<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>نيشابور - شهر قلمدانهاي مرصع</title>
	<atom:link href="http://ney.bre.ir/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://ney.bre.ir</link>
	<description>یک وبلاگ دیگر با وردپرس</description>
	<lastBuildDate>Mon, 25 Jul 2011 11:30:20 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.2.1</generator>
		<item>
		<title>دستگیری مظنونان سرقت مسلحانه طلا‌فروشی نیشابور</title>
		<link>http://ney.bre.ir/1390/05/03/%d8%af%d8%b3%d8%aa%da%af%d9%8a%d8%b1%d9%8a-%d9%85%d8%b8%d9%86%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d9%82%d8%aa-%d9%85%d8%b3%d9%84%d8%ad%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b7%d9%84%d8%a7%e2%80%8c%d9%81%d8%b1%d9%88/</link>
		<comments>http://ney.bre.ir/1390/05/03/%d8%af%d8%b3%d8%aa%da%af%d9%8a%d8%b1%d9%8a-%d9%85%d8%b8%d9%86%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d9%82%d8%aa-%d9%85%d8%b3%d9%84%d8%ad%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b7%d9%84%d8%a7%e2%80%8c%d9%81%d8%b1%d9%88/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Jul 2011 11:28:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید چابکی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار نيشابور]]></category>
		<category><![CDATA[سرقت 30 كيلو طلا]]></category>
		<category><![CDATA[سرقت طلافروشي]]></category>
		<category><![CDATA[مظنون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ney.bre.ir/?p=147</guid>
		<description><![CDATA[فرماندهی انتظامی نیشابور گفت: ۵ نفر مظنون سرقت مسلحانه یک واحد طلا&#8204;فروشی شهر دستگیر شدند. سرهنگ محمدحسن امیری اظهار داشت: ماموران آگاهی شهرستان به دنبال این سرقت وارد عمل شده و با استفاده از سرنخ&#8204;های موجود پنج نفر مظنون را دستگیر کردند و مورد بازجویی قرار دادند. وی افزود: اکنون کار روی مظنون بعدی ادامه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="right">فرماندهی انتظامی نیشابور گفت: ۵ نفر مظنون سرقت مسلحانه یک واحد طلا&zwnj;فروشی شهر دستگیر شدند.</p>
<p>
سرهنگ محمدحسن امیری اظهار داشت: ماموران آگاهی شهرستان به دنبال این سرقت  وارد عمل شده و با استفاده از سرنخ&zwnj;های موجود پنج نفر مظنون را دستگیر  کردند و مورد بازجویی قرار دادند. <br />
وی افزود: اکنون کار روی مظنون بعدی ادامه دارد و دوربین&zwnj;های سطح شهر در حال کنترل است. <br />
فرماندهی انتظامی نیشابور خاطرنشان کرد: به هنگام سرقت پرسنل حاضر در محل  به&zwnj;خاطر تردد بسیار مردم در محل چهارراه انقلاب نتوانستد از تیر مستقیم  استفاده کنند و برای پرهیز از برخورد گلوله&zwnj;ها با حتی یک نفر بی&zwnj;گناه اقدام  به شلیک تیر هوایی می&zwnj;کنند. <br />
عضو شورای تامین نیشابور خاطرنشان کرد: البته ماشین گشت اقدام به تعقیب  سارقان می&zwnj;کند که در نهایت به خاطر شلوغی خیابان و موانع این اقدام ناموفق  می&zwnj;ماند. </p>
<p>امیری ادامه داد: وقتی درب طلا فروشی به عوض اینکه با کلید ریموت باز و  بسته شود مثل یک مغازه خوار و بار فروشی باز است، هوس سرقت در ذهن سارقان  شکل می&zwnj;گیرد. </p>
<p>وی اظهار داشت: به زودی تحقیقات تکمیلی در اختیار مردم قرار می&zwnj;گیرد. </p>
<p>فرماندهی انتظامی نیشابور با اظهار تاسف از واقعه رخ داده شده ضمن اذعان به  اینکه پرسنل انتظامی حاضر در محل باید شدت بیشتری به خرج می&zwnj;داد، یادآور  شد: این ملاحظات ریشه در برخی مسائل دارد؛ چندی پیش یک نفر از پرسنل به  خاطر استفاده قانونی از سلاح دچار مشکلاتی شد که فعلا با قرار وثیقه ۸۰  میلیون تومانی آزاد است.</p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ney.bre.ir/1390/05/03/%d8%af%d8%b3%d8%aa%da%af%d9%8a%d8%b1%d9%8a-%d9%85%d8%b8%d9%86%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d9%82%d8%aa-%d9%85%d8%b3%d9%84%d8%ad%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b7%d9%84%d8%a7%e2%80%8c%d9%81%d8%b1%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مردم نیشابور خواستار مرکزیت استان</title>
		<link>http://ney.bre.ir/1390/03/11/%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%86%db%8c%d8%b4%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://ney.bre.ir/1390/03/11/%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%86%db%8c%d8%b4%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Jun 2011 13:32:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید چابکی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نيشابور مركز استان خراسان مركزي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ney.bre.ir/?p=143</guid>
		<description><![CDATA[خبری &#8211; اجتماعی:* جمعی از مردم نیشابور در واکنش به تحرکات منطقه ای خراسان و جهت احقاق حق خود در تقسیم مجدد خراسان طی طوماری خطاب به رییس دولت خواستار ارتقای شهرستان نیشابور به مرکزیت استان شدند- در این نامه که به امضای جامعه فرهنگیان-اصناف-دانشجویان-ایثارگران و اقشار مختلف جامعه رسیده است ضمن اشاره به تاریخ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="right">
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA" style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="RTL"><img width="501" height="356" src="http://www.irupload.ir/images/7tb4vr0pvz3g53q87luh.jpg" alt="" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA" style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="RTL"><img width="502" vspace="0" hspace="0" height="427" border="0" src="http://www.irupload.ir/images/1pswmwkucflabrwe84k.jpg" alt="نامه مردم نیشابور به رییس جمهور- عکس از ستاد نمازجمعه" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span lang="FA" style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="RTL"><span style="color: rgb(255, 0, 0);">خبری &#8211; اجتماعی:</span>* جمعی از مردم نیشابور در واکنش به تحرکات منطقه ای خراسان و جهت احقاق حق خود در تقسیم مجدد خراسان طی طوماری خطاب به رییس دولت خواستار ارتقای شهرستان نیشابور به مرکزیت استان شدند- در این نامه که به امضای جامعه فرهنگیان-اصناف-دانشجویان-ایثارگران و اقشار مختلف جامعه رسیده است ضمن اشاره به تاریخ &#8211; تمدن و سوابق درخشان علمی و فرهنگی نیشابور-به توانمندیهای منحصر به فرد صنعتی-جمعیتی-اقتصادی و اجتماعی-نقش پررنگ این شهرستان در انقلاب اسلامی ایران با تقدیم نمودن ۲۳۰۰ شهید و هزاران جانباز و ایثارگر و سایر فاکتورها- مزیت ها و قابلیت ها<span>&nbsp; </span>از دکتر محمود احمدی نژاد رییس جمهور ایران به عنوان نماد عدالت-ایثار-تلاش و پشتکار یاد کرده و درخواست خود را مبنی بر ارتقای شهرستان نیشابور به مرکزیت استان از ایشان و دولت عدالت محور خواستار شدند- این طومار که رونوشت آن به وزارت کشور- استانداری خراسان رضوی- دفتر نماینده ولی فقیه و امام جمعه نیشابور- معاونت استانداری و فرمانداری ویژه نیشابور- نمایندگان شهرستان در مجلس شورای اسلامی و همچنین شورای اسلامی شهر نیشابور تقدیم شده است اولین درخواست رسمی مردمی پس از گذشت ۷ سال از تقسیم ناعادلانه خراسان جهت تحقق مرکزیت استان نیشابور می باشد-شایان ذکر است که شهرستان بزرگ نیشابور از سال ۸۳ به رتبه معاونت استانداری ارتقا یافت و اکنون با دارا بودن بیش از نیم میلیون جمعیت-۱۰ شهر-۴۵۰ روستا- ۲ شهرستان مستقل- ۲شهرستان اقماری و ۲ شهرستان در دست تصویب- صنایع عظیم صنعتی-کشاورزی و باغداری گسترده-مراکز مهم و بزرگ توریستی- موقعیت ممتاز جغرافیایی و ارتباطی جاده ای و ریلی- مراکز مهم دانشگاهی- معاونت های سازمانی و اداره کلی- و ده ها ویژگی ممتاز دیگر به عنوان قطب اقتصادی-فرهنگی-اجتماعی و سیاسی خراسان رضوی بعد از مشهد مطرح است به طوریکه جمعیت این شهرستان از برخی مراکز استانها نظیر: سمنان- بیرجند- ایلام- شهرکرد- بجنورد- بوشهر- یاسوج و. . . نیز بیشتر بوده و به حق نیازمند توجه ویژه دولت جهت ارتقا به مرکزیت استان می باشد- لذا امیدواریم در دولت عدالت محور دهم و در زمان تصدی جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد شاهد تحقق خواسته دیرینه مردم نیشابور (مرکزیت استان خراسان مرکزی) که امروز عملا از ایشان درخواست شده است باشیم/ انشاالله</span></p>
<p align="right" style="text-align: justify;"><span lang="FA" style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="RTL">مطلب فوق برگرفته از وبلاگ نیشابور سرزمین بینالود می باشد</span></p>
<p align="right" style="text-align: justify;"><span lang="FA" style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="RTL">به توجه به حساسیت دوره ای که در حال حاضر در آن هستیم تصمیم به انتشار مطالبی در خصوص استان شدن نیشابور نمودم .</span></p>
<p align="right" style="text-align: justify;"><span lang="FA" style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="RTL">از این پس منتظر مطالب ما در این زمینه باشید</span></p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ney.bre.ir/1390/03/11/%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%86%db%8c%d8%b4%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ویژگیهای شعر خیام</title>
		<link>http://ney.bre.ir/1389/02/28/vizhegy-sher-khayyam/</link>
		<comments>http://ney.bre.ir/1389/02/28/vizhegy-sher-khayyam/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 18 May 2010 16:05:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید چابکی</dc:creator>
				<category><![CDATA[خيام]]></category>
		<category><![CDATA[ابر شهر]]></category>
		<category><![CDATA[قالب رباعی]]></category>
		<category><![CDATA[قلمدان هاي مرصع]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگیهای شعر خیام]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب الزیج المکشاهی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب تاريخ نيشابور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ney.bre.ir/1389/02/28/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%85/</guid>
		<description><![CDATA[شعر خیام، در قالب رباعی، شعری کوتاه، ساده و بدون هنرنمایی های فضل فروشانه و در عین حال حاوی معانی عمیق فلسفی و حاصل اندیشه آگاهانه متفکری بزرگ در مقابل اسرار عظیم آفرینش است. تعداد واقعی رباعیات خیام را حدود هفتاد دانسته اند، حال آن که بیش از چند هزار رباعی به او نسبت داده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="right">شعر خیام، در قالب رباعی، شعری کوتاه، ساده و بدون هنرنمایی های فضل فروشانه و در عین حال حاوی معانی عمیق فلسفی و حاصل اندیشه آگاهانه متفکری بزرگ در مقابل اسرار عظیم آفرینش است. تعداد واقعی رباعیات خیام را حدود هفتاد دانسته اند، حال آن که بیش از چند هزار رباعی به او نسبت داده می شود. در دنیای ادب و هنر بیرون از مرزها، خاصه در جهان انگلیسی زبان، خیام معروف ترین شاعر ایرانی است که شهرتش از محافل علمی و ادبی بسیار فراتر رفته است. این شهرت مرهون ترجمه رباعیات او به وسیله ادوارد فیتز جرالد شاعر انگلیسی است. اوست، که در قرن نوزدهم میلادی، افکار بزرگ فیلسوف و شاعر را به جهانیان شناساند و موجب توجه همگان به این اعجوبه علم و هنر گردید.</p>
<p>در حدود دوازده اثر از خیام در علم و فلسفه به جای مانده است، اما همین آثار اندک، وی را در سراسر جهان به شهرت رسانده است. از مهمترین آنها کتاب جبر اوست که بهترین اثر در نوع خود در ریاضیات است. از دیگر آثار او می توان به رساله فی شرح ما اشکال من مصادرات اقلیدس، رساله فی ابراهین علی المسائل الجبر و المقابله (جبر خیام)، میزان الحکم رساله الکون و التکلیف، الجواب عم ثلاث مسائل اضیاء العقلی، رساله فی الوجود، رساله فی کلیه الوجود، نوروزنامه و کتاب الزیج المکشاهی که به رومی نیز ترجمه شده است.</p>
<p>
اشعار خیام بیشتر به زبان پارسی و تازی هستند مضمون عمده رباعیات خیام شک و حیرت، توجه به مرگ و فنا و تذکر در مورد مغتنم شمردن عمر آدمی است.</p>
<p>خیام در سال ۵۱۷ ه.ق چشم از جهان فرو بست. وی را در زادگاهش نیشابور به خاک سپردند. آرامگاه این شاعـر بزرگ و ریاضی دان مشهور ایرانی، در باغـی در نـیشابور است.</p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ney.bre.ir/1389/02/28/vizhegy-sher-khayyam/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رباعیات خیام</title>
		<link>http://ney.bre.ir/1389/02/28/robae-khayyam/</link>
		<comments>http://ney.bre.ir/1389/02/28/robae-khayyam/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 18 May 2010 14:02:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید چابکی</dc:creator>
				<category><![CDATA[خيام]]></category>
		<category><![CDATA[آبگینه]]></category>
		<category><![CDATA[ابر شهر]]></category>
		<category><![CDATA[این چرخ فلک]]></category>
		<category><![CDATA[تا دست به اتفاق]]></category>
		<category><![CDATA[تاريخ نيشابور]]></category>
		<category><![CDATA[رباعیات خيام]]></category>
		<category><![CDATA[سخن شنو]]></category>
		<category><![CDATA[قلمدان هاي مرصع]]></category>
		<category><![CDATA[نـشیند]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ney.bre.ir/1389/02/28/%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b9%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%8a%d8%a7%d9%85/</guid>
		<description><![CDATA[این چرخ فلک که ما در او&#160; حیرانیم &#160; فانوس&#160; خـیال&#160; از&#160; او&#160; مـثالی&#160;&#160; دانیم &#160; خورشید&#160; چراغ&#160; دان&#160; و عالم&#160; فانوس &#160; ما&#160; چـون&#160; صوریم&#160; کاندر او&#160; گردانیم &#160; &#8212;&#8212;- تا&#160; دست&#160; به&#160; اتفاق&#160;&#160; بر&#160; هم&#160;&#160; نزنیم &#160; پایی&#160; ز&#160; نشاط&#160; بر&#160; سر&#160; هم&#160;&#160; نزنیم &#160; خیزیم و دمی زنیم پیش از دم صبح [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="right"><span></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>این چرخ فلک که ما در او&nbsp; حیرانیم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>فانوس&nbsp; خـیال&nbsp; از&nbsp; او&nbsp; مـثالی&nbsp;&nbsp; دانیم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>خورشید&nbsp; چراغ&nbsp; دان&nbsp; و عالم&nbsp; فانوس</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>ما&nbsp; چـون&nbsp; صوریم&nbsp; کاندر او&nbsp; گردانیم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>&#8212;&#8212;-</span></font></p>
<p><font face="Tahoma" size="2"><span></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>تا&nbsp; دست&nbsp; به&nbsp; اتفاق&nbsp;&nbsp; بر&nbsp; هم&nbsp;&nbsp; نزنیم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>پایی&nbsp; ز&nbsp; نشاط&nbsp; بر&nbsp; سر&nbsp; هم&nbsp;&nbsp; نزنیم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>خیزیم و دمی زنیم پیش از دم صبح</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>کاین صبح بسی دمد که ما دم&nbsp; نزنیم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p></span></font></span><br />
<span></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>ایـام&nbsp; زمـانه&nbsp; از&nbsp; کسی&nbsp; دارد&nbsp; ننگ</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>کــو&nbsp; در غـم&nbsp; ایـام&nbsp; نـشیند&nbsp; دلتـنگ</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>می خور تو در آبگینه با ناله چنگ</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>ز آن پیش که&nbsp; آبگینه&nbsp; آید بر سنگ</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>&#8212;&#8212;-</span></font></p>
<p><font face="Tahoma" size="2"><span><span></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>صبح است دمی بر می گلرنگ زنیم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>وین شیشه نام و ننگ بر سنگ زنیم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>دست&nbsp; از امل&nbsp;&nbsp; دراز خـود بـاز کشیم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>در زلف دراز&nbsp; و&nbsp; دامن&nbsp; چنگ&nbsp; زنیم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>&#8212;&#8212;&#8212;</span></font></p>
<p><font face="Tahoma" size="2"><span><span></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>در پای اجل چو من سرافکنده شوم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>وز بیخ&nbsp; امید&nbsp; عمر&nbsp; بـرکنده&nbsp;&nbsp; شوم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>زینهار&nbsp; گلم&nbsp; بجز&nbsp; صراحی&nbsp; نـکنید</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>باشد که ز بوی می دمی زنده شوم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p><font face="Tahoma" size="2"><span>&#8212;&#8212;-</span></font><font face="Tahoma" size="2"><span><span></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>چـون&nbsp; نیست&nbsp; مـقام&nbsp; ما&nbsp; درین&nbsp; دهـر مـقیم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>پس بی می و معشوق خطایی است عظیم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>تـا کـی ز قدیـم&nbsp; و&nbsp; مـحدث&nbsp; امـیدم&nbsp; و&nbsp; بیـم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>چون&nbsp; من&nbsp; رفتم&nbsp; جهان چه محدث چه قدیم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>&nbsp;&#8212;-</span></font></p>
<p><font face="Tahoma" size="2"><span><span></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>من&nbsp; ظاهر&nbsp; نیستی&nbsp;&nbsp; و هستی&nbsp; دانم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>من&nbsp; باطن&nbsp; هر&nbsp; فراز و پستی&nbsp; دانم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>با این هـمه از دانش خود شرمم باد</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>گـر&nbsp; مرتبه ای&nbsp; ورای&nbsp; مستی&nbsp; دانم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>&#8212;&#8212;-</span></font></p>
<p><font face="Tahoma" size="2"><span></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>یک&nbsp;&nbsp; چند&nbsp; به کودکی&nbsp; به استاد&nbsp; شدیم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>یک&nbsp;&nbsp; چند&nbsp; ز استادی خود شاد&nbsp;&nbsp; شدیم</span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>پایان&nbsp;&nbsp; سخن&nbsp; شنو که ما را چه&nbsp; رسید </span></font></p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p align="center" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span>چون&nbsp; آب&nbsp; بر آمدیم و چون باد&nbsp; شدیم</span></font></p>
<p></span></font></span></span></font></span></span></font></span></span></font></span></span></font></span></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ney.bre.ir/1389/02/28/robae-khayyam/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۱۷ رباعی منتشر نشده از خیام</title>
		<link>http://ney.bre.ir/1389/02/28/robaee-khayyam-ney-17/</link>
		<comments>http://ney.bre.ir/1389/02/28/robaee-khayyam-ney-17/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 18 May 2010 13:59:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید چابکی</dc:creator>
				<category><![CDATA[خيام]]></category>
		<category><![CDATA[17 رباعی]]></category>
		<category><![CDATA[517]]></category>
		<category><![CDATA[530]]></category>
		<category><![CDATA[جُنگ]]></category>
		<category><![CDATA[خیام]]></category>
		<category><![CDATA[رباعیات]]></category>
		<category><![CDATA[سفینه رباعیات کهن]]></category>
		<category><![CDATA[سمرقندی]]></category>
		<category><![CDATA[نظامی عروضی]]></category>
		<category><![CDATA[چهار مقاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ney.bre.ir/?p=136</guid>
		<description><![CDATA[کتاب &#34;سفینه رباعیات کهن&#34; مشتمل بر آثار رباعی&#8204;سرایان مشهور سده&#8204;های گذشته به زودی منتشر می&#8204;شود و نکته قابل توجه کتاب در این است که ۴۴ رباعی به نام خیام در آن وجود دارد که ۱۷ مورد آن تاکنون در هیچ نسخه&#8204;ای دیده نشده است. به گزارش مهر، کتاب &#34;سفینه رباعیات کهن&#34; تصحیح مشترکی است از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="right"><span class="content" id="NewsDetail03_lblBody"><font size="2">کتاب &quot;سفینه رباعیات کهن&quot; مشتمل بر آثار رباعی&zwnj;سرایان مشهور سده&zwnj;های گذشته به زودی منتشر می&zwnj;شود و نکته قابل توجه کتاب در این است که ۴۴ رباعی به نام خیام در آن وجود دارد که ۱۷ مورد آن تاکنون در هیچ نسخه&zwnj;ای دیده نشده است.</p>
<p>به گزارش مهر، کتاب &quot;سفینه رباعیات کهن&quot; تصحیح مشترکی است از ارحام مرادی و محمدافشین وفایی که انتشارات سخن به زودی آن را در مجموعه &quot;گنجینه&zwnj; سفینه&zwnj;های کهن پارسی&quot; خود چاپ و توزیع می&zwnj;کند.</p>
<p>این کتاب در واقع اثری مشابه &quot;نزهه&zwnj;المجالس&quot; (تصحیح محمدامین ریاحی) است با این تفاوت که تاریخ نسخه قبلی (سفینه رباعیات کهن) قدیمی&zwnj;تر است. نسخه دستنویس این کتاب که شامل ۱۲۵۸ رباعی از رباعی&zwnj;سرایان سده&zwnj;های گذشته است، در کتابخانه آیت&zwnj;الله مرعشی (قم) نگهداری می&zwnj;شود.</p>
<p>در این جُنگ بیش از ۸۷۰ شعر با نام سراینده و ۳۸۶ رباعی هم بدون نام سراینده آنها ثبت شده است. حکیم عمر خیام، شیخ اوحدالدین کرمانی، شمس گنجه، جمال رزاق، خطیب هروی، زکی مراغی، سعد سلمان، سنایی، سوزنی سمرقندی، صدر خجندی، عائشه سمرقندی و شیخ شرف&zwnj;الدین از جمله رباعی&zwnj;سرایان بنامی هستند که در این کتاب آثاری از آنها وجود دارد.</p>
<p>اهمیت عمده این کتاب، پژوهش در رباعیات خیام است؛ در جُنگ &quot;سفینه رباعیات کهن&quot; 44 رباعی به نام خیام وجود دارد که ۱۷ مورد آن فقط در این جُنگ دیده می&zwnj;شود.</p>
<p>از آنجا که هیچ دیوان تنظیم&zwnj;شده&zwnj;ای توسط خود خیام یا دیگران در زمان کوتاهی پس از مرگ وی به دست نیامده&zwnj; است، در مورد تعداد این رباعی&zwnj;ها و نیز حقیقی یا جعلی بودن بعضی از آنها اختلاف نظر وجود دارد و تشخیص رباعیات اصیل خیام از رباعیات منسوب به او و در نتیجه اظهار نظر درباره تفکرات و جهان&zwnj;بینی این حکیم در دوران اخیر همواره مورد توجه محققان بوده است.</p>
<p>در منابع و متون مختلف تعداد رباعیات خیام بین ۱۰ رباعی تا ۱۲۰۰ رباعی در نوسان بوده است. خیام بین سالهای ۵۱۷ تا ۵۳۰ هجری قمری فوت کرد اما نخستین کتاب فارسی که از وی سخنی به میان آورد، چهار مقاله نظامی عروضی سمرقندی بود که حدود سالهای ۵۵۰ تألیف شد و با این حال در آن اشاره&zwnj;ای به شاعر بودن خیام نشده است.</p>
<p>حجم کتاب تصحیح شده &quot;سفینه رباعیات کهن&quot; حدود ۵۰۰ صفحه است و به زودی انتشارات سخن آن را به دست چاپ می&zwnj;سپارد.</font></span></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ney.bre.ir/1389/02/28/robaee-khayyam-ney-17/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خیام در ماه و خیامی ها</title>
		<link>http://ney.bre.ir/1389/02/28/khayyam-dar-mah/</link>
		<comments>http://ney.bre.ir/1389/02/28/khayyam-dar-mah/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 18 May 2010 11:52:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید چابکی</dc:creator>
				<category><![CDATA[خيام]]></category>
		<category><![CDATA[1892]]></category>
		<category><![CDATA[1893]]></category>
		<category><![CDATA[امین معلوف]]></category>
		<category><![CDATA[جمال‌زاده]]></category>
		<category><![CDATA[حفره‌های ماه]]></category>
		<category><![CDATA[خيامي ها]]></category>
		<category><![CDATA[خیام در ماه]]></category>
		<category><![CDATA[رباعیات عمرخیامی]]></category>
		<category><![CDATA[رمان]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه‌نگاران]]></category>
		<category><![CDATA[عمر خیام]]></category>
		<category><![CDATA[هتلی به نام خیام]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب تاريخ نيشابور]]></category>
		<category><![CDATA[کهکشان]]></category>
		<category><![CDATA[گرگ دریا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ney.bre.ir/?p=134</guid>
		<description><![CDATA[&#8226; یکی از حفره&#8204;های ماه به افتخار خیام &#171;عمر خیام&#187; نامیده شده&#8204; است. &#8226; در تونس هتلی به نام خیام ساخته شده &#8204;است. &#8226; &#171;انجمن عمر خیامی&#187; در سال&#160;1892 م. در لندن به نام &#171;عمرخیام کلوب&#187; یعنی انجمن عمر خیام تاسیس شد. موسسان این انجمن از نویسندگان و روزنامه&#8204;نگاران انگلیسی بودند. در سال&#160;1893 انجمن مذکور [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="right"><span class="content" id="NewsDetail03_lblBody"><font face="Tahoma" size="2">&bull; یکی از حفره&zwnj;های ماه به افتخار خیام &laquo;عمر خیام&raquo; نامیده شده&zwnj; است. <br />
&bull; در تونس هتلی به نام خیام ساخته شده &zwnj;است. <br />
&bull; &laquo;انجمن عمر خیامی&raquo; در سال&nbsp;1892 م. در لندن به نام &laquo;عمرخیام کلوب&raquo; یعنی انجمن عمر خیام تاسیس شد. موسسان این انجمن از نویسندگان و روزنامه&zwnj;نگاران انگلیسی بودند. در سال&nbsp;1893 انجمن مذکور با تشریفات خاصی دو عدد بوته گل سرخ بر سر مزار فیتز جرالد، مترجم رباعیات عمرخیامی گذاشته و سرلوحه&zwnj;ای که حاوی این نوشته بود در آنجا نصب کردند: &laquo;این بوته گل سرخ که در باغ کیو پرورده شده و تخم آنرا &quot;سیمپسن&quot; از سر مقبره عمرخیامی در نیشابور آورده است و به&zwnj;دست چندین تن از هواخواهان ادوارد فیتزجرالد از جانب انجمن عمرخیام غرس شد.&raquo;<br />
&bull; شهرک صنعتی خیام در نزدیکی نیشابور به نام خیام نامگذاری شده &zwnj;است.<br />
&bull; نام یکی از ایستگاه&zwnj;های قطار که فاجعه قطار نیشابور در آن&zwnj;جا رخ داد، خیام نام داشت. <br />
&bull; خیام یکی از موضوعات بحث میان دو تن از شخصیت&zwnj;های رمان &laquo;گرگ دریا&raquo; نوشته جک لندن است.<br />
&bull; وی شخصیت اصلی رمان &laquo;سمرقند&raquo; نوشته امین معلوف است. <br />
&bull; در سال&nbsp;1980 سیارکی در کهکشان کشف و به نام خیام (عمر خیام ۳۰۹۵) نام&zwnj;گذاری شد. <br />
&bull; خیام یکی از شخصیت&zwnj;های داستان &laquo;معصومه شیرازی&raquo; اثر محــمد&zwnj;علی جمال&zwnj;زاده است.</font></span></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ney.bre.ir/1389/02/28/khayyam-dar-mah/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آثار خیام</title>
		<link>http://ney.bre.ir/1389/02/28/asar-khayam/</link>
		<comments>http://ney.bre.ir/1389/02/28/asar-khayam/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 18 May 2010 09:46:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید چابکی</dc:creator>
				<category><![CDATA[خيام]]></category>
		<category><![CDATA[آثار خیام]]></category>
		<category><![CDATA[ابن سینا]]></category>
		<category><![CDATA[امام موفق نیشابوری]]></category>
		<category><![CDATA[جبر و مقابله]]></category>
		<category><![CDATA[خواجه نظام‌الملک]]></category>
		<category><![CDATA[قلمدان هاي مرصع]]></category>
		<category><![CDATA[لوازم الامکنة]]></category>
		<category><![CDATA[مردم نيشابور]]></category>
		<category><![CDATA[ملک‌شاه سلجوقی]]></category>
		<category><![CDATA[میزان الحکمت]]></category>
		<category><![CDATA[نوروزنامه]]></category>
		<category><![CDATA[پادشاهان ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[گاهشمار ایرانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ney.bre.ir/?p=132</guid>
		<description><![CDATA[خیام در دوران سلطنت ملک&#8204;شاه سلجوقی (۴۲۶ تا&#160;590 هجری قمری) و در زمانی که خواجه نظام&#8204;الملک وزارت می&#8204;کرده است، گاهشمار ایرانی را اصلاح می&#8204;کند. شماری از تذکره&#8204;نویسان، خیام را شاگرد ابن سینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری خوانده&#8204;اند؛ هر چند قول مبنی بر این که خیام شاگرد ابن سینا بوده&#8204; است، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="right"><span class="content" id="NewsDetail03_lblBody"><font face="Tahoma" size="2">خیام در دوران سلطنت ملک&zwnj;شاه سلجوقی (۴۲۶ تا&nbsp;590 هجری قمری) و در زمانی که خواجه نظام&zwnj;الملک وزارت می&zwnj;کرده است، گاهشمار ایرانی را اصلاح می&zwnj;کند.</p>
<p></font><font face="Tahoma" size="2">شماری از تذکره&zwnj;نویسان، خیام را شاگرد ابن سینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری خوانده&zwnj;اند؛ هر چند قول مبنی بر این که خیام شاگرد ابن سینا بوده&zwnj; است، بسیار بعید می&zwnj;نماید، چون از لحاظ زمانی با هم تفاوت زیادی داشته&zwnj;اند. خیام در جایی ابن سینا را استاد خود می&zwnj;داند؛ اما این استادی ابن سینا، جنبه معنوی دارد. همچنین از وی هم&zwnj;اکنون بیش از&nbsp;100 رباعی برجای مانده &zwnj;است.</p>
<p></font><font face="Tahoma" size="2">خیام آثار علمی و ادبی بسیار تالیف کرد. او میزان الحکمت را درباره فیزیک و لوازم الامکنة را در دانش هواشناسی نوشت. نوروزنامه دیگر اثر ادبی اوست، در پدیداری نوروز و آیین پادشاهان ایرانی و اسب و زر و قلم که در حدود&nbsp;459 هجری قمری نگاشته شده &zwnj;است. کتاب جبر و مقابله خیام با تلاش دانش&zwnj;پژوهان اروپایی در سال&nbsp;1742 در یکی از کتابخانه&zwnj;های لیدن یافته شد. این کتاب در&nbsp;1815 توسط تنی چند از دانشمندان فرانسوی ترجمه و منشر شد.</p>
<p>دیگر آثار این دانشمند ایرانی عبارت است از:<br />
</font><font face="Tahoma" size="2">&bull; رسالة فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله به زبان عربی، در باره معادلات درجه سوم. <br />
&bull; رسالة فی شرح مااشکل من مصادرات کتاب اقلیدس در مورد خطوط موازی و نظریه نسبت&zwnj;ها.<br />
&bull; رساله میزان&zwnj;الحکمه. &laquo;راه&zwnj;حل جبری مساله تعیین مقادیر طلا و نقره را در آمیزه&zwnj;(آلیاژ) معینی به وسیله وزن&zwnj;های مخصوص به&zwnj;دست می&zwnj;دهد.<br />
&bull; قسطاس المستقیم<br />
&bull; رساله مسائل الحساب، (این اثر باقی نمانده &zwnj;است) <br />
&bull; القول علی اجناس التی بالاربعاء، اثری درباره موسیقی. <br />
&bull; رساله کون و تکلیف به عربی. این رساله درباره حکمت خالق در خلق عالم و حکمت تکلیف است که خیام آن را در پاسخ پرسش امام ابونصر محمدبن ابراهیم نسوی در سال&nbsp;473 نوشته &zwnj;است و او یکی از شاگردان پورسینا بوده و در مجموعه جامع البدایع باهتمام سید محی&zwnj;الدین صبری در سال&nbsp;1230 و کتاب خیام در هند به اهتمام سلیمان ندوی سال&nbsp;1933 میلادی چاپ شده &zwnj;است.</p>
<p>&bull; رساله روضة&zwnj;القلوب در کلیات وجود <br />
&bull; رساله ضیاء العلی <br />
&bull; رساله&zwnj;ای در صورت و تضاد <br />
&bull; ترجمه خطبه ابن سینا <br />
&bull; رساله&zwnj;ای در صحت طرق هندسی برای استخراج جذر و کعب <br />
&bull; رساله مشکلات ایجاب <br />
&bull; رساله&zwnj;ای در طبیعیات <br />
&bull; رساله&zwnj;ای در بیان زیگ ملکشاهی <br />
&bull; رساله نظام الملک در بیان حکومت <br />
&bull; رساله لوازم&zwnj;الاکمنة <br />
&bull; اشعار عربی خیام که در حدود&nbsp;19 رباعی آن به&zwnj;دست آمده&zwnj; است. <br />
&bull; نوروزنامه، از این کتاب دو نسخه خطی باقی مانده&zwnj; است. یکی نسخه لندن و دیگری نسخه برلن <br />
&bull; رباعیات خیام به زبان فارسی که در حدود&nbsp;200 چارینه (رباعی) یا بیشتر از حکیم عمر خیام است و زائد بر آن مربوط به خیام نبوده؛ بلکه به خیام نسبت داده شده است.<br />
&bull; عیون الحکمة <br />
&bull; رساله معراجیه <br />
&bull; رساله در علم کلیات <br />
&bull; رساله در تحقیق معنی وجود </font></span></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ney.bre.ir/1389/02/28/asar-khayam/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بیست و هشتم اردیبهشت روز خیام</title>
		<link>http://ney.bre.ir/1389/02/27/28-ordibehesht-ruz0-khayam/</link>
		<comments>http://ney.bre.ir/1389/02/27/28-ordibehesht-ruz0-khayam/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 17 May 2010 23:28:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید چابکی</dc:creator>
				<category><![CDATA[خيام]]></category>
		<category><![CDATA[28 اردیبهشت]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالفتح عمر‌ بن ابراهیم]]></category>
		<category><![CDATA[اردیبهشت]]></category>
		<category><![CDATA[بیست و هشتم]]></category>
		<category><![CDATA[حکیم غیاث‌الدین]]></category>
		<category><![CDATA[خیام نیشابوری]]></category>
		<category><![CDATA[روز بزرگداشت]]></category>
		<category><![CDATA[روز خیام]]></category>
		<category><![CDATA[ریاضی‌دان]]></category>
		<category><![CDATA[ستاره شناس]]></category>
		<category><![CDATA[شاعر ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[قرن ششم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ney.bre.ir/?p=130</guid>
		<description><![CDATA[&#160; روز بزرگداشت خیام نیشابوری حکیم غیاث&#8204;الدین ابوالفتح عمر&#8204; بن ابراهیم خیام نیشابوری، ریاضی&#8204;دان، ستاره شناس و شاعر ایرانی قرن ششم هجری، ۹۶۱ سال پیش در نیشابور دیده به جهان گشود. روز ۲۸ اردیبهشت در تقویم رسمی ایران به نام روز &#171;بزرگداشت خیام&#187; نام&#8204;گذاری شده است. به گزارش ایبنا، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشت خیام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="right">
<p>&nbsp;</p>
<div align="center"><font size="4"><strong>روز بزرگداشت خیام نیشابوری</strong></font></div>
<p>
<font face="Tahoma">حکیم غیاث&zwnj;الدین ابوالفتح عمر&zwnj; بن ابراهیم خیام نیشابوری، ریاضی&zwnj;دان، ستاره شناس و شاعر ایرانی قرن ششم هجری، ۹۶۱ سال پیش در نیشابور دیده به جهان گشود. روز ۲۸ اردیبهشت در تقویم رسمی ایران به نام روز &laquo;بزرگداشت خیام&raquo; نام&zwnj;گذاری شده است. به گزارش ایبنا، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشت خیام نیشابوری است.</p>
<p>حکیم غیاث&zwnj;الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری به خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النیشابوری هم نامیده شده &zwnj;است. او از ریاضی&zwnj;دانان، ستاره&zwnj;شناسان و شعرای به&zwnj;نام ایران در دوره سلجوقی است. گرچه به باور برخی، پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و در این حوزه دارای لقب &laquo;حجةالحق&raquo; بوده &zwnj;است، ولی آوازه&zwnj;اش عمدتا از نگارش رباعیاتی به دست آمده که امروزه شهرت جهانی دارند.</p>
<p>شهرت جهانی خیام با ترجمه انگلیسی فیتز جرالد از رباعیات او به دست آمده است.</p>
<p>آنچه از زندگی خیام می&zwnj;دانیم<br />
عمر خیام در سده پنجم هجری در نیشابور زاده شد. فقه را در میانسالی در محضر امام موفق نیشابوری آموخت؛ حدیث، تفسیر، فلسفه، حکمت و اختر شناسی را فراگرفت. برخی نوشته&zwnj;اند که او فلسفه را مستقیما از زبان یونانی فرا گرفته بود.</p>
<p>دکتر غلامحسین مصاحب در مقاله&zwnj;ای درباره خیام می&zwnj;نویسد: &laquo;خیام در حدود ۴۴۹ تحت حمایت و سرپرستی ابوطاهر، قاضی&zwnj;القضات سمرقند، کتابی درباره معادله&zwnj;های درجه سوم به زبان عربی نوشت تحت نام رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله با نظام الملک طوسی رابطه&zwnj;ای نیکو داشت. وی این کتاب را پس از نگارش به خواجه تقدیم کرد. پس از این دوران خیام به دعوت سلطان جلال&zwnj;الدین ملکشاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک به اصفهان می&zwnj;رود تا سرپرستی رصدخانه اصفهان را به&zwnj;عهده گیرد. او هجده سال در آن&zwnj;جا مقیم می&zwnj;شود. به مدیریت او زیج ملکشاهی تهیه می&zwnj;شود و در همین سال&zwnj;ها (حدود ۴۵۸) طرح اصلاح تقویم را تنظیم می&zwnj;کند. خیام تقویم جلالی را تدوین کرد که به نام جلال&zwnj;الدین ملکشاه شهره&zwnj; است؛ اما پس از مرگ ملکشاه کاربستی نیافت. در این دوران خیام به&zwnj;عنوان اختربین در دربار خدمت می&zwnj;کرد.&raquo;</p>
<p>در رساله &laquo;در شرح مشکلات کتاب مصادرات اقلیدس&raquo; که در سال ۱۳۱۴ به اهتمام تقی ارانی به چاپ رسید، درباره خیام آمده است: &laquo;خیام در سال ۴۵۶ مهم&zwnj;ترین و تاثیرگذارترین اثر ریاضی خود را با نام رساله فی شرح مااشکل من مصادرات اقلیدس نوشته و در آن خطوط موازی و نظریه نسبت&zwnj;ها را شرح می&zwnj;دهد. پس از درگذشت ملکشاه و کشته شدن نظام&zwnj;الملک، خیام مورد بی&zwnj;مهری قرار گرفت و کمک مالی به رصدخانه قطع شد. بعد از سال ۴۷۹ اصفهان را به قصد اقامت در مرو که به عنوان پایتخت جدید سلجوقیان انتخاب شده بود، ترک کرد. احتمالا در آن&zwnj;جا میزان الحکم و قسطاس المستقیم را نوشت. رساله مشکلات الحساب (مسائلی در حساب) احتمالا در همین سال&zwnj;ها نوشته شده&zwnj;است.&raquo;</p>
<p>غلامحسین مراقبی در مقدمه&zwnj;ای که بر رباعیات خیام نوشته ادعا کرده است: &laquo;خیام در زندگی زن نگرفت و همسر برنگزید. البته برخی از داماد خیام سخنانی نقل کرده&zwnj;اند و در این&zwnj;باره نظری دیگر داشته&zwnj;اند.&raquo;</p>
<p>مرگ شاعر<br />
براساس آنچه در سیاست نامه خواجه نظام الملک نوشته شده، در زمان خیام فرقه&zwnj;های مختلف سنی و شیعه، اشعری و معتزلی سرگرم بحث&zwnj;ها و مجادلات اصولی و کلامی بوده&zwnj;اند. در این میان فیلسوفان پیوسته توسط قشرهای مختلف به کفر متهم می&zwnj;شدند. تعصب، بر فضای جامعه چنگ انداخته بود و کسی جرات ابراز نظریات خود را نداشت؛ حتی امام محمد غزالی نیز از اتهام کفر در امان نماند. در آن جا، خواجه نظام همه معتقدان به مذهبی خلاف مذهب خود را به شدت سرکوب می&zwnj;کند و همه را منحرف از راه حق و ملعون می&zwnj;داند.</p>
<p>از نظر سیاسی نیز وقایع مهمی در عصر خیام رخ داد؛ از جمله سقوط دولت آل&zwnj;بویه، قیام دولت سلجوقی، جنگ&zwnj;های صلیبی و ظهور باطن&zwnj;نیان و حسن صباح.</p>
<p>خیام به تبار دانشمندانی تعلق دارد که از قرن سوم تا پنجم هجری ممالک اسلامی مشرق زمین را قلمرو دلخواه ِ دانش و اندیشه ساختند. هنگامی که خیام زندگی خود را آغاز می&zwnj;کرد ابن&zwnj;سینا و ابوریحان به سال&zwnj;های پایانی عمر خود رسیده بودند.</p>
<p>مرگ خیام را میان سال&zwnj;های ۵۱۷-۵۲۰ هجری و در نیشابور می&zwnj;دانند. گروهی از تذکره نویسان نیز وفات او را در ۵۱۶ نوشته&zwnj;اند؛ اما پس از بررسی&zwnj;های لازم مشخص شد که تاریخ وفات وی سال ۵۱۷ بوده &zwnj;است. مقبره خیام هم&zwnj;اکنون در شهر نیشابور، در باغی که آرامگاه امامزاده محروق در آن واقع است، قرار گرفته.</p>
<p>برای درک گستره شهرت خیام در زمان حیاتش، و این که او را در آن زمان بیش&zwnj;تر به عنوان ریاضی&zwnj;دان و فیلسوف می&zwnj;شناختند و نه شاعر، کافی است نگاهی کنیم به بخش پایانی چهار مقاله نظامی عروضی. وی در آنجا ماجرای دیدار خود با خیام را در زمان حیات وی و سپس، زیارت آرامگاه وی را در نیشابور بیان می&zwnj;کند</font>.</p>
<hr width="100%" size="2" />
<div align="right">&nbsp;</div>
<div class="text"><span style="font-family: Tahoma;"><font size="2">خیا م و علوم مختلف:</font></span><span style="font-family: Tahoma;"><font size="2">&nbsp;</font></span><span style="font-family: Tahoma;"><font size="2">خیام و نجوم:</font></span><span style="font-family: Tahoma;"><font size="2">تاریخ وتقویم جلالی ازاقدامات خیام است که همیشه زنده خواهد بود. وی درسایه<span>&nbsp; </span>پژوهشها وبررسیهای سودمند وبهره وربه نام سلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی ووزیرش خواجه نظام الملک طوسی توانست این تقویم رابادقت نظربسیار تهیه وتدوین نماید. متاسفانه چهره خیام منجم وریاضی دان چندان شناخته شده نیست.</font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"><span style="font-family: Tahoma;"><font size="2">ریچارد فرای دراین باره می گوید: &laquo;دانشمندشهیر عمرخیام، ریاضی دان ومنجم بود. تقویم خورشیدی کهن ایرانی راکه درکنار تقویم قمری<span>&nbsp; </span>اسلامی به کارمی رفت اصلاح کرد . این تقویم جدید را جلالی می خوانند وازتقویم گریگوری دقیق تراست. ازتقویم رسما<span>&nbsp; </span>ازمارس ۱۰۷۹آغاز گشت.&raquo;</font></span></p>
<p><span style="font-family: Tahoma;"><font size="2">&nbsp;</font></span><span style="font-family: Tahoma;"><font size="2">خیام و ریاضیات :</font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"><span style="font-family: Tahoma;"><font size="2">دکترسید حسینی فردرکتاب علم واسلام دراین باره می فرمایند: &laquo;چندین قرن تکامل علم جبردرکتاب جبرعمرخیام به اوج خود رسید، خیام درمغرب زمین درنسخه ترجمه خیال انگیز فیتزجرالد از رباعیات او عنوان مشهورترین شاعرمشرق راپیدا کرده، ولی هرگز توده مردم ازاینکه وی یکی از ریاضی دانان تاریخ بوده است آگاهی ندارند، خیام مطالعات جبری تا درجه سوم رابه صورتی دقیق ومنظم<span>&nbsp; </span>طبقه بندی کرده است. و بعضی ازآنها را به طریق هندسی حل کرده است جبرخیام را از لحاظ کمال و وضوح و روش بیان و نیز محتوای ریاضی آن یکی از شاهکارهای ریاضیات اسلامی باید دانست و هنوز برای تدریس جبر به دانشجویان جوان عنوان نمونه ای گرانبها دارد. پس از خیام تحقیق در جبرتدریجا درمیان مسلمانان رو به انحطاط رفت.&raquo;</font></span></p>
<p><span style="font-family: Tahoma;"><font size="2">&nbsp;</font></span><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-family: Tahoma;"><font size="2">&nbsp;خیام و ادبیات:</font></span><span style="font-family: Tahoma;"><font size="2">خیام بزرگترین رباعی سرای ایران است و اندیشه های ژرف جهان شناخت خود را در این کالبد سخن و تنگ شعر پارسی جاودانه کرده است. شادروان مجتبی مینویی استاد بنام دانشگاه تهران در کتاب پانزده گفتار می نویسد:</font></span><span style="font-family: Tahoma;"><font size="2">&laquo;شک نیست که از میان شعرای ایرانی یکی نیست که شهرت او به اندازه خیام جهانگیر باشد ، بعضی سخنهای او را به غالب زبانهای زنده دنیا ترجمه کرده باشند به هر کشوری نام او رسیده باشد و در بعضی از ممالک به هر شهرک و دهکده ای هم بروید ببینید کسانی که ترجمه ای از آثار او را خوانده باشند. بدیهی است که این شهرتهای عالمگیر را خیام مدیون ترجمه ای است که یک شاعر انگلیسی به نام ادوارد فیتز جرالد از رباعیات او منتشر کرد ، یعنی که این ترجمه باعث شناخته شدن خیامبه عنوان یکی از گویندگان بزرگ عالم و ترجمه رباعیات او به سایرالسنه گردید.&raquo; و امروز پس از کتاب مقدس و آثار شکسپیر پر فروش ترین آثار ادبی انگلیسی محسوب می شود.</font></span></span> </span><span style="font-family: Tahoma;"><font size="2">خیام و فلسفه:</font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"><span style="font-family: Tahoma;"><font size="2">استاد محمد تقی جعفری در نقل از تحلیل شخصیت خیام می فرمایند:&nbsp;&laquo; عمرابن ابراهیم خیامی، مردی است فیلسوف و دانشمند، کاملا مذهبی ونسبت دادن رباعیاتی که دارای محتویات پوچ گرایی و لذت پرستی است. به این شخصیت بزرگ، دروغ محض است، بلکه آن گروه از رباعیات را شعرایی دیگرسروده و به عمرابن ابراهیم نسبت داده شده است.&raquo;</font></span></p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ney.bre.ir/1389/02/27/28-ordibehesht-ruz0-khayam/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کتاب: تذکرة الاولیاء/ عطار نیشابوری</title>
		<link>http://ney.bre.ir/1389/01/25/book-atar-tazkere/</link>
		<comments>http://ney.bre.ir/1389/01/25/book-atar-tazkere/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 14 Apr 2010 10:31:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید چابکی</dc:creator>
				<category><![CDATA[شعرا]]></category>
		<category><![CDATA[عطار]]></category>
		<category><![CDATA[آثار]]></category>
		<category><![CDATA[تذکرة الاولیاء]]></category>
		<category><![CDATA[عطار نيشابوري]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ney.bre.ir/?p=128</guid>
		<description><![CDATA[ذکرة الاولیاء/ عطار/ انتشارات صفی علیشاه/ چاپ پنجم ۱۳۸۵/ ۷۴۰ صفحه/۴۵۰۰تومان موضوع:شرح حال ۷۲ نفر از اولیاء و عرفای مشهور عطار که خود یکی از عرفای مشهور است، در کتاب تذکرة الاولیاءِ خود در مورد ۷۲ نفر از اولیا و عارفان مشهور شرح حال نوشته. شهرت این کتاب به غیر از این، به دلیل سادگی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="right">
<p>ذکرة الاولیاء/ عطار/ انتشارات صفی علیشاه/ چاپ پنجم ۱۳۸۵/ ۷۴۰ صفحه/۴۵۰۰تومان<br />
موضوع:شرح حال ۷۲ نفر از اولیاء و عرفای مشهور</p>
<p>عطار که خود یکی از عرفای مشهور است، در کتاب تذکرة الاولیاءِ خود در مورد ۷۲ نفر از اولیا و عارفان مشهور شرح حال نوشته. شهرت این کتاب به غیر از این، به دلیل سادگی متن آن نیز هست که نسبت به زمان نگارش آن &#8211; قرن هفتم &#8211; قابل توجه می باشد. مشهور است که عطار کتابهای زیادی نوشته و آدم پرگوئی بوده و تذکرة الاولیاء نیز کتاب نسبتاً مفصلی از آب در آمده. ابتداء هر بخش از کتاب با جملات اغراق آمیز و مسجعی در مدح یکی از اولیا آغار می شود و اغلب بعد از آن، شرح تولد یا توبۀ او در پی می آید، و سپس حکایاتی از زندگی او و بعد جملاتی که از زبان او نقل شده و در آخر بخش، حکایات مربوط به مرگ او یا بعد از مرگ ذکر می شود.</p>
<p>عطار برای تبرک در ابتدای کتاب ذکر امام جعفر صادق &#8211; علیه السلام &#8211; را می آورد (و خود تاکید می کند که ایشان از امامان هستند نه اولیا) و در انتها نیز ذکر منصور حلّاج و سرگذشت شگفت انگیز او را. البته بعد از باب ۷۲ که تتمۀ کتاب نیز آورده می شود، ۲۵ باب دیگر هم به کتاب اضافه شده که معلوم نیست آنهارا خود عطار نوشته یا شخص دیگر، و ناشر کتاب هم توضیحی در این رابطه نیاورده. اما گویا این ۲۵ باب از طرف شخص نامعلومی بعد از عطار اضافه شده (مثل همان کاری که با کتاب مفاتیح کرده اند.جالب اینکه مولف کتاب مفاتیح گفته من راضی نیستم کسی چیزی به آن اضافه کند با اینحال به نظر می رسد ما ایرانی ها دوست داریم کتاب های مذهبی را به سلیقۀ خودمان دستکاری کنیم.)</p>
<p>در مورد متن کتاب می توان گفت که برای افراد مبتدی مقداری دشوار است و طبیعتاَ ارتباط با کتاب برای آن ها چندان راحت نیست اما همانطور که گفتم نسبت به زمان نگارش کتاب، متن آن خیلی هم ساده و بی تکلف محسوب می شود. به هر حال داستانهای کتاب خواندنی هستند و سرگذشتهای عجیب و غریبی در این میان دیده میشود. از جمله بخش های جالب توجه کتاب می توان به سرگذشت بایزید بسطامی، ابراهیم ادهم، رابعه، جُنَید بغدادی، و منصور حلاج اشاره کرد.</p>
<p>افراد مذکور در کتاب گاه از انسان های معمولی یا حتی گناهکار و آلوده به فساد بوده اند که طی قصه هایی مسیرشان عوض شده و بعد از توبه مقامات عرفانی را طی کرده اند. مثلاً حسن بصری گوهر فروشی بود که در روم تجارت می کرد، مالک دینار انسانی زیبا و ثروتمند و مال دوست بود، حبیب عجمی مردی رباخوار بود، ابراهیم ادهم پادشاه بلخ بود (او سرگذشتی مشابه بودا دارد)، بشر حافی مستی شوریده روزگار بود که در مجالس خمر بغداد جا داشت ، فضیل عیاض دزد و راهزن بود، سَریِ سَقَطی دکانداری در بازار بغداد بود، عبد الله مبارک عاشق کنیزکی بود، شقیق بلخی تاجر، معروف کُرخی ترسازاده، و احمد حَواری عالم و دانشمند بود. اما همۀ آنها بعد از توبه آنقدر کوشش کردند تا به مقام های بلند عرفانی رسیدند.</p>
<p>برخی از این افراد حتی بر اثر حالت های استثنایی و جملات فهم نشدنی شان توسط مردم به کفر متهم می شدند، مثل منصور حلّاج یا ابو سعید خرّاز یا ابوبکر شبلی.</p>
<p>عطار در کتاب دیگر خود منطق الطیر، هفت وادی یا هفت شهر عشق را مطرح می کند که این ها مراحل دست یافتن به عرفان هستند و عبارتند از: طلب، عشق، معرفت، استغناء، توحید، حیرت و فقر. او در کتاب منطق الطیر خود یک داستان جالب عرفانی را که در مورد تلاش سی مرغ برای یافتن سیمرغ است به زبان شعر بیان می کند.</p>
<p>عطار بجز تذکرة الاولیاء کتاب منثور دیگری ندارد و این کتاب مورد توجه شرق شناسان یا محققان در زمینۀ عرفان است.</p>
<p>بخش هایی از متن کتاب:</p>
<p>نفس</p>
<p>&quot;خصم تو با تو بر نیاید چون تو با خود برآمدی.&quot;<br />
ص۲۷۳</p>
<p>آواز غیبی</p>
<p>نقل است که (شیخ ابوالحسن خرقانی) شبی نماز همی کرد، آوازی شنید که: &quot;هان بوالحسنُو! خواهی که آنچه از تو می دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند؟&quot; گفت: &quot;ای بار خدای، خواهی آنچه را که از رحمت تو می دانم و از کرم تو می بینم با خلق بگویم تا دیگر هیچ کس سجودت نکند؟!&quot; آواز آمد که نه از تو نه از من.<br />
ص۵۸۳</p>
<p>عبدالله مبارک</p>
<p>(عبدالله مبارک) بر کنیزی فتنه شد، چنانکه قرار نداشت. شبی در زمستان در زیر دیوار خانۀ معشوق تا بامداد بایستاد به انتظار او، همه شب برف می بارید. چون بانگ نماز گفتند پنداشت که بانگ خفتن(اذان مغرب) است، چون روز شد دانست که همه شب مستغرق حال معشوق بوده است. با خود گفت: &quot;شرمت باد ای پسر مبارک که شبی چنین مبارک تا روز به جهت هوای خود برپای بودی و اگر امام(جماعت) در نماز سورتی درازتر خوانَد دیوانه گردی!&quot; در حال، دردی به دل او فرود آمد و توبه کرد و به عبادت مشغول شد.</p>
<p>ص۱۸۳</p>
<p>عالم و جاهل</p>
<p>&quot;عالم ترین خلق، مطیعِ ترسناک است و جاهل ترین خلق، عاصیِ ایمن است.&quot;</p>
<p>ص۳۵۵</p>
<p>لطف</p>
<p>(یحیی معاذ) گفت: &quot;الهی لطف و کرم تو با کسی که اَنَا رَبُّکُمُ الاَعلی گوید(یعنی فرعون) این است، لطف و کرم تو با کسی که سبحانَ رَبّیَ الاَعلی گوید چه خواهد بود؟&quot;</p>
<p>ص۳۲۲</p>
<p>گناه</p>
<p>(یحیی معاذ) گفت: &quot;گناهی که تو را محتاج گرداند بدو، دوستتر دارم از عملی که بدو نازند.&quot;<br />
ص۳۱۷</p>
<p>شادی</p>
<p>(ابو تراب نخشبی) گفت: &quot;شما سه چیز دوست می دارید و از آنِ شما نیست؛ نَفس را دوست می دارید و نفس از آنِ خدای است، و روح را دوست می دارید و روح از آنِ خدای است، و مال را دوست می دارید و مال از آنِ خدای است. و دوچیز طلب می کنید و نمی یابید؛ شادی و راحت. و این هردو در بهشت خواهد بود.&quot;<br />
ص۳۱۱</p>
<p>معامله</p>
<p>یکبار(سَریِ سَقَطی) به شصت دینار بادام خرید. بادام گران شد، دلّال بیامد و گفت: بفروش. گفت: به چند؟ گفت: به شصت و سه دینار. گفت: بهاء بادام امروز نود دینار است، گفت: قرار من این است که هر ده دینار نیم دینار بیش نستانم، من عزم خود نقض نکنم. دلّال گفت: من نیز روا ندارم که کالای تو به کم بفروشم، نه دلّال فروخت و نه سَری رواداشت.<br />
&#8230;یک روز بازار بغداد بسوخت او را گفتند :بازار بسوخت. گفت: من نیز فارغ شدم. بعد ار آن نگاه کردند و دکان او نسوخته بود، چون آنچنان بدید آنچه داشت به درویشان داد و طریق تصوّف پیش گرفت.<br />
ص۲۵۵</p>
<p>برگرفته از وبگاه <a href="http://www.rovzane.com/news/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%3A-%D8%AA%D8%B0%DA%A9%D8%B1%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%A1--%D8%B9%D8%B7%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1%DB%8C-.html">روزنه </a>نیشابور</p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ney.bre.ir/1389/01/25/book-atar-tazkere/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>معرفی آثار عطار</title>
		<link>http://ney.bre.ir/1389/01/25/moarefi-asar/</link>
		<comments>http://ney.bre.ir/1389/01/25/moarefi-asar/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 14 Apr 2010 10:28:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید چابکی</dc:creator>
				<category><![CDATA[شعرا]]></category>
		<category><![CDATA[عطار]]></category>
		<category><![CDATA[آثار عطار]]></category>
		<category><![CDATA[عطار نيشابوري]]></category>
		<category><![CDATA[معرفي آثار]]></category>
		<category><![CDATA[گزيده اي از اشعار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ney.bre.ir/?p=126</guid>
		<description><![CDATA[آثار شیخ به دو دسته منظوم و منثور تقسیم می شود. آثار منظوم او عبارت است از: ۱- دیوان اشعار که شامل غزلیات و قصاید و رباعیات است. ۲- مثنویات او عبارت است از: الهی نامه، اسرار نامه، مصیبت نامه، وصلت نامه، بلبل نامه، بی سر نامه، منطق الطیر، جواهر الذات، حیدر نامه، مختار نامه، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="right">آثار شیخ به دو دسته منظوم و منثور تقسیم می شود. آثار منظوم او عبارت است از: ۱- دیوان اشعار که شامل غزلیات و قصاید و رباعیات است. ۲- مثنویات او عبارت است از: الهی نامه، اسرار نامه، مصیبت نامه، وصلت نامه، بلبل نامه، بی سر نامه، منطق الطیر، جواهر الذات، حیدر نامه، مختار نامه، خسرو نامه، اشتر نامه و مظهر العجایب. از میان این مثنویهای عرفانی بهترین و شیواترین آنها که به نام تاج مثنویهای او به شمار می آید منطق الطیر است که موضوع آن بحث پرندگان از یک پرنده داستانی به نام سیمرغ است که منظور از پرندگان سالکان راه حق و مراد از سیمرغ وجود حق است که عطار در این منظومه با نیروی تخیل خود و به کار بردن رمزهای عرفانی به زیباترین وجه سخن می گوید که این منظومه یکی از شاهکارهای زبان فارسی است و منظومه مظهر العجایب و لسان الغیب است که برخی از ادبا آنها را به عطار نسبت داده اند و برخی دیگر معتقدند که این دو کتاب منسوب به عطار نیست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>آثار منثور:</strong></p>
<p>یکی از معروفترین اثر منثور عطار تذکرة الاولیاست که در این کتاب عطار به معرفی ۹۶ تن از اولیا و مشایخ و عرفای صوفیه پرداخته است.<br />
&nbsp;</p>
<div align="center">&nbsp;<br />
<strong>گزیده ای از اشعار</strong><br />
ای هجر تو وصل جاودانی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اندوه تو عیش و شادمانی</p>
<p>در عشق تو نیم ذره حسرت&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خوشتر ز وصال جاودانی</p>
<p>بی یاد حضور تو زمانی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کفرست حدیث زندگانی</p>
<p>صد جان و هزار دل نثارت&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آن لحظه که از درم برانی</p>
<p>کار دو جهان من برآید&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; گر یک نفسم به خویش خوانی</p>
<p>با خواندن و راندم چه کار است؟&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خواه این کن خواه آن، تو دانی</p>
<p>گر قهر کنی سزای آنم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ور لطف کنی سزای آنی</p>
<p>صد دل باید به هر زمانم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تا تو ببری به دلستانی</p>
<p>گر بر فکنی نقاب از روی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; جبریل شود به جان فشانی</p>
<p>کس نتواند جمال تو دید&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; زیرا که ز دیده بس نهانی</p>
<p>نه نه، که به جز تو کس نبیند&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; چون جمله تویی بدین عیانی</p>
<p>در عشق تو گر بمرد عطار&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; شد زنده دایم از معانی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>***</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>گم شدم در خود چنان کز خویش ناپیدا شدم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; شبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدم</p>
<p>سایه ای بودم&nbsp; ز اول بر زمین افتاده خوار&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; راست کان خورشید پیدا گشت ناپیدا شدم</p>
<p>ز آمدن بس بی نشان و ز شدن بی خبر&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; گو بیا یک دم برآمد کامدم من یا شدم</p>
<p>نه، مپرس از من سخن زیرا که چون پروانه ای&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در فروغ شمع روی دوست ناپروا شدم</p>
<p>در ره عشقش قدم در نِه، اگر با دانشی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; لاجرم در عشق هم نادان و هم دانا شدم&nbsp; </p>
<p>چون همه تن می بایست بود و کور گشت&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; این عجایب بین که چون بینای نابینا شدم</p>
<p>خاک بر فرقم اگر یک ذره دارم آگهی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تا کجاست آنجا که من سرگشته دل آنجا شدم</p>
<p>چون دل عطار بیرون دیدم از هر دو جهان&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; من ز تأثیر دل او بیدل و شیدا</p></div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ney.bre.ir/1389/01/25/moarefi-asar/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
