدس زدم که گربه مال خود جوانک نیست و جوانک مثل من داشته است از آنجا ردّ می شده است، زیبایی «گربۀ ایرانی» افسونش کرده است و حالا تا او را  توی بغل خودش نگیرد و حسابی نازش نکند، دل از او نخواهد کند. دلم به حال جوانک سوخت و برایش سری جنباندم و لبخندی زدم و رفتم پی کارم.</p>
            <p>در طول هفت هشت دقیقه ای که پشت در خانۀ دوست کتابخوار منتظر وایستادم، ده پانزده باری زنگ درش را محکم فشار دادم، امّا «خواجه به در نیامد». خیط و پیط و عصبانی سرم را انداختم پایین و برگشتم.</p>
            <p>سر راهم باز همان جوانک را دیدم که خوشحال، امّا شتابزده دارد می رود و کیسۀ سیاهش که سر آن را محکم به دست گرفته است، سخت در تقّلاست و صدای درد و خشم و درماندگی گربه ازش بیرون می آید!</p>
            <p>به من چه مربوط بود که فضولی کنم و از جوانک بپرسم: «این گربۀ ایرانی سفید و مامانی را برای خودت شکار کرده ای یا می خواهی ببری، بفروشیش؟» به خانه که برگشتم، رفتم سراغ «اینترنت» و «پِرشیَن کَت» (Persian Cat) که همان «گربۀ ایرانی» باشد.</p>
            <p>در صدر فهرست، چشمم به «گربه نامۀ» دائرة المعارف مجّانی «ویکیپدیا» افتاد. دیدم جلو «پرشیَن کَت» (Persian Cat)، لابد به راهنمایی یک ایرانی، توی پرانتز نوشته اند «گربۀ پارسی»، که همان «فارسی» باشد. عجبا! «گربۀ فارسی» یعنی چه! بابا، فارسی اسم زبان رسمی ایرانیهاست، یعنی زبان رودکی و فردوسی و سنایی و خیّام و مولوی و سعدی و حافظ و بهار و هدایت و ساعدی و نادرپور و سایه و اخوان و شاملو و... بقّال خرزویل.</p>
            <p>والله، به خدا «فارس» یکی از ولایتهای ایران است و اسم این ولایت را گذاشته اند روی زبان رسمی ایران، امّا «ایران» که در انگلیسی همین طور الکی به‌ش می گفته اند «پرشیا» (Persia) فقط همان ولایت «فارس» نیست! حالا ما خودمان چرا این طور شلوغش می کنیم تا بعضیها بیایند میان دعوا نرخ تعیین کنند؟!</p>
            <p>بگذریم! خلاصه توی اینترنت، بعد از «دائرة المعارف بی نهایت مجّانی ویکیپدیا»، به چند تا سایت دیگر هم نگاهی کردم و معلوم شد که «گربۀ ایرانی» انواع زیادی دارد و زیباترین و گران قیمت ترین گربۀ دنیاست و دوستدارهاش، نسبت به وُسعشان، از دویست تا ده هزار دلار بالاش پول می دهند.</p>
            <p>البتّه گمان نمی کنم آن جوانک آسیایی بتواند همچین پولهایی بالای آن «گربۀ ایرانی» بگیرد. امّا هر چه بگیرد، غنیمت است!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-07-30:5784269</id>
      <dc:identifier>5784269</dc:identifier>
      <updated>2010-07-30T14:55:07+00:00</updated>
      <published>2010-07-30T11:21:47+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«المفلس فی امان الله»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۱۹۶) ۳۰ ژوییۀ ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، المفلس فی امان الله،  نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/07/100730_l50_letter_from_london_196.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/07/100730_l50_letter_from_london_196.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2010/07/22/100722144908_algore_226x170_nocredit.jpg"
                             width="226"
                             height="170">
               <img alt="" width="226" height="170"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2010/07/22/100722144908_algore_226x170_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>تو این یکی دو ماه اخیر تو بازارچۀ سر کوچۀ ما که پنجاه تایی مغازۀ کوچک و بزرگ دارد، سه چهار تایی از مغازه ها بی سر و صدا خالی کردند و بستند و رفتند.</p>
            <p>فقط یکی از آنها که یک جنتلمن ارمنی ایرانی بود و اغذیه فروشی بسیار تر و تمیزی داشت، یک ورقۀ «خدا حافظی» به پشت شیشه زده است که وقتی با دقّت می خوانی، می فهمی که از بیست سال کاسبی توی بازارچه خیلی راضی بوده است و بسیار متأسّف است که مجبور شده است از این محلّه برود!</p>
            <p>پرس و جو کردم، معلوم شد که صاحب ملک مغازه ها یکدفعه آن قدر کرایه را بالا برده است که برای بعضیها اصلاً صرف نمی کند دیگر اینجا بمانند، چون همۀ منفعت کاسبی «روزانه» شان را حالا باید بدهند به صاحب ملک و خودشان «شبانه» بروند برای یک لقمه نان، اگر دزدی ازشان برنمی آید، گدایی کنند.</p>
            <p/>
            <p>حالا کی از زندگی کاسب بیچاره ای مثل این اغذیه فروش ارمنی محلّۀ ما خبر دارد؟ کی می رود ازش بپرسد: «خوب، حالا این روزها که درآمدی نداری، چه جوری زندگی می کنی؟»</p>
            <p>می گویند: «اَلکاسب حبیب الله!» از «دهخدا» می پرسی: «این یعنی چی؟» می گوید: «یعنی کاسب دوست خداست.» پیش خودت می گویی نه! به قول منطقیون این معنی جامع و مانع نیست.</p>
            <p>معنی ای که مردم از این آیه می فهمند این است که خدا کاسب را دوست می دارد، یعنی کاسب «محبوب» خداست. امّا حالا بستگی به این دارد که این «کاسب» کی باشد. اغذیه فروش ارمنی سر کوچۀ ما باشد، یا یکی از بانکهای بزرگ بریتانیا که مدیرهاش آن را با هزار جور «ندانم به کاری»، از جمله به جیب زدن میلیونها پوند به اسم «پاداش»، به لبۀ ورشکستگی کشانده باشند و دولت بیاید به امر خدا با پنجاه میلیارد پوند از «پول نبودی» ملّت به این جور بانکها کمک بکند تا از ورشکستگی نجاتشان بدهد.</p>
            <p>حالا اینکه به جای خود. می بینی یک کوه توی «ایسلند» آتشفشانی می کند و دود وخاکسترش پخش می شود تو آسمان خدا و آنوقت شرکتهای هواپیمایی از ترس خطری که این دود و خاکستر     می تواند برای پرواز هواپیماها داشته باشد، چندین روز پروازهاشان را لغو می کنند و چون از آن کاسبهایی هستند که آیۀ «الکاسب حبیب الله» در شأن آنها نازل شده است:<br/> و نباید ضرر کنند، <br/> نباید به خاک سیاه بنشینند، <br/> نباید به گدایی بیفتند، <br/> و صاحبهاشان و مدیرهاشان باید همیشه میلیاردر باشند، <br/> و همیشه بتوانند میلیونها پوند پاداش سالانه به جیب بزنند <br/> و احیاناً لقب «لردی» هم بگیرند،</p>
            <p>و علاوه بر «حبیب الله»، «محبوب النّاس» هم باشند، شروع می کنند به نق زدن که بله، دولت باید از بیت المال ملّت ضرر این یک هفته ده روز شرکتهای هواپیمایی را جبران کند!</p>
            <p>کسی که از درد دل کاسبهای خرده پایی که روزی هزارتاشان ورشکسته می شوند، و چون خیلی کوچک هستند، نه به چشم خدا می آیند، نه به چشم دولت، خبر داشته باشد، می تواند در جواب  نق نق شرکتهای هواپیمایی بگوید:</p>
            <p>«نق نق را بگذارید کنار، بروید ضرر این چند روزه را از منفعتهای همه روزه تان جبران کنید! کاسبیهای بزرگ که نباید تا قیامت منفعتهای گنده داشته باشد! گاهی هم یک ضررهای کوچکی دارد! معمولاً کاسبی کوچک است که صاحبش را مفلس می کند!»</p>
            <p>همان طور که در دنیای سرمایه داری امروز معنی «الکاسب حبیب الله» عوض شده است، خیلی چیزهای دیگر هم آن معنایی را که یکوقتی داشت، ندارد، از جمله آیۀ «المفلس فی امان الله»! کلمۀ «مفلس» یعنی «ورشکسته»، امّا به شرط اینکه مثلا یک «بانک بزرگ» باشد، نه «اغذیه فروشی» سر کوچۀ ما، تا بتواند «فی امان الله» که به جای خود، «فی امان الدّولة» هم بماند.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-07-12:5519223</id>
      <dc:identifier>5519223</dc:identifier>
      <updated>2010-07-16T19:11:00+00:00</updated>
      <published>2010-07-12T18:41:34+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«با مهر و اخلاص»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۱۹۴) ۱۶ ژوییه ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، با مهر و اخلاص،  نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/07/100712_l50_letter_from_london_194.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/07/100712_l50_letter_from_london_194.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2010/07/16/100716125117_letter_194_226x170_nocredit.jpg"
                             width="226"
                             height="170">
               <img alt="" width="226" height="170"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2010/07/16/100716125117_letter_194_226x170_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>یادم می آید حدود چهل، چهل و پنج سال پیش در تهران، مهمان یکی از نویسنده های معتبر و بلند آوازۀ معاصر بودم. پسر دو سه ساله ای داشت، تُپُل مُپُل، تو دل برو، کمی هم بد قلق، که هر وقت می دیدیش، وسط اتاق نشسته بود و با قلمهای رنگی روی کاغذ یا مقوّایی که باباش یا مامانش جلوش  گذاشته بودند، داشت نقّاشیهای «پسا مدرنیستی» می کرد.</p>
            <p>آن روز خم شدم، دیدم طفلک معصوم دارد هنرش را توی صفحه های یک کتاب پیاده می کند. تعجّب کردم. کتاب را با مهربانی و زبان خوش از دستش گرفتم و نگاهی به آن کردم. کتاب شعر یکی از شاعرهای فیلسوف مشرب معاصر بود که «با مهر و اخلاص» به بابای محترم آن طفلک معصوم تقدیم شده بود.</p>
            <p>فکر می کنید این «طفلک معصوم» از کجا فهمیده بود که وقتی کاغذ سفید گیرش نمی آید،             برود سراغ قفسۀ کتابهای باباش، یک کتاب شعر «مدرن» بردارد که  حاشیه ها و صفحه های سفید زیاد دارد؟</p>
            <p>فکر می کنید «طفلک معصوم» که هنوز خواندن و نوشتن نمی دانست، و تازه قّدش هم به به آن ردیف پایین پایینی کتابهای باباش نمی رسید، این کتاب را چه جوری گیر آورده بود؟</p>
            <p>باباش، یعنی نویسندۀ معتبر بلند آوازۀ معاصر را صدا کردم و کتاب را نشانش دادم و همین سؤال را ازش کردم. فکر می کنید جوابش چی بود؟</p>
            <p>می خواهید باور کنید، می خواهید نکنید، ولی خوب یادم است که گفت: «نق نق می کرد، وقت نداشتم برایش کاغذ پیدا کنم، این کتاب را که حالا چند وقت است بیخودی آنجا روی میزم افتاده بود، دادم دستش!»</p>
            <p>گفتم: «من این کتاب را خوانده ام. بارها خوانده ام. یکی از بهترین کتابهای این شاعر است!» با تعجّب به من نگاه کرد و گفت: «چرا بارها؟ لابد هی خوانده ای و هیچی ازش نفهمیده ای، و باز ولش نکرده ای!»</p>
            <p>گفتم: «برعکس! من هر بار که هر شعرش را خوانده ام، از آن چیزهای تازه ای فهمیده ام!» لبخندی زد و گفت: «مسخره ش می کنی؟» خیلی جدّی گفتم: «نه، خیلی جدّی می گویم.»</p>
            <p>آنوقت قش قش زد زیر خنده و گفت: «دست ور دار، بابا! شعری که آدم یک بار بخواند و چیزی ازش نفهمد، صدبار هم که بخواند، بازهم فرقی نمی کند!»</p>
            <p>دیدم راست می گوید. آدمی که نمی فهمد، نمی فهمد دیگر! دست ورداشتم و کتاب را دادم دست بچّه اش و موضوع صحبت را عوض کردم.</p>
            <p>حالا دیروز اینجا در لندن، چهل سالی بعد از آن واقعه، در بازارچۀ محلّه، توی «مغازۀ خیریه» چشمم افتاد به یک کتاب شعر انگلیسی با عنوانی که ترجمه اش به فارسی تقریباً می شود: «کاش به دنیا نیامده بودم».</p>
            <p>کتاب یک شاعر انگلیسی نبود که خوب نگاهش کنم، ببینم چیزی بارش هست یا نه. همین قدر که دیدم مال یک شاعر جوان هموطن است، ورش داشتم، یک پوند بالاش دادم و از مغازه آمدم بیرون که بروم دواخانه، نسخه ام را بپیچم.</p>
            <p>معمولا ده پانزده دقیقه ای طول می کشد. رفتم گوشه دواخانه روی صندلی نشستم و حالا سر فرصت خواستم ببینم این خانم جوان ایرانی که به انگلیسی شعر می گوید، چرا دلش نمی خواهد به دنیا می آمد.</p>
            <p>دیدم کتاب در صفحۀ دوّمش یک تقدیمنامچه دارد به خطّ نه چندان خوش فارسی، با امضای خود شاعر که می گوید: «تقدیم به استادم، شاعر بزرگ، فلانِ فلانی. از تمام پشتیبانیهای شما صمیمانه متشکرم، دوستدار شما، بهمان بهمانی».</p>
            <p>آنوقت بود که یکدفعه یاد چهل سال پیش افتادم و آن کتاب شعری که به خطّ بسیار خوش شاعر «با مهر و اخلاص» تقدیم شده بود به آن نویسندۀ معتبر و بلند آوازۀ معاصر! می گویید این کتاب را بگذارم توی پاکت، بفرستم برای کی؟ نه! خدا را خوش نمی آید!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-07-22:5663062</id>
      <dc:identifier>5663062</dc:identifier>
      <updated>2010-07-23T10:54:03+00:00</updated>
      <published>2010-07-22T15:12:10+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«مقایسۀ الغور با البوش!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۱۹۵) ۲۳ ژوییۀ ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، مقایسۀ اَلغور با اَلبوش!،  نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/07/100722_l50_letter_from_london_195.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/07/100722_l50_letter_from_london_195.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2010/07/22/100722144908_algore_226x170_nocredit.jpg"
                             width="226"
                             height="170">
               <img alt="" width="226" height="170"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2010/07/22/100722144908_algore_226x170_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p> آن سال که «ال گور» یا «آلبرت آرنولد گور کوچکه» (Albert Arnold Gore Jr)،  پسر سناتور «آلبرت آرنولد گور بزرگه»، معاون بیل کلینتون (Bill Clinton)، از حزب «دموکرات» و رقیبش «جورج واکر بوش کوچکه» (George Walker Bush Jr)، پسر «جورج واکر بوش بزرگه، «رئیس سابق «سی آی اِ»، از حزب «جمهوریخواه»، در میدان رجزخوانیهای انتخاباتی شروع کردند به گرد و خاک کردن، من همین طور «کشکی» توی دلم می گفتم:</p>
            <p>«کاشکی ال گور برنده بشود، بببینیم چند مرده حلّاج است، چون در دورۀ معاونتش که از او بویی نشنیدیم و خاصیتی ندیدیم!»</p>
            <p>البتّه من هم مثل خیلی از آدمهایی که نان خودشان را می خورند و حلیم هیچ تنابنده ای را هم نمی زنند، برایم فرق نمی کرد که تو این بازار مکارۀ  مسخره، چه کسی می خواهد خوش نشین کاخ سفید باشد. </p>
            <p>امّا دیگر باورم نمی شد که کار مسخرگی این بازار به آنجا بکشد که موجودی مثل جورج بوش کوچکه بشود رئیس جمهوری مملکتی که با پنج درصدِ  جمعیت دنیا، پیش خدا چنان قربی دارد که پنجاه و پنج در صد از نعمتهای خوان بیدریغِ خودش را  نصیب ملّت عزیز دُردانۀ این مملکت کرده است.</p>
            <p>سه سال پیش که آکادمی سوئد جایزۀ صلح نوبل را به «ال  گور» داد و منِ از دنیا بی خبر شنیدم و خواندم که این بابا برای اینکه مردم دنیا معنی دخالت جاهلانۀ آدمیزاد در تغییرات جوّی کُرۀ زمین را بهتر بفهمند، چه قدر تقلّا کرده و چه قدر سنگ حفاظت از محیط زیست را به سینه زده است، و فیلم مستندی هم که برای این قضیه ساخته، جایزۀ اسکار گرفته است، تازه فهمیدم که چرا شیطانهای   علیهم اللّعنۀ روزگار کمر جورج بوش کوچکه را بستند و کلید کاخ سفید را دوباره گذاشتند توی جیبش، و ال گور بیچاره را هو کردند و از میدان بیرونش انداختند.</p>
            <p>وقتی سیاست «صدّام براندازی» و «دموکراسی بخشی» جورج بوش در عراق گندش در آمد و بوش عالم را گرفت، من پیش خودم گفتم: «این ال گور کوچکه باید برود خدا را شکر کند که انتخابات را به موجودی مثل جورج بوش کوچکه باخت که ملّت آمریکا تا ابد از انتخاب کردنش پشیمان وسرافکنده خواهد بود و خواهد گفت: ای کاش به ال گور رأی داده بودیم!»</p>
            <p>بالاخره ملّت آمریکا اگر بخواهد، حالا که کار از کار گذشته، این دو تا موجود را با هم مقایسه بکند، فقط کافی است که مثل من حدّ اقلّ یکی از کتابهای «ال گور» را خوانده باشد، مثلاً کتاب : «Assault on Reason» را، که ترجمه اش می شود «جنگ با عقل»، «حمله به شعور»، «ستیز با خرد»، و چیزهایی از این قبیل، البتّه با «سوء استفاده از مذهب برای حفظ قدرت»، که این روزها شده است کار خیلی از سیاستمدارهای عالم.</p>
            <p>می گویید: «جورج بوش هم چند تا کتاب نوشته است!» نه خیر، منظور من از «کتاب» یعنی اینکه آدم فکرهای به درد همه بخور داشته باشد، دربارۀ آنها مدّتی مطالعه و تحقیق بکند، و آنوقت بنشیند و نتیجۀ کارش را بنویسد، نه اینکه بیایند «سخندوانی» های به درد هیچکس نخور جورج بوش را، که کسهای دیگر برایش نوشته اند، چاپ کنند و اسمش را بگذارند «کتاب»!<br/>
               <br/> این که می بینید حالا من تازه بعد از ده سالی به فکر مقایسۀ «الغور» و «البوش» افتاده ام، دلیلش خواندن همین کتاب «جنگ با عقل» است.</p>
            <p>می گویید چرا به جای «ال گور» می گویم «الغور» و به جای «جورج بوش» می گویم «البوش»؟ «غور» که معنیش را می دانید. «البوش» هم نمی دانم چرا «دهخدا» می گوید «لقبی است ... که فرانسویان در جنگ جهانی اول به آلمانها می دادند»!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-07-09:5470610</id>
      <dc:identifier>5470610</dc:identifier>
      <updated>2010-07-09T18:08:12+00:00</updated>
      <published>2010-07-09T12:00:45+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«تمدّد اعصاب در غربت»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۱۹۳) ۹ ژوییه ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، تمدّد اعصاب در غربت،  نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/07/100709_l50_letter_from_london_193.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/07/100709_l50_letter_from_london_193.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2010/07/09/100709165227_spain_restaurant_226x170_nocredit.jpg"
                             width="226"
                             height="170">
               <img alt="" width="226" height="170"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2010/07/09/100709165227_spain_restaurant_226x170_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>رفته بودم به کافۀ لهستانی سر کوچه که شاید «کریستوفر»، همصحبت انگلیسی ام را ببینم. یک هفته ای بود از خانه بیرون نرفته بودم و طبق معمول کسی هم به سراغ ما نیامده بود. دلم برای چند دقیقه ای گفت و شنفت با یک آدم اهل دل لک زده بود. امّا هرچه نشستم، کریستوفر پیداش نشد.</p>
            <p>چایی سوّم را نخورده، داشتم آماده می شدم که پا شوم، که دیدم بقّال محلّه آمد تو و بعد از سلام و احوالپرسی با من و خانم کافه چی، سر میز من نشست و قهوه سفارش داد. گفت گاهی که خسته می شود، می آید چند دقیقه ای اینجا یک قهوه می خورد، و اگر «آشنایی» بود، گپی می زند و بر می گردد مغازه. یعنی تمدّد اعصاب می کند.</p>
            <p>دیدم، خوب، من هم برای تمدّد اعصاب آمده ام، امّا با این تفاوت که منتظر بوده ام دوست «همفکر» انگلیسی ام پیداش بشود، با او چند دقیقه ای گپ بزنم، نه با «بقّال» سر کوچه. گفتم حالا امتحان می کنم. یک قلپ از چایی سوّم که داشت یخ می کرد، خوردم و گذاشتم که سر حرف را او باز کند، و کرد:</p>
            <p>«دلم می خواست الآن بازنشسته بودم، در یک جای کوهستانی، امّا گرم و آفتابی، مثل کوستا بلانکای اسپانیا زندگی می کردم. الآن شما و من، اگر آنجا تو یک همچین کافه ای نشسته بودیم، چه قدر فرق می کرد؟»</p>
            <p>درست می گفت. خیلی فرق می کرد. امّا من چیزی نگفتم و فقط لبخند زدم و سرم را تکان دادم و گذاشتم خودش فرقش را بگوید، و گفت: «آفتاب درخشنده و یک آسمان آبی صاف! انگار از پوستت می آردت بیرون! انگار بدنت یکپارچه می شود روح: سبک، آزاد، شراب نخورده مست. بیا، نگاه کن! مثلا اینجا الآن بعد از ظهر یک روز بهاری است! کو آسمان؟ کو آفتاب؟ هوا را توی سینه ات احساس نمی کنی! دیده ای یکوقت که تصادفاً چند ساعتی آفتابی هست و یک آسمان آبی، مردم چه طور از خودشان می آیند بیرون و چه قدر مهربان می شوند؟»</p>
            <p>ده دقیقه ای به حرفهای «بقّال» سر کوچه گوش دادم و همان لذّتی را بردم که او در خیالش از آفتاب و آسمان آبی کوستا بلانکای اسپانیا می برد. مجبور بود برگردد به مغازه و گرنه حاضر بودم بنشینم و دو تا چایی دیگر هم بخورم.</p>
            <p>بیرون که آمدم، در راه خانه یکدفعه این فکر به سرم آمد که راستی «روشنفکرهای شرقی» ای مثل من چه قدر باید گول خودمان را خورده باشیم و چه قدر از عمرمان را باید سر گفتن و شنیدن حرفهای پوچ و دهن پر کن همدیگر تلف کرده باشیم. کجا یک «بقّال»، چه شرقیش و چه غربیش، ادا و اطوار یک «روشنفکر شرقی» را دارد.</p>
            <p>چهل سالی است دارم تو این ملک غربت زندگی می کنم. شهر لندن، الا ماشاءالله، پر است از ایرانی، و تقریباً همه هم مثل خود من «روشنفکر»، حتّی خیلی از همانهایی که از روی ناچاری رفته اند «کاسب» شده اند. با چند تایی از این هموطنهای «روشنفکر» دوست بودیم و رفت و آمدی داشتیم.</p>
            <p>یکیشان که شش ماهی از من بزرگتر است، الآن چهار پنج سالی است که سراغی از ما نگرفته است. هم ماشین زیر پاش هست، هم پاهاش بر عکس مال من سالم است! چرا ترک ما را کرده است؟ خیلی خوش بین باشم، باید بگویم چون آخرین بار او به خانۀ ما آمده بود، و ضمناً شش ماه سنّش از من بیشتر است.امّا چون از دیگران می شنوم که در چه محفلهایی حضور به هم می رساند و با چه هموطنهایی محشور می شود، حدس می زنم علّتش این باشد که حالا دیگر ده پانزده سالی است که من برای «حرفهای روشنفکرانه» زیاد بَه بَه و چَه چَه نمی کنم، و آن جناب «شمع» وجود مبارکش را پیش کسهایی می برد که بتواند برایشان مثل «آفتاب» بدرخشد، نه پیش من آدمی که از همصحبتی با یک «بقّال» هم لذّت می برم.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-07-02:5355335</id>
      <dc:identifier>5355335</dc:identifier>
      <updated>2010-07-02T16:08:36+00:00</updated>
      <published>2010-07-02T14:40:06+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«آخر، یعنی چی؟»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۱۹۲) ۲ ژوییۀ ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، آخر، یعنی چی؟،  نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/07/100702_l50_letter_fom_london_192.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/07/100702_l50_letter_fom_london_192.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>چند وقت پیش که در «ایسلند» یا «یخستان»، کوهی که اسمش را غیر از خود ایسلندیها فقط خدای آنها بلد است درست تلفّظ کند، آتشفشانی کرد، و دیوی از دود و غبار و خاکستر به قدّ و بالای شش تا یازده کیلومتر از دهنۀ آن تنوره کشید و به آسمان رفت، و به علّت ترس از خطر هواپیما آزاری این دیو، همان روز اوّل بیش از شانزده هزار پرواز را در اروپا لغو کردند.</p>
            <p>تا آنجا که یادم هست، اقلّاً یک هفته ای هر جا، حرفی از این واقعۀ طبیعی پیش می آمد، خیلیها حرفشان هر چی بود، خلاصه اش این می شد که: «آخر یعنی چی؟»</p>
            <p>این خیلیها از این آتشفشانی به یاد شهر «پُمپِئی» می افتادند که ۱۹۳۱ سالِ پیش، با آتشفشانی کوه «وِزوو» (Vesuvius) با همۀ جمعیتش یکپارچه زیر بیست متر آتش و خاکستر مدفون شد!</p>
            <p>و از این آتشفشانی به یاد زلزله ها و طو فانها و سیلها و فاجعه های طبیعی دیگر می افتادند، و لابد چون فکر می کنند که خدا، معمار بزرگ عالم هستی، که حسابش در مهندسی ساختمان نقص ندارد، کرۀ زمین را اختصاصاً برای «اقامت» حضرات آدم و حوّا و پس انداخته هاشان طرح فرموده است، از این جور جنغولک بازیهای کرۀ زمین، که هر کدامش باعث مرگ دهها، صدها، یا هزارها نفر آدم بیگناه می شود، انگشت به دهن حیران می ماندند!</p>
            <p>یعنی چی؟ کار خدا که نباید نقص داشته باشد! و حالا که دارد، پس باید شیطان علیه اللعنه، تو کار خدا خرابکاری کرده باشد. شاید هم یک چیزی باعث شده است که خداوند بخشندۀ مهربان از دست آدمیزاد خشمش گرفته باشد، و لابد خدایی که خشمش بگیرد، برای زهر چشم گرفتن از همه، عدّه ای تر و خشک را با هم می سوزاند، وگرنه چرا آتشفشان؟ چرا زلزله؟ چرا طوفان؟ چرا سیل؟ آخر یعنی چی؟</p>
            <p>من حالا در جواب این خیلیها، که البتّه جوابشان را لابد از شخصِ « بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیم» خواسته اند، نه از منِ لُغَز گوی «لا اَدری»، عرض می کنم که: چی را می خواهید بدانید یعنی چی؟ مگر در این چند قرن گذشته یک مشت آدم دهری از خدا بی خبر، که خواست خدا سرشان برای سر درآوردن از کار طبیعت درد می کرده است، با دود چراغ خوردن و حرام کردن «خور و خواب و خشم و شهوت» به خودشان و به یاری «عقل» و به زور «علم» علّتهای طبیعی این جنغولک بازیهای کُرۀ زمین، «تبعیدگاه» تخم و ترکۀ آدم و حوّا، را کشف نکرده اند و کشفیاتشان را مفت و مجّانی در اختیار ما آدمهای بی حال و حوصله نگذاشته اند؟</p>
            <p>آخر یعنی چی ندارد! یعنی همین دیگر! یعنی زمین، بی خبر از خودش، دارد کار خودش را می کند، و نه فقط کاری به کار ما ندارد، بلکه اصلاً نمی داند که ما هستیم و روی پوستۀ نازک سردش، داریم برای خودمان وول می خوریم و خودمان را، با قبالۀ صادره از بهشت، صاحب آن می دانیم.</p>
            <p/>
            <p>تازه خود زمین هم از این آتشی که توی دلش دارد، پاک بیخبر است، و نمی داند که مجبور است همین طور بیخودی دور خورشید بگردد تا خورشید از خورشیدی بیفتد و بشود یک حفرۀ سیاه دیگر، و دفتر منظومۀ شمسی بسته بشود.</p>
            <p>فکرش را بکنید: اگر کرۀ زمین تصادفاً درست و حسابی گِرد می بود و همین یک ذرّه پستی و بلندی دریاها و کوهها را نمی داشت، حالا به جای اینکه سه چهارم سطحش زیر آب باشد، تمام سطحش زیر آب می بود و از یک وجب خشکی هم خبری نمی بود تا چهار تا کرم بیایند رویش وول بخورند.</p>
            <p>یک کُرۀ آب، پر از ماهی! نه خزنده ای، نه پرنده ای، نه چارپایی، نه دوپایی! یعنی همین دیگر! یعنی با این حساب حالا بیشتر باید قدر این «زندگی تصادفی» در این «اقامتگاه تصادفی» را بدانیم، و بدانیم که خودمان همیشه داریم بیشتر از هر آتشفشان و زلزله و طوفان و سیلی همدیگر را می کشیم.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-06-15:5021201</id>
      <dc:identifier>5021201</dc:identifier>
      <updated>2010-06-19T06:10:56+00:00</updated>
      <published>2010-06-15T10:39:49+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«یکی از مقولات علم النّفس»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۱۹۰) ۱۸ ژوئن ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، یکی از مقولات علم النّفس, نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/06/100615_l50_letter_from_london_190.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/06/100615_l50_letter_from_london_190.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p> من دارم یک چیزی می خوانم، یکدفعه، بی اختیار به یاد یک چیز دیگر می افتم. شما هم همین طور. بقیۀ هفت هزار میلیون آدم کرۀ زمین هم همین طور. این  موضوع هم خودش یکی از مقولات «علم النّفس» یا علم شریف «روانشناسی» است.</p>
            <p>مثلاً من دارم ترجمۀ انگلیسی «سفرنامۀ ابن بطوطه»، سیّاح و فقیه مسلمان مراکشی قرن هشتم هجری را می خوانم، می رسم به آنجایی که رفته است به «خوارزم»،  در عهد حکومت «سلطان ازبک»، و می گوید: «من در هیچ جای دنیا مردمی عالی تر و سخاوتمندتر و غریب نوازتر از خوارزمیها ندیده ام».</p>
            <p>البتّه این خوارزمی که او دیده است، هیچ ربطی به خوارزم پیش از حملۀ مغول ندارد. حالا ببینید شما از این حرف «ابن بطوطه» یاد کی، یا یاد چی می افتید. می فرماید: «خوارزمیها در مورد نمازخوانی رسم قابل تحسینی دارند که من در جای دیگری مشاهده نکرده ام. هر مؤذّنی به خانه های اطراف مسجد خودش سر می زند و به ساکنان آنها اخطار می کند که برای ادای نماز به مسجد بروند، و هر کس که در نماز جماعت حاضر نشود، قاضی امر می کند بروند بیاورندش و در حضور مردم شلّاقش بزنند. در هر مسجدی یک شلّاق برای این کار به دیوار آویزان است».</p>
            <p>خوب، این شما را یاد کی و یاد چی انداخت؟ می دانید وقتی من به اینجای «سفرنامۀ ابن بطوطه» رسیدم، به یاد کی افتادم؟ به یاد آن کسی که علیه ذوالفقار علی بوتو، نخست وزیر و رهبر حزب مردم پاکستان کودتا کرد و او را انداخت تو زندان و بعد هم به دارش زد.</p>
            <p>بله، ژنرال ضیاء الحقّ، رئیس ستاد ارتش پاکستان. البتّه او غیر از به دار زدن ذوالفقارعلی بوتو، خیلی کارهای مهمّ دیگر هم کرد، از جمله زنده کردن رسم «زن و چادر و چار دیواری»، امّا یک کار خیلی مهمّش بود که خیلی شباهت داشت به همان رسم خوارزم در عهد سلطان ازبک.</p>
            <p>در عهد ژنرال ضیاءالحقّ به جای مؤذنها، مأمورهایی که به شان می گفتند «ناظمین الصّلوة»، یعنی «پاسداران نماز»، تو محلّه ها می گشتند و به رهگذرها و مغازه دارها «امر به معروف» می کردند که برای نماز جماعت بروند به مسجد.</p>
            <p>وقتی رسم پاسداری نماز در عهد سلطان ازبک مرا به یاد «ناظمین الصّلوة» ژنرال ضیاء الحقّ انداخت، فکر کردم که ژنرال هم حتماً ترجمۀ انگلیسی «سفرنامۀ ابن بطوطه» را حدّ اقلّ سی و دو سالی پیش از من خوانده بود و تصمیم گرفته بود که آن «رسم قابل تحسین» را زنده کند.</p>
            <p>این که عرض کردم یکی از مقولات «علم النّفس» یا علم شریف «روانشناسی» است، همین است. ببینید آدم از «چی» یاد «کی» می افتد! و حالا که این را گفتم، باز یک دفعه یاد هواپیماهای «توپولف» افتادم که هی می افتند، و همین چند وقت پیش بود که باز یکیشان افتاد و رئیس جمهوری و نود و شش نفر از رجال مملکت «لهستان» را به دیار باقی فرستاد.</p>
            <p>امّا آخر هوا پیمایی که ژنرال ضیاء الحقّ و عدّه ای از رجال پاکستان سوارش بودند و داشتند از دیدار «تانکهای ام یک آبرامز (M۱ Abrams) ساخت آمریکا به «اسلام آباد» برمی گشتند، هواپیمای «توپولوف» (Туполев) ساخت روسیه نبود. یک هواپیمای «هرکولس» ساخت خود آمریکا بود و تازه غیر از ضیاء الحقّ و عدّه ای از رجال حکومتش، سفیر آمریکا در پاکستان و یک ژنرال آمریکایی هم سوارش بودند.خدا همه شان را بیامرزد و بر قبرشان نور ببارد. با وجود این بعضیها گفتند کار «سی آی ا» بوده است، و بعضیها هم گفتند نه خیر، کار «کا گ ب» بوده است! این دیگر از مقولات «علم النّفس» یا علم شریف «روانشناسی» نیست.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-06-09:4921243</id>
      <dc:identifier>4921243</dc:identifier>
      <updated>2010-06-09T17:01:08+00:00</updated>
      <published>2010-06-09T16:21:34+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«احکام انتقامی و بچّه محلّ انگلیسی»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۱۸۹)  ۱۱ ژوئن ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، هنر سیاست, احکام انتقامی و بچّه محلّ انگلیسی, نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/06/100609_l50_letter_from_london189.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/06/100609_l50_letter_from_london189.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>چند روز پیش توی کتابخانۀ محلّۀ برخوردم به یک بچّه محلّ انگلیسی که در یک نمایشگاه نقّاشی باش آشنا شدم. معلّم است، نقّاشی هم می کند، امّا بیشتر اهل فلسفه است.</p>
            <p>دیدم قیافه اش تو هم است. از کتابخانه که درآمدیم، رفتیم توی کافۀ لهستانی سر کوچه نشستیم. با یکی دو قُلپ قهوه سر دلش باز شد. یکدفعه صداش طوری رفت بالا که خودش هم از خودش تعجّب کرد. می گفت:</p>
            <p>«اعدام! اعدام! اعدام! که چی؟ این بود نتیجۀ همۀ پیشرفتهای علمی بشر که وقتی پامان را می گذاریم توی قرن بیست و یکم، آن کشورهایی هم که افتخار می کردند که قانون قصاص عهد شبانی را کنار گذاشته اند، دوباره بر گردند به همان عهد برای درآوردن چشم و شکستن دندان رو دست هم بلند بشوند؟» <br/>اشاره اش به همان حکم «َالْعَیْنَ بِالْعَیْن...وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ» بود که مال چند هزار سال پیش است. به روزنامه ای که با کتابهاش گذاشته بود روی میز اشاره کرد و گفت:</p>
            <p>«باز امروز، چون یک قتلی اتّفاق افتاده، نوشته اند شاید بهتر باشد که اعدام دوباره قانونی بشود! چرا؟ برای اینکه مردم خاطر جمع بشوند که قاتل حبس ابدش بعد از سی سال به عفو نمی خورد که بیاید بیرون و یک نفر دیگر را بکشد! با این منطق خدا عاقبت ما را به خیر کند! دموکراسی و جهل را با هم مخلوط کن، چی از کار درمی آید؟ فاشیسم!»<br/>
               <br/> نمی دانم چرا در این مملکت غربی عادت کرده ام که هر وقت با یک انگلیسی دربارۀ موضوع مهمّی صحبت می کنم، از حرفهای حضرت عیسی مسیح هم شاهدی بیاورم! حالا وقتی این بچّه محلّ انگلیسی مسیحی، با آن طنز تلخ و لحن گزنده ش به قانون قصاص گفت «قانون عهد شبانی»، به یاد موعظه های مسیح در «انجیل متّی» افتادم که در یکی از آنها می گوید:</p>
            <p>«شنیده اید که گفته شده است چشمی به چشمی و دندانی به دندانی، لیکن من به شما می گویم با شریر مقاومت مکنید، بلکه هر که به رخسارۀ راست تو طپانچه زند، دیگری را نیز بدو واگذار.»</p>
            <p>برای اینکه بچّه محلّ انگلیسی مسیحی را از آن حالت تلخ عصبی در بیاورم، لبخندی زدم و گفتم: «خوب، اگر اینهایی که دلشان می خواهد هر محکوم با گناه یا بیگناهی را سر دار ببینند، واقعاً مسیحی هستند، چرا به حرف خود مسیح گوش نمی کنند که حکم قصاص را، مثل خیلی از حکمهای دیگر عهد عتیق، نسخ کرد؟ اگر دلشان برای تماشای اعدام تنگ شده است، یک توک پا بروند به یکی از دالغوزآبادهای دنیا، تماشاشان را بکنند، برگردند، بروند کلیسا دعای توبه بخوانند!»<br/>
               <br/>آقا معلّم انگلیسی سرش را تکان داد و گفت: «چی خیال می کنی؟ مسیحی واقعی می خواهی، فقط یک نفر بود که دو هزار سال پیش به دارش زدند و وایستادند تماشاش کردند! تا وقتی آدمیزاد عقل و شعورش برایش قانون نشود و منتظر باشد یکی بیاید و برایش احکام و قوانین وضع کند، آش همین آش خواهد بود و کاسه همین!»</p>
            <p>دیدم بیچاره بچّه محلّ انگلیسی با این فلسفه باید تا روز قیامت انتظار بکشد و هیچوقت هم به آرزوش نرسد. سرم را تکان دادم و گفتم:</p>
            <p>«می فهمم چی می گویی، امّا فکر نمی کنم به این زودیها و به این آسانیها آدمیزاد عقل و شعورش را قانون بکند و صراطش را مستقیم. فقط اگر بتواند پیش از ظهور دجّال و طلوع آفتاب روز قیامت در صحرای محشر، عقلش را بر قلبش و احساساتش حاکم بکند، و در قضائیات و جزائیات جای احکام انتقامی را به احکام مدنی بدهد، خیلی هنر کرده است!»</p>
            <p/>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-06-25:5227354</id>
      <dc:identifier>5227354</dc:identifier>
      <updated>2010-06-25T14:38:35+00:00</updated>
      <published>2010-06-25T13:02:50+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«چراهای جواب دار و چراهای بی جواب»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۱۹۱) ۲۵ ژوئن ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، چرا های جواب دار و چراهای بی جواب،  نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/06/100625_l50_letter_from_london_191.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2010/06/100625_l50_letter_from_london_191.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>یک زن جوان لهستانی به اسم «ماگدا»، که زبان انگلیسی را به اندازۀ احتیاجش می تواند بلغور کند، هفته ای دو روز می آید خانۀ ما چند ساعتی تمیزکاری می کند. او هست و شوهرش با دو تا بچّۀ مدرسه رو، پا شده اند از «له ستان» آمده اند «انگل ستان» تا لابد زندگیشان اینجا یک ذرّه بهتر از آنجا باشد.</p>
            <p>و حالا این زن هر هفت روز هفته را هم که کار بکند، درآمدش به زور می تواند درد کرایه خانه و قبضهای آب و برق و گاز و تلفنشان را دوا کند. شوهرش بیچاره بعد از یک سال و اندی هنوز نتوانسته است یک کار پر و پا قرص پیدا کند. حاضر شده بود رانندۀ اتوبوس بشود، امّا چون هنوز نمی تواند زبان انگلیسی را به اندازۀ احتیاجش بلغور کند، قبولش نکردند.</p>
            <p>فعلاً مجبور است همین طور منتظر باشد تا آن دو سه تا مقاطعه کار استثمارچی ساختمانی که شمارۀ تلفن موبایلش را دارند، هر چند وقت یکبار برای یک کار موقّت خبرش کنند. البتّه اگر بخواهد، می تواند سری به شهرداری بزند، شاید رفتگر بخواهند، چون فکر می کنم «رفتگری» یکی از آن کارهایی باشد که از عهدۀ یک آدم «لال» هم به خوبی برمی آید.</p>
            <p>امّا شما اگر جای من می بودید، می رفتید یک همچین پیشنهادی به ش بکنید؟ بله، چند روز پیش من به فکر همچین پیشنهادی افتادم، و چیزی که مرا به این فکر انداخت این بود که داشتم می رفتم سر کوچه گوجه فرنگی و پیاز بگیرم، چشمم به زن «رفتگر» پنجاه و پنج شصت ساله ای افتاد که چندباری با چرخ دستیش و جاروب و انبرک دسته دراز کاغذ جمع کنی اش توی کوچۀ خودمان دیده امش.</p>
            <p>زن بیچاره هنوز هم خیال می کند من انگلیسی هستم. از آن ور کوچه لبخند می زند و سر تکان می دهد. من این دفعه، علاوه بر لبخند زدن و سرتکان دادن، به زبان لهستانی که چند تا کلمه ای از «ماگدا» یاد گرفته ام، با صدای بلند به ش صبح به خیر گفتم: «جین دُبره، پانی  (Dzień dobry, pani)!»</p>
            <p>شاید خواستم بداند که من انگلیسی نیستم و انگلیسی بودن کسی را آدم نمی کند و خاطر جمع بشود که آدم است و خیلی هم آدم است و فقط بلد نیست انگلیسی بلغور کند! و حالا بود که باز یکدفعه غصّۀ زندگی «ماگدا» و شوهرش و دو تا بچّه شان توی دلم تازه شد.</p>
            <p>پیش خودم گفتم: «خوب، چرا شوهر ماگدا نمی رود رفتگر بشود؟» امّا فوراً از این فکر عرق شرم به پیشانیم نشست و به خودم گفتم: «تو خیال می کنی کی هستی؟ می خواهی غصّۀ مردم را بخوری، بخور، امّا کاری به زندگیشان نداشته باش!»</p>
            <p>و آنوقت غصّۀ میلیونها نفر از مردم دنیا که وضعشان دهها یا صدها برابر از وضع «ماگدا» و خانواده اش بدتر است، توی دلم گُر کشید و بی اختیار توی دلم فریاد زدم: «چرا؟ آخر چرا؟» و بعد توی دلم گفتم: «این چرا را به کی می گویی؟ به خودت یا به خدا؟»</p>
            <p>و آنوقت بود که فکر کردم ما باید دو جور «چرا» داشته باشیم: یکی «چراهای جواب دار» که اگر آدم وقت و شعور و حوصله اش را داشته باشد، می تواند جواب مشکل ترین آنها را هم پیدا کند، و یکی هم «چراهای بی جواب» که شاید تا روز قیامت هم هیچکس نتواند برای آنها جواب قانع کننده ای پیدا کند.</p>
            <p>تازه فهمیدن تفاوت این دو جور «چرا» هم نباید کار ساده ای باشد، چون اگر کار ساده ای می بود، این همه از مردم دنیا نمی آمدند بیخودی هر کاری را به خدا نسبت بدهند تا بعد بتوانند خیلی راحت بگویند: «در کار خدا چون و چرا جایز نیست!»</p>
            <p>خوب، با این حساب، اگر بپرسیم: «چرا یک بچّۀ بیگناه باید توی یک خانوادۀ هفت پشت فقیر در جنوب آسیا یا شرق اروپا به دنیا بیاید؟» این چرا چه جور چرایی است؟</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-06-03:4825172</id>
      <dc:identifier>4825172</dc:identifier>
      <updated>2010-06-04T10:45:37+00:00</updated>
      <published>2010-06-03T13:48:12+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«هنر سیاست در عصر بی هنری»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۱۸۸) ۴ ژوئن ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، لندن، علیزاده، طوسی، هنر سیاست, عصر بی هنری, نامه ای از لندن</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/06/100603_l13_letter_from_london188.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2010/06/100603_l13_letter_from_london188.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>اگر بگویم که من یکی، بعد از «چرچیل» دیگر نتوانسته ام برای هیچکدام از سیاستمدارهای انگلستان حرمت واعتباری قائل باشم، خیال نکنید که شخصاً از«چرچیل» دل خوشی دارم و خدا نکرده کابوسهای «کنفرانس تهران» و «اشغال ایران» و «کودتای نفتی» پنجاه و هفت سال پیش را به کلّی فراموش کرده ام! نه خیر! ابداً! ا</p>
            <p/>
            <p>امّا این چیزی که من حالا می خواهم بگویم، ربطی به «ایران» ندارد. در واقع ربطی به هیچ جا ندارد. ترازویی که من باش سیاستمدارها را می سنجم، از آنها سراغ «انسانیت» را نمی گیرد. فقط قدر و مرتبۀ «هنر» آنها را معلوم می کند.</p>
            <p>مثلاً اگر من «خواجه نظام الملک طوسی» را توی ترازو بگذارم،  خیال می کنید می خواهم بفهمم «انسانیت» اش چه قدر و قیمتی دارد؟ نه خیر! برای این کار ترازوی دیگری لازم است. ترازوی الآن من فقط مال «هنر سیاست» است، یعنی می خواهم بدانم که خواجه نظام الملک رابطه اش با «سیاست» رابطۀ «هنرمند سیاسی» با «هنر سیاست» بود یا نه!</p>
            <p> می بینم بله، اگر «فردوسی طوسی»، در قلمرو «ادبیات»، سی سال از عمرش را صرف  ساختن «کاخ بلند شاهنامه» کرد، «خواجه نظام الملک طوسی» هم در عهد سلجوقیان، این طور که از «لغتنامۀ دهخدا» بر می آید: «در طول سی سال وزارت نهایت لیاقت و کاردانی و قدرت خود را آشکار نمود، مُهامّ امور دولت سلجوقیان به دست کفایت او بود، و در بسط قدرت سلجوقیان سهمی بسزا داشت ، و سرانجام روزی که به سعایت مخالفان از وزارت معزول شد، شیرازه ٔ نظم و قدرت دولت سلجوقی از هم گسست».</p>
            <p>همین «خواجه نظام الملک طوسی» صد و پنجاه سالی پیش از آنکه «دانشگاه آکسفورد» از شکم «کلیسا» در بیاید، نه در یک شهر، بلکه در یازده شهر بغداد، موصل، نیشابور، بلخ، هرات، مرو، آمل، گرگان، بصره، شیراز، و اصفهان دانشگاه بر پا کرد، و لابد چون هم عاشق «نظامِ مُلک» بود هم عاشق «نظام الملک»، اسم این دانشگاهها را گذاشت «نظامیه» و دستور داد که در این نظامیه ها علاوه بر «علوم الدّین»، علوم ادبیات، ریاضیات، طبّ و حکمت هم تدریس بشود.   <br/>
               <br/> می گویید از لحاظ «انسانیت» چه طور آدمی بود؟ می خواستید چه طور آدمی باشد؟ آزارش به هیچکس نرسد؟ بروید، بخوانید، و ببینید شیعه ها در دورۀ وزارت او چه زندگی تلخ داشتند.            می خواستید خانه و زندگی درویشانه ای داشته باشد و شکمش را با نان و پنیر سیر کند؟ می گویند این خداوندگار «مُلکداری» در «مِلکداری» هم «گوی پیشی» را از بزرگترین مّلاکهای زمان ربوده بود! و من می گویم: «باشد! با آن همه کارهای بزرگی که برای ملّت و مملکت کرده بود، نوش جانش!»</p>
            <p> امّا او مثل خیلی از سیاستمدارهای امروز آدم جُلُنبُر «بی هنر»ی نبود که حوصله و جُربزۀ بقّالی، قصّابی، نانوایی، سلمانی و کسب و کارهای دیگر را نداشته باشد، وبا چشم بندی و حُقّه بازی و لفّاظی و چاپلوسی و دستبوسی سر از بازار سیاست درآورده باشد تا ملّت و مملکت را بچاپد. «هنرمند» بود: یکی در هنر شعر «فردوسی» می شد، یکی در هنر موسیقی «باربد» می شد، او هم در هنر سیاست «نظام الملک» شده بود، همان طور که در انگلستان پنجاه شصت سال پیش یکی در هنر شعر «الیوت» می شد، یکی در هنر موسیقی «الگار» می شد، یکی هم در هنر سیاست «چرچیل» شده بود. <br/>
               <br/> اینها اصل و نسب داشتند، مِلک و مال هم داشتند: آمده بودند در «هنر سیاست» به شهرت و افتخار برسند! وگر نه به قول «ارسطو» هر آدمیزادی بالفطره یک «حیوان سیاسی» است، آمّا آنی که دارد نایاب می شود «هنرمند سیاسی» است!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-05-26:4702145</id>
      <dc:identifier>4702145</dc:identifier>
      <updated>2010-05-28T18:36:11+00:00</updated>
      <published>2010-05-26T14:03:07+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«عصارۀ مروارید و سکّۀ هفت مملکت»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن (۱۸۷) ۲۸ مه ۲۰۱۰</summary>
      <dc:subject>نامه، از، لندن، علیزاده، طوسی، مروارید, سکّۀ</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/05/100526_l13_letter_from_london187.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2010/05/100526_l13_letter_from_london187.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>توی دواخانه منتظر وایستاده ام که دواهایم حاضر بشود. اقّلاً باید یکربع بیست دقیقه ای وقت بگذرانم تا نوبتم برسد.</p>
            <p>راه می افتم، دور دواخانه می چرخم و به قفسه های اجناس بهداشتی غیر دارویی نگاه می کنم.</p>
            <p>از قسمت خمیر دندان و مسواک که ردّ می شوم، چشمم می افتد به قفسۀ شامپو و مایعهای تنشویی و دستشویی و سرشویی.</p>
            <p>چی؟ مایع تنشویی با املاح بحرالمیّت و عصارۀ مروارید؟ با گُل ایلان ایلان و عصارۀ مروارید؟ با عصارۀ چایی سبز و گُل یاسمن؟ با عصارۀ چایی سفید و شکوفۀ نارنج؟ با رازیانه و املاح دریایی؟ با گل بابونه و روغن هوهوبا؟ با فلفل سیاه و جینسینگ؟</p>
            <p>یکیش با شعار «از پوستتان مواظبت کنید»، یکیش با شعار «با پوستتان مهربان باشید»، یکیش با شعار «پوستتان را با ناز بپرورید»، و یکیهای دیگرش با شعارهاری دیگر و همۀ املاح و گلها و روغنها و عصاره ها دلخواه و دل انگیز و دلفریب، مخصوصاً، به حقّ حرفهای نشنیده، «عصارۀ مروارید»! و همۀ شعارها شیرین و امید بخش و آرزو پرور!</p>
            <p>اینها همه اش فقط  مال چندتایی از مایعهای تنشویی یک شرکت از دهها شرکت معروف، که شامپوهاشان به کنار، از مایعهای دستشوییشان فقط این را بگویم که هر کدامشان حدّاقلّ از عصارۀ یک گیاه، یک گل، یا یک میوه چاشنی گرفته است تا شیفتگان بهداشت و زیبایی را چنان حالی به حالی کند که پول که هیچ، حاضر باشند جان هم خرج این  «اکسیر» های حیرت انگیز بکنند:</p>
            <p>انجیر، انگور، هلو، گلابی، زردالو، به، کیوی، لیمو، پرتقال، هندوانه و میوه های دیگر! نیلوفر آبی، گل سرخ، بهار نارنج، نار مشک، گل اقاقیا، گل بومادران، شکوفۀ سیب و گلهای دیگر.</p>
            <p/>
            <p>نمی دانم چرا یکدفعه یاد آن روزگاری افتادم که بیشتر مردم به دعا و طلسم بیشتر اعتقاد داشتند تا به عقل سلیم، چون عقل سلیم اوّلاً به آدم امید هیچ جور معجزه ای نمی داد، و ثانیاً برای اینکه آدم  حرفش را باور کند، از آدم چیزهای عجیب و غریب نمی خواست.</p>
            <p>امّا یارو دعانویسه برعکس عقل سلیم، اگر خدا نکرده مرض صرع می داشتید و می رفتید پیشش، به وُسع و بضاعتتون نگاه می کرد و مثلاً می گفت بروید هفت تا سکّۀ نقره یا طلای هفت تا پادشاه هفت تا مملکت پیدا کنید تا او آنها را بدهد آب کنند و به صورت یک ورقۀ سربی یا برنجی در بیاورند و دعای مخصوص صرع  را با قلم فولادی رویش حکّ کنند.</p>
            <p>یک دعا هم روی کاغذ می نوشت، امّا نه با مرکبّ، بلکه با ده بیست مثقال زعفران و خون هفت تا مرغ سفید که یک خال سیاه هم نداشته باشند و خون هفت تا مرغ سیاه که یک خال سفید هم نداشته باشند.</p>
            <p>حالا حسابش را بکنید که آدم با چه سختی ای باید این چیزها را گیر می آورد، امّا همین چیزهای عجیب دل آدم را خوش می کرد که حتماً معجزه می شود و آدم شفا پیدا می کند.</p>
            <p>می خواهم بگویم که امروز خیلی از آن آدمهایی که برای شفای مرض صرعشان دست به دامن دعا نویس می شدند، حالا دیگر می روند پیش دکتر متخصّص اعصاب، چون یک کارهایی از علم و عقل سلیم دیده اند که خوبی آنها را نمی توانند انکار کنند.</p>
            <p/>
            <p>در نتیجه خیلی از دعا نویسهای آن روزگار رفته اند دنبال حرفه های دیگر، از جمله همین تولید اجناس بهداشتی غیر دارویی، با ترکیبات عجیبی مثل عصارۀ مروارید و روغن هوهوبا و املاح بحرالمیّت، چون هنوز هم خیلی هستند آنهایی که به ادّعاهای شبه علمی عجیب بیشتر اعتقاد دارند تا به حقیقت علم و عقل سلیم! چه می شود کرد! دوره ها عوض می شود، دورۀ کهنه می رود، دورۀ جدید می آید، ولی خیلی از آدمها هیچ چیزشان را در دوره های کهنه جا نمی گذارند. همانها را با رنگ جدید نگه می دارند!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-05-14:4523989</id>
      <dc:identifier>4523989</dc:identifier>
      <updated>2010-05-14T15:36:59+00:00</updated>
      <published>2010-05-14T10:58:40+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«اندر باب مرض فیلولوقیا یا حُبّ اللّغة»</title>
      <summary xml:lang="fa">صد و هشتاد و پنجمین نامه از لندن؛ به روایت و قلم علیزاده طوسی: «ارزش پول و پولهای بی ارزش»</summary>
      <dc:subject>نامه، از، لندن، علیزاده، طوسی، ارزش، پول</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/05/100514_l42_letter_from_london185.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2010/05/100514_l42_letter_from_london185.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p/>
            <p>خداوند هیچکس را به مرض «فیلو لوقیا» (<strong>
                  <em>Philologia</em>
               </strong>) یا «حُبّ الّلغه» مبتلا نکند! کاشکی جنون گرفته بودم و به این مرض لامذهب مبتلا نشده بودم. هزار بار از جنون بدتر است. البتّه با همۀ بدیهاش، فقط این یک خوبی دارد که سراغ هرکس هرکس نمی رود. از هر یک کرور آدم، بیشتر از دو سه تایی دچار این مرض نمی شوند، وگرنه دنیا دارالمجانین می شد. حالا یک چیزی بگویم، بخندید. می دانید که توی بازار، جنس هرچه کمیاب تر بشود، قیمتش بالاتر می رود. حالا حکایت این مرض «فیلولوقیا» است که چون مبتلاهاش خیلی کمیاب هستند، داشتنِ این مرض برای عدۀ زیادی از آدمهای سبکسر، شده است اسباب افتخار. می بینید الکی پلکی یک کارهایی می کنند که مردم خیال کنند اینها هم نظر کرده اند و عنایت و لطف الهی شامل حالشان شده است و شده اند «فیلولوقر»!</p>
            <p/>
            <p>فکر می کنم دلیل اینکه در طبّ قدیم و جدید، حتّی در کتاب مستطاب «تحفۀ حکیم مؤمن» هم اسمی از این مرض برده نشده است، این باشد که وقتی کسی به آن مبتلا شد، اوّلاً از لحاظ جسمی هیچ عیب و علّتی پیدا نمی کند، و ثانیاً مثل افیونیها معتاد این مرض می شود، و هر قدر هم که  از این مرض حکایت و شکایت داشته باشد، دیگر دلش نمی خواهد شفا پیدا کند! بگذارید یک چشمه از بازیهای مرض «فیلولوقیا» را برایتان تعریف کنم تا مظنّه دستتان بیاید:</p>
            <p/>
            <p>همکار جوان ایرانی که دارد گزارشی ترجمه می کند دربارۀ بزرگداشت روح چند نظامی مملکتی از جایی در غرب عالم، که در جنگی در مملکتی از جایی در شرق عالم، تابوتی شده اند،       می گوید: «اینجا در متن انگلیسی نوشته است اجساد سربازان، ولی اینهایی که کشته شده اند، افسر هم میانشان بوده است. چه طور است بگوییم اجساد سربازان و افسران؟» و من که حالا عقربۀ ذهنم را روی زبان گزارش نویسی میزان کرده ام تا جلو دخالت بیجای مرض «فیلولوقیا» ی خودم را بگیرم،           می گویم: «نه جانم، در ارتش همه سربازند، از ارتشبد بگیر تا سرباز صفر!»</p>
            <p>آنوقت یکدفعه یک چیزی بیخ گلویم را می گیرد، به طوری که می خواهد خفه ام کند. چرا؟ خوب، معلوم است. جلو دخالت این مرض لامذهب را، که «بیجا» و «باجا» سرش نمی شود، به این آسانیها نمی شود گرفت. حالا دیگر دست از سرم برنخواهد داشت تا... تا کِی؟ تا چی؟ خدا می داند.</p>
            <p>می روم سراغ قاموس ریشه شناسی لغات انگلیسی: زیر کلمۀ سرباز که همان « soldier» باشد، نوشته است اصلش لاتین است، به معنی «جنگی مزدور». پس چرا ما به ش می گوییم «سرباز»؟ می روم سراغ مرحوم «ساموئل جانسون» انگلیسی که یکی از معروفترین قربانیهای مرض «فیلولوقیا» در مغرب زمین است. می بینم زیر کلمۀ « soldier» نوشته است: «کسی که با دریافت مزد می جنگد».</p>
            <p>بعد می روم سراغ «علی اکبر خان دهخدا»، یکی از معروفترین قربانیان مرض «فیلولوقیا» در مشرق زمین. می بینم زیر کلمۀ «سرباز» نوشته است: «آنکه سر خود را ببازد»، و مثالی هم که آورده است این بیت منسوب به «حافظ» است:</p>
            <p>
               <strong>در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع؛</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع</strong>
               <strong>.</strong>
            </p>
            <p>که منظور سرباختن یا جان باختن در راه عشق است و هیچ ربطی به پول گرفتن و جنگ کردن ندارد. آنوقت پیش خودم می گویم: «یعنی با این حساب امروزه توی این دنیا هیچکس سرباز نیست؟ پس سرباز وظیفه چی که بیچاره پول نمی گیرد و جان می بازد!» و حالا تازه می روم دنبال مطالعه و تحقیق دربارۀ فرق کلمۀ «سربازی» با «سر فروشی» و «جانبازی» با «جان فروشی»،  چون می دانم که تا حقیقت این «الفاظ» و «معانی» روشن نشود، درد «فیلولوقیا» ی من یک ذرّه هم تسکین پیدا نخواهد کرد!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-05-20:4611237</id>
      <dc:identifier>4611237</dc:identifier>
      <updated>2010-05-21T16:48:28+00:00</updated>
      <published>2010-05-20T10:59:41+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«از خوشه های خَشم تا دل پیچه های خِشم»</title>
      <summary xml:lang="fa">صد و هشتاد و ششمین نامه از لندن؛ به روایت و قلم علیزاده طوسی: «از خوشه های خَشم تا دل پیچه های خِشم»</summary>
      <dc:subject>نامه، از، لندن، علیزاده، طوسی، خوشه، خشم، دل، پیچه</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/05/100520_l42_letter_from_london186.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2010/05/100520_l42_letter_from_london186.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p> جان اِستِینبِک (<strong>
                  <em>John Steinbeck</em>
               </strong>) یا «یوهان اِشتاینبِک»، نویسندۀ آلمانی تبار آمریکایی، به قول اُدبا، در«<strong>اوج شکوفایی اندیشه و احساس و قریحه</strong>» اش رمانی نوشت به اسم «خوشه های خشم» دربارۀ سالهای سیاه کساد و بیکاری آمریکا در دهۀ 1930 <strong>و </strong>اسمش را گذاشت «خوشه های خشم».</p>
            <p>این رمان آن قدر به دلهای  خاصّ و عام نشست که هم برای نویسنده اش جایزۀ ادبی نوبل آورد، هم به داشتنِ عنوان «کلاسیک جدید» مفتخر شد، هم رفت در ردیف کتابهایی که معمولاً دبیرها و استادهای ادبیات به شاگردهاشان می گویند بخوانند.</p>
            <p>حالا تا پشت شیشۀ کتابفروشی چشمم افتاد به عنوان کتابی از آقایی به اسم «سایمون کار» (<strong>
                  <em>Simon Carr</em>
               </strong>)، از روزنامه نگار ها و طنز نویسهای معروف انگلیسی، به مرحوم «جان استینبک» گفتم: «روحت شاد!»</p>
            <p>آخر «خوشه های خشم» به انگلیسی می شود «<strong>
                  <em>The Grapes of Wrath</em>
               </strong>»، و این آقای «سایمون کار» اسم کتابش را گذاشته است «<strong>
                  <em>The Gripes of Wrath</em>
               </strong>»، یعنی «دل پیچه های خشم».</p>
            <p>اگر فکر می کنید معنی بهتری برایش دارید، بگویید! مثلاً «دندان قروچه های خشم»، «شِکوه های خشم» یا «غُرّ و لُندهای خشم».</p>
            <p>چرا خشم؟ برای اینکه طرف رفته است صدها نکتۀ و حکایت واقعی دربارۀ «بریتانیای امروز» پیدا کرده است، که به جگر آدمی مثل او که پروردۀ «بریتانیای دیروز» است، خنجر فرو    می کند !</p>
            <p>و چرا غُرّ و لُند؟ برای اینکه چه کار می تواند بکند؟ برود توی خیابان فریاد مرگ بر کی و مرگ بر چی سر بدهد؟ برود با پاره آجر شیشه های بانکها را بشکند؟ برود لاستیک اتومبیل آتش بزند؟ یا برود رو پشت بام فریاد «یا عیسی بن مریم، به ظهورت شتاب کن» سر بدهد؟</p>
            <p/>
            <p>نه خیر، انگلیسی خیلی که دلش درد بیاید، انتقاد می کند، رسوامی کند، درد های «مردم»       و بیدردیهای «نامردم» را بر ملا می کند، و منتظر می ماند! و خوب در ضمن انتظار دل پیچه       می گیرد، دندان قروچه می کند، شکوه می کند، غُرّ و لُند می کند، و اگر روزنامه نگار موشکاف و با حوصله و خوش قلمی باشد، کتاب «دل پیچه های خشم» می نویسد  که ناشرش دربارۀ آن گفته است:</p>
            <p>«هرکس که به عدالت، شرافت، انصاف، عقل سلیم و غذای سالم اعتقاد داشته باشد، در این کتاب   نکته ای یا حکایتی از نکبت اخلاقی و عاطفی پیدا خواهد کرد که او را سخت خشمگین کند.» و زیر عنوان کتاب هم نوشته شده است: «این کتاب تضمین می کند که خون شما را به جوش بیاورد!»</p>
            <p>یکی از این حکایتها که خون مرا به جوش آورد، نقل قولی است از خانم «<strong>اسلاویکا رادیچ اکلستون</strong>» (<strong>
                  <em>Slavica Radić Ecclestone</em>
               </strong>)، زن آقای «<strong>برنی اکلستون</strong>» (<strong>
                  <em>Bernie Ecclestone</em>
               </strong>)، که گفته بود:</p>
            <p>«من هرچی تخم مرغ می خواهم، از هموطنهای خودم در<strong> کرواسی</strong> می خرم. از لندن با هوا پیما یک توک پا می روم تخم مرغ را از دهات خودمان می خرم، بر می گردم. دخترهای من تخم مرغهای انگیسی را دوست ندارند!»</p>
            <p/>
            <p>می دانم که هنوز خون شما به جوش نیامده است. پس بگذارید اوّل این آقا و خانم را در چند کلمه معرّفی کنم، تا حسابها برایتان روشن بشود: آقای <strong>برنی اکلستون</strong>: همه کارۀ بالاترین مسابقات جهانی اتومبیلرانی.</p>
            <p>
               <strong>ثروت</strong>: بیشتر از دو هزار میلیون پوند.</p>
            <p>قیمت یکی از خانه هایش: 57 میلیون پوند.</p>
            <p>
               <strong>اسلاویکا:</strong>، همسر او، اهل یکی از دهات <strong>کرواسی</strong>، مدل سابق محصولات مد و زیبایی «آرمانی»، 28 سال جوان تر از شوهر، 29 سانتیمتر بلند تر از شوهر، که پارسال، بعد از 25 سال همبالینی با «آقا برنی» و دریافت «مهر»ی قابل تر از ملاحظۀ من و شما، از شوهر تقاضای «آزادی جان» فرمود. خوب، حالا حسابها روشن شد؟</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-05-06:4408839</id>
      <dc:identifier>4408839</dc:identifier>
      <updated>2010-05-07T17:03:24+00:00</updated>
      <published>2010-05-06T14:50:07+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«ارزش پول و پولهای بی ارزش»</title>
      <summary xml:lang="fa">صد و هشتاد و چهارمین نامه از لندن؛ به روایت و قلم علیزاده طوسی: «ارزش پول و پولهای بی ارزش»</summary>
      <dc:subject>نامه، از، لندن، علیزاده، طوسی، ارزش، پول</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/05/100506_l42_letter_from_london184.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2010/05/100506_l42_letter_from_london184.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>خیال کنید شما خانم پولداری هستید و یک گردنبند دارید با یک دانه یاقوت به وزن چهل ممیّز شصت و سه (63/40) قیراط، به شکل قلب در وسط و دورش هم دانه های ریز و درشت الماس جمعاً به وزن صدو پنجاه و پنج (155) قیراط. چه قدر پول بالاش رفته؟</p>
            <p>چهارده میلیون دلار!</p>
            <p>هر روز که آن را به گردنتان آویزان نمی کنید!</p>
            <p>نه خیر، فقط در مهمانیهای خیلی مهمّ.</p>
            <p>نمی ترسید؟</p>
            <p>نه زیاد. دو تا محافظ با خودم می برم!</p>
            <p>کجا نگهش می دارید؟</p>
            <p>می دانید که این را به هیچکس نباید بگویم!</p>
            <p/>
            <p>می بخشید که پرسیدم. معمولاً این جور چیزها را آنهایی که دارند، یا در خانه شان توی صندوق مخفی با قفل رمزی نگه می دارند یا توی بانک. بگذریم! حالا، اگر اجازه بدهید، می خواهم ازتان بپرسم که اگر یک خانم دیگر یک نمونۀ بدلی این گردنبند را داشته باشد که ده بیست دلار بیشتر بالاش پول نداده باشد و همیشه هم بدون ترس و واهمه ای آن را به گردنش آویزان کند، چه عیبی دارد؟ چه فرقی دارد؟</p>
            <p>خوب عیبش این است که بدلی است، ارزشش چهارده میلیون دلار نیست. ده بیست دلار بیشتر       نمی ارزد. امّا از بابت فرقش باید اقرار کنم که هیچ فرقی ندارد! تازه خودم یک بدلیش را دارم که بعضی وقتها آن را آویزان می کنم. هیچکس فرقش را نمی فهمد، حتّی خود من. فقط با علامت مخصوصی که اصلیش و بدلیش دارد، آنها را از هم تشخیص می دهم!</p>
            <p>حالا خیال کنید شما آقای پولداری هستید و این گردنبند چهارده میلیون دلاری را هم شما برای ایشان که خانم شما باشند، خریده اید. لابد کسی که بتواند چهارده میلیون دلار، یعنی درآمد سالانۀ صد و چهل هزار نفر از مردم کنگو یا حبشه را بدهد یک گردنبند برای خانمش بخرد، غیر از همۀ اموال منقول و غیر منقولش که سر به صدها و هزارها میلیون دلار می زند، و غیر از پولهای نقدش در بانکهای مملکت خودش، همین قدرها، یا بیشتر از اینها، پول نقد توی بانکهای سوییس دارد! می بینم که ساکتتید و از سکوتتان می فهمم که حدسم باید درست باشد! حالا از خدمت شما که یک «آدم حسابی» پولدار هستید، مرخّص می شوم تا در بارۀ این موضوع چند کلمه ای هم برای «آدمهای کتابی» بی پول حرف بزنم و نفسی تازه کنم.</p>
            <p>بله، موضوع این است که به نظر من، که باید نظر خیلی از آدمهای دنیا باشد، ارزش پول را نه گردنبند چهارده میلیون دلاری تعیین می کند، نه حسابهای میلیونها و میلیاردها دلاری در بانکهای سوییسی و غیرسوییسی. این نان را چند خریدید؟ شصت و سه پنس. این مرغ را چند؟ پنج پوند. این کت و شلوار را؟ صد و بیست پوند! می خواهم بگویم که ارزش پول را این جور چیزها تعیین می کند: غذا، لباس، کرایه خانه، بلیت اتوبوس و ترن، دوا و درمان، بلیت سینما و تئاتر، و دست بالاش یک هفته سفر به یک جای خوش آب و هوا در سال. پس، با این حساب دو جور پول داریم، یکی «پولهای ارزش دار» که ارزش آنها را احتیاجات یک زندگی ساده و شرافتمندانه تعیین می کند، و یکی هم «پولهای بی ارزش» که «چهارده میلیون» دلارش با «ده بیست» دلارش هیچ فرقی ندارد!</p>
            <p>و امّا چیزی که باعث شد من موضوع ارزش پول و پولهای بی ارزش پیش بکشم، این بود که دیروز توی مغازۀ خیریه یک جلد «دیوان کامل اشعار والت ویتمن»، شاعر آمریکایی، دوستدار طبیعت، زیبایی، آزادی، و دموکراسی، چاپ صد سال پیش را خریدم به یک پوند و چهل و نه پنس، یعنی سرتاسر عالم هستی ای را که «والت ویتمن» هفتاد و سه سال تویش زندگی کرد و شناختش، و این زندگی و این شناخت را توی شعرهایش به آواز در آورد. اینجا دیگر پول هیچ معنایی ندارد!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-04-29:4304775</id>
      <dc:identifier>4304775</dc:identifier>
      <updated>2010-04-30T15:17:29+00:00</updated>
      <published>2010-04-29T10:46:53+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">"انتلکتوئل کجا، روشنفکر کجا!"</title>
      <summary xml:lang="fa">صد و هشتاد و دومین نامه از لندن؛ به روایت و قلم علیزاده طوسی: «انتلکتوئل کجا، روشنفکر کجا!»</summary>
      <dc:subject>نامه، از، لندن، علیزاده، طوسی، انتلکتوئل، روشنفکر، کجا</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/04/100429_l42_letter_from_london183.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2010/04/100429_l42_letter_from_london183.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p/>
            <p>اگر می خواهید من خیال کنم که شما دوست من هستید، لطفاً هیچوقت صفت «روشنفکر» و «انتلکتوئل» به من نچسبانید، چون من تازگیها خیلی بیشتر از گذشته نسبت به این دو تا کلمه حسّاسیت پیدا کرده ام.</p>
            <p>جوان که بودم، خیال می کردم معنی این کلمه ها را می دانم، امّا خیلی طول کشید تا فهمیدم که آدم می تواند «انتلکتوئل» باشد، امّا «روشنفکر» نباشد، در صورتی که در مدرسه و دانشگاه، و در کتاب و روزنامه و رادیو به ما این طور فهمانده بودند که «انتلکتوئل» یعنی «روشنفکر».</p>
            <p/>
            <p>لابد خیلیها این را می دانستند که کلمۀ «روشنفکر» اوّل به صورت «منوّر الفکر» در جاهایی مثل ترکیه و ایران و مصر باب شد، و بعد در ایران، عدّه ای که «ایرانی» بودن برایشان به اندازۀ «منوّر» بودن اهمیت داشت، پنجاه در صد از کلمۀ مرکّبِ عربی «منوّرالفکر» را فارسی کردند تا «اهل تجدّد» حساب بشوند، امّا رابطه شان را با «سنّت» قطع نکنند، وگرنه چرا بیایند «منوّر» عربی را بکنند «روشنِ» فارسی و «فکرِ» عربی را بگذارند همان طور عربی بماند و مثلاً نگویند «روشن اندیش».</p>
            <p/>
            <p>البتّه از همان اوّل تک و توک آدمهایی پیدا می شدند که می دانستند «تجدّد خواهی» عطری است که با نسیمی وزیده از «غرب» در دِماغ عدّه ای از تحصیلکرده های «شرق» پیچیده است، و همین تک و توک آدمها می دانستند که «منّورالفکر» یا «روشنفکر» ترجمۀ کلمۀ فرانسوی «اَنتِلِکتوئِل» (Intellectuel) یا کلمۀ انگلیسی «اینتِلِکچوئل» (Intellectual) نیست، امّا صدای این تک و توک آدمها به گوش منوّرالفکرهای <strong>حسابدان</strong> و روشنفکرهای <strong>کتابخوان</strong> نمی رسید.</p>
            <p>هنوز هم که هنوز است، می بینی یک جا ورمی دارند، می نویسند: «لفظ روشنفکری ترجمه واژۀ فرانسوی «انتلکتوئل» یا واژۀ انگلیسی «انتلکتوئال» می باشد»، و یک جای دیگر می نویسند: «روشنفکر در ادبیات سیاسی امروز، ترجمه واژۀ غربی Intellectual است که همزمان با عصر مشروطه پا به ادبیات سیاسی کشور گذاشت و به «منور الفکر» ترجمه شد».</p>
            <p>خوب، چی می شود گفت؟ شاید اشتباه از آدمهایی مثل من باشد که فکر می کنند «اَنتِلِکتوئِل» یعنی «اهل تفکّر»، و اهل تفکّر می تواند «روشنفکر» باشد یا نباشد. امّا این را نمی شود انکار کرد که امروز هم آدمهایی هستند، خیلی بیشتر از تک و توک، که می دانند که اصل فرنگی این کلمۀ «منوّرالفکر» یا «روشنفکر» در اروپای قرن هجدهم، مخصوصاً در انگلستان و فرانسه و آمریکا معنی پیدا کرد، و چون فرمانروایی «عقل» یا «خرد» بر «زندگی» و «فکر» انسان در آن عصر  شروع شده بود، به ش گفتند «عصر خرد».</p>
            <p/>
            <p>در این عصر «اهل خرد» یا «اصحاب عقل» به قول فرانسویها «اِکلِرِه» (éclairé) یا «ایلومینِه» (illuminé)، و به قول انگلیسیها «اِنلایتِند» (enlightened)، شده بودند، یعنی «روشن اندیش»، و به همین دلیل به  این جنبش فلسفی قرن هجدهم «عصر روشنگری» هم می گویند، که همان «عصر روشن اندیشی» باشد.</p>
            <p>خلاصۀ حرف فیلسوفهای این عصر این بود که: «ایها النّاس، عقلتان را به کار ببندید و دست از طاعت و اطاعت کورکورانه بردارید و بروید دنبال تفکّر علمی.» حالا اگر مثلاً یک <strong>متفکر</strong>
               <strong>کبیر</strong> قرن پنجم هجری بیاید بگوید: «زن در حقیقت بندۀ مرد است و باید در خانه بنشیند و بدون اجازۀ شوهر ازخانه بیرون نرود»، و <strong>بقّال </strong>
               <strong>حقیر</strong> سر کوچۀ همان <strong>متفکّر کبیر</strong> بگوید: «نه خیر! من به زنم اعتماد دارم. او هم مثل من آدم است و آزاد و صاحبِ اختیار. بردۀ من که نیست»، به نظر شما از این دوتا مرد کدامشان «روشنفکر» است؟</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-04-16:4129398</id>
      <dc:identifier>4129398</dc:identifier>
      <updated>2010-04-16T16:57:23+00:00</updated>
      <published>2010-04-16T13:13:42+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«قربان حواسّ جمع!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن ۱۸۱</summary>
      <dc:subject>نامه ای، از لندن، علیزاده، قربان، حواسّ، جمع</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/04/100416_l50_letter_from_london181.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2010/04/100416_l50_letter_from_london181.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>شما را به خدا می بینید مردم چه قدر خدا نشناس شده اند! می بینید چه طور می نشینند و به واعظهای عظیم الشُأن کلیسای عیسی بن مریم علیه الصّلاةُ و السّلام چه وصله هایی می چسبانند!</p>
            <p>حالا اگر این حرفها را برای بعضی از راهبهایی بودایی در «سیلان» و «تبّت» و آن دور برها در می آوردند، یا برای بعضی از صوفیها در بعضی از خانقاههای «قونیه»، یا برای بعضی از ناظمهای شب در مدرسه های شبانه روزی هرجای دنیا، خوب، یک حرفی! امّا فکرش را بکنید که بعد از دوهزار سال سه طلاقه کردن دنیا و بر خود حرام کردن لذّتهای زندگی، بعد از بیست قرن جنگ بی امان با نفس امّاره، بیایند بگویند که در یک مدرسۀ پسرانۀ خیلی معتبر وابسته به کلیسای یکی از فرقه های مسیحی کاتولیک در «آلمان» سالهاست که بعضی از کشیشها با بعضی از پسر بچّه های طفل معصوم از آن کارهای بدان و نپرس می کرده اند!</p>
            <p>کاشکی این دهریهای خدا نشناس، که هر روز یک تهمت تازه  به اهل کلیسا می بندند، فقط حرف در می آوردند، که خوب، هیچ آدم مؤمنی باورش نمی شد. نمی دانم چه طوری و از کجا می روند چند تا مقصّر با اسم و رسم هم جور می کنند و مثلاً از آنها اعتراف می گیرند تا مردم مؤمن هم دروغ و دَوَلهای آنها را باور بکنند. چه طور ممکن است یک کشیش پیدا بشود که بیاید اعتراف کند که با صد تا پسر بچّه از آن کارها کرده است، و یک کشیش دیگر مقرّ بیاید که بله، در طول بیست و پنج سال مرتّباً هر دو هفته یک بار پسر بچّه ها را اسباب اطفای شهوت خودش می کرده است. همه می دانند که این جور اعترافها را فقط به زور شکنجه می شود از مردم گرفت، یا با نشان دادن علفِ پول!</p>
            <p>به دوست ایرلندی می گفتم: «چند وقت پیش برای کشیشهای کاتولیک ایرلند شما هم از این حرفها در آورده بودند. این خبرنگارها با کشیشهای کاتولیک چه دشمنی ای دارند؟»</p>
            <p>دوست ایرلندی گفت: «خوب، بالاخره توی هر صنفی یک عدّه آدم بد هم پیدا می شود.»</p>
            <p>گفتم: «پس یعنی می گویی: تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها؟»</p>
            <p>دوست ایرلندی با تردید توی چشمهای من نگاه کرد و گفت: «ببینم، حالا چرا بند کرده ای به کشیشهای کاتولیک؟»</p>
            <p>دکی! من دارم از کشیشهای کاتولیک دفاع می کنم، یارو که خودش یک ایرلندی کاتولیک است، به من  می گوید چرا بند کرده ام به کشیشهای کاتولیک! من هم حالا افتادم سر قوز و بر خلاف میل و اراده و اعتقاد خودم گفتم: «خداوندگار عالم هیچ مردی را بدون شهوت جنسی خلق نکرده است. پس چرا کشیش باید خلاف مشیت خدا عمل کند و زن نگیرد؟ این دیگر تاریخ است و همه می دانند که تا اوایل قرن یازدهم میلادی کشیشها زن که می گرفتند، به جای خود، بعضیهاشان چند تا هم می گرفتند، و همین طور بچّه پس می انداختند و برای کلیسا «میراث بر» مفت خور درست می کردند، تا اینکه در سال 1022 <strong>پاپ بندیکت</strong> یا <strong>پاپ خجستۀ هشتم </strong>(<em>Pope Benedict VIII</em>)، برای حفظ و حراست از اموال و املاک کلیسا، هر نوع ازدواج را برای کشیشها ممنوع کرد، و در سال 1139 هم <strong>پاپ معصوم دوّم </strong>(<em>Pope Innocent II</em>) ازدواج همۀ کشیشها را باطل کرد و به کشیشهایی که متأهّل بودند، دستور داد که زنهاشان را طلاق بدهند، و بعد از آن فقط کسی می توانست کشیش بشود که زن نگرفته باشد و تا آخر عمرش هم مجرّد باشد!»</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2010/04/16/100416164705_letter181_512x288_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">حافظ شیرازی ما هم لابد انتظار داشت که نه فقط همۀ کشیشها، بلکه همۀ بندگان خدا مثل حضرت عیسی مسیح علیه السّلام «پاک و مجرّد» باشند</p>
            </div>
            <p>دوست ایرلندی گفت: «این حرفها همه اش ساختگی است. پایه و اساسی ندارد! کشیش باید در زندگی مثل خود عیسی مسیح باشد: عفیف و پاک و مجرّد.»</p>
            <p>توی دلم گفتم: «قربان حواسّ جمع! مگر من خودم از اوّل همین را نمی گفتم؟»</p>
            <p>لابد نه!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-04-08:4018077</id>
      <dc:identifier>4018077</dc:identifier>
      <updated>2010-04-09T15:30:33+00:00</updated>
      <published>2010-04-08T12:44:04+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«همه چیز را نمی شود ترجمه کرد!»</title>
      <summary xml:lang="fa">صد و هشتادمین نامه از لندن؛ به روایت و قلم علیزاده طوسی: «همه چیز را نمی شود ترجمه کرد!»</summary>
      <dc:subject>نامه ای، از لندن، علیزاده، نمی شود، ترجمه، کرد</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/04/100408_l42_letter_from_london180.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2010/04/100408_l42_letter_from_london180.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>بحث من با همکار جوان ایرانی این بود که «فرزند، همه چیز را نمی شود ترجمه کرد!» یک ساعتی با هم کلنجار رفته بودیم، من پدرانه و او فرزندانه، و به همین دلیل هیچکدام به جایی نرسیده بودیم. هر دومان حسابی خسته شده بودیم.</p>
            <p>البتّه هم او حقّ داشت، چون جوان است و دلش  می خواهد هر چیز خوب را که در هر جای دنیا پیدا می شود، به فارسی ترجمه کند تا ما فارسی زبانها هم همۀ چیزهای خوبی را که دنیای متمدّن امروز دارد، داشته باشیم؛ هم من حقّ داشتم، چون پیرم و با تجربۀ تاریخی برایم ثابت شده است که آدم با ترجمۀ چیزی نمی تواند آن چیز را مال خودش بکند و برای او همان معنی و خاصیتی را داشته باشد که در زبان اصلی، برای آن مردمی دارد که خودشان آن چیز را می خواسته اند و در یک موقعیت تاریخی معیّن آن را به وجود آورده اند و تقریباً همه شان با معنی و خاصیت آن آشنا هستند. به همین دلیل با خوشرویی خندیدم و گفتم: «فرزند، این قصّه سر دراز دارد. پس باقیش را بگذاریم برای یک روز دیگر و روزهای دیگر!»</p>
            <p>به این فرزند گفته بودم: «ببین، عزیز جان، دو هزار و پانصد و اندی سال پیش کورُش، شاه ایران، شاه بابِل، شاه سومر و اَکّد، شاه چهار گوشۀ جهان، با ارتش بزرگش به صلح و آرامی وارد بابِل شد، و همۀ مـردم گامهای او را با شادمانی پذیرفتند، و او در بارگاه پادشاهان بـابـل بر تخت شهریاری نشست، و در برگشتن از این فتح بزرگ "<strong>منشور آزادی ملل" </strong>را نوشت، همان منشوری که حالا استوانه اش جزو آثار <strong>تاریخ باستانی بشر</strong> در <strong>موزۀ بریتانیا </strong>نگهداری می شود.</p>
            <p>خدا می داند ملّتهای مختلف چهار گوشۀ جهان در عهد کورُش این "<strong>آزادی</strong>" را برای جامعۀ خودشان چه جوری ترجمه کردند که بتواند عیناً همان چیزی باشد که توی ذهن کورش بود. اگر این طور می بود، شاید حالا دو هزار و پانصد سال بود که مردم <strong>چهار گوشۀ جهان</strong>، با صلح و سعادت در «امپراتوری جهانی کورش» زندگی می کردند و همه به زبان شیرین <strong>پارسی باستان</strong> حرف می زدند و ترجمه هم از دنیا ور افتاده بود.</p>
            <p>حالا بر گردیم به سه سالی بعد از جنگ جهانی دوّم که "<strong>سازمان ملل متّحد"ی</strong> هست، و این سازمان، بعد از تجربۀ وحشتناک جنگ و کشته شدن بیش از شصت میلیون از مردم دنیا، می خواهد برای "آزادی ملل" دنیا یک "منشور" تهیه کند. نماینده های هشت کشور، در کمیسیونی با شرکت هجده کشور، به ریاست "الینور"، زن مرحوم "فرانکلین روزولت"، رئیس جمهوری آمریکا، می نشینند و این منشور را تهیه می کنند و اسمش را می گذارند "<strong>اعلامیۀ جهانی حقوق بشر</strong>".</p>
            <p/>
            <p>این اعلامیه به سیصد و هفتاد و پنج زبان بزرگ و کوچک دنیا ترجمه می شود تا همۀ آدمهای روی زمین، صرف نظر از نژاد و تاریخ و زبان و فرهنگ و مذهب، بدانند که در مقام "انسان"چه حقوقی دارند! خوب، حالا که شصت و دو سالی از زمان صدور این اعلامیه می گذرد، به نظر جناب عالی همۀ آن ملّتهایی که این "<strong>منشور آزادی ملل</strong>" یا "<strong>اعلامیۀ جهانی حقوق بشر</strong>" را به زبان خودشان ترجمه کردند، و هر کدامشان برای خودش <strong>قانون اساسی</strong> ثابت یا متغییری دارد، از «<strong>آزادی</strong>" و "<strong>حقوق بشر</strong>" همان معنی و خاصیتی را می فهمد که در کمیسیون "خانم روزولت" به زبان "انگلیسی" مطرح شد؟</p>
            <p>نه، فرزند. چیزهایی قابل ترجمه است که همۀ مردم دنیا آنها را با چشم می بینند و با دست لمس می کنند، مثل نان، خربوزه، آب، علف،  نه چیزهایی مثل آزادی، حقوق بشر، مردم سالاری، یا قانون اساسی که در هرجایی و در هر دوره ای معنی و خاصیتش بامال جاهای دیگر فرق می کند و مال هیچ جا برای جای دیگر قابل ترجمه نیست.»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-04-02:3940015</id>
      <dc:identifier>3940015</dc:identifier>
      <updated>2010-04-02T17:10:19+00:00</updated>
      <published>2010-04-02T11:50:28+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«پیر شدن با فضیحت و رسوایی»</title>
      <summary xml:lang="fa">صد و هفتاد و نهمین نامه از لندن؛ به روایت و قلم علیزاده طوسی: «پیر شدن با فضیحت و رسوایی»</summary>
      <dc:subject>نامه ای، از لندن، علیزاده، طوسی، پیر، شدن، فضیحت، رسوایی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/04/100402_l42_letter_from_london179.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2010/04/100402_l42_letter_from_london179.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>فرض کنید یک نفر بیاید به شما بگوید: «از چند تا دوست نزدیکتان بپرسید که برنامۀ دلخواهشان در تلویزیون چه برنامه ای است. اسم آن دوستها و آن برنامهای تلویزیونی را یادداشت کنید. چند روز بعد، در موقع پخش این برنامه ها، هر هفت دقیقه ای یک بار به این دوستها تلفن کنید و آنها را به حرف بگیرید!»</p>
            <p>اوّلاً شما دربارۀ همچین آدمی که یک همچین «دوست آزاری» ای را به شما یاد می دهد، چی فکر می کنید؟ ثانیاً آیا وسوسه می شوید که محضاً لله یک همچین کار خیری را امتحان کنید؟ اگر یادتان باشد، همین دو هفته پیش بود که دربارۀ یک اصطلاح انگلیسی صحبت کردم که معنیش به فارسی تقریباً می شود «<strong>پیر شدن با عزّت و حرمت</strong>» (<em>Growing Old Gracefully</em>).</p>
            <p>شاید باور نکنید و بگویید: این هم یکی از ترفندهای میرزا بنویسی است! امّا نه، حاضرم به هر کی که شما بخواهید، قسم بخورم که عین واقعیت را می گویم. پریروز، توی کتابفروشی بزرگ محلّه داشتم به کتابهای قفسۀ بزرگ «فُکاهه و طنز» نگاه می کردم که چششم افتاد به عنوان یک کتاب که معنیش به فارسی تقریباً می شود «<strong>پیر شدن با فضیحت و رسوایی</strong>» (<em>Growing Old Disgracefully</em>)، از نویسنده ای به اسم «روهان کانداپا» (<em>Rohan Candappa</em>)، نیمیش از سیلان، نیمیش از برمه، و در مجموع بریتانیایی. قضیۀ «دوست آزاری» تلفنی ای هم که نامه را با آن شروع کردم، از نوشته های همین حکیم بزرگوار است.</p>
            <p>تا همین پنجاه سال پیش مردم بریتانیا، مخصوصاً انگلیسیهاشان، هنوز نتوانسته بودند طلسم آداب و تشریفات حُقنه ای عهد ویکتوریا را بشکنند. در آن عهد همه چیز حساب و کتاب داشت. همه چیز، عین فریضه، بر طبق تعلیمات دقیق و «مو لا درزش نرو» ادا می شد. راه رفتن، نشستن، بلند شدن، حرف زدن، ساکت ماندن، نفس کشیدن، خوردن، قضای حاجت کردن... اگر بخواهم همه اش را بگویم، می شود یک طومار به درازی عمر یک آدم! بچّه های اعیان و اشراف توی زندان این آداب و رسوم چنان شکنجه ای می دیدند که وقتی با کالسکه از خیابان رد می شدند، حسرت یک ساعت زندگی بچّه گداهای ولگرد را می کشیدند.</p>
            <p>ده پانزده سال بعد از جنگ جهانی دوّم مردم، مخصوصاً زنها که داشتند از فشار «امر و نهی»ها خفه می شدند، کم کم طلسم «اخلاق و آداب» را شکستند و کار را به جایی رساندند که   فرشته های روی شانۀ چپ آدمها، که کارشان نوشتن گناههای آدمها در نامۀ اعمال آنهاست، از شدّت خستگی جانشان به لب رسید و با التماس و زاری از خدا تقاضای مرخّصی کردند.</p>
            <p>نشان به آن نشانی که هنوز هم مردم این مملکت «عصیانی» هستند و هر چیزی را که خلاف عُرف و سنّت باشد، تحسین می کنند. در یک همچین شرایطی است که این آقای «روهان کانداپا» بوی عقده های کهنۀ مردم به شامّۀ تیزش می خورد و می آید و به آنهایی که مطابق عرف و سنّت دارند «<strong>با عزّت و حرمت پیر می شوند</strong>»، در یکی از «آداب شکن نامه» های خودش می گوید: «باعزّت و حرمت پیر شدن چه لذّت و تفریحی دارد؟ بهترین کار این است که بیایید برای دیدن یک دوره تعلیمات <strong>ضدّ آدابی</strong> و <strong>خلاف نزاکتی</strong> ثبت نام کنید!» و آنوقت «رفتارها»یی را توصیه می کند که با بدترین «شیطنتها»ی بچّه های بی ادب اصلاً قابل مقایسه نیست و ارتکاب آنها را فقط از یک دیوانۀ تمام عیار می شود انتظار داشت. مردم عقده ای اینجا هم کتابهای آقا را می خرند و می خوانند و می خندند، امّا دیوانگی نمی کنند و همچنان با عزّت و حرمت پیر می شوند!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-03-25:3831066</id>
      <dc:identifier>3831066</dc:identifier>
      <updated>2010-03-26T18:56:53+00:00</updated>
      <published>2010-03-25T12:43:37+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«کی حوصلۀ این حرفها را دارد؟»</title>
      <summary xml:lang="fa">صد و هفتاد و هشتمین نامه از لندن؛ به روایت و قلم علیزاده طوسی: «کی حوصلۀ این حرفها را دارد؟»</summary>
      <dc:subject>نامه ای، از لندن، علیزاده، طوسی، حوصله، حرف ها</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/03/100325_l42_letter_from_london178.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2010/03/100325_l42_letter_from_london178.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>من که تا حالا به هیچ ایرانی ای برنخورده ام که اسم خودش مثلاً «عزیزالله سنبلی» باشد، اسم پسرش را هم گذاشته باشد «عزیزالله» که او هم بشود «عزیزالله سنبلی»! آنوقت برای اینکه مردم بتوانند پدر را از پسر تشخیص بدهند، پدر خودش را «عزیزالله سنبلی پدر» یا «عزیزالله سنبلی  بزرگ» معرفی کند و پسرش را «عزیزالله سنبلی پسر» یا «عزیزالله سنبلی کوچک»!</p>
            <p>این کاری است که بعضی از غربیها، ازجمله انگلیسیها و فرانسویها می کنند. مثلاً یک «مارتین لوتر کینگ کوچک» (<strong>
                  <em>Martin Luther King Jr</em>
               </strong>) داشتیم که برای حقوق سیاهپوستهای آمریکا مبارزه می کرد و در سال 1968 کشتندش. اسم پدر او «مارتین لوتر کینگ بزرگ» (<strong>
                  <em>Martin Luther King Sr</em>
               </strong>) بود. «مارتین کوچکه» (<strong>
                  <em>Martin Junior</em>
               </strong>) را همۀ مردم دنیا می شناسند و «مارتین بزرگه» (Martin) انگار اصلاً وجود نداشته است، چه رسد به اینکه «بزرگ» باشد.</p>
            <p/>
            <p>یا مثلاً فرانسه یک «آلکساندر دوما پدر» (<strong>
                  <em>Alexandre Dumas père</em>
               </strong>) دارد که داستانهای تاریخی نوشته است، از جمله «کنت دو مونت کریستو» (Le Comte de Monte-Cristo) و «سه تفنگدار» (<strong>
                  <em>Les Trois Mousquetaires</em>
               </strong>) و آدمی بود عیّاش و ولخرج، نه پابند اخلاق، نه دلسوز جامعه، و داستانهایش هم تخیّلی بود و سرگرم کننده و پولساز، امّا «آلکساندر دوما پسر» (<strong>
                  <em>Alexandre Dumas fils</em>
               </strong>) که «پسر نامشروع» پدرش از یک زن خیّاط بود، آدمی بود اخلاقی، پابند اصول، که در نوشته هاش قصد سرگرم کردن مردم و پول در آوردن نداشت. نویسنده ای بود جدّی، رئالیست، روانشناس و اجتماعی که می خواست عیبهای جامعه را نشان بدهد، و شد بزرگترین نمایشنامه نویس قرن نوزدهم فرانسه و «وردی» (<strong>
                  <em>Verdi</em>
               </strong>)، آهنگساز بزرگ ایتالیایی اوپرای «لا تراویاتا» (<strong>
                  <em>La Traviata</em>
               </strong>) را بر اساس داستان «مادام کاملیا»ی (<strong>
                  <em>La Dame aux camélias</em>
               </strong>) او ساخت، و به همین دلیلها بود که بزرگان علم و ادب فرانسه او را جدّی گرفتند و عضو «فرهنگستان فرانسه» اش کردند.</p>
            <p>چیزی که همیشه برای من معمّا بوده است و هنوز هم حلّ نشده است، این است که آدمهایی مثل پدر «مارتین لوتر کینگ کوچکه» یا پدر «آلکساندر دوما کوچکه» از فرط عشق و علاقه است که اسم خودشان را روی پسرشان می گذارند، یا از فرط خود بینی و خود خواهی و خود پرستی؟ دلشان می خواهد پسرشان که برایش آیندۀ درخشانی آرزو دارند، اسم آنها را زنده نگهدارد؟ یا دلشان می خواهد پسرشان هیچوقت آدم حسابی و با شخصیتی نشود و تا آخر عمرش به او بگویند «پسر فلانی»؟</p>
            <p>البتّه ما ایرانیها هم در اسم گذاری بچّه هامان از این جور «چی بگویم» ها داریم. مثلاً می بینی بقّال سر کوچه ات اسمش «ابواالقاسم» است، یعنی «پدر قاسم». باباش روزی که این بچّه به دنیا آمده است، اسمش را گذاشته است «پدر قاسم». حالا کو تا بزرگ بشود و زن بگیرد و پسری پیدا کند و اسمش را بگذارد «قاسم» و خودش بشود «ابوالقاسم»؟ پس اسم خودش چی؟</p>
            <p>بعد می بینی همین «ابوالقاسم» بزرگ شده است و زن گرفته است و یک پسر دارد و چهار تا دختر و اسم پسرش را گذاشته است «علی اصغر»، یعنی «علی کوچکه». پسر دیگری با اسم «علی اکبر»، یعنی «علی بزرگه» هم نداشته است که چند وقت بعد از به دنیا آمدنِ «علی کوچکه» خدا او را ازش پس گرفته باشد! نه خیر! برای «ابوالقاسم» اسمهایی مثل «علی اصغر» یا «علی اکبر» اسم است. «علی کوچکه» یا «علی بزرگه» نیست. یکی اسم پسرش را می گذارد «افشین» یا «بابک»، او دلش خواسته است اسم پسرش را بگذارد «علی اصغر» یا «علی اکبر». پس آن «ابوالقاسم» هایی که فقط یک پسر دارند و اسم او را می گذارند «اصغر» یا «اکبر» چی؟ کی لازم است بداند که «اصغر» خالی یعنی «کوچکتر» یا «کوچکه» و «اکبر» خالی یعنی «بزرگتر» یا «بزرگه»؟ ای بابا، کی حوصلۀ این حرفها را دارد!</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-03-18:3736342</id>
      <dc:identifier>3736342</dc:identifier>
      <updated>2010-03-19T18:04:23+00:00</updated>
      <published>2010-03-18T12:29:12+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«حیف چهرۀ زیبای اصیل موقّر پیری»</title>
      <summary xml:lang="fa">صد و هفتاد و هفتمین نامه از لندن؛ به روایت و قلم علیزاده طوسی: «حیف چهرۀ زیبای اصیل موقّر پیری»</summary>
      <dc:subject>نامه ای، از لندن، علیزاده، طوسی، چهره، پیری</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/03/100318_l42_letter_from_london_177.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2010/03/100318_l42_letter_from_london_177.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>انگلیسیها به آسانسور می گویند «لیفت» (<strong>
                  <em>Lift</em>
               </strong>). سر راهشان هم اگر دیدند دوستی، آشنایی  کنار خیابان منتظر تاکسی است و نگه داشتند و سوارش کردند، به این کار می گویند «لیفت دادن» (<strong>
                  <em>Give a lift</em>
               </strong>). وقتی هم که یک نفر می رود پیش جراّح پلاستیک که پوست صورتش را بکشد تا به جای مثلا شصت ساله، چهل، چهل و پنج ساله به نظر بیاید، به این کار هم می گویند «فیس لیفت»  (<strong>
                  <em>Face- lift</em>
               </strong>).</p>
            <p>همین انگلیسیها یک اصطلاح هم  دارند که ترجمه ش به فارسی می شود «پیر شدن با عزّت و حرمت»، امّا داشتن همچین اصطلاحی معنیش این نیست که در انگلستان همۀ مردم با عزّت و حرمت پیر می شوند و تا آخر عمر از فقر و نکبت در امان می مانند.</p>
            <p/>
            <p>اینجا هم، نه مثل خیلی از جاهای دنیا، امّا به نسبت خودش، با «مدینۀ فاضله» خیلی فاصله دارد. اینجا هم مثلاً در چلّۀ زمستان، با کمال تأسّف و تعجّب، می شنوی که یک زن و شوهر پیر و علیل و بیکس، چون پول ندارند که شوفاژ یا بخاری گازسوزشان را روشن نگهدارند، و سازمان مراقبت از سالمندان هم به موقع به دادشان نمی رسد، یک شب که سرما به ده درجه زیر سفر می رسد، هر دو می میرند و بوی مرگشان پنج روز بعد به دماغ پلیس می رسد.</p>
            <p/>
            <p>البتّه این اصطلاح انگلیسی «پیر شدن با عزّت و حرمت» در موردهای مختلف به کار می رود. یک موردش همین است که آدم در پیری گرفتار فقر و بیماری نشود و در منجلاب خفّت و نکبت نمیرد. امّا موردی که ذهن مرا به خودش مشغول کرده است، این است که آدم جوانیش را با <strong>عزّت جوانی</strong> زندگی کند، و بعد وارد میانسالی که شد، با <strong>عزّت میانسالی</strong> زندگی را ادامه بدهد، و آنوقت به پیری که رسید، <strong>عزّت پیری</strong> را حرام نکند و با <strong>اصالت و حرمت پیری</strong> از دنیا برود. نمی دانم توانستم منظورم را درست بیان کنم یا نه! بهتر است برای اطمینان یک مثال بزنم. یک هنر پیشه را در نظر بگیرید. هنرپیشه در اصل باید هنر پیشه باشد، چه از همان اوّل خوشگل و دلربا و افسونگر باشد، چه قیافه ای عادّی یا حتّی زشت داشته باشد. حالا اگر به خوشگلی و دلربایی و افسونگری «بریجیت باردو» (<strong>
                  <em>Brigitte Bardot</em>
               </strong>) بود و در جوانی نقش دخترهای خوشگل و دلربا و افسونگر را بازی کرد، نوش جان و گوارای وجودش. امّا اگر بعداز چهل سالگی بازهم خواست بازیگر بماند، باید نقش عوض کند و مثل «کاترین هپبورن» (<strong>
                  <em>Katharine Hepburn</em>
               </strong>) همیشه با چهرۀ سنّ واقعیش در فیلمها ظاهر بشود، از جمله آخرین فیلمش، به اسم «این نمی تواند عشق باشد» (<em>
                  <strong>This Can't Be Love</strong>
               </em>)، که آن را در هشتاد و هفت سالگی با «آنتونی کویین» بازی کرد. یا مثل «بت دیویس» (<strong>
                  <em>Bette Davis</em>
               </strong>)، که در هفتاد و پنج سالگی دچار سرطان پستان شد، یک هفته بعد از عمل سرطان، سکتۀ مغزی هم کرد، و در یک همچین موقعیتی گفت: «<strong>آدمهای بز دل شایستگی پیر شدن ندارند</strong>!» و در هفتاد و نُه سالگی در آخرین فیلمش، «نهنگهای آخر تابستان» (The Whales of August)، در نقش یک پیر زن نابینا، اصالت و حرمت پیری خودش را نشان داد.</p>
            <p>بله، این واقعیت را باید قبول کرد که موها اوّل سیاه یا خرمایی یا بور است، بعد کم کم سفید  می شود. صورت اوّل صاف و شاداب است، مثل برگ گل. بعد کم کم پر از چین و چروک می شود. گردن و زیر گلو کشیده و لطیف است، عین سینۀ قو. بعد کم کم... خوب، بقیه اش را هم خودتان خوب می دانید، و خلاصه، این تغییرات همین طور ادامه دارد و دارد تا اینکه بالاخره آدم به کمال می رسد و صاحب چهرۀ با اصالت و حرمت پیری می شود. خوب، با این حساب حیف نیست که آدم این چهرۀ زیبای اصیل موقّر را با عمل «فیس لیفت» خراب بکند؟</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-03-12:3655223</id>
      <dc:identifier>3655223</dc:identifier>
      <updated>2010-03-12T14:49:04+00:00</updated>
      <published>2010-03-12T12:49:39+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«اوزوم، عنب، انگور!»</title>
      <summary xml:lang="fa">صد و هفتاد ششمین نامه از لندن؛ به روایت و قلم علیزاده طوسی: «اوزوم، عنب، انگور!»</summary>
      <dc:subject>نامه ای، از لندن، علیزاده، طوسی، لیبیدوکراسی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/03/100312_l13_letter_from_london_176.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2010/03/100312_l13_letter_from_london_176.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p/>
            <p>در داستان «اوزوم، عَنَب، انگورِ» مولوی، همان طور که می دانید، یک نفر معلوم نیست یکدفعه از کجا پیدایش می شود و معلوم هم نیست که این یک نفر چه طور یکدفعه به چهار نفر بر   می خورد که یکیشان <strong>ترُک</strong> است، یکیشان <strong>عرب</strong>، یکیشان<strong> فارس</strong>، و یکیشان <strong>رومی</strong>، و آنوقت همین آدم معلوم نیست چرا یکی یک درم به این چهار نفر می دهد و خودش یکدفعه غیبش می زند. آنوقت <strong>عربه</strong> با خوشحالی می گوید: «من این یک درم را می دهم <strong>عنب</strong> می خرم!»</p>
            <p/>
            <p>آنوقت <strong>تُرکه</strong> که عربی سرش نمی شود، قدرتی خدا می گوید: «نه خیر! من <strong>عنب</strong> نمی خواهم، <strong>اوزوم </strong>می خواهم!» و حالا <strong>فارسه</strong> که نه عربی سرش می شود، نه ترکی، قدرتی خدا می گوید: «نه خیر! من نه <strong>عنب</strong> می خواهم، نه او<strong>زوم</strong>! <strong>انگور</strong> می خواهم!» خلاصه هر سه تاشان، چون زبان همدیگر را نمی فهمند و معلوم نیست اصلاً چه رابطه ای با هم دارند، خیلی راحت سر میوۀ دلخواهشان با هم دعواشان می شود، و به قول حضرت مولانا: «مشت بر هم می‌زنند از ابلهی/چون پُرند از <strong>جهل</strong> و از <strong>دانش</strong> تهی!» و آنوقت چهارمی که رومی یا «غربی» (1) باشد، و لابد در «مدرسۀ السنۀ شرقیه» عربی و ترکی و فارسی را فوت آب شده است، به پُر بودنِ تُرک و عرب و فارس از <strong>جهل</strong> و تهی بودنشان از <strong>دانش</strong> پی می برد، و لابد به هر کدام از آنها به زبان خودِ او می گوید: «یک درمت را بده، من، می روم همان میوه ای را که می خواهی برایت می خرم!» و با این حکمت جنگ و تفرقه می خوابد و دوستی و اتّحاد حکمفرما   می شود!</p>
            <p>از داستان حضرت مولانا با صد آفرین و از نتیجه گیری او با هزار آفرین می گذرم، و از این داستان این طور نتیجه می گیرم که آن «میوه» ای که بعضیها ازش «آب غوره» و «سرکه» می گیرند و بعضیها باش «شیره» و «شراب» درست می کنند، «حقیقت» است که هر فرقه ای، یا در واقع هر آدمیزادی، آن را یک جور می شناسد.</p>
            <p>قضیه از این قرار است که توی یک برنامۀ تلویزیونی، برای سه تا صاحبنظر و یک مشت «حضّار محترم» این سؤال را مطرح می کنند که: «آیا مهاجرها ارزشهای بریتانیایی را نابود می کنند؟» و همینکه بحث گرم می شود و اظهار نظر دور می گیرد، موضوع «ارزشهای مسیحی» به میان می آید و کم کم می فهمی که اعتبار «ارزشهای بریتانیایی» با «ارزشهای مسیحی» در هم جوشیده است و معجونی ساخته است که در هیچ جای دنیا پیدا نمی شود و ارزشهای هر ملیت و هر مذهبی را باید با «ارزشهای بریتانیاییِ مسیحی» سنجید و ضعفها و عیبها و نقصها و بدیهای آن را پیدا کرد و بر بام فلک اعلام کرد تا دیگران به خود بیایند و از راه «ضَلالت» برگردند و راه «فلاح» در پیش گیرند.</p>
            <p/>
            <p>سه تا صاحبنظر این معرکۀ تلویزیونی عبارت بودند از یک خانم عضو شورای کلیسای اسقفی بریتانیا، یک خانم کشیش مأمور در دانشکدۀ مد و زیبایی، و یک آقای مدافع حقوق بشر در عالم! یادم می آید که خلاصۀ حرفهای خانم اوّلی این بود که: «مهاجرهای غیرمسیحی ارزشهای بریتانیایی را نابود می کنند، مخصوصاً مهاجرهای مسلمان!» و خلاصۀ حرفهای خانم دوّمی این بود که: «ما بریتانیاییها خودمان داریم با بی اعتنائی به کلیسا ارزشهای مسیحیمان را نابود می کنیم!» و خلاصۀ حرفهای «حضّار محترم» این بود که: «چی بگوییم که هم خدا را خوش بیاید، هم بندۀ خدا را؟»</p>
            <p>و امّا خلاصۀ حرفهای آن آقای حقوق بشری این بود که: «<strong>ارزشهای انسانی نه ملّی است، نه مذهبی، جهانی است و بشری!</strong>»  با اینکه «حضّار محترم» خیلی هم برایش کف زدند، بیچاره مثل همۀ «حقوق بشری» های همه جای دنیا، ده به یک، در اقلیت ماند.</p>
            <p>___________________________________________________________________</p>
            <p>1- در حکایت مثنوی مولوی «چهارمی» هم که «رومی» باشد، دست کمی از آن سه تای دیگر ندارد و میوه ای که   می خواهد «استافیل» است، و استافیل (σταφύλι =(stafíli  به زبان «یونانی» یعنی «انگور». نویسنده به حکم  شیطنت در طنز با اندک تغییری در حکایت مولوی، چهارمی را از قلم انداخت و وظیفۀ صلح دادن را به «رومی» واگذار کرد که مولوی دربارۀ او می گوید: «صاحب سّری، عزیزی صد زبان/ گر بُدی آنجا، بدادی صلحشان؛ / پس بگفتی او که من زاین یک درم/ آرزوی جمله‌تان را می‌دهم!»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-03-05:3552051</id>
      <dc:identifier>3552051</dc:identifier>
      <updated>2010-03-05T16:58:37+00:00</updated>
      <published>2010-03-05T11:10:20+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«لیبیدوکراسی»</title>
      <summary xml:lang="fa">صد و هفتاد پنجمین نامه از لندن؛ به روایت و قلم علیزاده طوسی: «لیبیدوکراسی»</summary>
      <dc:subject>نامه ای، از لندن، علیزاده، طوسی، لیبیدوکراسی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/03/100305_l42_letter_from_london175.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2010/03/100305_l42_letter_from_london175.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>به نظر من عصر ما، یعنی عصر اینترنت، یا عصر ارتباط آنی همۀ آدمهای دنیا، درخشان ترین عصر تاریخ آدمیت است. هر کس هستی، باش. آن قدر پول داری که یک کامپیوتر بخری، بگذاری روی میزت؟ پس یک وبلاگ هم راه بینداز، بنشین و هرچه دلت می خواهد بریز آن تو و دیگر هیچ خدایی را بنده نباش، و هیچ اربابی را رعیت، و هیچ استادی را شاگرد!</p>
            <p>خوب، وقتی می بینی توی این دنیای بی صاحب ماندۀ هرکی به هرکیِ هیچّی به هیچّی، هر کس که برای دلِ تنگش یک دهن می خواهد به پهنای فلک، اینترنت بی معطّلی تقدیمش می کند، و او بدون اینکه ذرّه ای فشار به حنجره اش بیاورد، می تواند آناً صداش را به چشم و گوش همۀ آدمهای دنیا برساند، واقعاً از خوشحالی بال در می آوری، هرچند که دلت نخواهد از گوشۀ اتاقت به جایی از این دنیای بی صاحب ماندۀ هرکی به هرکیِ هیچّی به هیچّی پرواز کنی.</p>
            <p/>
            <p>دلت می خواهد شعر بگویی؟ خوب، بگو! اینترنت هست، نمی گذارد هیچکس جلوت را بگیرد. می گویی تا حالا هیچوقت شعر نگفته ای؟ باشد. شعر که شنا کردن نیست که مربّی و تمرین بخواهد و اگر کسی شنا یاد نگرفته خودش را بیندازد توی دریا، غرق بشود! دیگر گذشت آن دوره ای که «حافظ شیرازی» تا نمی رفت در زبان و ادبیات فارسی و عربی استاد بشود، و از علم و فلسفۀ زمان خودش سر در بیاورد، و همۀ دیوانهای بزرگترین شاعرهای چهار قرن پیش از خودش را با دقّت بخواند، و به رمزهای زبانی و هنری آنها پی ببرد، «لسان الغیب» نمی شد، و گذشت آن دوره ای که شاعر عصر جدید باید حدّ اقلّ یک زبان معتبر جهانی، مثل انگلیسی، یا فرانسوی، یا آلمانی، را خوب یاد می گرفت تا دری از فکر و هنر و ادبیات و فرهنگ جهانی به رویش باز بشود، و با«ده قرن» زبان و ادبیات فارسی هم همان کاری را می کرد که حافظ شیرازی با «چهار قرن» آن کرده بود.</p>
            <p/>
            <p>حالا دیگر «اینترنت» بیچاره هست و هر تقصیری را به گردن می گیرد و هر سدّی را از جلو دست و پای آدمهای آرزومند بر می دارد. بله، اینترنت همان «چراغ جادو» است و شما هم «علاءالدّین» هستید. شعر گفتن که هیچ! فلسفه، تاریخ، جامعه شناسی، نقد ادبی، همه چیز! هر چیز و همه چیز!</p>
            <p/>
            <p>لابد آنهایی که یادشان هست که یک سال و اندی پیش در نامۀ «اینترنت، دامت خدماته!» چه ستایشی از اینترنت کرده بودم، خیال می کنند حالا عقیده ام دربارۀ قدرت و عظمت آن عوض شده است! نه خیر. به نور چراغ حقیقت قسم می خورم که ایمانم به قدرت و عظمت اینترنت صد برابر شده است. یادم می آید که آن نامه را با الهام از «دیکتاتوری پارلمانی» نوشته بودم. امّا چیزی که برای این نامه به من الهام بخشیده است «دموکراسی اینترنتی» است. در این دموکراسی هر «سایتدار» و «وبلاگدار»ی حقّ دارد که خودش را نه فقط فردوسی و سعدی و حافظ معاصر، بلکه رَبّ النّوع و رَبة النّوع هنر و ادبیات و علم و فلسفه و همه چیز معاصر بداند. باور نمی کنید؟ پس معلوم می شود که غیر از «سایت» یا «وبلاگ» خودتان، به سایت یا وبلاگ هیچکس دیگر سر نمی زنید. اقّلاً روی این یک نظری که برایتان رسیده است، تیک کنید. نوشته است: «ای وَل، خیلی زیبا و قشنگ بود. حال کردم. برات آرزوی موفقیت می کنم. به سایت ما هم سر بزن. نظر یادت نرود!»</p>
            <p>یکدفعه فکر نکنید که «نظر» یعنی مثلاً یک نقد اصولی و علمی و منطقی دربارۀ شعر آقا یا خانم «سایتدار» یا «وبلاگدار»! نه خیر. الگوی نظر همین چیزی است که برای شعر شما رسیده است.</p>
            <p>من اسم این «دموکراسی اینترنتی» را گذاشته ام «لیبیدوکراسی» (Libidocracy) و توضیحی هم برایش ندارم. «لیبیدو»ی آن مال «فروید» است و «کراسی» آن مال یونانیهای دو هزار و پانصد سال پیش.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-02-26:3463720</id>
      <dc:identifier>3463720</dc:identifier>
      <updated>2010-02-26T18:57:00+00:00</updated>
      <published>2010-02-26T18:02:59+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">«بفرمایید، تعارف نکنید، خانه خانۀ خودتان است!»</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن 174 </summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن171</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/02/100226_letterfromlondon_174.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2010/02/100226_letterfromlondon_174.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>«<strong>هیچ جا خانۀ خودِ آدم نمی شود</strong>». عین این ضرب المثل فارسی را انگلیسیها هم دارند. آنها می گویند: «<strong>
                  <em>There is no place like home</em>
               </strong>»، که ترجمۀ تحت اللّفظیش می شود: «هیچ جا پیدا نمی شود مثل خانه».</p>
            <p>اصطلاح «<strong>
                  <em>to feel at home</em>
               </strong>» را هم دارند که معنیش «راحت بودن» است، امّا ترجمۀ تحت اللّفظیش می شود: «احساس در خانۀ خود بودن کردن». البتّه انگلیسیها به «وطن» یا «میهن» هم می گویند «<strong>
                  <em>home</em>
               </strong>»، که همان «خانه» است. در بعضی از خانه ها هم به یک یا چند تا اتاق خواب اضافۀ مخصوص «مهمان» می گویند «اتاق مهمان» که با «مهمانخانه» یا «اتاق مهمانخانه» در خانۀ ما ایرانیها فرق دارد.</p>
            <p>نمی دانم «خانۀ» ما با «<strong>
                  <em>home</em>
               </strong>» انگلیسیها چه فرقی داشت که در «خانۀ» ما هیچکس «احساس راحت بودن» نمی کرد، نه پدر و مادر، نه ما بچّه ها!</p>
            <p/>
            <p>لابد پیش خودتان می گویید: «باز یارو شروع کرد به انگلیسی درس دادن!» و من خدمتتان عرض می کنم که نه خیر! اختیار دارید! فقط می خواستم ذهن شریفتان را برای یک مقایسۀ ساده آماده بکنم. آخر من بچّۀ آن نسلی هستم که به «اتاق نشیمن» خانه، که انگلیسیها به آن می گویند «<strong>
                  <em>sitting</em>
               </strong>
               <em>
                  <strong>room</strong>
               </em>»، می گفتند «مهمانخانه»، که درش برای اهل خانه همیشه بسته بود تا مهمان بیاید، یعنی یک  آدم ظاهراً آشنای باطناً غریبه ای که ازش واقعاً و حسابی رودربایستی داشتند.</p>
            <p/>
            <p>و آنوقت به اتاقی می گفتند «اتاق نشیمن» که درش همیشه به روی مهمان بسته بود و اگر، خدا نکرده، نگاه مهمان به توی آن می افتاد، صاحبخانه از خجالت می خواست زمین دهن باز کند و او را ببلعد. قضیۀ «چشم نامحرم» و «روی ناموس» آدم نبود که بشود با چند تا «استغفر الله» گناهش را دور کرد.</p>
            <p>یادم می آید، تازه که به انگلستان کوچ کرده بودیم، یکی از خانمهای آشنا با بورس تحصیلی آمده بود لندن و در خانۀ یک خانوادۀ انگلیسی اقامت کرده بود.</p>
            <p>شمارۀ تلفن ما را داشت. زنگ زد و با صدایی که از نازکی غم غربت داشت ترک می خورد، از من خواست که به دیدنش بروم و رفتم و به زخمهای غربت چند روزه اش مرهم آشنایی زدم و وقتی خواستم خدا حافظی کنم، آقای صاحبخانه که در اتاق نشیمن باش آشنا شده بودم و با چایی و بیسکویت از من پذیرایی کرده بود، آمد بیرون و مرا تا ایستگاه ترن همراهی کرد و با عذر خواهی از من خواست که به این خانم هموطنم بگویم: «لطفاً صبحها برای صرف  صبحانه با روب دو شامبر سر میز نیایید، چون ما رسممان این است که درست لباس بپوشیم، بیاییم سر میز!»</p>
            <p/>
            <p>بله، این انگلیسیها با همۀ عیبهای کوچک و بزرگی که دارند، خیلی از رسمهاشان با خیلی از رسمهای ما فرق می کند. مثلاً هر وقت از خانه بیرون می آیند، بهترین لباسهاشان را می پوشند، یعنی انگار هر روز عید است، و هر جا که دارند می روند، مهمانی است و همیشه و برای همه می خواهند پُز بدهند. یادم می آید خدا بیامرز مادرم وقتی مرحوم شد و خواهرهایم صندوق لباسش را باز کردند، تویش چند تایی پیراهن بود که من هیچوقت به تن مادرم ندیده بودم.</p>
            <p>فکر می کنم لابد هیچوقت مهمانی به سراغ ما نیامده بود که قابل دید نِ آن پیراهنها باشد. امّا از حقّ نگذرم، درِ «اتاق مهمانخانه» که همان «اتاق نشیمن» انگلیسیها باشد، در ماه چند باری باز می شد، ظرفهای «چینی  مرغی» و قاشق و چنگالهای «ورشو» و تنگ و لیوانهای بلور و سفره رومیزی گلدار از صندوق در می آمد. راستی، انگلیسیها به «صندوق» و «سینۀ آدم»، هر دو، می گویند «<strong>
                  <em>chest</em>
               </strong>» !</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2010-02-19:3375017</id>
      <dc:identifier>3375017</dc:identifier>
      <updated>2010-02-19T18:43:20+00:00</updated>
      <published>2010-02-19T17:30:19+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">"از لندن به شاه عبدالعظیم"</title>
      <summary xml:lang="fa">نامه ای از لندن 171 </summary>
      <dc:subject>نامه ای از لندن171</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/02/100219_l12_letterfromlondon173.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2010/02/100219_l12_letterfromlondon173.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2008/10/081024letter106.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">علیزاده طوسی</p>
                  <p class="role"/>
               </div>
            </div>
            <p>من نمی گویم که انگلیسیها اهل «تعارف» نیستند. هستند، خیلی هم هستند. امّا برای اینکه دلشان می خواهد با همۀ آدمهای دنیا «<strong>روابط سودمند»</strong> داشته باشند، زبانشان را حسابی توی «آب تعارف» شسته اند و توی «آفتاب نزاکت» خشکش کرده اند.</p>
            <p>این برایشان یک «قاعده» است. استثنایش مال آن وقتی است که خودشان خواسته باشند به همدیگر «<strong>تعارف تو خالی»</strong> بکنند. مثلاً یک انگلیسی توی خیابان به همکارش بگوید: «راستی چرا یک شب با خانمت شام نمی آیی خانۀ ما؟» و همکارش بگوید: «اتّفاقاً خیلی خوشحال می شویم. هر وقت بگویی با سر می آییم! مثلا همین شنبه چه طور است؟» و آنوقت طرف جا بخورد و از «دعوت الکی» خودش پشیمان بشود و رنگش بپرد و به تته پته بیفتد و پیش از آنکه توی تنگنای رودربایستی و خجالت غش بکند، به همکارش بگوید: «باشد. به خانمم بگویم، ببینم کی برایش مناسب است، خبرت می کنم!» بله، انگلیسیها به این جور تعارف می گویند: «دعوت خالی از صداقت»، و تقریباً همان چیزی است که ما به ش می گوییم: «تعارف شاه   عبد العظیمی».</p>
            <p/>
            <p>در لندن با عیال رفته بودم فروشگاه، می خواست بلوزی که هفتۀ پیش خریده بود، پس بدهد، یک شماره بزرگتر بگیرد. درد کمر به کنار، پاهایم به اندازه ای خواب رفته بود که نمی توانستم وایستم یا قدم از قدم بردارم. گفتم: «تو برو، بلوزت را پس بده، من این بغل یک صندلی هست، می نشینم تا بیایی.»</p>
            <p/>
            <p>دیده بودم که آن بغل یک صندلی هست، امّا تا عیال رفت و من رفتم روی آن صندلی بنشینم،  دیدم یک آقای میانه سال، با صورت آشنایی که می توانست یکی از قوم و خویشهای خودم باشد، روی آن صندلی لم داده است و دستهایش را با خیال راحت روی شکمش گذاشته است.</p>
            <p>ناچار رفتم کنار دیوار، روی عصا تا کمر خم شدم تا پاهایم را با التماس از خواب بیدار کنم، امّا راستش نتوانستم از آن آقا که صندلی مرا غصب کرده بود، چشم بردارم. همینکه چشمهایش افتاد توی چشمهای بیچاره و حیران من، به زبان شیرین فارسی و با لهجۀ غلیظ تهرانی گفت: «بفرما بنشین، پدر!»</p>
            <p>خوشحال شدم که «فرزند» به من بفرما می زند، امّا دیدم از جایش تکان نمی خورد. من هم با لهجۀ غلیظ تهرانی گفتم: «خواهش می کنم راحت باشید!» که البتّه آقا خیلی هم راحت بود و از جاش هم تکان نخورد و بفرما زدنش هم شاید برای این بود که به من بگوید از قیافه ام فهمیده است که ایرانی هستم، یا برای این بود که تعارفش را کرده باشد تا وظیفۀ اخلاقیش را انجام داده باشد و پیش وجدانش رو سفید بماند.</p>
            <p/>
            <p>در همین لحظه بود که از لندن رفتم به «شاه عبدالعظیم» صد سال پیش و دیدم که یک «شاه عبدالعظیمی» دم غروب به رفیق تهرانیش که دارد سوار درشکه می شود، برگردد به  تهران، می گوید: «حالا شب را پیش ما می ماندید!»</p>
            <p>ده دقیقه ای طول کشید تا عیال برگشت و دید من وایستاده ام و عذاب می کشم و آن آقای میانه سال راحت روی صندلی نشسته است و عین خیالش نیست. با زدنِ انگشت سبّابه به دماغم و گذاشتن همان انگشت روی لبهایم عیال را از ابراز احساسات تلخ به زبان شیرین فارسی منع کردم و راه افتادیم. فقط وقتی از کنار آن آقای میانه سال رد می شدیم، وایستادم و با خوشرویی گفتم: «فرزند، این انگلیسیها هم تعارفهای شاه عبدالعظیمی زیاد می کنند، امّا در یک همچین موقعی همیشه دیده ام اوّل، بدون معطّلی، از روی صندلی بر می خیزند، می روند کنار می ایستند و بعد با یک لبخند احترام آمیز می گویند: بیایید بنشینید.»</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-02-25:30382361</id>
      <dc:identifier>30382361</dc:identifier>
      <updated>2014-02-25T15:07:51+00:00</updated>
      <published>2014-02-25T11:24:22+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی اوکراین</title>
      <summary xml:lang="fa">اوکراین پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ به استقلال رسید. از آن زمان تا به امروز بین برقراری رابطه ای نزدیکتر با اروپای غربی و از سوی دیگر همسوئی با روسیه که بخش اعظم انرژی مورد نیاز آن را تامین می کند در نوسان بوده است.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی اوکراین</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/02/140225_l51_ukraine_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2014/02/140225_l51_ukraine_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/02/25/140225120211_1_144x81_d_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/02/25/140225120211_1_144x81_d_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/02/25/140225120211_1_144x81_d_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/02/25/140225120211_1_144x81_d_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی اوکراین</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/02/25/140225114510_ukraine_map_persian_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>اوکراین پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ به استقلال رسید. از آن زمان تا به امروز بین برقراری رابطه ای نزدیکتر با اروپای غربی و از سوی دیگر همسوئی با روسیه که بخش اعظم انرژی مورد نیاز آن را تامین می کند در نوسان بوده است.</p>
            <p>اوکراین از نظر مساحت دومین کشور بزرگ اروپاست که دشت های گسترده و باروری برای کشاورزی و در بخشهای شرقی کشور چندین مجموعه متمرکز صنعتی دارد. با وجودیکه ریشه های تاریخی اوکراین و روسیه قرابت فراوانی دارند، بخش غربی این کشور خود را به همسایگان اروپایی اش و به خصوص لهستان نزدیک احساس می کند و احساسات ملی گرایی در این بخش نیرومند تر است.</p>
            <p>یک اقلیت چشمگیر از مردم اوکراین روس تبار اند و یا زبان اصلی آنها روسی است. نفوذ روسیه در مراکز صنعتی در شرق کشور و در منطقه کریمه، جمهوری خودمختاری در حاشیه دریای سیاه که تا سال ۱۹۵۴ بخشی از روسیه بود، قوی تر است. ناوگان نیروی دریایی روسیه در دریای سیاه بنادر کریمه مستقر است.</p>
            <p>منطقه کریمه در عین حال سرزمین تاتارهای کریمه است که استالین آنها را به همکاری به آلمان نازی متهم کرده و در پایان جنگ جهانی دوم به آسیای میانه تبعید کرد. از دهه ۱۹۸۰ میلادی بیش از ۲۵۰ هزار نفر از این اقلیت قومی به زادگاه پدران خود در کریمه بازگشته اند.</p>
            <p>در سالهای ۱۹۳۲ و ۱۹۳۳ برنامه های استالین برای اشتراکی کردن اجباری مزارع کشاورزی باعث قحطی شدید و مرگ میلیون‌ها نفر در اوکراین شد که همواره سرزمین اصلی تولید غلات برای اتحاد جماهیر شوروی بوده است. حزب کمونیست و رهبری اتحاد شوروی فقط در دهه های پایانی عمر خود به ابعاد گسترده مصائب مردم اوکراین اعتراف کرد.</p>
            <p>در سال ۱۹۸۶ فاجعه در نیروگاه هسته ای چرنوبیل در خاک اوکراین تمام دنیا را هراسان کرد. حدود هشت درصد از قلمرو اوکراین و بخشی از خاک جمهوری همسایه بلاروس، به مواد رادیواکتیو آلوده شد و میلیونها نفر از پیامدهای این فاجعه به اشکال مختلف زیان دیده اند.</p>
            <h3>استقلال</h3>
            <p/>
در دوران حکومت لئونید کراوچوک اولین رئیس جمهور پس از استقلال اوکراین، اقتصاد این کشور رو به زوال گذاشت و تورم غیرقابل کنترلی کشور را در برگرفت. لئونید کوچما جانشین وی توانست تا حدی اقتصاد کشور را احیا کند ولی به دادن امتیازهای اقتصادی بسیار زیادی به روسیه متهم شد.
<p>به خاطر کنترل دولت بر رسانه ها، محدود کردن آزادی بیان، اعمال نفود در نهادهای سیاسی و فساد اداری مخالفت با حکومت لئونید کوچما افزایش یافت. اقدام دولت وی برای تقلب در انتخابات سال ۲۰۰۴ به یک جنبش اعتراضی گسترده انجامید که به خاطر رنگ نمادین گروه اصلی مخالف دولت اصطلاحا "انقلاب نارنجی" نام گرفت.</p>
            <h3>انقلاب نارنجی</h3>
            <p>اعتراضات گسترده، شورش رسانه های دولتی علیه حکومت و از هم پاشیدن دولت ائتلافی حاکم در نهایت به برگزاری مجدد انتخابات با وساطت اتحادیه اروپا منجر شد.</p>
            <p>یک ائتلاف شکننده از نیروهای مخالف لئونید کوچما حول رهبری ویکتور یوشچنکو، نخست وزیر سابق که در انتخابات به مقام ریاست جمهوری رسید، دولت را در دست گرفت.</p>
            <p>ویکتور یوشچنکو توانست برخی از اصلاحات دمکراتیک را به اجرا بگذارد ولی به خاطر وجود اختلاف نظر در افکار عمومی کشور و عدم تمایل غرب به تحریک روسیه، اقدامات مربوط به نزدیکی به اتحادیه اروپا و پیمان نظامی ناتو بسیار کند شد.</p>
            <p>رقابت های ویکتور یوشچنکو و نخست وزیرش یولیا تیموشنکو به یک رویارویی شدید بدل شد و دولت تحت ریاست آنها نتوانست با پیامدهای بحران اقتصادی جهانی که از سال ۲۰۰۸ شروع شد به خوبی مقابله کند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/02/22/140222122823_tymoshenko_304x171_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">خانم تیموشنکو که به هفت سال زندان محکوم شده بود، در ماه فوریه ۲۰۱۴ از زندان آزاد شد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>ویکتور یانوکوویچ از مخالفان آنها در "انقلاب نارنجی" در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۰ به پیروزی رسید. او با سرعت سیاست خارجی و اقتصاد کشور را به سمت رابطه ای نزدیک تر با روسیه تغییر داد، آزادی بیان و مطبوعات را به شدت محدود کرد و تعدادی از مخالفان خود از جمله یولیا تیموشنکو را پس از محاکماتی که به اعتقاد منتقدان انگیزه های سیاسی داشتند روانه زندان کرد.</p>
            <p>خانم تیموشنکو که به هفت سال زندان محکوم شده بود، در ماه فوریه ۲۰۱۴ از زندان آزاد شد.</p>
            <p>هر چند امروزه حجم مبادلات بازرگانی اوکراین با کشورهای عضو اتحادیه اروپا از معاملات آن با روسیه بیشتر است هنوز هم روسیه بزرگترین شریک تجاری اوکراین محسوب می شود. اوکراین برای گاز مورد نیاز خود به شدت به روسیه وابسته است و این کشور مسیر عبور خط لوله انتقال گاز روسیه به اروپاست.</p>
            <p>در سال ۲۰۰۶ روسیه برای مدتی گاز صادراتی خود را به اوکراین قطع کرد که در میان کشورهای اروپایی نیز نگرانی شدید ایجاد نمود. پس از آن اوکراین مجبور شد برای گاز روسیه بهایی دو برابر قیمت قبلی بپردازد.</p>
            <p>وابستگی شدید اقتصاد اوکراین به صادرات آهن این کشور را در برابر پیامدهای بحران اقتصادی سالهای اخیر بسیار آسیب پذیر کرد. در سال ۲۰۰۸ صندوق بین المللی پول یک وام ۱۶ میلیارد دلاری به اوکراین را تصویب کرد. در سال ۲۰۱۰ نیز بانک جهانی اعطای یک وام ۱۵ میلیارد دلاری به اوکراین را تصویب کرد ولی مدتی بعد این وام به خاطر عدم اجرای اصلاحات مالی و عملی نکردن سایر شروط آن معلق شد.</p>
            <p>اقدامات اخیر برای رسیدن به نوعی توافق با اتحادیه اروپا که می توان آن را زمینه سازی برای پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا قلمداد کرد باعث خشم روسیه شد. تصمیم دولت اوکراین برای کنار گذاشتن این توافق و عدم پیشرفت مذاکرات با اتحادیه اروپا باعث شد که در نوامبر سال ۲۰۱۳ معترضان به خیابان بیایند.</p>
            <br/>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>نگاه کلی</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/02/25/140225101501_lenin_statue_in_kharkiv_ukraine_304x171_afp_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">مجسمه لنین در خارکوف، دومین شهر بزرگ اوکراین</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>
               <strong/>
            </p>
            <p>
               <strong>جمعیت</strong>: ۴۴.۹ میلیون نفر (سازمان ملل متحد ۲۰۱۲)<br/>
               <strong>پایتخت</strong>: کیف<br/>
               <strong>مساحت:</strong> ۶۰۳۷۰۰ کیلومتر مربع<br/>
               <strong>زبان اکثریت</strong>: اوکراینی (رسمی)، روسی<br/>
               <strong>دین اکثریت</strong>: مسیحیت<br/>
               <strong>امید به زندگی</strong>: ۶۴ سال (مردان)، ۷۵ سال (زنان) (منبع سازمان ملل متحد)<br/>
               <strong>واحد پول:</strong> ۱ هریونایا برابر ۱۰۰ کوپیکاس<br/>
               <strong>صادرات اصلی</strong>: فلزات، سلاح و تجهیزات نظامی، ماشین آلات، فرآورده‌های نفتی، پارچه، محصولات کشاورزی<br/>
               <strong>سرانه درآمد ناخالص ملی:</strong> ۳۱۳۰ دلار (منبع: بانک جهانی ۲۰۱۱)<br/>
               <strong>نشانه اینترنتی:</strong> ua.<br/>
               <strong>کد تلفن بین المللی:</strong> ۳۸۰+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>ویکتور یانوکویچ، رئیس جمهور برکنار شده</h3>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/02/24/140224143117_viktor_yanukovych_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p/>
            <p>ویکتور یانوکویچ در دومین دور از رای گیری‌های انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۰ با کسب حدود ۳.۵ درصد رای بیشتر از یولیا تیموشنکو نخست وزیر وقت، به پیروزی رسید.</p>
            <p>وی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۰۵-۲۰۰۴ که پس از حوادث موسوم به "انقلاب نارنجی" برگزار شد شکست سختی خورده بود. ولی در سال ۲۰۰۷ توانست باری دیگر به حزب تحت رهبری خود به نام حزب منطقه ای تحرک جدیدی داده و به اتکا آن به مقام نخست وزیری برسد.</p>
            <p>او در سالهای بعد توانست از بروز اختلاف شدید بین یوشچنکو و نخست وزیرش خانم تیموشنکو بهره برداری کرده و با استفاده از نارضایتی عمومی به خاطر پیامدهای بحران اقتصادی جهانی در اوکراین توانست در سال ۲۰۱۰ در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی برسد.</p>
            <p>وی متولد سال ۱۹۵۰ در یک شهر صنعتی کوچک در نواحی شرقی اوکراین است. در دوران نوجوانی و جوانی به خاطر جرائم خشونت آمیز زندانی شده بود. در سالهای پایانی حکومت شوروی در مدیریت صنایع و امور محلی به سطوح عالی رسید و در سال ۱۹۹۷ رییس شورای محلی منطقه دونتسک شد.</p>
            <p>در ادامه این اعتراضات مداوم که به خشونت کشیده شد دولت آقای یانوکویچ عملا اقتدار و مشروعیت خود را از دست داد. پارلمان اوکراین روز بیست و یک فوریه وی را از مقام ریاست جمهوری برکنار کرد. وی روز بعد از کاخ ریاست جمهوری و شهر کیف گریخت. دولت موقت اوکراین حکم بازداشت وی را صادر کرده است.</p>
            <h3>الکساندر تورچینف، رئیس جمهور موقت</h3>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/04/23/120423125213_turchynov_olexander_304x171_unian.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="UNIAN"/>
            </div>
            <p/>
            <p>الکساندر تورچینف متحد و نزدیکترین فرد به یولیا تیموشنکو نخست وزیر سابق اوکراین تلقی می شود که توسط رئیس جمهور برکنار شده این کشور زندانی شد و در جریان اعتراضات سال ۲۰۱۴ در ماه فوریه از زندان آزاد شد.</p>
            <p>الکساندر تورچینف، معاون رهبر حزب میهن است و سابقه فعالیت های سیاسی وی که در همکاری نزدیک با خانم تیموشنکو بوده به اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی بازمی گردد. مناسبات و همکاری این دو سیاستمدار به حدی نزدیک است که برخی از مدافعان دمکراسی در اوکراین نگران هستند که به قدرت رسیدن الکساندر تورچینف ممکن است وسیله ای شود برای بازگشت خانم تیموشنکو به رهبری سیاسی این کشور.</p>
            <p>الکساندر تورچینف از زمان آغاز اعتراضات گسترده علیه دولت و یکتور یانوکویچ در نوامبر ۲۰۱۳ در این حرکات نقش مهمی ایفا کرده است هر چند فعالیت های وی شکل علنی نداشتند. در اوایل ماه فوریه دادستانی اوکراین وی را به اتهام مشارکت در سازماندهی " گروههای دفاع از خود " که معمولا با نیروهای پلیس درگیر می شدند ، مورد بازجویی قرار داد.</p>
            <p>پس از سقوط ویکتور یانوکویچ پارلمان اوکراین ابتدا الکساندر تورچینف را به عنوان رئیس پارلمان و نخست وزیرموقت کشور معرفی کرد و پس از رای گیری مجدد برای برکناری یانوکویچ از مقام ریاست جمهوری، پارلمان آقای تورچینف را به مقام ریاست جمهوری موقت کشور منصوب کرد.</p>
            <p>اما وی مثل بسیاری از سیاستمدارانی که در دهه اخیر بر اوکراین حکومت کرده اند مورد اعتماد معترضان نیست. در عین حال محبوبیت او چندان زیاد نیست کما اینکه در انتخابات شهرداری کیف در سال ۲۰۰۸ با وجود حمایت همه جانبه خانم تیموشنکو نخست وزیر وقت، در رقابت با شهردار آن زمان کیف که طرفداران کمی داشت نتوانست به پیروزی برسد.</p>
            <p>آقای تورچینف پیرو کلیسای تعمیدی و کشیش یکی از کلیساهای این آئین مسیحی در شهر کیف است. در اوکراین که اکثریت جمعیت آن ارتودکس و یا کاتولیک هستند پیروی از کلیسای تعمیدی برای یک سیاستمدار ارشد بسیار نادر است. علاوه بر این او یک داستان نویس فعال است و موضوع اصلی رمانهای وی معمولا فساد مالی و اداری، فعالیت های اقتصادی زیرزمینی و خودکامگی است.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/03/27/130327104614_ukrainian_press_304x171_unian_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="UNIAN"/>
            </div>
            <p/>
            <p>تلویزیون عمده ترین رسانه در اوکراین است و بسیاری از شبکه های تلویزیونی خصوصی هستند.</p>
            <p>شبکه های خصوصی- تجاری و به خصوص کانالهای تلویزیونی اینتر تی وی و یک + یک بیشترین بیننده را دارند. فقط در شهر کیف بیش از ۲۰ ایستگاه رادیویی روی موج اف ام برنامه پخش می کنند. بسیاری از روزنامه ها دو نسخه مختلف به زبان اوکراینی و زبان روسی چاپ می کنند. تعدادی از روزنامه های عامه پسند و پر تیراژ فقط به زبان روسی چاپ می شوند.</p>
            <p>به گفته مرکز پژوهشی "فریدام هاوس" در آمریکا، از زمان آغاز ریاست جمهوری ویکتور یانوکویچ در سال ۲۰۱۰ شرایط کار رسانه ها بدتر شده است. به گفته این نهاد که میزان آزادی بیان در کشورهای مختلف را بررسی می کند، صاحبان سرمایه و شرکتهای بزرگ که معمولا منافع سیاسی ویژه ای دارند مالک اکثر رسانه ها هستند و یا در آنها نفوذ زیادی دارند. با این همه هنوز هم دولت در شبکه های تلویزیونی محلی و سراسری یک بازیگر مهم است.</p>
            <p>خبرنگاران و کارکنان رسانه ها همواره با خطر برخوردهای خشونت آمیز مواجه هستند. سازمان گزارشگران بدون مرز در آستانه انتخابات پارلمانی سال ۲۰۱۲ در گزارش خود گفت که خبرنگاران رسانه های مستقل با انواع فشارها از جمله تهدید، حمله به دفتر کار و حتی بازداشت و محاکمه مواجه هستند.</p>
            <p>طبق آمارهای مربوط به دسامبر سال ۲۰۱۱ در اوکراین حدود ۱۵ میلیون نفر به شبکه اینترنت وصل هستند. مرکز پژوهشی "فریدام هاوس" می گوید که دسترسی به اینترنت در این کشور محدودیتی ندارد. شبکه اینترنت به یک منبع پر طرفدار برای انتشار و کسب اخبار بدل شده و دهها وب سایت خبری مختلف وجود دارند که برخی از آنها بیطرف، برخی طرفدار دولت و برخی طرفدار نیروهای مخالف هستند.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>- فکتی ای کومنتاری: روزنامه پر تیراژ</p>
            <p>- سیلسکی ویستی: روزنامه پر طرفدار در میان مخاطبان روستایی</p>
            <p>- وچرنیه وستی: روزنامه پر تیراژ</p>
            <p>- سگودینا: روزنامه پر تیراژ</p>
            <p>- کیف پست: هفته نامه به زبان انگلیسی</p>
            <p>- دن: روزنامه شامل صفحاتی به زبان انگلیسی</p>
            <p>- اوکراینیا مولودا: روزنامه</p>
            <p>- زرکالو ندلی: هفته نامه سیاسی ، شامل صفحاتی به زبان انگلیسی</p>
            <p>- هولوس اوکراینی: روزنامه مربوط به اخبار پارلمان</p>
            <p>- اوکراینیسکا پراودا : وب سایت خبری</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>- شرکت تلویزیون ملی اوکراین: موسسه دولتی به سه کانال تلویزیونی UT۱ ، UT۲ ، U۲۳</p>
            <p>- اینتر تی وی : شبکه تلویزیونی تجاری سراسری</p>
            <p>- یک + یک : شبکه تلویزیونی تجاری سراسری</p>
            <p>- اس تی بی : شبکه تجاری</p>
            <p>- نووی کانال: شبکه تجاری</p>
            <p>- آی سی تی وی : شبکه تجاری</p>
            <p>- کانال پنج: شبکه تجاری با موضوع های خبری</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>- شرکت رادیوی ملی اوکراین: موسسه دولتی ، صاحب سه شبکه رادیویی و شبکه رادیویی برونمرزی</p>
            <p>- روسکویه رادیو: تجاری</p>
            <p>- اروپا پلاس: تجاری</p>
            <p>- هیت اف ام: تجاری</p>
            <p>- ناشه رادیو: تجاری</p>
            <p>- ارا اف ام: خصوصی با مضامین خبری</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>- اوکرین فورم: خبرگزاری دولتی شامل بخشهایی به زبان انگلیسی</p>
            <p>- اونیام: خبرگزاری خصوصی شامل بخش هایی به زبان انگلیسی</p>
            <p>- اینترفکس- اوکراین: خبرگزاری خصوصی شامل بخشهایی به زبان انگلیسی</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-01-30:15293301</id>
      <dc:identifier>15293301</dc:identifier>
      <updated>2013-07-06T10:52:07+00:00</updated>
      <published>2012-01-30T13:18:50+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سياسی مصر</title>
      <summary xml:lang="fa">شهرهای پرتراکم و تقریبا تمام مناطق کشاورزی مصر در حاشیه و دلتای رود نیل متمرکز شده اند و بخش اعظم خاک این کشور صحراهای خشک است. مصر پس از عربستان سعودی، بزرگترین قدرت اقتصادی در جهان عرب است.</summary>
      <dc:subject>نمایه سياسی مصر، خاور میانه، مبارک، طنطاوی، الازهر</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/01/120130_l51_prf_egypt_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/01/120130_l51_prf_egypt_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208115613_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208115613_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208115613_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208115613_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سياسی مصر</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/01/31/120131154642_egypt_map.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p/>
            <p>مصر که به خاطر اهرام و تمدن باستانی اش شهرت دارد در دوران معاصر نقش مهمی در سیاست خاورمیانه ایفا کرده است.</p>
            <p>در دهه ۵۰ میلادی، جمال عبدالناصر، ملی گرایی عربی و جنبش عدم تعهد را بنیاد نهاد، در حالی که انور سادات، جانشین او با امضاء قرارداد صلح با اسرائیل در سال ۱۹۷۹ مواضع کشورش را به غرب نزدیکتر کرد.</p>
            <p>اما تظاهرات ضد دولتی در سال۲۰۱۱ که منجر به سرنگونی حسنی مبارک شد، یک بار دیگر مصر را تبدیل به صحنه رقابت‌های جناحی سیاسی کرد.</p>
            <p>تمدن باستانی مصر و این امر که یکی از نخستین کشورهای خاورمیانه بود که پس از حمله ناپلئون مرزهای خود را به روی جهان غرب باز کرد، موجب شد تا از نگاه بسیاری در تحولات فرهنگی و روشنفکری به کشوری پیشرو در منطقه تبدیل کرد.</p>
            <p>امام مسجد الازهر در قاهره یکی از مهمترین رهبران دینی در میان مسلمانان سنی است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/10/05/111005094331_anwar_sadat_hosni_mubarak_304x171_afp_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">حسنی مبارک (چپ) در سال ۱۹۸۱ جایگزین انور سادات (راست) شد و سی سال مقام ریاست جمهوری مصر را در اختیار داشت</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>اما اقدامات تاریخی انور سادات در خصوص برقراری صلح با اسرائیل به خصوص امضای پیمان کمپ دیوید در سال ۱۹۷۹ منجر شد که مصر تا ۱۹۸۹ سال جایی در اتحادیه عرب نداشته باشد. قتل انور سادات توسط اسلامگرایان افراطی در مخالفت با سیاستهای اش در قبال اسرائیل در سال ۱۹۸۱، سرکوب این اسلامگرایان را مصر در پی داشت.</p>
            <p>حسنی مبارک در مجموع سیاست میانه‌رو تری را در پیش گرفت، اما کارزار گروههای اسلامگرا به شکل پراکنده ای در طول این سالها ادامه داشته است. آنها در اکثر حملات خود جهانگردان و مراکز توریستی مصر را هدف قرار داده اند. اخیرا نیز آنها جامعه مسیحیان قبطی را مورد حمله قرار داده اند.</p>
            <p>با اینکه مصر در دروران حکومت حسنی مبارک از ثبات نسبی و رونق اقتصادی برخوردارد بود، اما رژیم به طور ذاتی ماهیتی سرکوبگر داشت.</p>
            <p>دولت با استفاده از قانون شرایط اضطراری که از سال ۱۹۶۷ در مصر برقرار شد و تنها ۱۸ ماه در سال ۱۹۸۱ به تعلیق درآمد، اعتراضات سیاسی مخالفان دولت را به شدت سرکوب می کرد و نیروهای امنیتی برای استفاده بیش از حد از خشونت شهرت پیدا کرده بودند. فساد به طرز گسترده ای وجود داشت.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/01/30/120130132859_3.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p/>
            <p>در ژانویه ۲۰۱۱ و با الهام گرفتن از تظاهرات اعتراضی که منجر به کناره گیری رهبر تونس شد، مردم مصر نیز خشم خود را علیه دولت با برگزاری یک رشته تظاهرات ابراز کردند. این تظاهرات گسترده منجر به کناره گیری حسنی مبارک شد. او سرانجام بازداشت و در رابطه با کشته شدن تظاهر کنندگان، در اوت ۲۰۱۱ به محاکمه کشیده شد.</p>
            <p>دولت نظامی انتقالی قدرت را در دست گرفت و وعده داد تا هرچه سریعتر شرایط را برای استقرار دموکراسی فراهم آورد.</p>
            <p>با فشارهای روز افزون از سوی تظاهرکنندگان دموکراسی‌خواه، دولت انتقالی جدید شکل گرفت. در مارس ۲۰۱۱ یک رشته اصلاحات در قانون اساسی تایید شد که راه را برای برگزاری انتخابات زودرس باز کرد.</p>
            <p>انتخابات پارلمانی در درسامبر سال ۲۰۱۱ در این کشور برگزار شد که نتیجه آن به پیروزی اکثریت گروههای اسلام گرا منجرشد.</p>
            <p>در مه سال ۲۰۱۲ میلادی اولین انتخابات ریاست جمهوری پس از سرنگونی حکومت حسنی مبارک برگزار شد که به پیروزی محمد مرسی، کاندیدای اخوان المسلمین انجامید.</p>
            <p>انتخاب محمد مرسی به نگرانی ها در مورد نفوذ اسلام گرایی در کشور و از بین رفتن دستاوردهای انقلاب دامن زد.</p>
            <p>سرانجام در پی اعتراضات گسترده ارتش در کودتایی آقای مرسی را در اولین سالگرد به قدرت رسیدن از کار برکنار کرد.</p>
            <h3>جغرافیا و اقتصاد</h3>
            <p>شهرهای پرتراکم و تقریبا تمام مناطق کشاورزی مصر در حاشیه و دلتای رود نیل متمرکز شده اند و بخش اعظم خاک این کشور صحراهای خشک است. مصر پس از عربستان سعودی، بزرگترین قدرت اقتصادی در جهان عرب است.</p>
            <p>اقتصاد مصر به بر پایه کشاورزی، توریسم و ارسال پول به کشور از طریق مصری هایی که در خارج و عمدتا در عربستان سعودی و کشورهای حوزه خلیج فارس به کار مشغولند، قرار دارد .</p>
            <p>بهر حال رشد سریع جمعیت و کمبود زمین های قابل کشت منابع و اقتصاد این کشور را تحت تاثیر قرار داده است.</p>
            <p>از سوی دیگر بی ثباتی سیاسی تلاش های دولت را برای غلبه بر این مشکلات تحت الشعاع قرار داده است.</p>
            <br/>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/01/30/120130132855_1.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">مسجد الازهر از بزرگترین مراکز مسلمانان سنی در جهان است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>• <strong>نام کامل:</strong> جمهوری عربی مصر</p>
            <p>•<strong> جمعیت:</strong> ۸۳.۹ میلیون (منبع: سازمان ملل متحد، سال ۲۰۱۲)</p>
            <p>•<strong>مساحت:</strong> یک میلیون کیلومتر مربع</p>
            <p>• <strong>پایتخت:</strong> قاهره</p>
            <p>• <strong>زبان اکثریت:</strong> عربی</p>
            <p>• <strong>دین اکثریت:</strong> اسلام، مسیحیت</p>
            <p>• <strong>امید به زندگی</strong>: برای مردان ۷۲ سال، برای زنان ۷۶سال (منبع: سازمان ملل)</p>
            <p>
               <strong>• واحد پول</strong>: ۱ پوند مصری = ۱۰۰ غروش</p>
            <p>• <strong>صادرات عمده:</strong> نفت و محصولات نفتی، کتان</p>
            <p>• <strong>سرانه درآمد ناخالص ملی</strong>: ۲۶۰۰۰ دلار (منبع: بانک جهانی، سال ۲۰۱۰)</p>
            <p>
               <strong>• نشانه اینترنتی:</strong> eg.</p>
            <p>• <strong>کد بین المللی تلفن:</strong> ۰۰۲۰</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>عدلی منصور: رئیس جمهور موقت</h3>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/07/06/130706101510_adli_mansour_304x171_g_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="g"/>
            </div>
            <p>عدلی منصور، رئیس دادگاه قانون اساسی در ژوئیه سال ۲۰۱۳ میلادی و پس از برکناری محمد مرسی، به عنوان رئیس جمهور موقت سوگند یاد کرد.</p>
            <p>آقای منصور در سال ١٩٤٥ در قاهره به دنیا آمد و در سال ١٩٦٧ از دانشگاه قاهره لیسانس حقوق گرفت. او در سال ١٩٧٠ وارد شورای دولتی شد و با طی مدارج ترقی نهایتا در ١٩٩٢ به معاونت دادگاه قانون اساسی رسید.</p>
            <p>دولت محمد مرسی پس از مهلتی ۴۸ ساعته از سوی ارتش و پس از برگزاری اعتراضات گسترده در روز چهارشنبه سوم ژوئیه ۲۰۱۳ سقوط کرد.</p>
            <p>هواداران آقای مرسی برکناری او را کودتا می دانند.</p>
            <p>ژنرال عبدالفتاح السیسی، فرمانده ارتش مصرگفته است که عدلی منصور ۶۷ ساله تا زمان برگزاری انتخابات جدید به عنوان رئیس جمهور موقت به کار مشغول خواهد بود.</p>
            <h3>محمد مرسی: رئیس جمهور (برکنار شده)</h3>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/07/06/130706101550_mursi_egypt_304x171_g_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="g"/>
            </div>
            <p>محمد مرسی، مسئول حزب آزادی و عدالت، پس از پیروزی در انتخابات ۲۰۱۲ میلادی به عنوان اولین رئیس جمهوری که از طریق انتخاباتی آزادی برگزیده شد، زمام امور را بدست گرفت.</p>
            <p>اما آقای مرسی در اولین سالگرد ریاست جمهوری‌اش توسط ارتش و پس از اعتراضات گسترده مردمی از کار برکنار شد.</p>
            <p>منتقدان آقای مرسی با اشاره به این که او در طول یک سال حکومتش اقدامی در جهت مهار مشکلات اقتصادی و اجتماعی این کشور صورت نداده، خواستار استعفای او شده بودند.</p>
            <p>به گفته آنها آقای مرسی با تمرکز قدرت در حزب اخوان المسلمین آرمان‌های انقلاب مردمی را نادیده گرفته بود.</p>
            <p>محمد مرسی از اعضای قدیمی اخوان المسلمین است که حزب آزادی و عدالت را به عنوان شاخه سیاسی اخوان پس از آن که اعتراضات مردمی در سال ۲۰۱۱ میلادی به سرنگونی حکومت حسنی مبارک، رئیس جمهور پیشین منجر شد، بنا کرد.</p>
            <p>او در رقابتی فشرده با احمد شفیق، نخست وزیر دوران حسنی مبارک، توانست در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی برسد.</p>
            <p>محمد مرسی ۶۲ ساله تحصیلاتش را در رشته مهندسی در مصر و آمریکا گذراند.</p>
            <p>او در حدفاصل سال های ۲۰۰۵-۲۰۰۰ به عنوان نماینده مستقل در مجلس حضور داشت.</p>
            <p>سخنان او علیه فساد و بی کفایتی دولت حسنی مبارک بسرعت باعث پیشرفتش در شورای رهبری اخوان المسلمین شد.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <p/>
            <p>
               <br/>مصر یکی از مهمترین مراکز رسانه های عرب زبان است و روزنامه های چاپ این کشور در منطقه نفوذ و طرفداران فراوانی دارند.</p>
            <p>تولیدات تلویزیونی و فیلمهای محصول مصر که در این مرکز تهیه می شوند بخش اعظم برنامه کانالهای تلویزیونی جهان عرب را تامین می کنند.</p>
            <p>سقوط دولت حسنی مبارک، رئیس جمهور سابق تحول بزرگی در رسانه‌های این کشور که برای دهه‌ها سخنگوی رسمی دولت بودند، به وجود آورد.</p>
            <p>آنطور که "گزارشگران بدون مرز" می گوید آزادی بیان به معنای واقعی وجود دارد. البته موضوعات مربوط به ارتش و تحولات نظامی کشور به صورت یک تابو باقی مانده است و روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان زیادی به خاطر آنچه منتشر کرده اند به دادگاه های نظامی کشیده شده اند.</p>
            <p>تلویزیون در میان مردم محبوب ترین منبع خبر به شمار می رود. تلوزیون دولتی مصر دو شبکه سراسری و شش شبکه منطقه ای دارد، با این همه اکثر مردم برای اخبار به شبکه های ماهواره ای در جهان عرب تکیه می کنند.</p>
            <p>مصر یکی از بازیگران مهم در عرصه رسانه های ماهواره ای است و برنامه های این کانالها در سراسر جهان عرب بیننده دارند.</p>
            <p>مصر اولین کشور عربی صاحب ماهواره است که نایل ست نام دارد.</p>
            <p>تا دسامبر ۲۰۱۲ کاربران اینترنت در مصر حدود ۲۹.۸ میلیون نفر برآورد شده است(InternetWorldStats.com).</p>
            <p>وبلاگ نویسان با استفاده از اینترنت تصاویری که نشان دهنده نقض حقوق بشر بود را آپلود می کردند و فعالان سیاسی برای ترتیب دادن و سازمان دهی تظاهرات در شبکه های فعالیت اجتماعی مانند فیس بوک و توییتر و یوتیوب حضور گسترده ای پیدا کردند.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>الاهرام: روزنامه دولتی، قدیمی ترین روزنامه جهان عرب</p>
            <p>الاهرام هفتگی: وابسته به موسسه الاهرام، به زبان انگلیسی</p>
            <p>الجمهوریه: روزنامه دولتی</p>
            <p>المصری الیوم: روزنامه خصوصی، نشریه انگلیسی زبان</p>
            <p>المساء: روزنامه طرفدار حکومت</p>
            <p>الاهلی: متعلق به مخالفان حکومت</p>
            <p>الوفد: متعلق به مخالفان حکومت</p>
            <p>اجیپشن گازت: روزنامه هوادار دولت</p>
            <p>دیلی نیوز اجیپت: روزنامه خصوصی<br/>
               <br/>
            </p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>اتحادیه رادیو و تلویزیون مصر: دولتی، با شبکه های کشوری و شبکه های ماهواره ای برون مرزی</p>
            <p>دریم تی وی: ماهواره ای خصوصی، با دو کانال برای جوانان ومخصوص برنامه های تفریحی</p>
            <p>المحور: ماهواره ای خصوصی</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>اتحادیه رادیو و تلویزیون مصر: دولتی، با هشت شبکه کشوری و دو شبکه برون مرزی</p>
            <p>نایل اف- ام : خصوصی، موسیقی غربی</p>
            <p>نجوم اف – ام: خصوصی، موسیقی پاپ عربی</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>آژانس خبری خاورمیانه: خبرگزاری دولتی</p>
            <h2>
               <br/>
               <br/>
            </h2>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-20:15689738</id>
      <dc:identifier>15689738</dc:identifier>
      <updated>2012-02-21T12:57:03+00:00</updated>
      <published>2012-02-20T14:46:30+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی آلمان</title>
      <summary xml:lang="fa"> سرزمین آلمان در قلب جغرافیایی اروپا قرار دارد و معمولا در تحولات تاریخ معاصراین قاره نقش محوری داشته و اکنون نیز پرجمعیت ترین و صنعتی ترین کشور اروپاست.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی آلمان، برلین، مرکلغ اتحادیه اروپا</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120220_l51_prf_gemany_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120220_l51_prf_gemany_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/21/120221125412_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/21/120221125412_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/21/120221125412_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/21/120221125412_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی آلمان</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/21/120221162712_germany_map.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>کشور آلمان در قلب جغرافیایی اروپا قرار دارد و معمولا در تحولات تاریخ معاصراین قاره نقش محوری داشته و اکنون نیز پرجمعیت ترین و صنعتی ترین کشور اروپاست.</p>
            <p>آلمان که به خاطر دستاوردهای صنعتی اش شهرت دارد در عین حال زادگاه گروهی از مشهورترین آهنگسازان، شاعران و فلاسفه اروپاست.</p>
            <p>آلمان به نسبت برخی دیگر از ملل اروپایی دیرتر یکپارچگی و دولت مدرن خود را تثبیت کرد.</p>
            <p>پس از آن، از اواخر قرن نوزدهم به سرعت بر توان نظامی و صنعتی خود افزود. شکست در دو جنگ جهانی که این کشور را از هم پاشاند، این کشور پس از جنگ جهانی دوم و در پی آغاز دوران جنگ سرد دو پاره و به دو بخش شرقی و غربی تقسیم شد.</p>
            <p>با این همه آلمان خود را احیا کرد و به فاصله چند دهه به غول بزرگ اقتصادی و از بازیگران مهم در اروپا بدل شد.</p>
            <p>در پایان جنگ سرد و فروپاشی بلوک شرق، دو کشور آلمان بار دیگر متحد شدند، هرچند اقتصاد بخش شرقی هنوز در مقایسه با بخش غربی عقب مانده است.</p>
            <p>در بخش شرقی که سابقا جمهوری دمکراتیک آلمان نام داشت، به دلیل تعطیل صنایع قدیمی آن بیکاری به شدت افزایش یافت.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208112551_germany_factory_304.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">آلمان به خاطر تولیدات با کیفیت خود مشهور است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>موفقیت اقتصادی آلمان از زمان جنگ جهانی دوم با صادرات گسترده محصولات صنعتی خود و انضباط مالی رشد پیدا کرد. این کشور همچنین به خاطر تولیدات پیشرفته و با کیفیت بالای خود مشهور است.</p>
            <p>اقتصاد وابسته به صادرات آلمان در بحران اقتصادی جهانی ۹-۲۰۰۸ آسیب دید و بدترین رکود اقتصادی خود را از سال ۱۹۴۹ تجربه کرد. اما در سال ۲۰۱۰ صادرات به اقتصاد آلمان کمک کرد که وضعیت بهتری نسبت سایر کشورهای اتحادیه اروپا داشته باشد.</p>
            <p>با این حال جمعیت در حال پیر شدن آلمان این نگرانی را برای مقامات آلمانی به وجود آورده که آیا حیات رفاه اجتماعی در سطح بالا و هزینه برای بهداشت و درمان تداوم خواهد داشت.</p>
            <p>همچنین این بحث وجود دارد که چگونه می توانند مهاجران خارجی را که پس از جنگ جهانی دوم به عنوان کارگر وارد آلمان شدند و به رشد اقتصادی کشور کمک کردند، بیشتر جذب جامعه آلمانی کنند.</p>
            <p>علاوه بر این همسان کردن آلمان شرقی سابق که زیر نفوذ شوروی سابق بود، با بخش غربی که ثروتمندتر بود، به سختی انجام می گیرد و ساکنان بخش غربی مجبور بودند باید مالیات بیشتری می پرداختند.</p>
            <p>بسیاری از جوانان و استعدادهای این بخش در جستجوی کار به قسمت غربی آلمان مهاجرت کرده اند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/18/120218204118_berlin_304x171_x_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">جشنواره فیلم برلین، یکی از معتبرترین جشنواره های سینمایی جهان است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="x"/>
            </div>
            <p>سایه غمبار دوره حکمرانی نازیها در تاریخ آلمان همچنان به عنوان عاملی حساس بر روی روح جمعی کشور سنگینی می کند.</p>
            <p>از دل ویرانی ها و تلفات ناشی از جنگ جهانی دوم بود که آگاهی اروپائیان به نیاز برای پیشگیری از تکرار چنین فجایعی شکل گرفت.</p>
            <p>در دهه ۱۹۵۰ ، آلمان یکی از شش کشور پایه گذار جامعه اقتصادی اروپا بود که در واقع اتحادیه اروپا از دل آن بیرون آمد و آلمان به یکی از بازیگران اصلی اش بدل شد. همکاری فرانسه و آلمان در دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی نیز مهم ترین عامل در یکپارچگی اقتصادی اروپا به شمار می رود.</p>
            <p>پس از سالها که آلمان زیر سایه قدرت اقتصادی خود قرار داشت، در سالهای اخیر توانسته حضور بین المللی خود در جهان را نیز افزایش دهد. به عنوان مثال آلمان نیروهای پاسدار صلح به بالکان فرستاده و در عملیات ناتو در افغانستان نیز شرکت داشته است.</p>
            <p>آلمان در صنعت آبجوسازی شهرت دارد. قوانین تولید آبجو به سال ۱۵۱۶ باز می گردد که بر اساس آن محتویات آبجو باید به غلات، رازک، مخمر و آب محدود باشد.</p>
            <p>آلمان به عنوان زادگاه آهنگسازان برجسته ای چون باخ، بتهوون و برامس و چند آهنگساز برجسته دیگر نقش مهمی در تاریخ موسیقی کلاسیک داشته است.</p>
            <p>همچنین مردان بزرگی چون گوته، نیچه، کانت و مان را در عالم فلسفه و ادبیات به جهانیان عرضه کرده است.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong> نام کامل:</strong> جمهوری فدرال آلمان</p>
            <p>
               <strong>جمعیت:</strong> ۸۲.۱ میلیون نفر (سازمان ملل، ۲۰۱۱)</p>
            <p>
               <strong>پایتخت:</strong> برلین</p>
            <p>
               <strong>مساحت:</strong> ۳۵۷۰۲۷ کیلومتر مربع</p>
            <p>
               <strong>زبان اکثریت</strong>: آلمانی</p>
            <p>
               <strong>مذهب اکثریت</strong>: مسیحیت</p>
            <p>
               <strong>امید به زندگی</strong>: ۷۶ سال (مردان) و ۸۱ سال (زنان) (سازمان ملل)</p>
            <p>
               <strong>واحد پول:</strong> ۱ یورو= ۱۰۰ سنت</p>
            <p>
               <strong>صادرات اصلی</strong>: خودرو، ماشین آلات الکتریکی، فلزات</p>
            <p>
               <strong>سرانه در آمد ناخالص ملی</strong>: ۴۳۱۱۰ دلار آمریکا (منبع: بانک جهانی، ۲۰۱۰)</p>
            <p>
               <strong>نشانه اینترنتی:</strong> de.</p>
            <p>
               <strong>کد تلفن بین المللی:</strong> ۴۹+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <br/>
            <h3>صدراعظم: آنگلا مرکل</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۵۴، هامبورگ</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/08/01/130801162422_merkel_304x171_ds_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="ds"/>
            </div>
            <p>آنگلا مرکل که رهبر حزب محافظه کار دمکرات مسیحی (CDU) است، بار دیگر توانست با پیروزی در انتخابات سراسری در سپتامبر ۲۰۰۹ بر مسند صدارت تکیه زند.</p>
            <p>او در اواخر نوامبر ۲۰۰۵ به عنوان اولین صدر اعظم زن آلمان سوگند یاد کرد. صدر اعظم قبلی آلمان گرهارد شرودر از حزب سوسیالیست بود که برای دو دوره از سال ۱۹۹۸ عهده دار این مقام بود.</p>
            <p>در سال ۲۰۰۵ خانم مرکل با اختلاف ناچیزی به پیروزی رسید و صدراعظم دولت "ائتلاف بزرگ" شد که متشکل از متحدان "اتحاد سوسیال مسیحی" و همینطور حزب چپ میانه سوسیالیست دمکرات باشد.</p>
            <p>در دور دوم خانم مرکل که توانست برای دوره چهار ساله دیگری به صدارت برسد و این بار به اندازه ای رای داشت که بتواند ائتلافش را با حزب سوسیال دمکرات بشکند و با حزب کوچکتر "دمکرات های آزاد" که طرفدار اقتصاد آزاد هستند ائتلاف کند.</p>
            <p>این ائتلاف توانست بر مشکلات ناشی از بحران اقتصادی جهانی در سال ۲۰۰۸ فائق آید.</p>
            <p>آرامش خانم مرکل برای اداره این وضعیت برای او اعتبار آورد، اما توانایی او برای مدیریت بحرانی که اوایل سال ۲۰۱۰ منطقه یورو را فرا گرفت بار دیگر آزموده شد.</p>
            <p>آلمان به عنوان یکی از ثروتمندترین کشورهای اتحادیه اروپا با این موقعیت رو به رو شد که برای کمک مالی به کشورهای بدهکاری چون یونان پا پیش بگذارد که با خشم عمومی و واکنشی سیاسی در آلمان رو به رو شد.</p>
            <p>در مه ۲۰۱۰ ائتلاف خانم مرکل در انتخابات ایالتی شکست خورد و به تبع آن اکثریت خود را در مجلس علیای آلمان (بوندسرات) از دست داد.</p>
            <p>در مارس سال بعد این ائتلاف در ایالت بادن – وورتمبرگ که به طور سنتی در اختیار دمکرات مسیحیان بود نیز شکست خورد.</p>
            <p>در دسامبر ۲۰۱۱ خانم مرکل به مجلس آلمان (بوندستاگ) گفت که اروپا برای حل بحران بدهی یک اتحادیه مالی تشکیل می دهد.</p>
            <p>اما سپس مخالفت خود را با تصمیم بانک مرکزی اروپا مبنی بر صدور اوراق قرضه که همه اعضای منطقه یورو با آن موافق بودند، اعلام کرد.</p>
            <p>خانم مرکل در سال ۲۰۰۰ پس از استعفای وولفگانگ شائوبل رهبری حزب دمکرات مسیحی را بر عهده گرفت.</p>
            <p>آنگلا مرکل در هامبورگ متولد شد اما در شرق آلمان بزرگ شد که پدرش در آنجا کشیش پروتستان بود. وی مدرک دکترای فیزیک دارد.</p>
            <p>او که فرزندی ندارد، در سال ۱۹۸۲ از اولریخ مرکل، همسر اولش طلاق گرفت و در سال ۱۹۹۸ با یواخیم زاوئر، استاد شیمی ازدواج کرد.</p>
            <h3>رئیس جمهور: یواخیم گائوک</h3>
            <p>متولد ۱۹۴۰، راستاک</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/08/01/130801163504_gauk_304x171_h_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="h"/>
            </div>
            <p>یواخیم گائوک، فعال حقوق بشر و یکی از شهروندان آلمان شرقی سابق، در مارس ۲۰۱۲ رئیس جمهور شد.</p>
            <p>پس از استعفای کریستین وولف در پی متهم شدن به فساد مالی در ارتباط با دریافت یک وام مسکن مشکوک، حزب مخالف سوسیال دمکرات و حزب سبز، آقای گائوک را به عنوان نامزد ریاست جمهوری معرفی کرده و حکومت ائتلاف راست میانه نیز موافقت کرد که از او حمایت کند.</p>
            <p>آقای گائوک در انتخابات عمدتا تشریفاتی سال ۲۰۱۰ نامزد ریاست جمهوری شد اما آقای وولف، نامزد مورد حمایت دولت، برنده شد.</p>
            <p>آقای گائوک نیز مانند آنگلا مرکل، صدر اعظم از حزب دمکرات مسیحی، با کلیسای لوتران در آلمان شرقی ارتباط دارد و مانند پدر خانم مرکل، او هم یک کشیش پروتستان است.</p>
            <p>او از دوران جوانی فعالیت های ضد کمونیستی داشته و پدرش به مدت چندین سال به اردوگاه کار اجباری در اتحاد جماهیر شوروی تبعید شده بود.</p>
            <p>آقای گائوک پیش از فروپاشی نظام آلمان شرقی رئیس حزب مخالف نیو فوروم (فوروم نو) بود.</p>
            <p>او در دوران اولین و آخرین پارلمان دمکرات آلمان شرقی خدمت کرد و وظیفه تحقیقات از پرونده وزیر امنیت آلمان شرقی و پلیس مخفی این کشور "اشتاسی" را بر عهده گرفت.</p>
            <p>او پس از اتحاد آلمان هم به همین کار ادامه داد و ستایش همه جناح ها، به غیر از کمونیست های دو آتشه را برای افشای جنایات دوران کمونیسم برانگیخت.</p>
            <p>آقای گائوک خود را به عنوان یک "محافظه کار چپ لیبرال" توصیف می کند و حمایت خود را از سیاست های هر دو حزب سوسیال دمکرات و ائتلاف دمکرات مسیحی را ابراز کرده است.</p>
            <p>در سال های اخیر آقای گائوک فعالیت های خود را بر علیه تهدیدی که از سوی راست های افراطی متوجه نظام دمکراتیک آلمان است، متمرکز کرده است.</p>
            <p>او صاحب چهار فرزند از همسر سابقش است. او از سال ۲۰۰۰ با دانیلا اشتات ، روزنامه نگار که رسما نقش بانوی اول را ایفا می کند، زندگی می کند. <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/21/120221125521_1_304x171_getty.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p>بازار پررقابت تلویزیون در آلمان با پوشش ۳۴ میلیون خانوار، بزرگترین جمعیت بینندگان را در اروپا دارد.</p>
            <p>بسیاری از کانال های سراسری و ایالتی - که بر طبق ساختار سیاسی فدرالی سامان‌دهی شده اند- بر سر جذب بیننده با رقبای تجاری قدرتمند خود در رقابت اند. هریک از ۱۶ ایالت آلمان برای تنظیم فعالیت کانالهای خصوصی و دولتی مقررات خاص خود را دارد.</p>
            <p>نزدیک ۹۰ درصد از خانه ها در آلمان از تلویزیون کابلی و ماهواره استفاده می کنند و می توانند برنامه های کانال های مختلفی شامل شبکه های دولتی، ماهواره ای رایگان و تجاری را ببینند. این امکان مانعی بر سر راه گسترش کانال های با حق اشتراک است.</p>
            <p>آلمان مرکز برخی از بزرگترین شرکت های رسانه ای دنیا مانند برتلزمان (Bertelsmann) و بنگاه نشر آکسل اشپرینگر (Axel Springer) است. بعضی از شبکه های تلویزیونی تجاری رایگان متعلق به پرو زیبن زات اینس (۱ ProSiebenSat ) است، کنسرسیومی که سهامدار اصلی آن یک میلیاردر آمریکایی است.</p>
            <p>آلمان به دوران دریافت کانال هایی تلویزیونی از طریق گیرنده های آنالوگ پایان داده است و همه گیرنده ها باید دیجیتال باشند.</p>
            <p>اکنون کانال های عمومی مانند ز د اف (ZDF) و آ ار د (ARD) در تعدادی از شبکه هایشان فقط به شکل دیجیتال برنامه پخش می کنند.</p>
            <p>در کشوری که مطبوعات و رسانه ها آزاد و مستقل هستند یکی از معدود ممنوعیت های رسانه ها نمایش صلیب شکسته نازی ها و پخش مطالبی در دفاع از نازیسم است.</p>
            <p>در آلمان روزنامه های سراسری متعددی وجود دارند، ولی مطبوعات ناحیه ای- ایالتی با بیش از ۳۰۰ عنوان بازار گرم تری دارند.</p>
            <p>روزنامه عامه پسند بیلد پرفروش ترین نشریه در آلمان است.</p>
            <p>تا مارس ۲۰۱۱ حدود ۸۰ درصد از مردم آلمان -۶۵.۱ میلیون نفر- به اینترنت دسترسی داشته اند (Internetworldstats).</p>
            <p>بیش از ۲۰ میلیون در فیسبوک عضویت دارند و رقبای اصلی این شبکه اجتماعی وبسایت هایی چون ور-کنت-ون و ماین فا زد هستند.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ - روزنامه معتبر سراسری</p>
            <p>زود دویچه تسایتونگ - روزنامه، چاپ مونیخ</p>
            <p>دی ولت - روزنامه، چاپ برلین</p>
            <p>فرانکفورتر روندشاو - روزنامه، چاپ فرانکفورت</p>
            <p>هاندلزبلات - روزنامه، چاپ دوسلدورف</p>
            <p>فایننشال تایمز دویچلند – روزنامه اقتصادی، هامبورگ</p>
            <p>فوکوس - هفته نامه خبری</p>
            <p>اشپیگل - هفته نامه خبری، با وب سایت به زبان انگلیسی</p>
            <p>دی تسایت - هفته نامه</p>
            <p>بیلد – روزنامه عامه پسند با تیراژ بسیار زیاد</p>
            <p>لوکال – روزنامه به زبان انگلیسی، چاپ برلین</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>آ ار د - سازمان دربرگیرنده شبکه های محلی دولتی، اپراتور داس ارست، شبکه اصلی تلویزیون ملی</p>
            <p>زد د اف - اپراتور کانال دوم تلویزیون ملیان تی وی - تجاری، شبکه خبری</p>
            <p>ان ۲۴- تجاری، شبکه خبری</p>
            <p>ار ت ال - پخش کننده تجاری اصلی، اپراتور کانال های سرگرمی</p>
            <p>دویچه وله تی وی - کانال تلویزیونی بین المللی آلمان، به زبان آلمانی، انگلیسی و اسپانیایی</p>
            <p>اسکای- تلویزیون با حق اشتراک</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>آ ار د - سازمان دربرگیرنده سرویس های رادیویی عمومی و از جمله رادیوهای ایالتی</p>
            <p>دویچلند رادیو - اپراتور دو ایستگاه ملی دویچلند فونک و دویچلند کولتور با برنامه های فرهنگی و سیاسی</p>
            <p>دویچه وله - رادیوی بین المللی دولتی آلمان که به زبان های مختلف از جمله فارسی برنامه پخش می کند</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>دویچه پرسه آخنتور (dpa) – خبرگذاری رسمی آلمان</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-07:15456587</id>
      <dc:identifier>15456587</dc:identifier>
      <updated>2012-02-08T12:49:04+00:00</updated>
      <published>2012-02-07T18:01:52+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی اسرائیل</title>
      <summary xml:lang="fa">تشکیل اسرائیل چند ماه پس از جدایی از فلسطین تحت قیمومیت بریتانیا، نقطه اوج جنبش صهیونیسم است که هدف آن بوجود آوردن میهنی برای یهودیانی بود که در سرتاسر جهان پراکنده بودند.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی اسرائیل، خاورمیانه، فلسطینی، پرز، نتانیاهو،</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120207_l51prf_israel_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120207_l51prf_israel_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208115311_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208115311_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208115311_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208115311_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی اسرائیل</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <p>اسرائیل، تنها کشور عمدتا یهودی نشین جهان، کشور کوچکی با جمیعتی متراکم در شرق دریای مدیترانه قرار دارد.</p>
            <p>از زمان تاسیس این کشور در سال ۱۹۴۸، اسرائیل با فلسطینیان و همسایه های عرب خود بر سر مالکیت سرزمینی که در یهودیت، مسیحیت و اسلام مقدس محسوب می شود، درگیری داشته است.</p>
            <p>تشکیل اسرائیل چند ماه پس از جدایی از فلسطین تحت قیمومیت بریتانیا، نقطه اوج جنبش صهیونیسم است که هدف آن بوجود آوردن میهنی برای یهودیانی بود که در سرتاسر جهان پراکنده بودند.</p>
            <p>قتل عام یهودیان توسط نازی‌ها در آلمان باعث افزایش فشار بر جامعه بین الملل در جهت ایجاد کشوری برای یهودیان شد. بدین ترتیب در پی رای سازمان ملل به جدایی فلسطین، اسرائیل در سال ۱۹۴۸ اعلام استقلال کرد.</p>
            <p>از آن زمان بخش عظیمی از تاریخ منطقه را نبرد میان اسرائیل از یک سو و فلسطینیها -که از سوی سازمان آزادیبخش فلسطین نمایندگی می شد - و کشورهای عرب همسایه از سوی دیگر، تشکیل می دهد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/12/21/111221004143_israel_settlement_304x171_getty.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">توقف شهرک سازی در مناطق اشغالی از شروط اصلی فلسطینیان برای ادامه مذاکرات صلح است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p>صدها هزار فلسطینی در جریان جنگ ۱۹۴۸ آواره شدند. در این جنگ کشورهای عرب به کمک شورای عالی فلسطینیان آمدند. اسرائیل یک درصد از جمعیت خود را در جنگ از دست داد.</p>
            <p>در طول ۶۰ سال گذشته اسرائیل از کشوری وابسته به کشاورزی با داشتن مزرعه های زندگی اشتراکی (کیبوتص) به کشوری با اقتصاد پیشرفته تبدیل شد و در این سالها توانست یهودیان را از کشورهای دیگر خاورمیانه، اروپا، آمریکای شمالی و اخیرا جمهوری های استقلال یافته شوروی سابق و اتیوپی به خود جذب کند.</p>
            <p>با این حال حیات سیاسی اسرائیل عمیقا تحت تاثیر درگیری اش با کشورهای عرب همسایه بوده است. از جمله جنگهای منطقه ای ۱۹۴۸، ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ و جنگهای نسبتا کوچکتر مانند حمله به مصر در سال ۱۹۵۶ و جنگ با لبنان در سالهای ۱۹۸۲ و ۲۰۰۶.</p>
            <p>رابطه با فلسطینیان همواره رکن اصلی سیاست های امینتی و خارجی اسرائیل بوده است. فلسطینی های ساکن کرانه باختری از جمله بیت المقدس شرقی از سال ۱۹۶۷ تحت اشغال اسرائیل زندگی می کنند.</p>
            <p>همچنین دولت اسرائیل چندین شهرک یهودی نشین در این مناطق ساخته که محل سکونت حدود ۵۰۰ هزار یهودی است. با آنکه وجود چنین شهرکهایی طبق قوانین بین المللی غیر قانونی به نظر می رسد اما اسرائیل همچنان این موضوع را منتفی می داند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/01/24/110124055153__50918725_005070828-1.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">مسجد قبه الصخره، در قلب بیت المقدس</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>در سال ۲۰۰۵ اسرائیل تصمیم به تخلیه شهرک‌هایش در نوار غزه گرفت و به اشغال نظامی چهل ساله خود در این منطقه پایان داد.</p>
            <p>اما با به دست گرفتن کنترل نوار غزه توسط شبه نظامیان حماس در سال ۲۰۰۷، محاصره اقتصادی نوار غزه را تشدید کرد. در اواخر سال ۲۰۰۸ اسرائیل به قصد متوقف کردن پرتاب خمپاره از سوی حماس، دست به حملات شدید نظامی به نوار غزه زد.</p>
            <p>در سال ۱۹۷۹، مصر و اسرائیل قرارداد صلحی امضاء کردند. ولی فقط در اوایل دهه ۱۹۹۰ و پس از انتفاضه فلسطینیها بود که روند صلح آغاز شد. به رغم استرداد بخشهایی از کرانه باختری و نوار غزه به فلسطینیان هنوز قراردادی در مورد "وضعیت نهایی" به امضاء نرسیده است.</p>
            <p>موانع اصلی شامل وضعیت بیت المقدس، سرنوشت پناهندگان فلسطینی و شهرکهای یهودی نشین هستند.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong>نام کامل: کشور اسرائیل</strong>
            </p>
            <p>جمعیت: ۷.۳ میلیون (سازمان ملل متحد ۲۰۱۰)</p>
            <p>مرکز دولت: بیت المقدس، اما اکثر سفارتخانه های خارجی در تل آویو قرار دارند.</p>
            <p>مساحت: مرکز آمار اسرائیل مساحت کشور را با احتساب بیت المقدس و بلندی های جولان ۲۲,۰۷۲ کیلومتر مربع ذکر کرده است.</p>
            <p>زبان اصلی: عبری و عربی</p>
            <p>ادیان عمده: یهودیت، مسیحیت و اسلام</p>
            <p>امید به زندگی: ۸۰ سال (مردان) و ۸۴ سال (زنان) (سازمان ملل متحد)</p>
            <p>واحد پول: ۱ شکله اسرائیل = ۱۰۰ آگورت جدید</p>
            <p>صادرات عمده: نرم افزار کامپیوتر، تجهیزات نظامی، مواد شیمیایی و محصولات کشاورزی</p>
            <p>سرانه درآمد ناخالص ملی: ۲۷.۱۷۰ دلار (بانک جهانی ۲۰۱۰)</p>
            <p>نشانه حوزه اینترنت: il.</p>
            <p>کد بین المللی تلفن: ۹۷۲+</p>
            <br/>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>نخست وزیر: بنیامین نتانیاهو</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۴۹، تل آویو</strong>
            </p>
            <p>رهبر حزب راستگرای لیکود در انتخابات زودهنگام در فوریه ۲۰۰۹ پس از یک دهه دوباره به نخست وزیری رسید.</p>
            <p>این انتخابات در پی استعفای اهود اولمرت، رهبر حزب میانه روی کادیما به دلیل اتهامات فساد مالی و پس از اینکه صیپی لیونی، جایگزین آقای اولمرت نتوانست دولت ائتلافی چپ میانه رو را تشکیل دهد، برگزار شد.</p>
            <p>خانم لیونی و حزب کادیما توانستند یک کرسی بیشتر از لیکود در کنست (مجلس اسرائیل) به دست آورند. اما در مجموع احزاب دست راستی توانستند نتیجه بهتری از چپگرایان به دست آورند.</p>
            <p>آقای نتانیاهو که به عنوان یکی از راستگراترین رهبران لیکود شناخته می شود، با ائتلاف حزب ملی‌گرای "اسرائیل خانه ما"، چند حزب مذهبی و حزب چپ میانه‌روی کارگر، تشکیل دولت داد.</p>
            <p>حتی با وجود حضور حزب کارگر در دولت ائتلافی، ترکیب دولت جدید این نگرانی را به وجود آورد که شاید بر روند صلح با فلسطینیان تاثیر بگذارد.</p>
            <p>در جریان کارزار انتخاباتی، آقای نتانیاهو بر مخالفت خود با انتقال سرزمین های اشغالی به فلسطینیان در مقابل برقراری صلح، تاکید کرد.</p>
            <p>اما چند ماه پس از به قدرت رسیدن گفت که در صورت خلع سلاح کامل فلسطینیان، حاضر است با تشکیل کشور فلسطینیان موافقت کند.</p>
            <p>آقای نتانیاهو به مقاومت خود در مقابل فشارهای دولت باراک اوباما در خصوص تعلیق شهرک سازی در مناطق اشغالی ادامه داد؛ موضوعی که از شروط اصلی فلسطینیان برای ادامه مذاکرات صلح است.</p>
            <p>با این حال او در دسامبر ۲۰۰۹ اعلام کرد که برای ۱۰ ماه اجازه ساخت شهرکهای جدید را متوقف می کند که خشم شهرک نشین ها را برانگیخت.</p>
            <p>آقای نتانیاهو تعهد کرده است که برنامه های اتمی ایران - که اسرائیل آن را تهدیدی برای خود می بیند - را در راس سیاستهای امنیتی خود قرار دهد.</p>
            <p>آقای نتانیاهو در جریان نخستین دوره نخست وزیری خود که از سال ۱۹۹۶ آغاز شد، با تشکیلات خودگران فلسطینی که پس مذاکرات صلح در سالهای تشکیل شد، سیاست مسالمت آمیزی نداشت. اما با این حال در سال ۱۹۹۷ او با واگذاری بخش عمده ای از شهر الخلیل در کرانه باختری موافقت کرد.</p>
            <p>او در انتخابات ۱۹۹۹ از اهود باراک، (وزیر دفاع کنونی) رهبر حزب کارگر شکست خورد.</p>
            <p>با روی کار آمدن آریل شارون، رهبر پیشین لیکود او بار دیگر به دولت بازگشت و وزارت دارایی را بر عهده گرفت و اصلاحات اقتصاد متکی به بازار را اجرا کرد. اما در سال ۲۰۰۵ در اعتراض به تصمیم آقای شارون مبنی بر خروج از غزه از سمت خود کناره گیری کرد.</p>
            <p>آقای نتانیاهو اولین نخست وزیر اسرائیل است که در اسرائیل پس از تاسیس به دنیا آمده است. او بخشی از دوران کودکی خود را آمریکا گذرانده است.</p>
            <p>او در پنج سال حضور خود در ارتش اسرائیل، با درجه سروانی فرماندهی یک واحد ویژه را برعهده داشت.</p>
            <p>در طول سالهای گذشته آقای نتانیاهو که به زبان انگلیسی تسلط کامل دارد، در رسانه های بین المللی از مواضع اسرائیل به شدت دفاع کرده است.</p>
            <h3>رئیس جمهور: شیمون پرز</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۲۳، ویژنوا - لهستان (اکنون در بلاروس)</strong>
            </p>
            <p>پست ریاست جمهوری در اسرائیل مقامی تشریفاتی است و قدرت اجرایی در اختیار کابینه به ریاست نخست وزیر اسرائیل است.</p>
            <p>در ۱۳ ژوئن ۲۰۰۷، کنست، شیمون پرز، سیاستمدار کهنه‌کار اسرائیلی را به عنوان جایگزین موشه کاتساو انتخاب کرد. آقای کاتساو که به دلیل اتهامات جنسی به طور موقت از مقامش کناره گرفته بود، رسما در ۲۹ ژوئن ۲۰۰۷ استعفا کرد.</p>
            <p>با وجودیکه پست ریاست جمهوری مقامی تشریفاتی محسوب می شود، اما در گذشته از نگاه بسیاری از اسرائیلی ها، رئیس جمهور نقشی معنوی برای کشور داشته است و به همین دلیل بسیاری امیدوارند که آقای پرز بتواند حیثیت لکه دار شده مقام ریاست جمهوری را دوباره احیا کند.</p>
            <p>شیمون پرز یک بار دیگر خود را در سال ۲۰۰۰ کاندیدای ریاست جمهوری کرده بود که موشه کاتساو رقیب او از حزب لیکود به این مقام دست یافت.</p>
            <p>او چندین دهه از اعضای اصلی حزب کارگر بود و چندین بار رهبری این حزب را بر عهده داشت. ولی چندی پس از شکستش در مقابل عمیر پرتص در انتخابات داخلی حزب کارگر در سال ۲۰۰۵، این حزب را ترک کرده و به حزب تازه تاسیس کادیما پیوست که آریل شارون بنیاد آن را گذاشته بود.</p>
            <p>آقای پرز نخستین بار در سال ۱۹۵۹ به کنست راه یافت که تا پیش از انتخابش به عنوان رئیس جمهور از اعضای فعال بود. داشتن مقامهایی چون نخست وزیری (دوبار)، وزیر امور خارجه (سه بار) ، وزیر دفاع (دوبار) از جمله مسئولیتهای این سیاستمدار کهنه کار بوده است.</p>
            <p>وی در سالهای آخر نخست وزیری آریل شارون معاونت او را برعهده گرفت که با به قدرت رسیدن اهود اولمرت در این مقام ابقا شد.</p>
            <p>او در پی امضای پیمان اسلو میان اسرائیل و فلسطینیان، همراه با اسحاق رابین و یاسر عرفات به جایزه صلح نوبل سال ۱۹۹۴ دست یافت.</p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208122633_4.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>مطبوعات و رسانه های اسرائیلی متعدد و متنوع هستند و بازتاب دهنده زبانها، عقاید سیاسی و نظریات دینی گوناگون هستند.</p>
            <p>سازمان رادیو و تلویزیون اسرائیل سرویسهای رادیو و تلویزیون عمومی را اداره می کند. بخش اعظم بودجه آنها از طریق حق اشتراک دستگاههای گیرنده تلویزیونی تامین می شود.</p>
            <p>کانالهای ۲ و اسرائیل ۱۰ شبکه های اصلی تلویزیونی تجاری هستند. اکثر خانواده ها مشترک تلویزیون کابلی و یا ماهواره ای هستند.</p>
            <p>شبکه های کابلی HOT و ماهواره ای YES مهمترین سرویس دهنده های شبکه های تلویزیونی هستند.</p>
            <p>رادیوهای تجاری در سال ۱۹۹۵ آغاز به کار کرد. اما افزایش روزافزون رادیوهای بدون مجوز رسمی و رقابت با آنان کار را برایشان مشکل کرده است. تعدادی از این رادیوهای بدون مجوز برنامه های یهودیان بنیادگرا را پخش می کنند.</p>
            <p>۱۳ روزنامه و ۹۰ هفته نامه در اسرائیل موجود است که همه خصوصی هستند و بسیاری از آنها از طریق اینترنت قابل دسترس اند.</p>
            <p>به گفته سازمان گزارشگران بدون مرز، "مقامات اسرائیلی در برخورد با موضوع آزادی مطبوعات می توانند بهترین و بدترین رفتار را داشته باشند. علیرغم سانسور ارتش، مطبوعات اسرائیلی در مقایسه با کشورهای دیگر منطقه، از آزادی عمل زیادی برخوردارند".</p>
            <p>اسرائیل دارای صنعت کامپیوتری گسترده ای است و جمعیتی آشنا به فناوری اطلاعات دارد. در مه ۲۰۰۸ ، حدود ۷۱ درصد از جمعیت ۵.۳ میلیونی کشور به اینترنت دسترسی داشتند (InternetWorldStats).</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>یدیوت آحارانوت - روزنامه، چاپ تل آویو، پر خواننده ترین</p>
            <p>هاآرتص - روزنامه، چاپ تل آویو</p>
            <p>جروزالم پست - روزنامه، به زبان انگلیسی</p>
            <p>معاریو - روزنامه، چاپ تل آویو</p>
            <p>گلوبز - روزنامه اقتصادی</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>سازمان رادیو و تلویزیون اسرائیل - تلویزیون عمومی، اداره کننده کانال ۱</p>
            <p>کانال ۲: سراسری تجاری</p>
            <p>اسرائیل۱۰ - سراسری، تجاری</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>سازمان رادیو و تلویزیون اسرائیل: تلویزیون عمومی، اداره کننده رادیوهای عمومی، شامل:</p>
            <p>رادیو راشت الف - ویژه سخنرانی‌ها</p>
            <p>رادیو راشت بت - ویژه اخبار</p>
            <p>رادیو راشت گیمل - ویژه موسیقی</p>
            <p>رادیو راشت دالت: به زبان عربی</p>
            <p>گالی صحال: متعلق به نیروی دفاعی اسرائیل، پخش اخبار و موسیقی برای مخاطبان عمدتا غیرنظامی. همچنین دارای شبکه گلگلص با پخش برنامه های موسیقی و ترافیک</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-08:15473773</id>
      <dc:identifier>15473773</dc:identifier>
      <updated>2012-02-08T16:41:58+00:00</updated>
      <published>2012-02-08T15:07:43+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی اردن</title>
      <summary xml:lang="fa">اهمیت اردن تا حدی ناشی از موقعیت سوق الجیشی آن در تقاطعی است که بیشتر مسلمانان، مسیحیان و یهودیان به آن نام سرزمین مقدس داده اند.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی اردن، خاورمیانه، جهان عرب، ملک عبدالله</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120208_l51_prf_jordan_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120208_l51_prf_jordan_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208163449_11_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208163449_11_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208163449_11_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208163449_11_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی اردن</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213173500_1.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>کشور سلطنتی اردن هاشمی با وجود وسعت کوچک و منابع طبیعی محدود خود سالهاست که نقشی اساسی در مبارزه قدرت در خاورمیانه ایفا می کند.</p>
            <p>اهمیت اردن تا حدی ناشی از موقعیت سوق الجیشی آن در تقاطعی است که بیشتر مسلمانان، مسیحیان و یهودیان به آن نام سرزمین مقدس داده اند. اردن (همراه با مصر) یکی از دو کشور عربی است که با اسرائیل صلح کرده است و از متحدان اصلی آمریکا محسوب می شود.</p>
            <p>این کشور صحرایی، در پی تقسیم خاورمیانه بین بریتانیا و فرانسه پس از جنگ جهانی اول بوجود آمد.</p>
            <p>جمعیت این کشور در آن زمان بیشتر متشکل از قبایل بادیه نشینی بود که در "شورش بزرگ اعراب" علیه امپراتوری عثمانی حضور داشتند.</p>
            <p>امروزه تعداد بازمانده های این قبایل - که بنام اردنی های کرانه خاوری شناخته می شوند- کمتر از تعداد اخلاف پناهندگان فلسطینی است که از اسرائیل و کرانه باختری به این کشور آمده بودند.</p>
            <p>نخستین حکمران اردن، عبدالله اول- پدربزرگ ملک حسین – از خاندان هاشمی بود که متولد مکه بود و نقش مهمی در "شورش بزرگ اعراب" داشت.</p>
            <p>پس از درگذشت ملک حسین در فوریه ۱۹۹۹ میلادی پس از ۴۶ سال حکومت، اردن همچنان برای بقای اقتصادی و اجتماعی خود و برقراری صلح در منطقه تلاش می کند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208163250_1.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">شهر تاریخی پترا به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید انتخاب شده است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>عبدالله دوم، فرزند و جانشین ملک حسین، با وظیفه حفظ ثبات کشور و در عین حال برآوردن مطالبات روزافزون برای اصلاحات سیاسی روبروست. طرح اولیه بلند مدت تغییرات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که به برنامه ملی شهرت دارد، هنوز در مرحله پیش از اقدام قرار دارد.</p>
            <p>پس از انفجار مرگباری که در اواخر سال ۲۰۰۵ در یکی از هتل های پایتخت رخ داد و ده ها کشته بر جای گذاشت، اردن اعتبارش را به عنوان یکی از امن ترین کشورهای منطقه تا حدودی از دست داد.</p>
            <p>پیکارجویان اسلامی مستقر در عراق مسئولیت این حمله را برعهده گرفتند. شاه اردن بعد از این اتفاق گفت که اردن بخاطر موقعیت مکانی و شرایط فعلی اش مورد هدف قرار گرفته است.</p>
            <p>اردن بر خلاف بسیاری از همسایگانش در منطقه از منابع نفتی محروم است. منابع این کشور محدود به فسفات و محصولات کشاورزی است.</p>
            <p>اقتصاد این کشور بیشتر بر پایه خدمات، صنعت توریسم و کمکهای خارجی است که بیشتر از سوی ایالات متحده آمریکا تامین می شود. خدمات بهداشتی- درمانی اردن در منطقه از سطح بالایی برخوردار است.</p>
            <p>قدرت واقعی در اردن در اختیار ملک عبدالله، پادشاه اردن است که تعهد کرده است اصلاحات سیاسی را در پیش گیرد. احزاب سیاسی از سال ۱۹۹۲ فعالیت خود را آغاز کرده اند.</p>
            <h2/>
            <h2>
               <br/>
               <br/>
            </h2>
            <h2>
               <br/>
               <br/>
            </h2>
            <h2>
               <br/>
               <br/>
            </h2>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong>نام کامل: سلطنت هاشمی اردن</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>جمعیت:</strong> ۶.۵ میلیون (سازمان ملل متحد ۲۰۱۰)</p>
            <p>
               <strong>مساحت:</strong> ۸۹۳۴۲ کیلومتر مربع</p>
            <p>
               <strong>پایتخت:</strong> امان</p>
            <p>
               <strong>زبان اکثریت</strong>: عربی</p>
            <p>
               <strong>دین اکثریت:</strong> اسلام</p>
            <p>
               <strong>امید به زندگی:</strong> ۷۲ سال (مردان)، ۷۵ سال (زنان) (سازمان ملل)</p>
            <p>
               <strong>واحد پول:</strong> ۱ دینار اردن = ۱۰۰ فلس</p>
            <p>
               <strong>صادرات عمده:</strong> فسفات، کود شیمیایی و محصولات کشاورزی</p>
            <p>
               <strong>سرانه درآمد ناخلص ملی</strong>: ۴.۳۹۰دلار (بانک جهانی۲۰۱۰)</p>
            <p>
               <strong>نشانه اینترنتی:</strong> jo.</p>
            <p>
               <strong>کد بین المللی تلفن</strong>: ۹۶۲+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس کشور: ملک عبدالله دوم</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۶۲، امان</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208163302_2.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن در سال ۱۹۹۹ به سلطنت رسید. او قدرت وسیعی دارد. دولت را تعیین می کند، مصوبه ها را تائید می کند و قادر است که مجلس را نیز منحل کند.</p>
            <p>در سال‌های اخیر او با درخواستهای فزاینده ای برای در نظر گرفتن اصلاحات سیاسی روبه‌رو بوده است. در پی رخدادهای سال ۲۰۱۱ د رتونس که منجر به گریختن رئیس جمهور تونس شد، ملک عبدالله کابینه اردن را منحل کرد و نخست وزیر جدیدی انتخاب کرد که پیش‌زمینه تغییرات سیاسی را هدایت کند.</p>
            <p>ملک عبدالله پیشتر از یک برنامه ۱۰ ساله اصلاحات در زمینه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی پشتیبانی می کرد و حامی طرحی برای انتخابات شوراهای محلی بود. قانونگذاران محافظه کار به این برنامه خوشبین نبودند.</p>
            <p>پس از بمبگذاری های انتحاری نوامبر ۲۰۰۵ در امان، پادشاه اعلام کرد که امنیت و ثبات در بالاترین اولویت قرار دارند و راهکاری در نظر گرفت که به "شرایط تغییر یافته" رسیدگی کند.</p>
            <p>عبدالله، پسر ارشد ملک حسین از همسر بریتانیایی دوم او، تونی است. این زوج در ۱۹۷۲ از هم جدا شدند.</p>
            <p>عبدالله در بریتانیا و آمریکاتحصیل‌کرده است، وی اندکی پس از تولدش ولیعهد کشور نامیده شد. در سال ۱۹۶۵ ملک حسین این عنوان را به برادر خود حسن داد، اما در سال ۱۹۹۹ بار دیگر عبدالله را به ولیعهدی اردن منصوب کرد.</p>
            <p>ملک عبدالله با دختری فلسطینی ازدواج کرده است که به لحاظ اینکه اکثریت جمعیت اردن را فلسطینی تبار تشکیل می دهند، این امر مزیتی سیاسی محسوب می شود.</p>
            <p>از جمله سرگرمی های او مسابقات اتوموبیلرانی، ورزشهای آبی و جمع آوری سلاحهای جنگی قدیمی است. او یک نظامی است و زمانی فرمانده نیروهای ویژه اردن بوده است.</p>
            <p>حفظ تعادل میان مصلحت های سیاسی و مطالبات داخلی همواره برای ملک عبدالله بازی دشواری بوده است. توافق صلح اردن با اسرائیل و روابط نزدیک با آمریکا باعث ناخشنودی بسیاری از اردنی ها شده است.</p>
            <h3>نخست وزیر: عون شوکت خصاونه</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۵۰، امان</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208163315_3.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>عون خصاونه، قاضی دادگاه بین المللی عدالت سومین کسی است که در یک سال به نخست وزیری اردن رسید. او در اکتبر ۲۰۱۱ در پی استعفای، معروف بخیت، ژنرال محافظه کار این مسئولیت را برعهده گرفت.</p>
            <p>آقای بخیت در پی اعتراضات خیابانی و اعتراض پارلمان به دلیل کندی روند اصلاحات سیاسی و اقتصادی از مقامش کناره گیری کرد.</p>
            <p>آقای خصاونه، رئیس سابق دربار و مشاور مذاکره کنندگان صلح با اسرائیل در سال ۱۹۹۴ بوده است.</p>
            <p>انتظار می رفت که تخصص او در امور حقوقی و عدم تعصبش نسبت به سیاست های حزبی، باعث شود که بهتر بتواند از عهده پیشبرد اقدامات مهمی مانند اصلاحات روند انتخابات و نظام سیاست های حزبی، تدارک برای برگزاری انتخابات شهری و تدوین پیش نویش تدابیری برای آزادسازی رسانه ها، برآید.</p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <p>کنترل شدید دولت بر رسانه ها در اردن همواره امری متداول بوده است. گزارشگران بدون مرز گفته اند، دولت روند روزنامه های اصلی را در دست دارد.</p>
            <p>به گزارش سال ۲۰۱۰ گزارشگران بدون مرز " سلطنت، دین، قانون اساسی و مردی که رهبر آنهاست، همه خطوط قرمزی هستند که روزنامه نگاران نباید از آن عبور کنند."</p>
            <p>هدف مدیا سیتی اردن – که یکی از نخستین شهرک های رسانه ای در منطقه بود- جذب سرمایه گذاری رسانه ها و ایجاد مرکزی برای فعالیت شبکه های ماهواره ای در منطقه است.</p>
            <p>شبکه های رادیویی بی بی سی به زبان عربی رادیوی عربی "مونت کارلو دولیه" بر روی موج اف ام در امان و شمال اردن قابل دریافت هستند. تعداد رادیوهای خصوصی بر روی موج اف ام که عمدتا موسیقی پخش می کنند رو به افزایش است.</p>
            <p>تعداد کاربران اینترنتی اردن تعا ژوئن ۲۰۱۰ حدود ۱.۷ میلیون برآورد شده است (InternetWorldStats).</p>
            <p>در اوایل سال ۲۰۱۰ دادگاهی دستور داد که اینترنت نیز مشمول قانون مطبوعات و نشریات نیز می شود که اعتراض روزنامه نگاران را برانگیخت.</p>
            <p>ملکه رانیا، همسر ملک عبدالله از یوتیوب به عنوان وسیله ای برای ارتباط عمومی و بیان اظهاراتش استفاده می کند. او همچنین در توئیتر نیز فعال است.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>الدستور (قانون اساسی): روزنامه خصوصی، به زبان عربی</p>
            <p>الرای: روزنامه خصوصی، به زبان عربی</p>
            <p>الغد - روزنامه خصوصی، به زبان عربی</p>
            <p>العرب الیوم - روزنامه به زبان عربی</p>
            <p>جردن تایمز : روزنامه به زبان انگلیسی</p>
            <p>استار: هفته نامه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، به زبان انگلیسی</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>رادیو تلویزیون دولتی اردن: متشکل از شبکه اصلی بر روی کانال ۱، شبکه ورزشی بر روی کانال ۲، شبکه فیلم های سینمایی بر روی کانال ۳ و شبکه ماهواره ای اردن</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>رادیو تلویزیون دولتی اردن: به زبانهای عربی، انگلیسی و فرانسه</p>
            <p>رادیو فان: موج اف ام، تحت کنترل ارتش</p>
            <p>روتانا اف ام: خصوصی، برنامه های سرگرمی</p>
            <p>مود اف ام: خصوصی، موسیقی پاپ</p>
            <p>پلی ۹۹.۶ - خصوصی، موسیقی پاپ</p>
            <h3>خبرگزاری / اینترنت</h3>
            <p>خبرگزاری دولتی پترا: تحت کنترل وزارت اطلاع رسانی</p>
            <p>عمون نیوز: خصوصی، به زبان انگلیسی</p>
            <p>عین نیوز: خصوصی، وبسایت خبری</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-14:15581615</id>
      <dc:identifier>15581615</dc:identifier>
      <updated>2012-02-14T14:14:35+00:00</updated>
      <published>2012-02-14T13:31:54+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی ارمنستان</title>
      <summary xml:lang="fa">از آنجایی که ارمنستان در مسیر جاده کهن ابریشم قرار گرفته، بخشی از قلمرو امپراتوری های گوناگون بوده و در طول تاریخ خود تحت تأثیر فرهنگهای مختلفی بوده است.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی ارمنستان، قره باغ علیا، ایروان، ترکیه</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120214_l51_prf_armenia_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120214_l51_prf_armenia_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/14/120214141241_d_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/14/120214141241_d_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/14/120214141241_d_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/14/120214141241_d_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی ارمنستان</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/16/120216160500_2.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>ارمنستان کشوری است محدود در خشکی که از غرب با ترکیه و از شمال با گرجستان هم مرز است و قدمتی بیش از اغلب کشورهای دیگر اروپایی دارد.</p>
            <p>از آنجایی که این کشور در مسیر جاده کهن ابریشم قرار گرفته، بخشی از قلمرو امپراتوری های گوناگون بوده و در طول تاریخ خود تحت تأثیر فرهنگهای مختلفی بوده است.</p>
            <p>به دنبال فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱، ارمنستان استقلال خود را بازیافت اما بلافاصله بر سر منطقه عمدتا ارمنی زبان قره باغ علیا وارد جنگی خونین با جمهوری آذربایجان شد.</p>
            <p>ارمنستان یکی از مناطق اولیه گسترش دین مسیحیت بود و قدمت اولین کلیساهای آن به قرن چهارم میلادی باز می گردد.</p>
            <p>در طول قرن های پس از آن، تحت کنترل ایرانیان، رومیان، مغول ها و ترکها بوده و در بخشی هایی از تاریخ خود مستقل نیز بوده است.</p>
            <p>از این رو میراث فرهنگی و معماری غنی آن، ترکیبی از ویژگی های مختلف از فرهنگ های گوناگون بوده است. زبان ارمنی شاخه ای از زبان های هند و اروپایی است ولی الفبای آن منحصر به فرد است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/11/02/111102144011_armenia_church_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">ارمنستان یکی از مناطق اولیه گسترش دین مسیحیت بود</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>در قرن شانزدهم صفویان و عثمانی ها ارمنستان را میان خود تقسیم کردند. بخش شرقی آن در اوایل قرن نوزدهم جزوی از قلمرو امپراتوری روسیه تزاری شد و بخش دیگر آن همچنان تحت کنترل امپراتوری عثمانی باقی ماند.</p>
            <p>بین سال های ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷، صدها هزار ارمنی توسط امپراتوری عثمانی کشته شدند.</p>
            <p>دولت ارمنستان می خواهد که جامعه جهانی و مخصوصا ترکیه بپذیرند که این کشتار را نسل کشی بوده است. چندی پیش پارلمان فرانسه لایحه‌ای را تصویب کرد که بر اساس آن، انکار نسل‌کشی بودن کشتار ارامنه جرم تلقی خواهد شد. این تصمیم با واکنش شدید دولت ترکیه رو به رو شد و سفیرش را از پاریش فراخواند.</p>
            <p>اما دولت ترکیه وقوع نسل کشی را رد کرده و مدعی است که کشته شدگان، ماننده بسیاری از ترک ها قربانیان حوادث جنگ جهانی اول هستند. این دو کشور رابطه دیپلماتیک ندارند.</p>
            <p>دولت های دو کشور در اکتبر ۲۰۰۹ بر سر عادی سازی روابط توافق کردند. گرچه ترکیه گفته است که بازکردن مرزهایش منوط به حل مناقشه قره باغ علیا از سوی ارمنستان ست.</p>
            <p>ارمنستان در پایان جنگ جهانی اول به عنوان یک جمهوری استقلال خود را اعلام کرد ولی دیری نپایید که در آغاز دهه ۱۹۲۰، توسط انقلابیون بلشویک جزو اتحاد جماهیر شوروی شد.</p>
            <p>در پس سقوط اتحاد شوروی ر سال ۱۹۹۱ ارمنستان اعلام استقلال کرد اما نظامیان روس در پایگاه نظامی گیومری در این کشور باقی ماندند.</p>
            <p>از اواسط دهه ۱۹۹۰ دولت دست به اصلاحات اقتصادی زد که موجب ثبات و رشد اقتصادی شد و در سال ۲۰۰۱ ارمنستان به عضویت شورای اروپا درآمد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/01/24/120124182441_armenia_camp_304x171_hultongetty_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بین سال های ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷، صدها هزار ارمنی توسط امپراتوری عثمانی کشته شدند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Hulton Getty"/>
            </div>
            <p>بیکاری و فقر کماکان در ارمنستان گسترده است و مشکلات اقتصادی ارمنستان پس از تحریمهای تجاری توسط همسایگانش، ترکیه و جمهوری آذربایجان، بر سر مناقشه قره باغ وخیم تر شد.</p>
            <p>با وجود این مشکلات، اقتصاد ارمنستان سالها رشد دورقمی داشته اما در سال ۲۰۰۸ سقوط شدیدی داشت.</p>
            <p>مناقشه بر سر قره باغ علیا ، ناحیه ای در جمهوری آذربایجان که اکثریت جمعیت آن را ارامنه تشکیل می دهند، از زمان استقلال مجدد ارمنستان در سال ۱۹۹۱، بر سر سیاست ارمنستان سایه اندخته است.</p>
            <p>در همان سال جنگ تمام عیاری میان جمهوری آذربایجان و ارمنی های ناحیه قره باغ با حمایت دولت و ارتش رمنستان درگرفت. با وجود اعلام آتش بس در سال ۱۹۹۴، مناقشه قره باغ همچنان حل نشده باقی مانده است.</p>
            <p>ارمنستان که مانند تعدادی از جمهوری های اتحاد شوروی سابق، بیشتر گاز مورد نیاز خود را از روسیه تأمین می کند، با مشکل افزایش شدید قیمت گاز در سالهای اخیر روبرو بوده است. گاز وارداتی از طریق خط لوله ای که از گرجستان می گذرد به ارمنستان می رسد.</p>
            <p>ارامنه موج های مهاجرت متعددی داشته اند و جمعیت مهاجر بزرگی از ارامنه در خارج از ارمنستان زندگی می کند. ولی مهاجرتهای سالهای اخیر به حد نگران کننده ای رسیده است.</p>
            <p>تخمین زده می شود که از زمان استقلال یک چهارم از جمعیت ارمنستان، اساسا جوانان، در جستجوی زندگی بهتر به خارج مهاجرت کرده اند.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <p>
               <strong>نام کامل:</strong> جمهوری ارمنستان</p>
            <p>
               <strong>جمعیت:</strong> ۳.۱ میلیون نفر ( سازمان ملل، ۲۰۱۰)</p>
            <p>
               <strong>پایتخت:</strong> ایروان</p>
            <p>
               <strong>مساحت:</strong> ۲۹.۷۴۳ کیلومتر مربع</p>
            <p>
               <strong>زبان اصلی:</strong> ارمنی و روسی</p>
            <p>
               <strong>مذهب رسمی</strong>: مسیحیت</p>
            <p>
               <strong>امید به زندگی</strong>: ۷۱ سال (مردان) و ۷۷ سال (زنان) (سازمان ملل)</p>
            <p>
               <strong>واحد پول:</strong> ۱ درام= ۱۰۰ لوماس</p>
            <p>
               <strong>صادرات اصلی</strong>: الماس پرداخت شده و پرداخت نشده، ماشین آلات، محصولات فلزی، مواد غذایی</p>
            <p>
               <strong>سرانه درآمد ناخالص ملی</strong>: ۳۲۰۰ دلار آمریکا (بانک جهانی، ۲۰۱۰)</p>
            <p>
               <strong>نشانه اینترنتی:</strong> am.</p>
            <p>
               <strong>کد تلفن بین المللی</strong>: ۳۷۴+</p>
            <br/>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس جمهور: سرژ سرکیسیان</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۵۴، قره باغ علیا</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/10/06/111006221706_sarkisian_304x171_getty.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p>در انتخابات ریاست جمهوری که در فوریه ۲۰۰۸ برگزار شد، سرژ سرکیسیان، نخست وزیر وقت ارمنستان با به دست آوردن حدود ۵۳ در صد آراء به پیروزی رسید و از ماه آوریل جانشین روبرت کوچاریان، رئیس جمهور پیشین شد.</p>
            <p>اما هزاران نفر از مخالفان که مدعی بودند در انتخابات تقلب شده، دست به تظاهرات زدند.</p>
            <p>ولادیمیر پوتین رئیس جمهور وقت روسیه از اولین رهبرانی بود که پیروزی آقای سرکیسیان را تبریک گفت و سازمان امنیت و همکاری اروپا، نهاد اصلی نظارت بر انتخابات در کشورهای اروپایی، اعلام کرد که در این انتخابات اغلب معیارهای بین المللی رعایت شده است.</p>
            <p>پس از پیروزی حزب جمهوری خواه آقای سرکیسیان در انتخابات پارلمانی ماه مه ۲۰۰۷ ، روبرت کوچاریان رئیس جمهور قبلی که دوره اش پایان یافته بود، وی را برای جانشینی خود برگزید و برای رسیدن به قدرت آماده کرد.</p>
            <p>سرژ سرکیسیان، در ارتش شوروی خدمت می کرد و سپس در کمیته امور دفاعی جمهوری خودمختار قره باغ علیا مشغول به کار شد. او سپس به عنوان وزیر دفاع ارمنستان برگزیده شد. برای دوره کوتاهی نیز وزیر امنیت ملی و رئیس دفتر رئیس جمهور بود و دوباره باز وزیر دفاع شد.</p>
            <p>آقای سرکیسیان با موضوع مهم از سرگیری مذاکرات بر سر ناحیه مورد اختلاف قره باغ علیا روبروست. او همچنین متعهد شده که در دوره ریاست جمهوری اش سطح زندگی مردم را در این کشور بهبود ببخشد.</p>
            <p>در سال ۲۰۰۹ او برای از سرگیری روابط دیپلماتیک با ترکیه به توافق رسید. اما پس از اینکه رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه اصرار ورزید که ارمنستان باید ابتدا مسئله خود را با آذربایجان حل کند، این معاهده شکسته شد.</p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <p>در ارمنستان تلویزیون رسانه اصلی است. در کنار دو شبکه تلویزیون دولتی بیش از چهل شبکه تلویزیونی خصوصی در این کشور وجود دارد و کانالهای اصلی تلویزیونی روسیه هم در سطح گسترده ای قابل دسترسند.</p>
            <p>تعداد کمی از ارمنی ها روزنامه را به عنوان منبع خبری اصلی خود انتخاب می کنند. معمولاً نشریات تیراژ پایینی دارند و بیشتر مطبوعات متعلق به افراد متمول یا احزاب سیاسی اند.</p>
            <p>طبق قانون رسانه ها مصوب سال ۲۰۰۴ سانسور اطلاعات ممنوع است، با این حال نشر اکاذیب و مطالب توهین آمیز مجازات حبس دارد و شماری از روزنامه نگاران با این اتهامات محاکمه و به زندان محکوم شده اند.</p>
            <p>به گزارش فریدام هاوس در سال ۲۰۱۰، مقامات با استفاده از "فشار غیر رسمی" خروجی رسانه ها را کنترل می کنند. بنا بر این گزارش خشونت علیه روزنامه نگاران نیز از مشکلات دیگر است.</p>
            <p>تعداد کاربران اینترنتی ارمنستان تا ژوئن ۲۰۱۰، حدود ۱.۴ میلیون نفر برآورد شده است. (InternetWorldStats.com)</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>آراوود - روزنامه خصوصی</p>
            <p>هایاستانی هانراپتوتیون - روزنامه، توسط پارلمان منتشر می شود</p>
            <p>هایکاکان ژاماناک - روزنامه، توسط حزب مخالف، حزب دموکرات میهنی- منتشر می شود.</p>
            <p>آزگ - توسط حزب لیبرال دموکرات منتشر می شود</p>
            <p>گالوس آرمنی - روزنامه خصوصی</p>
            <p>ایراوونک - توسط حزب اتحادیه قانون اساسی منتشر می شود</p>
            <p>رسپوبلیکا آرمنیا - توسط ستاد اجرایی رئیس جمهور، پارلمان و دولت منتشر می شود</p>
            <p>یرکیر - روزنامه، توسط فدراسیون انقلابی ارمنستان منتشر می شود، با صفحاتی به زبان انگلیسی</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>تلویزیون عمومی ارمنستان - سراسری، دولتی</p>
            <p>آرمنیا تی وی - سراسری، تجاری</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>رادیو دولتی ارمنستان – سراسری، دولتی</p>
            <p>های اف ام - اولین فرستنده رادیوی خصوصی</p>
            <p>هیت اف ام - خصوصی، شبکه رادیویی ایروان</p>
            <p>رادیو آلفا - خصوصی، شبکه رادیویی ایروان</p>
            <p>رادیو وان - خصوصی، شبکه رادیویی ایروان</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>آرکا - خصوصی، با صفحاتی به زبان انگلیسی</p>
            <p>آرمن پرس - دولتی، با صفحاتی به زبان انگلیسی</p>
            <p>نویان تاپان - خصوصی، با صفحاتی به زبان انگلیسی</p>
            <p>مدیا مکس - خصوصی، با صفحاتی به زبان انگلیسی</p>
            <p>آرم اینفو - خصوصی،</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-03-06:15980950</id>
      <dc:identifier>15980950</dc:identifier>
      <updated>2012-03-06T16:45:21+00:00</updated>
      <published>2012-03-06T16:38:14+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی ازبکستان</title>
      <summary xml:lang="fa">ازبکستان، که در کنار جاده تاریخی ابریشم میان اروپا و آسیا قرار دارد، شامل شهرهای باستانی سمرقند و بخاراست، که به خاطر معماری های باشکوه شان شهرت دارند و زمانی از جمله مراکز غنی بازرگانی و فرهنگی جهان بودند.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی ازبکستان، کریم اف</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/03/120306_l51_pfr_uzbekistan_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/03/120306_l51_pfr_uzbekistan_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/03/06/120306163943_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/03/06/120306163943_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/03/06/120306163943_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/03/06/120306163943_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی ازبکستان</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <p> ازبکستان پس از بیش از یک قرن تحت سلطه روسها - در ابتدا بخشی از امپراتوری روسیه، و سپس به عنوان یکی از جمهوری های اتحاد جماهیر شوروی سابق - در سال ۱۹۹۱ میلادی به کشوری مستقل تبدیل شد.</p>
            <p>ازبکستان، که در کنار جاده تاریخی ابریشم میان اروپا و آسیا قرار دارد، شامل شهرهای باستانی سمرقند و بخاراست، که به خاطر معماری های باشکوه شان شهرت دارند و زمانی از جمله مراکز غنی بازرگانی و فرهنگی جهان بودند.</p>
            <p>نظام سیاسی ازبکستان استبدادی است و بارها به دلیل نقض حقوق بشر مورد انتقاد قرار گرفته است.</p>
            <p>ازبکستان پرجمعیت ترین کشور آسیای مرکزی، و همچنین مقتدرترین قدرت نظامی در این منطقه است. ناظران سیاسی بر این باورند که ازبکستان می کوشد نقشی مسلط در منطقه به دست آورد. هیچ اپوزیسیون قانونی در داخل کشور وجود ندارد و رسانه ها شدیدا توسط دولت کنترل می شوند.</p>
            <p>در گزارشی از سازمان ملل اعمال شکنجه در این کشور "نظام یافته" توصیف شده است.</p>
            <p>ازبکستان یکی از تولیدکنندگان اصلی پنبه در جهان و دارای منابع سرشار طبیعی از جمله نفت، گاز و طلاست. با این حال اصلاحات اقتصادی روند کندی داشته و نرخ فقر و بیکاری بسیار بالاست.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/03/06/120306164125_4.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">ازبکستان، که در کنار جاده تاریخی ابریشم میان اروپا و آسیا قرار دارد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>در پی حملات یازده سپتامبر، ازبکستان اجازه داد به نیروهای آمریکایی اجازه داد که در خاک این کشور در پشت مرز با افغانستان مستقر شوند.</p>
            <p>گروه های حقوق بشری بارها جامعه بین المللی را در خصوص اعمال شکنجه و آزارهای گزارش شده در ازبکستان به توجهی متهم کرده اند.</p>
            <p>از زمان استقلال، بارها بمبگذاری و تیراندازی در کشور رخ داده که مقامات حکومتی آن را به گروههای افراطی اسلامگرا نسبت داده اند.</p>
            <p>در ماه مه ۲۰۰۵ در شهر اندیجان در شرق ازبکستان مردمی که در اعتراض به زندانی کردن عده ای به اتهام ارتباط با این گروه ها، دست به تظاهرات زده بودند، توسط نیروهای نظامی سرکوب شدند.</p>
            <p>شاهدان عینی گزارش کردند که در این رخداد صدها غیرنظامی کشته شدند. اما مقامات رسمی ازبکستان تعداد کشته شدگان را کمتر از ۱۹۰ نفر اعلام کرد.</p>
            <p>اسلام کریم اف، رئیس جمهور ازبکستان می گوید که مخالفان قصد دارند با سرنگونی حکومت یک خلافت اسلامی در آسیای مرکزی تاسیس کنند.</p>
            <p>در واکنش به نا آرامی ها در اندیجان، دولت ازبکستان به شدت مورد حمله غرب قرار گرفت و روابط این کشور با غرب به سردی گرائید. ازبکستان نیروهای آمریکایی را از خاکش بیرون راند و به روسیه نزدیکتر شد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/03/06/120306164123_3.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">دولت اسلام کریم اف متهم به اعمال شکنجه و آزار علیه شهروندان اش است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>آقای کریم اف رابطه خود با روسیه را این گونه توصیف کرد که ازبکستان "قابل اعتمادترین شریک و متحد" روسیه است.</p>
            <p>از سال ۲۰۰۸ به این سو، به دلیل جست وجوی اروپایی های برای یافتن منبع انرژی جایگزینی در آسیای میانه و موقعیت استراتژیک ازبکستان در خصوص عملیات علیه طالبان در افغانستان، روابط این کشور با غرب کمی بهبود یافته است.</p>
            <p>اتحادیه اروپا از شدت تحریم ها که پس از رخداد اندیجان اعمال شده بود، کاست و بانک جهانی در تصمیم خود مبنی بر تعلیق پرداخت وام به ازبکستان تجدید نظر کرد.</p>
            <p>در همین حال روابط تاشکند با مسکو رو به کاهش گذاشت تا جایی که دولت ازبکستان در سال ۲۰۰۹ در واکنش به طرح استقرار پایگاه نظامی روسیه در قرقیزستان، در همسایگی خود، لب به انتقاد گشود.</p>
            <p>سیاستهای انعطاف ناپذیر اسلام کریم اف موجب پیدایش شکاف میان ازبکستان و دیگر کشورهای آسیای مرکزی شده است. ازبکستان با هرگونه حرکتی به سوی ایجاد همگرایی سیاسی نزدیک میان جمهوری های شوروی سابق مخالفت نموده است.</p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong>جمعیت</strong>: ۲۷.۸ میلیون (سازمان ملل، ۲۰۱۰) <br/>
               <strong>پایتخت</strong>: تاشکند<br/>
               <strong>مساحت:</strong> ۴۴۷،۴۰۰ کیلومتر مربع<br/>
               <strong>زبان اکثریت</strong>: ازبکی، تاجیکی، روسی<br/>
               <strong>دین اکثریت</strong>: اسلام<br/>
               <strong>امید به زندگی</strong>: ۶۶ سال (مردان)، ۷۲ سال (زنان) (سازمان ملل)<br/>
               <strong>واحد پول:</strong> ۱ سوم ازبک = ۱۰۰ تین<br/>
               <strong>صادرات عمده:</strong> پنبه، طلا، گاز طبیعی، کود، فلزات، منسوجات و وسایل نقلیه موتوری<br/>
               <strong>میانگین درآمد سالانه:</strong> ۱.۲۸۰ دلار (بانک جهانی)<br/>
               <strong>نشانه اینترنتی :</strong> uz.<br/>
               <strong>کد تلفن بین المللی:</strong> ۹۹۸+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3> رئیس جمهور: اسلام کریم اف</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۳۸، سمرقند</strong>
            </p>
            <p>اسلام کریم اف از سال ۱۹۸۹ که به سمت ریاست حزب کمونیست ازبکستان شوروی سابق رسید و یک سال بعد به مقام ریاست جمهوری دست یافت و این مقام را پس از استقلال نیز حفظ کرد، همواره در صدر رهبری قرار داشته است.</p>
            <p>در یک همه پرسی که در سال ۱۹۹۵ برگزار شد، دوره ریاست جمهوری وی به مدت پنج سال تمدید شد. او در سال ۲۰۰۰ بدون هیچ مخالفتی بار دیگر در انتخابات به پیروزی رسید.</p>
            <p>او مجددا در سال ۲۰۰۲ در یک همه پرسی دیگر موفق شد که دوران ریاست جمهوری را از پنج به هفت سال تمدید نماید. دوره او در سال ۲۰۰۷ به پایان رسید، اما او بار دیگر در انتخابات دسامبر ۲۰۰۷ این مقام را حفظ کرد که مخالفانش آن را ساختگی خواندند.</p>
            <p>آقای کریم اف برخوردی استبدادی با هرگونه مخالفتی دارد. عده معدودی از ناظران غربی که بر انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۴ نظارت داشتند، این انتخابات را فاقد معیارهای بین المللی دانستند و گفتند که همه کاندیداها از هواداران رئیس جمهور بودند.</p>
            <p>وی در کنار اعمال کنترلهای شدید در داخل کشور و سرکوبی مخالفان سیاسی و مذهبی تلاش کرده است که موقعیتش را در منطقه تقویت کند.</p>
            <p>استفاده از تهدید مسلحانه اسلامگریان برای توجیه روش استبدادی رهبری، اتهامی است که متوجه آقای کریم اف است. اما ناظران بر این عقیده اند که ترکیب سرکوب بی رحمانه و سطح پائین زندگی زمینه را برای رشد مقاومت خشونت آمیز در منطقه افزایش می دهد .</p>
            <p>تحصیلات آقای کریم اف در رشته اقتصاد است و مناصب مهمی در ازبکستان شوروی سابق به عهده داشته است، از جمله وزارت دارایی و ریاست کمیته مرکزی حزب کمونیست ازبکستان.</p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/03/06/120306164101_1.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">تلویزیون محبوب ترین رسانه در ازبکستان است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p> رسانه ها تحت کنترل شدید حکومت هستند.</p>
            <p>با وجود اینکه قانون اساسی سانسور خبری را ممنوع و آزادی مطبوعات را تضمین کرده است، براساس گزارشی که در سال ۲۰۱۰ از سوی گزارشگران بدون مرز منتشر شد روزنامه نگاران به اتهام "دخالت در امور داخلی" و "توهین به شان شهروندان" طبق قانون مجازات می شوند.</p>
            <p>بنا بر این گزارش از زمان قیام اندیجان در سال ۲۰۰۵ روزنامه نگاران و رسانه های خارجی به "تدریج اخراج شدند".</p>
            <p>با وجود اینکه در سال ۲۰۰۲ سانسور مطبوعات قبل از چاپ آنها لغو شد خودسانسوری امری متداول است. طبق قانون رسانه مسئول مطالب منتشر شده خود هستند.</p>
            <p>در این گزارش اضافه می شود که حکومت خبرنگارانی را که این قوانین را زیرپا می گذارند مورد اذیت و آزار قرار می دهد و یا به زندان می اندازد.</p>
            <p>کمیته حمایت از روزنامه نگاران می گوید که بسیاری از ازبک ها به دلیل محدودیت های حاکم بر رسانه های داخلی، از منابع خبری خارجی از جمله تلویزیون روسیه و بی بی سی استفاده می کنند.</p>
            <p>اکثر چاپخانه ها و مراکز پخش تحت کنترل دولت قرار دارند.</p>
            <p>تلویزیون محبوب ترین رسانه در ازبکستان است. شبک های رادیویی و تلویزیونی خصوصی در کنار شبکه های دولتی فعالیت دارند.</p>
            <p>شبکه های خارجی از طریق کابل که به طور گسترده در دسترس هستند، پخش می شوند.</p>
            <p>تعداد کاربران اینترنتی در مارس ۲۰۱۱ حدود ۷.۵ میلیون نفر برآورد شده است. (InternetWorldStats)</p>
            <p>سانسور اینترنتی و فیلترینگ شدیدا اعمال می شود. به گفته گزارشگران بدون مرز در سال ۲۰۱۰ ازبکستان "دشمن اینترنت" است.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-03:15389155</id>
      <dc:identifier>15389155</dc:identifier>
      <updated>2012-02-06T12:24:29+00:00</updated>
      <published>2012-02-03T17:13:57+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی امارات عربی متحده</title>
      <summary xml:lang="fa">قبل از کشف نفت در دهه ۱۹۵۰، اقتصاد این شیخ نشین متکی بر ماهیگیری و صنعت رو به افول صید مروارید بود. اما از سال ۱۹۶۲ که ابوظبی به عنوان اولین امیر نشین شروع به صادر کردن نفت کرد، وضعیت اجتماعی و اقتصادی این کشور متحول شد.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی امارات عربی متحده، خاورمیانه، دوبی، ابوظبی، خلیج فارس</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120203_l51_prf_uae_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120203_l51_prf_uae_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206121228_a_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206121228_a_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206121228_a_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206121228_a_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی امارات عربی متحده</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206154031_uae_map.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>امارات عربی متحده، اتحادی از هفت دولت کوچک است که بعد از استقلال شیخ نشین های تحت الحمایه بریتانیا در سال ۱۹۷۱ میلادی شکل گرفت.</p>
            <p>از آن زمان این کشور از سرزمینی مهجور به یکی از مهمترین اقتصادهای قدرتمند خلیج فارس تبدیل شد.</p>
            <p>اگرچه هر یک از این امیرنشین ها - ابوظبی، دوبی، عجمان، فجیره، راس الخیمه، شارجه و ام القوین – از استقلال فراوانی برخوردارند، اما امارات عربی متحده به عنوان یک کشور توسط شورای عالی حکام که متشکل از هفت امیر است، اداره می شود و این نهاد رئیس دولت و کابینه را انتخاب می کند.</p>
            <p>قبل از کشف نفت در دهه ۱۹۵۰، اقتصاد این شیخ نشین متکی بر ماهیگیری و صنعت رو به افول صید مروارید بود. اما از سال ۱۹۶۲ که ابوظبی به عنوان اولین امیر نشین شروع به صادر کردن نفت کرد، وضعیت اجتماعی و اقتصادی این کشور متحول شد.</p>
            <p>شیخ زاید، حاکم فقید ابوظبی و رئیس امارات عربی متحده در زمان تاسیس این کشور، به سرعت به ظرفیت ها و فوائد صنعت نفت پی برد. او توسعه کل امارات را رهبری کرد و درآمد حاصل از نفت را در ایجاد نظام بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و زیرساخت های ملی هزینه کرد.</p>
            <p>صنعت نفت، باعث مهاجرت تعداد پرشماری کارگران خارجی شده و در مجموع با احتساب متخصصان، بیش از سه چهارم جمعیت امارات را خارجیان تشکیل می دهند.</p>
            <p>با این حال مقامات امارات در تلاش اند که با سرمایه گذاری در بخش های توریسم، ساخت و ساز و بازرگانی، وابستگی خود را به درآمد نفتی کاهش دهند.</p>
            <p>در حالیکه ابوظبی همچنان نگاهی محافظه کارانه دارد، دوبی که در مقایسه ذخیره نفتی بسیار اندکی دارد، در سیاستهای تنوع گرایی جسورانه تر عمل می کند.</p>
            <p>به ویژه پس از سال ۲۰۰۰ با افزایش تسهیلات مالی از سوی بانکها، دوبی تدریجا به مرکزی اقتصادی و بین المللی در خاورمیانه تبدیل شد.</p>
            <p>با افزایش رشد بخش مالی- تجاری و صنعت توریسم، سرمایه گذاری های خارجی زیادی در پروژه های بلندپروازانه ساختمان سازی به کار گرفته شد، که معروفترین آنها برج الخلیفه است.</p>
            <p>این برج که در سال ۲۰۰۹ به اتمام رسید، بلندترین بنای ساخت بشر در جهان است. ساخت جزیره های مصنوعی از جمله جزایر پالم در خلیج فارس از دیگر پروژه های پرهزینه دوبی است.</p>
            <p>اما بحران اقتصادی جهان در سالهای اخیر بیش از آنکه به ابوظبی دارای منابع غنی نفتی آسیب رساند، اقتصاد دوبی را تحت تاثیر قرار داد و این گمان به وجود آمد که قدرت دوباره به مرکز سنتی سیاست امارات (ابوظبی) منتقل می شود.</p>
            <p>امارات عربی متحده به نسبت سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس فضای بازتری دارد که در آن – به ویژه در دوبی- با فرهنگ ها و اعتقادات دیگر مدارا می شود.</p>
            <p>با این حال این کشور از نظر سیاسی همچنان استبدادی عمل می کند و تا دسامبر سال ۲۰۰۶ که یک شورای مشورتی نیمه انتخابی تشکیل شد، تنها کشور منطقه بود که نهادی سیاسی با اعضای انتخابی نداشت.</p>
            <p>روابط امارات متحده عربی و ایران بر سر مالکیت سه جزیره تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی در خلیج فارس تنش آمیز بوده است.</p>
            <p>دولت آمریکا امارات را در مبارزه علیه تروریسم متحد خود می داند.</p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong> نام کامل:</strong> امارات عربی متحده</p>
            <p>
               <strong>جمعیت:</strong> ۴.۷ میلیون نفر (منبع: سازمان ملل، سال ۲۰۱۰ )</p>
            <p>
               <strong>پایتخت:</strong> ابوظبی</p>
            <p>
               <strong>بزرگترین شهر:</strong> دوبی</p>
            <p>
               <strong>مساحت:</strong> ۷۷.۷۰۰ کیلومتر مربع</p>
            <p>
               <strong>زبان رسمی</strong>: عربی</p>
            <p>
               <strong>مذهب رسمی</strong>: اسلام</p>
            <p>
               <strong>امید به زندگی:</strong> ۷۶ سال (مردان)، ۷۸ سال (زنان) (سازمان ملل)</p>
            <p>
               <strong>واحد پول</strong>: ۱ درهم = ۱۰۰ فلس</p>
            <p>
               <strong>صادرات اصلی</strong>: نفت و گاز</p>
            <p>
               <strong>نشانه اینترنتی</strong>: ae.</p>
            <p>
               <strong>کد تلفن بین المللی</strong>: ۹۷۱+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس کشور و حاکم ابوظبی: شیخ خلیفه بن زاید</h3>
            <p>
               <strong>متولد: ۱۹۴۸، العین</strong>
            </p>
            <p>شیخ خلیفه کمی بعد از مرگ پدرش، شیخ زاید بن سلطان آل نهیان در نوامبر ۲۰۰۴ توسط شورای ائتلافی امارات به ریاست کشور منصوب شد. رئیس قبلی که ۸۶ ساله بود، وضع جسمانی مناسبی نداشت.</p>
            <p>گفته می شود شیخ خلیفه که از سال ۱۹۶۹ ولیعهد ابوظبی بود، طرفدار تجدد غربی است.</p>
            <p>شیخ زاید که غالبا از او به عنوان پدر ملت یاد می شود، در سال ۱۹۶۶ حکمران ابوظبی، جانشین برادرش شد و بخاطر توانایی در رهبری و عزمش برای تشکیل اتحاد امیرنشین ها، به عنوان اولین رئیس کشور امارات عربی متحده در سال ۱۹۷۱ انتخاب شد.</p>
            <p>با انتخاب مجددش هر پنج سال یک بار از ۱۹۷۱، شیخ زاید ارزش های تساهل در مذهب و برابری به ویژه در مورد زنان را کم کم وارد سیاست های خودش کرد که باعث تاثیر مثبت عظیم آن در تثبیت کشور امارات عربی متحده شد.</p>
            <h3>حاکم دوبی، رئیس دولت و معاون رئیس کشور: شیخ محمد بن رشید آل مکتوم</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۴۹، دوبی</strong>
            </p>
            <p>شیخ محمد در سال ۲۰۰۶ جایگزین برادر بزرگترش، شیخ مکتوم شد و به حکومت دوبی و ریاست دولت امارات رسید.</p>
            <p>او حتی پیش از رسیدن به قدرت، در تلاش برای رسیدن به اهداف بلندپروازنه خود در خصوص تبدیل دوبی از یک روستای ماهیگیری و مرکز اصلی داد و ستد امارات به یکی از مهمترین مراکز بازرگانی و فرهنگی جهان بود.</p>
            <p>در سالهای نخستین ۲۰۰۰ در حالیکه سرمایه ها و کارگران خارجی از آسیا و کشورهای دیگر خاورمیانه و غرب دسته دسته به دوبی می رفتند، نرخ رشد اقتصادی در دوبی دو رقمی شد.</p>
            <p>شیخ محمد همچنین قلمرو تحت حکومت خود را تبدیل به جایی کرد که در میان دیگر امیرنشین های امارات بیشترین مدارا با خارجیان و فرهنگ غربی دارد.</p>
            <p>با این حال بحران اقتصادی در سال ۲۰۰۸ دوبی را بدهی کلانی به سرمایه گذاران خارجی که در سالهای رشد اقتصادی تطمیع شده بودند، رو به رو ساخت و دوبی برای رهایی از مشکلاتش نیازمند کمک مالی همسایه ثروتمندش، ابوظبی شد.</p>
            <p>در دسامبر ۲۰۰۹، ابوظبی ۱۰ میلیارد دلار به دوبی داد تا بتواند بدهی های کمپانی دولتی دوبی ورلد را بپردازد.</p>
            <p>
               <strong>حاکم عجمان:</strong> شیخ حمید بن راشد النعیمی</p>
            <p>
               <strong>حاکم فجیره</strong>: شیخ حمد بن محمد بن محمدالشرقی</p>
            <p>
               <strong>حاکم راس الخیمه:</strong> شیخ سعود بن صقر بن محمد القاسمی</p>
            <p>
               <strong>حاکم شارجه</strong>: شیخ سلطان بن محمد القاسمی</p>
            <p>
               <strong>حاکم ام القوین</strong>: شیخ سعود بن راشد بن احمد المعلا</p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206121118_5.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">نشریات باید مجوز داشته باشند و از دستورالعمل رسمی دولت پیروی کنند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>امارات در کنار مصر و لبنان، مرکز رسانه ها و شبکه های تلویزیونی منطقه ای و بین المللی و تلویزیونی است. در سال ۲۰۰۰ یک نهاد ویژه برای جلب رسانه های منطقه ای و بین المللی تاسیس شد.</p>
            <p>مدیا سیتی در دوبی و مرکز رسانه های ابوظبی (twofour۵۴) به قصد جذب رسانه های مهم جهان پایه گذاری شده اند.</p>
            <p>علاوه بر موسسه های رسانه ای بزرگ مانند رویتر، سونی و فاکس که در امارات دفتر نمایندگی دارند، مقر رسانه های پان عرب مهم نظیر ام بی سی و اوربیت نیز امارات منتقل شده است.</p>
            <p>در قانون اساسی احترام به آزادی بیان در نظر گرفته شده است، اما با این حال کنترل و ممیزی شدیدی بر محتوای رسانه ها اعمال می شود.</p>
            <p>نشریات باید مجوز داشته باشند و از دستورالعمل رسمی دولت پیروی کنند. انتشارات خارجی پیش از توزیع سانسور می شوند و روزنامه نگاران خود سانسوری می کنند.</p>
            <p>استفاده از اینترنت فراگیر است و تا مارس ۲۰۱۱ تعداد کاربران اینترنت ۳.۵ میلیون نفر برآورد شده است. (InternetWorldStats.com).</p>
            <p>فیلترینگ خودکار از سوی سرویس های ارائه دهنده اینترنت اعمال می شود و وبسایت های حاوی انتقادهای سیاسی و مذهبی مسدود می شوند. همچنین برخی از محتویات سایت هایی نظیر فیسبوک، توئیتر و یوتیوب مسدود می شود.</p>
            <p>طبق قانون جرایم اینترنتی اقداماتی نظیر "برملا کردن اسرار" و توهین به دین در اینترنت مجازات جریمه و حبس در پی خواهد داشت.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>
               <strong>البیان:</strong>روزنامه خصوصی، روزنامه به زبان عربی، چاپ دوبی</p>
            <p>
               <strong>گلف نیوز:</strong> روزنامه به زبان انگلیسی، چاپ دوبی</p>
            <p>
               <strong>خلیج تایمز:</strong> روزنامه خصوصی، به زبان انگلیسی، چاپ دوبی</p>
            <p>
               <strong>امارات24/7</strong>: به زبان انگلیسی، روزنامه آنلاین</p>
            <p>
               <strong>نشنال:</strong> به زبان انگلیسی، چاپ ابوظبی</p>
            <p>
               <strong>وی دیز:</strong> به زبان انگلیسی، رایگان</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>
               <strong>تلویزیون دوبی (دی ام آی):</strong> شبکه پان عرب که دو کانال در دوبی (دوبی تی‌وی و دوبی وان) را اداره می کند</p>
            <p>
               <strong>تلویزیون ابوظبی:</strong> شبکه پان عرب</p>
            <p>
               <strong>عجمان تی وی</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>شارجه تی وی</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>ام بی سی:</strong> شبکه ماهواره ای پان عرب مستقر در دوبی</p>
            <p>
               <strong>العربیه</strong>: کانال خبری، توسط ام. بی. سی اداره می شود</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>
               <strong>شرکت رسانه ای ابوظبی:</strong> ابوظبی اف ام و چند رایدو دیگر را اداره می کند</p>
            <p>
               <strong>رادیو آسیا:</strong> تجاری، به زبان های هندی، اردو و مالزیایی پخش می شود</p>
            <p>
               <strong>رادیو راس الخیمه</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>العربیه اف ام:</strong> تجاری، موسیقی عربی پاپ</p>
            <p>
               <strong>دوبی ۹۲</strong>: تجاری، موسیقی انگلیسی پاپ</p>
            <p>
               <strong>دوبی ۹۳.۹:</strong> تجاری، به زبان عربی، خبر و گفتگو با با محور موضوعات اسلامی</p>
            <p>
               <strong>سیتی ۱۰۱۶</strong>: تجاری، برنامه هایی به ربان انگلیسی و اردو</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>
               <strong>آژانس خبری امارات (WAM):</strong> خبرگزاری رسمی</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-10-29:20798144</id>
      <dc:identifier>20798144</dc:identifier>
      <updated>2012-11-01T10:03:30+00:00</updated>
      <published>2012-10-29T16:45:11+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی: ایالات متحده آمریکا</title>
      <summary xml:lang="fa">نمایه سیاسی: ایالات متحده آمریکا</summary>
      <dc:subject>نمایه، آمریکا</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/11/121101_l31_usa_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/11/121101_l31_usa_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/09/09/110909100448_flag_usa_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/09/09/110909100448_flag_usa_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/09/09/110909100448_flag_usa_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/09/09/110909100448_flag_usa_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی: ایالات متحده آمریکا</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/10/30/121030122323_us_liberty_304x171_reuters.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Reuters"/>
            </div>
            <p/>
            <p>ایالات متحده آمریکا بزرگترین اقتصاد و قدرت نظامی جهان است که از نظر علائق و گستره ارتباطات جهانی با هیچ کشور دیگری قابل مقایسه نیست.</p>
            <p>تولید ناخالص داخلی آمریکا به یک چهارم کل تولید ناخالص جهان بالغ می‌شود و بودجه نظامی‌اش تقریبا برابر با مجموع بودجه نظامی سایرکشورهای جهان است.</p>
            <p>این کشور همچنین یکی از تولیدکنندگان اصلی انواع سرگرمی‌ها است: برنامه‌های تلویزیونی آمریکا، فیلم‌های هالیوودی، موسیقی جاز، بلوز، راک و رپ امروزه جزیی از فرهنگ عمومی جهانی شده است.</p>
            <p>کشور ایالات متحده آمریکا با یک انقلاب از سلطنت بریتانیا مستقل و تاسیس شد. قانون اساسی آن در سال ۱۷۸۷ نوشته و سیستم ایالتی (فدرال) در آن پایه‌گذاری شده است. در این قانون اساسی که از زمان پیدایش تاکنون تغییر نکرده، اصل تقسیم قوا در ساختار حکومت حتی در مرکز قدرت نیز تثبیت شده است.</p>
            <p>تنوع نژادی و قومی به عنوان یکی از عناصر اصلی ایدئولوژی آمریکایی عمیقا در این کشور مورد احترام است.</p>
            <p>قانون حقوق مدنی سال ۱۹۶۴ هرگونه تبعیض از جمله تبعیض نژادی را ممنوع اعلام کرد اما مسائل نژادی هنوز هم یکی از معضلات این جامعه است. با وجود اقداماتی که برای مرهم گذاشتن بر زخم‌های گذشته صورت گرفته، فقر و اختلاف سطح رفاه ادامه تبعیض نژادی را در شکل‌های جدید ممکن ساخته است.</p>
            <p>ساکنان اولیه آمریکای شمالی را چندین تیره نژادی از بومیان آمریکا تشکیل می‌دادند که به مرور با ورود مهاجران سفید پوست از اروپا رو به انقراض رفته و اکنون اقلیت نژادی بسیار کوچکی را تشکیل می‌دهند.</p>
            <p>اکثریت مهاجرین اولیه به آمریکا از مجموعه جزایر بریتانیا به این سرزمین آمدند. بردگان آفریقایی دومین موج ساکنان جدید بودند که بدون اراده خود به این مجموعه پیوستند و بالاخره میلیون‌ها اروپایی از کشورهای مختلف سومین مرحله از مهاجرت را شکل دادند.</p>
            <p>در دهه‌های اخیر بخش اعظم مهاجران از کشورهای آسیایی‌های حاشیه اقیانوس آرام و کشورهای های آمریکای مرکزی آمده‌اند. آنها نیز به دنبال آزادی سیاسی و رفاه اقتصادی -همان چیزی که مهاجرین پیشین هم در جستجوی آن بودند- به آمریکا می‌آیند.</p>
            <p>این تغییر در ترکیب مهاجران، در جهتگیری منافع خارجی آمریکا نیز منعکس شده است.</p>
            <p>سیاست خارجی آمریکا معمولا تصوری ایده آل از ارزش‌های بنیادی این کشور را با منافع سیاسی و اقتصادی آن درهم می آمیزد.</p>
            <p>نمونه برجسته آن سوابق بین المللی آمریکا در حوزه محیط زیست است که انتقادهای زیادی را در پی داشته است. مثال دیگر تلاش این کشور برای کنترل شریان و منابع انرژی در جهان است تا بتواند بدون اتکا مطلق به منابع خود نیازعظیمش به انرژی را تامین کند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/10/30/121030102256_11_september_304x171_getty_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ نقطه عطفی در تاریخ آمریکا بشمار می رود</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p/>
            <p>در سپتامبر سال ۲۰۰۱ با اصابت عمدی سه هواپیمای ربوده شده به ساختمانهای مرکز تجارت جهانی در نیویورک و ساختمان پنتاگون درحومه واشنگتن، ایالات متحده لرزید.</p>
            <p>در این حملات چند هزار نفر کشته شدند و چهارمین هواپیمای ربوده شده در پنسیلوانیا سقوط کرد و تمامی مسافران و خدمه آن کشته شدند.</p>
            <p>این حملات بر کشوری که می‌کوشد کماکان نقش خود را به عنوان تنها ابر قدرت جهان ادامه دهد، تاثیرات شدیدی گذاشت.</p>
            <p>در اکتبر سال ۲۰۰۱ آمریکا با رهبری یک عملیات نظامی در افغانستان دولت طالبان را ساقط کرد. در مارس ۲۰۰۳ آمریکا عملیات نظامی جدیدی را در عراق شروع کرد که منجر به واژگونی رژیم صدام حسین شد.</p>
            <p>علیرغم گسترش رفاه اقتصادی در سال های اخیر، در آمریکا شکاف میان طبقه ثروتمند و فقیر کماکان از چالش‌های جدی است.</p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>نام کامل: ایالات متحده آمریکا</p>
            <p>جمعیت: ۳۱۳ میلیون (منبع: سازمان ملل، سال ۲۰۱۱)</p>
            <p>پایتخت: واشنگتن دی سی</p>
            <p>بزرگترین شهر: نیویورک</p>
            <p>مساحت: ۹.۸ میلیون کیلومتر مربع</p>
            <p>زبان اصلی: انگلیسی</p>
            <p>دین اصلی: مسیحیت</p>
            <p>امید به زندگی: ۷۶ سال (مردان) و ۸۱ سال (زنان) (سازمان ملل متحد)</p>
            <p>واحد پول: ۱ دلار آمریکا = ۱۰۰ سنت</p>
            <p>صادرات عمده: کامپیوتر و ماشین آلات الکتریکی، خودرو، محصولات شیمیایی، مواد غذایی و احشام زنده، تسلیحات نظامی و هواپیما</p>
            <p>سرانه درآمد ناخالص ملی: ۴۸۴۵۰ دلار آمریکا (بانک جهانی، ۲۰۱۱)</p>
            <p>نشانه اینترنتی: us</p>
            <p>کد بین المللی تلفن: ۱+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/08/08/130808160737_obama_304x171_r_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="r"/>
            </div>
            <p> رئیس جمهوری: باراک اوباما</p>
            <p>باراک اوباما یک دمکرات و اولین رئیس جمهور سیاهپوست آمریکا، در نوامبر ۲۰۱۲ و پس از رقابتی تلخ و تنگاتنگ با میت رامنی، رقیب خود از حزب جمهوریخواه برای دوره دوم هم به ریاست جمهوری دست یافت.</p>
            <p>دموکرات ها به تسلط و اکثریت خود در مجلس سنا ادامه دادند در حالی که جمهوری خواهان مجلس نمایندگان را تحت کنترل خود درآوردند. شرایطی که ممکن بود به بن بست سیاسی در کنگره آمریکا منجر شود.</p>
            <p> اوباما و همکارانش در حزب دمکرات چند دستاورد تاریخی داشتند. آقای اوباما تیمی از کماندوها را به ماموریت کشتن اسامه بن‌لادن اعزام کرد، به حضور سربازان آمریکایی در عراق خاتمه داد، و با دمیتری مدودف، رئیس جمهوری وقت روسیه، پیمان جدیدی در زمینه سلاح‌های هسته‌ای منعقد کرد.</p>
            <p>اما اقتصاد آمریکا از زمان روی کار آمدن او در وضعیتی بحرانی بوده، و یکی از بدترین دوران‌های رکود اقتصادی چند دهه اخیرش را گذرانده است: میزان کارآفرینی ناچیز بوده و نرخ بیکاری از ۸ درصد پایین نیامده است.</p>
            <p>کارزار تبلیغاتی او بر موضوع بحران اقتصادی آمریکا تمرکز داشت. او در سخنرانی مراسم تحلیف خود در ژانویه ۲۰۱۳ از دمکرات ها و جمهوریخواهان درخواست کرد که با همکاری یکدیگر به احیای اقتصاد شکننده آمریکا کمک کنند. او همچنین وعده داد تا به "جنگ ده ساله" پایان دهد و به این ترتیب نوید خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان را داد.</p>
            <p>
               <strong>اوباما کیست؟</strong>
            </p>
            <p>آقای اوباما در سال ۱۹۶۱ متولد شده و نامش را از پدرش گرفته است. پدر او یک روشنفکر کنیایی بود که زمانی که در دانشگاه هاوایی تحصیل می‌کرد، با آن، مادر اوباما که دختر نوجوانی از ایالت کانزاس بود، آشنا شد. وقتی آقای اوباما کودک خردسالی بود، پدرش خانواده را رها کرد و از مادرش طلاق گرفت. پدر و پسر تنها یک بار دیگر با هم ملاقات کردند، و آنهم زمانی بود که باراک اوبامای مسن‌تر سفری کوتاه به هاوایی کرده بود.</p>
            <p>وقتی اوباما شش ساله بود، مادرش با مردی اندونزیایی ازدواج کرد و کل خانواده به جاکارتا (پایتخت اندونزی) مهاجرت کردند. اوباما که در آن سال‌ها "بری" نامیده می‌شد، بعدا به هاوایی برگشت و در این دوران بیشتر با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی می‌کرد. بزرگ شدن اوباما در اندونزی، که پرجمعیت‌ترین کشور مسلمان جهان است، و تبار مسلمان کنیایی او، باعث تقویت تئوری‌های توطئه راستگرایانه‌ای شد.</p>
            <p>برخی از این تئوری‌ها ادعا می‌کردند که او در آمریکا به‌دنیا نیامده، و یا در خفا مسلمان است. آقای اوباما برای اینکه ثابت کند در ایالت هاوایی به‌دنیا آمده است، دو گواهی تولد ارائه کرد. او پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه کلمبیای نیویورک، بمدت سه سال به‌عنوان سازمان‌دهنده امور اجتماعی در محلات فقیر شیکاگو مشغول بکار شد.</p>
            <p> او در دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد تحصیل کرد و اولین رئیس سیاه‌پوست نشریه حقوقی هاروارد شد. او زمانی که در یک دفتر حقوقی در شیکاگو کار می‌کرد، با میشل رابینسون آشنا شد. آنها در سال ۱۹۹۲ با هم ازدواج کردند و حالا دو دختر بنام‌های مالیا و ساشا دارند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/08/08/130808161021_white_304x171_c_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">کنگره آمریکا </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="c"/>
            </div>
            <p>اوباما از زمان حکومت جیمی کارتر اولین رئیس جمهوری آمریکاست که با فرزندان کم سن و سالش در کاخ سفید زندگی می‌کند. بعد از فارغ‌التحصیل شدن از هاروارد، آقای اوباما به شیکاگو برگشت و در زمنیه حقوق مدنی مشغول به کار شد.</p>
            <p>او در این شغل دفاع از کسانی را برعهده می‌گرفت که در زمینه مسکن و اشتغال مورد تبعیض قرار گرفته بودند. او در دانشکده حقوق دانشگاه شیکاگو هم تدریس می‌کرد و در آنجا به‌عنوان استادی محبوب و متفکری استثنایی در رشته حقوق شناخته می‌شد.</p>
            <p>او در سال ۱۹۹۵ اولین کتابش بنام "رویاهایی از پدرم، خاطرات" را منتشر کرد، و سال بعد از آن به عضویت سنای ایالت ایلینوی انتخاب شد. او در مقام سناتور ایالتی مواضع تندی علیه حمله به عراق گرفت، و این مواضع بعدها باعث شد بسیاری از تلاش او برای کسب نامزدی حزب دموکرات حمایت کنند.</p>
            <p>آقای اوباما در سال ۲۰۰۴ در جریان تلاشش برای رسیدن به سنای آمریکا، در سطح ملی به شهرت رسید. او در کنگره ملی حزب دموکرات سخنرانی پرشوری انجام داد و در آن مفاهیمی نظیر "اتکای به‌خود" و "اتحاد ملی" را طرح کرد.</p>
            <p> اوباما چند ماه بعد در انتخابات سنا با اختلاف زیادی پیروز شد و به یکی از مطرح‌ترین چهره‌ها در واشنگتن تبدیل شد. او کمی بعد کتاب پرفروش دیگری به نام "جسارت امید" منتشر کرد. در رای‌گیری‌های کنگره آمریکا، اوباما سابقه‌ای لیبرال از خود به جا گذاشت، اما در عین حال در زمینه آموزش و پیشگیری از ایدز و جلوگیری از اشاعه سلاح‌های هسته‌ای با جمهوری‌خواهان همکاری کرد.</p>
            <p>زمانی که در سال ۲۰۰۷ کارزارش را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری شروع کرد، تنها دو سال از سناتور شدنش می‌گذشت، و رقبایش سعی کردند او را برای ریاست جمهوری فاقد صلاحیت و ناآماده نشان دهند.</p>
            <p>اما کارزار انتخاباتی او میلیون‌ها نفر از لیبرال‌ها، به‌خصوص رأی‌دهندگان جوان را سر شوق آورد. این جوانان بعد از دو دوره ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش، به‌دنبال سیاست‌های تازه‌ای در واشنگتن بودند. آقای اوباما بعد از رقابتی طولانی و سخت با هیلاری کلینتون، بانوی اول سابق، توانست نامزد حزب دموکرات شود. او بعد از پیروزی در انتخابات هیلاری کلینتون را به وزارت خارجه منصوب کرد.</p>
            <p>استنباط عموم مبنی بر اینکه سیاست‌های جمهوری‌خواهان باعث سقوط اقتصاد شده، به پیروزی اوباما بر جان مک‌کین، سناتور جمهوری‌خواهی که در هشتمین دهه عمرش بود، کمک کرد. این تصور وجود داشت که آقای مک‌کین قادر به بهتر کردن اوضاع اقتصادی نخواهد بود.</p>
            <p>اگر چه در میان رأی‌دهندگان به‌شکل گسترده‌ای احساس ناراحتی و عدم رضایت از نحوه پیشرفت امور وجود داشته اما اینک، رکود اقتصادی به پایان رسیده، آمار بیکاری کم‌کم رو به بهبودیست و دیگر شاخص‌ها از بهتر شدن اوضاع اقتصاد حکایت دارند.</p>
            <h2>درباره رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/10/30/121030123028_us_media_304x171_bbc.jpg"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p/>
            <p>آمریکا توسعه‌یافته‌ترین رسانه‌های جمعی دنیا را دارد. تولیدات تلویزیونی آمریکا از قبیل درام‌ها، کمدی‌ها، سریال‌های دنباله دار، انیمیشن‌ها، ویدیوهای موسیقی و فیلم، در جهان مخاطبان وسیعی دارند و تامین کننده بخش عمده‌ای از برنامه‌‌های شبکه های تلویزیونی در سراسر دنیا هستند.</p>
            <p>تلویزیون پرطرفدار‌ترین رسانه آمریکا است. برای دهه‎ها سه شبکه بزرگ ای بی سی(ABC)، سی بی اس(CBS) و ان بی سی (NBC) اصلی ترین بازیگران این صحنه بودند. اما با ظهور شبکه‌های کابلی و ماهواره‌ای و ورود شبکه فاکس، این حکمفرمایی پایان یافت. برنامه‌های کانال‌های عمومی تلویزیون‌های آمریکایی بسیار جذاب، روان، پرشتاب و مملو از تبلیغات هستند.</p>
            <p>تعداد مخاطبان و درآمدهای تبلیغاتی تعیین کننده مرگ و زندگی برنامه‌های مختلف تلویزیونی‌اند. در این بازار پررقابت، شبکه‌های تلویزیون هربرنامه ناموفقی را بیرحمانه، حتی پس از چند هفته پخش، قطع می‌کنند.</p>
            <p>در حال حاضر حدود ده هزار رادیوی تجاری در آمریکا وجود دارد. در تمام مناطق شهری آمریکا برای ارضای تقریبا هر ذائقه موسیقایی، هر زبان مادری و هر سلیقه سیاسی یک ایستگاه رادیویی پیدا می‌شود.</p>
            <p>عموم شبکه‌های موسیقی روی موج اف- ام و ایستگاه‌های خبری، ورزشی و گفتگو روی موج متوسط (ای- ام) پخش می‌شوند. سرویس‌های رادیویی ماهواره‌ای با حق اشتراک صدها برنامه مختلف ارائه می‌کنند و میلیون‌ها مشتری را به خود جذب کرده‌اند.</p>
            <p>قانون اساسی ایالات متحده ضامن آزادی بیان در این کشور است. برخی ایستگاه‌های رادیویی زمان خاصی از برنامه های خود را در اختیار گرایش‌های مذهبی و سیاسی افراطی ـ عموما راست گراـ قرار می‌دهند.</p>
            <p>از سوی دیگر شبکه‌های رادیویی بسیار صریح اللهجه‌ای وجود دارند که محتوای برنامه‌های آنها شوخی و تفریحاتی است که برای ذائقه عمومی بسیار گزنده هستند.</p>
            <p>بخشی از سرمایه‌گذاری‌ها در شبکه‌های عمومی (ملی) آمریکا توسط دولت و بخشی از طریق کمک مالی بخش خصوصی انجام می‌شود. دانشگاه‌ها و کالج‌های زیادی رسانه‌های خاص خود را دارند. رادیوی ملی آمریکا بیش از ۶۰۰ ایستگاه را تحت پوشش خود دارد.</p>
            <p>این رادیو ترکیبی از اخبار، مناظره و موسیقی را بدون تبلیغات تجاری و با مضمونی روشنفکرانه‌تر نسبت به دیگر رادیوها ارائه می‌دهد. شبکه های تلویزیون ملی نیز توسط سازمان رسانه‌های ملی اداره می‌شوند و رسالت آنها ارائه برنامه‌های باکیفیت و آموزشی است.</p>
            <p>دولت به شبکه‌های رادیو و تلویزیونی که برای مخاطبان در خارج از مرزهای آمریکا برنامه پخش می کنند کمک‌های مالی می‌کند. اخیرا شبکه‌های رادیویی‌ای که برای شنوندگان کشورهای سابق بلوک شرق برنامه پخش می‌کردند برچیده شده و به جای آنها ایستگاه‌هایی با هدف پوشش کشورهای آسیا و خاور میانه راه‌اندازی شده‌اند.</p>
            <p>بیش از ۱۵۰۰ روزنامه در آمریکا منتشر می‌شود. بیشتر این روزنامه ها محلی و منطقه‌ای هستند. همزمان با روی آوردن بیشتر مخاطبان به اخبار تلوزیون و وب سایتهای خبری، از تیراژ روزنامه‌ها کاسته می‌شود.</p>
            <p>آمریکا مهد اینترنت است. ارزیابی‌های پایان سال ۲۰۰۷ نشان می‌دهد که نزدیک به ۷۲ درصد از مردم آمریکا به شبکه اینترنت متصل هستند.</p>
            <p>آمریکا در حال گسترش شبکه‌های رسانه‌ای دیجیتال است و پخش آنالوگ قرار است در اوایل سال ۲۰۰۹ به طور کامل متوقف شود.</p>
            <h2>فهرست رسانه‌ها</h2>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>• یو اس ای تودی- روزنامه سراسری<br/>• وال استریت ژورنال- روزنامه اقتصادی<br/>• کریستچن ساینس مونیتور- روزنامه متعلق به کلیسا<br/>• لس آنجلس تایمز ـ روزنامه<br/>• واشنگتن پست ـ روزنامه<br/>• بوستون گلوب ـ روزنامه<br/>• نیویورک پست ـ روزنامه<br/>• نیویورک تایمز ـ روزنامه<br/>• فیلادلفیا اینکوایرر ـ روزنامه<br/>• بالتیمور سان ـ روزنامه<br/>• شیکاگو تریبون ـ روزنامه<br/>• نیوزویک – مجله خبری، هفتگی<br/>• تایم – مجله خبری، هفتگی<br/>• یو اس نیوز و ورلد ریپورت – مجله خبری، هفتگی</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>• ای بی سی ـ شبکه بزرگ تجاری<br/>• سی بی اس ـ شبکه بزرگ تجاری<br/>• ان بی سی ـ شبکه بزرگ تجاری<br/>• فاکس ـ شبکه بزرگ تجاری<br/>• سی ان ان ـ از شبکه‌های پیشروی شبانه روزی خبری که شعبه‌های داخلی و بین المللی را اداره می‌کند<br/>• ام تی وی ـ شبکه پیشروی موسیقی<br/>• اچ بی او ـ شبکه تلویزیونی پولی؛ مبتکر بخشی از برنامه‌های تلویزیونی مورد تحسین منتقدان<br/>• پی بی اس ـ تلویزیون(ملی) عمومی که بیش از ۳۵۰ ایستگاه غیر تجاری را در بر می گیرد</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>• ان پی آر ـ شبکه غیر تجاری مشتمل بر شبکه‌هایی با برنامه های خبری، اطلاع رسانی و فرهنگی<br/>• کلیر چنل ـ بزرگترین اپراتور رادیویی تجاری با بیش از ۱۲۰۰ ایستگاه<br/>• رادیو سی بی اس ـ از اپراتورهای بزرگتر تجاری با نزدیک به ۱۸۰ ایستگاه در بازارهای اصلی<br/>• ای بی سی ـ شبکه‌ای که معروفترین ایستگاه‌های رادیویی را در ایالت مختلف اداره می‌کند<br/>شبکه های خارجی<br/>• صدای آمریکا ـ رادیوی دولتی که برنامه‌هایی برای مخاطبان جهانی و به زبان‌های گوناگون پخش می‌کند<br/>• رادیو اروپای آزاد/ رادیو لیبرتی ـ رادیوی دولتی با هدف اروپای شرقی، شوروی سابق و قفقاز به زبان‌های محلی<br/>• رادیو آسیای آزاد ـ رادیوی دولتی با هدف چین، کره شمالی و آسیای جنوب شرقی<br/>• الحره ـ تلویزیون دولتی ماهواره‌ای با هدف خاور میانه<br/>• رادیو صاوا ـ تلویزیون دولتی عرب زبان با هدف خاور میانه<br/>• رادیو فردا – دولتی، رادیو فارسی زبان با هدف ایران<br/>• رادیو و تلویزیون مارتی ـ سرویس‌های دولتی برای کشور کوبا</p>
            <h3>خبرگزاری‌ها</h3>
            <p>• آسوشیتد پرس<br/>• بلومبرگ بیزنس نیوز<br/>• یو پی آی</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-09:15496287</id>
      <dc:identifier>15496287</dc:identifier>
      <updated>2012-02-09T17:34:46+00:00</updated>
      <published>2012-02-09T16:01:24+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی بحرین</title>
      <summary xml:lang="fa">بحرین، از نخستین کشورهای خلیج فارس بود که موفق به اکتشاف نفت شد و اقدام به ساخت پالایشگاه کرد. در نتیجه قبل از اکثر همسایگان خود از ثروت نفت بهره مند شد.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی بحرین، خاورمیانه، منامه، خلیج فارس، جهان عرب</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120209_l51_prf_bahrain_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120209_l51_prf_bahrain_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/09/120209172456_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/09/120209172456_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/09/120209172456_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/09/120209172456_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی بحرین</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/09/120209172719_bahrain_map.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p/>
            <p>بحرین که نام آن به معنای دو دریاست، زمانی از سوی سومری‌های عهد باستان به بهشتی تشبیه شده بود که در آن به دلاوران و خردمندان حیات ابدی پاداش داده می شد.</p>
            <p>بحرین از نخستین کشورهای خلیج فارس بود که موفق به اکتشاف نفت شد و اقدام به ساخت پالایشگاه کرد. در نتیجه قبل از اکثر همسایگان خود از ثروت نفت بهره مند شد.</p>
            <p>با این حال این کشور هرگز موفق به تولید نفت در سطح کویت و عربستان سعودی نشد و به این علت ناچار به ایجاد تنوع در اقتصاد خود شده است.</p>
            <p>این کشور از سال ۱۷۸۳ میلادی تحت حکومت خاندان آل خلیفه بوده است. این خاندان از اعراب اهل سنت قوم بنی عتبه هستند که موفق شدند به تسلط ایرانی ها در این جزایر پایان داده و بخشی ار آنها را اخراج کنند.</p>
            <p>از زمان امضاء یک قرارداد با بریتانیا در سال ۱۸۶۱ تا کسب استقلال در سال ۱۹۷۱، بحرین کم و بیش تحت الحمایه بریتانیا بوده است</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/09/120209172723_11.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بحرین از نخستین کشورهای خلیج فارس بود که موفق به اکتشاف نفت شد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>پادشاه، حاکم مطلق کشور است و تمام سمتهای مهم سیاسی و نظامی به خانواده سلطنتی که عرب سنی هستند تعلق دارند. بحرین از دیرباز شاهد کشمکش بین اکثریت شیعه کشور با حاکمان سنی آن بوده است که در مواقعی منجر به ناآرامی های داخلی شده است.</p>
            <p>در سال ۲۰۰۱ بحرینی ها از طرح های پیشنهادی امیر آن وقت، یا پادشاه کنونی، برای تغییر نظام سیاسی کشور به سلطنت مشروطه با مجلس نمایندگان منتخب و قوه قضایی مستقل، مشتاقانه استقبال کردند.</p>
            <p>در نتیجه در سال ۲۰۰۲، پس از گذشت حدود ۳۰ سال از موجودیت این کشور، اولین انتخابات برای تعیین مجلس نمایندگان برگزار شد و ۴۰ نماینده، شامل حدود دوازده نماینده شیعه، از سوی مردم برگزیده شدند.</p>
            <p>اما در اوایل ۲۰۱۱ دولت، ارتش عربستان سعودی را برای کمک به سرکوب تظاهرات مخالفانی فراخواندکه خواستار مشارکت بیشتر در امور دولت بودند. تظاهرکنندگان همچنین خواهان خاتمه تبعیض هایی بودند که به گفته شیعیان در مشاغل و امور خدماتی علیه آنان اعمال می شود.</p>
            <p>هزاران تظاهرکننده با الهام گرفتن از قیام های مردمی که منجر به سرنگونی رهبران تونس و مصر شد، به مدت چند روز در مرکز منامه تجمع کردند. چندین نفر در جریان درگیری نیروهای امنیتی با مردم کشته شدند.</p>
            <p>بحرین مجمع الجزیره ای است متشکل از ۳۰ جزیره که به دلیل آزادی های نسبی اجتماعی، همواره مقصد گردشگران منطقه بوده است.</p>
            <p>بحرین از متحدان اصلی آمریکا در منطقه و مقر "ناوگان پنجم" نیروی دریایی آمریکا است.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong>نام کامل:</strong> پادشاهی بحرین</p>
            <p>
               <strong>جمعیت:</strong> ۸۰۷ هزارنفر ( منبع: سازمان ملل متحد - ۲۰۱۰)<br/>
               <strong>پایتخت</strong>: منامه<br/>
               <strong>مساحت:</strong> ۷۱۷ کیلومتر مربع<br/>
               <strong>زبان اکثریت:</strong> عربی<br/>
               <strong>دین اکثریت:</strong> اسلام<br/>
               <strong>امید به زندگی:</strong>  ۷۵ سال (مردان) - ۷۶ سال (زنان) (منبع: سازمان ملل متحد)<br/>
               <strong>واحد پول:</strong> ۱ دینار بحرینی =۱۰۰۰ فلس<br/>
               <strong>صادرات عمده</strong>: نفت و فرآورده های نفتی، آلومینیوم<br/>
               <strong>سرانه درآمد ناخالص ملی:</strong> ۲۵.۴۲۰ دلار (منبع: بانک جهانی سال ۲۰۰۹)<br/>
               <strong>کد تلفن بین المللی</strong>: ۹۷۳+<br/>
               <strong>نشانه اینترنتی:</strong> bh.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>پادشاه: شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۵۰، رفاع (بحرین)</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/09/120209173206_1.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>در سال ۲۰۰۲ وقتی که بحرین از امیرنشین به کشوری پادشاهی بدل شد، عنوان شیخ حمد هم از امیر به پادشاه تغییر یافت. او از سال ۱۹۶۴ ولیعهد امیر نشین بود و در سال ۱۹۹۹ به هنگام مرگ پدرش شیخ عیسی، امیر بحرین شد.</p>
            <p>شیخ حمد تحصیلات متوسطه خود را در شهر کمبریج انگلستان به پایان رساند. او سپس در دانشکده افسری مانز در شهر الدرشات انگلستان و کالج فرماندهی ارتش در فورت لونوورث واقع در کانزاس آمریکا، تحصیلات خود را ادامه داد.</p>
            <p>شیخ حمد در سال ۱۹۶۸ نیروهای مسلح بحرین را بنیان گذاشت و ریاست کل قوای آن را بر عهده گرفت. او از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۸۸ عهده دار مقام وزارت دفاع بود.</p>
            <p>حکومت در طی سال ها با تظاهراتی از سوی اکثریت شیعه کشور مواجه بوده است که می گویند حاکمان سنی مانع از دستیابی آنها به خدماتی مانند مسکن، بهداشت و مشاغل دولتی می شوند.</p>
            <p>این کشور در ۲۰۱۱ شاهد موجی از تظاهرات ضد دولتی بود که با الهام گرفتن از قیام های تونس و مصر شکل گرفته بود. دولت با استفاده از خشونت تلاش کرد تا به مخالفت ها پایان دهد. چندین نفر در جریان این درگیری ها کشته شدند.</p>
            <p>حکومت همچنین برای سرکوب شورش ها سربازان ارتش عربستان سعودی را به بحرین فراخواند.</p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/09/120209172725_12.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">خود سانسوری در بحرین به طرز گسترده ای وجود دارد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p> روزنامه نگاران بحرینی برای اتهاماتی از قبیل "تضعیف" دولت و مذهب ممکن است مورد پیگرد قانونی قرار بگیرند. خود سانسوری به طرز گسترده ای وجود دارد.</p>
            <p>خبرنگاران در طی تظاهرات ضد دولتی هدف مقامات قرار گرفتند. سه تن از سردبیران روزنامه الوسط اخراج و در پی آن به اتهام نشر "اکاذیب" جریمه شدند. چندین گزارشگر خارجی نیز از کشور اخراج شدند.</p>
            <p>نتیجه بررسی کمیسیون مستقلی که برای تحقیقات درباره نا آرامی ها تشکیل شده بود، نشان داد که پوشش خبری رسانه های دولتی در مواردی تحریک آمیز بوده است. دراین گزارش همچنین آمده است که گروه های مخالف به رسانه های اصلی دسترسی ندارند، و توصیه کرد که دولت از "شدت قوانین سانسور بکاهد".</p>
            <p>بیشتر شبکه های خبر رسانی داخلی توسط دولت اداره می شوند. هرچند بحرین قرار است میزبان شبکه ماهواره ای خبری العرب، تحت حمایت عربستان سعودی شود که در دسامبر ۲۰۱۲ راه اندازی خواهد شد. این شبکه از "مدیا سیتی" اداره خواهد شد.</p>
            <p>لؤلؤ تی وی، شبکه ماهواره ای مخالف دولت از لندن اداره می شود، اما از پخش سیگنال آن در داخل بحرین جلوگیری می شود. تا ژوئن ۲۰۱۰، جمعیت کاربران اینترنتی در بحرین به ۶۴۹ هزار و سیصد نفر رسید. (InternetWorldStats.com)</p>
            <p>"گزارشگران بدون مرز" می گوید: "اینترنت سکویی است با فضایی آزاد برای روزنامه نگاران، اما نظارت بر آن روز به روز بیشتر می شود."</p>
            <p>قوانین سختگیرانه فیلترینگ در خصوص هر آنچه محتوای سیاسی، حقوق بشری و مذهبی داشته باشد، یا از سوی مقامات غیر اخلاقی تلقی شود، اعمال می شود. بسیاری از وبلاگ نویسان و شهروندان دیگر در جریان تظاهرات ۲۰۱۱ بازداشت شدند.</p>
            <p>سرویس جهانی بی بی سی بر روی موج اف ام در منامه قابل دریافت است.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p> اخبار الخلیج: روزنامه، خصوصی</p>
            <p>الایام: روزنامه، خصوصی</p>
            <p>الوسط: روزنامه، متعلق به مخالفان حکومت</p>
            <p>گلف دیلی نیوز: روزنامه به زبان انگلیسی</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>سازمان رادیو و تلویزیون بحرین (بی آر تی سی): دولتی، دارای پنج شبکه که از طریق زمینی قابل دریافت اند.</p>
            <h3> رادیو</h3>
            <p>سازمان رادیو و تلویزیون بحرین (بی آر تی سی): دولتی، پخش کننده برنامه های عمومی، فرهنگی و محلی، قرآنی، ورزشی و شبکه ای به زبان انگلیسی</p>
            <p> وویس اف ام: خصوصی برای شنوندگان هندی</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>آژانش خبری بحرین: با صفحه های انگلیسی</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-22:15737675</id>
      <dc:identifier>15737675</dc:identifier>
      <updated>2012-02-28T12:06:26+00:00</updated>
      <published>2012-02-22T17:14:42+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی بریتانیا</title>
      <summary xml:lang="fa">بریتانیا دارای تنوع قومی و نژادی وسیعی است. بخشی از آن مربوط به میراثی می شود که از دوران امپراتوری به جای مانده است. </summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی بریتانیا، لندن، انگلستان</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120222_l51_prf_uk_gb_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120222_l51_prf_uk_gb_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/28/120228120423_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/28/120228120423_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/28/120228120423_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/28/120228120423_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی بریتانیا</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/29/120229165916_uk_map.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>پادشاهی متحد بریتانیا به چهار بخش تقسیم شده است: انگلستان، ولز، اسکاتلند و ایرلند شمالی. این کشور از دیرباز یکی از اصلی ترین بازیگران در روابط بین المللی بوده و دارای نقشی مهم در اتحادیه اروپا، سازمان ملل متحد و ناتو است.</p>
            <p>مقام و منزلت بریتانیا در قرن بیستم دچار تحولات عظیمی شده است. در اویل قرن در مقام ابر قدرت جهان فرماندهی یک امپراتوری عظیم را بر عهده داشت.</p>
            <p>بعد از دو جنگ جهانی و با پایان امپراتوری، مقام بریتانیا نیز تنزل یافت. اما بریتانیا به لحاظ اقتصادی و نظامی همواره یکی از قدرت های اصلی به شمار می رود و تاثیر سیاسی و فرهنگی آن در سراسر جهان شایان توجه است.</p>
            <p>بریتانیا اولین کشور صنعتی در جهان بود. هنوز یکی از بزرگترین قدرت های اقتصادی است اما سال هاست که قدرت آن متکی بر صنایع خدماتی است تا بر تولیدات کارخانه ای.</p>
            <p>بریتانیا با آنکه یکی از اعضای اصلی اتحادیه اروپاست اما بخشی از حوزه یورو نیست. چشم انداز بریتانیا برای پیوستن به یورو پس از آنکه این کشور پیشنهادهای مطرح شده برای اصلاح پیمان لیسبون به منظور حل بحران مالی کشورهای حوزه یورو که در پاییز ۲۰۱۱ به حادترین مرحله خود رسیده بود را رد کرد، بیش از پیش کاهش یافت.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/01/27/120127111518_olympics_stadium_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">لندن میزبان بازیهای المپیک 2012 است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>در سال های اخیر بریتانیا اقداماتی مبنی بر تفویض اختیارات به اسکاتلند و ولز انجام داده است. در ۱۹۹۹ پارلمان اسکاتلند در ادینبورگ و شورای ملی ولز در کاردیف گشایش یافت و امکان تفویض اختیارات به مناطق تحت اختیار انگلستان نیز مطرح شده است.</p>
            <p>در ایرلند شمالی پس از دهه ها درگیری های خونبار، امضای موافقت نامه ای موسوم به "آدینه نیک" در ۱۹۹۸ به تشکیل شورای جدیدی با اختیارات تفویض شده، بار دیگر امید به دوام صلح را به ارمغان آورد.</p>
            <p>در ۲۰۰۲ در بین مشاجرات بر سر فعالیت های ارتش جمهوریخواه ایرلند (آی آر ای شاخه مسلح نهاد سیاسی استقلال طلبان، به نام "شین فین") این شورا منحل شد. انحلال آن سه سال و نیم به طول انجامید.</p>
            <p>در راستای تلاش برای از سرگیری روابط سیاسی و پس از مشاوره با دوبلین، بریتانیا قانونی را در مه ۲۰۰۶ به تصویب رساند که راه را برای تشکیل مجدد شورای ایرلند شمالی هموار کرد.</p>
            <p>اما رهبران شورا نتوانستند تا ضرب الاجل تعیین شده در ماه نوامبر، هیاتی اجرایی بر اساس تقسیم قدرت تشکیل دهند. سرانجام انتخابات شورا در ماه مارس همان سال منجر به ادای سوگند رهبران دولت ائتلافی در ۸ مه ۲۰۰۷ شد و به این ترتیب ۵ سال حکمرانی مستقیم از لندن به پایان رسید.</p>
            <h3>تنوع فرهنگی</h3>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/08/29/110829100649_carnival_304x171_getty_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">کارناوال ناتینگ هیل از بزرگترین جشنواره های خیابانی در اروپاست</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p>بریتانیا دارای تنوع قومی و نژادی وسیعی است. بخشی از آن مربوط به میراثی می شود که از دوران امپراتوری به جای مانده است. اخیرا این کشور با موضوعاتی چون چند فرهنگی بودن، مهاجرت و هویت ملی کشمکش داشته است.</p>
            <p>این مسئله همراه با سابقه حملات انتحاری تروریستی به شبکه حمل و نقل لندن در ۲۰۰۵ و گسترش اسلامگرایی افراطی به نگرانی ها افزوده است.</p>
            <p>بعضی از سیاستمداران و مفسران می گویند که برای دست یافتن به یکپارچگی به درک عمیق تری از ارزش های مشترک موجود در جامعه مختلط بریتانیا نیاز است.</p>
            <p>در حالیکه بعضی برای محدود کردن مهاجرت مدافع سیاست های سخت گیرانه تری هستند، بعضی دیگر به تاثیر مثبت آن اعتقاد دارند.</p>
            <p>ورود نیروی کاری از کشورهای واقع در اروپای شرقی که اخیرا به اتحادیه اروپا پیوسته اند، تازه ترین روند مهاجرت به بریتانیا به شمار می رود.</p>
            <h3>فرهنگ</h3>
            <p>از دوران اوج شهرت گروه بیتل ها و رولینگ استونز در دهه ۶۰ میلادی، بریتانیا پرچمدار ترویج فرهنگ جوانان بوده است. این کشور در حوزه ادبیات دارای میراثی غنی، شامل نویسندگان بزرگی چون ویلیام شکسپیر و چارلز دیکنز از انگلستان، رابرت برنز از اسکاتلند، دیلان توماس از ولز و شیموس هینی از ایرلند شمالی است.</p>
            <p>موسیقی سنتی در سراسر بریتانیا ریشه عمیقی دوانده است و منجر به ظهور آهنگسازان کلاسیک، از هنری پرسل در دوران باروک گرفته تا بنجامین بریتن در قرن بیستم شده است.</p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong>نام کامل:</strong> پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی</p>
            <p>
               <strong>جمعیت:</strong> ۶۲.۴ میلیون ( سازمان ملل متحد، ۲۰۱۱)<br/>
               <strong>پایتخت:</strong> لندن<br/>
               <strong>مساحت:</strong> ۲۴۲.۵۱۴ کیلومتر مربع<br/>
               <strong>زبان اصلی:</strong> انگلیسی<br/>
               <strong>دین اکثریت:</strong> مسیحیت<br/>
               <strong>امید به زندگی</strong>: ۷۸ سال ( مردان) ، ۸۲ سال ( زنان) ( سازمان ملل)<br/>
               <strong>واحد پول:</strong> ۱ پوند استرلینگ = ۱۰۰ پنی<br/>
               <strong>صادرات عمده</strong>: تولیدات کارخانه ای، مواد غذایی، مواد شیمیایی<br/>
               <strong>سرانه درآمد ناخالص ملی</strong>: ۳۸.۳۷۰ دلار آمریکا ( بانک جهانی ۲۰۱۰)<br/>
               <strong>نشانه اینترنتی</strong>: uk.<br/>
               <strong>کد بین المللی تلفن:</strong> ۴۴+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس کشور: ملکه الیزابت دوم</h3>
            <p>متولد ۱۹۲۶، لندن</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206140543_queen_304x171_afp_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>الیزابت دوم در پی مرگ پدرش، جورج ششم در ۱۹۵۲، ملکه بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی شد.</p>
            <p>بعد از بومیبل آدولیادج، پادشاه تایلند که در ۱۹۴۶ تاجگذاری کرده است، ملکه الیزابت دارای طولانی ترین دوران سلطنت است.</p>
            <p>ملکه الیزابت همچنین رئیس ۱۶ کشور مستقل دیگر از جمله کانادا و استرالیا است.</p>
            <p>نظام مشروطه سلطنتی بریتانیا، مقام سلطنت و خانواده او را به طور کامل از فعالیت سیاسی و هرگونه دخالت یا تصمیم گیری در امور کشوری و لشکری منع و دربار را از مسئولیت سیاسی مبرا می کند. به همین دلیل نقش ملکه در روند قانون‌گذاری کاملا تشریفاتی است.</p>
            <h3>نخست وزیر: دیوید کامرون</h3>
            <p>متولد ۱۹۶۷، لندن</p>
            <p>دیوید کامرون در ۱۱ مه ۲۰۱۰ به مقام نخست وزیری دولت ائتلافی دست یافت. به این ترتیب حزب محافظه کار (راست میانه)، پس از ۱۳ سال حکومت حزب کارگر (چپ میانه) روی کار آمد.</p>
            <p>آقای کامرون با حزب سوم یعنی لیبرال دموکرات ها دولتی ائتلافی تشکیل داد. این ائتلاف پس از آن تشکیل شد که محافظه کاران بیشترین تعداد کرسی ها را در انتخابات پارلمانی به دست آوردند، اما اکثریت مطلقی حاصل نشد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/01/19/120119141708_cameron_304x171_reuters_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Reuters"/>
            </div>
            <p>این اولین دولت ائتلافی بریتانیا در ۷۰ سال گذشته است. سیستم انتخاباتی بریتانیا بر اساس اکثریت ساده است، به همین دلیل هر حزب در هر حوزه انتخابی فقط می تواند یک نامزد داشته باشد، کاندیدایی که بیشترین آرا در هر حوزه انتخابی را کسب کند نماینده آن حوزه در مجلس عوام خواهد بود.</p>
            <p>نخست وزیر جدید از ابتدا و در حالی که بریتانیا به تدریج داشت از اعماق رکود اقتصادی بیرون می آمد، با چالش های اقتصادی که منجر به سقوط نظام مالی جهان شد مواجه شده و همچنین می بایست با کسری بودجه شدید دولت دست و پنجه نرم می کرد.</p>
            <p>در بدو ورود به دفتر نخست وزیری آقای کامرون وعده کرد که کاهش کسری بودجه در اولویت کاری او قرار دارد. در اکتبر ۲۰۱۰، دولت آقای کامرون برنامه ای برای کاهش شدید هزینه های دولتی اعلام کرد که بعد از نسل ها سخت گیرانه ترین برنامه از نوع خود به شمار می رود.</p>
            <p>در ۲۰۱۱ ، نخست وزیر برای استخدام روزنامه نگاری که در رسوایی هک کردن پیام های تلفنی دست داشت مورد انتقاد قرار گرفت. آقای کامرون، اندی کلسون سردبیر سابق هفته نامه "نیوز آو د ورلد" را به عنوان مسئول امور ارتباطات استخدام کرده بود. اندی کلسون در پی این رسوایی استعفا داد و بعدا در ارتباط با این اتهامات بازداشت شد. همینطور انتشار این هفته نامه در پی این رسوایی متوقف شد.</p>
            <p>آقای کامرون در خانواده ای متمول در لندن به دنیا آمده است. پدرش از دلالان ثروتمند بورس بود. او در کالج ایتون، معتبرترین مدرسه خصوصی بریتانیا تحصیل کرد و بعد هم از دانشگاه آکسفورد فارغ التحصیل شد. وی که در ۴۳ سالگی به قدرت رسید، جوان ترین نخست وزیر بریتانیا از ۱۸۱۲ است</p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/02/22/110222093724_uk_press_review_304.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>بریتانیا سنتی دیرینه در خدمات رادیو و تلویزیونی عمومی و شهرتی جهانی در ساختن برنامه های خلاقانه دارد.</p>
            <p>بی بی سی نوپا در سال ۱۹۲۲ آغاز به پخش برنامه های روزانه رادیویی کرد، اما دیری نگذشت که نقش اساسی در زندگی مردم پیدا کرد.</p>
            <p>"سرویس امپراتوری" پیش از "سرویس جهانی بی بی سی" در سطح جهانی شهرت زیادی کسب کرده بود. هزینه بی بی سی از پولی که برای حق اشتراک تلویزیون پرداخت می شود تامین می شود و همه خانوارهایی که دارای تلویزیون هستند باید آن را بپردازند.</p>
            <p>تلویزیون تجاری در سال ۱۹۵۵ با آغاز کار شبکه آی تی وی آغاز به کار کرد. رادیوهای تجاری در دهه ۷۰ کار خود را شروع کردند. البته شبکه های رادیویی غیر مجاز که از داخل کشتی ها اداره می شدند در دهه ۶۰ بسیار رواج داشتند تا اینکه فعالیت آنها غیر قانونی اعلام شد. صدها شبکه رادیویی و تلویزیونی خصوصی اکنون با بی بی سی برای جذب مخاطب رقابت می کنند.</p>
            <p>مجموعه های تلویزیونی ساخت بریتانیا طرفداران زیادی دارد و مخاطبان در سراسر این کشور روزانه زندگی شخصیت های محبوب خود در سریال "ایست اندرز" ساخت بی بی سی و "کورونیشن استریت" ساخت آی تی وی را با علاقه دنبال می کنند.</p>
            <p>برنامه هایی موسوم به "ریالیتی تی وی" که زندگی مردم عادی را در معرض دید عموم مردم قرار می دهد نیز در سال های اخیر از محبوبیت زیادی برخوردار شده است.</p>
            <p>در دنیای دیجیتال امروزی که به سرعت در حال تغییر است، رسانه های بریتانیایی در جستجوی شیوه های جدیدی برای جذب مخاطب از طریق کامپیوتر و دیگر ابزار شخصی چند رسانه ای (آی فون، آی پد ......) هستند.</p>
            <p>شبکه های تلویزیونی زمینی که در گذشته بر بازار رسانه ها غلبه داشتند، اکنون با عرضه صدها کانال از سوی شبکه های ماهواره ای دیجیتال و کابلی، در رقابت شدیدی قرار دارند.</p>
            <p>آفکام، (Ofcom) موسسه ناظر بر اجرای مقررات تلویزیونی و ارتباطاتی بریتانیا امیدوار است که تا پایان سال ۲۰۱۲ به عمر تلویزیون های آنالوگ پایان دهد.</p>
            <p>رسانه ها از آزادی برخوردارند و قادرند در مورد تمام جنبه های زندگی در بریتانیا گزارش تهیه کنند. نشریات متنوع بازتاب دهنده طیف گسترده ای از عقاید سیاسی اند. در سال های اخیر در حالی که خوانندگان آنلاین افزایش داشته، تیراژ روزنامه های پایین آمده است.</p>
            <p>در ۲۰۱۰، نیوز کورپوریشن، صاحب امتیاز تایمز، هزینه ای برای خواندن بعضی از مطالب آنلاین تعیین کرد.</p>
            <p>بر آورد شده است که تا ژوئن ۲۰۱۰، تعداد کاربران اینترنتی در بریتانیا به ۵۱.5میلیون نفر، یعنی بیش از ۸۰ درصد جمعیت، رسید. (Internetworldstats).</p>
            <p>بر اساس تحقیقاتی که گوگل در ۲۰۱۰ انجام داد، داد و ستد اینترنتی 7.2 درصد از درآمد ناخالص داخلی بریتانیا را تشکیل می دهد. بر اساس این گزارش، بریتانیا دارای بالاترین میزان تجارت اینترنتی در میان کشورهای جهان است.</p>
            <p>تا سال ۲۰۰۹، حدود ۴۴ درصد از کاربران اینترنتی در بریتانیا دست کم در یکی از شبکه های اجتماعی فعال بوده و مشخصات خود را در آن به ثبت رسانده اند.</p>
            <p>بی بی سی، محبوب ترین شبکه اینترنتی برای دریافت خبر در بریتانیاست.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>دیلی تلگراف: روزنامه</p>
            <p>فایننشیال تامیز:روزنامه اقتصادی</p>
            <p>گاردین: روزنامه</p>
            <p>ایندیپندنت: روزنامه</p>
            <p>تایمز: روزنامه</p>
            <p>سان: روزنامه</p>
            <p>میرور: روزنامه</p>
            <p>دیلی میل: روزنامه</p>
            <p>دیلی اکسپرس: روزنامه</p>
            <p>اسکاتیش دیلی: روزنامه اسکاتلندی</p>
            <p>ویلش دیلی: روزنامه ولزی</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>بی بی سی تی وی: اپراتور بی بی سی ۱ و بی بی سی ۲ و کانال های دیجیتال از جمله بی بی سی نیوز</p>
            <p>آی تی وی: شبکه تجاری اصلی، با داشتن شعبه های محلی</p>
            <p>چنل ۴: شبکه عمومی با بودجه تجاری</p>
            <p>فایو: شبکه سراسری تجاری</p>
            <p>ایندیپندنت تلویژن نیوز (ITN): تهیه کننده برنامه خبری آی تی وی و چنل ۴</p>
            <p>بریتیش اسکای برودکستینگ (BSkyB): اپراتور شبکه های دیجیتال ماهواره ای اسکای</p>
            <h3>رادیو</h3>
بی بی سی: با پنج شبکه سراسری، همراه با شبکه هایی به زبان ولزی، گیلیک و شبکه های برای ایرلند شمالی، اسکاتلند، ولز و جوامع آسیایی
<p>سرویس جهانی بی بی سی: پخش بین المللی به زبان انگلیسی و ۳۰ زبان دیگر</p>
            <p>ابسولوت ردیو: تجاری، سراسری با پخش موسیقی پاپ و راک</p>
            <p>تاک اسپرت: تجاری، سراسری، ورزشی</p>
            <p>کلاسیک اف ام: تجاری، سراسری با پخش موسیقی کلاسیک</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>پرس اسوسیشن</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-17:15641687</id>
      <dc:identifier>15641687</dc:identifier>
      <updated>2012-02-21T17:48:27+00:00</updated>
      <published>2012-02-17T13:34:51+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی پاکستان</title>
      <summary xml:lang="fa">کشوری پاکستان در سال ۱۹۴۷ پس از تقسیم بندی شبه قاره هند موجودیت یافت و از آن زمان با چالشهای سیاسی و مناقشات منطقه ای فراوانی روبرو بوده است.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی پاکستان</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120217_l51_prf_pakistan_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120217_l51_prf_pakistan_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/17/120217133404_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/17/120217133404_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/17/120217133404_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/17/120217133404_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی پاکستان</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <p>کشور پاکستان که اکثر شهروندان آن مسلمان هستند، قلمرویی را شامل می شود که زمانی محل سکونت اولین جوامع بشری و بعدها از مناطق اصلی زندگی پیروان دو مذهب عمده جهان هندو و بودیسم بود.</p>
            <p>پاکستان، در سال ۱۹۴۷ پس از تقسیم بندی شبه قاره هند موجودیت یافت و از آن زمان با چالشهای سیاسی و مناقشات منطقه ای فراوانی روبرو بوده است.</p>
            <p>کشور پاکستان در پاسخ به خواست مسلمانان هند برای داشتن کشوری مستقل بوجود آمد و در اصل از دو بخش تشکیل می شد.</p>
            <p>بخش شرقی آن - که بعدها مستقل و به بنگلادش کنونی بدل شد - درخلیج بنگال در نوار مرزی هند و برمه قرار دارد و بخش غربی آن را پاکستان کنونی تشکیل می دهد که منطقه وسیعی از کوههای هیمالیا تا ساحل دریای عمان را در بر می گیرد.</p>
            <p>درسال ۱۹۷۱ اکثریت بنگالی زبان بخش شرقی پاکستان به کمک هند، کشور جداگانه ای برای خود تشکیل دادند که بنگلادش امروزی است.</p>
            <p>بین هند و پاکستان تاکنون سه بار جنگ درگرفته است که دو بار آن در سالهای بین ۴۸-۱۹۴۷ و ۱۹۶۵، به خاطر اختلاف بر سر منطقه مرزی کشمیر در شمال بوده است. درگیری کوتاه مدت اما سنگین و مسلحانه دیگری در ۱۹۹۹ هنگامی که شبه نظامیان اسلامگرا به داخل خاک کشمیر تحت کنترل هند نفوذ کردند، پیش آمد.</p>
            <h3>تسلط ارتش</h3>
            <p>دوره های اداره کشور توسط غیرنظامیان در پاکستان در نتیجه فساد، بی کفایتی و خصومت میان نهادهای مختلف با کدورت همراه بوده است.</p>
            <p>روی کار آمدن حکومتهای نظامی و غیر نظامی در دوره های متناوب نیز لطمه بیشتری به ثبات این کشور زده است.</p>
            <p>در اکتبر سال ۱۹۹۹پس از آن که حکومت غیر نظامی محبوبیت خود را درمیان مردم به شدت از دست داد در پی یک کودتا بار دیگر نظامیان قدرت را بدست گرفتند.</p>
            <p>ژنرال پرویز مشرف رهبر کودتا قول داد که اقتصادی کشور را رونق دهد اما حکومت وی با چالش های اقتصادی روبرو شد. علاوه بر آن ظهور دو قطب متضاد، گروه های شبه نظامی اسلامگرا و شاخه متجدد سکولار در سیاست پاکستان، به چالش های وی افزود.</p>
            <p>تحت فشارهای فزاینده برای احیای حکومتی دمکراتیک، پرویز مشرف در نوامبر ۲۰۰۷ از مقام نظامی خود کناره گرفت اما در انتخابات پارلمانی فوریه ۲۰۰۷ هوادرانش از حزب مردم پاکستان و مسلم لیگ، حزب نواز شریف نخست وزیر سابق، شکست خوردند.</p>
            <p>این دو حزب، دولتی ائتلافی تشکیل دادند و آغاز روند استیضاح آقای مشرف آغاز شد که نهایتا به استعفای وی در اوت ۲۰۰۸ از مقام ریاست جمهوری منجر شد.</p>
            <p>موقعیت بین المللی پاکستان پس از حوادث یازده سپتامر۲۰۰۱ دگرگون شد. حکومت پاکستان به حمایت خود از رژیم طالبان در افغانستان پایان داد، به خط اول جنگ علیه تروریسم پیوست و بنابراین به یکی از متحدان دولت آمریکا بدل گشت.</p>
            <p>البته نیروهای پاکستانی دشوار توانسته اند مناطق قبیله ای پر آشوب در نزدیکی مرز بار افغانستان که محل استقرار افراد مرتبط با شبکه القاعده است را کنترل کنند.</p>
            <p>دولت از ۲۰۰۹ برای بیرون راندن پیکارجویان از مناطق قبیله ای به طور جسته گریخته اقدام به عملیات نظامی کرده است.</p>
            <p>دولت پاکستان اتهامات آمریکا و افغانستان مبنی بر حضور رهبران ارشد القاعده و طالبان در مناطق جنگلی مرزی و یا اینکه سازمان اطلاعات پاکستان(آی اس آی) با گروه های پیکارجوی فعال علیه دولت افغانستان ارتباط دارد را به کرات انکار کرده است.</p>
            <p>تنش در روابط با دولت هند از زمان تقسیم این شبه قاره، بر سر منطقه مورد اختلاف کشمیر هنوز ادامه دارد و این دو قدرت هسته ای بارها بر سر این موضوع تا پای جنگ رفته اند.</p>
            <p>دولت هند، پاکستان را برای عدم همکاری در تحقیقاتش در زمینه بمب‌گذاری مومبای (بمبئی) به دست افراط‌گرایان در نوامبر ۲۰۰۸ متهم کرده و در طی دو سال اخیر روند مذاکرات به منظور بهبود روابط را متوقف کرده است.</p>
            <br/>
            <h2> در یک نگاه</h2>
            <p>نام کامل: جمهوری اسلامی پاکستان</p>
            <p>جمعیت: ۱۸۴.۷ میلیون نفر(سازمان ملل سال ۲۰۱۰)<br/>پایتخت: اسلام آباد<br/>مساحت: ۷۶۹.۰۹۵ کیلومترمربع، بجز کشمیر تحت کنترل پاکستان به مساحت ۸۳,۷۱۶ کیلومتر مربع<br/>زبان اکثریت: اردو ( زبان رسمی)، پنجابی، سندی، پشتو، بلوچی، انگلیسی<br/>دین اکثریت: اسلام<br/>امید به زندگی: ۶۵ سال (مردان) - ۶۷ سال (زنان) (سازمان ملل)<br/>واحد پول: روپیه پاکستان =۱۰۰پیسه<br/>صادرات عمده: منسوجات، برنج، کتان، محصولات چرمی<br/>سرانه در آمد ناخالص ملی: ۱۰۵۰ دلار( منبع: بانک جهانی ۲۰۱۰)<br/>نشانه اینترنتی: pk.<br/>کد بین الملی تلفن:۹۲+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس جمهور: ممنون حسین</h3>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/09/09/130909035310_mamnoon_hussain_pakistan_president_304x171_afp_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>ممنون حسین در ژوئیه ۲۰۱۳ از سوی پارلمان به سمت صرفا تشریفاتی ریاست جمهوری انتخاب شد.<br/>آقای حسین جانشین آصف علی زرداری، نخستین رئیس جمهوری منتخب پاکستان شد که پس از طی کردن دوره کامل پنج ساله ریاست جمهوری خود، در ماه سپتامبر از مقامش کناره گیری کرد.</p>
            <p>آصف علی زرداری در سپتامبر ۲۰۰۸ با اکثریت قاطع به عنوان رئیس جمهوری جدید پاکستان انتخاب شد.</p>
            <p>آقای زرداری چند هفته پس از استعفای پرویز مشرف، رئیس جمهور پیشین به انتخاب نمایندپان پارلمان جایگزین او شد.</p>
            <p>ژنرال مشرف ۹ سال رئیس جمهور پاکستان بود و پس از آنکه تهدید به استیضاح شد، از مقام خود کناره گیری کرد.</p>
            <p>آقای حسین یک تاجر پارچه اهل کراچی است و با نواز شریف، نخست وزیر پاکستان بسیار نزدیک است.</p>
            <p>او از اعضای دیرینه حزب مسلم لیگ شاخه نواز است.</p>
            <h3>نخست وزیر: نواز شریف</h3>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/07/01/140701085441_nawaz_sharif_304x171_getty.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p>با پیروزی حزب محافظه کار مسلم لیگ شاخه نواز در مه ۲۰۱۳ در انتخابات پارلمانی، نواز شریف برای سومین بار به قدرت رسید.</p>
            <p>نواز شریف در دوران حکومت ژنرال ضیاءالحق (در دهه ۸۰ میلادی) و در سایه دولت دیکتاتوری او وارد عرصه سیاسی شد و توانست در این دوره به یکی از ارکان دولت پنجاب تبدیل شود.</p>
            <p>سپس در دو دوره ۱۹۹۰-۱۹۹۳ و ۱۹۹۷-۱۹۹۹ به عنوان نخست وزیر منتخب پاکستان به قدرت رسید.</p>
            <p>سرانجام در ۱۹۹۹ کودتای نظامی به رهبری ژنرال پرویز مشرف به حکومت نواز شریف پایان داد.</p>
            <p>آقای شریف پس از برکناری از سمت نخست وزیری زندانی و پس از آن به مدت ۸ سال به عربستان سعودی تبعید شد.</p>
            <p>پیروزی او در در ۲۰۱۳ در تاریخ پاکستان به عنوان اولین انتقال قدرت از یک دولت منتخب به دولتی منتخب دیگر محسوب می‌شود.</p>
            <p>آقای شریف در دوران کاری‌اش پروژه های مهمی را در کشور عملی کرد. احداث بزرگراه بین اسلام آباد و لاهور یکی ا زمهم ترین دستاوردهای او است.</p>
            <p>نواز شریف علاوه بر داشتن ایده‌های بزرگ، توانایی ارتباط برقرار کردن با اقشار مذهبی طبقه متوسط و تجارکوچک را دارد. از نظر آنها آقای شریف سیاستمداری با قدرت است.</p>
            <p>او با دنبال کردن برنامه‌های بلندپروازانه از جمله مبارزه با فساد، خاتمه حمله‌های موشکی آمریکا به اهداف طالبان و القاعده به چهره‌ای محبوب تبدیل شد.</p>
            <p>یکی از بزرگترین دستاوردهای او آغاز روند مذاکرات صلح با طالبان در ماه مارس ۲۰۱۴ بود که با هدف استقرار آتش بس دائمی در مناطق قبیله‌ای هم مرز با افغانستان شروع شد.</p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/05/12/130512054827_pakistan_newspaper_election_512x288_afp_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>گزارشگران بدون مرز در سال ۲۰۱۱ گزارش کرد که پاکستان "مهلک ترین کشور" برای روزنامه نگاران است. ده روزنامه نگار در طی این سال کشته شدند که بیشتر آنها به قتل رسیده اند.</p>
            <p>این سازمان همچنین از قول خبرنگاران نوشته است که ماموران امنیتی و اعضای سازمان های پیکارجو که به طور غیر قانونی فعالیت می کنند مسئول "تهدید های جدی" علیه گزارشگران هستند.</p>
            <p>دولت با استفاده از منابع قانونی برای جلوگیری از آزادی مطبوعات استفاده می کند. اتهام "توهین به مقدسات" بارها علیه خبرنگاران استفاده شده است.</p>
            <p>ممیزان خبررسانی می توانند جلوی پخش شبکه های تلویزیونی خارجی که از طریق کابل قابل دریافت هستند - به خصوص شبکه های هندی و افغان - را بگیرند.</p>
            <p>تلویزیون رسانه اصلی است و ده ها شبکه های خصوصی موجود است. بیشتر مخاطبان شبکه های تلویزیونی را از طریق کابل دریافت می کنند. شبکه های خصوصی زمینی وجود ندارد. شبکه تلویزیونی دولتی پی تی وی، تنها شبکه خبررسانی در پاکستان است.</p>
            <p>بیش از صد شبکه رادیویی که از روی امواج اف ام قابل دریافت است، وجود دارد، اما هیچیک اجازه ندارند تولیدات خبری خود را پخش کنند.</p>
            <p>گفته می شود تعداد زیادی شبکه های اف ام که مجوز ندارند در مناطق مرزی شمال غربی فعالیت می کنند. آنها معمولا به دست روحانیون اداره می شوند و بعضی از آنها متهم به پخش مطالبی شده اند که باعث افزایش تنش های قومی می شود.</p>
            <p>مطبوعات پاکستان در منطقه آسیای جنوبی حاوی بالاترین درجه صراحت و شفافیت است، اما تاثیرگذاری آنها به دلیل نرخ بالای بی سوادی محدود است.</p>
            <p>در ژوئن ۲۰۱۰ تعداد کاربران اینترنت ۲۹.۷ میلیون نفر برآورد شد (Internetworldstats.com). رشد سریع تلفن همراه دسترسی به محتویات اینترنتی را بالا برده است.</p>
            <p>قانون فیلترینگ در مورد هر آنچه محتوای آن توهین به مقدسات، جدایی طلبی، مخالفت با دولت و یا ارتش تلقی شود، اجرا می شود.</p>
            <p>در ۲۰۱۰ دولت اعلام کرد که وبسایت های اصلی را برای محتوی "ضد اسلامی" تحت نظر خواهد گرفت.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>دیلی جنگ- چاپ کراچی به زبان اردو، پرتیراژترین روزنامه<br/>دان – چاپ کراچی، پرتیراژترین روزنامه به زبان انگلیسی<br/>نیشن- روزنامه، چاپ لاهور به زبان انگلیسی<br/>روزنامه فرانتیر پست- چاپ پیشاور به زبان انگلیسی<br/>نیوز - روزنامه انگلیسی زبان<br/>پاکستان آبزرور – روزنامه چاپ اسلام آباد<br/>دیلی اوصاف - چاپ اسلام آباد به زبان اردو<br/>اکونومیست گالف و پاکستان - هفته نامه بازرگانی<br/>فرایدی تایمز - هفته نامه در لاهور به زبان انگلیسی</p>
            <p>بیزنس ریکوردز - روزنامه اقتصادی</p>
            <p>دیلی تامیز - به زبان انگلیسی چاپ در کراچی و لاهور</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>سازمان رادیو و تلویریون پاکستان: تلویزیون دولتی- پی تی وی ۱، پی تی وی ۲، شبکه ۳، پی تی وی جهانی<br/>جئو تی وی – مهمترین شبکه ماهواره ای، مستقر در دوبی ، با شبکه خبری جداگانه به زبان اردو<br/>تلویزیون ایندوس - شبکه ماهواره ای خصوصی<br/>ای آر وای دیجیتال - شبکه ماهواره ای خصوصی<br/>شبکه تلویزیونی شالیمر- شبکه دولتی با مدیریت خصوصی<br/>داون نیوز – ماهواره ای خصوصی، اولین شبکه انگلیسی خبر، متعلق به شرکت بین المللی هرالد</p>
            <p>رادیو</p>
            <p>رادیوی دولتی پاکستان با بیش از ۲۵ ایستگاه و شبکه ملی و جهانی<br/>رادیوی کشمیر آزاد- دولتی<br/>اف ام ۱۰۰- شبکه تجاری با برنامه های موسیقی و سرگرم کننده</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>آسوشیتد پرس پاکستان ( ای پی پی) - خبرگزاری دولتی</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-13:15560605</id>
      <dc:identifier>15560605</dc:identifier>
      <updated>2012-02-13T14:17:45+00:00</updated>
      <published>2012-02-13T14:17:45+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی تاجیکستان</title>
      <summary xml:lang="fa"> تاجیکستان، یکی جمهوری‌های اتحاد جماهیر شوروی سابق، کشوری کوهستانی و ناهموار با دره های سرسبز در شمال و جنوب است که فقیرترین کشور آسیای میانه است.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی تاجیکستان، دوشنبه، آسیای میانه، رحمان</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120213_l51_prf_tajikistan_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120213_l51_prf_tajikistan_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213140248_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213140248_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213140248_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213140248_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی تاجیکستان</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213173505_3.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>تاجیکستان، یکی جمهوری‌های اتحاد جماهیر شوروی سابق، اندکی پس استقلال در سال ۱۹۹۱ درگیر یک جنگ داخلی شد.</p>
            <p>تاجیکستان کشوری کوهستانی و ناهموار با دره های سرسبز در شمال و جنوب، فقیرترین کشور آسیای میانه است.</p>
            <p>تاجیکها بزرگترین گروه قومی در این کشور هستند و اقلیت ازبک حدود یک چهارم جمعیت این کشور را تشکیل می دهد. بیش از نیمی از جمعیت تاجیکستان به کشاورزی مشغولند و فقط یک پنجم آن در بخش صنعت فعالند.</p>
            <p>حدود نیمی از جمعیت تاجیکستان کمتر ۱۴ سال دارند.</p>
            <p>زبان تاجیکی به فارسی که در ایران و افغانستان (دری) تکلم می شود، بسیار نزدیک است.</p>
            <p>جنگ داخلی پنج ساله بین دولت تحت حمایت مسکو و مخالفان تحت رهبری اسلامگراها که در آن حدود ۵۰ هزار نفر کشته و افزون بر یک دهم جمعیت از کشور متواری شدند، در سال ۱۹۹۷ با وساطت سازمان ملل متحد و امضای یک معاهده صلح میان طرفین خاتمه یافت.</p>
            <p>اقتصاد تاجیکستان پس از جنگ دیگر هیچگاه بهبود نیافت. فقر در کشور گسترده است. تقریبا نیمی از تولید ناخالص ملی توسط مهاجرانی که در خارج از کشور – به ویژه روسیه- کار می کنند، به دست می آمد. اما این درآمد نیز با بحران اقتصادی جهانی کاهش یافت.</p>
            <p>تاجیکستان به واردات نفت و گاز وابسته است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213140024_2.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">زبان تاجیکی به فارسی که در ایران و افغانستان (دری) تکلم می شود، بسیار نزدیک است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>سختی های اقتصادی به عنوان یکی از دلایلی شناخته می شود که باعث شده مردم - به خصوص جوانان – بیشتر به سوی اسلام متمایل شوند.</p>
            <p>تاجیکستان از سوی همسایگان خود متهم می شود که به اسلامگرایان شورشی اجازه می دهد از خاک آن کشور برای برپا کردن اردوگاههای آموزشی استفاده کنند، دولت تاجیکستان همواره این اتهام را قویا رد کرده است.</p>
            <p>تاجیکستان به علت مشکلات امنیتی مداوم و شرایط اقتصادی وخیم خود شدیدا متکی به حمایت روسیه بوده است.</p>
            <p>نظامیان روسیه امنیت بخش عمده ای از مرزهای این کشور با افغانستان را بر عهده داشتند. پس از خروج کامل نظامیان روسی از این مناطق تا میانه سال ۲۰۰۵، ماموریت مرزبانی به تاجیکان سپرده شد.</p>
            <p>درگیری میان نظامیان روس و مرزبانان تاجیک با قاچاقچیان مواد مخدر در مرزها امری متداول است زیرا تاجیکستان نخستین ایستگاه در مسیر قاچاق مواد مخدر از به روسیه و سپس به غرب است.</p>
            <p>در اکتبر ۲۰۰۴ روسیه رسما یک پایگاه نظامی با چند هزار نفر پرسنل درشهر دوشنبه، پایتخت تاجیکستان برپا کرد.</p>
            <p>همچنین کنترل یک مرکز تجسس های فضایی متعلق به دوران اتحاد شوروی را درشهر نوراک از سر گرفت. این اقدامات به معنای تلاش روسیه به منظور مقابله با گسترش نفوذ آمریکا در آسیای میانه تلقی شده است.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213140021_1.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">اقتصاد تاجیکستان پس از جنگ دیگر هیچگاه بهبود نیافت</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>
               <strong/>
            </p>
            <p>
               <strong>جمعیت:</strong> ۷ میلیون نفر (سازمان ملل متحد ۲۰۱۰)<br/>
               <strong>پایتخت:</strong> دوشنبه<br/>
               <strong>مساحت</strong>: ۱۴۳.۱۰۰ کیلومتر مربع<br/>
               <strong>زبان اکثریت</strong>: تاجیکی، ازبکی، روسی<br/>
               <strong>دین اکثریت</strong>: اسلام<br/>
               <strong>امید به زندگی</strong>: ۶۵ سال (مردان) - ۷۱ سال (زنان) (سازمان ملل)<br/>
               <strong>واحد پول:</strong> ۱ سامانی =۱۰۰ درم<br/>
               <strong>صادرات عمده:</strong> آلومینیم، برق، پنبه، میوه و منسوجات<br/>
               <strong>سرانه در آمد ناخالص ملی</strong>: ۸۰۰ دلار (منبع: بانک جهانی در سال ۲۰۱۰)<br/>
               <strong>کد تلفن بین المللی:</strong> ۹۹۲+<br/>
               <strong>نشانه اینترنتی</strong>: tj. <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس جمهور: امامعلی رحمان (رحمان اف)</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۵۲، کولاب</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213140026_3.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>در سال ۱۹۹۲، پس از استعفای اجباری رحمان نبی اف، نخستین رهبر این کشور پس از استقلال از اتحاد جماهیر شوروی سابق، امامعلی رحمان که قبلا رئیس یک مزرعه پنبه بود، به مقام ریاست شورای عالی تاجیکستان منصوب شد.</p>
            <p>در سال ۱۹۹۴، امامعلی رحمان به مقام ریاست جمهوری انتخاب شد. پس از اتمام دوره پنج ساله، در سال ۱۹۹۹ و این بار به مدت هفت سال به این مقام برگزیده شد.</p>
            <p>او برای سومین بار در سال ۲۰۰۶ انتخاب شد؛ درانتخاباتی که به گفته ناظران بین اللملی عادلانه و آزاد برگزار نشد.</p>
            <p>مخالفان دولت انتخابات را تحریم کردند و آن را تکرار انتخابات نمایشی در دوران شوروی سابق، قلمداد کردند.</p>
            <p>آقای رحمان در سال های نخستین دهه ۱۹۹۰ نقش بسیار مهمی در تلاش نیروهای حامی کمونیست ها برای بیرون راندن شورشیان ملی و اسلامگرا ازشهر دوشنبه ایفا کرد.</p>
            <p>او خود شخصا رهبری نیروهای منطقه جنوبی کولاب را بر عهده گرفت، از دخالت نیروهای جمهوری های سابق دیگر شوروی استقبال کرد.</p>
            <p>پس از سالها جنگ داخلی و خشونت، ثبات تاحدودی به کشور برگشته است.</p>
            <p>آقای رحمان قدرت زیادی در سیاست کشور دارد. حزب دمکراتیک خلق، به رهبری او تقریبا همه کرسی های مجلس را در اختیار دارد.</p>
            <p>ناظران غربی می گویند انتخابات پارلمانی در سال های۲۰۰۵ و ۲۰۱۰ فاقد استانداردهای بین المللی بود.</p>
            <p>با این وجود او او از محبوبیت نسبتا وسیعی برخوردار است.</p>
            <p>تاجیکستان هنوز هم کشور فقیری است اما بسیاری از مردم از پایان جنگ داخلی و آرامش در کشور راضی اند. جنگ های اوایل سال ۱۹۹۰ به کشته شدن ده ها هزار نفر و فرار ۱۰ درصد از جمیعت کشور انجامید.</p>
            <p>آقای رحمان سال ۲۰۰۷ میلادی به شهروندان کشورش دستور داد که پسوندهای روسی را از نام خانوادگی خود حذف کنند. خود او که تا آن زمان نام خانوادگی اش رحمانف بود آن را به رحمان تغییر داد. آقای رحمان گفت این کار برای فاصله گرفتن از گذشته ای است که تحت حاکمیت اتحاد شوروی بود.</p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213140030_4.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">هیچ روزنامه ای در تاجیکستان چاپ نمی شود</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>تلویزیون محبوبترین رسانه در تاجیکستان است. علاوه بر شبکه های رادیویی و تلویزیونی دولتی، بیش از ده شبکه تلویزیونی خصوصی که تولید اصلی انها برنامه های سرگم کننده است، در کشور فعالیت دارند.</p>
            <p>نخستین شبکه رادیوی مستقل شهر دوشنبه در سپتامبر سال ۲۰۰۲، پس از چهار سال انتظار برای کسب مجوز، آغاز به کار کرد. بیش از ۲۰۰ نشریه مجوز رسمی دارند، اما هیچکدام روزنامه نیستند. نشریات خصوصی خوانندگان بسیار کمی دارد.</p>
            <p>رادیو تنها رسانه ای است که در تمام کشور در دسترس است.</p>
            <p>بعضی از نشریات دولتی و شماری دیگر وابسته به احزاب و گروههای سیاسی هستند.</p>
            <p>به گزارش سازمانهای مدافع حقوق رسانه ها، آزادی مطبوعات در تاجیکستان، با وجود تاکید بر آن در قانون اساسی کشور، رعایت نمی شود.</p>
            <p>به گفته فریدام هاوس، حکومت تاجیکستان خبرنگاران مستقل را تحت فشار قرار می دهد و اکثر چاپخانه های و استودیوهای رادیو و تلویزیونی را به شدت کنترل می کند.</p>
            <p>تا ژوئن ۲۰۱۰ تعداد کاربران اینترنتی تاجیسکتان حدود ۷۰۰ هزار نفر برآورد شده است. (InternetWorldStats).</p>
            <p>رقابت کمی بین ارائه دهندگان اینترنت هست و هزینه دسترسی به اینترنت هنوز بالاست.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>منبر خلق - نشریه متعلق به حزب خلق دموکراتیک، حزب حاکم<br/>جمهوریت - نشریه دولتی به زبان تاجیکی، با سه بار چاپ در هفته<br/>خلق آوازی - نشریه دولتی به زبان ازبکی، با سه بار چاپ در هفته<br/>نارودنایا گازتا - نشریه دولتی به زبان روسی، با سه بار چاپ در هفته<br/>نیروی سخن - هفته نامه خصوصی به زبان تاجیکی<br/>ندای رنجبر - هفته نامه به زبان تاجیکی متعلق به حزب کمونیست<br/>تاجیکستانا گلوس- هفته نامه به زبان روسی متعلق به حزب کمونیست<br/>تاجیکستان - هفته نامه مستقل به زبان تاجیکی<br/>نجات - هفته نامه به زبان تاجیکی متعلق به حزب نهضت اسلامی</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>تلویزیون تاجیکستان - شبکه تلویزیون دولتی<br/>تلویزیون ملی سغد - شبکه تلویزیون دولتی در شمال کشور<br/>تلویزیون ختلان - شبکه تلویزیون دولتی در جنوب کشور</p>
            <p>اس ام تی (تلویزیون مستقل تاجیکستان) - خصوصی، پخش از دوشنبه</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>رادیو تاجیکستان – دولتی، بادر اختیار داشتن شبکه های رادیو تاجیکستان، رادیو صدای دوشنبه، رادیو فرهنگ و آواز تاجیک</p>
            <p>رادیو امروز – خصوصی، پخش سراسری</p>
            <p>رادیو وطن- خصوصی، پخش از دوشنبه</p>
            <p>رادیو آسیا پلاس - خصوصی، پخش از دوشنبه</p>
            <p>رادیو تیروز – خصوصی، پخش از خجند</p>
            <h3>خبرگزاری ها</h3>
            <p>آسیا پلاس - خصوصی، با صفحه های به زبان انگلیسی</p>
            <p>خاور - دولتی، با صفحه های به زبان انگلیسی</p>
            <p>اوستا – خصوصی، با صفحه های به زبان انگلیسی</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-13:15566171</id>
      <dc:identifier>15566171</dc:identifier>
      <updated>2012-02-13T17:39:26+00:00</updated>
      <published>2012-02-13T17:31:31+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی ترکمنستان</title>
      <summary xml:lang="fa">ترکمنستان کشوری است که بخش اعظم آن از صحرا تشکیل شده و در میان پنج جمهوری آسیای میانه کمترین جمعیت را دارد.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی ترکمنستان، نیازف، بردی محمدف، آسیای میانه</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120213_l51_prf_turkmenistan_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120213_l51_prf_turkmenistan_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213173220_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213173220_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213173220_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213173220_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی ترکمنستان</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213181446_1.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>ترکمنستان کشوری است که بخش اعظم آن از صحرا تشکیل شده و در میان پنج جمهوری آسیای میانه کمترین جمعیت را دارد.</p>
            <p>حکومت ترکمنستان استبدادی است که از زمان استقلال از اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، این کشور خود را از مناسبات و تحولات در جهان دور نگاه داشته است.</p>
            <p>نظام سیاسی این کشور سیستم تک حزبی است، اما پس از مرگ صفرمراد نیازف، رهبر حزب دمکراتیک ترکمنستان در سال ۲۰۰۶ تا حدودی از انزوای سیاسی این کشور کاسته شده است.</p>
            <p>به گفته مقامات ترکمنستان، این کشور دارای پنجمین ذخیره گازی جهان است. با وجود چنین ثروتی، بخش عمده ای از مردم کشور در فقر به سر می برند.</p>
            <p>آقای نیازف به خصوص در اواخر حکومتش خود را به شیوه رهبران کهن "ترکمن‌باشی" یا پدر ترکمن ها معرفی می کرد و دستگاه اداری و سراسر کشور در کیش شخصیتی بی مهار غوطه ور بود.</p>
            <p>آقای نیازف که در سال ۱۹۹۹ خود را رئیس جمهور مادام العمر کشور تعیین کرد، بخش زیادی از ثروت ترکمنستان رابه جای اقتصاد و رفاه اجتماعی، صرف پروژه های تجملی کرد.</p>
            <p>در زمان حکومت آقای نیازف نفوذ و احکام او در تمامی عرصه های زندگی کشور مشهود بود.</p>
            <p>زمانی حتی مقرر شد که کتاب وی به نام <strong>روحنامه</strong>، در تمامی زمینه ها به عنوان سرمشق و الهام بخش امور کشوری مورد استفاده قرار بگیرد. این کتاب در برگیرنده افکار او در مورد تاریخ و فرهنگ ترکمنهاست.</p>
            <p>قربانقلی بردی محمدف، جایگزین او گفته بود که روش آقای نیازف را ادامه خواهد داد ولی نشانه هائی از تغییر در مرام او دیده می شود. از جمله کاهش تجمل و تشریفات درباره آقای نیازف و آغاز اقداماتی برای کمرنگ کردن نمادهای طرز فکر او.</p>
            <p>از حیث نژادی ترکمنستان یکی از متجانس ترین جمهوریهای آسیای مرکزی است، زیرا بخش اعظم جمعیت آن ترکمن هستند. اقلیت های نژادی دیگر کشور عبارتند از: ازبکها و روس ها و همچنین اقلیتهای قزاق، تاتار و چند قومیت دیگر.</p>
            <p>بر خلاف جمهوری های دیگر شوروی سابق، این کشور کاملا از درگیریهای قومی فارغ بوده است. با این همه تعلقات قومی قدرتمند به شکل قبیله ای آن نیز می توانند موجب بروز تنش شوند.</p>
            <p>با توجه به اینکه سرمایه گذاران خارجی هنوز به شکل وسیع در این کشور فعال نشده اند اقتصاد ترکمنستان هنوز توسعه نیافته است.</p>
            <p>ترکمنستان، بخاطر فقدان خطوط لوله صادراتی و اختلاف میان کشورهای حاشیه دریای خزر پیرامون وضعیت قانونی این دریاچه نفت خیز، در بهره گیری از ذخائر نفت و گاز خود موفق نبوده است.</p>
            <p>ترکمنستان در سال حدود ۷۰ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی تولید می کند و حدود دو سوم از این تولید را شرکت روسی گازپروم می خرد. اختلاف طولانی بین دو کشور بر سر بهای گاز بالاخره در سال ۲۰۰۶ پایان یافت و گازپروم پذیرفت قیمت خرید را ۵۴ درصد افزایش دهد.</p>
            <p>این امر موجب شده است که شرکتهای خارجی در امر سرمایه گذاری از خود تردید نشان دهند و در نتیجه اقتصاد کشور در راکد باقی مانده است.</p>
            <p>از آن زمان ترکمنستان تلاش کرده که به انحصار روسیه در خصوص صادرات گاز پایان دهد و به همین دلیل به ایران و چین خط لوله گازی کشیده است و قصد دارد بخشی از خط لوله انتقال گاز به اروپا (نابوکو) باشد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/08/02/130802114604_women_624x351_h_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">زنان ترکمن به مناسبت یکی از جشن های ملی، با استفاده از خربزه در حال آماده کردن نوعی شیرینی هستند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="h"/>
            </div>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong>جمعیت</strong>: ۵.۲ میلیون (سازمان ملل متحد، ۲۰۱۰)<br/>
               <strong>پایتخت:</strong> عشق آباد<br/>
               <strong>مساحت:</strong> ۴۸۸.۱۰۰ کیلومتر مربع<br/>
               <strong>زبان اکثریت:</strong> ترکمنی، روسی<br/>
               <strong>دین اکثریت</strong>: اسلام<br/>
               <strong>امید به زندگی:</strong> ۶۲ سال (مردان)، ۷۰ سال (زنان) (سازمان ملل متحد)<br/>
               <strong>واحد پول:</strong> ۱ منات ترکمنی = ۱۰۰ تنجه<br/>
               <strong>صادرات عمده</strong>: نفت، گاز، منسوجات، پنبه<br/>
               <strong>سرانه درآمد ناخالص ملی</strong>: ۳.۴۲۰ دلار (بانک جهانی ۲۰۰۹)<br/>
               <strong>نشانه اینترنتی:</strong> tm.<br/>
               <strong>کد بین المللی تلفن:</strong> ۹۹۳+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس جمهور: قربانقلی بردی محمدف</h3>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/08/02/130802110645_mukhamedov_304x171_f_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="f"/>
            </div>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۵۷، باباراب (ترکمنستان)</strong>
            </p>
            <p>قربانقلی بردی محمدف، در انتخاباتی که ۱۲ فوریه ۲۰۱۲ برگزار شد با کسب بیش از ۹۷ درصد آرا بار دیگر به ریاست جمهوری رسید.</p>
            <p>سازمان امنیت و همکاری اروپا که پیشتر فقدان اصلاحات دموکراتیک در ترکمنستان را مورد انتقاد شدید قرار داده بود از اعزام ناظران برای نظارت بر این انتخابات خودداری کرد.</p>
            <p>آقای بردی محمدف پس از کسب ۸۹ درصد از آراء در ماه فوریه ۲۰۰۷ به عنوان رئیس جمهور جدید سوگند وفاداری یاد کرد.</p>
            <p>در این انتخابات شش نامزد شرکت داشتند که همگی از حزب حاکم دمکراتیک ترکمنستان بودند. سیاستمداران تبعیدی مخالف حکومت حق شرکت نداشتند.</p>
            <p>مقامات دولتی اعلام کردند که بیش از ۹۵ درصد از واجدان شرایط در رای گیری شرکت کردند. اما سازمانهای مدافع آزادی و دیپلملتهای غربی این انتخابات را فرمایشی توصیف کردند.</p>
            <p>چند هفته بعد رئیس جمهور به عنوان رئیس شورای خلق نیز که عالی ترین نهاد قانونگذاری کشور است برگزیده شد. او تنها نامزد موجود برای این مقام بود.</p>
            <p>آقای بردی محمدف که قبلا معاون نخست وزیر بود پس از مرگ صفرمراد نیازف در ماه دسامبر ۲۰۰۶ به عنوان رئیس جمهور موقت تعیین شد. در تمام مدت پانزده سالی که از استقلال این کشور می گذشت آقای نیازف رهبری را به شیوه ای اقتدارگرایانه در دست خود داشت.</p>
            <p>انتخاب آقای بردی محمدف باعث تعجب صاحبنظران شد چون طبق قانون اساسی کفالت ریاست جمهوری باید به عوض گلدی عطای، رئیس شورای خلقی داده می شد. در هر حال پس از مرگ آقای نیازف، رئیس شورای خلقی به اتهام اعمال خلاف قانون، محاکمه و از مقامش برکنار شد.</p>
            <p>رئیس جمهور جدید وعده داده که مسیر آقای نیازف را ادامه داده ولی در عین حال اصلاحاتی نیز در کشور انجام دهد از جمله: دسترسی نامحدود به شبکه اینترنت، بهبود وضع آموزش و بازنشستگی.</p>
            <p>به فاصله کوتاهی پس از رسیدن به قدرت رئیس جمهور جدید با لغو دستور سال قبل آقای نیازف، صدهزار نفر را مشمول بیمه بازنشستگی دولتی کرد.</p>
            <p>آقای بردی محمدف ابعاد مختلف کیش شخصیتی سلف خود را کمابیش از میان برداشت اما در مقابل، نمونه هایی از کیش شخصتی خود را معرفی کرد. در سال ۲۰۰۹ مسجدی به نام او نامگذاری شد و کتابفروشی ها پر از آثار اوست.</p>
            <p>آقای بردی محمدف که سابقا دندانپزشک مخصوص رئیس جمهور بود در سال ۱۹۹۷ توسط آقای نیازف به عنوان وزیر بهداشت و سپس در سال ۲۰۰۱ به عنوان معاون نخست وزیر تعیین شد.</p>
            <p>یکی از وظایف او اجرای تصمیم آقای نیازف برای تعطیل اغلب تسهیلات پزشکی بود که نظام خدمات پزشکی و درمانی عمومی را در آستانه نابودی قرار داد.</p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213173509_12.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">برنامه های شبکه های تلویزیونی روسیه قبل از پخش در ترکمنستان سانسور می شوند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>رسانه های ترکمنستان مطلقا تحت انحصار دولت قرار دارند. مقامات کشور مسئول نظارت بر خروجی رسانه ها، کنترل چاپ نشریات، مسدود کردن وبسایتها، نظارت بر اینترنت و تعیین خط مشی رسانه ها هستند.</p>
            <p>گزارشی که توسط سازمان امنیت و همکاری اروپا منتشر شد، فقدان آزادی مطبوعات در ترکمنستان را در تاریخچه ارزیابی های این سازمان پدیده ای "بی سابقه" خواند.</p>
            <p>همچنین گزارشگران بدون مرز در سال ۲۰۱۰، درباره ترکمنستان تحت رهبری آقای بردی محمدف گفته است که "کنترل مطلق حکومت بر مطبوعات هنوز تغییر نیافته است."</p>
            <p>رئیس جمهور در ژوئن ۲۰۱۰ اعلام کرد که برخی از روزنامه های خصوصی می توانند اجازه فعالیت بگیرند. اما هنوز چیزی در این خصوص دیده نشده است.</p>
            <p>صفرمراد نیازف رهبر فقید این کشور، از رسانه ها صرفا برای بالیدن به مقام خود و گسترش کیش شخصیت استفاده می کرد.</p>
            <p>برنامه های شبکه های تلویزیونی روسیه قبل از پخش در ترکمنستان سانسور می شوند.</p>
            <p>ترکمن تله کام و سایر سازمانهای مخابراتی دولتی دسترسی به اینترنت را کنترل می کنند. تعداد کاربران اینترنتی ترکمنستان تا ژوئن ۲۰۱۰، حدود ۸۰ هزار نفر برآورد شده است (InternetWorldStats).</p>
            <p>وبسایتهای مخالفان دولت مسدود است. همچنین وبسایت های یوتیوب و سرویس ارائه دهنده وبلاگ لایوجورنال نیز در اواخر سال ۲۰۰۹ مسدود شدند.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>نیترلنی ترکمنستان - روزنامه، به زبان روسی، شش شماره در هفته<br/>ترکمنستان - روزنامه، به زبان ترکمنی، شش شماره در هفته<br/>وطن - روزنامه، به زبان ترکمنی، ، سه شماره در هفته<br/>گلکنیز - هفته نامه، به زبان ترکمنی، ارگان حزب دموکراتیک ترکمنستان<br/>ترکمن دنیاسی - ماهنامه به زبان ترکمنی، ارگان انجمن ترکمنهای جهان، عشق آباد<br/>عدالت - به زبان ترکمنی<br/>ادبیات و صنغات (هنر و ادبیات) - به زبان ترکمنی</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>تلویزیون دولتی ترکمنستان - دولتی، شامل کانال اصلی آلتین عصیر</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>رادیو دولتی ترکمنستان - دولتی، شامل چهار کانال</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>سرویس خبری دولتی ترکمنستان - خبرگزاری رسمی<br/>اخبار آسیای میانه - خبرگزاری فعال در ترکمنستان، ثبت در آمریکا</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-16:15624370</id>
      <dc:identifier>15624370</dc:identifier>
      <updated>2012-02-16T15:55:36+00:00</updated>
      <published>2012-02-16T15:43:25+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی ترکیه</title>
      <summary xml:lang="fa">ترکیه امروزی که زمانی قلب امپراتوری عثمانی بود، در سالهای ۱۹۲۰ توسط رهبر ملی‌گرای آن کمال آتاتورک به عنوان یک جمهوری مدرن و سکولار تاسیس شد.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی ترکیه، آنکارا، اردوغان</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120216_l51_prf_turkey_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120216_l51_prf_turkey_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/16/120216154214_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/16/120216154214_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/16/120216154214_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/16/120216154214_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی ترکیه</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/16/120216160458_1.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>ترکیه امروزی که زمانی قلب امپراتوری عثمانی بود، در سالهای ۱۹۲۰ توسط رهبر ملی‌گرای آن کمال آتاتورک به عنوان یک جمهوری مدرن و سکولار تاسیس شد.</p>
            <p>ترکیه پل ارتباطی دو قاره اروپا و آسیا و بر دهانه دریای سیاه کنترل دارد و این موقعیت استراتژیک نفوذ آن را در منطقه افزایش داده ‌است.</p>
            <p>پس از مرگ آتاتورک در سال ۱۹۳۸، حرکت ترکیه به سوی دمکراسی و اقتصاد باز برای چند دهه دچار وقفه شد. ارتش که خود را حافظ قانون اساسی می دید، با دخالت در امور سیاسی، در چند مورد دولت های مختلف را به این بهانه که ارزشهای سکولار زیر سئوال می برند، برکنار کرد.</p>
            <p>در سالهای اخیر که ترکیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا تلاش می کند حضور ارتش در زندگی مدنی این کشور کاهش یافته است.</p>
            <p>تلاش برای کاهش کنترل حکومت بر اقتصاد با موانع بسیاری رو به رو بوده است. پس از دهه‌ ها مشکلات انباشته شده که اقتصاد کشور را در آستانه فروپاشی قرار داده ‌بود، در سال ۲۰۰۲ ترکیه در مورد یک برنامه دشوار احیای اقتصادی با صندوق بین المللی پول IMF به توافق رسید.</p>
            <p>تدابیر ریاضتی که از آن زمان به اجرا در آمد، عاملی شد که زمانی که بحران اقتصادی جهان در سال ۲۰۰۸ اقتصاد بسیاری از کشورهای جهان را تحت تاثیر قرار داد، ترکیه وضعیت بهتری نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر داشته باشد.</p>
            <p>میزان بدهی دولتی نسبتا پائین بود و با اینکه تاثیرات بحران اقتصادی جهانی تا حدودی در ترکیه حس می شد، اما در سال ۲۰۱۰ اقتصاد ترکیه دوباره روندی رو به رشد پیدا کرد که تا اوایل ۲۰۱۱ ادامه پیدا کرد. اما این نگرانی وجود داشت که این رشد نتوان پایدار بماند.</p>
            <h3>ظهور حزب عدالت و توسعه</h3>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/16/120216154312_15.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا با موانع بسیاری روبه‌رو بوده است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>در انتخابات سال ۲۰۰۲ پیروزی حزب اسلامگرای عدالت و توسعه، این نگرانی بر سر ایجاد مناقشه میان نظام سکولار با حمایت ارتش و جامعه سنتی که ریشه در آموزه های اسلام دارد، دوباره به وجود آمد.</p>
            <p>از آن زمان سکولارهای مخالف دولت چندین بار حق قانونی حزب عدالت و توسعه برای در اختیار داشتن دولت را به چالش کشیدند.</p>
            <p>در مارس ۲۰۰۸ دادگاه قانون اساسی دادخواست دادستان عالی را مبنی بر ممنوعیت حزب عدالت و توسعه و ۷۱ مقام دولتی این حزب از جمله عبدالله گل، رئیس جمهور و رجب طیب اردوغان، نخست وزیر را رد کرد. آنها به تلاش برای برقراری یک نظام اسلامی در ترکیه متهم شده بودند.</p>
            <p>در سال های گذشته بارها دولت افسران ارتش را متهم کرده که قصد داشته از طریق سازمان مخفیانه "ارگنه قون" دولت را سرنگون کند.</p>
            <p>رئیس ستاد ارتش در اعتراض به دستگیری افسران در تابستان ۲۰۱۱ استعفا کرد و پس از آن برای نخستین بار دولت غیرنظامی بجای نظامیان جایگزین او را منصوب کرد.</p>
            <p>در سال ۱۹۹۹ این کشور کاندیدای عضویت در اتحادیه اروپا شد و از آن زمان در راستای تامین پیش شرطهای پیوستن به این اتحادیه، اصلاحاتی اساسی را در حوزه حقوق بشر و اقتصاد در دستور کار خود قرار داد. مجازات اعدام لغو شد، اقدامات جدی تری برای جلوگیری از وقوع شکنجه صورت گرفته و احکام جزایی بازبینی شدند.</p>
            <p>اصلاحاتی هم در زمینه حقوق زنان، حقوق اقلیت کرد و مسائل زبانی، آموزشی و فرهنگی و کارکرد رسانه ها آنها به اجرا گذاشته شد.</p>
            <p>فعالان حقوق زنان می گویند این اصلاحات ناکافی است و حکومت را متهم می کنند که به برابری اجتماعی زنان متعهد نیست و فقط تحت فشار اتحادیه اروپا این اقدامات را انجام می دهد.</p>
            <p>پس از یک دوره چانه ‌زنی ‌های سخت، سرانجام مذاکرات مربوط به عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا در اکتبر ۲۰۰۵ آغاز شد و پیش‌ بینی می‌شود که حدود ۱۰ سال به طول بیانجامد. این مذاکرات تا امروز روند دشواری داشته است.</p>
            <p>اولین پیشرفت در این مذاکرات چند هفته پس از آن اتفاق افتاد که ترکیه پذیرفت قبرس را به عنوان یکی از اعضای اتحادیه اروپا بپذیرد؛ هرچند ترکیه در ضمیمه ای بر بیانیه خود اعلام نمود که این به منزله به رسمیت شناختن کامل دیپلماتیک قبرس نیست.</p>
            <p>ترکیه در چند دهه اخیربه دلیل مناقشه ‌های مرزی در دریای اژه و سرنوشت سیاسی جزیره قبرس که به دوقسمت شمالی و جنوبی تقسیم شده، با همسایه نزدیک خود یونان روابط خصمانه ای داشته است.</p>
            <p>چند کشور اروپایی برای ورود ترکیه به اتحادیه اروپا ابهامات جدی خود را اعلام کرده اند و آلمان و فرانسه خواسته اند ترکیه بجای داشتن عضویت کامل در اتحادیه اروپا "مشارکت با امتیاز ویژه" در این اتحادیه داشته باشد.</p>
            <p>ترکیه خود را سنگر شرقی پیمان ناتو می دید و به همین دلیل رابطه نزدیکی با اسرائیل داشت. اما در سال های اخیر روابط این دو کشور به سردی گرائیده و آنکارا اکنون در تلاش است که روابط خود را با جهان عرب ارتقا بخشد.</p>
            <h3>مسئله کردها</h3>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/12/29/111229162136_jp_turkey304x171_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">به طور تخمینی یک پنجم جمعیت ترکیه را کردها تشکیل می دهند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>ترکیه یک اقلیت پرشمار کرد دارد که برخی از ارزیابی ها  تعداد آن را بین ۲۰ تا ۲۵ درصد جمعیت کشور تخمین می زنند. کردهای ترکیه می گویند دولت مرکزی همیشه سعی کرده که هویت قومی آنها را از بین ببرد و بخصوص از نظر اقتصادی و حقوق بشری همواره در مورد این اقلیت تبعیض صورت گرفته است.</p>
            <p>حزب کارگران کردستان ترکیه (پ ک ک) که جزو معروفترین و افراطی ترین گروهای کرد در آن منطقه ، از سال ۱۹۸۴ مبارزه مسلحانه برای تشکیل یک منطقه یا حکومت مستقل را آغاز کرد.</p>
            <p>در طول دو دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی، در شرق و جنوب شرقی ترکیه بر اثر این خشونت ها هزاران نفر کشته شده و صدها هزار نفر آواره شده اند.</p>
            <p>در چند سال اخیر فعالیت مسلحانه این گروه که پس از دستگیری رهبر آن عبدالله اوجالان در سال ۱۹۹۹ ضعیف شده بود، بار دیگر افزایش یافته است. علاوه بردولت ترکیه، دولت آمریکا و اتحادیه اروپا پ ک ک را یک سازمان تروریستی می دانند.</p>
            <p>دولت ترکیه در جهت نزدیک شدن به عضویت در اتحادیه اروپا،از سال ۲۰۰۳ محدودیت های استفاده از زبان کردی را کاهش داد.</p>
            <p>در بخشی از برنامه ای ابتکاری که در سال ۲۰۰۹ معرفی شد، دولت ترکیه متعهد شد که حق یادگیری زبان کردی و استفاده از آن و حقوق فرهنگی کردها را افزایش دهد و حضور نظامیان در مناطق عمدتا کردنشین در جنوب شرقی کشور را کاهش دهد.</p>
            <p>با این وجود درگیری ها همچنان ادامه داشته است. پیشنهاد پ ک ک در ژوئیه ۲۰۱۰ مبنی بر پذیرفتن آتش بس یا قرار داد صلح، در صورتی که دولت حقوق مدنی کردها را افزایش دهد، صریحا از سوی دولت رد شد. دولت این پیشنهاد را اظهارات "تروریستی" نامید و به همین دلیل از آن امنتناع ورزید.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong>نام کامل:</strong> جمهوری ترکیه<br/>
               <strong>جمعیت:</strong> ۷۳.۶ میلیون نفر (سازمان ملل، سال ۲۰۱۱)<br/>
               <strong>پایتخت:</strong> آنکارا<br/>
               <strong>بزرگترین شهر:</strong> استانبول<br/>
               <strong>مساحت:</strong> ۷۷۹،۴۵۲ کیلومتر مربع<br/>
               <strong>زبان اکثریت:</strong> ترکی<br/>
               <strong>مذهب اصلی:</strong> اسلام<br/>
               <strong>امید به زندگی:</strong> ۷۲ سال (مردان) - ۷۷ سال (زنان) (سازمان ملل)<br/>
               <strong>واحد پول:</strong> لیره جدید ترکیه<br/>
               <strong>صادرات اصلی</strong>: میوه و سبزیجات، منسوجات و البسه، آهن و فولاد، وسایل نقلیه موتوری، ماشین آلات، سوخت<br/>
               <strong>سرانه درآمد ناخالص ملی</strong>:۹۸۹۰ دلار(بانک جهانی، سال ۲۰۱۰)<br/>
               <strong>نشانه اینترنتی:</strong> tr.<br/>
               <strong>کد تلفنی بین ‌المللی</strong>: ۹۰+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس جمهور: عبدالله گل</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۵۰، کایسری (در مرکز ترکیه)</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/11/22/111122191447_abdullah_gul_304x171_reuters_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Reuters"/>
            </div>
            <p>عبدالله گل، وزیر خارجه پیشین، از سوی حزب عدالت و توسعه برای مقام ریاست جمهوری معرفی شد و پس از ماهها بحث و جنجال بر سر نامزدی اش بالاخره درماه اوت ۲۰۰۷ پارلمان ترکیه او را برگزید و وی جایگزین احمد نجدت سزر شد.</p>
            <p>او نخستین رئیس جمهور ترکیه است که پیشینه مذهبی دارد.</p>
            <p>در ماه های منتهی به انتخاب او به عنوان رئیس جمهور، مخالفان دست به اعتراضات خیابانی زدند، احزاب مخالف، پارلمان را تحریم کردند، انتخابات پارلنانی زودهنگام اعلام شد و ارتش که از سال ۱۹۶۰ چهار دولت را ساقط کرده بود، بارها اعلام خطر کرد.</p>
            <p>سکولار‌ها از جمله ژنرال های ارتش، مدعی بودند که آقای گل به ریشه ‌های فکری خود که اسلام سیاسی است وفادارخواهد ماند و این نگرانی را داشتند که عبدالله گل در تلاش خواهد بود که اصل جدایی کامل دین از حکومت در ترکیه را زیرسئوال ببرد.</p>
            <p>مقامات ارشد نیروهای مسلح ترکیه و سیاستمداران حزب مخالف دولت- حزب جمهوریخواه مردم – در مراسم ادای سوگند آقای گل جدید شرکت نکردند.</p>
            <p>عبدالله گل فعالیت سیاسی خود را در اوایل سالهای ۹۰ میلادی و از حزب اسلامگرای رفاه شروع کرد. فعالیت این حزب بعدا توسط دستگاه قضایی ممنوع شد. او و همفکرانش بعدها این ایده را که اسلام اصل تعیین کننده سیاست است کنار گذاشتند.</p>
            <p>او در سال ۲۰۰۱ همراه با اعضای میانه روی جنبش اسلامگرایان، حزب جدیدی را به نام عدالت و توسعه تاسیس کرد و از گذشته اسلامگرای خود فاصله گرفت.</p>
            <p>این حزب در سال ۲۰۰۲ در انتخابات به پیروزی رسید و آقای گل به عنوان نخست وزیر دولت را تشکیل داد. او در سال ۲۰۰۳ به نفع رجب طیب اردغان، از نخست وزیری کناره گرفت و در در مقام وزیر خارجه دولت اردوغان توانست وجهه ای میانه رو برای خود بسازد.</p>
            <p>آقای گل از طرفداران سرسخت پیشبرد اصلاحات برای پیوستن به اتحادیه اروپاست.</p>
            <p>قدرت اجرایی اصلی در ترکیه در اختیار نخست وزیر است. با این حال رئیس جمهور حق وتوی مصوبه های مجلس، انتصاب مقامات رسمی و تعیین قضات را دارد.</p>
            <p>در رفراندومی که در سال ۲۰۰۷ برگزار شد اکثریت مردم ترکیه رای دادند که با اصلاح قانون اساسی در آینده رئیس جمهور نه توسط پارلمان بلکه با رای مردم انتخاب شود.</p>
            <h3>نخست ‌وزیر: رجب طیب اردوغان</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۵۴، استانبول</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/11/15/111115172524_recep_tayyip_erdogan_304x171_afpgettyimages_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">رجب طیب اردوغان تنها رهبری است که در بیش از نیم قرن گذشته توانسته سه بار حزبش را به پیروزی برساند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP Getty Images"/>
            </div>
            <p>رجب طیب اردوغان ژوئن ۲۰۱۱ در پی انتخابات سراسری که به پیروزی حزب عدالت و توسعه با گرایشهای اسلامی به رهبری او انجامید، سومین دوره نخست وزیری خود را آغاز کرد.</p>
            <p>در این انتخابات حزب عدالت و توسعه بیشترین رای را از زمان به قدرت رسیدن در سال ۲۰۰۲ به دست آورد و نام آقای اردوغان را به عنوان موفق ترین رهبر سیاسی در تاریخ دمکراتیک ترکیه ثبت کرد. او تنها رهبری است که در بیش از نیم قرن گذشته توانسته سه بار حزبش را به پیروزی برساند.</p>
            <p>با این حال حزب او برای پیشبرد بازبینی قانون اساسی نتوانست اکثریت لازم را به دست آورد و برای این کار نیازمند حمایت احزاب دیگر شد.</p>
            <p>آقای اردوغان در سخنرانی خود پس از پیروزی در انتخابات گفت که برای بازبینی قانون اساسی با احزاب مخالف کنار خواهد آمد.</p>
            <p>در طول هشت سال در مقام نخست وزیری او توانست ثبات اقتصادی و سیاسی در ترکیه برقرار کند. او همچنین توانست با حضور قدرتمند و نظامیان سکولار که در گذشته هر گاه لازم بود دولت که را ساقط می کردند، مقابله کند.</p>
            <p>در سال ۲۰۱۰ دولت او توانست موافقت عمومی مبنی بر تغییرات در قانون اساسی را که سی سال پیش تدوین شده بود، به دست آورد. هدف از اصلاحات قانون اساسی کاهش قدرت نظامیان و ایجاد شرایط برای اجرای پیش شرطهای اتحادیه اروپاست.</p>
            <p>نتیجه رفراندم قانون اساسی به عنوان رای اعتماد به آقای اردوغان محسوب شد. با این حال منتقدان می گویند برخی از این تدابیر، تلاش حزب عدالت و توسعه برای دور زدن سکولاریسم است.</p>
            <p>مخالفان حزب عدالت و توسعه، اعضای حزب را متهم می کنند که تمایلات اقتدارگرایانه دارند و به عدم تحمل رسانه ها و روزنامه نگارانی اشاره می کنند که به انتقاد از دولت می پردازند.</p>
            <p>آقای اردوغان اولین بار چند ماه پس از پیروزی بزرگ انتخاباتی حزبش، در سال ۲۰۰۳ به مقام نخست وزیری رسید و با پیروزی در انتخابات سال ۲۰۰۷ برای بار دوم عهده دار این مقام شد.</p>
            <p>آقای اردوغان پس از مخالفت ارتش و احزاب سکولار با نامزدی عبدالله گل برای مقام ریاست جمهوری، انتخابات سراسری را زودتر از موعد فراخواند.</p>
            <p>گرچه آقای اردوغان به دلیل محکومیت قبلی وی - به خاطر خواندن یک شعر اسلامی در یک گردهمایی سیاسی- سالها پیش از حق شرکت در انتخابات محروم شده بود، اما تغییرات انجام شده در قانون اساسی به او اجازه داد که در انتخابات پارلمانی در سال ۲۰۰۳ شرکت کند.</p>
            <p>او تلاش برای پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا را اصلی ‌ترین اولویت خود معرفی کرد و برنامه اصلاحاتی را در این راستا ارائه داد که راه را برای شروع گفتگوهای عضویت ترکیه در اکتبر ۲۰۰۵هموار کرد.</p>
            <p>مخالفان حزب عدالت و توسعه، این حزب را به داشتن ایدئولوژی اسلام سیاسی و تلاش برای برقراری حکومت دینی شبیه به ایران متهم می کنند. اما این حزب، که اساسا طرفدار بازرگانی است، در انتخابات سال ۲۰۰۷ بر میزان نفوذ خود افزود و ۴۷ درصد از آراء را بدست آورد.</p>
            <p>گرچه حزب عدالت و توسعه ریشه های اسلامی دارد، اما آقای اردوغان تاکید دارد که به اصول حکومت سکولار پایبند است.</p>
            <p>آقای اردوغان فرزند خانواده ای تهیدست است و با دستفروشی مخارج تحصیل خود را تامین کرده است. تحصیلات دانشگاهی او در رشته اقتصاد است و پیش از دانشگاه در مدارس قرآنی درس خوانده است.</p>
            <p>او در مقام شهردار استانبول در اواسط دهه ۹۰ ، نوشیدن الکل را در ساختمان های شهرداری ممنوع کرد و به دلیل افزایش کیفیت خدمات شهری محبوب شد.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>رسانه‌‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/16/120216154257_1_304x171_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>در ترکیه عرصه رسانه ای بسیار فعال است، با بیش از ۳۰۰ کانال خصوصی تلویزیونی- که بیش از ده مورد آن پوشش سراسری دارند- و بیش از ۱۰۰۰ ایستگاه رادیویی خصوصی که با شبکه دولتی (تی آر تی) رقابت می کنند.</p>
            <p>تلویزیون با فاصله زیاد تاثیرگذارترین رسانه خبری در ترکیه است.</p>
            <p>بسیاری از مطبوعات و رسانه ها متعلق به شرکتهای بزرگ اقتصادی ترکیه هستند؛ از جمله این موسسات گروه دوغان صاحب بزرگترین مجموعه رسانه ای ترکیه است.</p>
            <p>موضوع هایی نظیر ارتش، مسئله کردها و اسلام سیاسی از جمله موارد حساسی هستند که برای خبرنگاران می تواند دردسر آفرین و خطرساز باشد و منجر به پیگرد قانونی و دستگیری آنها شود.</p>
            <p>گزارش دیده بان حقوق بشر و گروههای بین المللی مدافع روزنامه نگاری حاکی از آن است که در ترکیه خبرنگاران بازداشت شده و یا مورد حمله پلیس قرار می گیرند. قطع برنامه شبکه های رادیو یا تلویزیون به دلیل پوشش دادن مسائل حساس امری عادی است.</p>
            <p>برخی از مجازاتهای سخت در مورد خبرنگاران در سالهای اخیر به خاطر اصلاحات مربوط به پیوستن به اتحادیه اروپا لغو شده است.</p>
            <p>بر اساس بندی از قوانین کیفری ترکیه، توهین به هویت ملی این کشور جرم محسوب می شود و این بند همواره دستاویزی برای پیگرد قضایی خبرنگاران، نویسندگان و ناشران بوده است.</p>
            <p>پخش برنامه به زبان کردی که در ترکیه همواره ممنوع بوده، به عنوان بخشی از اصلاحات در مسیر پیوستن به اتحادیه اروپا برای تامین حقوق اقلیتها، از ژوئن ۲۰۰۴ از طریق شبکه دولتی تی آر تی آغاز شد. شبکه کردی زبان تی آر تی ۶ از سال ۲۰۰۹ کار خود را آغاز کرد.</p>
            <p>برخی از شبکه های کردی مستقر در خارج نیز از طریق ماهواره برنامه های خود را پخش می کنند.</p>
            <p>استانبول، پایتخت رسانه ای ترکیه، محل چاپ اغلب نشریات کشور است. بیش از ۴۰ عنوان روزنامه با توزیع سراسری و ۳۰ گاه نامه استانی در این شهر چاپ می شود.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>حریت - روزنامه پرتیراژ، با صفحات انگلیسی</p>
            <p>ملیت - روزنامه پرتیراژ</p>
            <p>طرف - روزنامه ملی گرا</p>
            <p>جمهوریت - روزنامه چپ گرا</p>
            <p>ترکیش دیلی نیوز - روزنامه انگلیسی زبان</p>
            <p>تودیز زمان – نسخه انگلیسی روزنامه ای به همین نام</p>
            <p>ینی عصیر - روزنامه</p>
            <p>صباح - روزنامه، با صفحاتی به زبان انگلیسی</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>رادیو و تلویزیون ترکیه (تی‌آر‌تی) - شبکه دولتی با پوشش چهار شبکه سراسری<br/> استار تی ‌وی - خصوصی، اولین شبکه تلویزیونی که به انحصار دولت پایان داد<br/> شو تی‌ وی - خصوصی، شبکه‌ ای با مخاطبان زیاد<br/> کانال دی - خصوصی، شبکه ‌ای با مخاطبان زیاد<br/> ای ‌تی ‌وی - خصوصی<br/>فاکس - خصوصی<br/>ان ‌تی ‌وی - خصوصی<br/>سی ‌ان ‌ان ترک - بخش ترکی زبان شبکه مشهور خبری سی ان ان</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>رادیو و تلویزیون ترکیه (تی ‌آر ‌تی) – دولتی، با چهار شبکه اصلی: فرهنگی، آموزشی و انواع موسیقی</p>
            <p>کرال اف ام -خصوصی</p>
            <p>سوگر اف ام - خصوصی</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-22:15730046</id>
      <dc:identifier>15730046</dc:identifier>
      <updated>2012-02-22T12:56:43+00:00</updated>
      <published>2012-02-22T12:42:40+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی جمهوری آذربایجان</title>
      <summary xml:lang="fa">جمهوری آذربایجان، کشوری با منابع غنی نفت، پس از فروپاشی اتحاد شوروی و در میان ناآرامی و درگیری بر سر منطقه قره باغ علیا در سال ۱۹۹۱ به استقلال رسید.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی جمهوری آذربایجان، علی اف</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120222_l51_prf_azerbaijan_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120222_l51_prf_azerbaijan_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/22/120222125303_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/22/120222125303_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/22/120222125303_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/22/120222125303_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی جمهوری آذربایجان</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/22/120222164908_azerbaijan_map.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>جمهوری آذربایجان، کشوری با منابع غنی نفت، پس از فروپاشی اتحاد شوروی و در میان ناآرامی و درگیری بر سر منطقه قره باغ علیا در سال ۱۹۹۱ به استقلال رسید.</p>
            <p>این کشور به خاطر داشتن چشمه های نفتی و منابع گاز طبیعی در دوران باستان شهرت دارد؛ زمانی که زرتشتیان که آتش برایشان مقدس است، آتشکده های خود را در اطراف منفذهای شعله ور گاز که بر روی زمین بود، بنا می کردند.</p>
            <p>در قرن نوزدهم میلادی، تولید بی سابقه نفت در آذربایجان که بخشی از امپراتوری روسیه بود، سرمایه گذاری بین المللی را در پی داشت.</p>
            <p>در اوایل قرن بیستم آذربایجان تقریبا نیمی از نفت مورد نیاز جهان را تامین می کرد.</p>
            <p>در سال ۱۹۹۴ آذربایجان قراردادی نفتی به مبلغ ۷.۴ میلیارد دلار با شرکت های غربی امضا کرد. از آن زمان شرکت های غربی میلیون ها دلار برای توسعه منابع نفت و گاز این کشور سرمایه گذاری کرده اند.</p>
            <p>با این حال اقتصاد کشور در مجموع نتوانسته آن طور که باید از صنعت نفت بهره مند شود.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/11/28/111128142857_oil_pipeline_in_georgia_304x171_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">نفت دریای خزر در حال حاضر از طریق خط لوله ای از باکو و از مسیر گرجستان و سپس ترکیه به اروپا وارد می شود</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>نفت دریای خزر در حال حاضر از طریق خط لوله ای از باکو و از مسیر گرجستان و سپس ترکیه به اروپا وارد می شود و دسترسی کشورهای اروپایی را به منابع جدید نفتی آسان می سازد.</p>
            <p>گروه های محیط زیستی می گویند بهایی که بابت این بهره وری پرداخت می شود غیر قابل قبول است.</p>
            <p>آذربایجان همچنین دارای منابع غنی گاز طبیعی است.</p>
            <p>آذربایجان در سال ۲۰۰۱ عضو شورای اروپا شد. حلقه های حکومتی این کشور که اغلب به فساد مالی شایع و تقلب در انتخابات متهم بوده اند، همواره برای حفظ منافع استراتژیک روسیه و غرب در این منطقه، با ظرافت حرکت کرده اند.</p>
            <p>در پی سقوط اتحاد شوروی منطقه عمدتا ارمنی نشین قره باغ علیا خواهان جدایی از آذربایجان شد. جنگ در گرفت و ارتش ارمنستان به حمایت از ارمنیان قره باغ وارد کارزار شد و ارمنیان قره باغ کنترل منطقه را به دست گرفتند.</p>
            <p>در سال ۱۹۹۴ آتش بس اعلام شد. هنوز یک هفتم خاک آذربایجان در اشغال است و حدود ۸۰۰ هزار پناهنده و بی خانمان در سراسر آذربایجان پراکنده اند.</p>
            <p>پس از آنکه در سال ۲۰۰۷ ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور وقت روسیه به آمریکا پیشنهاد داد که ایستگاه رادار قبله در آذربایجان را جایگزین پایگاه های سپر موشکی در لهستان و جمهوری چک کند، نام این کشور بار دیگر در رسانه های مطرح شد.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong> نام کامل</strong>: جمهوری آذربایجان</p>
            <p>
               <strong>جمعیت:</strong> ۹ میلیون نفر (سازمان ملل، ۲۰۱۰)</p>
            <p>
               <strong>پایتخت:</strong> باکو</p>
            <p>
               <strong>مساحت:</strong> ۸۶.۶۰۰ کیلومتر مربع</p>
            <p>
               <strong>زبان اکثریت:</strong> آذری، روسی</p>
            <p>
               <strong>دین اکثریت:</strong> مسلمان عمدتا شیعه</p>
            <p>
               <strong>امید به زندگی:</strong> ۶۸ سال (مردان) و ۷۴ سال (زنان) (سازمان ملل)</p>
            <p>
               <strong>واحد پول:</strong> ۱ منات= ۱۰۰ قاپیک</p>
            <p>
               <strong>صادرات اصلی</strong>: نفت و فرآورده های نفتی</p>
            <p>
               <strong>سرانه در آمد ناخالص ملی:</strong> ۵.۳۳۰ دلار آمریکا (منبع: بانک جهانی، ۲۰۱۰)</p>
            <p>
               <strong>نشانه اینترنتی</strong>: az.</p>
            <p>
               <strong> کد تلفن بین المللی:</strong> ۹۹۴+</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس جمهور: الهام علی اف</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۶۱، باکو</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/03/03/110303163403_aliyev_304x171_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p> الهام علی اف، در سال ۲۰۰۳ پس از پدرش، حیدر علی اف به ریاست جمهوری رسید.</p>
            <p>حیدر علی اف پیش از مرگ، پسرش را "جایگزین سیاسی" خود نامیده بود. الهام علی اف زمانی که پدرش درگذشت، نخست وزیر، معاون ریاست شرکت دولتی نفت و معاون حزب حاکم آذربایجان جدید بود.</p>
            <p>او در سال ۲۰۰۳ در یک انتخابات بحث برانگیز برگزیده شد. ناظران غربی از روند برگزاری انتخابات که به گفته آنها تحت تاثیر ارعاب رای دهندگان، خشونت و جانبداری رسانه ها بود، شدیدا انتقاد کردند.</p>
            <p>تظاهرات معترضان به نتیجه انتخابات با خشونت پلیس رو به رو شد و بسیاری از آنها دستگیر شدند.</p>
            <p>حیدر علی اف که در دوران اتحاد شوروی سابق از اعضای عالی رتبه حزب کمونیست بود، در سال ۱۹۶۹ به عنوان دبیر اول حزب کمونیست آذربایجان منصوب و به قدرتمندترین سیاستمدار این جمهوری تبدیل شد.</p>
            <p>او قدرتش را پس از استقلال آذربایجان حفظ کرد و پس از یک دوره بی ثباتی در کشور به مدت یک دهه با قدرتی آهنین در آذربایجان حکومت کرد.</p>
            <p>سیاست های او در زمینه حقوق بشر و آزادی مطبوعات همواره از سوی غربی ها مورد انتقاد قرار می گرفت.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/11/30/111130115433_azerbaijan_protests_304x171_reuters.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">مخالفان دولت می گویند که شک دارند که الهام علی اف به دمکراسی پایبند باشد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Reuters"/>
            </div>
            <p>مخالفان دولت می گویند که شک دارند که الهام علی اف به دمکراسی پایبند باشد.</p>
            <p>این ادعا زمانی که پلیس برای مقابله با معترضان به نتیجه انتخابات پارلمانی در سال ۲۰۰۵ در باکو متوسل به خشونت شد، تقویت شد.</p>
            <p>در آن انتخابات حزب حاکم توانست بیش از نیمی از کرسی های پارلمان را به دست آورد؛ انتخاباتی که به گفته اتحادیه اروپا و سازمان همکاری و امنیت اروپا فاقد استانداردهای بین المللی بود.</p>
            <p>آقای علی اف در انتخابات سال ۲۰۰۸ که از سوی نیروهای مخالف تحریم شده بود، با پیروزی قاطعانه ای دور دوم ریاست جمهوری خود را آغاز کرد.</p>
            <p>لغو قانون ممنوعیت برای ریاست جمهوری یک نفر برای سه دوره پیاپی که در رفراندمی در سال ۲۰۰۹ تائید شد، راه الهام علی اف را برای حفظ قدرت هموار کرد.</p>
            <p>در انتخابات پارلمانی در نوامبر ۲۰۱۰ حزب حاکم آذربایجان توانست کرسی های بیشتری به دست آورد و اکثریت خود را در پارلمان تقویت کند. این در حالی بود که احزاب اصلی مخالف دولت حتی یک کرسی هم در این انتخابات به دست نیاوردند. ناظران بین المللی باز هم از نحوه برگزاری انتقاد کردند.</p>
            <p>الهام علی اف دکترای تاریخ دارد. علاقه او در تجارت دلیلی بوده که ثروت شخصی کلانی به دست آورد. او ازدواج کرده و سه فرزند دارد.</p>
            <br/>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/20/110420154927_azeri_journalist_protest_304x171_bbc.jpg"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p> رسانه های عمومی و دولتی آذربایجان رقابت با رسانه های خصوصی و متعلق به احزاب مخالف هستند. تلویزیون محبوب ترین رسانه است.</p>
            <p>یک شبکه تلویزیونی عمومی با هدف استقلال از کنترل دولتی در سال ۲۰۰۵ آغاز به کار کرد.</p>
            <p> گزارشگران بدون مرز گفته است که خبرنگاران و وبلاگ نویسان "در فضایی که مجازات فراگیر حاکم است کار می کنند و از سوی مقامات تحت فشار دائمی هستند." این نهاد افزوده است که نفوذ دولت بر رسانه ها "مانع از تنوع" شبکه های خبررسانی شده است..</p>
            <p>رله رادیو بی بی سی و رادیوهای بین المللی آمریکا از سال ۲۰۰۸ از سوی مقامات دولتی متوقف شده است.</p>
            <p>شبکه تلویزیونی ت آر ت، متعلق به دولت ترکیه در آذربایجان قابل دسترس است و ساکنان مناطق مرزی به شبکه های ایرانی و روسی نیز دسترسی دارند.</p>
            <p>تعداد کاربران اینترنتی آذربایجان تا ژوئن ۲۰۱۰ حدود ۳.۷ میلیون نفر بر آورد شده است (InternetWorldStats).</p>
            <p>گزارشگران بدون مرز در سال ۲۰۱۰ گفت رسانه های آنلاین "زنده و در حال رشد هستند" اما از دولت به دلیل امتناع از در اختیار قرار دادن اینترنت ارزان و با سرعت بالا انتقاد کرده است.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>آذربایجان: روزنامه دولتی</p>
            <p>آزادلیق: روزنامه</p>
            <p>اکو: روزنامه</p>
            <p>اکسپرس: هفته نامه</p>
            <p>ینی آذربایجان: به زبان آذری</p>
            <p>ینی مساوات: به زبان آذری</p>
            <p>زرکالو: به زبان انگلیسی و روسی</p>
            <p>۵۲۵ قازت: هفته نامه</p>
            <p>باکو سان: به زیان انگلیسی</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>آذ تی وی: دولتی</p>
            <p>ئی تی وی : عمومی</p>
            <p>انس تی وی: شبکه خصوصی</p>
            <p>اسپیس تی وی: خصوصی</p>
            <p>لید تی وی: خصوصی</p>
            <p>آذربایجان تی وی: خصوصی</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>رادیو آذربایجان: دولتی</p>
            <p>پابلیک رادیو: عمومی</p>
            <p>انس سی اچ ام: خصوصی</p>
            <p>رادیو لیدر: خصوصی</p>
            <p>رادیو آذربایجان آزاد: خصوصی</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>آذرتاک: دولتی، با صفحه هایی به زبان انگلیسی</p>
            <p>توران: خصوصی، با صفحه هایی به زبان انگلیسی</p>
            <p>ترند: خصوصی، با صفحه هایی به زبان انگلیسی</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-10-29:20797512</id>
      <dc:identifier>20797512</dc:identifier>
      <updated>2012-11-08T13:13:14+00:00</updated>
      <published>2012-10-29T16:26:48+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی چین</title>
      <summary xml:lang="fa">نمایه سیاسی چین</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی چین</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/11/121108_l31_china_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/11/121108_l31_china_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/11/03/121103042705_chinas_flag_144x81__nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/11/03/121103042705_chinas_flag_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/11/03/121103042705_chinas_flag_144x81__nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/11/03/121103042705_chinas_flag_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی چین</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>نمایه سیاسی چین</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/11/03/121103042644_chinas_flag_304x171_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">با وجود این که سیاست‌های اقتصادی حاکم بر چین پس از دوره دنگ ژیائو فنگ تغییر یافته، حزب حاکم همچنان خود را کمونیست می‌خواند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content=" AP"/>
            </div>
            <p>چین پرجمعیت‌ترین کشور دنیا است و فرهنگ و تاثیرگذاری آن بر جهان قدمتی ۴۰۰۰ ساله دارد.</p>
            <p>بسیاری از اکتشافات و اختراعاتی که پایه گذار جهان مدرن شده‌اند، نظیر کاغذ، باروت، اعتبار بانکی، قطب نما و اسکناس از چین سرچشمه می‌گیرند.</p>
            <p>پس از دو دهه رکود اقتصادی تحت رهبری حزب کمونیست و مائو تسه تونگ، چین اکنون بالاترین رقم رشد اقتصادی را در جهان دارد و دوره‌ای را پشت سر می‌گذارد که به انقلاب صنعتی دوم معروف شده است.</p>
            <p>در اوایل دهه ۱۹۸۰مزارع اشتراکی بر چیده شد و بخش خصوصی مجددا اجازه فعالیت یافت.</p>
            <p>چین یکی از بزرگترین صادرکنندگان کالا در جهان است، سرمایه‌گذاری‌های خارجی وسیعی را به خود جلب می‌کند و در حال سرمایه‌گذاری گسترده در سایر کشورها است.</p>
            <p>چین با عضویت در سازمان تجارت جهانی توانست حضور خود را در بازارهای جهانی افزایش دهد و در مقابل ناگزیر است بر اساس مقرراتی مشابه با سایر کشورها وارد رقابت شود.</p>
            <p>اما مناسبات چین با شرکای تجاری‌اش به خاطر حجم بالای صادرات این کشور و کپی کردن غیرقانونی آثار هنری یا فرهنگی در چین، همیشه مشکل آفرین بوده است. بسیاری از رقبای تجاری چین خواستار افزایش نرخ ارز آن کشورند تا از طریق گران شدن نرخ کالاهای ساخت این کشور برای خریداران خارجی، در عالم فرضیه، صادرات چین کاهش یابد.</p>
            <p>برخی در چین نگرانند که که رشد اقتصاد خصوصی و کاهش تولیدات و کنترل دولتی، زیان‌های اجتماعی وسیعی از جمله بیکاری و بی ثباتی را به دنبال بیاورد.</p>
            <p>رشد اقتصادی سریع چین باعث شده که تقاضا برای انرژی در این کشور به شکلی سرسام‌آوری افزایش یابد.</p>
            <p>چین بزرگترین تولید کننده و مصرف کننده ذغال سنگ و بعد از آمریکا بزرگترین مصرف کننده نفت در جهان است.</p>
            <p>چین تاکنون میلیاردها دلار صرف دستیابی به منابع انرژی در خارج کرده و در عرصه تولید انرژی آبی، میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری کرده است.</p>
            <h2>فاصله طبقاتی و نارضایتی عمومی</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/11/03/121103121223__52078608_china_peasant_afp_98112378.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">رشد اقتصادی نامتوازن باعث گسترش فقر در مناطق روستایی شده است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>رشد اقتصادی نامتوازن موجب تمرکز ثروت در مناطق شهری و گسترش فقر در مناطق روستایی شده است. این اختلاف در چین از هر کشور دیگری درجهان بیشتر است.</p>
            <p>بسیاری از ساکنان فقر زده روستاها به سوی شهرهای شرقی چین سرازیر می‌شوند که در حال حاضر مرکز ساخت و ساز پروژه‌های بزرگ هستند.</p>
            <p>نارضایتی‌های اجتماعی در چین خود را در شکل تظاهرات اعتراضی کارگران و کشاورزان نشان می‌دهد.</p>
            <p>بر اساس آمار دولتی، به عنوان مثال در سال ۲۰۰۵ ، ۸۷ هزار مورد از این نوع تظاهرات برگزار شده است. همزمان هر ساله هزاران نفر شکایت خود را در مورد غصب اموالشان، اخراج ناعادلانه و یا فساد اداری به مقامات دولتی تسلیم می‌کنند.</p>
            <p>از مشکلات بزرگ دیگر در چین فساد است که در تمام سطوح جامعه به چشم می‌خورد. شیوع ویروس اچ آی وی نیز رو به افزایش است.</p>
            <p>از عوارض منفی دیگر رشد اقتصادی سریع چین افزایش آلودگی محیط زیست است. بسیاری از آلوده‌ترین شهرهای جهان در چین قرار دارند.</p>
            <p>علیرغم تحولات اقتصادی، در نظام سیاسی چین تغییری صورت نگرفته است و حزب کمونیست – بزرگترین سازمان سیاسی در جهان- کماکان قدرت مطلقه خود را بر تمامی عرصه‌های زندگی اجتماعی حفظ کرده است و هر اعتراض سیاسی را سرکوب می‌کند. هنوز هم مخالفان سرشناس به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده می‌شوند.</p>
            <h2>وضع حقوق بشر</h2>
            <p>سازمان‌های مدافع حقوق بشر چین را به واسطه استفاده از شکنجه و اجرای صدها مورد اعدام در سال مورد انتقاد قرارمی‌دهند.</p>
            <p>حاکمیت چین بر تبت کماکان به صورت مساله‌ای بحث‌انگیز باقی مانده و سازمان‌های مدافع حقوق بشر مقامات چین را متهم می‌کنند که درصدند فرهنگ بودایی‌های تبت را نابود و وفاداران به دالای لاما رهبر تبعیدی آنها را سرکوب کنند.</p>
            <p>چین، تایوان را جزو قلمرو خود به شمار می‌آورد و استراتژی اش الصاق تایوان به خاک چین است حتی اگر ناگزیر به کارگیری قدرت نظامی باشد. چین تهدید کرده است که در صورت اعلام استقلال از جانب تایوان، این جزیره را اشغال خواهد کرد.</p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/11/04/121104111523_china_flag_304x171_reuters.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Reuters"/>
            </div>
            <p>نام کامل: جمهوری خلق چین</p>
            <p>جمعیت: ۱,۳۵ میلیارد ( منبع: سازمان ملل متحده سال ۲۰۱۱)</p>
            <p>پایتخت: پکن</p>
            <p>بزرگترین شهر: شانگهای</p>
            <p>وسعت: ۹,۶ میلیون کیلومتر مربع (۳.۷ میلیون مایل مربع)</p>
            <p>زبان اصلی: ماندارین چین</p>
            <p>مذاهب اصلی: بودیسم، مسیحیت، اسلام، تائوئیسم</p>
            <p>امید به زندگی: مردان ۷۲ سال، زنان ۷۶ سال (منبع: سازمان ملل)</p>
            <p>واحد پول: رنمینبی(یوان)</p>
            <p>صادرات عمده: منسوجات، پوشاک، صنایع الکترونیک و تسلیحات</p>
            <p>سرانه درآمد ناخالص ملی: ۴۹۴۰ دلار (منبع: بانک جهانی ۲۰۱۱)</p>
            <p>نشانه اینترنتی: cn</p>
            <p>کد بین المللی تلفن: ۹۸+</p>
            <h2>رهبران سیاسی</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/08/08/130808111525_xi_304x171_x_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">شی جینگ پینگ برای مبارزه با فساد شهرت به سزایی دارد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="x"/>
            </div>
            <p/>
            <p> رئیس جمهور: شی جین پینگ</p>
            <p>شی جین پینگ در نوامبر ۲۰۱۲ به مقام دبیر حزب کمونیست چین دست یافت و به این ترتیب به بالاترین مقام رهبری در کشور رسید.</p>
            <p> آقای شی علاوه بر این به عنوان رئیس جدید کمیسیون مرکزی ارتش چین هم انتخاب شد تا آنکه در مارس ۲۰۱۳ رسما به جای هو جین تائو، عهده دار مقام رهبری چین شد.</p>
            <p>شی جین پینگ، اولین سیاستمداری است که در دوران سلطه نظام کمونیستی به دنیا آمده و توانسته است به مقام رهبری این کشور دست یابد.</p>
            <p>شی، متولد سال ۱۹۵۳ در پکن و فرزند شی ژونگ شان، یکی از انقلابیون کهنه کار و بنیانگذاران حزب کمونیست است.</p>
            <p>شی ژونگ شان پیش از انقلاب فرهنگی در سال ۱۹۶۲ از پست معاونت نخست وزیر پاکسازی شد و نهایتا به زندان افتاد. اما پس از مرگ مائو تسه تونگ، بنیانگذار حزب کمونیست، به عنوان یکی از پایه گذاران اصلاحات اقتصادی و اجتماعی فعالیت خود را در استان گواندانگ آغاز کرد.</p>
            <p>شی جین پنگ جوان هم مانند بسیاری دیگر از "روشنفکران جوان" آن دوران برای کار به نواحی روستایی فرستاده شد. او هم مانند پدر خود به مخالفت و مبارزه با فساد و ترویج توسعه اقتصادی شهرت یافت.</p>
            <p>او همچنین به عنوان دبیر حزب در استان های فوجیان، چجیانگ و بعدها در شانگهای، از خود تسلط کامل در کنترل اهرم های قدرت نشان داد.</p>
            <p>در اولین سخنرانی اش به عنوان رئیس جمهور نشان داد که در ایجاد دولتی منزه و فاقد فساد مواضع سرسختانه ای اتخاذ خواهد کرد و رشد اقتصادی و جذب سرمایه خارجی از اولویت های دولت او خواهد بود.</p>
            <p>او در سال ۲۰۰۷ پس از آنکه چن لیانگ لو، دبیر قبلی حزب در شانگهای به علت فساد مالی از کار برکنار شد جای او را گرفت. مدت کوتاهی پس از آن به عضویت کمیته دائمی حزب درآمد و در سال ۲۰۰۸ معاون رئیس جمهور شد.</p>
            <p>آقای شی برای چین و جهان خارج ، چهره ای نسبتا متجددتر ارائه می دهد و به صراحت لحجه شهرت دارد. اما یکی دیگر از دلایل شهرت او به خاطر همسرش، پنگ لی یوان، یک خواننده سرشناس است.</p>
            <p>اما ترکیب دفتر سیاسی (پولیتبورو)، بالاترین نهاد تصمیم‌گیری در چین، شامل طیفی از نخبه گان محافظه کار افراطی است که در دوران ریاست جمهوری جیانگ زمین و به رهبری او ظهور پیدا کردند. </p>
            <p>هیچ نشانه ای از هوادارن پراگماتیک هو جین تائو، که اکنون در حاشیه قرار گرفته اند، در ترکیب پولیتبورو وجود ندارد و به نظر نمی رسد که دولت برای حرکت به سمت لیبرالیسم سیاسی تحت فشار باشد.</p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/11/03/121103123758_china_press_304x171_getty.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">رسانه‌های چین تحت کنترل دولت قرار دارند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p>رسانه‌های چین به شدت تحت کنترل دستگاه رهبری این کشور قرار دارند و فضای نسبتا باز سال‌های اخیر فقط شامل توزیع و تبلیغات می شود و هیچ تغییری در کنترل محتوایی محصولات رسانه‌ای ایجاد نشده است.</p>
            <p>از دسترسی به اخبار سایت‌ها، رادیوها و تلوزیون‌های خارجی، ازجمله بی بی سی، از طریق مسدود کردن آنها جلوگیری می‌شود. خوانندگان عادی در چین هیچ دسترسی به اخبار و روزنامه‌های خارجی ندارند.</p>
            <p>هراس از اینکه رسانه‌های آزاد در هنگ کنگ پس از بازپس‌گیری کنترل این جزیره توسط چین از بین خواهد رفت به وقوع نپیوست و هنوز رسانه‌های هنگ کنگ از آزادی بیشتری برخوردار هستند، هر چند نگرانی از دخالت دولت بر جای خود باقی است.</p>
            <p>مطبوعات چین مطالب مربوط به فساد و بی کفایتی مقامات و دستگاه‌های دولتی را پوشش می‌دهند اما از زیر سئوال بردن کنترل مطلق حزب کمونیست می‌پرهیزند.</p>
            <p>هر شهری یک روزنامه دارد که قاعدتا توسط دولت محلی چاپ می‌شود و در کنار آن شعبه محلی حزب کمونیست هم ارگان خود را چاپ می‌کند.</p>
            <p>با بیش از یک میلیارد بیننده، تلویزیون منبع اصلی دسترسی مردم به خبر است و رقابت در این بخش از رسانه‌ها، به خصوص در مناطق شهری، بالا است.</p>
            <p>چین در عین حال بازار بزرگی است برای کانالهای ماهواره ای و ارزیابی می شود که تا سال ۲۰۱۰ قریب ۱۳۰ میلیون نفر با پرداخت اشتراک از این شبکه ها استفاده کنند.</p>
            <p>تلویزیون دولتی چین در مجموع ۲۱۰۰ کانال مرکزی، منطقه‌ای و ناحیه‌ای دارد.</p>
            <p>دسترسی به کانال‌های تلوزیونی غیر بومی بسیار محدود است و دولت با امضا قرارداد به برخی از تلوزیون‌های تجاری بین‌المللی اجازه داده برخی از برنامه‌های خود را در مناطقی از چین از طریق کابل پخش کنند و در مقابل آنها باید برنامه‌های انگلیسی تلویزیون دولتی چین را درآمریکا و بریتانیا پخش کنند.</p>
            <p>دولت چین می‌گوید فقط به آن نوع از برنامه‌های خارجی اجازه پخش می‌دهد که امنیت ملی و ثبات سیاسی کشور را به خطر نیاندازند. دولت توسط نهاد ویژه کنترل محصولات فرهنگی به تمام کانال‌های داخلی دستور داده که برای هر فیلم یا برنامه تلوزیونی خارجی باید قبل از پخش جواز بگیرند.</p>
            <p>با وجود کنترل سایت‌ها میزان استفاده از اینترنت روز به روز افزایش می‌یابد. دولت به طور مستمر سایت گروه‌های مخالف، سازمان‌های مدافع حقوق و آزادی‌های مدنی و برخی از نهادهای خارجی را مسدود می‌کند. این اواخر نیز وبلاگ‌ها را که تعدادشان اندک است تحت فشار قرار داده است.</p>
            <p>گزارشگران بدون مرز گروه مدافع خبرنگاران و آزاذی رسانه ها، چین را بزرگترین زندان روزنامه نگاران در جهان توصیف کرده است.</p>
            <h2>مطبوعات</h2>
            <p>جراید مهم چین همه دولتی هستند و عمده ترین آنها عبارتند از:<br/>روزنامه خلق چین ارگان حزب کمونیست، روزنامه انگلیسی زبان چین، روزنامه ارتش آزادیبخش خلق، روزنامه مناطق روستایی و ارگان مرکزی حزب کمونیست</p>
            <h2>تلویزیون</h2>
            <p>شبکه مرکزی چین (دولتی). این شبکه دارای ۱۰ کانال از جمله یک کانال انگلیسی زبان است.</p>
            <h2>رادیو</h2>
            <p>رادیو: رادیوی ملی چین (دولتی)<br/>رادیوی بین المللی چین (دولتی) : بخش جهانی متشکل از ۳۸ زبان خارجی است.</p>
            <h2>خبرگزاری</h2>
            <p>خبرگزاری "شین هوا" خبرگزاری دولتی<br/>"ژانگو شین ون شه": سرویس خبری چین برای چینی های مقیم خارج</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-14:15585408</id>
      <dc:identifier>15585408</dc:identifier>
      <updated>2012-02-14T16:47:12+00:00</updated>
      <published>2012-02-14T15:55:54+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی سرزمین‌های فلسطینی</title>
      <summary xml:lang="fa">درگیری های مداوم با اسرائیل و اختلاف بر سر وضعیت فلسطینیان در تبعید، تلاش ها برای ایجاد کشور فلسطینی در کرانه باختری رود اردن و نوار غزه در ساحل مدیترانه را بی اثر کرده است.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی سرزمین‌های فلسطینی، خاورمیانه، اسرائیل، محمود عباس، فتح، حماس</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120214_l51_prf_palestinian_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120214_l51_prf_palestinian_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/14/120214164603_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/14/120214164603_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/14/120214164603_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/14/120214164603_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی سرزمین‌های فلسطینی</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <p>جمعیت فلسطینیان حدود ۱۰ تا ۱۱ میلیون نفر است که بخشی از آنها در سرزمین تاریخی فلسطین و بخشی دیگر در کشورهای عربی همسایه در تبعید زندگی می کنند.</p>
            <p>درگیری های مداوم با اسرائیل و اختلاف بر سر وضعیت فلسطینیان در تبعید، تلاش ها برای ایجاد کشور فلسطینی در کرانه باختری رود اردن و نوار غزه در ساحل مدیترانه را بی اثر کرده است.</p>
            <p>جنگی که در پی تاسیس اسرائیل در سال ۱۹۴۸ در گرفت به قیمویمت بریتانیا پایان داد و منجر به تقسیم فلسطین بین اسرائیل، سرزمین های شرقی رود اردن و مصر شد.</p>
            <p>جنبش ملی فلسطینی به تدریج در کرانه باختری رود اردن و نوار غزه مجددا تشکیل شد که توسط اردن و مصر اداره می شد و در اردوگاه های پناهندگی در کشورهای عربی به فعالیت ادامه می داد.</p>
            <p>مدت کوتاهی پیش از بروز جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷، سازمان آزادیبخش فلسطین ظهور کرد که هدایت دیگر گروه های جنبش ملی فلسطینی را بر عهده گرفت. اسرائیل در طی جنگ شش روزه کرانه باختری، غزه و شرق بیت المقدس را تحت تصرف خود درآورد.</p>
            <p>سازمان آزادیبخش فلسطین به رهبری یاسر عرفات در مجامع بین المللی به عنوان نماینده فلسطینی ها به رسمیت شناخته شد. در پی آن پیمان اسلو با اسرائیل در سال ۱۹۹۳ به امضا رسید که به موجب آن تشکیلات خودگران فلسطین به رسمیت شناخته شد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/14/120214162959_2.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بیت المقدس نخستین قبله مسلمانان جهان بوده است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p> این تشکیلات، تا زمانی که توافقی برای حل اختلافات و درگیری ها حاصل شود، اداره بخش هایی از کرانه باختری (به استثنای بیت المقدس شرقی) و نوار غزه را بر عهده گرفت.</p>
            <p>ادامه درگیری های خشونت آمیز و شهرک سازی اسرائیلی ها روند رسیدن به یک توافق نهایی را به تعویق انداخته و به مشاجرات طرفین بر سر تاثیر و ارزش پیمان اسلو دامن زده است.</p>
            <p>جنبش حماس که کنترل نوار غزه را در سال ۲۰۰۷ در دست گرفت پیمان اسلو را صریحا نفی می کند. تشکیلات خودگردان فلسطینی که برآمده از سازمان آزادیبخش فلسطین است، نماینده فلسطینیان در مجامع بین المللی است.</p>
            <p>این تشکیلات تحت ریاست فردی که مستقیما از سوی مردم انتخاب شده، فعالیت می کند. رئیس تشکیلات سپس نخست وزیر و دولت را تایین می کند. دولت باید از سوی شورای قانونگذاری فلسطین تایید شود.</p>
            <p>بر اساس پیمان اسلو، فلسطینیان در دو منطقه کنترل دارند، منطقه ای غیر نظامی با کنترل امنیت آن (منطقه A) و منطقه ای غیرنظامی بدون داشتن کنترل آن (منطقه B)</p>
            <p>اسرائیل کنترل جاده ها و گذرگاه ها، شهرک های یهودی نشین و دره اردن را دراختیار دارد و گاهی برای مبارزه با گروه های مسلح به مناطق شهری حمله می کند.</p>
            <p>فتح از سازمان آزادییخش فلسطین تا پیش از انتخابات شورای قانونگذاری در سال ۲۰۰۶ که در آن حماس به پیروزی رسید، تشکیلات خودگران را اداره می کرد.</p>
            <p>اما همزیستی نه چندان مسالمت آمیز میان محمود عباس، رئیس تشکیلات و دولتِ به رهبری حماس با درگیری مسلحانه میان فتح و شاخه نظامی حماس رو به زوال گذاشت که نهایتا منجر شد حماس قدرت را در غزه در ژوئن ۲۰۰۷ به تصرف خود در آورد و متعاقب آن آقای عباس، دولت حماس را منحل اعلام کند.</p>
            <p>دو منطقه متعلق به تشکیلات خودگردان هرکدام جداگانه توسط یکی از شاخه های سازمان آزادیبخش فلسطین اداره می شود. کرانه باختری تحت کنترل فتح است و حماس اداره نوار غزه را بر عهده دارد.</p>
            <p>تلاش های مصر در نقش میانجی برای اتحاد دو گروه تاکنون موفقیت چندانی در بر نداشته است.</p>
            <p>مذاکرات میان تشکیلات خودگردان به رهبری فتح و اسرائیل در خصوص یافتن راه حلی برای پایان مخاصمه همچنان با حمایت های بین المللی ادامه دارد، اما عدم توافق بر سر وضعیت فلسطینیان خارج از سرزمین های فلسطینی، سرنوشت بیت المقدس که هر دو طرف آن را پایتخت خود می دانند و همچنین ادامه ساخت شهرک های یهودی نشین از موانع اصلی پیشرفت این مذاکرات است.</p>
            <p>خودداری حماس و اسرائیل برای مذاکره با دیگری و درگیری مسلحانه میان شان، چشم انداز صلح را تیره کرده است.</p>
            <p>در فوریه ۲۰۱۲ محمود عباس در پی مذاکراتش با خالد مشعل، از رهبران حماس اعلام کرد که ریاست دولت انتقالی فلسطینیان را بر عهده خواهد گرفت.</p>
            <p>قرار است دولت انتقالی، با عنوان دولت وحدت ملی، انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان و همچنین انتخابات پارلمان فلسطینی را در کرانه باختری و نوار غزه برگزار کند.</p>
            <p>بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل با محکومیت توافق فتح و حماس گفت که تشکیلات خودگردان فلسطین باید میان آشتی با حماس و صلح با اسرائیل یکی را انتخاب کند.</p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong>جمعيت:</strong> 4.4 ميليون نفر (سازمان ملل متحد 2007)</p>
            <p>
               <strong>پايتخت پيش بينی شده: </strong>بيت المقدس شرقی. در حال حاضر رام الله مرکز اجرایی تشکیلات خودگردان است.</p>
            <p>
               <strong>مساحت:</strong> وزارت اطلاع رسانی فلسطین مساحت کرانه باختری 5970 کیلومتر مربع و مساحت نوار غزه را 365 کیلومتر مربع ذکر کرده است.</p>
            <p>
               <strong>زبان عمده:</strong>عربی</p>
            <p>
               <strong>دين اکثريت:</strong> اسلام</p>
            <p>
               <strong>اميد به زندگی</strong>:  73 سال (مردان) و 75 سال (زنان) (سازمان ملل متحد)</p>
            <p>
               <strong>واحد پول</strong>: ۱ دينار اردن = ۱۰۰فلس  و 1 شکله جدید اسرائيل = ۱۰۰ آگوروت جديد</p>
            <p>
               <strong>صادرات عمده:</strong> مرکبات</p>
            <p>
               <strong>سرانه در آمد ناخالص ملی:</strong> 1230 دلار (تخمینی، بانک جهانی 2007)</p>
            <p>
               <strong>نشانه اینترنتی:</strong> ps.</p>
            <p>
               <strong>کد بين المللی تلفن:</strong> 970+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس تشکیلات خودگردان: محمود عباس</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۳۵، در صافد (در شمال اسرائیل کنونی)</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/14/120214163008_4.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>محمود عباس، نخست وزیر سابق فلسطینیان و کاندیدای فتح در ژانویه ۲۰۰۵ به عنوان جایگزین یاسر عرفات، رهبر فقید فلسطینیان انتخاب شد.</p>
            <p>آقای عباس که در میان اعراب به ابومازن معروف است، پس از درگذشت آقای عرفات رهبری سازمان آزادیبخش فلسطین را برعهده گرفت و از سال ۱۹۶۹ معاون او بود.</p>
            <p>پیروزی غافلگیرکننده جنبش شبه نظامیان اسلامی حماس در انتخابات پارلمانی در ژانویه ۲۰۰۶ تنش میان گروه های مختلف فلسطینی را افزایش داد.</p>
            <p>آغاز درگیری خشونت بار میان حماس و فتح به رهبری محمود عباس نگرانی های بابت وقوع جنگ داخلی را به وجود آورد.</p>
            <p>در فوریه ۲۰۰۷ حماس و فتح بر سر تشکیل دولت اتحاد ملی به توافق رسیدند. اما حماس با تصرف قدرت در غزه در ژوئن ۲۰۰۷، عملا مفهوم دولت ائتلافی را زیر سئوال برد که نهایتا به اعلام انحلال دولت از سوی محمود عباس منتهی شد.</p>
            <p>دوره کنونی آقای عباس می بایست در ژانویه ۲۰۰۹ پایان می یافت، اما او در سال ۲۰۰۸ اعلام کرد که به منظور برگزاری همزمان انتخابات پارلمانی و انتخاب رئیس تشکیلات، دوره خود را برای یک سال دیگر تمدید خواهد کرد. این اقدام با انتقاد حماس همراه بود.</p>
            <p>در نوامبر ۲۰۰۹ آقای عباس گفت که در اعتراض به موانع موجود در مسیر مذاکرات صلح با اسرائیل در انتخابات آینده – که قرار بود در ژانویه ۲۰۱۰ برگزار شود - خود را کاندیدا نخواهد کرد. برگزاری این انتخابات به تعویق افتاد و از آن زمان آقای عباس کار خود را به طور موقت ادامه داده است.</p>
            <p>بسیار از تحلیلگران از آقای عباس به عنوان سیاستمداری معتدل یاد می کنند. او قیام فلسطینیان مسلح را محکوم کرده است و خواهان از سرگیری مذاکرات با اسرائیل است. اما او با چالش متقاعد کردن گروه های مسلح فلسطینی برای توقف حملات علیه اسرائیل است.</p>
            <p>آقای عباس در اواخر سالهای ۱۹۵۰ با همکاری یاسر عرفات جنبش فتح را بنیاد گذاشت که مهمترین شاخه سیاسی در سازمان آزادیبخش فلسطین محسوب می شود.</p>
            <p>او در سالهای ۱۹۷۰ روابطش را با سیاستمداران چپگرای اسرائیلی تثبیت کرد. از او به عنوان معمار پیمان اسلو در سال ۱۹۹۳ یاد می شود که به موجب آن تشکیلات خودگردان فلسطینی به رسمیت شناخته شد.</p>
            <p>دوره کوتاه مدت نخست وزیری اش در سال ۲۰۰۳ به اختلاف با یاسر عرفات بر سر کنترل امنیت فلسطینیان و اجرای اصلاحات گذشت که نهایتا به استعفای آقای عباس در سپتامبر همان سال انجامید.</p>
            <p>یاسر عرفات، رهبر پیشین فلسطینیان روز یازده نوامبر ۲۰۰۴ در سن ۷۵ سالگی پس از مدتی بیماری، به علت اختلال خونی در بیمارستانی در فرانسه درگذشت.</p>
            <h3>رهبر حماس (در غزه): اسماعیل هنیه</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۶۲، اردوگاه پناهندگان شاطی (نوار غزه)</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/14/120214163011_5.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>از میان رهبران حماس، اسماعیل هنیه در انظار عمومی از همه مطرح تر است. او پیشتر نخست وزیر فلسطینیان بود که اکنون تشکیلات حماس را در غزه رهبری می کند.</p>
            <p>هنیه که خود در اردوگاه پناهندگان در غزه به دنیا آمده است، در سال ۲۰۰۶ به عنوان رهبر حماس در انتخابات شورای قانونگذاری به پیروزی رسید.</p>
            <p>محمود عباس او را به مقام نخست وزیر منصوب کرد. اما خیلی زود دولت او به دلیل عدم همکاری اعانه دهندگان بین المللی با بحران مواجه شد. شرط آنها برای همکاری پرهیز از خشونت و به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی حماس بود.</p>
            <p>با شروع درگیری میان فتح و حماس و انحلال دولت اسماعیل هنیه از سوی آقای عباس، حماس که کنترل نوار غزه را در اختیار داشت، فتح را به تبانی با آمریکا و اسرائیل متهم کرد.</p>
            <p>پرتاب خمپاره از نوار غزه به سوی اسرائیل، تلافی سنگین اسرائیل را در پی داشته است. حماس بر خلاف فتح رابطه خوبی با دولت ایران دارد. آمریکا و اسرائیل که از حماس به عنوان گروهی تروریستی یاد می کنند، ایران را متهم می کنند که با حمایت خود از حماس روند صلح فلسیطنیان با اسرائیل را مختل می کند.</p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/14/120214163002_1.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">فضای رسانه های فلسطینی بازتاب دهنده درگیری قدرت میان فتح و حماس است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>تلویزیون رسانه اصلی برای پخش اطلاعات و اخبار در مناطق فلسطینی نشین است..</p>
            <p>فضای رسانه های فلسطینی بازتاب دهنده درگیری قدرت میان فتح و حماس است.</p>
            <p>پی بی سی متعلق به فتح و شبکه رسانه ای الاقصی متعلق به حماس، دو شبکه اصلی رسانه ای فلسطینیان هستند که هر کدام دارای شبکه تلویزیونی ماهواره ای و زمینی و شبکه رادیویی هستند.</p>
            <p>۳۰ کانال تلویزیونی زمینی و دستکم ۳۵ شبکه رادیویی در سرزمین های فلسطینی پخش می شود و چندین روزنامه که تعدادی از آنها هوادار فتح و حماس هستند در این مناطق توزیع می شود.</p>
            <p>شبکه های ماهواره ای پان عرب از جمله شبکه خبری الجزیره بینندگان بسیاری در میان فلسطینیان دارد.</p>
            <p>درگیری میان فتح و حماس فضای کار را برای روزنامه نگاران دشوار کرده است و سرزمین های فلسطینی یکی از خطرناک ترین مناطق برای روزنامه نگاران به شمار می رود.</p>
            <p>حمله به روزنامه نگاران به امری عادی تبدیل شده است و آنان از سوی نیروهای اسرائیلی تهدید می شوند؛ امری که در مقیاسی کمتر از سوی حماس و فتح هم صورت می گیرد.</p>
            <p>خود سانسوری به طور وسیعی شایع است. گزارشگران بدون مرز در"فهرست آزادی مطبوعات" که در سال ۲۰۰۸ منتشر کرد، سرزمین های فلسطینی را از نظر آزادی بیان از میان ۱۷۳ کشور در رده ۱۶۳ قرار داد.</p>
            <p>در سال ۲۰۰۸ برآورد شد که ۱۴.۸ درصد از جمعیت فلسطینیان به اینترنت دسترسی داشته اند. وبسایت ها تا حدود زیادی از آزار و اذیتی که رسانه های دیگر با آن روبه رو هستند، در امان مانده اند. بر اساس تحقیقات OpenNet Initiative فیلترینگ سازمان یافته در این مناطق وجود ندارد.</p>
            <p>در پی انتفاضه دوم رسانه های فلسطینی بر اثر عملیات نظامیان اسرائیلی بشدت صدمه دیدند و شبکه های رادیو و تلویزیونی آن تخریب شد. از جمله شبکه رادیو تلویزیونی اقتدار ملی فلسطین در رام الله که در ژانویه ۲۰۰۲ تخریب شد.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>القدس- خصوصی، پرتیراژترین روزنامه، واقع در بیت المقدس</p>
            <p>الایام – خصوصی، روزنامه، واقع در رام الله</p>
            <p>الحیات الجدیده - روزنامه متعلق به تشکیلاتخودگردان</p>
            <p>فلسطین: روزنامه، نزدیک به حماس</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>سازمان رادیو و تلویزیون فلسطینیان: متعلق به تشکیلات خودگردان با در اختیار داشتن شبکه صدای فلسطین، واقع در رام الله</p>
            <p>رادیو الاقصی: متعلق به حماس، واقع در غزه</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>سازمان رادیو و تلویزیون فلسطینیان: متعلق به تشکیلات خودگردان با در اختیار داشتن فلسطین تی وی و کانال ماهواره ای فلسطین</p>
            <p>الاقصی تی وی: متعلق به حماس، واقع در غزه با داشتن کانال های ماهواره ای و زمینی</p>
            <p>تلویزیونهای مستقل : القدس - ویژه آموزش و پرورش، المهد تی وی، المجد تی وی، النورس تی وی، و وطن تی وی</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>خبرگزاری فلسطین (وفا): به زبانهای عربی، انگلیسی، فرانسه و عبری</p>
            <p>خبرگزاری معان: خصوصی، با بودجه هلند و دانمارک</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-20:15687159</id>
      <dc:identifier>15687159</dc:identifier>
      <updated>2012-02-20T13:28:17+00:00</updated>
      <published>2012-02-20T13:05:57+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی روسیه</title>
      <summary xml:lang="fa"> از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ و پس از یک دهه مرارت های اقتصادی و بی ثباتی سیاسی، روسیه بار دیگر خود را به عنوان یک قدرت جهانی مطرح کرده است.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی روسیه، پوتین، مسکو، مدودف</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120220_l51_prf_russia_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120220_l51_prf_russia_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/20/120220130417_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/20/120220130417_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/20/120220130417_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/20/120220130417_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی روسیه</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/21/120221162715_russia_map.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ و پس از یک دهه مرارت های اقتصادی و بی ثباتی سیاسی، روسیه بار دیگر خود را به عنوان یک قدرت جهانی مطرح کرده است.</p>
            <p>در روسیه نظم سیاسی جدیدی مستقرشده و اقتصاد این کشور متکی به منابع طبیعی غنی آن از جمله نفت و گاز، پس از سقوط شدید در سال ۱۹۹۸، بهبود و رشد قابل توجهی یافته است.</p>
            <p>گاز پروم، شرکت دولتی که امتیاز انحصاری منابع گاز را دارد، اکنون بزرگترین تولید کننده و صادرکننده گاز در جهان است و بخش عمده ای از نیاز روبه رشد اروپا را تامین می کند.</p>
            <p>روسیه هم چنین یکی از بزرگترین صادر کنندگان نفت جهان است.</p>
            <p>قدرت اقتصادی این فرصت را برای ولادیمیر پوتین، در مقام نخست وزیر، رئیس جمهور و دوباره نخست وزیر مهیا کرد که دولت بتواند بیشتر بر نهادی سیاسی و رسانه ها کنترل داشته باشد.</p>
            <p>روسیه پهناور ترین کشور جهان و به وسعت و تنوع اقلیمی مشهور است. هرچند مناطق شمالی و شرقی کشور جمعیت اندکی را در خود جای داده است.</p>
            <p>این سرزمین آسیایی-اروپایی که ۹ محدوده زمانی را در خود جای داده، قریب به ۱۷ میلیون کیلومتر مربع مساحت دارد و آب و هوایش از یخبندان قطبی در شمال تا معتدل در جنوب متغیر است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/11/04/111104121159_kremlin_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">میدان سرخ در مرکز مسکو</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>دوران خصوصی سازی در زمان ریاست جمهوری بوریس یلتسین در سالهای ۱۹۹۰ موقعیت بسیار مناسبی برای سرمایه گذاران پدید آورد تا به سود های کلان دست یابند. گروه بسیار کوچکی، که اغلب الیگارش نامیده می شدند، سودهای بسیار کلانی از بخش های انرژی و رسانه ای به دست آوردند.</p>
            <p>برخی تحلیلگران معتقدند که بوریس یلتسین، اجازه داد که نفوذ این گروه در سیاست بسیار افزایش یابد، اما ولادیمیر پوتین خیلی زود روشن کرد که در دوران او چنین نخواهد بود . برخی از الیگارش ها با دادرسی کیفری رو به رو شده و برخی مجبور به خروج از روسیه شدند.</p>
            <p>یکی از آن ها، میخائیل خودوروفسکی، رئیس سابق شرکت نقتی یوکوس اکنون به جرم تخلف مالیاتی و تقلب در حال سپری کردن دوران محکومیت هشت ساله اش در سیبری است.</p>
            <p>فعالیت های او به تجارت محدود نبود و آشکارا از سیاست های لیبرالی حمایت می کرد. دارایی ها یوکوس را بعدها شرکت عظیم نفتی دولتی "روس نفت" صاحب شد.</p>
            <p>در دوران ریاست جمهوری آقای پوتین رشد اقتصادی و بهبود روابط خارجی باعث تقویت افتخار ملی شد.</p>
            <p>مشخصا حفظ و ارتقای منافع روسیه در جمهوری های شوروی سابق آشکارتر شد. به این قیمت که حتی گاهی خصومت غرب را نیز در پی داشته است.</p>
            <p>بحرانی ترین آن زمانی بود که در اوت ۲۰۰۸ درگیری طولانی بر سر دو منطقه جدایی طلب در گرجستان (آبخاز و اوستیای جنوبی) به نبردی مسلحانه میان گرجستان و روسیه منجر شد.</p>
            <p>روسیه نیروهای خود را به گرجستان اعزام و اعلام کرد که استقلال آبخاز و اوستیای جنوبی را به رسمیت می شناسد که با خشم غرب رو به رو شد و این نگرانی را به وجود آورد که ممکن است جنگ سر تازه ای آغاز شود.</p>
            <p>
               <strong>رابطه با آمریکا</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2010/11/17/101117115133_obama_medvedev304getty.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">آمریکا و روسیه بر مسئله برنامه های اتمی ایران در سال های اخیر اختلاف نظر داشته اند</p>
            </div>
            <p>در همان هنگام طرح دولت جورج بوش برای گسترش تاسیسات دفاع ضد موشکی در اروپای شرقی باعت خشم روسیه شده و این کشور اعلام کرده که در صورت استقرار این تاسیسات در لهستان و جمهوری چک، موشکهای خود را در کالینینگراد در پشت مرز لهستان مستقر می کند.</p>
            <p>باراک اوباما پس از اینکه به ریاست جمهوری آمریکا رسید، اجرای این طرح را ملغی کرد که در محافل رسمی روسیه دلیل آن موضع قاطعانه روسیه در سیاست خارجی اش تعبیر شد.</p>
            <p>از دیگر موارد اختلاف آمریکا و روسیه مسئله برنامه های اتمی ایران است. با وجود مخالفت های آمریکا در سال ۲۰۰۵ روسیه با تامین سوخت هسته ای نیروگاه بوشهر موافقت کرد.</p>
            <p>همزمان با افزایش نگرانی و شدت عمل بخشی از جامعه بین المللی در مورد مسئله هسته ای ایران، روسیه طرفدار ادامه دیپلماسی برای حل این موضوع است.</p>
            <p>اوج بهبود تدریجی روابط میان آمریکا و روسیه زمانی بود که دو کشور با امضای پیمان سلاح های هسته ای در اوایل سال ۲۰۱۰ آن را جایگزین "پیمان کاهش سلاح های استراتژیک" (استارت) کردند که حدود دو سال پیش از آن اعتبارش پایان شده بود.</p>
            <p>با اینکه اختلاف میان دو کشور بر سر طرح آمریکا برای استقرار سپر دفاعی همچنان باقی است، اما نشانه ها حاکی از آن است که روسیه تمایل دارد با فشار آوردن به ایران بر سر برنامه های هسته ای اش، رابطه خود را با آمریکا گرمتر کند.</p>
            <p>قدرت اقتصادی روسیه در گرو منابع طبیعی آن به ویژه نفت و گاز است. شرکت گازپروم به شدت تحت کنترل دولت است و منتقدان می گویند به ابزار سیاسی و اقتصادی کرملین بدل شده است.</p>
            <p>در سال ۲۰۰۶ به دنبال اختلاف بین روسیه و اوکراین، روسیه انتقال گاز به این کشور را متوقف کرد که باعث قطع انتقال گاز به اروپا شد.</p>
            <p>دو سال بعد شرکت گازپروم تهدید کرد اگر اوکراین بدهی خود را نپردازد صادرات گاز خود را کاهش خواهد داد و این تهدید بار دیگر نگرانی ها را افزایش داد. در نهایت دو کشور به یک توافق رسیدند.</p>
            <p>
               <strong>چچن و غرب</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/09/28/110928050452_caucasus_soldiers_304x171_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">به باور مسکو هر گونه از دست دادن کنترل در چچن می تواند کل قفقاز شمالی را به دست پیکارجویان اسلامگرا و هرج و مرج طلبان بیاندازد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>گرچه روس تبارها بیش از هشتاد درصد جمعیت را تشکیل می دهند و مسیحیت ارتدوکس مذهب اصلی به شمار می رود، اما اقلیت های قومی و مذهبی دیگری هم در روسیه زندگی می کنند.</p>
            <p>مسلمان ها بیشتر در میان تاتارهای منطقه ولگا و قفقاز شمالی متمرکز هستند.</p>
            <p>از سال ۱۹۹۴، زمانی که ارتش روسیه نخستین بار برای سرکوب شورش جدایی طلبان چچن به منطقه اعزام شد و چریک ها حملات شان را تشدید کردند، تاکنون چندین هزار نفر جان خود را از دست داده اند.</p>
            <p>البته پس از حملات یازده سپتامبر در آمریکا، انتقادهای غرب از روسیه به خاطر عملیاتش در چچن کاهش یافته است.</p>
            <p>از آن زمان مسکو جنگ بر ضد جدایی طلبان چچن را بخشی از مبارزه بین المللی بر ضد تروریسم توصیف می کند و اصرار دارد که سیاست سخت گیرانه اش موثر بوده و صلح در حال بازگشت به منطقه است.</p>
            <p>به باور مسکو هر گونه از دست دادن کنترل در چچن می تواند کل قفقاز شمالی را به دست پیکارجویان اسلامگرا و هرج و مرج طلبان بیاندازد.</p>
            <p>اما در شرایطی که خشونت ها در چچن ادامه دارد و گاه به سایر نواحی قفقاز نیز کشیده می شود، از این سیاست روسیه هنوز انتقاد می شود.</p>
            <p>حمایت روسیه از مبارزه بر ضد تروریسم بین المللی به سرکردگی آمریکا بر مناسبات این کشور با ناتو هم تاثیر گذاشته است.</p>
            <p>دو طرف در ماه مه سال ۲۰۰۲ توافق کردند که گروه همکاری ناتو – روسیه را تشکیل داده و روسیه را در تصمیم گیری برای مقابله با تروریسم و دیگر تهدید های امنیتی مشارکت دهند.</p>
            <p>با همه این ها روسیه در مخالفت با عملیات نظامی به رهبری آمریکا درعراق راسخ بود و اصرار داشت به بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل برای انجام ماموریت شان مهلت کافی داده شود.</p>
            <p>فعالان حقوق بشر در روسیه و خارج از کشور می گویند حضور نظامی روسیه در چچن باعث آزار گسترده مردم است.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong> نام کامل:</strong> فدراسیون روسیه</p>
            <p>
               <strong>جمعیت:</strong> ۱۴۲.۸ میلیون (سازمان ملل، ۲۰۱۱ )</p>
            <p>
               <strong>پایتخت</strong>: مسکو</p>
            <p>
               <strong>مساحت</strong>: ۱۷ میلیون کیلومتر مربع</p>
            <p>
               <strong>زبان اصلی:</strong> روسی</p>
            <p>
               <strong>دین های اصلی</strong>: مسیحیت، اسلام</p>
            <p>
               <strong>امید به زندگی:</strong> ۶۳ سال (مردان ) ، ۷۵ سال (زنان ) (سازمان ملل )</p>
            <p>
               <strong>واحد پول:</strong> ۱ روبل =۱۰۰ کوپک</p>
            <p>
               <strong>صادرات اصلی</strong>: نفت و فراورده های نفتی، گاز طبیعی، چوب، فلزات، مواد شیمیایی، سلاح و تجهیزات نظامی</p>
            <p>
               <strong>سرانه درآمد ناخالص ملی</strong>: ۹۹۰۰ دلار (بانک جهانی، ۲۰۱۰ )</p>
            <p>
               <strong>نشانه اینترنتی:</strong> ru.</p>
            <p>
               <strong>کد تلفن بین المللی:</strong> ۷ +</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <br/>
            <h3>رئیس جمهوری: ولادیمیر پوتین</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۵۲، سن پترزبورگ</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/12/06/111206072741_putin_kremlin_304x171_rianovosti_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="RIA Novosti"/>
            </div>
            <p>ولادیمیر پوتین، از سال ۲۰۰۰ که برای نخستین بار به عنوان رئیس جمهوری روسیه انتخاب شد، چهره ای بانفوذ در عرصه سیاسی آن کشور بوده است.</p>
            <p>او دو دوره در مقام رئیس جمهوری و یک دوره چهار ساله در مقام نخست وزیر بوده و در ماه مه سال ۲۰۱۲ دوباره به عنوان رئیس جمهوری برگزیده شد.</p>
            <p>تغییر مقام آقای پوتین از ریاست جمهوری به نخست وزیری که خود امری بی سابقه بود، حکایت از یک برنامه ریزی دقیق داشت که هدف از آن حفظ آقای پوتین در مرکز قدرت روسیه بوده است.</p>
            <p>بازگشت پوتین به مقام ریاست جمهوری به این نگرانی دامن زد که او با تلاش های اصلاح طلبانه مقابله کند. پس از برگزاری انتخابات پارلمان در دسامبر ۲۰۱۱، اعتراضاتی آغاز شد و مدتی ادامه داشت. این اعتراضات پس از مطرح شدن ادعاهایی مبنی بر تقلب در انتخابات، شروع شد. </p>
            <p>در مقام نخست وزیر او وعده داده که با تورم مقابله کند، از میزان مالیات ها بکاهد و در عرصه های اجتماعی بودجه بیشتری هزینه کند. آقای مدودف گفته است که ولادیمیر پوتین در پیشبرد طرحهای توسعه روسیه در دهه آینده "نقشی کلیدی" ایفا خواهد کرد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/15/120215065638_other_russia_rally_304x171_reuters_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">معترضان می گویند در انتخابات پارلمانی ۲۰۱۱ تقلب شده است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Reuters"/>
            </div>
            <p>به عنوان نخست وزیر روسیه او به دنبال این بوده است که نقش خود را به عنوان محافظه کاری تثبیت کند که مدافع روسیه قدرتمند است.</p>
            <p>در سال ۲۰۱۱ او به "تجربه های تفکرِ بیماری که برپایه لیبرالیسم بی اساس بنا شده" حمله کرد. او به شدت از حمله نیروهای غربی به لیبی انتقاد کرد.</p>
            <p>آقای پوتین زندگی حرفه ای خود را با کار در ک گ ب، سازمان ضد اطلاعات شوروی، آغاز کرد. از سال ۱۹۹۰ در دستگاه اداری سن پترزبورگ مشغول به کار شد و چند سال بعد به مسکو رفت.</p>
            <p>آقای پوتین در سال ۱۹۹۹ نخست وزیر روسیه شد. چندی بعد با اوج گیری بیماری بوریس یلتسین رئیس جمهور وقت، وی ولادیمیر پوتین را به عنوان رئیس جمهور موقت منصوب کرد و به هنگام معرفی اش گفت او مردی است که می تواند همه کسانی را که در آرزوی احیاء عظمت روسیه هستند، متحد کند.</p>
            <p>آقای پوتین در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۰ به پیروزی رسید. یکی از وعده های انتخاباتی اش اتخاذ سیاستی قاطع علیه شورشیان چچن بود.</p>
            <p>این برنامه جابجایی قدرت که ظاهرا به آرامی پیش می رفت در دسامبر ۲۰۱۱ با اعتراضات مردمی در روسیه روبرو شد که می گفتند در انتخابات پارلمانی تقلب شده است.</p>
            <h2>رسانه ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/20/120220130514_1_304x171_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>در روسیه عرصه تلویزیون توسط شبکه های دولتی و یا شبکه های متعلق به شرکتهایی که رابطه نزدیکی با دولت دارند احاطه شده است.</p>
            <p>شبکه های بزرگ تلویزیون های سراسری - کانال یک و تلویزیون روسیه – را دولت کنترل می کند و شبکه بزرک دیگر " ان تی وی" عملا در کنترل گازپروم است که خود یک شرکت دولتی است.</p>
            <p>منتقدان می گویند این افزایش کنترل دولتی به اطلاع رسانی مستقل آسیب رسانده است.</p>
            <p>برای بسیاری از مردم روسیه تلویزیون و بخصوص شبکه های دولتی سراسری، تنها منبع اخبار داخلی و بین المللی است.</p>
            <p>دولت برنامه ای در دست دارد که هر خانه بتواند به شبکه تلویزیونی دیجیتال دسترسی داشته باشد.</p>
            <p>بازار رسانه ها در روسیه در عین حال پررقابت است. با این وجود شبکه های دولتی یا زیر نفوذ دولت بیشترین بیننده را جلب می کنند. صدها ایستگاه رادیویی در روسیه فعالند و رادیو های دولتی با ایستگاههای تجاری اف-ام که برنامه هایشان عمدتا موسیقی است به شدت رقابت می کنند.</p>
            <p>یک کانال ماهواره ای انگلیسی زبان، آر تی اواخر سال ۲۰۰۵ میلادی راه اندازی شد. این ایستگاه خبررسانی با سرمایه دولت کار می کند و هدفش ارائه "اخبار جهان از منظری روسی" است.</p>
            <p>در روسیه بیش از ۴۰۰ روزنامه منتشر می شود و برای هرکس با هر سلیقه و عقیده ای روزنامه ای برای خواندن فراهم است.</p>
            <p>محبوب ترین آنها از سیاست های دولت روسیه حمایت می کنند و چندین روزنامه با نفوذ توسط شرکت هایی خریداری شده اند که با کرملین مرتبط اند.</p>
            <p>تمام روزنامه های سراسری اصلی در مسکو مستقرند، اما بسیاری از روس هایی که در مناطق دیگر زندگی می کنند ترجیح می دهند که روزنامه های محلی را بخوانند.</p>
            <p>روزنامه نگاران در صورتی که به موضوعات حساسی چون فساد دولتی، جرائم سازمان یافته و نقض حقوق بشر بپردازند، در معرض خطر حمله و حتی کشته شدن قرار می گیرند.</p>
            <p>روسیه یکی از کشورهایی است که همواره مورد انتقاد و محکومیت نهادهای دفاع از آزادی رسانه ها قرار گرفته است.</p>
            <p>مناقشه چچن بهانه دولت برای اقدام بر ضد آزادی مطبوعات بوده است. تعدادی از خبرنگاران در چچن کشته شده اند و تعدادی دیگر نیز ناپدید یا به گروگان گرفته شده اند.</p>
            <p>سازمان گزارشگران بدون مرز در گزارش خود از وضعیت رسانه ها در روسیه نگرانی خود را در این موارد ابراز کرده است: " نبود منابع اطلاع رسانی متنوع ، ادامه فشار بر روزنامه نگاران و وضع وخیم آزادی مطبوعات در چچن".</p>
            <p>تعداد کاربران روسی تا ژوئن ۲۰۱۱ حدود ۵۹.۷ میلیون نفر برآورد شده است (Internetworldstats). وبسایت ها در مقایسه با رسانه های سنتی کمتر کنترل می شوند و نیروهای مخالف برای خود وبسایت دارند. پورتال ها، سرویس های ارائه دهنده وبلاگ و شبکه های اجتماعی محبوب ترین وبسایت های هستند.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>• کمسومولسکایا پراودا- با تیراژ انبوه، روزنامه ای با تمایلات چپ، درکنترل شرکت انرژی YeSN<br/>• کومرسانت - روزنامه، با محوریت اقتصادی، در کنترل سلطان فولاد علیشر عثمانف<br/>• موسکوفسکی کومسومولتز - روزنامه، خصوصی<br/>• ایزوستیا - روزنامه، متعلق به شرکت رسانه ای ان ام جی<br/>• روزیسکایا گازتا – روزنامه متعلق به دولت<br/>• نژاویسیمایا گازتا - روزنامه پرنفوذ خصوصی<br/>• ترود - روزنامه با گرایش چپ متعلق به پرومسویازبنک ( Promsvyazbank )<br/>• آرگیومنتی ای فکتی - هفته نامه متعلق به پرومسویازبنک ( Promsvyazbank)<br/>• نووایا گازتا - دوبار چاپ در هفته،به خاطر شیوه روزنامه نگاری تحقیقی اش مشهور است.<br/>• مسکو تایمز - روزنامه انگلیسی زبان<br/>• مسکو نیوز - هفته نامه انگلیسی زبان</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>• کانال تلویزیون روسیه - شبکه سراسری، در کنترل رادیو و تلویزیون دولتی روسیه (VGTRK)<br/>• کانال یک - شبکه سراسری، ۵۱ درصد متعلق به دولت، ۴۹ درصد متعلق به سهامداران خصوصی<br/>• ان تی وی - شبکه سراسری، متعلق به شرکت دولتی گازپروم<br/>• سنتر تی وی - متعلق به شورای دولتی مسکو<br/>• رن تی وی - ایستگاه تجاری مستقر در مسکو با پوشش پر قدرت منطقه ای متعلق به شکرت رسانه ای NMG<br/>• راشیا تودی ( روسیه امروز) - با سرمایه دولتی، کانال خبری بین المللی انگلیسی زبان، ماهواره ای</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>• رادیو روسیه - شبکه سراسری، در کنترل رادیو و تلویزیون دولتی روسیه (VGTRK )<br/>• اکو مسکوی - مستقل، بخش اعظم آن متعلق به گازپروم است<br/>• رادیو مایاک - شبکه سراسری دولتی<br/>• روسکویه رادیو - مهم ترین شبکه خصوصی، ویژه پخش موسیقی<br/>• صدای روسیه - سرویس برون مرزی، پخش برنامه به زبان انگلیسی و دیگر زبان ها</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>• ایتار تاس - دولتی، بخشی از تولید به زبان انگلیسی<br/>• ریا نووستی - دولتی، بخشی از تولید به زبان انگلیسی<br/>• اینتر فاکس - خصوصی، بخشی از تولید به زبان انگلیسی</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-28:15845001</id>
      <dc:identifier>15845001</dc:identifier>
      <updated>2012-02-29T19:37:27+00:00</updated>
      <published>2012-02-28T13:48:51+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی ژاپن</title>
      <summary xml:lang="fa">ژاپن که سومین اقتصاد بزرگ جهان است، در نیمه دوم قرن بیستم، پس خساراتی که در جنگ جهانی دوم دید، پیشرفت چشمگیری کرد.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی ژاپن، توکیو، آسیا</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120228_l51_prf_japan_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120228_l51_prf_japan_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/28/120228151148_1_144x81_5_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/28/120228151148_1_144x81_5_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/28/120228151148_1_144x81_5_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/28/120228151148_1_144x81_5_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی ژاپن</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/29/120229165906_japan_map.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>ژاپن که سومین اقتصاد بزرگ جهان است، در نیمه دوم قرن بیستم، پس از خساراتی که در جنگ جهانی دوم دید، پیشرفت چشمگیری کرد.</p>
            <p>این کشور نقش مهمی در جامعه جهانی دارد و یه عنوان یکی بزرگترین کمک کننده های مالی و منبع سرمایه و اعتبارات مالی به شمار می رود.</p>
            <p>بیش از سه چهارم از جمعیت ژاپن در شهرهای ساحلی چهار جزیره کوهستانی و جنگلی زندگی می کنند.</p>
            <p>اما این کشور با وجود توسعه سریع بعد از جنگ – که تا حد زیادی مدیون صنایع بسیار موفق خودروسازی و لوازم الکترونیکی بود – در دهه نود میلادی توان اولیه خود را از دست داد.</p>
            <p>بحران و رکود اقتصادی آسیا در ۱۹۹۷، موجب افت بانکداری، سرمایه گذاری دولتی در بخش عمومی و اصلاحات در بخش خصوصی شد.</p>
            <p>ژاپن همچنان جامعه ای سنتی با سلسله مراتب اداری و اجتماعی قوی، باقی مانده است . ژاپنی ها تمایل دارند در طول زندگی کاری خود فقط برای یک کارفرما کار کنند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/28/120228151219_3.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">قله فوجی در پس زمینه شهر توکیو</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>اما این سنت و دیگر آداب و رسوم قدیمی ژاپنی ها، با رشد نسل جوانی که بیشتر خود را متمایل به فرهنگ و اندیشه های غربی می بیند تحت فشار قرار گرفته است.</p>
            <p>از سویی دیگر یکی از بزرگترین چالش های دولت های ژاپن این بوده که چگونه با داشتن جامعه ای در حال پیر شدن، از پس هزینه های هنگفت امنیت اجتماعی برآید.</p>
            <p>روابط ژاپنی ها با کشورهای همسایه همچنان قویا تحت تاثیر رفتار ژاپنی ها قبل و درخلال جنگ جهانی دوم قرار دارد. برای ژاپن، پذیرش و جلب رضایت شهروندان کشورهایی که ژاپن را اشغال کرده بودند بسیار دشوار است.</p>
            <p>یک دادگاه ژاپنی حکم پرداخت غرامت به زنان کره ای که از آنها سواستفاده جنسی شده بود، را لغو کرد که این تصمیم با جنجال های فراوانی همراه بود.</p>
            <p>کره جنوبی و چین همچنین اعتراض خود را نسبت به کتاب های تاریخی مدارس ژاپن اعلام کردند که در آنها قساوت های ارتش ژاپن تلطیف شده است. ژاپن گفته است که چین تلاش می کند تاریخی با دیدگاهی ضد ژاپنی را ترویج کند.</p>
            <p>در پی جنگ جهانی دوم، قانونگذاران قانون اساسی صلح جویانه ای وضع کردند که برای نزدیک به نیم قرن دست نخورده باقی ماند. از ابتدای قرن بیست و یکم بعضی از مفاد این قانون که ژاپن را از ورود به جنگ باز می دارد، دوباره تفسیر شده است.</p>
            <p>اقدام ارتش ژاپن در ارسال نیرو به عراق بعد از حمله آمریکا به آن کشور در سال ۲۰۰۳ افکار عمومی را تغییر داد. منتقدان می گویند این اقدام قانون حمایت از صلح این کشور را نقض کرده است.</p>
            <p>در دهه گذشته بعضی از سیاستمداران ژاپنی به منظور حضور بیشتر ژاپن در جامعه جهانی و مشخصا گسیل نیروهای نظامی حافظ صلح به خارج از کشور، خواهان بازنگری در قانون اساسی شده اند.</p>
            <p>بیست درصد از زلزله های دنیا در ژاپن رخ می دهد. این کشور بر روی حداقل سه گسل زلزله خیز قرار گرفته است.</p>
            <p>یکی از اهداف مشخص دولت کوشش در کاهش تعداد مرگ و میر و ضررهای اقتصادی برای زلزله های پرقدرت آتی است.</p>
            <p>دانش آموزان در مدارس و کارمندان دائما در حال تمرین برای حفاظت از جان خود در صورت وقوع زلزله هستند و انتظار "لرزش بزرگ" در روح و روان مردم ژاپن نهادینه شده است.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong> نام کامل:</strong> ژاپن</p>
            <p>
               <strong>جمعیت:</strong> ۱۲۶.۹ میلیون نفر (سازمان ملل، ۲۰۱۰)</p>
            <p>
               <strong>پایتخت:</strong> توکیو</p>
            <p>
               <strong>مساحت:</strong> ۳۷۷۸۶۴ کیلومتر مربع</p>
            <p>
               <strong>زبان رسمی:</strong> ژاپنی</p>
            <p>
               <strong>دین اکثریت</strong>: شینتو، بودا</p>
            <p>
               <strong>امید به زندگی</strong>: ۸۰ سال (مردان)، ۸۷ سال (زنان) (سازمان ملل)</p>
            <p>
               <strong>واحد پول:</strong> ین</p>
            <p>
               <strong>صادرات اصلی:</strong> وسایل نقلیه، قطعات کامپیوتری، مواد شیمیایی، لوازم علمی - مهندسی و ساعت</p>
            <p>
               <strong>درآمد سرانه سالانه</strong>: ۴۲،۱۳۰ دلار (بانک جهانی، ۲۰۱۰)</p>
            <p>
               <strong>نشانه اینترنتی:</strong> jp.</p>
            <p>
               <strong>کد تلفن بین المللی:</strong> ۸۱+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس کشور: امپراتور آکی هیتو</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۳۳، توکیو</strong>
            </p>
            <p>آکی هیتو در سال ۱۹۸۹ جانشین پدرش، هیروهیتو شد. طبق قانون مصوبه سال ۱۹۴۷ میلادی، امپراتوری ژاپن صرفا یک مقام تشریفاتی است.</p>
            <h3>نخست وزیر: شینزو آبه</h3>
            <p>
               <strong>
                  <br/>
               </strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/04/03/140403170649_abe_304x171_d_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="d"/>
            </div>
            <p>
               <strong/>
            </p>
            <p>شینزو آبه در دسامبر ۲۰۱۲ پس از پیروزی حزب لیبرال دموکرات با کسب اکثریت قابل توجه آرا، به سمت نخست وزیری ژاپن دست یافت.</p>
            <p>دیدگاه‌های ملی‌گرایانه آقای آبه موجب تنش‌های زیادی بین ژاپن و همسایه هایش شده است.</p>
            <p>شینزو آبه از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۷ به عنوان رهبر حزب حاکم لیبرال دموکرات، مقام نخست وزیری را در اختیار داشت اما در آن سال به دلیل مشکلات و رسوایی‌هایی که در دولت به رهبری او پیش آمد و باعث کاهش محبوبیت حزب در نظرسنجی‌ها شد، از هر دو سمت رهبری حزب و نخست وزیری کناره گرفت.</p>
            <p>او در آن زمان جوان ترین رهبر ژاپن از زمان جنگ جهانی دوم محسوب می‌شد.</p>
            <p>پیش از آن حزب چپ میانه دمکراتیک در اوت ۲۰۰۹ باز هم با اکثریت قابل توجه آرا به قدرت رسیده بود. اما دیری نپایید که این حزب با شدت گرفتن بحران مالی از یک طرف و عدم توانایی در رویارویی با سونامی و زلزله مرگباری که در ماه مارس ۲۰۱۱ رخ داده بود، محبوبیت خود را از دست داد.</p>
            <p>تا پاییز ۲۰۱۲ و با افت شدید اقتصادی ناشی از بدهی‌های هنگفت دولتی و بحران هسته‌ای ناشی از سونامی حزب چپ میانه دمکراتیک چاره‌ای نداشت جز آنکه انتخاباتی زودتر از موعد اعلام کند.</p>
            <p>آقای آبه در آستانه بازگشت خود به مقام نخست وزیری در ۲۰۱۲ به این امر اذعان کرد که پیروزی چشمگیر حزب لیبرال دمکرات مدیون شکست های سیاسی حزب چپ میانه بوده و لزوما به معنای رای اعتماد مردم به حزب محافظه کاری نبود که تقریبا نیم قرن حاکمیت ژاپن را بر عهده داشت.</p>
            <p>آقای آبه که به عنوان 'شاهین راستگراها' شهرت پیدا کرده است مانند سایر قانونگذاران ژاپنی خاندانی سیاسی دارد.</p>
            <p>نوبوسوکه کیشی، نخست وزیر سابق و پدربزرگ آقای آبه پس از جنگ جهانی دوم به ظن دست داشتن در جنایات جنگی بازداشت شد اما هیچگاه در این رابطه متهم نشد.</p>
            <p>ژاپن سومین قدرت بزرگ اقتصاد جهان محسوب می شود و تحولات اقتصادی آن کشور، به خصوص با توجه به حجم مبادلات و میزان سرمایه گذاری های خارجی ژاپن، بر اوضاع اقتصاد بین المللی تاثیر قابل توجهی دارد.</p>
            <p>به همین دلیل یک از از وعده‌های مهم انتخاباتی شینزو آبه اقدام برای احیای رونق اقتصاد داخلی ژاپن بود.</p>
            <p>در زمینه سیاست خارجی، دولت آقای آبه در حالی کار خود را آغاز کرد که روابط ژاپن با چین، دیگر اقتصاد مهم منطقه، بر سر اختلافات ارضی به نحو کم سابقه‌ای بحرانی شده بود.</p>
            <p>در مقایسه با دولت قبلی، دولت به رهبری حزب لیبرال دموکرات در سیاست خارجی، موضعی "ملی گرایانه تر" اتخاذ کرد و در مورد اختلافات با چین نیز، رای دهندگان ژاپنی از دولت شینزو آبه انتظار داشتند با اقتدار بیشتری در برابر چین موضعگیری کند.</p>
            <p>در جریان مبارزات انتخاباتی، شینزو آبه بر حاکمیت قطعی ژاپن بر مجموعه جزایر مورد اختلاف با چین تاکید نهاد هر چند گفت که مایل است اختلاف دو کشور به زودی حل و فصل شود و روابط این دو شریک بزرگ تجاری بهبود یابد.</p>
            <p>آقای آبه خواستار افزایش حضور نظامی ژاپن در ماموریت‌های بین‌المللی بود و بر همین اساس در بدو به قدرت رسیدنش موضوع تغییر قانون اساسی را اولویت برنامه‌های دولت و وظیفه تاریخی خود اعلام کرد.</p>
            <p>چنانکه با پیشنهاد وی لایحه بررسی تغییر قانون اساسی به پارلمان ارائه شد و از آنجا که دولت اکثریت کرسی‌ها را در پارلمان در اختیار داشت به تصویب رسید.</p>
            <br/>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/28/120228151215_1.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">حدود ۸۰ درصد از ژاپنی ها هر روز، روزنامه می خوانند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>ژاپن دارای رادیو و تلویزیونی پیشرفته و پرطراوت است. دولت و شبکه های تجاری بر سر جذب مخاطب با هم در رقابت هستند.</p>
            <p>پنج شرکت تلویزیونی وجود دارد که شامل رادیو تلویزیون دولتی ان اچ کی می شود که شبکه های رادیویی ملی را نیز اداره می کند. عمده سرمایه ان اچ کی از محل حق اشتراک بینندگانش فراهم می شود.</p>
            <p>میلیون ها نفر از تماشاگران در حال حاضر بیننده شبکه های ماهواره ای و کابلی هستند که سرویس های ان اچ کی را نیز شامل می شود.</p>
            <p>این کشور همچنین پیشگام در زمینه تلویزیون های با کیفیت بالا (اچ دی تی وی) است . در سال ۲۰۱۱ گیرنده های آنالوگ به طور کامل از رده خارج شدند.</p>
            <p>اخبار، سریال های داستانی، شوهای تلویزیونی و ورزش به خصوص بیسبال مخاطبان فراوانی دارند. برنامه های وارداتی در شبکه های اصلی ژاپن جایگاه خوبی ندارد اما تاثیر الگوهای غربی در برنامه های ساخت داخل به وضوح قابل مشاهده است.</p>
            <p>ژاپن ساخت برنامه های واقعی تلویزیونی (ریالیتی تی وی) را - که مردم معمولی را در جایگاه های فوق العاده و ویژه قرار می دهد - سالها زودتر اروپا و آمریکا آغاز کرد.</p>
            <p>درصد مطالعه روزنامه بسیار زیاد است و در حدود ۸۰ درصد از ژاپنی ها هر روز، روزنامه می خوانند. روزنامه های سراسری فروش میلیونی دارند و چاپ های بعد از ظهر و عصر باعث افزایش فروش نیز می شود. به این آمار باید فروش نسخه آنلاین روزنامه ها را نیز افزود.</p>
            <p>تعداد کاربران اینترنتی ژاپن تا سال ۲۰۱۱ حدود ۹۹ میلیون نفر برآورد شده است(InternetWorldStats).</p>
            <p>شبکه های اجتماعی داخلی محبوبترین وبسایتها در ژاپن هستند. مهمترین آنها شبکه ای به نام میکسی است. حدود ۷۵ درصد از ژاپنی از طریق فناوری موبایل که پیشرفته و همه جا در دسترس است، به این شبکه های دسترسی دارند.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>آساهی شیمبون – روزنامه، با صفحات انگلیسی زبان</p>
            <p>یومیوری شیمبون – روزنامه، با صفحات انگلیسی زبان</p>
            <p>اخبار روزانه مینیچی – روزنامه، با صفحات انگلیسی زبان</p>
            <p>سانکی شیمبون – روزنامه</p>
            <p>نیکی نت - روزنامه، با صفحات انگلیسی زبان</p>
            <p>جپان تایمز - انگلیسی زبان</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>ان اچ کی – عمومی، اداره کننده برنامه های تلویزیونی همگانی، شبکه های آموزشی. ان اچ کی همچنین دارای شبکه های ماهواره ای بی اس ۱ و بی اس ۲ و شبکه تلویزیونی کیفیت بالا (اچ دی تی وی) دیجیتال های ویژن است. ان اچ کی ورلد سرویس تلویزیونی است که برای ژاپنی های خارج از کشور برنامه پخش می شود.</p>
            <p>تی وی آساهی – سراسری، شبکه تجاری</p>
            <p>فوجی تی وی - سراسری، شبکه تجاری</p>
            <p>تلویزیون نیپون تی وی (ان تی وی) - سراسری، شبکه تجاری</p>
            <p>سیستم رادیو و تلویزیون توکیو (تی بی اس) - سراسری، شبکه تجاری</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>ان اچ کی – عمومی، اداره کننده برنامه های خبری و محاوره ای رادیو ۱، شبکه فرهنگی، آموزشی رادیو ۲، شبکه موسیقی کلاسیک رادیو اف ام، سرویس های خارجی رادیو ژاپن</p>
            <p>اینتر اف ام – ایستگاه تجاری موسیقی توکیو</p>
            <p>جی ویو - ایستگاه تجاری موسیقی توکیو</p>
            <p>توکیو اف ام – شبکه تجاری مستقر در توکیو</p>
            <p>تی بی اس رادیو – شبکه ای که توسط تی بی اس اداره می شود</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>کیودو – با صفحاتی به به زبان انگیسی</p>
            <p>جپان تودی – وبسایت خبری به زبان انگلیسی</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-29:15867851</id>
      <dc:identifier>15867851</dc:identifier>
      <updated>2012-02-29T14:54:22+00:00</updated>
      <published>2012-02-29T14:54:22+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سازمان ملل متحد</title>
      <summary xml:lang="fa">سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵ در پی جنگ جهانی دوم بنا شد تا از "نسلهای بعدی در مقابل خطر از سرگیری جنگ های مشابه جلوگیری کند."</summary>
      <dc:subject>نمایه سازمان ملل متحد</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120229_l51_prf_un_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120229_l51_prf_un_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/29/120229145008_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/29/120229145008_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/29/120229145008_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/29/120229145008_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سازمان ملل متحد</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/01/27/120127024110_united_nations_304x171_ap_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">مقر سازمان ملل متحد در نیویورک</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p> سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵ در پی جنگ جهانی دوم بنا شد تا از "نسلهای بعدی در مقابل خطر از سرگیری جنگ های مشابه جلوگیری کند."</p>
            <p>رسالت این سازمان حفظ صلح و ثبات در جهان و گسترش مناسبات دوستانه بین کشورهاست.</p>
            <p>منشور سازمان ملل متحد بر احترام به حقوق بشر استوار است و از تمام کشورهای جهان دعوت می کند که مشکلات اقتصادی، اجتماعی، بشردوستانه و فرهنگی را با همکاری یکدیگر حل کنند.</p>
            <h3>پیشینه</h3>
            <p>نهادی که سازمان ملل متحد بعدها جایگزین آن شد جامعه ملل نام داشت و پس از جنگ جهانی اول تاسیس شد. هدف آن نهاد نیز پیشگیری از وقوع یک جنگ دیگر بود، ولی نتوانست از آغاز جنگ جهانی دوم در پایان دهه ۱۹۳۰ جلوگیری کند و در سال ۱۹۴۶ منحل شد.</p>
            <p>هنگام تاسیس سازمان ملل متحد بخش زیادی از اهداف و ساختار جامعه ملل به کار گرفته شد.</p>
            <p>در سال ۱۹۴۴ نمایندگان اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده آمریکا، بریتانیا و چین در دیداری در واشنگتن بر سر طرح اولیه تشکیل یک نهاد جهانی به توافق رسیدند.</p>
            <p>این طرح مبنایی برای نشست گسترده تری در سال ۱۹۴۵ و با شرکت نمایندگان ۵۰ کشور جهان شد. بر اساس منشوری که در این اجلاس به تصویب رسید سازمان ملل متحد در ۲۴ اکتبر ۱۹۴۵ متولد شد.</p>
            <h3>اعضا</h3>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/09/20/110920080555_flag_304x171_getty_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">سازمان ملل متحد ۱۹۳ عضو دارد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p>سازمان ملل متحد ۱۹۳ عضو دارد. سودان جنوبی جدیدترین کشوری است که در ژوئیه ۲۰۱۱ به عضویت این سازمان درآمد.</p>
            <p>به دنبال استقلال مستعمره ها و در پی فروپاشی اتحاد شوروی سابق و تاسیس کشورهای جدید، بر تعداد کشورهای عضو این سازمان افزوده شد.</p>
            <p>تایوان و واتیکان تنها کشورهایی اند که عضو سازمان ملل متحد نیستند. اکثر اعضا در مقر این سازمان در شهر نیویورک نماینده دائمی دارند. پذیرش اعضای جدید بر اساس توصیه شورای امنیت و تایید دو سوم اعضای مجمع عمومی سازمان ملل متحد صورت می گیرد.</p>
            <p>تمام کشورهای عضو در تامین بودجه و مخارج این سازمان مشارکت می کنند. حد مشارکت مالی هر کشور متناسب با توانایی اقتصادی آن تعیین می شود. آمریکا بزرگترین رقم مشارکت را در تامین هزینه های این سازمان پرداخت می کند.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>ساختار</h2>
            <h3>مجمع عمومی</h3>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/17/120217001304_un_general_assembly_304x171_reuters.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Reuters"/>
            </div>
            <p>مجمع عمومی عالی ترین نهاد مذاکره و تصمیم گیرنده در سازمان ملل متحد است. تنها نهادی است که تمام اعضای سازمان در آن نماینده دارند و هر کشور عضو دارای یک رای است.</p>
            <p>اعضای سازمان می توانند هر موضوعی را در منشورسازمان- از امنیت بین المللی گرفته تا بودجه آن- در این مجمع به بحث و رای بگذارند. مجمع عمومی بر مبنای نتیجه مذاکرات می تواند توصیه هایی را صادر کند، اما کشورهای عضو ملزم به اجرای آن نیستند.</p>
            <p>مجمع عمومی در صورت اهمیت موضوع و یا اجماع وسیع در این نهاد می تواند بیانیه هایی نیز صادر کند. در مورد حساس ترین مسایل- از جمله امنیت بین المللی- مجمع عمومی می تواند قطعنامه صادر کند که مستلزم رای دو سوم کل اعضاست.</p>
            <p>مجمع عمومی سه ماه در سال – از اواسط ماه سپتامبر- جلسات خود را تشکیل می دهد و در موارد مهم جلسه فوق العاده برگزار می کند. جلسات سالانه این مجمع با "بحث عمومی" آغاز می شود که طی آن هر عضوی دیدگاه های خود را در مورد مهمترین رویدادهای بین المللی مطرح می کند.</p>
            <p>اکثر موضوعات مورد بحث در این مجمع را شش کمیته تخصصی مورد بررسی دقیقتر قرار داده و راه حل هایی برای آنها توصیه می کنند که بعدا توسط مجمع عمومی پذیرفته و یا رد می شوند.</p>
            <h3>شورای امنیت</h3>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/05/120205123642_un_veto_syria_304x171_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">شورای امنیت پنج عضو دائم دارد که دارای حق وتو هستند
</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>وظیفه این شورا تضمین صلح و امنیت جهانی است و پنج عضو دائم دارد؛ چین، روسیه، فرانسه، بریتانیا و آمریکا.</p>
            <p>اعضای موقت این شورا به صورت دوره ای انتخاب می شوند. شورای امنیت می تواند در مورد هر کشوری تحریم های اقتصادی اعمال کند و به کارگیری نیروی نظامی را تایید کند. وظیفه دیگر این شورا نظارت بر ماموریت های پاسداری از صلح و هدایت آنها است.</p>
            <h3>شورای اقتصادی و اجتماعی</h3>
            <p>این شورا برنامه ریزی و هدایت فعالیت های اقتصادی، اجتماعی، بشردوستانه و فرهنگی سازمان ملل متحد را بر عهده دارد.</p>
            <p>نظارت بر کار کمیسیون های حقوق بشر، مبارزه با مواد مخدر، کنترل جمعیت و تکنولوژی از جمله فعالیت های این شوراست.</p>
            <p>این شورا ۵۴ عضو دارد که از سوی مجمع عمومی انتخاب می شوند.</p>
            <h3>دیوان بین المللی عدالت (دادگاه جهانی)</h3>
            <p>این دیوان عالی ترین مرجع قضایی سازمان ملل متحد است و وظیفه آن رسیدگی به شکایاتی است که کشورهای عضو مطرح می کنند. محل آن در شهر لاهه هلند است و گاه تحت عنوان دیوان لاهه شناخته می شود.</p>
            <p>پانزده قاضی عضو دیوان بین المللی عدالت توسط مجمع عمومی و شورای امنیت سازمان ملل متحد انتخاب می شوند. احکام این دیوان برای کشورهای عضو لازم الاجراست، هرچند در مواردی کشورها از پذیرش و اجرای آن سر باز می زنند.</p>
            <h3>دبیرخانه</h3>
            <p>وظیفه دبیرخانه اداره امور جاری سازمان ملل متحد، اجرای برنامه های مختلف و سیاستهای این سازمان است. امور پژوهشی، ترجمه، و امور رسانه ای همه از کارهای دبیرخانه است و حدود ۹هزار نفر کارمند از ۱۷۰ کشور مختلف جهان در آن مشغول به کارهستند.</p>
            <h3>شورای قیمومت سازمان ملل متحد</h3>
            <p>این شورا امور اجرایی مناطق تحت قیمومت سازمان ملل را بر عهده داشت. در سال ۱۹۹۴ این شورا با استقلال پالائو در اقیانوس آرام، به عنوان آخرین کشور تحت قیمومت سازمان ملل، به کار خود پایان داد.</p>
            <p>این شورا که از پنج عضو دائمی شورای امنیت تشکیل شده در سال ۱۹۹۴ موافقت کرد که در صورت نیاز تشکیل جلسه دهد.</p>
            <h3>نظام کاری</h3>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/12/13/111213121531_jp_unesco304x171_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">پرچم فلسطینی برای نخستین بار در سال 2011 در آژانسی زیر نظر سازمان ملل پس از ورود سرزمینهای فلسطینی به یونسکو برافراشته شد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>نظام کاری سازمان ملل متحد شامل دفاتر و برنامه های مختلف این نهاد و چهارده آژانس مستقل است.</p>
            <p>بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و سازمان بهداشت جهانی از جمله این نهادهای مستقل هستند که بر مبنای توافق دو جانبه با سازمان ملل متحد همکاری می کنند.</p>
            <p>دفاتر و آژانس های اصلی سازمان ملل متحد عبارت اند از:</p>
            <p>- آژانس بین المللی انرژی اتمی، نهاد نظارتی و بازرسی امور هسته ای که مرکز آن در شهر وین است.</p>
            <p>- دادگاه رسیدگی به جرایم جنگی یوگسلاوی سابق، با هدف پیگرد و محاکمه متهمان جرایم جنگی در آن کشور تاسیس شد و محل آن در شهر لاهه است.</p>
            <p>- صندوق کودکان سازمان ملل متحد ( یونیسف) کار آن کمک و گسترش بهداشت، آموزش و محافظت ازحقوق کودکان است.</p>
            <p>- برنامه توسعه سازمان ملل متحد، کار آن کاهش فقر و توسعه زیر ساختها و کمک به بنای نظامهای دمکراتیک است.</p>
            <p>- سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی (یونسکو)، هدف آن گسترش صلح و توسعه از طریق تبادلهای فرهنگی علمی و آموزشی بین ملل جهان و دفتر آن در شهر پاریس است.</p>
            <p>- برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد، وظیفه آن کمک به حفظ محیط زیست و دفتر آن در شهر نایروبی است.</p>
            <p>- کمیساریای عالی در امور پناهجویان، وظیفه آن دفاع از حقوق و سلامت پناهجویان و دفتر آن در شهر ژنو است.</p>
            <p>- برنامه جهانی غذا، نهاد اصلی برای مبارزه با گرسنگی و دفتر آن در شهر رم است.</p>
            <h2>رهبری</h2>
            <h3> دبیر کل: بان کی مون</h3>
            <p>متولد ۱۹۴۴</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/16/120216152838_ban_ki_moon_304x171_afp_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>بان کی مون وزیر خارجه سابق کره جنوبی از اول ژانویه سال ۲۰۰۷  به عنوان هشتمین دبیرکل سازمان ملل متحد به این مقام دست یافت. او اولین سیاستمدار آسیایی است که پس از ۳۵ سال به این مقام می رسد. او یک بار دیگر بدون داشتن رقیبی در ژوئن ۲۰۱۱ به این مقام برگزیده شد که دوره دوم او از اول ژانویه ۲۰۱۲ آغاز شده است.</p>
            <p>آقای بان می گوید سیاست وی بنای تفاهم بین ملل جهان و اعتماد بیشتر به سازمان ملل متحد خواهد بود. او مدعی است که سازمان ملل باید فعالتر و جسورانه تر از گذشته عمل کند و الویت های اصلی خود را تشویق رهبران جهان برای به توافق رسیدن بر سر موضعاتی از جمله تغییرات جوی، بحران اقتصادی و توزیع مساوی غذا، انرژی و آب در جهان اعلام کرده است.</p>
            <p>او در دانشگاه سئول در رشته روابط بین المللی تحصیل کرده است. قبل از رسیدن به مقام وزارت خارجه کره جنوبی، عضو هیئت نمایندگی این کشور در سازمان ملل متحد بود.</p>
            <p>قبل از بان کی مون، کوفی عنان از کشور غنا برای دو دوره پنج ساله از سال ۱۹۹۷ دبیرکل سازمان ملل متحد بود.</p>
            <p>کشورهای عضو در مجمع عمومی دبیر کل سازمان را انتخاب می کنند که مدت آن پنج سال و برای دور دوم قابل تمدید است. این مقام معمولا به سیاستمداران کشورهای کوچک و بی طرف داده می شود.</p>
            <h2>موضوعات حاد</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/07/28/110728084643_jp_aid304x171_reuters.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">هواپیمای حاوی کمک های غذایی سازمان ملل در موگادیشو، پایتخت سومالی</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p> حمله نظامی به عراق به رهبری آمریکا بدون تصویب شورای امنیت، چنان اختافات حادی را در سازمان ملل متحد بوجود آورد که شاید برای اولین بار در تاریخ بسیاری احتمال دادند که به فروپاشی شورای امنیت و فلج شدن کل ساختار و کارکرد این سازمان منجر شود.</p>
            <p>کوفی عنان دبیر کل وقت سازمان هشدار داد که حمله نظامی پیشدستانه- آنچه استراتژی جدید دولت آمریکا نام گرفت- می تواند "آغازگر دورانی باشد که استفاده از نیروی نظامی به شکل یک جانبه و غیرقانونی را عمومیت دهد."</p>
            <p>احتمال به کارگیری سیاست حمله نظامی پیشدستانه بیانگر یک روش کاملا متفاوت از آن چیزی است که در منشور سازمان ملل متحد بر آن تاکید شده است و آن مهار بحران و موارد تهدید صلح جهانی از طریق سیاست های پشگیرانه و تنبیهی است.</p>
            <h3>پاسداری از صلح</h3>
            <p>در طول بیش از چهار دهه جنگ سرد و رقابت شدید بین غرب و بلوک شرق نقش سازمان ملل متحد در بحرانهای جهانی و منطقه ای بسیار محدود بود. اما از زمان فروپاشی بلوک شرق این سازمان مداخله و نقش فعال تری در این عرصه ها دارد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/20/120220163907_darfur_sudan_peacekeepers_seized_senegalese_304x171_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>با وجود موفقیت در مواردی از ماموریت های پاسداری از صلح، عملکرد سازمان ملل متحد درماموریت های مهمی از این دست در بوسنی، رواندا و سومالی به دلیل داشتن ضعف و حتی فساد فراوان نتوانسته اند از گسترش جنگ و کشتار و یا قتل عام غیرنظامیان جلوگیری کنند.</p>
            <p>در گزارشی که در سال ۲۰۰۰ توسط این سازمان تهیه شد تاکید می شود که حفظ موضع بی طرفانه در شرایطی که یک سوی جنگ به خشونت روی می آورد باعث انفعال و بی اثر بودن سازمان ملل متحد و در نتیجه بی اعتباری آن خواهد شد.</p>
            <p>شاخه زیتون سفید بر پرچم آبی رنگ سازمان ملل متحد، که سمبل بی طرفی و پاسداری از صلح است، لزوما به معنای امنیت و در امان بودن از بحران و جنگ های منطقه ای نیست. از زمان تاسیس تاکنون بیش از ۱۵۰۰ نفر از پرسنل نیروهای پاسدار صلح این سازمان کشته شده اند.</p>
            <h3>قدرت</h3>
            <p>موضوع میزان قدرت کشورها در ساختار و تصمیم گیری های سازمان ملل متحد و بخصوص شورای امنیت همواره مورد مجادله بوده است. منتقدان می گویند که اختیارات و حق وتوی پنج عضو دائمی شورای امنیت ناعادلانه است.</p>
            <p>کوفی عنان دبیر کل قبلی سازمان نیز از منتفدان ساختار قدرت در شورای امنیت بود. اما اعضای پرقدرت این نهاد با هرگونه تغییری که باعث کاهش قدرت آنها و یا دادن اختیارات بیشتر به مجمع عمومی شود مخالفت می کنند.</p>
            <h3>فساد مالی- اداری</h3>
            <p>در سال ۲۰۰۵ انتشار گزارش تحقیقات در مورد برنامه موسوم به نفت در مقابل غذا در دوران محاصره اقتصادی رژیم صدام حسین، نشان داد که این طرح به بدترین شکل ممکن مدیریت شده و موارد بزرگی از فساد و رشوه خواری در آن اتفاق افتاده است.</p>
            <p>این گزارش از دبیر کل وقت سازمان- کوفی عنان- به خاطر ناتوانی در کنترل و حسابرسی این برنامه بشدت انتقاد کرد.</p>
            <p>نیروهای پاسدار صلح سازمان ملل متحد نیز در موارد متعددی متهم به فساد و سوء استفاده مالی و در مواردی نیز به متهم به سوء استفاده های جنسی شده اند.</p>
            <h3>پول و بودجه</h3>
            <p>سازمان ملل متحد که سالهاست با کمبود بودجه و یا در حقیقت ناکافی بودن سهم پرداختی اعضا روبروست، در سالهای اخیر ناگزیر شده از هزینه های خود بکاهد و بوروکراسی یا دستگاه اداری خود را کوچکتر کند.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-01-18:15070708</id>
      <dc:identifier>15070708</dc:identifier>
      <updated>2014-01-19T10:56:00+00:00</updated>
      <published>2012-01-18T11:00:37+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سياسی سوریه</title>
      <summary xml:lang="fa">سوریه کشوری است با جلگه های حاصلخیز، صحرا و کوهستان که در آن گروههای نژادی و مذهبی گوناگونی از قبیل کردها، ارمنی ها، آسوری ها، شیعیان علوی و دروزی ها زندگی می کنند. اما اعراب سنی بخش اعظم جمعیت را تشکیل می دهند.</summary>
      <dc:subject>نمایه سياسی سوریه</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/01/120121_l31_syria_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/01/120121_l31_syria_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208115025_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208115025_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208115025_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208115025_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سياسی سوریه</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/01/26/120126133142_1.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>سوریه که زمانی مرکز امپراتوری اسلامی بود، قلمروی است که در گذشته مورد تهاجم و اشغال تقریبا همه قدرتهای بزرگ قرار گرفته است، از جمله رومی‌ها ، مغولها ،صلیبیون و ترکها.</p>
            <p>سوریه کشوری است با جلگه‌های حاصلخیز، صحرا و کوهستان که در آن گروههای نژادی و مذهبی گوناگونی از قبیل کردها، ارمنی‌ها، آسوری‌ها، شیعیان علوی و دروزی‌ها زندگی می‌کنند. اما اعراب سنی بخش اعظم جمعیت را تشکیل می‌دهند.</p>
            <p>سوریه کنونی در سال ۱۹۴۶ استقلال خود را از فرانسه بدست آورد. اما در پی آن، به ویژه به دلیل منافع متضاد گروههای مختلف در جامعه، شاهد دورانی از بی‌ثباتی سیاسی بود.</p>
            <p>سوریه و مصر برای مدت کوتاهی (۶۱-۱۹۵۸) در دوران ریاست جمهوری جمال عبدالناصر در مصر، اتحادیه‌ای را تشکیل دادند. ولی با وقوع یک کودتای نظامی، سوریه مجددا راه استقلال کامل را در پی گرفت.</p>
            <p>در سال ۱۹۶۳ حزب پان عرب بعث، که تحت کنترل علوی‌ها است، قدرت را به دست گرفت و تا به امروز در کشور حکمرانی می کند.</p>
            <p>حکومت بعثی، به ویژه در دوران حافظ اسد، در عرصه داخلی با حکمرانی اقتدارگرایانه و در عرصه بین‌المللی با سیاستی شدیدا ضد اسرائیلی توصیف شده است.</p>
            <p>در سال ۲۰۰۵ و پس از ترور رفیق حریری نخست وزیر لبنان، سوریه به شدت از سوی جامعه بین المللی تحت فشار قرار گرفت تا ارتش خود را از لبنان خارج کند.</p>
            <p>گزارش سازمان ملل متحد مقامات سوری و سیاستمداران لبنانی تحت حمایت سوریه را به دخالت در این ترور متهم کرد. حکومت سوریه این اتهام را رد می کند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/04/03/140403105954_fighter_304x171_getty.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بحران سوریه به تدریج به جنگ داخلی تبدیل شد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p>در داخل کشور حکومت بعث هرگونه مخالفتی را به شدت سرکوب می‌کند. گمان می رود که در سال ۱۹۸۲ هزاران نفر در سرکوب قیام اخوان مسلمین در شهر حما، کشته شده باشند.</p>
            <p>پس از مرگ حافظ اسد در سال ۲۰۰۰ فضای سیاسی در سوریه اندکی بازتر شد و در نتیجه دهها زندانی سیاسی آزاد شدند. اما تضمین حداقل آزادی‌های سیاسی و تعدیل کنترل مطلق حکومت بر اقتصاد هنوز عملی نشده است.</p>
            <p>با الهام گرفتن از شورش‌های مردمی در تونس، مصر و لیبی، مردم سوریه نیز دست به یک رشته تظاهرات خیابانی زدند که ابعاد و گستردگی آن بی سابقه بود.</p>
            <p>نیروهای امنیتی با استفاده از تانک و شلیک گلوله اقدام به سرکوب اعتراض‌ها کردند.</p>
            <p>این اعتراضات خیابانی به تدریج و با تشکل یافتن مخالفان در شاخه‌های مختلف سیاسی و نظامی، جنبه رسمی پیدا کردند.</p>
            <p>در عرصه جهانی انزوای حکومت سوریه رو به افزایش بوده و در سالهای اخیر به اتهام حمایت از شورشیان در عراق به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است. در مقابل سوریه دولت آمریکا را متهم می‌کند که در تلاش برای سرنگون کردن حکومت این کشور است.</p>
            <p>به دنبال بروز جنگ داخلی تحریم‌های بین‌المللی بیشتری علیه سوریه اعمال شد. در دسامبر سال ۲۰۱۲ میلادی آمریکا، ترکیه، کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، فرانسه و بریتانیا، ائتلاف ملی سوریه ، مهم ترین گروه مخالف دولت را به عنوان نماینده قانونی مردم این کشور به رسمیت شناختند.</p>
            <p>پیوستن جبهه‌النصره، گروه شبه نظامی اسلام‌گرایی که از متحدان القاعده بشمار می‌رود به صف شورشیان مخالف دولت سوریه، حمایت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی از مخالفان را در سال گذشته تحت تاثیر قرار داد که این امر باعث شد دولت و حزب الله دست به حملات مقابله جویانه ای علیه مخالفان بزنند.</p>
            <p>سوریه از دشمنان اصلی اسرائیل است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/04/03/140403110333_aleppo_624x351_f_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">این عکس از شهر باستانی حلب در سال ۲۰۰۶ گرفته شده است. در ۲۰۱۲ این شهر به مرکز درگیری بین مخالفان با نیروهای دولتی تبدیل شد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="f"/>
            </div>
            <p/>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong>نام کامل: جمهوری عربی سوریه</strong>
            </p>
            <p>
               <strong>جمعیت:</strong> ۲۱.۱ میلیون ( سازمان ملل متحد، ۲۰۱۲)<br/>
               <strong>پایتخت:</strong> دمشق<br/>
               <strong>مساحت:</strong> ۱۸۵،۱۸۰ کیلومتر مربع<br/>
               <strong>زبان اصلی:</strong> عربی<br/>
               <strong>دین اکثریت</strong>: اسلام، مسیحی<br/>
               <strong>امید به زندگی:</strong> ۷۴ سال ( مردان) ، ۷۸ سال ( زنان) ( سازمان ملل)<br/>
               <strong>واحد پول:</strong> ۱ پوند سوری = ۱۰۰ پیاستر<br/>
               <strong>صادرات عمده:</strong> نفت، گاز<br/>
               <strong>سرانه درآمد ناخالص ملی:</strong> ۲,۷۵۰ دلار آمریکا ( بانک جهانی ۲۰۱۰)<br/>
               <strong>نشانه اینترنتی</strong> :Sy<br/>
               <strong>کد بین المللی تلفن</strong>:۹۶۳</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس جمهور: بشار اسد</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۶۵، دمشق</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/01/15/120115095902_bashar_assad_304x171_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="بشار اسد "/>
               <p class="bbc-caption">بشار اسد در جریان رفراندوم سال ۲۰۰۷ برای یک دوره هفت ساله دیگر ریاست جمهوری را به دست گرفت</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p/>
            <p>بشار اسد اندکی پس از فوت پدرش حافظ اسد در ۱۰ ژوئن ۲۰۰۰ جانشین او شد. بشار پس از کشته شدن پسر ارشد حافظ اسد در یک تصادف رانندگی در سال ۱۹۹۴ ، برای جانشینی پدرش برگزیده شد.</p>
            <p>بشار سومین فرزند حافظ اسد است. او در رشته چشم پزشکی در دمشق و لندن تحصیل کرده است. او در سال ۱۹۹۴ به ارتش پیوست و در سال ۱۹۹۹ به درجه سرهنگی رسید. در شش سالی که برای بدست گرفتن قدرت آماده می شد، با رهبران کشورهای عربی دیدار کرده و با افراد صاحب نفوذ در سیاست سوریه آشنا شد.</p>
            <p>در آغاز ریاست جمهوری او، سوریه شاهد دوره کوتاهی ازفضای باز و اصلاحات بود. زندانیان سیاسی آزاد شدند و سانسور رسانه ها تعدیل شد. بحث و اظهار نظر‌های سیاسی ممکن شد و منتقدان توانستند دیدگاههای خود را برای تغییرات سیاسی مطرح کنند.</p>
            <p>اما سرعت این تحولات جناح حاکم شامل ارتش، حزب بعث و اقلیت قومی علوی ها را نگران کرد. نگران از بروز بی ثباتی و در هراس از کاهش اقتدارشان، جناح حاکم نه تنها جلوی اصلاحات را گرفت بلکه اوضاع را کاملا به حالت سابق باز گرداند.</p>
            <p>بشار اسد در جریان رفراندوم سال ۲۰۰۷ برای یک دوره هفت ساله دیگر ریاست جمهوری را به دست گرفت. او تنها کاندیدای این مقام بود.</p>
            <p>شکاف در سیستم سیاسی این کشور در اوایل سال ۲۰۱۱ میلادی یعنی در بحبوحه موج موسوم به " بهار عربی" آغاز شد. موجی از نارضایتی های مردمی که آفریقای شمالی و خاورمیانه را در برگرفت.</p>
            <p>در پی به نتیجه رسیدن اعتراضات مردمی علیه حکومت های مستبد در مصر و تونس، تظاهراتی که ماهها پیش از آن تصورش را هم نمی شود کرد در دمشق و چند شهر دیگر این کشور آغاز شد، اعتراضاتی که با سرکوب شدید نیروهای امنیتی مواجه شد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/01/08/120108204036_liga_arabe_reuters_304x171_reuters.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="اتحادیه عرب"/>
               <p class="bbc-caption">اتحادیه عرب در واکنش به سرکوب معترضان، عضویت سوریه را در این نهاد به حال تعلیق درآورده است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Reuters"/>
            </div>
            <p>در آوریل سال ۲۰۱۱، بشار اسد به منظور آرام کردن اوضاع درصدد برآمد تا امتیازاتی را به معترضان بدهد، از جمله لغو حالت فوق العاده که نزدیک به ۵۰ سال بر کشور حاکم بود و برکنار کردن دولت.</p>
            <p>بشار اسد با متهم کردن معترضان به این که آلت دست اسرائیل هستند، باعث برانگیخته شدن خشم بسیاری در کشور شد.</p>
            <p>شدت گرفتن اعتراضات در شهرهای مختلف با موجی از سرکوب های شدید از سوی نیروهای دولتی همراه شده است.</p>
            <p>سوریه در صحنه جهانی در سال های اخیر به شدت منزوی شده است. این کشور به دلیل حمایتش از پیکارجویان در عراق و نقشش در لبنان به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.</p>
            <p>تحریم های بین‌المللی بیشتری علیه این کشور به دلیل سرکوب خونین معترضان علیه آن کشور اعمال شده است.</p>
            <p>در دسامبر سال ۲۰۱۲ میلادی، آمریکا، ترکیه ، کشورهای حوزه خلیج فارس، فرانسه و بریتانیا ائتلاف ملی سوریه، مهم ترین گروه مخالف در کشور را به عنوان تنها نماینده قانونی مردم سوریه به رسیمت شناختند.</p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <p/>
            <p>سازمان گزارشگران بدون مرز گفته است که از زمان شروع درگیری‌های در سوریه شماری از روزنامه‌نگاران به دلیل فعالیت‌هایشان در آن کشور کشته شدند.</p>
            <p>کمیته دفاع از روزنامه نگاران که مقر آن در آمریکاست، با اشاره به کشته شدن ۲۸ روزنامه نگار در جریان حملات توسط نیروهای دولتی و مخالفان، سوریه را به عنوان خطرناک ترین کشور در جهان برای روزنامه نگاران در سال ۲۰۱۲ میلادی معرفی کرد.</p>
            <p>تلویزیون محبو ب ترین رسانه در سوریه بشمار می‌رود.</p>
            <p>تلویزیون دولتی سوریه، اکثر ماهواره های پخش کننده برنامه هایش را در سال ۲۰۱۲ را از دست داد.</p>
            <p>بعضی از ماهواره های نظیر یوتل ست و نایل ست متعلق به مصر فعالیت های خود را به تعلیق در آوردند.</p>
            <p>یوتل ست سوریه را متهم کرد که با ارسال پارازیت در پخش برنامه‌های شبکه بی‌بی‌سی و تعدادی دیگر از شبکه ها اختلال ایجاد کرده است.</p>
            <p>بخش اعظم رسانه‌های سوریه متعلق و یا در کنترل حزب بعث هستند. انتقاد از رئیس جمهور و خانواده او ممنوع است. مطبوعات داخلی و خارجی برای کنترل مطالبی که ممکن است خطرناک و یا افشاگر تلقی شوند، به شدت سانسور می‌شوند.</p>
            <p>روزنامه نگاران سوری به خود سانسوری عادت کرده اند و خبرنگاران خارجی به ندرت اجازه بازدید از این کشور را می‌گیرند.</p>
            <p>برای یک دوره کوتاه پس از روی کار آمدن بشار اسد در سال ۲۰۰۰ مطبوعات از آزادی نسبی برخوردار شدند.</p>
            <p>برای اولین بار پس از حدود چهل سال، به مطبوعات غیر دولتی اجازه انتشار داده شد.</p>
            <p>اما قانون مطبوعاتی که به فاصله کوتاهی به اجرا درآمد مجموعه ای از محدودیت ها را تحمیل کرد و مطبوعات جدید به دلیل نقض این قانون می توانند توقیف شوند.</p>
            <p>تلویزیون دولتی به احتیاط برنامه های سیاسی پخش میکند و موضوعاتی را که در گذشته کاملا ممنوع بودند به بحث می‌گذارد و هر از چند گاه ممکن است با سیاستمداران مخالف مصاحبه کند.</p>
            <p>در سالهای اخیر تقاضا برای احداث کانالهای ماهواره ای خصوصی به دولت ارائه شده است. دریافت کننده های امواج ماهواره‌ای در سوریه به طور وسیع در دسترس است و اکثر مردم کانالهای ماهواره ای عرب زبان را تماشا می کنند.</p>
            <p>دولت برای اولین بار اجازه داده که ایستگاه های رادیویی خصوصی و تجاری با پخش برنامه روی موج اف ام تاسیس شوند ولی آنها حق پخش برنامه های خبری و سیاسی ندارند.</p>
            <p>آمار ارائه شده تا ژوئن سال ۲۰۱۲ شمار کاربران اینترنت سوریه را بیش از ۵ میلیون نفر برآورد کرده است.</p>
            <p>اینترنت به وسیله‌ای برای بیان اعتراضات مخالفان بدل شده است.</p>
            <p>شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های اینترنت به ابزاری برای بیان اعتراضات مخالفان دولت تبدیل شده است.</p>
            <p>شبکه‌های اجتماعی در شکستن خطوط قرمزی که در بیان انتقادات از دولت و رئیس جمهور وجود داشت، کمک کرده است.</p>
            <p>علیرغم این تلاش‌ها، مقامات دولتی سعی می‌کنند با سانسور اینترنت و مسدود کردن بسیاری از سایت‌ها از جمله فیس بوک، یوتیوب و همچنین سایت‌های متعلق به مخالفان مانع از گردش آزاد اطلاعات شوند.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>البعث - روزنامه ارگان حزب بعث</p>
            <p>الثوره - روزنامه دولتی</p>
            <p>تشرین - روزنامه دولتی</p>
            <p>حریت – هفته نامه مخالف دولت</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>تلویزیون دولتی سوریه - پخش برنامه در داخل کشور</p>
            <p>تلویزیون خصوصی دنیا</p>
            <p>شبکه تلویزیونی اورینت متعلق به مخالفان که مرکز آن در دبی است.</p>
            <p>شبکه تلویزیونی الغد متعلق به مخالفان</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>رادیو دولتی جمهوری عربی سوریه</p>
            <p>رادیو المدینه اولین رادیو خصوصی که در سال ۲۰۰۵ آغاز به کار کرد</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>خبرگزاری عربی سوریه (سانا) به زبانهای عربی، انگلیسی و فرانسه</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-08-21:19421974</id>
      <dc:identifier>19421974</dc:identifier>
      <updated>2012-08-22T12:32:29+00:00</updated>
      <published>2012-08-21T12:43:11+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه: جنبش غیر متعهدها</title>
      <summary xml:lang="fa">شانزدهمین دوره اجلاس سران جنبش عدم تعهد در روزهای ۲۶ تا ۳۱ اوت (۵ تا ۱۰ شهریور) تهران برگزار می‌شود.</summary>
      <dc:subject>جنبش غیر متعهدها</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/08/120821_l51_nam_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/08/120821_l51_nam_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/08/21/120821162436_1_144x81_4_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/08/21/120821162436_1_144x81_4_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/08/21/120821162436_1_144x81_4_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/08/21/120821162436_1_144x81_4_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه: جنبش غیر متعهدها</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/08/21/120821162436_1_304x171_4_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="4"/>
            </div>
            <p>جنبش غیر متعهدها متشکل از ۱۲۰ عضو است که بیشتر اعضای آن را کشورهای در حال توسعه تشکیل می دهند. نخستین زمینه های این جنبش در سال ۱۹۵۵ در جلسه ای با حضور ۲۹ کشور آسیایی و آفریقایی پا گرفت که به منظور گفت و گو درباره موضوعات مشترک از جمله مبارزه با استعمار و دخالت غرب انجام شد.</p>
            <p>این جنبش رسما در سال ۱۹۶۱ در اوج جنگ سرد و رویارویی آمریکا و شوروی و متحدان آنها اعلام موجودیت کرد. نشستی با دعوت تیتو، رهبر یوگسلاوی در بلگراد با حضور شخصیت های مهمی چون تیتو، جواهر لعل نهرو، جمال عبدالناصر، احمد سوکارنو و قوام نکرومه رهبران کشورهای یوگسلاوی، هند، مصر، اندونزی و غنا به عنوان پدران این جنبش مشهور هستند در بلگراد برگزار شد.</p>
            <p>۲۵ کشور حاضر در این نشست متعهد شدند که با قدرت های بزرگ جهان متحد نشوند و در جریان مناقشه این کشورها به عنوان مهره این قدرت ها وارد میدان نشوند و فاصله خود را با کشورهای قدرتمند غربی و شوروی و متحدان آن حفظ کنند.</p>
            <p>یکی از اهداف این جنبش رسیدن به "قضاوتی مستقل" بود که بتواند با امپریالیسم مبارزه کند و همچنین متعهد شدند که زیرساخت اقتصاد جهانی را متحول کنند.</p>
            <p>با فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد و کاهش جریان دو قطبی سیاست جهانی، جنبش فعالیت و اهداف خود را بر روی جهانی سازی، بازرگانی و سرمایه گذاری جهانی و مقابله با بدهی، ایدز و جرایم بین المللی متمرکز کرد.</p>
            <p>در حال حاضر بیش از دو سوم کشورهای عضور سازمان ملل در این جنبش عضویت دارند و جمعیت کشورهای عضو ۵۵ درصد از جمعیت کل جهان را تشکیل می دهد. علاوه بر ۱۲۰ کشور عضو، ۲۱ کشور هم به عنوان این ناظر در جنبش حضور دارند.</p>
            <p>پس از تجزیه یوگسلاوی عضویت این کشور که یکی از پایه گذاران جنبش عدم تعهد بود، لغو شد. کشورهای استقلال یافته یوگسلاوی سابق در حال حاضر به عنوان ناظر عضویت دارند.</p>
            <h2>نگاه کلی</h2>
            <p>تاریخ تشکیل: ۱۹۶۱</p>
            <p>اعضای اصلی: ۱۲۰ کشور</p>
            <p>اعضای ناظر: ۲۱ کشور</p>
            <p>دبیر کل: محمد مرسی</p>
            <p>تعداد اجلاس سران: ۱۶ دوره</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>رهبری</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/08/21/120821162723_1_304x171_5_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">شانزدهمین دوره اجلاس سران در روزهای ۲۶ تا ۳۱ اوت (۵ تا ۱۰ شهریور) تهران برگزار می شود</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="5"/>
            </div>
            <p>این جنبش مقر و نظام اداری دائمی ندارد، اما دفتر هماهنگ کننده آن در نیویورک است. تصمیم‌های مهم این جنبش در جریان کنفرانس سران کشورهای عضو اتخاذ می‌شود. کنفرانس سران هر سه سال یک بار برگزار می شود.</p>
            <p>دبیر کلی دوره ای این جنبش از سال ۲۰۰۹ در اختیار رئیس جمهور مصر بود که در حال حاضر بر عهده محمد مرسی، رئیس جمهور جدید این کشور است.</p>
            <p>کشوری که ریاست دوره ای را بر عهده دارد، میزبان و مسئول اقدامات تشریفاتی و امنیتی نشست سالانه است.</p>
            <p>در حال حاضر ریاست دوره ای این جنبش بر عهده ایران است و شانزدهمین دوره اجلاس سران در روزهای ۲۶ تا ۳۱ اوت (۵ تا ۱۰ شهریور) تهران برگزار می شود.</p>
            <p>به گفته مقام های ایرانی قرار است ۳۰ کشور در سطح رئیس کشور و ۱۰ کشور در سطح وزیر امورخارجه در این اجلاس حضور داشته باشند. با این حال هنوز بجز چند کشور، بسیاری از کشورها اعلام نکرده اند در چه سطحی در اجلاس تهران شرکت می کنند.</p>
            <p>ایران به دلیل عضویت در پیمان نظامی سنتو و اتحادش با آمریکا تا پیش از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ در این جنبش عضویت نداشت. اما با توجه به سیاست های جدید ضد امپریالیستی و ضد شوروی پس از انقلاب به عضویت این جنبش درآمد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-01:15336863</id>
      <dc:identifier>15336863</dc:identifier>
      <updated>2013-03-02T13:58:54+00:00</updated>
      <published>2012-02-01T12:31:57+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی عراق</title>
      <summary xml:lang="fa">عراق کنونی که مابین رودخانه های دجله و فرات واقع شده است کم و بیش سرزمینی را در بر می گیرد که در گذشته بین النهرین نام داشت و مهد یکی از تمدنهای پیشرفته در تاریخ بشری بود.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی عراق، طالبانی، مالکی، خاورمیانه، بغداد،</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120201_l51_prf_iraq_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120201_l51_prf_iraq_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/01/120201115157_f_144x81_df_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/01/120201115157_f_144x81_df_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/01/120201115157_f_144x81_df_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/01/120201115157_f_144x81_df_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی عراق</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/01/120201125435_1.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>عراق که در بخشی از سرزمین زادگاه اولین تمدن های بشری واقع شده، اکنون عرصه نبرد نیروهای مختلف برای اعمال کنترل خود بر این کشور است.</p>
            <p>نبرد خونین قدرت از سال ۲۰۰۳ آغاز شد، زمانی که نیروهای ائتلافی به رهبری آمریکا برای سرنگون کردن حکومت صدام حسین عراق را اشغال کردند.</p>
            <p>دولت عراق که بیشتر رهبران آن را شیعیان تشکیل می دهد برای استقرار نظم با دشواری های بسیاری مواجه بودند.</p>
            <p>تا آنکه در اواخر ۲۰۰۷ سربازان آمریکایی با انجام یک رشته عملیات تازه شورشیان مسلح را از شهرها و استان هایی که از مدتها پیش اشغال کرده بودند بیرون راندند.</p>
            <p>هنوز هم ثبات در کشور برقرار نشده است و اختلاف و مناقشه با منطقه خودمختار کردستان بر سر شهر نفت‌خیز کرکوک، روند استقرار دموکراسی را تهدید می کند.</p>
            <p>اصابت موشکهای آمریکایی به اهدافی در شهر بغداد در بامداد روز بیستم ماه مارس ۲۰۰۳، آغازگر عملیات نظامی برای سرنگون کردن حکومت صدام حسین بود.</p>
            <p>چند روز بعد نیروی زمینی ارتش های بریتانیا و آمریکا پیشروی خود را از جنوب آغاز کردند. روز نهم ماه آوریل نیروهای آمریکایی وارد مرکز بغداد شده و حکومت صدام پایان دادند.</p>
            <p>تنها سه هفته پس از آغاز جنگ، نیروها وارد بغداد شدند. جمعیت عمدتا شیعه عراق که تقریبا در زمان حکمرانی صدام از صحنه قدرت کنار گذاشته شده بودند، در ابتدا ابراز شادمانی کردند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/09/11/110911170208_saddam_iraq_304x171_getty.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">حمله نیروهای آمریکایی به عراق به حکومت 24 ساله صدام در عراق پایان داد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p>اما با شروع حمله های خونین بار گروه های پیکارجو که اغلب سنی بودند، ناامیدی به تدریج غلبه کرد.</p>
            <p>پیکارجویان و گروههای وابسته به شبکه القاعده علاوه بر نیروهای امنیتی، غیر نظامیان را نیز هدف حملات خشونت بار خود قرار دادند. در بسیاری از مواقع صدها نفر در طول یک روز در اثر این حمله ها تلف می شدند.</p>
            <p>بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۷ هنگامی که گروه های پیکارجوی شیعه طی عملیاتی تلافی‌جویانه اقدام به کشتار و آدم ربایی کردند و اختلافات قومی شدت گرفت، عراق در آستانه جنگ داخلی قرار گرفت.</p>
            <p>در ماه ژوئن سال ۲۰۰۴ اداره امور به یک حکومت انتقالی سپرده شد و شش ماه بعد مردم عراق در اولین انتخابات چند حزبی در این کشور طی پنجاه سال گذشته شرکت کردند. انتخابات منجر به روی کار آمدن دولت ائتلافی شد که بیشتر اعضای آن را شیعیان تشکیل می دادند. اما از شدت حملات خشونت بار کاسته نشد.</p>
            <p>تا سال ۲۰۰۸ آمریکا با افزایش نیروهای خود در عراق و همکاری قبیله نشینان سنی با دیدگاه های میانه رو و ارتش بهبود یافته عراق، موفقیتی چشمگیر در مبارزه علیه پیکارجویان کسب شد. تعداد حملات به شدت کاهش یافت اما هنوز حملات به طور پراکنده ادامه دارد.</p>
            <p>در ماه ژوئن ۲۰۰۹ نیروهای آمریکایی عراق را ترک کرده و قدرت را به نیروهای عراقی واگذار کردند. طبق وعده ها باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا آخرین سربازان رزمی آمریکایی در اوت ۲۰۱۰ و آخرین نیروهای ارتشی تا پایان سال ۲۰۱۱ خاک عراق را ترک گفتند.</p>
            <h3>ردپای تمدن در عراق</h3>
            <p>عراق کنونی که مابین رودخانه های دجله و فرات واقع شده است کم و بیش سرزمینی را در بر می گیرد که در گذشته بین النهرین نام داشت و مهد یکی از تمدنهای پیشرفته در تاریخ بشری بود.</p>
            <p>جنگ هشت ساله با ایران، حمله به کویت و تحریم های بین المللی آثار ویرانگری بر اقتصاد جامعه عراق برجای گذاشت.</p>
            <p>در قرون وسطی عراق مرکز امپراتوری اسلامی و بغداد پایتخت سیاسی و فرهنگی این امپراتوری بود که از مراکش تا شبه قاره هند را در برمی گرفت.</p>
            <p>تهاجم مغولها در قرن سیزدهم میلادی نفوذ بغداد را کاهش داد و آنچه عراق امروزی است، تا کسب استقلال از بریتانیا در سال ۱۹۳۲، نقشی جزیی در منطقه ایفا می کرد.</p>
            <p>در پی بر انداختن حکومت سلطنتی در سال ۱۹۵۸ و کودتایی در سال ۱۹۶۸ عراق به یکی از مراکز ناسیونالیسم عربی تحت کنترل حزب بعث تبدیل شد.</p>
            <p>درآمد نفت این کشور را چنان غنی کرد که در بدو ریاست جمهوری صدام حسین در ۱۹۷۹ حدود ۹۵ درصد از درآمد ارزی کشور از نفت حاصل می شد.</p>
            <p>ولی جنگ با ایران از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ و جنگ خلیج فارس در پی اشغال خاک کویت از سوی عراق در ۱۹۹۱، همراه با تحریمهای بین المللی متعاقب آن، آثار مخربی بر اقتصاد و جامعه عراق بر جای گذاشت.</p>
            <p>در سال ۱۹۹۱ سازمان ملل متحد گزارش داد که اقتصاد عراق به دوران ماقبل صنعتی سقوط کرده است. گزارشهای بعدی معیشت مردم این کشور را در پایین ترین سطح رفع نیازهای ضروری توصیف می کرد.</p>
آنچه از اقتصاد بر جا مانده بود، با حمله نیروهای ائتلافی در سال ۲۰۰۳ و خشونت های پس از آن از بین رفت. حمله شورشیان به زیرساخت های صنعت نفت میلیاردها دلار به به درآمد نفتی کشور آسیب رساند.
<p>به دنبال تضعیف حکومت مرکزی، کردهای عراق در شمال، منطقه ای نیمه خودمختار برای خود ایجاد کرده اند.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong> نام کامل:</strong> جمهوری عراق</p>
            <p>
               <strong>جمعیت</strong>: ۳۲.۷ میلیون (سازمان ملل متحد ۲۰۱۱)</p>
            <p>
               <strong>پایتخت</strong>: بغدادمساحت: ۴۳۸,۳۱۷ کیلومتر مربع</p>
            <p>
               <strong>زبان اکثریت</strong>: عربی، کردی</p>
            <p>
               <strong>دین اکثریت</strong>: اسلام</p>
            <p>
               <strong>امید به زندگی</strong>: مردان: ۶۸ سال - زنان ۷۳ سال (سازمان ملل متحد)</p>
            <p>
               <strong>واحد پول:</strong> دینار عراقی</p>
            <p>
               <strong> صادرات عمده</strong>: نفت خام</p>
            <p>
               <strong>سرانه در آمد ناخالص ملی</strong>: ۲۶۴۰ دلار (بانک جهانی، ۲۰۱۱)</p>
            <p>
               <strong>نشانه اینترنت</strong>:iq.</p>
            <p>
               <strong>کد تلفن بین المللی</strong>:۹۶۴+</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس جمهور: جلال طالبانی</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۳۳</strong>
            </p>
            <p>نمایندگان مجمع ملی یا پارلمان انتقالی عراق که برگزیده انتخابات دسامبر سال ۲۰۰۵ بود، جلال طالبانی از رهبران کردهای عراق را در آوریل۲۰۰۶ برای دور دوم مقام عمدتأ تشریفاتی ریاست جمهوری برگزیدند</p>
            <p>در نوامبر ۲۰۱۰ بر اساس توافقی برای تقسیم قدرت که پس از ماه ها مذاکره میسر شد، جلال طالبانی برای یک دور دیگر توسط اعضای پارلمان انتخاب شد.</p>
            <p>پس از سرنگونی صدام حسین در پی اشغال عراق توسط نیروهای به رهبری آمریکا در سال ۲۰۰۳، و با به دست آوردن تعداد زیادی از کرسی های پارلمان توسط کردها، جلال طالبانی به بازیگری مهم در عرصه سیاست عراق تبدیل شد.</p>
            <p>طالبانی از دیدگاه بسیاری پیوند نزدیکی با آمریکا و ایران دارد. از وی برای ایجاد پل های ارتباطی بین اقوام مختلف کشور، آن هم در اوج اختلافات و حملات مرگبار تمجید شده است.</p>
            <p>آقای طالبانی در حزب دموکراتیک کردستان به مقام ارشدی دست یافت اما در ۱۹۷۴ از آن جدا شد و حزب اتحاد میهنی کردستان را تشکیل داد. از آن پس این دو حزب از متحدان و نیز از رقیبان اصلی یکدیگر به شمار می روند و در حال حاضر منطقه نیمه خود مختار کردستان عراق را با هم اداره می کنند.</p>
            <h3>نخست وزیر: نوری مالکی</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۵۰</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/01/120201115233_2.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">نوری مالکی به خاطر فعالیت های سیاسی اش در ۱۹۸۰ به اعدام محکوم شد اما از عراق گریخت </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>
               <strong/>نوری مالکی از مخالفان سرسخت صدام که رهبری اولین دولت پس از سقوط صدام حسین را بر عهده داشت، برای دور دوم در نوامبر ۲۰۱۰ به مقام نخست وزیری منصوب شد.</p>
            <p>انتخابات پارلمانی که در مارس ۲۰۱۰ برگزار شد برنده قاطعی نداشت و از همین رو پس توافق بر سر مشارکت در قدرت، نوری مالکی، نخست وزیر عراق از سوی پارلمان مجددا به این مقام منصوب شد.</p>
            <p>حزب ائتلاف حکومت قانون به رهبری آقای مالکی کمتر از ائتلاف العراقیه به رهبری ایاد علاوی، کرسی کسب کرد. اما تعداد کرسی های ائتلاف العراقیه نیز برای تشکیل دولت کافی نبود.</p>
            <p>پس از ۹ ماه بن بست سیاسی سرانجام در دسامبر ۲۰۱۰ مجلس عراق به کابینه جدید، شامل احزاب اصلی، به رهبری آقای مالکی رای اعتماد داد.</p>
            <p>مقام های کلیدی از جمله پست وزارت کشور و دفاع خالی ماند و آقای مالکی هر دو مقام را خود عهده دار شد.</p>
            <p>اما همواره تردید هایی وجود دارد مبنی بر اینکه احزاب مختلف بتوانند در کنار یکدیگر به کار ادامه دهند.</p>
            <p>آقای مالکی به خاطر فعالیت های سیاسی اش در ۱۹۸۰ به اعدام محکوم شد اما از عراق گریخت و در تبعید به زندگی در سوریه و ایران ادامه داد. وی همچنین به فعالیت هایش در حزب شیعه اسلامی الدعوه ادامه داد.</p>
            <p>وی پس از اشغال عراق توسط نیروهای به رهبری آمریکا در ۲۰۰۳ به عراق بازگشت و یکی از ماموران کمیته پاکسازی بعثی ها و هوادران صدام حسین از دفاتر دولتی شد.</p>
            <p>در عرصه بین المللی، آقای مالکی نسبتا ناشناس بود تا آنکه در مه ۲۰۰۶ پس آنکه احزاب سنی و کرد به انتصاب مجدد ابراهیم جعفری به مقام نخست وزیری اعتراض کردند، کاندیدای نخست وزیری شد.</p>
            <br/>
            <p>
               <strong>
                  <br/>
               </strong>
            </p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/01/120201115238_3.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>
               <strong/>
            </p>
            <p>صدها نشریه و ده ها شبکه رادیو و تلویزیونی برای انتخاب در عراق وجود دارد.</p>
            <p>چند بازیگر اصلی بر بازار رسانه ها غلبه کرده اند. اما شماری از شبکه های رسانه ای جدید نیز به وجود آمده اند که عقاید متفاوت را مورد خطاب قرار می دهند.</p>
            <p>بسیاری از شبکه ها توسط جنبش های مختلف مذهبی و سیاسی کنترل می شوند.</p>
            <p>در قانون اساسی از آزادی بیان حمایت شده است. سازمان گزارشگران بدون مرز در سال ۲۰۱۰ گفت که حمله های تروریستی هدفمند برعلیه روزنامه نگاران خاتمه یافته است. اما این سازمان افزود که تهدید اصلی "بیشتر از سوی مقامات و سیاستمداران متوجه رسانه ها است، که مانع از دسترسی آنها به بعضی از بخش ها می شوند."</p>
            <p>عراقی ها بیشتر اخبار خود را از طریق تلویزیون دریافت می کنند. با رشد شبکه های تلویزیونی، اشتیاق به رادیو گوش دادن کاهش یافته است. درآمد حاصل از تبلیغات برای رسانه های خصوصی کافی نیست.</p>
            <p>شبکه رسانه های عراقی (IMN) شرکتی دولتی است و تلویزیون العراقیه و رادیو ریپابلیک عراق از طریق آن پخش می شود.</p>
            <p>رسانه های خارجی که برای جذب مخاطبان عراقی فعالیت می کنند عبارتند از شبکه بی بی سی، رادیو مونت کارلو دولیه مستقر در پاریس، تلویزیون الحره که تحت حمایت آمریکاست، رادیو ساوا و رادیو آزاد عراق.</p>
            <p>۷۰ درصد از بینندگان تلویزیون های ماهواره ای تماشا می کنند. شبکه های عربی الجزیره و العربیه از همه پر طرفدارتر هستند. شبکه العالم که متعلق به صدا و سیما ایران است در بغداد بدون نیاز به ماهواره قابل دریافت است.</p>
            <p>در مناطق خود گردان شمال عراق هر یک از گروههای سیاسی موسسه رسانه ای خود را دارند.</p>
            <p>براساس برآوردهای Opennet Initiative دسترسی عراقی ها به اینترنت از دیگر کاربرها در منطقه پایین تر است.</p>
            <p>۲.۸ درصد از جمعیت کشور یعنی ۸۶۰ هزار نفر تا ژوئن ۲۰۱۱ به اینترنت دسترسی داشتند. کافه نت ها فرصت زیادی برای کاربران جوان فراهم آورده اند. خط مشی رسمی مبنی بر فیلتر کردن اینترنت وجود ندارد.</p>
            <p>تعداد عراقی هایی که در خانه به اینترنت دسترسی دارند کم و قطع شدن برق متداول است و بیش از ۸۰ درصد دارای تلفن همراه هستند.</p>
            <p>وبلاگ نویسان می توانند دیدگاهی نزدیک تر درباره زندگی زورمره عراقی ها ارائه دهند. به ویژه آنکه بسیاری از موسسه های خبری خارجی، حوزه فعالیت خبرنگاران خود را به مناطق امن بغداد محدود کرده اند.</p>
            <p>
               <strong>
                  <br/>
               </strong>
            </p>
            <p>
               <strong>مطبوعات</strong>
            </p>
            <p>الصباح- تحت اداره شبکه رسانه ای دولتی عراق</p>
            <p>الزمان -روزنامه خصوصی که مرکز آن در لندن است، چاپ بغداد و بصره با صفحاتی به زبان انگلیسی</p>
            <p>المدی -– روزنامه خصوصی، چاپ بغداد</p>
            <p>المشرق -– روزنامه خصوصی، چاپ بغداد</p>
            <p>الدستور -– روزنامه خصوصی، چاپ بغداد</p>
            <p>المناره - – روزنامه خصوصی، چاپ بصره</p>
            <p>
               <strong>تلویزیون</strong>
            </p>
            <p>تلویزیون العراقیه -دولتی و عمومی</p>
            <p>الشرقیه - خصوصی، از طریق ماهواره و زمینی از دوبی پخش می شود</p>
            <p>السومریه - خصوصی، پخش ماهواره ای و زمینی</p>
            <p>شبکه تلویزیون دولتی تلویزیون ماهواره ای کردستان</p>
            <p>شبکه ماهواره ای کرستان - متعلق به حزب دموکرات کردستان عراق که از کردستان پخش می شود</p>
            <p>تلویزیون کرد ست - متعلق به اتحادیه میهنی کردستان عراق که از کردستان پخش می شود</p>
            <p>
               <strong>رادیو</strong>
            </p>
            <p>رادیو جمهوری عراق</p>
            <p>رادیوی بصره - عمومی</p>
            <p>رادیو صدای عراق - خصوصی، پخش از بغداد</p>
            <p>رادیو دجله - خصوصی، پخش از بغداد</p>
            <p>
               <strong>خبرگزاری</strong>
            </p>
            <p>ندای عراق – خبرگزاری محلی که با کمک خبرگزاری رویتر و برنامه توسعه سازمان ملل تاسیس شده است</p>
            <p>خبرگزاری ملی عراق (NINA) - موسسه خبری خصوصی</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-01:15343736</id>
      <dc:identifier>15343736</dc:identifier>
      <updated>2012-02-02T13:29:36+00:00</updated>
      <published>2012-02-01T17:07:57+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی عربستان سعودی</title>
      <summary xml:lang="fa">عربستان سعودی که یکی از مذهبی ترین و بسته ترین کشورهای خاورمیانه است، زمانی صرفا یک پادشاهی توسعه نیافته در دل صحرا بود. اما اکنون به لطف منابع سرشار نفت یکی از ثروتمندترین کشورهای منطقه محسوب می شود.</summary>
      <dc:subject>عربستان سعودی، خاورمیانه، ملک عبدالله، مکهف مدینه</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120201_l51_prf_saudi_arabia_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120201_l51_prf_saudi_arabia_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/09/17/110917124812_saudi_flag_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/09/17/110917124812_saudi_flag_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/09/17/110917124812_saudi_flag_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/09/17/110917124812_saudi_flag_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی عربستان سعودی</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/02/120202131315_11.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>عربستان سعودی که یکی از مذهبی ترین و بسته ترین کشورهای خاورمیانه است، زمانی صرفا یک پادشاهی توسعه نیافته در دل صحرا بود. اما اکنون به لطف منابع سرشار نفت یکی از ثروتمندترین کشورهای منطقه محسوب می شود.</p>
            <p>اما حاکمان این کشور با وظیفه دشوار پاسخ به فشار برای اصلاحات و از سوی دیگر مشکل رو به رشد خشونت افراطگرایان روبرو هستند.</p>
            <p>عربستان سعودی نام خود را از خاندان آل سعود گرفته است که در قرن ۱۸ به قدرت رسیدند و قلمروشان شامل منطقه حجاز، محل تولد پیامبر اسلام و مهد اسلام است.</p>
            <p>این امر، در کنار حمایت آل سعود از یک تفسیر انعطاف ناپذیر از اسلام اهل سنت، معروف به وهابیت، باعث شده است که عربستان یک هویت مذهبی عمیق داسته باشد.</p>
            <p>ملک عبدالعزیز، که به شیر نجد شهرت دارد، عربستان سعودی را در سال ۱۹۳۲ بنیاد نهاد. او حجاز را از خاندان هاشمی تصاحب کرد و کشوری متحد تحت سلطه خاندانش تاسیس کرد. در پی مرگ او در سال ۱۹۵۳ پسرهایش یکی پس از دیگری جانشین او شدند.</p>
            <p>سلطه مطلق خاندان آل سعود بر قدرت بدین معنی بود که حاکمان یکی پس از دیگری توانستند در قرن بیستم بر نوسازی کشور و توسعه نقش آن به عنوان یک قدرت منطقه ای تمرکز کنند.</p>
            <p>منافع خاندان سلطنتی عربستان همیشه ایجاب می کند که ثبات در منطقه حفظ و عناصر افراطی سرکوب شوند. از این رو عربستان در پی حمله عراق به کویت درسال ۱۹۹۰ از استقرار نیروهای آمریکایی در این کشور استقبال کرد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/02/120202131305_6.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">مکه به عنوان مهمترین مرکز مسلمانان هر سال پذیرای صدها هزار مسلمان از سراسر جهان است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>اما عدم تحمل هرگونه مخالفت از سوی قدرت حاکم احتمالا باعث رشد گروههای ناراضی از جمله القاعده تحت رهبری اسامه بن لادن شد. این گروه ها از تنفر مردم نسبت به نقش آمریکا در منطقه استفاده می کنند.</p>
            <p>در پی وقوع حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ - که اکثر عاملان آن تبعه عربستان سعودی بودند، مقامات سعودی بار دیگر با این چالش روبرو شدند که آیا بنا بر طبیعت خود با سختگیری بر امنیت داخلی بیافزایند و یا به فشارهای موجود برای فضای بازتر در کشور توجه کنند.</p>
            <p>در سال ۲۰۰۳ بمبگذاری های انتحاری در ریاض به کشته شدن ۳۵ تن، از جمله چند تبعه خارجی منجر شد. بعضی از سعودی ها این انفجارها را - که به عناصر القاعده نسبت داده شده – نمونه سعودی حوادث ۱۱ سپتامبر توصیف کرده اند.</p>
            <p>از آن تاریخ مطالبه اصلاحات سیاسی افزایش یافته و همزمان بمبگذاری های دیگری عمدتا با هدف کشتن اتباع خارجی روی داده و نیروهای امنیتی هزاران نفر را بازداشت کرده اند.</p>
            <p>برگزاری انتخابات محلی در سال ۲۰۰۵ اولین نمونه محدود تمرین دمکراسی بود. اما احزاب و فعالیت سیاسی هنوز ممنوع هستند، مخالفان در خارج از کشور فعالند و و فعالانی که علنا مسئله اصلاحات را مطرح کنند با خطر زندانی شدن روبرو هستند.</p>
            <p>عربستان سعودی دارای بیش از ۲۵ درصد ذخائر نفت در جهان است و روزانه بیش از ۱۰ میلیون بشکه نفت تولید می کند و این رقم رو به افزایش است.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong>جمعیت:</strong> ۲۶.۲ میلیون (سازمان ملل متحد ۲۰۱۰)<br/>
               <strong>پایتخت:</strong> ریاض<br/>
               <strong>مساحت:</strong> ۲.۲۴ میلیون متر مربع<br/>
               <strong>زبان اکثریت:</strong> عربی<br/>
               <strong>دین اکثریت:</strong> اسلام<br/>
               <strong>امید به زندگی</strong>: ۷۳ سال (مردان)، ۷۶ سال (زنان) (منبع سازمان ملل متحد)<br/>
               <strong>واحد پول:</strong> ۱ ریال سعودی = ۱۰۰ هلاله<br/>
               <strong>صادرات اصلی</strong>: نفت و گاز، غلا<br/>
               <strong>سرانه درآمد ناخالص ملی</strong>: ۱۶۱۹۰ دلار (منبع: بانک جهانی ۲۰۰۹)<br/>
               <strong>نشانه اینترنتی</strong>: sa.<br/>
               <strong>کد تلفن بین المللی</strong>: ۹۶۶+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس کشور و رئیس دولت: ملک عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۲۴، ریاض</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/02/120202131241_2.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>از سال ۱۹۳۲ عربستان سعودی تحت حاکمیت خاندان آل سعود قرار دارد. پنج پسر ملک عبدالعزیز تاکنون پادشاه عربستان بوده اند.</p>
            <p>در ماه اوت ۲۰۰۵ که ملک فهد درگذشت، ملک عبدالله جانشین برادر ناتنی خود شد.</p>
            <p>ملک عبدالله از سال های میانی دهه ۱۹۹۰ میلادی به عنوان ولیعهد عملا اداره امور کشور را در دست داشت. او در سال ۱۹۸۲ به ولیعهدی رسید، فرماندهی گارد نیرومند ملی را بر عهده داشت و با نفوذترین فرد در عربستان تلقی می شد.</p>
            <p>او شهردار مکه بود و پسرش، متعب جانشین فرماندهی گارد ملی را بر عهده دارد.</p>
            <p>گفته می شود ملک عبدالله در نوعی همدستی با دیگر اعضای خاندان آل سعود از قدرت و اختیارات هفت برادر ناتنی خود به شدت کاسته است. این گروه موسوم به"هفت سدیری" نیرومندترین دسته بندی در خاندان حاکم هستند.</p>
            <p>ملک عبدالله به مخالف با فساد مالی شهرت دارد و گفته می شود طرفدار اصلاحاتی است که با سنن سعودی ها در تناقض نباشد. در جهان عرب به عنوان مدافع منافع عمومی اعراب شناخته می شود. او از دولت آمریکا به خاطر حمایت از اسرائیل و از اسرائیل به خاطر اشغال سرزمین های فلسطینی انتقاد کرده است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/02/120202131245_3.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">ملک عبدالله به زنان سعودی وعده داده است که آنها سرانجام به حق رای دست پیدا خواهند کرد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p> به نظر می رسد که برای آرام کردن اوضاع داخلی کشور، او معتقد است ارائه اصلاحاتی جزئی برای خاموش کردن جرقه تنش هایی که ممکن است روزی شعله ور شود کافی است.</p>
            <p>اهدای بسته های مالی برای راضی نگه داشتن مردم عربستان سعودی یکی از واکنش هایی بود که او به بهار عربی نشان داد.</p>
            <p>وی همچنین به زنان سعودی وعده داده است که آنها سرانجام به حق رای دست پیدا خواهند کرد.</p>
            <p>او با وهابیان عربستان سعودی که برداشتی افراطی از دین اسلام دارند، دیدگاه مشترکی ندارد.</p>
            <p>باور بر این است که ملک عبدالله در چارچوب سنن دینی رایج در گذشته عربستان آموزش دیده، به روش زندگی و سنن قبیله ای علاقه مند است و گفته می شود اوقات زیادی را در صحرا سپری می کند.</p>
            <p>در پی مرگ شاهزاده سلطان بن عبدالعزیز در اکتبر ۲۰۱۱، شاهزاده نایف بن عبدالعزیز، برادر دیگر ملک عبدالله به عنوان ولیعهد عربستان سعودی معرفی شد.</p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/02/120202131249_4.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">روزنامه های پان عرب چاپ کشورهای دیگر با رعایت چارچوب‌های ممیزی در عربستان در دسترس اند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>با اینکه سرمایه گذاران سعودی نقش مهمی در شبکه های تلویزیونی پان عرب بازی می کنند، اما فضای رسانه ای این کشور شدیدا کنترل می شود.</p>
            <p>حکومت انتقاد از اصول مذهبی، دولت و خاندان سلطنتی را تحمل نمی کند و خودسانسوری در رسانه ها فراگیر است.</p>
            <p>تقریبا تمام برنامه های داخلی توسط رادیو و تلویزیون دولتی عربستان سعودی پخش می شود. وزیر فرهنگ و اطلاعات رئیس شورایی است که نظارت بر رادیو و تلویزیون را برعهده دارد.</p>
            <p>اما در سال ۲۰۰۳ علائمی از فضای نسبتا باز در رسانه ها نمایان شد و برخی مطالب که سابقا ممنوع محسوب می شدند، در پوشش خبری انعکاس یافتند. گفته می شود علت بروز این شفافیت نسبی درپخش اخبار، وقایع ۱۱ سپتامبر و حملات تروریستی داخلی بود که به ناگزیر برخی حوادث مرتبط می بایست با صراحت بیشتری پوشش می یافت.</p>
            <p>شبکه های خصوصی اجازه فعالیت در داخل عربستان را ندارند. ولی این کشور یکی از بازارهای عمده شبکه های پان عرب ماهواره ای و پولی است .</p>
            <p>تعدادی از این شبکه ها متعلق به سرمایه داران سعودی اند، از جمله شبکه ام بی سی واقع در دوبی و اوربیت در بحرین.</p>
            <p>شاهزاده الولید بن طلال، مالک امپراتوری رسانه ای روتانا در اواخر سال ۲۰۱۱، ۳۰۰ میلیون دلار سهم در شبکه اجتماعی توئیتر را به دست آورد.</p>
            <p>روزنامه ها با حکم سلطنتی مجوز انتشار می گیرند. بیش از ده روزنامه در عربستان منتشر می شود و روزنامه های دیگر پان عرب با رعایت چارچوب‌های ممیزی در دسترس اند.</p>
            <p>در خصوص موضوعات حساس روزنامه های سعی می کنند بر اساس خط مشی خبرگزاری دولتی عمل کنند.</p>
            <p>تعداد کاربران اینترنتی در عربستان تا دسامبر ۲۰۱۰، ۱۱.۴ میلیون نفر برآورد شده است(Internetworldstats.com).</p>
            <p>حکومت عربستان با سرمایه گذاری انبوهی سعی کرده دسترسی به سایت هایی را که مخرب می داند مسدود کند.</p>
            <p>فیلترینگ شدید با هدف جلوگیری از دسترسی به سایتهای "پورنوگرافی"، سیاسی، حقوق بشری و مذهبی اجرا می شود. مقام های رسمی می گویند که حدود ۴۰۰ هزار وبسایت در عربستان فیلتر شده اند.</p>
            <p>در پی بازنگری قانون مطبوعات در سال ۲۰۱۱، نشریات الکترونیکی نیز ملزم به رعایت قانون مطبوعات شدند.</p>
            <p>پژوهشگران سعودی می گویند حدود ده هزار وبلاگ در عربستان وجود دارد. این رسانه برای زنان این فرصت را مهیا کرده که بتوانند نظرات خود آزادانه بیان کنند.</p>
            <p>
               <strong>مطبوعات</strong>
            </p>
            <p>الوطن -روزنامه عربی، چاپ ابها</p>
            <p>الرياض - چاپ ریاض، روزنامه عربی</p>
            <p>الجزيره - چاپ جده، روزنامه عربی</p>
            <p>عکاظ - چاپ ریاض، روزنامه عربی</p>
            <p>الشرق الاوسط - روزنامه عربی چاپ ریاض، با وب سایت به زبان انگلیسی</p>
            <p>عرب نيوز- چاپ جده، روزنامه به زبان انگليسی</p>
            <p>سعودی گازت - چاپ جده، روزنامه به زبان انگیلسی</p>
            <p>
               <strong>تلويزيون</strong>
            </p>
            <p>سعودی تی وی - دولتی - با چهار شبکه تلویزیونی از جمله شبکه خبری الاخباریه</p>
            <p>
               <strong>راديو</strong>
            </p>
            <p>سعودی رادیو - دولتی</p>
            <p>
               <strong>خبرگزاری</strong>
            </p>
            <p>خبرگزاری دولتی سعودی</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-13:15560968</id>
      <dc:identifier>15560968</dc:identifier>
      <updated>2012-02-13T15:31:16+00:00</updated>
      <published>2012-02-13T14:27:23+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی عمان</title>
      <summary xml:lang="fa">درقرن‌های گذشته عمان یک امپراتوری بود و در اوج قدرت خود در قرن نوزدهم قلمرو آن تا ساحل شرقی آفریقا را نیز شامل می شد و با نفوذ پرتغال و بریتانیا در خلیج فارس و اقیانوس هند رقابت می کرد.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی عمان، سلطان قابوس، خلیج فارس، خاورمیانه، جهان عرب</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120213_l51_prf_oman_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120213_l51_prf_oman_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213144009_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213144009_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213144009_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213144009_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی عمان</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213173503_2.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>عمان قدیمی ترین کشور مستقل جهان عرب و یکی از سنتی ترین کشورهای منطقه خلیج فارس است که تا دهه ۱۹۷۰ جزو منزوی ترین کشورها بود.</p>
            <p>عمان در گوشه جنوب شرقی شبه جزیره عربستان قرار گرفته و موقعیت استراتژیک مهمی در دهانه خلیج فارس دارد.</p>
            <p>درقرن‌های گذشته عمان یک امپراتوری بود و در اوج قدرت خود در قرن نوزدهم قلمرو آن تا ساحل شرقی آفریقا را نیز شامل می شد و با نفوذ پرتغال و بریتانیا در خلیج فارس و اقیانوس هند رقابت می کرد.</p>
            <p>در زمان حکومت سلطان سعید بن تیمور که در سال ۱۹۳۸ قدرت را به دست گرفت، عمان چند دهه در انزوای کامل به سرمی برد. جامعه ای قبیله ای و شبه فئودالی که همواره دستخوش شورش و نا آرامی داخلی بود.</p>
            <p>سلطان قابوس بن سعید بعد از عزل پدرش در ۱۹۷۰، فضای این کشور را باز کرد، اصلاحات اقتصادی را آغاز کرد و سرمایه گذاری در نظام بهداشت و درمان و آموزش را افزایش داد.</p>
            <p>مانند بقیه کشورهای خلیج فارس، نفت منبع اصلی درآمد و بخش اعظم تولید ناخالص ملی این کشور است. البته در قیاس با کشورهای همسایه، عمان تولید کننده متوسطی محسوب می شود.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213144021_1.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">سواحل بکر، صحرا و کوهستان ها و پایتخت در حال توسعه آن، شهر مسقط، با قلعه ها، قصرها و برج و باروی قدیمی شهر از جذابیت های توریستی عمان هستند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>کشاورزی و ماهیگیری نیز منابع درآمد مهمی به حساب می آید.</p>
            <p>جهانگردی، منبع دیگر درآمد عمان، در حال رشد است. سواحل بکر، صحرا و کوهستان ها و پایتخت در حال توسعه آن، شهر مسقط، با قلعه ها، قصرها و برج و باروی قدیمی شهر از جذابیت های توریستی عمان هستند.</p>
            <p>اکثر عمانی ها پیرو شاخه عبادی اسلام هستند – تنها شکل بازمانده از خوارج صدر اسلام - که جزو اولین گروه هایی بود که با تفسیری متفاوت از اسلام در قرن اول هجری از بدنه اصلی آن جدا شد.</p>
            <p>عمان بر خلاف برخی از کشورهای همسایه در منطقه خلیج فارس تاکنون از اقدامات خشونت آمیز و فعالیت گروهای تندرو اسلامگرا در امان بوده است.</p>
            <p>عمان متحدی مفید برای آمریکا در جهان عرب است که یکی از دلایل آن روابط خوبی است که با ایران دارد.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong> نام کامل: سلطنت عمان</strong>
               <br/>
               <strong>• جمعیت</strong>: ۲.۸ میلیون نفر (۲۰۱۰، سازمان ملل)<br/>
               <strong>• پایتخت:</strong> مسقط<br/>
               <strong>• مساحت</strong>: ۳۰۹۵۰۰ کیلومتر مربع<br/>
               <strong>• زبان اصلی</strong>: عربی<br/>
               <strong>• مذهب اصلی</strong>: اسلام<br/>
               <strong>• امید به زندگی</strong>: ۷۱ (مردان)، ۷۶ ( زنان) (سازمان ملل)<br/>
               <strong>• واحد پول:</strong> ۱ ریال = ۱۰۰۰ بیسه<br/>
               <strong>• صادرات اصلی</strong>: نفت<br/>
               <strong>• سرانه درآمد ناخالص ملی</strong>: ۱۸.۲۶۰ دلار آمریکا (بانک جهانی ۲۰۰۹)<br/>
               <strong>• نشانه اینترنتی</strong>: .om<br/>
               <strong>• کد بین المللی تلفن:</strong> ۹۶۸+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3> سلطان، نخست وزیر، وزیر امور خارجه: قابوس بن سعید آل سعید</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۴۰، صلاله</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/13/120213144023_2.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>سلطان قابوس در سال ۱۹۷۰، در کودتایی پدرش، سعید بن تیمور را برکنار کرد و قدرت را در دست گرفت.</p>
            <p>به عنوان سلطان، او مقام نخست وزیری را در اختیار گرفت و خود وزارت امور خارجه، دفاع و دارایی را نیز برعهده دارد.</p>
            <p>سیاست های وی علیرغم فقدان دولتی دموکراتیک بسیار محبوب است. او بخشی از درآمد نفت را برای توسعه زیرساخت های کشور مصرف کرده و همچنین با تاسیس یک مجمع مشورتی در ۱۹۸۱ که در سال ۱۹۹۰ "مجلس شورا" و در سال ۱۹۹۷ "شورای کشوری" جایگزین آن شدند، ساختار حکومت را تا حدی مدرن کرده است.</p>
            <p>اما هنوز همه تصمیمات مهم توسط سلطان گرفته می شود.</p>
            <p>در فوریه ۲۰۱۱ در پی موج تظاهرات دمکراسی خواهان در جهان عرب، معترضان عمانی نیز که خواهان اصلاحات شغلی و سیاسی بودند در صحار، مرکز صنعتی عمان دست به تظاهرات زدند.</p>
            <p>سلطان قابوس با وعده دادن در خصوص ایجاد فرصتهای شعلی و اعطای مزایا سریعا به این اعتراضات پاسخ داد.</p>
            <p>برخلاف دیگر سران کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، سلطان قابوس که فرزندی ندارد، رسما جانشینی بعد از مرگ خود تعیین نکرده است.</p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <p>دولت ایستگاه های رادیو و شبکه های تلویزیون عمان را اداره می کند. اولین ایستگاه رایودیی خصوصی این کشور در ماه مه 2007 کار خود را آغاز کرد.</p>
            <p>استفاده از گیرنده های ماهواره ای آزاد است و شبکه های تلوزیونی عربستان، امارات عربی متحده و یمن در این کشور قابل دریافت هستند. برنامه های بی بی سی در جنوب عمان از طریق موج اف- ام قابل دسترس اند.</p>
            <p>بر اساس قانون مطبوعات دولت اجازه دارد هر مطلبی را به دلایل سیاسی و فرهنگی سانسور کند. بیش از ۲۰ نشریه، شامل روزنامه و هفته نامه در این کشور چاپ می شود.</p>
            <p>تا سال ژوئن 2010 تعداد کاربران اینترنتی عمان حدود 1.2 میلیون نفر برآورد شده است. (Internetworldstats.com)</p>
            <p>سایتهای حاوی پورنوگرافی و انتقاد از سیاست و اسلام به طور گسترده فیلتر می شوند.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>الوطن: روزنامه<br/>عمان دیلی: روزنامه عربی زبان<br/>عمان آبزرور: به زبان انگلیسی<br/>تایمز آو عمان: به زبان انگلیسی</p>
            <p>مسکات دیلی: به زبان انگلیسی</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>تلویزیون عمان: دولتی</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>• رادیو عمان: دولتی، با شبکه هایی به زبان های عربی و انگلیسی<br/>• حلا اف- ام : خصوصی، موسیقی عربی<br/>• الوصال : خصوصی، موسیقی عربی<br/>• های اف- ام : خصوصی، به زبان انگلیسی</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>خبرگزاری عمان: رسمی، همراه با صفحه های انگلیسی</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-21:15713310</id>
      <dc:identifier>15713310</dc:identifier>
      <updated>2012-02-22T16:53:03+00:00</updated>
      <published>2012-02-21T16:06:17+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی فرانسه</title>
      <summary xml:lang="fa">فرانسه یکی از پیشگامان طرح اتحاد در اروپا بوده و در سالهای پس از جنگ جهانی دوم که اروپا در جستجوی بازسازی بود، این کشور نقش مهمی در شکل دادن به تشکیلات اتحادیه اروپا داشت.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی فرانسه، سارکوزی، پاریس</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120221_l51_prf_france_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120221_l51_prf_france_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/21/120221162300_1_144x81_4_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/21/120221162300_1_144x81_4_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/21/120221162300_1_144x81_4_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/21/120221162300_1_144x81_4_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی فرانسه</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/22/120222164914_france_maps.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>فرانسه بازیگری مهم در عرصه جهانی و کشوری در قلب سیاست اروپاست . فرانسه در هر دو جنگ جهانی به لحاظ جانی و مالی خسارات فراوانی داد.</p>
            <p>سالهای پیامد آن، شاهد به اوج رسیدن جنگ و کشمکشهای متمادی دردوره استقلال الجزایر و اکثر مستعمرات فرانسه در آفریقا بود و همچنین روند استعمارزدایی در آسیای جنوب شرقی نفوذ سنتی فرانسه را کاهش داد.</p>
            <p>فرانسه یکی از پیشگامان طرح اتحاد در اروپا بوده و در سالهای پس از جنگ جهانی دوم که اروپا در جستجوی بازسازی بود، این کشور نقش مهمی در شکل دادن به تشکیلات اتحادیه اروپا داشت.</p>
            <p>در دهه نود میلادی همکاری فرانسه- آلمان در یکپارچگی اقتصادی اروپایی نقش مرکزی داشت.</p>
            <p>پیوند این دو کشور مجددا در سالهای اخیر خود را نشان داد پس از آنکه رهبران آن دو کشور با صراحت مخالفت خود را با عملیات نظامی به سرکردگی آمریکا در عراق اعلام کردند.</p>
            <p>اما در کمال تعجب و شوک جامعه اروپا، رای دهندگان فرانسوی قانون اساسی پیشنهادی برای اتحادیه اروپا را در ماه مه سال ۲۰۰۵ در یک رفراندوم رد کردند.</p>
            <p>گذشته استعماری فرانسه باعث شده که امروزه جمعیت این کشور از تنوع نژادی و فرهنگی غنی ای تشکیل شود. این کشور وطن بیش از پنج میلیون نفر با اصلیت عرب و آفریقایی است.</p>
            <p>فرانسه دارای چندین قلمرو برون مرزی است که با سرزمین اصلی فرانسه و جزیره کورسیکا تعداد تقسیمات کشوری را به ۲۶ منطقه می رساند.</p>
            <p>این مناطق در کل به ۱۰۰ حوزه تقسیم شده است که پنج مورد آن– گینه فرانسه، گوادالوپ، مارتینیک، مایوت و رئونیون – از نظر جغرافیایی از اروپا فاصله زیادی دارند.</p>
            <p>یکی از ویژگی های سیستم حکومتی فرانسه وجود مرکزیت نیرومند در آن است. اما در ماه مارس سال ۲۰۰۳، پارلمان متممی را برای قانون اساسی اضافه کرد که اجازه می دهد بخشی از این قدرت مرکزی به نواحی و تقسیمات کشوری خردتر تفویض شود.</p>
            <p>با توجه به کاهش روز افزون شرکت مردم فرانسه در انتخابات، این حرکت اقدامی بود برای جلب مشارکت سیاسی مردم که اکثرشان همه امور مملکتی را در دست نخبگان پاریسی می دیدند.</p>
            <p>فرانسه زادگاه تعداد کثیری از نویسندگان و اندیشمندان تاثیر گذار بر اروپا و حتی جهان است . از دکارت و پاسکال در قرن هفدهم گرفته تا روسو و ولتر در قرن هجدهم، بودلر و فلاوبر در قرن نوزدهم و سارتر و کامو در قرن بیستم.</p>
            <p>در دو قرن اخیر این کشور نقاشانی همچون رنوار، مونه، سزان، گوگن، ماتیس و براک و دیگران را به دنیای هنر عرضه کرده است.</p>
            <p>فرانسه همچنین بخاطر ظرافت و تنوع در خوراک و آشپزی شهرت فراوان دارد. این کشور بیش از ۲۵۰ نوع پنیر و محبوب ترین شراب های دنیا را تولید می کند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/08/08/130808085446_viaduct_624x351_c_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">پل میلو در جنوب فرانسه، یکی از نمادهای این کشور در قرن بیستم</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="c"/>
            </div>
            <p/>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong> نام کامل:</strong> جمهوری فرانسه</p>
            <p>
               <strong>جمعیت</strong>: ۶۲.۲ میلیون نفر (سازمان ملل،۲۰۱۰)</p>
            <p>
               <strong>پایتخت:</strong> پاریس</p>
            <p>
               <strong>مساحت:</strong> ۵۴۳۹۶۵ کیلومتر مربع</p>
            <p>
               <strong>زبان اکثریت:</strong> فرانسوی</p>
            <p>
               <strong>دین اکثریت:</strong> مسیحیت</p>
            <p>
               <strong>امید به زندگی:</strong> ۷۸ سال (مردان) و ۸۵ سال (زنان) ( سازمان ملل)</p>
            <p>
               <strong>واحد پول</strong>: ۱ یورو= ۱۰۰ سنت</p>
            <p>
               <strong>صادرات اصلی:</strong> تجهیزات موتوری و ترابری، محصولات کشاورزی از جمله شراب</p>
            <p>
               <strong>سرانه درآمد ناخالص ملی</strong>: ۴۲.۳۹۰ دلار آمریکا (بانک جهانی، ۲۰۱۰)</p>
            <p>
               <strong>دامنه اینترنتی:</strong> fr.</p>
            <p>
               <strong>کد تلفن بین المللی:</strong> ۳۳+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس جمهور: فرانسوا اولاند</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۵۴، پاریس</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/09/28/120928045916_sp_francois_hollande_304x171_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>فرانسوا اولاند، نامزد حزب سوسیالیست که در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه بر نیکلا سارکوزی پیروز شده بود، از روز ۲۶ اردیبهشت (۱۵ مه)، طی مراسمی در کاخ الیزه، مقر رئیسان جمهوری فرانسه، دوره زمامداری خود را آغاز کرد.</p>
            <p>این نخستین بار طی هفده سال گذشته است که احزاب راستگرا از دستیابی به سمت ریاست جمهوری باز مانده اند و یکی عضو حزب سوسیالیست فرانسه به عالیترین مقام اجرایی این کشور انتخاب شده است.</p>
            <p>رئیس جمهور پیشین فرانسه نیکلا سارکوزی از حزب حاکم محافظه کار- اتحادیه جنبش ملی- (UMP) بود که پنج سال زمام امور در فرانسه را به دست داشت و با شکست از فرانسوا اولاند، نتوانست برای دومین دوره متوالی وارد کاخ الیزه شود.</p>
            <p>رئیس جمهور در فرانسه برای دوره های ۵ ساله انتخاب می شود. هر کاندیدا با به دست آوردن اکثریت مطلق آراء می تواند در دور اول پیروز شود، در غیر این صورت دو نامزدی که بیشترین رای را آورده اند به دور دوم راه پیدا می کنند.</p>
            <p>رئیس جمهور که رئیس قوه اجرایی است، هیات دولت را منصوب می کند که توسط نخست وزیر اداره می‎شود.</p>
            <h3>نخست وزیر: ژان مارک آیرو</h3>
            <p>
               <strong>متولد ژانویه ۱۹۵۰<br/>
               </strong>
            </p>
            <p>ژان مارک آیرو، رهبر جناح سوسیالیست در پارلمان فرانسه، هم اکنون نخست وزیر این کشور است.</p>
            <br/>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/21/120221162049_1_304x171_7_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="7"/>
            </div>
            <p>در فرانسه مطبوعات و رسانه ها آزادند. بیش از ۱۰۰ عنوان روزنامه در این کشور چاپ می شود که اکثر آنها متعلق به بخش خصوصی و از احزاب سیاسی مستقل هستند.</p>
            <p>رادیوی دولتی "رادیو فرانسه" برنامه هایی برای مخاطبان در داخل کشور و مخاطبان خارجی پخش می کند.</p>
            <p>رادیو بین المللی فرانسه جزو ایستگاه های بین المللی پیشتاز است. سرویس عربی آن - مونت کارلو انترناسیونال – در اکثر کشورهای خاور میانه روی موج متوسط (AM) و FM قابل دسترس است.</p>
            <p>کانال تلویزیونی فرانسوی زبان ۵ تی وی موند (۵TV Monde) که بلژیک، کانادا و سوئیس نیز از آن حمایت مالی می کنند در سطح جهانی قابل دریافت است.</p>
            <p>تلویزیون ماهواره ای جهانی کانال فرانسه ۲۴ ( ۲۴France) در دسامبر سال ۲۰۰۶ راه اندازی شد که به زبان های فرانسه، انگلیسی و عربی برنامه پخش می کند.</p>
            <p>این شبکه با این هدف که قصد دارد "دیدگاه متفاوتی نسبت به آنگلوساکسون ها" ارائه دهد، فعالیت می کند.</p>
            <p>مهمترین و شناخته شده ترین کانال تلویزیونی فرانسه، "TF۱" در سال ۱۹۸۷ به بخش خصوصی واگذار شد. رشد ماهواره و کانال های کابلی باعث تاسیس شبکه های تلویزیونی فراوانی شده است.</p>
            <p>"کانال ستلیت" مهمترین شبکه ماهواره ای پولی، متعلق به غول رسانه ای "یونیورسال ویوندی" است.</p>
            <p>ایستگاه های رادیویی تجاری معتبر و قدیمی فرانسه، بویژه RTL و ۱Europe همچنان جزو پرمخاطب ترین ها هستند. آن رادیوهایی که روی موج FM قابل دسترس هستند، اغلب به شبکه های موفق تجاری تبدیل شده اند از جمله ایستگاه موسیقی NRJ و شبکه "نوستالژی" که آهنگ های قدیمی پخش می کند.</p>
            <p>تعداد کاربران اینترنتی فرانسه تا مارس ۲۰۱۱، حدود ۴۵.۳ میلیون نفر برآورد شد. (Internetworldstats)</p>
            <p>فیس بوک و اسکای راک اصلی ترین شبکه های اجتماعی در فرانسه هستند.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>لوموند (Le Monde) – روزنامه معتبر سراسری که جزو مطبوعات مرجع در سطح جهان است</p>
            <p>لیبراسیون (Liberation) – روزنامه سراسری که در سال ۱۹۷۳ به همت ژان پل سارتر تاسیس شد و به چپ میانه گرایش دارد</p>
            <p>فیگارو (Le Figaro) – روزنامه سراسری و با گرایش به راست میانه</p>
            <p>اوئه فرانسه (Ouest France) – پرفروش ترین روزنامه سراسری، چاپ در رن</p>
            <p>اکسپرس (L’Express) – هفته نامه خبری</p>
            <p>لو پوئن (Le Point) – هفته نامه خبری</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>فرانس ۲ –سراسری، شبکه اصلی عمومی</p>
            <p>فرانس ۳ – سراسری، عمومی</p>
            <p>فرانس ۵- سراسری، عمومی با برنامه های آموزشی</p>
            <p>تی اف ۱ – تجاری، سراسری</p>
            <p>ام ۶ – تجاری، سراسریلا شن اینفو– خبری</p>
            <p>فرانسه ۲۴ – جهانی، خبری، مالکان آن رادیو تلویزیون دولتی و تی اف ۱ هستند، به زبانهای فرانسوی، انگلیسی و عربی</p>
            <p>تی وی ۵ موند – تلویزیون بین المللی به زبان فرانسه با برنامه هایی از پخش کننده فرانسوی، بلژیکی، سوئیسی و کانادایی</p>
            <p>کانال پولوس (Canal Plus) – سراسری، کانال با حق اشتراک</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>رادیو فرانسه– با شبکه های سراسری و محلی</p>
            <p>رادیو اینترناسیونال فرانسه – بین المللی با موج کوتاه و بازپخش روی امواج اف ام در سطح جهان</p>
            <p>اروپا ۱ – ایستگاه اصلی تجاری، اخبار و سرگرمی</p>
            <p>آر تی ال (RTL) – ایستگاه اصلی تجاری، سخنرانی و موسیقی</p>
            <p>ان آر جی (NRJ) – تجاری، شبکه موسیقی</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>آژانس فرانس پرس (AFP) – مرکز آن در پاریس است، تاسیس در سال ۱۸۳۵</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-01-31:15319718</id>
      <dc:identifier>15319718</dc:identifier>
      <updated>2012-01-31T16:00:48+00:00</updated>
      <published>2012-01-31T15:51:04+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سياسی قطر</title>
      <summary xml:lang="fa">با در اختیار داشتن ۱۵ درصد از ذخایر کشف شده گاز در جهان، قطر آرزوی تبدیل شدن به یکی از غول های انرژی را در سر می پروراند.</summary>
      <dc:subject>نمایه سياسی قطر، خاور میانه، نفت و گاز</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/01/120131_l51_prf_qatar_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/01/120131_l51_prf_qatar_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/01/31/120131174008_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/01/31/120131174008_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/01/31/120131174008_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/01/31/120131174008_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سياسی قطر</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/01/31/120131154650_qatar_map.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p/>
            <p>قطر، زمانی مرکز صید مروارید و یکی از فقیرترین شیخ نشین های خلیج فارس بود که در پی آغاز استخراج منابع عظیم نفت و گاز از دهه ۱۹۴۰، اکنون تبدیل به یکی از ثروتمندترین کشورهای منطقه شده است.</p>
            <p>قطر در ۱۵۰ سال گذشته تحت حکومت خانواده آل ثانی بوده است. این کشور خشک با سرزمینی عمدتا بایر تا سال ۱۹۷۱ تحت الحمایه بریتانیا بود. قطر مانند بحرین پس از انصراف از پیوستن به امارات عربی متحده در سپتامبر ۱۹۷۱ اعلام استقلال کرد.</p>
            <p>در سال ۱۹۹۵، حمد بن خلیفه، ولیعهد کشور، پدرش را عزل کرد و امیر قطر شد و از آن زمان برخی اصلاحات را در مسیر بازتر کردن فضای کشور به اجرا گذاشته است.</p>
            <p>آزادی مطبوعات گسترش یافته و شبکه قطری تلویزیون ماهواره ای الجزیره به یکی از مهمترین رسانه های جهان عرب بدل شده است.</p>
            <p>انتخابات سال ۱۹۹۹ برای شورای ۲۹ نفره شهر، اولین انتخاباتی بود که در آن زنان قطری حق رای و حق انتخاب شدن را پیدا کردند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/01/31/120131173307_5.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بسیاری از خدمات عمومی در قطر رایگان است </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>در قانون اساسی ای که در سال ۲۰۰۵ تصویب شد، برخی اصلاحات دمکراتیک در ساختار دولتی پیش بینی شده است.</p>
            <p>در قانون جدید، برگزاری انتخاباتی برای تشکیل هیئت مقننه - شورای مشورتی - در نظر گرفته شده که ۳۰ نماینده آن در انتخابات برگزیده و ۱۵ نفر از سوی امیر قطر منصوب می شوند.</p>
            <p>در سال ۲۰۱۱ امیر قطر اعلام کرد که نخستین انتخابات مجلس ملی کشورش در سال ۲۰۱۳ برگزار می شود.</p>
            <p>جمعیت قطر بسیار کم است. تعداد اتباع خارجی - شامل کارگرانی که برای کار در صنعت عظیم ساخت و ساز به آن کشور آمده اند – از جمعیت بومی قطر بیشتر است.</p>
            <p>تزریق درآمد از محل فروش نفت و گاز در بخش های مختلف رفاهی کشور باعث شده که بسیاری از خدمات عمومی رایگان باشد و یا با سوبسید سنگین دولتی کار کنند.</p>
            <p>با در اختیار داشتن ۱۵ درصد از ذخایر کشف شده گاز در جهان، قطر آرزوی تبدیل شدن به یکی از غول های انرژی را در سر می پروراند.</p>
            <p>انتخاب قطر برای میزبانی جام جهانی فوتبال در سال ۲۰۲۲ عاملی شد که موقعیت بین المللی این کشور کوچک حاشیه خلیج فارس ارتقا پیدا کند.</p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong>نام کامل: کشور قطر</strong>
            </p>
            <strong>• جمعیت : ۱.۵ میلیون نفر (منبع: سازمان ملل، سال ۲۰۱۰)</strong>
            <br/>
            <strong>• پایتخت: دوحه</strong>
            <br/>
            <strong>• مساحت: ۱۱,۴۳۷ کیلومتر مربع</strong>
            <br/>
            <strong>• زبان اصلی: عربی</strong>
            <br/>
            <strong>• مذهب اصلی: اسلام</strong>
            <br/>
            <strong>• امید به زندگی: ۷۹ سال برای مردان، ۷۸ سال برای زنان (منبع: سازمان ملل)</strong>
            <br/>
            <strong>• واحد پول: ۱ ریال معادل ۱۰۰ درهم</strong>
            <br/>
            <strong>• صادرات اصلی: نفت و گاز</strong>
            <br/>
            <strong>• نشانه اینترنتی: qa.</strong>
            <br/>
            <strong>• کد بین المللی تلفن:۹۷۴+</strong>
            <br/>
            <h2>رهبران</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/04/02/140402040224_tamim_bin_hamad__304x171_reuters.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Reuters"/>
            </div>
            <p/>
            <h3>امیر: شیخ تمیم بن حمد آل ثانی</h3>
            <p>شیخ تمیم بن حمد آل ثانی هنگامی که پدرش، شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی، ٢۵ ژوئن ۲۰۱۳ از مقامش استعفا داد، به قدرت رسید.</p>
            <br/>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/01/31/120131173300_2.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">شبکه انگلیسی زبان الجزیره بین المللی در نوامبر ۲۰۰۶ کار خود را آغاز کرد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p/>
            <p>شبکه تلویزیونی پرنفوذ الجزیره از زمان تاسیس در اواخرسال ۱۹۹۶ موقعیت رسانه ای قطر را تقویت کرده است. این شبکه پان عرب و بین المللی، مهمترین شبکه خبری جهان عرب است.</p>
            <p>شبکه الجزیره که متعلق به دولت قطر است با صراحت به موضوعاتی می پردازد که از حساسیت ویژه ای در جهان عرب برخوردارند، اما از انتقاد از دولت قطر و متحدانش در خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی پرهیز می کند.</p>
            <p>با این وجود به دلیل نارضایتی برخی حکومت های عربی از برنامه های الجزیره دفاتر آن در چند کشور تعطیل شده است.</p>
            <p>الجزیره تنها شبکه تلویزیونی خارجی بود که در اواخر حکومت طالبان و همزمان با حملات آمریکا در اکتبر ۲۰۰۱ اجازه کار در افغانستان را داشت و اولین رسانه ای بود که اعلامیه و صحبت های اسامه بن لادن را پخش کرد، و این باعث شد که این رسانه شهرت جهانی پیدا کند.</p>
            <p>این شبکه بخاطر پوشش بسیار تکان دهنده اش از خشونت ها در جریان حمله نظامی به عراق، بار دیگر مورد توجه قرار گرفت.</p>
            <p>شبکه انگلیسی زبان این رسانه به نام الجزیره بین المللی در نوامبر ۲۰۰۶ کار خود را آغاز کرد.</p>
            <p>الجزیره مدعی است که اولین شبکه انگلیسی زبان برای انتشار اخبار خاورمیانه است و در سال ۲۰۱۱ اعلام کرد که برنامه های آن از طریق ماهواره برای ۲۵۰ میلیون خانوار در سراسر جهان قابل دریافت است.</p>
            <p>الجزیره بالکان پخش برنامه های خود را از سال ۲۰۱۱ از بوسنی آغاز کرد و قرار است الجزیره کیسواحیلی در کنیا آغاز به کار کند.</p>
            <p>همچنین الجزیره قصد شبکه های تلویزیونی به زبان های اردو و ترکی را نیز راه اندازی کند.</p>
            <p>شبکه های رادیو و تلویزیون داخلی قطر همه تحت کنترل دولت هستند و تمام روزنامه های اصلی (حتی خصوصی) به خاندان سلطنتی و بقیه مقامات حکومتی مرتبط اند.</p>
            <p>در دوحه پایتخت قطر، برنامه های عربی شبکه بی بی سی، رادیو بین المللی فرانسه، رادیو مونت کارلو، ام بی سی که مرکز آن در امارات عربی متحده است و رادیو آمریکایی سوا، همه روی موج اف- ام قابل دسترسی هستند.</p>
            <p>به گفته گزارشگران بدون مرز، فشارهای اقتصادی و سیاسی "بار سنگینی" بر خط مشی روزنامه های گذاشته است.</p>
            <p>رادیوی عربی سرویس جهانی بی بی سی، رادیو فرانس اینترناسیونال، رادیوی عربی زبان "مونت کارلو الدولیه" از شبکه فرانس ۲۴، ام بی سی از امارات و رادیو سوا از آمریکا بر روی موج اف ام در دوحه قابل دسترسی اند.</p>
            <p>تا مارس ۲۰۱۱، تعداد کاربران اینترنتی قطر حدود ۵۶۴ هزار نفر بر آورد شده است. (Internetworldstats.com)</p>
            <p>حکومت وبسایت های حاوی انتقاد از سیاستهای دولت، توهین به اسلام، پورنوگرافی و وبسایت های را فیلتر می کند.</p>
            <p>
               <strong>مطبوعات</strong>
            </p>
            <p>الوطن – روزنامه<br/>الریاح – روزنامه<br/>الشرق – روزنامه<br/>گلف تایمز – روزنامه به زبان انگلیسی<br/> پنینسولا (شبه جزیره) – روزنامه به زبان انگلیسی<br/>قطر ترایبون – روزنامه به زبان انگلیسی</p>
            <p>
               <strong>تلویزیون</strong>
            </p>
            <p>الجزیره – شبکه ماهواره ای با نفوذ پان عرب، با حمایت مالی دولت<br/>قطر تی وی – شبکه دولتی ، شامل کانالهای عربی، کانال قرآن، کانال انگلیسی و کانال ماهواره ای</p>
            <p>
               <strong>رادیو</strong>
            </p>
            <p>سرویس رسانه ای قطر (QBS) – دولتی ، برنامه هایی به زبان های عربی، انگلیسی، فرانسه و اردو</p>
            <p>
               <strong>خبرگزاری</strong>
            </p>
            <p>آژانس خبری قطر – دولتی</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-07:15455399</id>
      <dc:identifier>15455399</dc:identifier>
      <updated>2012-02-07T16:54:45+00:00</updated>
      <published>2012-02-07T16:54:41+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی کویت</title>
      <summary xml:lang="fa">کویت در سالهای اخیر شاهد خشونت از سوی شبه نظامیان بوده است. درگیری هایی بین نیروهای امنیتی این کشور با گروهای اسلامگرای تندرو وجود داشته است و احتمال می رود برخی از گروهها با شبکه القاعده مرتبط باشند.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی کویت، خاورمیانه، جهان عرب، الصباح</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120207_l51_prf_kuwait_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120207_l51_prf_kuwait_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/07/120207165239_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/07/120207165239_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/07/120207165239_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/07/120207165239_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی کویت</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208113433_kwait_map.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>کویت کشوری کوچک و نفت خیز است که در راس خلیج فارس قرار دارد. همسایگان بزرگ و مقتدر این کشور، عربستان سعودی در جنوب، عراق در شمال و ایران در شرق (از طریق مرز آبی) هستند.</p>
            <p>میدان‌های نفتی این کشور برای اولین بار در دهه ۱۹۳۰ مورد بهره‌برداری قرار گرفتند. از زمان توسعه صنعت نفت پس از جنگ جهانی دوم و استقلال کشور در سال ۱۹۶۱، نفت بر اقتصاد حکمفرما بوده است و ۹۰ درصد درآمد حاصل از صادرات کویت را تشکیل می دهد.</p>
            <p>در سال ۱۹۹۱ کویت صحنه نبرد عظیمی شد نیروهای ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا و ارتش صدام حسین شد. نیروهای عراقی یک سال پیش از آن کویت را اشغال کرده بودند.</p>
            <p>در عملیات "توفان صحرا" نیروهای عراقی از کویت بیرون رانده شدند، اما این جنگ به تخریب زیربنای اقتصادی کشور منجر شد که باید بازسازی می شد. صادرات نفت برای مدتی قطع شد.</p>
            <p>دوازده سال بعد، یعنی دراوایل سال ۲۰۰۳، کویت بار دیگر میزبان یک نیروی نظامی عظیم به رهبری آمریکا با حضور هزاران سرباز در مرز با عراق شد. هدف از آغاز این جنگ خلع سلاح و سرنگونی صدام حسین، رهبر وقت عراق بود.</p>
            <p>این ناحیه مرزی همچنان یکی از راه های مهم رفت و آمد نیروهای نظامی و غیر نظامی به داخل و خارج از عراق محسوب می شود.</p>
            <p>کویت اولین کشور عربی حاشیه خلیج فارس بود که پارلمان منتخب داشت. تلاشها برای اصلاح ساختار سیاسی این کشورکه به شدت مردسالار است، بالاخره منجر به آن شد که در سال ۲۰۰۵ زنان به حقوق سیاسی کامل دست یابند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/07/120207164758_2.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">اقتصاد کویت متکی بر صادرات نفت است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>شیخ جابر الاحمد الصباح، رهبر وقت کشور، در سال ۱۹۹۹ طرحی به مجمع ملی ارائه داد که بر اساس آن زنان بتوانند از حقوق کامل سیاسی برخوردار شوند. اما این طرح با مخالفت اکثریت بسیار کمی رد شد.</p>
            <p>بالاخره در سال ۲۰۰۵ پارلمان، حق رای و حق انتخاب شدن در مجمع ملی که دارای ۵۰ کرسی است را تصویب کرد.</p>
            <p>به طور کلی برخورد قاطعانه پارلمان که رو به افزایش است منجر به درگیری هایی بین مخالفان با دولت شده است.</p>
            <p>کویت در سالهای اخیر شاهد خشونت از سوی شبه نظامیان بوده است. درگیری هایی بین نیروهای امنیتی این کشور با گروهای اسلامگرای تندرو وجود داشته است و احتمال می رود برخی از گروهها با شبکه القاعده مرتبط باشند. دولت می گوید گروه های تندرو در برنامه ریزی به منظور حمله به اهداف خارجی دست داشته اند.</p>
            <p> در دسامبر ۲۰۱۱ ، در پی تظاهرات خیابانی و اتهاماتی مبنی دست داشتن مقامات ارشد در فساد، پارلمان منحل شد.</p>
            <p>انتخابات پارلمانی در ۲ فوریه ۲۰۱۲ برگزار شد و نتایج رسمی کویت نشان می دهند که گروههای مخالف دولت آن کشور در انتخابات اخیر پیروزی های بزرگی کسب کرده اند.</p>
            <p>انتخابات اخیر، چهارمین انتخابات پارلمانی در طول شش سال گذشته بوده است.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <p>
               <strong>نام کامل: </strong>کشور کویت</p>
            <p>
               <strong>جمعیت:</strong> ۳.۱ میلیون (سازمان ملل متحد، ۲۰۱۰)<br/>
               <strong>پایتخت:</strong> کویت<br/>
               <strong>مساحت:</strong> ۱۷.۸۱۸ کیلومتر مربع<br/>
               <strong>زبان اکثریت:</strong> عربی<br/>
               <strong>دین اکثریت</strong>: اسلام<br/>
               <strong>امید به زندگی</strong>: ۷۴ سال (مردان) ۷۶ سال (زنان)<br/>
               <strong>واحد پول</strong>: ۱ دینار = ۱۰۰۰ فلس<br/>
               <strong>صادرات عمده</strong>: نفت، میانگین<br/>
               <strong>سرانه درآمد ناخالص ملی</strong>: ۴۳.۹۳۰ دلار، (بانک جهانی ۲۰۰۹)<br/>
               <strong>نشانه اینتزنتی</strong>: kw.<br/>
               <strong>کد بین المللی تلفن:</strong> ۹۶۵+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>امیر کشور: شیخ صباح الاحمد الجابر الصباح</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۲۹، کویت</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/07/120207164800_3.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>شیخ صباح جانشین شیخ سعد شد. شیخ سعد پس از مرگ شیخ جابر که بیست و پنج سال بر کویت حکومت می کرد به قدرت رسید، اما دوره حکومت وی فقط نه روز بود. پارلمان به خاطر کسالت شدید او را از این مقام کنار گذاشت.</p>
            <p>شیخ صباح قبل از رسیدن به مقام امیری کویت در اداره امور روزانه کشور دخالت داشت. وی در سال ۲۰۰۳ زمانی که نگرانی در مورد سلامت شیخ سعد نخست وزیر وقت به اوج خود رسید، عهده دار مقام نخست وزیری کویت شد.</p>
            <p>او به موضع دوستی با غرب ادامه داده و به طور محتاطانه برنامه اصلاحات را دنبال می کند. دولت وی برای اولین بار یک زن را به مقام وزارت منصوب کرد و قوانینی به تصویب رسید که درها را برای سرمایه گذاری خارجی باز کرد.</p>
            <p>امیر جدید به فاصله کوتاهی برادر خود را به عنوان ولیعهد و برادرزاده اش را به عنوان نخست وزیر معرفی کرد. در گذشته معمولا یک نفر هر دو مقام را برعهده داشت اما در سال ۲۰۰۳ این دو مقام از هم تفکیک شد.</p>
            <p>همچنین تعیین برادر خود به عنوان ولیعهد با سنت رایج در میان حاکمان کویت تفاوت داشت که همواره سعی می کردند مقام ولیعهدی بین خانواده های رقیب در خاندان صباح در گردش باشد.</p>
            <p>شیخ صباح متولد ۱۹۲۹ است و به مدت ۴۰ سال وزیر خارجه کویت بود. هرچند در سال ۱۹۹۹ دستگاه کنترل ضربان در قلب او کار گذاشته شد ولی گفته می شود از سلامت خوبی برخوردار است.</p>
            <p>شیخ جابر، امیر پیشین کویت از سال ۲۰۰۱ پس از یک سکته قلبی خفیف دچار ضعف جسمانی شد. وی از سال ۱۹۷۷ امیر کویت شد و قبل از آن از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۸ نخست وزیر بود. وی از سال ۱۹۶۶ ولیعهد نیز بود. او در سال ۱۹۸۵ از یک سوء قصد و در سال ۱۹۹۰ هم از حمله عراق و اشغال کویت جان سالم به در برد.</p>
            <p>در کویت تمام پست های کلیدی در کابینه در دست اعضای خاندان سلطنتی است.</p>
            <p>میان نهادهای منتخب، پارلمان کویت دارای بیشترین قدرت در خلیج فارس است، اما خاندان الصباح در تصمیم های کلیدی حرف آخر را می زند.</p>
            <br/>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/07/120207164756_1.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">رادیو و تلویزیون دولتی در کنار شبکه های خصوصی خبر رسانی فعالیت می کنند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>سازمان خبرنگاران بدون مرز در گزارش سالانه خود در ۲۰۱۰ گفته است که کویت در بین کشورهای خلیج فارس از نظر آزادی مطبوعات دارای مقام اول است.</p>
            <p>اما رسانه ها در مورد مطالب مربوط به شیخ کویت و مقامات بلندپایه سلطنتی از خود خویشتنداری نشان می دهند.</p>
            <p>بر اساس قانون مطبوعات انتشار مطالبی که ممکن است توهین به خدا و یا پیامبر اسلام تعبیر شوند، ممنوع است. انتقاد از امیر، قانون اساسی، دستگاه قضایی و آنچه "مبانی اعتقادی مملکت" خوانده می شود ممنوع است و دادگاه می تواند علیه متهمان به جرم بی احترامی به دین یا "دین ستیزی" حکم زندان صادر کند.</p>
            <p>رادیو و تلویزیون دولتی در کنار شبکه های خصوصی خبر رسانی فعالیت می کنند. شبکه های عربی ماهواره ای بسیار محبوب هستند.</p>
            <p>ناشران روزنامه ها ملزم به دریافت مجوز از وزارت اطلاع رسانی هستند. این وزارتخانه مسئول سانسور کتاب، فیلم، مجلات و نشریات وارداتی است که حاوی مطالبی هستند که حکومت آنها را از لحاظ اخلاقی موهن تلقی می کند.</p>
            <p>رادیوی بی بی سی از طریق موج اف- ام در پایتخت قابل شنیدن است.</p>
            <p>تا ژوئن ۲۰۱۰ تعداد کاربران اینترنتی کویت یک میلیون و صد هزار نفر برآورد شده است (InternetWorldStats).</p>
            <p>سایت هایی که محتوای آنها غیر اخلاقی تلقی شود یا مطالب آن از حساسیت سیاسی برخوردار باشد با جدیت فیلتر می شوند.</p>
            <p>صاحبان کافه های اینترنتی ملزم به ثبت و نگهداری نام و شماره شناسایی مشتریان خود هستند.</p>
            <p>وبلاگ ها از جایی برای بحث درباره موضوعات اجتماعی به مکانی برای گفتگو درباره اخبار و تبادل نظر سیاسی تبدیل شده اند.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>الوطن: روزنامه، خصوصی</p>
            <p>القبس: روزنامه، خصوصی</p>
            <p>الرای العالم: روزنامه، خصوصی</p>
            <p>کویت تایمز: روزنامه به زبان انگلیسی</p>
            <p>عرب تایمز: روزنامه به زبان انگلیسی</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>کویتی تی وی: دولتی، شامل ۴ شبکه و یک کانال تلویزیونی ماهواره ای</p>
            <p>الرای: اولین تلویزیون خصوصی، پخش از طریق ماهواره</p>
            <p>الصباح: خصوصی</p>
            <p>الوطن: خصوصی</p>
            <p>الرساله: خصوصی، مذهبی</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>رادیو کویت: دولتی، به زبانهای عربی و انگلیسی</p>
            <p>مارینا اف ام: اولین رادیوی خصوصی با پخش برنامه های موسیقی</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>خبرگزاری کویت (کونا) - به زبانهای عربی و انگلیسی</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-17:15640754</id>
      <dc:identifier>15640754</dc:identifier>
      <updated>2012-02-17T12:53:26+00:00</updated>
      <published>2012-02-17T12:52:04+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی کانادا</title>
      <summary xml:lang="fa">چیزی در حدود نود درصد از جمعیت کانادا در نواری به عرض ۲۰۰ کیلومتر در نواحی جنوبی و حاشیه مرزاین کشور با ایالات متحده سکونت دارند و بخش اعظم مناطق شمالی آن تقریبا خالی از سکنه است.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی کانادا، آمریکا، تورنتو</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120217_l51_prf_canada_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120217_l51_prf_canada_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/17/120217124340_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/17/120217124340_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/17/120217124340_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/17/120217124340_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی کانادا</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/17/120217164953_2.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>کانادا دومین کشور پهناور جهان پس از روسیه با جمعیتی حدود یک پنجم آن کشوراست.</p>
            <p>چیزی در حدود نود درصد از جمعیت کانادا در نواری به عرض ۲۰۰ کیلومتر در نواحی جنوبی و حاشیه مرزاین کشور با ایالات متحده سکونت دارند و بخش اعظم مناطق شمالی آن تقریبا خالی از سکنه است.</p>
            <p>رابطه کانادا با همسایه قدرتمندش معیار تعیین کننده ای برای آن است. آمریکا و کانادا بزرگترین رابطه تجاری را در جهان دارند.</p>
            <p>توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی، شامل سه کشور آمریکا، کانادا و مکزیک، رشد تجاری بزرگی را برای کانادا به ارمغان آورده است؛ ولی معضلاتی هم در مسیر آن وجود دارد.</p>
            <p>از جمله اقدام دولت آمریکا در اخذ تعرفه از چوب صادراتی کانادا و افزایش یارانه های حمایتی کشاورزان آمریکایی، برای صادرات کانادا مشکلاتی ایجاد کرده و تنش هایی را نیز در پی داشته است.</p>
            <p>کانادا همچنین نگران آلایندگی کارخانه های آمریکایی نزدیک به مرز دو کشور و تاثیرات احتمالی اکتشاف ذخایر نفتی آلاسکا بر محیط زیست است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/01/120201053604_toronto_304x171_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">تورنتو بزرگترین شهر کانادا، محل زندگی ده ها هزار ایرانی خارج از کشور است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>کانادا در حوزه روابط خارجی سیاست هایی متمایز از آمریکا اتخاذ کرده است. گرچه این کشور با اعزام نیروی نظامی، در "جنگ بر علیه تروریسم" به رهبری آمریکا شرکت کرد. اما از تحریم های تجاری این کشورعلیه کوبا پشتبیانی نمی کند. کانادا هیچ نیروی نظامی ای برای شرکت در جنگ عراق اعزام نکرد.</p>
            <p>پس از حملات ۱۱ سپتامبر، موضوع امنیت در ۹۰۰۰ کیلومتر مرز مشترک آمریکا و کانادا، اهمیتی دو چندان یافت. اقدامات برای جلوگیری از نفوذ احتمالی تروریست ها از طریق این مرز طولانی باعث شده که دو دولت به دنبال راه های جدید تبادل اطلاعات باشند.</p>
            <p>مهاجرت کمک کرده که کانادا یکی از ثروتمند ترین کشورهای جهان باشد. معضلات مربوط به تبعیض نژادی و اقدامات برای ادغام سریعتر مهاجران بیش از گذشته در این کشور مورد توجه قرار می گیرند. بسیاری از تازه واردان از قاره آسیا می آیند.</p>
            <p>بومیان کانادا چیزی کمتر از دو درصد جمعیت را به خود اختصاص می دهند. نحوه مشارکت بومیان و دولت های ایالتی در استفاده از اراضی و منابع طبیعی از موضوعات دائمی مورد بحث در این کشور است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/17/120217125043_sd_304x171_1_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بخش اعظم مناطق شمالی آن تقریبا خالی از سکنه است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="1"/>
            </div>
            <p>از دیگر معضلات داخلی کانادا موضوع استقلال طلبان استان فرانسوی زبان کبک است. در همه پرسی انجام شده در سال ۱۹۹۵موافقان استقلال کبک فقط با اختلاف ناچیزی شکست خوردند.</p>
            <p>اما نظرخواهی های بعدی در این زمینه حاکی از کاهش تمایل به استقلال بوده و حزب طرفدار استقلال کبک در انتخابات استانی در سال ۲۰۰۳ شکست خورد.</p>
            <p>در سال ۲۰۰۶ پارلمان کانادا به رسمیت شناختن کبکی ها را به عنوان یک "ملت" در داخل کانادای متحد تصویب کرد.</p>
            <p>البته این اقدام کاملا نمادین بود و هیچ گونه پشتوانه حقوقی و بر اساس قانون اساسی کانادا ندارد.</p>
            <p>دولت کانادا در سالهای اخیر ادعای مالکیت بر مناطق قطبی را جدی تر گرفته و این باعث بروز اختلافات مرزی با کشورهای آمریکا و دانمارک شده است.</p>
            <p>دلیل اصلی این اختلافات تلاش هر یک از این کشورها برای دستیابی به منابع کشف نشده احتمالی نفت و گاز در منطقه است.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong>نام کامل</strong>: کانادا<br/>
               <strong>جمعیت:</strong> ۳۴.۳ میلیون نفر (سازمان ملل، سال ۲۰۱۱)<br/>
               <strong>پایتخت:</strong> اوتاوا<br/>
               <strong>بزرگترین</strong> شهر: تورنتو<br/>
               <strong>مساحت:</strong> ۹/۹ میلیون کیلومتر مربع<br/>
               <strong>زبان اکثریت</strong>: انگلیسی، فرانسه (هر دو زبان رسمی محسوب می شوند)<br/>
               <strong>دین اصلی:</strong> مسیحیت<br/>
               <strong>امید به زندگی:</strong> ۷۹ سال (مردان) و ۸۳ سال (زنان) (سازمان ملل متحد)<br/>
               <strong>واحد پول:</strong> ۱ دلار کانادا = ۱۰۰ سنت<br/>
               <strong>صادرات اصلی:</strong> تجهیزات صنعتی و ماشین آلات، وسایل موتوری، فلز و پلاستیک، محصولات جنگلی، کشاورزی و شیلات، محصولات انرژی<br/>
               <strong>سرانه درآمد ناخالص ملی</strong>: ۴۳.۲۷۰ دلار آمریکا (بانک جهانی، ۲۰۰۶)<br/>
               <strong>نشانه اینترنتی:</strong> ca.<br/>
               <strong>کد تلفن بین المللی:</strong> ۱+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس کشور: الیزابت دوم ملکه بریتانیا، فرماندار کل کانادا به نمایندگی از طرف ملکه</h3>
            <h3>نخست وزیر: استیون هارپر</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۵۹، تورنتو</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/05/03/110503104900_harper_canada_304x171_conservativehome.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">استیون هارپر درسال ۱۹۹۳ به عضویت پارلمان درآمد و در سال ۲۰۰۴ به رهبری حزب جدید محافظه کاران کانادا برگزیده شد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="conservativehome"/>
            </div>
            <p>حکومت دوازده ساله دولت لیبرال با پیروزی اپوزیسیون محافظه کاران در انتخابات ۲۳ ژانویه ۲۰۰۶ پایان یافت. در این انتخابات نخست وزیر وقت، پل مارتین، مغلوب استیون هارپر شد.</p>
            <p>محافظه کاران نتوانستند صاحب اکثریت مطلق آراء شود و آقای هارپر مجبور شد برای تشکیل دولت با احزاب اپوزیسیون همکاری کند.</p>
            <p>محافظه کاران متعهد شدند که مالیات ها را کاهش دهند، با جرم و جنایت مبارزه کنند، هزینه نظامی را افزایش دهند و مناسبات کانادا با آمریکا را بهبود بخشند.</p>
            <p>در مه ۲۰۱۱ حزب محافظه کار که پیش از آن در پارلمان در اقلیت بود، توانست برای سومین بار پیاپی به پیروزی برسد و اکثریت را در پارلمان به دست آورد.</p>
            <p>در مارس ۲۰۱۱ دولت آقای هارپر توسط اپوزیسیون ساقط شده بود. حزب لیبرال، اپوزیسیون اصلی دولت، همراه با دو حزب دیگر مخالف دولت، آقای هارپر را به دلیل عدم شفافیت در برخی هزینه های دولت استیضاح کردند.</p>
            <p>این نخستین بار در تاریخ کانادا بود که دولت از پارلمان رای عدم اعتماد می گرفت.</p>
            <p>آقای هارپر در دومین سال نخست وزیری خود به قصد بهبود موقعیت محافظه کاران در پارلمان اعلام برگزاری انتخابات زودهنگام شد.</p>
            <p>گرچه حزب محافظه کار در انتخابات اکتبر ۲۰۰۸ توانست ۱۶ کرسی بیشتر نسبت به انتخابات ۲۰۰۶ به دست آورد اما همچنان در اقلیت باقی ماند.</p>
            <p>دو ماه بعد دولت آقای هارپر، توسط احزاب مخالف به دلیل سو مدیریت بحران اقتصادی در معرض سقوط قرار گرفت، اما آقای هارپر توانست با تعلیق پارلمان برای یک ماه از رای عدم اعتماد بگریزد.</p>
            <p>او یک بار دیگر در ژانویه ۲۰۱۰ پارلمان را تعلیق کرد. این تعلیق دو ماهه که آقای هارپر آن را امری "متداول" نامید، خشم احزاب را برانگیخت.</p>
            <p>مخالفان می گفتند که هدف از این تعلیق، فرار از آغاز بحث احتمالی بر سر نقش دولت کانادا در شکنجه بازداشت شدگان جنگ علیه ترور در افغانستان بوده است.</p>
            <p>پارلمان کانادا از دو مجلس سنا، با یکصد و پنجاه عضو انتصابی، و مجلس عوام، با سیصد و هشت نماینده انتخابی مردم تشکیل شده است و کسب اکثریت آرای نمایندگان مجلس عوام برای تشکیل دولت ضروری است.</p>
            <p>مخالفان آقای هارپر وی را به پیشبرد سیاست های دست راستی افراطی متهم می کنند، اما او اتهام را رد می کند.</p>
            <p>ناظران معتقدند که وی با تغییر دادن تمرکز حزب از مسایل اجتماعی به مسایل اقتصادی، محافظه کاران را تا حدی به سمت راست میانه هدایت کرده است.</p>
            <p>استیون هارپر تحصیلاتش در رشته اقتصاد است. او درسال ۱۹۹۳ به عضویت پارلمان درآمد و در سال ۲۰۰۴ به رهبری حزب جدید محافظه کاران کانادا برگزیده شد.</p>
            <p>او متاهل است و دو فرزند دارد. غیر از سیاست و فعالیتهای فکری دیگر او علاقه وافری هم به هاکی روی یخ دارد.</p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <p>کانادا در زمینه رسانه های ملی و غیر تجاری سابقه ای طولانی دارد. در دهه ۱۹۳۰ میلادی و در واکنش به نفوذ رو به رشد رادیو آمریکا، موسسه رادیو و تلویزیون کانادا (سی بی سی) تاسیس شد.</p>
            <p>سی بی سی با برنامه هایی به دو زبان انگلیسی و فرانسوی، چهار شبکه رادیویی را با برنامه های گفتگو و فرهنگی، دو کانال تلویزیونی سراسری، رادیو و تلویزیون برای بومیان شمال کانادا و یک شبکه رادیو بین المللی را اداره می کند.</p>
            <p>حدود ۲۰۰۰ ایستگاه رادیویی مجاز در کانادا وجود دارد که بیشتر آن ها تجاری اند. شبکه های تلویزیونی چند کاناله به سرعت مشغول به کارند.</p>
            <p>رسانه های کانادا در بیان نقطه نظرات و افکار مختلف از آزادی زیادی برخوردارند. نهاد ناظر بر فعالیت رسانه ها، تمام شبکه های رادیویی و تلوزیونی موجود در آن کشور را ملزم می سازد که بین ۳۰ تا ۳۵ درصد از برنامه هایشان محصولات کانادایی باشد.</p>
            <p>تا مارس ۲۰۱۱ حدود ۲۷ میلیون از جمعیت کانادا به اینترنت دسترسی داشته اند (Internetworldstate.com).</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>گلوب اند میل – روزنامه، تورتنو با توزیع سراسریلا پرس – روزنامه، مونترالتورنتو سان - روزنامهنشنال پست - روزنامهله ژورنال د مونریال - روزنامهونکوور سان - روزنامهگازت – روزنامه، مونترالتورنتو استار - روزنامهمک لینز - هفته نامه خبری</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>• سی بی سی – عمومی ( سراسری)، شبکه انگلیسی زبان داخلی و شبکه کابلی خبری بین المللی را اداره می کند<br/>• سوسیته رادیو کانادا – عمومی(سراسری)، شبکه داخلی فرانسوی زبان و شبکه کابلی خبری بین المللی<br/>• سی تی وی - شبکه تجاری بزرگ<br/>• تی وی ای - شبکه تجاری بزرگ فرانسوی زبان<br/>• سی پی ای سی – کانال موضوعات سیاسی و پارلمانی<br/>• سی آر تی سی - نهاد قانونی ناظر بر کار رسانه ها، پایگاه اینترنتی آن اطلاعاتی درمورد شبکه های اصلی تلویزیونی و خدماتشان ارائه می دهد</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>• سی بی سی – عمومی(سراسری)، شبکه های انگلیسی زبان رادیو یک و شبکه فرهنگی رادیو دو را اداره می کند.<br/>• سوسیته رادیو کانادا – عمومی(سراسری)، با شبکه های فرانسوی زبان<br/>• رادیو کانادا اینترنشنال - سرویس برون مرزی تحت پوشش سی بی سی<br/>• سی آر تی سی - نهاد قانونی ناظر بر کار رسانه ها، پایگاه اینترنتی آن اطلاعاتی درمورد شبکه های اصلی تلویزیونی و خدماتشان ارائه می دهد.</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>کنیدین پرس</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-28:15849827</id>
      <dc:identifier>15849827</dc:identifier>
      <updated>2012-02-28T16:57:44+00:00</updated>
      <published>2012-02-28T16:47:36+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه گروه هشت</title>
      <summary xml:lang="fa">گروه هشت (G8) نهادی است غیر رسمی و انحصاری که اعضای آن می کوشند از طریق مذاکره و اقدام مشترک راه‌ حل‌هایی برای چالش های جهانی بیابند.</summary>
      <dc:subject>نمایه گروه هشت</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120228_l51_prf_g8_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120228_l51_prf_g8_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/28/120228165532_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/28/120228165532_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/28/120228165532_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/28/120228165532_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه گروه هشت</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>نگاه کلی</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/05/26/110526044723_g8_304x171_afp.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">افزایش خشونت در تظاهرات مخالفان گروه هشت باعث شده که اقدامات امنیتی برای محافظت از نشست ها تشدید شود </p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p> گروه هشت (G8)، بدون داشتن دفتر مرکزی ثابت، بودجه و کارمندان دائمی در حقیقت نهادی است غیر رسمی و انحصاری که اعضای آن می کوشند از طریق مذاکره و اقدام مشترک راه حلهایی برای چالش های جهانی بیابند.</p>
            <p>گروه هشت شامل هفت کشور بزرگ صنعتی جهان و روسیه است. رهبران این هشت کشور هر سال یکبار ملاقات می کنند. این جلسات برای رسانه ها بسیار مهم اند و غالبا بهانه ای می شوند برای برگزاری تظاهرات اعتراضی.</p>
            <p>زمینه های شکل گیری چنین نهادی به سالهای رکود اقتصادی و بحران نفت در اوایل دهه هفتاد میلادی باز می گردد. در سال ۱۹۷۳ در واکنش به این شرایط، دولت آمریکا جلساتی غیر رسمی با حضور اقتصاد دانان ارشد از اروپا، ژاپن و آمریکا برگزار کرد که به "گروه کتابخانه" موسوم شد.</p>
            <p>در سال ۱۹۷۵ به ابتکار دولت فرانسه رهبران این کشورها در این جلسه شرکت کردند و از آن زمان توافق شد که که اجلاس سران همه ساله برگزار شود. شش کشور تشکیل دهنده به گروه شش معروف شدند. با پیوستن کانادا به این نهاد در سال ۱۹۷۶ نام آن به گروه هفت و در سال ۱۹۹۸ با پیوستن روسیه به گروه هشت معروف شد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/05/27/110527171101_g8_and_north_african_leaders_304x171_ap_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">گروه هشت به دلیل قدرت اقصادی و سیاسی اعضای آن در عمل بر بسیاری از نهادهای بین المللی نفوذ دارد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>با وجودیکه این نهاد در اساس برای همکاری های اقتصادی و مالی شکل گرفت، از اواخر دهه هفتاد میلادی سیاست به مرور وارد حوزه تصمیم گیری های آن شد.</p>
            <p>در اجلاس سالهای اخیر رهبران گروه هشت در مورد مسایلی نظیر توسعه جهانی، صلح خاورمیانه، بازسازی عراق و امنیت جهانی توافق نظر کرده اند.</p>
            <p>کشورهای عضو گروه هشت در زمینه مسایل سیاسی می توانند اهداف و راهکارهایی را تعیین کنند، ولی پیروی از آن برای اعضای گروه الزامی نیست. گروه هشت به دلیل قدرت اقصادی و سیاسی اعضای آن در عمل بر بسیاری از نهادهای بین المللی نفوذ دارد.</p>
            <p>جلسات سالهای اخیر این گروه با گردهمایی های ساده آن در دهه هفتاد تفاوت های بسیاری دارد. ملاقات رهبران گروه هشت اکنون با تشریفات و در پناه تدابیر شدید امنیتی برگزار می شوند و صدها کارمند و مقام دولتی در برنامه ریزی و تدارک آن مشغول به کارند.</p>
            <p>با این همه این جلسات هنوز برخی ازروشهای غیر رسمی خود را حفظ کرده و معمولا در روز دوم اجلاس، رهبران به دور از هرگونه تشریفات و بوروکراسی و به دور از دوربین رسانه ها در دیداری کاملا غیر رسمی با یکدیگر گفتگو می کنند.</p>
            <p>از سوی اتحادیه اروپا دو مقام در جلسات گروه هشت شرکت می کنند: رئیس کمیسیون اروپا و رهبر کشوری که ریاست دوره ای این تحادیه را بر عهده دارد. ولی اتحادیه اروپا در مذاکرات سیاسی گروه هشت شرکت ندارد.</p>
            <h2>تاریخچه</h2>
            <p>
               <strong>تاسیس:</strong> سال ۱۹۷۵ ، رامبوئیه فرانسه<br/>
               <strong>اعضای اولیه:</strong> فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، بریتانیا، آمریکا<br/>
               <strong>اعضای بعدی:</strong> کانادا در  سال ۱۹۷۶ و روسیه در سال ۱۹۹۸ به این گروه پیوستند</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/05/27/110527093038_g8_304x171_afp_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">ریاست گروه هشت به صورت دوره ای هر سال به یکی از اعضا سپرده می شود</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>ریاست گروه هشت به صورت دوره ای هر سال به یکی از اعضا سپرده می شود. کشوری که ریاست دوره ای را بر عهده دارد، میزبان و مسئول اقدامات تشریفاتی و امنیتی نشست سالانه است.</p>
            <p>آمریکا با توجه به قدرت سیاسی و اقتصادی اش به عنوان عضو برتر در این گروه قلمداد می شود، هرچند یک چنین موقعیتی در موازین و مناسبات گروه هشت رسما اعلام نشده است.</p>
            <p>منتقدان گروه هشت می گویند رسالت این نهاد همیشه دفاع از منافع چند کشور ثروتمند و ممتاز در مقابل نیازهای سایر جهانیان بوده است.</p>
            <p>کشورهای پرجمعیتی نظیر چین و هند که در دهه های اخیر رشد اقتصادی سریعی داشته اند عضو گروه هشت نیستند و البته کشورهای آفریقایی و آمریکای جنوبی نیز هیچگاه در این نهاد نماینده ای نداشتند.</p>
            <p>آمریکا با توجه به قدرت سیاسی و نظامی اش به عنوان عضو برتر در این گروه قلمداد می شود، هرچند یک چنین موقعیتی در موازین و مناسبات گروه هشت رسما اعلام نشده است.</p>
            <p>منتقدان گروه هشت می گویند رسالت این نهاد همیشه دفاع از چند کشور ثروتمند و صاحب امتیاز در مقابل منافع سایر جهانیان بوده است.</p>
            <p>کشورهای پرجمعیتی نظیر چین و هند که در دهه های اخیر رشد اقتصادی سریعی داشته اند عضو گروه هشت نیستند و البته کشورهای آفریقایی و آمریکای جنوبی نیز هیچگاه در این نهاد نماینده ای نداشتند.</p>
            <p>سیاست هوادارانه گروه هشت در مورد جهانی کردن اقتصاد مخالفت های فراوانی را برانگیخته است و گاه تظاهرات وسیع در مخالفت با گروه هشت از خود این اجلاس خبرسازتر شده است، مهمترین آن تظاهرات همزمان با اجلاس سال ۲۰۰۱ در ایتالیا بود.</p>
            <p>از سال ۲۰۰۱ برای پرهیز از رو به رو شدن با تظاهرات اعتراضی، سعی شده که نشست های سالانه در نقاط دور افتاده تری برگزار شود.</p>
            <p>افزایش خشونت در این نوع تظاهرات باعث شده که اقدامات امنیتی برای محافظت از اجلاس تشدید شود و این به نوبه خود به این نهاد و اجلاس اش چهره مرموزتری داده که همیشه پشت پرده های بسته فعالیت داشته است.</p>
            <p>در یک دهه اخیر گروه هشت برنامه هایی را برای مبارزه با بیماری هایی نظیر ایدز آغاز کرده و طرح هایی را برای کمک به توسعه در کشور های فقیر و کاهش از بدهی های جهان سوم اعلام کرده است.</p>
            <p>معمولا اعطای چنین کمکهایی مشروط به وجود دمکراسی و حکومتی سالم در کشورهای دریافت کننده می شود، اما منتقدان می گویند که حجم کمکهای گروه هشت در مقایسه با نیاز کشورهای فقیر بسیار ناچیز است.</p>
            <p>هر از چند گاهی اعضای گروه هشت در مورد موضوعات بسیار مهم اختلاف نظر پیدا می کنند. نمونه آن بحث تغییرات جوی در اجلاس سال ۲۰۰۱ در ایتالیا بود. در این نشست جورج بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا با مخالفت خود با پیمان کیوتو در مورد کاهش گازهای کلخانه ای عملا مباحث این اجلاس را به بن بست کشاند.</p>
            <p>البته این مسئله بار دیگر در اجلاس سال ۲۰۰۷ طرح شد و با پافشاری سایر اعضا و به خصوص دولت آلمان گروه هشت بالاخره توانست در مورد مقابله با گرمایش زمین به توافق برسد که در نوبه خود پیروزی بزرگی برای این اجلاس قلمداد شد.</p>
            <p>موضوع اختلاف برانگیز دیگر طی سالهای اخیر در میان اعضای گروه هشت اشغال نظامی عراق به رهبری آمریکا بود. در این مورد حداقل سه عضو این گروه – آلمان، فرانسه و روسیه – با این عملیات مخالف بودند.</p>
            <p>از سال ۲۰۰۹ در نشست های سالانه پیداکردن راهکاری مشترک برای تثبیت اقتصاد جهانی و کمک به رشد اقتصادی در مقابل بحران جهانی اقتصادی تمرکز شده است.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-06:15431119</id>
      <dc:identifier>15431119</dc:identifier>
      <updated>2012-02-07T11:18:13+00:00</updated>
      <published>2012-02-06T15:00:42+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی هند</title>
      <summary xml:lang="fa"> دومین کشور پرجمعیت و معروف به بزرگترین دمکراسی جهان، در دهه ۱۹۹۰ با داشتن ارتشی قدرتمند، تاثیرات مهم فرهنگی و اقتصادی قوی و با رشدی سریع در مسیر تبدیل شدن به یکی از قدرت های اصلی جهان قرار گرفت.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی هند، آسیا، بمبئی، دهلی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120206_l51_prf_india_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120206_l51_prf_india_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206171235_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206171235_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206171235_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206171235_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی هند</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/08/120208113423_india_map.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>دومین کشور پرجمعیت و معروف به بزرگترین دمکراسی جهان، در دهه ۱۹۹۰ با داشتن ارتشی قدرتمند، تاثیرات مهم فرهنگی و اقتصادی قوی و با رشدی سریع در مسیر تبدیل شدن به یکی از قدرت های اصلی جهان قرار گرفت.</p>
            <p>هند دارای سلاح هسته ای است و با وجود مخالفت جامعه جهانی در دهه هفتاد و پس از آن در دهه نود میلادی آزمایشهای هسته ای خود را اجرا کرد. با این همه این کشور هنوز با مشکلات عظیمی در عرصه های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی روبروست.</p>
            <p>شبه قاره هند که در بر گیرنده مجموعه ای از تنوع سیاسی، نژادی و طبیعی است و از کوههای مرزی با افغانستان در غرب تا جنگلهای برمه در غرب را شامل می شود، از اوایل قرن نوزدهم تاسال ۱۹۴۷ تحت حکومت بریتانیا بود.</p>
            <p>اما تقسیم این شبه قاره همزمان با پایان استعمار بذر درگیری های بعدی را در این منطقه کاشت.</p>
            <p>از آن زمان بین هند و رقیب بزرگش، پاکستان سه دوره جنگ در گرفته که دو جنگ بر سر منطقه کشمیر بوده است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206171009_1.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">مدافعان حقوق زنآن می گویند که در هند هنوز تبعیض علیه زنان بسیار است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>از سال ۲۰۰۴ روند جدیدی در مذاکرات صلح بین دو کشور آغاز شد. با وجود ادامه تنش بر سر کشمیر و چند مورد بمبگذاری از جمله حملات خونبار در بمبئی، که پلیس هند آن را به پیکارجویان پاکستانی نسبت می دهد، دو کشور روند تنش زدایی را ادامه داده اند. یک ماه پس از حملات دولت هند اعلام کرد که روند صلح متوقف شده است.</p>
            <p>با وجود چندین زبان، فرهنگ و مذهب در هند، گوناگونی فراوانی فرهنگی و قومی فراوانی در این کشور دیده می شود. این گوناگونی در نظام فدرالی کشور نیز دیده می شود؛ به این صورت که قدرت بین دولت مرکزی و ۲۸ ایالت تقسیم شده است.</p>
            <p>با این حال درگیری های محلی و قومی بر سیاست هند تاثیر گذاشته است و گاهی تهدیدی برای دمکراسی و نظام سکولار این کشور به شمار می رود.</p>
            <p>در سال ۱۹۸۴ ایندیرا گاندی، نخست وزیر وقت هند توسط محافظانش که از سیک های افراطی بودند به قتل رسید. انگیزه این ترور دستور نخست وزیر به ارتش برای بیرون کردن پیکارجویان سیک از معبد طلایی در شهر آمریستار بود.</p>
            <p>در سال ۱۹۹۲ پس از تخریب مسجد بابری توسط هندوهای افراطی، درگیری های خشونت آمیز گسترده ای بین مسلمانان و هندویان روی داد.</p>
            <p>
               <strong>پیشرفت اقتصادی</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206115214_india_farmer_304x171_ap_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بخش عمده ای از جمعیت روستانشین همچنان در فقر به سر می برند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>جواهر لعل نهرو اولین نخست وزیر پس از استقلال هند، ایده ایجاد یک کشور سوسیالیستی را داشت و در این راستا زیرساختهای عمومی کشور را توسعه داد که بخشی از آن در دوره های بعدی به بار سنگینی برای بودجه دولتی بدل شد.</p>
            <p>از اواخر دهه ۱۹۸۰ هند درهای خود را به سوی جهان گشود. اصلاحات اقتصادی تقویت و سرمایه گذاری خارجی تشویق شد و امروزه کشورهای پیشرو اقتصادی و قدرتهای بزرگ سیاسی و حتی چین که زمانی در نقش دشمن این کشور بوده، مشتاق برقراری ارتباط با هند هستند.</p>
            <p>طبقه متوسط شهرنشینی در هند درحال شکل گرفتن است و در زمینه هایی مانند فن آوری اطلاعات سرمایه‌گذاری‌های زیادی انجام شده و حجم بالای نیروی کار ماهر، هند را به محلی مناسب برای شرکت های بین المللی تبدیل کرده است که مشتاق اند بخشی از کار خود را به شرکت های دیگر بسپارند.</p>
            <p>با این حال بخش عمده ای از جمعیت روستانشین همچنان در فقر به سر می برند. زندگی آنان کماکان تحت سیطره نظام باستانی مذهب هندوست که به هر فرد جایگاهی ثابت در سلسله مراتب اجتماعی اختصاص می دهد.</p>
            <p>تبعیض طبقاتی اکنون غیرقانونی است و تدابیر گوناگونی برای قدرت دادن به طبقات فرودست جامعه و ایجاد شرایط برای دستیابی آنان به فرصتهای شغلی و آموزشی در نظر گرفته شده است و تلاش های برای فقرزدایی و مبارزه با بیسوادی صورت می گیرد.</p>
            <p>آزمایش های هسته ای هند در مه ۱۹۹۸ و متعاقب آن آزمایش های مشابه در پاکستان به فاصله فقط چند هفته، نگرانی جامعه بین المللی را در مورد ثبات منطقه افزایش داد و این آزمایشها با محکومیت وسیع جهانی همراه بود.</p>
            <p>گرچه در آن زمان آمریکا به سرعت تحریم هایی را علیه هند اعمال کرد، اما امروز دو کشور مناسبات خود را بهبود داده و حتی توافق کرده اند که در زمینه فناوری هسته ای همکاری کنند.</p>
            <p>هند ماهواره های خود را به فضا پرتاب کرده و در سال ۲۰۰۸ نخستین فضاپیما خود را به کره ماه فرستاد.</p>
            <p>هند صاحب صنعت سینمای بسیار بزرگی است که محصولات آن در سراسر جهان به طور گسترده ای بیننده دارد.</p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong/>
            </p>
            <p>
               <strong>نام کامل:</strong> جمهوری هند</p>
            <p>
               <strong>جمعیت:</strong> ۱/۲ میلیارد نفر (سازمان ملل متحد، ۲۰۱۰)</p>
            <p>
               <strong>پایتخت:</strong> دهلی نو</p>
            <p>
               <strong>پرجمعیت ترین شهر:</strong> بمبئی</p>
            <p>
               <strong>مساحت:</strong> ۳.۱ میلیون کیلومتر مربع بدون در نظر گرفتن منطقه کشمیر تحت کنترل هند (۱۰۰.۵۶۹ هزار کیلومتر مربع)</p>
            <p>
               <strong>زبان اصلی:</strong> هندی، انگلیسی و حداقل ۱۶ زبان رسمی دیگر</p>
            <p>
               <strong>مذاهب اصلی:</strong> هندویسم، اسلام، مسیحیت، سیکیسم، بودیسم و جینیسم</p>
            <p>
               <strong>امید به زندگی:</strong> ۶۴ سال برای مردان و ۶۸ سال برای زنان (منبع: سازمان ملل متحد، سال ۲۰۰۷)</p>
            <p>
               <strong>واحد پول:</strong> روپیه هند = ۱۰۰ پیسه</p>
            <p>
               <strong>صادرات اصلی</strong>: محصولات کشاورزی، محصولات نساجی، سنگ های قیمتی و جواهرات، خدمات و فناوری های نرم افزاری، محصولات مهندسی، مواد شیمیایی، محصولات چرمی</p>
            <p>
               <strong>سرانه درآمد ناخالص ملی</strong>: ۱.۳۴۰ دلار (بانک جهانی ۲۰۱۰)</p>
            <p>
               <strong>نشانه اینترنتی:</strong> in.</p>
            <p>
               <strong>کد تلفن بین المللی:</strong> ۹۱+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>
               <strong>رئیس جمهور: پراتیبا پاتیل</strong>
            </h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۳۴، نادگائون (هند)</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206171027_2.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">پراتیبا پاتیل، نخستین زنی است که در هند به ریاست جمهوری رسیده است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>پراتیبا پاتیل در ژوئیه ۲۰۰۷ به عنوان اولین زن رئیس جمهور در هند توسط اعضای مجالس ایالتی و پارلمان ملی به این مقام برگزیده شد.</p>
            <p>خانم پاتیل از حزب حاکم کنگره است که در حال حاضر اکثریت را در دولت هند در دست دارد. او قبل از این سیاستمدار سرشناسی نبود و بالاترین مقامش ریاست دولت محلی در ایالت راجستان در شمال غرب هند بود.</p>
            <p>او به خاطر رسوایی های مالی که در آن وابستگان خانوادگی اش متهم بودند و همینطور برخی از اظهار نظرهای جنجال برانگیزش به شدت مورد انتقاد قرار گرفته بود.</p>
            <p>حامیانش ریاست جمهوری او را پیروزی برای زنان هند می دانند، اما منتقدان نگرانند که او از قدرت و نفوذ سیاسی درخور این مقام برخوردار نباشد.</p>
            <p>هند در تاریخ معاصر خود سیاستمداران زن برجسته ای داشته و از همه مهمتر ایندیرا گاندی است که با رسیدن به قدرت در سال ۱۹۶۶ جزو اولین رهبران زن در جهان بود. اما مدافعان حقوق زنآن می گویند که در هند هنوز تبعیض علیه زنان بسیار است.</p>
            <p>خانم پاتیل جایگزین ای پی جی عبدالکریم، دانشمند و معمار برنامه های هسته ای هند، شد</p>
            <p>در هند اختیارات رئیس جمهور محدود است ولی اوست که پس از هر انتخابات سراسری می تواند تعیین کند که کدام حزب و چه کسی دولت مرکزی را تشکیل دهد.</p>
            <h3>نخست وزیر: مانموهان سینگ</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۳۲، گاه، پنجاب</strong>
            </p>
            <p>در پی پیروزی غیر مترقبه حزب کنگره در انتخابات عمومی، مانموهان سینگ در ماه مه سال ۲۰۰۴ به سمت نخست وزیری هند رسید.</p>
            <p>رهبر حزب کنگره، سونیا گاندی، بیوه راجیو گاندی نخست وزیر پیشین، ظاهرا به منظور کم کردن فشار حملاتی که به دلیل اصلیت ایتالیایی او به این حزب خواهد شد، از پذیرفتن این مقام سر باز زد و باعث شگفتی طرفداران خود شد.</p>
            <p>آقای سینگ اولویت های خود را کاهش فقر، ادامه اصلاحات اقتصادی و برقراری روابط دوستانه با همسایه های هند، به ویژه پاکستان اعلام کرده است.</p>
            <p>در سال اول نخست وزیری، او دولتی ائتلافی تشکیل داد که متحدان وی از حزب کمونیست و تعدادی وزرای متهم به فساد مالی را شامل می شد.</p>
            <p>او سیاست های اقتصادی مناسب با نیازهای بازار آزاد را کماکان ادامه داد و قانون منع گسترش فعالیت های هسته ای نظامی را تصویب کرد.</p>
            <p>اما وعده دیگر او که تلاشی بود برای کاهش فقر در فقیرترین مناطق هند، هنوز تا ثمردهی راه درازی را در پیش دارد.</p>
            <p>در سال ۲۰۱۱ درخواستهایی مبنی بر تحقیق در خصوص یک رشته رسوایی مالی رو به رو شد.</p>
            <p>آقای سینگ بارها وعده داده که با فساد مبارزه کند.</p>
            <p>منتقدان آقای سینگ می گویند که تعدد رسوایی های سیاسی در دوره او، نشاندهنده فراگیر شدن فرهنگ فساد در تشکیلات اوست.</p>
            <p>در پی حملات مرگبار ۲۰۰۸ در بمبئی که منجر به کشته شدن حدود ۲۰۰ نفر شد، دولت او بارها به دلیل راهکارهای امنیتی مورد انتقاد قرار گرفته است.</p>
            <p>با این حال حزب کنگره به رهبری سینگ در انتخابات سراسری در آوریل و مه ۲۰۱۱ با اقتدار به پیروزی رسید و فقط ۱۱ کرسی در پارلمان احتیاج داشت تا پیروز مطلق انتخابات باشد.</p>
            <p>پیش بینی می شد که حزب مخالف بهاراتیا جاناتا رقابتی نزدیک با حزب کنگره داشته باشد.</p>
            <p>با اینکه آقای سینگ برای تشکیل دولت به حمایت احزاب کوچک تر نیاز داشت، اما به نظر می رسید دولت جدید آنقدر قدرتمند باشد که بتواند اصلاحات اقتصادی خود را دنبال کند.</p>
            <p>آقای سینگ شهرت خود را در سمت وزیر اقتصاد در دولت ناراسیمها رائو در اوایل دهه ۹۰ به دست آورد؛ زمانی که وی نقش عمده ای در فراهم شدن اقتصاد آزاد بازی کرد. پس از آن نیز آقای سینگ رهبری فراکسیون حزب کنگره را در مجلس اعیان به دست گرفت.</p>
            <p>آقای سینگ در خانواده ای سیک و در ایالت پنجاب غربی متولد شد و دانش آموخته دانشگاه های آکسفورد و کمبریج است. سمت های پیشین او ریاست بانک مرکزی هند و از مسئولان صندوق بین المللی پول بوده است.</p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/07/120207111213_1.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">با افزایش طبقه متوسط جامعه، تیراژ روزنامه ها نیز افزایش یافته است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>پس از شکستن انحصار دولتی رادیو و تلویزیون، این صنعت در حال شکوفایی اند و تعداد شبکه های رادیویی تلویزیونی دائما در حال افزایش است.</p>
            <p>به گزارش وبسایت صنعت رادیو و تلویزیون تا سال ۲۰۱۱، ۱۰۶ میلیون خانوار در هند به تلویزیون کابلی و ماهواره ای دسترسی داشته اند و بیش از ۷۰۰ شبکه تلویزیونی در هند فعال هستند.</p>
            <p>برنامه های خبری اغلب خبرهای سرگرمی را پوشش می دهند. چندین شبکه خبری ۲۴ ساعته در هند وجود دارد.</p>
            <p>دوردارشان، تلویزیون عمومی چندین شبکه را تحت کنترل خود دارد؛ از جمله شبکه DD۱ که حدود ۴۰۰ میلیون بیننده دارد.دیش تی وی، تاتا- اسکای، سان دایرکت، بیگ تی وی و ایرتل دیجیتال تی وی میلیونهای مشترک دارد.</p>
            <p>تعداد شبکه های رادیویی اف ام که موسیقی پخش می کنند فراوان است. اما فقط شبکه دولتی "آل ایندیا ردیو" می تواند برنامه های خبری تولید کند.</p>
            <p>مطبوعات هند بسیار زنده و فعالند. با افزایش طبقه متوسط جامعه، تیراژ روزنامه ها نیز افزایش یافته و روزنامه های جدید با روزنامه های پرسابقه رقابت می کنند.</p>
            <p>بر اساس گزارش گزارشگران بدون مرز در سال ۲۰۱۱، روزنامه نگارانی فعال در مناطقی که درگیری های مسلحانه وجود دارد از امینتی که باقی روزنامه نگاران نقاط دیگر هند دارند، برخوردار نیستند.</p>
            <p>در دسامبر ۲۰۱۰ تعداد کاربران اینترنتی هند حدود ۱۰۰ میلیون نفر برآورد شده است (Internetworldatats).</p>
            <p>فیلترینگ سازمان یافته در هند وجود ندارد و اما در اواخر ۲۰۱۱ مقامات تصمیم گرفته اند که محتوای سایتهایی که به نظر توهین آمیز می رسند را کنترل کنند.</p>
            <p>این تصمیم که به داگاه کشانده شد، دولت را مقابل سایت هایی نظیر فیسبوک، یاهو، گوگل، مایکروسافت و یوتیوب قرار داد.</p>
            <p>گزارشگران بدون مرز می گوید که حذف تمام محتویات اهانت آمیز برای سایت ها "عملی غیر ممکن" است. این سازمان از دولت خواسته است که این رفتار را به صورت قانونی "سرکوب کننده" در نیاورد.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>تایمز آو ایندیا: روزنامه، چاپ بمبئی</p>
            <p>هیندو:روزنامه، چاپ چنای</p>
            <p>هندوستان تایمز: روزنامه، چاپ دهلی نو</p>
            <p>پایونیر : روزنامه - چاپ دهلی نو</p>
            <p>ایندین اکسپرس: روزنامه، چاپ دهلی نو</p>
            <p>استیتس من – روزنامه - چاپ کلکته</p>
            <p>ایشین ایج –روزنامه - چاپ دهلی نو</p>
            <p>ایندیا تودی – مجله خبری، چاپ دهلی نو</p>
            <p>آوت لوک – مجله خبری، چاپ دهلی نو</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>دوردارشان تی وی: تلویزیون عمومی، با در اختیار داشتن شبکه های محلی، منطقه ای، سراسری و ماهواره ای.</p>
            <p>سی ان ان- آی بی ان: شبکه خبری 24 ساعته به زبان انگلیسی، با مشارکت کمپانی ترنر اینترنشنال</p>
            <p>نیو دهلی تی وی: با شبکه های ان دی تی وی 24x7 و ان دی تی وی - ایندیا به زبان های هندی و انگلیسی</p>
            <p>استار تی وی – شبکه ای که شبکه های تلویزیونی ماهواره ای و کابلی مختلفی از جمله استار نیوز را اداره می کند.</p>
            <p>زی تی وی – شبکه تلویزیونی ماهواره ای و کابلی که توسط زی گروپ اداره می شود.</p>
            <p>سونی انترتینمنت تی وی – شبکه تجاری</p>
            <p>آج تک – شبکه خبری 24 ساعته، توسط ایندیا تو دی گروپ اداره می شود.</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>آل ایندیا ردیو – عمومی، شبکه های محلی و خارجی را اداره می کند.</p>
            <p>ردیو وان: شبکه تجاری، پخش در شش شهر بزرگ</p>
            <p>ردیو میرچی – شبکه تجاری که دارای ایستگاه هایی عموما موسیقی در بمبئی، دهلی نو و دیگر شهرها است و توسط تایمز گروپ اداره می شود.</p>
            <p>ردیو سیتی – شبکه تجاری که دارای ایستگاه هایی اف ام در بمبئی و دیگر شهر ها بوده و متعلق به نیوز کورپریشن است.</p>
            <p>رد اف ام – تجاری که توسط ایندیا تو دی گروپ اداره می شود.</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>پرس تراست آو ایندیا - غیر انتفاعی که مالک آن مجموعه ای از روزنامه ها هستند.</p>
            <p>ایشین نیوز اینترنشنال: تجاری، خصوصی، خبرگزاری چند رسانه ای</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-15:15603129</id>
      <dc:identifier>15603129</dc:identifier>
      <updated>2012-02-16T17:26:16+00:00</updated>
      <published>2012-02-15T14:45:48+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی لیبی</title>
      <summary xml:lang="fa">لیبی دارای ذخایر نفتی غنی و کشوری است در سواحل جنوبی دریای مدیترانه که بیشتر مساحت آن را بیابان پوشانده است. این کشور دارای تاریخی کهن است اما در دوران معاصر اشتهار آن بیشتر به خاطر حضور معمر قذافی بوده است.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی لیبی، قذافی، آفریقا</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120215_l51_prf_libya_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120215_l51_prf_libya_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/15/120215160814_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/15/120215160814_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/15/120215160814_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/15/120215160814_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی لیبی</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/16/120216160503_3.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p/>
            <p>لیبی با ذخایر نفتی غنی، کشوری است در سواحل جنوبی دریای مدیترانه که بیشتر مساحت آن را بیابان پوشانده است. این کشور دارای تاریخی کهن است اما در دوران معاصر اشتهار آن بیشتر به خاطر حضور سرهنگ معمر قذافی رهبر نامتعادل آن بوده است که ۴۲ سال بر این کشور حکمرانی کرد.</p>
            <p>حکومت استبدادی سرهنگ قذافی پس از شش ماه قیام مردمی و در پی آن جنگ داخلی سرانجام در ۲۰۱۱ به پایان رسید.</p>
            <p>شورای ملی انتقالی که از درون نیروهای شورشی پدید آمد، در ابتدا اداره دولت این کشور را بر عهده داشت و عهد کرده بود که لیبی را به کشوری تکثرگرا و دمکراتیک تبدیل کند.</p>
            <p>این شورا در اوت ۲۰۱۲ قدرت را رسما به پارلمان تازه تاسیس این کشور موسوم به کنگره ملی لیبی واگذار کرد. این پارلمان پس از برگزاری اولین انتخابات آزاد بعد از ۵۰ سال تشکیل شد.</p>
            <p>لیبی یکی از مستعمره های سابق امپراتوری روم شاهد کشورگشایی امپراتوری بیزانس، اعراب، ترک های عثمانی و ایتالیایی ها در دوران معاصر بوده است. لیبی در سال ۱۹۵۱ به استقلال دست یافت.</p>
            <p>با اکتشاف نفت در سال ۱۹۵۹، لیبی - که در آن زمان کشوری پادشاهی تحت فرمانروایی رهبر صوفیان سنوسی بود - به کشوری ثروتمند تبدیل شد.</p>
            <p>ده سال پس از استقلال، در سال ۱۹۶۹، سرهنگ قذافی از طریق کودتایی نظامی و براندازی شاه ادریس به قدرت رسید و به این ترتیب فصلی پر تحول و جدید در تاریخ لیبی آغاز شد.</p>
            <p>سرهنگ قذافی در ابتدا تحت تاثیر اندیشه های جمال عبدالناصر، رئیس جمهور وقت مصر، با ترکیبی از نگرش ملی گرایی عربی و سوسیالیسم تلاش کرد با سیستم حکومتی وی برابری کند. اما دیری نگذشت که به شیوه های حکومتی به شدت غیر متداول متوسل شد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/15/120215160839_2.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">در پی برخوردهای خشونت‌آمیز دولت با قیام مردمی، جهان یک بار دیگر در مقابل دولت لیبی قرار گرفت</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>قذافی با تشریح اندیشه های خود در "کتاب سبز" تلاش کرد تا جایگزینی برای کمونیسم و کاپیتالیسم ارائه دهد. وی سیستم جدید حکومتی را "جماهیریه" نامید و جمهوری عربی لیبی را به "جماهیر عربی سوسیالیستی خلق عظیم لیبی" تغییر داد.</p>
            <p>در نظام سیاسی جدید، در ظاهر نظام دمکراسی مستقیم حاکم بود که در آن قدرت در دست کمیته های مردمی بود و مردم مستقیما و بدون واسطه و انتخاب نماینده و وجود احزاب سیاسی در تصمیم‌گیری‌های دولت سهیم بودند.</p>
            <p>اما در عمل قدرت سرهنگ قذافی مطلق بود و از طریق "کمیته های انقلابی" متشکل از هواداران رژیم اعمال می شد.</p>
            <p>بعد از انفجار هواپیمای پان آم (پان آمریکن) بر فراز شهر لاکربی در اسکاتلند در سال ۱۹۸۸، که لیبی از سوی آمریکا مسئول این بمب گذاری معرفی شد، رژیم قذافی از سوی مجامع بین المللی طرد شد.</p>
            <p>اما در سال ۲۰۰۳ رژیم قذافی با پذیرفتن رسمی مسئولیت این بمب گذاری، پرداخت غرامت به بازماندگان و تحویل دو تن از مظنونان که یکی از آنها با نام عبدالباسط المقراحی به دست داشتن در این حمله محکوم شد، اعتبار تازه ای پیدا کرد. سازمان ملل متحد متعاقبا تحریم ها علیه لیبی را لغو کرد.</p>
            <p>اما در سال ۲۰۱۱ با برخوردهای خونین و خشونت‌آمیز دولت با قیام مردمی که با الهام از شورش ها در جهان عرب شکل گرفته بود، جهان یک بار دیگر در مقابل دولت لیبی قرار گرفت.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/15/120215160849_6.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">با وجود ذخایر عظیم نفت و گاز، اقتصاد لیبی همچنان توسعه نیافته است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p/>
            <p>شورای امنیت سازمان ملل با صدور قطعنامه ای به منظور حفظ جان شهروندان غیر نظامی به عملیات هوایی ناتو در لیبی رای مثبت داد.</p>
            <p>سرانجام پس از ماه ها کشمکش، در اوت ۲۰۱۱ شورشیان، طرابلس را تحت تصرف خود در آورده و چند هفته بعد سرهنگ قذافی در طی حمله ای به آخرین مخفیگاهش، کشته شد.</p>
            <p>شورای ملی انتقالی در اکتبر ۲۰۱۱ اعلام کرد که انتخابات کنگره ملی عمومی را تا ۸ ماه دیگر برگزار خواهد کرد. این نهاد سپس ۶۰ روز فرصت داشت تا دولتی موقت و هیئتی برای تدوین پیش نویس قانون اساسی تعیین کند.</p>
            <p>سرانجام به منظور تشکیل پارلمانی جدید، نخستین انتخابات آزاد بعد از شش دهه در ژوئیه ۲۰۱۲ برگزار شد. این پارلمان که کنگره ملی نامیده شد، علی زیدان را در اکتبر به عنوان نخست وزیر انتخاب کرد.</p>
            <p>آقای زیدان سپس اولین دولت انتقالی لیبی را با هدف تدوین قانون اساسی جدید و آماده سازی کشور برای برگزاری انتخابات بعدی در ۲۰۱۳ تشکیل داد.این دولت اکنون با چالش دشوار استقرار ثبات روبروست. خلع سلاح نیروهای شورشی، احیای اقتصاد، ایجاد نهادهای مسئول و موظف و اجرای وعده هایی که برای دستیابی به دمکراسی و حاکمیت قانون داده شده است، از جمله این چالش هاست.<br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong>نام کامل</strong>: لیبی<br/>
               <strong>جمعیت:</strong> ۶.۴ میلیون نفر (سازمان ملل، ۲۰۱۰)<br/>
               <strong>پایتخت:</strong> طرابلس<br/>
               <strong>مساحت</strong>: ۱.۷۷ میلیون کیلومتر مربع<br/>
               <strong>زبان اصلی:</strong> عربی<br/>
               <strong>مذهب اصلی</strong>: اسلام<br/>
               <strong>امید به زندگی:</strong> ۷۳ (مردان) - ۷۸ (زنان) (سازمان ملل)<br/>
               <strong>واحد پول:</strong> دینار لیبی = ۱۰۰۰ درهم<br/>
               <strong>صادرات اصلی:</strong> نفت خام، فرآورده های نفتی و گاز طبیعی<br/>
               <strong>سرانه درآمد ناخالص ملی</strong>: ۱۲۳۲۰ دلار (بانک جهانی، سال ۲۰۰۶)<br/>
               <strong>نشانه اینترنتی:</strong> ly.<br/>
               <strong>کد تلفنی بین ‌المللی</strong>: ۲۱۸+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس کنگره ملی لیبی: نوری ابوسهمین</h3>
            <p>
               <strong>
                  <br/>
               </strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/07/18/130718141303_abusahmin_304x171_f_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">او اولین نماینده از اقلیت بربرهاست که به ریاست کنگره ملی لیبی دست یافته است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="f"/>
            </div>
            <p/>
            <p>پس از استعفای محمد یوسف المقریف، از ریاست کنگره ملی لیبی، نوری ابو سهمین در ژوئن ۲۰۱۳ به عنوان رئیس عالی‌ترین نهاد تصمیم گیرنده در این کشور انتخاب شد.</p>
            <p>آقای المقریف یک سال پیش از آن به عنوان رئیس کنگره ملی لیبی انتخاب شده بود، اما پس از تصویب قانون انزوای سیاسی توسط پارلمان که چهره‌های وابسته به نظام سابق را از در اختیار داشتن مناصب دولتی محروم می‌کند، او از مقام خود کناره گیری کرد.</p>
            <p>او در دهه ۸۰ سفیر لیبی در هند بود.</p>
آقای ابوسهمین نماینده ای مستقل از منطقه غرب لیبی و از اقلیت بربرهاست که در طول حکومت سرهنگ معمر قذافی، مورد تبعیض قرار می گرفتند.<br/>
            <p>کنگره ملی لیبی که دارای ۲۰۰ کرسی است، در ژوئیه ۲۰۱۲، پس از برگزاری اولین انتخابات آزاد لیبی در نزدیک به ۵۰ سال اخیر، تشکیل شد.</p>
            <p>در این انتخابات احزابی با گرایشهای اسلامی همچون عدالت و توسعه و اخوان المسلمین نتوانستند در رقابت با ائتلاف نیروهای ملی، شامل نمایندگان مستقل، لیبرال و سکولار، رتبه نخست را به خود اختصاص دهند.</p>
            <p>آقای ابوسهمین که نقش مهمی در ایجاد قانون اساسی جدید داشته است، تا زمان برگزاری انتخابات بعدی در ۲۰۱۳، رهبر انتقالی لیبی باقی خواهد ماند.</p>
            <h3>نخست وزیر : علی زیدان</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۵۰، ودان<br/>
               </strong>
            </p>
            <p>کنگره ملی لیبی در اکتبر ۲۰۱۲ علی زیدان را به عنوان نخست وزیر جدید این کشور انتخاب کرد. آقای زیدان، با ۹۳ رای مثبت انتخاب شد.</p>
            <p>او محمد الحراری، نامزد مورد نظر حزب عدالت و عمران را که به اخوان المسلمین مرتبط است شکست داد.</p>
آقای زیدان در ماه سپتامبر همان سال در رای گیری پارلمان برای دستیابی به پست ریاست کنگره ملی لیبی از محمد المقریف شکست خورده بود اما تنها چند هفته بعد به عنوان نخست وزیر انتخاب شد.
<p>مصطفی ابو شاقور، نخست وزیر قبلی یک هفته پیش از آن و پس از دو بار ناکامی در تشکیل دولت برکنار شده بود.<br/>ناکامی او در تشکیل دولت بیشتر به این علت بود که گروه های مخالف دولت از جمله اخوان المسلمین و احزاب سکولاری چون حزب ائتلاف نیروهای ملی از عدم حضور کافی نمایندگان خود در پارلمان ابراز نارضایتی می کردند.</p>
            <p>سرانجام آقای زیدان موفق شد در نوامبر ۲۰۰۸ رسما دولتی انتقالی، با حضور احزاب عمده و شخصیت های سیاسی لیبرال و اسلامگرا، با هدف ایجاد موازنه بین مناطق مختلف این کشور تشکیل دهد.</p>
            <p>گرایش های سیاسی آقای زیدان نزدیک به ائتلاف نیروهای ملی به رهبری محمود جبریل، نخست وزیر پیشین است.</p>
            <p>آقای زیدان در دوران حکومت سرهنگ معمر قذافی دیپلمات بود اما در سال ۱۹۸۰ به همراه محمد المقریف، سفیر وقت لیبی در هند به حکومت پیشین پشت کرده و به مخالفان قذافی در خارج پیوست.</p>
            <p>در طی جنگ داخلی ۲۰۱۱، آقای زیدان رابط اصلی بین شورای ملی انتقالی لیبی با اتحادیه اروپا بود که در دوران ناآرامی‌های سال قبل، از سوی شورشیان مخالف دولت معمر قذافی شکل گرفته بود.</p>
            <p>آقای زیدان نقش مهمی در به رسمیت شناختن شورشیان از سوی چندین کشور اروپایی داشت.</p>
            <h3>رهبر برکنار شده: سرهنگ معمر قذافی</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۴۲، سرت</strong>
            </p>
            <p/>
معمر قذافی، تا زمانی که در ۲۰۱۱ سرنگون شد، طولانی ترین دوران زمامداری را در جهان عرب دارا بود. او رهبری زیرک و نامتعادل بود که از چندین سوء قصد، جان سالم به در برد. او نظام حکومتی جدیدی در لیبی تاسیس کرد.
<p>پس از چند هفته زندگی مخفیانه، پیکارجویان شورشی او را در ۲۰ اکتبر ۲۰۱۱ در شهر سرت، زادگاهش، دستگیر کردند. چیزی نگذشت که در میان اخبار ضد و نقیض درباره شرایط و نحوه دقیق دستگیری اش، با ضرب گلوله کشته شد.</p>
            <p>
               <strong>کودتا</strong>
            </p>
            <p>سرهنگ قذافی با الهام گرفتن از جمال عبدالناصر، رهبر ملی گرای مصر، طی یک کودتای آرام در ۱۹۶۹ ملک ادریس را برکنار کرد و به قدرت رسید.</p>
            <p>سرهنگ قذافی از خود تصویری به عنوان یک عرب ملی گرا ارائه می داد اما تلاش هایش برای ایجاد اتحاد میان کشورهای عربی موفقیت چندانی نداشت. در دهه ۹۰ تلاش های خود را در آفریقا متمرکز کرد و پیشنهاد ایجاد "ایالات متحده آفریقا" را مطرح کرد. اندیشه ای که بعدها "اتحادیه آفریقا" بر اساس آن پایه گذاری شد.</p>
            <p>از دهه ۷۰ میلادی به بعد، سرهنگ قذافی با حمایت از تعدادی از گروه های مسلح، از جمله ارتش جمهوریخواه ایرلند و سازمان آزادیبخش فلسطین، خشم غرب را برانگیخت.</p>
            <p>نقش داشتن لیبی در حملاتی که در کشورهای اروپایی در دهه ۸۰ رخ داد، حملات هوایی ارتش آمریکا در سال ۱۹۸۶ را در پی داشت. ده ها نفر، از جمله دختر خوانده رهبر لیبی در این حملات کشته شدند.</p>
            <p>
               <strong>روابط حسنه با غرب</strong>
            </p>
            <p>با این حال سرهنگ قذافی با پرداخت غرامت به بازماندگان قربانیان فاجعه لاکربی در ۱۹۸۸ و توافق بر خاتمه گسترش سلاح های کشتار جمعی، مجددا جامعه جهانی بازگشت.</p>
            <p>سیاستمداران اروپایی از جمله رهبران بریتانیا، ایتالیا، فرانسه و آلمان از آن پس به قصد عقد قرارداد معاملات پرسود به لیبی سفر کردند.</p>
            <p>معمر قذافی دوبار ازدواج کرد و هشت فرزند داشت که عده ای از آنان پست های مهم در نیروهای امنیتی داشتند.</p>
            <p>سیف الاسلام، دومین پسر کلنل قذافی، در خارج از کشور به عنوان چهره ای میانه رو و اصلاح طلب شناخته می شد. اما پس از قیام مردمی در سال ۲۰۱۱ با حمایت از پدرش از خود چهره ای تندرو نشان داد. او در حال حاضر در لیبی در بازداشت به سر می برد.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <p>فضای رسانه ای لیبی به سرعت و به طور کامل دستخوش تحولات عظیم شده است.</p>
            <p>کنترل رسانه ها در اوت ۲۰۱۱ پس از سقوط رژیم سرهنگ قذافی، از دست دولت خارج شد و دفاتر رسانه ای خصوصی و هوادار شورای ملی انتقالی به سرعت رشد پیدا کردند.</p>
            <p>خبرنگاران شرایط کاری آزادی دارند و خط قرمز شفافی برای گزارش کردن وجود ندارد.</p>
            <p>رادیو و تلویزیون رسمی لیبی (ال آر تی) جایگزین شبکه های دولتی دوران قذافی شده است. شبکه های تلویزیونی خصوصی و فرستنده های رادیویی از شهرهای لیبی و دیگر مراکز فعالیت رسانه ای در خاورمیانه پخش می شود.</p>
            <p>سرویس جهانی بی بی سی به زبان عربی در بنغازی و مصراته از طریق امواج اف ام قابل دریافت است.</p>
            <p>مطبوعات هم به طور مشابهی دچار تحول شده است. روزنامه های وابسته به رژیم سابق تعطیل شده و عنوان های جدید آغاز به فعالیت کرده اند، گرچه دوران حیات بعضی از آنها کوتاه بوده است. بنغازی به مرکز نشر مطبوعات تبدیل شده است.</p>
            <p>در ژوئن ۲۰۱۰، برآورد شد که ۳۵۴ هزار نفر به اینترنت دسترسی دارند.(Internetworldstats).</p>
            <p>شبکه های اجتماعی فیس بوک، توییتر و یوتیوب در طول انقلاب نقشی محوری در انتقال خبرهای خام برای مخاطبان در سراسر جهان داشتند. فیس بوک هنوز در بین مردم لیبی محلی محبوب برای خواندن اخبار و اظهار نظر درباره وقایع روز است.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>نیو قورینا: روزنامه خصوصی، چاپ در بنغازی</p>
            <p>بیرنیق: روزنامه خصوصی، چاپ در بنغازی</p>
            <p>تریپولی پست: هفته نامه به زبان انگلیسی</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>تلویزیون لیبی (که به لیبیا الاحرار هم مشهور است): هوادار شورای ملی انتقالی، شبکه ماهواره ای مستقر در قطر که در آوریل ۲۰۱۱ راه اندازی شد</p>
            <p>رادیو و تلویزیون لیبی (ال آر تی): دولتی</p>
            <p>لیبیا الحره: هوادار شورای ملی انتقالی</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>رادیو و تلویزیون لیبی (ال آر تی): دولتی، رادیو لیبیا و الشبابیه را اداره می کند.</p>
            <p>صدای لیبی آزاد: هوادار شورای ملی انتقالی، در بنغازی، بیضا و مصراته</p>
            <p>لیبیا اف ام: هوادار شورای ملی انتقالی، مستقر در مصر</p>
            <p>تربیوت اف ام: خصوصی، به زبان انگلیسی، مستقر در بنغازی</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>خبرگزاری لیبی: دولتی</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-09:15493026</id>
      <dc:identifier>15493026</dc:identifier>
      <updated>2012-02-09T15:58:57+00:00</updated>
      <published>2012-02-09T13:58:53+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی لبنان</title>
      <summary xml:lang="fa"> لبنان یکی از متشنج ترین و پیچیده ترین کشورهای خاورمیانه است. این کشور طی سه دهه اخیر همواره در حاشیه و گاه در مرکز جنگها و درگیریهای ناشی از تاسیس کشور اسرائیل در منطقه بوده است.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی لبنان، خاورمیانه، بیروت، حزب الله،</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120209_l51_prf_lebanon_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120209_l51_prf_lebanon_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/09/120209154327_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/09/120209154327_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/09/120209154327_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/09/120209154327_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی لبنان</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/09/120209154355_lebanon_map.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p> لبنان یکی از متشنج ترین و پیچیده ترین کشورهای خاورمیانه است. این کشور طی سه دهه اخیر همواره در حاشیه و گاه در مرکز جنگها و درگیریهای ناشی از تاسیس کشور اسرائیل در منطقه بوده است.</p>
            <p>لبنان در ماه ژوئیه سال ۲۰۰۶ به دنبال حمله گسترده اسرائیل به هدف نابود کردن مواضع گروه حزب الله، باری دیگر به صحنه نبردهای خونین بدل شد. از آن زمان ثبات نسبی که پس از جنگ داخلی ۱۹۹۰-۱۹۷۵ به دست آمده بود، تا حدودی از بین رفت.</p>
            <p>لبنان کشوری کوچک و کوهستانی است که تا قبل از کسب استقلال در سال ۱۹۴۳ تحت قیمومت فرانسه بود. این کشور در طول تاریخ پناهگاهی برای اقلیتهای کشورهای منطقه بوده است. در نتیجه جمعیت آن شامل شاخه های مختلف مسیحیت، شیعیان و سنی ها، پیروان فرقه دروزیه (موحدون) و اقلیتهای دیگر است.</p>
            <p>مراکز قدرت و ساختارهای حکومت بین گروههای متعدد و رقیب تقسیم شده اند. لبنان همچنین میزبان تعداد زیادی پناهنده فلسطینی است که در سالهای مختلف به این کشور مهاجرت کرده اند. اکثر این پناهندگان فلسطینی از حقوق قانونی و شهروندی محدودی برخوردارند.</p>
            <p>از سال ۱۹۷۵ تا اوایل دهه ۱۹۹۰ لبنان صحنه یک جنگ داخلی خونین بود. قدرتهای منطقه ای، به خصوص اسرائیل، سوریه و سازمان آزادیبخش فلسطین، از این جنگ به عنوان عرصه ای برای منازعات خویش استفاده می کردند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/09/120209154412_4.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بیروت زمانی به "پاریس خاور زمین" مشهور بود</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>نیروهای سوریه به فاصله کوتاهی پس از آغاز جنگ داخلی وارد بخشهایی از خاک لبنان شدند.</p>
            <p>ارتش اسرائیل یک بار در سال ۱۹۷۸ و بار دوم در سال ۱۹۸۲ جنوب لبنان را اشغال کرد. اسرائیلی ها در سال ۱۹۸۵ به منطقه ای که خود آن را "حریم امنیتی" (در جنوب لبنان) نامیده بودند، عقب نشینی کردند. اسرائیل در سال ۲۰۰۰ از این منطقه بیرون رفت.</p>
            <p>سوریه باوجودیکه نیروهای خود را پس از ۲۹ سال حضور نظامی، در سال ۲۰۰۵ از لبنان خارج کرده اما هنوز هم نفوذ سیاسی فراوانی در این کشور دارد.</p>
            <p>خروج نیروهای سوریه به دنبال ترور رفیق حریری نخست وزیر لبنان عملی شد. گروه های مخالف سوریه دولت آن کشور را متهم به دخالت در قتل رفیق حریری می کنند. سوریه این اتهام را همواره رد کرده است.</p>
            <p>در آن زمان برگزاری اجتماعات سیاسی گسترده در مخالفت و موافقت با سوریه باعث سقوط دولت وقت در لبنان شد و در ادامه سوریه را ناگزیر کرد که ارتش خود را از لبنان خارج کند.</p>
پرونده قتل رفیق حریری در داداگاه بین المللی لاهه در اول مارس ۲۰۰۹ وارد مرحله مهمی شد.
<p>در پائیز ۲۰۱۰ تصور می شد که احتمالا دادگاه به زودی علیه مظنونان به قتل رفیق حریری که از اعضای گروه حزب الله بودند، اعلام جرم کند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/09/120209155333_1.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">حمله گسترده اسرائیل در سال ۲۰۰۶ باری دیگر لبنان را به صحنه نبردهای خونین تبدیل کرد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>اما بیم آن می رفت که اعلام دخالت حزب الله - که از سوی ایران و سوریه حمایت می شود- در قتل حریری باعث بروز درگیری های قومی شود.</p>
            <p> سازمان ملل متحد خواستار انحلال تمام گروه های مسلح در لبنان شده است؛ از جمله پیکارجویان فلسطینی و شاخه نظامی حزب الله که بخش عمده ای از کشور را تحت کنترل دارد.</p>
            <p>در سال ۲۰۰۶ شبه نظامیان حزب الله در حمله ای دو سرباز اسرائیلی را اسیر کردند. در مقابل اسرائیل جنوب لبنان را محاصره کرد و هدف حملات نظامی خود قرار داد. در این جنگ ۳۴ روزه حدود ۱۰۰۰ لبنانی که عمدتا غیر نظامی بودند، کشته شدند. آسیب به زیرساختهای غیرنظامی بسیار گسترده بود.</p>
            <p> نیروهای حافظ صلح بین المللی به منطقه اعزام شدند تا بر اجرای توافق آتش بس که با میانجگری سازمان ملل متحد به ثمر رسیده بود، نظارت داشته باشند.</p>
            <p>اما رهبر حزب الله درخواست های سازمان ملل مبنی بر خلع سلاح را رد کرده است. از طرف دیگر شکاف های سیاسی در بیروت، مسئله حضور نظامی این گروه در جنوب و پیدا کردن راه حلی برای آن را تحت الشعاع قرار داده است.</p>
            <p>لبنان دارای نرخ بالای باسوادی و فرهنگ سنتی بازرگانی است. این کشور همچنین از دیرباز یکی از مراکز مهم تجاری برای خاورمیانه محسوب شده است.</p>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong> نام کامل:</strong> جمهوری لبنان</p>
            <p>
               <strong>جمعیت:</strong> ۴.۳ میلیون (منبع: سازمان ملل متحد۲۰۱۰)</p>
            <p>
               <strong>پایتخت:</strong> بیروت</p>
            <p>
               <strong>مساحت</strong>: ۱۰۴۵۲ کیلومتر مربع</p>
            <p>
               <strong>زبان اکثریت</strong>: عربی</p>
            <p>
               <strong>دین اکثریت:</strong> اسلام، مسیحی</p>
            <p>
               <strong>امید به زندگی</strong>:۷۱سال (مردان) و ۷۵ سال (زنان)( منبع: سازمان ملل متحد)</p>
            <p>
               <strong>واحد پول:</strong> ۱پوند ( یا لیره) لبنانی = ۱۰۰ پیاستر</p>
            <p>
               <strong>صادرات عمده:</strong> مواد غذایی و تنباکو</p>
            <p>
               <strong>سرانه درآمد ناخالص ملی</strong>: ۹.۰۸۰ دلار (بانک جهانی ۲۰۱۰)</p>
            <p>
               <strong>نشانه اینترنتی:</strong> lb.</p>
            <p>
               <strong>کد بین المللی تلفن</strong>: ۹۶۱+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس جمهور: میشل سلیمان</h3>
            <p>
               <strong>متولد ۱۹۴۸، عمشیت (لبنان)</strong>
            </p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/09/120209154359_2.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>پس از شش ماه بن بست سیاسی ای که به دنبال پایان ریاست جمهوری امیل لحود به وجود آمد بالاخره در ماه مه ۲۰۰۸ نمایندگان پارلمان لبنان ژنرال میشل سلیمان را به مقام ریاست جمهوری برگزیدند.</p>
            <p>توافقی که راه را برای ریاست جمهوری او هموار کرد به یکی از شدید ترین موارد از خصومت های جناحی و فرقه ای از پایان جنگ داخلی به این سو پایان داد.</p>
            <p>همزمان با افزایش درگیری ها، بالاخره دولت مورد حمایت غرب و از آن سو مخالفان دولت به رهبری گروه حزب الله بر سر ریاست جمهوری میشل سلیمان به عنوان گزینه ای بینابینی به توافق رسیدند.</p>
            <p>میشل سلیمان در روز آغاز کار خود، شروع فصل تازه ای را در تاریخ لبنان ستود که در آن شهروندان این کشور در مقابل فشاری که به نابودی ملت منجر می شد "تسلیم نشدند".</p>
            <p>ریاست جمهوری ژنرال سلیمان بدون مخالفت هیچ یک از گروه‌های رقیب آغاز شد و همه او را سیاستمداری متحد کننده می دانند. بی طرفی او و همینطور دور نگه داشتن ارتش به هنگام بحرانهای سیاسی باعث شده که تمام گروه های متخاصم برای وی احترام ویژه ای قائل شوند.</p>
            <p>او یک مسیحی از اقلیت مارونی است و به این ترتیب انتخاب او با الزامات پیچیده تقسیم قدرت در لبنان نیز انطباق دارد که بر آن اساس رئیس جمهور باید مسیحی باشد.</p>
            <h3>نخست وزیر: تمام سلام</h3>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/04/06/130406115014_tammam_salam_304x171_reuters.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Reuters"/>
            </div>
            <p>تمام سلام در آوریل ۲۰۱۳ و پس از استعفای نجیب میقاتی و انحلال کابینه وی، به عنوان نخست وزیر جدید لبنان مامور تشکیل دولت شد.</p>
            <p>پس از آن ده ماه به طول انجامید تا آقای سلام موفق شد کابینه ائتلافی تشکیل دهد. در همین حال برگزاری انتخابات به تعویق افتاد و قرار است در نوامبر ۲۰۱۴ برگزار شود.</p>
            <p> کابینه تمام سلام متشکل از دو شاخه اصلی و مخالف است؛ ائتلاف سیاسی حزب الله موسوم به ۸ مارس، و ائتلاف به رهبری سعد حریری موسوم به چهارده مارس.</p>
            <p> ائتلاف موسوم به ۱۴ مارس عمدتا متشکل از گروه‌های سنی به رهبری سعد پسر رفیق حریری، نخست وزیر سابق لبنان است. این ائتلاف از مخالفان بشار اسد حمایت می‌کند.</p>
            <p>جناح مخالف آن یعنی ائتلاف ۸ مارس شامل حزب‌الله، جنبش امل (دو گروه شیعه) و جریان ملی آزاد لبنان به رهبری میشل عون از مسیحیان مارونی است.</p>
            <p>نیروهای حزب الله لبنان به طور فعالانه در جنگ داخلی سوریه حضور دارند و از بشار اسد، رئیس‌جمهوری این کشور حمایت می‌کنند.</p>
            <p>وقتی سلام تمام از سوی رئیس جمهوری لبنان مامور تشکیل دولت شد از حمایت تمام جناح ها برخوردار بود و انتظار می رفت که تشکیل دولت زمان زیادی به طول نیانجامد اما وقفه طولانی نشان می دهد که اختلاف بین سیاستمداران لبنان تا چه حد عمیق است.</p>
            <p>خلائی که با نبود دولت در لبنان به وجود آمد زمینه را برای کشیده شدن دامنه خشونت های ناشی از جنگ داخلی سوریه، به این کشور، به وجود آورد.</p>
            <p>آقای تمام هنگام معرفی کابینه جدید گفت که "ترکیب کابینه بهترین فرمولی است که به وسیله آن لبنان فرصت رویارویی با چالش های پیش رو را پیدا خواهد کرد."</p>
            <p>اما بعضی از این چالش ها به اندازه ای سخت هستند که کابینه ممکن است بر سر هر کدام از موضوعات کلیدی به بن بست سیاسی برسد.</p>
            <p>تمام سلام در سال ۱۹۴۵ در خانواده ای که از رجال سیاسی لبنان بودند به دنیا آمد. پدرش، صائب سلام در شش دوره بین سال های ۱۹۵۲ و ۱۹۷۳ نخست وزیر لبنان بود.</p>
            <p>آقای سلام متعلق به هیچیک از احزاب سیاسی نیست و همین موضع مستقل موجب پذیرش و در نهایت انتخاب او با اکثریت قاطع از سوی پارلمان شد.</p>
            <p>او نخستین بار در سال ۱۹۹۶ در انتخابات پارلمانی برنده شد و در سال های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ در دولت اتحاد ملی به رهبری فواد سینیورا، وزیر فرهنگ لبنان بود.</p>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/09/120209154756_1_304x171_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">سازمان گزارشگران بدون مرز در ارزیابی خود لبنان را دارای آزادترین رسانه ها در جهان عرب می داند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>لبنان شبکه های رسانه ای پویا، پیشرفته و متنوعی دارد که نشانگر واقعیت چند حزبی و وجود فرقه ها و اقلیت های قومی مختلف در کشور است.</p>
            <p>لبنان نخستین کشور در جهان عرب بود که به شبکه های رادیو تلویزیونی مستقل اجازه فعالیت داد. ولی دولت حق دخالت در مدیریت شبکه ها و پخش اخبار از آنها را برای خود محفوظ نگه داشته است. برخی از رسانه ها در اختیار سیاستمداران بلندپایه کشور است.</p>
            <p>شبکه تلویزیونی المنار که از سوی گروه شبه نظامی حزب الله حمایت می شود، بسیار بحث برانگیز است</p>
            <p>سازمان گزارشگران بدون مرز در ارزیابی خود لبنان را دارای آزادترین رسانه ها در جهان عرب می داند. هرچند در این کشور هم خبرنگاران با فشارهای سیاسی و دستگاه قضائی روبرو هستند.</p>
            <p>بخش اعظم رسانه های کنونی در سالهای پس از جنگ داخلی توسط گروه های مختلف مسلمان و مسیحی تاسیس شده اند.</p>
            <p>شبکه تلویزیونی المنار که از سوی گروه شبه نظامی حزب الله حمایت می شود، همیشه بسیار بحث برانگیز بوده است. مراکز و تاسیسات این شبکه در جریان جنگ سال ۲۰۰۶ به شدت مورد حمله اسرائیل قرار گرفتند.</p>
            <p>استفاده از شبکه های ماهواره ای و کابلی در لبنان فراگیر است.</p>
            <p>طی جنگ داخلی نظارتی بر شبکه های رادیویی نبود. در نتیجه بیش از ۱۰۰ رادیو مشغول به فعالیت بودند. ولی با تصویب قانونی در سال ۱۹۹۶ در ارتباط با لزوم کسب مجوز، دولت موفق به کنترل رسانه ها شد و در نتیجه تعداد رادیوهای مستقل را کاهش داد.</p>
            <p>اولین شبکه های خصوصی و تجاری تلویزیونی فعالیت خود را در اواخر دهه ۵۰ میلادی در لبنان آغاز کردند. "کمپانی تلویزیونی لبنان" در سال ۱۹۵۹ و "تله اورینت"، با حمایت مالی شبکه ای بی سی آمریکا، در سال ۱۹۶۲ فعالیت خود را شروع کردند.</p>
            <p>ده ها شبکه خصوصی رادیویی فعال هستند. رادیو عربی بی بی سی و رادیو فرانس اینترناسیونال از طریق ایستگاه های شریک شان پخش می شوند.</p>
            <p>انتقاد از مقام های دولتی و سیاست هایشان هر روز در ده ها روزنامه و صدها گاهنامه دیده می شود.</p>
            <p>با اینکه مطبوعات به صورت سازمان یافته سانسور نمی شود، اما افترا به رئیس جمهور و سران دیگر کشور و همینطور برانگیختن اختلاف های قومی و مذهبی در رسانه ها ممنوع است.</p>
            <p>تعداد کاربران اینترنتی تا ژوئن ۲۰۱۱، حدود ۱.۲ میلیون نفر برآورد شده است (Internetworldstats.com).</p>
            <p>به گفته موسسه OpenNet Initiative لبنان یکی از معدود کشورهای خاورمیانه است که در آن فیلترینگ وجود ندارد.</p>
            <h3> مطبوعات</h3>
            <p>النهار: روزنامه خصوصی، به زبان عربی</p>
            <p>السفیر : روزنامه خصوصی، به زبان عربی</p>
            <p>الانوار: روزنامه خصوصی، به زبان عربی</p>
            <p>المستقبل - روزنامه، طرفدار حریری</p>
            <p>الدیار: روزنامه خصوصی، به زبان عربی</p>
            <p>دیلی استار: به زبان انگلیسی</p>
            <p>لوریان لوژور: به زبان فرانسه</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>سازمان رادیو و تلویزیون لبنان (ال بی سی):  تجاری، پخش در سراسر کشور. با داشتن کانالهای ال‌بی‌سی ست، ال‌بی‌سی یوروپ، ال‌بی‌سی آمریکا، ال‌بی‌سی ست استرالیا و ال‌بی‌سی نغم</p>
            <p>تلویزیون المنار:  هوادار حزب الله</p>
            <p>فیوچر تی وی: تجاری</p>
            <p>تله لیبان: دولتی</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>صدای لبنان: تجاری</p>
            <p>رادیو دلتا: تجاری</p>
            <p>صوت الغد: تجاری</p>
            <p>رادیو لیبان: دولتی</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>خبرگزاری ملی لبنان - دولتی</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-02-06:15428194</id>
      <dc:identifier>15428194</dc:identifier>
      <updated>2012-02-06T15:40:50+00:00</updated>
      <published>2012-02-06T13:23:51+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">نمایه سیاسی یمن</title>
      <summary xml:lang="fa">یمن که به سرزمین ملکه سبا شهرت دارد به لطف موقعیت جغرافیایی اش در مسیر باستانی داد و ستد ادویه، هزاران سال نقطه تماس بین آفریقا، خاورمیانه و آسیا بود.</summary>
      <dc:subject>نمایه سیاسی یمن، خاورمیانه، عدن، صنعا، عرب، علی عبدالله صالح</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/02/120206_l51_prf_yemen_profile.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2012/02/120206_l51_prf_yemen_profile.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206135128_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206135128_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206135128_1_144x81_1_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206135128_1_144x81_1_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>نمایه سیاسی یمن</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <h2>تاریخچه</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206154026_yemen_map.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>یمن که به سرزمین ملکه سبا شهرت دارد به لطف موقعیت جغرافیایی اش در مسیر باستانی داد و ستد ادویه، هزاران سال نقطه تماس بین آفریقا، خاورمیانه و آسیا بود.</p>
            <p>رومیان این سرزمین حاصلخیز و غنی را در مقایسه با صحرای خشک و بی ثمر عربستان در همسایگی، به عنوان "عربستان خوش یمن" می شناختند. این کشور تا به امروز ویژگی های طبیعی خود را حفظ کرده است.</p>
            <p>جمهوری نوین یمن در سال ۱۹۹۰ میلادی، در پی ادغام یمن شمالی سنت گرا و یمن جنوبی مارکسیست و خاتمه سالها درگیری و جنگهای مرزی میان طرفین، ایجاد شد.</p>
            <p>اما این صلح در سال ۱۹۹۴ خاتمه یافت و پس از جنگ داخلی کوتاهی که نهایتا به شکست جدایی طلبان جنوبی انجامید، یمن سرانجام توانست متحد بماند.</p>
            <p>از زمان اتحاد، یمن به سوی مدرن شدن حرکت و درهایش را بر روی جهان باز کرد، اما هنوز تا حدود زیادی هویت قبیله ای خود و روشهای قدیمی خود را حفظ کرده است. تنش میان شمال و جنوب هنوز پابرجاست، برخی از جنوبی ها می گویند که مناطق شمالی از امتیاز ویژه اقتصادی برخوردارند.</p>
            <p>از تابستان ۲۰۰۹ در پی نبرد در شمال کشور بین نیروهای دولتی با شورشیان حوثی که از پیروان شیعیان زیدی هستند، صدها نفر کشته و بیش از ۲۵۰ هزار نفر آواره شده اند.</p>
            <p>در فوریه ۲۰۱۰ دولت با شورشیان شمال کشور اعلام آتش بس کرد.</p>
            <p>مردم یمن هنوز لباسهای سنتی خود را می پوشند و رسم جویدن گیاه مخدری به نام قات هنوز در میان آنها متداول است.</p>
            <p>این کشور هر سال توریستهای کنجکاو بسیاری را به سوی خود جلب می کند. ولی تاکنون چندین توریست خارجی از سوی گروههای مختلف ربوده شده اند. هدف این گروهها از ربودن جهانگردان ناچار کردن دولت به پذیرش خواسته های آنهاست.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/08/01/130801122528_yemen_304x171_d_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">علی عبدالله صالح در پی تظاهرات مردمی در نوامبر ۲۰۱۱ موافقت کرد از قدرت کناره گیری کند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="d"/>
            </div>
            <p>این کشور همچنین به عنوان پناهگاهی برای اسلامگرایان پیکارجو شهرت پیدا کرده است. در اواخر سال ۲۰۰۹ پس از مبارزه و شکست پیکارجویان مرتبط با القاعده مستقر در افغانستان و پاکستان، یمن مرکز توجه قرار گرفت. این امر همچنین به نگرانی هایی دامن زد مبنی بر این که یمن به یکی از مراکز آموزش پیکارجویان تبدیل شده است.</p>
            <p>پس از آنکه یکی از شاخه های القاعده مستقر در یمن ادعا کرد که در روز کریسمس ۲۰۰۹ مسئول حمله نافرجام به یک هواپیمای آمریکایی بوده است، دولت تلاش های خود را برای مبارزه با پیکارجویان اسلامگرا افزایش داد، اما هشدار داد که برای پیروزی علیه آنان به کمک نیاز دارد.</p>
            <p>آتش بس در فوریه ۲۰۱۰ به دولت این فرصت را داد تا تمرکز خود را به مبارزه با شبکه القاعده و جدایی طلبان در مناطق جنوبی معطوف کند.</p>
            <p>سرانجام با الهام گرفتن از جنبش های بهار عرب در تونس و مصر و پس از ماه ها تظاهرات مردمی، علی عبدالله صالح، رئیس جمهور یمن در نوامبر ۲۰۱۱ موافقت کرد، تا از قدرت کناره گیری کند.</p>
            <p>او توافق نامه ای را به امضا رساند که حاصل تلاش کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بود و طبق آن، آقای صالح قدرت را قبل از برگزاری انتخابات پیش از موعد به معاون خود سپرد و در مقابل آن، از پیگرد قضایی مصون ماند.</p>
            <p> وی از سال ۱۹۷۸ در پی یک کودتای نظامی رئیس جمهور شده بود.</p>
            <p>یمن فقیرترین کشور در خاورمیانه است و مشکلات اقتصادی یکی از عوامل اعتراضات و ناآرامی ها بود.</p>
            <h3>القاعده</h3>
            <p>در عین حال یمن، پس از بسته شدن قرارگاه های آموزشی القاعده در افغانستان و پاکستان به یکی از پایگاه های اصلی گروه های مسلح و تندروی اسلامگرا تبدیل شده است.</p>
            <p>شاخه القاعده در یمن مسئول بمب گذاری ناکامی بود که روز کریسمس ۲۰۰۹، یکی از خطوط هواپیمایی آمریکایی را هدف حمله قرار داد، حمله ای که منجر به تشدید تلاش های دولت برای سرکوب شورشیان شد.</p>
            <p>توافق آتش بس با شورشیان شیعه مذهب حوثی در فوریه ۲۰۱۰ برای دولت این فرصت را ایجاد کرد تا تلاش های خود را علیه فعالیت القاعده و جدایی طلبان در جنوب کشور متمرکز کند.</p>
            <p>اما القاعده در حین اعتراض های مردمی علیه دولت در سال ۲۰۱۱ و خلا سیاسی که در پی آن ایجاد شد، از فرصت استفاده کرد تا کنترل چندین شهر در استان ابیان را در دست گیرد.</p>
            <p>از آن پس نبرد بین نیروهای دولتی و پیکارجویان شبکه القاعده برای در دست گرفتن کنترل این شهرها ادامه داشته و آمریکا نیز پایگاه های اسلامگرایان تندرو را بارها هدف حمله هواپیماهای بدون سرنشین قرار داده است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/08/01/130801123407_shibam_624x351_d_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">شبام، شهر باستانی با برج های گلی اش به منهتن صحرا معروف است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="d"/>
            </div>
            <p>
               <br/>
               <br/>
            </p>
            <h2>در یک نگاه</h2>
            <p>
               <strong>نام کامل:</strong> جمهوری یمن</p>
            <p>
               <strong>جمعیت:</strong> ۲۴.۳ میلیون (سازمان ملل متحد ۲۰۱۰)</p>
            <p>
               <strong>پایتخت:</strong> صنعا</p>
            <p>
               <strong>مساحت:</strong> ۵۳۶.۸۶۹ کیلومتر مربع</p>
            <p>
               <strong>زبان اکثریت:</strong> عربی</p>
            <p>
               <strong>دین اکثریت:</strong> اسلام</p>
            <p>
               <strong>امید به زندگی:</strong> ۶۵ سال (مردان)، ۶۸ سال (زنان) (سازمان ملل متحد)</p>
            <p>
               <strong>واحد پول:</strong> ۱ ریال یمنی= ۱۰۰ فلس</p>
            <p>
               <strong>صادرات عمده:</strong> نفت خام، پنبه، قهوه، ماهی</p>
            <p>
               <strong>سرانه درآمد ناخالص ملی:</strong>۱۰۷۰ دلار (بانک جهانی ۲۰۰۹)</p>
            <p>
               <strong>نشانه حوزه اینترنتی:</strong> ye.</p>
            <p>
               <strong>کد بین المللی تلفن:</strong> ۹۶۷+</p>
            <h2>رهبران</h2>
            <h3>رئیس جمهور: عبد ربه منصور هادی</h3>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/08/01/130801121439_mansour_304x171_f_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">عبد ربه منصور هادی اکنون با چالش حفظ اتحاد بین قبائل و گروه های مخالف در یمن روبروست</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="f"/>
            </div>
            <p/>
            <br/>
            <p> عبد ربه منصور هادی پس از انتخابات فوریه ۲۰۱۲، با اکثریت قاطع به مقام ریاست جمهوری دست یافت. به این ترتیب رهبری علی عبدالله صالح که ۳۳ سال در مصدر قدرت بود رسما پایان یافت.</p>
            <p>آقای صالح در نوامبر ۲۰۱۱، توافقنامه ای را امضا کرد که طبق آن قدرت را تا پیش از برگزاری انتخابات به آقای هادی، معاون خود واگذار کرد.</p>
            <p>توافقنامه ای که در ریاض، پایتخت عربستان به امضا رسید، با هدف نجات کشور از جنگ داخلی و با تلاش کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تدوین شد.</p>
            <p>آقای هادی با اهدای مصونیت از پیگرد قضایی به آقای صالح و همچنین هدایت دولت انتقالی اتحاد ملی تا زمان برگزاری انتخابات در فوریه ۲۰۱۲، موافقت کرد.</p>
            <p>آقای هادی، متولد ۱۹۴۵ در استان جنوبی ابیان، از جوانی به ارتش پیوست و مراتب نظامی را طی کرد تا به مقام فیلد مارشال (بالاترین مقام نظامی) دست یافت. او در سال ۱۹۹۴ وزیر دفاع و سپس معاون رئیس جمهور شد و هدایت عملیات ارتشی علیه جدایی طلبان در جنوب را بر عهده داشت.</p>
            <p>هنگامی که علی عبدالله صالح پس از ۳۳ سال و در پی شورش های مردمی ۲۰۱۱، از قدرت کناره گرفت، آقای هادی که تا آن زمان حضور پر رنگی در صحنه سیاست یمن نداشت، به تدریج به عنوان شخصیتی مورد اعتماد همه اقشار جامعه، از جمله هواداران آقای صالح، معترضان خواهان دمکراسی، قبائل مختلف، گروه های جدایی طلب در جنوب و حتی عربستان سعودی، همسایه قدرتمند یمن، برای هدایت کشور تا زمان برگزاری انتخابات، ظهور کرد.</p>
            <p>او با وجود رکود اقتصادی شدید، فقر فراگیر و تهدیدهای خشونت آمیز از سوی پیکارجویان القاعده، وظیفه سهمگین حفظ اتحاد بین گروه ها و قبائل مختلف، برای دستیابی به ثبات و استقرار دمکراسی را بر عهده دارد.</p>
            <p>از سوی دیگر، خطر درگیری های خونین با شورشیان شیعه مذهب حوثی در شمال، و گروه‌های جدایی طلب در جنوب نیز همچنان وجود دارد.</p>
            <br/>
            <h2>رسانه‌ها</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/02/06/120206134342_2.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p/>
            <p>دولت، سازمان رادیو و تلویزیون یمن (YRTC) را اداره و هزینه روزنامه های اصلی را تامین می کند.</p>
            <p>از آنجایی که نرخ بیسوادی، به ویژه در میان زنان یمنی بالاست و حوزه توزیع روزنامه ها تنها به شهرها محدود می شود، رادیو و تلویزیون منابع اصلی خبری به شمار می روند.</p>
            <p>قانونی در زمینه منع فعالیت شبکه های خبر رسانی خصوصی داخلی وجود ندارد، اما رشد شبکه های ماهواره ای تلویزیونی که در خارج از یمن فعالیت می کنند، به انحصار دولت در راه اندازی و اداره این شبکه ها پایان داده است.</p>
            <p>شبکه مذهبی سهیل تی وی، یکی از این شبکه هاست که در طول تظاهرات ۲۰۱۱ از گروه های ضد دولتی حمایت می کرد.</p>
            <p>سازمان گزارشگران بدون مرز گفته است که در طول تظاهرات، خشونت فیزیکی، منع فعالیت روزنامه ها و حمله به دفاتر رسانه ها بخشی از "سیاست خشونت برنامه ریزی شده" دولت علیه کارمندان رسانه ای بود.</p>
            <p>به همین دلیل بسیاری از روزنامه نگاران یمنی به خود سانسوری گرایش پیدا کرده اند.</p>
            <p>در مارس ۲۰۱۱ شمار کاربران اینترنتی دو میلیون و ۳۵۰ هزار نفر برآورد شد. (Internetworldstats.com)</p>
            <p>سایت های خصوصی، سایت های خبری مخالف دولت و بعضی از سایت هایی که محتوای آنها غیر اخلاقی تلقی می شود، فیلتر می شوند.</p>
            <p>OpenNet Initiative می گوید قوانین فیلترینگ متناقض است.</p>
            <p>گروه های مخالف دولت با استفاده از اینترنت عقاید خود را ابراز می کنند. در اوایل ۲۰۱۱ از شبکه اجتماعی فیسبوک برای سازماندهی تظاهرات دانشجویی استفاده شد.</p>
            <p>دولت سازمان رادیو و تلویریون یمن (YRTC) را اداره می کند و هزینه روزنامه های اصلی کشور را تامین می کند.</p>
            <p>به علت نرخ بالای بیسوادی در کشور وجود تلویزیون و رادیو امری حیاتی تلقی می شود. شبکه های تلویریونی عمان و عربستان سعودی نیر در یمن قابل دریافت هستند.</p>
            <h3>مطبوعات</h3>
            <p>الثوره: روزنامه متعلق به حزب حاکم</p>
            <p>یمن تایمز: دوبار در هفته، به زبان انگلیسی</p>
            <p>یمن آبزرور: دوبار در هفته، به زبان انگلیسی</p>
            <p>یمن پست: هفته نامه، به زبان انگلیسی</p>
            <p>الاخبار الیوم: روزنامه، خصوصی</p>
            <h3>تلویزیون</h3>
            <p>تلویزیون جمهوری یمن: دولتی، شبکه یک را از صنعا پخش می کند و شبکه دو را از عدن. سبا تی وی و شبکه مذهبی الایمان را اداره می کند.</p>
            <p>سهیل تی وی: با دیدگاه های مذهبی، مخالف دولت، ماهواره ای، از بریتانیا پخش می شود.</p>
            <p>السعیده: خصوصی، سرگرمی، ماهواره ای، از مصر پخش می شود.</p>
            <h3>رادیو</h3>
            <p>شبکه رادیوی جمهوری یمن: دولتی، متشکل از دو شبکه، یکی از صنعا و دیگری از عدن پخش می شود.</p>
            <h3>خبرگزاری</h3>
            <p>خبرگزاری یمن (سبا): دولتی، با صفحه هایی به زبان انگلیسی</p>
            <p>مارب پرس: خصوصی</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34930929</id>
      <dc:identifier>34930929</dc:identifier>
      <updated>2014-09-25T02:55:43+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T23:50:20+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="science" label="دانش و فن"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">ردیابی بخار آب در یک سیاره دورافتاده  </title>
      <summary xml:lang="fa">دانشمندان موفق به ردیابی نشانه های بخار آب در اتمسفر یک سیاره دور دست به اندازه نپتون شده اند و می گویند این کوچکترین به اصطلاح سیاره خارجی است که ترکیب شیمیایی آن آشکار می شود.</summary>
      <dc:subject>سیاره، کره، آب، نجوم، سیاره خارجی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/science/2014/09/140923_u04_planet_water.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/science/2014/09/140923_u04_planet_water.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925024558_exoplanet_144x81_spl_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925024558_exoplanet_144x81_spl_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925024558_exoplanet_144x81_spl_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="تصویر ساختگی از سیاره ای که هم اندازه نپتون است" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925024558_exoplanet_144x81_spl_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>ردیابی بخار آب در یک سیاره دورافتاده  </dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925024558_exoplanet_304x171_spl.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="تصویر ساختگی از سیاره ای که هم اندازه نپتون است"/>
               <p class="bbc-caption">تصویر ساختگی از سیاره ای که هم اندازه نپتون است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="SPL"/>
            </div>
            <p>دانشمندان موفق به ردیابی نشانه های بخار آب در اتمسفر یک سیاره دور دست به اندازه نپتون شده اند و می گویند این کوچکترین به اصطلاح سیاره خارجی است که ترکیب شیمیایی آن آشکار می شود.</p>
            <p>در گذشته فقط سیارات بزرگتر به اندازه مشتری که به غول های گازی معروف هستند به این شکل مطالعه شده بود.</p>
            <p>منجمان با کمک سه تلسکوپ فضایی از طریق اندازه گیری رنگ نور جذب شده توسط سیاره هنگام عبور از برابر ستاره مرکزی، حضور بخار آب را در اتمسفر آن استنباط کردند.</p>
            <p>نتایج این مطالعه در نشریه نیچر چاپ شده است.</p>
            <p>این مطالعه توسط محققان در دانشگاه مریلند آمریکا انجام شد.</p>
            <p>این سیاره که "HAT P-11b" نامگذاری شده در مدار ستاره ای در صورت فلکی قو (یا ماکیان Cygnus) در فاصله حدودا ۱۲۴ سال نوری قرار دارد. قطر آن تقریبا چهار برابر زمین است.</p>
            <p>دانشمندان اتمسفر این سیاره را با کمک تلسکوپ های فضایی هابل، اسپیتزر و کپلر ناسا مطالعه کردند.</p>
            <p>رصدهای آنها به خصوص راحت تر شد چون هیچ ابری در آسمان این سیاره نبود.</p>
            <p>این تیم نتیجه گیری کرد که اتمسفر این سیاره دورافتاده از حدودا ۹۰ درصد هیدروژن تشکیل شده اما همچنین حاوی مقدار زیادی بخار آب است.</p>
            <p>دکتر الیزا کمپتون از کالج گرینل در آیووا در اظهار نظری درباره این مطالعه گفت که تیم مریلند گام مهم دیگری در مطالعه سیارات خارجی - خارج از منظومه شمسی - برداشته اند.</p>
            <p>او به بی بی سی گفت:‌ "منجمان بخار آب را در اتمسفر سیارات بزرگتر ردیابی کرده اند - سیاراتی که از لحاظ ابعاد به مشتری نزدیک ترند. اما می توانید تصور کنید که در نهایت ما می خواهیم ملکول های اتمسفر سیارات حتی کوچکتر را شناسایی کنیم."</p>
            <p>"مایلیم قادر باشیم سیارات هم اندازه زمین را رصد و ترکیب گاز اتمسفر آنها را اندازه گیری کنیم. بنابراین این گام دیگری در آن مسیر است. کم کم به سیارات کوچکتر و کوچکتر می رسیم."</p>
            <p>آب آشکارا برای وجود حیات لازم است هرچند که سیاره جدید به ستاره مرکزی نزدیک تر از آن است که قابل سکونت باشد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34928465</id>
      <dc:identifier>34928465</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T19:46:39+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T19:30:52+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">لغو اجرای نمایشی با مضمون باغ وحش انسانی در لندن</title>
      <summary xml:lang="fa">نمایشی به نام "مدرک شماره ۲"(Exhibit B) درباره باغ وحش حیوانی از سیاه پوستان به دلیل اعتراض مخالفان و تجمع آنها در محل اجرا لغو شد. </summary>
      <dc:subject>مدرک شماره ۲"</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140924_l51_exhibit_b_theatre_racism.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2014/09/140924_l51_exhibit_b_theatre_racism.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924132557_exhibit_b_144x81_sofieknijff_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924132557_exhibit_b_144x81_sofieknijff_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924132557_exhibit_b_144x81_sofieknijff_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924132557_exhibit_b_144x81_sofieknijff_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>لغو اجرای نمایشی با مضمون باغ وحش انسانی در لندن</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924182559_exhibit_b_624x351_sofiekniff_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Sofie Kniff"/>
            </div>
            <p/>
            <p>نمایشی به نام "مدرک شماره ۲"(Exhibit B) درباره باغ وحش حیوانی از سیاه پوستان به دلیل اعتراض مخالفان و تجمع آنها در محل اجرا لغو شد.</p>
            <p>سه شنبه شب، بیست و سوم سپتامبر، حدود دویست نفر که غالبا سیاه پوست بودند با تجمع در باربیکن، یکی از معروف ترین مراکز هنری لندن، مانع از اجرای این نمایش شدند.</p>
            <p>تمام اجراهای این نمایش که قرار بود از دیشب افتتاح شود لغو شده است. مرکز باربکین اعلام کرده است که به دلیل "ایمنی بازیگران٬ تماشاگران و کارکنان" تمام اجراها را لغو می کند.</p>
            <p/>
            <p>سخنگوی باربیکن اعلام کرده است: "اجرای این نمایش برای ما به دلیل نوع تجمع و خطر جدی برای ایمنی بازیگران، تماشاگران و کارمندان باربیکن غیر ممکن است. با توجه به اعتراضات برنامه ریزی شده برای روزهای آینده، چاره ای جز لغو تمام اجراها نداشتیم."</p>
            <p>به گفته باربیکن این نمایش پیشتر در ۱۲ شهر گوناگون حدود ۱۵۰ اجرا داشته و بیش از ۲۵ هزار نفر از آن دیدن کردند.</p>
            <p>سه شنبه شب، نیروهای پلیس برای جلوگیری از خشونت در محل حاضر شده اند. حدود پنجاه افسر پلیس در محل حاضر شده اند، اما کسی دستگیر نشده است. باربیکن از نوع تجمع و "غیر مسالمت آمیز بودن" آن انتقاد کرده است.</p>
            <p>برخی از تماشاگرانی که بلیت به دست از دیدن این اجرا محروم شدند، در شبکه های اجتماعی به ماهیت این تجمع اعتراض کرده و گفته اند که نمایش فدای پیشداوری معترضان شده است. برخی هم به عقب نشینی باربیکن اعتراض کرده اند.</p>
            <p>کارگردان این نمایش برت بیلی، سفیدپوستی است اهل آفریقای جنوبی که این اجرا را به صورت سیزده چیدمان جداگانه ترتیب داده و در برخی از آنها به تبعیض های نژادی علیه سیاه پوستان در اروپای امروز هم اعتراض کرده است؛ از جمله دیپورت کردن سیاهانی که برخی خود را در داخل هواپیما کشته اند.</p>
            <p>
               <strong>مدرک شماره ۲</strong> که برای اولین بار در جشنواره بین المللی ادینبورگ اجرا شد و مورد تحسین منتقدان و تماشاگران قرار گرفت، با بازگشت به قرن نوزدهم بر روی یکی از حساس ترین نقاط تاریخ بشر دست گذاشته و مسئله باغ وحش انسانی ای که برخی در قرن نوزدهم با آوردن انسان های سیاه پوست از آفریقا به اروپا و در زنجیر کردن و در قفس نهادن آنها ترتیب می دادند، مورد بررسی قرار داده است.</p>
            <p>این اجرا که به شکلی بین هنرهای تجسمی و تئاتر جای می گیرد، نگاه غمخوارانه ای در حمایت از سیاه پوستان دارد، اما ظاهراً معترضان گفته اند که این نمایش عیناً این اتفاق ناگوار را بازسازی می کند و توهین آمیز است.</p>
            <p>بیست و سه هزار نفر بیانیه ای را علیه این اجرا امضا کرده اند که در آن این نمایش را توهین آمیز و نژادپرستانه توصیف کرده اند.</p>
            <p>در این اجرا، در هر قفس سیاه پوستی در زنجیر در گوشه ای نشسته است و به تماشاگرش چشم می دوزد. در کنار هر قفس تاریخچه ای از سیاه پوستی که در گذشته در اروپا در باغ وحش انسانی به نمایش گذاشته شده، نصب شده است.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34916944</id>
      <dc:identifier>34916944</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T14:28:21+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T11:21:17+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">قاسم سلیمانی خطاب به حاتمی‌کیا: به سیمرغ‌های دنیوی فکر نکنید و به راه خود ادامه دهید</title>
      <summary xml:lang="fa">سرلشکر قاسم سلیمانی٬ فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران در نامه‌ای از ابراهیم حاتمی‌کیا برای ساخت فیلمی درباره مصطفی چمران تقدیر کرد.</summary>
      <dc:subject>سلیمانی و حاتمی کیا</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140924_l51_hatamikia_soleimani_chamran_cinema.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2014/09/140924_l51_hatamikia_soleimani_chamran_cinema.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/06/19/140619064343_qasem_soleimani_144x81__nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/06/19/140619064343_qasem_soleimani_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/06/19/140619064343_qasem_soleimani_144x81__nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/06/19/140619064343_qasem_soleimani_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>قاسم سلیمانی خطاب به حاتمی‌کیا: به سیمرغ‌های دنیوی فکر نکنید و به راه خود ادامه دهید</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="624" height="351"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/05/140905133154_qasem_soleimani__624x351_bbc.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">قاسم سلیمانی از فرماندهان ارشد سپاه در جنگ ایران و عراق بود</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p/>
            <p>سرلشکر قاسم سلیمانی٬ فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران در نامه‌ای از ابراهیم حاتمی‌کیا برای ساخت فیلمی درباره مصطفی چمران تقدیر کرد.</p>
            <p>خبر انتشار این نامه چند روز پیش منتشر شد٬ اما محتوای آن از شب گذشته در دسترس عموم قرار گرفته است.</p>
            <p>آقای سلیمانی در نامه خود خطاب به ابراهیم حاتمی‌کیا او را " سردار هنر" و خود را "سرباز ایران و اسلام" نامیده و نوشته است: <strong>"</strong> فرصتی شد پس از مدت ها فیلم "چ" را ببینم. با دیدن آن صحنه‌ها، به یاد غربت دیروز ایرانی‌ترین ایرانی‌ها و اسلامی‌ترین اسلامی‌ها، ایثارگران فداکاری که فرصت یافتید، با هنر قابل تقدیر خود، یک نمونه از هزاران نمونه اعجاب‌آور آنان را به تصویر بکشانید و بر مظلومیت امروز همان چهره‌های فراموش شده گریه کردم."</p>
            <p>در ادامه این نامه آمده: "برادرم از طعنه‌ها و سرزنش‌ها نهراسید و به سیمرغ‌های دنیوی هم فکر نکنید و این راه را ادامه دهید. سیمرغ شما وجدان‌های بیدار شده، در اثر این حقیقت ارزشمند ارایه شده و اشک‌های غلتانی است که بر گونه‌ها جاری ساختید. "</p>
            <p>
               <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140923_l51_hatamikia_cinema_chamran.shtml">

بیشتر بخوانید: قهرمانی یکه یا فیلمسازی وابسته؟ چرا حاتمی‌کیا معترض است </a>
            </p>
            <p>فیلم "چ" که در جشنواره فیلم فجر ۵ سیمرغ بلورین به دست آورد٬ ۴۸ ساعت از زندگی مصطفی چمران از بنیانگذاران جنگ‌های نامنظم پس از انقلاب ایران را به تصویر می‌کشد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924113434_1_copy.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">چ در جشنواره فیلم فجر برنده ۵ سیمرغ بلورین شد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p/>
            <p>آقای چمران که از اعضای نهضت آزادی ایران بود و مدتی در کابینه دولت موقت مهدی بازرگان وزارت دفاع را برعهده داشت٬ در سال ۱۳۶۰ در جریان جنگ ایران و عراق کشته شد.</p>
            <p>در روزهای گذشته اظهارات ابراهیم حاتمی‌کیا درباره سینمای ایران و برخی از فیلمسازان ایرانی با واکنش گسترده ای رو به رو بوده است.</p>
            <p>او بارها در گفته های خود برخی از فیلمسازان را متهم کرده که دغدغه مسائل ایران را ندارند و صرفا برای جشنواره‌های خارجی فیلم می‌سازند.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34909524</id>
      <dc:identifier>34909524</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T03:47:06+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T03:36:40+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="science" label="دانش و فن"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">ماهواره هندی با موفقیت در مدار مریخ قرار گرفت</title>
      <summary xml:lang="fa">هند توانست ماهواره ارسالی‌اش را در همان اولین تلاش، با موفقیت در مدار مریخ قرار دهد. این کاوش‌گر با هزینه ۷۴ میلیون دلاری به فضا فرستاده شده که خیلی از هزینه مشابه ناسا کمتر است.</summary>
      <dc:subject>ناسا، ماهواره، فضا، مریخ، بهرام، u08</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/science/2014/09/140924_u08_mangalyaan_mars.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/science/2014/09/140924_u08_mangalyaan_mars.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924034014_mangalyaan_144x81_na_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924034014_mangalyaan_144x81_na_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924034014_mangalyaan_144x81_na_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924034014_mangalyaan_144x81_na_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>ماهواره هندی با موفقیت در مدار مریخ قرار گرفت</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>هند توانست ماهواره ارسالی‌اش را در همان اولین تلاش، با موفقیت در مدار مریخ قرار دهد. این کاوش‌گر با هزینه ۷۴ میلیون دلاری به فضا فرستاده شده که خیلی از هزینه مشابه ناسا کمتر است.</p>
            <p>کاوش‌گر "مانگالیان" که ده ماه پیش از زمین به فضا پرتاب شد، در نخستین ساعات روز چهارشنبه به مدار سیاره سرخ رسید.</p>
            <p>موتور نصب‌شده روی این کاوش‌گر برای ۲۴ دقیقه به کار افتاد تا از سرعت آن به قدری بکاهد که در میدان جاذبه مریخ گیر بیافتد و در مدار این سیاره بماند.</p>
            <p>این مهم‌ترین مرحله از عملیات اعزام مانگالیان به سیاره مریخ (بهرام) بوده است.</p>
            <p>نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند که در مرکز کنترل ماموریت این ماهواره در شهر جنوبی بنگالور حاضر بود، گفت با این موفقیت، هند به چیزی دست یافت که "تقریبا ناممکن" است.</p>
            <p>آقای مودی گفت از ۵۱ ماموریت مشابه که کشورهای جهان انجام داده‌اند، فقط ۲۱ ماموریت موفقیت‌آمیز بوده و این نشان‌دهنده اهمیت موفقیت هند است.</p>
            <h2>با کمتر از یک‌ششم هزینه ناسا</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924010618_isro_mangalyaan_304x171_isro_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">برخی منتقدان درباره درستی صرف هزینه‌های کلان برای تحقیقات فضایی در کشوری که مردم فقیر بسیاری دارد، ابراز تردید کرده‌اند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="ISRO"/>
            </div>
            <p>تاکنون تنها آمریکا، اروپا و روسیه توانسته‌اند به مریخ سفینه بفرستند.</p>
            <p>آخرین آنها، مریخ‌نورد می‌ون بود که روز دوشنبه روی این سیاره سرخ نشست.</p>
            <p>هزینه ساخت و پرتاب مریخ‌گرد هندی حدود ۷۴ میلیون دلار برآورد شده در حالی که هزینه ساخت و پرتاب سفینه‌ای که قرار است ناسا، سازمان فضایی آمریکا، به‌زودی به سوی مریخ پرتاب کند، بیش از ۴۵۰ میلیون دلار بوده است.</p>
            <p>خبرنگاران می‌گویند بسیاری از مردم هند احتمالا از موفقیت طرح سفینه مریخ‌گرد احساس غرور می‌کنند اما کسان دیگری هم هستند که اجرای چنین برنامه‌هایی را برای کشوری فقیر مناسب نمی‌دانند.</p>
            <p>به گفته این منتقدان، در حالی که بسیاری از مردم هند در شرایط دشوار اقتصادی به سر می‌برند، هزینه‌ای که صرف اجرای این طرح شده می‌توانست به بهبود شرایط آنان کمک کند.</p>
            <p>سازمان تحقیقات فضایی هند در پاسخ به این انتقادات گفته است که اجرای طرح‌هایی مانند ساخت و پرتاب این سفینه، علاوه بر کمک به راه‌یابی هند به بازار جهانی فنآوری فضایی پیشرفته، هزاران شغل ایجاد می‌کند.</p>
            <p>مرکز تحقیقات فضایی هند در بنگالور حدود ۱۶ هزار کارمند دارد و تحقیقات خود را در مشارکت با وزارت دفاع هند، مسئول اجرای طرح ساخت موشک‌های نظامی، اجرا می‌کند.</p>
            <h2>'رقابت با چین'</h2>
            <p>حدود دو سال پیش و کوتاه‌مدتی پس از ناکامی چین در پرتاب سفینه‌ای به خارج از مدار زمین، نخست‌وزیر هند از طرح پرتاب سفینه به سوی مریخ خبر داد.</p>
            <p>برخی ناظران این برنامه هند را نوعی رقابت با چین تلقی کرده‌اند به خصوص آن‌که چین از نظر اقتصادی و فنآوری نظامی از هند پیشرفته‌تر است.</p>
            <p>هند پیش از این هم کوشیده بود سفینه‌هایی به خارج از مدار زمین پرتاب کند اما این تلاش‌ها به جایی نرسیده بود.</p>
            <p>این کشور در سال ٢٠٠٩ سفینه‌ای را به سوی ماه پرتاب کرد اما ارتباط این سفینه خیلی زود با زمین قطع شد و سال بعد هم سفینه دیگر هندی پس از پرتاب، منفجر شد.</p>
            <h2>درباره مانگالیان</h2>
            <p/>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-23:34887764</id>
      <dc:identifier>34887764</dc:identifier>
      <updated>2014-09-23T16:35:30+00:00</updated>
      <published>2014-09-23T08:54:48+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">'شکارچیان متخلف، محیط بانان پارک ملی بمو شیراز را به رگبار بستند'</title>
      <summary xml:lang="fa">کیوان هوشمند، مدیر دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران گفته است که محیط بانان پارک ملی بمو در شمال شیراز توسط "شکارچیان متخلف به رگبار بسته شده و به شدت مجروح شده‌اند."</summary>
      <dc:subject>محیط بان، محیط زیست</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/09/140923_nm_environment_gurds_hunters.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2014/09/140923_nm_environment_gurds_hunters.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923103435_environemnt_rangers_144x81_mehr_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923103435_environemnt_rangers_144x81_mehr_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923103435_environemnt_rangers_144x81_mehr_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923103435_environemnt_rangers_144x81_mehr_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>'شکارچیان متخلف، محیط بانان پارک ملی بمو شیراز را به رگبار بستند'</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923103435_environemnt_rangers_304x171_mehr.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="MEHR"/>
            </div>
            <p>کیوان هوشمند، مدیر دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران امروز، سه‌شنبه اول مهر ماه، گفت محیط بانان پارک ملی بمو در شمال شیراز توسط "شکارچیان متخلف به رگبار بسته شده و به شدت مجروح شدند."</p>
            <p>به گزارش خبرگزاری مهر، آقای هوشمند گفت: "چهار شکارچی غیرمجاز مجهز به سلاح و ادوات شکار روز گذشته در دو نوبت محیط بانان را به رگبار بستند که بر اثر آن محیط بان نصرت دهقان (رئیس پارک ملی بمو) از ناحیه پای چپ مورد اصابت گلوله قرار گرفت و محیط بان علیرضا جعفری از ناحیه پای چپ و سر و گردن بر اثر پرتاب سنگ ریزه های ناشی از برخورد گلوله ها به زمین به شدت آسیب دید."</p>
            <p>مدیر دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران همچنین گفت که شکارچیان غیر مجاز بعد از این حمله متواری شدند.</p>
            <p>پارک ملی بمو در شمال شهر شیراز واقع شده و ۱۰ کیلومتر با شهر فاصله دارد.</p>
            <p>این نخستین بار نیست که شکارچیان بدون مجوز، محیط بانان و دفتر محیط بانی را هدف حمله قرار می‌دهند.</p>
            <p>بنا بر گزارش خبرگزاری مهر، سه روز پیش، محیط بانان منطقه زمانی که متوجه حضور شکارچیان در پارک ملی قمیشلو در اصفهان شدند، برای مقابله با آنها به کوه رفتند و شب را در آنجا گذراندند. شکارچیان وارد محوطه محیط بانی منطقه شدند و پس از سرقت دو موتور سیکلت، با پرتاب کوکتل مولوتف و مواد منفجره دست‌ساز ساختمان محیط‌بانی را به آتش کشیدند. محیط‌بانان در زمان حمله در محل نبودند.</p>
            <p>در فروردین سال جاری هم یکی از محیط‌بانان منطقه نور قصد دستگیری شکارچیان غیر مجاز را داشت که مورد حمله آنها قرار گرفت.</p>
            <p>در اواسط شهریور نیز یک محیط بان در منطقه میمه با ضربات سنگ و چاقو مورد حمله شکارچیان قرار گرفت و شکارچیان پس از حمله متواری شدند.</p>
            <p>وضعیت محیط‌بانان در سال‌های اخیر مورد توجه بوده اما هنوز اقدامات عملی برای حمایت از آنها در دستور کار قرار نگرفته است.</p>
            <h2>محیط بانان محکوم به اعدام، همچنان در انتظار</h2>
            <p>غلامحسین خالدی و اسعد تقی‌زاده، محیط‌بانان منطقه حفاظت شده دنا در ارتباط با دو حادثه جداگانه قتل شکارچیان در سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۹، به اعدام محکوم شده‌اند و همچنان در انتظار مشخص شدن سرنوشتشان در زندان بسر می‌برند. </p>
            <p>این در حالی است که غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه پیش از این در یک نشست خبری گفته بود که این‌گونه پرونده‌ها باید به صورت موردی رسیدگی شود و اگر این محیط‌بانان طبق ضوابط از سلاح استفاده کرده باشند، حکم قصاص نمی‌گیرند.</p>
            <p>معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نیز چندی پیش با اشاره به وضعیت این دو محیط بان زندانی گفت: "با همفکری بهترین وکلا در تلاش هستیم مشکلات محیط بانان را حل کنیم که رضایت اولیای دم بهترین راه حل در شرایط فعلی است."</p>
            <p>آمار غیر رسمی حاکی است که بیش از ۱۵۷ محیط بان در دو دهه اخیر مورد حمله قرار گرفته و یا کشته شده‌اند.</p>
            <p>در پی حمله به محیط بانان و قتل تعدادی از آنها، یگان ویژه حفاظت از منابع طبیعی، با درخواست و تامین بودجه از سوی سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری ایران  از اواخر سال ۱۳۸۴ رسما تشکیل شد. این یگان ویژه از زیر مجموعه‌های نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است. </p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-22:34876943</id>
      <dc:identifier>34876943</dc:identifier>
      <updated>2014-09-22T17:32:52+00:00</updated>
      <published>2014-09-22T15:35:53+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">'شیر‌ شاه' پرفروشترین نمایش موزیکال در تاریخ</title>
      <summary xml:lang="fa">شیر شاه (لاین کینگ) که از سال ۱۹۹۷ در تئاترهای معتبر شهرهای مختلف جهان بر روی صحنه است با درآمدی برابر۶ میلیارد و دو میلیون دلار به پرفروش‌ترین نمایش موزیکال در تاریخ تبدیل شده است.</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140922_l43_lion_king_box_office.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2014/09/140922_l43_lion_king_box_office.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/12/31/131231101204_lion_king_144x81_ap_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2013/12/31/131231101204_lion_king_144x81_ap_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/12/31/131231101204_lion_king_144x81_ap_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/12/31/131231101204_lion_king_144x81_ap_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>'شیر‌ شاه' پرفروشترین نمایش موزیکال در تاریخ</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/12/31/131231101204_lion_king_512x288_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">شیر شاه در نیویورک، لندن، توکیو، لاس وگاس، هامبورگ و تور سراسر آمریکای شمالی در حال اجراست</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p/>
            <p>شیر شاه (لاین کینگ) که از سال ۱۹۹۷ در تئاترهای معتبر شهرهای مختلف جهان بر روی صحنه است با درآمدی برابر۶ میلیارد و دو میلیون دلار به پرفروش‌ترین نمایش موزیکال در تاریخ تبدیل شده است.</p>
            <p>این نمایش موزیکال بر اساس فیلم انیمیشن کمپانی والت دیزنی محصول ۱۹۹۴ ساخته شده که حاوی آهنگ‌هایی از التون جان، خواننده و آهنگساز مشهور بریتانیایی است.</p>
            <p>به این ترتیب <strong>شیر شاه</strong> رکورد پرفروش‌ترین نمایش موزیکال را از 'شبح اپرا' شکست.<strong> شبح اپرا</strong> که اولین بار در ۱۹۸۶ در لندن به نمایش درآمد، تاکنون ۶ میلیارد دلار در گیشه فروش داشته است.</p>
            <p>به این ترتیب فروش <strong>شیر شاه</strong> از هر یک از فیلم های<strong> هری پاتر، جنگ ستارگان</strong> و فیلم پرفروش <strong>تایتانیک</strong> بیشتر بوده است.</p>
            <p>پرفروش‌ترین فیلم در تاریخ سینما <strong>آواتار</strong> است که نزدیک به ۲ میلیارد و ۸ میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشته است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/04/09/120409182712_sp_thelionking_304x171_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">در حال حاضر شیر شاه در نیویورک، لندن، توکیو، لاس وگاس، هامبورگ و تور سراسر آمریکای شمالی در حال اجراست</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p/>
            <p>توماس شوماخر، رئیس و تهیه کننده بخش آثار نمایشی دیزنی می‌گوید از شنیدن این خبر و میزان تاثیر نمایش شیر شاه بسیار "احساساتی" شده است.</p>
            <p>او سفر طولانی <strong>شیر شاه</strong> از روزهای تمرین در چهار سالن‌ حقیر در مرکز شهر نیویورک تا شهرت جهانی امروزه را به یاد می آورد.</p>
            <p>آقای شوماخر در این‌باره گفت: "هدف ما از ابتدا این بود که داستانی ناب را به شیوه‌ای تئاتری بیان کنیم تا به دل تماشاچی‌ها بنشیند."</p>
            <p>او اضافه کرد: "تا به امروز همین اتفاق افتاده است. تماشاچیان در هر کجای دنیا، از اسپانیا گرفته تا آفریقای جنوبی و تا برادوی در نیویورک همه همین تجربه را داشته اند و ما به این مسئله افتخار می‌کنیم."</p>
            <p>در برآوردی که انجام شده تنها درآمد حاصل از فروش بلیت در نظر گرفته شده و فروش حاصل از پوستر و کالاهای تبلیغاتی، سی‌دی و غیره را در بر نمی‌گیرد.</p>
            <p>در حال حاضر <strong>شیر شاه</strong> در نیویورک، لندن، توکیو، لاس وگاس، هامبورگ و تور سراسر آمریکای شمالی در حال اجراست.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-25:34931284</id>
      <dc:identifier>34931284</dc:identifier>
      <updated>2014-09-25T09:54:11+00:00</updated>
      <published>2014-09-25T00:52:21+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="sport" label="ورزش"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">لحظه به لحظه با روز ششم بازی‌های آسیایی اینچئون</title>
      <summary xml:lang="fa">اخبار و گزارش‌های ورزشی روز سوم مهر، ۲۵ سپتامبر</summary>
      <dc:subject>اینچئون، ۲۰۱۴، بازی‌ها، مسابقات، آسیایی،</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="live_event"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/sport/2014/09/140925_l10_asian_games_incheon14_25.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-live_event"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/sport/2014/09/140925_l10_asian_games_incheon14_25.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925052253_mohsen_shadi_144x81_reuters_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925052253_mohsen_shadi_144x81_reuters_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925052253_mohsen_shadi_144x81_reuters_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="محسن شادی" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/25/140925052253_mohsen_shadi_144x81_reuters_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>لحظه به لحظه با روز ششم بازی‌های آسیایی اینچئون</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl"/>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34914777</id>
      <dc:identifier>34914777</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T11:55:47+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T09:43:56+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="afghanistan" label="افغانستان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">حامد کرزی؛ کارنامه حقوق بشری</title>
      <summary xml:lang="fa">حکومت سیزده ساله حامد کرزی، با وجود چالشهای بزرگ، یک امتیاز داشت: این حکومت پس از حدود چهار دهه بحران، بی‌ثباتی و جنگ داخلی ایجاد شده بود و کارکردهای آن، همواره در افکار عمومی با دوره‌های قبلی مقایسه می‌شد. </summary>
      <dc:subject>حامد کرزی، کارنامه حقوق بشری، حقوق بشر</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2014/09/140924_k02-karzai-legacy-hr.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/afghanistan/2014/09/140924_k02-karzai-legacy-hr.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/12/140912122112_karzai_l_144x81_afp_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/12/140912122112_karzai_l_144x81_afp_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/12/140912122112_karzai_l_144x81_afp_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/12/140912122112_karzai_l_144x81_afp_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>حامد کرزی؛ کارنامه حقوق بشری</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">رامین انوری</p>
                  <p class="role">فعال حقوق بشر</p>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/06/140906104538_president_karzai_304x171__nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">پس از چندین دوره بحران و حاکمیت طالبان در افغانستان، سطح انتظار مردم، به شکل طبیعی از حکومت آقای کرزی پایین بود</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content=" "/>
            </div>
            <p>حکومت سیزده ساله حامد کرزی، با وجود چالشهای بزرگ، یک امتیاز داشت: این حکومت پس از حدود چهار دهه بحران، بی‌ثباتی و جنگ داخلی ایجاد شده بود و کارکردهای آن، همواره در افکار عمومی با دوره‌های قبلی مقایسه می‌شد.</p>
            <p>پس از چندین دوره بحران و حاکمیت طالبان در افغانستان، سطح انتظار مردم، به شکل طبیعی از حکومت آقای کرزی پایین بود و این مسله گاهی سبب شد که هر اقدامی مبنی بر قانون‌مداری و احترام به حقوق بشر، دستاورد مهمی تلقی شود.</p>
            <p>کارنامه حکومت سیزده سال اخیر افغانستان در عرصه حقوق بشر نیز در بسیاری موارد، با توجه به همین نکته قابل ملاحظه پنداشته می‌شود.</p>
            <p>اما اگر بررسی مقایسه‌ای را کنار بگذاریم، آیا افغانستان در جریان حکومت‌داری آقای کرزی در سیزده سال گذشته، توانست احترام به ارزش‌های حقوق بشری را نهادینه کند؟ آیا گام‌های استواری در زمینه تامین حقوق بشری افغان‌ها برداشته شد؟ چه‌قدر افغانستان نسبت به تعهدات خود در قبال معاهدات و پیمان‌های بین‌المللی حقوق بشری و همچنین در برابر ارزش‌های حقوق بشری تضمین شده در قوانین داخلی این کشور پای‌بند بود؟</p>
            <p>آنچه در زیر می‌آید، بررسی اجمالی از وضعیت حقوق بشری افغانستان در دوره حکومت حامد کرزی، با توجه به چند عرصه مهم حقوق بشری و همچنین تعهدات ملی و بین‌المللی دولت است.</p>
            <h2>۱. آزادی بیان</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2013/07/29/130729125555_afghan_media_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">افغانستان در زمینه آزادی بیان بهشت نبوده</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>دولت به رهبری حامد کرزی تا حد زیادی به حق آزادی بیان احترام قایل شد. رسانه‌های زیادی در سیزده سال اخیر آغاز به کار کرده و تندترین انتقادها را به نشانی نهادهای مختلف دولتی، از جمله ارگ ریاست جمهوری مطرح کردند.</p>
            <p>رسانه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک و تویتر نیز به شهروندان عادی فرصت داد تا حرفای خود را آن‌گونه که می‌خواستند، ابراز کنند. این رسانه‌ها، در کل، به عنوان ابزار نظارتی و همچنین ابزار فشار بر نهادهای دولتی عمل، و تلاش کردند پرده از تخطی‌های حقوق بشری بردارند.</p>
            <p>با این حال، افغانستان در زمینه آزادی بیان بهشت نبود. شماری از روزنامه‌نگاران و فعالان مدنی به دلیل افشاگری‌های‌شان مورد تهدید و خشونت قرار گرفتند. بیشتر محافل رسانه‌ای در افغانستان به این باور هستند که انتقاد از کارکرد حکومت و حلقات بیرون از حکومت، عمدتا تا زمانی قابل تحمل بود که مسایل "سطحی" مطرح می‌شد، اما وقتی افشاگری‌های جدی صورت می‌گرفت، پیامدهای ناخوش‌آیندی برای روزنامه نگاران و فعالان مدنی داشت.</p>
            <p>این مسله در بسیاری موارد، باعث خودسانسوری شده و در نهایت منجر شد تا تخطی‌های بزرگ‌تر مسئولان دولتی و غیردولتی، افشاناشده باقی بماند.</p>
            <p>همچنین نمونه هایی نیز دیده شد که حکومت آقای کرزی هرچند انتقاد سیاسی را نا دیده می‌گرفت اما در موارد فکری و اندیشه ای، کماکان سخت‌گیر بود و اجازه وارد شدن به حوزه های فکری و فلسفی که جامعه سنتی افغانستان آن را برنمی تافت، بصورت اعلام نشده ای ممنوع بود.</p>
            <h2>۲. زنان</h2>
            <p>قانون اساسی افغانستان از حقوق برابر زنان و مردان دفاع می‌کند. افغانستان همچنین پیمان‌های بین‌المللی برای حمایت از حقوق زنان امضا کرده است.</p>
            <p>در سیزده سال گذشته، زنان تبدیل شدند به نیرویی نسبتا فعال در عرصه اجتماعی و سیاسی. براساس آمار رسمی، حدود چهل و دو درصد از جمله ده و نیم میلیون دانش‌آموز در مکاتب افغانستان را دختران تشکیل می‌دهند. حضور فعالان زن در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی نیز برجسته بوده است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/04/05/140405093828_afghan_elections_women_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">قانون اساسی افغانستان از حقوق برابر زنان و مردان دفاع می‌کند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>یکی از مهم‌ترین دستاوردها، تهیه قانون محو خشونت علیه زنان بود که با فرمان رئیس جمهور کرزی اجرایی شد. این قانون برای نخستین بار بیست مورد خشونت علیه زنان را جرم پنداشته و برای آن مجازات تعیین کرده است.</p>
            <p>با این حال، پیشرفت‌ها در زمینه تامین حقوق انسانی زنان، بیشتر روی کاغذ باقی ماند و پیاده کردن آن در عمل با تهدیدهای جدی روبرو شد. حلقاتی که در درون نهادهای دولتی، از جمله پارلمان و دستگاه قضایی تلاش کردند جلو تامین حقوق انسانی زنان را بگیرند، با برخورد جدی رئیس جمهور کرزی روبه‌رو نشدند و حضور زنان در پست‌های مهم دولتی و اجرایی به شدت محدود ماند.</p>
            <p>همچنین در عرصه آموزش و پرورش، بیشتر دختران دانش آموز قبل از رسیدن به دوره متوسطه، عمدتا به دلیل تهدیدهای امنیتی و موانع فرهنگی، وادار به ترک مکتب شده و براساس آمار رسمی، تنها یک نفر از ده دانشجو در دانشگاه‌ها را دختران تشکیل می‌دهند.</p>
            <p>حضور زنان همچنین در برنامه‌های آشتی با گروه‌های مسلح مخالف دولت افغانستان نمایشی و محدود بود. فعالان حقوق زنان نگران هستند که دستاوردهای آنها در معاملات سیاسی حکومت با گروه‌های چون طالبان و حزب اسلامی قربانی شود.</p>
            <p>فعالان حقوق بشری همچنین از چگونگی رسیدگی قضایی به پرونده‌های خشونت علیه زنان، از جمله خشونت‌های چون تجاوز جنسی، راضی نیستند. در مواردی، دادگاه‌ها به عاملان تجاوز جنسی و سایر خشونت‌های جنسیتی برائت داده و در زمینه تامین حقوق قربانیان تعلل کرده است.</p>
            <h2>۳. تلفات غیرنظامیان</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/08/03/130803101521_jalalabad_attack_304x171_afp_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">بیشترین تلفات غیرنظامیان ناشی از حملات گروه‌های مسلح مخالف دولت بوده - عکس محل انفجار انتحاری جلال‌آباد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>افغانستان پس از ایجاد حکومت به رهبری حامد کرزی نیز صحنه خونین‌ترین درگیری‌ها بوده است. اگرچه براساس گزارش‌های سازمان ملل متحد و دیگر ناظران، بیشترین تلفات غیرنظامیان ناشی از حملات گروه‌های مسلح مخالف دولت بوده، اما نیروهای دولتی و نظامیان بین‌المللی نیز مسئول بخشی از این تلفات بوده‌اند.</p>
            <p>گزارش سازمان ملل متحد از تلفات غیرنظامیان نشان می‌دهد که تنها در سال ۲۰۱۳ نزدیک به سه هزار غیرنظامی در جریان خشونت‌ها در افغانستان کشته و بیش از پنج و نیم هزار نفر دیگر زخمی شدند. این گزارش، نیروهای دولتی و بین‌المللی را مسئول یازده درصد این تلفات قلمداد کرده است.</p>
            <p>دولت افغانستان اما در زمینه ایجاد مکانیسمی برای شناسایی و مجازات عوامل این گونه تلفات ناکام بوده و در بسیاری موارد، سربازان دولتی که مرتکب نقض حقوق بشری شده‌اند، آزادانه گشت و گذار می‌کنند.</p>
            <h2>۴. عدالت انتقالی</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2013/03/03/130303134655_afg_human_rights_commission_logo_304x171_bbcpersian.com_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="نشان کمیسیون حقوق بشر"/>
               <p class="bbc-caption">کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در زمان کرزی ایجاد شد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBCPersian.com"/>
            </div>
            <p>بسیاری از فعالان حقوق بشر باور دارند که اگر دولت حامد کرزی برخورد جدی و شفافی با جنایات گذشته و عاملان آن می‌داشت، افغانستان امروز هم از نظر امنیتی و هم از نظر دولت‌داری، در موقعیت بهتری قرار داشت.</p>
            <p>دولت حامد کرزی نه تنها تلاش جدی برای رسیدگی به جنایات علیه بشریت که در جریان چهار دهه گذشته صورت گرفته بود، انجام نداد، بلکه شمار زیادی از افرادی را که متهم به ارتکاب چنین جنایاتی بودند، در پست‌های مهم دولتی منصوب کرد.</p>
            <p>تنها "برنامه عمل" که در سال ۲۰۰۵ برای رسیدگی به جنایات گذشته تصویب شد، در عمل روی کاغذ باقی ماند و پس از آن‌که مدت اعتبار آن در سال ۲۰۰۹ به پایان رسید، تلاشی برای تمدید آن صورت نگرفت.</p>
            <p>علاوه بر این، در سال ۲۰۰۷، پارلمان افغانستان قانون جنجال برانگیز "عفو عمومی" را تصویب کرد که متهمان به ارتکاب جنایات جنگی و مرتکبان موارد جدی نقض حقوق بشری را از محاکمه و پیگرد قانونی معاف می‌کند.</p>
            <p>این قانون با وجود اعتراض‌های گسترده داخلی و بین‌المللی، از سوی هر دو مجلس پارلمان تصویب و در جریده رسمی چاپ شد.</p>
            <p>کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان عمدتا به دلیل مستندسازی جنایات علیه بشریت در جریان سی سال گذشته، زیر فشار قرار داشته است. سه عضو ارشد کمیسیون مستقل حقوق بشر در سال ۲۰۱۲ به دلیل کار روی گزارش "ترسیم منازعه" که جنایات جنگی در افغانستان از ۱۹۸۷ تا ۲۰۰۱ را مستندسازی می‌کرد، پس از پایان مدت کاری شان در کمیسیون حقوق بشر ابقا نشدند.</p>
            <p>یکی از موارد خوش‌بینی، حداقل برای رسیدگی به جنایات جنگی سال‌های اخیر، پیوستن افغانستان به دادگاه جرایم بین‌المللی در سال ۲۰۰۳ است.</p>
            <p>این دادگاه، براساس آیین‌نامه رم، صلاحیت دارد به پرونده‌های جنایات جنگی، در صورتی که کشورها نخواهند و یا نتوانند عاملان جنایات را مورد پیگرد قرار دهند، رسیدگی کند. با این حال، هنوز این دادگاه موارد نقض حقوق بشری و جنایات جنگی در افغانستان را رسما مورد بررسی قرار نداده است.</p>
            <h2>۵. شکنجه، بدرفتاری و اعدام</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/11/21/121121204240_afghan_execution_304x171_file_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">در جریان سیزده سال حاکمیت رئیس جمهور کرزی، حداقل ۵۱ مورد اعدام در افغانستان صورت گرفته</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="File"/>
            </div>
            <p>افغانستان راه طولانی را در زمینه کاهش شکنجه در بازداشتگاه‌ها به تناسب حکومت‌های قبلی پیموده است، اما هنوز تا رسیدن به وضعیت نسبتا ایده‌آل، فاصله زیادی دارد. دولت افغانستان در سیزده سال اخیر، توانسته تا حدی با افراد و گروه‌های که زندان‌های شخصی داشتند، برخورد کند.</p>
            <p>همچنین اصلاحات گسترده‌ای در زندان‌های دولتی افغانستان ایجاد شده است. از جمله، ایجاد خدمات تفریحی و آموزشی برای زندانیان. اما هنوز ناظران داخلی و بین‌المللی از وجود بدرفتاری و شکنجه در زندان‌ها گزارش می‌دهند.</p>
            <p>مجازات اعدام نیز، که از آن در ادبیات بین‌المللی، به عنوان "مجازات نهایت غیرانسانی، ظالمانه و تحقیرکننده" یاد می‌شود، کماکان در افغانستان اجرا می‌شود. این مجازات، به ویژه زمانی زیر سوال قرار می‌گیرد که شفافیت و عادلانه بودن سیستم قضایی افغانستان به شدت سوال‌برانگیز است.</p>
            <p>براساس گزارش سازمان عفو بین‌الملل، در جریان سیزده سال حاکمیت رئیس جمهور کرزی، حداقل ۵۱ مورد اعدام در افغانستان صورت گرفته و هم اکنون، حدود سیصد زندانی دیگر نیز با مجازات اعدام روبه‌رو هستند.</p>
            <h2>۶. بی‌جاشدگان داخلی</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="304" height="171"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923071841_karzai_goodbye_304x171_bbc_nocredit.jpg"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">آقای کرزی روز سه شنبه با کارمندان دولتش خدا حافظی کرد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p>ادامه جنگ در افغانستان باعث شده صدها هزار نفر در افغانستان از خانه‌های‌شان بی‌جا شده و به مناطق دیگری کوچ کنند. این خانواده‌ها، در بسیاری موارد، در وضعیت ناگواری بسر می‌برند. یکی از دستاوردهای مهم دولت افغانستان در زمان ریاست جمهوری حامد کرزی، تصویب "سیاست‌گذاری ملی بی‌جاشدگان داخلی" در فبروری سال ۲۰۱۴ بود.</p>
            <p>این سیاست، اگر به‌درستی اجرا شود، قادر خواهد بود حمایت‌های لازم به بی‌جاشدگان داخلی فراهم کند. این سیاست، جدا از این‌که مواد جداگانه‌ای برای رسیدگی ویژه به وضعیت بی‌جاشدگان زن، کودکان و کهن‌سالان دارد، بی‌جاشدگان داخلی را براساس قوانین بین‌المللی تعریف می‌کند که این مسئله منجر به کمک‌رسانی منظم و گسترده به این خانواده‌ها خواهد شد.</p>
            <p>با این حال، نمی‌توان از تقصیر دولت افغانستان برای رسیدگی به وضعیت بی‌جاشدگان داخلی در جریان سیزده سال اخیر چشم‌پوشی کرد. براساس آمار رسمی، هم اکنون حدود ششصد هزار نفر در افغانستان از خانه‌های‌شان بی‌جا شده‌اند. این افراد عمدتا با مشکلات جدی از جمله دسترسی محدود به آب پاک، غذا، خدمات درمانی، سرپناه و مراکز آموزشی روبه‌رو بوده‌اند.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-23:34895276</id>
      <dc:identifier>34895276</dc:identifier>
      <updated>2014-09-23T15:29:39+00:00</updated>
      <published>2014-09-23T12:32:53+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">چرا آیت الله خمینی خواستار اعدام فرماندهان مقصر 'شکست' در جنگ شد؟</title>
      <summary xml:lang="fa">اصرار اخیر برخی اصولگرایان برای مشابه سازی وقایع منجر به قبول قطعنامه و مذاکرات هسته ای، زمینه‌های جدیدی را برای پرداختن به جنبه های پنهان جنگ ایران و عراق - به ویژه در ارتباط با عملکرد فرماندهان نظامی - ایجاد کرده است. </summary>
      <dc:subject>چنگ، ایران و عراق، سپاه، اعدام، خمینی، شکست، قطعنامه، رفسنجانی، صفوی، حسین باستانی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/09/140923_l39_file_iran_iraq_war.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2014/09/140923_l39_file_iran_iraq_war.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923143735_khomeini_war_144x81_a_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923143735_khomeini_war_144x81_a_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923143735_khomeini_war_144x81_a_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="آیت الله خمینی - سپاه" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923143735_khomeini_war_144x81_a_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>چرا آیت الله خمینی خواستار اعدام فرماندهان مقصر 'شکست' در جنگ شد؟</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">حسین باستانی</p>
                  <p class="role">بی‌بی‌سی</p>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923143735_khomeini_war_304x171_a_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="آیت الله خمینی - سپاه"/>
               <p class="bbc-caption">آیت الله خمینی بلافاصله پس از پذیرش قطعنامه دستور داد  تا "دادگاه ویژه تخلفات جنگ"، بدون "رعایت هیچ یک از مقررات دست و پاگیر" مسببان "شکست جبهه اسلام"  را به اعدام محکوم کند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="a"/>
            </div>
            <p>سالگرد شروع جنگ ایران و عراق، امسال در شرایطی ویژه فرا رسید: در حالی که در طول یک سال گذشته، تلاش گروهی از اصولگرایان برای متهم کردن رقبای سیاسی خود به ضعف یا خیانت در جنگ، ابعاد جدیدی پیدا کرده بود.</p>
            <p>مطابق روایت این گروه از اصولگرایان، همان سیاستمدارانی که در یک سال اخیر به دنبال "سازش" بر سر پرونده هسته ای بوده اند، در زمان جنگ هم سپاه پاسداران را وادار به خاتمه جنگ کردند و "جام زهر" را به خورد حکومت و رهبر وقت جمهوری اسلامی دادند.</p>
            <p>به نظر می رسد که این گروه از اصولگرایان، در تبلیغات خود از عاملی تعیین کننده بهره می برند و آن، تمایل دستگاه های حکومتی به "ناگفته گذاشتن" بخش مهمی از وقایع جنگ است.</p>
            <p>روایت های جدید اصولگرایان از پایان جنگ ایران و عراق، به لحاظ سیاسی قابل فهم است، اما با طیفی گسترده از مستندات مربوط به ماه های پایانی جنگ همخوانی ندارد. مستنداتی از قبیل حکم رهبر وقت جمهوری اسلامی برای "اعدام" فرماندهان مسئول شکست های نظامی ایران، هشدار آیت الله خمینی که اگرسپاه پاسداران نتواند عقب نشینی ها خود را جبران کند "برای همیشه یک سپاه ذلیل ومرده می شود"، حضور فرماندهان سپاه در یک همایش "سیاسی" در هنگام سقوط فاو، نوشته محسن رضایی فرمانده وقت سپاه که برای مقابله با عراق "بمب اتم" لازم است، اصرار دادگاه نظامی به محاکمه احمد وحیدی (فرماندار نظامی کرمانشاه که بعدها وزیر دفاع شد) و مخالفت اکبر هاشمی رفسنجانی با نظر بعضی از مسئولان در مورد "اعدام" فرماندهانی همچون رحیم صفوی (مسئول وقت عملیات سپاه پاسداران که بعد ها فرمانده سپاه شد).</p>
            <p>این آخرین مورد، همین دو هفته پیش خبر ساز شد. زمانی که اکبر هاشمی رفسنجانی، به صحبت های چندی پیش یحیی (رحیم) صفوی فرمانده سابق سپاه پاسداران پاسخ تندی داد که <a href="http://www.farhangnews.ir/content/83704">

گفته بود</a> وی به دنبال رهبر شدن بعد از آیت الله خمینی بوده است.</p>
            <p>رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، بدون نام بردن مستقیم از سرلشکر صفوی <a href="http://www.hashemirafsanjani.ir/content/%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%9F">

تاکید کرد</a> که وقتی این فرمانده، فاو را "با آن همه امکانات و اموال" رها کرده، صادق خلخالی -حاکم شرع سابق دادگاه های انقلاب و نماینده وقت مجلس- خواستار اعدام او و دو نفر دیگر بوده ولی با مخالفت اکبر هاشمی رفسنجانی مواجه شده است. هاشمی رفسنجانی در اشاره ای دیگر، گفت در آخر جنگ نیز آیت الله خمینی دادگاه رسیدگی به تخلفات فرماندهان را زیر نظر او تشکیل داده که قصد داشته "بعضی ها را اعدام کند" و حتی "رئیس جمهور وقت" (آقای خامنه ای) نیز با دادگاه هم نظر بوده، اما او باز مانع شده است.</p>
            <p>دادگاه مورد اشاره اکبر هاشمی رفسنجانی، ظاهرا همان است که <a href="http://www.shamimejamaran.blogfa.com/tag/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%AA-%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D9%BE%DB%8C-%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%81">

دستور تاسیس</a> آن، تنها چند روز بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، در نامه ۲ مرداد ۱۳۶۷ آیت الله خمینی به علی رازینی رئیس سازمان قضایى نیروهاى مسلح آمده است. در این نامه، رهبر وقت جمهوری اسلامی دستور می دهد تا "دادگاه ویژه تخلفات جنگ را در کلیه مناطق جنگى"، آن هم "بدون رعایت هیچ یک از مقررات دست و پاگیر" تشکیل شود و می افزاید: "هر عملى که به تشخیص دادگاه موجب شکست جبهه اسلام و یا موجب خسارت جانى بوده و یا مى‏‌باشد مجازات آن اعدام است." دستوری که به وضوح، متوجه فرماندهان مقصر در شکست های نظامی ایران است.</p>
            <p>فرمان آیت الله خمینی در مورد اعدام مقصران جنگ، چهار روز قبل از دستور دیگر او برای اعدام زندانیان عضو مجاهدین خلق صادر شده و این در حالی است که بر خلاف اجرای سریع دستور دوم، فرمان اول عملا بلااجرا مانده است. پدیده ای که ظاهرا، میانجیگری های برخی مسئولان سیاسی در آن بی تاثیر نبوده است.</p>
            <p>در کتاب خاطرات سال ۱۳۶۷ اکبر هاشمی رفسنجانی، جانشین وقت فرمانده کل قوا، اشاراتی نیز وجود دارد که نشان می دهد که چنین میانجیگری هایی، بعضا به نارضایتی مقام های قضایی منجر شده است. به عنوان مثال، در ۶ شهریور ۱۳۶۷ دخالت او برای آزادی احمد وحیدی، که به حکم دادگاه نظامی زندانی شده، با واکنش سازمان قضایى نیروهاى مسلح مواجه می شود که از هاشمی رفسنجانی می خواهد دستور آزادی آقای وحیدی را به طور "مکتوب" بنویسد.</p>
            <p>احمد وحیدی، که در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد به وزارت دفاع رسید، در زمان عملیات مرصاد فرماندهی نظامی کرمانشاه را بر عهده داشت و دادگاه نظامی، خواستار محاکمه او به علت عملکرد ضعیفش در هنگام عملیات نیروهای عراقی و سازمان مجاهدین خلق در استان کرمانشاه بود.</p>
            <p>جانشین فرمانده کل قوا، در سوم مرداد ۱۳۶۷، در توصیف عقب نشینی نیروهای نظامی ایران در این مناطق از عبارت "مفتضحانه" استفاده کرده و می افزاید شدت عقب نشینی به حدی بوده که "مردم عشایر منطقه در جاده ها جلوی آنها را گرفته و معترض آنها شده اند".</p>
            <p>خاطرات ۲ مرداد همان سال، اکبر هاشمی رفسنجانی، نشان می دهد که به دنبال اصرار صادق خلخالی برای گرفتن "مسئولیت دادگاه زمان جنگ برای تنبیه متخلفین"، به او گفته که صرفا "به امور نظامیان متخلف جبهه نظاره کند و پیشنهاد تنبیه و تشویق بنماید"، در حالی که این روحانی مشهور به صدور احکام شدید، مایل بوده "خودش اختیار تنبیه داشته باشد".</p>
            <p>
               <strong>درخواست "بمب اتم" برای شکست عراق</strong>
            </p>
            <p>رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در اظهارات اخیر خود در مورد زمزمه های اعدام برخی فرماندهان سپاه در پایان جنگ، گفته که از جمله دلایل این فضا، قصورهای منتهی به سقوط فاو و "عملیات خیبر" <a href="http://www.hashemirafsanjani.ir/content/%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%9F">

بوده است</a>.</p>
            <p>او یادآوری کرده که در جریان عملیات، "الحاق بین نیروها از جزیره وبیرون جزیره ممکن نشد و یک گردان نیروی ما به‌کلی نابود شد". اشاره هاشمی رفسنجانی به "جزیره" در اینجا، جزیره مجنون است که در جریان عملیات خیبر در اسفند ۱۳۶۲، ارتباط میان نیروهای ایرانی مستقر در آن و نیروهای دیگری که به سمت بصره رفته بودند، به علت اشتباهات عجیب فرماندهی -در حد برداشت متفاوت دو قسمت از نیروهای عمل کننده از زمان شروع عملیات- قطع شد. نتیجه، محاصره و قتل عام نیروهای نفوذ کننده و کشته شدن جمعی از معروف ترین و محبوب ترین فرماندهان جنگ از جمله محمدابراهیم همت و حمید باکری بود.</p>
            <p>اشاره اکبر هاشمی رفسنجانی به اتهامات یحیی (رحیم) صفوی بر سر سقوط فاو، حکایت از شکستی جداگانه در آخر فروردین ۱۳۶۷ دارد.</p>
            <p>مسئولیت این شکست، نه تنها با آقای صفوی در مقام مسئول عملیات کل سپاه، که با مجموعه ای از فرماندهان ارشد سپاه بود که متهمند که در زمان حمله عراق، برای انجام "فعالیت های سیاسی" جبهه نبرد را ترک کرده بودند.</p>
            <p>حسن روحانی، که در اواخر جنگ معاون جانشین فرماندهی کل قوا بود، در مصاحبه ای در سال ۱۳۸۷ <a href="http://www.csr.ir/departments.aspx?lng=fa&amp;abtid=06&amp;depid=44&amp;semid=1366">

روایت می کند</a> که با بالا گرفتن منازعه سیاسی میان جناح های چپ و راست حکومت ایران در جریان انتخابات فروردین ۱۳۶۷ مجلس سوم، "سپاه یکی از ذهنیت‌هایش این بود که اگر تعدادی از نیروهای سپاه به مجلس بروند، مشکلات آنها بهتر حل می‌شود و پشتیبانی بهتری از جبهه‌ها می‌شود."</p>
            <p>روحانی می افزاید: "آمدند عده‌ای از مسئولین سپاه و سرداران را تشویق کردند تا کاندیدا شوند و خود آنها هم در این زمینه فعال شدند. لذا وقتی که فاو سقوط کرد، سپاه سمیناری در کرمانشاه داشت و عمدۀ فرماندهان در غرب بودند." در همین ارتباط، عباس ملکی عضو تیم مذاکره کننده ایران در مورد قطعنامه ۵۹۸ نیز، در مرداد ۱۳۹۳ در گفت وگو با روزنامه شرق <a href="http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2992119">

می گوید</a> که در آستانه سقوط فاو "توجه بعضی از فرماندهان به مساله انتخابات معطوف شد... شاید آنها فکر ‌می‌کردند برای اینکه گرایش‌هایشان وارد مجلس شود، باید فعالیت‌های داخلی را در شهرستان‌های مختلف شروع کنند".</p>
            <p>حسن روحانی، <a href="http://www.csr.ir/departments.aspx?lng=fa&amp;abtid=06&amp;depid=44&amp;semid=1366">

شهادت می دهد</a> که حتی وقتی خبر در حال سقوط بودن فاو رسیده، محسن رضایی گفته است "فاو سقوط نخواهد کرد، مگر اینکه عراق بمب اتمی به کار ببرد". نقل قولی که حکایت دارد فرماندهان ارشد سپاه نه تنها درک درستی از وضعیت منطقه نداشته اند، که با اصرار بر اشتباه، آخرین فرصت ها برای دفاع از جزیره را نیز از دست داده اند.</p>
            <p>غلامعلی رشید، معاون وقت عملیات فرمانده کل سپاه، در مصاحبه جداگانه ای با فصلنامه مطالعات جنگ ایران و عراق (تابستان ۱۳۸۶) تایید کرده که پس از حمله عراق به فاو "محسن رضایی یک حمله سراسری را باور نکرده است".</p>
            <p>اما شاید قابل تامل ترین شهادت در مورد وضعیت فرماندهان سپاه در تابستان ۱۳۶۷، از شخص آیت الله خمینی باشد. رهبر سابق جمهوری اسلامی، در پیام ۲۵ تیر ۱۳۶۷ خود در جمع مسئولان ارشد نظام، که در صحیفه نور نیامده و مدت ها بعد از درگذشت وی فاش شده، به نامه ای از محسن رضایی فرمانده وقت سپاه اشاره دارد که محتوای آن را "تکان دهنده" توصیف می کند.</p>
            <p>به <a href="http://www.tarikhirani.ir/Modules/News/Phtml/News.PrintVersion.Html.php?Lang=fa&amp;TypeId=30&amp;NewsId=4585">

نوشته آیت الله خمینی</a>: "فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم. ممکن است در صورت داشتن وسایلی که در طول پنج سال به دست می‌آوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته‌ باشیم و بعد از پایان سال ۷۱ اگر ما دارای ۳۵۰ تیپ پیاده و ۲۵۰۰ تانک و ۳۰۰۰ توپ و ۳۰۰ هواپیمای جنگی و ۳۰۰ هلیکوپتر باشیم و قدرت ساخت مقدار قابل توجهی از سلاحهای لیزری و اتمی که از ضرورت‌های جنگ در آن موقع است، داشته باشیم می‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم. وی می‌گوید قابل ذکر است که باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش پیدا کند، او آورده است البته امریکا را هم باید از خلیج فارس بیرون کنیم والا موفق نخواهیم بود."</p>
            <p>در <a href="http://www1.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100004133776">

گزارش های</a> منتشر شده از نامه آقای خمینی که سال ها پس از درگذشت او منتشر شده، اشاره او به تاکید عجیب محسن رضایی بر نیاز به "قدرت ساخت مقدار قابل توجهی از سلاحهای لیزری و اتمی" برای مقابله با عراق سانسور شده و به جای آن، سه نقطه (...) آمده است.</p>
            <p>تاکید فرمانده وقت سپاه بر اینکه تنها در صورت تامین شرایط غیرممکنی چون هفت برابر شدن نیروهای سپاه و دسترسی به سلاح هسته ای ممکن است بتوان تا پنج سال بعد علیه عراق به عملیات تهاجمی پرداخت، تنها یک معنا دارد: اینکه فرماندهان این نیروی نظامی، به طور "مطلق" از رویارویی با ارتش عراق ناامید بوده اند، هرچند که با گذشت سال ها از آن واقعه، بعضی از آنان مدعیند که کماکان به ادامه جنگ اعتقاد داشته اند.</p>
            <p>قابل توجه است که آیت الله خمینی در بخشی دیگر از آن نامه معروف، در کنایه ای تلخ به فهرست مطالبات محقق ناشدنی محسن رضایی برای مقابله با عراق <a href="http://www1.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100004133776">

تاکید دارد</a> که فرمانده وقت سپاه، "با ذکر این مطالب می‌گوید باید باز هم جنگید که این دیگر شعاری بیش نیست".</p>
            <p>ناخوشنودی آیت الله خمینی از فرماندهی سپاه پاسداران در مقطع پذیرش قطعنامه، به میزانی نظرها را به خود جلب می کند که منجر به رواج شایعه زندانی شدن محسن رضایی می شود.</p>
            <p>در خاطرات ۲۹ تیر ۱۳۶۷ اکبر هاشمی رفسنجانی، وضعیت روحی فرمانده سپاه در آن روزها چنین توصیف شده است: "آقای محسن رضایی آمد. ناراحت است. کمی گریه کرد. دلداریش دادم. آماده استعفاست؛ گفتم در سمت خود بماند. قرار شد فردا مصاحبه تلویزیونی داشته باشد که شایعه بازداشت رد شود."</p>
            <p>
               <strong>عتاب آیت الله خمینی به سپاه</strong>
            </p>
            <p>بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، ارتش عراق که به تازگی شکست های سنگینی را به نیروهای نظامی ایران وارد کرده و از جمله جزایر فاو و مجنون را بازپس گرفته، هجوم گسترده ای را انجام می دهد تا در صورت امکان، در آخرین روزهای جنگ قدرت نظامی خود را به رخ جمهوری اسلامی بکشد.</p>
            <p>در مورد جزئیات نبردهای دو کشور در این مقطع، تاکنون اطلاعات متفاوتی منتشر شده است. اما شاید توصیف ساده سعید قاسمی، از فرماندهان میانی دوران جنگ و منتقدان سرسخت پذیرش قطعنامه ۵۹۸، برای درک بهتر شرایط آن زمان مفیدتر باشد.</p>
            <p>او در تیر ماه گذشته، طی <a href="http://www.aparat.com/v/QeZYW/%D8%AF%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AE%D8%B7_%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2">

سخنانی در جمع</a> گروهی از اصولگرایان گفت: "دشمن وقت نمی‌کرد غنیمتی‌ها را جمع کند. به یک اعتبار دوازده‌هزار و برخی روایات بیست و چند هزار نفر، ظرف دو -سه روز اسیر دادیم. ۶۰ درصد زمین‌هایی را که ظرف ۸ سال گرفته بودیم، طیِ سه شب از دست دادیم."</p>
            <p>در همین مقطع است که آیت الله خمینی، در پیامی کوتاه که احمد خمینی به طور تلفنی آن را به رحیم صفوی ابلاغ می کند، به سپاهیان <a href="http://ammarirani.blogfa.com/post/150">

تشر می زند</a>: "اینجا جایی است که باید متر به متر جنگید و هیچ چیز از هیچ کس پذیرفته نیست، یا سپاه، دشمن را به عقب می‌راند یا برای همیشه یک سپاه ذلیل و مرده‌ای می‌شود."</p>
            <p>از این پیام تند نیز، که نشان دهنده نارضایتی شدید رهبر وقت از شکست های سریع سپاه در مقابل عراقی هاست، اثری در صحیفه نور وجود ندارد.</p>
            <p>این شکست ها در شرایطی به وقوع می پیوندد که در ماه های پایانی جنگ، ایران نه تنها به لحاظ بودجه و سلاح، که حتی از نظر تعداد رزمندگان نیز در وضعیتی به شدت بحرانی قرار دارد.</p>
            <p>در مورد توازن عددی نیروهای ایرانی و عراقی در ماه های پایانی جنگ، ارقام مختلفی منتشر شده که بعضا اغراق آمیز به نظر می رسند. اما فارغ از تعداد دقیق نیروها، وضعیت ایران در آن مقطع به گونه‌ای بوده که اکبر هاشمی رفسنجانی، در ۱۹ خرداد ۱۳۶۷، "مشکل عمده" جبهه ها را کمبود نیرو دانسته است. نیروهایی که حتی مشخص نیست که تبلیغات معمول حکومت ایران در مورد برتری روحی آنها نسبت به سربازان عراقی، تا چه حد مقرون به واقعیت باشد.</p>
            <p>هاشمی رفسنجانی در ۲۳ خرداد با اشاره به وضعیت دشوار جبهه ها برای نیروهای ایرانی و عراقی می نویسد: "دشمن هم در زحمت است، ولی آنها طاقت بیشتری از بسیجی های جوان ما نشان می دهند." وی حتی پیش از سخت شدن بی سابقه کار جبهه ها در سال ۱۳۶۷، در آذرماه ۱۳۶۶ از "کمبود نیروی داوطلب خدمت در نیروهای مسلح" و طرح "پیشنهاد اعزام اجباری طلاب برای سربازی" خبر می دهد.</p>
            <p>جانشین فرمانده کل قوا، به ویژه در روزهای بعد از سقوط مهران و جزیره مجنون، اشارات قابل تاملی به وضعیت مصدومان شیمیایی ایران در هفته های پایانی جنگ دارد.</p>
            <p>او در ۵ تیر ۱۳۶۷ می گوید "حدود ۴ هزار نفر مصدوم شیمیایی به بیمارستان مراجعه کرده اند" ولی جز ۵۰ نفر، سایر آنها مرخص شده اند. به نوشته هاشمی رفسنجانی: "مثل اینکه حالت روانی شیمیایی، بیشتر از اصل ماده تاثیر می گذارد و بهانه خوبی برای عقب نشینی است. آنها که نمی خواهند بجنگند به آسانی می توانند تظاهر به ابتلا به شیمیایی کنند و یا دچار خیال می شوند."</p>
            <p>دلیل حساسیت ویژه وی بر روی این مساله، ظاهرا دردسری است که اطلاعات غلط در مورد وضعیت مصدومان شیمیایی، برای دستگاه دیپلماسی ایران ایجاد کرده: "گفته بودیم خبرنگاران و هیات بازرسی شورای امنیت سازمان ملل برای بررسی [بمباران ] شیمیایی بیایند که بیمارستان ها می گویند آثار زیادی نمانده است."</p>
            <p>هاشمی رفسنجانی یک روز بعد، در اشاره ای دیگر به وضعیت مصدومان شیمیایی می نویسد: "سرعت مرخصی مصدومان شیمیایی از بیمارستان ها که تقریبا خالی شده نشان می دهد که وحشت از شیمیایی بیش از خود آن موثر بوده است."</p>
            <p>روند شکست های نیروهای نظامی ایران در ماه های پایانی جنگ، پس از عتاب بی سابقه آیت الله خمینی به نیروهای مسلح که "باید متر به متر جنگید" و افزایش ناگهانی حضور مردم در جبهه ها - که از تشدید حملات عراق بعد از پذیرش قطعنامه به شدت خشمگین شده بودند- متوقف می شود. تحولی که بخشی از آن ریشه در افزایش قدرت مقابله ایران در جبهه ها دارد و بخشی دیگر، ناشی از تصمیم اجتناب ناپذیر عراقی هاست که می‌دانند حامیان بین المللی آنها پس از پذیرش قطعنامه توسط ایران، از ادامه تجاوزات نظامیشان حمایت نمی کنند.</p>
            <p>برخی از اصولگرایان منتقد قبول قطعنامه ۵۹۸، در سال های اخیر ادعا کرده اند که آیت الله خمینی، پس از افزایش حضور مردم در جبهه ها گفته اگر می دانسته مردم تا این حاضرند پای جنگ بایستند، قطعنامه را نمی‌پذیرفته است. اما محسن رفیقدوست که در زمان پذیرش قطعنامه وزیر سپاه پاسداران بود (این وزارتخانه بعدها منحل شد) در مرداد ۱۳۹۰ در مصاحبه ای با سایت تاریخ ایرانی می گوید که احمد خمینی، پیش از مرگ خود <a href="http://tarikhirani.ir/fa/news/%DB%B4/bodyView/1067/0">

تکذیب کرده</a> که پدرش چنین سخنی را بر زبان رانده باشد.</p>
            <p>در متن پیام عمومی رهبر سابق جمهوری اسلامی در مورد پذیرش قطعنامه <a href="http://mjrad.ir/wp-content/uploads/2013/05/sahifeye-noor-21-www.shamimejamaran.blogfa.com_.pdf">

آمده است</a>: "تأکید مى‏‌کنم که گمان نکنید که من در جریان کار جنگ و مسئولان آن نیستم. مسئولین مورد اعتماد من مى‏باشند، آنها را از این تصمیمى که گرفته ‏اند شماتت نکنید که براى آنان نیز چنین پیشنهادى سخت و ناگوار بوده است."</p>
            <p>تاکیدی که احتمالا، نوعی آینده نگری برای اجتناب از ادعاهایی بوده که به تصور آیت الله خمینی، احتمال داشته پس از مرگ او، توسط منتقدان پذیرش قطعنامه ۵۹۸ مطرح شود.</p>
            <p>
               <strong>هزینه های "شفاف سازی جنگ"</strong>
            </p>
            <p>در طول جنگ ایران و عراق، نیروهای نظامی و شبه نظامی ایران، بدون دسترسی به سلاح های مورد نیاز خود، میزان بی سابقه ای از فداکاری، ابتکار و استقامت را برای دفاع از کشور به کار گرفتند و در عین حال، در مقایسه با اغلب دیگر جنگ های معاصر، بی رحمی کمتری را علیه شهروندان یا حتی نظامیان عراقی مرتکب شدند. از سوی دیگر، بسیاری از فرماندهان جنگ، از محمد ابراهیم همت و برادران باکری گرفته تا جواد فکوری و ولی الله فلاحی، جزو اسطوره های ملی طیف متنوعی از ایرانیان محسوب می شوند.</p>
            <p>با وجود این، قابل انکار نیست که محاسبات اشتباه بسیاری از فرماندهان و سیاستمداران ایران در مورد توانایی جمهوری اسلامی برای ادامه جنگ، از مقطعی مشخص به شکست های فاجعه باری منجر شده است. به عنوان نمونه، اگر ایران قطعنامه ۵۹۸ را تنها یک سال زودتر – همان زمانی که صادر شد – قبول می کرد، می توانست جنگ را در شرایطی به پایان ببرد که هنوز مناطق مهمی از خاک عراق و از جمله فاو و مجنون را در اختیار داشت و به وضعیتی نرسیده بود که – به قول سعید قاسمی – "۶۰ درصد زمین‌هایی را که ظرف ۸ سال گرفته بود، طیِ سه شب از دست بدهد".</p>
            <p>در روایت های رسمی حکومت ایران از جنگ هشت ساله، یادی از ناکامی های سپاه پاسداران -به ویژه در سال پایانی جنگ- نمی شود. عزم مجموعه حکومت بر اختقای این بخش از تاریخ معاصر ایران، به میزانی بوده که حتی به سانسور یا دستکاری پیام های آیت الله خمینی انجامیده است. تا حدی که به عنوان نمونه، در "صحیفیه نور" اثری از هشدار اواخر جنگ آیت الله خمینی به سپاه که اگر خوب نجنگد "برای همیشه ذلیل و مرده" است یا نامه او در جمع مسئولان نظام در مورد دلایل پذیرش قطعنامه نیست.</p>
            <p>با توجه به مجموعه این واقعیت ها، به نظر می رسد که اصرارهای اخیر برخی اصولگرایان بر مشابه سازی وقایع منجر به قبول قطعنامه و مذاکرات هسته ای، زمینه های کاملا جدیدی را برای پرداختن به جنبه های پنهان جنگ ایران و عراق - به ویژه در ارتباط با عملکرد فرماندهان نظامی - ایجاد کرده است.</p>
            <p>جنبه هایی که بعید است در مجموعه حکومت ایران، تمایلی به شفاف شدن آنها وجود داشته باشد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-24:34921955</id>
      <dc:identifier>34921955</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T16:45:57+00:00</updated>
      <published>2014-09-24T14:19:59+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="arts" label="فرهنگ و هنر"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">جشنواره زار؛ نوای خلیج فارس در استانبول </title>
      <summary xml:lang="fa">جشنواره موسیقی زار در روز‌‌های ۱۷ و ۱۸ سپتامبر در شهر استانبول ترکیه با شرکت گروه‌هایی از نوازندگان و خوانندگان جنوب ایران برگزار شد. بهزاد بلور مشاهدات خود را از این جشنواره در گزارشی نوشته است. </summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140924_l13_zar_festival_istanbul.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/arts/2014/09/140924_l13_zar_festival_istanbul.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924161835_zar_festival_144x81_saroee.com_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924161835_zar_festival_144x81_saroee.com_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924161835_zar_festival_144x81_saroee.com_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924161835_zar_festival_144x81_saroee.com_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>جشنواره زار؛ نوای خلیج فارس در استانبول </dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">بهزاد بلور</p>
                  <p class="role">بی بی سی </p>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924162104_zar_festival_512x288_saroee.com.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">گزارش تلویزیونی این جشنواره به زودی در برنامه بلور بنفش از بی بی سی فارسی پخش خواهد شد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Saroee.com"/>
            </div>
            <p>جشنواره موسیقی زار در روز‌‌های ۱۷ و ۱۸ سپتامبر در شهر استانبول ترکیه با شرکت گروه‌هایی از نوازندگان و خوانندگان جنوب ایران برگزار شد.</p>
            <p>نزدیک اسکله کادیکوی در قسمت آسیایی استانبول، در پس کوچه‌های درهم و شبیه به هم و همهمه رستورانها و قهوه خانه های شلوغ، جایی که کمتر تاکسی ای می‌تواند پیدایش کند "گیتار کافه" را یافتیم. این سالن جاز کوچک میزبان جشنواره زار بود.</p>
            <p>وقتی با گروه فیلمبرداری بساطمان را داخل سالن بردیم از خودم پرسیدم که چطور ممکن است در فضایی که به اندازه یک سالن پذیرایی و ناهارخوری است یک جشنواره برگزار شود. البته این فقط نگرانی من نبود و هر گروهی از نوازندگان هم، که از ۲ صبح وارد استانبول شده بودند، با چشمهای گرد و لبهای فشرده به سکوی اجرا نگاه می‌کردند، روی آن می‌رفتند و بعد شانه به شانه روی آن می ایستادند تا جا شوند.</p>
            <p>صاحب این کلوپ جاز کوچک اُنوک بُزکورت، یک تُرک خوش ذوق است که به نظرش هیچ چیزغیر ممکن نیست! و از او خوشبین‌تر، برگزار کننده جشنواره و نوازنده صاحب نام موسیقی بوشهر و نی انبان سعید شنبه زاده است.</p>
            <p>او که ده سالی است ساکن فرانسه است (‌اخیرا در شهر لیون) و بارها در سالن‌های چند هزار نفره تا چند ده نفره دخمه های زیر کلیساها اجرا داشته با لبخند می‌گوید: "فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه. من نمی‌خواستم یک سالن بزرگ بگیرم که تماشاچی بیاد دست بزنه و بلیط بفروشیم و پولدار شیم. هدف من اینه که در یک محفل دور از اون رقم تماشاچی جشنواره ای رو بگذارم که منتقدان و مدیران سالن‌های هنری پاریس و ترکیه به دیدنش بیان، مطبوعات ازش خبر بسازن،‌ الان مدیران فستیوال لیون از فرانسه سفر کرده که بیاد اینجا و این بچه ها رو از نزدیک ببینه، مدیر جشنواره محلی از آمریکا اینجاست و... هدف سود مالی نبوده و من از جیب خودم و کمک چند تا هنر دوستان هزینه ها رو پرداخت کردم. خود هنرمندها حتی داوطلبانه به جشنواره آمدن."</p>
            <p>شنبه زاده در این جشنواره قصد داشت موسیقی خلیج فارس را به مخاطبان معرفی کند، هنرمندانی را بیاورد که حتی در خود ایران کمتر در صحنه دیده شده اند و شهرت محلی دارند. البته حضور یک گروه پرتغالی در جشنواره غریب به نظر می آمد اما در پایان کار اجرای سبک فادوی یک آهنگ بوشهری این گروه همه را غافلگیر کرد. و وقتی نوازنده ترک فیلیزایلکای نی انبان مخمل سبزش را به بغل گرفت و نواخت، به سختی می شد تفاوت موسیقی بوشهر ایران و بسفر ترکیه را تشخیص داد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924161701_zar_festival_512x288_saroee.com.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">عکسها از دانش سارویی</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Saroee.com"/>
            </div>
            <p>گروه ده نفره کوبه ای "پاسارگاد" از کرمان، انواع ضرب‌آهنگ‌های موسیقی ایران را با سازهای کوبه ای محلی و سنتی اجرا کردند. این گروه نوازندگان دختر و پسر جوانی هستند که با دف کردستان، دمام بوشهر، نقاره مازندران و دهُل و تنبک اجرا می‌کنند. قطعاتی که شامل بازی با ریتم‌های ایرانی و نوعی سوال جواب بین سازها بود. </p>
            <p>گروه "پاسارگاد" نشانه نسل جدیدی از نوازندگان ایران است که با ظاهری امروزی تر و اجرایی نمایشی تر، سعی دارد خود را از نسل قبل جدا کند. آنها نشانه نسلی اند که با رسانه های مجازی آشنایی کامل دارد و می‌خواهد به بهترین شکل ممکن خود را معرفی کند.</p>
            <p>جدا از قطعات دف و تنبک که نظیرشان را بارها شنیده‌ایم، گاهی نحوه همنوازی‌ها و اجرای متفاوت سازها نشان از آینده روشن گروه داشت.</p>
            <h2>هیرون</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924161947_zar_festival_512x288_saroee.com.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Saroee.com"/>
            </div>
            <p>به زبان جنوب به جهت‌های جغرافیایی شمال، قبله (شرق)، کُهباد (یا کوه باد یعنی غرب)‌ و به جنوب هیرون (بر وزن بیرون) می‌گویند که نام گروهی است که چند بار به اشتباه نامشان را حیرون تلفظ کردم!</p>
            <p>خواننده گروه غلامرضا وَزان از خوانندگان قدیمی جنوب، با سرپرستی نوذر سعادت نوازنده نی انبون و نی جفتی گروه، نیما تنگ سیری ضرب و تمپو، امین سلیمانیان نوازنده بوشهری دم دم (‌سازی بزرگ و ایستاده شبیه تومبا)، و اسماعیل بختیاری آزاد از نوازندگان برجسته دمام و تمپو گروه هیرون را تشکل می‌دهند که آهنگ‌های ناحیه خلیج فارس را به شادترین شکل ممکن اجرا می‌کنند. نظیر این اجراها و هیجان تماشاچیان را می‌شود با کنسرتهای بزرگ پاپ یا گروه‌هایی مانند کامکاران و یا حتی گروه جیپسی کینگ مقایسه کرد.</p>
            <p>این گروه آهنگهای محلی ای را خواند که سالها گروه‌های پاپ به اسم خودشان خواندند و محبوبیت پیدا کردند. جای شکر است که اجرای محلی این ترانه ها را در جشنواره زار شنیدیم؛ آن هم با اجرای آقای وزان که عرق چین سفید و جلیقه به تن داشت و با اشاره و نگاه نافذش به تماشاچیان فرمان شادی می‌داد. از سوی دیگر همراهی پر جنب و جوش گروه فضای سالن را در همان دقایق اول تغییر داد.</p>
            <h2>"خیامی خوانی"</h2>
            <p>خیامی خوانی که مخصوص محفل های مردانه جنوب است از نوع ترانه‌هایی بود که کمتر به‌عنوان موسیقی جنوب شنیده شده است. به قول آقای وزان: "مردم خیام را به عنوان فیلسوف و شاعر می‌شناسند و برای ما مردم جنوب، خیام نشانه پس زدن دنیای مادی و فراموش کردن مشکلات شخصی است و خیام خوانی ما یکی از سبکهای مهم جنوب به حساب می‌آید."</p>
            <p>خیام خوانی به این علت یک سبک مجزاست که حضور صدا و ریتم های نقاط دیگر ایران را در آن می‌توان دید. رباعیات خیام با تحریر‌های آواز موسیقی اصیل ایرانی و همخوانی گروهی اجرا می‌شود و با ریتم شش و هشت بندری، سبکی که در دهه ۶۰ شمسی موسیقی پاپ ایرانی را قبضه کرد. در نگاه اول خیام خوانی به نظر تصنیفی می‌آید که با سازهای جنوبی زده می‌شود. از کارهای کمیابی بود که شنیدنش در جشنواره زار امکان پذیر شد.</p>
            <p>برای من جالب بود موسیقی ای که سه دهه است وارد موسیقی پاپ و روز ایرانی شده و ما به عنوان موسیقی بندری آن را می شناسیم از دید هنرمندان خود آن ناحیه چیست؟ آیا موسیقی شان موسیقی بندری است؟</p>
            <p>اسماعیل بختیاری و نوذر سعادت از گروه هیرون می گویند: "موسیقی ما بدون شک از بنادر تاثیر گرفته. در این صدها سال ملوانان هندی، آفریقایی و حتی پرتغالی آمد و رفت داشتند و موسیقی اونها به ما الهام داده. بنابراین کل این موسیقی شاید بندری باشه ولی ما معرف قسمت بوشهرش هستیم."</p>
            <p>سعید شنبه زاده و محمود بردکیان (نوازنده دمام) هم می گویند: "ما با اینکه به نظر میاد از آفریقا تاثیر گرفتیم و حتی چهره هامان به اونها شباهت داره ولی در هیچ کشوری در آفریقا یا بین عربها این نوع موسیقی رو نمی‌شنوی. سازی شبیه به دمام در آفریقا هست ولی این صدا رو نداره. ریتم‌های شبیه به ما هست ولی مثل ما نیست. این موسیقی مختص مردم خلیج فارسه."</p>
            <h2>هیئت سنج و دمام (و شاخ)</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924162027_zar_festival_512x288_saroee.com.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Saroee.com"/>
            </div>
            <p>دمام بین مردم جنوب ساز محترم و مقدسی است که فقط در اتاق مخصوصی در مسجدها نگهداری می‌شود و گویا برای فراخوان مردم به مسجد و اعیاد مخصوص همنوازی می‌شود، مرامی که شاید ریشه در مراسم مذهبی پیش از اسلام مردم منطقه دارد. (زمانی که کشتی های باربری از آسیا غربی و شرقی و آفریقا به بندر سیراف دوره ساسانی می آمدند تا تجارت کنند.)</p>
            <p>سعید شنبه زاده درمورد دمام می‌گوید: "اسم سردسته دمام‌زن‌ها اِشکون است. دمام اِشکون، دمامی هست که می‌تونه بین دمام‌های دیگه بداهه نوازی کنه. بعد از اِشکون دو دمام دیگه هست که غَمبَر نام داره، بعد از اونها چهار دمام معمولی دیگه همراهی می‌کنند. تعداد دمام‌ها در مراسم هفت تا هست، چون هفت عدد مقدسیه. هفت سنج و هفت دمام. سنج و دمام با هم نواخته میشه چون دمام ساز مقدس و سنج از فلزه و فلز اجنه و شیطان رو فراری می ده. به‌همین خاطر کنار دمام نواخته می شه."</p>
            <p>و این قسمتی از جشنواره بود که فقط می‌توانست در فضای باز اجرا شود. در ایوان آخرین طبقه یک ساختمان قدیمی. خانه یک نقاش و هنرمند زن ترک.</p>
            <p>برای این اجرا ، دو گروه هیرون و شنبه زاده به هم پیوستند. اشکون نواز این دسته محمود برده‌کیان بود. چهره‌ای بنام از خانواده دمام زنان طراز اول بوشهر که برای همراهی با گروه شنبه زاده به استانبول پرواز کرده بود. او نقش اشکون را داشت و اسماعیل بختیاری و سعید شنبه زاده غمبرها بودند. با شنیدن اولین ضربه چوب محمود بردکیان به پوست دمامش، یاد هشدار سعید شنبه زاده افتادم که می‌گفت: "اگر تو سالن بخواهیم بزنیم ساختمان روی سرمون خراب می شه!"</p>
            <p>صدای زنگ تیز سنج و ارتعاش ضرب‌های سنگین دمام ها که با کف دست و چوب زده می‌شد بعد از چند ثانیه همسایه ها را به پنجره خانه ها کشاند و حتی صدای دزدگیر یک ماشین بلند شد. جهانگردها از کوچه های اطراف به زیر ساختمان آمدند تا ببینند چه خبر شده است. ناگهان سفیر بوق (شاخ غزالی که از سر تیز آن به داخلش می دمند) بلند شد. صدایی شبیه به بوق کشتی های تنگه بُغاز و بسفر که در چند کیلومتری ما بودند.</p>
            <p/>
            <h2>رضا شیرکانی</h2>
            <p>رضا شیرکانی هم تعریف دیگری از موسیقی مرز و بوم خود، بوشهر را اجرا کرد. با گیتار و ضرب‌های بوشهری، تاثیر گرفته از سبک های مختلفی که در این سال‌ها شنیده و با آن زندگی کرده. او حتی به رسم بندرها که میزبان ملوانان مختلف است شعری هندی را به عنوان ترجیح بند ترانه اش خواند.</p>
            <p>او می گوید: "من حس جنوب رو با موسیقی و سازهای روز باز گو می‌کنم. برای کسانی که شاید این سبک رو گوش نمی‌دن. بیشتر عمرم رو مشغول نواختن و ساختنم. شاید ۵ ساعت بیشتر نمی‌خوابم و بقیه روز رو با سازهای مختلفی که بلدم آهنگ می‌سازم."</p>
            <p>شیرکانی فریادهای سبک بلوز آمریکا و تحریرهای پاپ را با شعرهای بی آلایشی به سبک شاعران جنوب خواند.</p>
            <h2>گروه همنوآ</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924161920_zar_festival_512x288_saroee.com.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Saroee.com"/>
            </div>
            <p>اولین گروهی که در جشنواره به روی صحنه رفت گروه سازهای اصیل همنوآ بود. شاید تنها گروهی که ترانه های بوشهری را در چهارچوب موسیقی اصیل ایرانی اجرا می‌کند. ساز کوبه ای همراهشان ضرب و تمپو و دمام و خوانندگان گروه رضا زارپور و خانم باران بودند. باران می گوید: "ما در محفلهای زنانه، خوانندگی و ترانه ها را سینه به سینه یاد می‌گیریم. تمرینهای ما هم محدود به محفل های خانوادگی و زنانه بوده و هست. به همین خاطر روش خواندن زن های جنوب از یک طرف محدود و از طرف دیگر دست نخورده و پایبند به نسلهای گذشته باقی مانده."</p>
            <p>خانم باران معروفترین ترانه زنان جنوب را اجرا کرد: ترانه حنابندان و مبارک باد. او درباره این ترانه گفت: "این ترانه رو ما برای برادرها یا مادرها برای پسرها وقتی که نامزی یا ازدواج می‌کنند می‌خوانند. ترانه در محفل خانوادگی و بعد در جمع موقع بردن عروس اجرا می‌شود."</p>
            <p>این ترانه بسیار شاد و پر از هلهله و کف زدن های هماهنگ بود. کف زدن هایی که شبیهش در موسیقی جهانگیر شده و در موسیقی کولی های اروپا و حتی موسیقی فلامینکو مرسوم است. در اجرایی دیگر باران همین ترانه را به روش کاملا محلی به‌همراه نی جفتی مجید پاکدل اجرا کرد. مجید پاکدل از استادان نی جفتی بوشهر است و از احترام خاصی که نوازندگان دیگر برای او قائل بودند می‌شد به جایگاه او در آن منطقه پی برد. نی جفتی او مزین به گُلُمبورهای رنگی (‌منگوله و آویزه)‌ و نگین بود.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924161631_zar_festival_512x288_saroee.com.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Saroee.com"/>
            </div>
            <p>او درباره سازش می گفت: "این نی جفتی همان نی ای است که به نی انبونه وصل می‌شود. و رسمه که برای زیباییش و اینکه بدون نی انبونه خیلی کوچک و خالی به نظر میاد بهش این آویزه ها رو وصل می‌کنیم. خیلی از تکه های زینتی این ساز را دوستان به من دادند. حالا این نگین (‌یک مربع قرمز با حرف ‌B) رو خودم رو زمین پیدا کردم."</p>
            <p>نی جفتی دیگری در کنار او بود که با پولک و آویزه های طلایی تزیین شده بود. صدای نی جفتی بخاطر انعکاسی که دو نی در هم ایجاد می‌کنند فضای بزرگی را تجسم می‌کند. شنونده را به موج‌های ساحل خلیج فارس و رنگ غروب آن آسمان می برد. از آقای پاکدل پرسیدم که ایا در کنار ساحل برای دل خود می‌زند؟</p>
            <p>"نخیر کی می‌تونه بره کنار دریا بزنه. باید بشینی توی خونه و صداش بیرون نره. نه کنسرتی برای من هست نه ضبط کاری . گهگاهی پنجره ها رو می‌بندم و ساز میزنم."</p>
            <p>و در جواب اینکه چگونه زندگی را می‌گذراند گفت: "من ؟ آبدارچی یک دفتر هستم."</p>
            <h2>آنسامبل شنبه زاده</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924161602_zar_festival_512x288_saroee.com.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Saroee.com"/>
            </div>
            <p>گروه شنبه زاده آخرین اجرای جشنواره بود. در همان دقایق اول می‌شد تجربیات و تغییراتی که در این سالها بر او گذشته را شنید و دید. کار با گروه‌های جاز، آموختن سازهای بادی کلاسیک غرب، جشنوارها، نقل مکانها، فرزند جدید، محفلهای پاریس … ناگهان صدای خس دار و خفه‌ای از نی انبان شنیده شد. انگار صدای سکوت را می‌شنویم، و این همان صدایی بود که چهار سال پیش با آن قطعه کوارتت سازهای زهی سیمرغ را تمام کرد. او می گفت: "من امروز از خاکستر اون روزها بلند شدم مثل سیمرغی (ققنوس) که در آتش خودش سوخت و از خاکسترش سیمرغی متولد شد."</p>
            <p>سپس قطعه زار که همنام جشنواره بود با همراهی گیتار الکتریک مانو (‌از اعضای گروه جاز زار شنبه زاده در پاریس) با نی انبان و ضربهای دمام و ضرب تمپو فضای سالن را به یک فضای غیر زمینی و رویایی تبدیل کرد. نوع آواز خواندن سعید شنبه زاده در قطعات بعدی هم با سالهای قبل متفاوت بود صدایی معترض که از ته گلو بیرون می آمد، صدایی مخلوط از تمسخر، عصبانیت و دلشکستگی در حال بیان شعری عاشقانه.</p>
            <p>سالها زندگی در پاریس و تلاش بی توقف به اون توان آن را داده است که نی انبون را از یک ساز محلی به یک ساز هنری در جایگاه سازهای پیچیده کلاسیک منتقل کند.</p>
            <p>این بار در گروه او محمود برده‌کیان که سالها قبل در ایران با او اجرا می‌کرد با بازوان توانمندش با دمام او را همراهی می‌کرد. پسرش نقیب هم که به سن ۲۱ سالگی رسیده است و در دانشگاه موسیقی درامز می زند همراه او بود.</p>
            <p>نقیب در اجرای ضرب و تمپو (ضرب همان تمبک فلزی است و تمپو داربوکا یا کوبه ای خمره ای شکلی است از جنس سفال یا فلز) آزمایشها و نوآوری‌هایی کرده است. پسرش، نقیب شنبه زاده، هم در همان مسیری می‌رود که پدر نی انبان را برد.</p>
            <p>غیر از دوربین های بی بی سی در این جشنواره زهرا امیر ابراهیمی از اتفاقات پشت صحنه فیلمبرداری می‌کرد- هنرپیشه سابق سینمای ایران که بخاطر جنجال‌هایی ترک وطن کرد و در فرانسه اقامت گزید. او در حال ساخت مستندی درباره نی انبان است و یک سالی است که همراه شنبه زاده ها به کنسرت هایشان می‌رود. زهرا امیرابراهیمی درباره کارش می‌گوید: "این فیلم٬ جستجویی است درباره شخصیت فرهنگی و جغرافیایی ساز نی انبان در جنوب ایران به ویژه بوشهر٬ اما در عین حال، تلاش سعید و نقیب شنبه زاده٬ در معرفی موسیقی این ناحیه در خارج از مرزهای ایران و آسیب شناسی و بازآفرینی این موسیقی با اتکا به تعریف های علمی و هنری را به تصویر می کشد. در واقع رابطه پدر و پسر که در عین حال یک رابطه پیچیده هنری هم هست ما را وارد دنیای ساز نی انبان٬ هویت موسیقی جنوب و فرهنگ نوازنده های این ناحیه می کند."</p>
            <h2>و سخن آخر</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924161227_zar_festival_512x288_saroee.com.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Saroee.com"/>
            </div>
            <p>محل کوچک جشنواره مشکلاتی را به همراه داشت از جمله کمبود جا برای تماشاگران که تا روی راه پله‌های بیرون سالن نشسته بودند و کلنجارشان برای نشستن روی صندلی‌های بی شمار تا نوازندگان که روی صحنه جا نمی‌شدند و نبود مدیریت صحنه که منجر به کمبود میکروفن و شنیده نشدن صدای یک ساز و یا گوش خراش شدن صدایی دیگر شد.</p>
            <p>اما بدون شک جشنواره زار تاثیر سحرآمیزش راگذاشت. تاثیر این دو شب اجرا در این بود که روحیه‌ای دست نخورده و اصیل از مردمان خلیج فارس به بیننده‌ها منتقل شد. همان طور که در مراسم زار بیمار را با موسیقی شفا می‌دهند، آهنگ ها و اجراهای این جشنواره دغدغه‌ها و آزردگی‌های زندگی روزمره را از همه گرفت. بدون شک این جشنواره، خود مانند یک مراسم زار بود که نشاط و صمیمت را در همه دمید. </p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-22:34876337</id>
      <dc:identifier>34876337</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T11:09:01+00:00</updated>
      <published>2014-09-22T15:14:40+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">تابوهایی که شکسته شد؛ نگاهی به کتاب جنگ ایران و عراق </title>
      <summary xml:lang="fa">از جنگ ایران و عراق - یکی از طولانی‌ترین جنگ‌ها در قرن بیستم - اسناد و مدارک کمی در دسترس عمومی قرار دارد اما نویسندگان کتاب «جنگ ایران و عراق»، با توجه به اسناد تازه‌ای که در عراق پس از سقوط صدام به دست آمده، تلاش کرده‌اند تحلیل مستندی ارائه دهند.</summary>
      <dc:subject>تابوهایی که شکسته شد؛ نگاهی به کتاب جنگ ایران و عراق</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/09/140922_l12_iran_iraq_iran_book.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2014/09/140922_l12_iran_iraq_iran_book.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923170752_f_144x81_d_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923170752_f_144x81_d_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923170752_f_144x81_d_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923170752_f_144x81_d_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>تابوهایی که شکسته شد؛ نگاهی به کتاب جنگ ایران و عراق </dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">سعیده امیری</p>
                  <p class="role">روزنامه نگار</p>
               </div>
            </div>
            <p>
               <em>
                  <strong>«گذشته هرگز پیش‌بینی‌کننده رویدادهای آینده نیست اما می‌تواند نقش آموزنده داشته باشد.»</strong>
               </em>
            </p>
            <p>از جنگ ایران و عراق - یکی از طولانی‌ترین جنگ‌ها در قرن بیستم - اسناد و مدارک کمی در دسترس عمومی قرار دارد.</p>
            <p>نویسندگان کتاب «جنگ ایران و عراق»، ویلیامسون موری و کوین وودز با توجه به اسناد تازه ای که در عراق پس از سقوط صدام به دست آمده، تلاش کرده‌اند تحلیل خود را از این جنگ ویرانگر ارائه دهند.</p>
            <p>ویلیامسون موری استاد دانشگاه مارین کورپس و مشاور دفاعی در امور تاریخی و نظامی و کوین وودز هم پژوهشگر تاریخ و امور دفاعی در موسسه تحلیل دفاعی در آمریکا است.</p>
            <p>به نظر نویسندگان جای یک منبع دست اول که جنگ را از هر دو طرف مخاصمه ببیند، خالی است اما بعد از سقوط صدام حسین در سال ۲۰۰۳ اسناد دست اولی که در ادارات حکومت وقت موجود بوده، به دست نیروهای متحد ‌افتاد که نویسندگان کتاب هم به آن دسترسی داشته اند. به این ترتیب، نویسندگان با اسناد دست اول، جنگ را از چشم‌ عراقی‌ها روایت و تحلیل می‌کنند.</p>
            <p>آنها اذعان دارند چون اسنادی که از چشم ایرانی‌ها جنگ را مستند کند، دسترس نبود، بنابراین کتاب همچنان یک کتاب جامع درباره جنگ ایران و عراق نمی‌تواند باشد ولی مداراک مربوط به عراق دست اول و تازه است : «این کتاب، با استفاده از این اسناد به شرایط راهبردی و نظامی جنگ از چشم رژیم عراق و فرماندهان نظامی نظر می‌افکند و سومین کتاب از مجموعه‌هایی است که «چشم‌انداز رژیم پیشین عراق را نسبت به جنگ هشت ساله بررسی می‌کند.»</p>
            <p>کتاب «جنگ ایران و عراق» سه هدف را دنبال می‌کند: یکی از اهداف کتاب، آموزشی است. به باور موری و وودز، «این کتاب هماهنگ با هدف سنتی مورخان نظامی، گامی است در جهت آموزش نسل بعدی رهبران نظامی.» انتقال تجربه فرماندهان جنگ که در عمل پیروزی‌ها و شکست‌هایی را چشیدند و این یکی از منابع مهم برای متخصصان است.</p>
            <p>هدف دیگر، توصیف و روایت چگونگی تصمیم‌گیری فرماندهان ارشد نظامی در شرایط جنگی است. این فرماندهان زیر پرچم نظام تمامیت‌خواهی بودند که هر تصمیم شان می توانست پیامدی همچون مرگ برایشان به دنبال داشته باشد.</p>
            <p>سوم آنکه، کتاب مشکلات امروز در منطقه را به جنگ ایران و عراق مربوط می داند. «جنگ ایران و عراق به نظر دور از چالش‌های اخیر در منطقه می‌آید اما می‌توان پژواک‌های آن جنگ را در این ناآرامی‌ها دید.»</p>
            <p>به نظر نویسندگان، بسیاری از سازمان‌ها و رهبرانی که اکنون محرک و آتش افکن فرقه‌گرایی در منطقه و به ویژه در عراق هستند، ریشه در جنگ ایران و عراق دارند. با توجه به موارد بالا، این کتاب می‌خواهد «با رویکردی به آینده، گذشته را برای اهداف امروزی تفسیر کند. چنین امری با توضیح شرایطی که افراد در جنگ ایران و عراق به آن عمل کردند، میسر است.»</p>
            <h2>جاه‌طلبی دو رهبر</h2>
            <p>ایران و عراق از دیرباز دو همسایه رقیب بودند، با شکل‌گیری حزب بعث و سپس تشکیل جمهوری اسلامی در ایران، رقابت بین دو کشور وارد مرحله‌ای شد که به ۸ سال جنگ فرسایشی رسید: «رهبران هر دو حکومت، جاه‌طلبی ورای مرزهای کشورشان داشتند. صدام و حزب بعث، پیروزی بر ایران را نخستین گام برای رهبری جهان عرب و ایجاد ابرقدرت عربی می‌دانست.»</p>
            <p>از سویی دیگر، آیت‌لله خمینی باور داشت که انقلاب ایران می تواند به دیگر کشورهای جهان صادر شود و باید این امر را از کشورهای اسلامی آغاز کرد چنانکه حتی شیعیان عراق را به جهاد علیه صدام فراخواند.</p>
            <p>به اعتقاد نویسندگان، هر دو سوی درگیری نشان دادند که «معیارهای اولیه برای رقابت راهبردی» را ندارند. هر دو رهبر ابتدا با تحریک تهییج شهروندان خود شروع کردند، وقتی این روش اثر خود را از دست داد، به طور اجباری نیروهای انسانی و منابع بیشتری را هزینه جنگ کردند: «نتیجه جنگی خونین بود که در آن زمان به نظر می‌آمد پایانی ندارد جز فروپاشی یکی از دو طرف یا هر دو رژیم متخاصم.»</p>
            <h2>تابویی که شکست</h2>
            <p>نویسندگان کتاب معتقدند که جنگ ایران و عراق نه تنها به دلیل طولانی و فرسایشی بودنش بلکه به علت تابوهایی که در آن شکسته شد، متفاوت از دیگر جنگ‌های مشابه و کلاسیک قرن بود.</p>
            <p>به نوشته آنها استفاده از گاز سمی از زمانی که موسیلینی در تهاجم به اتیوپی در سال ۱۹۳۵ به کار برد، تا زمان جنگ ایران و عراق سابقه نداشت. اما صدام حسین از گاز سمی برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرد و این مسئله ابعاد ویرانگر جنگ را وحشتناک‌تر هم کرد. این اولین تابویی بود که در جنگ شکسته شد.</p>
            <p>دومین تابویی که شکسته شد، به کارگیری گاز شیمیایی علیه مردم خود عراق بود. صدام علیه مردم خود سلاحی به کار برد که استفاده از آن در جنگ ها علیه دشمن هم ممنوع بود.</p>
            <p>سومین تابوی شکسته مربوط به ایران بود. این دو تحلیلگر ذکر می‌کنند رهبران ایران با تبلیغ «روحیه شهادت طلبی مذهبی که کلید بهشت» است، نوجوانان را عازم جبهه ها می کردند که این خود تابو شکنی دیگری بود.</p>
            <p>به نظر نویسندگان، طی تهاجمات متقابل، عراق بر استفاده از تسلیحاتی کشتار جمعی متکی بود و ایران بر استفاده از «موج انسانی» که بعضا شامل نوجوانان حتی زیر ۱۸ سال بود.</p>
            <p>به باور موری و وودز، بهترین توصیف از جنگ ایران و عراق این است که «جنگ میان کهن و مدرن، میان سیاسی و مذهبی بود.» در یک طرف ساختار سیاسی تمامیت‌خواه بود و در طرف دیگر ساختاری مذهبی که به باورهایی دینی و غیر زمینی وابسته بود.</p>
            <p>از سویی دیگر، هر دو طرف به شهرهای یکدیگر، موشک‌های بالستیک پرتاب می‌کردند. «اگر آنها بمب اتمی در اختیار داشتند، بعید بود که در استفاده از آن تردید کنند.»</p>
            <p>نویسندگان اشاره می‌کنند هر دو کشور در ابتدا نه تاکتیک منسجمی برای جنگ داشتند، نه اندیشه راهبردی و عملیاتی اما طی ۸ سال راهبردها و تاکتیک‌های جنگی شان بهبود یافت، که این وضع بیشتر شامل حال عراقی‌ها بود.</p>
            <p>نویسندگان کتاب می گویند اسناد نشان می‌دهند که حرفه‌ای‌گری در مرکز تصمیم گیری جنگ علیه ایران در بغداد به مرور جای تصمیم‌گیری‌های آماتوری نظامی را گرفت با این حال، «همچنان این اقدامات کارآمد نبود چون صدام خود شخصا و بدون دخالت دادن نظرهای مشورتی تصمیم می‌گرفت.»</p>
            <p>نویسندگان کتاب «جنگ ایران و عراق» معتقدند هر دو طرف به لحاظ ذهنی و عملی آماده نبرد نبودند بلکه هر در میانه کارزار آموزش دیدند: «فرهنگ نظامی کشورهای عربی، پژواک عقبه ای بود که به اسطوره‌ها و مفاهیمی چون شجاعت، وفاداری قبیله‌ای و شهادت‌طلبی آمیخته بود که با الگوی کارآمدی در ارتش‌های غربی و مدرن تفاوت داشت.»</p>
            <p>چنین ویژگی در ارتش اعراب با آنکه جنگجوی شجاع پرورش می داد اما سرباز جنگ مدرن برای قرن بیستم نیافرید.</p>
            <p>نویسندگان کتاب با توصیف تاریخی از ویژگی‌های ارتش اعراب و اسناد موجود از جنگ هشت ساله نتیجه‌ می گیرند که «رفتار صدام در جنگ با ایران کاملا به اسطوره‌های فرهنگی تبار او صحه می‌گذاشت.» صدام به خوبی می‎دانست که ارتش تنها نهادی است که می‌تواند رژیم بعث را سرنگون کند همانطور که در سال ۱۹۶۳ این کار را کرده بود.</p>
            <p>ارتش عراق از دهه ۱۹۳۰- پس از پایان قیومیت بریتانیا - همیشه ضامن نظام سیاسی بود و هر از گاهی هم به کودتا دست زده بود؛ پس برای صدام کنترل کامل بر ارتش، امر مهمی بود. «از نظر او فرمانده ایده‌آل، کسی بود که ضمن آنکه می‌بایست در برابر دشمن قرار گیرد و در عین حال باید می توانست رقیب داخلی را هم معدوم کند.»</p>
            <p>به نظر نویسندگان، صدام در آستانه حمله به ایران در شهریور ۱۳۵۹ مطمئن بود ارتش مورد نیاز خود را ساخته اما بعدتر دریافت که «ارتشی که بر اساس اسطوره‌های فرهنگی و سخن سرایی سیاسی ساخته شده باشد، نمی‌تواند علیه کشور رقیب با سه برابر مساحت عراق و با جمعیتی به مراتب بیشتر از این کشور، درست عمل کند.»</p>
            <p>نویسندگان کتاب با در دست داشتن اسناد موجود نشان می‌دهند که صدام به دلیل ترس از بی‌ثبانی سیاسی، مدام بر تقویت نهادهای نظامی تکیه کرد اما طی جنگ فرسایشی به ناتوانی ارتش پی برد و دریافت که کارآمدی نیازمند آموزش فنی نیروها است تا صرفا تقویت باورها و اسطوره‌های فرهنگی در آنها.</p>
            <p>کتاب «جنگ ایران و عراق» را انتشارات کمبریج در سپتامبر ۲۰۱۴ در ۴۰۹ صفحه منتشر کرده است.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-04:34480600</id>
      <dc:identifier>34480600</dc:identifier>
      <updated>2014-09-23T15:54:13+00:00</updated>
      <published>2014-09-04T14:26:31+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="science" label="دانش و فن"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">مراسم عروسی و تاثیر آن بر کیفیت زناشویی</title>
      <summary xml:lang="fa">مراسم عروسی نمادی است که زن و شوهر آینده پیوند و تعهد خود را بصورت رسمی و عمومی اعلام و شبکه ارتباطات و پیوندهای اجتماعی خود را پیش از زندگی زناشویی محکم می‌کنند. اما این مراسم و بزرگی و زرق و برق آن چه تاثیری بر کیفیت زناشویی خواهد گذاشت؟</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/science/2014/09/140904_me_wedding_ceremony_marriage_relationship.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/science/2014/09/140904_me_wedding_ceremony_marriage_relationship.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/14/140914150809_wedding_ceremony_144x81_ap_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/14/140914150809_wedding_ceremony_144x81_ap_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/14/140914150809_wedding_ceremony_144x81_ap_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/14/140914150809_wedding_ceremony_144x81_ap_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>مراسم عروسی و تاثیر آن بر کیفیت زناشویی</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">مهبد ابراهیمی </p>
                  <p class="role">بی‌بی‌سی</p>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/14/140914170438_wedding_512x288_ap_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">پاپ ماه گذشته افرادی را که بدون ازدواج زندگی مشترک داشتند به عقد هم درآورد با اینکه این کار در مذهب کاتولیک پذیرفته نیست</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p/>
            <p>مراسم عروسی نمادی است که زن و شوهر آینده پیوند و تعهد خود را بصورت رسمی و عمومی اعلام و شبکه ارتباطات و پیوندهای اجتماعی خود را پیش از زندگی زناشویی محکم می‌کنند. اما این مراسم و بزرگی و زرق و برق آن چه تاثیری بر کیفیت زناشویی خواهد گذاشت؟</p>
            <p>یکی از یافته‌های گزارش پروژه ملی ازدواج آمریکا که بتازگی منتشر شد تاثیر مراسم ازدواج بر رضایت از زندگی زناشویی بود.</p>
            <p>آنها متوجه شدند زوج هایی که مراسم عروسی داشته‌اند کیفیت ازدواجشان بالاتر از آنهایی بوده است که این مراسم را برگزار نکرده‌اند.</p>
            <p>مراسم عروسی در واقع اعلام عمومی تصمیم جدی عروس و داماد است برای اینکه به یکدیگر متعهد باشند.</p>
            <p>از این رو شاید این مراسم به نحوی سمبولیک نشان می دهد که عروس و داماد گزینه‌های دیگر را کنار گذاشته اند و انتخاب خود را کرده اند و این مراسم به پی ریزی پایه های این تعهد، جنبه‌ای رسمی می دهد.</p>
            <p>علاوه بر این مراسم عروسی زمینه اجتماعی ازدواج را منعکس و آن را تقویت می کند و نشان می دهد که عروس و داماد خود شبکه اجتماعی محکمی دارند. با حضور دوستان و آشنایان و نزدیکان و بستگان شبکه حمایتی زوج ها پرورانده و به هم متصل می شود.</p>
            <p>محققان حدس می‌زنند شاید برگزار نکردن مراسم به علت کمبود یا اشکال دیگری در رابطه باشد، مثل مشکل مالی.</p>
            <p>شاید هم زوج هایی که به دلیلی خیلی از این پیوند راضی نیستند دلیل کمتری هم برای جشن گرفتن آن دارند.</p>
            <p>اما عجیب آنکه کوچکی یا بزرگی این مراسم هم به کیفیت ازدواج ربط داشته است. محققان با شگفتی دریافتند که تعداد مدعوین در مراسم عروسی با کیفیت ازدواج ارتباط دارد و احتمال رضایت از زندگی زناشویی در زوج هایی که برای عروسی شان بیش از ۱۵۰ نفر را دعوت کرده‌اند بیشتری است.</p>
            <p>آنها در ابتدا تصور کردند شاید مهمان بیشتر به معنای تمکن مالی است و این بر کیفیت ازدواج تاثیر می گذارد اما حتی بعد از حذف تاثیر وضعیت مالی و تحصیلی، باز هم رابطه تعداد مهمانان با کیفیت ازدواج معنی دار بود.</p>
            <p>محققان استدلال کردند شاید با مراسم بزرگ عمومی، زوج ها ثبات قدم بیشتری در پایبندی به تعهداتشان نشان می دهند چون سعی می کنند بین آنچه اعلام کرده اند و آنچه انجام می دهند مطابقت ایجاد کنند.</p>
            <p>شاید هم مهمانان بیشتر به معنای شاهدان بیشتر برای تعهدی است که عروس و داماد در این مراسم به هم می دهند.</p>
            <p>تعمیم دادن این یافته‌ها به ایران کار راحتی نیست بویژه با توجه به سنت هایی مثل جهیزیه و مهریه.</p>
            <p>به نظر می رسد در ایران تمایل به گستردگی و عظمت هر چه بیشتر مراسم عروسی روز به روز بیشتر می شود اما اینکه آیا بزرگی مراسم مثل آمریکا احتمال کیفیت ازدواج را بالا می برد نیازمند تحقیق است؛ تحقیق قابل اعتنایی در این زمینه انجام نشده است.</p>
            <p>روزنامه گاردین، چاپ بریتانیا مدتی قبل در گزارشی نوشت در ایران، مراسم عروسی خانواده‌هایی را که تمکن مالی کمتری دارند به دام خریداران کلیه و نزول خورها می اندازد، زوج ها را به دوران طولانی عقد و نامزدی محکوم می‌کند و ملت را به بحران اجتماعی.</p>
            <p>کاهش چشمگیر آمار ازدواج در ایران بجز بحران اقتصادی و تحولات جمعیتی، به سنگین بودن هزینه مراسم عقد و ازدواج و اهمیتی که برای آن قائل می شوند هم نسبت داده شده است.</p>
            <p>بر اساس تحقیق دفتر آسیب های اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی ملاحظات مالی باعث کاهش هفتاد درصدی در تمایل جوانان به ازدواج شده است.</p>
            <p>رسانه‌های ایران مدتی است که از عروسی های پر زرق و برق و تجملی خبر می دهند که بین صد میلیون تا یک میلیارد تومان هزینه دارد.</p>
            <h2>مراسم عروسی</h2>
            <p>همانطور که گفته شد، تحقیق قابل اعتنایی درباره تاثیر مراسم عروسی بر کیفیت ازدواج در ایران انجام نشده است.</p>
            <p>اما در <a href="http://dc.etsu.edu/cgi/viewcontent.cgi?article=1911&amp;context=etd">

تحقیقاتی</a> که در آمریکا انجام شده نکات جالبی دیده می‌شود:</p>
            <p>از نظر عروس ها مهمترین موضوع در مراسم عروسی، لباس عروس و ملحقات آن است و بعد محل برگزاری مراسم.</p>
            <p>برای دامادها، پذیرایی اهمیت بیشتری دارد مثلا غذا یا موسیقی خوب. به جز این در اکثر موارد دامادها خیلی نظر خاصی ندارند و معیارشان فقط رضایت عروس است.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/14/140914175231_wedding_512x288_ap.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">مراسم عروسی اعلام یک تصمیم مشترک و تقویت شبکه روابط اجتماعی است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AP"/>
            </div>
            <p>اما رضایت عروس در شبی که بسیاری به طور سنتی، آن را مهمترین شب زندگی یک زن خوانده‌اند، معمولا حاصل نمی‌شود.</p>
            <p>با اینکه بعضی خانم ها در تمام عمر در رویای این مراسم یا حتی تدارک آن بودند، بعضی از عروس ها پس از مراسم ناراضی بودند که در نهایت مراسم بجای آنکه برای تحقق آرزو و خواسته آنها باشد به دلیل فشار یا خواسته دیگران، به شکلی متفاوت از آنچه خواسته واقعی عروس بوده انجام شده است.</p>
            <p>تجربه بعضی دیگر این بود که صرف وقت و هزینه مراسم بیش از حد تصورشان بوده است. بعضی ها حتی آن را دور ریختن پول دانستند.</p>
            <p>اما شاید جالبترین نکته اینکه مطلوب یا نامطلوب بودن مراسم عروسی برای عروس به کیفیت رابطه‌اش با مادرش ارتباط دارد، اگر این رابطه مشکلات زیربنایی داشته باشد در جریان عروسی نمود پیدا می کند و آنهایی که رابطه ای خوب با مادرشان دارند از حمایت او بسیار لذت می برند و مادر عروس هم از رضایت دخترش خوشحال خواهد بود.</p>
            <h2>مادی گرایی</h2>
            <p>با اینکه تحقیق پروژه ملی ازدواج آمریکا به تعداد مهمانان اشاره دارد اما بیشتر بر وجه اجتماعی آن تمرکز داشته است.</p>
            <p>اما آیا این به آن معناست که مراسم پر زرق و برق باعث کیفیت زناشویی و رضایت از ازدواج می شود؟ برای پاسخ به این سوال باید به سراغ تحقیقات دیگر رفت.</p>
            <p>تحقیقات مختلف نشان داده اند که دشواری های مالی (دشواری در تامین نیازهای پایه) به کیفیت ازدواج آسیب می زند، هم باعث اختلاف بین زوج می شود هم باعث می شود که آنها وقت کمتری با هم بگذرانند.</p>
            <p>تاثیر یک مراسم عروسی تجملی و گران‌قیمت بر کیفیت رابطه پس از ازدواج در ایران بررسی نشده است. در آمریکا هم تحقیقاتی که دقیقا به این موضوع پرداخته باشند کم هستند.</p>
            <p>اما برخی <a href="http://ase.tufts.edu/gdae/CS/Personal%20Well-Being.pdf">

محققان</a> به موضوع در شکل وسیعتری پرداخته و تاثیر "مادی‌گرایی" یا "نگاه مادی" را بر کیفیت ازدواج بررسی کرده‌اند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/14/140914174350_wedding_512x288_gettyimages.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">ازدواج‌های تجملی در ایران بین صد میلیون تا یک میلیارد تومان هزینه دارد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty Images"/>
            </div>
            <p>اینکه تعداد مهمانان در مراسم عروسی محصول گستردگی ارتباطات اجتماعی عروس و داماد است یا نتیجه نگاه مادی به زندگی که عظمت عروسی را محور پیوند زناشویی قرار می دهد ممکن است تاثیر متفاوتی بر کیفیت رابطه عروس و داماد بگذارد.</p>
            <p>تاثیر مادی گرایی زوج ها بر کیفیت رابطه شان در سال‌های اخیر مورد توجه محققان قرار گرفته است. پیش از آن تاثیر وضعیت مالی بر کیفیت زناشویی بررسی می شد اما محققان بتدریج متوجه شدند تاثیر وضعیت اقتصادی بر زوج ها یکسان نیست و حتی ارزیابی آنها از وضعیت اقتصادی شان به نظام ارزشی و فکری آن ها بستگی دارد.</p>
            <p>مثلا مادی گرایی زوج ها باعث می شود که بیشتر وضعیت مالی خانواده را نامطلوب ارزیابی کنند. حتی بعضی محققان به این نتیجه رسیدند استرس مالی در بین زوج هایی که مشکل مالی ندارند از زوج هایی که واقعا مشکل مالی دارند می تواند بیشتر باشد. از این رو "ایدئولوژی مادی" در تفسیر اینکه وضعیت مالی زوج چگونه است تاثیر دارد و تنش مالی بین زوج هایی که بنیه اقتصادی قوی دارند اما نگاهی مادی گرا، بیش از کسانی است که وضعیت مالی ضعیف تری دارند.</p>
            <p>در سال ۲۰۱۱ پروفسور جیسون کرول، استاد دانشگاه بریگم یانگ در ایالت یوتا در <a href="http://www.tandfonline.com/doi/pdf/10.1080/15332691.2011.613306">

تحقیقی</a> به این موضوع پرداخت آیا اختلاف یک زوج در نگاه مادی گرایانه به کیفیت زناشویی لطمه می زند یا خود مادی گرایی به این رابطه آسیب می زند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/14/140914174257_wedding_512x288_gettyimages.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">لباس عروسی مهمترین نکته مراسم برای عروس است</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty Images"/>
            </div>
            <p>نتیجه این بود که هم زن و هم شوهری که نگاه مادی به زندگی دارند در مقایسه با آنها که ندارند، کیفیت رابطه شان در تمام جنبه های یک رابطه پایین تر است.</p>
            <p>آنها رضایتشان از زندگی پایین است، دیگران برایشان کمتر اهمیت دارند، خودشیفه تر هستند، در رابطه مهارت زیادی ندارند و تعامل منفی بیشتری با هم دارند.</p>
            <p>و نتیجه دیگر این بود که حتی اگر یکی از طرفین (فرقی نمی‌کند زن یا شوهر) نگاهی مادی به زندگی داشته باشد، کیفیت رابطه و رضایت از زندگی به نسبت زن و شوهرهای غیر مادی پایین‌تر است.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-23:34900412</id>
      <dc:identifier>34900412</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T10:59:54+00:00</updated>
      <published>2014-09-23T15:17:21+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">تاثیر نتایج همه‌پرسی اسکاتلند بر آینده رهبران سیاسی بریتانیا</title>
      <summary xml:lang="fa">کارزار سیاسی-تبلیغاتی مربوط به همه‌پرسی استقلال اسکاتلند فضای سیاسی آن سرزمین و کل بریتانیا را به شدت فعال کرده بود. تحت تاثیر این فضا بیشترین شمار واجدان شرایط در این همه‌پرسی تاریخی شرکت کردند.</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/09/140923_at_scottland_effect.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2014/09/140923_at_scottland_effect.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924112427_scottland_yes_no_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924112427_scottland_yes_no_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924112427_scottland_yes_no_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="طرفداران آری و نه در اسکاتلند" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/24/140924112427_scottland_yes_no_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>تاثیر نتایج همه‌پرسی اسکاتلند بر آینده رهبران سیاسی بریتانیا</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">اندرو بلک و ایدن جیمز </p>
                  <p class="role">خبرنگاران بی‌بی‌سی اسکاتلند</p>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923170218__77638161_6af5344e-0973-45da-b595-91235d11f147.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="همه‌پرسی اسکاتلند"/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>کارزار سیاسی-تبلیغاتی مربوط به همه‌پرسی استقلال اسکاتلند فضای سیاسی آن بخش از کشور و کل بریتانیا را به شدت فعال کرده بود. تحت تاثیر این فضا بیشترین شمار واجدان شرایط در این همه‌پرسی تاریخی شرکت کردند.</p>
            <p>با پیروزی "نه" در این همه پرسی، موضوع استقلال اسکاتلند حداقل برای این مقطع تاریخی به بایگانی سپرده خواهد شد. ولی رهبران و شخصیت‌های سیاسی فعال در هر دو کارزار موافقان و مخالفان استقلال باید به افق‌های جدیدی بنگرند. هر یک از این افراد چه نقش و جایگاهی خواهند داشت؟</p>
            <h2>الکس ساموند</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/19/140919161046_salmond_512x288_gettyimages_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="آلکس ساموند"/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty Images"/>
            </div>
            <p>وزیر اول و رهبر حزب استقلال‌طلب اسکاتلند که یکی از تواناترین سیاستمداران نسل خود تلقی می‌شود، توانست در دهه‌های اخیر حزب تحت رهبری خود را به تحقق آرزوی تاریخی‌اش یعنی استقلال اسکاتلند بسیار نزدیک کند.</p>
            <p>اما به دنبال شکست در همه‌پرسی استقلال او اعلام کرده که از ریاست دولت محلی این سرزمین و رهبری حزب استقلال‌طلب اسکاتلند کناره گیری می‌کند.</p>
            <p>با وجود شکست استقلال‌طلبان در همه‌پرسی، آقای ساموند با رهبری این حزب در کسب قدرت محلی در دو انتخابات سال ۲۰۰۷ و ۲۰۱۱ جایگاه خود را در تاریخ ثبت کرده است.</p>
            <p>آقای ساموند که اکنون ۵۹ ساله است طی ۲۰ سال گذشته رهبری حزب استقلال‌طلب اسکاتلند را بر عهده داشته و مسلماً قصد دارد مدتی به استراحت و زندگی شخصی خود بپردازد. ولی او اعلام کرده که کماکان به فعالیت در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی ادامه خواهد داد. باید منتظر شد و دید که این سیاستمدار چیره‌دست در آینده چه خواهد کرد.</p>
            <h2>نیکلا استورجن</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/19/140919121920_sturgeon_512x288_getty_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="نیکلا استورجن"/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p/>
            <p>خانم استورجن نیز که یک سیاستمدار بسیار زیرک و توانا تلقی می شود تنها گزینه اصلی برای جانشینی الکس ساموند در مقام وزیر اول ناحیه و رهبر حزب استقلال‌طلب اسکاتلند است. خانم استورجن که از سال ۲۰۰۷ به عنوان معاون ریاست دولت محلی و رهبری حزب استقلال‌طلب اسکاتلند فعالیت کرده با آقای ساموند پیوند سیاسی بسیار نزدیکی دارد و او را دوستی خوب و راهنمای خود تلقی می کند.</p>
            <p>خانم استورجن که از سن ۱۶ سالگی به حزب استقلال‌طلب اسکاتلند پیوسته می‌گوید به دست گرفتن رهبری این حزب برای او یک افتخار بزرگ است ولی پس از فعالیت‌های شدید در ماه‌های قبل از همه پرسی او اکنون به مدتی استراحت و بررسی دستاوردهای رهبر سابق حزب نیاز دارد.</p>
            <p>بدون تردید او وزیر اول آینده اسکاتلند خواهد بود.</p>
            <h2>"دو" بلیر</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923171600__77303053_6c447a5e-bdfd-4f3a-8a9f-7aa78e4bb037.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="بلیر جنکینز و بلیر مک‌دونالد"/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p/>
            <p>در دوران فعالیت سیاسی و تبلیغاتی مربوط به همه‌پرسی استقلال اسکاتلند مدیران دو کارزار "آری" و "نه" بیش از هر سیاستمدار دیگری در رسانه‌ها و مجامع عمومی فعال بودند.</p>
            <p>مدیریت کارزار "آری" را بلیر جنکینز بر عهده داشت که رئیس سابق بخش خبری بی‌بی‌سی در اسکاتلند بوده و مدیر کارزار "نه" که با عنوان "با هم بودن بهتر است" شناخته می شد، بلیر مک‌دونالد بود.</p>
            <p>هر دو نفر افرادی خوش خلق هستند و به فعالیت و جهت‌گیری سیاسی خود اعتقاد عمیق دارند. هر دو آنها قبل از پذیرش یک مسئولیت جدید مسلماً برای مدتی به استراحت نیاز خواهند داشت. هر دو نفر اعلام کرده‌اند که به فعالیت در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی ادامه خواهند داد.</p>
            <h2>گوردن براون</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/08/140908230228_sp_gordon_brown_512x288_epa.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="گوردن براون"/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="EPA"/>
            </div>
            <p/>
            <p>نخست وزیر سابق بریتانیا پس از شکست حزب کارگر تحت رهبری او در انتخابات سراسری سال ۲۰۱۱ از فعالیت‌های سیاسی کناره‌گیری کرد. آقای براون حتی در زمان شروع کارزار "نه" در آن نقشی نداشت.</p>
            <p>اما با گذشت زمان نخست وزیر سابق بریتانیا که خود اهل اسکاتلند است نقش فعال‌تری بر عهده گرفت. از زمانی که به نظر می‌رسید موضع طرفداران استقلال به شدت تقویت شده، او به مرور با شعار و طرح‌هایی برای دادن اختیارات محلی بیشتر به اسکاتلند در چهارچوب یک بریتانیای واحد وارد این کارزار شد. احزاب رقیب او، حزب محافظه‌کار و حزب لیبرال دموکرات بریتانیا نیز از این طرح‌ها حمایت کردند.</p>
            <p>گوردن براون یک روز قبل از برگزاری همه‌پرسی یک سخنرانی مهم ایراد کرد که از نظر بسیاری از تحلیلگران در وحدت بخشیدن و فعال کردن اردوی مخالفان استقلال نقش بسیار مهمی داشت.</p>
            <p>آیا ایفای چنین نقشی به بازگشت مجدد آقای براون و حضور فعالتر در عرصه های سیاسی کشور منجر خواهد شد؟</p>
            <h2>آلیستر دارلینگ</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl" width="624" height="351"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/08/140908135301_scotland_624x351_bbc_nocredit.jpg"
                    alt="آلیستر دارلینگ"/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="bbc"/>
            </div>
            <p/>
            <p>آقای دارلینگ که در دوران نخست وزیری گوردن براون که با بحران اقتصاد جهانی همزمان شد، شغل بسیار دشوار وزارت اقتصاد را بر عهده داشت، پس از آن همه دردسر نقش رهبری کارزار طرفداران اتحاد بریتانیا و باقی ماندن اسکاتلند به عنوان بخشی از این کشور را برعهده گرفت. خانواده آقای دارلینگ نیز اصلیت اسکاتلندی دارد.</p>
            <p>هرچند الکس ساموند رهبر استقلال‌طلبان اسکاتلند بارها دیوید کامرون نخست‌وزیر فعلی بریتانیا را به مناظره تلویزیونی دعوت کرد ولی در نهایت این آلیستر دارلینگ بود که این چالش را پذیرفت و در دو مناظره تلویزیونی در مقابل الکس ساموند شرکت کرد.</p>
            <p>نظر سنجی ها نشان دادند که در مناظره تلویزیونی اول که آلیستر دارلینگ بر موضوع آینده واحد پول اسکاتلند تاکید کرده بود، به نسبت رقیب خود بینندگان بیشتری را جذب کرده بود. ولی در مناظره دوم او کمی نامطمئن به نظر می رسید و نظر سنجی‌ها نشان می‌داد که اکثر بینندگان اعتقاد داشتند که استدلال های الکس ساموند قانع‌کننده‌تر هستند.</p>
            <p>اما پس از پیروزی طرفداران باقی ماندن اسکاتلند به عنوان بخشی از بریتانیا، این آقای دارلینگ بود که در روز نوزدهم سپتامبر به عنوان رهبر اردوی پیروز سخنرانی کرد. اکنون که این کارزار طولانی به پایان رسیده، آلیستر دارلینگ به نقش سیاسی خود، نماینده پارلمانی حزب کارگر از حوزه انتخابی جنوب غرب ادینبورگ، ادامه خواهد داد. معلوم نیست که او در آینده در عرصه سیاست حزبی و کشوری نقش فعالتری به عهده خواهد گرفت یا نه.</p>
            <h2>دیوید کامرون</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/21/140921083017_david_cameron_624x351_pa.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="دیوید کامرون"/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="PA"/>
            </div>
            <p/>
            <p>دیوید کامرون چند سال پیش به عنوان نخست‌وزیر بریتانیا با برگزاری همه‌پرسی در مورد استقلال اسکاتلند موافقت کرد. اگر در این همه پرسی استقلال‌طلبان به پیروزی می‌رسیدند نام دیوید کامرون به عنوان نخست‌وزیر محافظه‌کاری که بریتانیا را از هم پاشاند در تاریخ ثبت می‌شد.</p>
            <p>به همین دلیل او تلاش کرد در این کارزار سیاسی نقش بسیار فعالی ایفا کند. دیوید کامرون به مردم اسکاتلند هشدار داد که در صورت استقلال نخواهند توانست پوند را به عنوان واحد پول خود و موارد دیگری از اشتراکات اقتصادی و سیاسی با بریتانیا را حفظ کنند. سخنان و موضع گیری‌های او به مرور احساساتی‌تر شد. کامرون در آخرین نطق خود قبل از برگزاری همه‌پرسی گفت اگر اسکاتلند مستقل شود او واقعاً "دلشکسته" خواهد شد.</p>
            <p>اکنون که اکثریت به باقی ماندن اسکاتلند در چهارچوب سیاسی بریتانیا رای داده‌اند، آقای کامرون باید به وظیفه و تعهدات خود برای دادن اختیارات محلی بیشتر به اسکاتلند عمل کند.</p>
            <p>موقعیت او به عنوان نخست‌وزیر حداقل تا سال آینده و برگزاری انتخابات پارلمانی بریتانیا تضمین شده است. اما در آن زمان حتماً یکی از اولویت‌های او و حزبش به دست آوردن کرسی‌های بیشتر از حوزه‌های انتخابی اسکاتلند در پارلمان سراسری خواهد بود.</p>
            <h2>آلیستر کارمیچل</h2>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923173055__77211306_carmichaelbbc.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="آلیستر کارمیچل"/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p/>
            <p>او که نماینده پارلمانی حزب لیبرال دموکرات، حزبی که در دولت ائتلافی بریتانیا شرکت دارد، از حوزه‌های انتخابی اسکاتلند است، در اکتبر سال ۲۰۱۳ در هیئت وزیران دولت بریتانیا به مقام وزیر امور اسکاتلند منصوب شد.</p>
            <p>در آن زمان اینطور تفسیر می‌شد که دولت بریتانیا برای دفاع قوی‌تر از یکپارچگی بریتانیا در برابر استقلال‌طلبان، این سیاستمدار فعال و رزمنده را برای این مقام حساس انتخاب کرده است.</p>
            <p>مدتی قبل از برگزاری همه‌پرسی آقای کارمیچل اعلام کرد که در صورت پیروزی استقلال اسکاتلند او ممکن است که به تیم مذاکرات اسکاتلند با دولت مرکزی بریتانیا بر سر جزئیات استقلال بپیوندد.</p>
            <p>چند روز قبل از برگزاری همه‌پرسی آلیستر کارمیچل گفته بود که اکثر مردم اسکاتلند به جای ریسک کردن برای کسب استقلال کامل، طرفدار کسب اختیارات محلی بیشتر هستند.</p>
            <p>با توجه به اینکه حزب لیبرال دموکرات بریتانیا طرفدار سرسخت تغییرات بنیادی در قانون اساسی و نحوه تقسیم اختیارات مرکزی و محلی است، آقای کارمیچل در پیشبرد و اجرای این طرح ها و روند دادن اختیارات بیشتر به اسکاتلند نقش مهمی ایفا خواهد کرد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-11-25:14139753</id>
      <dc:identifier>14139753</dc:identifier>
      <updated>2014-09-24T14:33:03+00:00</updated>
      <published>2011-11-25T13:12:54+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="iran" label="ايران"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">گاهشمار روابط ایران و بریتانیا؛ شش دهه فراز و فرود بی پایان</title>
      <summary xml:lang="fa">روابط  دو کشور ایران و بریتانیا همواره روابطی پر فراز و فرود بوده است؛ مناسبات سیاسی دو کشور در جریان جنگ جهانی دوم پیچیدگی هایی پیدا کرد که تاکنون هم سایه آن بر سر روابط دو کشور گسترده و بی اعتمادی همراه با ظن دائمی را از جانب ایران به همراه داشته است.</summary>
      <dc:subject>ایران و بریتانیا: ۶ دهه فراز و فرود، گاهشمار روابط ایران و بریتانیا؛ شش دهه فراز و فرود بی پایان</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/11/111125_l23_mg_uk_iran_relation_60_years.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/iran/2011/11/111125_l23_mg_uk_iran_relation_60_years.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/11/28/111128153542_uk-em.sign144.gif"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/11/28/111128153542_uk-em.sign144.gif"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/11/28/111128153542_uk-em.sign144.gif"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/11/28/111128153542_uk-em.sign144.gif"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>گاهشمار روابط ایران و بریتانیا؛ شش دهه فراز و فرود بی پایان</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p/>
            <p>حمله گروهی از دانشجویان بسیجی به سفارت بریتانیا در تهران در روز ۲۹ نوامبر ۲۰۱۱، به خروج کارکنان سفارت و تعطیلی سفارت بریتانیا در تهران منجر شد. بلافاصله پس از این اقدام دیپلمات‌های ایرانی هم از بریتانیا اخراج شدند. در این روزشمار نگاهی داریم به مهم ترین مسائل میان دو کشور طی شش دهه گذشته.</p>
            <p>
               <strong>۱۹۵۱: </strong>دولت ایران شرکت نفت انگلیس- ایران را ملی کرد و به این ترتیب، جرقه مناقشه میان دو کشور زده شد.</p>
            <p>
               <strong>۱۹۵۳: </strong>دولت محمد مصدق، نخست وزیر وقت ایران در کودتایی که تحت حمایت بریتانیا و آمریکا قرار داشت، سرنگون شد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۱۹۷۹:</strong> در پی وقوع انقلاب اسلامی ایران، بریتانیا سفارت خود در تهران را تعطیل کرد و دیپلمات هایش را به دفتر حفاظت منافع بریتانیا در سفارت سوئد منتقل کرد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۱۹۸۸:</strong> سفارت بریتانیا در تهران مجددا بازگشایی شد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>فوریه ۱۹۸۹:</strong> آیت الله خمینی، رهبر فقید ایران، فتوای قتل سلمان رشدی، نویسنده بریتانیایی را به اتهام ارتداد علیه اسلام صادر کرد. این موضوع به قطع روابط دیپلماتیک ایران و بریتانیا منجر شد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>سپتامبر ۱۹۹۰:</strong> روابط دو کشور مجددا برقرار شد اما در سطح کاردار محدود ماند.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>مه ۱۹۹۷:</strong> محمد خاتمی رئیس جمهور ایران شد و روی کار آمدن او به تلاش هایی برای عادی سازی روابط میان دو کشور منجر شد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>سپتامبر ۱۹۹۸:</strong> روابط با بریتانیا به سطح سفیر برگشت. این پس از آن بود که دولت خاتمی موافقت کرد از ترغیب مسلمانان برای اجرای فتوای قتل سلمان رشدی خودداری کند.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>ژانویه ۲۰۰۰:</strong> کمال خرازی، وزیر خارجه ایران، از لندن دیدار کرد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>سپتامبر ۲۰۰۱:</strong> جک استرا، نخستین وزیر خارجه بریتانیا بود که از سال ۱۹۷۹ به ایران سفر کرد. آن سفر به عنوان بخشی از تلاش ها برای ایجاد ائتلافی علیه طالبان در افغانستان انجام شد. آقای استرا پس از آن سه بار دیگر نیز عازم ایران شد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>فوریه ۲۰۰۲:</strong> روابط رو به بهبود بریتانیا با ایران پس از آنکه ایران، دیوید ردووی را به عنوان سفیر جدید بریتانیا رد کرده و او را جاسوس خواند، متحمل ضربه ای عمده شد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2011/12/03/111203000420_kharazi304.gif"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt="جک استروا و کمال خرازی"/>
               <p class="bbc-caption">جک استراو و کمال خرازی وزرای خارجه پیشین بریتانیا و ایران</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="BBC World Service"/>
            </div>
            <p>
               <br/>
               <strong>ژوئن ۲۰۰۳:</strong> در خلال نگرانی های فزاینده بین المللی در این مورد که ایران ممکن است در صدد تولید سلاح های هسته ای باشد، بریتانیا ایران را ترغیب کرد درهای مراکز هسته ای خود را به روی بازرسی های دقیق تر بگشاید.<strong/>
            </p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۲۱ اوت ۲۰۰۳:</strong> مقام های بریتانیایی هادی سلیمان پور، دیپلمات ایرانی را که از سوی آرژانتین در ارتباط با اتهامات تروریستی تحت تعقیب است، بازداشت کردند. ایران خواستار آزادی فوری آقای سلیمان پور و عذرخواهی دولت بریتانیا شد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۲۷اوت ۲۰۰۳: </strong>علی آهنی، معاون وزارت خارجه ایران، برای ملاقات با جک استرا به بریتانیا سفر کرد. آقای استرا گفته بود نمی تواند در مسائل قضائی دخالت کند. ایران گفت امیدوار است کار به فراخوانی سفرا از پایتخت های متقابل نکشد، اما افزود که همه گزینه های قانونی و دیپلماتیک مد نظر است.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>سپتامبر ۲۰۰۳:</strong> ایران سفیر خود را "برای رایزنی" از لندن فراخواند و در تهران گلوله هایی به سوی سفارت بریتانیا شلیک شد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>نوامبر ۲۰۰۳:</strong> ایران پس از میانجیگری وزیران امور خارجه بریتانیا، آلمان و فرانسه گفت برنامه غنی سازی اورانیوم را به حال تعلیق درمی آورد و اجازه بازرسی های سرزده از تاسیسات اتمی اش را به سازمان ملل می دهد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>مه ۲۰۰۴:</strong> یک رشته تظاهرات پی در پی بیرون سفارت بریتانیا در تهران انجام شد، که طی آن تظاهرکنندگان از نیروهای آمریکایی و بریتانیایی به دلیل نبرد در نزدیکی شهرهای مقدس شیعه در عراق انتقاد کردند.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۱۸ ژوئن ۲۰۰۴:</strong> بریتانیا، آلمان و فرانسه پیش نویس قطعنامه ای را در آژانس بین المللی انرژی اتمی تنظیم کردند که در آن ایران به دلیل همکاری نکردن با بازرسی های آژانس "مذمت" شد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۲۱ ژوئن ۲۰۰۴:</strong> هشت ملوان بریتانیایی پس از آنکه ظاهرا قایق آنها در نزدیکی مرز عراق در آب های ایران سرگردان شده بود، توسط نیروی دریایی ایران بازداشت شدند. آنها سه روز بعد در پی مذاکره دیپلمات های بریتانیایی با مقام های ایرانی آزاد شدند.</p>
            <p>
               <strong>۲۸ سپتامبر ۲۰۰۵:</strong> دانشجویان در ایران در اعتراض به نحوه عملکرد بین المللی نسبت به برنامه اتمی ایران، به سوی سفارت بریتانیا در تهران سنگ و کوکتل مولوتف پرتاب کردند.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۱۵ اکتبر ۲۰۰۵:</strong> انفجارهایی در شهر اهواز در جنوب غربی ایران باعث مرگ چهار نفر شد. ایران عوامل اطلاعاتی بریتانیا را در این مورد متهم کرد. بریتانیا این اتهام را رد کرد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۲۵ژانویه ۲۰۰۶:</strong> ایران گفت بمبگذارانی که هشت نفر را در بمبگذاری های دیگر در اهواز کشتند، با سازمان های اطلاعاتی بریتانیا ارتباط داشتند.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۱۳ نوامبر ۲۰۰۶:</strong> تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا در یک سخنرانی تاکید کرد که نگرش بریتانیا نسبت به ایران ملایم تر نشده است.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۲۳ دسامبر ۲۰۰۶:</strong> شورای امنیت سازمان ملل با تصویب یک قطعنامه، تحریم هایی را به خاطر برنامه اتمی ایران بر آن کشور تحمیل می کند. بریتانیا از نویسندگان پیش نویس این قطعنامه بود.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۲۳ مارس ۲۰۰۷:</strong> به گفته وزارت دفاع بریتانیا، پانزده تن از پرسنل نیروی دریایی بریتانیا توسط نیروهای ایرانی در آب های خلیج فارس در نزدیکی سواحل عراق دستگیر شدند.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>مارس۲۰۰۸:</strong> تعدادی از نمایندگان مجلس عوام بریتانیا به دولت این کشور هشدار دادند که ایران به دنبال دستیابی به سلاح اتمی است و به احتمال زیاد تا سال ۲۰۱۵ میلادی در موقعیتی خواهد بود که به سرعت خواهد توانست سلاح هسته ای تولید کند.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۹ ژوئیه ۲۰۰۸: </strong>دادگاه عالی لندن دادخواست بانک ملی لندن برای مستثنی شدن از تحریم های اتحادیه اروپا و جلوگیری از مسدود شدن داراییهایش را، رد کرد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۲۵اکتبر ۲۰۰۸: </strong>ایران در نامه ای به دبیر کل سازمان ملل متحد و رئیس دوره ای شورای امنیت نسبت به سیاست های بریتانیا اعتراض کرد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۲۴ نوامبر۲۰۰۸:</strong> وزیر خارجه بریتانیا برنامه هسته ای ایران را خطرناک توصیف کرده و خواستار همکاری کشورهای حوزه خلیج فارس برای حل و فصل این مساله شده است.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۲۶ نوامبر ۲۰۰۸: </strong>ایران به سخنان اخیر وزیر خارجه بریتانیا در مورد برنامه های اتمی جمهوری اسلامی به شدت اعتراض کرد و آن را دخالت در امور داخلی خود دانست.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۲۸نوامبر ۲۰۰۸:</strong> دانیل جیمز، مترجم ارتش بریتانیا در افغانستان که به اتهام جاسوسی برای ایران مجرم شناخته شده بود، به ده سال حبس محکوم شد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong> ۱ دسامبر۲۰۰۸ :</strong> حسن قشقاوی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت که "انگلیسی‌ها در خط مقدم خصومت تاریخی علیه منافع ملت ایران" بوده‌اند اما تعطیلی سفارت این کشور در تهران "فعلا" در دستور کار ایران قرار ندارد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong> ۳ دسامبر ۲۰۰۸:</strong> الیزابت دوم، ملکه بریتانیا، طی سخنانی در مراسم سنتی گشایش دوره جدید قانونگذاری، گفت که کشورش رسیدگی موثر به نگرانی درباره برنامه هسته ای ایران را به طور جدی دنبال خواهد کرد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۲۴ دسامبر۲۰۰۸:</strong> یک سخنگوی وزارت خارجه بریتانیا از پخش پیام تبریک کریسمس محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، از شبکه ۴ تلویزیون این کشور انتقاد کرد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/09/06/120906103855_khamenei_mehr1_304x171_mehr_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی نزدیک به نه ماه پس از حمله دانشجویان بسیجی به سفارت بریتانیا، آن را محکوم کرد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Mehr"/>
            </div>
            <p>
               <br/>
               <strong>۳۰ دسامبر ۲۰۰۸: </strong>دانشجویان بسیجی ایرانی به باغ تابستانی سفارت بریتانیا در تهران حمله کردند.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۳۰دسامبر ۲۰۰۸:</strong> آرشیو ملی بریتانیا اسنادی را منتشر کرد که نشان داد دولت این کشور و ایالات متحده تا پاییز ۱۳۵۷ بر این باور بودند که شاه در راس قدرت باقی خواهد ماند.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۲۰فوریه ۲۰۰۹: </strong>جان سورز، نماینده بریتانیا در سازمان ملل متحد از گفتگوهای پشت پرده بین ایران و غرب سخن گفته و اعلام کرد ایران به طور خصوصی به دخالت خود در حملات با بمب در عراق اذعان کرده و حتی پیشنهاد داده در برابر پایان دادن به این حملات، غرب از مخالفت با برنامه غنی سازی اورانیوم ایران دست بردارد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۵ فوریه </strong>
               <strong>۲۰۰۹</strong>: یک نهاد آموزشی و فرهنگی موسوم به "شورای بریتانیا" گفت پس از مرعوب شدن کارمندانش در تهران توسط مقام های ایرانی، کلیه فعالیت های خود در آنجا را معلق کرد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۷ فوریه ۲۰۰۹:</strong> سخنگوی دولت ایران ضمن تایید تلویحی احضار کارمندان ایرانی شورای فرهنگی بریتانیا، گفت که ایران هیچ منعی برای کار این شورا در نظر نداشته است.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>فوریه ۲۰۰۹</strong>
               <strong>:</strong>همزمان با سی سالگی انقلاب اسلامی در ایران، دیوید میلیبند، وزیر امور خارجه بریتانیا در وبلاگ سایت اینترنتی این وزراتخانه از کشورهای غربی و ایران دعوت کرد که زندانی پیشینه روابط خود نباشند و روابط خود را بر اساس احترام متقابل و مشارکت و نه اختلاف نظر و برخورد پایه ریزی کنند.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۵مارس ۲۰۰۹:</strong> وزارت خارجه بریتانیا اعلام کرد که سایمون گاس به عنوان سفیر جدید بریتانیا در ایران به زودی جانشین جفری آدامز خواهد شد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۳ ژوئیه ۲۰۰۹:</strong> احمد جنتی، در خطبه های نماز جمعه تهران اعلام کرد که تعدادی از کارمندان ایرانی سفارت بریتانیا در تهران، که در روزهای گذشته بازداشت شده بودند، به اتهام دست داشتن در ناآرامی های اخیر محاکمه خواهند شد.</p>
            <p>
               <strong>۱۹ ژوئیه ۲۰۰۹:</strong> مبلغ یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار از دارایی های ایران در بریتانیا بر اساس قطعنامه های تحریمی سازمان ملل متحد مسدود شد.</p>
            <p>
               <br/>
               <strong>۲۹ ژوئیه ۲۰۰۹:</strong> تعدادی از کارمندان بازداشت شده سفارت بریتانیا در تهران که در جریان نا آرامی های پس از اعلام نتایج انتخابات دستگیر شده بودند، آزاد شدند.</p>
            <p>
               <strong>۸ اوت ۲۰۰۹:</strong> محاکمه دو کارمند محلی سفارت بریتانیا در تهران به اتهام جاسوسی و فراهم کردن شرایط برای اقدام به براندازی آغاز شد. این دادگاه همراه با محاکمه بازداشت شدگان وقایع پس از اعلام نتایج انتخابات ایران برگزار شد که طی آن شماری از سیاستمداران اصلاح طلب و دولتمردان سابق ایران نیز محاکمه می شوند.</p>
            <p>
               <strong>۱۳ سپتامبر ۲۰۰۹: </strong>سایمون گس، سفیر جدید بریتانیا در ایران یکشنبه، بیست و دو شهریور استوارنامه خود را به محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران تحویل داد. آقای گس جانشین جفری آدامز می شود که از ماه مارس سال ۲۰۰۶ جانشین ریچارد دالتون شده بود.</p>
            <p>
               <strong>۳ مه ۲۰۱۰: </strong>در پی بررسی موضوع کاهش رابطه ایران با بریتانیا در نشست وزارتخانه های خارجه و اطلاعات ایران با کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس این کشور، برخی از نمایندگان می گویند باید "از هر گونه اقدام ناپخته" خودداری کرد.</p>
            <p>
               <strong>ژانویه ۲۰۱۱: </strong>روابط دو کشور بعد از آنکه آقای گس در وبسایت سفارت بریتانیا از نسرین ستوده وکیلی ایرانی که زندانی شده بود، دفاع کرد، بدتر شده است. سفیر بریتانیا در مطلبی با عنوان "جرم نسرین ستوده دفاع شجاعانه است" به انتقاد از برخورد دولت ایران با وکلا و اعضای سازمان های غیردولتی پرداخت. آقای گس در یادداشت خود به مناسبت روز جهانی حقوق بشر، با اشاره به این که وکلا و اعضای سازمان های غیردولتی در هیچ جای دنیا به اندازه ایران در خطر نیستند، به عنوان نمونه به نسرین ستوده اشاره کرده بود. این اظهارات خشم مقام های جمهوری اسلامی را برانگیخت.</p>
            <p>آقای گس گفته بود که "دادستان های ایران اتهام مبهم اقدام علیه امنیت ملی را علیه خانم ستوده مطرح کرده اند، اما اتهام اصلی او در واقع دفاع شجاعانه و آشکار کردن بی عدالتی هایی است که حکومت ایران ترجیح می دهد، پنهان بماند."</p>
            <p>
               <strong>۱۵ فوریه ۲۰۱۱:</strong> رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت خارجه ایران در واکنش به تغییر سفیر بریتانیا در تهران گفته که تغییر محل ماموریت سفیر انگلیس اگر با نیت اصلاح روند گذشته صورت گرفته باشد مورد استقبال جمهوری اسلامی است. سایمون گس، سفیر بریتانیا در تهران به تازگی به عنوان نماینده ناتو در امور غیر نظامی در افغانستان منصوب شده است. آقای گس جانشین مارک سدول شده است که او نیز بریتانیایی است.</p>
            <p>
               <strong>۹ ژوئن ۲۰۱۱: </strong>وزارت امور خارجه ایران، جین مریوت، کاردار بریتانیا در تهران را در اعتراض به گفته های ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه این کشور درباره روابط ایران و سوریه احضار کرد. یکی از مقام های ارشد وزارت امور خارجه ایران، به خانم مریوت گفته که اظهارات آقای هیگ "بی پایه و اساس است و بر مبنای دروغ پردازی" صورت گرفته. وزیر امور خارجه بریتانیا اخیرا گفته بودکه دولت ایران برای سرکوب مردم معترض سوریه به این کشور کمک می کند.</p>
            <p>
               <strong>۲۷ اکتبر ۲۰۱۱:</strong> دامینیک جان چیلکات، سفیر جدید بریتانیا در تهران، در ملاقات با علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، رونوشت استوارنامه های خود را تسلیم کرد. به گزارش سایت دولت ایران، وزیر خارجه این کشور در این دیدار با تاکید بر "اهمیت شناخت واقعیت ها"، خواستار "اصلاح رویکرد دولت انگلیس نسبت به جمهوری اسلامی" شد و آقای چیلکات نیز گفت که ماموریت دارد "تا واقعیت های جمهوری اسلامی ایران را فارغ از نگاه منابع رسانه ای، به دولت متبوع خود" منتقل کند.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/11/23/121123143833_cameron_brussels_304x171_getty.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">دیوید کمرون نخست وزیر بریتانیا در پیام شادباشی به مردم ایران به مناسبت عید نوروز گفت که  امیدوار است رهبران ایران هم قدر نوروز را بدانند</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="Getty"/>
            </div>
            <p>
               <strong>۱۵ نوامبر ۲۰۱۱:</strong> به دنبال بالا گرفتن اختلافات درباره باغ سفارت بریتانیا در منطقه قلهک تهران، علی محمد مختاری، مدیر عامل سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهرداری تهران با اشاره به اینکه کمیسیون ماده ۷ شهرداری به دلیل تخلف سفارت بریتانیا در باغ قلهک در قطع درختان این باغ، میزان جریمه آن را سه برابر کرده است، بر این اساس میزان جریمه انگلیسی‌ها یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان است.</p>
            <p>
               <strong>۲۱ نوامبر ۲۰۱۱ :</strong> جورج آزبورن، وزیر دارایی بریتانیا، از اعمال تحریم های مالی تازه علیه ایران خبر داد. این تصمیم ها در راستای افزایش نگرانی از برنامه اتمی ایران پس از انتشار گزارش تازه آژانس بین المللی انرژی اتمی اتخاذ شده است</p>
            <p>
               <strong>۲۳ نوامبر۲۰۱۱ : </strong>نمایندگان مجلس ایران به دو فوریت طرحی رأی دادند که در صورت تصویب نهایی، سطح روابط سیاسی این کشور با بریتانیا را به سطح کاردار کاهش می دهد. ۲ فوریت این طرح با ۱۶۲ رای موافق در مقابل ۵ رای مخالف به تصویب رسید.</p>
            <p>
               <strong>۲۷ نوامبر ۲۰۱۱:</strong> مجلس ایران با رای اکثریت نمایندگان به طرح کاهش روابط ایران و بریتانیا رای داد. همزمان بریتانیا اعلام کرد که به این اقدام ایران "واکنش قاطعانه ای" نشان خواهد داد.</p>
            <p>
               <strong>۲۸ نوامبر۲۰۱۱: </strong>شورای نگهبان در ایران طرح تصویب شده مجلس درباره کاهش روابط با بریتانیا را تایید کرد.</p>
            <p>
               <strong>۲۹نوامبر ۲۰۱۱:</strong> گروهی از معترضان که رسانه های ایران آنها را دانشجوی بسیجی توصیف می کنند وارد سفارت بریتانیا در تهران شدند و با به زیر کشیدن پرچم بریتانیا و آرم سلطنتی این کشور، برخی از اسناد سفارت را به آتش کشیدند. در همین روز گروهی دیگر هم وارد باغ قلهک اقامتگاه کارکنان سفارت بریتانیا در شمال شهر تهران شدند. شواری امنیت سازمان ملل با صدور بیانیه ای با حمایت همه اعضا این واقعه را محکوم کرد.</p>
            <p>
               <strong>۳۰ نوامبر ۲۰۱۱</strong>: وزارت خارجه بریتانیا تمام کارکنان خود را از ایران خارج کرد و دستور تعطیلی فوری سفارت ایران در لندن را داد. ویلیام هیگ، وزیر خارجه بریتانیا گفت تعطیلی سفارتخانه به معنای قطع کامل روابط دو کشور نیست.</p>
            <p>
               <strong>۲ دسامبر۲۰۱۱ : </strong>دیپلمات های ایرانی مقیم لندن در پایان ضرب الاجل ۴۸ ساعته ویلیام هیگ، وزیر خارجه بریتانیا، با یک فروند هواپیمای متعلق به خطوط هوایی جمهوری اسلامی لندن را به مقصد تهران ترک کردند.</p>
            <p>
               <strong>۵ دسامبر ۲۰۱۱: </strong>منابع خبری اروپایی از قول علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه ایران اعلام کردند که او از یورش به اماکن دیپلماتیک بریتانیا در تهران عمیقا ابراز تاسف کرده است.</p>
            <p>
               <strong>۷ دسامبر۲۰۱۱: </strong>محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران مصوبه مجلس در مورد کاهش سطح روابط با بریتانیا را که به تصویب مجلس و تایید شورای نگهبان رسیده بود امضا و برای اجرا به وزارت خارجه ابلاغ کرد.</p>
            <p>
               <strong>دسامبر ۲۰۱۱: </strong>بریتانیا اعلام کرد که تلاش می کند کشوری را به عنوان حافظ خود در ایران معرفی کند. وب سایت سفارت بریتانیا اعلام کرد که اتباع بریتانیایی که نیاز به خدمات کنسولی فوری دارند می‌توانند به هر یک از سفارت‌های اعضای اتحادیه اروپا در تهران مراجعه کنند ویا با وزارت خارجه بریتانیا در لندن تماس بگیرند.</p>
            <p>
               <strong>۱۰ دسامبر ۲۰۱۱: </strong>وزارت خارجه ایران یک روز پس از آنکه اعلام کرد این کشور در بریتانیا حافظ منافع معرفی می کند، اعلام کرد که فعلا چنین برنامه ای ندارد.</p>
            <p>
               <strong>۳ مارس ۲۰۱۲:</strong> ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا درباره انتخابات مجلس ایران که روز جمعه ۱۲ اسفند ماه برگزار شد، گفته که این انتخاباتی" آزاد و منصفانه نبوده و خواست مردم این کشور را منعکس نکرده است."</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2012/08/05/120805065826_ali_akbar_salehi_304x171_afp_nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <p class="bbc-caption">وزیر خارجه ایران از بابت حمله به اماکن سفارت بریتانیا در تهران ابراز تاسف کرد</p>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content="AFP"/>
            </div>
            <p>
               <strong>۵ مارس ۲۰۱۲:</strong> علی لاریجانی که در انتخابات روز جمعه مجلس ایران از شهر قم دوباره به مجلس راه یافته، مواضع وزیر امور خارجه بریتانیا را نشانه "عقب افتادگی سیاسی" آقای هیگ خوانده و گفته سخنان او "همگی ناشیانه و دور از حکمت بود." رئیس مجلس ایران گفت که وزیر خارجه بریتانیا "زیاد حرف می زند."</p>
            <p>
               <strong>۱۸ مارس ۲۰۱۲:</strong> وزیر امور خارجه بریتانیا، فیلتر شدن سایت تازه تاسیس 'بریتانیا برای ایرانیان' توسط دولت ایران را محکوم کرد. این وبسایت با هدف ایجاد امکان برقراری ارتباط و گفت و گوی مستقیم با ایرانیان راه اندازی شده.</p>
            <p>
               <strong>۲۱ مارس ۲۰۱۲:</strong> دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا با انتشار پیامی نوروز را به ایرانیان در سراسر جهان تبریک گفت، اما تلویحا از عملکرد رهبران ایران انتقاد کرد.</p>
            <p>
               <strong>۲۳ آوریل ۲۰۱۲:</strong> حسین نجابت، رئیس ایرانی گروه دوستی پارلمان ایران و بریتانیا گفت که تصمیم‌گیری در رابطه با بریتانیا "قطعا با مجلس یا نمایندگان نیست."</p>
            <p>
               <strong>۹ ژوئن ۲۰۱۲:</strong> حسن قشقاوی معاون کنسولی وزیر خارجه ایران: به دنبال قطع روابط با بریتانیا نبودیم. آقای قشقاوی گفت "چه ما (در دولت) که استدلال می‌کردیم بهتر است روابط تا سطح کاردار کاهش پیدا کند و چه نمایندگان که خواستار قطع روابط بودند، عاشق جمال انگلیسی‌ها نبودیم، بلکه هر کدام دلایل کارشناسی خود را داشتیم."</p>
            <p>
               <strong>۲۳ ژوئن ۲۰۱۲:</strong> رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفته است که دیدار اخیر وزرای خارجه ایران و بریتانیا در حاشیه نشست کابل، به درخواست طرف بریتانیایی و به دلیل نگرانی ایران از وضعیت حقوق کنسولی اتباعش انجام شده است.</p>
            <p>
               <strong>۷ اوت ۲۰۱۲:</strong> آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در حدود ۹ ماه پس از حمله به سفارت بریتانیا در تهران، از این اقدام انتقاد کرد. به گزارش صفحه توییتر دفتر رهبر ایران، وی دوشنبه شب، شانزدهم مرداد در دیدار با جمعی از دانشجویان گفته است: "در قضیه اخیر اشغال آن سفارت خبیث [بریتانیا]، احساسات جوانان درست بود ولی رفتنشان [به داخل سفارتخانه] درست نبود.</p>
            <p>
               <strong>۲۵ اوت ۲۰۱۲:</strong> ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا، آنچه را که نقض گسترده حقوق بشر شهروندان ایران خوانده، محکوم کرده و گفته که تداوم این روند یک "ننگ و رسوایی" و "نمادی از رفتار شرم‌آور و موجب بی‌آبرویی رهبران ایران" است.</p>
            <p>
               <strong>۴ سپتامبر ۲۰۱۲:</strong> یک سخنگوی خانواده سلطنتی بریتانیا گفت که کیت، عروس ولیعهد، پیش از مراسم اعطای مدال رشته پرتاب دیست پارالمپیک "توجیه شده بود" که با مهرداد کرم زاده برنده ایرانی مدال نقره این رشته دست ندهد. روز یکشنبه ۱۲ شهریور (۲ سپتامبر) دست ندادن آقای کرم زاده با کیت میدلتون در هنگام توزیع مدال ها، مورد توجه رسانه های بریتانیا قرار گرفت؛ هرچند توضیحات بعدی سخنگوی خانواده سلطنتی روشن می کند که هیچ کدام از دو طرف دست خود را به سوی دیگری دراز نکرده است.</p>
            <p>
               <strong>۷ سپتامبر ۲۰۱۲:</strong> وزیر خارجه بریتانیا آثار تحریم‌های خارجی بر ایران را جدی خوانده گفته و خواستار ادامه برخورد با برنامه‌های اتمی این کشور شده است.</p>
            <p>
               <strong>۲۸ نوامبر ۲۰۱۲:</strong> یک سال پس از حمله گروهی از دانشجویان بسیجی به اماکن دیپلماتیک بریتانیا در تهران و تعطیلی سفارت‎خانه های هر دو کشور، که منجر به کاهش روابط به پایین سطح ممکن شد، چشم انداز روابط مبهم است.</p>
            <p>
               <strong>۲۸ نوامبر ۲۰۱۲:</strong> وزارت خارجه ایران، از رای دادگاه بریتانیا مبنی بر عدم استرداد دیپلمات پیشین این کشور به آمریکا استقبال کرده است. نصرت الله تاجیک سفیر سابق ایران در اردن از سوی مراجع قضایی ایالات متحده به اتهام نقض قوانین تحریم و خرید دوربین دید در شب به هدف قاچاق به ایران تحت تعقیب است. آقای تاجیک حدود شش سال پیش در لندن بازداشت شد.</p>
            <p>
               <strong>۱۴ مه ۲۰۱۳:</strong> الستر برت، معاون وزیر امور خارجه بریتانیا طی دیدار با نماینده رهبران ادیان و مذاهب مختلف در بریتانیا از درخواست این رهبران برای آزادی هفت رهبر جامعه بهایی ایران که از پنج سال پیش در زندان به سر می برند، حمایت کرد. در این دیدار اسقف آنجلس، رهبر کلیسای ارتدوکس قبطی ها در بریتانیا به نمایندگی نامه ای سر گشاده را تسلیم وزارت خارجه کرد که در آن شماری از رهبران و پیشوایان مذهبی خواستار آزادی رهبران جامعه بهایی ایران شده اند.</p>
            <p>
               <strong>۱۵ ژوئن ۲۰۱۳:</strong> وزارت امور خارجه بریتانیا با استقبال از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ایران درب یانیه ای از دآقای روحانی خواسته تا به نگرانی‌های جامعه جهانی در مورد برنامه هسته‌ای ایران توجه کند و به دنبال رابطه سازنده‌ای با جامعه بین‌المللی باشد و اوضاع سیاسی و حقوق بشری مردم ایران را بهبود ببخشد.</p>
            <p>
               <strong>۱۰ ژوئیه ۲۰۱۳:</strong> ویلیام ‫‏هیگ وزیر امور خارجه بریتانیا در پارلمان این کشور گفت که لندن آماده بهبود گام به گام روابط با ‫ایران است، اما در عزم بریتانیا در مقابله با گسترش تسلیحات ‫‏اتمی نیز نباید تردید کرد. آقای هیگ همچنین گفت که بریتانیا با حسن نیت به اقدامات مثبت ایران (در پرونده اتمی) پاسخ خواهد داد.</p>
            <p>
               <strong>۱۵ ژوئیه ۲۰۱۳:</strong> جک استرا، وزیر امور خارجه بریتانیا در دولت تونی بلر به <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2013/07/130709_l23_jack_straw_iran_uk_rouhani.shtml">

بخش فارسی بی بی سی گفته</a> که به دولت حسن روحانی، رئیس جمهور منتخب ایران خوشبین است و قصد دارد با هدف بهبود روابط ایران و بریتانیا، به تهران سفر کند.</p>
            <p>
               <strong>۱۶ ژوئیه ۲۰۱۳:</strong> عباس عراقچی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران از تمایل سفر جک استرا، وزیر خارجه سابق بریتانیا به تهران و دیدار از این کشور استقبال کرد و گفت هنوز درخواست رسمی در این باره داده نشده.</p>
            <p>
               <strong>۲۷ ژوئیه ۲۰۱۳:</strong> روح الله حسینیان از نمایندگان محافظه کار در مجلس ایران گفته در صورتی که جک استرا، وزیر امور خارجه پیشین بریتانیا، برای مراسم تحلیف حسن روحانی در مجلس ایران حاضر شود، "او را یک چیزی او را می زنم چه تخم مرغ باشد چه با گوجه."</p>
            <p>
               <strong>۳۱ ژوئیه ۲۰۱۳:</strong> ویلیام هیگ، وزیر خارجه بریتانیا در تماسی تلفنی با علی اکبر صالحی همتای ایرانی خود گفته که بریتانیا آماده بهبود روابط با ایران به صورت گام به گام و دوجانبه است.</p>
            <p>
               <strong>۱۶ سپتامبر ۲۰۱۳:</strong> وزارت امور خارجه بریتانیا تایید کرده است که ویلیام هیگ وزیر امور خارجه این کشور در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل با محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران دیدار خواهد کرد. وزارت امور خارجه بریتانیا می گوید که آقای هیگ از دیدار با حسن روحانی، رئیس جمهور جدید ایران استقبال می‌کند، اما هنوز برنامه‌ای برای این ملاقات وجود ندارد.</p>
            <p>
               <strong>۲۳ سپتامبر ۲۰۱۳:</strong> ویلیام هیگ و محمدجواد ظریف وزرای خارجه ایران و بریتانیا برای اولین بار پس از روی کار آمدن دولت حسن روحانی با یکدیگر دیدار کردند.</p>
            <p>
               <strong>۱۶ اکتبر ۲۰۱۳:</strong> ایران و بریتانیا در حاشیه مذاکرات اتمی ژنو، اعلام کردند که ظرف دو هفته، کاردارهای غیرمقیم خود را معرفی می‌کنند.</p>
            <p>
               <strong>۲۱ اکتبر ۲۰۱۳:</strong> معاون اروپا- آمریکای وزارت خارجه ایران اعلام کرد تبادل کاردار غیرمقیم میان ایران و بریتانیا می تواند به معنی بازگشایی سفارت دو کشور باشد.</p>
            <p>
               <strong>۲۵ ژوئن ۲۰۱۴:</strong> بر اساس برآوردهای دولت بریتانیا، در حمله دو سال و نیم پیش به سفارت بریتانیا در تهران چندین شاهکار هنری با ارزشی بیش از یک میلیون پوند تخریب یا ناپدید شده‌اند.</p>
            <p>
               <strong>۸ اوت ۲۰۱۴:</strong> کاردار غیرمقیم ایران در بریتانیا گفته است تمام بخش‌های سفارت ایران در لندن در آینده نزدیک فعال می‌شود.</p>
            <p>
               <strong>۱۷ اوت ۲۰۱۴:</strong> دیوید کامرون، نخست‌وزیر بریتانیا همکاری با کشورهای منطقه از جمله ایران را برای مقابله با تهدید داعش لازم دانست و موقعیت فعلی را زمان مناسب برای همکاری ایران با جامعه بین‌الملل خواند.</p>
            <p>
               <strong>۱۰ سپتامبر ۲۰۱۴:</strong>
               <strong/> مجید تخت روانچی، معاون وزارت امور خارجه ایران گفت سفارت بریتانیا در تهران که از آذر سال ۱۳۹۰ تعطیل است، "به زودی" بازگشایی می شود.</p>
            <p>
               <strong>۲۲ سپتامبر ۲۰۱۴:</strong> وزرای خارجه ایران و بریتانیا در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل دیدار کردند و از عزم دو کشور برای بازگشایی سفارتخانه بریتانیا در تهران خبر دادند.</p>
            <p>
               <strong>۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴:</strong> جک استرا، وزیر امور خارجه پیشین بریتانیا و از اعضای فعلی مجلس عوام طی مقاله ای در روزنامه دیلی تلگراف نوشت دیداربرنامه ریزی شده حسن روحانی رئیس جمهور ایران و دیوید کامرون نخست وزیر بریتانیا پیامدهای مهمی دربر خواهد داشت.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-23:34899090</id>
      <dc:identifier>34899090</dc:identifier>
      <updated>2014-09-23T14:33:50+00:00</updated>
      <published>2014-09-23T14:31:47+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="world" label="جهان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">عکس: حمله آمریکا به مواضع داعش در سوریه</title>
      <summary xml:lang="fa"> به گفته وزارت دفاع آمریکا، این کشور به همراه پنج کشور عربی عملیاتی را علیه مواضع گروه حکومت اسلامی در سوریه آغاز کرده است.</summary>
      <dc:subject>آمریکا، داعش، سوریه</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/09/140916_pics_air_strikes_syria.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/world/2014/09/140916_pics_air_strikes_syria.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923143107_air_strikes_syria_144x81_ap_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923143107_air_strikes_syria_144x81_ap_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923143107_air_strikes_syria_144x81_ap_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/23/140923143107_air_strikes_syria_144x81_ap_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>عکس: حمله آمریکا به مواضع داعش در سوریه</dcterms:alternative>
      <dc:type>Image</dc:type>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p/>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-22:34870205</id>
      <dc:identifier>34870205</dc:identifier>
      <updated>2014-09-22T14:28:19+00:00</updated>
      <published>2014-09-22T12:10:22+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="afghanistan" label="افغانستان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">حکومت سیزده ساله کرزی</title>
      <summary xml:lang="fa">حکومت سیزده ساله کرزی</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2014/09/140922_k03_karzai_in_time.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/afghanistan/2014/09/140922_k03_karzai_in_time.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922095813_karzai_in_time_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922095813_karzai_in_time_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922095813_karzai_in_time_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/22/140922095813_karzai_in_time_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>حکومت سیزده ساله کرزی</dcterms:alternative>
      <dc:type>Image</dc:type>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p/>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-09-21:34848220</id>
      <dc:identifier>34848220</dc:identifier>
      <updated>2014-09-21T11:25:48+00:00</updated>
      <published>2014-09-21T11:16:27+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="afghanistan" label="افغانستان"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">امضای موافقتنامه دولت وحدت ملی افغانستان</title>
      <summary xml:lang="fa">نامزدان انتخابات ریاست جمهوری افغانستان موافقتنامه تشکیل دولت وحدت ملی افغانستان را امضا کردند. به اساس این موافقتنامه نامزدی که رای بیشتر به دست آورده، رئیس جمهوری خواهد شد و پست ریاست اجرایی به تیم نامزد دیگر اختصاص می یابد.</summary>
      <dc:subject>انتخابات، رئیس اجرایی، رئیس جمهوری، تقلب، موافقتنامه</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2014/09/140921_k04_pic_sining_cermony_unity_deal.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/afghanistan/2014/09/140921_k04_pic_sining_cermony_unity_deal.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/21/140921105350_signing_cermony_unity_deal_today_144x81_arg_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/09/21/140921105350_signing_cermony_unity_deal_today_144x81_arg_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/21/140921105350_signing_cermony_unity_deal_today_144x81_arg_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/09/21/140921105350_signing_cermony_unity_deal_today_144x81_arg_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>امضای موافقتنامه دولت وحدت ملی افغانستان</dcterms:alternative>
      <dc:type>Image</dc:type>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p/>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-05-20:32117885</id>
      <dc:identifier>32117885</dc:identifier>
      <updated>2014-05-20T11:04:23+00:00</updated>
      <published>2014-05-20T10:49:25+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="interactivity" label="نوبت شما"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">آیا  شما تجربه‌ای از  "برخورد جنسیتی " دارید؟</title>
      <summary xml:lang="fa">بر اساس تعاریف، برخورد جنسیتی (سکسیسم)  یعنی تبعیض قائل شدن به واسطه جنسیت. آیا تا بحال در جامعه‌ای که زندگی می کنید مورد برخورد جنسیتی قرار گرفته‌اید؟ روایت‌هایتان را به صورت ویدیوهای یک دقیقه‌ای ضبط کنید و به شاهد عینی بفرستید.</summary>
      <dc:subject>نوبت شما، عکس، سکیسم، برخورد جنسیتی، تبعیض</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/2014/05/140520_call_for_ugc_sexism.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/05/20/140520105909_call_ugc_sexism_144x81_sciencephotolibrary_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/05/20/140520105909_call_ugc_sexism_144x81_sciencephotolibrary_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/05/20/140520105909_call_ugc_sexism_144x81_sciencephotolibrary_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/05/20/140520105909_call_ugc_sexism_144x81_sciencephotolibrary_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>آیا  شما تجربه‌ای از  "برخورد جنسیتی " دارید؟</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p/>
            <p>هستی و نگین از مخاطبان بی‌بی‌سی، در این دو ویدئو درباره تجربه‌شان  از برخورد جنسیتی (سکسیسم) در ایران حرف زده‌اند.</p>
            <p/>
            <p>برخی از شما یا نزدیکانتان نیز ممکن است در محیط کار، جامعه یا حتی خانواده با برخوردهای جنسیتی مواجه شده باشید. آیا تا به حال شنیده‌اید که زنی به دلیل زن بودن یا مردی به دلیل اینکه مرد است نتواند شغل مورد نظرش را انتخاب کند؟ بر اساس تعاریف، برخورد جنسیتی (سکسیسم) یعنی تبعیض قائل شدن به واسطه جنسیت.</p>
            <p>آیا تا به حال در جامعه‌ای که زندگی می‌کنید مورد برخورد جنسیتی قرار گرفته‌اید؟</p>
            <p>بی‌بی‌سی فارسی در نظر دارد روایت‌های شما را از تجربه‌هایتان در این زمینه به صورت ویدیو جمع آوری و منتشر کند.</p>
            <p>می توانید روایت‌هایتان را به صورت ویدیوهای یک دقیقه‌ای برای ما ضبط کنید و به <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/cluster_eyewitness.shtml">

شاهد عینی</a> بفرستید. می‌توانید پشت به دوربین یا در تاریکی به گونه‌ای که چهره شما معلوم نشود این ویدیوها را ضبط کنید.</p>
            <p>همچنین می‌توانید عکس‌ها و فیلم‌های خود را از طریق فرم زیر آپلود کنید:</p>
            <p/>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2012-12-10:21651467</id>
      <dc:identifier>21651467</dc:identifier>
      <updated>2012-12-10T14:20:57+00:00</updated>
      <published>2012-12-10T14:20:10+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="services" label="خدمات وب"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">فیلترشکن تازه برای دسترسی به سایت فارسی بی بی سی</title>
      <summary xml:lang="fa">شیوه ای تازه برای دسترسی به سایت بی بی سی از ایران</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/services/2012/12/121210_psiphon_windows_android.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/services/2012/12/121210_psiphon_windows_android.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/12/13/121213173430_psiphon_144x81_._nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2012/12/13/121213173430_psiphon_144x81_._nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/12/13/121213173430_psiphon_144x81_._nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2012/12/13/121213173430_psiphon_144x81_._nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>فیلترشکن تازه برای دسترسی به سایت فارسی بی بی سی</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>شیوه ای تازه برای دسترسی به سایت بی بی سی از ایران:</p>
            <p>شرکت سایفون به تازگی پروژه ای آزمایشی را برای دسترسی کاربران داخل ایران به سایت فارسی اجرا کرده است.</p>
            <p>برنامه کم حجمی که سایفون ارائه کرده، روی سیستم های عامل ویندوز و اندروید قابل نصب و استفاده است.</p>
            <p>مراحل نصب برنامه:</p>
            <p>ا. ایمیلی به این نشانی بفرستید: <a href="mailto:download@psiphon3.com">

download@psiphon3.com</a>
            </p>
            <p>۲. لازم نیست که در قسمت موضوع (subject) یا داخل ایمیلتان متنی نوشته شود. تنها کافی است ایمیلی خالی به نشانی <a href="mailto:download@psiphon3.com">

 download@psiphon3.com</a> ارسال کنید.</p>
            <p>۳. پس از ارسال این ایمیل، یک پیام خودکار به شما ارسال می شود که در آن، لینک هایی برای دریافت برنامه به زبان های مختلف وجود دارد. شما باید روی لینک مربوط به زبان فارسی کلیک کنید. فایل مربوط به برنامه همچنین به این ایمیل پیوست خواهد بود که می توانید آن را در رایانه خود ذخیره و سپس اجرا کنید.</p>
            <p>۴. مرحله آخر، کلیک کردن روی آن لینک و اجرای برنامه است.</p>
            <p>۵. وقتی که برنامه بسته می شود، ارتباط با سایفون به طور خودکار قطع خواهد شد.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-08-09:33908630</id>
      <dc:identifier>33908630</dc:identifier>
      <updated>2014-08-09T14:09:21+00:00</updated>
      <published>2014-08-09T14:06:05+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="tvandradio" label="رادیو و تلویزیون"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">مقررات ثبت نظر در فیس‌بوک بی‌بی‌سی فارسی</title>
      <summary xml:lang="fa">سینا مطلبی، سردبیر بخش آنلاین و اینتراکتیو بی‌بی‌سی فارسی، در برنامه این هفته دیدبان به ارائه توضیحاتی درباره مقررات صفحه فیس‌بوک بی‌بی‌سی فارسی و علت مسدود شدن حساب کاربری برخی از کاربران این صفحه توضیح می‌دهد.</summary>
      <dc:subject>دیدبان، وبسایت</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="video"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/tvandradio/2014/08/140809_l93_didban_website.shtml">
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/08/09/140809153127_face_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/08/09/140809153127_face_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/08/09/140809153127_face_144x81_bbc_nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/08/09/140809153127_face_144x81_bbc_nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/08/nb/140809_l93_didban_website_16x9_nb.asx"
                        fileSize="1756415"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT6M25S"
                        medium="video"
                        bitrate="34000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/08/bb/140809_l93_didban_website_16x9_bb.asx"
                        fileSize="11060187"
                        type="video/x-ms-wmv"
                        duration="PT6M25S"
                        medium="video"
                        bitrate="225000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/08/sina_did_16x9_lo.mp4"
                        fileSize="9856434"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT6M25S"
                        medium="video"
                        bitrate="168000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/08/sina_did_16x9_med.mp4"
                        fileSize="19157151"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT6M25S"
                        medium="video"
                        bitrate="320000"
                        expression="full"/>
         <media:content url="http://wsodprogrf.bbc.co.uk/persian/dps/2014/08/sina_did_16x9_hi.mp4"
                        fileSize="47834758"
                        type="video/mp4"
                        duration="PT6M25S"
                        medium="video"
                        bitrate="904000"
                        expression="full"/>
         <media:embed>
            <media:param name="flashVars">playlist=http://www.bbc.co.uk/persian/meta/dps/2014/08/emp/140809_l93_didban_website.emp.xml</media:param>
         </media:embed>
      </link>
      <dcterms:alternative>مقررات ثبت نظر در فیس‌بوک بی‌بی‌سی فارسی</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p>سینا مطلبی، سردبیر بخش آنلاین و اینتراکتیو بی‌بی‌سی فارسی، در برنامه این هفته دیدبان به ارائه توضیحاتی درباره مقررات صفحه فیس‌بوک بی‌بی‌سی فارسی و علت مسدود شدن حساب کاربری برخی از کاربران این صفحه توضیح می‌دهد.</p>
            <p>ویندوز میدیا پلیر نسخه ۹</p>
            <p>فلش پلیر نسخه ۹.۰.۱۱۵.۰ برای پخش ویدیوی فرمت h.۲۶۴</p>
            <p>اگر مشکلی با تماشای ویدیوها داشتید با ایمیل persian@bbc.co.uk با ما تماس بگیرید یا از طریق صفحه <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_contactus.shtml">

تماس با ما</a> پیام خود را ارسال کنید</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2014-02-20:30293114</id>
      <dc:identifier>30293114</dc:identifier>
      <updated>2014-04-16T10:32:39+00:00</updated>
      <published>2014-02-20T19:11:50+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="institutional" label="درباره ما"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">راهنمای استفاده از توییتر</title>
      <summary xml:lang="fa">توییتر یک سرویس میکروبلاگینگ است. معنی این واژه به زبان ساده یعنی وبلاگ‌نویسی در ۱۴۰ حرف. شما می‌توانید خبر، دیدگاه یا اتفاقات پیرامون خود را در با جملات کوتاه به مخاطبان خود ارائه دهید و صدای خود را به کاربران دیگر برسانید.</summary>
      <dc:subject>توییتر، راهنمای، آموزش</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2014/04/140220_na_twitter_guide.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/institutional/2014/04/140220_na_twitter_guide.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/02/20/140220185258_twitter_144x81__nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/02/20/140220185258_twitter_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/02/20/140220185258_twitter_144x81__nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/02/20/140220185258_twitter_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>راهنمای استفاده از توییتر</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <div class="byline">
               <div class="description"/>
               <div class="person">
                  <p class="name">نیما اکبرپور</p>
                  <p class="role">برنامه &lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/cluster_ptv_click.shtml"&gt;کلیک فارسی&lt;/a&gt; </p>
               </div>
            </div>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/02/20/140220185258_twitter_624x351__nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content=" "/>
            </div>
            <p/>
            <p>شاید شما هم از دسته کسانی باشید که در سال‌های اخیر نام <a href="http://twitter.com">

توییتر</a> را بارها شنیده باشید.</p>
            <p>اگر شما از کسانی باشید که از توییتر استفاده می‌کنند، شاید این نوشته چندان به دردتان نخورد. اما اگر دوست دارید که عضوش شوید و به کارش بگیرید این مطلب را به ترتیب از برگه‌های راست به چپ دنبال کنید.</p>
            <h2>توییتر چیست؟</h2>
            <p>
               <a href="http://twitter.com">

توییتر</a> یک سرویس "میکروبلاگینگ" است. معنی این واژه به زبان ساده یعنی وبلاگ‌نویسی در ۱۴۰ حرف. شما می‌توانید خبر، دیدگاه یا اتفاقات پیرامون خود را در با جملات کوتاه به مخاطبان خود ارائه دهید و صدای خود را به کاربران دیگر برسانید.</p>
            <p>
               <strong>مزیت توییتر به دیگر شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک چیست؟</strong>
            </p>
            <p>فیسبوک یک شبکه اجتماعی مبتنی بر ارتباط میان افراد است و محتوای منتشرشده در آن از "استتوس" تا عکس و ویدیو را در بر می‌گیرد. اما جست‌وجو در میان مطالب منتشرشده در فیسبوک چندان ساده نیست و در صورتی که قصدتان از عضویت در یک شبکه اجتماعی، گشتن به دنبال خبر باشد، توییتر گزینه مناسب‌تر و سریع‌تری است.</p>
            <p>
               <strong>آیا برای خواندن توییت‌ها نیاز است که در توییتر عضو باشم؟</strong>
            </p>
            <p>برای خواندن توییت‌هایی که کاربران به صورت عمومی منتشر می‌کنند، نیاز به عضویت در توییتر نیست. اما برخی از کاربران توییتر، توییت‌های خود را به صورت خصوصی منتشر می‌کنند و دسترسی به آنها تنها با عضویت در سایت و دنبال کردن آن کاربر میسر است. البته در صورتی که او با درخواست تقاضای دنبال کردنتان موافق باشد.<br/>اما شناسه‌های مربوط به خبرگزاری‌ها، سازمان‌ها، شرکت‌ها و افراد مشهور و بسیاری دیگر از منابع خبری، معمولا عمومی هستند و شما می‌توانید بدون عضویت در این سایت هم به محتوای منتشرشده دسترسی داشته باشید. اما با این حال برای استفاده بهتر از این سایت و دنبال کردن دائمی یک شناسه مشخص، بهتر است که در این سایت عضو شوید.</p>
            <h2>راهنمای نام‌نویسی</h2>
            <p>قبل از هر چیز باید گفت که سایت توییتر ده‌ها زبان مختلف را پشتیبانی می‌کند. شما می‌توانید پیش از نام‌نویسی، زبان فارسی را از گزینه‌های منوی بازشوی بالا انتخاب کنید.</p>
            <p>عضویت در توییتر بسیار ساده است. در صفحه اول توییتر، دو فرم وجود دارد. فرم اول برای کسانی است که پیشتر عضو شده‌اند و می‌خواهند در سایت وارد شود.</p>
            <p>اما فرم دوم برای کسانی است که می‌خواهند برای اولین بار عضو سایت شوند. کافی است با پر کردن این فرم، نام‌نویسی را شروع کنید. برای این کار نام خود را در نخستین خط، ایمیل خود را در دومین خط و گذرواژه یا پسورد را در خط سوم وارد کنید و دکمه نام‌نویسی را بزنید.</p>
            <p>وارد صفحه‌ای به شکل زیر خواهید شد که مشخصات بیشتری از شما می‌خواهد. اینجا باید شناسه‌ای را برای توییتر خود انتخاب کنید (بخشی که با پبکان قرمز در تصویر زیر مشخص شده است).</p>
            <p/>
            <p>این شناسه مهم است. چرا که از این پس در توییتر، شما را با این شناسه می‌توانند پیدا کنند یا به آن رونوشت بفرستند.</p>
            <p>این شناسه یکتا است. یعنی دو کاربر این سایت نمی‌توانند شناسه‌ای یکسان داشته باشند. پس ممکن است شناسه‌ای که می‌خواهید برای خود داشته باشید، پیشتر توسط کاربر دیگری اشغال شده باشد. شما باید موارد مختلفی را امتحان کنید تا به شناسه‌ای برسید که تا کنون استفاده نشده است.</p>
            <h2>اصطلاحات ضروری</h2>
            <p>پیش از ورود به بحث اصلی اجازه بدهید با دو اصطلاح آشنا شویم.</p>
            <p>
               <strong>دنبال کردن یا Follow:</strong> فلسفه استفاده از توییتر علاوه بر انتشار محتوا، دریافت محتوای منتشرشده توسط دیگران است. برای این کار باید کاربران دیگر را دنبال کنید. به این کار به اصطلاح «فالو» یا دنبال کردن می‌گویند.</p>
            <p>
               <strong>دنبال‌کننده یا Follower:</strong> افرادی که شما را دنبال می‌کنند، دنبال‌کننده یا "فالُوِر" نامیده می‌شوند. در صورتی که شما افرادی را دنبال کنید، دنبال‌کننده یا فالور او شمرده خواهید شد.</p>
            <div class="bbc-image" itemscope="itemscope"
                 itemtype="http://schema.org/ImageObject">
               <img itemprop="contentUrl"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/261x147/amz/worldservice/live/assets/images/2014/02/20/140220183437_twitter_624x351__nocredit.jpg"
                    width="261"
                    height="147"
                    alt=""/>
               <meta itemprop="copyrightHolder" content=" "/>
            </div>
            <p/>
            <p>
               <strong>کاربر تاییدشده یا Verified:</strong> در کنار برخی از شناسه‌های یک علامت تیک آبی‌رنگ وجود دارد که در شکل زیر با علامت فلش قرمز مشخص شده است. همان‌طور که در شکل بالا می‌بینید، دو شناسه با نام BBC Persian وجود دارد. از بین این دو شناسه، آن که علامت تیک آبی در جلویش قرار گرفته است، شناسه اصلی است و شرکت توییتر طی مراحلی مشخص، اصلیت آن را تایید کرده است. آن دیگری اما شناسه‌ای جعلی است.</p>
            <p>نداشتن تیک آبی البته همواره به آن معنا نیست که دارنده آن شناسه یک فرد یا سازمان حقیقی نیست. عدم وجود آن می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. ممکن است وی علاقه‌ای به تایید شناسه خود نداشته باشد، ممکن است دسترسی او به شرکت توییتر و طی مراحل تایید مقدور نباشد و علل دیگر.</p>
            <p>اما با وجود آن علامت همواره می‌توانید از اصل بودن آن مطمئن شوید و بدانید که آن شناسه واقعا توسط آن فرد، سازمان، شرکت یا نهاد به‌روزرسانی می‌شود.</p>
            <h2>افزودن افراد</h2>
            <p>برای کار با توییتر، بهتر است شناسه افراد، سازمان‌ها، نهادها و شرکت‌ها بر مبنای علاقمندی‌های خود دنبال کنید. توییتر به شما شناسه‌هایی را پیشنهاد می‌دهد که با کلیک روی دکمه Follow می‌توانید دنبالشان کنید. در عین حال می‌توانید شناسه‌ها را جست‌وجو کرده و افرادی را که قصد دنبال کردنشان را دارید از این راه بیابید. اگر شناسه مورد نظر را می‌دانید آن را جست‌وجو کنید ولی می‌توانید با درج نام مورد نظر هم آن را بیابید. جست‌وجوی شناسه‌ها بر حسب موضوع نیز ممکن است.</p>
            <p>در شکل زیر در جعبه جست‌وجو bbc persian را وارد کرده‌ایم تا شناسه‌های مرتبط با آن را بیابیم.</p>
            <p/>
            <p>شناسه‌هایی که روی دکمه روبرویشان Following درج شده است، آنهایی هستند که پیشتر برای دنبال کردن انتخابشان کرده‌اید. هر چه افراد بیشتری را دنبال کنید، ستون تایم‌لاین شما طولانی‌تر خواهد شد.</p>
            <h2>توصیه و ترفند</h2>
            <p>- از بخش تنظیمات می‌توانید برای پروفایل خود عکس انتخاب کنید و یک شرح کوتاه از کار یا علاقمندی‌های خود بنویسید. این موضوع کمک می‌کند تا افرادی که علاقمند به دنبال‌کردن شما و نوشته‌هایتان هستند، بهتر بتوانند تصمیم بگیرند.</p>
            <p>- ظاهر صفحه خود را می‌توانید با رنگ‌آمیزی و انتخاب تصاویر و پس‌زمینه‌های متعدد تغییر دهید.</p>
            <p>- می‌توانید دنبال‌شوندگان را در فهرست‌های مختلف دسته‌بندی کنید. برای مثال شناسه‌هایی را که مربوط به روزنامه‌نگاران یا خبرگزاری‌ها و رسانه‌ها است را در فهرستی به نام Media قرار دهید تا بتوانید به صورت موضوعی از به‌روزرسانی‌ها آگاه شوید.</p>
            <p>- اگر درباره موضوع خاصی توییت می‌کنید یا دیدگاه خاصی درباره موضوع مورد بحث روز دارید، آن را با "هشتگ" مشخص کنید یا به اصطلاح تَگ بزنید. به علامت # هَش می‌گویند.</p>
            <p>برای مثال توییت شما درباره انتخابات اگر با هشتگ همراه شود، پیگیری این موضوع برای دیگران آسان‌تر خواهد شد:</p>
            <p>
               <em>من در #انتخابات امروز شرکت کردم</em>
            </p>
            <p>در مثال بالا واژه انتخابات وقتی با علامت # همراه می‌شود، به صورت لینک در خواهد آمد. در این صورت هر کسی می‌تواند روی آن کلیک کند. آن‌گاه توییت‌های همه کاربرانی که این واژه را با همین علامت هشتگ زده‌اند برایتان فهرست خواهد شد و می‌توانید نظرات همه افراد، حتی کسانی را که دنبال نمی‌کنید، در این باره ببینید.</p>
            <p>اگر عبارتی که به عنوان هشتگ استفاده می‌کنید بیش از یک کلمه است، حتما همه کلمات را با زیر خط ( _ ) یا نیم‌فاصله به هم بچسبانید، وگرنه، فقط کلمه اول به عنوان هشتگ شناخته می‌شود و به صورت لینک در می‌آید. مثلا:</p>
            <p>
               <em>ایران به #جام_جهانی راه یافت</em>
            </p>
            <p>- اگر درباره فرد یا سازمانی توییت می‌کنید که در توییتر شناسه دارد، می‌توانید در توییت خود به او رونوشت بدهید یا به اصطلاح او را Mention کنید. برای این کار کافی است توییت خود را با علامت @ و به دنبالش شناسه او همراه کنید.</p>
            <p>مثال: ویژه‌برنامه کلیک این هفته از کابل را دیدم. فکر نمی‌کردم که کسی با استفاده از موبایل بتواند باسواد شود. ‌<a href="http://twitter.com/persianclick">

PersianClick@</a>
            </p>
            <p>- با استفاده از علامت پاسخ یا Reply که زیر هر توییت واقع شده است، می‌توانید به توییت دیگران پاسخ دهید و گفت‌وگو کنید.</p>
            <p>- بخش پیام‌های خصوصی یا Direct Message برای فرستادن پیام خصوصی به شناسه‌ها و کاربران دیگر است. این کار فقط در صورتی ممکن است که هر دو یکدیگر را دنبال کرده باشید.</p>
            <p>- توییت دیگران را می‌توانید با استفاده از علامت فلش دایره‌ای شکل زیرِ هر توییت، بازتوییت یا Retweet کنید. با این کار توییت افراد دیگر را برای دنبال‌کنندگان خود تکثیر می‌کنید.</p>
            <p>- با کلیک روی علامت ستاره زیرِ هر توییت آن را برگزیده یا Favorite می‌کنید که همان کاربرد لایک در فیسبوک را دارد.</p>
            <p>- در توییتر کلیدهای میان‌بر فراوانی وجود دارد که کار را برایتان ساده‌تر می‌کند. برای آشنایی با این کلیدهای میان‌بر کافیست کلید سؤال «؟» را بفشارید.</p>
         </div>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2013-03-08:25584656</id>
      <dc:identifier>25584656</dc:identifier>
      <updated>2014-09-25T03:47:29+00:00</updated>
      <published>2013-03-08T15:42:20+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="indepth" label="صفحات ویژه"/>
      <rights>not restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">رادیو </title>
      <summary xml:lang="fa">صفحه رادیوی فارسی بی بی سی</summary>
      <dc:subject/>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="cluster"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/indepth/persian_radio.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-cluster"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/indepth/persian_radio.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/05/28/140528141226_radio_microphone_144x81__nocredit.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2014/05/28/140528141226_radio_microphone_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/05/28/140528141226_radio_microphone_144x81__nocredit.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2014/05/28/140528141226_radio_microphone_144x81__nocredit.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>رادیو بی‌بی‌سی</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl"/>
      </content>
   </entry>
   <entry>
      <id>tag:www.bbcpersian.com,2011-04-06:9958119</id>
      <dc:identifier>9958119</dc:identifier>
      <updated>2014-09-25T05:09:05+00:00</updated>
      <published>2011-04-06T13:47:44+00:00</published>
      <category xml:lang="fa" term="persian" label="فارسی"/>
      <category xml:lang="fa" term="institutional" label="درباره ما"/>
      <rights>restricted</rights>
      <title xml:lang="fa">پادکست:‌ برنامه رادیویی چشم‌انداز بامدادی بی‌بی‌سی</title>
      <summary xml:lang="fa">در این بخش نسخه کامل برنامه چشم انداز بامدادی رادیو فارسی بی‌بی‌سی، شامل مجموعه‌ای از اخبار، گزارش و تحلیل به صورت پادکست برای دانلود و اشتراک در اختیار شما قرار می گیرد.</summary>
      <dc:subject>پادکست، برنامه چشم‌انداز بامدادی</dc:subject>
      <link rel="alternate" type="text/html" title="story"
            href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_dawn_podcast.shtml">
         <xhtml:link xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" rel="alternate" media="handheld"
                     title="mobile-story"
                     type="text/html"
                     href="http://www.bbc.co.uk/persian/mobile/institutional/2011/04/000001_dawn_podcast.shtml"/>
         <media:content>
            <media:thumbnail url="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150903_7843_radioselect_144.jpg"
                             width="106"
                             height="60">
               <img alt="" width="106" height="60"
                    src="http://ichef.bbci.co.uk/wsimagechef/ic/106x60/amz/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150903_7843_radioselect_144.jpg"/>
            </media:thumbnail>
            <media:thumbnail url="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150903_7843_radioselect_144.jpg"
                             width="144"
                             height="81">
               <img alt="پادکست" width="144" height="81"
                    src="http://a.files.bbci.co.uk/worldservice/live/assets/images/2011/04/08/110408150903_7843_radioselect_144.jpg"/>
            </media:thumbnail>
         </media:content>
      </link>
      <dcterms:alternative>پادکست:‌ برنامه رادیویی چشم انداز بامدادی بی‌بی‌سی</dcterms:alternative>
      <dc:type>Text</dc:type>
      <content type="xhtml" xml:lang="fa">
         <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" dir="rtl">
            <p/>
            <p>برنامه رادیویی چشم انداز بامدادی بی‌بی‌سی فارسی، هر روز صبح از ساعت ۲:۳۰ تا ۴:۳۰ به وقت گرینویچ و ۷ تا ۹ صبح به وقت تهران، از <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/radio/2011/04/000001_dawn.shtml?bw=bb&amp;mp=wm&amp;bbcws=1&amp;news=1">

سایت فارسی بی بی سی</a>، فرکانس های پخش ماهواره‌ای تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی، فرکانس رادیویی ۱۱۷۲۷ عمودی بر روی ماهواره هاتبرد، و نیز <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_radioschedule.shtml">

امواج کوتاه و متوسط رادیویی</a> پخش می‌شود.</p>
            <p>پادکست چشم‌انداز بامدادی پنجشنبه ۳ مهر ۱۳۹۳، برابر با ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۴ میلادی را از <a href="http://downloads.bbc.co.uk/podcasts/worldservice/jjn/jjn_20140925-0528a.mp3">

لینک</a> زیر دانلود کنید:</p>
            <p>
               <a href="http://downloads.bbc.co.uk/podcasts/worldservice/jjn/jjn_20140925-0528a.mp3">

 http://downloads.bbc.co.uk/podcasts/worldservice/jjn/jjn_20140925-0528a.mp3</a>
            </p>
            <p>
               <a href="http://downloads.bbc.co.uk/podcasts/worldservice/jjn/jjn_20140914-0445a.mp3"/>برای دانلود کردن قسمت‌های پیشین این برنامه <a href="http://www.bbc.co.uk/podcasts/series/jjn">

اینجا</a> را کلیک یا به صفحه زیر مراجعه کنید:</p>
            <p>
               <a href="http://www.bbc.co.uk/podcasts/series/jjn">

http://www.bbc.co.uk/podcasts/series/jjn</a>
            </p>
         </div>
      </content>
   </entry>
</feed>