<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>وب نوشت های یک انتروپوید</title>
<link>https://mr-anthropoid.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 24 Feb 2011 07:22:03 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>البته که انتروپوید همچنان باقیست !</title>
<link>https://mr-anthropoid.blogfa.com/post/126</link>
<description>به پایان آمد این دفتر. باس برم یه دفتر دیگه بخرم مخشامو توش بنویسم.</description>
<pubDate>Thu, 24 Feb 2011 07:22:03 +0330</pubDate>
<dc:creator>mr-anthropoid</dc:creator>
<guid>mr-anthropoid.blogfa.com/post/126</guid>
</item>
<item>
<title>&quot;توضیحات ِ واضحات&quot; یا &quot;وداع در ساعت ِ 00:00&quot;</title>
<link>https://mr-anthropoid.blogfa.com/post/125</link>
<description>بالاخره شمارش معکوس به صفر رسید و وقت رفتن ِ . اما دلیل اینکه دارم میرم : از اون جایی که اهل منزل دارن میرن مشهد (یعنی پیشاپیش رفتن) و خوب به دنبال اونا خود ِ منزل هم داره منتقل میشه (که کار من هم با خود ِ منزل ِ. وگرنه ما رو چه کار است با اهلش ؟) اینجانب، حضرت انتروپوید علیه الرحمه بی منزل شده و ناگذیر (گزیر؟) هستم به خونه ی دانشجویی برم و اونجا هم نه خبری از پی سی هست و نه لپ تاب. نیاین بگین خوب از کافی نت یا سایت دانشگاه به روز کن، که نمیشه! چون نه</description>
<pubDate>Sat, 23 Oct 2010 14:39:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mr-anthropoid</dc:creator>
<guid>mr-anthropoid.blogfa.com/post/125</guid>
</item>
<item>
<title>در راستای وبلاگی که داریم !</title>
<link>https://mr-anthropoid.blogfa.com/post/124</link>
<description>نیگا این دم آخری نمی ذارن به حال خودمون باشیما. به جان خودم نباشه به جان شوما قرار بود این پست آخر باشه ولی به یه بازی دعوت شدم که به علت جالبیش نشد که لبیک نگم. این جوری شد که این پست به بازی اختصاص پیدا می کنه و اگه خدا بخواد و باز دوباره ما رو از مسیر منحرف نکنن پست بعدی بساطمو جمع می کنم میرم پی کارم(لنگه کفش حضار). و این هم بازی : ۱) اگر وبلاگتان آدم بود چه جنسیتی داشت ؟ دختر یا پسر ؟ (این موضوع ربطی به جنسیت صاحب وبلاگ ندارد.) فکر کنم اون مستر ِ توی</description>
<pubDate>Wed, 20 Oct 2010 21:40:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mr-anthropoid</dc:creator>
<guid>mr-anthropoid.blogfa.com/post/124</guid>
</item>
<item>
<title>طرفین ذینفع</title>
<link>https://mr-anthropoid.blogfa.com/post/123</link>
<description>واقعا چیزی نبوده که بخوام تعریف کنم- نه که این قضیه جدی نبوده یا مهم نبوده، فقط یک جورهایی خُب جالب بود. انگار همه ی آدم ها، همه از دم، می خواستند به ریش ما بخندند. مدام می گفتند من و روتی برای ازدواج خیلی جوانیم. روتی، خُب او هفده سالش بود و من هم تقریبا بیست ساله بودم. بله، درست است. آدم در این سن و سال خیلی جوان است، ولی این مال وقتی است که نداند می خواهد چه کار بکند؛ نه وقتی که اوضاع بین دو نفر آدم بر وفق مراد است.</description>
<pubDate>Tue, 19 Oct 2010 17:28:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mr-anthropoid</dc:creator>
<guid>mr-anthropoid.blogfa.com/post/123</guid>
</item>
<item>
<title>رونمایی از بنر ِ دوران غیبت و ...</title>
<link>https://mr-anthropoid.blogfa.com/post/122</link>
<description>1 - آقایان خانم ها... این شما و این بنر ِ دوران ِ غیبت یک انتروپوید (تشویق حضار:دی)... در بنر جدید حق تو گوشی زدن به این وبلاگ از شما خواننده ی عزیز سلب شده. باشد که دوستش بدارید و ماچش کنید :دی و این هم برای دوستانی که اصرار داشتند بنر رو عوض نکنم : بنر اول + بنر دوم 2 - خوب در این لحظات ملکوتی پیش از پست 0 و خدا حافظی توجه شما را به مصاحبه ی آن کات ِ خودم با کودک فهیم جلب می کنم و از ایشان هم به خاطر اینکه یک آدم‌نما رو داخل آدم حساب کردند تشکر می کنم! 3</description>
<pubDate>Sat, 16 Oct 2010 13:30:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mr-anthropoid</dc:creator>
<guid>mr-anthropoid.blogfa.com/post/122</guid>
</item>
<item>
<title>کرگردن ِ فهیم !!</title>
<link>https://mr-anthropoid.blogfa.com/post/121</link>
<description>دو تقدیمی به دو بلاگر... اولی تقدیم میشه به شهریار بلاگستان، کرگدن ِ اعظم : و دومی هم تقدیم میشه به کودک فهیم : پ.ن: &gt;&gt; 2</description>
<pubDate>Sat, 09 Oct 2010 14:36:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mr-anthropoid</dc:creator>
<guid>mr-anthropoid.blogfa.com/post/121</guid>
</item>
<item>
<title>تجدید ناب شهریور</title>
<link>https://mr-anthropoid.blogfa.com/post/120</link>
<description>خنده سر داده رند و بازیگوش بگذار این رفوزگی هم روش ذهن شاگرد خنگ فاجعه است خنگ شاگرد در مراجعه است* تقدیم به تمام رفوزگان : * از &quot;عشق همیشه در مراجعه است&quot; ِ نامجو . پ.ن: &gt;&gt; 3</description>
<pubDate>Wed, 06 Oct 2010 20:38:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mr-anthropoid</dc:creator>
<guid>mr-anthropoid.blogfa.com/post/120</guid>
</item>
<item>
<title>آنها که خود می دانند !!</title>
<link>https://mr-anthropoid.blogfa.com/post/118</link>
<description>تقدیم می شود به ... (خودتان بیابید پرتغال فروش را!) پ.ن: شمارش معکوس غیبت کبرای من و تعطیلی وبلاگ شروع شد. علی الحساب &gt;&gt; 4</description>
<pubDate>Tue, 05 Oct 2010 16:54:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mr-anthropoid</dc:creator>
<guid>mr-anthropoid.blogfa.com/post/118</guid>
</item>
<item>
<title>حال همه ی پرنده ها خوب است...</title>
<link>https://mr-anthropoid.blogfa.com/post/117</link>
<description>سلام حال همه ی پرنده ها خوب است فقط خیال کوچ پرستو ها گاهی دستمالم را مرطوب می کند حالا حتما باید از چیزی بنویسم مثلا خاطره ای رویایی و یا حتی گلایه ای اما تا یادم نرفته بنویسم زمین اینجا کنار من نشسته و پاهایش را به اندازه ی تمام گلیم های جهان درازتر کرده و من چقدر نگرانم ... * * بکتاش آبتین</description>
<pubDate>Mon, 04 Oct 2010 09:35:51 +0330</pubDate>
<dc:creator>mr-anthropoid</dc:creator>
<guid>mr-anthropoid.blogfa.com/post/117</guid>
</item>
<item>
<title>All of my Family</title>
<link>https://mr-anthropoid.blogfa.com/post/116</link>
<description>خانواده فراتر از پیوند خونیـ ـه. با اعتماد ارتباط داره. با عشق در ارتباطه. کسانی که تو رو به آغوش می کشند. واقعیت تو رو. بدون هیچ شرطی.</description>
<pubDate>Sat, 02 Oct 2010 15:27:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mr-anthropoid</dc:creator>
<guid>mr-anthropoid.blogfa.com/post/116</guid>
</item>
</channel>
</rss>
