<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>ilamToday.com blog</title>
    <link>www.ilamtoday.com/blog</link>
    <description></description>
    <copyright>Copyright (C) ilamToday.com</copyright>
    <lastBuildDate>08/01/2026 07:42:15 ب.ظ</lastBuildDate>
    <generator>Chavir CMS - Blog ver</generator> 
    <ttl>20</ttl>
    <language>fa-IR</language> <item><title>انتخابات شورا و برنامه محوری</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=1396212662</link><description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;با توجه به در پیش بودن انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و نظر به اهمیت شوراها بعنوان دو بازوی نظارتی و اجرایی نظام مدیریت شهری، ضرورت انتخاب و ورود افراد توانمند و کاردان به پارلمان شهری موضوعی روشن و با اهمیت است.&lt;br /&gt;
لذا با توجه به این مقدمه، در این نوشتار&amp;nbsp; و به طور مختصر به بررسی یکی از مولفه ها و پارامترهای کلیدی برای انتخاب کاندیدای اصلح یعنی &amp;quot;برنامه محوری&amp;quot; می پردازیم.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پاسخ شما به اين پرسش چيست؟ در انتخابات شورای شهر به کدام کاندیدا رای می دهید؟&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;🔸یک جواب رایج این است:&lt;br /&gt;
به آدم&amp;zwnj;های مدبر و متخصص و پاک&amp;zwnj;دست.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;اما به نظر من کاربلدترین و سالم&amp;zwnj;ترین آدم&amp;zwnj;ها، اگر برنامه مشخصی برای ورود به شورای شهر نداشته باشند، در سیستم عریض و طویل فعلی مضمحل و بی&amp;zwnj;اثر خواهند شد. بنابراین&amp;nbsp; اولین بخش جواب این است: به کاندیدایی رای دهیم که برنامه مشخص و روشنی برای عضویت در شورای شهر دارد. به تبع این پاسخ، حال صورت سوال هم تغییر می&amp;zwnj;کند، سوال این است که:&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&amp;nbsp;به کدام برنامه&amp;zwnj;ها رای دهیم؟&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;🔸به گمانم روشن است این&amp;zwnj;که کسی بگوید مشکلات شهر را حل می&amp;zwnj;کنم یا مشارکت شهروندان را در اداره امور شهر بالا می&amp;zwnj;برم، یا در جهت حل فلان مسئله تلاش می کنم، به فلان موضوع اهتمام دارم؛ برنامه نیست، از جنس حرف&amp;zwnj;های کلی و سنجش&amp;zwnj;ناپذیری است که همواره می&amp;zwnj;تواند تاحدی درست و تا حدی نادرست باشد فارغ از این&amp;zwnj; که در چهار سال عضویت کاندیدای مربوط دقیقا چه اتفاقات و تغییراتی رخ دهد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;🔸این&amp;zwnj;که کسی عدد و رقم مشخص بدهد و درواقع هدفش را به صورت سنجش&amp;zwnj;پذیر ارایه کند، یک پله بالاتر است اما همچنان کافی نیست.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;🔸مثلا این&amp;zwnj;که کسی بگوید قیمت بلیط مترو و اتوبوس را به نصف قیمت فعلی کاهش می&amp;zwnj;دهم، در فلان نقطه شهر زیرگذر یا روگذر می سازم،&amp;nbsp; یک وعده سنجش&amp;zwnj;پذیر است اما مشکلش اینجاست که نمی&amp;zwnj;گوید &amp;quot;چطور&amp;quot; قرار است چنین اتفاقی بیفتد؟ آیا اساسا تحقق چنین هدفی در حیطه اختیارات شورای شهر هست؟&lt;br /&gt;
گذشته از این، هزینه این طرح قرار است چطور تامین شود؟ برنامه مشخص فقط به معنای وعده&amp;zwnj;های عدد و رقم دارِ فریبنده نیست، بخش مهم برنامه&amp;zwnj;ها بخشی است که توضیح می&amp;zwnj;دهد &amp;quot;چطور&amp;quot; قرار است چنین اهدافی محقق شود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;🔸اما حتی برنامه داشتن کاندیدا به معنای ارایه اهداف سنجش&amp;zwnj;پذیر به همراه شرح چگونگی تحقق آن اهداف هم همة آن چیزی نیست که یک کاندیدا باید داشته باشد، می&amp;zwnj;شود یک پله دیگر هم بالاتر رفت و گفت خوب است برنامه&amp;zwnj;ها به جای تغییر کوتاه&amp;zwnj;مدت واقعیت، تغییر بلندمدت مکانیزم&amp;zwnj;های شکل&amp;zwnj;دهنده به واقعیت را هدف بگیرند. یعنی این&amp;zwnj;طور نباشد که تغییرات فقط منحصر به زمان بر سر کار بودن افراد خاصی در شورا باشد و از فردای اتمام عضویت آن&amp;zwnj;ها و جایگزینی افراد دیگر، باز در بر همان پاشنه قبل بگردد. در مقایسه میان دو برنامه روشن و سنجش&amp;zwnj;پذیر، آن برنامه&amp;zwnj;ای در الویت است که به جای تغییر واقعیت در کوتاه&amp;zwnj;مدت و تنها در زمان بر سر کار بودن افراد خاص، تغییرات پایدار را از طریق تغییر ساختار و مکانیزم شکل&amp;zwnj;دهنده به واقعیت هدف بگیرد.&lt;/p&gt;
</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>12/2/1396</pubDate></item><item><title>احیای سنت میانجیگری</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=1395715661</link><description>&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;احیای سنت میانجیگری/به پاسداشت یاد و نام حاج عباس عزیزیان&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;مساله&amp;zwnj;ی نظم اجتماعی، ازجمله مباحثی است که دغدغه&amp;zwnj;ی فکری اغلب جامعه شناسان بوده است. اروپای پس از انقلاب صنعتی، دچار هرج&amp;zwnj;ومرج و بی&amp;zwnj;نظمی شدیدی گشت و پیشکسوتان جامعه&amp;zwnj;شناسی را به این فکر انداخت تا راه&amp;zwnj;های بازگشت نظم به جوامع خود را جستجو نمایند و بدین گونه مسئله&amp;zwnj;ی نظم اجتماعی و چگونگی ایجاد آن، در کانون مباحث و نظریات آن&amp;zwnj;ها قرار گرفت به&amp;zwnj;طوری&amp;zwnj;که اگر گفته شود که هدف همه&amp;zwnj;ی جامعه شناسان کلاسیک، نظم اجتماعی و ایجاد آن بوده، سخنی به&amp;zwnj;گزاف عنوان نشده است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;استان ایلام نیز چند سالی است گرفتار بی&amp;zwnj;نظمی گشته است. مصادیق این بی&amp;zwnj;انضباطی اجتماعی را می&amp;zwnj;توان در تمامی ساختارهای آن مشاهده کرد. در حال حاضر، به نظر می&amp;zwnj;رسد، ایلام به&amp;laquo; شهری معلق&amp;raquo;&amp;nbsp;تبدیل&amp;zwnj;شده است. شهری که نه&amp;nbsp;به&amp;zwnj;سان مناطق روستایی و عشایری خودکنترل بوده و نهادهای سنتی از آن مراقبت نمایند و نه به&amp;zwnj;سان مناطق شهری، نهادهای مدرن توانسته&amp;zwnj;اند در آن، به&amp;zwnj;درستی امر جامعه&amp;zwnj;پذیری و کنترل اجتماعی را انجام دهند. بر همین اساس، هنجارهای قانونی و کنترل رسمی که بایستی نظم را در جامعه حفظ کنند، قادر نبوده&amp;zwnj;اند که این تعادل و نظم را در جامعه پدیدآورند؛ بنابراین با توجه به ساخت روستا &amp;ndash; شهری ایلام، استفاده از کنترل&amp;zwnj;های غیررسمی می&amp;zwnj;تواند به&amp;zwnj;عنوان روشی مکمل، نقش مهمی در ایجاد تعادل و نظم در جامعه ی شکننده&amp;zwnj;ی ایلام ایفا نماید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;یکی از اَشکال مختلف کنترل&amp;zwnj;های غیررسمی، استفاده از توان و نفوذ متنفذین و معتمدین محلی در کنترل و کاهش منازعات و جرائم است. در جامعه&amp;zwnj;ی ایلام نیز، منزلت و جایگاه بزرگان ایلات و طوایف در میان گروه&amp;zwnj;ها و اقشار مختلف مردم بر کسی پوشیده نیست. بزرگان ایلات و طوایف با نقش&amp;zwnj;آفرینی اثربخش خود، در هنگامه&amp;zwnj;ی بروز جرم و منازعه، تأثیرات زیادی در کاهش منازعات، ایجاد سازش و برقراری پیوندهای اجتماعی و جلوگیری از گسست ارتباط بین افراد، داشته&amp;zwnj;اند. آن&amp;zwnj;ها در قبل و بعد از وقوع جرم، با ایفای نقش خود، در کاهش مجازات مجرمان یا تعویض مجازات، مانع از ترویج و گسترش دامنه ی منازعات و جرائم شده اند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بسیاری از بزرگان ایلات و طوایف، با برخورداری از نفوذ کلام، صداقت در رفتار و در نظر گرفتن منفعت جمعی از چرخه ی باطل جرم و تکرار جرائم جلوگیری کرده&amp;zwnj;اند. آن&amp;zwnj;ها ضمن آشنایی با روحیات افراد، طوایف و ایلات و لحاظ نمودن منزلت خود نزد منازعان، تعارضات را به&amp;zwnj;گونه&amp;zwnj;ای مسالمت&amp;zwnj;آمیز حل&amp;zwnj;وفصل نموده و از دامنه و ابعاد جرائم کاسته&amp;zwnj;اند. داشتن اعتقادات مذهبی و اخلاقی و استفاده از شیوه&amp;zwnj;ی پیشوایان دینی و نقل احادیث آن ها در مجالسی که برای صلح و سازش برپا می&amp;zwnj;شد، در جامعه&amp;zwnj;ی شیعه&amp;zwnj;مذهب ایلام، تأثیرات بسیاری برجای می&amp;zwnj;گذاشت و زمینه&amp;zwnj;ی صلح و سازش را مهیا می&amp;zwnj;نمود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;حاج عباس عزیزیان، به&amp;zwnj;عنوان سرمایه&amp;zwnj;ای انسانی از این دیار، بار سفر می&amp;zwnj;بندد و شیوه&amp;zwnj;های مصالحه و ویژگی&amp;zwnj;های شخصیتی او، به&amp;zwnj;عنوان سندی ماندگار، در خاطرات مردم این منطقه به&amp;zwnj;جای می&amp;zwnj;ماند. او با برخورداری از اعتقادات مذهبی و اخلاقی، نقش زیادی در کاستن از دامنه&amp;zwnj;ی منازعات ایفا نمود، فقدان این سرمایه&amp;zwnj;های انسانی وضعیت آشفته&amp;zwnj;ی جامعه&amp;zwnj;ی ایلام را بیش&amp;zwnj;ازپیش تشدید می&amp;zwnj;کند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;استان ایلام به دلیل ویژگی&amp;zwnj;های فرهنگی و اجتماعی خود، در این دوران گذار، نیازمند نقش&amp;zwnj;آفرینی سنت نیکوی میانجی گرانی چون حاج عباس عزیزیان است. احیای این سنت نیکو و برنامه&amp;zwnj;ریزی جهت بهره&amp;zwnj;مندی از ظرفیت بزرگان ایلات و طوایف، می&amp;zwnj;تواند نقش بارزی در ترمیم پیوندهای ازهم&amp;zwnj;گسیخته در بین خانواده&amp;zwnj;ها، طوایف و ایلات داشته و به کاهش هزینه&amp;zwnj;های دستگاه&amp;zwnj;های قضائی و انتظامی و کاستن از تعداد زندانیان منجر گردد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;دستگاه انتظامی استان، چند سالی است لزوم این سنت نیکو را احساس کرده و احیای آن را در دستور کار خود داشته است؛ به نظر می&amp;zwnj;رسد، پرداختن به این امر، پیش از آن&amp;zwnj;که در وظیفه&amp;zwnj;ی یک دستگاه انتظامی بگنجد بایستی از سوی نهادهای مدنی و شوراهای شهر و روستا صورت پذیرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;احیای سنت میانجی&amp;zwnj;گری چه در سطح خُرد و پیشگیری از نزاع بین دو جوان در کف خیابان و چه با برقراری سازش بین دو ایل در گستره&amp;zwnj;ی کلان&amp;zwnj;تر، می&amp;zwnj;تواند یکی از حلقه&amp;zwnj;های گمشده برای پیشگیری از گسترش بی&amp;zwnj;سازمانی اجتماعی در ایلام باشد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;hr /&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>15/7/1395</pubDate></item><item><title>از معلمان خود یاد کنید....</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=1395211660</link><description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&amp;laquo;یاد و خاطره شهید مرتضی مطهری (ره) و روز معلم گرامی و جاودانه باد. &amp;raquo;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;معلم عزیزم؛ &amp;laquo;ای که همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی&amp;raquo;.... &amp;laquo;ای که الفبای زندگی را از سرچشمه نگاهت آموختم &amp;raquo;....روزت مبارک&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;*********************************************************&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;شاید تقدیم نوشته بعد از سالیان طولانی، به کسی که تمام داشته هایت را مدیون او هستی، غیرمنتظره بوده و بی وفایی ات را بر همگان آشکار سازد...&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;اما یاد&amp;nbsp;&amp;nbsp;معلمان و دیدن آنان همواره زیبا و خاطره انگیز است...معلمانی که همه دانسته های خویش را مدیون مهربانی و دلسوزی آنها هستیم...همانهایی که جزئی جدایی ناپذیر از خاطرات زیبای همه&amp;shy;ی ما هستند...&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;در &amp;nbsp;روز معلم، متن زیر تقدیم می شود؛ به همه آموزگاران و معلمان دلسوز:&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;معلم عزیزم سلام؛&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;نمی دانم کدامین جمله را برای وصف محبت هایتان بنویسم و&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;چگونه شما را توصیف کنم...&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;یاد شما یادآور زیباترین خاطرات دوران کودکی و نوجوانی ماست. هنوز هم خاطرات مدرسه ابتدایی شهید صادق صیدکرمی، مدرسه ابتدایی رسالت، مدرسه راهنمایی شهید مفتح، دبیرستان شهید منتظری، دبیرستان شهید مطهری، دبیرستان شهید مدرس، دبیرستان شریعتی، دبیرستان غلامرضا ارکوازی، دبیرستان نمونه باقرالعلوم(ع) و... روحمان را نوازش می دهد...&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;اگرچه غرش هواپیماها و زوزه خمپاره ها قصه تکراری دوران کودکی من و امثال من بود، اما لذت نگاههای محبت آمیزت، هنوز هم در اعماق سلول های مغزم وجود دارد...&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;کاش یکبار دیگر به گذشته برگردیم و پشت نیمکتهای چوبی، لذت باهم بودن را در کنار صادقانه ترین و دلسوزترین معلمان و همکلاسی&amp;shy;هایمان تجربه کنیم...&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;کاش می شد؛ هیاهوی حیاط مدرسه و جیغ و دادهای بچه ها را دوباره شنید...&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;کاش؛ زنگ انشاء، املاء، ورزش، ریاضی، حرفه وفن، علوم تجربی، تعلیمات دینی و... تکرار می شد...&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;ای کاش؛ دویدن های &amp;laquo; زنگ خانه&amp;raquo;، دوباره تکرار می شد...&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;کاش می شد؛ &amp;laquo;بابا نان داد&amp;raquo; را دوباره&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;از اول خط نوشت...&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;کاش می شد؛ شعر &amp;laquo; باز باران با ترانه...&amp;raquo; را بارها و بارها با احساسات پاک کودکی خواند وا ز لب جوی پرید...&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;کاش دروس تصمیم کبری، کوکب خانم و حسنک کجایی را یکبار دیگر از اول سطر برایمان بخوانی...&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;کاش شعر &amp;laquo;قدرت خدا&amp;raquo; و &amp;laquo;کتاب خوب&amp;raquo; را دوباره از بر برایتان بخوانیم و با یک &amp;laquo;آفرین&amp;raquo; تو، در سر جایمان بنشینیم...&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;کاش می شد؛ بچه های دیروز را دور هم جمع کرد و به گذشته&amp;shy;ها برد...به گذشته هایی که پر از زیباترین احساسات کودکی و نوجوانی است...&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;اما،افسوس!!!...زمانی که معلمانم را با موههای سفید می بینم، باور می کنم که تکرار گذشته&amp;shy;ها ممکن نیست...زمانی که&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;قد خمیده معلمانم را می بینم، باورم میشود که زنگ انشاء را نمی توان با او تکرار کرد و&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;با او بودن را باید به رویاهایم بسپارم...&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;معلم عزیزم؛&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;چرخ روزگار همچنان می چرخد و باز هم باران، با ترانه های قشنگش،&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;بر بام خانه می خورد...&amp;nbsp;اما ای کاش؛&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;صدای باران را بهتر گوش&amp;nbsp; دهیم تا یادت همواره در ذهنمان ترانه سرایی کند... دوستت دارم و زیباترین احساساتم، تقدیم احساس پاکت باد.&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&amp;nbsp;**********************************************************************&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;راستی؛ کدام یک از معلمان زیر را به یاد می آورید:&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;شهید صادق صیدکرمی،&amp;nbsp;مرحوم طالب حسین زاده( معلم کلاس اول)،&amp;nbsp;مرحوم قیطاسی(دبیر فیزیک)،&amp;nbsp;مرحوم پرویز درخشنده،همایون رشنوادی، علی فیض الهی، محمد علی&amp;shy;اکبری، حجازی(دبیر شیمی)، شیری(دبیر ادبیات)، مهدوی(دبیر ادبیات)،&amp;nbsp;علیمردان نادی،&amp;nbsp;طاهر منصوری، مصطفی لطفی،&amp;nbsp;مرحوم عباسقلی نعمتی زاد،&amp;nbsp;محمدرضا دوستی، کلانتر محمدی،&amp;nbsp;شکرالله میری، علی آقابابایی، خلیل رستمی، محمد عباسی، بهزاد عزیزیان، اسلام جمشیدی، بهمن رستمی، آبختی سنجابی، ، جهانگیرجهانی، پرویز باقری، کبیرخاکی، یوسف تلوکی، علی محمد رستمی،کاظم یوسفی نژاد، علی اشرف نجیب، برزو مظفری، جهانگیر ناصری، حجت اسماعیل زاده، عزت همتی، همایون بسطامی،&amp;nbsp;گوهری(معلم علوم تجربی)،&amp;nbsp;ولایتی( معاون مدرسه)، یاری( دبیر زبان)، واحدی(معلم کلاس دوم)، نوشاد( معلم کلاس سوم)، داوودیان( معلم عربی)، شیبانی(دبیر عربی)، احمدی(معاون دبیرستان)، یعقوبیان( دبیر فیزیک)...مرحوم سیاوش ولیدی، عظیم حیدری،&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;(از همه معلمان عزیزی که اسمشان در اینجا ذکر نشده است، عذرخواهی می کنم و از همه خوانندگان عزیز تقاضا دارم؛ اسم معلمانشان را در قسمت نظرات ارسال کنند تا با درج اسمشان،&amp;nbsp; احساساتمان را نثار مهربانی شان بکنیم و مختصر سپاسی را تقدیم به پیشگاهشان نماییم...)&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;نظر کاربران:&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;مریم&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;من هم به نوبه خودم از تمام معلمین دوره دبیرستانم سرکار خانم نسرین دارابی ( مدیر) خانم ابیار ( معاون ) خانم صفرلکی ( دبیر پرورشی ) اقای حجازی ( دبیر شیمی ) اقای پورمنصور ( دبیر ریاضی ) اقای جلیلیان ( دبیر فیزیک ) اقای شیری و اقای سهراب زاده ( دبیر ادبیات ) اقای جبار کریمی و اقای کاظم نصیری (دبیر زبان انگلیسی ) سرکار خانم نصرالهی ( دبیر زیست شناسی ) سرکار خانم ملکی ( دبیر زمین شناسی ) اقای پور منتی و خانم نادی ( معلم دین و زندگی ) اقای نقی پور ( دبیر عربی ) اقای حیدری ( دبیر جغرافیا ) اقای اکبری ( دبیر تاریخ ) خانم سورمیری ( دبیر ورزش ) و هم چنین از پدر بزرگوارم که 30سال تمام در این شغل مقدس برای تمام جوانان ایلامی خدمت صادقانه کرد اقای بهرام پورنوروز ( دبیر زیست شناسی ) کمال تشکر و قدردانی دارم و دست یکایک این عزیزان رو میبوسم .&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;علی نظر رحیمی&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;من ازمعلمين خوبم ازاينجا تشكرميكنم.اقايان نوشاد .عزت همتي.شكرالله ميري.علي فيض الهي.كيهان خانمحمدي.حميدبرنجي.فتاح كمري.حمزه شاهمراديان.مصطفي لطفي.اين نام نيك است كه ميماند....&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;رضا محمدیان&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;یادش به خیر معلم هایی که داشتیم تو دبیرستان شاهد 12 سال پیش: شیمی مرحوم نعمتی زاد یادش گرامی همیشه اسم کوچیک صدا میکرد و کردی حرف میزد یادش میفتم اشکم جاری میشه. آقای پورنوروز معلم زیست هم عالی بود. گرچه سر کلاس نباید حرف میزدی یه شخصیت فوق العلاده. فیزیک رو با آقای جلیلیان داشتیم همیشه سه نفر ثابت رو میبرد پای تخته من همیشه جزو سه نفر بودم. بینش اسلامی با زنده یاد سیاوش ولیدی بودیم یه مرد تکرار نشدنی چقدر ناراحت شدم از شنیدن هجرتش به دنیای دیگر در اخر ریاضی هم آقای بهروز یوسفی بودند که هم از لحاظ اخلاقی و هم درسی واسه بچه ها یه الگوی عالی بودند. یادشون سبز لطفا تو صفحه اصلی بذارید.&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;علی&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;من هم در اینجا فرصت را غنیمت می شمارم و از معلمین خوبم آقایان، مرحوم پیله ور (اول ابتدایی) کرمی (شیمی)، نعمتی (ریاضی)، ابراهیمی (شیمی)، غضنفری (زبان)، یاری (زبان)، دکتر نقوی (ژنتیک) دکتر زین الدینی (بیوشیمی) دکتر باقری (ژنتیک)، مهندس شیرخانی (گیاه شناسی)، دکتر باسامی (زیست مولکولی)، دکتر ذاکری و... تشکر کنم.&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;یاسر&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;یادشون گرامی الان دیگه نه نعمتی زادی هست، نه احمدی، نه کامران، نه کریمی و نه خیلی های دیگه.&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;محسن زارعی&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;سلام- گاهی وقتها که دلم برای ایلام تنگ می شود به اینترنت پناه می برم و به نحوی از دور به ایلام وصل می شوم امروز از صبح که سرکار آمدم دلتنگی خاصی با من بود تا اینکه الان مشغول بررسی پایان نامه دانشجویی بودم که اسمش سیاوش است و سریع یاد زنده یاد سیاوش ولیدی افتادم واقعا بی رحمانه است لفظ مرحوم را برای ایشان و عباسقلی نعمتی زاد بکار بردن.....(اشکم فرصت نمی دهد بیشتر بنویسم)-یاعلی&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;افشین درخشنده&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&amp;nbsp;با تشكر از شما . ياد و خاطره استاد عزيزم شادروان مهندس كوهكن را گرامي ميدارم و ضايعه درگذشت مربي دلسوز و معلم فقيد شادروان محمد تقي اميدي تسليت باد&amp;nbsp;.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;h1 align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;ایوب&lt;/font&gt;&lt;/h1&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;سلا&lt;/strong&gt;م یاد دوران مدرسه بخیر معمولا معلم های سخت گیر تو ذهن بچه ها میمونن معلم امادگی دفاعی دوران راهنمایی و دبیرستان ما آقای دلاور رئوفی بود الانم تو بعضی محافل که میبینمش هم ازش میترسم آن دوران فکر میکردم چه ادم عصبی مزاجی هست بعدها فهمیدم روح لطیف ، رئوف و مهربونی مثل فامیلیش داره. دست تمام معلم های دوران تحصیلمو میبوسم.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;هدایت&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;یاد همه اساتید به خصوص مرحوم نعمتی زاد، آقای منصوری ریاضی، آقای جلیلیان فیزیک، مرحوم ولیدی، مهندس یوسفی ریاضی و همه دوستان و دبیران دبیرستان شهید رجایی در سال های 82-79 به خیر&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;معصومه هاشم بیگی&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;یاد همه کسانی که سبزترین روزهای زندگی رو به اونا تجربه کردیم:خانمها: غضنفری احمدی(کلاس اول)رضایی نور ابادی.اینه بندی .زارعی.نبوی(روحش شاد)شعبانی (اهل تهران)سیابیدی ابراهیمی جمشیدی جانی امیدی(دبیر تاریخ)حقیقیت بانقلانی .نطری.اقایان:جهانی .فرهنگی مرادی قربانی بهادری مجردی ایلامی چراغی وهمه معلمان عزیزی که در چوار تدریس کردند. همبشه بیادتون هستیم.یادی میکنم از دکتر محمود ابادی دکتر دهقان نیر .دکتر الهیاری .کجباف منتظر قایم.دکتر نورایی ومرحوم مهر علی زاده استادان عزیز دانشگاه اصفهان با ارزوی طول عمر برای همه بزرگان.&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;تقی مهدی زاده&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;من هم از معلمین خوبم تشکر میکنم و یاد انها را گرامی میدارم. آقای جهانگیر جهانی، برزو مظفری، علی عسگر باپیری، علی مجردی، یوسف تلوکی، محمد رضادوستی، علی قربانی مجید یارمحمدی، عظیم نقدی، خلیل اسدی و ....&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font&gt;معصومه ولیدی&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font&gt;منم فاصله محل سکونتم از ایلام خیلی زیاده و وقتی دلم برای ایلام تنگ میشه مجبورم پناه ببرم به اینترنت اینجانب به عنوان فرزند ارشد مرحوم سیاوش ولیدی از تمامی عزیزانی که یادی از پدر مهربان ودلسوزم میکنند که واقعا هجرتش در بین ما خیلی زود و باور نکردنی بود تشکر وقدردانی می کنم &amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>11/2/1395</pubDate></item><item><title>گسست یا مشارکت؟</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=1394121658</link><description>&lt;h2 style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;وفاق انتخاباتی زیر چتر ایل&lt;/h2&gt;

&lt;h1 style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;گسست یا مشارکت؟&lt;/strong&gt;&lt;/h1&gt;

&lt;h3 style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پيرامون مفهوم وفاق اجتماعي در فرهنگ هاي علوم انساني و اجتماعي، معاني مختلفي بيان شده است. هرچند مي توان خميرمايه اصلي تعاريف مختلف اين مفهوم را، توافق بر سر ارزش ها و هنجارهاي اساسي يک جامعه دانست. در جامعه شناسي منظور از وفاق اجتماعي، اجماع شهروندان بر سر ارزش ها و اعتقادات مشترک است. يکي از تعاريف رايج در زمينه وفاق اجتماعي، تعريفي است که &amp;laquo;نيک گهر&amp;raquo;، از اين اصطلاح ارائه مي دهد. او وفاق را ملات يگانگي اجتماعي مي داند که از کنش هاي افراد نتيجه مي شود (نيک گهر، ١٣٧٣: ٣٦٩). &amp;laquo;عبداللهي&amp;raquo; نيز وفاق را، اجماع بر سر ارزش ها، اعتقادات و مجموعه اي از اصول مورد توافق مي داند که نتيجه تعاملات اجتماعي است (عبداللهي، ١٣٧٨: 7).&lt;br /&gt;
ازجمله مباحثي که در زمينه وفاق اجتماعي مطرح شده، آن است که هر جامعه اي با هر سطحي از پيشرفت و توسعه، با گونه هايي از وفاق اجتماعي روبه روست. جامعه اي پيدا نمي شود که سطح يا گونه خاصي از وفاق اجتماعي را نداشته باشد. به اين سبب در جوامع مختلف اعم از صنعتي يا غيرصنعتي، شهري، روستايي و عشايري، توسعه يافته و درحال توسعه، با گونه هاي مختلفي از وفاق مواجه هستيم. مي توان از وفاق کامل تا وفاق کاذب سخن گفت. وفاق کامل در يک گروه، زماني محقق مي شود که اکثريت، وجود يک توافق را با همديگر درک کنند. اگر اکثريت با وجود پذيرش اختلاف، با هم وفاق داشته باشند، در اين حالت، وفاقي کثرت گرايانه، شکل مي گيرد و اگر اکثريت به توافق نرسند، اما فکر کنند که به توافق رسيده اند، وفاق کاذب به وجود خواهد آمد (scheff،١٩٦٧).&lt;br /&gt;
&amp;laquo;چلبي&amp;raquo;، از نخستين کساني است که در ايران در زمينه وفاق اجتماعي، به گونه اي سازمان يافته بحث کرده است. او وفاق را بر دو گونه تقسيم مي کند. وفاق منفعل و غيرقراردادي و وفاق فعال و قراردادي. او معتقد است که در جوامع امروزين نمي توان از همان مفهومي استفاده کرد که در گذشته مطرح بوده است. از نگاه وي، جامعه ما در گذشته، به تعبير ساده اش، جامعه اي قطعه اي بوده و نوع وفاق حاکم در آن نيز، از نوع انفعالي و غيرقراردادي بوده است. به عقيده او، جامعه امروزي، جامعه اي انجمني است که وفاق خاص خود را مي طلبد. چلبي اين نوع وفاق را، فعال يا قراردادي مي نامد. او معتقد است در زمان حاضر، ما به نوعي وفاق نسبي، فعال و فراگير نيازمنديم که همه به صورت داوطلبانه در زير چتر آن قرار گيرند. به اين گونه چلبي ويژگي هاي اين نوع وفاق را، يکي فراگيربودن آن مي داند که تمام جمعيت با خرده فرهنگ ها را زير چتر خود قرار دهد و دوم اينکه، در زير اين چتر افراد بتوانند داوطلبانه وارد يا خارج شوند، يعني مشارکتي باشد. (چلبي، ١٣٧٩) چلبي اين نوع از وفاق را، وفاق اجتماعي عام و تعميم يافته مي نامد که شکل گيري آن را در هر جامعه اي باعث فراهم شدن ثبات سياسي، مشارکت و همکاري اجتماعي، حل کردن دو مشکل بنياني(پيش بيني پذيري رفتارهاي اجتماعي و تعاون اجتماعي)، برخورد فعالانه با فرهنگ هاي بيگانه و کاستن از شکاف بين اخلاق نظري و اخلاق عملي مي داند. به تعبير ديگر، او دستاورد اين نوع وفاق را، کاستن از امکان بروز فساد اخلاقي، سياسي و اداري مانند رياکاري، پارتي بازي، قوم وخويش بازي، کم کاري، رشوه خواري و اختلاس عنوان مي کند (چلبي، ١٣٨٥: ٥-١٥٤).&lt;br /&gt;
به طورکلي مي توان گفت: در وفاق تعميم يافته، افراد آگاهانه و براساس منافع جمعي، با تکيه بر عنصر عقل و خرد زير چتري گردهم مي آيند که فارغ از رنگ، نژاد، مذهب، نوع جنس، وابستگي به قوم و گروه، حزب يا ايل خاصي در کنار هم قرار گرفته، منافع خود را در برآوردن تمامي جمع ديده و انتخاب هاي آنها نيز عقلاني و براساس شاخصه شايسته سالاري صورت مي گيرد. وابستگي هاي خويشاوندي و قومي دخالت غالب در آن ندارد و مشارکت اجتماعي و سياسي به معناي واقعي آن، انجام مي شود. اين نوع از وفاق، منجر به افزايش مردم سالاري در جامعه شده و راه را براي اصلاحات اجتماعي هموار کرده و از احتمال مخاصمات نيز مي کاهد. اما در وفاق خاص گرايانه، وابستگي هاي قومي، نژادي، خويشاوندي، رنگ و ساير ويژگي هاي انتسابي نقش بارزي ايفا مي کنند. چتري کوچک در مقياسي محدود گسترانده شده که فقط عده معدودي در زير آن جاي مي گيرند. انتخاب هايي که در اين نوع از وفاق نيز صورت مي گيرد، برگرفته از احساسات قومي، نژادي، خويشاوندي و طايفه اي و ناشي از هيستري اجتماعي است؛ بيشتر صبغه اي سياسي داشته و هدف اصلي مروجان آن، دست يافتن آنها به نقش هاي سياسي و مزاياي اقتصادي است.&lt;br /&gt;
با اين مقدمه، به سراغ پرسش اصلي اين نوشتار مي رويم که وفاقي که در زمان انتخابات در برخي از شهرستان ها و مناطق داراي ساختار قبيله اي و طايفه اي، پيش مي آيد، از چه نوع وفاقي است؟ وفاق خاص گرايانه است يا نوعي از وفاق عام گرايانه شکل مي گيرد؟ کدام نوع از اين دو گونه وفاق، مي تواند منشا ثبات، امنيت و آرامش شود و کدام يک، به عنوان تهديدي در راه ثبات سياسي و عاملي براي گسترش فساد اداري و سياسي و بروز پارتي بازي، خويشاوندسالاري و طايفه گرايي عمل مي کند؟ تجربه انتخاب هاي پيشين در برخي از مناطق داراي ساختار ايلي و قبيله اي، بيانگر آن است وفاقي که در زمان انتخابات براي ساکنان اين مناطق پديد مي آيد، منبعث از هويت قبيله اي، ايلي و طايفه اي است. اين هويت جمعي، هيچ تعريف ثابت و معيني ندارد و متاثر از ويژگي هاي قبايل، ايلات و طوايف، حالتي سيال به خود مي گيرد. اين نوع از وفاق، با ويژگي هايي چون: احساس تعلق به قبيله، ايل و طايفه، تعلق به يک نقطه جغرافيايي مشترک، احساسات خويشاوندي، غيرقابل پيش بيني بودن رفتارها، درنظرگرفتن منافع آني، فردي يا مزاياي اقتصادي، سياسي و فرهنگي براي اقليتي شنا خته شده، که در قبايل، ايلات و طوايف گوناگون در مناطق مختلف، با شدت و ضعف بسيار ديده مي شود. غلبه اين نوع از وفاق که جلوه بارز آن در زمان انتخابات به چشم مي خورد، وفاق اجتماعي عام را به خطر انداخته و اين مناطق را در بلندمدت با چالش امنيتي روبه رو مي کند. وفاقي که در زمان انتخابات در سطوح قبيله، ايل و طايفه در اين مناطق پديد مي آيد، نوعي از گسست اجتماعي بوده که به گونه اي تصنعي، مشارکت اجتماعي لقب مي گيرد.&lt;br /&gt;
وقتي چتر ايران، جاي خود را به چتر قبيله، ايل و طايفه مي دهد، فرهنگ حذف وابستگان به قبايل، ايلات و طوايف ديگر نيز رخ مي نماياند، نقش هاي کليدي عموما به افراد بي کفايت واگذار مي شود؛ به جاي بهره مندي تمامي ساکنان آن مناطق از مزاياي اجتماعي، اقليتي محدود، جايگزين اکثريت شده و عنصر خويشاوندي تعيين کننده مناسبات سياسي و اقتصادي مي شود. توافقي محدود بوده که موجب گسترش بي سازماني اجتماعي شده و سر از خودرايي قبيله اي درخواهد آورد. نظمي موقتي را ايجاد مي کند که بي نظمي مداومي را به دنبال دارد. شخصيت هايي را پرورش مي دهد که به جاي انديشيدن به منافع کشور، منافع فردي و حداکثر جمع محدودي در سپهر يک قبيله، ايل يا طايفه را در نظر مي گيرند. به عنوان يکي از عوامل خشونت و نزاع هاي جمعي عمل مي کند و در نهايت فرايند توسعه اين مناطق را با خطر جدي مواجه مي کند. مي توان گفت تجربه ٩ دوره انتخابات مجالس شوراي اسلامي و چهار دوره از انتخابات شوراهاي شهر و روستا در اين مناطق نشان داده است وفاقي که در زمان انتخابات در اين مناطق شکل مي گيرد از نوع وفاق انفعالي، غيرقراردادي و خاص گرايانه است.&lt;/h3&gt;

&lt;h3 style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آنچه ايران در هزاره سوم ميلادي به آن نياز دارد، وفاق فعال، قراردادي، فراگير و از نوع عام گرايانه آن است؛ اين نوع از وفاق، در پرتو مشارکت همه افراد، گروه ها، اقوام، ايلات و طوايف در عرصه تصميم گيري، اجرائي و نظارتي محقق مي شود و چتري را مي گستراند به اندازه تمامي ساکنان اين سرزمين و راهي را براي توسعه ايران باز خواهد کرد.&lt;/h3&gt;

&lt;hr /&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>1/12/1394</pubDate></item><item><title>کوله باری از خاطرات میمک</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=13941023657</link><description>نام استان ایلام با حماسه و عشق گره خورده است و بی شک هشت سال دفاع مقدس یکی از درخشان ترین و حماسی ترین دورانی بود که در تاریخ پرافتخار این سرزمین ماندگار شد.
یکی از نخستین سطرهای پرافتخار تاریخ این دیار، در سرزمین «میمک» نگاشته شد. هنگامی که چند روز قبل از آغاز رسمی جنگ تحمیلی مرزهای استان ایلام مورد هجوم دشمن بعثی قرار گرفت و در روز  19 شهريور 59  با استفاده از حجم گسترده نيرو و ادوات پاسگاه هاي «ني خزر» و «هلاله» و ارتفاعات ميمك را اشغال کرد.
منطقه ميمك براى ارتش عراق که آن را «سيف سعد» یا «شمشیر پیروزی» ناميده بودند، از جنبه هاى مختلف (برخورداری از دیدبانی خوب روی منطقه، وجود چاههای نفت وگاز و..) حائزاهميت ويژه بود.
در همان ساعات اولیه اشغال میمک بود که به همت «آیت الله حیدری ایلامی» عشایر استان ایلام از همه ی ایلات و طوایف بسیج شدند و به آنجا شتافتند و با توجه به آشنایی که با منطقه داشتند توانستند در کنار نیروهای ارتش و سپاه و با حمایت نیروهای هوانیروز مانع پیشروی بیشتر دشمن شده و سرانجام پس از ماهها مقاومت در روز 19 دی ماه و طی عملیات «ضربت ذوالفقار» توانستند این ارتفاعات مهم و استراتژیک را از دشمن پس بگیرند.
19دی ماه فرصت مناسبی بود تا یادی کنیم از شهدای میمک، از حماسه سازان و عشایر ایلامی که از همه ی ایلات و طوایف، دست در دست هم جلوه ای از وحدت و همدلی را به نمایش گذاشتند تا برگ زرینی در تاریخ پرافتخار این سرزمین ورق بزنند.
یکی از دلاورمردان این عرصه «حاج جوزعلی نجفی» از فرماندهان دلیر ایل ارکوازی و بولی بود که در همان روزهای نخست اشغال میمک به ساماندهی نیروهای عشایر منطقه پرداخت و دوشادوش سایر ایلات از میمک دفاع کرد.
رزمنده ای که روزگاری هیبت و صلابتش لرزه بر اندام عراقی می انداخت و هنوز هم اقتدار و صلابتش در ذهن همه ی همرزمانش مانده است، اما  این روزها زخم های آن دوران کمی او را زمین گیر کرده ولی خودش را همچنان محکم و استوار نگه داشته و با ترکش های به جای مانده در تنش می جنگد.
به رسم هرسال، به دیدارش که می روم مرا محکم تر از همیشه بغل کرده و اشک هایش شانه هایم را خیس می کند، این بار بهانه ی گریه هایش را می دانم، سالهاست که روز 19 دی ماه را همراه پدرم (حبیب حیدرپناه) – که از همرزمانش در میمک بود – به دیدارش می رفتیم و این دومین سالی است که پس از درگذشت پدر، تنها به دیدارش می روم و همین موجب شد که حال و هوای این دیدار قدری متفاوت تر از همیشه باشد.
«جوزعلی» از روزهای حماسه و عشق می گوید از روزهایی که عشایر ایلام - که آشنایی زیادی با فنون نظامی نداشتند - با کمترین امکانات و سلاح های شکاری دوشادوش نیروهای ارتش و سپاه جنگیدند.
با بغض های در گلو مانده از خاطرات آن روزها می گوید از عشایر غیور و سلحشوری که عقل و عشق را با هم در آمیخته بودند. از همه ی ایلات و طوایف استان یاد می کند ( از سلحشوران ایل ملکشاهی و شوهان، ارکوازی و بولی، خزل و چرداول، پنجستون، دهبالایی، کلهر و لک، عالی بیگی، عشایرغیور  ایوان، میشخاص، بدره و آبدانان، دره شهر و دهلران و..)  و معتقد است فتح میمک متعلق به همه ی ایران و استان ایلام است، از شیرزنان عشایری که نان محلی می پختند و آذوقه را برای رزمندگان فراهم می کردند تا نیروهای ارتش، هوانیروز و سپاه که متشکل از دلاورمردانی از جای جای ایران پهناور بودند و در میمک حضور یافته بودند تا از خاک وطن دفاع کنند.
با صدایی که کمی شکسته از قبل شده، یاد می کند از راز و نیاز شبانه مردانی که با خلوص نیت به آسمان شهادت پرکشیدند. رزمندگانی که فریاد عشق و عرفان را بر بلندای قله های کمال سردادند.
از همرزمانی می گوید که سالها در کنارشان قد کشیده بود، هم محله ای هایش در روستای بهمن آباد، شهیدان «موسی (ایمان) کمری» و «علیداد دانشگر» که  جلوی دیدگانش آسمانی شدند و همپای سایر شهیدان استان ایلام، بر بلندای  میمک، شکوه بهشت را نظاره گر شدند و آیه فتح سرودند و در کمال رضا، به مسلخ عشق رفتند تا لذت دیدار خدا را برای مردمان عصر خویش ترجمه کنند.
جوزعلی از مسئولان انتظار دارد رزمندگان و پیشکسوتان دفاع مقدس را فراموش نکنند و از همه ی جوانان و اهالی قلم می خواهد که نگذارند یاد و خاطره های سالهای دفاع مقدس به دست فراموشی سپرده شود و تلاش کنند تا این گنجینه های ارزشمند را به نسل های بعدی منتقل کنند.
لحظه ی خداحافظی، شانه های استوارش را صمیمانه تر از همیشه می فشارم و برایش آرزوی سلامتی می کنم و به این امید که خداوند عمری عطا کند و سالی دیگر و 19 دی ماه دیگری به دیدارش بیایم و یاد کنیم از رزمندگان و شهدای میمک...
یاد و خاطره ی  شهدای میمک و همه ی شهدا گرامی باد.</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>23/10/1394</pubDate></item><item><title>ظاهرت را درست کن، کاری به باطن ندارم!</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=13941022656</link><description>&lt;h3 dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt;&lt;/h3&gt;

&lt;h3 dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در بین اخبار منتشره در یکی از سایت&amp;shy; های استان، خبری با عنوان &amp;quot; &lt;strong&gt;حرکتی نو در ترویج حجاب در ایلام&lt;/strong&gt;&amp;quot; توجهم را جلب کرد. در ابتدای خبر آمده بود که یکی از مدرسان دانشگاه ایلام، آزمون درس اخلاق کاربردی را به شیوه ای نو برگزار کرده و خبرنگار &amp;nbsp;نیز مصاحبه &amp;shy;ای با این مدرس محترم در زمینه ی شیوه ی کار وی انجام داده است. این مدرس محترم در مورد روش خود می گوید:&lt;/h3&gt;

&lt;h3 dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&amp;quot; از روزهای اول ترم با صحبت های خود و بیان نکات، فلسفه و ارزش حجاب سعی داشتم نظام فکری دانشجویان را متحول نمایم، و هر از چندگاهی با دادن پرسشنامه از آنها نظرخواهی می کردم و به دنبال مشاهده عینی دلیل بی حجابی دانشجویان بودم و نکته ی جالبی که به آن دست یافتم این بود که بسیاری از دانشجویان عدم اعتماد به نفس را دلیلی برای بی حجابی می دانستند و عنوان می کردند که چون مورد تمسخر قرار می گیریم و از زیبایی طبیعی خود راضی نیستیم مجبورمی شویم برای مقبولیت در بین مردم، با آرایش حاضر شویم و نکته جالب اینکه بسیاری از آنها حجاب را دوست داشتند اما به دلایل بیرونی و یا بهتر بگویم عوامل اجتماعی، خود را مجبور می دانستند که با آرایش حاضر شوند. با توجه به دغدغه ای که وجود داشت به دنبال راه چاره ای بودم که حتی اگر شده برای ساعاتی دانشجویان را ترغیب کنم که طعم حجاب را بچشند و زیبایی حجاب را در درون خود احساس کنند شاید این نقطه آغازی باشد برای ادامه حجاب، با همین انگیزه، &lt;strong&gt;&lt;u&gt;برای روز امتحان 2 نمونه سئوال مطرح نموده و به دانشجویان اعلام شد افرادی که روز امتحان با حجاب کامل حاضر شوند به آنها سئوالاتی با عنوان اخلاق کاربردی داده می شود که فقط از مباحث کاربردی سرکلاس می باشد به طوری که همه قادر به پاسخ گویی بوده و می توانند نمره کامل را بگیرند و افرادی که نمی خواهند جزء گروه اول باشند بازهم سوالات از مباحث کلاس و کتاب می باشد با این تفاوت که دانشجویان باید تمام کتاب را مطالعه کرده واحتمال دارد به دلیل سختی سؤالات، قادر به پاسخگویی برخی از آنها نباشند. البته اجباری در این اقدام وجود نداشت و تصمیم گیری به عهده خود دانشجویان گذاشته شد.اما برای روز امتحان مشاهده نمودم که 97درصد دانشجویان با حجاب کامل حاضر شده بودند و تنها 3درصد با همان پوشش همیشگی خود سر جلسه حضور داشتند&amp;quot;.&lt;/u&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/h3&gt;

&lt;h3 dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;حجاب، از ارزش هاي جامعه &amp;zwnj;ي اسلامي ايران به حساب آمده و&amp;nbsp; رعایت آن از ارزنده &amp;shy;ترین و والاترین ارزش &amp;shy;های اسلامی در فرهنگ شیعی، محسوب می شود. اهتمام پیشوایان دینی به این ارزش&amp;shy;، بیانگر اهمیت آن&amp;shy; در فرهنگ اسلامی است. تاریخ این دیار نیز نشان&amp;shy; دهنده &amp;shy;ی آن است که در خرده فرهنگ بومی استان، حجاب از مهم&amp;shy; ترین ویژگی &amp;shy;های فرهنگی این دیار به حساب آمده و در این زمینه، هماهنگی و پیوندی عمیق، بین فرهنگ بومی و فرهنگ مذهبی مردم استان دیده می &amp;shy;شود. در سال های اخیر و به دلایل مختلف، جامعه ی ایلام، همانند سایر نقاط این کشور دستخوش تغییر شده و در سير تغييرات تدريجي كه در نظام ارزشي و هنجاري آن پديد آمده، تمامي ارزش &amp;zwnj;ها و هنجارهاي خرده &amp;zwnj;نظام &amp;zwnj;های مختلف آن نیز، با تغییر مواجه شده كه یکی از این ارزش ها حجاب و تغییر در هنجار پوشش زنان است.&lt;/h3&gt;

&lt;h3 dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;متن:&lt;/strong&gt;&lt;/h3&gt;

&lt;h3 dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;مفهوم دین، از ابعاد اعتقادی، شناختی، مناسکی و... برخوردار است. بُعد اعتقادی دین، ماندگارترین&amp;nbsp; و مهمترین بُعد آن محسوب شده، چراکه اگر رفتارهای دینی، بر اساس نیت الهی انجام پذیرند رنگ خدایی گرفته و جاودانه می شوند؛ اما اگر ارزش ها و رفتارهای دینی، به وسیله ای برای کسب امتیاز، نمره و مزایای اجتماعی تبدیل شوند و افراد جامعه، برای دست یافتن به این مزایا، مجبور به ریاکاری شوند، آنگاه طبق نص صریح همین دین، شرک اصغر صورت گرفته است. اگر برای گرفتن نمره یا هر مزیت اجتماعی دیگر، ارزش های دینی را به ابزار تبدیل کنیم؛ دانشجو به جای پذیرفتن ارزش های دینی بر&amp;nbsp; پایه اندیشه و تحقیق، به گونه ای مصلحتی به رفتاری موقتی دست زند؛ به جای بندگی خدا، بنده رییس و استاد و غیره شود، جای اعتقاد و یقین، ریا و تزویر بنشیند؛ اگر دانشجویی به خاطر کسب نمره کامل، برای دو ساعت به انتخاب پوششی دست زند که در آزمون بعدی، نیازی به آن نداشته باشد، نه تنها درس اخلاق اسلامی داده نشده بلکه ترویج اخلاق ماکیاولیستی صورت گرفته است. شان ارزشی اسلامی چون حجاب، فراتر از آن است که آن را به وسیله ای برای کسب نمره تقلیل دهیم.&lt;/h3&gt;

&lt;h3 dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&amp;nbsp;ترویج ارزشی اسلامی چون حجاب، وظیفه ای دینی و همگانی است، اما لازمه ی ترویج هر معروفی، در نظر گرفتن شرایط، زمان و مکان آن است. محیط علم، دانش و دانشگاه اقتضائات خاص خود را دارد. دانشجویان و جوانان واجد صفات، ویژگی ها و خلقیاتی بوده که عدم فهم درست این ویژگی ها، تمامی تلاش هایی که ممکن است با نیت خیر انجام گیرد را ابتر می کند. حجاب در فرهنگ اسلامی تعریف خاصی داشته و نمی توان نپوشیدن چادر را بی حجابی تلقی کرد. همچنین بی حجابی با بدحجابی متفاوت بوده و تغییر در نحوه پوشش برخی از دانشجویان را نمی توان به بی حجابی دانشجویان تسری داد. دانشجو در محیط دانشگاه، تابع آیین نامه حجاب و عفاف دانشگاه بوده و هر فردی نمی تواند، سیلقه ی خود را ملاکی برای تعیین نحوه پوشش و آرایش قرار دهد. علاوه بر آن ساحت علم و کسب تعلیم و تربیت - که فرضیه ای الهی است - نباید با وسیله ای به نام نمره آلوده شود. یک مدرس اخلاق اسلامی بایستی قبل از هر چیز، مروج بُعد الهی بودن علم باشد نه مبلغ نمره و مدرک. نتایج پژوهش های صورت گرفته نیز بیانگر آن است که نمره ی میانگین هویت دینی جوانان و دانشجویان این دیار در سطح بالایی قرار دارد. تبدیل کردن خطاهای کوچک برخی از آنان به مساله ای بزرگ و به اصطلاح مساله آفرینی، بر مشکلات و آسیب های ایلام می افزاید.&amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;/h3&gt;

&lt;h3 dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;باید دانست که هر آسیب اجتماعی را بایستی در یک منظومه فرهنگی &amp;ndash; اجتماعی تبیین کرد؛تجزیه ی آن به امری چون عدم اعتماد به نفس و ندیدن کلیت و چند عاملی بودن، افراد را دچار تقلیل گرایی می کند. ریشه یابی تغییر در نحوه پوشش برخی از زنان، نیازمند کار علمی و پژوهشی است. کاهش یا حل آسیب های فرهنگی و اجتماعی به برنامه ریزی عمیق و اقدامات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نیاز داشته و برخورد سطحی با آن، بر دامنه ی آنها می افزاید. اگر به دنبال راهی برای ترویج حجاب می گردیم، بایستی در انتخاب این راه ها، دقت و حساسیت آن را در نظر بگیریم و الا ممکن است نه تنها منجر به ترویج ارزش های دینی نشود، بلکه به گسترش دین گریزی در جامعه، خصوصاً در نزد جوانان عزیز این سرزمین بینجامد.&lt;/h3&gt;

&lt;h3 dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه:&lt;/strong&gt;&lt;/h3&gt;

&lt;h3 dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;رسول اکرم(ص) می فرماید: کسی که به ریای مردم نماز بخواند، مشرک است؛ کسی که به ریای مردم حج گزارد، مشرک است؛ کسی که به ریای مردم روزه بگیرد، مشرک است؛ کسی که به ریای مردم زکات دهد، مشرک است و هرکسی که، فرموده ی خدا را برای مردم انجام دهد، مشرک است و خدا عمل ریا کننده را قبول نمی کند(بحارالانوار، جلد27، صفحه 297).&lt;/h3&gt;

&lt;hr /&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>22/10/1394</pubDate></item><item><title>سواری مجانی</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=1394104654</link><description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;انتخابات در ایلام و اسب مست ایل(1)&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پديده &amp;zwnj;ي انتخابات در ايلام، مأمن و مأواي ظهور و بروز پديده هاي اجتماعي زيادي است. با به صدا درآمدن زنگ انتخابات، خصوصاً انتخابات مجالس شوراي اسلامي و شوراهاي شهر و روستا در ايلام، پديده هاي اجتماعي ديگر نيز همراه با آن ظهور مي يابند. اين نوشتار بر آن است تا به پديده اي بپردازد كه از بطن انتخابات در ايلام روئيده و نگارنده آن را &amp;quot;&lt;strong&gt;سواري مجاني&lt;/strong&gt;&amp;quot;(2) &amp;nbsp;مي نامد.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
با نواي دل انگيز انتخابات در اين ديار، اسب زين كرده&amp;zwnj; ي ايل، رخ مي نماياند و چنان مي تازد كه هيچ چيز و هيچ كس ياراي افسار كردن آن را ندارد. بانگ انتخابات، اسب ايل را مست مي كند ،&amp;quot;&lt;strong&gt;هيستري ايلياتي گري&lt;/strong&gt;&amp;quot; را ترويج مي نمايد؛ &amp;quot;&lt;strong&gt;اليناسيون ايلي&lt;/strong&gt;&amp;quot; مستولي گشته، نه منزلت افراد جلودار آن است و نه مؤلفه هاي آن، چون ثروت و تحصيلات. انتخابات همه را در ايل و طایفه ذوب مي كند، ايل، خاطيان را دير يا زود تنبيه كرده و سپهر نظارت و كنترل خود را گسترانده و همه را به گونه اي موقت ايلياتي مي سازد.&lt;br /&gt;
با مست شدن اسب ايل، مستي شناسان سر مي رسند و بر دامنه &amp;zwnj;ي هيستري ايلياتي مي افزايند و نقش ممتاز خود را در &amp;quot;&lt;strong&gt;ازخودبيگانگي&lt;/strong&gt;&amp;quot; افراد، ايفا مي نمايند. سرمستي اسب و هيستري ايلياتي، كانديداها را ترغيب كرده تا بهره ي لازم را از اسب ايل برده و از آن &amp;quot;سواري مجاني&amp;quot;&amp;zwnj; بگيرند.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
در این دیار، برخي از افراد كه در رقابت هاي انتخاباتي شركت مي كنند از همان آغاز به دنبال ايل و طایفه ای مي گردند تا پشتوانه &amp;zwnj;ي آراء آنان گردد. آنها نه در ايل و طایفه حضور داشته و نه سال هاي زيادي زندگي ايلي و طایفه ای را تجربه كرده اند. نه ارزش هاي ايلي و طایفه ای را به رسميت مي شناسند و نه از هنجارهاي ايلي شناخت لازم دارند. بزنگاه سر مي&amp;zwnj;رسند، از راه هاي گوناگون خود را از اسب ايل، آويزان كرده، تا به هر طريقي شده، بر زين بنشينند و از اسب مست، سوار مجاني بگيرند. آنها كه غالباً غايب ايل و مناسك خاص آنند، در روزهاي انتخابات مستقيم و غيرمستقيم خود را به ايل و طایفه نزديك كرده و از پيوندهاي سببي و نسبي خود، تابلو مي سازند. از گذشته اي ياد مي&amp;zwnj;كنند كه به ندرت چيزي از آن را در خاطر دارند. عصاره &amp;zwnj;ي كلامشان به رخ كشيدن قدرت و غيرت اعضاي ايل و طایفه، مخالف خواني ايلي و موفقيت و سربلندي ايل و طایفه، براي پركردن صندوق هاي آراء خويش است. &amp;quot; چابک سواران&amp;quot;، شهرنشيناني هستند كه مي خواهند موقتاً به زندگي ايلي رجعت كنند و ظاهراً از كدخدايان طوايف، الگوهاي نقش بسازند. آنها در بحبوبه ي انتخابات، صاحب هر مقام و موقعيتي كه باشند، گوش هاي خود را به پيرمردان ايل و عشاير مي &amp;zwnj;سپارند؛ اما قلب و دل شان متوجه صندلي هاي مجلس است. با كمال احترام از جد و جده&amp;zwnj; ي خود و ديگران سخن مي گويند و نام و فاميلي خود را به تاريخ ايل و طایفه، پيوند مي دهند. این دسته از سواران، به ايل و ايلياتيان، نگاهي ابزاري داشته و مي خواهند بي هيچ زحمتي، از رحمت ايل و طایفه برخوردار گشته، تا صندوق هاي خود را مجاناً پر از رأي كنند.&lt;br /&gt;
چابک سواران نورسيده، از مستي اسب ايل و هيستري افراد، سود خود را برده و راه خويش را هموار مي نمايند. ياد گرفته اند چگونه در شيپور ايل و طایفه بدمند، تا ايلياتيان را در خدمت به خود، به صف گرفته و از اسب مست ايل، مجاناً سواري بگيرند. بسیاری از ايلياتيان، فرد تازه وارد به ايل را كه تا ديروز، شناختي از او نداشته و ديگران در فضايي غبارآلود از او چهره اي دلخواه برايشان ترسيم &amp;nbsp;نموده و فرد كانديدا را واجد صفاتي كاريزمايي معرفي كرده اند؛ فردي بالاتر از تصور خود مي پندارند و در اين بين &amp;quot;چابک سوار&amp;quot; نيز، با رفتارهاي خاصش، بر ميزان اين غبارگرفتگي مي افزايد تا چهره&amp;zwnj; ي واقعيش هويدا نگردد؛ و اينچنين آگاهي كاذب، بر آگاهي راستين غلبه مي نمايد؛ هرچه حجاب معرفت بيشتر گردد، بر وجوه كاريزمايي او افزوده مي شود. آنگاه و در اين فضاي مه گرفته، چابک سوار، خود را بر دوش مردمان ايل و طایفه مي بيند و بدين صورت منتخب افراد بسياري خواهد گشت.&lt;br /&gt;
اغلب افراد ايل نيز كه دچار هيستري ايلياتي گري گشته اند، تنها به ايل و طایفه انديشيده، در آن فضا، هويت و هستي خود را در هستي ايل مي جويند و هدف، تنها موفقيت ايل و طایفه در اين مسابقه ي ايلياتي گري و طایفه گرایی است. بسیاری از اعضاي از خودبيگانه ي ايل، كه در جمع هضم شده اند در آن اوضاع نمي دانند چه سود واقعي از اين مسابقه نصيب آنها خواهد گشت؟ و چرا چنين شتابان همه را تشويق به شركت در اين مسابقه مي كنند؟ و آیا او قادر به برآورده نمودن تمامی این خواسته های فردی و گروهی هست یا نه، بهایی نمی دهند. &amp;nbsp;در آن ايام، دوستان آنها، همان دوستداران ايلیاتی گری و طایفه گرایی و مخالفان ايلیاتی گری نیز، در صف دشمنانشان جاي مي گيرند. فرق چنداني نمي&amp;zwnj;كند، در سياه چادر بنشينند و يا در عمارت باشكوهي زندگي كنند؛ بيسواد باشند يا تحصيل كرده، شهرنشين باشند و يا در روستا بسر برند، در متن باشند يا در حاشيه. تورم، بيكاري، خودكشي، اعتياد، حاشيه نشيني و هزاران آسيب اجتماعي ديگر، كه بنيان زندگي آنها را تهديد مي كند، موقتاً به دست فراموشي سپرده می شود. كانديداي ايل به مثابه درمان تمام دردها و نماد اميال و آرزوها تلقي مي گردد و به اين كه آيا تنديس آرزوها، برآورنده ي آنها نيز باشد، در آن اوضاع اهميتي نمي دهند.&lt;br /&gt;
ايلياتي گرايان و طایفه گرایان براي رفتارهاي احساسي خود، پاسخي كليشه اي در آستين دارند: &amp;quot;&lt;strong&gt;برادرمان است هر طوري شده بايد او را ياري كرد&lt;/strong&gt;&amp;quot;؛ و از اين كه در حال و آينده، از اين کیک قدرت، چه نصيب آنها خواهد گشت، فعلاً پاسخي نمي دهند.&lt;br /&gt;
فرداي انتخابات، اما، روز ديگري است؛ امروز، ديروز نيست. آب از آسياب افتاده، مه و غبار، جاي خود را به آسماني صاف بخشيده است؛ بين آن چه هست و آن چه بايد باشد، شکاف عمیقی رخ می دهد. شادماني ديروز، كم كم جاي خود را به بي تفاوتي و سپس نارضايتي مي دهد. دسترسي به فرد منتخب، دشوار و دشوارتر گشته و او اغلب اوقات در دسترس نمي باشد. چابک سوار، ديگر همانند گذشته، سراغي از خان ايل نگرفته و كدخدايي را نيز به رسميت نمي شناسد. خود را بر جايگاه خان خان ها مي&amp;zwnj;بيند و كدخداي تمام طوايف ايل، مي پندارد. افراد پابرهنه ي ايل نيز كه او را بر روي شانه هاي خود بلند كرده بودند و حتي پول تبليغات انتخاباتيش را، از شام شب خود گرفته و تزيين پوسترهايش نموده بودند، بر زمين خاكي و ناهموار و در زندگي سخت و طاقت فرسايشان، رها مي گردند و خبري از برآورده شدن آرزوهايشان نيست. آبروهاي هزينه شده و پول هاي مصرف شده، بازگشتي ندارند و وعده های داده شده، همچنان بر زمین مانده اند. چابک سواران نيز كه مجاناً و با پرداخت كمترين هزينه&amp;zwnj;اي، به سوي كرسي هاي بهارستان تاخته اند، به سرعت، حاميان واقعي ديروز خود را فراموش كرده و نشاني ياوران سابق را، در گور مي كنند و اينچنين سواري مجاني را كه در دهان او، شيرين افتاده، بر كام ولي نعمتانشان تلخ مي كنند. اما چه سود، كه این تلخي، همانند آن شيريني، به سرعت فراموش گشته و اسب افسار گسيخته&amp;zwnj; ي ايل، مجاناً در زماني ديگر و به فرد ديگري، سواري مي بخشد.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&amp;quot;سواري مجاني&amp;quot;پديده اي است كه از بطن انتخابات در ايلام سر برآورده و ما، در اين اجتماع ايلي، اين &amp;quot;قصه ي پرغصه&amp;quot; را، بارها و بارها تكرار مي كنيم. چابک سواران نيز كه مزه&amp;zwnj;ي اين&amp;quot;سواري مجاني&amp;quot; را چشيده اند؛ از طعم شيرين آن دل نكنده و در چند مناسك به گونه اي تشريفاتي حضور يافته، تا باز از اسب ايل، سواري مجاني بگيرند؛ غافل از آن &amp;nbsp;كه اين بخشش ها و حضورها، برآورنده ي آمال و خواسته&amp;not; های توده ي ايل نبوده و آنها ديگر در برابر او مست نمي گردند. تجربه زیسته نشان داده است، هر چند چابک سواران از پشتوانه ي برخي از صاحب نفوذان نمك گير شده نيز برخوردار باشند، اما ايلياتيان در برابر او كاملاً هوشيارند و نوبت هاي بعدي، ديگر اسب خود را براي سواري مجاني او، زين نخواهند كرد، اما ممکن است نسبت به سواران نورسیده، غفلت ورزند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;نوبت انتخابات كه فرا مي رسد، باز اسب ايل، زين خود را براي سواري ديگر، آماده مي كند. چابك سواري سر مي رسد، خود را بر بام زين رسانده و به سوي ساختمان بهارستان به پيش مي تازد. &lt;strong&gt;حاصل صاحبان واقعي اسب ايل از اين سواري، تنها مخارجي است كه از زين كردن اسب، نصيبشان گشته است.&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;***********************************************************************************************************&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;1)نوشته حاضر، متنی است که سال ها پیش، منتشر نموده و با توجه به ضرورت یادآوری مجدد مساله، تصمیم به انتشار مجدد آن گرفتم.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;2) اصطلاح &amp;quot;سواری مجانی&amp;quot; را از رفتاری وام گرفته ام که در سالیان گذشته، برخی از نوجوانان و جوانان در روستا، به سبب نداشتن کرایه ی ماشین، که عموماً نیز وانت بودند، خود را از سپر وانت آویزان کرده، کم کم خود را به داخل آن می رساندند، اما به محض رسیدن اتومبیل به مقصد، فوراً&amp;nbsp;پیاده شده و فرار می کردند و دست رانندگان نیز به آنها نمی رسید.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;hr /&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>4/10/1394</pubDate></item><item><title>خداحافظ سردار شجاع و مظلوم</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=1394816653</link><description>&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;خبر عروج سردار رشید سپاه ایلام، سردار صارم طهماسبی شوک بزرگی به مردم استان ایلام به ویژه همرزمان ایشان وارد نمود. سردار صارم از تبار سرداران شجاع و دلاوری بودند که تمام عمر بابرکت خویش را در راه حفظ آرمان های انقلاب اسلامی ایران و دفاع از شرف و خاک و ناموس مملکت سپری کردند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;عروج این سردار بزرگ و همرزم شهید چمران، در صبح جمعه پانزدهم آبان ماه، یکی از غم انگیزترین روزهای پاییز را رقم زد و دلگیرترین غروب جمعه را برای مردمان سرزمینش رقم زد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;سردار صارم عزیز:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;نام و یادت را تا همیشه تاریخ بر لوح دل و جانمان ثبت خواهیم کرد. تو افتخار جاودانه سرزمین آلامتو بودی و خواهید بود. خبر رفتنت، اشک هایمان را همچون سیل ایلام جاری ساخت و انبوهی از شرمندگی را بر روح و جانمان باقی گذاشت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;سردار صارم عزیز؛&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;شرمنده ایم که در &amp;nbsp;زمان زنده بودنت قدرت را نداستیم و هیچگاه حق مطلب را &amp;nbsp;برای ایثار و فداکاری های بی شمارت ادا نکردیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;سردار شجاع و ماندگار زاگرس؛&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;بعد از رفتنت، مظلومیتت را دو صد چندان حس کردیم و با چشم و گوش خود حس کردیم که صداوسیمای ملی چه راحت دلاوران زاگرس را فراموش می کند!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;سردار مظلوم دیارم:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;با رفتنت گویی ستون خانه هایمان شکست و عجبا که &amp;nbsp;شکستن ستون خانه هایمان برای خیلی ها مهم نیست... خودت می دانی که سالهاست ستون های شکسته ایلام &amp;nbsp;را از یاد برده اند..&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;نمی دانم چه بگویم... همین می دانم که اگر &amp;nbsp;خانه محقر خویش در آبدانان را ترک کرده بودی و در نزدیکی های پایتخت روزگار را می گذراندید، اکنون تصویر و نامت را در تمام شبکه های تلویزیونی می دیدیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;سردار باوفای ایلام؛&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;با تو عهد می بندیم که هرگز یادت را فراموش نکنیم و نامت را بر بلندای البرز فریاد بزنیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;خداحافظ برای همیشه؛ ای سردار شجاع و مظلوم...خداحافظ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>16/8/1394</pubDate></item><item><title>خداحافظ سردار شجاع و مظلوم</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=1394816652</link><description>&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;خبر عروج سردار رشید سپاه ایلام، سردار صارم طهماسبی شوک بزرگی به مردم استان ایلام به ویژه همرزمان ایشان وارد نمود. سردار صارم از تبار سرداران شجاع و دلاوری بودند که تمام عمر بابرکت خویش را در راه حفظ آرمان های انقلاب اسلامی ایران و دفاع از شرف و خاک و ناموس مملکت سپری کردند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;عروج این سردار بزرگ و همرزم شهید چمران، در صبح جمعه پانزدهم آبان ماه، یکی از غم انگیزترین روزهای پاییز را رقم زد و دلگیرترین غروب جمعه را برای مردمان سرزمینش رقم زد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;سردار صارم عزیز:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;نام و یادت را تا همیشه تاریخ بر لوح دل و جانمان ثبت خواهیم کرد. تو افتخار جاودانه سرزمین آلامتو بودی و خواهید بود. خبر رفتنت، اشک هایمان را همچون سیل ایلام جاری ساخت و انبوهی از شرمندگی را بر روح و جانمان باقی ساخت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;سردار صارم عزیز؛&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;شرمنده ایم که در &amp;nbsp;زمان زنده بودنت قدرت را نداستیم و هیچگاه حق مطلب را &amp;nbsp;برای ایثار و فداکاری های بی شمارت ادا نکردیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;سردار شجاع و ماندگار زاگرس؛&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;بعد از رفتنت، مظلومیتت را دو صد چندان حس کردیم و با چشم و گوش خود حس کردیم که صداوسیمای ملی چه راحت دلاوران زاگرس را فراموش می کند!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;سردار مظلوم دیارم:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;با رفتنت گویی ستون خانه هایمان شکست و عجبا که &amp;nbsp;شکستن ستون خانه هایمان برای دیگران مهم نیست... خودت می دانی که سالهاست ستون های شکسته ایلام &amp;nbsp;را از یاد برده اند..&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;نمی دانم چه بگویم... همین می دانم که اگر &amp;nbsp;خانه محقر خویش در آبدانان را ترک کرده بودی و در نزدیکی های پایتخت روزگار را می گذراندید، اکنون تصویر و نامت را در تمام شبکه های تلویزیونی می دیدیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;سردار باوفای ایلام؛&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;با تو عهد می بندیم که هرگز یادت را فراموش نکنیم و نامت را بر بلندای البرز فریاد بزنیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;خداحافظ برای همیشه؛ ای سردار شجاع و مظلوم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>16/8/1394</pubDate></item><item><title>خداحافظ سردار شجاع و مظلوم</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=1394816651</link><description>&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;خبر عروج سردار رشید سپاه ایلام، سردار صارم طهماسبی شوک بزرگی به مردم استان ایلام به ویژه همرزمان ایشان وارد نمود. سردار صارم از تبار سرداران شجاع و دلاوری بودند که تمام عمر بابرکت خویش را در راه حفظ آرمان های انقلاب اسلامی ایران و دفاع از شرف و خاک و ناموس مملکت سپری کردند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;عروج این سردار بزرگ و همرزم شهید چمران، در صبح جمعه پانزدهم آبان ماه، یکی از غم انگیزترین روزهای پاییز را رقم زد و دلگیرترین غروب جمعه را برای مردمان سرزمینش رقم زد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;سردار صارم عزیز:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;نام و یادت را تا همیشه تاریخ بر لوح دل و جانمان ثبت خواهیم کرد. تو افتخار جاودانه سرزمین آلامتو بودی و خواهید بود. خبر رفتنت، اشک هایمان را همچون سیل ایلام جاری ساخت و انبوهی از شرمندگی را بر روح و جانمان باقی ساخت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;سردار صارم عزیز؛&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;شرمنده ایم که در &amp;nbsp;زمان زنده بودنت قدرت را نداستیم و هیچگاه حق مطلب را &amp;nbsp;برای ایثار و فداکاری های بی شمارت ادا نکردیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;سردار شجاع و ماندگار زاگرس؛&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;بعد از رفتنت، مظلومیتت را دو صد چندان حس کردیم و با چشم و گوش خود حس کردیم که صداوسیمای ملی چه راحت دلاوران زاگرس را فراموش می کند!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;سردار مظلوم دیارم:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;با رفتنت گویی ستون خانه هایمان شکست و عجبا که &amp;nbsp;شکستن ستون خانه هایمان برای دیگران مهم نیست... خودت می دانی که سالهاست ستون های شکسته ایلام &amp;nbsp;را از یاد برده اند..&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;نمی دانم چه بگویم... همین می دانم که اگر &amp;nbsp;خانه محقر خویش در آبدانان را ترک کرده بودی و در نزدیکی های پایتخت روزگار را می گذراندید، اکنون تصویر و نامت را در تمام شبکه های تلویزیونی می دیدیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;سردار باوفای ایلام؛&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;با تو عهد می بندیم که هرگز یادت را فراموش نکنیم و نامت را بر بلندای البرز فریاد بزنیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;خداحافظ برای همیشه؛ ای سردار شجاع و مظلوم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>16/8/1394</pubDate></item><item><title>خنداونه ای با طعم گریه</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=139471650</link><description>&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;&quot;&gt;برنامه خندوانه که با اجرای بی نظیر رامبد جوان از شبکه نسیم هر شب پخش می شود ،به جرات می توان گفت از برنامه ای مفرح . شادی آفرین در تاریخ صدا و سیمای جمهوری اسلامی می باشد &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;&quot;&gt;برنامه ای که در آن هنرمندان و طنزپردازان به اجرای هنری می پردازند برای خندانیدن مردم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://dlrooz.ir/wp-content/uploads/2015/08/Khandevaneh-poster1.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;422&quot; height=&quot;524&quot; /&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;&quot;&gt;اما در شب 30/6/1394 همزمان با آغار هفته دفاع مقدس برنامه خنداونه با شبهای دیگر متفاوت بود این بار عوامل اجرایی این برنامه با کار ارزشی و قابل تحسین خود،میزبان جانبازان اعصاب روان بودند،جانبازانی که در هشت سال دفاع مقدس تمام هستی خود را فدای آب و خاک ایران اسلامی کردنند.عزیزانی که روزی جوان 20 ساله ای بیش نبودند ولی از جوانی خود گذشتند برای آسایش ما،جانبازانی که از جان خود گذشتند برای امنیت این آب و خاک و امروز در کمال آرامش و آسایش در جمع خانواده های خود بیننده ی برنامه ای هستیم برای خندیدن-چهره های جانبازان اعصاب و روان همت والا و غیرت این عزیزان را نشان می داد با وجود اینکه دور ازخانواده های خو هستند و از جوانی و حال هوای آن روزها در رخساره آنها خبری نبود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;&quot;&gt;رامبد با دعوت از این فرشته ای نشان داد که ایران ما دارای فرشته های است که باید در تاریخ چند هزار ساله ایران با احترام و تواضع از آنها نام برد.هر چند که با دیدن جانبازان اعصاب و روان تعمل،اشک و آه جای خندیدن را گرفت ولی این فرشته ها با داشتن دردها و آلام درونی خود برای شاد کردن ما یک لحظه خندیدن را دریغ نکردند،آری اینها همان مردانی مردی هستند که روزی لحظه ای به دشمن فرصت خیال پردازی و کج اندیشی بر آب و خاک&amp;nbsp; ما را نمی دادند و امروز برای لحظه ای خندیدن بیننده های برنامه خنداونه حتی با داشتن رنج های چندین ساله لبخند ساده ای را دریغ نکردند و این نشان از ایثار و از خودگذشتگی جانبازان اعصاب و روان بود در برنامه خندوانه&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>1/7/1394</pubDate></item><item><title>حضور آرام مدیران قبلی و حکایت مارادونا و غضنفر</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=1394626649</link><description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: large;&quot;&gt;بیش از دو سال از حضور مدیران فعلی استان که توسط دولت تدبیر و امید منصوب شده اند، می گذرد.فارغ از اینکه عملکرد مدیران فعلی استان به چه صورت بوده، حفظ برخی از مدیران دولت قبل و حضور مجدد تعدادی دیگر از مدیران دولت نهم و دهم در بدنه مدیریتی استان می باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: large;&quot;&gt;نگارنده طرفدار دولت قبلی نیست.اما آنچه واضح است؛ صحه گذاشتن تیم مدیریت فعلی بر توانمندی مدیران دولت قبل می باشد یا شاید عدم توانایی مدیریت استان در انتصاب افراد همسو با دولت فعلی !!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: large;&quot;&gt;دلیل هرچه باشد، نشان از یک تناقض و ضعف بنیادین دارد.از طرفی ادعا بر ناکارآمدی دولت قبلی توسط مدیران فعلی و از سوی دیگر بازگرداندن همان مدیران به بدنه مدیریت فعلی ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: large;&quot;&gt;از طرفی ادعا بر متخصص بودن و کارآمد بودن جریان فکری حاکم بر کشور و از طرف دیگر عدم استفاده از همین متخصصین و کارآمدان !!!فعلی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: large;&quot;&gt;&amp;nbsp; به هر حال ، یک جای کار می لنگد و آنچه درحال وقوع است حضور آرام و بی سروصدای مدیران قبلی و استحکام جایگاه مدیران به جای مانده از دولت قبل در پست های مدیریتی استان است...مخاطبان می توانند با اندکی تحقیق متوجه حضور گسترده مدیران دولتهای نهم و دهم در بدنه مدیریتی استان شوند.برخی از نخبگان همسو با دولت فعلی نیز این همه از زمین و زمان انتفاد نکنند و از سایر جریانها انتقاد نکنند...بهتر است مارادونا را ول کنند و غضنفر را بگیرند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>26/6/1394</pubDate></item><item><title> کارت ملي هوشمند</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=1394624648</link><description>&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;کارت ملي هوشمند مثل تمام کارت هاي شناسايي ديگر، نخستين وظيفه اش شناسايي است. به اين منظور ابتدا در زمان ثبت نام، اطلاعات صاحب کارت روي کارت قرار داده مي شود. اين اطلاعات، اقلام هويتي مثل نام، نام خانوادگي، تاريخ و محل تولد و مواردي از اين قبيل را شامل مي شود. به اين ترتيب هر کجا که نياز به اطلاعات هويتي صاحب کارت باشد، وي مي تواند کارت خود را ارائه دهد و به صورت ديجيتالي شناسايي شود. شناسايي الکترونيکي موجب کاهش تقلب در شناسايي مي شود. کاربرد اصلي ديگر کارت ملي هوشمند، تصديق هويت است. در کارت هاي سنتي، به کمک عکس صاحب کارت که روي کارت چسبانده شده و يک مهر مخصوص روي آن خورده، عمل تصديق هويت انجام مي شود. در کارت ملي هوشمند هم روال مشابهي وجود دارد؛ اما تصديق هويت در اينجا تنها به عکس محدود نمي شود. علاوه بر عکس، اطلاعات بيومتريکي (اثر انگشت) صاحب کارت نيز مي تواند روي کارت قرار گيرد. از همه مهمتر اينکه اطلاعات بيومتريکي به صورت الکترونيکي قابل بررسي هستند. اين به اين معني است که در يک مرکز بهره برداري که به حسگر اثر انگشت مجهز است، صاحب کارت بعد از قرار دادن کارتش در کارتخوان، انگشت خود را روي حسگر اثر انگشت قرار مي دهد؛ سپس سيستم بررسي مي کند که آيا اثر انگشت صاحب کارت با اثر انگشتي که روي کارت به صورت الکترونيکي ذخيره شده يکسان است يا خير. در صورت يکسان بودن امکان ادامه عمليات وجود خواهد داشت. به اين ترتيب امکان جعل هويت به حداقل مي رسد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;img style=&quot;display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;&quot; src=&quot;http://jplus.jamaran.ir/community/wp-content/uploads/2015/08/2.16.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;358&quot; height=&quot;243&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;img style=&quot;display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;&quot; src=&quot;http://www.favanews.com/wp-content/uploads/2015/06/IMG18020392-716x500.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;457&quot; height=&quot;318&quot; /&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;امضاي ديجيتال&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;يکي از کاربردهاي مهم ديگر که روي کارت ملي هوشمند قرار مي گيرد، کاربرد امضاي ديجيتال است. به اين ترتيب، صاحب کارت مي تواند اسناد الکترونيکي را در فضاي ديجيتال امضا کند. امضاي ديجيتال از نظر کاربرد، همان امضاي سنتي است؛ اما در فضاي ديجيتال، در اسناد کاغذي، گيرنده يک نامه يا سند، مي تواند از طريق امضاي شخص فرستنده، اين اطمينان را حاصل کند که نامه، سند جعلي نيست. همچنين امضاي يک نامه، سند، براي امضا کننده نامه، سند بار قانوني به همراه دارد و نمي تواند امضاي سند را انکار کند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;کارت ملي هوشمند اين بستر را هم براي فرستنده و هم گيرنده نامه، سند فراهم مي کند که اسناد را امضا و صحت آن را بررسي کنند. ايده امضاي ديجيتال بسيار ساده است: نامه، سند فرستنده به صورت ديجيتالي خلاصه مي شود و به صورت يک بسته در مي آيد. اين بسته به کمک کارت فرستنده کد مي شود و بسته حاصله امضاي ديجيتال نام دارد که در انتهاي نامه به صورت ديجيتالي قرار مي گيرد. متن به همراه امضاي ديجيتال در انتهاي آن به گيرنده ارسال مي شود. در طرف گيرنده، متن اصلي نامه به همان روش بالاخلاصه مي شود، بخش امضاي ديجيتال نيز با کمک کارت گيرنده کدگشايي مي شود و با بسته خلاصه شده مقايسه مي شود در صورتي که اين دو با هم برابر باشند به اين معني است که همان شخصي که ادعا کرده، نامه را امضا کرده است. کارت ملي هوشمند به عنوان يک کليد ورود مناسب براي کاربردهايي همچون هدفمند کردن يارانه ها، سلامت الکترونيک و کاربردهاي انتخابات و ساير خدمات شهروندي، با هماهنگي نهادهاي ذي ربط، مي تواند قابل استفاده باشد. کارت ملي هوشمند با ارائه سه کاربرد اصلي شناسايي، تصديق هويت و امضاي ديجيتال اين امکان را فراهم مي کند تا بتوان از کارت به عنوان يک ابزار چندکاره استفاده کرد. در واقع کارت ملي هوشمند يک رايانه ساده و کوچک است که با اتصال به يک کارتخوان، مي توان به اطلاعات درون آن دسترسي پيدا کرد. يکي ديگر از امکاناتي که در کارت ملي هوشمند قرار دارد، ويژگي هاي بيومتريکي صاحب کارت است. عکس و اثر انگشت صاحب کارت به صورت الکترونيکي در کارت وي ذخيره مي شود. به اين ترتيب امنيت استفاده از کارت به طور قابل ملاحظه اي بالامي رود. ديگر هر کس با وارد کردن يک رمز عبور ساده امکان استفاده يا سوء استفاده از يک کارت را ندارد. براي استفاده از کارت حتما بايد صاحب کارت حضور داشته باشد تا اثر انگشت وي به صورت ديجيتالي با اثر انگشتي که در هنگام ثبت نام در کارت ذخيره شده است مقايسه و تطبيق داده شود و سپس اجازه استفاده از امکانات کارت به وي داده مي شود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;امکان امضاي ديجيتال، امکان پردازش اطلاعات، امکان تغيير اطلاعات پس از صدور، امکان پشتيباني از کاربردهاي مختلف، امکان افزودن کاربرد جديد پس از صدور، امکان دسترسي به اطلاعات بر حسب مجوزهاي دسترسي مختلف و به صورت کاملاامن و امکان استفاده کارآمدتر از خدمات دولت الکترونيک اشاره کرد. به اين ترتيب مي توان اطلاعات محرمانه تري را با ضريب اطمينان بالاتر روي کارت ملي هوشمند نگهداري کرد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>24/6/1394</pubDate></item><item><title>تبریک به علی هاشمی و نگاهی به استعدادهای ناب چوار</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=1394619647</link><description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&amp;nbsp;امروز علی هاشمی وزنه بردار دسته 94 کیلوگرم تیم ملی وزنه برداری کشور در رقابتهای وزنه برداری قهرمانی آسیا مدال طلای یک ضرب و مدال برنز مجموع را کسب نمود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;این وزنه بردار که اهل روستای مورت از توابع بخش چوار استان ایلام است، با تلاش و کوشش فراوان و با کمترین امکانات ممکن توانست برگی زرین از تاریخ ورزش استان ایلام را ورق بزند وپرچم خوش رنگ کشورمان را به اهتزاز درآورد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;این افتخارآفرینی را به خانواده محترم ایشان،مردم روستای مورت و بخش چوار و همه مردم عزیز استان ایلام و تمام کسانی که به نحوی برای ایشان زحمت کشیده اند تبریک عرض نموده و امید است شاهد توجه و نگاه ویژه مدیران به ورزش استان و استعدادهای ناب وزنه برداری چوار باشیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;لازم به ذکر است منطقه چوار از استان ایلام استعداد ویژه ای در وزنه برداری دارد که متاسفانه با بی توجهی برنامه ریزان ورزشی روبرو بوده است و تنها زمانی که افتخارآفرینی صورت گرفته این استعدادها به یاد مسولان می افتند و بعدازمدتی بدون برنامه ریزی و در بدترین شرایط و فاقد امکانات رها می شوند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;همایون بسطامی، رییس &amp;nbsp;علی حاتمی،فردین فتاحی،عرزالدین شمس الهی،حسن حیدری،جعفرمنصوری،سعید خاکی،جلال هاشمی،جوادرستمی،فیض الهی،یوسف رشیدی و...از استعدادهای ناب وزنه برداری بوده اند که متاسفانه عده ای از آنها به دلیل عدم حمایت مسولان نتوانستند توانایی خود را در مسابقات بین المللی بروز دهند و البته تعدادی هم با جدیت سکوهای بین المللی را فتح کردند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;اینک نیز علی هاشمی بعداز همایون بسطامی ،رییس علی حاتمی و فردین فتاحی چهارمین نفر از منطقه چوار است که مدال آسیایی کسب می کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;امید است مدیران استان توجه ویژه ای به استعدادهای وزنه برداری منطقه چوار و روستای مورت داشته باشند &amp;nbsp;تا اسم ایلام و ایران را پرآوازه کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&amp;nbsp;درپایان از شهید عسکر کمری هم یادی می کنیم که با فدانمودن جان خویش در راه وطن،افتخاری بزرگ برای استان و ایران آفرید و اگر اسم کسی فراموش شده،ذهن حقیر یاری نکرده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;به امید حضور و افتخارآفرینی علی هاشمی و همه ورزشکاران استان در مسابقات جهانی و المپیک...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>19/6/1394</pubDate></item><item><title>بلوط های سوخته، مدیران استوار و مدیریت انجیری</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=139464646</link><description>&lt;p&gt;آتش سوزی جنگلهای ایلام مصیبت بزرگی است که اگر شب و روز مرثیه سرایی کنیم،کسی بر ما ایراد نخواهد گرفت.ولی عجیب است که سوختن جنگلهای زیبای ایلام به رویدادی عادی تبدیل شده است و مدیران مربوطه فقط حرف می زنند. &amp;nbsp;دریغ از برنامه ریزی درست و اتخاذ تدابیر کاربردی برای جلوگیری از این بحران تاریخی...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این روزها ذهن سرپرستان متوجه تغییرات داخلی و اعطای پست و مقام به رفقا برای ماندگاری بیشتر است و بلوطهای استوار ایلام همه روزه غزل خداحافظی را زمزمه می کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آری، مرگ بلوط ها چنان عادی شده که یکی از مدیران ارشد استان در هفته دولت و درمقابل حرص و جوش برخی از مردم برای بلوطها ،به طنز می گوید؛به جای &amp;nbsp;بلوط، برویددرخت انجیر بکارید!!!واقعا مدیریت انجیری آقایان برای جنگلهای مظلوم ایلام را باید در دانشگاههای برتر کشور تدریس کنند!!! اما به یاد داشته باشند که راه حلی ارایه نمایند که به جای برخی مدیران آمارساز نیز نهالی بکارند تا یادشان در اذهان جاودانه بماند!!!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخی هم به جای اینکه به دلیل بی کفایتی به فکر استعفا باشند وحداقل با استعفای خود مدیران کشوری را متوجه کمبود امکانات بکنند و اندکی از غم مردم را کاهش دهند،به فکر استحکام جایگاه خویش بوده و از هیچ کوششی دریغ نمی کنند که چه بسا اگر آنچنان که برای جایگاه خویش و محکم کردن آن تلاش می کنند،برای جنگلها فکری می کردند،یقینا وضع بهتر از این می بود..&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک نفر هم برود به این حضرات سازمان جنگلها اطلاع دهد؛بلوط استواری نمانده که مدیری استوار بماند!!!&lt;/p&gt;</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>4/6/1394</pubDate></item><item><title>وزوزهای چهل سالگی (3)</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=1394513645</link><description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;انتخابات شوراهای شهر و روستا، ضرورت یا عدم ضرورت؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;مسرور از شرکت در یک پیاده روی با جمعی از دوستان صاحب نظر، به منزل برگشتم. به محض ورود به منزل، گوشه ای از ذهنم جا خوش کرده بود. نگاهی به او انداختم؛ لبخندی زد و گفت: برای طرح مساله ای آمده ام. گفتم: اجازه بفرمایید بنشینم، بعد هر آنچه را دوست دارید، طرح فرمایی.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;هنوز یک ساعت نگذشته بود، که این چهل ساله دوباره ظاهر شد و گفت: نیامده ام ذهنت را به هم بریزم؛ بلکه آمده ام تا موضوعی را برای تفکر و تحقیق بگویم و بروم. از فلاسک آماده، برایش چای ریختم و از نان برنجی های سوغاتی دوستم، تعارفش کردم. همزمان که نان برنجی را با چای می خورد، شروع به صحبت کرد. فوراً، وسط حرفش پریدم و گفتم: صحبت کردن به همراه خوردن نان برنجی، یعنی دیدار هر دوی ما به قیامت. از این شیرینی معمولاً&amp;nbsp; برای اعتراف گیری استفاده می کنند.کمتر کسی جرات دارد همزمان،هم نان برنجی بخورد و هم حرف بزند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;صحبت ها که آغاز شد، گفت: فلانی، شما که روزانه به این و آن، موضوع پژوهش می دهی، چرا یک بار هم آسیب شناسی انتخابات را به فرد یا ارگانی پیشنهاد نمی کنی؟ گفتم: کدام انتخابات؟ گفت: مثلاً انتخاباب شوراهای شهر و روستا؛ این انتخابات چهار دوره است که برگزار می شود اما در شهر ایلام هنوز یک آسیب شناسی جامع از آن به عمل نیامده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;گفتم: حالا چی شده که به این موضوع رسیده ای؟ پاسخ داد: آخه هرچه فکر می کنم، نتایج برگزاری این انتخابات را مثبت نمی بینم. احساسم این است که اگر این گونه فعالیت های سیاسی را در شهری همانند ایلام، برگزار نکنند، بهتر است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;گفتم: شوخی می کنید؟ گفت: نه، جدی می گویم. پاسخش دادم: تو که نماد دانش و تجربه ای، بهتر از من می-دانی که انتخابات مظهر دموکراسی است و دموکراسی نیز روش زیستن و زندگی در جامعه ی جدید است. بدون انتخابات که اصل مشارکت سیاسی شهروندان زیر سوال است. سالیان بی شماری است که بشر به این اندیشه رسیده که به شکل مستقیم و غیرمستقیم تمامی نقش های تصمیم ساز را، از طریق انتخابات واگذار کند. همین طور که داشتم در مدح و ستایش انتخابات سخن می گفتم، وارد بحث شد و گفت: من اصلاً مخالفتی با این حرف ها ندارم. سخن من به طور شفاف این است که چهار دوره است انتخابات شوراها در ایلام برگزار می شود اما کسی به جهات مثبت و منفی آن توجهی ندارد. اغلب، دوست دارند که انتخابات برگزار شود اما به نتیجه و دستاورد اساسی آن کاری ندارند. کسی نیامده که به صورت جامع و کامل آن را بررسی کند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;سپس شروع به پرسش نمود و گفت: از نظر شما انتخابات در جامعه ی ایلام، به گسترش عدالت کمک کرده یا به تبعیض و بی عدالتی ؟ گرایش طایفه گرایی و انشقاق در پیوندهای جدید را بیشتر نموده یا کمتر؟ به قبیله سالاری دامن زده یا خیر؟ برای برگزیدگان، منافع فردی در اولویت قرار گرفته یا منافع شهروندان؟ منتخبین تجربه و دانش این کار را دارند یا نه؟ انتخاب شوندگان در امور مربوط به شهر و شهرداری، دخالت های بی جا به عمل می آورند تا کار آنها بر اساس قواعد و قوانین است؟تصمیمات آن ها کارشناسی است یا غیرکارشناسی؟ سود حاصله از برگزاری این انتخابات با این همه پرسنل و هزینه برای شهروندان ایلامی چیست؟ &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;همین طور که سوالاتش را ادامه می داد، وسط حرفش دویدم و گفتم: اولاً من که تاکنون پژوهشی در این زمینه انجام نداده ام تا بتوانم بر اساس آن، پاسخ شما را بدهم؛ اما به نظرم در برخی از دوره ها بوده که شایسته هایی نیز برگزیده شده و تصمیمات خوبی گرفته شده است. علاوه بر آن ما داریم در حال تجربه ی مردم سالاری هستیم؛ باید تاوان آن را نیز پس دهیم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;این چهل ساله که تازه به قول معروف، گرم کرده بود، تکانی به خود داد و گفت: اختلاف من و شما در همین نقطه است. وقتی به ماهواره می رسیم، شب و روز از مصایبش می گوییم، تمامی تربیون ها نگران سلامت شهروندان هستند. کارشناسان سیاسی، اجتماعی، دینی و غیره، به مردمان این شهر، توصیه های گوناگون می-کنند. در دانشگاه ها، مدارس و مساجد و ... همایش، میزگرد و گردهمایی و نمایشگاه برگزار می شود؛ اما وقتی به انجام فعالیتی وارداتی چون انتخابات در جامعه ای ایلی و طایفه ای می رسیم کمتر کسی سخن می گوید و همه نگران میزان مشارکت سیاسی شهروندان می شوند و کمتر کسی به کیفیت انتخاب ها و اثرات سوء انتخاب های بد، توجه دارد. کسی نمی پرسد فایده ای که بابت این همه هزینه برای برگزاری یک انتخابات، به مردم می رسد، چیست؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;سرم را بالا گرفتم نگاهی به چشمانش کردم و گفتم: فرمایش شما درست. ورود هر برنامه و فعالیتی به هر جامعه ای، بایستی متناسب با سطح افکار و توسعه ی فرهنگی در آن جامعه باشد و اگر این اتفاق رخ ندهد، جامعه دچار تأخر فرهنگی می شود. ادامه دادم؛ همان طور که گفتی، انتخابات نیز چون ماهواره، پدیده ای وارداتی است و آسیب های خود را دارد و آسیب شناسی آن لازم و ضروری است اما آگاهی بخشی و کسب تجربه ی مردمان، زمان می طلبد و نباید در این زمینه عجله کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;با حالتی طلبکارانه نگاهی انداخت و گفت: برای این آسیب شناسی و آگاهی بخشی، چند سال باید صبر کرد؟ گفتم حدود یکصد سال. گفت یعنی باید به انتظار نشست و یکصد سال عوارض منفی آن را تحمل کرد؟ گفتم: مگر راه دیگری هم وجود دارد؟ نزدیک به سه هزار سال است که از انتصاب نتیجه نگرفته ایم، برای انتخاب هم یکصد سال صبر کنیم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;&amp;nbsp;گفت: یکصدسال در عصر حاضر برابر با چندین هزارسال، در هزارهای پیشین است. گفتم: شما اگر راه جایگزینی دارید، پیشنهاد کنید شاید زودتر به نتیجه برسیم. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;مثل اینکه منتظر همین پیشنهاد بود. بی صبرانه شروع به صحبت کرد و با حرارت سخن می گفت. خلاصه کلامش این بود که به جای واگذاری انتخاباتی همانند شوراهای شهر و روستا به شکل مستقیم به مردم، مساله ی انتخاب را به نمایندگان شوراها، اصناف، انجمن ها و نهادهای مدنی واگذار کنیم؛ از این راه هم می توانیم هزینه ی کمتری پرداخت کنیم و هم شاید بتوانیم، نتیجه بهتری بگیریم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;وقتی پیشنهادش را داد، مکثی کردم و گفتم: واقعیت آن است که تاکنون به این مساله فکر نکرده ام. پذیرش یا عدم پذیرش این نظر، هرچند دست من نیست اما نیازمند تامل و تفکر بیشتر است. گفت: فلانی، می دانم در این زمینه کاری از دست تو ساخته نیست، اما حداقل می توانی به ثمره ی انتخاب های خود، بیشتر بیندیشی و بعد تکلیف خود را روشن کنید. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;گفتگوی من و این چهل ساله به نقطه ی پایانی رسید. قرار شد به حاصل و دستاوردهای انتخابات شوراهای شهر و روستا در ایلام، بیشتر بیندیشم، ضرورت یا عدم ضرورت آن را ارزیابی کرده و ثمره و نتیجه ی تقریباً پانزده ساله ی آن را در شهری چون ایلام، مرور نمایم و سپس به پیشنهادش مبنی بر واگذاری این گونه انتخاب ها به نمایندگان نهادهای مدنی فکر کنم، آنگاه پاسخ پرسش هایش را دهم. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;داشتم برای خواب آماده می شدم، به صورتش که نگاه کردم گفتم: آی چهل ساله، گفتی ذهنت را به هم نمی-ریزم، اما این بار هم به قولت وفا نکردی. هر وقت سراغم می آیی و توی گوش هایم وزوز می کنی، ترسم بیشتر می شود؛ خصوصاً زمانی که در باره ی مسائلی حرف می زنید که کاری از دست من ساخته نیست و ممکن است به قدرت و صاحبان آن برگردد و من در این اوقات، چقدر می ترسم. داشت که خداحافظی می کرد، گفت: منتظر پاسخ هایت می مانم. شب خوش.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>13/5/1394</pubDate></item><item><title>آتش بی تدبیری در جنگل های ایلام</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=1394425644</link><description>&lt;p&gt;آتشی که سوختن جنگلهای ایلام در قلب ایلامیان به راه انداخته نیازی به مقدمه ندارد...درماه های اخیربخش اعظمی از جنگل های ایلام دچار اتش سوزی شدند.بدون شک آتش سوزی جنگلهای ایلام دلایل متعددی دارد که بخش زیادی از ان به بی تدبیری و بی احتیاطی عامل انسانی بر می گردد.اما انچه که در روزها و ماههای اخیر فراموش شده، بی تدبیری سازمان مراتع، جنگلها وابخیزداری کشور و بی خیالی این سازمان عریض و طویل در قبال جنگلهای ایلام است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عجیب اینکه نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی و برخی مدیران ارشد استان در برابر تصمیمات سازمان جنگلهای کشور تا کنون واکنش قابل توجهی نداشته اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;تیرماه سال 93 رییس سازمان جنگل ها رضا احمدی رییس وقت اداره منابع طبیعی ایلام را به بهانه ارتقا از سمت خویش برکنار و خیراله آذرکردار را جایگزین وی نمود. بعد از مدتی مدام زمزمه برکناری آذرکردار به دلایل مختلفی به گوش می رسید که البته &amp;nbsp;شنیده می شود فضاسازی یکی از مدیران سازمان جنگلها که سابقه مدیریت در ایلام را نیز داشته عامل اصلی بوده است .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به هرحال دوران مدیریت آذرکردار به یکسال نرسید و توسط رییس سازمان جنگلها در خردادماه 94 برکنار شد و عجیب اینکه رضا احمدی به سمت قبلی خویش برگشت و فعلا سرپرست اداره منابع طبیعی و &amp;nbsp;مراتع ایلام می باشد. انتصابی که عجیب و غریب به نظر می رسد و باید از جناب جلالی به عنوان متولی حفاظت از جنگلها و مراتع کشور پرسید که اگر مدیر قبلی خوب بود چرا برکنار شد و اگر خوب نبود چرا دوباره برگشت.انتصابی که باعث می شود کلمه تدبیر حسابی توی ذوق بزند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بدتر اینکه مدیر جدید به محض رسیدن به ایلام دست به تغییرات متعدد زد و اکثر معاونان و مدیران و روسای ادارات شهرستان ها و حتی بخش ها که در همین دولت و توسط مدیر قبلی همین دولت منصوب شده بودند را تغییر داد و تغییرات کماکان ادامه دارد.ایشان حتی به نیروهای خدمات و ابدارچی هم رحم نکرده و جابجایی هایی را در این زمینه انجام داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بدتر اینکه شنیده می شود دو خودرو پژو هم که متعلق به منابع طبیعی ایلام بوده توسط یکی از مدیران برای خودشیرینی تحویل سازمان در تهران شده است. این حکایت اداره ای است که حتی پول برای خرید بیل &amp;nbsp;هم به اندازه کافی نداشت که حداقل مردم در اطفا حریق کمک کنند. ای کاش اگر خودرو لازم نداشتند حداقل انها را می فروختند و با پول بدست آمده بیل می خریدند!!!تا مردم وسیله ای برای کمک داشته &amp;nbsp;باشندو طنز روزگار این است که مردم ایلام انتظار دارند کسی در سازمان جنگلهای کشور پیدا بشود که حواسش به جنگلهای ایلام باشد..اما این حکایت سازمانی است که ظاهرا انتصابات مهمتر از حفاظت جنگلهای ایلام و تدبیر برای دادن امکانات بیشتر به ایلام است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;درد بزرگ این است که در برابر این همه بی تدبیری، نمایندگان و مدیران ارشد استان و برخی رسانه ها سکوت اختیار کرده اند...رییس و مدیران سازمان جنگلها بدانند ایلام و بلوطهای زیبای آن بازیچه دست شما نیستند که تاوان اشتباهات مدیریتی شما را بپردازند.اگر هم نمایندگان و برخی مدیران ارشد بی تفاوت و بی خیال هستند، گمان مبرید که مردم و نخبگان و جوانان استان نیز بی تفاوت هستند!!! و سخن دیگر با مدیران جدید اداره کل منابع طبیعی، مراتع و ابخیزداری استان ایلام این است که روزی چند نوبت اسم اداره خودتان را مرور کنید تا بدانید برای چه در این جایگاه هستید و کار با پست و پست بازی و میز و صندلی درست نمی شود.کار اصلی شما در مراتع و منابع طبیعی باید دیده شود و گرنه اگر وضع به همین منوال باشد و هر چندوقت یکبار بخشی از جنگلها در آتش بسوزد بهتر است اداره را تعطیل و یک باجه در هر شهرستان بگذارید که اگر جایی اتش گرفت اعلام کند و بعضی وقتها عبارات (حیف ) و (نبود امکانات) را تکرار کند...بعد از تعطیلات عید فطر منتظر جواب گویی سازمان جنگلهای کشور و نه اداره کل ایلام که جوابش فایده ای ندارد، هستیم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>25/4/1394</pubDate></item><item><title>ایلام گریزی</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=1394420643</link><description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;اشاره:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;&amp;nbsp;خبرنگار: يكي از مسائلي كه همواره در بررسي استان ايلام از آن ياد مي شود مشكل مهاجرت مردم اين استان است. مساله اي كه هم باعث ايجاد مشكلات هويتي مي شود و هم مي تواند بافت شهرها را در اين استان تغيير دهد و از بين ببرد؛ عمده دليل اين مهاجرت ها چيست؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;استاندار: اين مشكل در سال هاي اخير پيش آمده است. در بررسي اي كه در اين مورد در سال ٨٣ انجام شد، از مهاجرت به عنوان يكي از اتفاقات اين استان ياد شد؛ با اين تفاوت كه در آن زمان، استان با افزايش جمعيت نيز روبه رو بود به همين دليل از مهاجرت با عنوان مشكل ياد نمي شد؛ اما از سال ٨٦ تا ٩١ در يك دوره ٥ ساله، شاهد بوديم كه ٥٠ هزار نفر از جمعيت استان كم شد به عبارت ديگر در اين مدت ١٠٠ هزار نفر مهاجرت كرده اند كه اين عدد بالايي است. (گفتگوی مروارید استاندار ایلام با روزنامه اعتماد، 13/11/1393)(1)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;متن:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;سخنان فوق، صحبت های رسمی عالی ترین مقام سیاسی در استان ایلام محسوب می شود؛ سخنانی که حکایت از جنبه ای از شخصیت غیر سیاسی مروارید، استاندار ایلام دارد. سیاستمداران معمولاً آمارهای این چنینی را دشمن خود می پندارند و گویندگان آن را به هر لطایف الحیل سرکوب می کنند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;فارغ از داوری در زمینه میزان واقعی بودن آمار فوق الذکر، واقعیت آن است که مهاجرت همانند سایر آسیب های اجتماعی این دیار، پدیده ای قابل مطالعه و کنکاش برای پژوهشگران به شمار می رود. استان ایلام از سال های پس از جنگ به شدت با پدیده ی مهاجرت از روستا به مراکز شهری خود روبرو بوده و در دهه ی اخیر علاوه بر مهاجرت درون استانی، با مهاجرت از این استان به استان های دیگر و به خصوص پایتخت نیز مواجه بوده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;شاید بتوان گفت، از زمان ورود فرهنگ نوسازی به جامعه ی نحیف استان، شکاف های متعدد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی سر برآورد و ایلام نیز این شکاف ها را کم کم تجربه نمود. گسست بین مرکز استان و روستاهای آن، به همراه شکاف بین پایتخت و مرکز استان، هر روز بیش از پیش نمایان می شد. فرهنگ نوسازی انتظارات را در مرکز استان افزایش داد، اما واقعیت ها، از درجازدگی و سکون حکایت می کرد. اگر در نگاه جمعیت روستایی ایلام، مرکز استان، مرکز توسعه محسوب می شد؛ در نگاه برخی از جمعیت شهری، مرکز استان، روستا جلوه می نمود. جاذبه های فراوان پایتخت و شهرهای بزرگ، به همراه دافعه هایی چون میزان بالای تبعیض و نابرابری به همراه حاکمیت فرهنگ خویشاوندی و طایفه گرایی بر خرده نظام های آن، رکود اقتصادی و میزان بالای بیکاری، ناکارآمدی نظام اداری و فقدان شایسته سالاری، رسوخ پدیده ی سیاست زدگی و میزان پایین امنیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پایین بودن امکانات اقتصادی و رفاهی و غیره، در استان ایلام سبب گردید تا عده ای، عطای سفره های نان و ماست ایل را به لقایش ببخشند، و برای کسب هویت جدید و شرایط زندگی بهتر به تحرک جغرافیایی دست زده و محل اقامت خود را در مکانی دیگر از این کشور پهناور بر گزینند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;مهاجرت فی نفسه نه پدیده ای منفی، بلکه در بسیاری از اوقات، مبارک به شمار می آید؛ تا بدان جا که از مهاجرت، به عنوان یکی از اصول نظام اجتماعی اسلام نام می برند و در قرآن کریم 24 بار به هجرت و مهاجرت اشاره شده است. امروزه نیز از مهاجرت به عنوان یک نیاز اجتماعی یاد می کنند و اقشار مختلف جامعه برای دست یابی به شرایط بهتر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به مهاجرت دست می زنند. اما آنچه که این پدیده را در بین آسیب ها و مسائل اجتماعی گنجانده است، مهاجرت به اضطرار و اجبار اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. مهاجرت افراد فعال و به اصطلاح صاحبان سرمایه های مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بالا، منطقه ی مهاجرفرست را با خُسران عظیم مواجه می سازد و مهاجرت افراد عادی و جویندگان کار، منطقه مهاجرپذیر را با آنومی و بی سازمانی روبرو ساخته و منجر به افزایش آسیب ها و مسائل مختلف در آن منطقه می گردد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;نتیجه گیری:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;ایلام، بیش از دو دهه است با پدیده ای به نام مهاجرت در اشکال مختلف خود روبروست. این پدیده، وضعیت آنومیک مرکز آن را تشدید کرده و بر آسیب های آن افزوده تا بدان جا که، به باور برخی، مرکز آن را به یک روستا- شهر تبدیل کرده است. حاصل یک دهه مهاجرت افسارگسیخته به مرکز استان، مهاجرت بی رویه صاحبان سرمایه های مختلف فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و همچنین مهاجرت قشر جوان به امید کاریابی به مراکز بزرگ شهری کشور، به خصوص پایتخت می باشد. در این بین، صاحبان سرمایه و اندیشه، شرایط زندگی خود را در این دیار تحمل ناپذیر دانسته و به دنبال کیفیت زندگی بهتر و آرامش و امنیت بیشتر، به مولوی تمسک جسته و از ده گریزان شده و به دیار دیگر کوچ کرده اند تا شاید ایلام را برای ییلاق خود در دوران بازنشستگی برگزینند. جوانان جویای کار نیز، برای برآورده شدن نیازهای اولیه، هجرت را بر ماندن ترجیح می دهند تا بتوانند به مزایای اجتماعی دست یابند. اما کلید واژه هردو، فرار از سر ناچاری است. فراری که نه از سر حب مرکز، بلکه از بغض ناشی از شرایط نامناسب زندگی در این دیار است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;راه ماندن و بهره مندی از صاحبان سرمایه و جوانان جویای کار در این سامان، بهبود شرایط زندگی و مصون ماندن حیات انسانی آنها از خطر است. تا صاحبان سرمایه و اندیشه، احساس امنیت جانی، مالی، اجتماعی، سیاسی و فکری نداشته باشند، ایلام گریزی همچنان تدام یافته و شاید روزی برای روئیت جمال صاحبان فکر و سرمایه این دیار، باید به انتظار فرا رسیدن عید نوروز نشست.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;حسن ختام این متن،بخشی از مثنوی بلند شاعر بلند آوازه ی ایلامی(عبدالجبار کاکایی)(2) است؛ بدان امید که صاحبان فکر و سرمایه ناچار نشوند مهاجرت را بر ماندن ترجیح داده و به تلخی از زادگاه خود یاد کنند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;من گل خودروی کوهستانی &amp;zwnj;ام&amp;zwnj;/ اهل ایل بی&amp;zwnj;سرو&amp;zwnj; سامانی &amp;zwnj;ام&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;خاک&amp;zwnj; ایل من علف می &amp;zwnj;پرورد / بـادهای&amp;zwnj; بـی &amp;zwnj;هدف&amp;zwnj; می &amp;zwnj;پرورد&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;بادهایی منتشر در چارسو/&amp;nbsp; با من اما قصه&amp;not; ی سنگ و سبو&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;باد، این باد کبود بی &amp;zwnj;هدف/&amp;zwnj; این سموم منتشر در هر طرف&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;حلقه&amp;zwnj; گرداگرد&amp;zwnj; من زد ایل وار/ من شدم قربانی اسماعیل&amp;zwnj; وار&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;پیـش&amp;zwnj; چـشمم دشـنه &amp;zwnj;های هولناک&amp;zwnj;/ مثل اسماعیل افتادم بـه خـاک&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;کـارد بر حلقم بمالیدند سخت&amp;zwnj; / من شدم قربانی خاک و درخت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;حلقم&amp;zwnj; از&amp;zwnj; آن&amp;zwnj; زخم خون آلود شد/ دیدم ابراهیمشان نمرود شد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;مطمئن باشید اسماعیلتان&amp;zwnj;/ بر نخواهد گـشت سـوی&amp;zwnj; ایلتان&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;پانویس:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;1-&amp;nbsp;گفتگوی محمدرضا مروارید، استاندار ایلام با روزنامه اعتماد با عنوان: ایلام، استانی بر مدار صفر درجه، شماره 3171، مورخ 13/11/1393، صفحه 14.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;2-&amp;nbsp;بخشی از مثنوی بلند قلاقیران، سروده استاد عبدالجبار کاکایی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;hr dir=&quot;rtl&quot; /&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>20/4/1394</pubDate></item><item><title>مهران مهربان قهرمان ایران فراموش نشود!!!</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=139447642</link><description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;در سالهای گذشته نگارنده مقالات زیادی را درباره اهمیت و عظمت سالروز آزادسازی مهران به رشته تحریر دراورده است.اما باید باور کنیم که هنوز حق مطلب در مورد مهران ادا نشده است.مهران که یادآور نماد و پایمردی رزمندگان اسلام و مردم ایلام است هیچگاه به درستی معرفی نشده و رشادتهای &amp;nbsp;این خطه خاطره انگیز آنچنان که باید و شاید در سطح ملی معرفی نشده است. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;واقعا معلوم نیست ایراد کار کجاست که چنین حماسه عظیمی در سطح ملی مورد توجه قرار نمی گیرد؛در حالی که بدون اغراق، حماسه کربلای یک کمتر از آزادسازی خرمشهر و آبادان و... نیست. اگرچه معمولا در سطح استان مراسماتی برگزار می شود ولی هیچ برنامه ملی در سطح کشوری نداریم. درسالیان گذشته نیز برخی برنامه هایی که در تهران برای ایلام به عنوان مهدپایداری برگزارمی شد بسیار سطح پایین بود و در برخی مواقع شان ایلام را پایین می آورد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;زمانی هم گفتند که ما میدان قبای تهران را به اسم مهران نامگذاری کردیم...اما این میدان را الان به هر اسمی می شناسند الا میدان مهران و چند روز پیش مردم این محله در جلسه ای به این موضوع اعتراض می کردند و عده ای دیگر می گفتند اسم مهران تصویب نشده و ما اگر اسمی بگذاریم اسم شهدای محله قبا را می گذاریم.آیا این در شان مهران و ایلام است؟. دلیلش چیزی غیر از بی تدبیری و عدم برنامه ریزی صحیح و همچنین ماست مالی کردن برای ارایه گزارش کار نیست!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;حرف در مورد مهران زیاد است اما این سطور نگاشته شد تا حواسمان باشد که ببینیم چه برنامه هایی برای دهم تیرماه (سالروز آزادسازی مهران) پیش بینی شده و تلنگری باشد که بدانیم یاد حماسه ها و رشادت ها را فقط با رفع تکلیف و برگزاری یک مراسم نمی .&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;توان زنده نگهداشت. حیف است که اسم ایلام فقط با حوادثی مانند آتش سوزی جنگل ها، زلزله و گرد و خاک در صدر رسانه ها قرار گیرد و نتوانیم با پشتوانه پایداری و پایمردی مردمان این دیار در صدر اخبار قرار بگیریم!!! &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;فکر بلند و خلاقیت و نواوری در ویژه برنامه های سالروز آزادسازی مهران و همچنین رسانه ملی مدنظرمان باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;نکته پایانی اینکه یاد روزهای خون و حماسه، تلنگری برای همه ما باشد که هدف و مرام شهیدان و ارزش های آن دوران را مرور کنیم و تکلیف محوری و ماموریت محوری را جزو اهداف خود قرار دهیم نه پست محوری را...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;ز&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>7/4/1394</pubDate></item><item><title>نقدی بر سریال گنجی خان</title><link>http://www.ilamtoday.com/blog/?go=13931219641</link><description>&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;در شبهای زمستان امسال شاهد پخش سریالی به زبان محلی از شبکه ایلام به نام گنجی خان بودیم،سریالی با هنرمندی هنرمندان خوش ذوق و با سلیقه ایلامی،هنرمندانی که در سالهای نه چندان دور از آنها برنامه های جالب&amp;nbsp; و جذابی دیده بودیم که باعث گردید بود که در سریال گنجی خان دوباره ایفای نقش کنند،هرچند که این سریال به زبان کردی ایلام پخش شد باعث گردید که طرفداران زیاد و ویژه ای داشته باشد که نشان می دهد که سریالهای که به زبان محلی نمایش داده شود با استقبال خوب مردم ایلام&amp;nbsp; مواجه خواهد شد که سریال گنجی خان این قاعده مستثنی نبود.حال به نقدی نه چندان هنرمندانه و حرفه ای بلکه عامیانه که بیشتر اززبان حال بینندگان این سریال ازبین دوستان و اقوام که در شب نشینی ها و دید بازدیدهای دور هم جمع می شدند و هر کس بر اساس عقیده ، نظر خود اعلام می داشتند دراین نوشته نقطه نظرات آنها به عنوان نقدی به رشته تحریردر می آورم امید است که دست اندرکاران این مجموعه در ارائه برنامه های بعدی بتوانند تا حدودی رهگشا و نقطه روشنی رو به آینده باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;خاصیت برنامه های که از رسانه ملی واستانی پخش میشود آموزندگی،آموزشی،فرهنگی و رسیدن به نقطه تعالی می باشد یعنی در راستای تعالی فرهنگی&amp;nbsp; کشور و آن مرکزاستان و خاصیت رسانه انتقال فرهنگ درست زندگی کردن و درست اندیشیدن است و یکی از راههای این انتقال اززبان طنز است که در اکثربرنامه های بازیگران این سریال(تائتر وسریال)در گذشته شاهد بوده ایم که در سریال گنجی خان نیزبه همین منوال بود.مهمترین سئوالی که در این سریال مورد بحث قرار می گیرد این است که آیا این سریال توانسته آن فرهنگ درست زندگی کردن ودرست اندیشیدن را غنی تر کند؟یا اینکه نه غنی &amp;nbsp;نشده بلکه رو به عقب حرکت کرده است؟با یک حساب سرانگشتی و عامیانه این برداشت را می توان کرد که این سریال چندان در بالا بردن فرهنگ اسلامی-ایرانی-ایلامی موفق نبوده است(هرچند که این نظر شخصی است)حال به چند نکته از آن موارد که باعث گردید این سریال نه چندان موفق باشد اشاره می کنم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;1-در این سریال شاهد بودیم که به کرات از واژه((ادب سس))استفاده گردد واژه ای که در ادبیات ایلامی تا حال نشنیده بودیم که در این سریال با این واژه غریب و بیگانه آشنا شدیم واژه ای که متاسفانه در جامعه ما هنوز در بین کودکان،نوجوانان و حتی بزرگسالان رواج پیدا کرده است واژه ای دورازفرهنگ غنی ایلامی که باز هم می گویم متاسفانه بعلت اینکه این واژه همه شب در سریال با نحو خنده آوری تکرار می شود همین عامل باعث گردید که در بین مردم واژه ای به اشتباه درست و با جذابیت رواج پیدا کند تا جای که بعضی ازخانواده ها از بکار بردن این واژه در بین فرزندان خود شاکی شده اند و باعث گردیده که حتی کوچکترها&amp;nbsp; ندانند در چه مکانی و زمانی و در مقابل چه کسی این کلمه ناآشنا را تکرار می کردنند همین واژه((ادب سس)) باید سالهای سال شاهد باشیم&amp;nbsp; که در بین بحث های&amp;nbsp; جامعه ما نقش منفی بازی کند و باید سالهای سال متوالی کارفرهنگی کرد تا این واژه را از بین صحبتهای کودکان و فرزندانمان پاک کنیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;2-در این سریال دو نفربه عنوان خانواده ای به نام شامار ایفای نقش کردند&amp;nbsp; نقشی با بار منفی فرهنگی(فضولی کردن،سرک کشیدن در زندگی مردم،دروغ گفتن،تمسخر کردن دیگران و...)که باز هم شاهد بودیم که دست اندرکاران&amp;nbsp; این سریال با این ترفند درصدد جذب بیننده بودند ولی واقعیت این است که با القای این حرکات&amp;nbsp; وصحبتها باز هم به فرهنگی غنی ایلام و خانواده ایلامی بی حرمتی شد بی حرمتی که در رسانه استانی شاهد بودیم حال اگر در یک شبکه دیگر یا کارگردان غیر بومی شاهد این ماجرا بودیم بازهم ساکت بودیم و هر شب پای آن می نشستیم و می خندیدیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;3-در این سریال شخصی به نام بهرام که نان آور خانواده بود که در مراحل اول زندگی چندان مرفه ای نداشت نکته اینجاست که حفاری غیر مجاز عتیقه و یافتن چراغ جادو و کشف گنجی خان وسکه های عتیقه طلا زندگی وی را از این رو به آن رو کرد نکته منفی این بخش بدست آوردن ثروت وپیمودن ره هزار شب در یک شب &amp;nbsp;آن هم با حفاری غیر مجاز و غارت&amp;nbsp; میراث فرهنگی تاریخی.کلاهبرداری ها،نیرنگها و حقه زدن ها به زن و بچه و همسایه ها ازنکات منفی این نقش بود که در چند قسمت این سریال تز منفی پدر به پسر نیز سرایت کرد.حال این سئوال مطرح می شود که دست اندکاران سریال گنجی خان در معرفی خانواده ایلامی با فرهنگ غنی که ایلامیان دارند کوتاهی نکردند؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;نمی توانستند خانواده که نماد مهر و عطوفت و مهربانی است را به نوعی دیگر و با دید مثبت معرفی کنند خانواده ای که می توان سرمشق و الگو برای خانواده ها باشد خانواده ای که در آن عشق به هم نوع و دوست داشتن وجود داشته باشد نه خانواده ای کلاهبردار و نزول گیر و نزول خور.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;4-هنرمندی خوب وعالی بازیگران این سریال (هرچند که نفرات تکراری بودند)و اجرای آن به زبان محلی باعث گردید که ایلامیان هر شب دور هم جمع شوند واین سریال را نگاه کنند وهرچند که سریالهای گذشته این بازیگران جذاب تر و قابل قبولتر ازنگاه مردم بوده علت آن هم داستانهای تکراری سریال گنجی خان به نوعی کپی برداری از سریالهای گذشته بوده با کمی تغییرات از جمله می توان به داستانهای رمال گیری،پارتی بازی،زیرمیزی،وجدان کاری و ...اشاره کرد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;اما نکته آخر اینجاست که باید به بازیگران و نویسندگان&amp;nbsp; و دست اندرکاران این سریال خسته نباشید گفت و بگوییم که می توانید ازاین بهتر باشید،ازاین بهتر می توان ایلام و ایلامی را معرفی کرد،ازاین بهتر در راستای فرهنگ ایلام و ارتقای آن قدم بردارید همناطور که در گذشته آن را ثابت کرده اید.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description><author>www.ilamToday.com</author><pubDate>19/12/1393</pubDate></item></channel></rss>