<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2enclosuresfull.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearch/1.1/" xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" version="2.0"><channel><atom:id>tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153</atom:id><lastBuildDate>Sat, 04 Jul 2009 19:02:27 +0000</lastBuildDate><title>مخالفان اندیشه های میرحسین</title><description>پایگاهی برای نقدهای اقتصادی و غیر اقتصادی به اندیشه ها و سیاست های میرحسین موسوی؛ امیدواریم میرحسین تغییر کند</description><link>http://www.antimirhossein.com/</link><managingEditor>noreply@blogger.com (--)</managingEditor><generator>Blogger</generator><openSearch:totalResults>25</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>25</openSearch:itemsPerPage><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/antimirhossein" /><feedburner:info uri="antimirhossein" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><itunes:owner><itunes:email>noreply@blogger.com</itunes:email></itunes:owner><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle>پایگاهی برای نقدهای اقتصادی و غیر اقتصادی به اندیشه ها و سیاست های میرحسین موسوی؛ امیدواریم میرحسین تغییر کند</itunes:subtitle><feedburner:browserFriendly></feedburner:browserFriendly><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-72424025208745262</guid><pubDate>Thu, 14 May 2009 08:22:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-05-14T01:34:09.398-07:00</atom:updated><title>میر حسین و اقتصاد</title><description>&lt;p style="text-align: right;"&gt;http://daray.persianblog.ir&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;بخشی از شکست هاشمی در انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری نهم را میشود گذاشت به  پای اکبر گنجی که با سلسله مقالاتی که در نقد جدی وی نوشت او را به شدت به چالش  کشید و بسیاری از شایعات و زمزمه های پراکنده کوچه و خیابان را که احیانا قابل  استناد نبود مستند کرد. پر بیراه نیست که اگر هاشمی بخواهد در زمینه شکست در  انتخابات مجلس ششم از یک نفر شاکی باشد آن یک نفر احتمالا اکبر گنجی است. &lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;*****&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;اکثریت اقتصاد خوانده هایی که من میشناسم با نظریات اقتصادی موسوی مشکل اساسی  دارند و به گمانم اگر ستاد موسوی بخواهد در این زمینه از یک نفر شاکی باشد آن فرد  بهمن احمدی امویی است که کتاب "اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی" را نوشته است. این کتاب  مجموعه ای از مصاحبه با ۶ نفر از روسا و معاونین سازمان برنامه و بانک مرکزی است و  در بخشهای زیادی از کتاب نظریات و آرای مهندس موسوی به فراخور موضوع مطروحه با  جزییات و مثال مطرح شده است. اگرچه کتاب در سال ١٣٨١ تدوین شده ولی خب این روزها به  خصوص برای کسانی که مدتها پیش کتاب را خوانده اند مرجعی برای مرور دوباره نظریات  نامزدی است که ممکن است از روی اضطرار به او رای بدهند..&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;برای نمونه ای از این مصاحبه ها این &lt;a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=143605" target="_blank"&gt;مطلب دنیای اقتصاد&lt;/a&gt; را ببینید ( اگر حوصله ندارید میتوانید از وسط  صفحه، ابتدای مصاحبه با مسعود روغنی زنجانی شروع کنید.) هم چنین این مطلب هم مرتبط  است: (&lt;a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=143393" target="_blank"&gt;لینک&lt;/a&gt;) و نیز این یکی :(&lt;a href="http://www.radiofarda.com/content/f35_Eco_Musavi_EcoViews/1603879.html" target="_blank"&gt;لینک&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;*****&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;در این میانه به گمانم &lt;a href="http://www.amouee.net/spip.php?article322" target="_blank"&gt;این مطلب&lt;/a&gt; از بهمن احمدی امویی از همه مهم تر است چرا که اگر چه  او شاید اقتصاددان نباشد اما کسی که این مسائل را از جمع چند نفره تکنوکراتها و  مطالبی در حد اخبار کیهان و فارس و "بنا بر شنیده ها" فراتر برد و مکتوب و قابل  استناد کرد او بوده است. به خصوص برای من آن بخش هایی اش مهم بود که نکاتی در مورد  سازمان برنامه و اینکه واقعا موسوی طرفدار برنامه ریزی بوده است و نه از طرفداران  تئوری "هر کس دندان دهد نان هم دهد".نظریه ای که برنامه ریزی برای کشور را دخالت در  کار خداوند میدانسته و انگار در هیات دولت آن زمان هم رواج داشته است.&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;مثلا:&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;"در دولت قبلی "خیر" ، سازمان برنامه را به بهانه این که سازگاری با نظام جدید  ندارد، تعطیل کرد و "دوزدوزانی" وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ، هم وزارتخانه تحت امرش  را به همین بهانه .&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;محمد طبیبیان نخستین روز ورودش به سازمان برنامه را به خوبی به یاد دارد :" از  پنجره های طبقات مختلف سازمان تمام پرونده ها و گزارش های کارشناسی را که تنها  تولید این مرکز بود ، بیرون می انداختند و می خواستند آنها را بسوزانند . به بهانه  این که برخی اسناد آمریکایی در میان آنها وجود دارد . " پبش از این قرار بود این  سازمان را تعطیل و ساختمانش را به بیمارستان تبدیل کنند .&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;میر حسین موسوی در نخستین سخنرانی اش در برابر نمایندگان مجلس خواستار یک سازمان  برنامه قوی شد . محتوای سخنانش اعتقاد او را به کلان نگری و نظم در اداره امور نشان  می داد . چیزی که محمد بانکی رئیس سازمان و برنامه آن زمان ، با تعجب و شگفتی از آن  یاد می کند : " ذهنش منسجم به نظر می رسید و مصر بود که از طریق برنامه ریزی و  تقویت سازمان برنامه کارها را پیش ببرد . "&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;و یا این بخش در مورد عدم نیاز به برنامه ریزی:&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;"اما ترکیب هیات دولت و نمایندگان مجلس به گونه ای بود که به نظر نمی رسید بتوان  به آن برنامه دل بست و آن را عملی کرد . روغنی زنجانی این صف آرایی را به خوبی به  یاد دارد :" در دولت برخی از همین آقایان راست با آن مخالف بودند و می گفتند هر کس  دندان دهد نان هم می دهد و برنامه ریزی یعنی دخالت در کار خداوند . عده ای از همان  ابتدا مخالف سازمان برنامه بودند و این نگاه به خاطر بد بینی نسبت به رژیم شاه بود  . البته در مجموع قدرت نخست وزیر بیشتر بود . اما مخالفین یک اقلیت قوی بودند که در  خیلی جاها مشکل ایجاد می کردند. "&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;کاملش را &lt;a href="http://www.amouee.net/spip.php?article322" target="_blank"&gt;اینجا&lt;/a&gt; بخوانید.&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;****&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;پی نوشت: تازگی مطلبی به عنوان برنامه مالی و پولی  میرحسین موسوی در روزنامه  سرمایه منتشر شده است. &lt;a href="http://cafeconomics.files.wordpress.com/2009/05/p3.pdf" target="_blank"&gt;متن  این برنامه&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://cafeconomics.wordpress.com/2009/05/13/criticism-mousavi-monetary-fiscal-policies/" target="_blank"&gt;نقد یکی از دوستان&lt;/a&gt; را هم ببینید.&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-72424025208745262?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/05/blog-post_14.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total><enclosure url="http://cafeconomics.files.wordpress.com/2009/05/p3.pdf" length="177401" type="application/pdf" /><media:content url="http://cafeconomics.files.wordpress.com/2009/05/p3.pdf" fileSize="177401" type="application/pdf" /><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle>http://daray.persianblog.irبخشی از شکست هاشمی در انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری نهم را میشود گذاشت به پای اکبر گنجی که با سلسله مقالاتی که در نقد جدی وی نوشت او را به شدت به چالش کشید و بسیاری از شایعات و زمزمه های پراکنده کوچه و خیابان را که احیانا قاب</itunes:subtitle><itunes:author>noreply@blogger.com (--)</itunes:author><itunes:summary>http://daray.persianblog.irبخشی از شکست هاشمی در انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری نهم را میشود گذاشت به پای اکبر گنجی که با سلسله مقالاتی که در نقد جدی وی نوشت او را به شدت به چالش کشید و بسیاری از شایعات و زمزمه های پراکنده کوچه و خیابان را که احیانا قابل استناد نبود مستند کرد. پر بیراه نیست که اگر هاشمی بخواهد در زمینه شکست در انتخابات مجلس ششم از یک نفر شاکی باشد آن یک نفر احتمالا اکبر گنجی است. ***** اکثریت اقتصاد خوانده هایی که من میشناسم با نظریات اقتصادی موسوی مشکل اساسی دارند و به گمانم اگر ستاد موسوی بخواهد در این زمینه از یک نفر شاکی باشد آن فرد بهمن احمدی امویی است که کتاب "اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی" را نوشته است. این کتاب مجموعه ای از مصاحبه با ۶ نفر از روسا و معاونین سازمان برنامه و بانک مرکزی است و در بخشهای زیادی از کتاب نظریات و آرای مهندس موسوی به فراخور موضوع مطروحه با جزییات و مثال مطرح شده است. اگرچه کتاب در سال ١٣٨١ تدوین شده ولی خب این روزها به خصوص برای کسانی که مدتها پیش کتاب را خوانده اند مرجعی برای مرور دوباره نظریات نامزدی است که ممکن است از روی اضطرار به او رای بدهند.. برای نمونه ای از این مصاحبه ها این مطلب دنیای اقتصاد را ببینید ( اگر حوصله ندارید میتوانید از وسط صفحه، ابتدای مصاحبه با مسعود روغنی زنجانی شروع کنید.) هم چنین این مطلب هم مرتبط است: (لینک) و نیز این یکی :(لینک) ***** در این میانه به گمانم این مطلب از بهمن احمدی امویی از همه مهم تر است چرا که اگر چه او شاید اقتصاددان نباشد اما کسی که این مسائل را از جمع چند نفره تکنوکراتها و مطالبی در حد اخبار کیهان و فارس و "بنا بر شنیده ها" فراتر برد و مکتوب و قابل استناد کرد او بوده است. به خصوص برای من آن بخش هایی اش مهم بود که نکاتی در مورد سازمان برنامه و اینکه واقعا موسوی طرفدار برنامه ریزی بوده است و نه از طرفداران تئوری "هر کس دندان دهد نان هم دهد".نظریه ای که برنامه ریزی برای کشور را دخالت در کار خداوند میدانسته و انگار در هیات دولت آن زمان هم رواج داشته است. مثلا: "در دولت قبلی "خیر" ، سازمان برنامه را به بهانه این که سازگاری با نظام جدید ندارد، تعطیل کرد و "دوزدوزانی" وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ، هم وزارتخانه تحت امرش را به همین بهانه . محمد طبیبیان نخستین روز ورودش به سازمان برنامه را به خوبی به یاد دارد :" از پنجره های طبقات مختلف سازمان تمام پرونده ها و گزارش های کارشناسی را که تنها تولید این مرکز بود ، بیرون می انداختند و می خواستند آنها را بسوزانند . به بهانه این که برخی اسناد آمریکایی در میان آنها وجود دارد . " پبش از این قرار بود این سازمان را تعطیل و ساختمانش را به بیمارستان تبدیل کنند . میر حسین موسوی در نخستین سخنرانی اش در برابر نمایندگان مجلس خواستار یک سازمان برنامه قوی شد . محتوای سخنانش اعتقاد او را به کلان نگری و نظم در اداره امور نشان می داد . چیزی که محمد بانکی رئیس سازمان و برنامه آن زمان ، با تعجب و شگفتی از آن یاد می کند : " ذهنش منسجم به نظر می رسید و مصر بود که از طریق برنامه ریزی و تقویت سازمان برنامه کارها را پیش ببرد . " و یا این بخش در مورد عدم نیاز به برنامه ریزی: "اما ترکیب هیات دولت و نمایندگان مجلس به گونه ای بود که به نظر نمی رسید بتوان به آن برنامه دل بست و آن را عملی کرد . روغنی زنجانی این صف آرایی را به خوبی به یاد دارد :" در دولت برخی از همین آقایان راست با آن مخالف بودند و می گفتند هر کس دندان دهد نان هم می دهد و برنامه ریزی یعنی دخالت در کار خداوند . عده ای از همان ابتدا مخالف سازمان برنامه بودند و این نگاه به خاطر بد بینی نسبت به رژیم شاه بود . البته در مجموع قدرت نخست وزیر بیشتر بود . اما مخالفین یک اقلیت قوی بودند که در خیلی جاها مشکل ایجاد می کردند. " کاملش را اینجا بخوانید. **** پی نوشت: تازگی مطلبی به عنوان برنامه مالی و پولی میرحسین موسوی در روزنامه سرمایه منتشر شده است. متن این برنامه و نقد یکی از دوستان را هم ببینید.مخالفان اندیشه های میرحسین</itunes:summary></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-4132974394604627077</guid><pubDate>Sun, 10 May 2009 14:32:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-05-10T07:52:08.104-07:00</atom:updated><title>نسبت اندیشه حکیمی و میرحسین</title><description>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;a title="Permanent Link to نسبت اندیشه حکیمی و میرحسین(1)" href="http://negaheayande.wordpress.com/2009/04/26/hakimimirhosein1/" rel="bookmark"&gt;نسبت اندیشه حکیمی و میرحسین(1)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="Permanent Link to نسبت اندیشه حکیمی و میرحسین(2)" href="http://negaheayande.wordpress.com/2009/04/26/hakimi-mirhosein-2/" rel="bookmark"&gt;نسبت اندیشه حکیمی و میرحسین(2)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-4132974394604627077?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/05/blog-post_3959.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-8313574071556299344</guid><pubDate>Sun, 10 May 2009 14:21:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-05-10T07:23:43.576-07:00</atom:updated><title>وقتی موسوی حرف دلش را می زند</title><description>&lt;div class="postbody"&gt; &lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;b&gt;نیما نامداری&lt;a href="http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1332906&amp;amp;Lang=P"&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://mokhaalef.blogfa.com/post-293.aspx"&gt;&lt;br /&gt;mokhaalef.blogfa.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;b&gt;&lt;a href="http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1332906&amp;amp;Lang=P"&gt;ميرحسين  موسوي: تورم، مالياتي است كه اغنيا براي فقرا مي‌بندند&lt;/a&gt;.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;در اقتصاد پديده‌اي به نام ماليات تورمي وجود دارد. محل  اصلي درآمد دولتها ماليات است. در برخي مواقع درآمد دولتها كفاف هزينه‌هايشان را  نمي‌دهد و كسر بودجه دارند.  آنها براي كاهش اين كسر بودجه بايد ماليات بيشتري از  مردم بگيرند. يعني مثلا ماليات بر درآمد يا تعرفه هاي گمركي يا ماليتهاي بر مصرف را  افزايش دهند. اما اين افزايش از يك طرف مستلزم تامين نظر گروه‌هاي ذي‌نفع مختلف  (مجلس، لابيها، بروكراتها و ...) است و از طرف ديگر افزايش مالياتها باعث نارضايتي  مردم شده و به محبوبيت سياستمداران حاكم بر دولت لطمه مي زند. از آنجا كه دولتها  دوست ندارند خرج‌شان را كم كنند (يعني دوست دارند بذل و بخشش كنند، پروژه افتتاح  كنند، اعانه و يارانه بدهند و ... و نهايتا راي جمع كنند) پس تنها يك راه  باقي‌مي‌ماند آن هم اين است كه پول بدون پشتوانه چاپ كنند. اين كار باعث مي‌شود حجم  نقدينگي افزايش ‌يابد و تورم رشد ‌كند. در شرايطي كه ظرفيت توليد تغيير نكرده و  ثروت كشور هم افزايش نيافته چنين سياستي منجر به رشد اقتصادي هم نشده و قدرت خريد  واقعي مصرف كننده هم تغييري نمي‌كند. در اين حالت مي‌گويند دولت ماليات تورمي اخذ  كرده است. يعني مشكل كمبود درآمد خود را با كاهش ارزش پول ملي و افزايش تورم حل  كرده‌است. &lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;احتمالا مهندس موسوي چيزي در مورد همين ماليات تورمي  شنيده‌اند و نداشتن دانش اقتصادي و جهان‌بيني چپ او منجر به گفتن چنين جمله مضحكي  شده‌است. اصولا بار مالياتي عمدتا بر دوش اغنيا است و فقرا در دامنه معافيتهاي  مالياتي قرار مي‌گيرند. اين هم در مورد ماليتهاي بر درآمد صدق مي‌كند هم ماليات بر  مصرف، اغنيا چون درآمد بيشتري دارند و مصرف بيشتري هم مي‌كنند مالياتي بيشتري  مي‌دهند. ضمن اينكه مالياتي تورمي را دولت مي ستاند نه اغنيا!&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;موسوي بخواهد يا نخواهد يك چپ اسلامي سترون در دهه 60  است. با چهار جمله كليشه‌اي و مبهم و كلي در دفاع از بخش خصوصي هم نمي‌تواند خود را  به عنوان يك هوادار آزادي اقتصادي  معرفي كند. اينكه او چنين راحت «اغنيا» را  جايگزين «دولت» مي‌كند يك خطاي لفظي نيست بلكه اعتقادي برخاسته از جهان‌بيني او است  كه بر تضاد ميان فقير و غني در اقتصاد و مستضعف و مستكبر در سياست استوار است. در  اقتصاد موسوي براي من احمدي‌نژاد تحت ويندوز است.&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-8313574071556299344?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/05/blog-post_3496.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-2344395499221013998</guid><pubDate>Sun, 10 May 2009 14:17:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-05-10T07:21:29.760-07:00</atom:updated><title>به موسوی رای نخواهم داد</title><description>&lt;div class="postbody"&gt; &lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;نیما نامداری&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://mokhaalef.blogfa.com/post-294.aspx"&gt;mokhaalef.blogfa.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;من به موسوي راي نخواهم داد به دلايل زير:&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;1- موسوي خود را اصلاح‌طلب نمي‌داند. اين را خودش مكرر  تاكيد كرده و در تمام رفتارهايش به شدت حساس است كه با اصلاح‌طلبان به عنوان يك  جريان سياسي مرزبندي داشته باشد. او در شكل‌گيري اين هويت سياسي هم همراهي نشان  نداده است. هنگامي كه دانشجويان و زنان و فعالان سياسي را بازداشت مي‌كردند، هنگامي  كه مطبوعات را توقيف مي‌كردند، هنگامي كه روشنفكران را به قتل مي‌رساندند، هنگامي  كه  فشار سياسي مخالفان دولت خاتمي را زمين‌گير كرده بود هنگامي كه هر روز آتشي در  گوشه‌‌اي از كشور عليه اصلاح‌طلبان افروخته مي‌شد آقاي موسوي كجا بودند؟ چرا  كلمه‌اي سخن نمي‌گفتند؟ &lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;2 موسوي نوستالژي دهه 60 دارد و اين را مدام به رخ  مي‌كشد. موسوي بازگشت به دهه 60 را به عنوان يك نويد انتخاباتي تكرار مي‌كند. اما  براي من مديريت دهه 60 نماد سركوب، استبداد، جهالت، عوام‌زدگي و ارتجاع است. وقتي  موسوي از دهه 60 سخن مي‌گويد من نمي‌توانم اعدامها و زندانها را فراموش كنم.  نمي‌توانم گزينش و اخراج هزاران هزار نفر را فراموش كنم. نمي‌توانم تسلط و سيطره  قشري‌گرائي مذهبي به زندگي روزمره‌ مردم، حاكميت گشت جندالله و ثارلله بر خيابانها،  وحشت از انتقاد، غم‌زدگي جوانان، بازشگت زنان به صدر اسلام و ... را فراموش كنم. در  دهه 60 كه &lt;a href="http://alhosseini.files.wordpress.com/2008/07/oil-prices-alhosseini.jpg"&gt;قيمت  نفت &lt;/a&gt;در بالاترين ميزان خود در تاريخ كشور (به استثناي دوره احمدي‌نژاد) بود  اقتصاد كشور را به خاك سياه نشاندند. موسوي به كجاي آن دوران مصيبت و محنت مي‌نازد؟  من انتظار ندارم موسوي آن دوران را نقد كند اما دليلي هم نمي‌بينم مدام از آن تمجيد  كند.&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;3- موسوي در مورد نقش خود در جنگ هيچ توضيحي نمي‌دهد. چرا  موسوي كه به عنوان رئيس دولت كه مسئوليت اصلي امور اجرائي كشور را برعهده داشت هيچ  گاه به آيت الله خميني  اطلاع نداد كه ادامه جنگ جز فاجعه ثمري ندارد؟ امروز همه  مي‌دانيم كسي كه در سال 67 آيت‌الله خميني را قانع كرد كه ادامه جنگ ديگر  امكان‌پذير نيست هاشمي رفسنجاني بوده‌ و براي اين كار از وزير ارشاد وقت (خاتمي) و  رئيس برنامه و بودجه (روغني زنجاني) كمك گرفته‌است.&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;4- موسوي هيچ نشانه‌اي از سياست‌ورزي مدرن از خود بروز  نمي‌دهد. به حزب اعتقاد ندارد و كماكان خود را مستقل مي‌داند. هنوز در حال و هواي  اول انقلاب است كه كسي بيايد و دل همه را ببرد: چپ و راست، فقير و غني، روشنفكر و  عامي، بنيادگرا و سكولار، پير و جوان  و همه و همه. اما به گمان من سياست‌مدار بايد  انتخاب كند او نمي‌تواند همه با هم را داشته باشد در غير اين صورت به موجود  بي‌خاصيتي بدل مي‌شود كه حرف روشن و استراتژي معيني ندارد. همين وضعيت را در مشي  تبليغاتي موسوي مي‌شود ديد. در تمام سه ماه گذشته كه موسوي وارد صحنه شده جز حرفهاي  كلي و نقدهاي سردستي به احمدي‌نژاد حرف جديدي نداشته، به گمان من موسوي ايده خاصي  از خود ندارد به همين دليل است كه هويت انتخاباتي او صرفا به نقد احمدي‌نژاد بدل  شده نقدي كه  در حوزه اقتصاد از حرفهاي ژورناليستي فراتر نرفته، در حوزه‌ سياست در  حد نقد جزئيات است و در حوزه فرهنگ هم صرفا كلي گوئي است. من انتظار داشتم موسوي تا  امروز كه يك ماه به انتخابات مانده در محورهاي مختلف بيانيه‌ها يا برنامه‌هائي  منتشر مي‌كرد كه وجه ايجابي سياستهاي او را مشخص كند. او بايد مي‌گفت كه برنامه‌اش  براي يارانه‌ها چيست؟ خصوصي‌سازي را چگونه پي‌خواهد گرفت؟ آيا به تعزيرات حكومتي  اعتقاد دارد؟ آيا موافق عضويت ايران در سازمان تجارت جهاني است؟ سياستهاي پولي او  چگونه خواهد بود؟ طرح دقيقش براي خارج كردن درآمد نفت از بودجه چيست؟ آيا موافق  استراتژي جايگزيني واردات در صنعت است؟ آيا به خصوصي‌سازي در حوزه آموزش اعتقاد  دارد؟ آيا اجازه خواهد داد در آذربايجان يا كردستان زبانهاي محلي تدريس شود؟ اينها  كه ديگر حرف سياسي و خطرناك نيست نمي‌خواهم برنامه‌اش براي توانمندسازي زنان، براي  حذف سانسور، براي توسعه آزادي‌هاي اكادميك، براي مبارزه با فساد اقتصادي و ... را  بگويد، اينها پيشكش!&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;5- موسوي در تشكيل ستادش نشان داده كه مديران او از چه  تيپي خواهند بود. مشاورين اصلي او جمعي از رفقاي قديمي‌اش هستند كه تنها ويژگي‌شان  اين است كه موسوي در سالهاي حاشيه‌نشيني با آنها هم‌پياله بوده آدمهائي مثل  باقريان، بهزاديان، فاتح، برادران بهشتي، عابدي، رباطي، مومني و ... كدام‌شان سابقه  مديريت يا سياست‌گذاري قابل توجه دارند؟ موسوي از ابتدا حساس بود تيم اصلي ستادش از  كساني باشند كه به اصلاح‌طلبي شهرت جدي نداشته باشند آدمهائي كه در هشت سال اصلاحات  طوري عمل كرده‌اند كه رقيب به آنها حساسيت نداشته و صرفا كبريتهاي بي‌خطر بودند.  تكنوكرات هم نيستند كه دلمان به مديريت‌شان خوش باشد. فضاي حاكم بر ستاد او  آميخته‌اي از مريد و مراد بازي و احساسات نچسب است. همان رمانتيك‌بازيهاي هميشگي و  اسطوره‌سازي‌هاي مضحك كه آدم را از هر چه تبليغات است منزجر مي‌كند آخر اين چه  شعارهائي است:« ای مومنین: یک یا حسین تا میرحسین»؟ برويد &lt;a href="http://ghalamnews.ir/news-11175.aspx"&gt;اينجا &lt;/a&gt;را ببينيد تا با مغز متفكر  ستاد ايشان آشنا شويد؟ ابوالفضل فاتح را ما تحكيمي‌هاي دهه 70 خوب مي‌شناسيم. چه  بگويم از رانت، ارادت به رهبري، حدف دانشجويان منتقد و ...؟&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;6- نشانه‌هاي متعددي در گفتار و كردار موسوي است كه من را  قانع مي‌كند موسوي در حوزه اقتصاد هيچ تغييري  نكرده ‌است. او كماكان فاقد ذهنيت  اقتصادي روشن است و بر اساس تصورات سياسي كه در دهه 40 و 50 شكل گرفته سياست‌گذاري  مطلوبش بر اساس برنامه ريزي متمركز و دولتي با هدف رسيدن  به خوكفائي است. &lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;اينها اصلي‌ترين دلايلي است كه الان به ذهنم مي‌رسد.  تصميم من يكي از دو گزينه «راي ندادن» يا «راي به كروبي» خواهد بود.&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-2344395499221013998?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/05/blog-post_10.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-4830211122692364495</guid><pubDate>Sat, 09 May 2009 13:45:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-05-09T07:51:12.179-07:00</atom:updated><title>موسوی کشور را با نفت 7 دلاری اداره کرده است؟</title><description>&lt;div style="text-align: right;"&gt;محمد صادق الحسینی&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.alhosseini.org/"&gt;alhosseini.org&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای الحسینی در پاسخ به کامنت های&lt;a href="http://alhosseini.org/2009/05/06/267/"&gt; مطلب قبل&lt;/a&gt; که در سایت خودشان مطرح شد، مجددا &lt;a href="http://alhosseini.org/2009/05/09/268/"&gt;مطلبی&lt;/a&gt; نوشته اند که در ادامه می آید:&lt;br /&gt;--&lt;br /&gt;&lt;p&gt;چون نظرات مشابه و مخالفی در پست پیشین ارایه شد، همه را هم باهم در این پست  پاسخ می گویم:&lt;br /&gt;1- کروبی در دور دوم توان شکست احمدی نزاد را ندارد&lt;/p&gt; &lt;p&gt;خب این ادعایی است که باید ادله ای فراتر از احساس افرادی که این سخن را می  گویند وجود داشته باشد. من نمی دانم که تفاوت بارز کروبی و موسوی چیست که کروبی را  نسبت به موسوی در دور دوم در وضعیت بدتری قرار خواهد داد. به هرحال مشخص است که چون  مفروضات این استدلال مشخص نیست نمی شود راجع به آن صحبت کرد، فقط میتوانم بگویم که  من هم حس می کنم که اینطور نیست.&lt;br /&gt;2- درباره این هم که موسوی رایش بیشتر است و در  دور اول خواهد برد&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اولا که هیچ نظرسنجی این را بیان نمی کند، ثانیا خود ستاد موسوی هم این ادعا را  ندارند و معتقدند که انتخابات دو مرحله ای است. این هم ادعای عجیب و غریبی است که  می گویند موسوی چون رای اصولگرایان را دارد رای بالایی می آورد، اولا که موسوی رای  اصولگرایان را ندارد. شاید اصولگرایان به موسوی فحش ندهند، اما به او رای نیز  نخواهند داد. این امر دلایل مختلفی از جمله سابقه مخالفت های آقای خامنه ای با  ایشان، همسر ایشان و کسانی که دور و برشان جمع شده اند را دارد. بنابراین با خیال  رای دهی اصولگرایان به وی به چاه انتخابات نباید رفت.&lt;br /&gt;3- فردی اعتراض کرده که  منبع اعلام نکرده اید&lt;/p&gt; &lt;p&gt;خب اولا که نظرسنجی ها محرمانه هستند. (درست یا غلط) ثانیا اگر حتی از همین سایت  هایی که هستند نظرسنجی ها را بگیرید شبیه همین چیزی است که گفته شد. احمدی نژاد  بالاتر از همه است ولی بیش از 40 درصد آرا را ندارد.&lt;br /&gt;4-در مورد فرض هایم بعضی ها  چالش کرده بودند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اولا من قصد اثبات این فروش را ندارم چون آنها را بدیهی می انگام و گفتگو را  غیرضروری ولی برای روشن شدن مباحث، چند نکته را اضافه می کنم: در عرصه فرهنگی و  اجتماعی خود آقای موسوی صاحب نظر است و نظراتش هم معتدل است، اما آقای کروبی هم آدم  معتدلی است و هرچند خودش صاحبنظر نیست، اما کسانی که دور وبرش هستند(از باقی گرفته  تا مهاجرانی) از بهترین و اندیشمندترین شخصیت های فرهنگی و اجتماعی ایرانی هستند که  در سیاست حضور دارند، پس در این عرصه ها می توان این دو را مشابه دانست. اما در  سیاست خارجی هرچند موسوی کمی نظرات سفت و سخت و متصلبی دارد و عملکرد مطلوبی هم  ندارد در دهه شصت، اما بالاخره کسانی دور و برش هستند که عاقلند(همانند صدر و خرازی  و …) اما کروبی در سیاست خارجی هماره معتدل بوده و کسانی هم که دور و برش هستند  همینطور هستند، پس در سیاست خارجی می توان ادعا کرد که کروبی اندکی بهتر از موسوی  است. خصوصا که شعارهایشان در این انتخابات هم این را نشان می دهد.&lt;br /&gt;اما در حوزه  اقتصادی برتری کروبی بر موسوی اشکار است. اولا که موسوی بصورت ذهنی چپ است، پیرو  عالی نسب و محمدرضا حکیمی است(خودش بارها گفته است، اگر قبول نداشتید منبع می دهم)،  سابقه سیاستی نامناسبی دارد(به خاطرات دکتر طبیبیان، دکتر زنجانی، دکتر مشایخی  و  دکتر غنی نزاد مراجعه کنید)، مشاوران بسیار نامطوبی از منظر جریان اصلی علم اقتصاد  در دنیا دارد(امثال عابدجعفری و دکتر مومنی)و حرف های جدیدش هم حرف های وبی نیستند.  ولی کروبی از نظر شخصی در اقتصاد بی نظر است. اما مشاوران اقتصادی بسیار خوبی  دارد(از نجفی گرفته تا کرباسچی). از طرح بهترین اقتصاددانان ایرانی استفاده می کند.  ( استفاده از طرح دکتر نیلی) و در ضمن سابفه چپ زدگی در اقتصاد هم ندارد. بناباراین  کروبی در عرصه اقتصادی کاملا برتر از موسوی است. من خودم بارها مطالبی نوشته ام در  نقد موسوی ولی بنابر ملاحظاتی منتشرشان نکرده ام. ارنه دیگر امروز این سوالات مطرح  نمی شد که باید ثابت کنید که موسوی از نظر اقتصادی ضعیف تر از کروبی است.&lt;br /&gt;5- در  ضمن مانیفست اقتصادی موسوی نزد تولیدگرایان هم چیزی جز حرف های کلی نیست که به هیچ  دردی نمی خورد و هیچ چیز را نشان نمی دهند. نمی شود با این حرفهای کلی جهت گیری  اقتصادی را تعیین کرد. بلکه باید به اینکه اقای مومنی به عنوان نماینده اقتصادی  موسوی در جاهای مختلف مطرح می شود استناد کرد که نشان از نزدیکی عقاید موسوی با  مومنی دارد که عقاید مومنی معلوم است و نیاز به توضیح هم ندارد!!&lt;br /&gt;6-دوستی گفته  اند که نسبت به اینکه انتخابات دو مرحله ای است اظهار نظر کردن یکم زوده در صورتی  که اینطور نیست اولا الان با 76 خیلی فرق داره، دوما خاتمی با موسوی کلی  متفاوته(موسوی چیزی نداره که مردم نشناسند، مشکل موسوی زیادی شناخته شده بودن است!)  در این انتخابات همه نامزدها شناخته شده هستند پس نظرسنجی ها تغییر چندانی نخواهند  کرد. به هرحال این انتخابات بنا بر نظرسنجی ها و بنابر تحلیل های غالب تحلیل گران  سیاسی ایران دو مرحله ای است.&lt;br /&gt;7-در مورد اینکه از نظر مدیریت میانی عملکردشان  شبیه به هم است که دیگر نیازی به استدلال نیست.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;مدیراین موسوی و کروبی با هم تقریبا فرقی ندارند(از تمام توان کارشناسی کشور  استفاده خواهد شد). مدیران میانی این دو یکی هستند. فقط فرقشان این است که مدیران  عالی کروبی بهتر از موسوی هستند: کسانی مثل نجفی و کرباسچی و امثالهم قویترند یا  عابد جعفری و مومنی و بهزادیان و امثالهم!&lt;br /&gt;8-در مورد قیمت نفت هم خیلی حرفها زده  شده که در دهه شصت قیمت نفت اینقدر بود و اونقدر بود. مهندس با نفت 7 دلاری کشور رو  اداره کرده و این حرفهایی که همه اش بازی تبلیغاتی است. آقای موسوی از سال 1981 تا  1989 نخست وزیر بودن. در  این دوره قیمت نفت بالاترین قیمت واقعی خود در طول تاریخ  را تا آن سال و حتی تا سال 2005(که رکوردش شکسته شد)تجربه می کرد.در کل این دوره هم  قیمت های نفت (قیمت واقعی و نه اسمی) از تمام سال های قبل از آن(از زمان کشف قیمت  نفت) بیشتر بوده .در ضمن متوسط قیمت واقعی نفت در این دوره هیچگاه کمتر از 20 دلار  به قمت سال 2000 نشده است. پس بهتر است مدافعان آقای موسوی به فکر چیزهای دیگری  باشند. در اینجا میتوانید نمودار قیمت واقعی نفت را در طول تاریخ پیدایش ان در  ایران ببینید. &lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-4830211122692364495?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/05/7.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-1872217333374046093</guid><pubDate>Wed, 06 May 2009 11:36:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-05-09T07:51:27.336-07:00</atom:updated><title>کروبی یا موسوی؟ بر چه مبنایی انتخاب کنیم</title><description>&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;محمدصادق الحسيني؛&lt;br /&gt;&lt;a href="http://alhosseini.org/2009/05/06/267/"&gt;alhosseini.org&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;با توجه به اینکه روزانه چند ایمیل راجع به انتخابات و خصوصا از طرف یاران موسوی  یا کسانی که تصور می کنند او را باید تبلیغ کنند تا احمدی نژاد رئیس جمهور نشود، به  دستم می رسد، بر آن شدم که به یکی از آنها پاسخ دهم که شد متن  زیر:&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;فروض:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اول) هر انتخاباتی حوزه انتخاب بین  موجودهاست نه بین مطلوب ها&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;(بنابراین اگر مجبور بشویم بدیهی است که به  میرحسین رای  می دهیم اما فقط اگر مجبور بشویم)&lt;br /&gt;بنابراین هر نوشته ای که به نقد  میرحسین می پردازد باید او را با دیگرانی که کاندید هستند و تایید صلاحیت می شوند  مقایسه  کند. و نیز هر نوشته ای که از میرحسین بصورتی عقلایی دفاع می کند باید  بتواند نشان دهد که مجبوریم به وی رای دهیم.&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;دوم)این  انتخابات به دلیل نبودن وزنه ای که بیش از 50 درصد آرا را بدست  آورد، دو دوره ای است&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;(این دست ما نیست، تابع تعداد رای دهنده است، رای  دادن به کروبی یا میرحسین یا هرکس دیگر به جز احمدی نژاد، به دو دوره ای شدن  انتخابات کمک می کند، پس استراتژی که اینجا می تواند وجود داشته باشد؛ تشویق به رای  دهی است به کسی جز احمدی نژاد) ولی رای دادن فقط به شخص میرحسین کمکی به بردن  میرحسین در دور اول نمی کند.(هیچ نظرسنجی میرحسین را صاحب بیش از 25 درصد آرا نشان  نمی دهد و معقول هم هست)&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سوم)در این انتخابات احمدی نژاد از کاندیدای  موجود از همه بدتر است.&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;(این بدتر بودن یک بعدی نیست و چند حوزه  اقتصاد، فرهنگ، اجتماع، سیاست خارجی و مدیریتی را شامل می شود)&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چهارم)  به دلیل سوء مدیریت 4 ساله نیاز است که احمدی نژاد 4 سال دیگر رئیس جمهور  نباشد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;(من خودم هر چند تصور می کنم بیش از اندازه راجع به این امر  بزرگنمایی شده است اما از آنجایی که فکر می کنم مخاطبان این نوشته تقریبا بیش وکم  با این فرض موافقند بیش از این این امر را توضیح نمی دهم و آن را جزو فروض می  انگارم. فقط نکته این است درصورتی که اثبات شود رای دهی به شخصی یا رای ندادن به  شخصی دیگر موجب ریاست جمهوری احمدی نژاد می شود، می توان گفت مجبوریم به فلان گزینه  رای بدهیم)&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;پنجم) &lt;/strong&gt;در میان سایر کاندیدا، کروبی و موسوی محل بحث این نوشته  اند: می توان نشان داد که کروبی و موسوی در حوزه های فرهنگ و هنر، اجتماع تقریبا  وضعیت مشابهی دارند. اما در حوزه سیاست خارجی و مدیریت میانی، کروبی کمی از موسوی  عملکرد بهتری خواهد داشت و در حوزه اقتصاد کروبی به صورت معناداری از موسوی گزینه  مطلوب تری است.  پس علی الاصول &lt;strong&gt;کروبی کاندیدای بهتری است &lt;/strong&gt;و حکما  باید کاندیدایی باشد که حمایت شود(فارغ از فیلتر  رای آوری)&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;با توجه به فروض پیشین سعی می کنم نظر دوستانی که علاقه دارند با رویکردی به  اصطلاح پراگماتیستی مباحث را به این سمت ببرند که موسوی رای بیشتری نسبت به کروبی  دارد و بنابراین باید به ایشان رای داد را نقد کنم. من در زیر نشان خواهم داد که  این استدلال علاوه بر مغاطلات منطقی که دارد(و من به ان نمی پردازم) حتی به لحاظ  پراتیک هم دچار&lt;br /&gt;تناقض است.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اما تناقضات استدلال رای دهی به موسوی به  دلیل رای آوری:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;+با توجه به اینکه می دانیم انتخابات دو مرحله ای است،  رای دادن را باید در هر دو مرحله بصورت مجزا تعریف کرد، به این معنا دیگر رای دادن  به میرحسین معنا ندارد، بلکه باید برای رای دادن به میرحسین در دور اول و دور دوم  بصورت جداگانه  استدلال آورد. پس صرفا فارغ از دو دوره ای کردن انتتخابات بحث رای  دادن به موسوی را پیش کسیدن غلط است.&lt;br /&gt;+با توجه به فرض دو دوره ای، بالاخره کسی  جز احمدی نژاد! یعنی به احتمال زیاد موسوی یا کروبی با وی به دور دوم می روند!! و  رای دادن به موسوی با توجه به اختلاف فاحش احمدی نزاد و موسوی(در همه نظرسنجی ها)  باعث نمی شود که وی انتخابات را در مرحله اول ببرد یا به عنوان نفر اول به دور دوم  رود(که البته نفر اول شدن در دور اول هیچ ارزشی ندارد، مگر هاشمی دور پیش نفر اول  نبود!؟)&lt;br /&gt;+اما چیز دیگری که این استدلال در نظر نمی گیرد این است که رای دادن به  میرحسین در دور اول تایید حرفها، اندیشه وکارهای اوست(چرا که اجباری به رای دادن به  وی نداریم؛ چرا که رای ندادن به میرحسین در این دوره مساوی ریاست جمهوری احمدی  نیست)&lt;br /&gt;+بنابراین کسانی که اندیشه های او را قبول ندارند، یا با توجه به مورد  پنجم می خواهند انتخاب بهتری بکنند،عقلایی و کاملا واقع بینانه است که دور اول به  کروبی رای دهند.&lt;br /&gt;در مورد نتیجه هم  اگر کروبی به دور دوم رفت که خب می دانیم با  توجه به مورد 5 رییس جمهور بهتری است و اگر نرفت و میرحسین رفت، در دور دوم باید به  مرحسین رای داد.&lt;br /&gt;اما نتیجه عملی این کار آنجاست که اگر میرحسین رای بیاورد در  دور دوم  می فهمد این رای ها رای به او نبوده است، بلکه رای به عدم احمدی نژاد است.  این بسیار در سیاستگذاری های بعدی او مهم است و باعث می شود که نتواند اندیشه های  خود، اطرافیان خود و … را بیش از حد مقبول بداند.&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;بنابراین استراتژی عقلایی و بهینه در شرایط کنونی و در دوره اول رای به  کروبی است و نه میرحسین و در دوره دوم به هرکس جز احمدی نژاد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-1872217333374046093?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/05/blog-post_06.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-530145083598418119</guid><pubDate>Wed, 06 May 2009 09:45:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-05-06T03:03:14.213-07:00</atom:updated><title>به میر حسین رأی بدهم؟ محال است!</title><description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;    &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;em&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;a href="http://part-o-pala.blogfa.com/post-12.aspx"&gt;part-o-pala.blogfa.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;em&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;من یک دانشجوی اقتصادم. پس با عینک اقتصاد به مسائل نگاه میکنم.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;دو سال پیش، زمانی که &lt;a href="http://www.adinebook.com/gp/product/9647387229/ref=sr_1_1000_1/288-3196239-4001711" target="_blank"&gt;«اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی»&lt;/a&gt;&lt;sup&gt;1&lt;/sup&gt; را خواندم، با خودم فکر می کردم که امکان ندارد من روزی به میر حسین موسوی رأی بدهم! امکان ندارد! امکان ندارد! ... امکان ندارد؟! امکان ...؟! ها؟! ببین آدم را به چه کارهایی وادار می کنند!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;آخر من چگونه به میرحسین رأی بدهم؟ بیایید بررسی کنیم:&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;1. پیشینه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;تا اینجا که موسوی برنامه درست و حسابی اقتصادی ارائه نکرده. دلیلی هم ندارد که فکر کنیم کسی که 20 سال از کار اجرائی دور بوده و اصالتا یک آدم هنری و فرهنگی است، دیدگاه های اقتصادیش تغییری کرده باشد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;ابن یک نقل قول است از 20 سال پیش&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;وزیر برنامه و بودجه در کابینه میر حسین موسوی [مسعود روغنی زنجانی] می‌گوید: «به خوبی به یاد دارم كه وقتی در شورای اقتصاد به مسایل نقدینگی می‌پرداختیم كه افزایش نقدینگی منجر به بالا رفتن تورم و افزایش هزینه‌های سرمایه‌گذاری می‌شود و در نتیجه مردم از سرمایه‌گذاری منصرف می‌شوند و تقاضا كاهش می‌یابد، آقای موسوی در پاسخ به نظرات ما می‌گفتند، شما در محاسبات خود ضریب ایثار را اعمال نكردید، شما باید توجه داشته باشید كه مردم حاضر به ایثار و از خود گذشتگی هستند. طبیعی است كه ایشان نخست‌وزیر بودند و ما به راحتی نمی‌توانستیم بگوییم كه شعر حافظ و مولوی چه ربطی به این مسایل دارد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;» (به نقل از وبلاگ &lt;a href="http://antimirhossein.blogspot.com/" target="_blank"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;/a&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;فکر کنم از همان کتاب «اقتصاد سیاسی...» نقل شده باشد)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;متنفرم از این توهم زدن های ضد اقتصادی! ضریب ایثار!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="FA"&gt;2. امروز&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;بدیهی است که امروز به خاطر اوضاع زمانه و سیاستهای کلی (بخوانید ناقض!) اصل 44 و... لحن موسوی هم عوض میشود. اما هنوز هم نمونه های واضحی در حرفهایش می شود پیدا کرد:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;میر حسین موسوی به تازگی در گفت‌وگو با سایت کلمه گفت : «به باور من، ما اقتصادی با هویت ویژه خود به نام اقتصاد اسلامی داریم. هر اندازه که از این واقعیت طفره برویم، نمی‌‌توانیم آن را نفی کنیم. معتقدم موضوعات مطرح شده در اقتصاد اسلامی همچون انفال، ربا، وقف، زکات، خمس، وصیت، احتکار فوق‌العاده مهم است. اما نباید دید افرادی را که درباره اقتصاد اسلامی شروع به نظریه پردازی کرده‌اند، محدود کنیم. آنها سعی کردند از تمام تجربیات بشری استفاده کنند و با مسایلی که یک دولت مدرن با آن روبرو می‌شود، روبرو شوند و راه‌حل‌هایی برای آن داشته باشند.» (به نقل از &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;وبلاگ &lt;/span&gt;&lt;a href="http://antimirhossein.blogspot.com/" target="_blank"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;/a&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;به نظر این حقیر (که جای بحثش اینجا نیست) «اقتصاد اسلامی» به این معنا که این دوستان می گویند وجود ندارد! توهم است! راهی است به ترکستان! باز هم 4 سال آزمون و خطا؟!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;آن وقت من چطور به این آقا رأی بدهم؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;3. اطرافیان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;به اطرافیان موسوی می شود دلخوش بود؟ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span class="zoomme"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;a href="http://ghalamnews.ir/news-4316.aspx" target="_blank"&gt;نظرات آقای مشاور اقتصادی، فرشاد مؤمنی، درباره اصلاح الگوی مصرف&lt;/a&gt; را بخوانید. این دوست عزیز در مورد همه چیز حرف می زنند جز اصلاح قیمت. مثلاً:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;«برای افرادی که قصد دارند در دولت آینده، مسوولیت داشته باشند، این یک مساله بسیار حیاتی و تعیین کننده است و باید در تدارک برنامه‌های بسیار روشن و مشخص باشند و محورهای اصلی آن برنامه‌ها باید در درجه اول &lt;u&gt;ارتقای بنیه تولیدی&lt;/u&gt; و در درجه بعدی &lt;u&gt;مهار گرایش‌های معطوف به مصرف‌های غیرضرور&lt;/u&gt; باشد.»&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;«مهار گرایش‌های معطوف به مصرف‌های غیرضرور» یعنی دقیقا چی کار؟!؟!؟! بس است این همه کلی و نادقیق حرف زدن! باور کنید با چنین مشاوری، اگر میرحسین رأی بیاورد به یارانه ها دست نخواهد زد!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; حال چطور می شود به این آقا رأی داد؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-530145083598418119?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/05/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-7795229763249603946</guid><pubDate>Sat, 25 Apr 2009 12:22:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-04-25T05:25:45.236-07:00</atom:updated><title>نقدی بر مانیفست اقتصادی میرحسین موسوی</title><description>&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 12"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 12"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CUsers%5Cmary%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;title&gt;POLITICAL CAMPAIGN PLANNING MANUAL&lt;/title&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;o:documentproperties&gt;   &lt;o:author&gt;Alex Grigorievs&lt;/o:Author&gt;   &lt;o:version&gt;12.00&lt;/o:Version&gt;  &lt;/o:DocumentProperties&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;link rel="themeData" href="file:///C:%5CUsers%5Cmary%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_themedata.thmx"&gt;&lt;link rel="colorSchemeMapping" href="file:///C:%5CUsers%5Cmary%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_colorschememapping.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:trackmoves/&gt;   &lt;w:trackformatting/&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:donotpromoteqf/&gt;   &lt;w:lidthemeother&gt;EN-US&lt;/w:LidThemeOther&gt;   &lt;w:lidthemeasian&gt;X-NONE&lt;/w:LidThemeAsian&gt;   &lt;w:lidthemecomplexscript&gt;AR-SA&lt;/w:LidThemeComplexScript&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;    &lt;w:splitpgbreakandparamark/&gt;    &lt;w:dontvertaligncellwithsp/&gt;    &lt;w:dontbreakconstrainedforcedtables/&gt;    &lt;w:dontvertalignintxbx/&gt;    &lt;w:word11kerningpairs/&gt;    &lt;w:cachedcolbalance/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;m:mathpr&gt;    &lt;m:mathfont val="Cambria Math"&gt;    &lt;m:brkbin val="before"&gt;    &lt;m:brkbinsub val="--"&gt;    &lt;m:smallfrac val="off"&gt;    &lt;m:dispdef/&gt;    &lt;m:lmargin val="0"&gt;    &lt;m:rmargin val="0"&gt;    &lt;m:defjc val="centerGroup"&gt;    &lt;m:wrapindent val="1440"&gt;    &lt;m:intlim val="subSup"&gt;    &lt;m:narylim val="undOvr"&gt;   &lt;/m:mathPr&gt;&lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" defunhidewhenused="true" defsemihidden="true" defqformat="false" defpriority="99" latentstylecount="267"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="0" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Normal"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="heading 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 7"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 8"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 9"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 7"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 8"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 9"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="35" qformat="true" name="caption"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="10" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Title"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="1" name="Default Paragraph Font"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="11" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Subtitle"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="22" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Strong"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="20" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Emphasis"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="59" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Table Grid"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" unhidewhenused="false" name="Placeholder Text"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="1" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="No Spacing"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" unhidewhenused="false" name="Revision"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="34" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="List Paragraph"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="29" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Quote"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="30" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Intense Quote"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="19" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Subtle Emphasis"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="21" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Intense Emphasis"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="31" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Subtle Reference"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="32" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Intense Reference"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="33" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Book Title"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="37" name="Bibliography"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" qformat="true" name="TOC Heading"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:"Cambria Math"; 	panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:Calibri; 	panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:swiss; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:Tahoma; 	panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:swiss; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-520082689 -1073717157 41 0 66047 0;} @font-face 	{font-family:"B Mitra"; 	panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; 	mso-font-charset:178; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:8193 -2147483648 8 0 64 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-unhide:no; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	margin-top:0cm; 	margin-right:0cm; 	margin-bottom:10.0pt; 	margin-left:0cm; 	text-align:right; 	line-height:115%; 	mso-pagination:widow-orphan; 	direction:rtl; 	unicode-bidi:embed; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-bidi-font-family:Arial; 	mso-bidi-language:FA;} a:link, span.MsoHyperlink 	{mso-style-priority:99; 	color:blue; 	text-decoration:underline; 	text-underline:single;} a:visited, span.MsoHyperlinkFollowed 	{mso-style-noshow:yes; 	mso-style-priority:99; 	color:purple; 	mso-themecolor:followedhyperlink; 	text-decoration:underline; 	text-underline:single;} .MsoChpDefault 	{mso-style-type:export-only; 	mso-default-props:yes; 	font-size:10.0pt; 	mso-ansi-font-size:10.0pt; 	mso-bidi-font-size:10.0pt; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-bidi-font-family:Arial;} @page Section1 	{size:612.0pt 792.0pt; 	margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt; 	mso-header-margin:36.0pt; 	mso-footer-margin:36.0pt; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-priority:99; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; 	mso-para-margin:0cm; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-ascii-theme-font:minor-latin; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-fareast-theme-font:minor-latin; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-hansi-theme-font:minor-latin; 	mso-bidi-font-family:Arial; 	mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:14;"  lang="FA" &gt;پویا نعمت‌اللهی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;a href="mailto:Pooya1352@gmail.com"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;Pooya1352@gmail.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;خیلی اتفاقی دیدم که تعدادی از دوستان، سایتی با موضوع بررسی آرای اقتصادی آقای میر‌حسین موسوی راه انداخته‌اند. از من هم دعوتی به عمل نیامده بود. ولی جسارت&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;ژورنالیستی مانع از آن شد که بگذارم کمی باد بی‌تفاوتی بوزد. در نهایت، حاصل‌اش همین یادداشت بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;در ابتدا باید عرض کنم که میر‌حسین برای ما عزیز و محترم است. یادداشت حاضر هم نه چیزی از اعتبار و احترام او می‌کاهد و نه چیزی بر اعتبار&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;من می‌افزاید. وظیفه‌ی ما به عنوان روزنامه‌نگار، چیزی جز نقد منطبق بر مبانی اصولی و پذیرفته‌شده‌ی علمی نیست و مخاطب فهیم است که در عرصه‌ی نشر و جری اطلاعات، ما را یاری می‌رساند. ذکر این نکته از آن جهت ضروری است که این‌روزها بازار تخریب و تخطئه بسیار داغ است و این امکان وجود دارد که گروه‌های رقیب آقای موسوی از این‌گونه یادداشت‌ها در راستای تخریب ایشان بهره ببرند که البته به شدت مخالف چنین رویه‌ای هستیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;اما برسیم به موضوع بحث که همان باورهای اقتصادی آقای موسوی است (از این به بعد به اختصار، ایشان را «میر حسین» خطاب می‌کنیم و چه چیزی بهتر از این‌که شخصیت دوست‌داشتنی ایشان را با نام کوچک ثبت کنیم). &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;محور مباحث ما، حول «مانیفست اقتصادی میر‌حسین» می‌چرخد (که خود ایشان از آن تحت عنوان «ٰگزاره‌های اقتصادی 51 گانه» نام بردند).&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;در جلسه‌ی مورخ 27 فروردین در جمع فعالین و کارشناسان اقتصادی، اولین فراز خطابه‌ی میر‌حسن این بود که «با پایان جنگ؛ اقتصاد جنگی هم پایان یافته است».&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;این جمله با تشویق حضار روبه‌رو شد که من اصلا معنی آن تشویق را نفهمیدم. این گزاره ها به قدری واضح و شفاف و بدیهی بود که به نظر من لزومی به بیان آن در جلسه نبود (آن هم جلسه‌ای که تعداد زیادی کارشناس و فعال اقتصادی در آن حضور داشتند). مگر عقل سالمی پیدا می‌شود که تایید کند شرایط فعلی مشابه شرایط جنگی اقتصادی است که لازمه‌اش هم «غیرجنگی» بودن شیوه‌ی اداره‌ی اقتصاد باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;همین اولین جمله‌ی میر‌حسین و استقبال حضار از&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;آن، مرا به شک انداخت که میرحسین ظاهرا چیز دقیق و دندان‌گیری برای عرضه در حوزه‌ی اقتصاد ندارد و یا حداقل این‌که در شناخت سطح‌فکری کارشناسان اقتصاد (یا مخاطبان آن جلسه) از کارآیی لازم رخوردار نیست و یا این‌که او را در این مورد به خوبی توجیه نکرده‌اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;میرحسین در صحبت‌هایش اظهار داشت که:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;«منابع کشور باید به‌گونه‌ای تخصیص یابد که زمینه‌ی رشد کشور فراهم شود... که محوریت این وظیفه برعهده‌ی بخش خصوصی است».&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;نیاز به توضیح ندارد که این جمله به شدت سهل و ممتنع است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;سهل از آن بابت که بسیار سریع‌الفهم و شیرین است و ممتنع از آن بابت که در ذات خود، واجد هیج نکته و مدلول راهبردی نیست و همه‌ی مقامات کشور هم در همه‌ی برهه‌های زمانی بر همین جمله تکیه داشته‌اند (و می‌توان اکنون عملکرد همه‌ی آن ها را مورد اندازه‌گیری قرار داد).&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;میرحسین سپس ادامه داد که :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;«بخش خصوصی، عامل اصلی در تحقق رشد و توسعه‌ی اقتصادی کشور است»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;این گزاره هم به همان عارضه‌ی جمله‌ی بالا دچار است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;میرحسین سپس نقش بخش دولتی را در کنار بخش خصوصی بااهمیت شمرد و اظهار داشت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;«هیچ تجربه‌ی موفقی در توسعه نداریم که در آن، دولتی توانمند و برنامه‌ریز و سیاست‌گذار و ناظر و توسعه‌گرا، نقش اساسی در فراهم آوردن بسترهای مناسب برای حضور توانمند فعالان اقتصادی خصوصی را فراهم نکرده باشد»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;ایشان در گزاره‌ی بعدی خود، منظورشان را از دولت توانمند و برنامه‌ریز و ... آشکار کرده و از احیای سازمان مدیریت سخن گفتند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;هرچند برنامه‌ی نامتقارن و غیرقابل‌دفاع انحلال سازمان برنامه را باید از جمله داغ‌ننگ‌های دولت ناکارآمد فعلی برشمرد، ولی بی‌انصافی است اگر بخواهیم تمام تقصیرات معضل نظام بودجه‌ریزی کشور را بر عهده‌ی دولت فعلی بگذاریم. این درد مزمن، مسلما با احیای سازمان برنامه هم راه به درمان نخواهد برد (هرچند شاید مخفف مقطعی آلام باشد).&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;میرحسین در بسیاری از گزاره‌های خود، به طور مشخص فقط به سرفصل‌های کلی و مبهم (اختصاصا بدون راهبرد) اشاره می‌کند که اتفاقاً همه‌ی دولت‌ها در گذشته و حال، بدان اشارات مفصلی داشته‌و مدافع سینه‌چاک آن‌ها بوده‌اند. اما این‌که هیچ‌کدام از آن دولت‌ها قادر به برآورده ساختن منویات خود در رابطه با اجرا و توفیق برنامه‌های مورد نظرشان نبوده‌اند هم فقط یک دلیل داشته و آن‌هم عدم وجود راهبردهای علمی است که خود بحث مفصل دیگری است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;دقت کنیم گزاره‌هایی چون تحقق چشم‌انداز بیست‌ساله و یا حصول به رشد هشت‌درصدی و یا حمایت از تجارت و یا تنظیم رابطه‌ی بین بخش‌های تولیدی و توزیعی و یا پذیرش سیاست‌گذاری اقصادی در تعامل با محیط بین‌الملل و یا داشتن رویکرد جامع به مفهوم رفاه و ایجاد فرصت های برابر جهت آحاد عموم و خیلی موارد دیگر را می‌توان در سرفصل «کلی‌گویی»‌های مانیفست میرحسن طبقه‌بندی کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;یکی دیگر از نکات کلیدی این مانیفست، آن بود که در هیچ کجای آن، صحبتی از تورم و بیکاری (که به اصطلاح، این دو نرخ را با هم به عنوان نرخ بدبختی می‌نامند)&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و راهکارهای پیشنهادی ایشان در مقابله و مبادله‌ی میان این دو به میان نیامده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;شاید در بادی امر به نظر برسد که ایشان به طور سربسته و&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;در چارچوب آن مانیفست، به بیان منویات و مطلوبات اقتصادی خود پرداخته است(که لاجرم در نگاه عوامانه‌ی آن، متضمن جنگ با تورم و بیکاری هم هست!!).&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;اما این‌چنین اظهارنظرهایی، به بهای از دست رفتن چشم‌انداز عملگرایانه‌ی او در ساحت اقتصاددانان و کارشناسان اقتصادی تمام می‌شود. در توجیه این مدعا همین بس که بعد از گذشت ده روز از اعلام دیدگاه های اقتصادی میرحسن، هنوز هیچ چهره‌ی برجسته‌ای از علمای اقتصادی کشور به طور صریح از ایشان حمایت نکرده و یا حداقل از موضع بی‌تفاوتی به&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;او و برنامه‌هایش نگاه کرده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;دلیل این امر هم کاملا واضح است. علم اقتصاد، احکام خاص خود را دارد که قاعدتا در بستر پراگماتیسم مجال عینیت و بروز خواهد یافت و مسلماً&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;توصیه‌های اخلاقی هیچ نقشی در موفقیت احکام فوق ندارند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;اجازه دهید مثالی بزنیم:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;در چند جای مانیفست، اشارات متعددی به مقوله‌ی سرمایه‌گذاری و افزایش و توسعه‌ی آن به عمل آمده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;اقتصاددانان بر این باورند که افزایش سرمایه‌گذاری، تورم را افزایش خواهد داد. در این وضعیت، مسلما‌ً تقاضای اسمی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;نیروی کار (و همچنین عرضه ی اسمی آن) هم رو به افزایش می‌گذارد که البته به دلیل تاثیر سنگین‌تر تقاضای کار (به نسبت عرضه)، در نهایت شاهد افزایش اشتغال خواهیم بود که تولید کل اقتصاد را افزایش می‌دهد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;اما چنین سیاستی، فی‌نفسه ذات تورم را در خود دارد که هیچ صحبتی از آن در مانیفست به چشم نمی‌خورد. از این رو اگر ادعا کنیم که مانیفست اقتصادی میرحسین، فاقد ارزش علمی (از حیث ارائه‌ی راهبرد مدون و شفاف) است، آن‌گاه پر بیراه نگفته‌ایم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;مثلا در همین مورد، این امکان وجود داشت که حیطه‌ی اولویت سیاست‌ها از حیث انتخاب آثار و عواقب مربوطه به دقت تبیین می‌شد که متاسفانه شاهد چنین رویکردی نیستیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;از منظر من، این مانیفست اقتصادی، بوی کسری بودجه می‌دهد. دلیلش هم این‌که میرحسین، سربسته به دنبال افزایش تقاضای مؤثر است (همان‌جا که می‌گوید توانمند‌سازی قشرهای متوسط، راهی برای حمایت از مستضعفان جامعه است). البته با وجود سیاست کف دستمزد در روابط کاری، هیچ‌گاه غیرمنطقی نخواهد بود که سیاست اختمالی میرحسین را یک جور سیاست پولی انبساطی بدانیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;ممکن است این سؤل مطرح شود که افزایش سرمایه‌گذاری بخش خصوصی (و یا افزایش هزینه‌های دولت) تنها وقتی تورم‌زا خواهد بود که این افزایش‌ها، صرفا بواسطه‌ی افزایش مشابهی در میزان پس‌اندازها و مالیات‌ها خنثی نشود. اما واقعیت این است که سازوکار بازار، لزوما تساوی بین پس‌اندازهای داوطلبانه‌ی مردم و سرمایه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;گذاری بخش خصوصی را تامین نمی‌کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;در ثانی، از یاد نبریم که افزایش تقاضای کل، حتی قبل از نیل به اشتغال مطلوب هم، قادر به بروز و ظهور فشاورهای تورمی است. این تورم البته شدید نیست ولی با استمرار آن و نزدیک شدن اقتصاد به بهره‌برداری از عوامل تولید، راسا همین افزایش تقاضای مؤثر به نحو فزاینده‌ای به ازدیاد قیمت‌ها دامن خواهد زد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;جهت پرهیز از اطاله‌ی مطلب، از ذکر موارد دیگر اجتناب می‌کنیم و فقط در این‌جا به ذکر جمله‌ای از استاد معظم جناب آقای دکتر فرشاد مومنی اشاره می‌کنیم که ایشان معتقدند بحران در اقتصاد، ناشی از سه پدیده است که عبارتند از:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;نارسایی مفاهیم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;عدم دست‌یابی به اهداف&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;تمام نما نبودن نظریه‌ها&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;و امیدوارم راهبردهای ارائه‌شده در این مانیفست، از هیچ کدام از این پدیده‌ها رنج نبرد، هرچند به نظر نمی‌رسد که این‌گونه باشد!!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;و نکته‌ی مهم دیگر (که این کلام را ختم خواهیم کرد)، همانا عدم اشاره‌ی مانیفست به مقوله‌ی نفت و سیاست‌ها و استراتژی دولت میرحسین در قبال مسئله‌ی نفت است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;;font-size:10;"  lang="FA" &gt;هرچند اشتیاق بی‌‌انتهایی برای قلم فرسایی در ین مورد را دارم، ولی ترجیح می‌دهم به مصداق همدلی و همراهی هم که شده، دوستان و همکاران دیگری به این قضیه بپردازند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-7795229763249603946?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/04/blog-post_25.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-5224777166865969945</guid><pubDate>Mon, 20 Apr 2009 10:17:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-04-20T03:20:39.448-07:00</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">دکتر غنی نژاد</category><title>اصلاح طلبی پوپولیسم چپ</title><description>&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 150%;font-family:Tahoma;font-size:10;"   lang="AR-SA"&gt;نقد دکتر غنی نژاد بر میرحسین موسوی در 5 تیر 86 به مناسبت سخنرانی میرحسین&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 150%;font-family:Tahoma;font-size:10;"   lang="AR-SA"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 150%;font-family:Tahoma;font-size:10;"   lang="AR-SA"&gt;در بزرگداشت مرحوم دکتر شریعتی صفحات پر شماری از مطبوعات اصلاح طلب زندگی سیاسی و آثار و اندیشه های وی را مورد بررسی قرار دادند، اما هیچکدام معلوم نکردند که خطابه ها و نوشته های پر شور و احساس وی مخاطبان خود را به کدام ابزار عقلی و علمی مجهز می ساخت تا به کمک آن بتوان جامعه مدرن و پر رونقی را ساخت. تنفر دکتر شریعتی از نظام بازار (تجارت) و القاء این تنفر به عنوان معنویت با کدام اصل از اصول مدرنیته سازگار است، مدرنیته ای که چپ های سابق و اصلاح طلبان امروز به مدعیان پر شور آن تبدیل شده اند؟ مفاهیم تو خالی یا ضد مفهوم هایی مانند "استحمار" چه غنای فکری به جوان امروزی می بخشد که توسط آن به اندیشه ورزی و تحلیل بپردازد؟ تبلیغ سوسیالیم تخیلی با الفاظ اسلامی کدام گره از مشکلات اقتصادی عدیده جامعه ما را می تواند باز کند؟ ترویج اندیشه های منسوخ فرانتس فانون که قطع ارتباط و ستیز با جوامع صنعتی پیشرقته را پیش شرط توسعه سیاسی-اقتصادی می داند چه راه حلی برای معضلات روابط کشور ما با اقتصاد جهانی ارائه می دهد؟ &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 150%;font-family:Tahoma;font-size:10;"   lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;اما شاید از همه جالب تر سخنان نخست وزیر سابق در خصوص مباحث اقتصادی باشد که برای نقد سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی، اصل 43 را مورد تأکید قرار می دهد و "اقتصاد اخلاقی" را چاره ساز مشکلات می داند. آقای میر حسین موسوی در سخنرانی خود به مناسبت سالروز هفتم تیر، کم رنگ شدن آرمان های اولیه انقلاب، قطع ارتباط مسئولان با مردم و کنار نهادن احساسات و اخلاق در رابطه با مسائل اقتصادی را سر منشأ مشکلات اقتصادی امروزی جامعه ما به خصوص فقر معرفی می کند. او همچون گذشته توصیه می کند که کارشناسان اقتصادی باید "بروند حافظ و مولوی بخوانند" تا "اقتصاد اخلاقی" شکل بگیرد چرا که " رشد کشور ما در گرو یک اقتصاد اخلاقی ویک سیاست اخلاقی است و جز این با مردم نمی توانیم ارتباط برقرار کنیم".{روزنامه هم میهن، 3 تیر 1386 ص 3} آقای موسوی در عین حال یکی از اشکالات نظام تصمیم گیری اقتصادی را در این می داند که در کشورما پس از گذشت زمان و دور شدن از سالهای اولیه انقلاب ، ذکر برخی "نظرها و شعار ها مثلاً اشاره به انقلاب ، صدور انقلاب &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;و وضعیت مستضعفان" در مقدمه گزارشهای اقتصادی "سازمان مدیریت، بانک مرکزی و وزارت امور اقتصادی و دارایی" به فراموشی سپرده شده است. {همان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="line-height: 150%;font-family:Tahoma;font-size:10;"  &gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;[&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 150%;font-family:Tahoma;font-size:10;"   lang="AR-SA"&gt;حا، ص2}او اصل 43 قانون اساسی را مورد تأکید قرار می دهد و می گوید "من فکر می کنم این اصل به قدری با اهمیت و سرنوشت ساز برای انقلاب اسلامی است که قاعدتا باید سایر اصول قانون اساسی هنگامی که مورد تفسیر واقع می شوند با رجوع به این اصل و ملاحظات این اصل تفسیر شود" {همانجا، ص3} منظور وی از تفسیر جدید اصل 44 قانون اساسی&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 150%;font-family:Tahoma;font-size:10;"   lang="FA"&gt; است که&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;گویا با غفلت از اصل 43 صورت گرفته است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="line-height: 150%;font-family:Tahoma;font-size:10;"   lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;اصل 43 که این همه مورد تاکید آقای موسوی قرار می گیرد در واقع بیان مجموعه ای از آرمانها و آرزوهاست که وبه توصیف وضعیت مطلوبی می پردازد که باید در جهت آن حرکت کرد.در این اصل هیچ اشاره ای به ساز و کار رسیدن به این آرمانها و یا ساختارنظام اقتصادی که لازمه تحقق بخشیدن به آنهاست نشده است. در واقع این در اصل بعدی، یعنی همان اصل 44 است که کلیات نظام&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;اقتصادی جمهوری اسلامی توصیف می شود. تأکید مفاد صدر اصل 44 بر دولتی بودن بخشهای وسیعی از اقتصاد ملی به ویژه بخشهای زیر بنایی، آشکارا هدفی جز تحقق بخشیدن به آرمانهای بیان شده در اصل 43و به ویژه هدف خود کفایی و استقلال اقتصادی ندارد. پس از نزدیک به سه دهه تجربه ، اکثریت قریب به اتفاق اقتصاددانان و نیز سیاستمداران رده بالای کشور به این نتیجه رسیده اند که اقتصاد دولتی برای رسیدن به آرمانها و اهداف اعلام شده در اصل 43 قانون اساسی کار ساز نیست. تدوین و ابلاغ سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی که عمدتاً ناظر بر غیر دولتی کردن اقتصاد ملی است از این واقعیت نشئت گرفته است و بر خلاف تصور آقای موسوی نه تنها نشانه غفلت از اصل 43 نیست بلکه برعکس گویای توجه و نگرانی تدوین کنندگان این سیاستهای کلی به تحقق نیافتن آن است.&lt;span style=""&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 150%;font-family:Tahoma;font-size:10;"   lang="AR-SA"&gt;آقای نخست وزیر همانند اغلب همفکران چپ گرای خود انسان دوستی را منحصر به فرقه خود می داند و معتقد است که آنهایی که مانند او نمی اندیشند احساسات انسان دوستانه ندارند. ایشان در سراسر گفتار خود چنین القا می کنند که همه دست اندرکاران سیاسی از آرمانهای انسان دوستانه اوایل انقلاب (که در اصل 43 قانون اساسی تبلور یافته) فاصله گرفته اند و نسخه اصلی آنها با گذشت زمان به کپی کم رنگ و بی خاصیتی تبدیل شده است. آقای موسوی البته توضیح روشن و سازگاری در باره اینکه چرا چنین چیزی اتفاق افتاد نمیدهند و صرفاً بر دور شدن مسئولان از مردم و غفلت از آرمانها تأکید می ورزند. اگر ایشان انسان دوستی را در انحصار خود نمی دانستند آن وقت می پذیرفتند که ممکن است عده ای هم از روی اهداف خیر خواهانه به تفسیر جدید از اصل 44 متوسل شده باشند و اینکه اختلاف نظر دیگران با ایشان بر سر اهداف انسان دوستانه نیست بلکه بر سر شیوه های تحقق بخشیدن به آنهاست. بنا بر این بحث اصلی بر سر موعظه های اخلاقی و گریه کردن به حال بینوایان نیست بلکه اندیشیدن تدبیر و ساز و کاری است که فقر و بد بختی را کاهش دهد و این نیست مگر اندیشیدن در باره نظام اقتصادی کارآمد که به بهبود وضعیت عامه مردم بیانجامد. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; direction: rtl; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 150%;font-family:Tahoma;font-size:10;"   lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;آقای موسوی و هم فکران وی اگر منصف باشند و فرض را بر این بگذارند که رقبای فکری ایشان هم می توانند از احساسات و ارزشهای انسان دوستانه برخوردار باشند ناگزیر باید در باره نظام اقتصادی مورد نظر خود بحث کنند. بهتر است ایشان توضیح دهند که "اقتصاد اخلاقی" مورد نظرشان چه ساز و کاری دارد و تخصیص منابع را بر اساس کدام اصل علمی انجام می دهد. حافظ و سعدی قله های اندیشه عرفانی اند و ایرانیان هشتصد سال است که آنها را می خوانند اما هنوز کسی نتوانسته است "نظام اقتصادی" از نوشته های آنها استخراج کند و چنین توقعی هم البته کاملاً بی ربط است. وارد کردن شعارهای احساسی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و ذکر مصیبت ستم دیدگان در مقدمه گزارشهای اقتصادی رسمی به ارائه طریقی برای ایجاد اشتغال و فقر زدایی نمی انجامد. به صرف ساده زیستی و تشبه مسئولان به مردم عادی مشکلات اقتصادی حل نمی شود. اینها شعار های پوپولیستی است و ما مدتی است که در حال سپری کردن این تجربه هستیم و نتایج آن را به عینه و روزمره می بینیم، بنابراین طرح چنین شعارهایی از موضع چپ چه دردی را دوا می کند؟ آیا قرار است پس از پوپولیسم راست این بار زمینه را برای سیطره پوپولیسم چپ آماده کنیم؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-family:Tahoma;font-size:10;"   lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;پوپولیسم راست به رغم شعارهای پر طمطراق نه تنها عملاً هیچ گامی در جهت اجرایی کردن سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی بر نداشته است بلکه با گسترده تر کردن دخالتهای دولت در ساز و کار همه بازارها در حقیقت در جهت ناممکن کردن اجرای آنها حرکت کرده است. اکنون به نظر می رسد که پوپولیسم چپ هم صدا با هم سنخان راست خود در یک اتحاد نامقدس آگاهانه یا تصادفی، تیشه به ریشه نهال کم جان اقتصادی آزاد در این مرز و بوم می زند. حمله چپ و راست بر اصلاحات اقتصادی اوایل دهه 1370 هنوز از یاد ها نرفته و آثار آن به صورت اقتصاد دولتی عظیم و بی قواره اکنون روی دستانمان است. به راستی زیر سوال بردن اجماع مربوط به غیر دولتی کردن اقتصاد ملی کدام هدف متعالی را با چه وسیله ای دنبال می کند؟ روشنفکران اصلاح طلب که در مطبوعات خود پوپولیسم چپ را به صورت تاًیید آمیزی مطرح می کنند می خواهند جه درس اخلاقی به جوانان بدهند؟ اینکه هدف وسیله را توجیه می کند و در عصر سیطره پوپولیسم باید همرنگ جماعت شد؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a title="سخنان موسوی" href="http://ires.ir/CoverStory/CoverStoryF/Item.asp?ID=97&amp;amp;CurPage=1" target="_blank"&gt;برای خواندن سخنان میر حسین موسوی در سال 86 کلیک کنید&lt;/a&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-5224777166865969945?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/04/blog-post_20.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-6299613530361274043</guid><pubDate>Sun, 19 Apr 2009 10:09:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-04-19T03:10:50.148-07:00</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">یاسر</category><title>سخنرانی موسوی در نازی آباد</title><description>اول یه مقدمه بگم اونم این که نگاهِ بنده به انتخابات در پیش رو برنده شدنِ هرکس جز احمدی‌نژاده. قالیباف که روی شاخشه، اگه لازم باشه من به پورمحمدی هم رای می‌دم که احمدی‌نژاد رای نیاره.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوم این که موسوی داره میاد قدمش روی چشم. مشکل من اون نوع اومدن موسویه که هدفش منصرف کردن خاتمی باشه. وگرنه اگه خاتمی باشه، موسوی هم بیاد چه بهتر. رای‌های موسوی بویژه با این راهی که موسوی در پیش گرفته،‌ فقط از رای‌های احمدی‌نژاد کم می‌کنه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک نکته هم فقط از باب پرکردن صفحات وبلاگ. اونایی که می‌گن موسوی عوض شده امیدوارم دیگه با خوندن وب‌سایت کلمه و این سخنرانی اخیر موسوی در جمع مردم نازی‌آباد به این نتیجه رسیده باشن که موسوی اگه تغییری کرده باشه به عقب بوده و نه به جلو. فقط خدا رو شکر موسوی سیستم بخور بخور نداره وگرنه سیاست‌های اقتصادیش به مراتب می‌تونه بدتر از احمدی‌نژاد هم باشه. باز احمدی‌نژاد این سال آخری فهمید که باید سوبسیدها رو حذف کنه. شما فقط &lt;a href="http://salaamnews.com/ShowNews.php?5179"&gt;سخنان موسوی&lt;/a&gt; رو بخونین. یه جا گفته «امام دنبال این نبود که جامعه را کالایی کند.» یا مثلا «اسلام ناب محمدی نمی تواند سازمان برنامه و بودجه را منحل کند» از همه جالبترش اونجاست که موسوی می‌گه «ما با مرفهینی مخالف هستیم ... و با خودروهای چند میلیونی یک حالت سرکوبی را در قشرهای پایین جامعه ایجاد می کند.» خلاصه خودروی تجملاتی برای میرحسین چندمیلیونه:)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خط قرمز- http://vahid.blogspot.com&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-6299613530361274043?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/04/blog-post_882.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-8550117201145871155</guid><pubDate>Sun, 19 Apr 2009 10:07:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-04-19T03:10:02.790-07:00</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">یاسر</category><title>باز هم میرحسین</title><description>دارم فکر می‌کنم که اگه از آخر فقط موسوی و احمدی‌نژاد موندن، به احمدی‌نژاد رای بدم. احمدی‌نژاد ماکزیمم چهار سال دیگه می‌تونه به مملکت گند بزنه، موسوی هشت سال.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرازهایی از&lt;a href="http://alef.ir/content/view/42819/"&gt; صحبت‌های میرحسین&lt;/a&gt; در دیدار با اعضای ستاد انتخاباتی:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«این ستاد اجرایی نیست ، بلکه دفتری گشوده بر امکانات است که جنبه هدایتی و نظارتی دارد.&lt;br /&gt;وی با اشاره به خاطره ای از دوران نخست وزیری خود، گفت: در دوران نخست وزیری آقایی از کارمندان دولت در خوزستان بود که گزارش‌هایی برای من می‌فرستاد. این گزارش ها از گزارش های استانداری قوی‌تر بودند. ایشان بعد از بیست سال دوباره با من تماس گرفته و گفته‌است که احساس وظیفه‌نموده و می‌خواهد مطالبی را منتقل کند . فرد دیگری گزارشی از موضوع جوانان برای بنده و دیگر دوستان فرستاده که به اندازه کار گروهی قوی ارزش دارد. این آقا انتظاری هم نداشت .»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خط قرمز- http://vahid.blogspot.com&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-8550117201145871155?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/04/blog-post_4960.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-9016247791048625139</guid><pubDate>Sun, 19 Apr 2009 10:07:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-04-19T03:09:13.282-07:00</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">یاسر</category><title>دولت میرحسین: مسئول پیگیری انتقال انرژِی الکتریکی در سیم های کهنه</title><description>این &lt;a href="http://www.kalemeh.ir/pages/5651.php"&gt;مقاله‌ی&lt;/a&gt; سایت کلمه درباره‌ی اصلاح الگوی مصرف خیلی بامزه است. مثلا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«در كشور ما ميزان مصرف شكر بايد حداكثر ۲ ميليون تن در سال باشد ... يكباره واردات شكر شروع شد و در همان سال ۱۳۸۵ كه تنها ۷۰۰ هزار تن شكر احتياج داشتيم ۶ ميليون تن شكر وارد شد و اين واردات همچنان ادامه دارد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لابد مردم وقتی دیدن شکر در بازار ۱۰ برابر بیشتر از مقدار نیاز وجود داره، رو خیاراشون به جای نمک، شکر می‌ریختن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«اگر حاكميت در اصلاح سخت افزاري لوازم مصرفي همچون ماشين لباسشويي ،يخچال ،فريزر ، بخاري ،كولر برنامه ريزي كند و يا با آگاهي نحوه انتقال انرژي الكتريكي را در سيم هاي كهنه و غير استاندارد پيگيري نمايد يقينا روزي به ذهنيتي مي رسد كه تغيير اصول الگوي ساخت و مصرف اين لوازم براي كشور دخل و خرج مي كند.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دقیقا نگرانی من هم این‌جاست که دولت میرحسین بیاد و نحو‌ه‌ی انتقال انرژی الکتریکی در سیم‌های کهنه رو پیگیری کنه. &lt;a href="http://ghalamnews.ir/news-4316.aspx"&gt;مقاله‌ی فرشاد مومنی&lt;/a&gt; رو هم در باره‌ی اصلاح الگوی مصرف بخونین دقیقا تو همین مایه‌ است. دریغ از یک بار به کار بردن کلمه‌ی «قیمت گذاری».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به قول یک فیلمی، موقعی که خدا بین بنده‌هاش سواد پخش می‌کرده، مشاورهای اقتصادی میرحسین تو صف دماغ واستاده‌ بودن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خط قرمز- http://vahid.blogspot.com&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-9016247791048625139?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/04/blog-post_6458.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-5661143380008096349</guid><pubDate>Sun, 19 Apr 2009 10:04:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-04-19T03:06:59.849-07:00</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">فریدون خاوند</category><title>اقتصاد سیاسی میرحسین موسوی</title><description>&lt;span class="zoomMe"&gt;میر حسین موسوی، که به احتمال فراوان نامزد اصلی عمده گروه‌های اصلاح طلب در انتخابات آتی ریاست جمهوری ایران خواهد بود، دوشنبه هفدهم فروردین ماه در یک مصاحبه مطبوعاتی از خطوط اصلی سیاست‌های خود، در صورت دست یافتن به سکانداری دستگاه اجرایی کشور، سخن گفت. آتچه می‌خوانید یادداشتی است در مورد دیدگاه‌های اقتصادی میرحسین موسوی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پس از بیست سال&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بازگشت میر حسین موسوی به صحنه سیاست ایران، پس از حدود بیست سال سکوت، خواه ناخواه یاد آور دهه نخست نظام بر آمده از انقلاب اسلامی است که حدود شش سال آن با نام او در مقام نخست وزیری گره خورده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طی این دوران مهندس موسوی به عنوان یک چپگرای هوادار سیاست اقتصادی متکی بر مرکزیت دولت شهرت یافت که جیره بندی بخش مهمی از کالا‌های مصرفی، مدیریت متمرکز قیمت‌ها و دستمزد‌ها، کنترل شدید بازرگانی خارجی و هدایت ارز بر پایه نرخ‌های چند گانه، ویژگی‌های اصلی آن بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طی ده سال نخست جمهوری اسلامی، ایران یکی از سخت ترین دوره‌های افول را در تاریخ یکصد سال گذشته از سر گذراند، و محصول ناخالص داخلی سرانه آن تقریبا به یک دوم کاهش یافت.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="zoomMe"&gt;&lt;br /&gt;در پیوست قانون برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۶۸-۱۳۷۲) گفته می‌شود که «محصول ناخالص داخلی سرانه از ۱۱۴ هزار ریال به قیمت ثابت در سال ۱۳۵۶ به ۵۸ و نه دهم هزار ریال در سال 1367 کاهش یافت». طی همین دوران، بر پایه محاسبه اقتصاد دانان ایرانی، در آمد سرانه کشور به طور متوسط هر سال نزدیک به پنج در صد سقوط کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میر حسین موسوی این افول را ناشی از پیآمد‌های انقلاب و جنگ و نیز سقوط در آمد‌های نفتی ایران می‌داند. در مورد عقاید او در عرصه اقتصادی نیز، نخست وزیر سابق سیاست اقتصادی دوران زمامداری خود را به رهنمود‌های آیت الله خمینی نسبت می‌دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در گفت‌وگو با مجله «توسعه و اقتصاد»، که حدود دو ماه پیش انجام گرفت، مهندس موسوی اصطلاح «چپ» را که در توصیف سیاست‌های اقتصادی او در دوران زمامداری اش به کار رفته چنین توضیح می‌دهد:&lt;br /&gt;«در اول انقلاب ودر آن دهه جریان چپ همین جریان خط امام، خط دفاع از محرومین و مستضعفین، خط برنامه ریزی، خط توسعه و خط آزادی بود . و این چپ ربطی به سوسیالیسم نداشت و دنبال اعمال سیاستهای سوسیالیستی و شبه سوسیالیستی نبود . این جریان كه اكثریت مردم را نمایندگی می كرد در مجلس و دولت اكثریت بودند واعتقاد داشتند كه تبعیت از اسلام ناب محمدی می كنند و برای همین تمامی این مجموعه برای مشخص شدن مرزهای خود با جریانات دیگر خود را خط امامی میخواندند»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میر حسین موسوی می‌افزاید که سیاستهای دوران جنگ در زمان آیت‌الله خیمنی به كار گرفته می‌شد؛ «اگر ایشان می‌دیدند كه جریان سوسیالیستی یا شبه‌سوسیالیستی است و اسلامی نیست لحظه ای برای برخورد تعلل نمی‌كردند . بعضی از اقدامات چون قیمت‌گذاری با دستور مستقیم ایشان به قوه قضاییه و قوه مجریه شروع شد و یا دستور تعزیرات نیز همینطور. دلیلش هم شرایط جنگ بود ».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;عرفان و اقتصاد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منتقدان نخست وزیر سابق شرایط استثنایی ناشی از جنگ را می‌پذیرند، ولی در همان حال وی را متهم می‌کنند که با پافشاری در پیشبرد یک سیاست عملا «سوسیالیستی»، فرو ریزی اقتصاد ایران را طی این دوران شدت بخشیده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسعود روغنی زنجانی، وزیر برنامه و بودجه در دولت میر حسین موسوی، به تازگی در مصاحبه ای با بهمن احمدی امویی (که چکیده‌هایی از آن در شماره سیزده بهمن ماه روزنامه «دنیای اقتصاد» انتشار یافته)، ضمن پرداختن به دیدگاه‌های نخست وزیر پیشین در عرصه اقتصادی گفت : «ایشان برای اجرای روش‌های اجرایی و علاقمندی‌های خود تئوری مشخصی نداشتند. تخصص مهندس موسوی و تحصیلات دانشگاهی ایشان در زمینه هنر، معماری و شهرسازی است. از لحاظ فلسفی هم به فلسفه چپ علاقه وافر داشته و دارند. به شدت هم تحت تاثیر دیدگاه‌های دكتر علی شریعتی قرار داشتند.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسعود روغنی زنجانی به تنش میان نخست وزیر پیشین و کارشناسان اقتصادی اشاره می‌کند و می‌افزاید : «وقتی ما آمار فعالیت‌های فكری و فرهنگی جامعه را به آقای مهندس موسوی ارائه می‌دادیم، ایشان همیشه یادآوری می‌كردند كه چه قدر به عدد و رقم و ریاضیات توجه می‌كنید. بهتر است سری هم به كتاب‌های مولوی و حافظ و عارفان بزنید و این قدر خشك به مسایل توجه نكنید.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وزیر برنامه و بودجه در کابینه میر حسین موسوی می‌گوید : «به خوبی به یاد دارم كه وقتی در شورای اقتصاد به مسایل نقدینگی می‌پرداختیم كه افزایش نقدینگی منجر به بالا رفتن تورم و افزایش هزینه‌های سرمایه‌گذاری می‌شود و در نتیجه مردم از سرمایه‌گذاری منصرف می‌شوند و تقاضا كاهش می‌یابد، آقای موسوی در پاسخ به نظرات ما می‌گفتند، شما در محاسبات خود ضریب ایثار را اعمال نكردید، شما باید توجه داشته باشید كه مردم حاضر به ایثار و از خود گذشتگی هستند. طبیعی است كه ایشان نخست‌وزیر بودند و ما به راحتی نمی‌توانستیم بگوییم كه شعر حافظ و مولوی چه ربطی به این مسایل دارد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا امروز، پس از بیست سال سکوت، میر حسین موسوی تازه ای، با افکار اقتصادی نو، به صحنه آمده است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در نشست مطبوعاتی هفدهم فروردین خود با حضور نمایندگان رسانه‌های ایرانی و خارجی، مهندس موسوی به بیان نظریات کلی درباره مسایل اقتصادی بسنده کرد، از جمله ضرورت ثبات در عرصه سیاستگذاری، بهبود فضای کسب و کار و حمایت از سرمایه گذاری‌های داخلی و خارجی.&lt;br /&gt;ولی در ورای این کلیات، تنها انتشار احتمالی برنامه مشروح اقتصادی آقای موسوی امکان خواهد داد تفاوت میان نطریات امروز و دیروز او در این عرصه روشن شود. بخشی از این نظریات را از هم اکنون می‌توان در وبسایت نیمه رسمی او موسوم به «کلمه» پیدا کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اقتصاد اسلامی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میر حسین موسوی به تازگی در گفت‌وگو با همین سایت گفت : «به باور من، ما اقتصادی با هویت ویژه خود به نام اقتصاد اسلامی داریم. هر اندازه که از این واقعیت طفره برویم، نمی‌‌توانیم آن را نفی کنیم. معتقدم موضوعات مطرح شده در اقتصاد اسلامی همچون انفال، ربا، وقف، زکات، خمس، وصیت، احتکار فوق‌العاده مهم است. اما نباید دید افرادی را که درباره اقتصاد اسلامی شروع به نظریه پردازی کرده‌اند، محدود کنیم. آنها سعی کردند از تمام تجربیات بشری استفاده کنند و با مسایلی که یک دولت مدرن با آن روبرو می‌شود، روبرو شوند و راه‌حل‌هایی برای آن داشته باشند.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نخست وزیر پیشین و نامزد انتخابات آینده ریاست جمهوری افزود : «قبل از انقلاب ما به سمت جامعه‌ای می‌رفتیم که همه‌چیز در آن خرید و فروش می‌شد و به اصطلاح امروزی‌ها جامعه ای با خصلت و منش سوداگرانه بود. در این نوع جوامع همه‌چیز کالایی است و با پول سنجیده می‌شود. ارزش‌های فرهنگی به سمت ارزش‌های اقتصادی ریزش پیدا می‌کند و امکان خرید و فروش هر چیزی وجود دارد. کاملاً روشن است که اقتصاد اسلامی این چنین نیست. جامعه‌ای که بعد از انقلاب ساخته شد، جامعه‌ای بود که در آن ارزش‌های فرهنگی بر ارزش‌های اقتصادی غالب بود».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«در دهه اول انقلاب، این گذشت و ایثار مردم بود که کارها را پیش می‌برد و ریزش ارزش‌های اقتصادی به سمت ارزش‌های معنوی و فرهنگی نقش بزرگی در اداره امور اقتصادی کشور داشت. به همین دلیل من معتقدم سهم مردم در آن دوران بسیار بالاتراز سهم دولت بود. به باور من ندیدن این سهم ما را به راه‌حل‌هایی می‌کشاند که از خیلی از آن نتایج خوبی نگرفته‌ایم».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رادیو فردا-&lt;br /&gt;http://www.radiofarda.com/content/f35_Eco_Musavi_EcoViews/1603879.html&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-5661143380008096349?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/04/blog-post_3386.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-4581100922787196159</guid><pubDate>Sun, 19 Apr 2009 10:00:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-04-19T03:05:11.852-07:00</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">علی دادپی</category><title>به بهانه نامزدی میرحسین موسوی</title><description>&lt;p style="text-align: right;"&gt;انتخابات همیشه فرصتی فراهم می کند تا درباره مسائلی صحبت شود که معمولا  برای آنها فرصتی نیست. رقابت در زمان انتخابات باعث می شود تا گروههای رقیب درباره عملکرد خود و دیگران بگویند و بپرسند. نامزدی آقای میرحسین موسوی نخست وزیر زمان دفاع مقدس باعث خواهد شد تا تحلیلگران و کارشناسان درباره عملکرد دولت او در زمان دفاع مقدس سخن گویند و بویژه درباره سیاستهای اقتصادی آن زمان و برنامه های اقتصادی آن دولت به بحث و مبادله آراء بپردازند. در این مباحثه که تا پای مجادله پیش خواهد رفت نامها بر زبان خواهد رفت و افراد و گروههای مختلف یکدیگر را مسوول حوادث و رویدادهای اقتصادی آن زمان  خواهند شمرد.  اما پرسش اصلی این است آیا  تحلیل حوادث اقتصادی این دوران  و عملکرد اقتصادی میرحسین موسوی کار آسانی خواهد بود؟ و تعیین علل و عواقب سیاستهای اقتصادی و عوامل مسوول به آسانی میسر؟ &lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;میرحسین موسوی در دورانی ریاست دولت را در دست گرفت که یک سال از آغاز جنگ تحمیلی می گذشت. زیربناهای اقتصادی کشور مورد حملات شدید نظامی قرار داشت و صنعت نفت، اصلیترین منبع درآمد ملی، صدمات زیادی دیده بود. باورهای انقلابی و ایدئولوژیک در اوج خود قرار داشتند و تحریمهای اقتصادی علیه ایران برقرار بود. باور به مسوولیت و لزوم دخالت دولت درهمه شئونات اقتصاد فراگیر بود و گروههای سیاسی بسیاری سرمایه داری، مالکیت خصوصی و بازار آزاد را متضاد با اهداف و آرمانهای انقلاب می دانستند. همزمان با اداره کشوری در حال جنگ دولت میرحسین موسوی دولتی انقلابی به شمار می رفت که اهدافی آرمانگرایانه را برای اقتصاد کشور در سر می پروراند.&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;ستاد بسیج اقتصادی، جیره بندی کالاهای اساسی، کمبودهای ناگهانی کالاهای مختلف، بازار سیاه، چهارراه استانبول و دلالهای دلار فروش آن( در حالیکه نرخ ارز دولتی ثابت نگه داشته شده بود و دولت هر روز آئین نامه جدیدی برای استفاده از آن وضع می کرد)  گسترش تعاونیها، صفهای طویل دربرابر  مراکز توزیع کالا و غیره همه نهادها و رویدادهای اقتصادیی بودند که هم ریشه در واقعیات اقتصادی یک کشور در حال جنگ داشتند و هم در آرمانها و اهداف دولت وقت. &lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;میرحسین موسوی به سمبل این دوران تبدیل شد، در حالیکه حوادث دورانش  قدرت اثرگذاریش را بر رویدادهای پیرامونش محدود کرده بود. در روزهای آینده این پرسش بسیار پرسیده می شود که او تا چه حد در شکل گیری روند سیاست گذاری اقتصادی و رویدادهای اقتصادی زمان خود نقش داشت و تا چه حد فرزند شرایط پیرامونش و باورهای زمان خود بود. &lt;/p&gt;  شکی نیست که طی دو دهه گذشته ساختار جمعیتی و اقتصادی کشور متحول شده و چالشهای اقتصادی آن تغییر کرده است. واقعبینانه است که بگوییم هم زمین بازی و هم قواعد آن تغییر کرده است. گرچه کارنامه آقای میرحسین موسوی در روزهای آینده بررسی خواهد شد اما نباید از نظر دور داشت که حتی او در دوران پرماجرای نخست وزیریش با بسیاری از شرایط کنونی مواجه نبوده است و بسیاری از واقعیات اقتصادی کنونی را تجربه نکرده است.  آیا خود او متوجه است که  یک سیاستمدار با تجربه ولی یک نامزد انتخاباتی تازه کار می باشد؟ .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علی دادپی- http://microeconomics.wordpress.com&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-4581100922787196159?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/04/blog-post_390.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-2689558664172011583</guid><pubDate>Sun, 19 Apr 2009 09:58:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-04-19T02:59:54.048-07:00</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">سارا رها</category><title>میرحسین موسوی و جمهوری اسلامی</title><description>خاطرات و آشنایی من با میرحسین موسوی برمی‌گردد به سال‌های اول انقلاب که ایشان سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی بودند. در آن زمان روزنامه کیهان، این کیهان شریعتمداری نبود و روزنامه جمهوری اسلامی بود که به نوعی یکه تاز میدان بود! من واقعاً نمی‌فهمم مردم، خصوصاً جوان‌ها، برای چه چیزی ممکن است که میرحسین را به خاتمی ترجیح دهند. برای شجاعت و قاطعیتی که ممکن است داشته باشد و خاتمی ندارد؟ کدام قاطعیت؟ قاطعیت در ایجاد فرهنگ برچسب زدن به هر حرف مخالف عقیده خودشان که ایشان برای اول بار در روزنامه جمهوری اسلامی بنیان گذاشتند؟ کدام شجاعت؟ شجاعت 20 سال سکوت کردن و نقاشی کشیدن  گفتن اینکه ایشان بیشتر هنرمندند تا سیاستمدار آنهم بعد از آن سابقه درخشان در روزنامه جمهوری اسلامی؟ خاتمی هر چه که هست و هر کاستی‌ای که داشته باشد، حداقل سابقه‌اش در خاطرات ما پاک است، خدا را شکر از این دو مدل قاطعیت و شجاعت مثل میرحسین ندارد! مرد ادب است و فرهنگ. سابقه پاکش در وزرات ارشاد هم در آن زمان‌ها گواه است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزانه های آوای موج- http://daily.avayemoj.com&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-2689558664172011583?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/04/blog-post_3611.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-2256990624171248618</guid><pubDate>Sun, 19 Apr 2009 09:53:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-04-19T03:16:33.120-07:00</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">ع. ایماگر</category><title>نکاتی در باب مصاحبه میرحسین موسوی با اعتماد</title><description>موسوی گفت‌وگویی با سالنامه‌ی اعتماد کرده است که سه نکته در آن نظرم را جلب کرد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1. تأکید بر اقتصاد اسلامی.&lt;br /&gt;سه دهه‌ی پیش تأکید بر اقتصاد اسلامی شاید وجهی داشت ولی الآن نه. اوّل به این دلیل که اقتصاد بازار آزاد و سوسیالیسم، هنوز با برپا بودن بلوک شرق، فاصله‌ای زیاد با هم داشتند واین دعوت به« نه این و نه آن»، شاید معنایی داشت ولی حالا اصرار بر تعریف چیزی در میانه‌ی نمونه‌های تقریباً موفّق و اصلاح‌شده‌ی این دو گرایش( مثلاً در آمریکا یا کشورهای اسکاندیناوی یا انگلیس) جز اصرار بر شعارهای ناکام گذشته و نوعی تمایزطلبی بی‌معنا نیست.&lt;br /&gt;دوّم و مهم‌تر اینکه سه دهه‌ی پیش خیلی چیزهای دیگر هم قرار بود اسلامی شود ولی نشد. زنده‌کردن آن آرمان‌خواهی ِبی‌نتیجه چه دلیل دارد؟ اقتصاد در اسلام مانند اکثر جنبه‌های آن اختیاری است واین با اقتصاد دولتی که متّکی به چیرگی و اجبار قدرت دولتی است دو چیز است، واجبات از خمس و زکات تا محرّماتی چون ربا، بسته به اختیار فرد است و نمی‌توان هیچ کدام از دو جنبه را سامان‌مند و دولتی کرد و مثلاً در قانون بودجه‌ی سالیانه آورد. موسوی در این گفت‌وگو به اعتقاد پایه‌گذاران قانون اساسی به اقتصاد اسلامی اشاره می‌کند و اصول 43 و 44 را چکیده‌ی آن می‌داند. می‌توان از او پرسید که خود این تئوری و کتابی درباره‌ی آن که شخصی اقتصاددان آنرا نوشته باشد کجاست تا این اصول خلاصه‌ی آن باشند و صرف نهی از معاملات باطل و اضرار به غیر و ربا و احتکار مگر نظریه‌ی اقتصادی می‌شود؟&lt;br /&gt;احمدی‌نژاد هم با شبیه همین شعارها، به گونه‌ای دستوری شروع به دستکاری نظام بانکی کرد و نتیجه‌اش را هم دید. تکرار آن حرفها از زبان یک نفر دیگر یعنی اینکه هنوز سودای وجود یا اختراع چنین سیستمی در ذهن خیلی‌هاست. نوع گفتار موسوی درباره‌ی اقتصاد حتّی مانند کسی که هشت سال دولت را در اختیار داشته نیست و بیشتر مثل کسی است که سالها فقط کنار گود بوده است. از این‌ها گذشته، کار رئیس دولت کاری اجرایی است نه نظری. مرحله‌ی نظر مقدّم بر عمل است، او آمده است که نظریّه بسازد یا آنرا اجرا کند؟ اگر به چنین چیزی عقیده داشت، چرا در زمانی که دور از سیاست بود روی آن تحقیق نکرد تا حالا آنرا ارائه کند؟ آوردن چند کلمه‌ی فقهی از قانون اساسی و اصرار بر اینکه مدل اقتصادی خاصّی است، تمنّای محالی بیش نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2.اصلاح‌طلبی یعنی برگشت به اصول.&lt;br /&gt;با واژه‌شناسی نمی‌توان اصطلاح‌ها را معنی کرد. روشنفکری را نمی‌توان با کنار هم گذاشتن «روشن» و «فکر» تعریف کرد و آن حادثه‌ی تاریخی و ربط آن به عقلانیّت، نیاز به بررسی جداگانه دارد. اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی هم ربط چندانی به« رجوع به اصل» یا «اهتمام به اصلاح امور» ندارد. الآن بزرگترین دوراهی سیاست ایران، دو گونه برخورد با بالاترین مقام یعنی رهبر است؛ با فرض قبول ولایت فقیه به عنوان یکی از مهم‌ترین اصول قانون اساسی فعلی ایران، عدّه‌ای معتقد به پیروی محض نظری و عملی از رهبر هستند و عدّه‌ای نیز انتقاد از او را ممکن می‌دانند و بدون ایجاد تقابل با برخی گفته‌های او مخالفت می‌کنند. خودش نیز تمایلش را به یکی از این دو گروه کتمان نمی‌کند؛ باقی اصطلاح‌ها و تعریف‌ها تعارف است چون امکان بیان صریح آن وجود ندارد. حالا ندیدن یا خود را به ندیدن‌زدن و تعریف این دو گرایش با استفاده از دو واژه‌ی «اصلاح» یا« اصول» چه معنا دارد؟&lt;br /&gt;اینطور می‌شود که رهبر می‌گوید که ما خودمان بیش از همه در پی «اصلاح» هستیم و « اصول‌گرایان» درباره‌ی اهمیّت «اصلاح» در اسلام و مثلاً ربط آن به قیام امام حسین (إن ارید الّا الاصلاح...) همایش برگزار می‌کنند! اختلاف‌ها تبدیل به لفّاظی می‌شود وبا واژه‌بازی، اصل موضوع لوث می‌شود. امثال شریعتمداری اگر اینطور با الفاظ بازی کنند، طبیعی است ولی بیان جمله‌هایی مانند اینکه «اصلاح همان برگشت به اصول است» یا «اصلاً انقلاب ما برای اصلاح بود»، معنایی جز جهل یا ریای گوینده‌ی آن ندارد. این که نوشتم بسیار خلاصه بود و بررسی دقیق تفاوت دو گرایش سیاسی در ایران نیاز به مجالی دیگر دارد که اگر برخی تنگنا‌ها بگذارد به آن خواهم پرداخت. چیزی که مشخّص است نمی‌توان بین نقد یک شخص و پیروی کامل از او تفاوت ننهاد و هردو را یکی دانست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3. انتساب عقیده‌ای خاص به مردم‌.&lt;br /&gt;به این جمله‌ها دقّت کنید:« مردم خوششان نمی‌آید که هیچ سیاستمداری در تکنولوژی هسته‌ای کوتاه بیاید»، «برای مردم اصول‌گرایی و اصلاح‌طلبی تفاوت نمی‌کند»، «حس خوشنودی مردم از فرستادن ماهواره به فضا را می‌توان اصول‌گرایی دانست». این‌ها یعنی چه؟&lt;br /&gt;ما در ایران « مردم» نداریم. اگر تصوّر چنین چیزی سه دهه‌ی پیش تا حدّی ممکن بود الآن نیست. حالا جامعه‌ی ایران آنچنان رنگارنگ و گونه‌گون است که اصلاً نمی‌توان یک عقیده یا تمایل خاص را به آنان نسبت داد. بله، او جمله‌ای مانند این هم گفته است:« مردم خوششان نمی‌آید که کسی در احوال شخصیّه‌ی آنان دخالت کند» ولی این جمله را درباره‌ی تمام مردم جهان می‌توان گفت، چون نمی‌توان کسی را یافت که خواهان دخالت دیگران در حریم شخصی خود باشد.&lt;br /&gt;یک کلّ یکدست ساختن از مردم و عقیده یا عملی را به همه‌ی آنان منتسب کردن از کارهای معروف رسانه‌های رسمی و حاکمان ایران در سه دهه‌ی گذشته است؛ آنان به جای اینکه تمایل قلبی خود را بیان کنند، آن را از زبان«مردم» بیان می‌کنند، مردم راضی به برقراری رابطه با آمریکا نیستند، مردم ایران با فلان کشور همدل یا دشمن هستند، مردم ایران بیان فلان عقیده در زمینه‌ی دین یا حکومت را تحمّل نخواهند کرد، مردم بهمان گرایش سیاسی را کنار گذاشته‌اند، مردم با رأی به خاتمی به روحانیت رأی دادند، حضور مردم در دوّم خرداد لبّیِک به دعوت رهبر به شرکت در انتخابات بود، مردم...&lt;br /&gt;موسوی اگر قرار است، نامزد مناسبی باشد باید حرفها و گفته‌هایش روشن و شفّاف باشد و مثلاً اگر می‌گوید: «مردم نمی‌خواهند روزنامه‌ها با اندک لغزشی بسته شود» باید بگوید که اگر نمایندگان بخواهند که جلو بستن فلّه‌ای را بگیرند ولی رهبر حکم حکومتی دهد و نگذارد، چه کار خواهد کرد؟ شنیدن برخی حرفهای شریعتمداری یا احمدی‌نژاد از زبان موسوی قابل قبول نیست. یکی از رفقا نوشت که با صدوربیانِیّه‌ی ورود موسوی به انتخابات، شاید احمدی‌نژاد به نفع موسوی انصراف دهد! ولی من بدبین نیستم و به انتظار آینده می‌مانم. شاید موسوی متوجّه شود که با این شعارها نمی‌تواند ادامه‌دهنده‌ی حرکت اصلاحی باشد به شرط آنکه هیاهو بر جای نقد و عمل بی‌بصیرت بر جای عمل بر اساس بصیرت ننشیند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://imayan.blogsky.com&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این یادداشت خلاصه و همچنین اسم آن تغییر کرده است&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-2256990624171248618?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/04/blog-post_3825.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-437628902519947983</guid><pubDate>Sun, 19 Apr 2009 09:53:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-04-19T02:54:30.360-07:00</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">احمد طالبی</category><title>قصه یک نسل ناکام</title><description>نسل پدران ما، نسل قابل احترامی است. همیشه نسبت به جدیت و انرژی تمام نشدنی این نسل حسادت کرده ام. نسلی که برای رسیدن به آرمانهایش انقلاب کرد و نظم کهنه 2500 ساله را بر هم زد تا آن را مطابق سلیقه و خواسته خود بازآفرینی کند، نسلی که در دفاع از انقلابش وارد جنگی طولانی مدت شد، نسلی که انبوهی از کارهای بزرگ و اثرگذار را در دوران جوانی خود انجام داد، نسلی که...&lt;br /&gt;شاید سمبل یزرگ این نسل امام خمینی باشد، کسی که در دوره جوشش و خروش این نسل همواره با ایده ها و نظرات خود راهبری این نسل را بر عهده داشت. آرمانهای این نسل را بیش از هر چیز می توان در پیامها و سخنرانیهای این رهبر جست، آن جاها که دم از اسلام ناب محمدی در برابر اسلام آمریکایی می زند، جایی که جنگ فقر و غنا را طرح می کند و جایی که در شکاف میان مستضعفین و مرفهین جانب محرومان و پابرهنگان را می گیرد.&lt;br /&gt;این نسل انقلاب کرد تا این آرمانها را محقق سازد. شاید دهه شصت و رویکردهای حاکم بر این دهه را بتوان تلاش این نسل برای پیاده کردن ایده ها و ارمانهایش خواند. با پایان جنگ و درگذشت رهبر انقلاب در اواخر این دهه، اما کشور به مسیری دیگر رفت و از آرمانها و شعارهای اولیه فاصله گرفت. اینک توسعه و پیشرفت به شعار محوری کشور سابقا انقلابی بدل شده بود. با گذشت زمان و شکوفا شدن نسلهای جدیدتر شعارها و ارمانها نیز هر روز نو شدند. اندک اندک آزادی، تساهل و دموکراسی نیز وارد عرصه سیاسی شد و...&lt;br /&gt;این روزها چشمان افراد نسل انقلاب برق می زند. شوق و هیجان را توامان می شود در صحبتهایشان یافت. ورود میرحسین موسوی به عرصه انتخابات آرمانهای آنها را زنده کرده است. اگر سی سال پیش این نسل نتوانست آرمانهایش را محقق سازد، امروز این امیدواری برایشان ایجاد شده که شاید زمان جانشینی مستضعفین فرا رسیده است.&lt;br /&gt;در این نوشتار قصد تخطئه نسل انقلاب و بنای مخالفت با میرحسین موسوی را ندارم. باز هم تاکید می کنم که این نسل را بسیار قابل احترام می دانم. مشکل آنجاست که این نسل عادت نکرده دیگران را ببیند، در تمام این سالها فقط خود را دیده و آرمانهای خود را به رسمیت شناخته است. امروز نیز در کلام و سخنان کاندیدای این نسل فقط همان آرمانها را می شود یافت. آرمانهایی که یکسره در دوگانه مستضعفین و مرفهین خلاصه می شود.&lt;br /&gt;به واقع میرحسین موسوی به گونه ای سخن می گوید که گویی زمان در دهه شصت متوقف شده و قدمی به پیش نگذاشته ایم. ایراد بر سر طرح دوگانه مستضعف-مرفه نیست. چه اینکه طبیعی است هر کاندیدایی نظرات خود را بیان می کند. ایراد بر سر این است که چگونه کسی که می خواهد رییس جمهور همه ملت باشد، چشم بر نسل های جدیدتر و آرمانها و مطالبات آنها می بندد؟ چطور آقای مهندس موسوی در کنار دوگانه مورد نظر خود دوگانه های دیگر چون زن-مرد، مناطق مرکزی-مناطق حاشیه ای، نسل قدیم-نسل جدید و... را نمی بیند و از انها حرفی نمی زند؟ مطالباتی چون دموکراسی، صلح و حقوق بشر که اینک بدون شک خواسته بخشهای بزرگی از جامعه ماست در کجای ذهن ایشان قرار دارد؟&lt;br /&gt;این جامعه تنها از یک نسل تشکیل نشده که قرار باشد فقط به آرمانهای همان نسل بپردازد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همینجوری- http://khodesh.blogfa.com&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-437628902519947983?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/04/blog-post_8627.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-7237169988993516206</guid><pubDate>Sun, 19 Apr 2009 09:24:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-04-19T02:51:52.865-07:00</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">محمدعلی ابطحی</category><title>درباره موسوی و کروبی</title><description>&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%;" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size: 8pt; line-height: 150%; font-family: 'Tahoma','sans-serif';" lang="FA"&gt;امروز اعلام رسمی شد که من مشاور آقای کروبی شده ام. مثل همیشه دوست دارم صریح باشم ودلائلم را به صورت شفاف بگویم:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%;" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size: 8pt; line-height: 150%; font-family: 'Tahoma','sans-serif';" lang="FA"&gt;۱-من برای آقای مهندس موسوی احترام فراوانی قائلم. به‌خصوص برای خدماتش به این کشور در دوران جنگ. اما هنوز نتوانسته‌ام خودم را قانع کنم که چرا وقتی کشور به وجودش احتیاج داشت نیامد و وقتی که با کاندیدا شدن آقای خاتمی و استقبال بی‌نظیر از او پیروزی قاطع اصلاح‌طلبان قطعی می‌نمود، آمد. این نمی‌تواند از ذهن جامعه پاک شود. همچنان که مواضع حقیقی آقای موسوی در مورد سیاست خارجی، مساله اتمی، مسایل اقتصادی و مهمتر از همه مساله اصلاحات و آزادی مبهم و برای عده‌ی فراوانی غیرقابل قبول است. باید اصلاح طلبان در صورت حمایت از هر فردی بتوانند پاسخگوی مواضع کاندیدای خود باشند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%;" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size: 8pt; line-height: 150%; font-family: 'Tahoma','sans-serif';" lang="FA"&gt;2. همچنان اعتقاد دارم که آقای خاتمی و مبانی عمیق اصلاحاتی که آقای خاتمی رهبری می‌کرد راه بی‌دغدغه و اطمینان‌آور نجات کشور است. اما از وقتی آقای خاتمی به نفع اصلاحات و نه به نفع کسی انصراف داد، جایگاه اجتماعی آقای خاتمی در همین است که در سخنان ایشان بروز کرده‌است. توازن در حمایت از دو کاندیدای اصلاح‌طلب که موضع آقای خاتمی است می‌تواند هواداران و علاقه‌مندان آقای خاتمی را وا دارد که بر اساس دیدگاههای ارائه شده از سوی دو کاندیدا فرد اصلح را تبلیغ کنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%;" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size: 8pt; line-height: 150%; font-family: 'Tahoma','sans-serif';" lang="FA"&gt;3. من عضو مجمع روحانیون مبارز هستم این تشکیلات تاکنون تصمیمی نگرفته‌ است. بعضی از افراد آن طرفدار آقای کروبی و بعضی طرفدار بی‌طرفی و بعضی حامی آقای مهندس موسوی هستند که یکی از آن عزیزان مسافر همراه سفرهای انتخاباتی آقای موسوی هم بوده است. تا کنون نه نظر من و نه هیچ‌یک از آن اعضا موضع مجمع روحانیون مبارز نیست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%;" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size: 8pt; line-height: 150%; font-family: 'Tahoma','sans-serif';" lang="FA"&gt;4. هدف اصلی همه‌ی ما نجات کشور با تغییر سازنده در مدیریت اجرایی آن است به همین دلیل اتفاق نظر و اجماع کم‌نظیری از بدنه‌ی اجتماعی و سیاسی در مورد آقای خاتمی شکل گرفت. اکنون که آقای کروبی و موسوی هر دو شرایط نسبتا مساوی در به دست آوردن رای مردم دارند در این شرایط اگر کسانی بر این باور هستند که آقای احمدی‌نژاد بیش از ۵۰ درصد آرا را دارد که بر اساس اصول دموکراسی حق دارد رئیس‌جمهور شود ولی اگر چنین نیست که باور قطعی من بر این است که چنین نیست یکی از این دو چهره اصلاح‌طلب به مرحله‌ی دوم خواهد رفت و همه با حمایت از فرد برگزیده شده تلاش برای ریاست‌جمهوری آن خواهیم کرد. حضور در کنار هیچیک از این دو کاندیدا مانع تعبیر نمی‌شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%;" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size: 8pt; line-height: 150%; font-family: 'Tahoma','sans-serif';" lang="FA"&gt;5. اما آقای کروبی را در شرایط فعلی کاندیدای بهتر و مفیدتر و با ظرفیت رای بیشتری برای کشور می‌دانم. شجاعت و صراحت در دفاع از حقوق مردم و آزادی‌های اجتماعی – عدم شرمندگی در دفاع از اصلاحات به عنوان تنها راه کم‌هزینه‌ی رشد و تعالی کشور – داشتن پایگاه‌های اجتماعی دارای رای ثابت – امکان تعامل همزیستی و پذیرش وی از سوی قدرت حاکم در عین دفاع و اصرار برحقوق مردم و آسیب ندیدن مردم از کارشکنی‌ها و بحران آفرینی‌های سایر قوا – امکان بکارگیری نیروهای تکنوکرات و کاردان که شرایط فعلی جهان و کشور را بشناسد و بتوانند شعارهای اصلی انقلاب را متناسب با نیاز نسل فعلی طراحی کنند – قدرت حفاظت و صیانت از آرا که اولین شرط پیروزی است و نمونه‌ی آنرا در مکاتبات شجاعانه با سردار فیروز آبادی و احمد جنتی را شاهد بودیم و در هر دو مورد موجب عقب‌نشینی شد. اصالت دادن به تفکر حزبی و تلاش برای تحقق جامعه‌ی مدنی حزبی و تن‌دادن عملی به قواعد حزبی و مدنی، دلایل اصلی من و بسیاری از کسانی است که آقای کروبی را بهترین انتخاب شرایط فعلی می‌دانند. هر یک از این دلایل می‌تواند با توضیح فراوان و مستندات زیادی همراه شود که من به عنوان یک فعال سیاسی به آن فکر کرده‌ام.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%;" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size: 8pt; line-height: 150%; font-family: 'Tahoma','sans-serif';" lang="FA"&gt;6. جدای از فضاهای تبلیغاتی و احساساتی اخیر، با کمال میل از نقد و بررسی دیدگاه‌هایم استقبال می‌کنم. من با دقت و تامل سیاسی به نکات فوق رسیده‌ام و حاضرم همه‌ی نظرات را بشنوم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%;" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size: 8pt; line-height: 150%; font-family: 'Tahoma','sans-serif';" lang="FA"&gt;(به منظور اینکه شائبه حمایت از کاندیدای خاصی در این وبسایت پیش نیاید، نام پست ایشان تغییر داده شده است.)&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%;" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size: 8pt; line-height: 150%; font-family: 'Tahoma','sans-serif';" lang="FA"&gt;وب نوشت ها- http://www.webneveshteha.co&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-7237169988993516206?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/04/blog-post_7503.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-1899111554053038326</guid><pubDate>Sun, 19 Apr 2009 09:22:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-04-19T02:42:13.624-07:00</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">سمیه توحیدلو</category><title>کمی هم امروزی باشیم، بد نیست!</title><description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در راستای اینکه دیشب تا دیر وقت درباره موضوع خطیر ریاست جمهوری و شخص جناب میرحسین بحث کرده ام، و از آنجا که بالاخره باید سال جدید را به نوعی شروع کرد، کمی توجه و به عبارتی تامل در فرمایشات این کاندیدای ریاست جمهوری بد نباید باشد:&lt;/p&gt; &lt;blockquote&gt; &lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://www.kalemeh.ir/pages/5468.php" target="_blank"&gt;بر این باورم که بازگشت به قشرهای مستضعف یک وظیفه بنیادین حکومت است؛ چنانکه در این باره دستورات دینی بسیاری ارائه شده است؛ حکومت می تواند مقابل اغنیا نباشد، تولید و تجارت را تشویق کند وحکومت می تواندبه نقش بی بدیل بخش خصوصی در تحقق رشد و توسعه ایمان داشته باشد. اما حکومت خود باید مشهور به همنشینی با فقرا باشد؛ این ویژگی یک نظام اسلامی است، اگر نظام اسلامی نباشد، ممکن است بتوان این ویژگی را از آن حذف کرد، ولی با ادعای اسلامیت و جمهوریت نمی توان سر نوشت نظام را جدا از توجه به اقشار مستضعف تصور کرد .&lt;/a&gt;&lt;/p&gt; &lt;/blockquote&gt; درسحنرانی های اخیر ایشان بعد از کاندیداتوری هرچه گشتم پر بود از واژه مستضعفان و اگر مجبور به تشویق سرمایه گذاری خصوصی هم شده اند نه با عنوان سرمایه و سرمایه داری که با عنوان تجارت و بازرگانی از آن یاد کرده اند. ادبیات آقای موسوی مرا یاد رفقای دهه شصتیشان می اندازد که اتفاقا به شدت با توسعه بیگانه اند و دنبال نمونه ای اسلامی هستند که سرمایه داری در آن منفور است. این ادبیات آشنایی است، اما آیا به واقع با ادبیاتی که چون دهه شصت سرمایه در آن مذموم است، هنوز کاخ و کوخ وجود دارد و سرمایه گذارارزشمند نیست که چون گذشته تجار و بازرگاناند که ارزشمندند، می شود امیدی به توسعه داشت؟ سودای عدالت در سر پرورانیدن عالیست، دستگیری از اقشار ضعیف و کم درآمد جامعه و برخورداری شهروندان از حداقل رفاه، چیزی است که آرمان هر جامعه ای می تواند باشد. تخصیص فرصت های برابر که معنای واقعی عدالت است، ایده الی برای جامعه است. وضع قوانین رسمی و شفافی که امکان فساد و رانت در آن به حداقل برسد هم خوب است و مطلوب. در هیچ کجا حتی مدافعان آزادی و لیبرالیسم نیز دیگر ک&lt;br /&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اماجناب میرحسین باور کنند که با تغییر واژه ها، معانیشان تغییر می کند و نمی توانند با آن معانی بسیاری را راضی گردانند. آقای میرحسین موسوی باید متعهد به اصلی باشند که در آن تشویق سرمایه گذاری و خصوصی کردن آن اصل است و نمی دانم چگونه با این ادبیات آن را خواهند پذیرفت.&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: justify;"&gt;شاید که فضا و روند فعلی اقتصاد و توسعه در جامعه ما روندی غیر قابل بازگشت باشد، شاید که آقای میرحسین نیز در لفاف همین ادبیات، دنبال معانی دیگری هستند که منطبق بر خواست توسعه ای جامعه است. اما باور کنند که اکنون سال ۸۸ است. باور کنند که دیگر زمان آن گذشته که تلویزیون از پخش آگهی بازرگانی منع بود که مبادا تبلیغ سرمایه داری گردد. دیگر گذشته زمان آنکه ما هرچه می خواهیم به تجمیع کنندگان ثروت سخت گیریم و به رسمیتشان نشناسیم و دنبال توسعه اقتصادی باشیم. آقای میرحسین باید بپذیرند ناخواسته ادبیاتشان چیز دیگری را به ذهن می آورد. چیزی از جنسی غیر از امروزی. در همین زمان اندک که از کاندیداتوری ایشان می گذرد از برخی صنعتگران، کارآفرینان و تولیدکنندگان فعال شنیده ام که با ادبیات ایشان مشکل دارند. دغدغه ایشان همین مخالفتشان لااقل در مفهوم با این مسئله است. زمان آن گذشته که رسیدگی به اقشار کم درآمد بتواند تنها با پول نفت باشد. جامعه به این افراد پویای اقتصادی نیاز دارد. برای دستگیری از همان اقشار غیر برخوردار هم که شده نیاز به حضور فعالین اقتصادی هست. اگر دغدغه آقای میرحسین تولیدکنندگان است بدانند که باید کمی هوشیارانه تر مبانی اقتصادی را بازگو نمایند.&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;حرفم این نیست که میر حسین خواسته هایش را تغییر دهد. حرفم این نیست که سودای عدالت را نپروراند. حرفم این است که برای دل خوش کردن امثال مایی که بالاخره در نهایت به او رای خواهیم داد، کمی ادبیاتش را اصلاح کند شاید که بشود بیشتر دلخوش به او بود. بشود از او در مقابل دیگران دفاع کرد. تغییر ادبیات منظور تغییر مواضع نیست. منظور کمی امروزی کردن آنهاست. شفاف کردن آنهاست. &lt;/strong&gt;اینکه اصرار داشته باشیم از کلماتی که برای جوان امروز شناخته شده است کمتر استفاده کنیم - کما اینکه چند واژه را در تمام سخنرانی هایش سرچ کردم و تحلیل محتوایی ازسخنانش انجام دادم- به نظر منتهی به نتیجه نیست. به روز سازی ادبیات شرط اول برقراری ارتباط با مخاطب است. باید تمام اقشار جامعه را در نظر گرفت. باید که به زبان عموم مردم با ایشان سخن گفت اما …&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: justify;"&gt;خلاصه اینکه همجنان دنبال بهانه ایم. کمی هم بهانه به دستمان دهد جای دوری نمی رود!&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: justify;"&gt;پی نوشت: در توضیح عرض کنم که اگر نقد می کنم منظورم تخریب نیست. این نوشته و نوشته هایی از این دست که در آینده خواهم نوشت تنها تلاشی است برای تاثیرگذاری بر نظریات فردی که در بین موجودین برای ریاست جمهوری فعلا برایم بهترین گزینه است. البته اگر تاثیرگذار باشد.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;برساحل سلامت- http://smto.ir&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-1899111554053038326?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/04/blog-post_7839.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-4454032996071726331</guid><pubDate>Sun, 19 Apr 2009 09:22:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-04-19T02:24:25.429-07:00</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">علی دادپی</category><title>در حاشیه مصاحبه جنابان دکتر فاتح و دکتر مومنی</title><description>&lt;div class="entry"&gt;     &lt;div class="snap_preview"&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;a href="http://zamaaneh.com/analysis/2009/03/post_930.html"&gt;مصاحبه جنابان دکتر فاتح و دکتر مومنی با رادیو زمانه ارزشی تاریخی دارد&lt;/a&gt;. در مطالعات تاریخ تحولات تفکر اقتصادی در ایران مورخان به آن استناد خواهند کرد تا نشان دهند چطور بیست سال پس از فروپاشی بلوک شرق و انتشار صدها مطالعه و مقاله درباره اقتصاد همچنان ابتدایی ترین مفاهیم و ساده ترین اصول اقتصاد بازار در ایران مهجور است! به فرازهایی از این مصاحبه نگاه می کنیم:&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;em&gt;“مثلا، الان خودروسواران کشور، متهم می‏شوند که رویه‏ی اصراف‏آمیزی در زمینه‏ی مصرف بنزین دارند. در حالی که هرکس با الفبای موضوع آشنا باشد، می‏داند موضع اصلی مشکل، خودروسازانی هستند که خودروهایی با مصرف به طور غیرعادی بالایی تولید می‏کنند.&lt;br /&gt;اگر به صورتی که دولت محترم فعلی پیشنهاد کرده، یک شوک قیمتی به نرخ بنزین وارد بیاوریم، دقیقا به این معنی است که مردم تنبیه بشوند. در حالی که در این زمینه، هیچ گناهی ندارند&lt;/em&gt;. “&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;ایشان گویی به قیمت بعنوان هزینه مصرف کالا باور ندارند و آنرا تنها نوعی حق اشتراک می دانند. همچنین برای ایشان ما بین عرضه و تقاضا رابطه ای وجود ندارد! مقصر خودروسازانی هستند که خودرو با مصرف بالا ساخته اند. نه مردم و نه دولتهایی که بازار خودرو را غیر رقابتی کرده اند تا پیکان طرح ۱۹۶۰ در ایران تا سال ۲۰۰۰ در حال تولید باشد. راه حل هم اختصاص چند میلیارد دیگر از منابع دولتی به پروژه های پژوهشی خواهد بود که برای بسیاری نان خواهند شد اما برای ملت خودروی کم مصرف نخواهند شد! ایشان را به انگیزه برای نوآوری و نقش رقابت در خلق آن باوری نیست.  و گمان نمی کنند اگر مردم با هزینه واقعی بنزین و انرژی مواجه شوند آنگاه تقاضا برای خودروی کم مصرف چنان بالا خواهد رفت که خودروسازان بدون کمک دولت خودروهای کم مصرف خواهند ساخت.&lt;br /&gt;نکته دیگر برداشت ایشان از واقعی کردن قیمتهاست! تشبیه این فرایند به تنبیه مردم عوامفریبیست. این مردم هستند که درباره میزان مصرف خود تصمیم می گیرند و با توجه به خواستها و قیمت کالاها و بودجه خود میزان مصرف را تعیین می کنند. واقعی کردن قیمت کالاها اولین گام در وارد کردن مردم و تصمیمات فردی ایشان به عرصه تصمیم گیری اقتصادیست.  و تنها راه برای استفاده از خلاقیتهای فردی ایشان در مهار مصرف بی رویه انرژی و تثبیت یک الگوی بهینه مصرف است.&lt;br /&gt;از این دید استدلال ایشان درباره تقصیر خودروسازان می لنگد!  درست است خودروسازان خودرو را می سازند و میزان مصرف متوسط آنرا تعیین می کنند. اما ما هستیم که تصمیم می گیریم چقدر این خودروها برانیم و چقدر بنزین بزنیم.  گویی این بزرگواران از دنیای دیگری سخن می گویند…. با این احوال باید برای عاقبت اقتصاد کشور نگران بود.&lt;br /&gt;خدای رابه میم ، شستشوی خرقه کنید&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;که من نمی شنوم بوی خیر از این اوضاع&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;در ادامه مصاحبه آقای دکتر فاتح و آقای دکتر مومنی با رادیو زمانه:&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;“&lt;em&gt;&lt;strong&gt;پرداخت یارانه‏ها فقط به حامل‏های انرژی مربوط نمی‏شود. در خیلی موارد دیگر هم دولت یارانه پرداخت می‏کند. آقای موسوی، در مورد یارانه‏ها، به طور کلی، چه برنامه‏ای دارند؟&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;بخش مهمی از این توجهی که ایجاد شده، از موضع نادرستی صورت گرفته است.&lt;br /&gt;این که مثلا، بنزین در اروپا گران‏تر است، پس ما هم باید (به تعبیری که مطرح شده) بنزین را به قیمت «فوب خلیج فارس» به شهروندان‏مان بفروشیم، از اساس، با منطق علمی در حوزه‏ی اقتصاد مغایرت دارد. به خاطر این که در تحلیل‏های اقتصادی، به هیچ‏وجه با قیمت‏های منفرد مستقل ازهم سروکار نداریم. بلکه با قیمت‏های نسبی سروکار داریم.&lt;br /&gt;نمی‏شود که ما انتظار داشته باشیم مهندسان ایرانی یا معلمان ایرانی، یک پانزدهم اروپایی‏ها حقوق بگیرند ولی قیمت نهاده‏هایی که دولت عرضه می‏کند، با ‏آن‏ها به قیمت اروپا محاسبه بشود.”&lt;/em&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;1. ایشان درست می گویند که ما در حوزه اقتصاد با قیمتهای منفرد سرکار نداریم بلکه همیشه با مجموعه ای از قیمتها مواجهیم  که خانوارها با استفاده از آنها مصرف خود را تنظیم می کنند. ولیکن  این اشتباه است که قیمتها را متناسب با دستمزدها بدانیم. قیمتهای&lt;strong&gt;  واقعی&lt;/strong&gt;  حاصل تعادل عرضه و تولید در بازار هستند. این &lt;strong&gt;قیمتهای تعادلی&lt;/strong&gt;  ناشی از برابری کل تقاضا و کل عرضه  هستند. تابع کل تقاضا مجموع توابع تقاضای افراد جامعه است و تابع کل عرضه حاصل جمع توابع  عرضه  است. اولی حاصل حداکثرسازی مطلوبیت خانوار است با توجه بودجه اش و دومی نشان می دهد که در هر قیمتی بنگاه، با توجه به قیمت عوامل تولید و تکنولوژی، چه میزان تولید می کند. قیمت تعادلی در واقعی قیمتیست که در آن  همه کالاهای تولید شده مصرف می شوند بی آنکه مازاد تقاضایی در جامعه باقی بماند.&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;2. معلمان ومهندسان دولتی یک پانزدهم همقطاران اروپایی خود حقوق می گیرند ولی یک پانزدهم ایشان مصرف نمی کنند! ما بالاترین سرانه مصرف انرژی، آب و بسیاری کالاهای دیگر را دارا هستیم.  ضمن اینکه یادآوری این نکته لازم است که  دستمزد تابع بهره وری و قدرت تولید است. متاسفانه کسی ادعا نمی کند ما در بهره وری و استفاده بهینه از منابعمان سرآمد ملل جهانیم. هزینه واقعی مصرف در جامعه را نمی توان مصنوعی نگه داشت تا حقوقهای مصنوعی کافی بنظر برسند.  &lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;3. جناب دکتر مومنی قبلا هم گفته اند که انزوای چند صد  ساله ژاپن را برای پیشرفت اقتصادی می پسندند. البته ژاپن جزیره ای کوچک و فاقد منابع معدنی بود که کسی به آن طمعی نداشت و قرق کردن  آن برای دولت مرکزی آسان بود. اما همان نظام سیاسی همانکه چند  کشتی آمریکایی دریادار پری  در بنادرش لنگر انداختند ، ساقط شد و توان دفاع از ژاپن را  نداشت. حالا ما چطور می توانیم با تعدد بنادرمان و هزاران کیلومتر مرز زمینی خود را از کشورهای همسایه خود جدا بدانیم و فرض را بر جزیره بودن بگذاریم؟  قیمت فوب خلیج فارس حداقل جلوی قاچاق غیرقانونی سوخت را خواهد گرفت.  و باعث خواهد شد ما برای پیوستن به استانداردهای جهانی در تولید و مصرف انرژی انگیزه داشته باشیم.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;علی دادپی- http://microeconomics.wordpress.com&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;/div&gt;   &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-4454032996071726331?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/04/blog-post_6144.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-4286929050947417868</guid><pubDate>Sun, 19 Apr 2009 09:20:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-04-19T02:22:27.051-07:00</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">پویان مشایخ آهنگرانی</category><title>فاجعه ای به نام من یا میرحسین</title><description>&lt;div class="snap_preview"&gt;&lt;p&gt;خاتمی هم انصراف داد؟ آیا فاجعه ای اتفاق افتاده است؟&lt;/p&gt; &lt;p&gt;فاجعه زمانی اتفاق افتاد که خاتمی با شعار” یا من یا میرحسین”  وارد کارزار انتخاباتی شد. چهارسال از پایان ریاست جمهوری خاتمی گذشت بدون آنکه ایشان و اصلاح طلبان از گذشته درس گرفته باشند. ایشان گویا هنوزمست رویای دوم خرداد هستند و قدرت یادگیری ندارند. هنوز چشمهایشان را بر دلایل پیروزی احمدی نژاد بسته اند. در انتخابات سال هشتاد و چهارچند نماینده اصلاح طلب بدون استراتژی میدان را واگذار کردند و به اهمیت سرخوردگی مردم از سیاستهای اقتصادی پی نبردند. البته منکر موفقیتهای اقتصادی خاتمی نیستم ولی در مقابل پتانسیل موجود ناچیز بود. خاتمی موفقیتهای اقتصادیش را مدیون معدود مردانی مثل مرحوم نوربخش و دکتر نیلی و مردان بازمانده از کارگزاران بود. در دولت خاتمی کارهای خوبی مثل یکسان سازی نرخ ارز ( که به رانتهای به جا مانده از زمان میرحسین پایان داد) و صندق ارزی ( به ابتکار دکتر نیلی) و راه اندازی پروژه های عظیم پتروشیمی و نفتی ( مدیون جهانگیری و اکبر ترکان) انجام شد ولی در عین حال آدمهای عقب مانده ای هم که اطراف ایشان یودند اصرار به کاهش نرخ دلار به پانصد تومان و کم کردن نرخ دستوری بهره و این کارهای عجیب غریب داشتند.   در دولت ایشان گوشه چشم چریک پیر کافی بود تا اصلاح یارانه ها برای همیشه در بایگانی خاک بخورد (علیرغم تصویب در سازمان برنامه) و وزیر دارایی وقت آنقدر سر نرخ بهره  با مرحوم نوربخش لجاجت کرد تا بانکداری خصوصی از نهالی صعیف و نوپا فراتر نرود. خاتمی فکر میکرد داشتن آدمهای گیجی که چنین پیشنهاداتی را میدادند نشان دهنده تضارب افکار است! خوب قبول. ولی چهارسال کافی نبود تابا  ارزیابی از این سیاستهای گذشته سیاست اقتصادی منسجمی ارایه شود؟ رویگردانی عامه مردم از اصلاح طلبان نتیجه سرخوردگی آنها از سیاستهای اقتصادی بود تا احمدی نژاد با شعار بردن نفت به سفره ها براحتی از این خلا برای خود رای جمع کند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;فاجعه زمانی اتفاق افتاد که خاتمی با شعار ” یا من یا میرحسین” نشان داد از ارزیابی خودش و دلایل موفقیت احمدی نژاد غافل بوده است. میرحسین کسی است که در خاطراتش اینگونه از مفتخوری بعنوان جامعه ایده آل خود یاد کرده:&lt;/p&gt; &lt;div class="entry"&gt; &lt;div class="snap_preview"&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;“خاطرم هست یک شب وقتی که از روزنامه جمهوری اسلامی به خانه بر می گشتم، سوار تاکسی شدم. یکی از مسافرها پنج تایی ماهی خریده بود. همه گرم صحبت بودیم که یکی از مسافرها که بوی ماهی را فهمیده بود، از صاحب ماهی ها سوال کرد که ماهی خریدی؟ از کجا؟ چند؟ مسافری که ماهی داشت بی اختیار و تحت تاثیر همان روحیه ایثار دست کرد در پلاستیک و ماهی ها را میان مسافرها و راننده تقسیم کرد و خود هم یک ماهی به خانه برد. همچنین راننده هم از مسافرها پول نگرفت. جامعه آرمانی توسعه گرا یعنی همین.”&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;"&gt;پویان مشایخ آهنگرانی- http://pmashayekh.wordpress.com&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt; &lt;/div&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-4286929050947417868?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/04/blog-post_2765.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-5819191038686019728</guid><pubDate>Sun, 19 Apr 2009 09:17:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-04-19T02:21:34.550-07:00</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">نیما نامداری</category><title>مهملات</title><description>&lt;div class="postbody"&gt;&lt;p align="justify"&gt;ميرحسين موسوي به طرز حيرت‌آوري در حال نااميد كردن كساني است كه ترجيح مي‌دادند در مورد او زود قضاوت نكنند. ستاد انتخاباتي موسوي چيزي در حد فاجعه است. سخنان و مصاحبه‌هاي خودش هم دست‌كمي از دور و بري‌هاي ‌او ندارد. محمد ستاري‌فر ظاهرا مشاور ارشد اقتصادي موسوي است. اين بخشي از &lt;a href="http://www.kalemeh.ir/pages/5685.php"&gt;مصاحبه ستاري‌فر با سايت كلمه&lt;/a&gt; وابسته به ستاد موسوي است:&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt;&lt;em&gt;وضعيت سرمايه اجتماعي را در كشور چگونه ارزيابي مي كنيد؟ &lt;/em&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt;&lt;em&gt;دولت بعدی در ابتدای راه با یک سرمایه اجتماعی ساختار پولی و مالی و نظام برنامه‌ریزی و سیاستگذاری از هم پاشیده شده مواجه است. بنابراین باید در سطح گسترده از ازهم پاشیدگی‌ نرم‌افزاری کشور پیش گیری و به منظومه کردن دولت و قوای دیگر اقدام شود؛ چراکه این امر سبب افزایش کیفیت حکمرانی شده و شکل گرفتن سرمایه اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="justify"&gt;قابل فهم است؟&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;نیما نامداری- http://mokhaalef.blogfa.com&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-5819191038686019728?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/04/blog-post_8039.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-8274522257247086696</guid><pubDate>Sun, 19 Apr 2009 09:17:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-04-19T02:19:44.242-07:00</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">محمدصادق الحسینی</category><title>از میرحسین چه میدانیم (1)</title><description>&lt;div class="postentry"&gt;          &lt;div class="snap_preview"&gt;&lt;p&gt;از امروز بخشی از سخنان مختلف میرحسین موسوی را که هم اکنون و یا در زمان نخست وزیری ایراد کرده روی وبلاگ می گذارم. دوستان هم می تونن در این امر مشارکت کنن. تا این کسانی که مدام می گویند میرحسین عوض شده، میرحسین هیچوقت سویالیست یا شبه کمونیست یا چپ نبوده، 20 سال از اون زمان گذشته و اینطوری میرحسین رو زیر سبیلی رد می کنن حقانیتشون معلوم بشه.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;بخش هایی از سخنان میرحسین در نازی آباد:&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;دغدغه اصلی میرحسین، استقلال است. شعاری که نه تنها در دنیا نخ نما شده بلکه در کشور هم محلی از اعراب ندارد. ما 30 سال است استقلال را چسبیده ایم و عقلانیت و اقتصاد و ازادی را فرو نهاده ایم. این چه شعاری است واقعا! (&lt;/strong&gt;این بخش از نظریات وی دقیقا شبیه نظریات و صحبت های احمدی نژاد است.)&lt;/p&gt; &lt;p&gt;“استقلال در کشور ما فرصت‌هاي بي‌نظيري ايجاد کرده که ارزش آن براي نسل جوان ما زماني آشکار مي‌گردد که بتوانيم شرايط قبل از انقلاب را براي آنان توصيف کنيم و گوشه اي از وضعيتي که در آن قرار داشته‌ايم را به آنان انتقال دهيم….ده‌ها هزار مستشار فرنگي و آمريکايي در شرکت‌ها، سازمان‌ها، نهاد‌ها و ادارات و کارخانجات حضور داشتند…&lt;br /&gt;دفاع مقدس و هشت سال ايستادن، خوف از مرگ، خوف از ايثار را در کشور ما از بين برد و مردم به خاطر ارزش‌هاي والا و براي حفظ کشور و اسلام در برابر مرگ ايستادند و اين هراس را يک‌باره در ذهن خود از بين بردند…. نخست وزير دوران جنگ تحميلي با بيان اينکه استقلال تنها به يک ملت سرافرازي نمي بخشد، تصريح کرد: در سايه‌ي استقلال فرصت هاي عظيمي براي رشد، تعالي ، پيشرفت و توسعه کشور بوجود خواهد آمد. بدون استقلال و دفاع مقدس که چنين سرمايه‌اي را در کشور بوجود آورده ، امکان پيشرفت و ما در تکنولوژي هسته اي و صنايع موشکي امکان پذير نبود.فرصت پرداختن به اين تکنولوژي ها تنها در سايه استقلال يک کشور مي تواند امکان پذير باشد.”&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;اسلام ناب محمدی، اصطلاحی که دقیقا مربوط به گفتمان دهه 50 و 60 است یکی از اصطلاحاتی است که در سخنرانی موسوی بیشترین تعداد تکرار شدن را دارد. اسلام ناب هم یعنی اسلامی که با سرمایه داری جهانی و با  سرمایه داری خدانشناس و با مرفهین بی درد مخالف است!!(چرا مرفه باید درد داشته باشه؟؟!)&lt;/strong&gt; (شبیه سخنان احمدی نژاد)&lt;/p&gt; &lt;p&gt;“وي به تشريح اسلام ناب محمدي از منظر امام خميني پرداخت و گفت: ايشان اين اسلام را اسلام رهايي بخش و اسلامي که پرچمداران آنرا&lt;strong&gt; مظلومان، پابرهنگان و فقراي جهان&lt;/strong&gt; هستند، عنوان مي‌کردند، اسلامي که طرفداران آن هميشه از مال و قدرت بي بهره بودند و يا اسلامي که در مقابل اسلام مقدس نماهاي متحجر مي ايستد ، و يا اسلامي که در مقابل &lt;strong&gt;سرمايه داري خدانشناس&lt;/strong&gt; مي ايستد و يا اسلامي که در مقابل &lt;strong&gt;اسلام مرفهين بي درد&lt;/strong&gt; قرار مي گيرد معرفي مي کرد….امام خميني(ره) با رفاه و مرفه مخالف نيستند اما با ثروت هاي باد آورده و&lt;strong&gt; مرفهين بي درد&lt;/strong&gt; که به مسائل کشور ، نظام و جامعه بي تفاوت هستند و &lt;strong&gt;دست در دست سرمايه گذاران جهاني&lt;/strong&gt; گذاشته اند ، مخالفند. او با رفاه و سرمايه اي که در خدمت توليد ، کار افريني و مردم باشد مخالفت ندارد بلکه&lt;strong&gt; با سرمايه داريي مخالف است که در خدمت سرمايه هاي بين المللي&lt;/strong&gt; براي غارت سرمايه هاي کشوري است. ايشان به هيچ وجه بدنبال قطبي کردن رابطه کارگر و کارفرما نيست او &lt;strong&gt;مخالف جامعه اي است که در آن همه چيز کالايي ، پولي و يا قابل خريد و فروش&lt;/strong&gt; است حتي آبرو و عزت مردم….اسلام ناب محمدي از برنامه ريزي استقبال مي کند و اسلام ناب نمي تواند مخالف سازمان برنامه ريزي کشور باشد.”&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;strong&gt;تفکر برنامه ریزی مرکز گرای منسوخ شده، تفکری که حتی منابع کمیاب را نمی داند چیست!، تفکری که نظام توزیعی و تخصیصی رو نمی فهمه، نمی فهمه که نظام قیمت هاست که کالای کمیاب رو تخصیص می ده نه دولت!! کی می تونه ادعا کنه که این تفکر بویی از آزادی و بویی از آزادی اقتصادی و بویی از نظام اقتصادی درست برده.&lt;/strong&gt; (این بخش که دیگه شباهت بسیاری با گفتار احمدی نژاد دارد. )&lt;/p&gt; &lt;p&gt;“ما منابع بی نهایتی نداریم. ما منابع کمی داریم برای اینکه هزینه بکنیم… منابع کمیاب به چیزی می گن که همه مردم به دلیل کم بودنش نمی تونن از اون کامل استفاده کنن و نظام مجبوره اون رو تخصیص بده و بگه یک مقدار اینجا، یک مقدار اونجا و در جامعه پخش بکنه.”&lt;/p&gt; &lt;p&gt;**اگر کسی حالش رو داره جملات مشابه احمدی نژاد رو می شه به این متن اضافه کرد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;محمدصادق الحسینی- http://alhosseini.org/&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-8274522257247086696?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/04/1.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-115780029676210116</guid><pubDate>Sun, 19 Apr 2009 09:14:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-04-19T02:17:45.695-07:00</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">علی دادپی</category><title>حمایت از تولید داخلی: برنامه یا هدف</title><description>&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;“آقای موسوی و کارشناسان اقتصادی نزدیک به ایشان، مثل خود شما، حمایت از تولیدات داخلی را طرح می‏کنید. این مساله را چگونه پیش خواهید برد که مانع پیوند اقتصاد ایران با اقتصاد جهانی نشود؟&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;em&gt;آن‏چه که به عنوان مهم‏ترین اشکال می‏توان ، به‏ویژه در مورد جهت‏گیری‏های چند ساله‏ی اخیر، ذکر کرد، این بوده که در الگویی که برای تعامل با دنیا انتخاب شده، به طرز غیرمتعارفی روی صدور مواد خام تمرکز کرده‏ایم و تبدیل شده‏ایم به یک بازار بی‏دفاع برای محصولات عمدتا مصرفی کشورهای دیگر.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;em&gt;آن‏چه که امید می‏رود در دولت بعدی اصلاح شود این است که ما به جای این که وارد کننده‏ی کالاهای ساخته‏ شده‏ی قابل تولید در داخل باشیم‏، وارد کننده‏ی فن‏آوری‏های نوین باشیم. بنیه‏ی تولید ملی را ارتقاء بدهیم و به بازیگران مولد اقتصادی اطمینان بدهیم که دولت کاملا حامی ‏آن‏ها خواهد بود و فضایی را ایجاد کنیم که تولید کننده‏ها به سمت سرمایه‏گذاری‏های مولد متمایل بشوند”….برگرفته از مصاحبه دکتر فاتح و دکتر فرشاد مومنی با رادیو زمانه&lt;/em&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;em&gt;” نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس ادامه داد: حمایت ازتولید داخلی یکی دیگر از سیاست‌های بنده است و زمان جنگ هم این مساله را دنبال کردم و تعداد موافقت‌های اصولی در آن زمان می‌تواند نشان‌دهنده‌ی این مساله باشد و طبیعی است که در شرایط فعلی این امر به شکل قوی‌تری صورت خواهد گرفت. این افتخاری برای ما نیست که مثلا پسته‌ی کالیفرنیایی در آجیل‌های ما قرار داشته باشد و البته این صرفا یک مثال ملموس است و ادامه‌ی آن را می‌توانیم در بخش‌های صنعتی و غیره دنبال کنیم.&lt;br /&gt;موسوی در ادامه استفاده از مزیت‌های بیرون بودن از سازمان تجارت جهانی را یکی دیگر از برنامه‌های خود در این زمینه عنوان کرد و گفت: البته این حرف بدین معنی نیست که موافق ورود به سازمان تجارت جهانی نیستم اما الان &lt;/em&gt;&lt;em&gt;که بیرون از آن هستیم، مزیت‌هایی برای ما وجود دارد که باید از آن استفاده کنیم.”… سایت قلم نیوز&lt;/em&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt; مطالب بالا بخشی از نکاتیست که در روزهای گذشته در مصاحبه ها و مطبوعات مطرح شده است. و البته باعث پرسشهایی می شوند:&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;1. جناب دکتر مومنی بر مبنای چه آماری می گویند ما طی سالهای گذشته به صادر کننده مواد خام و وارد کننده صرف محصولات تولیدی تبدیل شده ایم؟ بنظر می رسد حداقل در برخی از صنایع در حال صادرات هم هستیم.&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;2. منظور از حمایت از تولید داخلی چیست؟ آیا منظور این است که دولت مانند دهه  اول انقلاب در جزئیات زندگی صنعتی و اقتصادی اجازه مداخله داشته باشد و یک سیستم عریض و طویل اداری مسوول این باشد که تعیین کند آیا کشاورزی که برای مزرعه اش محتاج یک ماشین بسته بندی است باید این ماشین را به قیمت معین از تولید کننده داخلی بخرد و نتواند ماشین بسته بندی ارزان قیمتی را که در خارج از کشور با کیفیت بهتر پیدا کرده است وارد کند؟ امیدوارم سروران ارجمند فراموش نکرده باشند که در دهه هایی نه چندان دور صدها فعال اقتصادی ماهها و سالها منتظر صدور چنین مجوزهایی بودند و چه سرمایه ها و امیدهایی که در راهروهای پر پیچ و خم ادارات نابود نشدند.&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;3.  آیا صرف اینکه کالایی در داخل کشور قابل تولید است باید به هر قیمت ممکن آنرا در داخل تولید کرد؟ اگر به مزیت نسبی اقتصادی کشورها توجه کنیم متوجه می شویم کالاها در کشورهایی تولید می شوند که هزینه تولید در آنها کمترین است. به این ترتیب اگرفرضا  در کشورما  تولید کالایی  1000 دلار هزینه دارد و همین کالا در کشور دیگری با 500 دلار تولید می شود آیا بهتر نیست ما منابعمان را صرف تولید این کالا نکنیم؟ حتی در صورت تولید این کالا قیمتی که برای تولید کننده داخلی آن  به صرفه خواهد بود به مراتب از قیمتهای بین المللی بالاتر خواهد بود. حال اگر دولت بخواهد از طریق پرداخت یارانه به تولید کننده قیمت تمام شده را کاهش دهد تا متقاضی داخلی آنرا بخرد و در راهروهای وزارت صنایع و وزارت بازرگانی بدنبال کسب مجوز وارد کردن کالای ارزانتر خارجی ندود، تولید کننده داخلی مانند سالهای دهه شصت و هفتاد انگیزه ای برای بهبود کیفی کالا ندارد و دوباره بخش عمده ای از منابع کشور در دور باطل سیستم اداری و یارانه های انگیزه کش به هدر خواهد رفت.&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;4. نه این افتخاری برای ما نیست که پسته کالیفرنیایی در آجیلمان باشد. ولی اگر پسته کالیفرنیایی فرضا کیلویی 100 دلار باشد و پسته ما را کیلویی 200 دلار بخرند. چرا پسته خودمان را صادر نکنیم و پسته کالیفرنیایی وارد نکنیم؟ در اقتصاد بحث بر سر ارزش افزوده و رشد اقتصادی و گسترش بازارهاست و نه بر سر افتخار ناشی از خوردن پسته ایرانی.&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;5. فرموده اند که به بازیگران عرصه اقتصاد اطمینان می دهند که دولت حامی ایشان است. اما چگونه حمایتی و به چه بهایی؟ آیا این مجوزیست برای دولت برای ایفای نقش برادر بزرگتر و مداخله در همه بازارهای کشور؟  یا قولیست جهت حمایت از گسترش بازار محصولات ایرانی و تسهیل تبادلات؟ آیا این حمایت دوباره به صورت رانت وامهای ارزان قیمت ظاهر خواهد شد که باعث رقابت برای کسب رانتهای دولتی می شود و نه ارتقاء کیفیت تولید و نه گسترش بازارها؟ امروزه هیچ دولتی و هیچ کاندیدایی ادعای عدم حمایت از تولید کننده داخلی را ندارد. ارائه جزئیات برنامه اقتصادی کاندیداها باعث می شود تا با اولویتهای ایشان دراینباره آشنا شویم.&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;در پایان به نظر می رسد این سروران با  باورهای قرن نوزدهمی و ادبیات قرن بیستمی به مقابله با چالشهای اقتصاد جهانی شده قرن بیست و یکمی می روند. امروز موفقیت ما در اقتصاد جهانی شده در گرو گسترش مشارکتها و استفاده بهینه از مزیتهای استراتژیک و نسبی اقتصادیست و نه در دنبال کردن باورهای اقتصادی  گذشته.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;علی دادپی- http://microeconomics.wordpress.com/&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-115780029676210116?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/04/blog-post_19.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-8009432455922586153.post-5208143162067277138</guid><pubDate>Sun, 19 Apr 2009 08:10:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-04-19T02:12:10.673-07:00</atom:updated><title>آغاز</title><description>این سایت قصد دارد تا به نقد افکار، اندیشه ها و اعمال میرحسین موسوی در گذشته و حال تا انتخابات ریاست جمهوری بپردازد. همچنین قصد بر آن است تا تمامی لینک هایی که در وب فارسی به نقد متین و دقیقی از میرحسین موسوی دست زده اند نیز در این وبسایت جمع آوری شود.&lt;br /&gt;برای نوشتن مطلب در این وبلاگ یا معرفی لینک هایی در این زمینه هم می توانید از بخش کامنت ها و هم از طریق ایمیل سایت اقدام نمایید.&lt;br /&gt;شایان ذکر است دغدغه اصلی گردانندگان سایت، مباحث و مسایل اقتصادی است، اما این به معنای آن نیست که از سایر حوزه و جنبه ها غافل می مانیم.&lt;br /&gt;همچنین نیازی به بیان آن نیست که ما با ریاست جمهوری میرحسین موسوی مخالف نیستیم، با اندیشه های وی مخالفیم. و حداقل کاری که این وبسایت می تواند انجام دهد، اصلاح اندیشه های میرحسین و تبدیل او به کسی جز خودش است!&lt;br /&gt;این سایت به هیچ گروه، نهاد، حزب، کاندیدا و یا ارگانی وابسته نیست و مسئولیت نوشته ها با نویسندگان آن است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;مخالفان اندیشه های میرحسین&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8009432455922586153-5208143162067277138?l=www.antimirhossein.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.antimirhossein.com/2009/04/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (--)</author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></item><language>en-us</language><media:rating>nonadult</media:rating></channel></rss>
